جلسه 001 - جایگاه سجده در سلوک انسانی
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
6
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - جایگاه سجده در سلوک انسانی

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی، تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی، شماره تماس 5 ـ 55972450، وبگاه اینترنتی WWW.Montazer.ir @

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

همانطور که می‌دانید خداوند تبارک و تعالی تمام مراحل خلقتش ریاضی است یعنی همه چیز در نزد خداوند مقدار دارد اندازه دارد هیچ یک از مراحل خلقت انسان یا مراحل خلقت الهی از الله به پایین تا به ماده می‌رسد خارج از تقدیر نیست همه چیز اندازه دارد.@خداوند همانطور که برای شئون جمادی ما قدر و اندازه قرار داده، شئون گیاهی و حیوانی و عقلانی و علمی ما، برای شئون انسانی ما هم قدر و اندازه قرار داده. عبادت خب مربوط به بخش انسانی‌ است و توضیحات مفصل دادیم که چرا ما به عبادت احتیاج داریم.@عبادت خوراک انسان و نردبان انسان هست در حرکت انسانی‌اش و انسان چون غایتش این هست که قدرت بگیرد شبیه خداوند بشود به مَثَل أعلی یعنی خانواده خودش، و اهل بیت نزدیک بشود از نظر شخصیتی و قرب هم یعنی همین، اینکه انسان شخصیتش شبیه شخصیت اهل بیت (علیهم السّلام) بشود به عبادت نیاز دارد.@شما هر انسان بزرگی را در زندگی‌تان ببینید نه بزرگهای جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلانی؛ بزرگهای انسانی که دیدن آنها انسان را یاد خداوند می‌اندازد هر انسانی را که ببینید خوراک و قدرتش از عبادت است. سجاده باشگاه اوست مسجد و محراب و زیارتگاه‌ها اعمال عبادی باشگاه او هستند و او روزبروز قوی می‌شود.@ما ضعفهایی که داریم در بخشهای پایینی‌مان، یعنی در بخشهای عقلانی ضعف انسان پیدا می‌کند یا در بخشهای حیوانی یا در بخشهای گیاهی و جمادی دچار اشتباهات فاحش می‌شود ابن به خاطر این هست که ضعف خوراک در بخش انسانی دارد.@هر چقدر بخش انسانی قوی‌تر می‌شود عصمت بیشتر به سراغ انسان می‌آید معصوم شدن، در امان بودن در بخشهای دیگر.@لذا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید: «فَضيلَةُ السادَةِ حُسنُ العِبادَةِ» اگر شما هر سادتی را می‌بیند سادة یعنی سادات جمع سادات، بزرگان دین و اولیاء الهی و انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین را می‌بینید اینها برتری‌شان به سایر انسانها به خاطر کیفیت عبادتشان بوده.@یعنی خلوتها، ذکرها، تمرکزهایی که داشتند و معرفتهایی که خرج این عبادتها کردند و عبادتهای عارفانه و با شناخت انجام دادند. بنابراین عبادت برای ما یک غذای حقیقی مثل هوا می‌ماند.@چطور ما در بخش جنسی و طبیعی یا گیاهی ما اگر هوا نداشته باشیم زنده نمی‌مانیم عبادت هوا و غذای بخش انسانی است. لذا خطاب در عبادت به مؤمن می‌شود یعنی کسی که حیات انسانی دارد.@ببینید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» سوره حج آیه 77. ای کسانی که ایمان آوردید؛ ایمان چه کسی می‌آورد؟ کسی که بتواند در چینش معشوقهایش سه معشوق را غلبه بدهد بر سایر معشوقهای زندگی‌اش.