سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان نثار روح پرفتوح امیر المؤمنین و حضرت زهرا(س) صلوات ختم بفرمایید. بحثمان درباره معنای افضل الاعمال بود و معرفی افضل الاعمال اینکه چه کاری خوب است ما انجام دهیم که واقعاً هم بتوانیم به ملاکهای سعادت دنیایی برسیم و هم به ملاکهای سعادت جاودانه و ابدی.@ باز تذکر میدهم بحث هر شبمان را که افضل اعمال در پارهای موارد مطلق هست یعنی همه انسانها یک سلسه کارهایی هست که مشترک باید انجام دهند افضل اعمال آنهاست مثلاً ایمانشان را پیدا بکنند داشتن ایمان، معرفۀ الله، عقائد خودشان را، یک سلسله عمل هست همهشان جزء اعمال هست.@ یک سلسله اعمال هست که بعد از ایمان به خدا و پیدا کردن جهانبینیمان افضل اعمال نسبی میشود یعنی به تعریف هر شخص و ساختار وجودی هر شخص فرق میکند که افضل عمل در زندگی او چیست که اینها را مفصل توضیح دادیم.@ امروز یکی دیگر از همین فرمایشات را میخواهم خدمت شما عرض کنم که این یک ملاک فوقالعاده مهم هست در انسانشناسی، خودشناسی و رفتارشناسی در مباحث اجتماعی در مباحث سیاسی در مباحث روانشناسی همه جا این به کار ما میاید.@ از وجود مقدس امام زین العابدین(ع) هست(إنَّ أعظَمَکُم عِندَ الله عَمَلاً أعظَمُکُم فی ما عِندَ الله رَغبَۀً) خیلی این ویژه و خاص هست قبلاً در مورد ملاک معرفت صحیح این نکته را توضیح دادیم که اگر کسی بخواهد بداند که حقیقتاً شناختش یک شناخت دقیقی هست از چه ملاکهایی میتواند بفهمد من واقعاً علمی که دارم و معرفتی که دارم درست هست.@ آنجا در مباحث بحث انسانشناسیمان مبنا بود هنوز هم انسانشناسی مبناست که وقتی میگوییم انسان پنج تا قوه دارد عین حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل گفتیم که در این سهتا با حیوانان مشترک است در بخش عقلانی با فرشتهها و ملائکۀ الله با جنها و در فوق عقل انسان هست کجا شخصیت انسان شکل میگیرید؟@ آنجایی که انسان عاشق بینهایت است حد یقف ندارد و انسان تمامیتطلب میشود انسان میخواهد به کمال مطلق و بینهایت برسد، گفتیم گزاره لا إله إلا الله در کجا درست در میاید؟ در بخش فوق عقلمان، الههای بخشهای پایین چیزهای دیگر هست فقط اله انسان هست که الله است اله انسان که کمال مطلق و بینهایت است.@ یعنی الله که میگوییم یعنی ذات مستجمع جمیع صفات کمال، انسان هست که همه را یکجا میخواهد. علامت اینکه انسان دارای صحت معرفت هست چیست؟ امیر المؤمنین(ع) فرمود علامت صحت معرفت این هست که انسان انصراف از محدودها میدهد.@ متنفر میشود از محدودها و روزبهروز رغبتش به نامحدود بیشتر میشود(إنصَرَفَ عَنِ العالَم الفانی) شوقش به عالم بقاء به جاودانگی به بهشت روزبهروز بیشتر میشود که اینها را در بحث بهشت مفصل در درسهای قبلی گفتیم عزیزانی که تشریف نداشتند مباحث قبلی را حتماً بگیرند به کلاس خودشان را برسانند.@ علامت یک صحت معرفت اینطوری است یعنی طبیعیترین حالت این هست که انسان اگر بخش فوق عقلش فعال باشد فعال نباشد نه، مثلاً یک کسی که میشود 18 ـ 19 ـ 20 سالهاش میگوییم میخواهی ازدواج بکنی؟ میگوید نه، اینجا یک کَمَکی ترس میاید در دل پدر یا مادر ولی اگر رفت روی 23 سال 24 سال 25 سال 26 سال 27 سال 30 سال بعد میگویند حالا میخواهی ازدواج بکنی؟ میگوید نه.@ رفت روی 35 ـ 40 دیگر واقعاً علامت خطر است این اصلاً طبیعی نیست کسی که الان رسیده به30 ـ 40 سال نمیخواهد ازدواج بکند در بخش طبیعی اینطوری است در بخش عقلی هم همینطوری هست در بخش عقلی کسی نخواهد درس بخواند.@ از علم خوشش نیاید از افزایش اطلاعات خوشش نیاید از دیپلم خوشش نیاید از لیسانس خوشش نیاید از ارشد خوشش نیاید از دکترا خوشش نیاید از اجتهاد خوشش نیاید از اصول و فقه و تفسیر و فلسفه و منطق و علوم دیگر خوشش نیاید این معلوم است طبیعی نیست.@ چون انسان در بخش عقلانیاش طالب علم است اساساً گمشدهاش علم است طالب علم است به طور طبیعی باید دنبال علم برود اگر به طور طبیعی کسی عاشق علم نباشد یعنی یک فسقی صورت گرفته، فسق گفتیم یعنی چی؟ یعنی حالت طبیعی وجود ندارد انحراف از حد طبیعی را فسق میگویند.@ در بخش فوق عقلانی یعنی در آن بخشی که انسان الهاش الله میشود و لا إله إلا الله گزاره صحیح هست یک کسی اگر قرار باشد حجم معرفت این آدم، علم نه، علم را گفتیم اطلاعات است غیر از معرفت هست که شخصی هست حضوری هست اگر قرار باشد یک کسی معرفتش درست باشد این آدم باید روزبهروز میلش و رغبتش به الله به مطلق به بینهایت به عالم باقی به طور طبیعی بیشتر بشود.@ اینها را مفصل آنجا توضیح دادیم دلائلش را هم مفصل گفتیم در بحثهای قبلی، الان حضرت دارد در مورد عمل سخن میگوید امام زین العابدین(ع) میگوید اگر میخواهید بدانید یک نفر بهترین عملش چیست، علامت یک عمل درست چی هست؟@ عمل را با رغبت یکی کرد، آنجا با معرفت یکی میکند اینجا با رغبت، این خیلی دقیق است فوقالعاده دقیق است میفرماید پیش خدا پیش الله از بین آدمها کدامشان از نظر عمل بهتر هستند دارند درستتر عمل میکنند چون این ملاک خیلی برای ما مهم است ما یک موقع میگوییم عملمان را زنمان تأیید بکند شوهرمان تأیید بکند.@ نامزدم تأیید بکند جامعه تأیید بکند پدرم تأیید بکند مادرم تأیید بکند اینها بپسندند که من دارم الان درست کار میکنم خیلی هستند از نظر وهمی دچار گرفتاریهای وهمی هستند برایشان مهم است آدمها چی فکر میکنند در موردشان، که الان این آدم کدام جایگاه هست.