اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان در شرح دعای ندبه در آغاز دعا بود، تصویر نمودار خلقت را خوب نگاه بکنید، تنظیم دین، شریعت براساس یک ساختار حقیقی انجام میشود، یعنی ما اول یک حقیقتی داریم که هستی مطلق و الله در اولین جلوه خودش مثل اعلی یا حقیقت انسان یا نور اهل بیت (علیهم السّلام) را خلق میکند، از آنجا عالم عقول فرشتگان را میآفریند، بعد عالم ملکوت آفریده میشود، و بعد عالم مُلک یعنی دنیا.@امام صادق فرمود: «انّ اللَّه عزّ و جلّ خلق ملكه على مثال ملكوته» خداوند مُلکش را یعنی عالم ماده و دنیا را بر مثال ملکوتش خلق کرده، یعنی نمونهای از ملکوت آفریده، یک نمونه چند میلیاردم است، عالم ملکوت است که نسبتش را در آن نسبت ریاضی درس دادیم.@وقتی میگوییم یک چند میلیاردم، این یک چند میلیاردم چند میلیاردش معلوم نیست چقدر است، مثل اینکه بگوییم «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» اما چقدر خیر است ما دیگر نمیدانیم حدش چقدر است، یعنی چقدر بهتر از هزار ماه است ما نمیدانیم.@این که میگویند چند میلیاردم چون بعضیها عدد میگویند، خدا رحمت کند میرزا میگفت یک ده میلیاردم، ولی اینطور نیست، ما دقیقاً نمیدانیم، ریاضی هست چون «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» خداوند اساساً مخلوق غیر ریاضی ندارد.@تمام ساختار خلقت از الله تا ماده ریاضی است، یعنی در آن حتماً عدد به کار رفته، اندازه و مقدار مشخص است، ما الان نمیتوانیم درکی از آن داشته باشیم که این چه مقدار هست، حالا میرزا با شهود خودش داشت میگفت من رفتم دیدم یک ده میلیاردم هست.@پس ساختار خلقت به این شکل هست که از الله تا ماده میآید این آن حقیقت عالم هست، این حقیقت که میآید بر خلقت انجام میشود و خلقت انسان در آن انجام میشود، و انسان در عالم ماده میآید ما به وجود میآییم.@یعنی آن حقیقت اهل بیت به نطفههای همه انسانها تعلق میگیرد و هر انسانی با ظرفیت مثل اعلی به دنیا میآید بینهایت، و چون هر نطفهای هر انسانی، با مثل ظرفیت اعلی و بینهایت به دنیا میآید، عشق به بینهایت را دارد چون اصلش آنجا بوده، حقیقتش آنجاست، خانوادهاش، و اصل و ریشهاش، خانواده آسمانی ما آنطرف هست، یعنی مثل اعلی است، که ما متعلق به این خاندان هستیم، اصل و ریشه ما بالاتر از اینها است.@مرحله بعدی عالم فرشتگان هست و به خاطر همین هم فرشتگان نسبت به عالم بالاتر سجده میکنند، نه به پایینتر، بالا به پایین معنای سجده ندارد و معقول و منطقی هم نیست، همیشه سجده از پایین به بالا صورت میگیرد، تعظیم، سجده، اطاعت مال پایین به بالا هست، برای همین هم اینها مأمور هستند به حقیقت انسان سجده کنند چون حقیقت برتر است.@این ساختار ریاضی تا اینجا که هست در اینجا برای اینکه شما برگردید به آن عالمی که قبلاً بودید یعنی نزدیکترین موجود به خدا و شبیهترین به خدا، که ظهورش را در آن حدیث گفتیم که وقتی شما وارد بهشت میشوید میگویند «مِنَ الْحَیِّ القَیّوُمِ الَّذی لا یَمُوتُ» از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد، «اِلَی الْحَیِّ القَیُّومِ الَّذی لایَمُوتُ» تو میخواهی به اینجا برسی.@پس این خلقت برای چی انجام شده؟ ما برای چی آمدیم؟ برای اینکه به این خطاب برسیم، خودمان به این مقام برسیم، مقام حی قیوم لا یموت، که در زیارت عاشورا میگویید «أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ» این مقامی که مال شماست را من میخواهم.