جلسه 030 - جایگاه عمل در سلوک انسانی
شماره جلسه
30
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
8
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 030 - جایگاه عمل در سلوک انسانی

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید.@ بحثی که از این جلسه خدمتتان عرض میکنیم بحث فوقالعاده مهمی هست بحث قبول یا عدم قبول عمل. عمل خاصیتش چیست؟ قبلاً توضیح دادیم عمل یک حرکت، رفتار، یک کُنش هست از طرف انسان که حوزههای مختلفی دارد برای اینکه یک شاکلهای را در انسان ایجاد بکند وقتی که گفتیم لا اله الا الله یعنی الله اله ماست معبود ماست و مقصود ماست پس ما الان میفهمیم که میخواهیم به کجا برسیم.@ مثلاً شما میخواهید مشهد بروید میخواهید کربلا بروید مجموعه اعمالی که شما را در حرم امام حسین میرساند اعمالی هست که لازم هست شما انجام بدهید تا به آنجا برسید میخواهید صرف یاد بگیرید نحو یاد بگیرید تایپیست بشوید راننده بشوید مثلاً ورزشکار بشوید، عمل یعنی چی در این مسیر؟ میخواهید آشپز بشوید وقتی میگوییم عمل، عمل یعنی چی؟@ این را خوب دقت بکنید میخواهیم چینشهایمان را از اول ریاضی بکنیم الان یک کسی میخواهد آشپز بشود با هر عملی میتواند آشپز بشود؟ نه یک سلسله رفتارها قانون قاعده آیین وجود دارد که این رفتارها اگر انجام بشود شخص آشپز میشود راننده میشود تایپیست میشود مهندس میشود دکتر میشود.@ یک قوانین خاصی هست مجموعهای از بایدها و نبایدها هست که شخص را به آن هدف میرساند وقتی به آن هدف رسید شخص اصطلاحاً اسمی که میخواسته به او اطلاق بشود مثلاً مهندس برق مهندس مکانیک کشتیگیر تکواندوکار جودوکار تنیسور تایپیست اسم روی آن اطلاق میشود.@ یادتان هست گفتیم اسم محصول ذات به اضافه صفت است آشپز یک نفر میخواهد آشپز بشود آشپز بخواهد بشود اسم آشپز به او اطلاق بشود باید این صفت را کار بکند تمرین بکند روی غذاها مزهها طعمها مواد مختلف تا یواش یواش آشپز بشود ما قرار است چه بشویم این خیلی مهم است اگر این را حواسمان نباشد که ما قرار است چه بشویم وقتمان را خیلی تلف میکنیم عمر و جوانی و استعدادمان را خیلی تلف میکنیم.@ گفتیم که ما در مرحله اول و دوم و سوم یعنی حس و خیال و وهم حیوانیم در مرحله عقل فرشته هستیم در مرحله فوق عقل انسانیم غایت ما را حرکتهای فوق عقلانی تعیین میکند یعنی اینکه قرار است ما چه بشویم اله ما چیست؟ الله، کمال مطلق و بینهایت.@ یعنی ما دوست داریم شبیه او بشویم مَثَل او بشویم متخلق به اخلاق او بشویم توانمندیهای الله را میخواهیم جذب بکنیم انسان دوست دارد در بینهایت مثل خود خدا بشود گفتیم که نامهای که در بهشت برایش در بهشت میاید.@ متن را مشخص میکند(مِنَ الحَیِّ القَیُومِ الَّذی لا یَموت اِلَی الحَیِّ القَیُومِ الَّذی لا یَمُوت) یعنی این الی برای مؤمن است دیگر(مِنَ الحَیِّ القَیُومِ) یعنی(مِنَ الله اِلَی العَبد) کدام(مِنَ الله الَّذی الحَیِّ القَیُومِ الَّذی لا یَموت مِنَ العَبد) یا (عَبدِ الحَیِّ القَیومِ الَّذی لا یَموت) این بنده است.@ پس ما اول دقت بکنیم قرار است چه بشویم و ذات ما چه چیزی را دوست دارد بشود چه میخواهد بشود به کجا میخواهد برسد انسان میخواهد به جایی برسد که چیزی سر راه ارادهاش نباشد انسان اینقدر میخواهد قدرتمند و توانمند بشود که مثل الله بشود غایت را اول بخواهیم بشناسیم باید در مورد عمل متوجه بشویم که عمل یعنی چی؟ عمل یعنی مجموعهای از کنشها که ما را به آن شباهت میرساند.@ مثلاً یک کسی میخواهد شبیه یک ورزشکار بشود شبیه یک هنرپیشه بشود شبیه یک استاد بشود هر کس میخواهد یک مجموعهای از کنشها را انجام بدهد تا آن تبدیل صورت بگیرد تا آن شباهت و سنخیت صورت بگیرد.@ ما اگر قرار است آن بشویم و آن را هم میخواهیم شعارمان لا اله الا الله است دیگر اگر شعار ما لا اله الا الله است انسان میخواهد به ربوبیت برسد که قاعدهاش هم عبودیت است عبودیت یعنی مجموعهای از حرف گوش کردنها، اطاعتها، پذیرشها که(کُنهُهَ الرُبوبیَه) امام صادق(ع) فرمود(اَلعُبودیَۀُ جُوهَرَۀٌ وَ کُنهُهَ الرُبوبیَه) وقتی میگوییم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) یعنی چی؟ یعنی ما سبک تو را قبول داریم آن سبک را میپذیریم و انجام میدهیم.@ وقتی میگوییم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) مثل یکی کسی که میخواهد در باشگاه برود میخواهد مثلاً شبیه یکی از اساتید بزرگ در یکی از رشتهها بشود باید بگوید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) یعنی تو را فقط حرف تو را گوش میکنیم سبک تو را میپذیریم و این سبک را انجام میدهیم درست شد.@ نمیشود بگوید من میخواهم تکواندوکار بشوم کنفوکار بشوم میخواهم شبیه بروسلی بشوم بعد بروم رشته تکواندو کار بکنم درست است آن هم ورزش رزمی است اما با تکواندو کسی شبیه بروسلی نمیشود چون او رشتهاش کنفو بود این را خوب دقت بکنیم که داستان چیست.@ پس وقتی میگوییم عمل یعنی چی میگویم عمل صالح(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) یعنی عملی که صلاحیت دارد که ما را شبیه الله بکند عملی که صلاحیت دارد ما را یک انسان از آن در بیاورد حالا شما وقتی کسی آشپزی میکند مثلاً میخواهد کیک درست بکند یا میخواهد کوفته درست بکند رفته کلاس آشپزی کوفته درست کرده کوفتهاش وا رفته نمره قبولی میگیرد یا نمیگیرد؟ نمیگیرد کوفته باید سفت باشد وقتی سر سفره میگذاری.@ رفته امتحان بدهد بخش کباب میخواهد الان مجوز بگیرد برای کبابی به او میگویند امتحان میگیرند میگویند بیا کباب درست کن ترکیب را درست کن بزن ببینم این وقتی میزند روی سیخ سیخ میرود روی آتش وا میرود گوشتها در آتش میریزد نمیتواند کباب درست بکند عمل پذیرفته است یا پذیرفته نیست؟ نیست.@ پس این شخص مردود میشود رد میشود یعنی این عمل بدرد نمیخورد این عمل کیفیت ندارد صلاحیت ندارد کنش ندارد این را آشپز نمیکند با این رفتار این وقتی کوفتهاش وا برود و غذایش بسوزد کبابش آنطوری بشود و شل و ول بشود این اصلاً عملش مردود است مردود نه اینکه عمل انجام نداده عمل انجام داده زحمت هم کشیده ولی به درد نمیخورد نمره قبولی ندارد.