جلسه 044 - جایگاه عمل در سلوک انسانی
شماره جلسه
44
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
12
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 044 - جایگاه عمل در سلوک انسانی

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره عمل رسید به کارهایی که باید از انجام آنها پرهیز کرد این بحثی که شروع شد جلسه گذشته یک روایتش را هم خواندیم قالبهای یک سلسله از اعمال را ذکر میکند که نه خود عملها را، قالبها را ذکر میکند.@ من خودم روی آن خیلی فکر کردم دیدم که من خودم چون به آن عمل نمیکنم بهتر هست که اصلاً از آن صرفنظر بکنیم برویم سراغ بعضی از آداب عمل از بحث آداب عمل هم من یک ادب را بیشتر خدمتتان عرض نمیکنم که از یک روایت قدسی هست(فی ما ناجَ الله تَعالی بِهِ موسی(ع) اِعمَل کَأَنَّکَ تَری ثَوابَ عَمَلِکَ لِکَی یَکونَ اَطمَعَ لَکَ فِی الآخِرَۀ اِلی مَحالَه فَإِنَّما بَغیَ مِنَ الدُنیا کَما وَلا مِنهُ).@ خداوند تبارک و تعالی در مناجاتی که با حضرت موسی(ع) دارد یک توصیهای به ایشان میکند توصیهها را خوب دقت کنید مثل حدیث معراج یا توصیههایی که خداوند به انبیاء میکند اینها خیلی مهم هستند چون اینها سوغاتی هستند که یک پیغمبر از عالیترین ارتباط و درجات خودش با خداوند تبارک و تعالی برای ما میاورد.@ کانه خود شما رفتید به آن سفر خصوصی نزد حق تعالی و خداوند یک سلسله دستوراتی را خصوصی به شما گفته که کلیدهایی را به شما داده که اگر انسان اینها را باور بکند و جدی بگیرد خیلی به قدرت به شادی به آرامش میرسد.@ میفرماید که چون این پیغمبر خیلی عزیز است برای خدا موسی هم هست کلیم خداست خیلی برای خدا عزیز است حالا در ربوبیتی که نسبت به موسی دارد دارد به موسی یک همچین چیزی را مربی است میخواهد به آن کسی که قرار است تحت ربوبیت خداست قرار است بزرگ بشود توصیه به او بکند.@ این چیزی است که قطعاً اگر ما به آن عمل بکنیم در ما قدرت زیادی را ایجاد میکند حتماً در ما یک انرژی زیادی قدرت زیاد توانایی فوقالعادهای را میتواند ایجاد بکند حالا بعد راجع به مانعش هم سخن خواهم گفت.@ میفرماید که چنان کار کن که گویی پاداش کار خودت را با چشمهایت داری میبینی یک طوری وقتی که کار میکنید برای آخرت برای خدا یا هر کاری که به هر حال آخرتساز هست یک طوری عمل بکن که انگار پاداش کار خودت را به چشم خودت میبینی تا اینکه به آخرت این باعث بشود که همیشه میل تو و طمع تو به آخرت بیشتر بشود.@ بعد برای اینکه این قدرت را شخص پیدا بکند یک جملهای خدا میگوید از یک حقیقتی خبر برمیدارد که کمتر به آن توجه میشود و آن این هست که(فَإِنَّما بَغیَ مِنَ الدُنیا کَما وَلاّ مِنها) آنچه که از دنیا باقی مانده مثل همان چیزی هست که گذشته، خیلی مهم است.@ اولاً کارهایی که ما میکنیم چقدرش تبدیل به آخرت میشود و چقدرش تلف میشود مثلاً وقتی به یک نفر میگویند ثواب ذهن آدم میگوید حالا تو در عمرت چقدر طاعت کردی چقدر ثواب کردی.@ یک ذهنی که خودش را نمیشناسد میرود سراغ این که حالا من ببینم امروز سهشنبه من نماز خواندم زیارت رفتم یا کار خیری کردم صدقهای دادم اینطوری نگاه میکند به عمر خودش و به کاری که میخواهد از معادل آن آخرت دریافت بکند.@ ولی یک کسی که خودش را خیلی خوب میشناسد یعنی ماهیت جنینی خودش را و ماهیت رحمی دنیا را خوب میشناسد هیچ وقت اینطوری با خودش رفتار نمیکند او اساساً تمام نفس کشیدن خودش را حرکات خودش را طوری تنظیم میکند که آخرتساز باشد.@ مثال بزنم یک موقع هست یک کسی مثلاً در خانه مرد میگوید من نوکرم زن میگوید من کلفتم مرد میگوید ما 30 سال نوکری شما را کردیم حمالی کردیم زن هم میگوید من 30 سال کلفتی کردم خدمت کردم یکبار آدم اینطوری به کار خودش نگاه میکند.@ یک بار نه میگوید من 30 سال عبادت کردم ازدواجم عبادت بوده کارم عبادت بوده آن زن هم میگوید من شوهرداریم عبادت بوده ازدواجم عبادت بوده بچهداریم عبادت بوده وقتی به او میگویند که مثلاً کار خیر این وقتی از صبح نگاه میکند میبیند تمام کارهایش کار خیر بوده هیچ کار شری نداشته.@ از صبح بلند شده صبحانه درست کرده مرد رفته نان گرفته همه اینها کار است جهاد است تلاش است بعد مرد رفته سر کار زن کار خانه کرد بچهداری کرده غذا پخته لباس شسته خانه جارو کرده که همه عبادت است دیگر نمازش با بقیه کارهایش هیچ فرقی نمیکند این زن دائماً در خانه در محراب هست مرد هم هر جا هست در محراب است.@ (اَلکادِ لِعَیالِکَ اَلمُجاهِدِ فی سَبیلِ الله) کسی که دارد برای خانوادهاش زحمت میکشد مانند مجاهد در راه خداست بنابراین وقتی به او میگویند ثواب کار خیر یک طلبه دارد درس میخواند خوب لحظه به لحظه که دارد درس میخواند ملائکه دارند برایش استغفار میکنند قدم برمیدارد سر کلاس میرود برای هر یک قدمش یک سال عبادت مینویسند.@ این لازم نیست برگردد در ذهنش ببیند که حالا کار خیر کجا کرده زیارتی رفته کار ثوابی کرده نه این اساساً همه تنفسهایش(قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) این همه کارهایش جهاد است پس یک زن میتواند توجه بکند که حواسش باشد قیمتش چقدر است.@ لازمهاش هم این هست که خودش را زن نبیند و مرد خودش را مرد نبیند ما باید حتماً این جنبه جنسیمان را از خودمان تفکیک بکنیم چون جنبه جنسی جنبه حیوانی ماست ضمن اینکه میپذیریمش اگر به اقتضای جنبه مردانگی و زنانگیمان کاری انجام میدهیم حواسمان باشد که داریم بخشی از وجودمان را در استخدام بخش فوق عقلانیمان به کار میگیریم.