@پس در ساختار هر انسانی عشق به این مقام وجود دارد، همه انسانها بدون استثناء عاشق این مقام هستند، اینکه امام فرمود رئیسجمهور آمریکا هم عاشق خداست همین است، یعنی همه انسانها در ذاتشان چون بخش فوق عقلانی دارند و دمش اهل بیت در آنها هست همه میخواهند به آنجا برسند، به وطن و اصلشان برسند، میخواهند به وطن و اصلشان برسند، داستان خلقت اینطوری هست.@حالا براساس این ساختار ریاضی دعای ندبه آمده طراحی شده، مثلاً دعای افتتاح، دعای ندبه، زیارت جامعه، اگر کسی با این ساختار آشنایی نداشته باشد، در دعاها و ادعیه گیج میزند، میگوید حالا این وارد شده امام گفته این را بخوانید، اما نمیفهمد این چی هست، چرا اینطوری است، چرا از «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ» شروع شده، چون طراحی فوقالعاده ریاضی است.@از «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ» شروع کرد بعد آمد سراغ مثل اعلی «وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ» باز از حمد شروع کرد « اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَىٰ مَا جَرىٰ بِهِ قَضاؤُكَ فِي أَوْلِيائِكَ الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ» موضوع دعا مال انسان کامل است، یعنی مقام مثل اعلی هست، که یکی امام زمان (علیه السّلام) هست.@الان موضوع دعای ندبه در مورد انسان کامل است، انسان کاملی که جایگاهش معشوق همه ما است، یعنی همه ما را وقتی بزرگ کنند تربیت کنند انسان کامل میشویم، جایگاهی که همه ما میخواهیم به آن برسیم، همه عاشق آن هستیم، دوست داریم به آن برسیم، و به کمتر از آن هم راضی نیستیم.@پس موضوع را از معشوق شروع کرده، چینش ریاضی است، در بخش چینش آرزوها و معشوقها گفتیم سه تا معشوق در ساختار طبیعی انسان باید در رأس عشقهایش قرار بگیرد، الله، اهل بیت و جهاد؛ پس شما در این ساختار اول معشوق اصلی را دیده، بعد آمده کسانی که معشوقهای واسطهای ما هستند، خانواده ما، اصل ما، ریشه ما، پدران ما هستند.@بعد داستان را براساس انسان کامل شروع میکند، گفتیم فرق بین تاریخنگاری طبیعی با تاریخنگاری فطری در همین است، شما در تاریخنگاری طبیعی شما از پستترین آدمها شروع میکنید، یعنی پادشاهان، یعنی دورترین آدمها از خدا، منحرفترین آدمها، هوسبازترین آدمها، این پادشاه به حکومت رسید، اینطوری جنگید، آن را کشت، اینطوری مُرد، تاریخ براساس ائمه کفر و طبیعتگراها تنظیم میشود.@امام آمده یک شیوه نوین تدوین کرده، تاریخ را دارد میگوید، اما براساس اول از این نظام ریاضی خلقت میگوید آن هم از عالیترین انسانها شروع میکند، آن هم از انسان کامل شروع میکند، داستان انسانهای کامل را میگوید، از حضرت آدم شروع میکند، بعد به نوح میرسد، بعد ابراهیم، موسی، عیسی، بعد میآید تا به پیامبر میرسد، بعد پیامبر به ائمه، آخرین مورد در دعای ندبه امام زمان است، طراحی، طراحی فوقالعاده دقیق هست.@حالا این شکری که حضرت میکند، میگوید من شکر میکنم به اینکه تو در مورد اولیاء خودت یک حکمی را دادی، یک تصمیمی در موردشان گرفتی که اول از این برای خودت و دینت انتخابشان کردی، این عالیترین مقامی است که یک انسان میتواند برود، که خدا که هستی مطلق هست دست روی کسی بگذارد و او را برای خودش انتخاب بکند، بگوید تو مال من هستی، تو مال خودم هستی.@این انتخاب خیلی مهم است، که آیا خدا ما را برای خلوت خودش، رفاقت خودش، دوستی خودش انتخاب میکند، یا نمیکند، که این را در مهندسی آرزوها و مهندسی عشق توضیح دادیم، همچنین مهندسی فکر، که هر کس میخواهد بداند برای کجا انتخاب شده، برای چه هدفی انتخاب شده، به نوع معشوقهایش نگاه بکند.