@ مثل خیلیها که میروند رشتههای مختلف امتحان میدهند قبول نمیشوند پس وقتی میخواهیم راجع به عمل مقبول و نامقبول صحبت بکنیم که بحث فوقالعاده مهمی هست عمل مقبول یعنی چی؟ میگوییم خدا قبول بکند تقبل الله قبول باشد این را میگوییم قبول باشد تقبل الله یعنی چی؟ این یا از ما خداوند میپذیرد از ما یا نمیپذیرد.@ یا در بعضی از روایت داریم(لا یَنفَعُ عَمَلٌ) عملشان نفع ندارد یعنی عمل دارد میشود نفع یعنی چی؟ پس قبول و نفع و این پذیرشها یعنی چی؟ راجع به این باید صحبت بکنیم یک مقدار ببینید در هر رشته عمل قبول یعنی عملی که سنخیت میاورد در هر رشتهای هیچ فرق نمیکند.@ چه میخواهد مسائل حسی باشد یا میخواهد مسئله خیالی باشد یا میخواهد مسئله وهمی باشد یا میخواهد مسئله عقلی باشد یا میخواهد مسئله فوق عقلی هیچ فرقی نمیکند قواعدشان یکی است یعنی در هر مرحلهای که انسان میخواهد کمالی را درک بکند و به یک رشدی و یک اسم جدیدی برسد جذب اسم بکند باید عمل پذیرفته بشود.@ پذیرفته بشود یعنی چی؟ یعنی آن توانایی را در شخص ایجاد بکند بتواند آن کار را انجام بدهد میگویند قبول پس دقت بکنید عمل قبول یک عمل اعتباری نیست پس این امر حقیقی هست عمل قبول یعنی عملی که در شخص قابلیت ایجاد میکند باز دقت بکنید چه میگویم عمل قبول یعنی عملی که در شخص سنخیت شباهت و قابلیت ایجاد کرده توانایی اگر ایجاد کرد قبول است.@ یک کسی توانایی آشپزی دارد عملش قبول است توانایی رانندگی دارد عملش قبول است میگوید آقا این مدرک ندارد اصلاً مدرک که ندارد همه را فوت آب است میتواند این کار را انجام بدهم بلد است دیگر تواناییش را دارد حالا مدرک را هم نگرفته ولی بلد است بچگی نشسته پشت ماشین الان شده 20 سالش 18 سالش تصدیق هم ندارد ولی از هر حرفهای هم حرفهایتر است کار نیکو کردن از پر کردن است.@ پس چه عملی ما را شبیه الله میکند و هدر رفته نیست؟ عملی که بتواند در ما قدرت قابلیت و شباهت ایجاد بکند اسم دریافت بکنیم مثلاً تو بعد از گذر یک زمانی در یک سلسله از رفتارهایی که داری به اسم حلیم برسی خانمت اذیتت میکند شوهرت اذیتت میکند اعصابت را خورد میکنند در خانه بچهها اذیت میکنند با مادرشوهر درگیر هستی با پدرشوهر درگیر هستی.@ با پدر زن مادر زن درگیر هستی با باجناق یک طور درگیر هستی در حوزه با استاد یا شاگرد یک طور درگیر هستی در خیابان با یک کس دیگر درگیر هستی مجموعه اینها تمرینات حلمی است اینها را خدا میگذارد برای اینکه تو در مجموعه این ارتباطاتی که یک هفته داری در زندگی زناشویی یک ماه داری اسم حلیم بگیری.@ یا صحنههایی برایت پیش میاورد که کسی در حقت ظلم میکند گناهی میکند فحشایی منکراتی مؤمنی کسی دچار میشود بتوانی غفور باشی بتوانی عفوو باشی اسم دریافت بکنی اسم دریافت کردن در هر مرحله زحمتهای خاصی خودش را دارد هر اسمی یک زحمت دارد.@ شما میخواهی مهندس بشوی یک طور هر مهندسی هم بخواهی بشوی یک طور زحمت دارد دکترا در هر رشته زحمتهای خاص خودش را دارد رشتههای ورزش هر کدام همینطور رشتههای هنری زحمتهای خاص خودش و تمرکزهای خاص خودش را دارد هیچ فرقی نمیکند.@ گفتم در هر مرحله همینها هست پس قرار است ما اسم الله دریافت بکنیم یعنی شبیه الله بشویم متخلق به اخلاق الهی بشویم حالا که قرار است متخلق به اخلاق الهی بشویم روی هر خلق ما دوره و امتحان و ماجرای خاص خودش را داریم هیچ فرقی نمیکند پس خوب دقت بکنید ما داریم اینجا چه میگوییم که عمل مقبولیتش به ایجاد قابلیت به ایجاد توانمندی است باید خاصیت ایجاد بکند باید توانمندی ایجاد بکند صرف عمل انجام دادن کافی نیست.@ که حضرت میفرماید(وَ الله لَیَأتی عَلَی الرَجُلِ خَمسونَ سَنَۀً وَ لا یَقبَلُ الله مِنهُ صَلاۀً واحِدا) پنجاه سال شخص نماز میخواند یک رکعتش هم قبول نیست این رکعتش هم قبول نیست یعنی چی؟ (یا رُبَّ مُتَنَسِکاً وَ لا دینَ لَه) چه بسیار عبادتکنندهای که دین ندارد یعنی عبادتی است که اصلاً هیچ نوع تغییر و تحولی و قابلیتی در شخص ایجاد نمیکند.@ گفتند یا رسول الله فلان خانم خیلی زن خوبی است هر روز روزه میگیرد شبها هم هر شب عبادت میکند خب قابل تحسین است ولی گفتند یا رسول الله زبانش تند است با همسایهها خوب صحبت نمیکند فرمود(لا خَیرَ فیها هیَ مِن اهَلِ النّار) این جهنمی است هیچ فایدهای ندارد یعنی چی؟ یعنی اگر نماز خوانده و روزه گرفته باید خوشاخلاق میشد عصبی دیگر نمیشد.@ نمیشود یک نفر نماز بخواند پرخاشگر باشد و نمیشود یک نفر نماز بخواند زودرنج و حساس باشد اصلاً جور در نمیاید یک نفر نماز بخواند ولی زودرنج باشد نماز بخواند عصبی باشد نماز بخواند پرخاشگر باشد نماز بخواند بددهان باشد نماز بخواند حسود باشد نماز بخواند متکبر باشد.@ پس در واقع نماز نخوانده یعنی این نماز هیچ فایدهای نداشته هیچ نوع توانایی در او ایجاد نکرده چون خاصیت نماز چی بود؟ (تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ) نماز معراج است معراج یعنی چی؟ یعنی تو را شبیه میکند عروج یعنی همین عروج که خدا جایی نیست که ما بال بزنیم به خدا برسیم.@ اگر قرار باشد خدا بیشترین حضورش را داشته باشد ذات الله روی کره زمین است یعنی مرکزیترین جای عالم را ما در نظر بگیریم نسبت به خودمان کره زمین میشود عرش خدا همین جاست یعنی نزدیکترین خدا رابطه فیزیکی که ندارد که ما معراج داشته باشیم.@ معراج یعنی چی؟ یعنی صیرورت یعنی شما با صیرورت این عروج را پیدا میکنید جایی نیست خدا که یک کسی بخواهد برود مثلاً آن طرف آسمانها به او برسد این یعنی چی؟ عمل باید توانایی قدرت و دارایی ایجاد بکند بعضیها که اصلاً تا آخر عمرشان فقط دانایی جذب میکنند.@ یعنی فقط میافتند در شهوتهای علمی و عقلی هی با اصطلاحات و علما و دانشمندان و بزرگان عالم و کسانی دیگر ور میروند این را حفظ میکنند آن را حفظ میکنند این کار را میکنند آن کار را میکنند اسم این را یاد میگیرند تاریخچه زندگی آن را یاد میگیرند ادبیات یاد میگیرند آن را یاد میگیرند تاریخ یاد میگیرند مسائل اجتماعی یاد میگیرند این اصلاً برای شخص یک شغل میشود.