بحث مان در مقام محمود مصادیق صدقه بود که عرض کردیم که پیدا کردن روح صدقه و اینکه انسان یاد بیگرد که از تمام جهات وجودی اش صدقه بدهد و تبدیل بشود به صدقه ی محض این یعنی همان نزدیک شدن به پیغمبر و آل یعنی همان مقام محمود .
برای رسیدن به مقام محمود ما باید تا می توانیم به مقام محمود برسیم یعنی وسیع بودن و پرهیز از کوچک شدن ، گرفته شدن ، گره خوردن ، به همین جهت من برای اینکه ابعاد مختلف این قضیه را خدمت عزیزان عرض بکنم بحث صدقه را انتخاب کردم که یک بحث جمعی است .
یعنی انسان یاد بگیرد که خیر بشود و تا می تواند از کوچک بودن ، بی ظرفیت بودن پرهیز بکند .
هر چقدر شما ظرفیت و سعه ی وجودی بیشتری پیدا کنید به مقام محمود نزدیکتر هستید . هر چقدر گرفتار باشید ، کوچک باشید ازآن مقام فاصله دارید و دور هستید . علامت اینکه یک نفر سعه وجودی دارد یعنی روحش وسیع شده است بزگوار شده است . این است که چیز های کوچک و کم ارزش نمی توانند در او توقف یا گرفتگی و محدودیت ایجاد کنند .
این علامت بزرگی روح است مثل آب کر ، آب کر اگر نجاستی به آن برسد تنها رنگ و بو و مزه اش تغییر نمی کند بلکه آن نجاست را هم به پاکی تبدیل می کند اگر انسان سعه ی وجودی پیدا کند ، بزرگ شود ، شبیه شود ، حرکت به سمت مقام محمود داشته باشد ، روز به روز سعه ی وجودی ما را بیشتر می کند و چیزی نمی تواند در او کوچکی ، عقده احساس خود کم بینی ، حس بدبختی ، کینه ، انتقام و مسائلی از این قبیل ایجاد کند .
چون بزرگ شده ، سعه ی وجودی پیدا کرده و کوچک بودن دیگران آزار دهنده او نیست خواهش می کنم به این مسئله دقت کنید اگر کسی سعه ی وجودی پیدا کند ، محدودیت ها و کوچک بودن دیگران او را کوچک نمی کند و اشتباهات دیگران او را به اشتباه وادار نمی کند . هیچ وقت جواب بدی را با بدی نمی دهد . هیچ وقت بد بودن دیگران او را تحریک برای بد بودن نمی کند .
چون این می خواهد برگ شود شبیه پیامبر بشود و آرزویش مقام محمود است . مقام محمود یعنی آنجایی که سعه زیاد است بالاترین سعه است .
لذا مبنای او اساسا از مبنای دنیا و اهل دنیا دور می شود و فاصله می گیرد برای اینکه کسی تقویت شود در حرکت به سمت مقام محمود این آیه ی شریفه خیلی خوب است : ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی فقط معیار ها و حدود تو را قبول دارم . یعنی فقط اندازه های تو را می پذیرم و با نظام ارزشی تو زندگی می کنم آن چیزی را که تو زیب و قشنگ و ارزشی میدانی من هم آنها را همان گونه می دانم .
برای چیزی ارزش قائلم که تو برایش ارش قائلی . از چیزی خوشم می آید که تو از آن خوشت می آید از چیزی بدم می آید که تو از آن بدت می آید .
این می شود شبیه شدن ، نزدیک شدن به مقام محمود ، نه اینکه ما ببینیم یک سلسله چیز ها هست . خدا و رسول بد شان می آید ، ما خوش مان می آید یا خدا و رسول خوش شان بیاید و ما بد مان بیاید . این درست نقطه ی کوچک شدن است نقطه ی مقابل حرکت به سمت مقام محمود است .
یعنی به تعداد اختلاف هایی که ما با خدا و رسول پیدا میکنیم . در تمام مسائل شوهر داری ، زن داری تربیت کودک ، لباس پوشیدن ، دوست انتخاب کردن و کلا تام انتخاب ها و رفتار ها . ارتباطات و تنظیم افکار در تمام این چهار مرحله اگر بین شما و خدا و رسول اختلاف وجود داشته باشد در آن جهت به مرور زمان کوچک می شوید و از مقام محمود فاصله می گیرید .
برای اینکه مطلق شوی و کاملا آزاد شوی و به نشاط و انبساط برسی باید به هیچ کدام از مبانی که خدا قائل نیست و معصومین قبول ندارند تعلق نداشته باشی . کاملا آزاد باشی . این مسیر را انسان با محبت طی می کند با شناخت و محبت طی می کند. اینکه من فقط چیز هایی را دوست دارم که خدا و رسول دوست دارند .
وقتی این جوری شد دیگر از اظهار نظر و سلیقه آزاد می شوی. به محض اینکه از خوشم می آید و خوشم نمی آید آزاد شدی ، خیلی جا ها که برای انسان گرفتاری پیش می آید برای این است که انسان از چیزی خوشش نمی آید که خدا دوست دارد . اینجا بین انسان و خدا اختلاف می افتد و انسان کوچک می شود .