@پنج تا معشوق داشتیم، معشوقهای حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی، یا جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی فوق عقلی، نوع معشوقهای یک آدم مثل گریه است، موضوع گریه هر کس قیمت هر کس را مشخص میکند، موضوع اشک یک نفر، غصه یک نفر، شادی یک نفر قیمتش را مشخص میکند.@این یک داستان است که خیلی نمیتوانیم روی آن بایستیم، در حالی که خیلی هم واجب است روی آن بایستیم، من خواهش میکنم در خلوتهایتان، در سکوتهایتان، مثلاً الان ماه مبارک دارد میآید، ماه مبارک فصل این نوع فکرها هست، فصل این نوع تفکرها هست، گفتم افضل اعمال شب تفکر است، در مورد چی فکر بکنیم، این یک ماه راجع به چه چیزی فکر بکنیم.@چون یک ماه واقعاً یک ماه عسل خصوصی هست، برای کسانی که از داخل این جمع چند میلیاردی خدا میخواهد آنها را برای خودش انتخاب بکند، یعنی خلوت ایجاد میکند، حالا در بین اینها یک عده زیادی چون معشوقهای پایینی دارند، وارد ماه و ضیافت میشوند به صاحبخانه دیگر نمیرسند، یعنی به هیچ وجه به صاحبخانه نمیرسند، یعنی به هیچ وجه به خلوت نمیرسند، دوست هم ندارند و نمیروند.@ولی به هر حال یک عده قلیلی مثل اینکه معدن اورانیم، یک معدن طلا از چند تن چند گرمش طلا در میآید، آدمهایی که میتوانند به این سعادت میرسند که چینش عشق بکنند، موفقیت پیدا میکنند که معشوقهایشان را خوب بچینند، مهندسی عشق و آرزوهایشان را خوب انجام میدهند، در این چینش دست میگذارند، روی عالیترین موجود یعنی الله تبارک و تعالی، این طبیعی میشود.@در رتبه بعدی خلقت شما اگر بخواهی از نظر عشق به کمالات انتخاب بکنی اول باید الله را انتخاب بکنی، بعد خانواده خودت و اصل و ریشه خودت را که عالیترین و نزدیکترین موجود به خداست، وطن خودت را انتخاب بکنی، «حُبُ الْوَطَنِ مِنَ الْإِيمَانِ» باید وطنت را دوست داشته باشی، آنجا که میخواهی برگردی و دوستش داری و قبلاً هم آنجا بودی.@حالا در این راستا شما چه چیزی احتیاج دارید برای اینکه به آنجا برسید؟ به جهاد احتیاج دارید، تلاش باید بکنید که خودتان را به آنجا برسانید، در مرحله تلاش اولین چیزی که شما را راحت میکند، این هست که یک معرفت خوب پیدا بکنید، موفق به چینش معشوقهایتان بشوید.@مثلاً یک دانشجویی اول میخواهد پزشک بشود، اگر پزشک بشود اول باید چکار بکند؟ میگوید میخواهم دکتر بشوم، مهندس بشوم، موسیقدان بشوم، اول چکار میکند که میتواند به آنجا برسد؟ شما خودتان که رسیدید چگونه رسیدید؟ چینش معشوق کردید، گفتید این رشته را من میخواهم، میخواهم به این رشته برسم آن را تعیین کردید حالا برایش کنکور شرکت کردید رفتید تا به آن رسیدید.@لذا انسان تا این مرحله خواستهاش نشود شوخی دارد میکند، اصلاً جدی نیست، میگوید میخواهم، شما الان به یک آدمی که قصاب است، یک آدمی که رفتگر است، یک آدمی که کارگر است، به او بگو شما الان دوست داشتی این شغل را نداشتی مثلاً یک پروفسور در یک رشتهای بودید، میگوید دوست دارم بشوم، ولی فقط دوست داشتن است، شدنش خودش داستان دارد یعنی باید در سیکل شدن قرار بگیرید که آن بحث حرکت رحمی و حرکت جنینی را کاملاً توضیح دادیم.@یعنی بیایید در یک سیکل علمی و ریاضی قرار بگیرید تا آن اتفاقات در قلب شما چون ساختار ریاضی است، یعنی شما باید بشوی، این صیرورت است، شدن است، شوخی نیست، به یک نفر بیخود نمیگویند دکتر، اگر به کسی گفتن دکتر یعنی این یک مسیری را طی کرده حالا آن اتفاقات و تخصصها در نفسش نهادینه شده، اتحاد بین علم و شخص پیدا شده حالا به این دکتر و مهندس و نقاش و موسیقدان میگویند، اسم به او اطلاق میشود.