بحث ما در مقام محمود به انواع صدقه رسید صدقه یعنی چیز هایی که ما از طبیعت خودمان به علامت صدق و دوستی در راه خداوند و تبارک و تعالی تقدیم می کنیم.
«و ان یثبت لی قدم صدق و ثبت لی قدم صدق»
صدقه تمام هدایای مادی و معنوی هست که ما در راه خداوند تبارک و تعالی و برای شبیه شدن به خداوند تبارک و تعالی و برای تشبه به حق تعالی می پردازیم در واقع رسیدن به مقام محمود علامت هایی دارد که اگر ظهور کرد معلوم هست که شخص صادق است و به سمت مقام محمود دارد نزدیک می شود و این نزدیک شدن به مقام محمود صدق دارد.
یعنی صدق می کند بر او که او به مقام محمود نزدیک شده ،اگر از شما در باره ی کسی بپرسند،که بگویند که آقا این آدم ، آدم خوبی است میگویند آدم کریمی است می گویند آدم خوش اخلاقی است می گویند آدم پاکی است ، شما به دل تان که مراجعه کنید به ساقه ارتباطی خودتان با این شخص که مراجعه می کنید می بینید که راست گفتند بله درست است
این حقیقتا آدم خوش اخلاقی هست ، حقیقتا حسود نیست ، حقیقتا خیر خواه است اینها علامت صدق هست یعنی اینکه این شخص با آن مقام نزدیک است و آن مقام به این شخص صدق می کند ، پس صدقه که ما می پردازیم برای این است که بتوانیم که یک عملیاتی هست که در ما توانایی و دارایی ایجاد می کند
صدقه در زمانها و مکانهای مختلف افضل دارد ،یک موقع الان افضل این است که بنده پول بپردازم گاهی اوقات افضل این است که سلام کنم ، گاهی وقتها افضل این است لبخند بزنم ، گاهی وقتها افضل این است که یک کار بدنی بکنم ،بسته به شرایط زمانی و مکانی بالاترین صدقه در مورد هرکس تفاوت می کند هم در مورد یک شخص و هم در مورد اشخاص مختلف در زمانهای مختلف
اینکه در ورایات افضل صدقه چنین و چنان هست یک موقع کسی نگوید بالاخره کدام شان هست همه اینها می تواند در زمانها و مکانهای خاصی افضل باشد بسته به این هست که در چه موقعیتی قرار بگیرد رزمنده ای که آب خودش را نمی خورد ، آب قمقمه اش را نگه می دارد ، که اگر تشنگی را تحمل کند ، که اگر در زمانی برادرش یا حتی دشمنش احتیاج به آب داشت به او آب بدهد این بالاترین صدقه برای او آنجا آب دادن هست برای همین در روایات از امام صادق (ع) داریم :
افضل الصدقه ابراد کباد حرا
بالاترین صدقه این هست که انسان یک جگر تشنه را یک جگر داغ و سوزان را خنک کند
بالاترین صدقه شما در تابستان مردم نیاز به آب دارند یکی از بهترین کار ها آب دادن هست در یک جلسه ،در یک هیئت در یک مسجد در یک جلسه که افراد جمعند یکی از کار هایی که با ارزش هست این است که شخص به فکر عطش بقیه باشد و به فکر تشنگی دیگران باشد در یک مهمانی یک نفر بتواند سقایت بکند و آبه به بقیه برساند تو اجتماع ظرف آبی بگذارند و به تناسب آبی به بقیه برسانند یا از همین ظروف هست که مختلف هست یا همین آب سرد کن ها اینها خیلی ارزش دارد فوق العاده این کار ، کار با عظمتی است
بسیار سفارش شده که انسان به فکر عطش دیگران باشد و این کار جزئ کار های با فضیلت هست که ازش نباید اصلا غفلت کرد
من یادم هست یکی از بزرگان با من تماس گرفت و من گفتم این بزرگ با من چه کار دارد مثلا با من تماس گرفته چی می خواهد از من ؟ گفت فردا وقت داری بیایی پیش من گفتم بله می آیم گفتم امرتان چیست گفتند فردا می خواهم شما آب بدهید مثلا شهادت حضرت زهرا بود و هوا خیلی گرم بود گفت یک جایی می خواهیم به مردم آب بدهید
کار ، کار بزرگی هست در جایی که دهها هزار جمعیت می آیند و می روند و احتیاج به آب خنک دارند چند نفر بایستند به مردم آب دهند من یادم هست که قبل از این که به اصطلاح من آسیب بدنی ام جدی شود و نتوانم حتی گاهی وقتها یک پارچ آب هم دستم بگیرم می توانستم خم شوم به طور طبیعی سالهای سال تو هیئت فقط آب می دادم کارم آب بود
یعنی حاضر نبودم که کسی این کار را از من بگیرد کار با ارزش هست
از ائمه یجعل الله من تنقر به لدینک و لا تستغفر کار خوبی هست این در جایی کار خوب هست یک موقع می بینی این کار اصلا صدقه نیست برای یک نفر این دیگر صدقه نیست و یک کار بهتر و بزرگتری انجام بدهد ،یک موقع باید به آن بپردازد
پس در زمانها و مکانهای مختلف بالاترین صدقات فرق می کند فرمول کلی اش این هست که هر کاری که بیشتر دردتان می آید بیشتر فشار می آورد به طبیعت تان اذیت تان می کند بدنی ، باید گرما و سرما تحمل کن باید از عزت تان سرمایه گذاری کنید ،اینجا باید آن کار را انجام بدهی آنجا آن برای تو صدقه هست
اگر می بینی خیلی آدم متکبری هستی آدمی هستی که خیلی به ظواهر به قول امروزی ها به کلاس و پرستیژ اهمیت می دهی باید این را بشکنی ، شکستنش هم این هست که تو هیئت توی جمع پست ترین نوع کار را تو انتخاب کنی و آن را انجام بدهی سخت ترین نوع کار ، توی یک مهمانی ،توی یک اردو ، در یک جلسه خانوادگی ، در یک اجتماع ببین که پست ترین نوع کار که معمولا افراد طبع شان نمی گیرد که آن کار را انجام بدهند آن کار را شما انجام بدهی ،جمع آوری زباله است نمی دانم کار های دیگر هست
هر موقع ای یک کاری هست که تغییر می کند بسته به شرایط زمان انسان باید برود به سمت این نوع صدقات ، صدقاتی که از چی باید بپردازد تو آن شرایط از طبیعتش باید بپردازد ، تو هیئت توی دسته های سینه زنی یا توی تظاهرات اگر بخواهی با کلاس بروی و بیایی ممکن است که کارت ثواب داشته باشد کارت ارزش دارد به هر حال ثواب جهاد برایت می نویسند