@حالا معشوقهای جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی انسان به طور طبیعی دارد اشکالی هم ندارد خدا هم با اینها کاری ندارد که انسان این معشوقها را داشته باشد؛ آن چیزی که خیلی مهم هست این هست که انسان باید معشوق انسانی‌اش در رأس سایر معشوقهایش باشد یعنی الله، اهل بیت و جهاد. این سه تا که در سوره توبه فرمود.@انسان به محض اینکه در چینش قلب و دلش الله، اهل بیت و جهاد در رأس همه معشوقهایش قرار می‌گیرد انسان می‌شود یعنی باطن انسانی پیدا می‌کند.@شما مثلاً می‌بینید یک کِرم پروانه می‌شود، چه موقع پروانه می‌شود؟ شما به کِرم که نمی‌توانید پروانه بگویید. این کِرم است این تا بیاید پروانه بشود یک مراحلی را باید طی کند بعد پروانه می‌شود و پر می‌زند.@انسان زمانی از کِرم بودن و حیوان بودن در می‌آید که سه تا معشوق در رأس همه معشوقهایش قرار بگیرد الله، اهل بیت و جهاد. به محض اینکه این اتفاق در قلب یک کسی افتاد انسان یکدفعه پروانه می‌شود و پر می‌زند و اوج می‌گیرد و انسانی می‌شود حیات انسانی و باطن انسانی پیدا می‌کند به محض اینکه این اتفاق افتاد.@وقتی انسان هست خداوند خطابش به مؤمن است مؤمن می‌شود و اسم مؤمن را روی او می‌گذارند رأس همه معشوقها از فسق انسان خارج می‌شود یعنی از حیوانیت و انحراف خارج می‌شود تازه انسان می‌شود.@حالا وقتی که انسان شد خداوند دارد به انسان خطاب می‌کند «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» آی انسانهای حقیقی ای مؤمنین «ارْكَعُوا» رکوع کنید «وَاسْجُدُوا» سجده کنید «وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ» پروردگارتان را عبادت کنید «وَافْعَلُوا الْخَيْرَ» عمل خیر و کارهای خوب و نیک انجام بدهید «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» شاید که رستگار شوید باشد که رستگار شوید.@چه کسی دارد این خطاب را انجام می‌دهد؟. اگر یک کسی حواسش باشد که الله دارد با او حرف می‌زند یعنی خالق کل شیء رب العالمین دارد این حرفها را می‌زند متوجه می‌شود که خیلی این خطاب خطاب تکان‌دهنده و مهمی هست.@شما تصور کنید در خانه نشستید یکدفعه جبرئیل به شما نازل بشود یا بر شما وحی نازل بشود یک صدا به گوش شما می‌رسد «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» چه حالی به شما دست می‌دهد؟@من دیدم عزیزانی که یک موقعی خواب می‌بینند در خواب مثلاً یک کسی به آنها یک ذکری داده یک چیزی گفته، بلند می‌شوند با چه هیجانی می‌آیند می‌گویند ما دیشب خواب دیدیم و در خواب به ما گفتند این ذکر را بگو.@این وحی دارد دائماً به ما نازل می‌شود اگر انسان حواسش باشد که مخاطب قرآن است و وحی دارد به او نازل می‌شود آن موقع است که قرآن جور دیگری در جان او اثر می‌گذارد قرآن واقعاً شراب می‌شود.@اینکه فرمودند قرآن شراب مؤمن است و باعث می‌شود انسان همه غمها و مشکلاتش را فراموش کند زمانی است که انسان خودش را لایق این آیات بداند خودش را لایق وحی و این کلمات بداند، این کلمات برای من نازل شده. الله تبارک و تعالی و معشوق من دارد به من می‌گوید رکوع کن و سجده به جا بیاور و پروردگار و رب خودت را عبادت کن.