@ چون ببینید بخش حیوانی کجا بود؟ بخش حیوانی این وسط بود بخش جنسی ما بخش جمادی گیاهی حیوانی عقلی و فوق عقلانی ما، وقتی کسی خودش را یک مرد یا یک زن میبیند و همه چیز را با این ترجمه میکند در واقع یک حیوان مسلمان هست نه یک انسان مسلمان.@ خیلی فرق میکند ما یک حیوان مسلمان داریم تربیت میکنیم یک زن مسلمان یا یک مرد مسلمان یا اینکه نه یک انسان مسلمان با باطن انسانی او اگر کاری در بخش جنسی دارد انجام میدهد اگر به احترام فوق عقل خودش یعنی انسش با حق تعالی حرکتش به سمت آخرت انجام بدهد این کاملاً در تسلط خودش است.@ میگوید بله من یک انسان هستم یک جنبه زنانگی دارم حالا در جنبه زنانگیم باید یک وظائفی را انجام بدهم زن کسی هستم مادر کسی هستم خواهر کسی هستم یک سلسله وظائف جنبه جنسی من دارد که باید آن را رعایت بکنم او هم میگوید من یک مرد هستم من هم یک انسانی هستم که جنبه جنسیم مردانه است بعضیها هم میگویند که ما یک انسانی هستیم که جنبه جنسی نداریم اصلاً یا خنثی هستند آنها هم یک وظائفی دارند.@ پس وقتی شخص اینطوری به خودش نگاه میکند دیگر لازم نیست بگردد دنبال عمل خیر در سابقه خودش میبینی از صبح که از خواب بلند میشود صبحانه خوردنش خوابیدنش ورزش کردنش همه عبادت میشود دیگر خانه صرفاً محل خدمت نیست یا بیرون اجتماع محل خدمت نیست محل عبودیت است یعنی این دائماً عبادت و عبودیت هست این دائماً در عبودیت است.@ خوشا آنان که دائم در نمازند این دائم در عبودیت است خندهاش تفریحش مهمانی رفتنش زحماتی که میکشد اهتمامی که برای روزی دارد در روایت داریم یک درجاتی هست در آخرت انسان جز با اهتمام و تلاش برای روزی به آن نمیرسد.@ یک کسی که الان بدهکار است دارد تلاش میکند برود یک جا وام بگیرد مشکلش را حل بکند مشکل روزیش را حل بکند دارد یک خانهای میسازد برای آسایش زن و بچهاش میدود این طرف و آن طرف درگیر کار بنایی هست که پوست از او میکَند اهتمامی که دارد این درجات آخرتی دارد کسب میکند به شرط اینکه خودش را انسان ببیند.@ یعنی بداند که با اینها میخواهد چکار بکند با این خانه میخواهد چکار بکند با این تلاش میخواهد چکار بکند بعضیها شوهر میکنند که شوهر کرده باشند یعنی به عنوان یک زن آرزویش این هست که شوهر بکند بچهدار بشود مادر بشود و پدر بشود جنبه دینی و معنوی و انسانی برایش اولویت ندارد.@ بعضیها هستند چون مرد هستند میگویند بالاخره ما مرد هستیم میخواهیم ازدواج بکنیم زن بگیریم کار و شغل و ازدواج و پدر شدن و خانهدار شدن و سری در سرا داشتن و اینطور کمالات، به جنبه معنوی خودشان اصلاً اصالت نمیدهند به عنوان جنبه آخرتی و انسانی خودشان اصالتی نمیدهند این فقط دارد زحمت میکشد.@ ولی یک کسی هست نه اول خودش را انسان میبیند بعد همه خون دلهایی که در بخش حیوانی دارد میخورد تبدیلش میکند به نور تبدیلش میکند به قدرت تبدیلش میکند به انسانیت بلد است چکار بکند پس این همیشه خودش را در کار خیر دارد نگاه میکند همه کارهایش کار خیر است همه عبادتهایش عبادت است همیشه اینطوری هست.@ این نکته که خیلی مهم است که ما باید توجه بکنیم که زندگی دو نوع میشود حالا در این بخش عبودیت یک بخش دیگر هم هست که من لازم میدانم حتماً تذکر بدهم و آن این هست که در بین این عبادات یک چیزی هست که گُل سرسبد عبادتهاست یعنی مهم است خیلی مهم است.@ آن این هست که ما در سبک زندگی خودمان ارتباط با متخصص معصوم و پدر آسمانیمان امام زمان داشته باشیم ببینید صرف مسلمان زندگی کردن یا مؤمن زندگی کردن یک چیز است این که الان من ارتباط با ولی الله داشته باشم که(هل من ناصر ینصرنی) میگوید هر روز و در چادرش در قرارگاهش منتظر من هست که به او ملحق بشوم یک داستان دیگر است.@ بعضیها هستند مؤمنین خوبی هستند میافتند در خط اسلام و ایمان و عبادت عرفان، خدا خیرشان بدهد انشاء الله ولی یک موقع هست یک کسی نه ساختار و مختصات خلقتی خودش را میفهمد که او فقط و فقط در ارتباط با ولی الله و امامش هست که معنادار هست زندگیش.@ (مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف امامَ زَمانِهِ) این عرفان امام زمان به چه درد میخورد عرفان امام زمان همین است که ما داریم؟ قطعاً نه که بگوییم یک آقایی هست اسمش حجۀ ابن الحسن هست پسر نرجس خاتون و امام حسن عسگری(ع) هست و 255 متولد شده و غایب است این که دشمنان ما هم بلد هستند.@ نه عرفان امام زمان معرفت امام زمان یعنی یک کسی با امام زندگی بکند برای امام نفس بکشد همان که وقتی سیدالشهدا راجع به معرفت الله فرمود امام رضا فرمود(اَوَّلُ عِبادَتِ الله مَعرِفَتُه) آغاز بندگی خدا معرفت خداست من چه کسی را دارم عبادت میکنم حالا به امام حسین گفتند معرفت الله یعنی چی حضرت فرمود یعنی(مَعرِفَتُ الاِمام).@ این خیلی فرق دارد یک زندگی داریم که الان توده مردم دارند با آن زندگی میکنند توده طلبهها تربیت شده روحانیت و طلبهها در کشور در خارج از کشور دارند با آن زندگی میکنند این هست که زندگی ایمانی داشته باشند.@ ولی یک موقع هست نه ما زندگی مهدوی داریم این خیلی زمین تا آسمان فرق میکند زندگی مهدوی، یک زندگی مهدوی شخص را اساساً در تمام حرکتهایش از صبح تا شب در چادر امام زمان نگه میدارد یعنی این شخص ارتباط دارد کارهایش در واقع درس خواندنش ازدواجش تربیتش همه کارهایش در رفع موانع ظهور امام زمان مؤثر است واقعاً این آدم تأثیرگذار است.