توی یک راهپیمایی می روی یا در یک نماز جمعه شرکت می کنی این عیبی ندارد ولی یک موقع می بینی نفست قبول نمی کند که مثلا پرچم دستت بگیری یا یک پلاکارت یا یک عکس دستت بگیری ، اتفاقا باید آن موقع این کار را انجام بدهی ،موقع ای که قبول نمی کند این کار را انجام بدهی و این کار را بکنی به اصطلاح هموار کنی در مراسم سینه زنی ها بعضی وقتها افراد شرکت در این مراسم می کنند گاهی وقتها اگر عزاداری هم بشود عزاداری هم می کنند مثلا یک سینه این جوری هم می زنند اما تو خودش نیست که مثلا بلند شود لباسش را در بیاورد مثلا یک سینه به قول امروزی ها یک سینه مشدی و درست و حسابی بزند این می شود چی ، این می شود تکبرش ، توش نیست که این کار را بکند ، پا شود داد بزند مثلا فریاد بزند ، پا شود تظاهر به این کار کند که این طبیعتش کم شود و الا وقت می روی توی این مجلس این طوری می رود اتو کشیده می رود تو مجلس و اتو کشیده بر می گردد به جای این که از طبیعتش کم بشود چی می شود به طبیعتش اضافه هم می شود ، این را باید توجه کرد
گاهی وقت ها داشتن یک صورت مقدس از طبیعت انسان کم می کند گاهی وقت ها داشتن یک صورت مقدس به طیبعت انسان اضافه می کند یک جا اگر عبا روی دوشت باشد ممکن است دیگران خیلی در دلشان بیاید و مسخره ات کنند اینجا این کار را از حجم طبیعت کم می کند و نورانیت می آورد
یکبار عبا روی دوشت بیاندازی خودت هم گیج می شوی فکر میکنی یک چیزی همه شده برای تو آنجا نباید اصلا آن عبا رو روی دوشت بیاندازی ، اگر هم انداختند تو نیانداز یکجا سخت است انگشتر دست کردن ممکن است چند نفر بگوید که عاشق شده نمی دانم مقدس و مذهبی ،جایی که نمی پسندند تسبیح دست گرفتن آنجا باید بگیری دستت و انگشتر دستت کنی
یکجا اگر داشته باشی یقه ات را ببندی یقه تقوای که می گویند این را ببندی و انگشتر دستت کنی و تسبیح دستت بگیری این خلاصه نفست خطرناک میشود باید اصلا ذکر بگویی نه لبت را تکان بدهی نمی دانم نه تسبیح دستت بگیری نه انگشتر دستت باشد بسته با این که کجا هست این خیلی مهم است کجا ها هست تو چه شرایطی این مهم است
عرض کردم اساتید به ما می گفتند که با عشایر خلوت دارید خلوتهای طولانی و شب حتی جلوی آنها هم عبادت نکنید و نماز شب نخوانید گاهی وقت ها خطری است ،گاهی وقتها 4 تا دوست با هم جمع می شوند می گویند برویم با همدیگر صفا کنیم خطرناک است بی ظرفیتی می کنید چیز هایی از شما صادر میشود که اخلاص درش نیست و بی تقوایی است و دور می شوی
گاهی وقتها اگر غذاکم بخورید بد است چون غذا کم بخوری می گویند این آقا با تقوا است و غلبه بر نفسش دارد خودت هم کیف می کنی به قول ابن سینا گاهی وقت ها انسان از لذت های حسی برای لذات خیالی چی ؟ می گذرد این را تو صحبت شقاوت توضیح دادیم ، می گذرد
آره تو هم نمی دانی ناشی هستی نادان هستی یک دفعه همچین رعایت می کنی این ظواهر را که 4 تا صورت مقدس به تو بچسبانند که بگویند چه آدم با تقوایی است آن غذایش چقدر عرفانی بود غذا خوردنش نمی دانم چقدر رعایت می کرد نمی دانم مثلا قبل از غذا نمک خورد اگر می بینی ظرفیت نداری قبل از غذا نمک نخور ، مستحب است قبل از غذا نمک خوردن
ولی می بینی نفس پدر سوخته بلا سر آدم می آورد ، آن روز آنجا نمی خواهد تو قبل از غذا نمک بخوری من الان نمک بزنم ، آ چقدر حالا مستحبات را رعایت می کند ظرفیت نداری بسم ا الرحمن الرحیم نگو تو دلت بگو ،نیاز ندارد هر لقمه برداری بسم ا بگویی یکبار بگوی الحمدلله و ظاهرا داری یک مستحب را رعایت می کنی اما داری با فحشا زیاد نفست را آلوده می کنی هرزه اش می کنی ، کثیفش می کنی آن وقت بعدا هم به راحتی از این هرزگی در نمی آید توجه فرمودید
بحث صدقه بحث مهمی است یعنی آنی که صادقانه به کسی تقدیم کنی به خدا تقدیم کنی به خداوند تقدیم کنی با هیچ کس نمی خواهی شریک شوی
خوب آخرین روایات این بود که ( ولذی نفس بیده ما انفق الناس من نفقه احب من القول اخلق )
اگر کاری می خواهی بکنی واقعا با صدقه حضرت دارد قسم می خورد نبی اکرم (ص) قسم به کسی که جانم در دست اوست « هیچ صدقه ای بالاتر از حرف نیک نیست ، گفتار نیک نیست قول خیر نیست »
این را آدم فریاد کند باید تمرین کند ، انسان باید سال ها زحمت بکشد تا یاد بگیرد قول خیر داشته باشد قول خیر غیر از قول مودبانه است
گاهی وقت ها انسان ادب دارد ولی بی تربیت در عین ادب داشتش در عین ادبش تمام ادب داشتنش نیش زدن و له کردن و مسخره کردن و تحقیر کردن و عرض کنم خدمت تان جسارت و بی ادبی است این حرف خوب نیست این خوب نیست گاهی وقتها شما در قالب ادب سوال مطرح می کنید اما سوالت عین بی ادبی است عین بی ادبی نباید سوال مطرح کنی این خیلی مهم است پس شرایط خیلی اهمیت دارد این را باید بسنجی ، هر دفعه که می خواهی کاری بکنی باید به دلمان مراجعه کنیم
امام امت خوب یک عالم بود و موظف هم بود به عنوان یک عالم وقتی کسی از اعضاء یا کسی از دوست تان مریض هستند به دیدار شان بروند یکبار گفتند فلانی مریض است نمی آیید برویم فرمودند نه چند بار گفتند شما باید بروید فرمود نه اخلاص ندارد اگر بخواهیم بیایم میروم که بهم بگویند فلانی آمده گفت این خوب نیست برای خدا نیست نمی روم یعنی حاضر است بد نامی اش را بخرد ولی این جوری نفس خودش را اشباع و ارضا نکند
