جلسه 046 - جامعه پزشکی مهدوی
شماره جلسه
46
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1402
ماه
2
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 046 - جامعه پزشکی مهدوی

شرح دعای ندبه

جلسة چهل و دو (46) به تاریخ: 13/08/1401

استاد گرانقدر:

حجةالاسلام‌‌و‌المسلمین محمد شجاعی

تعداد جلسات: ادامه دارد

انسان، وقتی‌که به مرحله انسانیت نرسیده؛ مرحله انسانیت یعنی چی؟ یعنی غلبه‌ی روح الهی بر همه وجود انسان، یعنی؛ غلبه بخش فوق عقل بر فعالیت‌های عقلانی، حیوانی، گیاهی و جمادی. تا وقتی‌که به این مرحله نرسیده، خبیث‌ترین موجود هست، کثیف‌ترین موجوده، پست‌ترین موجوده، کافرترین موجوده، مشرک ترین موجوده، تا جایی‌که خدا از دست این موجود یک موقع هایی با خشم می‌گوید: «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ» بمیره این آدم چقدر کفر می‌ورزد، چه‌قدر کافره؟ «كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْ‌ءٍ جَدَلًا» از همه بیشتر بهانه‌گیری و جدال و لجبازی و عناد دارد. وقتی‌که طبیعت، حاکم هست، انسان، بدترین موجودات هست. یعنی همان پنج دسته‌ای که قرآن تقسیم کرد، چون قرآن تقسیم‌بندی کرد به: فاسق و مؤمن. به فاسق گفت: سنگ و کم‌تر از سنگ، حیوان و کم‌تر از حیوان، و شیطان. انسان در یکی از این مقوله‌ها تقسیم‌بندی می‌شود وقتی‌که به غلبه‌ی روح الهی نرسد؛ به غلبه‌ی بخش انسانی نرسد.

در تقسیم‌بندی عرفاً، معمولاً که تقسیم‌بندی قشنگی هم هست، اشخاص را معمولاً به طبع تقسیم می‌کنند. می‌گویند اول بعضی اشخاص در مرحله طبع هستند. طبع یعنی درگیر طبیعت. طعم و مزه غذا، شخصیتشان با این‌جور چیزها هست. مرحله طبع.

خیلی‌ها در این مرحله هستند؛ یعنی خشمشان یا رضاشان با غذا و طعم و مزه تأمین می‌شود. کافیه آن طعم و مزه و غذایی که می‌خواهند بهشان نرسد؛ این خوی وحشی‌گری شون سر سفره یا در خونه یا جای دیگر یا غذا بهشون نرسد یا گرسنگی بکشن یا یه ذره اون شهوات غذای‌شان تأمین نشه می‌بینی که آن خلق‌وخوی وحشی شون کاملاً نمود پیدا می‌کند برخلاف ظاهری که می‌سازند به‌عنوان یک آدم متشخص، بااخلاق، ولی می‌بینید که بسیار بی‌اخلاق و وحشی می‌شود وقتی‌که طبعش تأمین نشود. آرامشش مهربانی‌اش، خوش اخلاقیش تا زمانی هست که مزه هایی را که دوست دارد بهش برسد. این کافیه در خونه یک موقعی غذا نباشد غذا بسوزه غذا بهش نرسد می‌بینید که می‌تواند کاملاً به همه بپره، به همه پرخاش بکند وحشی‌گری بکنه نق و غر بکند. این مرحله طبع هست.