@ برایش مهم است وقتی میخواهد برود خواستگاری طرف بگوید من فلانی هستم یک همچین رشتهای درس خواندم یک همچین جایگاهی دارم کله و دهان و ذهن طرف مقابل را پر بکند برایش آدمها مهم هستند ولی اگر یک نفر خودش آدم باشد و انسان باشد به معنای حقیقی این برایش خیلی مهم است که خدا من را چطوری دوست دارد.@ خدا به من چطوری فکر میکند من در نظر خدا چه منزلتی دارم من در نظر امیر المؤمنین، پیغمبر، مادرم فاطمه زهرا، اهل بیت الان من چه جایگاهی دارم الان مختصات است چون آنها ما را به اسم میشناسند ما بچههایشان هستیم.@ ریز ما را بهتر از پدر و مادر زمینیمان میشناسند پروندههایمان خیلی روشنتر هست پیش آنها تا پیش پدر و مادر زمینی ما، اگر پدر و مادر زمینی ما، خانواده زمینی ما ما را خیلی نمیشناسند خیلی اطلاعات از ما ندارد پدرمان، مادرمان، همسرمان اما خانواده آسمانی ما، ما دائماً در محضر آنها هستیم.@ یعنی هیچ زاویهای از زوایای بخشهای حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلانی ما نیست مگر اینکه در نزد خانواده آسمانی ما کشف است کاملاً مکشوف و مشخص هست. برای یک نفر الان این دغدغه است که منزلتش پیش الله چگونه است در نزد خانواده آسمانیاش چگونه هست در آسمان چگونه است.@ در زیارت امین الله میخوانیم(مَحبُوبَۀً فی أرضِکَ وَ سَمائِک) من میخواهم در آسمان تو محبوب باشم غیر از زمین که(أعِزَنی فی عَشیرَتی وَ قَومی) دعای روز یکشنبه میخوانیم در آسمان هم من محبوب باشم این طبیعی یک انسان است که محبوبیت بخواهد و محبوبیت آنجا اعتبار خیلی زیادی دارد محبوبیت آسمان محبوبیت حقیقی است ملاک است.@ غیر از محبوبیت زمینی است ممکن است انسان در زمین محبوبیت زیادی داشته باشد در نزد خدا نه. کسی آمد خدمت امام سجاد(ع) عرض کرد که(إنّی أحِبُکَ) من دوستت دارم بعد قید هم گذاشت(إنّی أحِبُکَ فی الله) من تو را بخاطر خدا خیلی دوست دارم.@ حضرت زد در سر خودش و فرمود(اَللّهُمَّ إنّی أعُوذُ بِکَ أن أحِبَ فیک وَ أنت لی مُبغِض) خیلی کشنده است این کلام، فرمود من پناه میبرم خدایا به اینکه مردم من را بخاطر تو دوست دارند و الا من ذاتاً خودم قیمتی ندارم اصلاً ارزشی ندارم مردم بخاطر تو دوست داشته باشند و من پیش تو مبغوض باشم.@ تو از من خوشت نیاید خدایا، این خیلی بد است آدم باید خیلی با خودش وَر برود در اینطور موارد خیلی باید شب و روز حساب بکشد از خودش ببیند که داستان چطوری هست این که خوب نیست که انسان محبوب باشد اینجا و مبغوض پیش خدا باشد.@ این که ملاک است این است که در آسمان چه قیمتی دارد در آسمان چه منزلتی دارد که اینها را ملاکشان را قبلاً توضیح دادیم در مباحث انسانشناسی چون بحث خودشناسی است ما میخواهیم بدانیم واقعاً چه کسی هستیم و قیمتمان چقدر هست باید برویم سراغ ملاکها، آینههایی که میتوانیم در این آینهها خودمان را ببینیم.@ قیمت خودمان را ببینیم و بفهمیم که بعد از 30 سال 40 سال 60 سال ما واقعاً چه هستیم اصلاً قیمت ما چی هست ما اصلاً سر کاریم دچار توهمات هستیم دچار تخیلات هستیم با چه داریم زندگی میکنیم معشوقهایمان، محبوبهایمان چی هست.@ اینجا حضرت دارد یک شاخص یک آینه فوقالعاده دقیق به ما میدهد که میگوید شما در این آینه دقیق میتوانید بفهمید واقعاً شما قیمتتان چقدر هست پیش خدا کارهایتان، رفتارتان، انتخابهایتان، چهارتا چیزی که همیشه گفتیم سازنده ما هست انتخابها یادتان نرود انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار اینها چقدر قیمت دارد پیش خدا.@ از کجا بدانیم اینها چقدر قیمت دارد حضرت ملاک میگوید، میگوید اگر شما روزبهروز رغبتت به ما عند الله بیشتر میشود عملت درست است یعنی یک کارهایی داری میکنی که این رغبت دارد بیشتر میشود مسیرت درست است رفتارهایت، انتخابهایت، ارتباطاتت درست هست.@ اما اگر نه انسان روزبهروز رغبتش به آسمان کم بشود و به دنیا بیشتر بشود به ریاست، به توهمات، به محبوبیتهای زمینی، بحث وهمی را در کمالات وهمی مفصل توضیح دادیم یا کمالات خیالی یا کمالات حسی حتی کمالات عقلی، بعضیها هستند واقعاً علم را دوست دارند.@ اما با الله جور در نمیایند عاشق مطالعه و علم و علمزدگی هستند عشق در وجود آنها نیست ولی واقعاً آدم باهوشی هست آدمی هست که درس میخواند باهوش است میتواند یک مجتهد خوب یک دکتر خوب یک مهندس خوب بشود ولی اصلاً به آسمان انس ندارد به بالا انس ندارد با خانواده آسمانی رفت و آمدی ندارد با اهل بیت انسی ندارد با ملائکۀ الله با غیب اساساً انسی با غیب ندارد.@ شما مراجع بزرگ ما را نگاه کنید رحمۀ الله علیهم اجمعین سیرهشان را شما نگاه کنید بزرگان ما حالا غیر از مراجع علمای دیگر غیر از مراجع نگاه کنید نوع شیفتگیشان به این بانو چطور بوده حضرت معصومه(س)، مثلاً یک کسی مثل حضرت آیۀ الله مرعشی نجفی 60 سال هر روز، این نماز جماعت اینجا را ایشان احیا میکرد.@ میگفت من زمستانها بیل دستم میگرفتم با بیل یخ را میکندم راه باز میکردم تا خودم را به حرم برسانم میرفتم گاهی وقتها یک ساعت هم پشت در میماندم آنجا بعد خودم تنها نماز میخواندم یواش یواش یکی دو نفر آمدند به ما اقتدا کردند یواش یواش نماز حرم راه افتاد.