مهمانی رفتن مهمانی دادن ، سرکشی کردن ، کمک کردن ، هدیه دادن و خیلی چیز ها از این قبیل انسان باید مواظب به نیت و کار هایش باشد تازه کار ها و ناشی ها زیاد به این دام می افتند
انشاءا اینقدر می خورند زمین تا یاد بگیرند سر پا خودشان را نگه دارند روی این باید کار کنند قول خیر نه یعنی اصلا کلامات خیر هست گاهی وقت ها ممکن است مودبانه هم نباشد اما شیرین باشد جواب است اما به موقع است یک آتشی را خاموش میکند درش یک تواضع هست ، سازندگی دارد گاهی وقتها یک کلمه هست که خیلی مودبانه است اما قساوت قلب درش هست مودبانه است ولی بی رحمی درش هست
یادم هست یک موقع ای تو جبهه من مجروح شده بودم برده بودند من را عقب از توی آمبولانس داشتم نگاه می کردم دیدم آقای آمده بود به مسئول تدارکات یک جای می گفت تو را خدا یک مقدار وسایل بده من برای بچه ها ببرم جلو حالا نمی دانم چی بود اسلحه بود غذا بود این ها بود می خواست ببرد بعد آن یک ذره ناز می کرد و هی سر سختی نشان می داد می گفت من نوکرتم دستش را می گذاشت اینجا من چاکرتم
یک موقع باید بگویی نوکرتم چاکرتم خوب اصلا این خلاف ادب و اینهاست بعد اگر ادب را رعایت نکنی آنجا یک جهنم درست می شود کاری نمی شود کرد می گفت من نوکرتم چاکرتم سگتم ببین اگر باور نداری او او او شروع کرد یک چند تایی هم زوزه کشید این کار را کرد آن طرف را شکست و خردش کرد ، این کار را کرد ظاهر کلام ، کلام مودبانه ای نیست ولی با این کار طرف را وادار کرد ، دید از دست این نمی تواند نجات پیدا کند که ببرد چی کار کند که برود برای رزمنده ما امکانات بگیرد
حالا یک آدم متکبر باشد می گوید رفتم گفتم خوب ندادند به چی ـ حالا آن جلوی آنها غذا گیر شان نمی آید جلوی آنها تکه تکه بشوند این آقا باید منشش را حفظ کند ، آقایی اش را حفظ کند توجه می کنید یک چیزی به شما بگویم
علت غیبت امام زمان ما در درجه اول تو خواص است همیشه تو خواص به عوام می رسد در خواص مهمترین علتی که نگذاشت خواص بیافتند به خدمت امام زمان چون همه خواص درست دارند آقا بشین ، کار کردن ، لخت شدن و رفتن توی میدان ، فداکاری از امکانات و اعتبارات اجتماعی کردن کار هر کسی نیست
زمان جنگ طلبه بود نمی رفت جبهه که یک موقع به درجه آقایی لطمه نخورد و عقب نماند گفتم ساعت قبل کلی دکتر و مهندس بودند که می گفتند اگر ما برویم دیگر از درس عقب می مانیم دیگر بقیه از ما جلو می زنند این شهوت دیگر شهوت عقلی نمی گذارد انسان لذایذش را انجام بدهد
خب به آقا شدن و بزرگ شدن فوق العاده خطرناک است دیگر نمی گذارد آدم صادق باشد نمی گذارد حس اینکه من بخواهم یک سر و گردن از بقیه بالاتر باشم و یک کلاسی داشته باشم یک برو بیایی داشته باشم به من توجه بشود این بسیار بسیار خطرناک است و این نمی گذارد که انسان که خیلی وقتها قول خیر داشته باشد قول خیر نداشته باشد بزرگی خیلی خطرناک است
و لا تحبس لی عزا زاهدا الی لی ذلته باطنته عند نفسی بقدر ها
چقدر مهم امام سجاد در دعای مکارم عرض می کند : خدا برای من هیچ عزت ظاهری تو چشم مردم ایجاد نکن مگر اینکه به همان اندازه پیش خودم خوارم کنی پیش خودم ذلیلم کنی
وای به حال کسی که بزرگ شد و این بزرگی را هم بپذیرد وای به حال کسی که دیگران بهش احترام بگذارند و فکر کند که دیگران باید به او احترام بگذارند
فکر کند دیگران باید جلوی پایش بلند شوند و دیگران باید برای او صلوات بفرستند و دیگران باید بهش یک خدمات ویژه ای بدهند خودش هم باور کند ، بپذیرد این بزرگی را
ما آدم داشتیم که رفته درس خوانده یک چهار تا کلاس یا در دانشگاه یا در حوزه حالا برای بابا و نه نه اش هم کلاس می گذارد ، یعنی فکر می کند اگر مسئول شد مدیر شد رئیس شد فکر میکند پدر و مادرش هم باید یک حرمت خاصی داشته باشند
اگر وقتی که کاره ای شد رفت خانه ننه اش دید مثلا نان ندارد گوجه ندارد پیاز ندارد یا زباله اش مانده سختش است مثلا برود نانوایی نان بگیرد ، میوه بگیرد سر کوچه یا مثلا گوشت بگیرم پیاز بگیرم سر قصابی محل گوشت بگیرم من بروم زباله را دستم بگیرم بروم سر کوچه ،خیلی ها هستند وقتی می روند خانه پدر و مادر شان فکر می کنند آنجا مهمانند فکر نمی کنند غلام آن خانه است
قبل اینجوری بوده ولی حالا یک چهار تا تکانی خورده تکان مالی خورده یا چهار تومان پول کمک کرده به پدر و مادرش نمی دانم یک مقدار به این و آن کمک کرده واقعا بزرگ می شود پیش خودش با کار خیرش ، خیلی ها با عبادت و چهار تا نماز شب خواندن و جبهه رفتن و عملیات رفتن و طلبه شدن و درس دادن و نمی دانم 4 تا خواب دیدن بزرگ می شوند ، پیش خودشان و این عین ذلت و خواری است
امام سجاد (ع) می فرماید هیچ عزت ظاهری برای من ایجاد نکن مگر اینکه در نزد خودم ، خودم را خوار کنی کوچک کنی
می گویند آقا پدر زن مثل پدر است و مادر زن مثل مادر است باید دست شان را ببوسی چی من دست پدر زن و مادر زن را ببوسم من طلبه ده سال درس خوانده منه سپاهی منه بسیجی منه جبهه رفته منه نمی دانم رئیس فلان پدر زن و مادر زن من آدم بدبختی هستند
آدم های فاسقی هستند من بروم دست آنها را ببوسم نمی توانی یعنی خیلی ذلیلی و بیچاره پیش خدا هم ذلیلی و پیش خودت هم بزرگی کردی آن هم توهم و وهمی و خیالی