یک جایی انسان چیزی را دوست دارد که خدا دوست ندارد آنجا هم له می شود . انسانی که می گوید ایاک نعبد و ایاک نستعین شر خودش و سلیقه هایش را از خودش کم می کند . یعنی به نفع خودش کنار می رود . یعنی طبیعت را به نفع فطرت کنار می گذارد .
اگر یادتان باشد عبودیت را تعریف کردیم گفتیم عبودیت یعنی افزایش ظرفیت فطرت و کاهش ظرفیت طبیعت یا به عبارت دیگر کاهش ظرفیت طبیعی به نفع فطرت . بنابراین برای رسیدن به مقام محمود ما باید شر سلیقه های مان را از سرمان کم کنیم عادت ها را برداریم .
آداب و رسومی را که خدا دوست ندارد و من به آن تعلق دارم را باید رها کنم هر چیزی که با طلاق جور در نمی آید ما را محدود می کند . هر چیزی که با قیمت های الهی سازگاری ندارد ما را ضعیف می کند . انسان ها غصه های شان ،اضطراب شان ، حرص و جوش های شان احساس خود کم بینی شان همیشه در جایی است که با خدا در تعارض هستند .
یعنی به هر میزانی که در تعارض هستی این احساس ها قوی تر می شود . پس باید این حالت محدود بودن را مدام کم کنیم ما وقتی که از بالا دیده شدیم . این نفسی که از خدا آمد مانند خدا بی نهایت بود . وقتی آمد تعلق گرفت به نطفه و خاک و گل و بدن ما این قوه ی بی نهایت را دارد و اطلاق در این هست یعنی مطلق شدن و بی نهایت شدن در آن چیزی که از خدا دمیده شده در کودک عزیز روان ما وجود دارد .
محدودیت برای طبیعت و عالم ماده است . شما به محض اینکه شر آن را کم کنید آزاد می شوید و روز به روز بالاتر می روید روز به روز بزرگتر . منبسط تر می شوید و شادتر و قوی تر و با احساس بهتری مستی و رشد می کنید . برای همین من صدقه را انتخاب کردم و صدقه را از همه ی جهات بحث کردیم و تنها مادی نیست تا ما یاد بگیریم که نباید تعلق داشته باشیم و کوچک باشیم .
هر جا که توقف کنیم کوچک می شویم انسان باید بتواند به سرعت جلو برود . چند مرحله است از پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: بر هر مسلمانی است که صدقه بدهد .
یعنی واجب است که صدقه بپردازد چرا ؟ زیرا مسلمان باید شبیه خدا شود و به بهشت و بالاتر از بهشت برسد . بنابراین هر چقدر پرداخت شما از طبیعت بیشتر باشد ، دریافت تان از فطرت بیشتر می شود .
شما برای اینکه دریافت های فطری بیشتری داشته باشید و روحا بزرگ شوید و جذب بیشتری داشته باشید باید از طبیعت پرداخت کنید .
کسی که می خواهد محکمو عاشقانه به طبیعت بچسبد و همه ی صور و سات طبیعتش جور باشد و رشد انسانی هم بکند . خودش را مسخره کرده است . اینکه امام رضا (ع) می فرماید :
من سال الله التوفیق و لم یجهد فقد استهزء بنفسه . کسی که از خداوند موفقیت را می خواهد اما سخت کوش نیست . نه تلاش کننده ، خودش را مسخره کرده است . کوشش و سعی ، سلوک ، عبادت ، عبودیت یعنی پرداخت از طبیعت ، یعنی تو دائما باید پرداخت کنی . تا پرداخت نکنی . دریافتی نخواهی داشت .
چشمه تا آب ندهد جوشش بیشتری ندارد . مادر تا شیر ندهد شیر بیشتری تولید نمی شود . بنابراین هر چه از مقوله ی طبیع است و از آن پرداخت می کنی از آن طرف دریافت بیشتری از فطرت خواهی داشت .
تا وقتی که به طبیعت دل بسته و چسبیده هستی راه بزرگ شدن فطرت را بستی بنابراین وقتی معصوم آنجا هست و تو می خواهی به او برسی و به مقام محمود برسی مسیر را باید طی کنی ،مثل یک موتور است و اگر بخواهد به جایی برسد باید از بنزینی که دارد استفاده کند . هر چقدر مصرف کند خود را به مقصد می رساند . ما برای اینکه بخواهیم برویم به سمت خداوند دائما باید پرداخت داشته باشیم .
پرداخت هم دو قسم دارد یک قسمت آن مادی است که انسان باید یاد بگیرد دائما پرداخت کند ، صدقه ی شب ، صدقه ی روز ، یک قسمت هم بحث معنوی است . خوب حالا دقت کنید .
ابو موسی عرض کرد حالا اگر چیزی نداشت چی ؟ یعنی اگر چیزی نداشت تا صدقه دهد ؟ حضرت فرمودند : با دست خود کار کند و از دست رنج خود هم خودش استفاده کند و هم صدقه بدهد . یعنی اول کار می کنی و این مال تعلق به تو پیدا می کند و عضو تو می شود حالا باید از این پرداخت کنم و بکنم تا آدمیت زیاد شود و نامه ی عمل تو سنگین شود چون شما به محض اینکه از این دنیا می روید سنجیده می شوید .