@ این چه عشقی، علامه طباطبائی این پیرمرد از خانه بلند میشود میاید زبان روزه هر روز پیاده تا حرم میرسد اذان خودش را میرساند به ضریح الله اکبر که میگویند ضریح را میبوسد این افطاری آقا هست بعد به خانه برمیگردد، اینها چه شیفتگیهایی به آسمان و خانواده آسمانی داشتند؟ اینها چطوری بودند؟@ گاهی وقتها ما شهوتهای علمی و درسی از خدا از وظیفه از شرع برای ما مهمتر میشود گفتیم در دوران دفاع مقدس چقدر بودند کسانی که در همین حوزهها درس خواند در این دانشگاهها درس خواندند و هیچ وقت سمت جبهه هم نرفتند وظیفه شرعی و عملیاتی و جنگی و دفاع از کشور، ناموس، حالا دین هم اگر آدم بگوید نداشته باشد.@ بالأخره باید برای کشور خودش برود اصلاً به روی خودشان نیاوردند که این کشور جنگ هست به بهانههای درسی و علمی و شهوتهای اینطوری، حضرت میفرماید(إنَّ أعظَمَکُم عِندَ الله عَمَلاً) این خیلی مهم است این را آدم باید همیشه جلوی چشمش باشد.@ بگذارید روی صفحه تلفن همراهتان یک مدت ببینید با صدای خودتان بگذارید بشنوید(إنَّ أعظَمَکُم عِندَ الله عَمَلاً أعظَمُکُم فی ما عِندَ الله رَغبَۀً) اینکه چه کسی عملش بهتر هست پیش خدا، آنکه رغبتش بیشتر باشد به آن چیزی که نزد خداست نزد الله چی هست؟ کمالات مطلق و بینهایت هست.@ لذا شما دعای سحر را ببینید(اَللّهُمَّ إنّی أسئَلُکَ) آخرش میگوید(کُلِه) همهاش را من میخواهم من همه را میخواهم این طبیعی است چطور انسان نسبت به علم حد یقف ندارد نسبت به زیبایی حد یقف ندارد نسبت به لذت حد یقف ندارد نسبت به عمر حد یقف ندارد.@ جاودانگی و اینها، باید به طور طبیعی رغبتش به ما عند الله زیاد بشود باید اینطوری باشد اگر الان نیست معلوم است یک سلسله از عملهای ما دارد در ما بیاشتهایی ایجاد میکند یعنی ما دچار یک بیاشتهاییهایی هستیم که خیلی خطرناک است این بیاشتهاهیها یک بیاشتهاهیهایی هست که نمیگذارد ما درست به آن چیزی که باید اشتها داشته باشیم اشتها داشته باشیم یعنی دچار انحراف مزاج شدیم.@ تعبیر سوره توبه آیه 24 چه بود؟ تعبیر چه به کار برد؟ فسق(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ) یکی از مریضیهایی که هست پدرانتان و مادرانتان(وَ أَبْناؤُكُمْ) پسران و دخترانتان، آنهایی که از خودم اضافه میکنم یعنی معادهای اینهاست مقابلهای اینهاست(وَ إِخْوانُكُمْ) برادران که خواهران را هم داشت.@ (وَ أَزْواجُكُمْ) همسرانتان(وَ عَشِيرَتُكُمْ) دیگر آیه را خودتان حفظ کردید(وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها) خانههایتان، اینها پیش شما از الله کمال مطلق رسول که گفتیم چهارده معصوم با آیات دیگر(وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ) روح جهاد در شما نیست عشقتان جهاد نیست لذتتان جهاد نیست تفریحتان به قول پیغمبر جهاد نیست.@ (فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ) یعنی شخص دچار بیاشتهایی شده که جاودانگی را نمیخواهد بینهایت را نمیخواهد با خانواده آسمانیاش انس ندارد روزبهروز لذتش، انسش نسبت به خانواده آسمانی بیشتر نمیشود این معنایش این هست که ما دارای دچار یک نوع عملهایی هستیم.@ عملزدگیهایی در ما وجود دارد که این عملها نمیگذارد یک رغبتهای کاذبی وجود دارد که الان توضیح میدهم که آن حجم رغبتها به رغبتهای فوق عقلانی غلبه دارد مجموعه آن رغبتها به رغبتهای فوق عقلانی غلبه دارد یعنی شما حتماً به رغبتها و آرزوهایی در چهار بخش دچار شدید که در بخش پنجم رغبتهایی دیگر ندارید.@ آرزویی ندارید هوس ندارید میل ندارید شهوتتان در بخش فوق عقلتان قرار نگرفته در دعا داریم شهوت من را در خودت قرار بده ای خدا، انسانی که شهوتش در خدا قرار بگیرد میلهایش بیاید برود در خدا، رغبتش به آنچه که در نزد خداست بیشتر میشود.@ ولی کسی که شهوتش رفت در عقلانیاتش، مطالعاتش رفت در وهمیاتش، مقام و ریاست و بزرگی و علو و اینطور چیزها یا رفت در تخیلاتش مخیلاتش، به زیبایی و تجملات و چیزهای دیگر یا در حسیّات پولی، اتومبیلی، ویلایی خانهای این را گرفتار کرد رغتبهای فوق عقلانی انسان کم میشود.@ ما گفتیم اسلام نمیگوید که اینها را نداشته باشید اسلام به شدت تأکید دارد که این چهارتا باشد یا آن هشتتا باشد هر چقدر هم بیشتر دوستشان دارید دوستشان داشته باشید اشکال ندارد پسندیده هست میگوید(أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ) نباید حجم آن محبت هر چقدر میخواهد باشد عیبی ندارد از الله چهارده معصوم و جهاد بیشتر باشد چرا؟@ چون شما دائماً در امتحان هستید در امتحان قرار میگیرید و در امتحانهایی که بین این هشتتا معشوق با این سهتا معشوق قرار میگیرید آنجا امتحان میشوید که الان چه را ترجیح میدهید این همه داستان زندگی انسان همین است مهم این نیست کجا و چگونه مهم این نیست در خوشی یا سختی.@ اصلاً این مهم نیست در لذت یا درد، معلولی، مریضی، اسیری، آزادهای، رزمندهای، دانشجو هستی، مهندسی، طلبهای، دکتری، کارمندی، کارگری، زنی، مردی، اصلاً این مهم نیست مهم این است که تو در لحظهای که قرار میگیری بتوانی این اتفاق را درست انجام بدهی دارایی یک نفر به دادش برسد.@ یعنی درست در لحظهای که تو باید تصمیم بگیری و انتخاب بکنی بتوانی این سهتا را انتخاب بکنی الله، خانواده آسمانیات و جهاد را، اگر نه شما به هر مشغلهای دچار باشید مشغول باشید چه مقدس چه غیر مقدس آن بتت میشود.