بعضی ها در مرحله‌ی نفس هستند؛ نفس از همه خطرناک‌تر هست, نفس موقعی است که انسان دچار یک خوش خودشیفتگی می‌شود عاشق خودش می‌شود؛ حتی اگه کار مذهبی و معنوی هم انجام می‌ده باید حتماً پای خودش وسط باشد اگر کار فاسقانه انجام می‌ده که خوب برای شهوات خودش هست؛ کارهای طبع، کارهای شهوات دیگر و این‌ها، اما اگر مسلمان و مؤمن هم باشه حتی عالم و مجتهد هم باشد مرجع هم باشد باز پای خودش وسط هست یعنی نفسانیت. دین را برای خودش می‌خواهد اگر فعالیت هم می‌خواد بکنه می‌گه این فعالیت، من بودم که خوب هست اگر به اسم من باشه خوبه اگر اسم من نباشه می‌خوام نباشه، این فعالیت سیاسی نباشد؛ یعنی باز پای نفس وسط هست. ببینید در همین جریانات فتنه های اخیر دیدید آدمی که ادعای مرجعیت دارد خیلی از علما خفه شدند، حرف هم نزدند در دفاع از انقلاب شان، در دفاع از دینشان، در دفاع از محکمات که باهاش روبرو بودند حالا به نسبت موقعیت‌هایشان. به این نفس می‌گویند یا حتی محکوم نکردند این‌همه جنایت را این‌ هم نفس می‌شود. عالمی که ادعای مرجعیت دارد در دفاع از این خانمی که مرده به‌عنوان قتل و کشتنش بیانیه می‌دهد؛ ولی وقتی بهش می‌گیم این‌همه پاسدار کشته شدند پلیس کشته‌شده بسیجی مردم عادی... در جواب می‌گه من هنوز یقین ندارم کسی کشته شده باشه، این‌ها درست باشه، اون رو شما یقین داشتی؟ گفتی؟ او را به چه یقینی گفتی؟! کشته‌شده؟ این‌هایی که الان همه‌چی شون بر ملاست، در لحظه سر بریدن شون و آتش زدن شون دارن نشون می‌دن،... نفس است. عالمی که به‌خاطر این‌که مقلدین زیاد باشند از دست ندن مقلدین شون رو، یک اعلامیه علیه آمریکا، انگلیس، اسرائیل، علیه استکبار نمی‌دهد. یک طرف‌داری از ولی فقیه اش بکند. از امامش از انقلاب از این‌همه بسیجی از این‌همه رزمنده از این‌همه آدم‌های بااخلاص، این در مرحله نفس هست نفس بسیار خطرناک است. اکثر یاران و نزدیکان پیامبر در این مرحله نفس بودند. کمااینکه خیلی از بزرگان و خواص هم ما می‌بینیم در مرحله نفس هستند. یعنی اگر بروز و ظهوری دارند پای خودشون وسط هست وقتی قرار باشد پای خودشون نباشد بهش می‌گن برو کنار یه نفر بهتر از تو بزار بیاد کار بکنه. هست؛ بهتر از تو. هستند که کار بکنند، دست شما درد نکنه زحمت کشیدید برو کنار بذار یکی دیگر بیاد، حاضر نیست اینکار رو بکنه. حاضر هست کشور امام زمان ده سال خراب بشود ولی کار انجام نشود ولی اسم اون باشه؛ این نفس می‌شود.

باید صدها جلسه گذاشت تا نفس شناخته بشود، نفس، همین خبیث خطرناکه که در مقدس ترین چهره‌ها انسان را جهنم می‌برد .اگر یک کسی بتواند از نفس نجات پیدا کند به مرحله‌ی قلب می‌رسد. قلب از اسمش معلوم هست قلب دیگر یعنی تقلب دارد. قلب را برای چی بهش قلب می‌گویند؟ چون دائماً در حال دگرگونیه. یک مدتی در حال ایمان هست یک موقعی در حالت کفر یه موقعی حالت فسق دارد‌ یه موقعی حالت معنوی دارد. بین ایمان و کفر، تردد دارد. یه موقعی حالش خوبه خوابهای قشنگ می‌بینه حس قشنگ دارد. حال خوب دارد، رشد می‌کند. یه موقع هایی هم نه، دارد سقوط می‌کند، دارد می‌افته؛ این بالا پایین شدن دارد دائماً، بهاریه حالش. حالت قلب می‌شود. عاشق خدا می‌شود، عاشق اهل‌بیت می‌شود، عاشق خانواده آسمانی‌اش می‌شود، یه موقع هم یکی از کمالات دیگر بهش غلبه می‌کند سقوط می‌کند و یه دفعه می‌افته یه دفعه یادش می‌ره خدا، امام زمان یادش می‌ره اهل‌بیت یادش می‌رن نماز هم‌ قضا می‌شود چنین‌وچنان می‌شود یه موقعی خیلی‌خوبه. این مرحله‌ی قلب است؛ یعنی ثابت نیست. از مرحله قلب اگر کسی بتواند رد بشه می‌رسه به مرحله روح که مرحله روح که قرآن ازش تعبیر می‌کند به چی؟ نفس مطمئنه؛ آرامش دارد، اطمینان دارد، تردید سراغش نمیاد، شک سراغش نمیاد، راه‌شون رو پیدا کرده. مثل جنین سالم که در رحم مادر هست این همیشه حرکت به سمت تولد سالم دارد و تولد قوی دارد. آسیب نمی‌بینند این آدم‌ها. این تمام ارتباطاتش انتخاباتش چینش های فکریش، رفتارهاش با خود اصلی اش تنظیم شده نه با خود نفسانی‌اش؛ با خود اصلی اش کنار آمده یعنی بین او و تکوینش که عشق به الله است عشق به بی‌نهایت هست، با حقیقت خودش و تشریعش، یکی می‌شود، هماهنگ می‌شود درون و بیرون این آدم، ازنظر تکوینی این برای خلیفه اللهی خلق‌شده، از نظر برنامه‌ریزی درونی هم در همان سمت حرکت می‌کند، به سمت کمالات چهارگانه نمی‌رود که جاهلانه و احمقانه و لجبازانه فکر کند آدم موفقی هست حالا مثلاً اگر رئیس‌جمهور شد، بالاترین درجه علمی دنیا را گرفت؛ مثلاً صد تا اختراع داشت چقدر اکتشاف داشت، چقدر کتاب نوشت، چقدر تدریس کرد، خودش را سرکار نمی‌گذارد، راست هست با خودش.