والوزن یومئذ الحق و المیزان حق می سنجد چقدر می سنجند ؟ ببینند چقدر فطرت دریافت کردی . چقدر الهیت و انسانیت . چقدر محمدیت (ص) کسب کردی . هر چقدر دریافت کردی وزن تو همانقدر است آنچه هم که معدل دارد آن طرف از محبوبت خدا، حرکت ، سمت خدا ،همسایگی و لقاء خدا ، بهشت و اولیا خدا به میزان جذب فطری است .
یعنی ثروت اصلی . پس آبرو به چی است ؟ چی کسی باید احساس بی آبرویی و ننگ بکند ؟ کسی که فطرت کمتری دارد و انسانیت کمتری جذب کرده است . حالا کسی است که ثروت دارد ، فرزند دارد ، تحصیلات عالیه دارد مشهور و معروف است اما اینها هیچ کدام شان در نظام ابدی قیمت ندارند .
در نظام ابدی شباهت شما ، داشتن اسماء و صفات الهی ، داشتن فطرت و بخش انسانی ارزش دارد . هر چقدر فطرت جذب کنی ارزش دارد و آبرو است .
خیلی ها اینجا آدم های با آبرویی هستند اما وقتی می میرد بی آبروترین افراد هستند یعنی خیلی خجل می شوند . در نظام برزخ تنها چیزی که به درد می خورد حقانیت است والوزن یومئذ الحق با حق می سنجند . مثل اینکه اینجا بگویند هر کس طلای بیشتری دارد ثروتمند است اگر کسی 2 تن خاک داشته باشد به درد نمی خورد .
آنجا حق و حقانیت و شبیه پیامبر بودن مبنا است لذا اگر کسی آنجا ثروت کم داشته باشد این فقر خیلی آزار دهنده است کاری هم نمی توان کرد . یعنی بنده ی خدا زمین گیر می شود . این بی وزنی آنجا غصه خیلی می آورد .
یکی از عذاب های آنجا که از هر عذابی بدتر است غصه و حسرت است . یکی از دوستان می گفت که من وضع مالی خوبی نداشتم یک مدت روزه استیجاری گرفتم . بعد از آن همه روزه گرفتن و کلی بدهی داشتن وقتی پول را گرفتم رفتم بیرون و پول را گم کردم این چه حسرتی دارد ؟ در حرکت به سمت آخرت اینگونه است انسان می فهمد که تمام ثروتی که داشته در بخش طبیعتش بود . نه در بخش فطرتش .
یعنی می فهمد که در بخش فطرت آدم بدبخت و بی آبرویی بوده است و آدم بی ارزش و کوچکی بوده است و چیزی نداشته است و توهم دارایی و بزرگی داشته است بر مبنای دارایی های اهل دنیا .
با مبنای اهل دنیا . اما وقتی می رود آنجا می بیند که وزن حقیقی ندارد و چیزی با خودش نیاورده که بتوان به آن تکیه کرد چیزی که بتوان به آن دلشاد بود .
با دست خود کار کند و از دست رنج خود هم استفاده کند و هم صدقه بدهد عرض کرد اگر نتوانست کار کند چه ؟ فرمود به نیازمند غم زده یاری رساند . چون کمک به نیازمند غم زده ههم باز باید از طبیعت خرچ کند باز هم تو داری صدقه می دهی و بزرگ می شوی پس قیمت تو به این است که چقدر پرداخت داری و چقدر به غم زده ها و ضعیف ها کمک می کنی و آنها به تو پناه می آورند بحث شفاعت و مقام محمود یعنی همین .
این از مصادیق شفاعت است یک موقع یک نفر از هزاران نفر شفاعت می کند یعنی به هزاران نفر قدرت ، معنا و استحکام می دهد . پس وقتی دارد که می دهد می شود شفاعت .
به میزانی که شما به غم زده ها کمک می کنید به یک شادی و استحکام که میرسید نگه ندارید آن را یعنی نگو این مال من است به محض که این را گفتی خودت را می بندی و دیگر راه برای دریافت شادیها و لذت های بالاتر و بهره های بالاتر نیست .
بنابراین تا چیز خوبی آمد خدا را شکر کن و از آن لذت هم ببر ولی دیگران را هم در آن لذت سریع شریک کن .
یک غذای خوشمزه آمده ، آدم جاهل می گوید فقط خودم بخورم این آدم خودش را محدود کرده .
اما کسی دیگر می گوید به به چه غذایی این حقش است که من چند نفر را باهاش شاد بکنم . این خیلی مهم است. گاهی چای جلوی ما است آب میوه یا شکلات در خانه ی شماست و مهمان هم آمده ، حضرت می فرمایند برای مهمان سرمایه گذاری تمام کنید . چون در غیر این صورت خودت را محدود می کنی . مثلا یک میوه ی دم دستی بیاوری برای او . نه . طبیعت را بریز به پای مهمان .