@ (السَفلَۀُ مَن کانَ لَهُ شَیءٌ یُلهیهِ عَنِ الله) امام رضا(ع) پست، آدم پست کسی است که چیزهایی دارد که آن چیزها از الله غافلش میکند از مطلق غافلش میکند میتواند چیزهای مقدس باشد حتی، ولی بازی است به درد نمیخورد میتواند چیزهای مقدس باشد ولی بازی است سر خودمان را کلاه نگذاریم ببین رغبتت چگونه هست این خیلی مهم است.@ علامتهایش را هم در طول مباحث گذشته توضیح دادیم باز هم شاید توضیح دادیم رغبتت، میلت چطوری میکشد موقع نماز واقعاً تو میتوانی یکبار بگویی(حی علی خیر العمل) از نظر تو اینطوری هست تصدیقش میکنی که(حی علی خیر العمل) هست.@ داری به بهترین کار روزت میپردازی، بهترین کار روزت چیست؟ کسی میگوید تدریسم هست یکی میگوید من کلاسم هست یکی میگوید وقتی که پیش زن و بچهام هستم یکی میگوید آن موقع که در شرکت هستم علامت یک صحت حرکت و عمل این هست که وقتی گفتند بهترین لحظات عمرت چی هست در زندگی؟@ بگویید همان نماز صبحی که دارم میخوانم ظهر و عصری که هست میخواهم بروم سر نماز، (حی علی الفلاح) خیلی مهم است(حی علی الفلاح) یعنی چی؟ رستگاری، تو حس رستگاری به تو دست بدهد موقع نماز، نگویی وای دوباره الان.@ عرض کردم علامت خطر این هست ما بعد از 40 سال نماز خواندن وقتی چهار رکعتمان در مسافرت دو رکعت بشود خوشحال بشویم این علامت خطر میشود یعنی تو فلاح نمیدانی داستان را، یعنی خیر العمل نمیدانی یکطوری نجات پیدا کنیم.@ این نشان میدهد ما دچار یک اشتباهاتی در رفتارها و در میلها، سلیقهها در گرایشها و در این چهار چیز انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار خودمان شدیم مسیر درست نرفته که میل ما درست تنظیم نشده مثل کسی که وسط درس درس را وِل کند و بگوید من دیگر دیپلم نمیخواهم بگیرم اصلاً درس نمیخواهم بخوانم.@ یک کسی بگوید من ازدواج نمیخواهم بکنم در بخش طبیعی در بخش وهمی بگوید من ازدواج نمیخواهم بکنم من پدر دوست ندارم بشوم. چند وقت پیش یک آقا پسری آمد گفت من با یک خانمی میخواهم ازدواج بکنم همه چیز را پسندیدیم ولی به من گفته من بچه خوشم نمیاید گفتم باید ترمز را بکشی.@ یعنی طبیعی نیست اگر کسی بگوید من بچه دوست ندارم یعنی طبیعی نیست در بخش حیوانی آدم باید سالم زندگی بکند بگوید من از بچه خوشم نمیاید نه مشروع است و نه طبیعی است مرد بگوید من از بچه خوشم نمیاید این طبیعی نیست واقعاً طبیعی نیست.@ یا در بخشهای پایینتر در بخش خیالی بگوید من از زیبایی، از تجملات، از عطر، از لباس خوب، از رنگ خوب خوشم نمیاید معلوم است طبیعی نیست یا یک کسی بگوید من از پول خوشم نمیاید این هم طبیعی نیست فرمود از ما اهل بیت نیست کسی که جمع مال را دوست ندارد(مَن لَم یُحِب جَمعَ المال وَ لکن مِن حَلال) ولی حلالش بخواهد.@ پس ما باید در چهار بخش سالم باشیم و بخش پنجم هم باید سلامت داشته باشیم. (لا عِلمَ کَطَلَبِ السَلامَۀ وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) هیچ سلامتی مثل سلامت قلب نیست قلب مال این بخش شماست عقل اینجاست قلب اینجاست قلب واقعاً بطلبد کمال مطلق را، به بهشت رغبت داشته باشد.@ یعنی این همه آیه ما اینقدر پوست کلفتیم این همه آیه میخوانیم در قرآن، اینها را خدا گذاشته ما قلقلکمان بشود برده بود طرف را باغ که در وصف شاعر شعر بگوید تا صبح هم خوابید آنجا صبح به آن گفت حالا حال آمدی یک شعری در وصف ما بگو.@ گفت برو بابا تا صبح بوی گَند گل و زِرزِر بلبل و شُرشُر آب نگذاشت بخوابیم این سلیقه ندارد حالا خدا دارد راجع به بهشت میگوید راجع به مقامات بهشت میگوید هی ما را قلقلکی میدهد ما هی داریم همینطوری میخوانیم و میرویم همین یک روخوانی میکنیم و میرویم اصلاً نمیفهمیم که بخواهد قلقلکمان بیاید.@ مصیبت اول این است که اصلاً نمیفهمیم چه میگوید و مصیبت دوم ای هست که حالا اگر هم بخوانیم و بفهمیم رغبت ایجاد نمیشود یک کاری میکند که ما از جهنم بترسیم ولی ما نه همینطوری ایستادیم سفت و سخت اصلاً انگارنهانگار.@ این آیات را آورده که ما رغبت بکنیم(وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ) هی میگوید نه اصلاً هیچ رغبتی چیزی ایجاد نمیشود. امام رضا فرمود(مَن ذَکَرَ الله وَ لَم یَشتَقَ إلی لِقائِه فَقَد استَهزَءَ بِنَفسِه) یک کسی که همهاش یاد خدا میکند اما به خدا اشتیاق ندارد به ملاقات خدا اشتیاق ندارد این خودش را دارد مسخره میکند.@ این ذکر به درد نمیخورد این عبادت را میخواهد چکار کند میخواهد با ما این عبادت چکار کند. پس علامت صحت یک زندگی قبلاً توضیح دادیم سال گذشته در بخش معرفت توضیح دادیم علامت معرفت صحیح چیست؟ رغبت فی ما عند الله. پس علامت صحت معرفت چه بود؟@ رغبۀ فی ما عند الله، علامت صحت عمل هم اینطوری است یعنی اگر الان مجموعه درس خواندنهای تو، خدمات تو، کارهای تو، عبادتهای تو، کارهای اجتماعی، کارهای سیاسی، کارهای فرهنگی، کارهای هیئت، بسیج، هر کاری که داری میکنی مجموعه اینها درس خواندنت، درس دادنت به رغبت فی ما عند الله اضافه نکرده به رغبتت به الله به خانواده آسمانی به انست بیشتر نکرده.@ یکجایی مسیر دچار آفت است یکجای کار خطر دارد یکجایی دارد زیادهروی میکند توضیح دادم در این پنج بخش ما ممکن است پرخوری داشته باشیم پرخوریهای حسی، خیالی، وهمی و عقلی اگر دچار پرخوری بشویم در این بخشها دیگر نوبت به بخش فوق عقل نمیرسد.