@ یعنی شخص از اول باورش از دست میرود به اینکه قرار است من به یک قابلیتهایی برس فکر میکند که قابلیت یعنی ذهن قوی یک کسی که مثلاً چهل سالش بشود پنجاه سالش بشود بتواند علوم را جمع بکند و استحضار داشته باشد نسبت به علوم.@ یک کسی که سی سالش شد میگوید من قرآن را از حفظ میخوانم دیگر چی من نهجالبلاغه را هم از حفظ میخوانم دیگر چی من صحیفه را هم از حفظ میخوانم خب این را ضبط خانه ما هم انجام میدهد لازم نیست من در موبایلم میریزم میخواند برایم از حفظ یک حافظه است.@ بله در بخش حافظه آن که حافظهاش قوی شده و به یک کمال رسیده خوب است ولی اگر قرار است ما حافظهامان قوی بشود یعنی قرار است از درس خواندن چه چیزی قوی بشود قرار است ما الفیه را حفظ باشیم مثلاً قرآن را حفظ باشیم چکار باید بکنیم یک کمال است مثلاً برای ما یا نه؟@ پس وقتی میگوییم عمل، عمل قبول باز دقت کنید وقتی میگوییم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست عمل قبول یعنی چی؟ در نسبت دقت کنید رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست ما جنینی هستیم که در رحم دنیا قرار داریم تا یک روزی از رحم دنیا وفات پیدا میکنیم و به رحم جدید برزخیمان تولد پیدا میکنیم.@ حالا عمل مقبول یعنی چی؟ یعنی مجموعه عملهایی که به تولد سالم منجر بشود بتواند من را سالم وارد برزخ بکند پس عمل مقبول یادتان نرود عملی است که در خود شخص ایجاد میشود ملاک برای قبول یک عمل این نیست که اعتباراً خدا بپذیرد خدا قبول بکند برای اینکه خدا قبول بکند چه کسی باید اول قبول بکند؟ من باید قبول کنم.@ یعنی اگر من قبول کردم خدا هم قبول میکند درست شد اگر من قبول کردم خدا هم قبول میکند قبول کردم یعنی چی؟ یعنی تبدیل عضو بشود برای من در حرکت به سمت برزخ، اعضای برزخی برای من رویش پیدا بکند تواناییهای برزخی ایجاد بکند من میتوانم در آن شرائط سالم باشم.@ (لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً) پس در ما کمالات ایجاد بکند هر چیزی که میتواند جهنمساز باشد از من دور بکند عمل مقبول یعنی همین، این که من الان چهل سالم است هنوز عصبانی هستم هنوز بداخلاقم هنوز غیبت میکنم پنجاه سالم است هنوز گرفتاریهای خاص، رشد که نکردم هیچی یک عالم هم گرفتاری برای خودم ایجاد شده یک عالم نخوت و تکبر و حسادت جمع کردم این چی شد اصلاً.@ یعنی ما در رحم، باید جنینی که در رحم به تولد سالم، چون شش تا تولد بود در این شش تا تولد کدام تولدش به به درد ما میخورد سالم و سالم قوی این دو تا به درد ما میخورد بقیهاش که دردسرساز بود اگر قرار است یک تولدی سالم و سالم قوی باشد علامتش این هست که شخص روزبهروز در رحم مادر یعنی دنیا شبیهتر بشود و به تولد سالم نزدیکتر بشود.@ وقتی ما فهم درستی از ماهیت قبول داشته باشیم آن موقع وقتمان را خیلی جاها تلف نمیکنیم یعنی خیلی از مستیها غفلتها شهوتها نجات پیدا میکنیم بخصوص ما که اینجا هستیم در این شهر زندگی میکنیم غرق در مقدسات هستیم شیطان فقط برای ما حمله سمت راست را طراحی میکند.@ بیشترین چیزی که در شرائط اینطوری طراحی میشود برای ما حمله سمت راست شیطان هست که از طریق مقدسات و نقاط قوت یک شخص انجام میشود شیطان میتواند سر کار بگذارد شیطان میتواند ما را وادار بکند به قول علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید شیطان عدهای از انسانها را وادار به یک تعدادی از علوم میکند.@ یعنی مشغول علوم میشود که بنشین درس بخوان کار بکن کار علمی بکن مشغولشان میکند کارهای عمیق غامض مقدس حتی، خب این مشغول است ولی سازندگی ایجاد نمیشود یعنی داناییها افزوده میشود اما داراییها افزوده نمیشود به آرامش شخص نزدیک نمیشود به شادی نزدیک نمیشود.@ علامتها یادتان نرود من دارم تذکر میدهم باید این مکتب را عوضش بکنیم مکتب اخموی اسلامی که الان متأسفانه رویش سرمایهگذاری زیادی هم میشود باید عوض بشود علامت مؤمن شادی و آرامش است از کجا معلوم یک نفر رشد کرده باید روزبهروز به حجم شادی و آرامشهایش اضافه بشود.@ اگر تکبرهایش کنار رفت نخوتهایش کنار رفت زودرنجی و حساسیتهایش کنار رفت خودبرتربینیهایش کنار رفت رقابتهایش کنار رفت طلب علوش کنار رفت این معلوم است دارد رشد میکند آدم شاد میشود واقعاً هم شادتر میشود هم آرامش بیشتری پیدا میکند.@ ولی اگر اینطوری نیست پس اصلاً ما فقط دارد داناییهایمان اضافه میشود داناییهایی هم که اضافه بشود هر چقدر بیشتر بدتر است یعنی اساساً یادتان نرود اگر قرار است تبدیلی صورت نگیرد هر موفقیتی شکست است هر چه بیشتر بدتر، شما وقتی قرار است کمالات فوق عقلانیتان تقویت نشود رشد نکنید در هر چهار بخش هر چقدر موفقیت بدست بیاورید.@ گردن کلفتتر میشوند وزنتان بیشتر روی اینها میافتد اضافه وزن میگیرید فوق عقلتان ضعیفتر میشود در واقع اینطوری میشوید پس شما هر چقدر در هر جهت موفقتر بشوید باختتان بیشتر هست در هر جهت که موفقتر بشوید حسرت دیگران هم برانگیزید.@ خوش به حالش این چه آدمی است مثلاً چقدر دارد خوش به حال فلانی هر چقدر مورد حسرت دیگرانید حسرت تو هم برای آخرت زیادتر میشود هر چقدر بیشتر دیگران میگویند خوش به حالش بد به حالت هست در واقع پس این قاعده یادمان نرود.@ عمل مقبول یعنی عملی که خود هم بپذیرمش خود خدا میگوید حالا این را خودت پذیرفتی یا نپذیرفتی یعنی خودت هم قبول داری این را این قبول داری دو جور است یک موقع هست شفاهی است یک موقع هست تکوینی است شفاهی یعنی چی؟ شفاهی یعنی اینکه به شخص میگوید این است شکل و قیافهات این است ببین تو الان شکل خوکی شکل میمونی شکل سگی حالا تو خودت میپذیری که رشدت خوب بوده یا نه نشان میدهند.@ خدا یک عالم آیینه داده در قرآن میگوید شما هر وقت میخواهید ببینید باطنتان چه شکلی هست در این آیینهها نگاه کنید که در این چند سال توضیح دادیم مفصل اینها را اینها را نگاه کنید قیافهات میشود آنوقت حالا رفتی جلوی آیینه دیدی صورتت لکه دارد موهای سرت مثلاً یک طور دیگر است چشمت قرمز شده لپت باد کرده میتوانی بگویی خوشکل هستی یا نه؟ میگوید نه چرا اینطوری شده قیافهام مرتب نیستم.@ آیینه راست میگوید دیگر میگوید آقا این این شکلی است میگوید پس من باید بروم خودم را عوض بکنم در آیینه خوب نیستم یک موقع هست بحث این هست که خودت باید قضاوت بکنی(اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) خدا میگوید من در این آیینه تو را دارم نشان میدهم ببین شبیه سگی شبیه خوکی شبیه میمونی شبیه الاغی نگاه کن اینطوری هستی.@ آدم وقتی نگاه میکند خودش میفهمد قضاوتش این هست یک موقع هست داستان داستان تکوین است تکوین یعنی چی؟ یعنی شخص وقتی میاید بالا گفتیم سؤالات برزخ سؤالات تکوینی است میگویند سؤال میکنند سؤال را به همان معنای طلب بگیریم همانطور که وقتی جنین در رحم مادر متولد میشود سؤال میشود از او یا نه فرشتهها از او سؤال میکنند نکیر و منکر دارد یا ندارد اینجا؟ دارد.@ چون به جزایش میرسد بعداً در تولد، یکی از این شش تولد میاید محاکمه میشود و طبق یکی از این شش تولد با او رفتار میشود پس نکیر و منکرش کجاست؟ الان شما یادتان هست نکیر و منکر دیدید یا نه؟ نکیر و منکرتان کجا بوده شما چون وقتی وارد برزخ میشویم نکیر و منکر هست اما این سؤال سؤال تستی و تشریحی و شفاهی نیست سؤال کتبی نیست.@ سؤال یعنی طلب یعنی شرائط زیستی آخرت طلبی دارد از ما یک چیزهایی را میطلب این سؤال میشود اگر داشته باشی خوش به حالت نداشته باشی نه اینطور نیست که سر خودت را کلاه بگذاری جیبت را بگردی بگویی ببینم دارم یا نیاوردم با خودم جا گذاشتم فلان چیز را اینطوری نیست.@ آدم میفهمد که نیاورده خودش میفهمد مثلاً باطنش شکلش نشان میدهد که این با خودش نیاورده پس عملی خیلی خواهش میکنم دقت بکنید شما اگر این ادبیات را خوب یاد نگیرید سالها وقتمان در حوزه در دانشگاه در زندگی تلف میشود شوهرداریها هدر میرود زنداریها هدر میرود درس دادنها هدر میرود فعالیتهای اجتماعی و سیاسی هدر میرود.@ چون بناست تبدیل ایجاد بشود اگر قرار است تبدیلی ایجاد نشود یعنی دارایی ایجاد نشود حالا شما هر رشدی بکنید اصلاً خوب نیست رشدها آدم را غافل میکند باز نگاه کنید انگشتان من را سبک انگشتها را دقت کنید ببینید این چهارتا جهتش را نگاه کنید جهت فوق عقل را نگاه کنید.@ وقتی شما رشد فوق عقلی یعنی رشد طولی نداشته باشید به سمت اسماء الله سر خودتان را به رشدهای ارضی گرم میکنید و فکر میکنید که رشد کردید مثلاً میگویی الان دیپلم داشتم شدم لیسانس پایه یک حوزه بودم الان شدم پایه دو پایه دو بودم شدم پایه سه پایه سه شدم پایه چهار بعد این مدرک را دادند الان مثلاً دیپلم بودم شدم دکترا این سرکار بودن است.@ یعنی فکر میکنی توهم رشد داری مثلاً اول مستأجر بودیم موتور سیکلت داشتیم الان شده خانه یک ماشین گرفتیم پراید داشتیم شده پژو مستأجر بودیم الان یک خانه خریدیم اینها همه توهم رشد است چون رشدهای ارضی است اسم گرفتی یا نگرفتی؟ باید اسم میگرفتی شاد شدی یا نه؟ اگر روزبهروز شادتر نمیشوی و اگر روزبهروز آرامش بیشتری نداری اصلاً تو رشد طولی نداری.@ حالا این رشد ارضی سر ما را کلاه میگذارد شیطان خیلی زیبا عمل میکند یعنی میاید یک کاری میکند رشدهایی را برای ما توصیه میکند که توهمی است یا توهمی است یا تعقلی یا حسی است یا خیالی یکی از این چهارتا است نمیگذارد رشدهای فوق عقلانی شخص پیدا بکند با یکی از این رشدها سر کار نگه میدارد.@ میبینی تو الان ده ساله شدی مجتهد بارک الله شخص واقعاً باور میکند میگوید بله من الان ده ساله مجتهد شدم الان مدرس دانشگاه هستم مدرس حوزه هستم رشد پس کردم ولی دقت نمیکند که منظور از رشد چیست؟ کلمه رشد را در قرآن شما خیلی حتماً رویش دقت کنید قرآن به هیچ وجه به این چیزها رشد اطلاق نمیکند.@ رشد یعنی تخلق یعنی شباهت یعنی رشد عمودی پرواز عمودی پس وقتی داریم راجع به عمل سخن میگوییم عمل چه کسی قبول است چه عملی قبول است؟ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) یعنی عمل صلاحیتدار، عملی که تولید دانایی فقط نمیکند بلکه تولید دارایی و قدرت میکند میتواند ما را قدرتمند بکند این را بحث عمل میگویند.@ حالا الان یک بحث گستردهای داریم اینجا که میخواهیم راجع به این صحبت بکنیم که چه عملی قبول میشود و چه عملی قبول نمیشود یا چه کسانی قبول هستند و چه کسانی قبول نیستند اینها شاخصهای خوبی هست که ما در آیات و روایات ببینیم وقتمان را بیخود تلف نکنیم.@ یعنی هی با رشدهای ارضی سروکارمان نگذارد کمالات پایینی وقتی داریم رشد میکنیم هی فکر نکنیم واقعاً ما رشد کردیم واقعاً ما خوب شد این کار را کردیم یعنی الان خیلی خوش به حالمان هست نه اگر خوش به حالتان بشود باید خوش به حالتان بشود یعنی واقعاً حالتان باید حال خوشی باشد(اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نِشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است.@ نمیشود که ما روزبهروز شبیه بشویم بعد در خودمان درگیر باشیم یا با دیگران یا با خودمان این اصلاً امکانپذیر نیست امکان ندارد یک کسی رشد بکند عصبانیتش کم نشود حرص و جوشش کم نشود حسادتش کم نشود ترسهایش کم نشود اضطرابهایش کم نشود دلهرههایش کم نشود دلشورهها و نگرانیهایش کم نشود.@ وقتی میگوید آرامش یعنی باید تولید بکند(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) من نماز میخوانم و آرامش پیدا نمیکنم اینقدر رفتم حرم اینقدر دعا میکنم برای من نامه مینویسند میگویند ما خیلی دعا میکنیم خیلی حرم میرویم خیلی قرآن میخوانیم ولی مثلاً عصبی هستیم حسود هستیم کینهای هستیم پس اینها به کجا رسیده آرامش که میگوییم یعنی چی؟.@ یعنی چیزی نمیتواند کینه که هست یعنی آرامش نداری وقتی حسادت داری یعنی آرامش نداری وقتی زودرنج و عصبانی هستی یعنی آرامش نداری وقتی میافتی در مقایسه یعنی آرامش نداری وقتی چشم و همچشمی داری یعنی آرامش نداری وقتی عصبی هستی یعنی آرامش نداری وقتی بدبین هستی یعنی آرامش نداری یعنی هیچکدام آرامش نمیآورد وقتی خودبین هستی آرامش نمیتوانی داشته باشی.