سلام علیکم و رحمه الله
خوشبخت هستیم بعد از مدتها که جلساتمان به بهانه کرونا و ترس شما تعطیل شد، یک بار دیگر عزیزان را زیارت می کنیم. با توجه به این که ما در شرایط بسیار حساسی قرار داریم ما ان شاء الله این جلسه را یک مقدمه ای قرار می دهیم برای کارگاه اصلیمان که به زودی اعلام می کنیم که در واقع یک کارگاه مفصل تر است و عملیاتی ان شاء الله برای اقدام جامعه پزشکی مهدوی و شروع کارهای ملیمان، شروع کارهای بین المللی مان که ان شاء الله توضیحاتش را در کارگاه خدمت عزیزان خواهیم داد.
انسان چون موجودی است جاودانه و اساسا ذاتش این گونه بافته شده، این گونه آفریده شده از روح خدا و موجودی است که پایان و مرگ ندارد. خالق او بیش از حدود هشتاد بار تذکر به او داده که تو ابدی هستی جاودانه هستی. همیشه این را تذکر داده ایم که عمر هر انسانی به اندازه ی عمر خداوند است. هیچ انسانی انتهایی ندارد. مرگی ندارد. فقط مراحل حیات او متفاوت است. که این ها را قبلا مفصل در مباحث توضیح داده ایم. لذا روح انسان محصور در زمان و مکان نیست. انسان همیشه به گونه ای زندگی می کند که اگر بخواهد در یک زمان یا مکان حصرش بکنند، نابود می شود. اساسا احساس می کند در یک زندان اسیر است. خداوند هم انسان را به گونه ای آفریده که محدودیت برداشته شود. خدا رحمت کند حضرت امام را فرمود خدای انسان دین انسان و کتاب انسان مثل خود انسان نامحدود است. و دین انسان ها را نا محدود تربیت می کند. بی نهایت تربیت می کند. خاصیت تربیت دینی است. لذا از روز اول که انبیاء آمدند تمامشان موظف بودند انسان ها و مخاطبینشان را با نگاه جاودانگی با نگاه جاودانگی و نگاه ابدی تربیت کنند. نگاهی که به تمام دنیا تعلق می گیرد.تا آخر دنیا که ما نمی دانیم چقدر است و به ملکوت و تا قیامت و از قیامت تا.. که دیگر تا هم ندارد. تا ابدیت. تا همیشه نفس انسان تعلق می گیرد و حرکت می کند. و حتی نفس انسان تعلق می گیرد به همه ی گذشته ی دهر گذشته ی زمان. کیل انسان و ظرف انسان این گونه است که نا محدود است. یعنی هر چه درش بریزی تمام شدنی نیست. این قادر به جذب نامحدود است چون اله او هم نامحدود است. وقتی می گوییم لا اله الا الله در مباحث انسان شناسی توضیح دادیم الله یعنی چه؟ یعنی هستی مطلق و بی نهایت. هستی نا محدود. پس اگر کسی اله او نا محدود است ظرفیت او هم نامحدود است. اگر کسی قدرت جذب یک اله نامحدود را دارد پس خودش هم نامحدود است که می تواند اله نامحدود داشته باشد. معشوق نامحدود داشته باشد. لذا در آموزه های انبیاء همه شان این بوده که مخاطبین خودشان را پیروان خودشان را به گونه ای بار بیاورند که روح این ها محدود به زمان و مکان نباشد. و بتواند همه ی گذشته زمان را درک کند و در آنجا حضور داشته باشد. و در همه ی آینده جهان هم حضور داشته باشد. و درکش کند به معنای واقعی کلمه. همه ی انبیاء مامور بودند که پیروان خودشان را این گونه تریت کنند. لذا مسئله ای که در قرآن کریم خیلی رویش سفارش شده به عنوان یک اصل و مهم ترین اصل در تربیت دینی همه ی انبیاء، نه در تربیت اسلامی در تربیت دینی همه ی انبیاء موثر بوده و اصل بوده مبنا بوده این بوده که پیرو من نباید از نظر عمل، نیت، اندیشه و اعتقاد محدود باشد. چون وقتی محدود باشد محدود می میرد. و نمی تواند فضای نامحدود آخرت و ابدیت را پر کند. می دانید که روز قیامت حشر بر اساس روح است نه فقط بر اساس عمل شخص. بر اساس نیت های افراد است. بر اساس تعلق نفس کشش نفس و حضور نفس در زمان است. " یحشر الناس علی نیاتهم یوم القیامه" مردم بر اساس نیتهایشان در روز قیامت، غیر از عمل و آرزوهاست. نیت یعنی اگر این شخص استمرار حیات دنیوی داشته باشد حتما آن کار را انجام می دهد. نیت یعنی این. یعنی اگر توان به او بدهند الان آن حقیقت را تحقق می دهد همان نیت را تحقق می دهد. لذا در قرآن مهمترین آیات به این آیات تعلق دارد که تربیت هر مومنی تربیت نامحدود باید باشد . مومن نمی تواند صرفا با عملش ابدیت را پر کند. شوخی نیست. شما وقتی که وفات پیدا می کنید، به برزخ می روید تا قیامت، ما نمی دانیم چقدر است باید توشه داشته باشید. این نفس باید بتواند زندگی کند. حیات داشته باشد. این نفس نیرو می خواهد. این نفس قدرت می خواهد. این نفس ابزار لازم دارد. و بعد هم به قیامت که برسی، خود قیامت پنجاه هزار سال است. این نفس باید جان داشته باشد. نیرو داشته باشد. این نفس باید حیات داشته باشد و بتواند این را طی کند و بعد وارد بهشت می شوی تازه حیات جاودانه شروع می شود. در مباحث معرفت نفس این مسئله را اثبات کردیم که بهشت در نفس است. نفس در بهشت نیست. همه ی بهشت در نفس است. بنابراین آدمهای بی جان و ضعیف طبق قواعد تولد یادتان هست گفتیم ما شش نوع تولد داریم. از رحم مادر به دنیا تولد سالم و قوی، تولد ضعیف و بیمار، تولد معلول و تولد ناقص. دقیقا عین این شش تولد آنجا هست. بنابر این نفسی که می خواهد وارد نظام برزخی شود، باید یک نفس قدرتمند باشد که کم نیاورد. در نظام برزخی بتواند با نشاط با قدرت جذب بالا زندگی کند.