خیلی ها هم حتی جلوی استاد شان هم نمی توانند این کار را کنند به حدی این تکبر شان هم زیاد است که جلوی بزرگتر های شان هم نمی توانند این کار را بکنند حتی جلوی همردیف های خودشان هم اصلا کوتاه نمی آیند اهل تواضع جلوی همردیف های خودشان نیستند
تعریف می کند کیفش این هست که من زمانی که دانشجو بودم چنین بودم چنان بودم تو دانشجو های دیگر به زور کسی می توانست با من حرف بیزند و زور وقت می دادم که دیگران را من حرف بزنند این قول خیر خیلی مهم است که انسان بتواند که ازش خیر بیاید ، کار خیر ، حرف خیر ، کلام خیر ، یعنی آنچه که بهش درست می کند آنچه که دلها را آرام می کند شاد می کند ، فاصله ها را کم می کند ، کینه ها را کم می کند و از بین می برد ، حسادت را از بین می برد ، تردید ها را از بین می برد و دودلی ها را کم می کند
1172 سال غیبت امام زمان مال این هست که شیعیان شان حاضر نبودند برای شان کوچکی کنند برایش خدمت کنند مثل یک فرزند مثل یک پدر اگر هم خواستند کاری کنند حتی بزرگان دین بسیاری از بزرگان دین اگر می خواستند کاری کنند با حفظ آقایی شان می خواستند این کار را کنند
من الان مرجع تقلید سراغ دارم توی قم وقتی می آید نماز جماعت بخواند مرجع تقلید است صبح ها می بینمش سحر ها که من می زنم بیرون بیایم تهران یا گاهی وقتها که می آیم بروم حرم می بینم که پیاده دارد می آید پیرمرد از یک مسیر طولانی نه اجازه می دهد سوارش کنی نه اجازه می دهد که بروی سمتش اصلا پیر مرد یواش می آید تا حرم زیارتش را می کند و می رود
غالب مراجع را من می بینم که موقع سحر ها ، که پیاده دارند می روند تک و تنها می روند پیاده به حرم همراه هم نمی برند ، می آید نماز جماعت شرکت می کند امام جماعت بعد وقتی مکبر می گوید ان ا و ملائکته یصلون صلوات را می خواهد بفرستد این صلوات مرجع از صدای بقیه مردم بلندتر است چون نمی خواهد آقایی کند
طلبه داریم 2 سال رفته حوزه درس خوانده در جایی می خواهند صلوات بفرستند نمی تواند صلوات بلند بفرستد اصلا عرضه ندارد اعلام صلوات کند فکر می کند اعلام صلوات کردن ، تو حرم شما بروید خواص کمتر اعلام صلوات می کنند کی ها اعلام صلوات می کنند عوام ، اینها بزرگند ،اینها آدم بزرگی اند
یکی از اساتید که من می شناختم از اهل توحید ، بزرگ خیلی بزرگ اهل توحید یکبار من رفتم منزل ایشان خودم به نماز گفتم من حالا بروم مسجد نماز بخوانم بعد بروم منزل ایشان ، من الان بروم مزاحم ایشان می شوم رفتم دیدم که اتفاقا ایشان هم آنجاست و ایشان هم دارد اول وقت نمازش را می خواند ، امام جماعت را می شناختم بعدا امام جماعت را که دیدم بهش گفتم فلان آقا را می شناسی گفت نه گفتم آقای فلانی خیلی بزرگ است از اولیاء خداست از بزرگان خداست ، گفت نه نمی شناسم گفتم من آن شب مسجد دیدمش پشت سر شما ایستاده و نماز می خواند گفت چه شکلی است ؟ گفتم این طوری است اینجوری است لباس این طوری می پوشد گفت آهان مشهدی فلانی را می گویی گفتم آره گفت اینکه همیشه اذان می گوید وتعقیبات نماز را این می خواند
ما الان چهار تا کلاس می رویم زور مان می آید تعقیبات بخوانیم پا شویم اذان بگوییم پا شویم صلوات بفرستیم مرجع تقلیدی که خودش در عزاداری ها پا برهنه حتی تو آفتاب پا برهنه می رود جلوتر از همه می رود و سینه می زند
خدا رحمت کند امام را امام مراجع به ایشان گفته بودند توی نجف که هستی پا می شوی می روی حرم تو این شلوغی مثل عوام مردم می روید حرم ، مثلا بقیه می نشینید مفاتیح دست می گیرید مگر مرجع مفاتیح دست شان می گیرند مرجع باید با کلاس برود جلو و جلوی آقا ها و امامان کلاس بگذارد خیلی اما را تحویل نگیرد
باید این جوری باشد چرا مثل بقیه مردم می روید تو جمعیت سینه می زنید عبایش می افتد و عمامه اش می افتاد لهش می کردند بعد بهش می گفتند چرا شما تو این شلوغی پا می شوی می روی آنجا می گفت هر چی به هر کس می دهند توی همین شلوغی میدهند ،خلوت برویم خاص برویم جلو برویم و پای مان را له نکنند راه برای مان باز شود به کلاسمان بر نخورد هول مان ندهند نیاندازند مان ،این همه اش بدبختی است از کوچکی است که این جوری میشویم از حقارت از بی ظرفیتی است
روایت بعدی از نبی اکرم (ص) از حضرت رسول سوال کردند که :
لما سئل ان افضل صدقه : آقا بالاترین صدقه چی است ؟
فرمود :علی ذالرحمه کاشه
بهترین صدقه ،صدقه ایست که تو به فامیل کینه ورزت می دهی
فامیلی که خوشش نمی آید از تو ، ما خوبی های مان را به کسانی میدهیم که ما را دوست دارند و ما را تحویل می گیرند ، قبول مان دارند ، تایید مان می کنند ، توجه کردید ، حتی پدر و مادر ، پدر و مادر می گویند این بچه ،بچه خیلی خوب است حالا اگر بگویی برای چی ،بچه خیلی خوبی است حالا مثلا تایید می کند حالا آن بچه مثلا می گوید بابا مثلا خمست را بده نزول خوری نکن بابا جان ، نمازت را به موقع بخوان از این بچه خوشش نمی آید کمکی هم بخواهد بکند نمی کند
یک عمر هست که می خواهد به برادر زاده اش کمک کند می بیند کدام شان چاپلوس تر و مطیع تر هست می برد و به اینه کمک می کند ما هم وقتی خودمان می خواهیم کمک کنیم کمکهای ما غالبا رنگ حیوانی دارد ببینید حیوانات ، درنده ترین حیواناتند وقتی بهشان محبت بکنید بهتان محبت می کنند تو این سیرک ها پر اند از حیواناتی که از قاعده محبت مربی شان اینقدر بهشان محبت کرده دیگر به مربی کاری ندارند رفیق اند با مربی