@ یکجایی ما اضافه وزن کردیم و اضافه وزن تنبلمان کرده اضافه وزنهای حسی و اضافه وزنهای خیالی یا اضافه وزنهای وهمی یا اضافه وزنهای عقلی یکجاهایی ما زیادتر داریم درس میخوانیم یکجایی داریم زیاد مطالعه میکنیم یکجایی داریم زیاد مدرکگرایی میکنیم یکجایی داریم زیاد به این مسأله میپردازیم.@ آن بخش فوق عقلانی میماند ممکن است علممان زیاد بشود ولی معرفت را زیاد نمیکند مثل چربی و نمک و قند است که وزن را زیاد میکند اما به سلامتی اضافه نمیکند هیچی آسیب هم به انسان میزند.@ پس اینکه داریم امشب صحبت میکنیم این افضل عمل نسبی نیست این افضل عمل مطلق است در همه آدمها این درست هست یک موقع هست اینجا را نگاه کنید(افضل العمل إطعام الطعام) این هم افضل عمل است پس افضل این صفت تفضیلی که آمده به تعداد آدمها فرق دارد نگوییم چرا معصوم اینطوری حرف زده.@ اینها حتماً احادیثش قلابی بوده غلط بوده که گفته افضل عمل بیشتر از یک دانه افضل که نداریم، ولی نه، داستان فرق میکند برای بعضیها نه اطعام الطعام ممکن است اینطوری نباشدولی نه اگر برای یک کسی رغبتش فی ما عند الله اضافه نشود باید ترمز را حتماً بکشد واقعاً باید ترمز را یکجایی بکشد.@ بنشیند یک تجدیدنظر در انتخابهایش، ارتباطات، رفتارها و افکارش بکند ببیند کجای کار دارد زیادهروی میکند یک جای کار غلط است یک جای کار میلَنگَد شوهرداری اضافه است زنداری اضافه است بچهداری اضافه است کجا ما داریم خودمان را تلف میکنیم.@ اگر شوهرداری درست باشد رغبت فی ما عند الله بیشتر میشود اگر زنداریات درست باشد واقعاً رغبت فی ما عند الله درست است اگر درس خواندن درست باشد تدریس درست باشد تحصیل درست باشد مجموع این چهارتا دشمن بخش فوق عقل نیستند کمک بخش فوق عقل هستند اسلام اینها را حذف نمیکند تربیتش میکند.@ اگر در این چهارتا ما درست عمل کرده باشیم در بخش فوق عقلانی رغبتمان بیشتر میشود چرا حضرت میفرماید عبادت ده جزء است نُه جزءاش طلب حلال است شما وقتی یک کسی لقمه حلال بخورد امکان ندارد رغبتش فی عند الله بیشتر نشود.@ لقمه حلال میسازد نورانیت برای انسان میاورد ازدواج خوب، رفتار خوب، آمیزش خوب، شوخی خوب، خنده خوب، تفریح خوب، استفاده از لذات، حضرت میفرماید اگر کسی از لذات دنیا بلد نیست استفاده بکند و یک سوم وقتش به استفاده از لذات حلال نمیگذرد این قطعاً در بخش بالایی کم میاورد.@ شما بروید پیش یک حکیمی که حکیم باشد اگر بگویی من فی ما عند الله رغبۀ خراب است یکی از چیزهایی که باید درمان کند برای شما این هست که شما باید بروید یکذره لذات پایینیات را بیشتر کنی شاید آن درست بشود مشکل حل بشود.@ عیبی ندارد هیچ اشکالی ندارد اگر درست باشد مزاحم نیست یکجا غلط است بحث این هست که اینها یکجا دارد غلط اتفاق میافتد یا داریم زیادهروی میکنیم یا داریم کوتاهی میکنیم یا داریم ظلم میکنیم یکجایی در این بخشهای پایینی یا داریم زیادهروی میکنیم تعادلی وجود ندارد.@ این مریضی مریضی نیست که بگوییم خب حالا یک مریضی است یک مشکل است همه مشکل دارند یک کسی بگوید ما هم معلولیم عیب ندارد من یک چشم ندارم پا ندارم ولی بالأخره زندگی میکنم حالا وضع مالیمان خوب نیست حالا من جهنم دکترا نگیرم لیسانس نگیریم عیب ندارد دیپلم نداشته باشم یک کار دیگر میکنم.@ زن نداشته باشم مجردی زندگی میکنیم بچه نداشته باشم یکطوری حل است این اصلاً از مقوله این مشکلات نیست یعنی هیچ کدام از مشکلات بخش چهارگانه نیست که اگر نبود به جایی برنخورد وقتی بالا سالم باشد.@ این یعنی سرطان است این یعنی دنیا گند میخورد آخرت هم گند میخورد چرا؟ چون گفتیم علامت یک زندگی سالم چیست در حیات دنیا، آخرت را کار نداریم؟ شادی و آرامش، این دوتایی که قرآن رویش تأکید میکند اگر مؤمن شاد نیست مؤمن نیست یا ضعیف است.@ (المؤمن دائم النشاطه) پس اگر من نشاط ندارم و آرامش ندارم حتماً مسیر را یکجایی اشتباه رفتم از آنطرف میگوید(کُلَّ ما اِزدادَ لِلعَبدِ إیماناً اِزدادَ لّلنِساءِ حُبَاً) نساء هم که گفتیم مصداق است رجال هم میگیرد بچه را هم میگیرد خانواده همسر را هم میگرد مردم را میگیرد غیر هموطن هم میگرد هموطن را هم میگیرد همه را میگیرد.@ انسانی که ما عند الله رغبت داشته باشد روزبهروز مهربانتر است به همسرش، به خانوادهاش، از آنطرف یکجای مسأله باید درست بشود، همه اینها را برای چه کسی گفتند؟(کُلَّ ما اِزدادَ لِلعَبدِ إیماناً) یعنی این یک سرطان است اگر بالا حل نشود در بخش فوق عقلانی مشکل حل نشود شما نه به شادی دنیایی میرسید نه به آرامشش، نه به شادی آخرتی میرسید نه به آرامشش.@ هیچی(خَسِرَ الدُّنیا وَ الآخِرَۀ) این چیزی که آدم بگوید حالا عیب ندارد ما این را نداشته باشیم شما سر این کلاسهایی یا کتابهایی که میخوانید مثلاً یک عالمی، استادی، استاد اخلاقی، یک عارفی یک کسی یک چیزی میگوید آدم یک حسرتی میخورد بعد میگوید عیب ندارد حالا این را ما نداشته باشیم عیب ندارد.@ مثلاً این خالکوبی میگفت حالا شیر دُم نداشته باشد عیبی ندارد به جایی برنمیخورد یک شیر بدون دُم عیب ندارد ولی اگر گفتی یال و شکم و سر دیگر مصیبت میشود این یک چیز شوخی نیست خیلی خطرناک است یک کسی که اشتیاقش با ذکر بیشتر نمیشود خودش را مسخره میکند.@ پس ما باید یک تجدیدنظر بکنیم یک جا باید ترمز را بکشیم فرقی نمیکند آدم باید ببیند کجا ترمز را بکشد کجا دارد زیادهخوری میکند یکجا باید ترمز را بکشد بنشیند و خودش را درست کند باید شخص ویزیت شود باید بالأخره یکطوری مسأله را حل کند.