@پس تا این تبدیل به خواسته نشود، یعنی به طلب نکشد، و شخص نیفتد در سبک زندگی که به آن نتیجه منتجر بشود، مثل یک کسی که الان بگوید امروز کوه برویم، اگر میخواهی واقعاً جدی باشی، باید برای کوه برنامهریزی بکنی، با کفش پاشنه بلند و دمپایی ابری که نمیشود کوه رفت، لباسی که در محیط کار میپوشی که به درد کوه نمیخورد، باید وسائلش را برداری، یعنی سبکت را عوض کنی که با هدفت تناسب داشته باشد.@چطور یک کسی که میخواهد پزشک بشود میآید سبک درس خواندن و کنکورش را براساس این رشته تنظیم میکند، میگوید میخواهم در این رشته، در این شهر، در این دانشگاه قبول بشوم، اگر بخواهد همیشه پای فیلم سینمایی بنشیند، و پارک برود، و عروسی برود، و جشن تولد برود و هر وقت دلش خواست بخوابد میرسد؟ نمیرسد باید سبک زندگی تنظیم بکند.@پس آن طلب خیلی مهم است، طلب همان چیزی است که خدا برای این آدمها انتخاب کرده، «إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ، الَّذِي لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ» بحث ابدیتگرایی، عشق به جاودانگی، عشق به ابدیت، عشق به مطلق نعمتها، آن هم نعمتهایی که «لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ» نابود نمیشود اگر هم هست مضمحل نمیشود، یعنی فرسودگی، پیری، از شکل افتادن، از زیبایی افتادن اصلاً ندارد.@این ابدیتگرایی خیلی مهم است، چون جایگاهمان آنجا بوده، اگر به معنای حقیقی طلب آنجا سراغمان نیاید در طبیعت دفن میشویم، و اینجا میمانیم، و نابود میشویم، قرآن میگوید «اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا» آیا شما روی زمین سنگین شدید و به همین حیات پست هم راضی شدید.@امام صادق دارد ندبه را چینش میکند، میگوید خدا برای آنهایی که برای خودش و دینش انتخاب کرده این را نمیخواهد «إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ، الَّذِي لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ» این را خدا برای شما میخواهد، که یک کف دارد، سقفش هم نامحدود است، کفش بهشت است، یعنی حیات جاودانه در بهشت، سقفش هم که معلوم نیست که چقدر است چون الله است و بینهایت است.@در این مرحله اگر یک کسی بخواهد برسد باید چکار کند؟ برایش شرط گذاشت، شخص میخواهد به این جایگاه برسد اما به چه شرطی میتواند برسد؟ «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ» که این را مخصوص کار کردیم بحث جزع را کار کردیم.@بحث «لا یانس فی عزها و لا یجزع من ذلها» یعنی انسان انس به این چهار تا مقام اصلاً نمیگیرد، اگر بخواهد آنجا برسد باید با اینها مأنوس نشود، از آنها استفاده بکند اما با آنها انس نگیرد، شیفته نشود، عاشق نشود، نماند، تا بتواند بالا برود.@اگر دانشجویی به پارک و فیلم سینمای و سریال و عروسی انس داشته باشد، میتواند درس بخواند؟ آنها را دوست دارد ولی با آنها انس نمیگیرد میگوید من الان میخواهم آنجا بروم، الان وقت ندارم، از آنها بتواند استفاده بکند میکند، ولی از غذا، خانه، مامان، بابا، ارتباط دارد، ولی این چون میخواهد خودش را به آن مرحله و امتیاز برساند اصل آنجا است، برای همین با اینها یک طوری ارتباط برقرار میکند که مزاحم رسیدن به آنجا نشود.@«بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ» باید حتماً انسان به زهد برسد، گفتیم زهد یعنی ضمن اینکه دوستش داری از آن استفاده میکنی اگر از تو گرفته بشود دردت نیاید، گریه نکنی، «لا یجزع من ذلها» فقدان اینها تو را اذیت نکند.@بنابراین گفتیم دین به معنای واقعی آنجایی هست که شادی هست، اگر جایی غصه آمد، اضطراب آمد دین رفته، چون دین به معنای واقعی نیست، اگر دین و ایمان آمد حتماً شادی پشت آن هست، یعنی شخص همیشه شاد است و همیشه بانشاط است.