یادش هست می‌دونه که هیچکدام از این‌ها ملاک در برزخ ندارند؛ اصلاً از رحم دنیا وارد نظام برزخی که بشود اصلاً هیچکدام از این‌ها مابه‌ازایی اون‌ور ندارد که بخواد ازش استفاده کنه، این نه، این آدم همه‌چیز، حتی کمالات چهارگانه اش هم با هم هماهنگ اند یعنی کارهای جمادی، کارهای گیاهی و کارهای حیوانی‌اش، کار علمی‌اش هم عبادت هست. حالا این کارها را هم انجام می‌ده در اوج شون؛ از دنیا خودش را محروم نمی‌کند، از لذات دنیا، از نعمت‌های دنیا؛ ولی همه جهت‌دارد. اگر یک کار می‌کند این کارها برای این شخص، نورانیت می‌آورد. قدرت می‌آورد، قرب می‌آورد. باعث سرگرمیش نیست باعث غفلتشان نیست باعث کم‌کاری نیست. باعث از دست دادن انس با خدا قرب به خداوند تبارک و تعالی نیست. همه چیش میزان هست این آدم، ظاهر و باطنش یکی هست؛ یکسان هست، ولی همین‌طور که قرآن می‌گوید انسان تا به مرحله تثبیت ایمان نرسد خطرناک‌ترین موجود و پست‌ترین موجود هست، هم خطرناک‌ترین و هم پست‌ترین موجود، جدل، شک، تردید، کفرورزی، چیزهای خیلی عیان رو نمی‌تونه اصلاً بفهمه ببیندش یعنی می‌گی این خیلی واضح است. این یک لیوان هست؛ ولی اون تردید دارد.

معجزه‌ها رو می‌بینه اما باور نمی‌کند بینات رو می‌بیند اما کور هست. قرآن می‌فرماید تمام پیامبران را ما با بینات فرستادیم اما ندیدن معجزه فرستادیم ندیدن انسان این‌جوری می‌شود. لذا امروز یک سخن هدیه از امام عسکری تقدیم‌تان بکنم امام عسکری بعد از یک مهرورزی فوق‌العاده‌ای که به شیعیان می‌کند در یکی از نامه‌هایی که به یکی از اصحابش می‌نویسد. می‌گه به شما هرچی از خیر برسه ما خوش حال می‌شیم هر خیری به شما برسه هر پیشرفتی که شما بکنید. مثل یک پدر و مادری که خوشحال می‌شوند وقتی به بچه‌هاشون یه خیری می‌رسد خیلی خوشحال می‌شوند از پیشرفت آن‌ها و اون رو پیشرفت خودشون می‌دونند می‌گن ما این‌جوری هستیم نسبت‌به شماها. حس ما نسبت‌به شما این‌جوری است. ولی شماها نسبت‌به ما این‌جوری نیستید. شماها نسبت‌به ما معصیت می‌کنید، بی‌وفایی می‌کنید، کفران دارید، اذیت می‌کنید بعضی وقت‌ها ما را. بعد یک جمله خیلی تکان‌دهنده‌ای می‌گن امام عسکری .