@پس اینها ارکانی هست که ما به آنها احتیاج داریم رکوع خیلی مسیر را برای ما هموار می‌کند. ما بدی فقط یاد بگیریم که از آن استفاده کنیم. قبلاً هم گفتیم رکوع مثل یک اتومبیل یا هواپیماست که فقط برای اینکه بخواهی از آن استفاده کنی باید بلد باشی ادایش را نباید در بیاوری.@اکثر آدمها وقتی عبادت می‌کنند مثل بچه‌ای هستند که مثلاً می‌روند پشت اتوبوس می‌نشینند یا یک ماشین خیلی شیک پر قدرت و پر سرعت دائم ادا در می‌آورد و فرمان را اینطرف و آنطرف می‌کند؛ حرکتی صورت نمی‌گیرد در حالی که این فوق‌العاده قدرتمند است اگر راهش بیاندازی شما را می‌برد.@انسان از بچگی باید در بیاید، دست از بچگی و کودکی و افکار کودکانه بردارد و روی سجاده سوار شود و روی رکوع سوار شود یا به سجده، بعد می‌بینید که انسان را می‌برد. رکوع بسیار قدرتمند هست و برای انسان قرب می‌آورد.@رکوع بسیاری از موانع انسان را از بین می‌برد؛ آتشها، گناهان، گذشته‌های بد، صدمه‌هایی که انسان خورده با رکوع برطرف می‌شود. چون بحث ما رکوع نیست حالا بماند الان می‌خواهیم راجع به سجود و سجده صحبت کنیم.@امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید که: «السُّجودُ مُنتَهَی العِبَادَه مِن بَنی آدَم» دقت کنید سجده آن اوج عبادت در بنی آدم است یعنی بهترین شکل عبادت که انسان می‌تواند با آن پرواز کن حالت سجده است. قیام خواصی دارد که حالا آن بحثش را یک جا در اردوها خواهیم گفت. قنوت خودش داستانی دارد، رکوع داستانی دارد سجده هم همینطور.@سجده اوجش هست هر کدام یک قدرتی دارند ولی قوی‌ترین وسیله برای حرکت در عبادت سجده هست که انسان همه وجودش را پای خدا می‌ریزد و در مقابل خداوند به سجده می‌افتد، همه طبیعتش را به خاک می‌کشد تا فطرتش قدرتمند اوج بگیرد و بالا بیاید.@این تعبیری که امام صادق دارد خیلی تعبیر جالبی است که شما در سجده سرت روی پای خداست؛ شما از این قشنگ‌تر حالت دارید که سرت را روی پای خدا بگذاری؟ اگر انسان موقع سجده این تصور را و حواسش باشد که سرش روی پای خداست ببینید سجده‌تان چقدر به شما مزه می‌‌دهد.@هر بار که نماز می‌خوانید ببینید چقدر مزه می‌دهد هر بار که شما سجده می‌روید و سرتان را روی پای خدا می‌گذارید اصلاً آدم دیگر دوست ندارد به راحتی بردارد و نماز یواش یواش نماز می‌شود و کیفیت پیدا می‌کند.@آن اوج عبادت حضرت می‌فرماید سجده هست که در آن تزلل و خواری بخش گیاهی و حیوانی ماست در مقابل بخش انسانی‌مان، حقیقت انسانی‌مان در مقابل خداوند تبارک و تعالی است. خیلی به انسان اوج می‌دهد.@یک روایت می‌خواهم بخوانم مجبورم آیه سجده‌دار بخوانم برای اولین بار، می‌خواهم برای شما آیه سجده‌دار بخوانم سجده واجب هم دارد حالا هم خانمها هم آقایان وقتی خواندیم باید به سجده بروید.@ذکر سجده چیست؟ «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ حَقّاً حَقّاً لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ إِيمَاناً وَ تَصْدِيقاً لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عُبُودِيَّةً وَ رِقّاً سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً» اگر هم بلد نبودید هر چه که گفتید سجده‌اش مهم هست. آیه 19 سوره علق می‌گوید که سجده کن و نزدیک شو. حالا من چون امام (علیه السّلام) به کار برده به کار می‌برم باید این را به کار ببرم.