@ چرا من رغبتم به ما عند الله بیشتر نیست روزبهروز بیشتر نمیشود خدای نکرده نعوذ بالله این دیگر خیلی مسخره است و خطرناک است که عمر بالاتر برود رغبت به اینجا زیادتر بشود و نسبت به آنجا کسالت و بیحوصلگی بیشتر شود.@ چند وقت پیش یکی از آقایانی که شما همهتان میشناسید خواهر خانمش میگفت ما به بچه یاد داده بودیم بچه کوچک یاد داده بودیم که بگوید(اللهم عجل لولیک الفرج) این بچه کوچک رفت خدمت این آقا که خیلی هم مدعی است مدعی دینداری مدعی قداست و دینداری.@ بچه کوچک گفت(اللهم عجل لولیک الفرج) گفت این مزخرفات چیست به این بچه یاد دادید اینها چیه به بچه یاد دادید دنیاطلب، گردنکلفت، شهوتران، اینطوری است آمریکایی آمریکایی، سنش آمده بالا کثرت تقدس هم دارد.@ ولی وقتی آمده بالا رغبت به ما عند الله بیشتر نشده کمتر شده از این چیزها بدش میاید. خدا رحمت کند امام را گفت ما هر چه به این دوستمان گفتیم بگو(لا إله إلا الله) امام امت(س) گفت هر چه به این آقا گفتیم بگو(لا إله إلا الله) گفت خدا خیلی ظالم است.@ میخواهد من را از زن و بچهام جدا بکند، یعنی برای بخش وهمی با کجا درگیر شده؟ با معشوق اصلی درگیر شده با اله خودش درگیر شده آدم تا خودش را نشناسد نمیفهمد این فرمایشات معصوم یعنی چی، آدم باید خودش را بشناسد که علامت یک عمل سالم این هست که رغبت تو به بالا بیشتر شود، هر چه رغبت بیشتر شود چه اتفاقی میافتد؟@ شادی و آرامش بیشتر میشود، چرا؟ چون اینجا با کسی درگیری نداری شما هر چه رغبتت آنطرف بیشتر میشود اینجا کمرزشتتر میشود برایت، ارزشتر نه به این معنا که مهم نیست نه مهم هست ولی در مقابل آخرت که میگذاری کوچک است اهمیتش را از دست نمیدهد.@ زن و بچه گور پدر زن و بچه، نماز شب مثلاً، اینطوری نه اینطوری که حماقت است وظائف دنیا متعلقات دنیایی بیارزش نمیشود برای انسان، دلبستگیها اینطوری نیست کمالات پایینی انسان با آن درگیر نمیشود دیگر به حسادت نمیافتد مریضیاش بد است به علو نمیافتد دیگر سوءظن ندارد.@ خشن نیست بداخلاق نیست زودرنج و حساس نیست عصبی نیست چون عصبانیت، زودرنجی، حساسیت مال جایی هست که من یک چیزهایی در بخش پایینی برایم مهم است یک کسی دست میگذارد رویش من جیغم در میاید به هم میریزم.@ ببینید عصبانیتها سر چی هست زودرنجیها، عصبانیتها، بدبینیها، برای چه هست یا خودشیفتگی است یا چیزهایی از این قبیل. هر چقدر مسیر درست بشود و عمل درستتر بشود شما حتماً حجم شادی و آرامشتان بیشتر میشود دیگر مباحثش را در درسهای قبلی توضیح دادیم مفصل توضیح دادیم حتماً باید حجم شادی و آرامش شما بیشتر بشود.@ حجم رغبتت به ما عند الله برعکسش هم درست است پس ما این ملاک سلامت را دقت بکنیم به این ملاک سلامت، حالا بر اساس این ملاک سلامت در انسانشناسی حالا ما میتوانیم بیاییم دست به انتخاب، ارتباط، رفتار و تولید فکر بزنیم.@ اگر قرار است ازدواج بکنی یک همسری انتخاب بکنی که بعداً نمیگذارد به آسمان پر بزنی و بال در بیاوری به دردت نمیخورد این میخواهد تو را از اللهات جدا بکند(إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ) دشمن شما میشود(لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) مواظب باشید قرآن چقدر دقیق دارد با ما صحبت میکند.@ غافلتان نکند اموال و اولاد از یاد خدا که اگر کسی این کار را بکند خاسر است، خاسر یعنی چی؟ اصل سرمایه را دارد از دست میدهد، اصل سرمایه یعنی چی؟ یعنی بخش جاوادنگیاش دارد افول میکند در واقع دارد این تغییر حالت میدهد شخص به این شکل دارد در میاید یعنی ملاکها و معیارهایش بالا قرار دارد این پایین است این آخر است.@ اولویتی دیگر در زندگیاش ندارد بخشهای جاودانه، بخشهای آخرتی، بخشهای فی ما عند الله برایش اولویت ندارد الان اینجا برایش اولویت دارد ملاکهای اینجا، توهمات، تخیلات و مسائل اینطوری، خدا دارد با ما حرف میزند که ما بشنویم بفهمیم تأثیر بگیریم و به آن عمل بکنیم.@ اگر قرار است یک رشتهای را انتخاب کنی که این رشته نمیگذارد مزاحمت میشود آدم باید دقت بکند من اگر بخواهم بروم با این رشته سروکله بگذاریم حسی، حسم را خراب میکند خشکی، سردی، اشتغال، دغدغه، دعوا، درگیری، شما در تاریخ علم را نگاه کنید علما سر یک فتحه کسره سکته کردند.@ سر یک فتحه کسره دعوایشان بوده که بعد هم آخر یکی از آنها سکته کرده که حق با من بوده که کسره بوده اینها گفتند فتحه است اصلاً مُرده. شما در عالم پزشکی در عالم مهندسی در عالم فلسفه، چقدر به همدیگر میپرند.@ علم باید شیرینی داشته باشد نرمش داشته باشد شادی داشته باشد آرامش داشته باشد ما اینجا پر از، این سفری که مقام معظم رهبری داشت اینقدر شور شده اینجا فضای علمی کشور اینقدر شور شده که آقا هی باید تذکر بدهیم همدیگر را تکفیر نکنید بحث باید بحث طلبگی باشد تکفیر نکنید به جان هم نیفتید هی همدیگر را کافر ندانید.@ همدیگر را بد ندانید اگر کسی چیزی گفت نگوییم این دیگر چنین و چنان است به جان همدیگر نیفتیم. بازار تکفیر بازار طرد کسانی که حرفهای ما را نمیفهمند یا ما حرف آنها را نمیفهمیم داغ داغ، این چطور کار علمی است واقعاً، که آدم از دین، اخلاق، مروت، آرامش و شادی فاصله بگیرد این واقعاً کار علمی شد؟