گاهی وقت ها جان شان را حاضرند به خطر بیاندازند برای مربی این اقتضای آدمیت نیست ،که عزیز ترین کسانش را فقط به اینها کمک کند ولی از یکی از کسی که از آدم انتقاد دارد زیر سوال می برد آدم را از آدم خوشش نمی آید تحویلش نگیری ، بهش محبت نکنی ، بهش احترام نکنی
امام امت این را به کرار در زندگی امام دیدند مقام معظم رهبری همین طور هست یقین دارم خبر دارم کسانی که آقا را فحش می دهند علیه آقا مقاله می زنند نمی دانم ولایت فقیه را زیر سوال می برند حسادت می کنند آقا خیلی بهشان می رسد نیم گذارد زندگی های شان لنگ بماند ، نمی گویند که من دادم گاهی وقتها لازم هست که آدم بگوید ولی قطع نمی کنند
گاهی وقتها بعضی ها که رئیس جمهور می شوند ، وزیر می شوند مدیر می شود هر کس که تو خط شان نباشد همه را چی کار می کنند له می کنند رئیس می شود نخست وزیر می شود وزیر میشود نمی دانم چی می شود هر چی کالا هر چی به یک جایی برسد اول مخالف های خودش را له می کند
می گوید صدقه بالاترین صدقه ، صدقه ایست که به فامیلی بدهی که آن فامیل از تو خوشش نمی آید ، کینه ورز هم هست اتفاقا ،ما نه اگر به ما بگویند ما می گوییم نه آن فلان فلان شده خیلی آدم بد و خبیثی است خیلی آدم بدی است هنر این است به کسی محبت کنی که نسبت به تو بد است
امام در قم که بودند می رفتند توی مسجدی ، خودش مرجع بود پشت سر یک آقایی همیشه نماز می خواند بعد می گفتند این خیلی فحش می دهد پشت سر شما ، شما را فاسق می داند شما را مسلمان نمی داند پشت سر شما بد می گوید امام می گفتند مرد خوبی است بنده ی خدا از صمیم قلب به من فحش می دهد ، یعنی برای خدا فحش می دهد این واقعا بیچاره فکر می کند که من مثلا یک آدم فاسق و بدی هستم رو اخلاصش واقعا فکر کرده ،این جوری فکر کرده که من را شناخته ، رو اخلاصش برای خدا به من فحش داده ، آدم خوبی است شما چیزی نگو بعدا می رود پشت سر آقا نماز می خواند ما کافی است یک نفر به ما بد بگوید ،یک نفر با ما مخالفت کند یک نفر پشت سر مان حرف بزند یک موقع می توانیم کاری بکنیم اما نمی کنیم کارش را لنگ می گذاریم نوبتش را عقب می اندازیم
تو این ادارات شما نگاه کنید یک معلم بیچاره را مثلا فرض بفرمایید با هزار و یک مشکل می داند که این مثلا تو خط این نیتس و تو خط رئیس جمهوری که این می خواسته این رای نداده ، تبعیدش می کند و می فرستند او را توی روستا ، این را می دانید تو قیامت چند هزار سال معطلی دارد ،چند هزار سال می دانی
که ما با یک نفر که از ما خوشش نمی آید این طوری رفتار کنیم چون از ما خوشش نمی آید چون به آنی که ما گفتیم رای بده رای نداده چون توی خط ما نیست چون تو حزب ما نیست چون آنی که من قبول دارم او قبول ندارد ما لهش می کنیم
تحویلش نگیریم محرومش کنیم ، آن که من دوست دارم دوست ندارد ،استاد من را خوشش نمی آید خوشش نمی آید از استاد من نمی دانم از فلان چیز من خوشش نمی آید
می گوید آقا شما چرا این کار را کردی چرا مثلا این ظلم را کردی ، می گوید ولش کن مثلا می گوید اینها لر اند لر ها را باید له کرد ترک اند ، این ها افغانی اند اینها را باید این طوری کرد اینها عرب اند باید را عربها این طوری برخورد کرد
اینها مال فلان طایفه هستند ،ببینید اینها حب و بغض های خیلی خطرناک هستند همه اینها جهنمی اند ما اینها را خیلی دست کم می گیریم تو زندگی مان هم پر است و برای هر کدام شان هم هزاران سال معطلی داریم تو قیامت
ببینید چقدر لطافت دارد صدقه یعنی از خودت تخلیه بشوی ، صدقه یعنی آنی که با تو خوب نیست و تحملش کنی صدقه یعنی اینکه آین که مثل تو فکر نمی کند را تحملش کنی ، بابات است مادرت است خواهرت است برادرت است همسرت و فرزندت ، دوستت آن چیزی که تو می خواهی نیست اذیتم می کند می شود صدقه تحمل کردنش باهاش خوب بودن ، ما از بابامان بد مان می آید چون با خیلی از چیز های ما سازگاری ندارد
از مادر مان بد مان می آید چون با خیلی از چیز های ما سازگاری ندارد خیلی وقتها این خودخواهی ها رنگ مذهبی می گیرد می گوییم چون مادر من بی حجاب است مادر من تو جمع آداب را رعایت نمی کند ،نمی دانم دست می دهد با نامحرم بابام آدم فاسقی است مشروب می خورد
من حزب اللهی ام اصلا هیچ وقت نباید تو حزب اللهی هستی و آنها فاسق هستند تو موظفی از لحاظ شرعی به آنها محبت کنی حق نداری بی ادبی کنی ، حق نداری جسارت کنی گناهی کردن در مقابل گناه شان تذکر بده ، امر به معروف و نهی از منکر کن
قرآن گفته اگر شما را به جیزی دعوت تان کردند ،به شرک دعوت تان کردند شما قبول نکن اما مودبانه قبول نکن ، ما خیلی وقت ها بی ادبی های مان نسبت به پدر و مادر نسبت به استاد مان و نسبت به آدم محترم نسبت به خواهر و برادر های مان رنگ مذهبی بهش می دهیم بلکه وجدان خودمان راحت کنیم از آنها گناه سراغ داریم نگه می داریم تو ذهن مان یکی از کثیف ترین کار ها این است که گناهان دیگران را تو ذهنش نگه می دارد ، عیب ها را ذخیره می کند تو ذهنش خیلی کار زشتی است این کار که بعد بگوییم فلانی را اگر لهش کردیم و تحویلش نگرفتیم برای این بود که این چنین و چنان داشته