به محض اینکه طبیعت را می ریزی چند اتفاق می افتد. یکی این که بزرگ می شوی مثل خدا یاد می گیری که رزاق باشی از طرفی او را شاد می کنی و به محض اینکه او لذت ببرد و خستگی اش برود تو هم به پاداش می رسی. از طرفی چون از طبیعت کم می شود و از مال کم می شود راه را برای افزایش مال زیاد می کند برای برکت اقتصادی باز می کند . بنابراین همیشه بی دریغ عمل کنید . کسی آمد ، در خانه چیزی می خواهد بگو هر چی می خواهی ببر . به محض اینکه این حس به تو دست می دهد و از تعلق جدا می شود بزرگ می شوی .
اما به محض اینکه تعلق پیدا می کنی ویک چیزی را برای خودت اختصاص می دهی راه را میبندی و کوچک می شوی لذا در حدیث داریم که لباس خوبی برای حضرت آوردند و ایشان گفتند این لباس را حیف است که بپوشم باید این را بفرستم بهشت و لباس را به کس دیگری بخشید . زیرکی حضرت زهرا (س) را نگاه کنید . شب عروسی لباس نو را به فقیر می دهد و لباس معمولی می پوشد او رد کرده است .
چیزی از عزت و شرافت او کم نشده است . ولی با همین کار خودش را بزرگ می کند . و یک قدم به خدا نزدیک می شود
شما پسر دارید و همسایه پسر ندارد اگر از این قضیه لذت بردی خوار و کوچک می شوی مقابل خدا و چه بسا خود را در معرض گرفتن این نعمت قرار می دهید .
وقتی کسی با نعمتی پز می دهد خیلی بد است اگر می خواهی پسرت را بفرستی چیزی بخرد بگو برای همسایه هم که پسر ندارد بخرد .
الجار ثم الدار برو کار آن خانم را انجام بده ولی وقتی در خودت هستی و خارج از خودت و اطرافیانت را نمی توانی ببینی خوار و ذلیل هستی .
آدم بزرگ کسی می تواند به مقام محمود نزدیک شود که بگوید آنچه من دارم مال همه است و هرگز به خاطر داشتن یک چیز اختصاص به دیگران فخر نفروشد ، فرمود اگر این کار را نکرد چه ؟ فرمود : به کار های خوب فرمان دهد . لااقل امر به معروف کند و امر به معروف یعنی تولید خوبی کردن به کسی توصیه ی کار های خوب کند یک مادر در خانه شاید از نظر اقتصادی نتواند کاری کند اما می تواند برای بچه هایش قصه بگوید .
خیلی وقتها قصه گفتن صدقه است . یکی از راههایی که بخواهی بچه را بی درد سر شکل بدهی این است که هر شب یک ربع ، بیست دقیقه بگذاری برای فرزندت موقع خواب و با قصه گفتن امر به معروف و نهی از منکر می کنی و یک فرمول هاییرا با قصه به او یاد می دهی . نگو شعر خواندن چی فایده ای دارد . بروم قرآن بخوانم . تو داری با داستان حق و باطل و خوب و بد را به بچه یاد میدهی و این صدقه است از کجا معلوم ؟
جدای از اینکه آن آثار خوب را دارد چون زورت می آید قصه بگویی معلوم است که صدقه است هر جا که ما برای کاری زورمان می آید معلوم است که طبیعت به آن تعلق گرفته است . برو برای خواهرت قصه بگو . یک دختر زرنگ میرود خواهر و برادر کوچک خود را از مادرش می گیرد و در بزرگ کردن او کمک می کند .
در کار های خانه زن از مرد و مرد از زن سبقت می گیرند . هر چقدر از خودت مایه بگذاری و درونت را از طبیعت خالی کنی پر از فطرت می شود و تو شبیه تر و بزرگ تر می شوی.
یک خانمی خانه ی بزرگ دارد و تا ظهر خانه را تمیز می کند اما خانم دیگری در همین خانه جلسات معنوی و فرهنگی می گذارد . کسی با خانه ی 50 متری کمک می کند که بزرگ شود و کسی با خانه ی 1000 متری خوار و ذلیل میشود عرض کرد اگر این کار را هم نکرد چه ؟
فرمود از بدی خودداری کند که این خود برای او صدقه است خودت خودت به خودت صدقه بده . خودت اول طبیعت و خودت دوم فطرت است برس به نفع خودت .
ما وقتی می خواهیم لذت ببریم برای خودمان هزینه می کنیم اما برای کسی دیگری ممکن است بخل کنیم بعضی برای خانواده ی خودشان هم بخل می کنند و اینقدر کوچک هستند از پدر و مادر خودشان هم دریغ می کنند ،حضرت می فرمایند اگر نتوانستید کاری کنید لااقل شر نرسانید همین شر نرساندن هم صدقه است .
اذیت نکنید . اخم نکنید . لااقل لبخند که می توانید بزنید .اگر می توانی لبخند بزنی بزن . اگر الان از لبخند کم مصرف کنی در برزخ با اخم رو به رو می شوی اگر می خواهید از موقع مردن به بعد کسی به شما اخم نکند و شما در دنیا به کسی اخم نکنید . کسی را در فشار نگذارید ، عصبی شوید . به میزانی که اخم داری به تو اخم می شود . انسان می تواند لبخند اما تنبلی می کند .