@خصوصیت یک آدم دیندار است، مؤمن به معنای حقیقی چون مؤمن است و غایتش مشخص است چطوری هست، هدفدار هست دیگر اینجا غصهدار نمیشود، اگر کسی شروع کرد غصه خوردن، مثل یک دانشجویی هست که الان با دانشجوهای دیگر رقابت دارد، میخواهد بهترین دانشگاه کشور قبول بشود، حالا یک شب عروسی نرفته بنشیند اینقدر گریه بکند که از درس خواندن بیفتد، این آدم جدی نیست.@اولین مرحله بحث غفلت از این مقام است، غفلت، بعد طلب، بعد شوق؛ اینکه شما نباید از جایگاهی که نفس و باطنت میخواهد غفلت بکنی، به محض اینکه انسان یادش برود دانشجوی کنکوری دارد باید درس بخواند میخواهد به فلان جا برسد قاطی میشود.@مثل این هست که یک نفر در رانندگی یادش برود کجا میخواهد برود، برای من این اتفاق بارها افتاده، همین چند وقت پیش میخواستیم سخنرانی سمنان برویم، از سر جاده قم شما باید بپیچید گرمسار بروید سمنان، ما عادت داشتیم که همیشه تهران بیاییم، یکبار دعوت شدیم برویم، همین مسیر را گرفتیم آمدیم تا نزدیکیهای تهران تازه یادمان افتاد که قرار است ما تهران برویم دوباره از تهران دور زدیم رفتیم.@اگر شما یادت برود قرار است کجا بروی غفلت بکنی سر از یک جای دیگر در میآوری بنابراین این نباید مورد غفلت قرار بگیرد، امام صادق راجع به مقام انسانی دارد حرف میزند، میگوید خدا برای بهترینهایش این را انتخاب کرده، پس اگر شما قرار است آنجا برسید اصلاً نباید در سبک زندگیتان یادتان برود که قرار است این بشوید.@شما اگر یادتان میرفت که قرار است دکتر بشوید درسخواندنتان چه میشد؟ نمیرسید، از نبی اکرم «لَا تَخْدَعَنَّكُمْ زَخَارِفُ دُنْيَا دَنِيَّةٍ عَنْ مَرَاتِبِ جَنَّاتٍ عِلِيَّهٍ» حواستان باشد مردم، زرق و برق فریبنده دنیای پست، مرحله پایین است، دنیه است، آخرین مرحله است، شما را از درجات عالی بهشت و بلندمرتبه غافل نکند.@این درجات شما را از رسیدن به بهشت غافل نکند، این شما را یاد چه چیزی میاندازد؟ «لَا تَخْدَعَنَّكُمْ» شما را فریب ندهد، گول نزند، غافلتان نکند، «زَخَارِفُ دُنْيَا دَنِيَّةٍ عَنْ مَرَاتِبِ جَنَّاتٍ عِلِيَّهٍ» دعای ندبه «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ» پیامبر میگوید حواستان باشد از اینجا غفلت نکنید، چون غفلت بکنید میروید میبینید بعد حسرت میخورید.@یکی از حسرتها و عذابهای آخرت همین است که جهنمیان همه بهشتیان را میبینند، همانطور که بهشتیان جهنمیان را میبینند، مثالش را زدیم که چطوری همه یک جا با هم هستند ولی هر کس کیف خودش را میکند یا درد خودش را میکشد، همین دنیا.@الان همین الان که من نشستم باور کنید این کمر من دارد از درد میکوبد ولی شما درد من را احساس نمیکنید، همه یک جا هستیم، ولی شما درد من را احساس نمیکنید، بهشتیان و جهنمیان همینطوری هستند، یعنی یک حقیقتی است که برای بعضیها همان حقیقت جهنم است، برای بعضیها همان حقیقت بهشت است، یک چیز است فقط تطبیق و عدم تطبیق مهم است.@مثل جنین، جنین وقتی به دنیا میآید اگر با سیستم دنیا تربیت شده باشد در رحم هر چه که اینجا هست طبیعی استفاده میکند، ولی اگر انحراف پیدا کرده باشد چشم نیاورده باشد، در اینجا هست میفهمد که ندارد، یا داشته باشد، ازد دست بدهد، پا نیاورده باشد، میبیند بقیه میدوند، فعالیت میکنند، ولی این نمیتواند بلند بشود راه برود، حتی نمیتواند خودش را نگه دارد.@حسرت آخرت این هست که شما همه درجات بهشت را میبینی ولی نیستی نمیتوانی بروی این خیلی خطرناک است، که انسان سبک زندگیش را برای ابدیت و ملکوت درست تنظیم نکند.