@ واقعاً دارد موانع ظهور حضرت را برطرف میکند دارد کمک میکند یعنی اگر از امام زمان بپرسند این آقا کمک شما هست یار خوبی هست فرزند خوبی هست حتماً تأیید میکند میگوید بله این آدم صبح تا شب به فکر من بود به یاد من بود برای من کار میکرد.@ چون مهمترین سؤال روز قیامت سؤال از امام زمان است(يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ) مهمترین سؤال قیامت است اگر آدم از این یک سؤال بتواند نجات پیدا بکند بقیه را خدا خیلی سخت نمیگرد ولی اگر از بقیه نجات پیدا بکند در این سؤال مانده باشد هیچ مشکلی از آن حل نمیشود گیر است.@ پس این یک نکته است که خواهش میکنم این را دقت بکنید عزیزان که ما یک موقعی با معنویتها و عرفانها و اخلاقها و نماز شب و جمکران و عرفان بازی و این آقا و آن آقا و این استاد و این مربی و این حرم و این جمکران و این مکه و مدینه سر خودمان را گرم نکنیم بیخود تبلیغی بکنیم.@ حالا سرمان گرم است کلاسی داریم و استادی شدیم و نویسنده شدیم دکتر شدیم و مهندس شدیم یک موقع در بیهوشی نرویم حواسمان باشد اول باید کجا باشیم یعنی اگر قرار است دکتر بشوی مهندس بشوی طلبه بشوی مجتهد بشوی هر چه بشوی آن که خیلی خیلی مهم است این هست که در قرارگاه و چادر حضرت باشی این خیلی مهم است.@ یعنی حتماً مؤثر است در نهضت ظهور حضرت و برطرفکننده موانع ظهور حضرت باشی و الا اینکه برای خودت یک دکانی بزنی به نام هر چیز میخواهد معنوی باشد میخواهد عقلی باشد هر چه که میخواهد باشد بالاخره تو بیرون چادر هستی این را خوب توجه بکنید خیلی این قضیه مهم است و مهمترین مسئله زندگی ما الان همین است.@ که یک کسی فکر بکند که من الان در چادر هستم یا نیستم کلمه در چادر بودن را خود حضرت فرمود معصوم فرمود در قرارگاه حضرت هستم یا نیستم یعنی اگر الان یک دفعه صحنه قیامت بشود من به عنوان کمککنندگان به حضرت مؤثرین در برطرف کردن موانع ظهور هستم یا نیستم این خیلی اهمیت دارد.@ و الا میشود یک زندگی که در آن عبادت هست معنویت هست درس دادن هست کارهای علمی که مربوط به بخش چهارم بود اصلاً بخش انسانی ما نیست علم بازیها و مقاله بازیها و سمیناربازیها نوشتنها و استادبازیها و دانشگاه بازیها و حوزه بازیها اینها هیچی.@ حالا اگر یک کسی به او میگویند عبادت یا عبودیت یک کسی که اینطوری هست این از صبح تا شب باشگاه هم که میرود عبادت است هر کاری دارد میکند عبادت است بنایی میکند عبادت است تلاش میکند برای حل مشکلات زن و بچهاش عبادت است در زندگی زناشویی مشکلاتی دارد عبادت است همه کارهایش عبادت است وقتی برمیگردد به عقب همه را عبادت دارد میبیند این آدم.@ پس وقتی خداوند به موسی علی نبینا علیه و آله السلام میفرماید که کارهایت را یک طوری انجام بده که انگار پاداشت را داری میبینی این خیلی مهم است حالا اگر انسان یک طوری کارهایش را انجام بدهد که حواسش به آخرتش باشد واقعاً یک زن یا یک مرد محال است که احساس خستگی در زندگیش بکند.@ یعنی این هر کاری میکند خدا رحمت بکند دختر مرحوم علامه مجلسی را، این کار نیست یک موقع میبینی کار میکند یک کار خاصی آدم انجام میدهد میگوید این کار را انجام میدهم در روایت داریم یک خانمی که دارد بچه را شیر میدهد برای هر باری که بچه سینه مادر را میمکد ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان حضرت اسماعیل به او میدهند.@ این واقعاً احساس خستگی ندارد چون پاداش کارش را همان موقع شیر دادن دارد میبیند موقعی که دارد جای بچه را دارد عوض میکند دارد میبیند موقعی که شب بیداری دارد دارد میبیند این مرد موقعی که دارد کار میکند موقعی که بچهاش را دارد استحمام میکند.@ موقعی که دستشویی میبرد بچه مریض است میبرد دکتر حرص و جوشهایی که برای مریضی بچهاش میخورد این دائماً خیر را دارد میبیند پاداشش را هم نقد دریافت میکند نسیه هم نیست اصلاً خوب دقت کنید اصلاً آخرت و پاداش نسیه نیست که بعداً به آدم بدهند آدم در جا دریافت میکند به صورت قدرت آرامش شادی و نشاط.@ یادمان نرفته که قرآن میگوید اگر میخواهید ببینید یک نفر مؤمن هست یا نه ببینید چقدر شاد است و آرامش دارد محال است عملی آخرتی باشد در دنیا تولید شادی و آرامش نکند یعنی اگر یک کاری کار بود یعنی دریا گفتیم عمل مقبول بحثمان در این چند ماهه عمل مقبول است گفتیم عمل مقبول یعنی چی؟@ قبول عمل یعنی چی؟ یعنی نفس خودمان قبولش بکند یعنی تأثیرگذار روی خود ما باشد عملی که هیچ تأثیری روی من نگذاشته نه من را شاد کرده نه به من آرامش داده این حتماً قبول نیست چون تأثیری روی من نگذاشته عمل خدا هیچ وقت نسیه نیست این یک توهم است.@ مگر میشود یک جنین در رحم مادر هر روز رشد نکند و اندامسازی نکند گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست این جنین در رحم مادر دائماً دارد پیشرفت خودش را میبیند از بیرون هم که ببینند سونوگرافی بکنند میبینند که این دارد یک چیزهایی میسازد دارد آماده میشود.@ نمیشود انسان بگوید من برای آخرت دارم رشد میکند بهشتی دارم میشوم بعد خودش این بهشتی بودن را نبیند خودش لذتش را آرامشش را رشدش را قدرتش را در خودش همین الان احساس نکند بنابراین وقتی یک کسی درست پیوند برقرار میکند یعنی درست در رحم استقرار پیدا میکند به قول قرآن(فی قرارٍ مَکین) قرار میگیرد و کارش را شروع میکند.