@ کسی که خودبرتربین و خودبین هست نمیتواند یک کسی که میخواهد روی دست بقیه بلند بشود چطور میتواند آرامش داشته باشد و حتی زمانی هم که روی دست بقیه بلند شده آرامش ندارد چون میخواهد این برتری را حفظ بکند دیگر برایش آرامش نمیاید.@ پس این بحث عمل فوقالعاده مهم است که ما باید بفهمیم که بیخود سر کار نباشیم یعنی از عملها چیزی را انتخاب بکند که منجر به دارایی بشود منجر به تولید قدرت شادی و آرامش بشود و الا اینکه حالا همینطور همه دارند میدوند در این حوزههای علمیه در این دانشگاهها همه دارند میدوند.@ این رشته آن رشته این دانشگاه آن دانشگاه یک ذره زبان بخوانیم یک ذره کامپیوتر بخوانیم این رشته را بخوانیم بعدازظهر اینجا برویم صبح برویم اینجا این را بخوانیم این کار را بکنیم یکسره الان ببینید همه مردم عجله دارند طلبه عجله دارد آخوندش عجله دارد دکترش عجله دارد مهندسش عجله دارد.@ همه عجله دارند دارند میدوند به یک جایی برسند بعد ناآرامتر میشود اوضاع یعنی وضعیت اجتماع ما روزبهروز دارد از آرامش و شادی فاصله میگیرد.@ شما نگاه کنید مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی پارسال رفتند خراسان شمالی بعد از سی و خوردهای سال ردیف کرده ناهنجاریهای کشور را بیست موردش را شمرده میگوید این مال این است که ما سبک زندگی اسلامی نداریم یعنی ما روزبهروز فاصلهمان بیشتر شده است الان حجم طلاقهایمان دارد افزایش پیدا میکند کمتر که نشده.@ سرطانهایمان دارد زیاد میشود بیماریهای روحی و روانیمان دارد زیاد میشود مراجعه به روانپزشکمان دارد زیاد میشود مراجعه به روانشناسمان زیاد میشود مصرف مواد ضد افسردگیمان دارد زیاد میشود و هر چیز دیگر دعواهایمان دارد زیادتر میشود.@ پس ببینید همه دارند از نظر مادر رشد ارضی میکنند قبلاً افراد کمتر ماشین داشتند الان بیشتر افراد ماشین دارند تندتند ماشین میخرند تلفن همراه خیلی به ندرت افراد داشتند آن هم یادم هست آمده بود 1 میلیون 500 هزار تومان 2 میلیون تومان خط بود کسی میخواست بخرد الان با 5000 تومان دو تا خط میخری یکی هم جایزه به تو میدهند.@ ولی آرامشها بیشتر نشده شباهتها بیشتر نشده تعداد زیادی از مردم دارند خانهدار میشوند مدرک تحصیلیها خیلی دارد بالا میرود دکتر مهندسهایمان دارد بیشتر میشود سطح 1 و 2 3 و 4 دارد بیشتر میشود اما شادی و آرامش چی؟ طلاقهایمان کمتر شده؟ دعواهایمان کمتر شده؟ حساسیت و زودرنجیهایمان کمتر شده؟ میبینید هیچ اتفاقی نیفتاده.@ حالا برویم سراغ بعضی از چیزهایی که عملها را قبول میکند قاعده را برایتان بگویم از نبی اکرم(ص) (فی وَصیَتِهِ لِاَبی ذر) در وصیتی که به ابوذر کرده چه فرمودند فرمودند(یا اَبا ذَر کُن بِالعَمَلِ بِالتَقوی اَشَدَ اِهتماماً مِنکَ بِالعَمَل) عملی که میخواهی انجام بدهی.@ تقوا یعنی چی؟ این ماده وقایقی یعنی چی؟ تقوا خود نگهداری، خودنگهداری یعنی چی؟ الان مثلاً من میخواهم میله را از داخل یک دیدید این بازیهایی را که یک دانه میله برقی هست به شما میگویند که یک دانه حلقه را بگیرید رد کنید اسمش اعصابسنج است این را تکان بده که یک طوری ببر که این به این نخورد تقوا یعنی این، یک طوری نگه بدار این را که این به این خطر ایجاد نکند میسوزی اینطوری.@ تقوا مثل یک چیزی هست در میدان فوتبال گذاشتند که اگر از اینجا بروی آنجا اوت اوت یعنی زدی بیرون، خودت را نگهدار در این مجموع کشتی یک دایره دارد تشکش از این دایره نباید خارج بشوی.@ تقوا یعنی یک چیزی که به تو صدمه میزند محدودیت در تو ایجاد میکند هر چیزی که در تو محدودیت ایجاد میکند و نگذارد که تو به بینهایت نزدیک بشوی بیتقوایی میشود و تقوا را که ترس معنا کردند یا خودنگهداری ترس از چه چیزی باید انسان داشته باشد؟@ از اینکه میگوید الان من میترسم دارم کوکو درست میکنم کوکویم خراب نشود میترسم یعنی چی؟ نه این کوکو خوب بار نیاید عمل کیفیت نداشته باشد کوفته نگیرد میگوید الان من دارم فسنجان درست میکنم برای چهل نفر میخواهم برنج درست کنم میترسم این برنج شفته بشود.@ ترس یعنی چی؟ تقوا یعنی من یک چیزی را مواظبت بکنم که کیفیت انجام بشود شما تقوای در رانندگی یعنی چی؟ یعنی رعایت قوانین رانندگی که خوب بتوانی رانندگی بکنی بروی جریمه هم نشوی و مشکلی هم پیش نیاید خطری هم درست نشود.@ پس تقوا را دقت بکنید بحثش را مفصل در آن بحث گفتیم در شرح زیارت عاشورا مفصل این را توضیح دادیم تقوا یعنی نگه داشتن خود از اشتباه نگه داشتن خود از خطا نگه داشتن خودت از عملی که بیکیفیت بشود از بیکیفیت شدن عمل را تقوا میگویند و الا خدا که ترس ندارد ما بخواهیم از او بترسیم بگوییم از خدا بترسیم.@ تقوا یعنی ترس از اینکه به خدا نرسیم تقوا یعنی من به مقصودم نرسم تقوا یعنی ترس از اینکه بین من و الله فاصله بیفتد تقوا یعنی ترس از اینکه شباهتی سنخیتی ایجاد نشود پس عمل با تقوا یعنی چی؟ این کلمه تقوا که یکسره میشنویم.@ (کُن بِالعَمَلِ بِالتَقوی اَشَدَّ اِهتِماماً مِنکَ بِالعَمَل) میگوید اهتمامت شدیدتر باشد به اینکه عملت را با تقوا انجام بدهی تا اینکه فقط صرفاً(بالعمل) فقط عمل را انجام بدهی یعنی مهم نباشد که عمل انجام بشود مهم این هست که عمل با تقوا انجام بشود.@ حالا شب قدر یک مفاتیح چهار کیلویی دستت بگیری بلند بشوی بروی از اول تا آخر همه این اعمال را انجام بدهی قرار است یک اتفاقی در این عمل بیفتد و الا خواندن که مهم نیست دعا خواندن که نباید اتفاق بیفتد ما باید دعا، دعا یعنی درخواست باید درخواست صورت بگیرد.@ یک موقعی میبینی طرف شب تا صبح دارد دعا میخواند اما پنج دقیقه درخواست ندارد مهم درخواست است اگر این را همیشه حواسمان باشد که داریم نماز میخوانیم یا دعا میخوانیم یا تعقیبات در آن درخواست باشد واقعاً استعانت باشد.@ پنج دقیقه استعانت ارزش دارد شب تا صبح شما دعا بخوان خواندن به چه دردی میخورد وقتی در آن استعانتی وجود ندارد و در آن درخواستی صورت نمیگیرد دعا یعنی درخواست کردن خواندن بخوانید بخواهید.