گاهی وقتها نسبت آدم نسبت به همسر خودش این طور هست آمده می گوید این زن دیگر به درد من نمی خورد ، می خواهم ازش جدا شوم برای چی ؟ بعد توجیهات مقدس می نشیند درست می کند نمی گویم من بی تقوا ام می گوید آره چند تا عیب عرفانی ازش می گیرد چند عیب عقیدتی ازش می گیرد چند تا عیب اخلاقی و احکام ازش می گیرد نمی دانم حجاب زن ضعیف است نمی دانم این جوری اینطوری است تا این را طلاق بدهد برود ، نمی فهمد که چه گناه عظیمی مرتکب می شود یک نفر را یک دفعه پا به هوا رها بکنی آن وقت یکدفعه با آن وضعیت است این خیلی جنایت است الان هم ممکن است آن جنایت اینقدر بزرگ خدا کاری باهات ندارد آن خیلی بزرگ است می گذارد برای شب اول قبر و بعد
خب ضعف دارد آدم جبران می کند خب ضعف برطرف میشود خب ضعف قابل آموزش است مشکلات عقیدتی اخلاقی ضعف احکام قابل حل است
بالاخره ما اگر بخواهیم به قوم صدق برویم به سمت مقام محمود قدم صدق معنایش این است یکی از وجوهاتش این است که آنی که با تو خوب نیست بتوانی خوشت بیاید ازش بتوانی دوستش داشته باشی بتوانی بهش محبت کنی بتوانی حق و عدالت را در موردش رعایت کنی بتوانی حسادت نکنی خیلی وقتها ما با حسادت مان دیگران را له می کنیم
حسادت حرام است ،حسادت حسادت از بزرگترین گناهان کبیره است حاسدت یعنی دیگران را در تنگنا قرار دادن ،حسادت حق نیست ، نسبت به برادرش حسادت می کند چون برادره عرضه داشته با صفا بوده نسبت به پدر و مادر مودب بوده موفق بوده در راه جلب رضایت پدر و مادر ، خب تعریفش کردن خب تمجیدش کردند آدم بزرگی شده درس خوانده مهم شده مدرک گرفته مهم شد حالا ما هم تحملش را ندارم تحمل بزرگی اش را نداریم این ظلم بزرگی است حسادت ، حسادت آدم را ظالم بار می آورد یک شمر عادل می شود گاهی وقتها آدم شمر است یعنی واقعا شمر میشود ولی مذهبی و متدین
کسی که می خواهد به مقام محمود برسد هیچ وقت هیچ کس جایش را تنگ نمی کند یعنی راحت تحمل مخالف خودش ، ضد خودش ، حریف خودش ، رفیق خودش را دارد تو خانه ، تو فامیل ، تو کار تو فعالیت های اجتماعی این طوری نیست که برایش جای تنگ بشود
یک کسی رفته بود گفته بود که آقا شما چرا فعالیت برای امام زمان میکنید این کار را بسپارید به ما شما نباید این کار را بکنید ای بابا می خواهی برای امام زمان کار کنی یک عده هیم می خواهند کار کنند برای امام زمان هر کاری هم بکنی کم است ، چون امام زمان هنوز ظهور نکرده ، اینقدر باید کار زیاد بشود تا حضرت ظهور کند موانع برطرف شود ، بعضی نسبت به کسی که به امام زمان خدمت می کند حسادت می کند این را ببینید که آدم چقدر باید کوچک باشد حالا اینجا یک موسسه هست دو تا خانه روبرو هم یک موسسه بخوره آدم باید شاد بشود خوشحال بشود به همدیگر کمک کند یک پایگاه بسیج بزند یک هیئت روبروی هم هست خیلی خوب شما نمی توانید هیئت ها را ادغام کنیم خیلی خوب شما هیئت دارید کمک همدیگر کنید
چون یک هدف داری دو تا سنگر هم باید به همدیگر توشه و آذوقه و اسلحه برسانند یعنی چی با همدیگر رقابت هیئت ما اینطوری است ،مسجد ما این طوری است ، نمی دانم موسسه ما اینطوری است ، این موسسه این طوری است خیلی بد است این حس ها ، حس های خیلی خطرناک است
در صدقه خود صدقه یعنی کنده شدن یعنی آدم می کند دیگر از خودش چیزی را ، تو صدقه یکی از چیز ها که ممکن است این کنده شدن را ضعیف کند این هست که انسان دوست دارد که بقیه صدقه اش را ببینند تعلق دارد به این
یک موقع هست که انسان تعلق ندارد به این که ببیننش یا نبیننش برایش مهم نیست
ببین قرآن چقدر زیبا می گوید و یکفر عنک من سیائته خدا بعضی از گناهان شما را می پوشاند و بما تعلمون خبیرا خدا البته به کار هایی که شما می کنید با خبر است
حالا شما مخفی کردید کی می خواهد غیر از خدا بداند مگر غیر از خدا کسی بداند مهم است ، هان نه یک جا موظفیم که صدقه آشکار بدهیم که برای اینکه دیگران هم باد بگیرند برای خدا این کار را باید بکنید باید بکنید باید انجام بده
یک موقع وابسته این هستیم که دیگران بدانند این خوب نیست برای ما مهم است این خوب نیست ولی اصلا یک موقع مهم نیست
من یادم هست با چند تا از رفقا رفته بودیم سفر چند وقت پیش یک مسجدی بود آنجا همه عبادت میکردند وسط بیابان ، همه می رفتند توی آن بیابان تو گرمای کویر پناه می بردند آب خنکی بود عرض کنم خدمتتان استراحتگاهی بود نمازی بود اول وقت چقدر خوب بود چقدر کار خوبی بود خدا خیر بده هر کس این کار را کرد ثواب بده بهش انشاءا بعد می خواستم کمک کنم پول نداشتم گفتم یک مقدار کمک کنم
به این مرکز حالا 100تومان 200تومان 400 تومان 1000 تومان دست کردم تو جیبم دیدم پول ندارم به همراهم گفتم در اتومبیل را باز کن که من لباس بردارم از تو لباسم پول بردارم بعد نمی دانستم کجا باید ببرم بدهم دیدم یکی گفت آنجا باید بدهی ، دیدم هر کدام از همراههای من بدون استثناء رفته بودند کمک های شان را کرده بودند خود مان خنده مان گرفته بود گفتیم دل ها چقدر شبیه به هم هست الحمدا همه بودند همه هم رفته بودند کمک های شان را کرده بودند هر کس ولی مخفی رفته بود آن کار را کرده بود