@ در طلبگی درست جا افتاده در مهندسی و دکتری شوهرداری زنداری کار درست جا افتاده نیتش را درست کرده ارتباطش را با غیب تنظیم کرده این هر چه رشد بکند همان موقع میفهمد که رشد میکند یعنی واقعاً میفهمد که دارد رشد میکند چون سطح آرامشش سطح شادیش سطح محبتش هی دارد اسم دریافت میکند.@ این همه اسمهای خدا هزار هزار بیشتر از هزار اسم خدا دارد این اسمها باید حتماً یک آثار وجودی روی شخص بگذارد پس شخص دائماً دارد زندگی میکند هر کاری انجام میدهد مباحش را مستحبش را واجبش را دارد انجام میدهد پرهیز از محرماتش را دارد انجام میدهد پاداشش را میبیند.@ دختر مرحوم مجلسی عملی نکرده یک صبر کرده افتاد از پله پایش شکست دیدند دارد میخندد گفتند به چه میخندی گفت به ثوابش یعنی وقتی که انسان درست قرار میگیرد در مریضیهایش هم لذت میبرد در مصیبتهایی که دارد یک سرطانی دارد یک مصیبتی سرش آمده در زندگی کسی را از دست داده سرطانی گرفته مشکلی شده این دائماً در آن حالت هم دریافت را ادراک میکند.@ دندانش درد میکند سرش درد میکند پایش درد میکند بدهکار است صاحبخانه لحظهای که دارد به این غُر میزند نق میزند به این که قصدت عقب افتاده این ادراکش را میکند که دارد دریافت میکند چرا؟ چون رابطهاش را درست تنظیم کرده با همه چیز.@ حالا خداوند میفرماید که تو اینطوری عمل کن حالا ما چرا نمیتوانیم اینطوری باشیم؟ این بخاطر نقش قوه توهم است قوه توهم میاید ادراک صحیح را جلویش را میگیرد یعنی آن چیز را جلویش را میگیرد یعنی نمیگذارد آن چیزی را که هست ما ببینیم در دعای مناجات شعبانیه میگوید(اَرِنِ الاَشیاءَ کَما هی) من همه چیز را آنطوری که هست ببینم.@ چطور میشود ما همه چیز را آنطوری که هست نبینیم تأثیر قوه واهمه است مثال همیشگی ما مرده و مردهشور ما علممان عقلمان به ما میگوید که صددرصد مرده با ما کاری ندارد ولی قوه واهمه نمیگذارد این عقل ما حکم عقل را بپذیریم لذا اکثر آدمها از مرده میترسند از تاریکی میترسند.@ میخواهد عبادت بکند در تاریکی میترسد میخواهد تنها باشد در خلوت میترسد توهمزده است این آدم آدم ترسو آدم توهمزده است یعنی قوه واهمه قدرتش به عقل میچربد عقل میفهمد که مرده کاری ندارد اما نمیتواند در عمل از آن استفاده بکند.@ ما با اینکه این را میفهمیم لحظه به لحظه ما داریم به آخرت میشویم آخرت به ما نزدیکتر از هر چیزی هست اما واهمه میاید این را دور نشان میدهد دیگر من نمیتوانم ثواب را ببینم ما نمیتوانم همزمان کاری را انجام میدهم آنطوری که خدا میگوید پاداش را هم با او ببینم لذا هیچ وقت راضی نیستم نق و غر میزنم.@ مثلاً الان این خانم میفهمد که چادر سرش هست در گرمای تابستان میگوید من چادر سرم هست در این گرمای تابستان باید گرمایش را تحمل بکنم حجاب را رعایت بکنم آن بیحجاب و بدحجاب را هم میبیند که آزاد است.@ ولی چون تکلیف خودش را روشن نکرده یک موقعهایی وسوسه میگوید خوش به حال آنها خیلی از چادریهای ما را اگر الان ولشان بکنند جبری بالای سرشان نباشد بیحجاب میشوند این اگر الان برود کیش یک جور است برود شمال یک جور است برود خارج از کشور یک جور است خیلی از این چادریهای ما اگر بروند خارج از کشور بیحجاب میشوند.@ کمااینکه الان خیلیها هم بودند رفتند شدند کمااینکه خیلی از آقایان ما از این حزب اللهیهای ما که الان اینجا دارند خوب زندگی میکنند سالم زندگی میکنند پایشان برود آنجا آنجا بخواهند یک مدت زندگی بکنند اصلاً ایمانی زندگی نمیکنند دیگر یعنی حسرت کفر را دارد حسرت جهنم را دارد.@ نمیگوید خوش به حال خودم چرا من نمیتوانم از آن که خودم دارم کیف بکنم لذت ببرم طرف نماز میخواند خجالت میکشد در یک جمعی جایی میگوید اینجا که نمیشود رویش نمیشود میگوید من حالا بلند بشوم اینجا نماز بخوانم اینجا که اصلاً کلاسش به نماز خواندن نمیخورد.@ خداست خدا همه جا هست اول وقت باید نماز بخوانی در تلویزیون دیدم در یک تصویر دیدم خیلی قشنگ یک دختر و پسر عروس و دامادی بود که لباس عروس هم تنش بود این عروس خانم و آقا داماد اول شب خورده بودند به مغرب آمده بودند پایین در پیادهرو جا انداخته بودند عروس و داماد نماز اول وقت باور دارند.@ این را باور کردند ما حزب اللهیمان اینجا در قم خیلی حزب اللهی است ولی اگر برود تهران برود شمال برود کیش برود دبی خیلی از باورهایش را از دست میدهد حسرت آزادی بقیه را میخورد نمیگوید این آزادی جهنم است چه چیزی باعث میشود که آدم اینطوری بشود یک دفعه همه چیز را کنار بگذارد قوه واهمه.@ اگر به او بگویی خدا هست قیامت هست این کار گناه دارد اینها اشتباه دارند میکنند میگوید بله بعد میگویی چرا خودت مثل اینها هستی میگوید نمیدانم خودم حسرت اینها را میخورم میبینی شخص با اینکه متدین است مؤمن است سابقه دارد کار ولی حسرت معصیتکارها را میخورد.@ یکی از کارهایی که در عمل ما را میتواند به این توصیه خداوند نزدیک بکند شناخت کمالات جمادی خیالی وهمی حسی هست اینها را باید از کمالات عقلی و فوق عقلی انسان باز بشناسد اگر بتواند کمالات را خوب باز بشناسد در قیمتگذاری خیلی موفق هست.@ تمریناتش در انسانشناسی تهران انجام دادیم عزیزانی که میخواهند به آن مباحث انسانشناسی آنجا مراجعه بکنند یک چند جلسهای فقط تمرین عزیزانی که در کلاس بودند همه نوشتند آوردند تمرینات را که کلاً کمالات را دستهبندی کردند خودشان مثالهای زیادی از سطح زندگی خودشان جمع کردند.@ که من الان وقتی عاشق فلان چیز هستم این چیست این کمالات گیاهی است جمادی است حیوانی وهمی است خیالی است عقلی است یا فوق عقلی است اگر انسان اینها را تمرین بکند و خوب بشناسد بعد متوجه میشود که آدمها چقدر توهمزده هستند.