گاهی وقتها می توانی یک شوخی قشنگ بکنی که شیطان برود . یک حرف قشنگ بزنی که میان تان شادی ایجاد شود اما دریغ می کنی . از دورن گدا هستی و نمی توانی یک خنده بکنی یک شوخی بکنی یک کار قشنگ کنی وقتی نمی توانی این کار را کنی ، گفتیم هر کاری را اینجا غلط انجام بدهیم آن طرف درستش را نصیب ما می کنند وقتی ما اینطرف اخم می کنیم و این اخم درست نیست آن طرف اخم حقیقی نصیب ما می شود . یک شوخی و خنده ی ناروا و حرام و داری آنجا به تو اخم می شود من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک قاعده را دقت کنید کسی که گناه می کند . می خندد این داخل جهنم می شود در حالی که گریان است چرا ؟
چون خنده اش کاذب بود گریه اش صادق می شود اینجا شما اخم کاذب بکنی ، شادی صادق از تو دریغ می شود . اینجا بزرگی کاذب کنی آنجا ذلت صادق نصیب شما می شود .
اینجا هر حس بزرگی که نباید باشد به تو دست بدهد خطرناک است پیامبر (ص) وقتی از خودش تعریف می کند می گوید من فلانی هستم که اول مخلوق هستم من چنین و چنان هستم ، مقامات خود را بیان می کند چون باید خودش را معرفی کند اما بعد از تمام اینها می گوید و لافخر و لا فخر هیچ کدام اینها فخر نیست ، حالا ما با یک دانشگاه رفتم و چند میلیون پول دار شدن . و ........به بقیه فخر می فروشیم .
یعنی به چیز هایی که اساسا قیمت ندارد و به محض اینکه شما به آنها دل می بندید و ارزش می دانید همان چیز آن طرف شما را ذلیل می کند . یعنی همان چیز باعث می شود که آن طرف تو را عذاب کنند لذا حضرت می فرماید حداقل کاری که می تواندی بکنید برای صدقه دادن این است که بد نکنید پدر و مادر را حرمت نگه دارید و اذیت نکنید . می خواهید تلویزیون نگاه کنید این برنامه ی شما مزاحم دیگران است .
پس نگاه نکنید این شر و مزاحمت برای دیگران است نگو من باید ببینم ، دوست دارم وقتی این باید را می گویی این باید برای خودت است و بقیه دارند اذیت می شوند . این کار را نکن ، خودت را کوچک نکن . یکی از چیز هایی که بحثش خیلی مهم و مفصل است و من الان نمی توانم ، برای شما بگویم چون مفصل است ،بحث هزینه کردن از زبان است که حالا به هر دو جهت می رسیم و من برای تان توضیح می دهم یکی جایی که تو می توانی حرفی را بزنی و نزنی لذا راه را بستی ، اگر می توانی بخندی بخند اگر می توانی شوخی کنی ، شوخی بکن ، اگرمی توانی حرفهای محبت آمیز بزنی ، بزن اگر دریغ بکنی و نزنی می شود بخل زبانی و باعث کوچک شدن شما می شود .
آقایی را آورده بودند تلویزیون که خانمش خیلی در موفقیتش موثر بود . مجری خودش را کشت تا این آقا بگوید من از خانمم متشکرم .
این آقا نمی توانست بگوید . کلمه ی عزیزم . دوست دارم ، جانم حرفهای قشنگ ، میداند که خدا دوست دارد و دستور هم داده اما می گوید این چیز ها از من نمی آید . اصولا من چون به پدر و مادرم محبت نکردم نمی توانم ، می گوید شوهرم برای من اینکار را نکرده . من هم نمی توانم ، بچه اش را می زند ، می گویم چرا می زنی ؟ می گوید پدر و مادر من برای من اینکار را نکردند من چه طوری اینکار را بکنم ؟ به این می گویند طبیعت گرا ، طبیعت گرا هر چقدر دیگران در گذشته برایش کم گذاشته اند در عوض او برای دیگران انجام میدهد . لذا هیچ وقت به گذشته باز نمی گردد .
در دشمن شناسی گفتیم کسی که به گذشته بر می گردد این حمله ی شیطان از عقب است . کسی که همیشه گذشته برایش عقده ساز است . رفتار ها و کردار های دیگران برایش عقده ساز است و همیشه این توی ذهنش است که دیگری به من چه گفت ؟ با من چه کار کرد ؟ من که می توانم جبران کنم و انتقام بگیرم . چنین آدمی کوچک له است . فطرت گرا اصلا اینجوری نیست فطرت گرا از بدی های دیگران تنها خوبی می آموزد : ادب از که آموختی از بی ادبان .
چون مبنایش خداست و می خواهد شبیه خدا بشود به مقام محمود برسد به دیگری کاری ندارد او اصلا برای من نیست من به محض این که به گذشته برگردم و ببینم فلان آدم با من چه کرده است خودم را به اندازه ی همان آدم کوچک و پست کردم چون مبنا را آن شخص قرار داده ام . چون قیمت انسان با مبنایش یکی است .