حسرت نداشته باشد. آه نداشته باشد. افسوس نداشته باشد. چون عمر را هم که از دست بدهی دیگر قابل برگشت نیست. لذا تربیت باید به گونه ای باشد که این شخص در دنیا بتواند نا محدود جذب کند. یعنی انرژی را جذب کند، نیات و اعمالی را جذب کند که وقتی می رود در فضای برزخی بازش که می کنند این انرژی را، تمام برزخ را بپوشاند قیامت را کاملا پوشش دهد نفس این شخص، و بعد بتواند در حیات ابدی هم راحت زندگی کند. اگر نه کم می آورد. کسی که اینجا کم می گذارد آن طرف هم کم می آورد. کسی که روی خودش کار نمی کند. علی علیه السلام فرمود بعضی از محبین ما که اینجا زیاده روی می کنند، مسرفین، که حالا اسراف در هر پنج شان هست، چه شئونی؟ جمادی و نباتی و حیوانی و عقلی و فوق عقلی. تمام این شئونات ما اسراف داریم. اسراف فقط مربوط به پول و ماده و لباس و غذا نیست. در خیال گاهی انسان اسراف می کند. در توهم گاهی انسان اسراف می کند. در درس و کار علمی و تعقل گاهی اسراف می کند. در کار معنوی گاهی اسراف می کند. در مسائل مادی هم همین طور. در مهندسی آرزوها انسان اسراف می کند. در تنظیم معشوق ها اسراف می کند. لذا حضرت فرمود بعضی از محبین ما که مسرف هستند ما نمی توانیم در برزخ به این ها هیچ کمکی کنیم. ما اصلا دستمان به این ها نمی رسد برای شفاعت. قیامت هم حتی نمی توانیم شفاعتشان کنیم. شوخی نیست. قیامت پنجاه هزار ساله اهل بیت می گویند ما هیچ کدام دستمان به این ها نمی رسد شفاعت کنیم. شفاعت یعنی جفت شدن دیگر. شفع یعنی جفت شدن. ما نمی توانیم پیدایشان کنیم که نجاتشان بدهیم. دور هستند از ما. آنقدر دورند که حضرت می فرماید بعد از سیصد هزار سال ما این ها را تازه می توانیم پیدا کنیم که شفاعتشان کنیم. چرا؟ چون نفس این طور است. فاصله می گیرد و نزدیک معصوم نیست که دستش به او برسد و برش دارد ببرد. می رود یک گوشه ای که دست معصوم هم به او نمی رسد. حالا این نه تنها نباید این گونه نباشد بلکه باید پر کند فضای برزخی را و فضای قیامتی را و فضای بعد از قیامت را. بتواند نفس پر کند همه را. برساند نفس خودش را. شاداب و فعال و عالی. لذا تمام انبیاء مخاطبین و پیروان خودشان را به گونه ای تربیت می کردند که این ها در زمان گیر نکنند. یعنی آدم محدود به زمان پنجاه سال شصت سال هفتاد سال بعد هم می بینی نتوانسته از گذشته بهره ای بگیرد و برای خودش ذخیره کند، نه آدمی است که حضور در آینده دارد. هیچ. یک آدمی است که یک زمانی متولد شده تاریخ تولد فلان و تاریخ وفات فلان و هیچ خاصیت و اثری هم این آدم نداشته. یک آدمی بوده که مثلا پنجاه سال عمر کرده و رفته. تمام شده. در حالیکه نفسش این طور نیست. نفس هیچ نوع محدودیتی به زمان و مکان ندارد ولی این آدم بدبخت همین طور تربیت شده. این صبح که از خواب بیدار می شده نیت هایش افکارش برنامه ریزیش همه مربوط به همین مردار دنیا بوده. این طور برنامه ریزی می کرده. آرمان که اصلا نداشته این بنده خدا. اصلا کاری برای آرمانش نمی کند این بنده خدا. یک آدمی بوده که صبح یک مسجدی می رفته یک نمازی می خوانده یک ظهر و عصری یک مغرب و عشایی یک زیارتی می رفته یک مکه ای رفته همین. تازه اگر خوب خوب باشد این طور بوده. ولی این جون و قدرت ندارد. لذا حضرت می گوید با اینکه این ها محبین ما هستند ما هم دوستشان داریم ولی دست ما به این ها نمی رسد. خیلی بد است. لذا قرآن تاکییدش این است. " ولقد کتبنا فی زبور من بعد ذکر ان الارض و یرثها عبادی الصالحین ان فی هذا لبلاغا لقوم عابدین" ما در زبور بعد از تورات این را نوشتیم که زمین از آن بندگان صالح ما خواهد بود. و اینکه ما این بشارت را می دهیم برای قوم عابد کسی که عبادت می خواهد کند یک نشانه است. خوب دقت کنید. عابدین، اهل دین باید بفهمند این را که زمین از آن بندگان خدا است. یعنی چه؟ یعنی هر کسی در هر زمانی باید برای حاکمیت صالحین در زمین فعالیت داشته باشد. من در بین مفسرین قرآن هیچ مفسری را ندیدم که به زیبایی مقام معظم رهبری توانسته باشد آیه را تفسیر کند. شما بروید تمام تفاسیر را نگاه کنید. اصلا نمی توانید تفسیر پیدا کنید برای این آیه به این زیبایی که دین یعنی آینده نگری و عمل بر طبق آن. دین یعنی ساخت آینده. دین دینداری فهم دین یعنی ساخت آینده. اگر کسی حضور در آینده و حضور در گذشته جزء برنامه هایش نباشد اصلا دین را نفهمیده. این همین طور کور کورانه آمده. به او گفته اند یک خدایی بوده یک پیغمبری فرستاده هزار و چهار صد سال پیش ما هم پیرو او هستیم و تو هم الان مسلمانی و این اعمال را باید انجام دهی. حجابت را رعایت کنی نماز بخوانی و روزه باید بگیری و خمس بدهی زکات بدهی حج بروی همین طور گیج. این آدمی نیست که قدرت روحی داشته باشد. جان داشته باشد بتواند تمام جذب را انجام دهد. شبهای ماه مبارک به همه تان این را رساندیم که کتاب نقش انسان در تقدیرات شب قدر که انسان چطور می تواند در شب قدر تقدیرات میلیون ها انسان را جذب کند. در نفس خودش. و حتی می تواند تقدیرات معصوم را در نفس خودش جذب کند. چکار کند که بتواند این قدرت را داشته باشد؟ این توان را داشته باشد.