@روایت از وجود مقدس امام رضا (علیه السّلام) هست ایشان می‌فرماید که: «أقرَبُ مَا يَكُونَ الْعَبْدُ مِن رَبِّهِ عَزَّ وَجَل، وَ هُوَ سَاجد» نزدیک‌ترین حالت انسان به حق تعالی سجده است. یعنی آن جایی که تو می‌خواهی در آغوش خدا بروی و به خدا بچسبی و حرفهای خصوصی بزنی.@چون انسان وقتی که با کسی کار دارد و نیاز دارد یک موقع هست می‌خواهد تلفنی حرف بزند یک موقع ‌می‌خواهد از راه دور حرف بزند، یک موقع وقتی که نزدیکش هست می‌خواهد برود این دهانش را کنار گوش طرف بگذارد و با او نجوا بکند و حرف بزند و در آغوشش برود با او حرف بزن این خیلی مهم است.@آن کسی که کارشناس خلقت هست به ما می‌گوید نزدیکترین حالت تو به الله سجده است دارد ما را راهنمایی می‌کند، می‌خواهی نزدیک بشوی و خیلی جلو بروی سجده است دیگر از این بالاتر امکان ندارد.@بعد حضرت این آیه را می‌گوید «وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ» این به خاطر این قول خداست که خداوند چه فرمود؟ «وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ» سجده کن و نزدیک شو.@فرمایش بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست می‌فرماید که: «لا يُقَرِّبُ مِنَ اللّه ِ سبحانَهُ إلاّ كَثرَةُ السُّجودِ و الرُّكوعِ» نزدیک نمی‌کند ما را به حق تعالی مگر کثرت سجود و رکوع. یعنی هر چقدر سجده انسان بیشتر می‌شود قرب انسان، این قربی که دارد می‌گوید یک قرب الهی و انسانی و شباهتی است یعنی حقیقت تو شباهت بیشتر پیدا می‌کند به حق تعالی؛ چون قرب یعنی سنخیت و شباهت.@یک شاگرد چه موقع به استادش نزدیک می‌شود؟ شبیه‌تر بشود. هر چه شبیه استاد بشوی قرب بیشتر می‌شود. می‌گویند این دارد نزدیک می‌شود. الان مثلاً در دانشگاه می‌گویند که این فرض بفرمایید دانشجوی دکتراست و دارد به استاد نزدیک می‌شود، کارشناسی باشد ارشد می‌رود و دائم نزدیک می‌شود، دکترا گرفته بعد می‌گویند استادیار است، دائم می‌گویند تا به استاد تمام می‌رسد، استاد تمام که شد خیلی اوجش می‌شود.@پس به خدا ما چه موقع نزدیک می‌شویم؟ چطوری نزدیک می‌شویم؟ نزدیک شدن یعنی چی؟ چون حالت فیزیکی که ندارد یک موقع هست ما می‌خواهیم یک چسبندگی بین روح و خداوند ایجاد کنیم، یک موقع هست می‌خواهیم شباهت بیشتری پیدا کنیم.@سجده هر دو کار را انجام می‌دهد سجده هم قرب می‌آورد یعنی تو را واقعاً در بغل خداوند می‌اندازد و هم شباهت در تو ایجاد می‌کند. البته آن شرط معرفت یادمان نرود همیشه آن شرط معرفت باید باشد. یعنی مثل بچه‌ای نباشیم که پشت یک ماشین قدرتمند و خوب نشسته ولی بلد نیست رانندگی کند؛ باید بلد باشیم از سجده استفاده کنیم.@لذا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: «لا يُقَرِّبُ مِنَ اللّه ِ سبحانَهُ إلاّ كَثرَةُ السُّجودِ و الرُّكوعِ» نزدیک نمی‌کند انسان را به خدا مگر زیادی کثرت سجده و رکوع.