@ پس مهم این که من حالا دارم کار میکنم حالا دارم طلبگی میکنم آقا طلبگی اگر به تقوا نباشد فقط طلبگی است اینطوری نتیجه نمیدهد دکتر شدم مهندس شدم شاغل شدم این میبینی الان دکتر شده جنایتکاریش هم بیشتر است کلاه سر مردم بیشتر میگذارد بیتوجهیهایش بیشتر است دندانپزشک شده چقدر ظلم میکند به این دندانهای مردم خراب میکند.@ جراح شده چقدر حقهبازیش بیشتر شده فروشنده شده تاجر شده چقدر کلاهبرداری میکند چقدر تخلف میکند چقدر قاچاق میکند این به چه درد میخورد پس عملی را که قرار است در من هیچ تحولی ایجاد نکند قبول نباشد به چه درد میخورد من انجامش بدهم قبول باز یادتان باشد یعنی چی قبول یعنی چی؟ یعنی پذیرش خودم یعنی خودم بپذیرمش یعنی نفس من قبول بکند و تحولی در آن یعنی سنخیت ایجاد بشود.@ یعنی نسبت به برزخ عضوسازی بکند من را برای شرائط برزخ آماده بکند به این قبول میگویند پیغمبر است در اوج رأفت به یک رفیقی که خیلی هم دوستش دارد به نام اباذر دارد میگوید اباذر اهتمامت را شدیدتر بکن نسبت به عمل به تقوا یعنی اگر قرار است این عمل خبری در آن نباشد فایدهای ندارد.@ الان شما را دعوت کردند به یک سخنرانی دعوت کردند به یک مجلس دعوت کردند به یک کاری یک کار عبادی میخواهی انجام بدهی الان میخواهی بروی دعای توسل میخواهی بروی دعای کمیل الان خودت میتوانی بفهمی که من این دعای توسل و کمیل را برای چی دارم میروم قرار است چه اتفاقی در آن بیفتد.@ خیلی وقتها تبدیل شده به یک رسم میگوییم ما باید شرکت بکنیم آنجا بنشینیم همینطوری چهار تا صلواتی بفرستیم و آن هم یک کسی بخواند ما هم یک ذره اشک بریزیم بلند بشویم بیاییم ولی قرار نیست در این مجلس شادی تولید بشود آرامش تولید بشود قرار نیست شباهت و سنخیت و قابلیت ایجاد بشود حالا تو هی برو دعای کمیل بخوان برو دعای توسل بخوان برو اجرا بکن.@ بعضیها دیدید تا آخر عمر هیئتداری میکنند عضو هیئت هستند هیئت امنا هیئت امنای مسجد هیئت امنای هیئت بسیج اینطرف آنطرف ولی دقت نمیکند این کاری که دارد انجام میدهد بالاخره قرار است اتفاقی بیفتد یا نه مفید باشد یا نه مفید برای چه کسی؟ برای خودم.@ ولی صورت کار سیرش میکند میگوید همین عضو هیئت امنای مسجد باشد مشغول باشید سقفش را آسفالت بکنید اینجایش را اینطوری بکنید آنجایش را اینطوری بکنید قرار است از این کار و خدمت یک تحولی ایجاد بشود یک سنخیتی ایجاد بشود پس یک کلاس رفتن میرویم کلاس این رفته کلاس قرار است ما برویم همینطوری بنشینیم بشنویم بعد هم الهی آمین و بلند بشویم برویم خانهمان، حالا تو هی کلاس برو.@ مگر کلاس پیغمبر کم بود مگر کلاس امیرالمؤمنین کم بود مگر مردم کم نشستند سر کلاس پیغمبر و امیرالمؤمنین سر سخنرانیهایشان(وَ اِرتَدَ النّاس بَعدَ النَبی اِلاَّ الثَلاث) فایده ندارد شما پیغمبر هم که معلمت باشد مستقیماً با پیغمبر با خود امام زمان ارتباط داشته باشی وقتی قرار است تحولی اتفاق نیفتد این نزدیک بودن برای تو دوری میاورد هر چقدر نزدیکتر باشی قساوتت هم بیشتر میشود.@ چون این نزدیکی یک نزدیکی فیزیکی است دیگر از زن پیغمبر کسی نزدیکتر به پیغمبر نبوده الاغ پیغمبر خیلی به پیغمبر نزدیک بوده پیغمبر سوارش میشده رابطه جسمیشان هم خیلی زیاد بوده نوازشش هم میکرده فایدهاش چیست؟@ سیدیم ما حالا سید باشد ولی قرار است یک تحولی ایجاد بشود این سیادت باید یک چیزی برای ما بیاورد طلبهایم مثلاً ما هیئتی هستیم شیعه هستیم با اسم که نمیشود کاری کرد پس ما باید اهتمامان به خودمان تقوا باشد تقوا یعنی چی؟یعنی همان که کنندگی میاورد تقوا خود عمل همین که شما برای خدا عمل را انجام بدهید کنندگی دارد شباهت میاورد قدرت میاورد لذت میاورد شادی میاورد آرامش میاورد همین که عمل را انجام بدهید.@ فقط در عمل چه چیزی را مواظب باش خراب نشود کیفیتش همین مراقب کیفیتش هست همهاش مراقب است کوکویش خراب نشود تخممرغت خراب نشود بد رانندگی نکنی آن هم همینطور هست یک عملی که بالاخره یک پولی به کسی قرض دادی به نفع خودت هست نجاتت میدهد.@ حالا این مادرشوهر مادر زن باجناق پدرشوهر پدر زن این بچه این همسر یک نق و قری دارد یک دعوایی دارد نگذار خراب بشود یک چیزی گیر تو این وسط بیاید این که آدم دعوا بکند و چیزی هم گیرش نیاید نمیشود که هم آدم فحش بشوند هم ناراحت بشود هم چیزی هم گیرش نیاید اگر قرار است که ما چهارتا حرف بیحساب بشنویم که این نعمت بزرگی است خدا میگذارد که شما چهار تا حرف بیحساب بشنوی در این بیحساب شنیدن تو یک رشدی بکنی.@ یک حرف زوری یک ظلمی یک غیبتی یک تهمتی کسی دلت را بزند یک چیزیش گیرت بیاید ما هم غیبتمان را میکنند هم به ما تهمت میزنند هم فحش هم میدهند هم چیزی گیرمان نمیاید مثل همان که دوپینگ کرده بود آخر رسیده بود چه فایده هم ننگ دوپینگ کردن را داری هم ننگ آخر رسیدن.@ حالا که یک دردسری خدا دارد به ما میدهد در خانه یک دعوایی دارد میشود بگذار به نفعت تمام بشود یک جر و بحثی یک مرائی دارد پیش میاید به نفع شما دارد تمام میشود به نفع شما باید تمام بشود پس ما باید این را به نفع خودمان تمام بکنیم هر چه که هست میگوید دنبال صرف عمل نباش ابوذر.@ بعد حضرت میفرماید(فَاِنَّهُ لا یَقِلُ عَمَلٌ بِالتَقوی) با تقوا هیچ عملی کم نیست یک ضرب و یضرب را یاد گرفتن اگر با تقوا باشد خیلی است یک بچه بوسیدن یک نوازش کردن یک کار منزل کردن یک شوهرداری یک زنداری یک خدمت به همسر یک چایی خوردن یک میوه خوردن با خانواده وقتی که با تقوا هست این کم نیست.@ به امام میگفتند آقا شما زیارت امام و حضرت علی را رها میکنید در نجف تند یک زیارت میکنید میدوید میایید خانه یک چایی درست میکنید امام خودش سماور درست میکرد میگذارد که الان متأسفانه خیلیها از اینکارها نمیکنند فکر نمیکنم میوهخوری با همسر چاییخوری با همسر خود مرد هم این کار را بکند چقدر خوب است.@ میبینی اصلاً اهمیتی ندارد امام میفرمود این از زیارت کمتر نیست ما الان نه دانشجویمان مهندسمان دکترمان طلبهمان همیشه به خانواده میگویند وقت ندارم صبح تا شب برویم درس بخوانیم بعدازظهر هم برویم فلان مؤسسه فلان جا چیز داریم شب هم بیاییم شام بخوریم بخوابیم این را دقت نداریم.