حالا شما شخصیت امام عسکری را در نظر بگیرید یک امام تقریباً بیست و هفت ساله را در نظر بگیرید که عظمت همه معصومین قبل ‌از خودش را دارد، همه‌ی آن کمالات را دارد و تعبیری را که در زیارت امام رضا علیه السلام که «المخصوص بکرامته» مخصوص به کرامت ویژه‌ی الهی شده چون این پدر کسی است که تمام جهان را نجات می‌دهد. پرورنده کسی است که همه دنیا منتظر او هستند. ایشون چی می‌بیند از ما؟ این‌که از پیامبر تا خود شکایت می‌کند خودش گله می‌کند که همه کشته شده‌اند، مردم ندیدن این‌ها را به این عظمت. خودش هم مبتلا بود. می‌داند که پسرش هم این گرفتاری را دارد. لذا این آیه را می‌خواند که « وَ اعْلَمْ يَقِيناً» این را به‌طور یقین بدان که «وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ» آدمی که در دنیا کور هست، نمی‌بیند، آخرت هم کور هست. آخرت هم نابینا هست و بعد می‌فرماید که« وأی آیة اعظم من حجة الله» از حجت خدا کدام آیه بعد خدا بزرگ‌تر است؟ خلیفه خدا و حجت خدا، امین خدا، شهید خدا شهید یعنی شاهد الهی هست بر همه مردم کسی از این بالاتر وجود دارد که مردم نمی‌بیننش؟ انسان به‌محض این‌که گرفتار کمالات چهارگانه بشه اول دچار کوری می‌شود یعنی خودش رو نمی‌بینه یعنی خود الهیش رو. پس هیچ حجتی را هم نمی‌تواند. ببینه چون بین خود الهی‌اش و و حجت خدا یک سنخیت وجود دارد کما این‌که بین خدا و خودش هم سنخیت وجود دارد.

قرآن می‌فرماید چی؟ «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ»؛ وقتی خدا را فراموش می‌کنی، خودتان را فراموش کردید، کدام خودرو می‌گه؟ او خود حقیقی تان. این رو می‌گه اول خودتون رو شما ازش غافلید، نمی‌بینید.

انسان به‌محض این‌که اجازه داد این چهار خودخواهی جلوی دیدن خود اصلیش رو بگیرن مطمئناً دیگر خدا را نمی‌بینند و امام زمان را نمی‌بینند. محروم هست. حضرت می‌گه شماها ما به این بزرگی رو نمی‌بینید حجت خدا شوخی نیست؛ مگر خدا آیتی بزرگ‌تر از این دارد؟ نشانه‌ای بزرگ‌تر از خلیفه معصوم مگر وجود دارد؟ نمی‌بینید شما مگه؟ این کوری هست که نمی‌بینید و این کری است که صدای هل من ناصر ینصرنی‌اش را نمی‌شنوید. برای همین هم سیزده تا اونجوری به شهادت رسیدند؛ این‌که بدتر از همه؛ هزار و دویست سال آواره است. چون همه ادعا دارند دوستش دارند اما کورند نمی‌بینند و کر هستند صداش را نمی‌شنوند و کاری براش نمی‌توانند بکنند؛ کاری نه که نمی‌توانند، بلکه نمی‌کنند؛ یعنی به هیچ تصمیمی برای... اصلاً نه می‌بینمش که بخواهند کاری انجام بدهند؛ مثلاً بگوید که ببین الان این حجت خداست روبه‌روی من ایستاده بابام هست امامم هست؛ باید برم خدمت این، باید برم توی چادر این، این اعلام آماده باش کرده، چادر زده، هل من ناصر ینصرنی گفته.