همین در قرآن بالاترین ارزش را به شما می گوید وقتی می خواهی با خدا حرف بزنی با مبنای خدا با او حرف بزن
ایاک نعبد فقط تو ، من با هیچ کس معامله نمی کنم . نه پدرم ، نه مادرم نه همسرم ،نه دوستم هیچ کس مبنا نیست اگر قرار است از زبان استفاده خوب کنید کار خیر شفاعت دیگران از زبان استفاده کنید ما بعضی از دوستان مان هستند که هر جا هر مشکلی پیدا می کنیم می گوییم آقای فلانی شما بیایید این قضی را حل کنید و آنها این کار را می کنند از زبان شان مایه می گذارند .
این از میلیارد ها تومان سرمایه گذاری در مسائل مادی بالاتر است . چون فتن را خاموش میکند و صلح ایجاد می کند روشنگری می کند . این خیلی ثروت بزرگی است ، از زبانت دریغ نکن اگر می توانی از زبانت برای کار خیر استفاده بکنی ، بکن.
چون تمام اینها به نفع خود توست . ان احسنتم احسنتم لا نفسکم و این اساتم فلها اگر کار قشنگ کنید به سود خودتان است و اگر کار خوب نکنید به خودتان ظلم کردید .
لذا وقتی شما حرفهای خوب می زنید و اصطلاحات خوب به کار می برید در واقع به خودتان می گویید .کسی که نمی تواند گوید عزیزم در واقع به خودش نمی تواند بگوید عزیزم چرا ؟ چون با نگفتن این تو ذلیل می شوی با گفتنش عزیز می شوی .
این بوسیدن ، نوازش کردن ، حرف قشنگ زدن اگر چشم برزخی آدم باز بشود یعنی دارد به خودش لبخند می زند و ومدش را در آغوش می گیرد دارد به خودش احترام می گذارد . ولی وقتی در حق یکنفر نامردی می کنی و قالش می گذاری . پیمان شکنی می کنی ، غصه و تنهایی را به او تحمیل می کنی داری تمام این کار ها را با خودت می کنی اما وقتی به کسی لطف می کنی و از چیزی که داری دیگران را سهیم می کنی در واقع داری از طرف خدا به خودت کمک می کنی .
با حول و قوه ی الهی ....... زبانت را نگه دار چون این وسیله ای است که با ان خودت صدقه می دهی . منت نگذاری ، تحقیر نکنی ، شرمنده نکنی این صدقه است . در نقطه ی مقابل ، پس ما یک جایی می توانیم از زبان استفاه ی خوب بکنیم و یک جایی زبان راه ما را می بندد یکی از چیز هایی که من الان نمی توانم خیلی راجع به آن صحبت کنم سکوت است .
خیلی تخلیه می کند انسان را . پرحرفی پر مصرفی است ؟ شما وقتی که حرف نمی زنی خودت را تخلیه می کنی . وقتی سکوت می کنی جایی که نباید حرف بزنی و چیز هایی که گفتنش به درد نمی خورد . اصطلاحا می گویند مالا یعنی .
یعنی نمی توان از آنها چیزی برداشت کرد . حرفی است که قیمت ندارد .
ممکن است یک شوخی و خنده باشد که قیمت دارد اما گاهی یک شوخی و خنده قیمت ندارد که هیچ بد هم نیست داریم که اگر حرف زدن نقره باشد ، سکوت طلا است .یعنی سکوت دائما تو را تخلیه می کند و حجم فطرت را بالا می برد . آدمهایی که عادت دارند به سکوت و کم حرفی و اینکه بتوانند ساعتها با خودشان باشند ، اینها ظرفیت فطری بالایی دارند شما الان در خانه کاری ندارید .
امتحان کنید می توانید به چند نفر زنگ بزنید می توانی تلویزیون نگاه کنی در واقع داری مصرف کنی ، از چشم و گوش خود هزینه کنی ولی تلویزیون را خاموش کن و تلفن را قطع کن به کسی زنگ نزن .
امتحان کنید از ساعت 10 تا 12وقتی خودت هستی در خانه و چیزی مصرف نمی کنی موقع نماز می بینی که حضور قلب بیشتری داری و هم حال قشنگی داری اما وقتی که تا سر اذان حرف بزنی حرفی که به درد نخورد و قیمت نداشته باشد ، از زبان و چشم و گوشت هزینه کنی . این کاملا دارد خودش را پر می کند و وقتی می خواهد با خدا رو به رو بشود با ظرفیت پر با خدا روبه رو می شود .اینقدر جای خدا را نداری که می بینی وقتی می خواهی نماز بخوانی آنها دائما از تو سر ریز می شوند و خیالات تو اذیتت می کنند.
می بینی در نماز خیالت دائما استفراغ می کند و این استفراغ دائما تو را به خودش جلب می کند و تا سلام نماز می فهمی که اصلا پیش خدا نبودی . اصلا جای خدا را نداشتی چون آدم شلوغی هستی .