خب دین یعنی این. دین یعنی فهم آینده، فهم زمان و حضور فعال در تحقق آینده. آینده چیست؟ آینده یعنی ساخت زمینی که در آن زمین همه ی انسان ها بتوانند علاوه بر سعادت دنیا، سعادت آخرت و ابدیت را هم کسب کنند. چون زندگی دنیایی الان زندگی طبیعی نیست. هنوز زندگی دنیایی زندگی طبیعی نیست. زندگی طبیعی یعنی مشکلی وجود نداشته باشد. بتوانند همه با خوبی و خوشی و شادابی در دنیا زندگی کنند. و ابدیت را هم داشته باشند. قدرت جذب ابدیشان بالا برود. این می شود حیات طیبه انسانی. انسان هنوز شروع نکرده به زندگی. ان شاء الله با ظهور آقا آدم معلوم می شود و انسان تعریف می شود و ظرفیت انسانی شناخته می شود و انسان تازه زندگی می کند. شروع می کند به زندگی کردن. برای همین پیامبر می آید مهمترین کار خودش را، دستور خدا آمده و الان می خواهد انسان ها راتربیت جاودانه کند. چطور تربیت جاودانه کند؟ یعنی انسان ها را چطور می برد در فاز اینکه همه بتوانند تاریخ را جذب کنند و بتوانند همه ابدیت را طی کنند. و همه آینده را احراز کنند. سه تا حضرت قائده و فرمول می دهد. "افضل العباده افضل الاعمال افضل الجهاد" کدام عبادت از همه بالاتر است و از آن بالاتر نیست؟ کدام عمل از همه بالاتر است و از آن بالاتر نیست؟ کدام جهاد از همه بالاتر است و از آن بالاتر نیست؟ انتظار الفرج.
پیغمبر است. ائمه نگفتند امام هادی امام عسگری نگفتند که نزدیک امام زمانند. نه. چه کسی گفته این را؟ پیامبر گفته. همان روز اول دارد می گوید انتظار الفرج. یعنی چه؟ یعنی مسلمان باید بیاید برود در فاز آینده سازی. لذا شما آیات را که نگاه می کنید می بینید که قرآن دائما این آینده را تذکر می دهد. ابدیت را تذکر می دهد. " هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون" او کسی است که پیامبرش را با هدایت....که چه شود؟ او را غلبه دهد بر همه ی ادیان. کی تحقق پیدا می کند؟ امام صادق فرمود زمانش نرسیده. او با مهدی ما تحقق پیدا خواهد کرد. دین رسول خدا بر همه ی ادیان غلبه می کند. و دین کره ی زمین خواهد شد. و همه ی مردم..." وعدالله الذین امنوا منکم و عمل الصالحات لیستخلفنهم فی الارض" وعده کرده خدا شما را خلیفه ی زمین قرار می دهد که شما به یک امنیت برسید. به آرامش برسید. دیگر همه یزمین امن شود. این همه آیات در مورد آینده است. برای چه در قرآن آمده. برای اینکه تعلق بگیرد به این. روحت تعلق بگیرد و در جریان آینده سازی قرار بگیری. روحت نماند. کپک نزد. نمیری در زمان حال دفن نشوی. اگر در آینده حضور نداشته باشی می گندی. خب حالا چطور می تواند حضور داشته باشد؟ چطور می توانم در همه ی گذشته حضور داشته باشم؟ چطور می توانم در همه ی آینده حضور داشته باشم؟ با نیت. نیت غیر از عمل است. غیر از آرزو است. نیت یعنی یک قدرت روحی که اگر به شخص توان بدهند او آن کار را انجام می دهد. نیت یعنی اینکه روحی که می خواهد آینده را بسازد تعلق به گذشته داشته باشد گذشته را کاملا محترم بشمارد. عشق ورزی با گذشته داشته باشد. وفادار به گذشته باشد. و وفادار به آینده باشد. و بنا بگذارد آینده را در زندگی اش. این آدم وقتی از دنیا می رود می بیند که این آدم موسس بوده این آدم بنا گذاشته آینده را برای خیلی از آدم ها. کاشته و رفته. همین طور کاشته و رفته. این آدم ادامه دار است. این آدم دارای باقیات الصالحات است. این آدم استمرار شخصیتی دارد. هم در گذشته هم در آینده. در جنگ جمل کسی آمد خدمت امیرالمومنین علیه السلام عرض کرد کاش که داداشم اینجا بود. حضرت فرمود که آن میل و نیت داداشت با ما بود. عرض می کند بله دوست داشت که پیروزی لشکرخدا را ببیند. حضرت فرمود" فقد شهدنا" داداشت اینجا با ما است. بعد یک جمله فرمول می دهد حضرت " و لقد شهدنا فی عسکرنا هذا اقوام فی اصلاب الرجال و ارحام النساء سیرعف بهم الزمان و یقوی بهم الایمان" در این لشکر امروز ما لشکر جمل در این جنگ جمل اقوامی سهیم هستند در این جنگ ما که در رحم زنان و صلب مردان هستند و زمان بعد ها این ها را خواهد آورد. ایمان به وسیله آن ها تقویت می شود. مومنینی قرار است در آینده بیایند که ایمان را قرار است تقویت کنند. تمام لشکر ما این ها حضور دارند. لذا شما وقتی زیارت جامعه می خوانی چه می گویید؟ " اشهدالله" من خدا را شاهد می گیرم که در ... داری حرف می زنی شوخی نیست داری خدارا شاهد می گیری. با چه کسی داری حرف می زنی ؟ با چهارده معصوم داری حرف می زنی. زیارت جامعه است. جامعه یعنی همه شان هستند دارند تو را می بینند. تو ارتباط و اتصال حقیقی برقرار کرده ای با چهارده معصوم و داری با ایشان حرف می زنی چه می گویی؟ دغدغه حرف زدن با آن ها را داری. عشق حرف زدن با آن ها را داری. می گویید خدا را شاهد می گیرم که من در کربلا بودم و در کنار حسین و لشکرش بودم و در رکاب او جنگیدم. من در جمل در صفین در نهروان حضور داشتم. عه! چه نوع تربیتی است؟ که تو بایستی بعد از هزار و چهارصد سال به چهارده معصوم بگویی من خدا را شاهد می گیرم که آنجا بودم. خدا شاهد است من آنجا بودم. چطوری؟ مکانیزمش را هم در دعا می گوید. با تاسف. با حسرتی که داشتم که اگر بودم من هم آنجا به شهادت می رسیدم. خب این الان چه می خواهد؟ صدق می خواهد. صدق حالی می خواهد. هر کسی نمی تواند زیارت جامعه کبیره را و فقط زیارت جامعه کبیره نیست بقیه زیارات هم هست، زیارت بخواند. حرف بزنید دروغ که نمی توانید به معصوم بگویید که. بعد هم بگویی خدا را شاهد می گیرم. خدا هم می گوید لعنت بر تو که داری دروغ می گویی. باید انسان خدا را شاهد بگیرد و خدا هم بگوید راست می گوید بنده من. این واقعا حضور داشت. من با تو در کربلا بودم و در تمام جنگ های امیرالمونین هم کنارش بودم. چطوری؟ با حسرت. این نیت کجا تفسیر می شود؟ در حال تو. تو الان چه غیرتی داری نسبت به گذشتگانت. چه تعلقی نسبت به تاریخ گذشته ات داری؟ چه تعلقی به انبیاء گذشته داری؟ به آدم به نوح به ابراهیم به موسی و عیسی. مال تو هستند تعلق به ایشان داری؟ به پیامبرت به امیرالمومنینت. به جمل به صفین به احد به بدر به نهروان به کربلا. کجای کار هستی تو؟ چه تعلقی داری به این گذشته. و الان چه حضوری در آینده داری تو؟ چه نقشی در تحقق آینده داری؟ خاصیت برنامه ریزی زندگی تو کجایش به آینده تعلق می گیرد؟ نقش داری الان؟ موسس هستی پایه گذار هستی چه هستی الان تو؟ اگر از دنیا بروی چه از تو می ماند؟ چه می ماند که تو را تا ابدیت پر کند وقتی در برزخ حضور تاریخی تو دائما بیاید؟ چطوری است. ما بعضی از اساتیدمان بودند یک وقتی می نشستیم با ایشان، دلمان خوش بود که با این استادمان نشسته ایم اینجا تا سحر گپ می زدیم گپ علمی. عبادت می کردیم با او. کار علمی می کردیم. بعد صحبت می کردیم با دوستان که فرض بفرمایید مثلا ما با حاج آقا ماه رمضان یک دهه با هم بودیم تا سحر و... کی حاج آقا؟ حاج آقا پیش ما بود. کجا؟ یک کشور دیگر. ما با حاج آقا دهه آنجا بودیم. چطور می گویید با ما بوده. حاج آقا راحت بدن تولید می کرد یک بدنش را می فرستاد این کشور یک بدنش را می فرستاد آن کشور. با همه هم بود. حالا من دارم از دنیا می روم یک کسی نماینده من هست؟ می توانم ده تا بدن صد تا هزار تا بدن تولید کنم بعد از من باشند این ها؟ برای من کار کنند بفرستند آنجا. نمیرم. نمیرم. چطور می توانم نمیرم. جاودانه بمانم. کم نیاورم. چطور این امکان دارد؟ من چطور حضور در آینده داشته باشم. فرمود انتظار الفرج.