دیده نمی‌شود؛ انسان کوری دارد، نمی‌بیند این ‌را؛ بنابراین ما باید خیلی حواس‌مان را جمع کنیم که چشم‌مان را باز کنیم اماممان را ببینیم و الا کور هستیم و این کوری کار دست‌مون می‌ده این‌جوری باعث می‌شود خودمون را نبینیم اگر خودت را نبینی هیچ کاری هم برای خودتم نمی‌توانی بکنی؛ خود حقیقی ات. هیچ کاری برای خود حقیقیت نمی‌توانی بکنی انسان باید ببینه خودش را. حواسش به خودش باشد. من زمانی فقط بینا هستم نسبت ‌به خودم که امام زمانم را دارم می‌بینم. آوارگی‌اش را طردشدگی اش را تنهاییش را، هل من ناصر ینصرنی‌اش را بشنوم، اون موقع می‌بینم؛ خودم را می‌شنوم. چون او یعنی من. او یعنی من، اینجاست که انسان باید برود به سمت این‌که چی‌کار می‌تواند بکند برای امام زمان. چه کاری باید انجام بدهد. چی‌کار می‌تواند بکند برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت؟ به‌خصوص، در این زمان حساس که الآن ما قرار داریم تکالیف و مسئولیت‌ها و رسالت‌ها بسیار سنگین است؛ چون دوران غربال هست؛ دوران غربال یعنی این‌که به‌شدت دارد امام زمان، جامعه را تکون می‌دهد، خدا دارد تکون می‌دهد. مخصوصاً با فتنه‌هایی که ایجاد می‌شود خود خدا هم اجازه می‌دهد. این اتفاقات بیفته و این‌همه، در دوران لرزش ایم، در دوران غربال هستیم و یک عده از خواص هم دارند همین‌جوری می‌ریزند مؤمنین، گردن‌کلفت‌ها، بزرگان، از ما بهترون دارند می‌ریزند سقوط کردند یه عده هم در حال افتادن هستند ما هم معلوم نیست کجا هستیم. ما حواس‌مون را خیلی جمع بکنیم که نیفتیم ریزش نکنیم خدای‌نکرده. همه چی‌مون به‌جا باشد. واقعاً توسل داشته باشیمد التجاء داشته باشیم که نیفتیم. وقتی تو می‌بینی قوی‌تر از تو، بزرگ‌تر از تو، رفته افتاده، سقوط کرده، چه غروری داری که تو می‌مانی؟ این چه غروری ست؟ چه خودشیفتگی هست که نه من! این سر من نمیاد؟ بابا بزرگ‌تر از تو قوی‌تر از تو، باسابقه‌تر از تو، رفتن همشان افتادن. می‌تواند همین قضیه این اتفاق برای تو هم بیفتد؛ بنابراین ما باید واقعاً به‌خصوص در بحث جامعه پزشکی مهدوی یه فکری بکنیم.

من بعضی از عزیزان را می‌بینم وقتی می‌ریم جامعه پزشکی مهدوی یا کار برای امام زمان؛ فکر می‌کند همین‌که مثلاً ماهی یک‌بار بلند بشن بیان این‌جا یک دعایی ندبه بخوانند یا کلاسی داشته باشند یا کاری داخلی همین‌جا داشته باشند انجام بدن، کارشون انجام‌شده، مهدوی هستم، نه! شما تا در جریان جذب بچه‌های امام زمان، مداوای بچه‌های امام زمان شراکت نداشته باشید، مهدوی کجا؟ مهدوی نیستید. شما باید بتوانید همان‌طوری‌که در نظام پزشکی در نظام جسمانی دارید به مردم خدمت می‌کنید بتوانید در نظام روحانی از توانایی‌های خودتان بکار بگیرید به ده‌ها و صدها و هزاران نفر رسیدگی کنید. ایتام محمد و آل‌محمد را نجات‌شون بدید.

سرعت، قدرت، روانی، همدلی، کارکردن، عاشقانه کار کردن، تحت شرایطی هست که اگر ما نداشته باشیم ما افتادیم؛ نه این‌که می‌افتیم، سقوط کردیم اصلاً! ما اصلاً سقوط می‌کنیم.

خیلی بینات بزرگ هست ولی خیلی‌ها نمی‌بینند این را، خیلی‌ها نمی‌بینند این‌ را. اما واقعاً باید بشینیم فکر کنیم تصمیم بگیریم ببینیم که حالا چی‌کار باید بکنیم؟ حالا ما ماهی یه‌بار جمع می‌شیم با هم‌دیگر دعایی بخوانیم یه سخنرانی گوش کنیم بعد برویم دنبال کار و زندگی خودمان، کجای چادر امام زمانم؟ اصلاً معلوم نیست. چی‌کار داریم می‌کنیم برای امام زمان؟ چند نفر از کار ما دارند هدایت می‌شوند؟ دست کیا را می‌گیریم. ما باید مثل گروه پزشکی که برای کرونا همه اومدن بسیج شدن؛ دیدی چه‌جوری همه باهم بسیج شدند؟ بیمارستان‌ها، پرستارها، غیر پرستارها مردم همه، تا بالاخره این را ریشه‌کن کردند تا مردم به زندگی عادی برگشتند، باید دنبال شفای این کوری‌ها باشیم.