آدم خیالبافی هستی . آدم باید سعی کند که خیال و واهمه ی خود را کنترل کند و ظرفیت ایجاد کند برای فوق عقلش و ارتباط های قشنگی که باید با خدا داشته باشد .
یکی از چیز هایی که فوق العاده کمک می کند به اینکه ظرفیت پیدا کنی سکوت است . هر چقدر خالی تو بشوی و سکوت کنی توی می توانی حرکت های زیباتری داشته باشی پس یادمان نرود که خوب و به موقع مصرف کردن زبان ظرفیت را بالا می برد .
صدقه های زبانی ، صدقه از چهره (لبخند) ، حرفهای قشنگ ، شوخی ، اصلاح ذات بین اختلاف میان مردم را اصلاح کنیم به هر حال از زبانت برای تولید محبت ، عشق و عاطفه استفاده کن . برای جلوگیر از شر استفاده کن . وقتی بخل نداری و مصرف می کنی ، این باعث می شود که خداوند بیشتر به تو بدهد .
قدرت بیشتر ، تاثیر بیشتر ، چون داری درست مصرف می کنی .
عزیزان قرار نیست که ما کم مصرف کنیم ، بلکه باید درست مصرف کنیم لذا می بینیم که کسی زبانش صد ساعت کار می کند در هفته و تولید قشنگ دارد . یعنی این تخلیه می کند و خدا به او می دهد 2 نفر یک کتاب می خوانند یکی می رود برای دیگران هم تعریف می کنند و سعی می کند دیگران را راهنمایی کند این آدم ظرفیتش برای شدن بیشتر است . اما دیگری آنچه را خوانده در خود نگه میدارد حتی به خواهرش هم کمک نمی کند .
می تواند کمک کند اما این کار را نمی کند شما یک کتاب قشنگ در تربیت کودک داری ، در انقعاد نطفه دارید ، در مراقبات دوران بارداری دارید ده تا زن در فامیل شما ، در خانه ی شما ، هستند که اینها چند وقت بعد هر کدام باردار هستند. خوب این کتاب را دست به دست بدهید .
شما با دادن یک کتاب به او در نسل او شریک می شوی و در عبادتها و خوب های نسل او تا قیامت شریک می شوی اما کار به این راحتی را دریغ می کند و کوچک می شود . پس انبساط را باید یاد بگیریم . اگر بی موق از زبان استفاده کنیم خیال و توهمت پر می شود و دیگر دریافتی نداری .
سکوت که بکنی جا باز می کنی البته سکوت به موقع . آقا و خانمی بودند که من 20 جلسه با این آقا صحبت کردم که وقتی شب خانه می روی این جوری باش . او می گفت من حرفی برای گفتن ندارم و بعد از سلام و علیک تلویزیون می بینم و شام می خورم و می خوابم . خوب این خانم آدم است به عشق تو این همه تنهایی را در خانه تحمل می کند باید با او رابطه داشته باشی . باید با او حرف بزنی .
اینکه بگویی ما خانوادگی این جوری هستیم اشتباه است از نیم ساعت قبل که می خواهی به خانه بروی حرف تولید کن .
حرفهای قشنگ یا غیر قشنگ البتهنه مثل غیبت یعنی می توانی با خانمت از همه چیز صحبت کنی از غذا پختن خرید رفتن و هر چیز دیگر او می خواهد راجع به مهمانی ، تلفن زدنی بگوید .اجازه بده او حرفهایش را بزند و با او مدارا کن و او را بپذیر اما اگر بخل کنی به محض اینکه می میری التماس می کنی که یک فرشته ائمه بیایند و از تو بپرسند حال تو چطور است اما هیچ کس با تو حرف نمی زند . دارد خدا تو را تنبیه می کند .
ولا یکتهم الله یوم القیامه . یکی از بزرگترین عذابهای قیامت این است که خدا مطلق با تو حرف بزند . چون تو اینقدر خودخواه بودی که وقتی قرار بود کسی را تنها نگذاری و با او حرف بزنی دریغ کردی فقط به دلیل تنبلی و بی حوصلگی و خودخواهی .
می بینی که 10 سال 100 سال عذاب قبر داری حتی نمی آیند به تو بگویند که تو چه کسی هستی که داری عذاب می شوی . خدا می گوید من در روز قیامت آدم های متکبر را به اندازه ی مورچه ها کوچک می کنم و مرگی هم آنجا نیست . تمام 50 هزار سال زیر دست و پای اهل محشر هستند و کسی هم نمی پرسد که تو کیستی . خیلی ها را خدا تحویل می گیرد و به حسابرسی او می رسد و با حرف می زند و حتی شاید بگوید برو به جهنم اما بالاخره حرفی می زند اما با بعضی 50 هزار سال قهر است یعنی خدا ، فرشته ها ، ائمه همگی قهر هستند.
دیدید یک نفر را می اندازند زندان یا بیمارستان ، فکر کنید شما 2 روز بیمارستان باشید و دکتر نیاید سراغ شما ، ولی دکتر بی خودی هم که بیاید بالای سر شما و با شما حرف نزند شما خوشحال میشوید حتی اگر بگوید شما باید تا یک هفته ی دیگر اینجا باشید ولی اگر 2 روز حرف بزنند و روز سوم مرخص شوی له می شوی یا بندازنت زندان و تو داد بزنی که بیایید حرف مرا بشنوید من بی گناهم .