گفتم چقدر خوب است این همراهی همه یک جور فکر می کنند خیلی خوب است به هر حال همه ما می خواهیم برای بابا مان امام زمان کار کنیم آشکار کار بکنیم آشکار کار بکنیم ، آشکار کمک کنیم خیلی خوب است ولی یک مقدار هم باید مخفی باشد این هم خیلی مهم است حالا این مخفی بودنش درد می آورد آدم را دیگر کم میکند پس چون درد می آورد در واقع دارد طبیعت را چکار می کند بیشتر می کند از انسان ، برای همین در روایات داریم ( الصدقه تدفع غضب رب ) صدقه مخفیانه غضب خدا را از انسان برطرف می کند
یعنی اگر انسان در مقابل گناهی مورد غضب خدا هست وقتی می رود مخفیانه به کسی کمک می کند آن غضب خدا چی می شود برطرف می شود ازش
حدیث بعدی از امام صادق (ع) هست در همین زمینه می فرماید که :
لا تتصدق علی عین الناس لیزکوک : جلو چشم مردم هی صدق نده
حالا این صدقه را که اعلام می کنیم یک موقع قطعش نکنید نه اینها چیزی نیست صدقه ،صدقات منظر یک کار های خاص و مهم ویژه و اینها ست ،اینها که یک پول پفک هم نمی شود ما فقط دل خودمان را خوش می کنیم که داریم کاری می کنیم
لا تتصدق علی عین الناس لیزکوک
جلوی چشم مردم یک کاری نکنید چیزی های ویژه یعنی کار ویژه نکندی که شما را پاک تان کنند لیزکوک از شما تعریف بکنند فانک فعلت والده فقد اصطفیته اجرک
اگر این کار را کنی اجرت را گرفتی اجرت را از کی گرفتی اجرت را از مردم گرفتی چون مردم می گویند به به عجب آدم خوبی است ، که اینقدر کمک کرده و لا یکن اذا اعطیت بیمنک فلا تتلو علیه بشمالک و ان الذی تتصدق له سرا یجزیک علی نیته
وقتی که ولا کن اذا اعطیت بیمنک فلا تتلو علیه بشمال :
اما یک جور صدقه بدهید ،که وقتی با دست راستت می دهی دست چپ شما متوجه نشود حتی دست چپ تان هم نفهمد که درست راست صدقه داد
ببینید حضرت چطور تعبیر کرده و می فرماید و ان الذی تتصدق له سرا یجزیک علی نیته : می گوید شما مخفی بدهید خدا جزای علنی بهت می دهد ، آشکارش نکن خود خدا چی کار می کند آشکارش می کند
فرمایش بعدی از امیر المومنین (ع) هست : افضل ما یتوسل به متوسلون
خیلی زیباست کاش فرصت داشتم تمام و کمال می توانستیم تمام ابعادش را بگویم می گوید شما وقتی می خواهی چیزی از خدا دریافت کنید باید توسل کنید توسل کار یک آدم زیرک و عاقل و عارف است کسی که توسل ندارد این از نهایت منعفتش است در نهایت شناخت می گوید آنهایی که متوسل می شوند یعنی آنهایی که متوسل می شوند و می گیرند آنهایی که اهل توسل حقیقی هستند
افضل ما یتوسل به متوسلون الایمان با
با ایمان به خداتوسل می کند و بعد از هم و صدقه سرّ : اگر خواست به خدا توسل کند و از خدا یک چیزی دریافت بکند می گوید به وسیله ی چی توسل بکند به وسیله ی صدقه ی سرّ توسل کند و چی بعد می فرماید :
و انها تذهبوا خطئته و تدفع غضب ربّ
این صدقه نهانی گناه را ذوب می کند گناه را از بین می برد و خشم پروردگار را فرو می نشاند
صدقه آشکار هم خیلی خوب است امام صادق می فرماید : ( صدق علی نیت تدفع سبعین نوع البلاء ) صدقه آشکار جلوی چشم همه 70 نوع بلا را از انسان برطرف می کند
پس ما هم مامور به دادن صدقه آشکار هستیم و هم مامور به صدقه نهایی هستیم یک مقدار از صدقه باید آشکار بشوند برای اینک ترویج بشوند تشویق بشوند مسلمانها ، این خیلی مهم است ترویج و تشویق بشوند
این کار ترویج بشوند مسلمانها تشویق شوند به این خودت متهم نشوی حتی این هم خیلی مهم است و بعد هم مقداری هم نهانی و مخفیانه حالا بخشش را راجع به این بحث نخواهم کرد
یکی از مطالب خیلی مهمی که در صدقات و بحث مقام محمود هست واسطگی است که قبلا چند بار به آن صحبت کردیم انسان چه واسطه مسائل معنوی بشود چه واسطه ی مسائل مادی بوشد این جز کسانی است که به اصطلاح جز شافعین شده شافعین و واسطه شده یعنی : رساننده شده یعنی چیزی را به چیز دیگری رسانده در مورد مسائل مادی اش از نبی اکرم (ص) می فرماید :
من تصدق به صدقه علی رجل مسکین کان له مثل اجره و لو تداولها اربعون الفی الانسان ثم وصلت الی المسکین کان لهم اجرا کاملا
فرهنگ را نگاه کنید می فرماید : هر کس ، هر کس قابل توجه خواهران و برادرانی که توی کار خیر داوطلب شوند این اجر شان را ببینند این اجر شان را ببینند ، که چقدر مهم است این کار می فرماید :
هر کس برای مسکین صدقه جمع کند جمع آوری صدقه یعنی از آبرویت مایه گذاشتی یعنی بروی بگویی ما می خواهیم برای یک دختر جهیزیه جمع کنیم برای یک پسر می خواهد ازدواج کند پول ندارد برای یک مسکین یک مشکلی دارد ،یک کسی یک آدم آبرومند است ، پا شود اصلا یک تو مسجد صدقه جمع کند ،قدیمی ها بودند دو نفر سه نفر بودند که توی مسجد شناخته شده بودند همیشه بین نماز ها بین صنوف رفت و آمد می کردند چه کار می کردند برای مسجد کمک جمع میکردند یا برای خیر بعضی ها اصلا روحیات این طوری دارند
یعنی روحیاتی دارند که اگر با صد نفر برخورد کنند راحت از آبروی شان بعضی ها هستند آبروی شان می گویند چی کار داری ساکت بنشین یک گوشه حرف نزن ، اگر حرف زد یکی یک چیزی خواست بده بعضی ها هستند پیش خدا عزیزند خودشان را خوار می کنند بیایند می گویند آقایان و خانم ها کمک کنید به این فقیر به آن فقیر و به کسانی دیگر به آبرومندان یعنی جمع می کنند یعنی دست شان را دراز می کنند و جمع می کنند می نشینند جمع می کنند ، بعضی علما اکثر علما این روحیه خوب را دارند به مردم می گویند و از مردم در خواست می کنند که آقایان می خواهیم به فلان کس کمک کنیم
بعضی ها هستند که اصلا یک همچین کاری نمی کنند مثلا می گویند این در شان ما نیست و می گویند کسی کمک کرد ، کرد نکرد هم نکرد ، خود رسول ا این طوری بوده ائمه همه این طوری بودند