@ همین اگر با تقوا انجام بشود یعنی یک چایخوری یک میوهخوری که آدم از آن هدف دارد کم نیست این برای خدا امام میگوید این چایی خوردن من کنار زن و بچهام از زیارت امیرالمؤمنین کمتر نیست بلکه به قول پیغمبر بیشتر است.@ فرمود شما یک ساعت انس داشته باشید با همسرتان بنشینید با هم یک چایی بخورید حرف بزنید گپ بزنید شوخی بکنید همین حرف دنیایی بزنید لازم نیست حرف آخرتی بزنید همین حرف دنیایی بزنید راجع به زندگیتان بچهتان پرده خانتان آبگرمکنتان راجع به یک چیزی حرف بزنید یک ساعت با هم حرف بزنید هر چی شوخی بکنید اصلاً میگوید این از عبادت در مسجد من بالاتر است از نمیدانم چقدر رکعت نماز در مسجد من بالاتر هست.@ ما میگوییم نه شما خفه بشوید بنشینید در خانه فعلاً ساکت من که از صبح تا غروب نبودم شما هم همینطور تنهایی کشیدید هنوز هم تنهایی میکشید من امشب میخواهم جمکران بروم خب برو جمکران ما این همه جمکران ما داریم میرویم خبری هست یا نه، سه روز اردویی که داشتیم اردوی مهندسی فرهنگی بود.@ مباحث مهندسی فرهنگی داشتیم یک طرحی را بعد از سی سال طراحی کرده بودیم راجع به مهندسی فرهنگی در کشور در حوزهها در دانشگاهها باید چه شکلی باشد یک کسی میخواهد کار فرهنگی بکند میخواهد روی خودش کار بکند کار فرهنگی بکند روی بچههایش کار فرهنگی بکند.@ در یک جا کار فرهنگی میخواهد انجام بدهد در سطح یک شهر یک کشور یک هیئت کار فرهنگی اگر میخواهد بکند باید طراحی ریاضی یک کار فرهنگی باید چطوری باشد چطور یک کار فرهنگی اثربخش است.@ مقام معظم رهبری فرمود در کشور ما کار فرهنگی خیلی میشود ولی اثر ندارد ما بیش از هر زمان دیگری در کشورمان داریم دین دریافت میکنیم در این سی سال سی و خوردهای سال داریم دین دریافت میکنیم و آسیبهایمان هم دارد بیشتر میشود مردم کی اینقدر دعای کمیل دعای توسل میخواندند کی اینقدر حرم میرفتند کی اینقدر کربلا میرفتند کربلا اصلاً خبری نبود.@ کربلا یک آرزو بود برای خیلیها که این همه کشته شدند کربلا کربلا چه میگفتند یک کربلا میخواستند الان کربلا مُد شد به یکی از این بچهها گفتم اتفاقاً داشت با زنش طلاق و طلاقکشی داشتند گفتم چند بار کربلا رفتی گفت 176 بار، یک آدم پوست کلفت شدی خیلی قسی است کربلا زیاد رفتن مثل حج زیاد رفتن است آدم را پوست کلفت میکند آدم را شقی میکند.@ هی بلند شدی رفتی آنجا زنت گرفتار مشکلات روحی روانی شده تو بلند شدی رفتی کربلا آخر این به چه دردی میخورد.@ این بحث را داشتیم آنجا سر بحث مهندسی فرهنگی که فرهنگ باید چطوری درست بشود بالاخره فرهنگ باید چه چینشی داشته باشد که مؤثر واقع بشود ما از کجا باید شروع بکنیم چه کاری را باید انجام بدهیم چه کاری را نباید انجام بدهیم چه کاری باید حذف بشود از چه ریشهدار بچینیم ما کار فرهنگی را هم روی خودمان هم روی دیگران، چطوری ما باید این داستان را بچینیم.@ ما بیش از هر زمان دیگر داریم دین دریافت میکنیم و بیشتر از هر زمان دیگر آسیب داریم تازه رهبر نظام امام ولی فقیه بلند شده آمده سخنرانی میکند که ما طلاقمان بدتر شده رشوههایمان بدتر شده روابط دختر پسر بیست مورد فرمودند روابط دختر پسر بدتر شدند وجدان کاریمان اینطوری است پس چی شد.@ مردم در این سی و خوردهای سال بیش از هر زمان دیگر دارند طلبه میشوند بیش از هر زمان دیگر مذهب تلویزیون سخنرانی دارد پخش میشود هی دین دارد به مردم تزریق میشود و مردم دارند هی دورتر میشوند چرا؟ چون سبک نیست ریاضیات ندارد مهندسی شده نیست این تغذیه دین برای ما اصلاً مهندسی شده نیست.@ در حوزهها هم همینطور مهندسی شده نیست طلبه وقتی میخواهد برود مهندسی طلبگی نمیکند که قرار است این چه بشود خودش و چکار بکند برای اجتماع، اصلاً ما مهندسی نداریم در دانشگاهها مهندسی نداریم فعالیتهای فرهنگی مهندسی نداریم در کتابهای علمی مهندسی نداریم همهاش این گرفتاری نداشتن است.@ بنابراین یک کار خوب اگر انسان حواسش باشد خوب مهندسی کرده باشد یک کار خوب میخواهد در خانه انجام بدهد بیرون میخواهد انجام بدهد در خیابان دارد راه میرود اگر حواسمان باشد که یک کار تقوا داشته باشد کم نیست چرا کم نیست؟ دقت کنید(وَ کَیفَ یَقِلُ عَمَلٌ یُتَقَبَل) چطوری میشود یک عمل کم باشد در حالی که خدا قبولش کرده.@ اگر خدا بپذیرد خیلی است بپذیرد یعنی چی؟ یعنی رشد بدهد تولید شادی بکند تولید آرامش بکند تولید قدرت بکند منیت نیاورد شباهت و سنخیت بیاورد عمل مقبول عملی هست که خودت را نگیرد خودت را خراب نکند عُجب نیاورد.@ حضرت میگوید خدایا به من دل پاک بده اما علیه من نشود این دل پاک، خیلی حرف است معصوم دارد حرف میزند میگوید خدایا به من دل پاک بده اما بیگناهی و دل پاکم میتواند فسادآور بشود برای یک نفر، خدایا به من عقل بده علیهم نشود ادب بده علیهم نشود میتواند آدم خودش با کمالاتش جهنم برود.@ پس وقتی مهندسی شده باشد با تقوا باشد این تو را نمیگیرد عُجب سراغت نمیاید یک دفعه گنده نمیشوی که آی من بودم این کار را کردم هر چقدر هم از تو دیگر تعریف بکنند در روحیهات هم اثر نمیگذارد همه بیایند دستت را هم ببوسند جلویت هم خم و راست بشوند تعریفت را هم بکنند تمجیدت هم بکنند هر چه بگویند تو اصلاً تکان نمیخوری آسیب نمیبینی.@ چرا؟ چون در سایه خودشناسی در مهندسی فرهنگی اینها را توضیح دادیم در سایه خودشناسی سپرهای لازم را داری عمل با تقوا یعنی عملی که آسیب نمیرساند به انسان، در آن انسان سپر دارد تقوا وقایه سپر دارد آسیب نمیبیند عمل خوب انجام میدهد ولی خودش آسیب نمیبیند.@ (وَ کَیفَ یَقِلُ عَمَلٌ یُتَقَبَل یَقولُ الله عَزَّوَجَل إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ) فقط خدا از چه کسی قبول میکند؟ یعنی عملهای بیآسیب را قبول میکند(إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ) یعنی خدا از کسی قبول میکند که عملش به او آسیبی نرساند در حالی که میتواند عمل زیاد از طریق حمله راست شیطان به خود انسان آسیب برساند.