@خب حالا این کثرت سجده را هم من توضیح می‌دهم چون فعلاً شروع بحثمان هست یعنی چه کثرت سجده به چه معنا هست. چون این حالت بهترین حالت هست در بین عبادات و نزدیکی انسان به خداوند، بعضیها ترجیح می‌دهند اگر بخواهند به خدا حرفی بزنند یا دعایی بکنند یا ذکری بگویند در سجده بگویند.@اینکه در شرائط عبادی و سیر و سلوک بعضی از اساتید به شاگردشان، بزرگان، اولیاء الهی دستور می‌دادند که مثلاً این ذکر را در سجده بگو برای اینکه تأثیرش موقعی که تو نشستی با زمانی که همین ذکر را در سجده بگویی خیلی متفاوت است؛ می‌گوید این را در سجده بگو.@سجده رفتن هم یک فضیلت و سعادت است یک کسی بتواند سجده را به جا بیاورد. آنهایی که توان سجده به جا آوردن دارند نعمت عظیمی نصیبشان شده.@لذا داریم که یکی از اصحاب امام صادق (علیه السّلام) به نام سعید بن یسار به حضرت می‌گوید که: «أدعُو و أنا راكِعٌ أو ساجِدٌ ؟» می‌شود من دعاهایم را در رکوع یا سجده بگویم؟ «قال: نَعَم» بله «اُدْعُ و أنتَ ساجِدٌ» دعا کن در حالی که در سجده هستی؛ یعنی حضرت هر دو را تائید می‌کند ولی توصیه‌اش به چیست؟ به سجده است در سجده دعا کن، دعاهایی که می‌خواهید بخوانید این کار را انجام بدهید.@«فإنَّ أقرَبَ ما يَكونُ العَبدُ إلى اللّه ِ و هُو ساجِدٌ» نزدیکترین حالت انسان به خداوند زمانی است که سجده می‌کند. دعا می‌کند در سجده هست.@بعد حضرت فرمود: «اُدْعُ اللّه َ عزّ و جلّ لِدُنياكَ و آخِرَتِكَ» خدا را بخوان هم برای دنیایت بخوان هم برای آخرتت. یعنی هر چیزی دنیایی خواستی قبل از اینکه به فکرت برسد که دستم را در جیبم می‌کنم یا به فلانی می‌گویم یا می‌توانم، برای همان هم دعا کن.@فراموش نکن که اگر خداوند اراده کند تو با توانی هم که داری نمی‌توانی ساده‌ترین کارهای دنیایی‌ات را هم انجام بدهی. یک پلک زدن، یک آب قورت دادن، یک نفس کشیدن، یک لمس کردن تا چیزهای دیگر. این داشتن ابزار گولت نزند.@شما ببینید پیامبری به عظمت موسی (سلام الله علیه) کم‌نظیر است، کلیم الله است شوخی نیست در بین انبیاء بیشترین آیات قرآن به این شخص اختصاص داده شده در مورد این شخص است.@شخصی که به قدری لطافت و ظرافت و تزلل داشته در درگاه خدا، به قدری بی من بوده که خدا او را برای کلام خودش انتخاب می‌کند، مستقیم با او حرف می‌زند کلیم الله بوده شوخی نیست اصلاً این کلمه از آدم دل می‌برد کلیم الله؛ یعنی یک کسی به جایی برسد که بتواند با خود خدا حرف بزند خدا با او مستقیم حرف بزند.@شما نگاه کنید احادیثی که در کلام خدا با موسی است احادیث قدسی که یا موسی چه خبر است. بیشترین فضای کتاب آسمانی ما از انبیاء اختصاص دارد به حضرت موسی (علیه السّلام). این آدم با این عظمت در مورد ساده‌ترین چیزهایش دعا می‌کرده.@«رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» آیه قرآن است. خدایا گرسنه‌اش هست؛ بعد از آن داستانی که دارد و خستگی و فراری که از دست فرعون و عملش می‌کند و خودش را می‌رساند به مدین و نزدیکی حضرت شعیب (علیه السّلام) می‌آید وقتی تنهاست، گرسنگی‌اش را چطوری ابراز می‌کند؟@چقدر ادب می‌گوید خدایا «رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» خدایا من نسبت به هر چه که به من نازل کنی و به من بدهی من نیازمندم. چه کسی می‌تواند به مقام کلیم الله برسد؟ یک کسی که همیشه فقرش یادش باشد.@به محض اینکه گفتی من باهوشم، می‌توانم، من پولدارم می‌توانم، من مدیرم می‌توانم، من درس خواندم می‌توانم، من خوشگلم همه کاری می‌توانم انجام بدهم، من صدا و قیافه‌ام اینطوری است من شهرت و قدرت و محبوبیت و توان دارم من بچه دارم زن دارم شوهر دارم، همین که گفتی دور می‌شوی و همین خطرناک می‌شود همین تکیه به نعمت و فراموش کردن صاحب نعمت. نه من خدا را دارم این موسی است.@این موسی همانی هست که وقتی که محاصره می‌شود و به آب می‌خورد و فرعون از پشت دارد می‌آید و جلویش هم آب است می‌گوید «إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ» من یک پروردگار دارم هدایتم می‌کند. چه کسی می‌تواند اینطوری در این موقعیت حرف بزند؟ خدا هم او را تربیت می‌کند می‌گوید موسی تو نمک غذایت و علف گوسفندت را هم از من بخواه.@امام صادق می‌فرماید برای دنیایت هم دعا کن برای ابتدائی‌ترین نیازهایت، خدایا من این نیازها را دارم من فقیرم به هر چه که تو به من نازل بکنی. دعا کن، دعا خیلی مهم است دعا انسان را می‌سازد چه برای دنیا باشد چه برای آخرت.@چرا نفس خواستن انسان را می‌سازد؟ چون فقر را می‌آورد حقیقت تو را به خودت نشان می‌دهد آن غنی مطلق در مقابل فقر مطلق است. چه کسی بیشتر ثروتمند می‌شود؟ هر ثروتی بخواهد فرق نمی‌کند، جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی فقر بیشتری ببر، ظرف بیشتری ببرد در ظرفت می‌ریزند. ولی وقتی پر هستی پر باشی چیزی به شما نمی‌دهند درخواستی نداری چیزی هم به شما نمی‌دهند.@«قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» این خیلی مهم است، به همه این را بگو که اگر دعای شما نباشد خدا هم توجهی به شما نمی‌کند. می‌خواهی توجه کند برو بگو من فقیرم و هیچی ندارم اینها را هم که تو به من دادی همه را خودت به من دادی من وجودم عاریتی است.@دعای عرفه یادتان نرفته «الهی مَنْ كَانَتْ حَقَائِقُهُ دَعَاوِيَ، فَكَيْفَ لا تَكُونُ دَعَاوِيهِ دَعَاوِيَ» من همه حقیقتم ادعاست هیچی برای خودم نیست، من ادعای وجود دارم من ادعای هستی و ذات داشتن و منیت دارم، هیچی که برای خودم نیست.@

مثل شیر روی پرچم هستیم. لحظه به لحظه هم که باد می‌خورد و این شیر تکان می‌خورد ما هر تکان خوردنمان باید یک کسی در ما بدمد، دائماً خدا دارد از این باد و نفخه‌ای که می‌کند به ما می‌دمد تا ما بتوانیم پلک بزنیم و دستمان را تکان بدهیم و یک کلمه به کار ببریم، زبانمان را لای این سی و چندتا دندان ببریم و بیاوریم و به جایی هم برنخورد، داریم نفس می‌کشیم، دائماً دارد در ما دمیده می‌شود که ما سرپا هستیم.@یک لحظه فوت خدا، دمش خدا، یک لحظه خدا فوتش را بردارد هیچی نیستیم ما همه دارایی‌هایمان ادعایی است همه‌اش فقر است، برای همین احمقانه‌ترین کار در دنیا خودپسندی و خودشیفتگی است خود را دیدن است این خیلی احمقانه است یک دروغ بزرگ است.@یک کسی هیچی ندارد ادعا کند که دارد هیچی برای خودش نیست ادعا کند برای خودم است این یک دروغ است. لذا در روایت داریم وحشتناک‌ترین حالت انسان یعنی تاریک‌ترین حالت انسان زمانی است که گول می‌خورد و سراب را آب می‌بیند.