@ در این توهمزدگی خیلی به انسان کمک میکند دیگر دلش نمیرود چون قیمت دستش هست دیگر دلش نمیرود مثل آدمی هست که هوشیار است میرود یک لباس بخرد یا یک اتومبیل بخرد یک اتومبیل خیلی خوشگل و قشنگ و همه چیز به او نشان میدهند میگویند اقا این چقدر است؟ میگوید این 50 میلیون تومان است بعد یک ماشین سادهتر به او نشان میدهند بعد میگویند این 70 میلیون تومان است.@ خوب یک آدمی که عاقل است متوجه میشود که این که 70 میلیون تومان است یک چیزهایی دارد که آن ماشین ندارد گول زیبایی آن را نمیخورد متوجه است که آن یک استحکامی دارد مثلاً ممکن است کیسه هوایی داشته باشد در مکانیک اتومبیلش استحکام دیگری دارد متوجه است گول نمیخورد.@ توهمزده کسی که کمالات وهمی را نمیشناسد خیلی وقتها زود گول میخورد واهمه هم همیشه قدرتش زیاد است یعنی میاید جلوی عقل را خیلی جاها میگیرد جلوی یقین را میگیرد البته فقط واهمه نیست واهمه محصولی هست از مجموعه رفتارهای خود آدم که واهمه مثلاً یکی از چیزهایی که روی واهمه اثر میگذارد و واهمه را غلبه میدهد بر تمام ایمان انسان لقمه است.@ قطعاً لقمه حرام روی واهمه اثر میگذارد فوقالعاده مهم است اگر کسی از اول تنظیم نکرده باشد لقمه خودش را باهوشترین زیرکترین آدمها هم که باشد در عمل آدم ضعیفی است محال است کسی که خمس نمیدهد یا لقمه حرام میخورد لقمه شبههناک دارد نمیشود طلبه باشد روحانی باشد استاد باشد هر چه که میخواهد باشد باشد در عمل آدم موفقی نیست.@ لقمه حرام نمیگذارد اصلاً معصیت نمیگذارد بیعاطفگی بیصفایی خدعه نفاق اینها نمیگذارد آدم هر چند هم شعورش قوی باشد آن شعور به داد این نمیرسد موقع عمل نمیتواند از آن استفاده بکند مثل کسی که الان نمیتواند به مرده دست بزند این آدم آدم ضعیفی است یک کسی که از مرده میترسد آدم ضعیفی است.@ یعنی واهمهاش جلوی عقلش را میگیرد از عقلش نمیتواند استفاده بکند یک کسی که از تاریکی میترسد آدم ضعیفی است دارد بیخود زجر میکشد حالا چرا اینقدر زجر میکشد چرا اینقدر ناتوان است که از تاریکی میترسد؟ به خاطر این هست که از درون قوای خودش را ضعیف کرده.@ و الا مسئله به همین شفافی است که خدا میگوید یعنی آدم وقتی دارد کاری را انجام میدهد همزمان دارد پاداشش را هم دریافت میکند وقتی پاداش را دارد دریافت میکند دارد از آن لذت میبرد میگوید خدا را شکر من دارم الان درس میخوانم طلبه هستم در مکتب امام زمانم مکتب امام صادق اینطوری هست.@ الان خیلی از طلبههایی که رغبت پیدا میکنند طلبگی را رها بکنند توهمزده میشوند چه حرف قشنگی زد آن استاد بزرگ(اَلتَعَرُبِ بَعدَ الهِجرَۀ) آن طلبهای که طلبگی را رها میکند این توهمزده میشود اول با یک باور و ایمانی میاید سراغ طلبگی درسهای خوب بخواند معارف بخواند بعد یک دفعه میرود دنبال یک کار دیگر این توهم زده است.@ توهمات غلبه کرده به شعور و معرفتش، یک کسی که دین دارد تشیع دارد امام زمان دارد حضرت معصومه دارد حالا طلبه هم نیست هر شغل دیگری دارد ولی آرزوی گناهکاران را دارد سبک زندگی آنها را دوست دارد از سبک زندگی خودش خوشش نمیاید بیزار است.@ ریش گذاشته ولی همیشه وسوسه است که خوش به حال آنها که ریش نگذاشتند حجاب دارد میگوید خوش به حال آنهایی که حجاب ندارند این توهمزده است معصوم را دارد چهارده معصوم را دارد قرآن را دارد باز آرزوی سبک زندگی دیگری را میکند این توهمزده است.@ ما الان کسانی هستند چقدر فرصت در عمرشان هست بروند قرآن یاد بگیرند معارف قرآن یاد بگیرند ترجیح میدهند بروند یک چیز دیگری یاد بگیرند فرمود(فَضلُ القُرآنِ عَلی سائِرِ الکَلام کَفَضلِ الله عَلی خَلقِه) برتری قرآن بر سایر علوم مثل برتری خدا بر مخلوقاتش است.@ این افتخار نمیکند از اینکه دارد قرآن میخواند و میفهمد افتخارش این هست که مثلاً دکترای فلان رشته را گرفته لذا وقتی هم میگیرد تا آخر عمر فکر میکند کار خوبی هم کرده یعنی مثلاً بهتر است کارش از یک کسی که خدا را میفهمد معرفت الله دارد از یک کسی که بالاترین کلام را میفهمد.@ در روایت داریم کسی که قرآن را دارد و آرزوی علم دیگری در دلش هست قرآن را کوچک کرده و آن علم را بزرگ کرده قرآن همه علوم هست اینکه خیلیها با اینکه در زندگی مذهبی هستند رغبت نمیکنند بروند عربی یاد بگیرند با اینکه زبان خداست.@ مثلاً به او بگویی انگلیسی ایتالیایی فرانسه حاضر است برود یاد بگیرد وقت میگذارد پول میگذارد انرژی میگذارد برود یاد بگیرد ولی وقتی به او میگویی دین زبان قرآن زبان آخرت زبان معشوقت هست واهمه نمیگذارد اینقدر رغبت دارد که برود کامپیوتر یاد بگیرد یا زبان یاد بگیرد رغبت ندارد برود دینش را بفهمد.@ اینقدر که رغبت دارد یک رمان بخواند یک فیلم نگاه بکند یک سریال ببیند رغبت نمیکند یک رساله بخواند برود کتاب اخلاقی بخواند برود با معارف اسلامی آشنا بشود حتی همین چیزهای معمولی آخرت و اینها بماند در همین دنیا ببینید توهم چکار میکند.@ ما الان سه چهارم ازدواجهایمان شکست میخورد در طلاق یک زن بیشتر آسیب میبیند یا یک مرد؟ زنها خود خانمها هم اعتراف دارند در طلاق، ولی چرا 90% درخواستهای طلاق مال خانمهاست با اینکه خانمها میدانند آسیب میبینند اصرار دارند که این اتفاق بیفتد این برای چیست؟@ برای اینکه ما صورت مسئله را پاک کردیم در بحث مهارتها گفتیم عزیزان یادشان نرود چه مجرد چه متأهل روی آن دو مباحث مهارتها کار کردند مهارتهای 2 و 1 را حتماً کار کنند که ما این همه آمار ننگآور در شیعه نداشته باشیم از طلاق در کشور خودمان خیلی بد است ما سرمان را نمیتوانیم در دنیا بلند بکنیم.