انتظار یعنی محیا کردن. آرزو نیست. عمل نیست. انتظار است. شما آمدید اینجا امروز صبح اینجا چه دیدید؟ دیدید که صندلی ها چیده شده بلندگو گذاشته شده. مداح آمده آماده صحبت می کند. غذایتان آماده است. صبحانه آماده است. همه چیز آماده است. یک کسانی قبل از شما اینجا بودند. من اینجا کلاس داشتم گفتند زود اینجا را خالی کنید مشاوره ها تعطیل اینجا مراسم داریم می خواهیم اینجا را بچینیم. گفتیم باشد. از دیشب یک عده ای داشتند مراسم را برای شما تدارک می دیدند. انتظار یعنی این. انتظار عمل است. یعنی فعالیتی کنی که آن چیزی که تو منتظرش هستی تحقق پیدا کند. انتظار یعنی این.
در بیمارستان وقتی می گویی اتاق عمل آماده باشد فردا عمل داریم یعنی چه؟ یعنی یک عده قبلا آنجا را چه کرده اند؟ پزشک که کاری نمی کند. از خانه اش می رود آنجا لباسش را عوض می کند دستهایش را می شوید می رود داخل اتاق عمل. او که نمی رود آنجا وسایل را ایزوله کند و آماده کند و بچیند و نور را درست کند و تخت را آماده کند و مریض را آماده کند و پزشک که کاری نمی کند. همه آماده می شوند برای این پزشک که قرار است بیاید یک عملی را انجام دهد. چند روز جلوتر مریض را می آورند می خوابانند کارهایش را می کنند این یعنی انتظار. یعنی تو عملیاتی شوی. و تو در آن صحنه حضور داشته باشی.
امام رضا علیه السلام می فرماید روز قیامت که می شود مومن را می آورند نامه ی عملش را می دهند دستش اول گناهانش را نشانش می دهند این گناهان را که می بیند حضرت فرمود" یرتعش فرائصه" تمام مفاصل مومن شروع می کند به لرزیدن وقتی به گناهان نگاه می کند. مثلا الان به من می گویند گناهانت چیست. من می گویم مثلا فلان جا فلان کار را کردم. بسیاری از حجم گناهان ما دیدنی نیست. خیلی از آن ها آثار است. بعد از مردن ما فسادش ظاهر می شود و ظهور می کند. بعد از مردن ما خیلی از چیزهایی که کاشتیم همین طور عذاب درست می کند برای ما. اصلا ما نمی دانیم کجاها خرابکاری کردیم. آثار معنوی که داشتیم. تخریبهای معنوی که داشتیم. تخریبهای شخصیتی تخریبهای هدایتی تخریبهای ..... اوووه آنقدر هست. یکدفعه می گذارند جلویش وقتی نگاه می کند مومن حضرت می فرماید این مفاصلش شروع می کند به لرزیدن. شوخی نیست. بعد می گوید حسناتش را می آورند بعد نگاه می کند خوش حال می شود. آرام می شود. شاد می شود. بعد خداوند می فرماید که آن نامه اعمالی را که انجام نداده بیاورید. عه تناقض دارد به قول امروزی ها پارادوکس است. اگر انجام نداده پس چه نامه عملی است. نامه کدام اعمال؟ اعمالی که انجام نداده. می آورند و به او نشان می دهند. مومن نگاه می کند می گوید خدایا به عزتت قسم که خودت می دانی من هیچ کدام از این اعمال خوب را انجام ندادم. خداوند می فرماید که بله. "نویتموها و کتبناها لکم" شما نیتش را داشتید ما برای شما نوشتیم. " فیصاب علیها" جذا داده می شوند بخاطر نیت هایشان. یعنی اگر بود و عمر می کرد واقعا این کارها را می کرد. اگر زنده بود حتما این کارها را می کرد. این غیر از آرزو است. آرزو یعنی بنشینم بگویم اگر یک میلیارد تومان داشتم پنج میلیارد تومان داشتم چه می کردم. بعد هم دروغ است. به او می دهند و او هیچ کاری نمی کند. خمسش را هم عرضه ندارد بدهد. لیاقت خمس دادنش را هم ندارد. چه برسد که بخواهد یک کاری برای امام زمانش انجام دهد. نمی تواند الان رسیده ولی نمی تواند. ولی یک کسی را می بینی که نه، نیت می کند وقتی هم که می رسد همان طوری هزینه می کند. بخش جمادی و بخش گیاهی وقف دارد برای حضرت می دانید. یعنی عاشقانه بخشی از عمرش را وقتش را اختصاص می دهد برای خدمت. برای خدمت به کسی که اهل بیت مسابقه دارند در خدمت به او. امام حسین با آن عظمتش می فرماید " لو ادرکت و خدمت ایام حیاتی" من اگر ببینمش تمام عمر خادم این آقا خواهم بود. چقدر عظمت دارد این آقا. امام باقر پدرش است. امام صادق پدرش است. همه شان علیهم السلام همین جمله را تکرار می کنند. داریم دعای ندبه می خوانیم دیگر. " بنفسی انت" جان ما به فدای تو. چقدر این آقا عظمت دارد که معصومین خدمت به او را برای خودشان آرزو می کنند. امام رضا می گوید خدایا ما را روز قیامت از اعوان ایشان قرار بده. از اعوان و انصار مهدی قرار بده. آنوقت ما چقدر تنبل و بی حوصله و پشت گوش انداز و بهانه گیر و بهانه جو و خرابکار هستیم در کار حضرت. ما یا کار نمی کنیم یا کار هم می کنیم هزار تا گند می زنیم در کار حضرت. هزار تا خرابکاری داریم در کار. عشق نیست. وفاداری نیست. غیرت نیست. این حس نیست اصلا نسبت به حضرت.