@ما وجودمان یک وجود ظلی و سایه‌ای و سرابی است دائم من من کردن و من دکتر و استاد و مهندس و باهوش و خوشگل و ... هستم این که دائم خودش را می‌بیند؛ از کجا آمده؟ چه کسی داده؟ اصلاً منِ تو کیست؟ منِ تو را چه کسی داده؟ لحظه به لحظه آن به آن این منِ تو را خدا دارد می‌دمد.@(ما همه شیریم اما شیران عَلم) علم یعنی پرچم (حمله‌مان از باد باشد دم به دم) شیری که دیدید حمله می‌کند و روی پرچم زدند (حمله‌مان پیدا و ناپیداست باد) ما حمله‌مان پیدا و مشخص است حمله می‌کنیم اما آن بادی که در ما دارد دمیده می‌شود ناپیداست.@من الان زنده‌ام، قدم برمی‌دارم، راه می‌روم؛ تو آن به آن داری وجود دریافت می‌کنی، لحظه به لحظه داری وجود دریافت می‌کنی تا بتوانی باشی و فکر بکنی.@دقیقاً مثل چی؟ مثالی که در اردوها زدیم اینجا هم گفتیم مثل چی؟ مثل رابطه وجود ذهنی ما با ذهن ما. شما مثلاً الان بگو مادرم، مادرت را تصور کن با ذهنت به او حیات می‌دهی، بعد بگو پدرم، مادر کجا رفت؟ رفت مادر را رها کردی، تا وقتی که به او عنایت داری او در ذهن تو حاضر است یک لحظه رهایش کنی تمام شد و هیچی دیگر نیست.@این الله است ما هیچی از خودمان نداریم. این است که رمز سجده برای ما می‌شود.@

واقعاً جان ما فدای آن چیزی که ناپیداست. دمشی که دارد در ما می‌شود. اگر ما این را فهمیدیم خیلی شاد و آرام می‌شویم. دیگر نه حسادتی نه منیتی هست فلانی به من اینطوری گفت، فلانی با من این کار را کرد، فلانی اینطوری شد، اگر ناراحت هم می‌شوی به خاطر اینکه اصل کار معصیت است ولی تو از خودت هیچی نداری.@همه حسادتها، بداخلاقی‌ها، بدبینی‌ها، بددهانی‌ها، غیبت کردن‌ها، کینه‌ها، دل چرکینی‌ها برای همین هست که ما این من را خیلی می‌بینیم، وقتی می‌بینیم اینقدر خار و بدبخت می‌شویم و دائماً ضربه می‌خوریم. یک کسی که منی در خودش سراغ ندارد به منی برنمی‌خورد.@علی (علیه السّلام) می‌فرماید در کوچه به من فحش می‌دهند می‌گویم با علی دیگری هستند. ببینید چقدر راحت رد می‌شود. به من نبود، با چه کسی بود؟ به من است؟ منی نیست. رد می‌شود.@بزرگواری و گذشت و حلم و سماحت و قدرت از اینجا می‌آید که انسان بتواند این منِ خیالی‌اش را کنار بیاندازد. این منِ خیالی انسان را از قرب و لذت دنیا و آخرت و از قرب اهل بیت و خداوند دور می‌کند و از هدف خلقتش باز می‌دارد چون دائم یک منی می‌بیند که به این من یک جسارت و توهینی شده و چیزی شده ذهنش دائماً 80 سال درگیر این هست که چرا فلان کس با من فلان کار را کرد، فلان حادثه اینطوری شد، بیخود.@بعد هم که می‌میرد گرفتاری و عذابش آنجا برای انسان مشکلات دارد توهمات اینطوری اذیت می‌کند وقتی انسان این را فهمید دعا خوب می‌تواند بکند. حالا حضرت می‌گوید دعا کن هم برای دنیایت و هم برای آخرتت همیشه دعا کن.@وقتمان تمام شد ان‌شاءالله در مورد سجده می‌خواهم ان‌شاءالله برای شما بیشتر توضیح بدهم چند جلسه امروز داریم خیلی هم فوق‌العاده بحثش مهم است که ان‌شاءالله جلسه بعد ساعت بعد در خدمت شما خواهیم بود.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@