@ میخواهیم برویم اسلام را تبلیغ بکنیم میگویند بیایید بروید کشور خودتان را جمع بکنید در کشور خودتان الان از چهار نفر که ازدواج میکنند سه تا مشکل پیدا میکنند چه حرفی دارید برای گفتن.@ یک امر توهمی توهمی یعنی زن میداند مرد میداند باید برود مهارتهای اقتصادی را یاد بگیرد اما چند نفر میروند مهارتهای اقتصادی را وقت بگذارند روی آن یاد بگیرند مهارتهای جنسی عاطفی کلامی را باید یاد بگیرند چند نفر میروند یاد میگیرند.@ مهارتهای معنوی را باید یاد بگیرند تربیت مذهبی را باید یاد بگیرند تقویت ژن را باید یاد بگیرند این بحثهایی که الان در برنامهها میدهیم پنج تا ژن است سلامت و زیبایی هوش عقل دین اخلاق ما هم به مجردها میدهیم هم به متأهلها قبل از ازدواجشان که این ژنها را تقویت بکنند چند نفر رغبت میکنند وقت بگذارند روی این برنامهها بیایند بروند ژنهایشان را تقویت بکنند.@ میگوید کار دارم درس دارم الان ارشد دارم امتحان حوزه دارم اگر به یک طلبه یا یک دانشجو بگویی آقا شش ماه درست را تعطیل کن بنشین سر تقویت ژن یک ذره شهوت علمت را بگذار کنار وقت بگذار بیا برو تربیت بچه را یاد بگیر.@ بیا برو یک کلاس هست مهارتهای جنسی مهارتهای عاطفی مهارتهای کلامی مهارتهای عصبانی نشدن مهارتهای کنترل فکر مهارتهای غضبناک نشدن مهارتهای شادی مهارتهای برطرف کردن تنبلیها بیحوصلگی وقت نمیگذارند به این راحتی یعنی توهم اینطوری است میگوید اصلاً نیاز نیست دارد میمیرد میگوید نیاز نیست.@ از همین نداشتن همین مهارتها زندگیش دارد متلاشی میشود زنش را شوهرش را بچهاش را دارد از دست میدهد باز حاضر نیست برود مهارتها را یاد بگیرد بارها شده طرف آمده میگوید من زندگیم دارد از هم میپاشد به او میگویم والله بالله تالله تو اگر این مهارتها را یاد بگیری نه احتیاج هست طلاق بگیری و نه احتیاج هست طلاق بدهی.@ اصلاً نیازی به این نیست 95% طلاقها همه توهمی است بعد میگوید من الان اعصابم خورد است قرص میخورم حالم خراب است استرس دارم دکتر میروم تپش قلب دارم میگویم والله بالله تو بیا این برنامهها را عمل بکن یاد بگیر مهارتهای کنترل فکر را یاد بگیر مهارتهای شادی و آرامش را وقت بگذار یاد بگیر.@ مهارتهای غصه نخوردن را یاد بگیر مهارتهای اینکه چطوری گذشتهات اذیتت نکند آینده دلشوره در تو ایجاد نکند اینها بحثهایی هست که همه آماده است میگوید در برنامه بیا این را وقت بگذار انجام بده اینطوری میکند میگوید استاد من الان حوصله این حرفها را ندارم.@ مثل یک کسی که مریضی سرطان باشد دکتر به او بگوید برو حالا بخواب شیمیدرمانی بکنی بگوید من حوصله درمان را ندارم الان یک حب بده من خوب بشوم احمقانه است اینطوری میکند یک ذکری ندارید به من بدهید من خوب بشوم بخدا ما در برنامهها ذکر هم میدهیم اما این ذکر اقتضا است کمکی است وقتی تو عمل نمیکنی ذکر به چه درد میخورد.@ (اَلداعی بِلا عَمَل کَالرامی بِلا وَتَر) دعاکنندهای که خودش نمیخواهد عمل بکند مثل تیراندازی است که کمانش زه ندارد میگوید برویم جمکران مشکل را حل بکنیم حالا تو هی برو جمکران مشکل حل شد؟ هی برو به امام زمان بگو حل نمیشود برو حضرت معصومه برو امام رضا برو پیش خود خدا حل نمیکند خدا.@ خدا میگوید تا تو نروی مسیر طبیعیش را طی نکنی من کمکت نمیکنم خدایا یک کاری بکن که این زندگی ما مشکلش حل بشود آقا زندگی مشکلش دست خودت است بیا برو یک ذره مشکلت را حل بکن روحت را زبانت را مهارتهایت را تقویت بکن مشکلت حل میشود.@ خیلیها میایند به من اینطوری میکنند میگویند یک بچهای داشتم این بچه خیلی بچه خوبی بوده رفته دانشگاه بینماز شده رفته دانشگاه بیحجاب شده بعد میگوید حالا یک دعا یک ذکری نمیشود به ما بدهید این بچه حالش خوب بشود یک عمر اشتباه فهمیده هنوز هم باز همین است.@ یکی از اولیاء خدا را حاج آقا سراغ ندارید یک کسی مثل آقای بهجتی یک ولی خدایی سراغ ندارید مثل مرحوم قاضی من ببرم این بچه را یک اجی مجی بکند این خوب بشود یک دفعه نمازخوان بشود چرا ما دعا داریم ذکر هم داریم برای تغییر قلوب بالاخره خدا مقلب القلوب است مبدل است میشود.@ ولی آقا کارش را تو زمینهاش را انجام دادی بارها گفتیم(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) ظاهر نماینده باطن است تو اگر میخواهی این نماز بخواند باحجاب باشد متدین باشد آرام باشد شاد باشد غصه نخورد یا خودت میخواهی اینطوری نباشی بتوانی به گذشتهات غلبه بکنی خاطرات گذشته دیگر اذیتت نکند شکستهایت اذیتت نکند.@ یک قدرتی در درون نیاز هست که به آن غلبه بکند از شر این حمله عقب نجات پیدا بکند پس باید خودت غذا بخوری توهم اینطوری جلوی آدم را میگیرد برای همین ما نمیتوانیم عملاً به این روایت عمل بکنیم که آقا من وقتی دارم کار انجام میدهم لذتش را به خدا در تخت بیمارستان طرف افتاده مست مست است آن که میفهمد.@ میگوید خدا را شکر این مثل این هست که در بهشت خوابیده یعنی اینقدر که از دردش لذت میبرد از نماز شبش لذت نمیبرد میگوید نماز شب ممکن است ریا باشد ممکن است منت سر خدا بگذارم ممکن است عُجب سراغم بیاید ولی دردم برایم ذخیره است مریضی میماند مریضی بچهام برایم میماند این در هر لحظه آرامش دارد.@ (وَ ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلا) چرا حضرت زینب میگوید(وَ ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلا)؟ چون فی المجلس آثارش را میگرفت مستقیم در جا آثار کاری که داشت میکرد و هدیههایی را که داشت به خدا میداد قربانیهایی که داشت میداد همانجا دریافت میکرد پاداشش را، دور نمیدید آخرت را، بگوید حالا کو تا آخرت کی مرده کی زنده.@ واهمه میاید میگوید حالا کو تا آخرت کو تا قیامت آقا(مَن ماتَ فَقَد قامَت قیامَتُه) قیامت آخرت برقرار نمیشود آن قیامت کبری قیامت هر کس از همان محاسباتش حساب کتابهایش از همان موقع وفات شروع میشود وفات هم که ما به آن خیلی نزدیک هستیم(اَقرَبُ الشُیءَ الاَجَل) هیچ فاصله زیادی نداریم تا اجل خیلی نزدیک است به زودی ما وارد برزخ میشویم.@ حالا برای اینکه ما قدرت پیدا بکنیم خداوند میگوید موسی توجه داشته باش هی گول نخوری آیندهای هست ما بعضی وقتها اینطوری میکنیم بگذار من مادر بشوم بگذار من پدر بشوم بگذار بچهام به دنیا بیاید بگذار من مادربزرگ بشوم بگذارر من پدربزرگ بشوم بگذار من اجتهادم را بگیرم بگذار من دکترام را بگیرم بگذار من ازدواج بکنم.@ همیشه این آینده وهمی را آینده مشکوک را برای ما خیلی جدی میکند آینده قطعی را هی عقب میبرد ما همیشه تصور میکنیم که قرار است در آینده یک اتفاقاتی بیفتد در آینده زندگیمان که آن آینده غیر از این زمانی هست که گذراندیم.@ یک خبر خاصی قرار است بشود من قرار است یک چیز خیلی ویژهای را بدست بیاورم این یک دفعه میبینی طرف پیر شده هنوز به آن آینده دارد توجه میکند ببینید چقدر قشنگ میگوید(فَإِنَّما بَغیَ مِنَ الدُنیا کَما وَلاّ مِنها) هر چه که باقی مانده مثل همان است که گذشته هیچ فرقی نمیکند این چند روز آینده دنیا همانطوری که گذشته میگذرد.@ یکی از اساتید ما میفرمود ببینید هر چه لذت هست شما بردید آن چیزهایی که میگویند لذت دنیاست بالاترینش را پایینترینش را خیلی از شما بردید همین است بعد قرار نیست اتفاق دیگری بیفتد لذا ایشان میفرمود تا فرصت هست فقط عاشق بشوید.@

آدم لا اله الا اللهاش را تقویت بکند ته قضیه فقط انس ما با امام زمان آن سربازی ما برای امام زمان در چادر حضرت بودن جهاد ما برای امام زمان عشق ما به حق تعالی انس ما با خانواده آسمانیمان میماند برای ما، محبت به آخرت به ابدیت اینها میماند.@ همین الان بریز در زندگیت اینقدر زندگی را قشنگ میکند اینقدر زندگی را برای ما آسان میکند اگر کسی هر لحظه اینطوری هست خودش را در آخرت ببیند اصلاً چیزی به اسم مشکلات ندارد در زندگیش هر چه که هست دارد پاداش میگیرد از آن.@ این اینقدر که از مشکلاتش دارد دریافت میکند به عبادتها و کارهای خیری که میکند امیدوار نیست زیرکترین آدمها کسانی هستند که دلشادتر هستند نسبت به مصائبشان تا عباداتشان، میگوید این لااقل یک چیزی برای من میشود میگوید در هر لحظه این آرامش دارد.@ اگر طلاق در زندگیش اتفاق بیفتد کشته بشود کسی بمیرد مریضی سرطانی بدهکاری ورشکستگی قهری دعوایی هر چه هست این میتواند از آن لذت ببرد گفتیم اسم مبدل انسان پیدا میکند همه آشغالهایی که در زندگیش اتفاق میافتد همه آلودگیهایی که دیگران در روحش میریزند چون اسم مبدل دارد این تبدیلش میکند به آرامش.@ مثل مهندس بازیافت که آشغالها را به پول و امکانات و ثروت تبدیل میکند پس این خیلی مهم است خیلی توصیه عجیبی است که خداوند تبارک و تعالی میکند خیلی دقیق است فوقالعاده کارگشا است این فرمولی که خدا دارد به موسی میدهد.@ میگوید موسی اگر میخواهی قدرتمند بشوی همیشه کارهایت را یک طوری انجام بده که پاداشش را فی المجلس مستقیم داری دریافت میکنی همین الان داری دریافت میکنی هر کاری هست همین الان دارند به من میدهند خوب این دیگر دارد مستقیم دریافت میکند ناراحتی دیگر ندارد.@ درس است کار است تدریس است کار علمی است کمک به دیگران است جهاد است هر چه هست فی المجلس شخص دارد دریافت میکند اساساً یک کاری که قرار است بعداً اتفاق بیفتد فقط یک امر توهمی است بله ما این کارها را انجام میدهیم بعداً قرار است پاداشش را به ما بدهند.@ عزیزم پاداشش همین الان به صورت اسم قدرت در اختیار تو هست آدم لحظهای که دارد بخشش میکند همان موقع دارد اسم جواد را دریافت میکند و توانایی بخشش را پیدا میکند همان لحظه دارد کریم میشود جواد میشود آن موقع که داری اشتباهات دیگران را میگذاری همان لحظه داری عفوو میشوی.@ آن لحظه که کینهها را از دلت بیرون میکنی آن لحظهای هست که تو داری اسم عفوو را دریافت میکنی و شباهت و تشبه به حق تعالی داری پیدا میکنی چه چیزی از این نقدتر ما مگر چیزی غیر از این هم میخواهیم ما داریم دریافت میکنیم این هست که تولید آرامش و شادی میکند در وجود انسان.@ پس این را خیلی خواهش میکنم دقت بکنید این چند تا نکته را که ما باید یک تمرین زیادی داشته باشیم روی توهمات، توهمات را اگر نتوانیم از دستش نجات پیدا بکنیم کارهای خیر و خوب و عالیمان هم میاید میخورد در جهنم خودش هضم میکند از بین میبرد زحمات ما را هدر میدهد توهمات.@ ما باید توهم را از واقعیت بشناسیم آدمهای توهمزده را از آدمهای حقیقی باز بشناسیم از خیال و خیالزدگی نجات پیدا بکنیم ببینید چقدر این یقین دارد میگوید پایم شکسته ولی میخندد درد دارد ولی از دردش لذت میبرد.