ببینید واضح‌ترین بیانات بعد از امام زمان، انقلاب اسلامی هست، حضرت امام‌خمینی هست، امام خامنه‌ای هست، فضای فعلی هستش. می‌بینیم خیلی‌ها کورند، نمی‌توانند ببینند. این‌همه آیه راجع‌به انقلاب اسلامی، آیه قرآن هست، شیعه و سنی هم می‌گویند این راجع‌به انقلاب اسلامی و مردم ایران آینده است؛ ده‌ها روایت صدها روایت درمورد امام‌خمینی، انقلابش، آینده‌اش نقشش، رسالتش، چرا خیلی ها نمی‌فهمند و نمی‌بینند به این واضحی به این شفافی؟ خیلی‌ها به بهانه‌های جمادی به بهانه های گیاهی به بهانه‌های حیوانی آیات الهی را نمی‌بیند. محکمات را نمی‌بینند سراغ متشابهات می‌روند. موسی این‌همه معجزه آورد آخرش می‌گویند که بگو برایمان غذا بفرستد از آسمون. غذا می‌فرستد می‌گن این را دوست نداریم اونو می‌خوام؛ بهانه‌گیری‌های مختلف.

انسان وقتی طبیعت‌گرایی میاد سراغش، انقلاب را نمی‌بیند نظام اسلامی با این تقدس و هرچی چهارده تا معصوم زحمت کشیدندتا این انقلاب شده تا موانع ظهور برطرف بشود. خیلی ها نمی‌فهمند این را، اصلا نمی‌بینند این را.

اصلاً درکی از انقلاب ندارند. وقتی می‌خوان اعتراضی هم بکنند نقدشان رو بکنن می‌بینید نقدها تماماً جمادی گیاهی و بچگانه و این‌هاست. همین نقدهایی که شما هم می‌کنید به دستگاه پیغمبر و امام علی ع هم وارد بود خیلی بیشتر. خیلی بیشتر. فقر، فساد، تبعیض، مگر تو دستگاه امیرالمؤمنین نبود؟ مگه تو دستگاه پیغمبر نبود؟ نزدیک‌ترین یاران امیرالمؤمنین که این‌همه پیغمبر ازش تعریف کرد، خود امیرالمؤمنین ازشون تعریف کرده، سوءاستفاده‌های مالی کلان و خیانت و اینها مگر نداشتند؟ کسی که در حقانیت دولت و حکومت امیرالمؤمنین تردید می‌کند؟ هست دیگر. امتحان الهی است؛ برای همه هستش. خیلی‌ها حتی شعور تفکیک انقلاب مقدمه‌ساز ظهور امام زمان؛ انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را با دولت ندارند. خب دولت رو که مردم بهش رأی می‌دن این‌همه اراذل‌واوباش عوضی‌هایی که اومدن شدن رئیس‌جمهور فاسدها و خائن هایی که رئیس‌جمهور شدن، نماینده مجلس شدن، وزیر و وکیل شدن، مسئولین به‌دردنخوری که اصلاً به درد این نظام این انقلاب نخوردن هیچ نوع سازگاری نداشته‌اند. این‌ها را که خودتان انتخاب کردید آوردی‌شون این‌جا. اما نظام اسلامی که شعارش برای برطرف کردن موانع ظهور هست، امامین اش می‌گویند که ما اومدیم فقط برای این‌که اون آقا بیاد. این کارها هستند. در معیشت مردم هم این فرازونشیب‌ها هستش اما داستان چیز دیگری است؛ داستان این است که ما جهان را آماده کنیم برای ظهور مهدی. این‌رو باید ما بفهمیم، حواس‌مون بهش باشه، باید لشکر جمع کنیم برای امام زمان.