@ کار علمی است اینطوری که کسی کس دیگر را راحت تکفیر بکند نظریه داده حرفی داده قابل دفاع است ردش بکنید میفهمیدی ردش بکن با اخلاق ردش کن دیگر آی کافر شد و آی نجس است و آی چرا مثل ما فکر نمیکند داستان خیلی بد میشود داستان داستان خوبی نیست اختلافات فقهی، اختلافات اصولی، اختلافات تفسیری، اختلافات فلسفی، اختلافات عرفانی،هست.@ همیشه در اقشار مختلف هست در اسماء الهی هم هست در انبیاء هم، انبیاء با هم یک موقعهایی اینطوری بودند ولی رفیق بودند دوست بودند هیچ مشکلی برایشان پیش نمیامد اختلاف نظر و سلیقه هم داشتند. آدم باید به آرامشش لطمه نخورد به شادیاش لطمه نخورد به صفایش لطمه نخورد پس روی انتخابها باید دقت بکنیم.@ یکجایی ما یک کارهایی کردیم که دارد این اشتهای ما از بین میرود ما دیگر اشتهای به بالا نداریم رغبت ما به بالا زیاد نیست دلخوشی نداریم جمالت را عشق است نمیتوانیم بگوییم، یعنی نمیتوانیم به عشق جاودانگی دست از این متاع برداریم.@ به عشق جاودانگی به عشق آسمان به عشق الله به عشق مادرمان فاطمه زهرا به عشق اباالفضل به عشق علی اکبر، هر کس هر معشوقی دارد به عشق خانم فاطمه معصومه چون اینها اسمهای ما هستند یک کسی میبینی در چهارده معصوم با یک امام خوب میتواند عشق و حال بکند یک کسی ظرفیتش بیشتر است با دوتا.@ بعضیها با پنجتا میتوانند ارتباط مستقیم سالم برقرار بکنند ارتباط صمیمانه است بعضیها میگویند از این چهارده معصوم فقط یک نفرشان را من میتوانم با آن حس بگیرم با بقیه نمیتوانم حس بگیرم یک کسی هست از سلامت بالایی برخوردار است.@ وقتی میرسد به جامعه کبیره که میگوید(فَما أحلی أسمائَکُم) تا میگوید چقدر شیرین است اسمهای شما، این تمام شیرینی این چهاردهتا اسم میریزد در جانش، یعنی علی شیرین است حسن شیرین است حسین شیرین است سجاد شیرین است باقر شیرین است صادق شیرین است کاظم شیرین است جواد و هادی و رضا همه شیرین است در ذائقهاش، واقعاً برایش شیرین است.@ چون حضرت دروغ نگفته برای یک طبیعت سالم برای یک روح سالم اسم این چهاردهتا همه شیرینی دارد اگر برای ذائقه من شیرین نیست پس من مشکل دارم معصوم که اشتباه نکرده وقتی میفرماید(أحلی أسمائَکُم) همه چیز شیرین میشود. ما باید این ملاک را خیلی دقت بکنیم برای انسانشناسی که باید اشتهایمان خراب نشود رغبتم خراب نشود.@ یکجایی که دارد یک انتخاب یک ارتباط یک رفتار یک فکر یک داستان فکری یک جریان فکری یک کار سیاسی یک کار فرهنگی یک کار اجتماعی دارد رغبت من را کم میکند باید ترمز را بکشم اینطوری اصلاً هیچ خیری در آن نیست ولو مقدسترین چهرهها باشد.@ یادتان نرود در حمله سمت راست گفتیم شیطان برای خیلیها دیگر برنامهریزی حرام اصلاً نمیکند چون میداند که این آدم سمت حرام نمیرود تمام جهنمش را در راست برایش طراحی میکند چون گفت از چهار طرف حمله میکنم جلو و عقب را که توضیح دادیم چپ را هم که گفتیم راست هم که توضیح دادیم.@ راست یعنی چی؟ یعنی نقاط مثبت یک آدم، شیطان میبیند اگر این آدم را ولش بکند این میزند در چاک جاده آسمان و ابدیت میرود تا آغوش خدا یک کار مقدسی یک کار مهمی میگذارد گردنش میگوید بشین تو این کار را انجام بده تو مشغول این باش.@ مشغول میشود اصلاً از بالا یادش میرود ولو صورت کار مقدس هست خوب هست سرش هم گرم میکند یک کار خیر دستش میدهد میگوید تو برو مسئول خیریه بشو تو برو مسئول هیئت بشو تو برو سینهزنی راه بیانداز یک کاری میاندازد گردنش، تو برو یک ستاد بزن تو برو یک کار فرهنگی بکن تو برو یک مؤسسه خیریه بزن.@ تو برو این کار را بکن حالا شیطان یکطوری این را سرکار میگذارد ولی این آدم وقتی دارد کار خیر میکند هیئتداری میکند رغبت فی ما عند اللهاش بیشتر نمیشود اگر سالم بود باید اینطوری میشود اگر سالم بود این انتخاب من ولو مقدسترین انتخاب است.@ باید حتماً مسیر من، مسیر طبیعی، حضرت دارد به تو شاخص میدهد شاخصاش این هست اگر این انتخابهای تو رفتارهای تو زندگی تو شوهرداری تو درست باشد این شوهرداری درست این زنداری درست این بچهداری درست حتماً باید تو را به معنویت برساند.@ حتماً باید شادت بکند حتماً باید نسبت به دنیا بیخیالت بکند حتماً باید استحکام شخصیتی برایت ایجاد بکند حتماً باید اینقدر برایت استحکام بیاورد که دیگر دنیا راحت نتواند غصه به تو اضافه بکند(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) راست گفته پیغمبر؟ راست گفته اگر کسی دنیا بتواند به گریهاش بیاندازد داخل جهنم میشود؟@ اگر دنیا بتواند به گریه بیاندازد یعنی این آدم آدم بیعرضهای هست یعنی آدم شُلی است یک آدمی هست که دنیا میتواند یک مؤمنی را که آن عظمت را دارد به گریه بیاندازد این چند دقیقه آخر هم من راجع به این عظمت صحبت بکنم.@ در بحث بهشت اینها را مفصل گفتیم حالا باز یک مقدار بگویم شما نگاه بکنید ببینید ما داریم در یک شهری زندگی میکنیم به نام قم، این شهر بخشی از یک استان هست این استان بخشی از یک کشور هست این کشور بخشی از یک سوم خشکی زمین است.@ سه چهارمش که آب است یک سوم خشکی هم که نزدیک به 200 کشور رویش درست شده یکی هم ایران ماست این کره زمین یک بخشی از منظومه است به نام منظومه شمسی کوچک هم هست اندازهاش را دیدید این منظومه شمسی هم یک بخشی از یک کهکشان هست به نام کهکشان راه شیری یک عالَم بازو دارد.