@ دکتر میخواهی بشوی ظرفیتش را داشته باش مهندس میخواهی بشوی بشو ولی ظرفیتش را داشته باشد میخواهی مجتهد بشوی فیلسوف بشوی مفسر بشوی عرفان بخوانی ظرفیتش را اول باید در خودت ایجاد بکنی عرفان بخوانی تو وقتی ظرفیت نداری این عرفان پدرت را در میاورد.@ کلاس فلان استاد میخواهی بروی برو بعضیها خیلی علاقه دارند هی بچسبند به این بزرگها عرفا و بزرگان فلاسفه خودشان را بچسبانند بگویند ما شاگر این هستیم شاگرد آن هستیم پای درس این رفتیم حالا عیب ندارد خوب است ولی وقتی ظرفیت نداری به چه درد میخورد.@ من خادم حرم امام رضا هست ببین چقدر نخوت در وجود این ریخته که من آنجا رییسم یا خادم هستم یا هر چیز دیگر مشکل نباید به تو برساند صدمه نباید به تو برساند هر رشدی یعنی خودت باید سالم بمانی اگر سالم نگهت میدارد برو سالم میتوانی باشی اذیت نمیشوی روحیهات را خراب نمیکند.@ من یادم است که جبهه که بودیم ما دو تا کار مهم میکردیم سنمان هم کم بود ولی رفته بودیم کارهای خیلی بزرگ میکردیم هم تخریبچی بودیم جلوی همه باید میرفتیم میدان مین را باز میکردیم و اولین نفر باید میزدیم به خط دشمن و اینها بعد میرفتیم در اطلاعات عملیات اطلاعات عملیات از آن بدتر.@ شبها شناسایی میرفتیم در پایگاه دشمن اصلاً میخوابیدیم آنجا در پایگاه دشمن مدتها چند شب پیش دشمن میخوابیدیم ما نقشه میکشیدم کارهای بزرگ، یک موقع برمیگشتیم میامدیم خسته بودیم دیدم روحانی گردان آمد درود بر طلبهها درود بر طلبهها و روحانیت که همیشه روی اسلام را سفید نگه داشتند.@ بعد از ائمه هیچ گروهی به اندازه طلاب و روحانیون به گردن مردم حق ندارند شریفترین مردم، این روحانی باصفا امام جماعت بود آنجا به من گفت تو چکار میکنی؟ گفتم من اطلاعات عملیات هستم تخریبچی هستم یک ذره فکر کرد گفت مواظب باش اسم پرطمطراقی است روحیهات را خراب نکند من را تکان داد یعنی انگار که منفجرم کرد این خیلی مهم است.@ اگر ساداتی روحیهات خراب نشود اگر لباس میخواهی بپوشی لباس بپوش عمامه بگذار عبا بپوش ولی روحیهات خراب نشود خود خودت را نگیرد یک دفعه یک پیراهن گاهی وقتها خود آدم را میگیرد یک انگشتر آدم را میگیرد یک تلفن همراه اگر ظرفیت نداری گند میزند به روحیهات، اگر هی قرار است نشان بدهی الان دیگر همه انگشتی شدند اگر روحیهات را میگیرد این کار را نکن.@ اگر اتومبیل میخواهی بخری اول ببین سوار اتومبیل هستی یا او سوار تو است نخر چون اگر بخری فایده ندارد ذوب میشود گند میخورد به همه روحیهات یعنی خسارتی که تو داری در این اتومبیل میپردازی هزاران برابر بیشتر از نفعش هست ظرفیت لبتاپ نداری دستت نگیر.@ زبان یاد گرفتی ظرفیتش را داری حالا هر جا زبان بلد میخواهد بگوید Ok فلان چی میخواهد بگوید من زبان بلدم آقا اگر گند نمیزنی به خودت خودت را خراب نمیکنی خوب است هر چقدر میخواهی رشد بکن علاقهات هر چه هست صمیمیتت هر چه هست به چه چیزی کیفت هست برو دنبالش ولی روحیه خودت را خراب نکند.@ امام سجاد یک لباس برایش آوردن پوشید نگاه میکرد یکطوریش بود اصلاً دیدند حضرت قرار ندارد آخر در آورد گفت(کَاَنی لَستُ بِعَلیِ بن الحُسَین) انگار من علی بن حسین نیستم.@ ساعت، عینک میخواهی بزنی میبینی عینک میزند و هی خراب میشود یک عینک دودی میبینی ظرفیتش را ندارد یک عینک دودی بزند میبینی آن موقع هم که سایه است عینک میزند آفتاب هم که نیست عینک دودیش را باید بزند.@ پس دقت بکنیم که عمل مقبول یعنی یک چیزی که روحیه خود من را خراب نکند فقط مقدس بودن بدرد نمیخورد آقا علما گفتند خیلی خوب است مراجع گفتند خیلی خوب است فلان عارف توصیه کرده این کار را انجام بدهید عارف گفته معصوم گفته خود خدا گفته بدرد نمیخورد دیگر از این بالاتر خود خدا گفته ولی بدرد نمیخورد.@ خدا بعضی از عملها را گفته چه نیت خالص داشته باشی چه نداشته باشی باید انجام بدهی این درست است من میخواهم بروم بدهیم را بپردازم عمل خالص انجام بدهم باید بدهم دفاع است جنگ است لازم نیست من قصد قربت بکنم باید بروی جنگ ناموست و کشورت و دینت دارد میرود باید جنگ بروی.@ ولی وقتی میرسد به عبادات یا خیلی از کارها میگوید نه باید سازگاری داشته باشی به روحیهات بخورد لذا اگر روحیهاش را نداری به سراغش نرو که انشاء الله بحثمان جلسه بعد در این زمینه ادامه میدهیم البته جلسه بعد که میگوییم یعنی دو هفته تعطیلی داریم چون دهه محرم هست هم من هم خیلی از شما تبلیغ میروید اینطرف و آنطرف 28 آبان 15 محرم جلسه بعدی دو هفته بروید حالشو را ببرید.@ انشاء الله سعی بکنید در این ایام محرم گفتند توصیه بکنید محرم اساساً اگر کسی دستش به دست امام زمان نرسد عزاداریش هم بدرد نمیخورد(اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنصُور اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ هُدی) بنابراین شما انشاء الله تبلیغ میروید یا عزاداری میکنید عزاداری یعنی روح انتقام در شما ایجاد بشود(اَن یَرزُقَنی طَلَبَ) عزاداری که روح انتقام در او افزایش پیدا نکند عزاداریش هم ثواب دارد نه که ثواب ندارد بیاثر نیست.@ ولی آن اتفاقی که باید بیفتد اتفاق نمیافتد آن دارایی که باید ایجاد بشود نمیشود چند تا چیز را توصیه میکنم رویش انجام بدهید یکی کتاب عزادار حقیقی را حتماً مطالعه بکنید قبل از محرم به دیگران هم توصیه بکنید بخوانند اگر تبلیغ و شهرستان جایی میروید حتماً توصیه بکنید.@ عزادار حقیقی بحث مقام محمود سیدی و سیدی جهاد اینها الان فصلش هست حتماً روی آنها کار جدی بکنید هم روی خودتان هم روی مخاطبینی که دارید انشاء الله آنها را میتوانید تدریس بکنید کاملاً میتوانید هر سه تا را بسته به میزان و ظرفیت مخاطبینتان تدریس بکنید انشاء الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم(أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم اینکه انشاء الله همه ما فرزندان وفادار و سربازان فداکار حضرت باشیم اینکه انشاء الله ما از منتقمین خون امام حسین باشیم به یاری امام زمان اینکه ما منتظر حقیقی باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@