اما کسی به سراغ شما نیاید آدم له می شود 50 هزار سال خدا قهر می کند همه هم قهر می کنند و تازه همه آدم را له می کنند و کسی با تو کاری ندارند چون تو در دنیا آدم متکبری بودی نسبت به اطرافیانت ، تا می توانیم از طبیعت خرج کنیم .
من خیلی تاکید می کنم که صبح جدا صدقه بدهید ، شب جدا صدقه بدهید . هر کدام آثار مخصوص به خود را دارد . صدقه را هم طوری بدهید که طبیعت شما را اذیت کند .
طرح 313 نفر طرح بسیار مبارکی هست . بعضی می گویند در طرح 313 شرکت نمی کنیم چون حوصله ی نماز خواندن نداریم یک شبانه روز بیشتر طول نمی کشد نمازش که شما خودت را اینقدر کوچک می کنی . حوصله ی روزه ندارم . این روزه آدم را تخلیه می کند و خیلی بزرگ می کند .
روزه مرگ سفید است . بعضی ها هم گفتند ما روزه ی قضا داریم اما شما وقتی وارد این طرح می شوید مثل نذر می ماند با وجود روزه ی قضا می توانید این روزه ها را بگیرید .
مرد ها لازم نیست از کار های بیرون خود برای خانواده بگویند اما بعضی کار ها را برای مشورت و هم اندیشی می توان گفت پس باید انتخاب کنند کار هایی را که اعضای خانواده را ناراحت نمی کند بگویند یا مشارکت کنند .
- راجع به مباحث مهرورزی دوستان برنامه بگیرند هم نوار داریم و هم کتاب .
- برای کمک کردن به دیگران و صدقه دادن باید اول از نزدیکان شروع کند نه غریبه ها .قرآن می فرماید ابتدا به مادر بعد پدر بعد خواهر بعد برادر و بعد دیگران .
- صدقات را هر چقدر می توانید تولید کنید ، چه صدقات مادی و چه صدقات معنوی تا برای شما باقی بماند .
- سوال کردن آیا درست است که قبل از درخواست کسی به او کمک کنیم ؟ قاعده این است که اگر می دانیم طرف به کمک نیاز دارد نگذاریم حرفی بزند ما به او کمک کنیم . حق ندارید نگذارید درخواست کند .
- تنبیه های تربیتی اشکالی ندارد به شرطی که از نظر شرعی مشکلی نداشته باشد .
- شنیدن سخنرانی و صله ی رحم و صحبت تلفنی به عنوان صله ی رحم باز کردن ظرفیت است.
- کمک به فردی ، گاهی باعث فساد و تنبلی و بد عادتی می شود در این موارد باید کمک به گونه ای باشد که این مفاسد را نداشته باشد .
- در باره ی اینکه می گویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است یعنی وقتی تو می خواهی از خودت بگذری باید اول از نزدیکان شروع کنی .
- ما ماموریم که در جمع صدقه بدهیم و هم پنهانی .
- برای کار های مهم مثل خرید خانه ، قرض گرفتن اشکالی ندارد . در روایات درایم که قرض گرفتن جز روزی های انسان و این طوری نیست که اگر شما قرض نگیرید خیلی عزت دارید ، اگر آدم خوبی را سراغ دارید این کار را می توانید بکنید و کوچک هم نمی شوید .
- با دیگرانی که می دانید مشکلات اخلاقی دارند مهر ورزی باید به اندازه ای باشد که تاثر منفی بر شما نگذارند گاهی دوری و دوستی بهتر است .
- اگر به کسی که جوابش را ندهید بعدا پر روتر می شود ، جوابش را بدهید اما نه از روی کینه و انتقام بلکه جوابهای مبحت آمیز خوب که خودش خجالت بکشد از کارش
- چرا اکثر کار هایی که خانمها باید در باره ی حجاب انجام بدهند به نفع آقایان است ؟
نفع هر دو است چون زن اگر تولید گناه نکند در درجه ی اول به نفع خودش است چرا که در درجه ی اول از نگاه آلوده و غیر انسانی یک مرد به خودش جلوگیری کرده و در درجه ی بعد به نفع مردان است .
- چرا یکی از آثار دعای معراج این است که فرزند انسان پسر می شود . مگر دختر چه ایرادی دارد؟
برای کسانی که دوست دارند پسر داشته باشند دها هایی هست اما این ربطی به ارزش دختر و پسر ندارد . بلکه برعکس در احادیث ما راجع به موثر بودن دختر و مفید تر بودن دخرت است و این ثابت شده که کسانی که دختر دارند بهتر است از کسانی که پسر دارند .
- روزه مرگ سفید است یعنی چی ؟ در اواخر مبحث رشد و قدرت توضیح دادیم .
- گاهی کلمه ی قربانت را از روی عادت به کار می بریم اما بهتر است به کار نبریم .
برای رفع دلگیری یک نفر معذرت خواهی و محبت مجدد راه خوبی است .