@ در گوشهای یکی از این بازوهایش یک منظومهای هست که اصلاً به چشم نمیاید حالا اینجا امکانات ندارد و إلا من این فیلمهایش را به شما نشان میدادم خدا رحمت کند حضرت امام را فرمود اگر منظومه شمسی در فضا گم شود فقط جبرئیل میتواند پیدایش کند یعنی اینقدر فسقلی است این منظومه در این کهکشان است.@ الان فعلاً بالای حداقل صد میلیون از ین کهکشانها فعلاً بشر رصد کرده باز آن هفته من یکجا میلیارد دیدم الان حداقلش را گفتم دارم میگویم حالا عزیزمان میگوید میلیارد، صد میلیون صد میلیارد از این کهکشانها اینها همهاش در قرآن میفرماید آسمان اولتان است.@ (و زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا) آن آسمان نزدیک را ما از این چیزها گذاشتیم، آسمان دوم چی؟ آسمان دوم پیامبر فرمود اصلاً این آسمان اول در مقابل آسمان دوم مثل یک حلقه است کلمه حلقه خیلی عجیب است یک حلقه است در آسمان دوم، دوم در سوم همینطور، سوم در چهارم همینطور، چهارم در پنجم همینطور، پنجم در ششم همینطور، ششم در هفتم همینطور، بعد این همه اینها باز یک حلقه هستند در این کرسی خدا(وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ).@ کرسی خدا(وسع) یعنی همه این آسمان و زمین را کرسی گرفته خیلی بزرگتر از آسمان و زمین است این کرسی خدا، پیامبر فرمود کرسی خدا در مقابل عرش خدا مثل یک حلقه است.@ عرش خدا، یک حلقه است این عرش چیه؟ فرمودند اگر کسی میخواهد عرش را بخواند باید انسان را بشناسد بداند عرش چیست(قلب المؤمن عرش الرحمن). خدا رحمت کند سید حیدر را فرمود عرش خدا را اگر میلیون برابرش کنند در یک گوشهای از سینه من جای میگیرد آدم است خدا آدم آفریده بینهایت خلق کرده.@ بینهایت ظهوری خلق کرده بینهایت ذاتی نیست بینهایت ظهوری است یعنی این آدم یکیاش حد ندارد، اسلام میگوید بهشتش به اندازه همه آسمانها و زمین است ما خیلی کوچک داریم زندگی میکنیم میخواهم این را بدانید که چرا پیغمبر میگوید(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) یک کسی که بتواند دنیا گریهاش بیاندازد به هم بریزید.@ به دعوا، درگیری، طلاق، عصبانیت، فحش دادن، حسادت، زودرنجی، حساسیت، بدبینی، بتواند بکشاند اینقدر این آدم بیعرضه باشد معلوم است این آدم باید در جهنم برود یک کسی که آن سرمایه جاودانه را که از عرش خدا بزرگتر هست سینهاش بردارد بیاورد بخاطر یک چیزی که اینجاست بنشیند گریه و زاری راه بیاندازد احساس حقارت به آن دست بدهد.@ اگر کسی افتاد به حسرت خوردن زندگی دیگران معلوم است خیلی کوچک شده زندگی دیگران بتواند تو را به حسرت بیاندازد، زن کسی، شوهر کسی، بچه کسی، پسر دختر بودن کسی، مال کسی، ماشین کسی، خانه کسی، مقام کسی اگر تو را اذیت کرد معلوم است کوچک هستی که میتواند اذیتت بکند.@ یعنی جهنم مانده قاعده نفس و قبر که یادتان نرفته میتواند تحقیرت بکند پس قابل حقارت هستی و اگر میتواند غمگینت بکند لیاقتت هم همین غم است امام کاظم(ع) فرمود(من إغتم کان للغم أهلا) یک کسی که مینشیند غصه میخورد لیاقتش هم همین غصه خوردن است واقعاً، لیاقتش تحقیر شدن است لیاقتش مسخره شدن است لیاقتش گریه کردن هست.@ تو بینهایتی علامت رشد بینهایتت این هست که روزبهروز به بینهایت راغبتر بشوی به الله، و مظاهر الله، (وَ عَظُمَ فی ما عِندَکَ رَغبَتُه) رغبتت به آسمان بیشتر بشود واقعاً میلت بشود این رغبت و میل یکطوری هست وقتی میاید در دل آدم، آدم اصلاً مسخرهاش میاید که بخواهد برای چیزی از این چیزها غصه بخورد و ناراحت بشود.@ اوه من چه دارم من چه نصیبم هست چه چیزی منتظر من هست و من بنشینم برای این چیزها وقت ندارم این کارها را بکنم. خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای وقتی به آن گفتند خانهتان را دزد برد گفت آقا حلالش، من اصلاً قیامت هم وقت ندارم بایستم به دزد بگویم برای چه بردی، مشغله دارم آنجا کار دارم.@ آدم خودش را شناخته گفت حلالش نمیتوانم به این مسأله فکر بکنم. حالا بعضیها برای چه چیزهایی مینشینند فکر میکنند خواب میبینند نقشه میریزند دندان قروچه میگیرند یک عالم در خواب فحش میدهند سر نماز با این و آن دعوا دارند.@ سر نمازشان هم آرامش ندارند دیگر ما خیلی کوچک میشویم اینطوری هستیم کوچک هستیم خدا لعنت کند آنهایی که ما را کوچک کردند خدا لعنت کند که زدند در سر ما و ما را کوچک کردند اصلاً رغبتهای فی ما عند الله را از ما گرفتند رغبتهای آسمانی رغبتهای بزرگ را از ما گرفتند و رغبتهای ما آمده در چه چیزهایی قرار گرفته و ما کوچک شدیم.@ خدایا به حق امیر المؤمنین به حق حضرت زهرا(س) ما را بزرگ کن ما را عاقل کن خدایا روزبهروز رغبت ما را به آنچه که نزد توست بیشتر بفرما.@ پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع موانع ظهور آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار مسلمین و مستضعفین جهان، حل مشکلات زندگی خودمان، مشکلات کشورمان، سلامتی رهبرمان، دفع بلاها از کشور و جامعهمان، و عزیزانی که مریض بودند امشب هم به من توصیه کردند که به شما عزیزان بگویم دعایشان بکنید به نفس پاک شما نیاز دارند.@ چندتا مریض هستند بخصوص مریض سرطانی هست که گفته حتماً از نفس شما استمداد کنیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سه صلوات بلند بفرستید.@
جلسه 028 - جایگاه عمل در سلوک انسانی
متن کامل (خام) جلسه 028 - جایگاه عمل در سلوک انسانی