انقلاب اسلامی تو این زمینه معجزه کرد و موفق هم بود، پیروز شد، صدها میلیون دست به شمشیر آماده کرد همه‌جای دنیا برا امام زمانش. مانور هاش راهم دادند تمرینش را همه کاراش هم انجام شد، انقلاب، کاری که باید می‌کرد، کرده. همه دارند راجع‌به معیشت حرف می‌زنن، وقتی آدم، امام زمان به این بزرگی را نمی‌بیند و غربت و آوارگی و مظلومیت و هل من ناصر ینصرنیش را نمی‌شنود که بداند حضرت معطل چیه که بیاد دنیا را نجات بدهد، این بدبخت گرفتار، این آدم بی‌بصیرت، حرفاش راجع‌به طبیعت و حیوانیت و این‌جور چیزها هست.

ما داریم راجع‌به صلح کل، عدالت کل، صحبت می‌کنیم. این دارد از ظلم‌های جزئی حرف می‌زند. ظلم هست؛ بله هست؛ دستگاه پیغمبر، دستگاه امیرالمؤمنین این‌ها هست، اگر ناراحت هستید، خیلی خوب برو امام زمان رو ببین بیارش، اون موقع همه‌چی حله، چرا این را نمی‌فهمید؟ چرا این را نمی‌بینید؟ این کوری سراغ خواص آمده، سراغ علما آمده، سراغ خیلی از بزرگان رفته، حقیقت را نمی‌فهمند و نمی‌بینند. ما هم یک رسالتی داریم این‌جا؛ اول شما خودت رو سفت نگه دارید، می‌بینید وقتی زلزله است آدم باید مراقب خودش باشد اول، بعد حواسش به بقیه باشد، بقیه را نجات بدهد.

شما در هواپیما دیدید سوار هواپیما که می‌شوید می‌گوید وقتی‌که هواپیما اوضاع خراب شد ماسک فرستادیم پایین، اول به کی ببند؟ اول به خودت، بعد به بغل‌دستی هات کمک کن. اگر نعمت تعادل را خدا بهت داد و نعمت ایستادگی و قدرت را خدا بهت داد، پس برنامه‌ریزی کن برای نجات ایتام امام زمان از هلاکت ابدی.

ببینید مردم برای کرونا چی‌کار کردند. اگر همین‌جوری که برای کرونا دل سوزاندن، همت کردند، بسیج شدند، برای امام زمان بسیج بشوند و برای فکر و فرهنگ مردم بسیج بشوند، آقا ماسک بزن، آلوده نشوی، آلوده نکنی، برای ایمان مردم بسیج بشوند. خیلی اتفاقات بزرگ می‌افتد.

باید وقتی گذاشته بشود یک روغن کاری کنیم و به سمت این برویم که جامعه پزشکی، یک جامعه فعال و مؤثر و جذاب باشد. بتواند به ده ها و صدها هزار نفر کمک کند و در حیطه کاری خودش بتواند احیاگر باشد همان طور که در بخش جسمی خودش احیاگر هست. کمک امام زمان باشد. ما در بخش گیاهی و حیوانی به مردم خدمات می‌دیم تو بخش فوق عقلانی هم سعی کنیم خدمات بدهیم. خیلی بهتر این جامعه می‌تواند حتی از امثال بنده کار بکنند؛ ولی احتیاج به یک فکر و برنامه‌ریزی و کار جدی هست و این که هر کس هر کاری میتواند برای این دوران خاص و حساس بتواند انجام بدهد.

تا وقتی درگیر خودمون هستیم به امام زمان نمی‌رسیم؛ تا وقتی درگیر مسائل خودمان هستیم امام زمان را نمی‌بینیم کوریم؛ چون خود اصلی‌مان را نمی‌بینیم, امام زمان را هم نمی‌بینیم؛ چون امام زمان تابع این بخش هست و وقتی خود اصلی مان را فراموش کردیم، مشکلات و گرفتاری‌ها زیاد می‌شود، امام زمان در لشکرش کسانی را می‌خواهد که این چهار تاشون را نبینند، این چهارتاشان را تابع خود اصلی‌شان کنند و بروند پای لشکر، پای امامشون بایستند. یه‌کم دنیا را فراموش کنند این چهارتا خود مزاحم را فراموش کنند، یه‌کم کار کنند، یه ذره شب بیداری، یه ذره عرق ریختن، یه کم پول خرج کردن. وقف بشوند برای حضرت؛ کار کنند.