پیغمبر می فرماید : من تصدق به صدقه علی رجل مسکین کان له مثل اجره ولو تداولها اربعون الفی ا لانسان
هر کسی صدقه را جمع کند برای فرد مسکین ثواب کسی را دارد که آن صدقه را داده
هان تو رفتی پول را از کجا جمع کردی چند تا تلفن زدی تو خودت نداشتی داشتی کم داشتی شما خودت 1000 تومان داشتی ولی رفتی یک میلیون صدقه جمع کردی رفتی یک میلیون جهیزیه جمع کردی از یک بابا چهار تا تلفن زدی 10 دفعه مراجعه کردی نامه نوشتی رفتی و آمدی بالاخره جمع کدی می فرماید اجر کسی را داری که این صدقه را داده
اگر 40هزار انسان دست به دست صدقه را بدهند ( کان له اجرا کاملا همه اجر ماکل دارند از اجر کسی کم نمی شود
در یک روایت از حضرت نبی اکرم (ص) فرمود : لو ان صدقه جری علی یدی السبعین الفی الفی الانسان الکان اجر آخرهم مثل اجر اولهم
اگر یک صدقه 70 میلیون دست بگردد 70 میلیون این را رد کنند می فرماید : اجر نفر اول با نفر آخر یکی است
برای همین صدقه را بدهید به بچه ها به همسر بدهید ، همسر بده به بچه ها و بچه ها دست به دست بدهند تو صندوق صدقات بیاندازند و به فقیر بدهند توجه کردید خودت نرو مستقیم این کار را بکن اگر یک جایی هستی که مستقیم انسان این کار را بکند لازم است این کار را بکند ، یک موقع هست می شود به دست دیگران بده خیلی وقت ها آدم بخلش می گیرد می آید می گوید من چرا بدهم این ببرد بدهد ، این خوب نیست بگذار آنی که آمده ببرد به دست آن بدهد بگذار آن هم به یک ثواب برسد این خیلی ارزش دارد
لذا من بار ها توصیه کردم که یک موقع هست عزیزان می توانند یک صندوق صدقات تی خانه داشته باشند ولی یک موق می تواند 100 تا صندوق صدقات را به همسایه ها و اهل محل و دست و آشنایان منتقل کند خوب بیایند صد تا صد تا تحویل بگیرد چون همه ثوابها مال این است نه که شریک بشود تو ثواب صد تا این صد تا مال خودت است در واقع برای خودت این کار را کردی تو صراط 300 هزار سال راه تاریخ به این نور ها احتیاج داری ،بیایید این کار را بکنید
رفقای ما غالبا توصیه می کنند عزیزان بیایند صندوق ببرند 5تا 5 تا 10 تا 10 تا به فامیل ها و دوستان بدهند این کار خیلی بزرگ است و کار مهمی است کسی نباید فکر کند ازش کم می شود اگر فکر می کند ازش کم می شود ،کم است که اینطوری فکر می کند کسی این کار را بکند بزرگ می شود در نزد خداوند عزیز می شود در چشم مردم خوب کسی این کار را برایش سخت است ،کوچک است حالا
در اجر معنوی همین طور است در اجر معنوی یک کتاب می خوانی می دهی به یک کسی دیگر یک حدیث می خوانی و به بقیه یاد می دهی عرض کنم خدمت تان نکته حکیمانه سراغ داریم از یک روایت
من یادم هست که یک جایی جلسه ای بود تعداد کمی بودند یک نفر آمد توی این جلسه و از این جلسه خوشش آمد بعد فردایش رفت دوستش را آورد بعد رفت خانمش را آورد بعد رفت برادر زنش را آورد بعد رفت این را جمع کرد و آن را جمع کرد یک دفعه دیدیم این 60 تا 70 نفر به وساطت همین فرد آمدند توی این جلسه ،خودش هم به رحمت خدا رفت
ولی الان 60 و70 نفر هر کدام شان هم چند نفر را آورده بودند آنجا این دائما تا قیامت تو هدایت اینها و نسلهای اینها هر چی از این ها هدایت شوند شریک هست و تمام هم نمی شود ، زنده است یعنی یک آدم زنده است یعنی یک کاری کرده که دیگر نمی میرد ، یک کاری کرد که مرگ مادی برای نباشد
بعضی مرگ مادی برایش شان می آید هر چی جمع کردند و فرستادند برزخ از همان باید استفاده کنند
بعضی ها خیلی زیرک اند یعنی این کار را نمی کنند که من نباید بمیرم یعنی اگر بدنم مرد باید از دنیا تا دنیا دنیا هست بایر برای من ثواب بیاید
فقط به آن چه که خودم فرستادم و عمل کردم اکتفا نمی کنم تا قیامت من تو دنیا وجود داشته باشم حضور داشته باشم
این که امیرالمومنین (ع) فرمود : العلما باقون ما بقی دهر
علما باقی هستد تا زمانی که روز گار باقی است
تا زمانی که روزگار هست عالم زنده است و دارند ازش استفاده می کنند دائم ما الان داریم مفاتیح می خوانیم مفاتیح آقای شیخ عباس قمی که سالهاست که به رحمت خدا رفته
ما داریم توی این حرم احیا است این حرم نتیجه زحمات هزاران نفر است ، یک خانمی آمده به من می گوید منظور شما را متوجه نمی شوم که ما برویم توی حرم پول بیاندازیم وقتی پول می اندازیم توی حرم شما در کار ها و تمام نورانیت های این حرم تا قیامت سهیم می شوی سهم می خری هر چی بیشتر ، بهتر و اینکه من توصیه کردم در جلسات گذشته تو هر جا مسافرت می روی تو هر محله که می روید و در مسجد می خواهید نماز بخوانید یک دانه 5 تومانی ، هم که در جیب تان دارید بیاندازید داخل صندوق مسجد یک 5 تومانی یک دانه یک تومانی هر چقدر می توانید بیشتر بیاندازید ، بیاندازید
چون شما می خواهید یکبار توی این مسجد نماز بخوانید بعد هم می خواهید از دنیا بروید بعد هم می خواهید از این مسجد سهام بخرید که سهام می خری این سهام خیلی مهم است هر مسجدی هر زیارتگاهی هر امامزاده ای و کار خیری و مرکزی جایی انسان یک مقداری کمک کند تضمین هم کردن کم نمی شود چی از این بهتر خدا دیگر چی می خواهی بهت بدهد می گوید تو هی پخش کند و بهشت داشته باش و من هم هی بهت بیشتر بدهم
خوب در مسائل معنوی هم همین طور واسطه گری را داشته باشیم