تمام آیات آینده را که شما نگاه کنید، حالا این آینده ای که قرار است بیاید این آینده ای که در کره زمین دین حق مستقر بشود چیست؟ یک دفعه که نمی آید. یک دفعه می آید؟ اگر یک دفعه قرار است بشود که پیغمبر هم می توانست این کار را بکند. امیرالمومنین هم این کار را می کرد. نه این آینده باید آماده باشد. این آینده باید ساخته باشد. انتظار الفرج یعنی ساختن آینده. حالا چه اتفاقی می افتد در آینده؟ آینده ای که آنقدر هم بد ترسیمش کردند تاریک و سیاه. " مولئت ظلما و جورا" پر از ظلم و جور است. پس چطور می شود این آینده اگر پر از ظلم و جور است چطور این آینده تحقق پیدا می کند؟ خداوند هفت آیه را اختصاص داده در قرآن به مردمی که قرار است بعدها در آینده ی دور " فسوف یعط الله بقوم " یک قومی قرار است بعد ها بیایند آن ها زمین را روشن می کنند. هفت آیه است که حالا بعضی را برایتان خوانده ام. همه به پیغمبر می گویند که این آیاتی که می گوید یک قومی قرار است بیایند در آینده دور، اگر شما ناز کنید خدا کسان دیگری را به جای شما می گذارد، " ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم " شما اگر بخواهید رو برگردانید خدا کسی بهتر از شما را می آورد. آن ها مثل شما هم نیستند دیگر. " ثم لا یکونوا امثالکم" مثل شما نیستند. مثل شما اذیت کننده، مثل شما بی وفا نیستند. مثل شما رها کننده اهل بیت نیستند. وفادارند. شیعه و سنی همه حدیث نقل کرده اند. در این اختلاف هم ندارند. از پیامبر هم همه نقل کرده اند که این هفت آیه درباره ی ایرانی ها است. انقلاب اسلامی ایران. ده ها روایت است که اهل بیت بشارت انقلاب اسلامی را دادند. آن ها قرار است بیایند. پیامبر می گوید ای کاش برادرانم را می دیدم." انا الیک بالاشواق" چقدر شوق دیدنشان را دارم. کاش می دیدمشان. یکی و دو تا و ده تا نیست. از پیامبر شروع شده بشارت انقلاب اسلامی و مردمی که قرار است در آینده بیایند. آیات قرآن این همه آیه یعنی نمی شود انکارش کرد. همه ی علمای اسلام شیعه و سنی هم اجتماع دارند که این آیه یعنی چه. آن مردمی که قرار است در آینده ی دور بیایند کی هستند. حالا الان این انقلاب اتفاق افتاده. چهل سال است که از آن گذشته. دو امامش هر دو تسریع کردند که این انقلاب همان انقلاب مقدمه ساز ظهور مهدی است. انقلاب ایران نقطه ی آغاز انقلاب جهانی اسلام است به پرچم داری حضرت حجت ارواحنا فداه. این فرمایش امام است دیگر. آنقدر مهم است این که امام می گوید مسئول جمهوری اسلامی اگر به فکر حکومت جهانی حضرت نباشد خائن است. خطر ساز است. رئیس جمهور است. نماینده مجلس است. شورای شهر است استاندار یا فرماندار است. مسئول غیر مهدوی در این نظام بیاید خائن است. هر چند خدمت کند. هر کس یعنی هر کس که بیاید ولی مقدمه ساز نیست و تعلق به آینده ندارد و آینده سازی ندارد خائن است. شوخی است این حرف؟ من نمی گویم این را صاحب این انقلاب می گوید. مرد با عظمتی که ائمه از او آنگونه تجلیل کرده اند. چقدر از امام تجلیل کرده اند در این روایات. چقدر عظمت دارد این مرد. که خدا امر ظهور ولیش را سپرده دست این مرد که تو مقدمات را فراهم کن. کارها را انجام بده. هر کس در جمهوری اسلامی به مقامی و ریاستی برسد ولی آینده سازی نداشته باشد خائن و خطر ساز است. وقت مردم انرژی و بودجه مردم همه را تلف کرده است. باید قیامت جواب بدهد. شما ازدواج هم که می کنی یک خانواده تشکیل می دهی باید آینده سازی کنی چه برسد به یک جامعه. باید نقش داشته باشی در تحقق آن آینده و آن آینده را باید بسازی. امام فعلی هم فرمود که ما فقط یک آرمان داریم در انقلاب اسلامی آن چیست؟ ایجاد تمدن نوین اسلامی و مقدمه سازی برای ظهور خورشید عظمای ولایت. پس باید برای این انقلاب کار کرد. باید برای این تمدن سازی کار کرد. باید نقش داشته باشیم در تمدن سازی. در مقدمه سازی نقش داشته باشیم. جامعه پزشکی هم خیلی قدرتمند می تواند کار کند. من بارها گفته ام پزشکان از ما طلبه ها و روحانیون خیلی وقت ها آثارشان در مسائل معنوی و عرفانی بیشتر است. تاثیراتشان بیشتر است. قدرتشان بیشتر است. باید نقشتان را بازی کنید. شما کوچکترین کارتان کار درمانی است. که با بخش گیاهی سر و کار دارد حتی حیوانی هم نیست. کدام بخش است؟ بخش گیاهی است. با جسم سرو کار دارید. ولی بردش فوق عقلانی می تواند باشد. آثارش فوق عقلانی است. لذا جامعه پزشکی باید بتواند از توان خودش در فضای ملی و فضای بین المللی برای تمدن سازی استفاده کند. یک پزشک اول باید به نیت برسد برای تمدن سازی و مقدمه سازی ظهور. اول نیت. "یحشر الناس علی نیاتهم" یک پزشک باید به گونه ای به نیت برسد که از دنیا رفت خدا بپذیرد. بگوید این اگر هزار سال هم عمر می کرد زمینه ساز بود مقدمه ساز بود. و موثر بود. نه اینکه صبح سرش را بیندازد پایین و برود بیمارستان و مطب و شب هم برود خانه. بعد می بینی هیچ خاصیتی ندارد. کارش فقط ثواب دارد چون دارد مردم را درمان می کند ولی ماندگاری ندارد. لذا جامعه ی پزشکی باید بتواند از تمام ظرفیت خودش ... یک پزشک مهدوی یک جامعه پزشکی مهدوی. یک پزشک باید بتواند از نظام پزشکی در مقدمه سازی آینده سازی تمدن سازی بتواند استفاده کند. تمدن ساز باشد. یک موقع است خودتی و خودت، یک نفر را نمی شود کاری کرد. توانت محدود است. یک موقع است در یک جامعه قرار می گیری. شما پنجه را نگاه کنید. یک موقع است می خواهی یک وزنه را بلند کنی دست و بازو انگشتان قدرت دارند اما این شصت نباشد شما نمی توانی وزنه را بلند کنی. یک دانه انگشت که نیست همه که هستند باز کار نمی شود کرد. ولی وقتی افراد می آیند کنار هم قرار می گیرند ضریب می دهند به کار. دیگران به تو ضریب می دهند و تو یک دفعه قوایت می شود بی نهایت. می آیی کنار بقیه قرار می گیری به بقیه کمک می کنی. قوای بقیه را بی نهایت می کنی. تنهایی بخواهی کار کنی عرضه ی بیشتر از مطبت را نداری. آن هم خیلی قیمتی است که هر کس در مطب خودش بتواند تمدن سازی را شروع کند. هنر است اگر کسی بتواند در مطب خودش در بیمارستان خودش و جایی که هست تمدن سازی کند. اما وقتی کنار هم قرار می گیرید کارت بازخورد ملی پیدا می کند. باز خورد جهانی پیدا می کند. آن یک داستان دیگر است. تو یک حضور جهانی و یک اثر جهانی داری. نیت خیلی مهم است. و عمل فعلی ما. ما کدام عمل را انتخاب کنیم که در آن مرحله و در آن عمل آثار ملی آثار جهانی داشته باشد. آثار برزخی آثار قیامتی و فرای قیامتی داشته باشد. این خیلی مهم است. این خیلی اثر دارد. این خیلی مهم است. چطور ما نقش داشته باشیم. چه کار می توانیم کنیم. خب حالا کارهای پزشکی الحمدلله به همت خود عزیزان انجام شده. کسانی زحمت کشیدند سالها و استقامت کردند. تلاش کردند و این جامعه را با نقاط قوت و ضعفش بالاخره سر پا نگه داشتند. کار الان به یک جایی الحمدلله رسیده با زحمات عزیزان و تلاش عزیزان. و حالا از این به بعد ما باید بیشتر عملیاتی شویم. الان باید ما بتوانیم بیشتر چه کار کنیم؟ از این ظرفیت قدرتمند استفاده کنیم و با عجله و شتاب برویم به سمت تمدن سازی آینده. با نیت برویم به سمت تمدن سازی آینده. با عشق به همه ی مردم جهان. پزشکان شخصیت های مهربانی هستند که روحشان علاوه بر رحمانیت، رحمانیت شامل هر کسی نمی شود، پزشکان هم رحمانیت دارند هم رحیمیت. به دو تا از مهمترین اسماء اعظم الهی مسلح هستند. رحمانیت یعنی مرز ندارد کارشان. پزشک کارش مرز ندارد یعنی هر جا مریضی هست پزشک حاضر است او را چه کند؟ حتی اگر دشمنش باشد. حالا باید این را در بخش روحی بیاوریدش. در نجات انسان ها. نه بدنشان بلکه کدام بخششان؟ روحشان. هشت میلیارد آدم روی کره ی زمین هستند که از خانواده ی آسمانیشان دورند یتیمند. نیتت را باید بزرگتر کنی. که چه؟ که من بتوانم این ایتام را نجات دهم. این ها اگر برسند به خانواده آسمانیشان همه خوشبخت می شوند. همه به سعادت می رسند. این مهم است دیگر. این اتفاق باید بیوفتد. لذا ما باید کارهایمان را ببریم در فاز ملی و فاز بین المللی برای این باید طراحی کنیم. یعنی جامعه پزشکی باید طراحی های ملی و بین المللی داشته باشد. چطور می توانیم یک اجتماعی که الان داریم این اجتماع بتواند کار ملی انجام دهد و کار بین المللی کند. کار جهانی بتوانیم انجام دهیم. این خیلی خیلی مهم است. که ان شاء الله در کارگاهی که به زودی اعلام می کنیم همه باشند و خلاصه کسی گناه نکند نیاید ها. همه وقت بگذارید. هر کاری دارید بگذارید کنار تعطیل کنید. یک کارگاه یک روزه ی کامل داریم راجع به این موضوع. که اصلا ما باید چطور از ظرفیت جامعه پزشکی استفاده کنیم برای فعالیت های بین المللی فعالیت های ملی تا ان شاء الله ثبتنام شویم ما در لشکریان امام زمان و بتوانیم در جریان تمدن سازی به صورت کلان حضور داشته باشیم. و این ان شاء الله ثبت شود در نفس ما. در نامه عملمان که همان نفس ما است. در این ثبت شود ان شاء الله. ما وقتی که ان شاء الله از این دنیا می رویم با یک نفس بزرگ و یک نفسی که یک شخص نیست بلکه یک امت شده، هر نفسی یک امت شده ان شاء الله این طور ما وارد شویم. این توان را ما داریم. جامعه پزشکی این ظرفیت را دارد که می تواند هر آدمی که وارد جامعه پزشکی می شود را تبدیل به یک امت کند. از یک فرد او را در آورد و تبدیل به یک امت کند. در طول این چند سال یکی از کارهای خوبی که الحمدلله انجام شده این است که ما قویترین متون را توانستیم تهیه کنیم. با اینکه ما با طلبه ها و مهندسین و اساتید دانشگاه و گروه های مختلف برنامه داشتیم اما قویترین برنامه هایی که در مباحث و محتوایی موثر تولید شد در جامعه پزشکی اتفاق افتاده است. ما اگر بخواهیم کار تمدن سازی کنیم باید شیوه مان شیوه علمی باشد. یک شیوه ریاضی و تخصصی باشد. یعنی چه؟ یعنی شیوه ای که خدا پایش را امضاء کند. معصوم پایش را امضاء کند. این شیوه ی تخصصی است. شیوه ی درست است. چون خداوند می فرماید من همه چیز را ریاضی آفریدم. چون شما باید همه چیز را از قائده و فرمولش بروید جلو دیگر. کار کیلویی نمی توانید انجام دهید. هر چیز باید قائده و فرمول داشته باشد. و آن را رعایت کنیم. روح بسیار حساس تر از بدن است. بدن با این همه پیچیدگی که ما هشت هزار سال تاریخ پزشکی داریم، تازه کوچکترین مرحله ی نفس را می گویند بدن. کوچکترین و کمترین و آخرین مرحله ی ظهور نفس را می گویند بدن. که این همه داستان دارد. این همه مسئله دارد این بدن. حرف دارد برای گفتن حالا خود نفس دیگر بماند. برای همین وقتی شما می خواهید کار مهدوی انجام دهید، یعنی تمدن سازی کنید با نفس سرو کار دارید با فرهنگ سر و کار دارید. بنابراین مثل پزشکی همان طور که مسخره است که یک دانشجوی پزشکی برود دانشگاه بعد برایش آناتومی نگذارند، از پاتولوژی شروع کنند بگویند وقت نداریم برای آناتومی فعلا از پاتولوژی شروع کنیم. این انواع مریضی هاست این هم داروهایش است بروید دنبال کارتان. این شخص اصلا بدن را نمی شناسد. چه کار می تواند کند؟ تا یک پزشکی که مهارت دارد و با بدن کاملا آشنا است. همین قدر این کار فرهنگی مسخره است بدون شناخت نفس، که پزشکی بدون آناتومی. بدون بافت شناسی مسخره است. پس ما اگر بخواهیم کار فرهنگی انجام دهیم باید اول نفس را بشناسیم. ما هزار سال داریم کار فرهنگی می کنیم خیلی هایش تلف شده است. مقام معظم رهبری می فرمایند کار فرهنگی در کشور ما خیلی می شود اما بی اثر است برای اینکه کار فرهنگی توسط کسانی دارد انجام می شود که هیچ نوع شناختی نسبت به نفس ندارند. فقط دلشان می خواهد کار فرهنگی کنند. مثلا می خواهیم اعلامیه بچسبانیم، کتاب ببریم ختم قرآن راه بیاندازیم تجوید راه بیاندازیم احکام راه بیاندازیم همین ها. ولی پیغمبر این طور نیست می گوید حرف خدا را هم می خواهید به مردم بفهمانید اول باید نفس را بفهمانید. " من عرف نفسه فقد عرف ربه" نفس نفس. اول نفس. الله بدن نفس، الله به درد بخوری نیست. الله بدون نفس همین است که ما داریم. که 4 رکعتمان بشود 2 رکعت کلی ذوق می کنیم. الله بدون نفس اله نمی تواند باشد. الله بدون معرفت نفس ماه رمضانش که بیاید ازش می ترسی و ناراحتی، اعصابت خورد است. ماه رمضانش هم که می رود خوش حال هستی. الله بدون معرفت نفس با کتابش هم نمی توانی ارتباط برقرار کنی. حافظ کل قرآن است اما افسرده است. چرا ما حافظ کل قرآن و آدم های مذهبی داریم که افسرده هستند؟ پژمرده اند عصبی هستند و زود رنج هستند حساس هستند و شاد نیستند. چون معرفت نفس نیست. وقتی که معرفت نفس نباشد نمی فهمد چرا پیغمبرت می گوید اگر برای دنیا گریه کنی می روی جهنم. چرا وقتی غصه می خوری برای دنیا می روی جهنم. معرفت نفس که نباشد می توانی یک مسلمان حسود باشی. یک مسلمان بد اخلاق. یک مسلمان زود رنج، حساس، غصه خور، یک مسلمان نا آرام. یک مسلمانی که عشق زمینی نمی فهمد. از خانواده اش نمی تواند لذت ببرد. از همسرش از فرزندانش پدرش و پدر بزرگش، از همسایه ها و دوستانش. یک مسلمان بی عشق بی روح بی عاطفه بی هیجان. یک مسلمان مرده. یک مومن پژمرده ی مرده. وقتی معرفت نفس نباشد دینداریمان هم همین طور است دیگر. معرفت نفس که نباشد شما تا تخصص می روید اما وقت نداری روزی پنجاه آیه قرآن بخوانید. در شبکه های مجازی همه جور پرسه می زند ولی ده دقیقه حوصله ی کتاب خدا را ندارد. حتی حوصله ی خدا را هم ندارد. حوصله ی امام زمان را ندارد. حوصله ی اهل بیت را ندارد. حوصله ی غیب را ندارد. حوصله ی فرشته ها را ندارد. اصلا بلد نیست با این ها زندگی کند. شادی بلد نیست. آرامش بلد نیست. لذت نمی برد از زندگیش. معرفت نفس که نباشد، شما غرق در نعمت خدا باشید غصه دارید. غصه هایی که هم دنیا را خراب می کند و هم آخرت را خراب می کند. هم فشار قبر می آورد برای انسان هم دنیایت را گند می زند و خراب می کند. پیغمبر می گوید نه، این را بگذار کنار. شما به جای اینکه حجم زیادی دین بریزید سر مردم و یادبدهید به ایشان اول خودشان را یاد بگیرند مردم. بدانند کی هستند از کجا آمده اند و کجا هستند و کجا می روند. من به جرات می گویم موسسه منتظران منجی کاملترین مجموعه ای است که در دنیا تولید محتوای انسان شناسی کرده. در ایران یا جهان اسلام نه. در دنیا دارد محتوای انسان شناسی تولید می کند. محصولاتش محصولات معرفت نفسی است. شما مسلح به این شوید. فرمولهای این را یاد بگیرید. حالا الحمدلله بساطی که چیده شده به همت شما عزیزان خیلی مسیر خوبی است بخصوص بعد از زدن این کانال که چند مرحله است. من می گویم شما یادداشت کنید اگر عضو نیستند عزیزان. که این مراحل را تا اینجا که ما آمده ایم را داشته باشید تا ان شاء الله بخشهای ملی و بین المللی اش را من توضیح بدهم.