@ میگوید خدا را شکر که درد نصیب من شده من الان که همه گناهانم میریزد پاداش هم که به من اضافه میشود یک تجارت میداند این مصیبت را غمزده نیست به خاطر مریضی و دردش آن هم زینب کبری(س) که(وَ ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلا) ما چرا اینطوری نیستیم ما چرا فقدانهایمان خوشحالمان نمیکند چرا اگر یک چیزی از دنیایمان حذف شد به آن نرسیدیم حسرت در دلمان میماند همینطوری غصه میخوریم اینقدر؟@ چرا وقتی دنیایمان دارد از ما گرفته میشود خدا دارد دنیا را میگیرد یک طوری میگیرد از ما یک جایی از دنیایمان دارد آسیب میبیند همینطوری سفت چسبیدیم به زور ما میکشیم این طرف خدا دارد میکشد و میخواهیم نگه بداریم عجیب است.@ آقا پیامبر ما را چطوری نگاه کرده که فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) یک کسی که گریه میکند به دنیایی که از دستش میرود این جهنمی است آقا رفت خدا را شکر رفت دست خدا دیگر چرا غصهاش را میخوری الان مریض شدی خیلی خوب نتوانستی درس بخوانی خیلی خوب خدا همه را به تو میدهد.@ مریض شدی هیچ کدام از عبادتها و کارهای خیری که میخواستی انجام بدهی اصلاً نمیتوانی انجام بدهی خدا میگوید من چند برابر آن موقع که سالم هستی به تو میدهم دیگر برای چه غصه میخوری ما چسبیدیم به خود صورت، صورت ما را گرفتار کرده.@ نه من حتماً باید خودم بروم سینه بزنم برای امام حسین در هیئت اصلاً تا نروم خودم سینه بزنم درست نمیشود امام حسین لنگ همین سینهزدن من است حالا مریض شدی نرو سینه بزن خدا میگوید نمیخواهم بروی سینه بزنی نمیخواهم نماز شب بخوانی نمیخواهم دائم الوضو باشی یک کاری میکند که بالاخره یک مشکلاتی برایت پیش میاید.@ خدا همین را برای ما میخواهد خوب است الحمد لله اینطوری میخواهی ما باشیم باشد ما اینطوری هستیم به صورت وابسته نباشیم این توهمزدگی ایجاد میکند نه حسرتهای الکی غصههای الکی اضطرابهای الکی و شادیهای بیخودی و الکی همه با توهم است.@ از خیالی جنگشان و صلحشان، همه چیز توهمی میشود ولی وقتی یک کسی میفهمد آدم است زن نیست مرد نیست و کارهایش را بر اساس جنسیتش انجام نمیدهد براساس بخش فوق عقلانی و انسانیش انجام میدهد در مدیریت بخش انسانیش همه کارها دارد انجام میشود این از همه کارهایش سود میبرد از آب کره میگیرد.@ دیروز یک آقایی را دیدم گفت که الان شما نفت را این همه پالایشگاه دارند میزنند میبرند میفرستند خارج این همه جان میکنند و استحصال میشود بنزینش میکنند میاورند داخل میفروشند لیتری 700 تومان، گفت نه من یک کارخانه آب معدنی دارم نه پالایشگاه میزنم نه این همه مهندس استخدام کردم من هم آب را لیتری 700 تومان میفروشم.@ اگر یک کسی کارهایش را بسپارد به بخش فوق عقلانیش از آب کرده میگیرد یعنی یک کاری یک بهشتی که دیگران باید خیلی جان بکنند به دست بیاورند این یک چشم به هم زدن به دست میاورد خیلی ساده به دست میاورد کارها را همین بفهمد با خودش باید چکار بکند.@ لذا بیشترین چیزی که ما باید سرمایهگذاری بکنیم خودشناسی است معرفت نفس است. ما غصههایمان بیشتر مال بخش توهمات است مال بخش حیوانیمان است شادیهایمان هم متأسفانه اینطوری است درود بر کسی که شادیهایش فوق عقلانی است لذتهایش فوق عقلانی است غصههایش هم فوق عقلانی است.@ اگر کسی لذتش فوق عقلانی شد وقتی میرود در حرم حضرت معصومه اصلاً انسان بال در میاورد وقتی میرویم زیارت این خانم ببین این خانم با تو چکار میکند اول میگوید با خدا حرف بزند یعنی شما با زیارت حضرت معصومه اول به زیارت خدا میرسی خیلی قیمتی است که شما بایستی جلوی الله 34 مرتبه الله اکبر سبحانه الله بعدش 33 الحمد لله.@ بعد انبیاء عظام را ملاقات بکنی بعد چهارده معصوم را زیارت بکنی زیارتی که واقعی است یعنی شما حضوری داری آنها را زیارت میکنی توهمی نیست که یک سلامی پرت بکنی معلوم نیست اصلاً اباعبدالله کجا هست همینطوری داری یک چیزی میپرانی نه بابا پیشت هست در آغوشش هستی بعد تازه میروی به زیارت خودش.@ آن هم با آن جملات فوقالعاده مستکننده که در متن زیارتنامه هست اصلاً آدم یک زیارت حضرت معصومه یک عمر میارزد ولی وقتی این قضیه فوق عقلانی نیست من با بخش انسانیم نمیروم من به عنوان یک زن در حرم میروم به عنوان یک مرد میروم آنجا میگویم حضرت معصومه قربانت بروم من الان مشکل مالی دارم بچهام ازدواج نکرده چک برگشتی دارم این را شفا بده اینطوری بکن.@ هیچ کار دیگری تو با حضرت معصومه نداری مثل یک کارگری که میخواهی بروی چیزی از او بگری بیایی هیچ اتفاقی برای آنطرف نمیافتد فقط میروی مراجعه میکنی یک چیزی میخواهی دریافت بکنی وقتی بخش فوق عقلانی فعال است لذتهای انسان فوق عقلانی است دیگر از توهمات نجات پیدا میکند.@ ما تا تمرین لذتهای فوق عقلانی نکنیم دردهایمان باید فوق عقلانی باشد و لذتهایمان هم باید فوق عقلانی باشد غصههایمان باید فوق عقلانی باشد انسانی باشد غصههایمان لذتهایمان هم باید اینطوری باشد اگر این را تمرین کردیم از آن جهنم نجات پیدا میکنیم.@ واقعاً مؤمن میرسد به شادی و آرامشی که پیغمبر میگوید که(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند به گریهاش بیندازد عصبانیش بکند غصهدارش بکند این آدم جهنم دارد در وجودش هنوز سوختنی در وجودش دارد.@ و کار ما در عبادت در کسب معرفت در جلسه رفتن در کلاس رفتن در عبادت کردن در همه کار این هست که به مرور زمان جهنممان را خاموش بکنیم یعنی برسیم به یک جایی که دنیا دستش به ما نرسد یعنی کمتر اذیت بشویم کمتر غصه بخوریم کمتر اضطراب داشته باشیم کمتر دلشوره داشته باشیم کمتر زودرنجی و حساسیت داشته باشیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@