@فکر کنیم قرار است اینجا یا در مرحله عقلانی پروفسور و دکتر و مهندس بشود، یا در مرحله وهمی قرار است رئیسجمهور بشود، نماینده مجلس و استاندار و فرماندار بشود، یا در مرحله گیاهی قرار است قهرمان ورزشی بشود، اندام و هیکل، یا قرار است پولدار بشود، بعد هم بگوید آدم موفقی است.@الان کتابهایی هستند رمز موفقیت مینویسند، چه کسانی را موفق اعلام میکنند؟ یک کسی که کارخانهدار است، پولدار است، ثروت دارد، یا یک کسی که خوشکل است، خوشاندام است، مثلاً 100 کیلو بوده توانسته وزنش را 60 کیلو بکند، یا اینکه بدن خوب داشته باشد، یا غذا خوب بتواند بخورد، یا رئیسجمهور باشد میگویند آدم موفقی است، نماینده مجلس آدم موفقی است، استاندار آدم موفقی است.@سیستم تربیتی غلط است، بعد خانوادهها هم میگویند ما فرزندانمان الحمدلله همه موفق هستند، این موفق با کدام ساختار تعریف میشد؟ «الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ» براساس پستترین مرحله خلقت این موفق است، ولی وقتی که یک کسی ساختار ابدیش تنظیم نشده تمام موفقیتهایش شکست و غفلت است، چون هر چه موفقتر هست از این بخش غافلتر است.@پیغمبر میگوید مراقب باشید اینطور چیزها شما را از آن مراتب علیّه نیندازد، چون وقتی آنجا میروید وارد میشوید میبینید آن امکان و سیستم را با خودتان نیاوردید، بقیه دارند، و دارند استفاده میکنند، ولی شما فلج هستی، کور هستی، شکلهای مختلفی که انسان به او آنجا دست میدهد اینطوری میشود، و خیلی هم حسرت دارد.@میفرماید وقتی که شخص وارد آن صحنه میشود بهشت را به او نشان میدهند، به قدری شعف و هیجان به او دست میدهد که از شدت هیجان میخواهد بمیرد، پیغمبر میگوید اگر فرشتهها نباشند و به قلب مؤمن کمک نکنند مؤمن از شدت هیجان آنجا میمیرد، حالا او را آنجا نبرند یک جای دیگر ببرند خیلی خطر دارد.@از آن بدتر شرح حال بعضی از ما، از آن بدتر این هست که حضرت میفرماید بعضیها میآیند میبینند آنجا را به آنها میگویند شما بفرمایید بروید بهشت، تا دم در بهشت میروند، دم در میگویند نه اشتباه نشده برگردید جهنم این خیلی بد است، فریاد میزنند، میگویند خدایا تو اینجا را به ما نشان دادی گفتی بروید بهشت حالا ما را برمیگردانی! میگوید بله شما در دنیا اینطوری بودید این خیلی سخت است.@این خیلی هشدار تکاندهندهای است که پیغمبر میگوید، معصوم است، انسان کامل است نشسته برای شما دعا طراحی کرده، ریاضی نوشته، اینطوری نیست مثل ما یک دفعه دلمان بخواهد دعا بخوانیم از یک جایی شروع میکنیم، نه اصلاً اینطوری نیست، معصوم تمام خروجیهایش ریاضی است، «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» سوره قمر، ما تمام مخلوقات و خروجیهایمان ریاضی است.@(إنّا) که میگوید ما را میگوید، ما چه کسی هستیم؟ خدا و اهل بیت، هر جا جمع هست، (خلقنا، جعلنا) خدا و اهل بیت کنار خدا هستند برای خلق و جعل، ما همه چیز را ریاضی قرار میدهیم، اصلاً معصوم خروج غیرریاضی ندارد.@بنابراین وقتی دارد برای شما دعا طراحی میکند، عدد میگذارد، این را سه مرتبه بگو، آن را پنج مرتبه بگو، دست به ترکیبش نباید بزنید، خیلی ساختار پیچیده است، یعنی فوقالعاده ریاضی و دقیق است، حالا میگوید حواست باشد پرداختن به این چیزها تو را از آن چیزها محروم نکند، «عَنْ مَرَاتِبِ جَنَّاتٍ عِلِيَّهٍ» بهشتی که هست.@چون چند مرحله بهشت شسته شده، از جبروت شما بگیرید یعنی از مثل اعلی، یک مرحله چند میلیاردم شسته شده، عددها دقیقاً به اندازه عددهای رحم با دنیاست، چون نسبت این بود که رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست، شما نسبت ریاضی میتوانی برقرار بکنی بین رحم از نظر نعمت، تنوع، بزرگی، لذت، آسایش، زیبایی با دنیا میتوانی نسبت برقرار کنی، از نظر واقعیت ریاضیش نسبت دارد یا ندارد؟ هست، اما چه کسی میتواند عدد این را به دست بیاورد.@بالاخره رحم مادر هم درصدی از آرامش، آسایش، زیبایی، لذت، چون جنین هم لذت دارد، صوت، شنیدن، خوردن، همه چیز آنجا هست، ولی این کجا دنیا کجا، اصلاً نمیشود حدس زد، دقیقاً مثل این نسبت با برزخ وجود دارد، با عالم قبر و ملکوت وجود دارد، خیلی متفاوت است.@حالا وقتی میگوییم ملکوت این مرحله وسطی است، بعد از ملکوت با وفات بعدیمان، وارد مرحله قیامت به بعد میخواهیم بشویم، اصلاً نمیشود حدس زد که چیست، اینقدر هست که خدا میگوید هیچ کس نمیفهمد، «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ» هیچ کس نمیتواند از چیزهایی که شما را ذوقزده میکند نمیتواند بفهمد.@«قُرَّةِ أَعْيُنٍ» یعنی چیزهایی که شما را اینقدر ذوقزده میکند که چشمتان قرّه پیدا میکند، قرّه یعنی اشک از چشمانتان میآید از شدت شادی، از شدت شادی به گریه میافتید، قرّه یعنی خنکی چشم؛ دنیایش هم همینطور است، ما در دنیا هم الان نمیدانیم چه خبر است، ما اصلاً نمیدانیم کرات، منظومهها، کهکشانها چه خبر است، ولی مجموعه 18 هزار عالم، 12 هزار عالم، عددها مختلف تمام عوالم شامل اینها میشود.@لذا پیغمبر دارد به شما که فرزندانش هستید هشدار میدهد حواستان باشد از این غافل نشوید، این از دستتان نرود، غافل بشوید کودک میشوید؛ خدا رحمت کند مرحوم نراقی را میگوید پیغمبر داشت نماز جماعت میآمد بچهها وسط راه سر پیغمبر ریختند.@چون یک جشن عیدی بود، در این عید بچهها همه لباسهای نو میپوشیدند شترسواری میکردند، با شترهایشان بچهها میرفتند بازی میکردند، امام حسن و امام حسین شتر نداشتند، آمدند به پیغمبر گفتند ما میخواهیم بازی کنیم شتر نداریم، پیغمبر گفت من شتر شما میشوم، این دو تا بچه را سوار کرد حسنین را، پیغمبر رفت قاطی شترها، شترها هر کاری میکردند پیغمبر همان کار را میکرد.@بعد بچهها به امام حسن و امام حسین حسودیشان شد، گفتند شتر اینها از شتر ما بهتر است، خلاصه برایشان عقده شد، که چرا اینها سوار پیغمبر هستند ما سوار شتر هستیم، حقیقت ما الان این است، همه ما همینطوری هستیم، یعنی یک کسی میتواند در بغل امام زمان، در بال پیغمبر، در بال جبرئیل، در آغوش حضرت زهرا تربیت بشود، خودش را در رحمهای بیخود و ناپاک میاندازد، و تربیت میشود این خوب نیست.@یک کسی میتواند یک مربی به عظمت حضرت زهرا و پیغمبر انتخاب بکند، میرود برای خودش عرفان سرخپوستی، عرفان حلقه، از این مزخرفاتی که هست، و خودش را اینجا میاندازد؛ بچهها کمین کردند، یک روز که پیغمبر داشت مسجد میرفت سر پیغمبر ریختند، شما آن روز به حسنین کولی دادی باید به ما هم کولی بدهی.@حالا ملت نشستند منتظر پیغمبر هستند، پیغمبر میگوید پس بیایید سوار بشوید، ما را دارد تربیت میکند، میگوید بچهها خواستهشان مهمتر از نماز است، بیایید سوار بشوید، ملت در مسجد نشستند منتظر اینکه پیغمبر بیاید، پیغمبر در کوچه دارد به بچهها کولی میدهد، بلال را میفرستند برو ببین چه شده، میآید میبیند داستان اینطوری است، میخواهد نهیب بزند میگوید نه نهیب نزن الان نوبت اینها است.@بعد پیغمبر میگوید برو خانه ما گردو هست چند تا گردو بردار بیاور بده دست این بچهها ما را ول کنند، بچهها که سوار پیغمبر بودند، چشمشان به گردو میخورد، چون بچه شخصیتاً گیاهی است، بچه در سالهای تولد شخصیتاً گیاهی است، شما الان بچه را میخواهید از یک چیزی غافلش کنید خوراکی دستش میدهید، گیاهی است، در موطن گیاه است.