برای کار ما باید کار کلان کنیم. کار کلان یعنی چه؟ یعنی هر کدام از شما حواستان باشد که باید نفستان را سعه بدهید. یعنی باقیات و الصالحات داشته باشید. یعنی چه؟ یعنی هر کدام از شما ده تا صد تا هزار تا دست اندرکار کار پزشکی را شکار کنید. هر کدامتان دنبال باقیات الصالحات برای خودتان باشید. این ها روز قیامت نامه ی عمل شما هستند. هر چه پرستار پزشک می شناسید و دانشجوی پزشکی، هر کس هر جا می شناسد عضو کانال شوند حتما. وارد کانال که شدند آن مرام نامه را می خوانند. آن نواری است که آن بالا می آید مرام نامه پزشکی را می خوانند با اصول جامعه پزشکی آشنا می شوند. آن کلیپ های برترین نصرت را، کلیپ های اجرای برنامه را، چرا باید برنامه بگیریم را. چون ما هر کدام باید برنامه علمی داشته باشیم، با برنامه بروید جلو، باید تخصص پیدا کنید در کار فرهنگی در کار ارتباط تمدن سازی باید متخصص باشید. مفهوم تمدن چیست؟ تمدن سازی چطوری است؟ پایه هایش چیست؟ ابزارش چیست؟ این ها خیلی مهم است. چرا میفرماید باید برنامه داشته باشید چون می خواهید کار تخصصی داشته باشید. همه باید برنامه را بگیرند. از بچه ی هفت ساله تا پیر مرد هفتاد ساله باید برنامه داشته باشند همه. حالا بخش بعدی چه بود؟ چگونه برنامه بگیریم. این راهنمایی ها هست. چگونه برنامه بگیریم. این هم که توضیح داده شده. بعد صوت های جامعه پزشکی هست که گفتیم قویترین صوت های مباحث انسان شناسی را ما در صوتهای جامعه پزشکی گذاشتیم آنجا. این ها را حتما کار کنند. مباحث تخصصی معرفت نفسی را، و عضویت در گروه هایتان. الان همه شما مستحضر هستید. الحمدلله ما فعلا چهار تا گروه داریم که مسئول دارد. خانم دکتر گلستانه خانم دکتر حاج ترخانی خانم دکتر روحی و خانم صیادی و خانم عسکری که با هم یک گروه را رهبری می کنند، این خیلی مهم است. حالا گروه ها هم باید بیشتر شود. شما باید کادر سازی کنید. این گروه ها خیلی کم است. باید بیشتر شود سرگروه ها باید بیشتر شوند.شیوه ی خوبی که در این کانال پایه گزاری شد بحث مباحثات است که شما بتوانید مباحثه کنید. خدا رحمت کند امام را فرمود انسان بدون مباحثه در علوم انسانی به هیچ جا نمی رسد. این که گفت و گو کنید با هم حرف بزنید. یک مسئول گروه باشد بقیه را راهنمایی کند. بقیه کار کنند همه با هم مباحثه کنند. رفع اشکال بروند پیش سر گروه ها. و کادر سازی کنند ان شاء الله. همه را ان شاء الله تشویق کنید به اجرای برنامه ها. برنامه های بعدی را هم بگیرند عزیزان. برنامه های بعدی را هم حتما از خود بنده بگیرند. که بتوانند کار جدی کنند. و کمک کنند که آن تیم هایی که مباحثه می کنند با هم ان شاء الله بتوانیم از دل آن ها هم سرگروه ها داشته باشیم. و چهره به چهره مان قدرتمند بتواند جلو برود و ما بتوانیم کادر سازی کنیم. به زودی شما نقش های ملی و بین المللی را پیدا خواهید کرد. آن موقع متوجه می شوید که اگر الان کوتاهی کنید بعدا حسرت زیاد می خورید. این بسیار بسیار مهم است. پس این جذب های هرمیتان را انجام دهید. هر کدامتان دخالت داشته باشید در این جذب های هرمی. یواش یواش بروید و عضوگیری ها را انجام دهید و کار کنید.
یک بخش می ماند بخش فعالیتهای ملی و بین المللی است که من این را در کارگاه توضیح می دهم. چون ما الحمدلله توانستیم به چهارده زبان کانال بزنیم. در اینستاگرام و محتوی تولید کنیم. محتوای انسان شناسی تولید کنیم هم برای مسلمانان و هم برای غیر مسلمانان. طراحی کردیم که ان شاء الله نحوه ی عضو شدن و استفاده از آن و بهره گیری از آن در فضای بین المللی را هم ان شاء الله در کارگاه خدمت شما عرض خواهیم کرد.
ما ان شاء الله به زودی از سایتمان هم یک رو نمایی خواهیم کرد. کانال تهیه ی برنامه ها، برنامه ها می دانید یک بخشی از آن کتاب است یک بخشی بروشور است یک بخشی فلش کارت است یک بخشی دارو است یک بخشی چیزهای دیگر است. یک بخشی هم سی دی ها هستند. یک کانالی ما الان تهیه کردیم به نام montazer.shop آنجا عزیزان می توانند وارد شوند. کانال تلگرامیمان هم اسمش center وارد شوید می توانند عزیزان فایل ها را از طریق موبایل دریافت کنند. هر فایلی که می خواهند و در برنامه برایشان نوشته شده. ان شاء الله آنجا به همه بگویید این ها را کسانی که عضو کردید. حالا غیر پزشکی هم که باشد چون در گروه های اهداف شما که همه پزشکی نیستند. غیر پزشکی خیلی بیشتر هستند حتی. برای آن ها هم که عضوشان می کنید این montazer shop center را بگویید که داشته باشند. می توانند راحت از طریق تلفن همراهشان هر فایلی را که می خواهند تهیه کنند.
در کارگاهمان می خواهیم بحث عملیاتی را بگوییم. بحث مطبها بحث دانشگاه ها بحث بیمارستان ها و گروه چهارم هدف شما بخش ارتباطات مردمی. بخش فعالیتهای ملی و بخش فعالیتهای بین المللی. در این بخش ها ان شاء الله باید با هم صحبت کنیم. هر کدام از شما تمام این بخش ها را باید فعالیت کنید. اگر می خواهید یک کار بزرگی کنید نقش بزرگی داشته باشید و یک روح با نیتی تربیت کنید به نیت ان شاء الله برسید باید در همه ی این ابعاد آشنایی داشته باشید و آنجاهایی که می توانید کار کنید را کار کنید و ساکت ننشینید. شب و روز وقت و بی وقت کار جدی کنید. کار ابزاریتان همین کار پزشکی است اما کارهای اصلیتان کار مهدوی و انسان شناسی باشد.
و الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و اله الطاهرین
روی کارهایتان فکر کنید روی توسعه ی کارها فکر کنید و طرح و برنامه داشته باشید ان شاء الله برای این بحث تمدن سازی که ما چطور می توانیم از پزشکانمان در بخشهای مختلف در فضاهای شهری و استانی ملی و بین المللی استفاده کنیم. سعیتان را کار بیاندازید خداوند به نیتتان برکت می دهد ان شاء الله. در روایت داریم " علی قدر النیه تکون الی الله عطیه" به اندازه ای که شخص نیت می کند عطای الهی هم همان طور به او می رسد این یادتان نرود. پس ان شاء الله یک خلوتی کنید یک نماز شبی بخوانید یک گریه ای کنید یک التماسی کنید که خدا شکا را از اعوان امام زمان قرار دهد واقعا. که وقتی روبرو می شوید با حضرت شرمنده و خجالت زده نباشید. و بتوانید موثر باشید. شما از کسانی باشید که وقتی حضرت با شما روبرو می شود با لبخند از شما استقبال کند. فرزندان عزیز امام و بتوانیم با لبخند رضایت... " ومنن علینا برضاه" در دعای ندبه می خوانیم خدایا منت بگذار بر ما و حضرت را از ما راضی کن. برای همین برایش وقت بگذارید. بخواهید از خدا که به فکر شما برکت بدهد به نیت شما برکت بدهد به بخشهای دیگر وجود شما برکت بدهد.
یا علی مدد