@شما مثلاً به او بگویید این کار را نکن برایت زن میگیرم قبول میکند، عمراً قبول نمیکند، میگوید زن میخواهم چکار، آنها که بزرگترش هستند پیشمان هستند، میگفتند قیامت که شد ندا آمد که متأهلها بلند بشوند، گفت متأهلها بروند بهشت، بیچاره زجر کشیدند رفتند بهشت، بعد گفت مجردها بروید جهنم، یک کسی مانده بود گفت من دو بار ازدواج کردم، دو تا زن گرفتم، گفت این را ببرید جهنم، یکبار کوفتش را تحمل کرده باز اینقدر نادان بوده که یکبار دیگر هم زن گرفته.@حالا اصل این هست که پیامبر دست میگذارد روی موطن بچهها، شیطان هم از این موطن ما استفاده میکند، موطن بچهها شکم است، برو گردو بردار بیاور، گردو میآورد به بچهها میدهد، بچهها پیغمبر را ول میکنند.@ملا احمد داستان را از اینجا شروع میکند، که آدمها با گردو پیغمبر را ول میکنند، یعنی با یکی از این چهار مرحله، هر کس قیمتش به این است، یا جماد است پول و ثروت است، یا غذا و هیکل و تجملات است، یا اعتباریات دنیایی است، ریاست و مقام و پست و عشقهای زمینی، یا درس و علم و دکتر، مهندس شدن، دست از این مرحله برمیدارند.@بعضیها با گردو اینطوری میشوند، همه اینها قاقاهای ما میشوند، در داستان لیلی و مجنون، مجنون پشت در خانه لیلی خوابش برده بود، لیلی بالای سرش میآید این میخواسته لیلی را ببیند نمیتوانسته او را ببیند، بعد چند تا گردو میگذارد در دامن مجنون و میرود.@پیامبر دارد هشدار میدهد به ما که حواستان باشد گردوبازی نکنید، بچه نشوید، حواستان باشد اینطوری کودک میشوید، در این داستان مولانا خیلی داستانهای قشنگی دارد؛ از پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این از امیرالمؤمنین هم نقل شده در غرر، «مَا رَأَيْتُ مِثْلَ النَّارِ نَامَ هَارِبُهَا وَلَا مِثْلَ الجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا».@آنجا به این تعبیر هست «إِنّی لَم اَرِکَ النّارَ نَامَ هارِبُهاَ وَ لا کَالجَنَّةِ نَامَ طَالِبُها» پیغمبر میگوید من اصلاً مثل جهنم ندیدم که یک کسی از آن فراری باشد و اینقدر هم بیخیال باشد، خواب باشد، تنبل، بیحوصله، گفتیم امام باقر فرمود کلید تمام بدبختیها دو چیز یکی تنبلی و یکی بیحوصلگی، من ندیدم مثل جهنم که فراری از او خواب باشد.@«وَلَا مِثْلَ الجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا» و اصلاً مثل بهشت ندیدم یک کسی طالبش هست اما اینقدر خواب باشند، همه آن را میخواهند اما مشتری واقعی نیستند، موضوع بحث ما سر طلب است، این طلب نیست، ما اگر بخواهیم یک مقدار راجع به ساختارش صحبت بکنیم 3 ـ 4 سال باید صحبت بکنیم بحث دارد.@پایینترین ظهورش ماده میشود، یک کسی فیزیکدان میشود، 40 ـ 50 سال راجع به یک اتم سر کار است، بهشت که ظهور تمام این زیباییها است چیست، حالا بهشت را ول کنیم فقط در ملکوت بیاییم، ملکوتی که میرزا (رحمت الله تعالی علیه) گفت یک ده میلیاردم است، حالا ایشان جگر داشته عدد داده.@واقعاً چیست، که یک ده میلیاردمش شده گلهای به این قشنگی، درختان به این زیبایی، عالم به این زیبایی، شده عالم به این وسعت، صدها میلیارد ستاره و کیهان و کهکشان این چیست که دل همه را برده، «إِنَ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا الاَکثَرُون» یک دریای عمیقی است که اکثراً در آن غرق هستند، شیفته آن هستند، عاشق آن هستند، این چقدر عظمت دارد که ظهورش این شده.@طلب خیلی مهم است، ما میگوییم اما سبک زندگیمان اصلاً آنطوری نیست که متناسب با آن طلب باشد، حالا کاش همین باشد، ولی مشکل اینجاست که ما میرویم و میبینیم بعد حسرت سراغمان میآید که میشد چه باشیم، و میشد به کجا برسیم.@میگوید من ندیدم مثل بهشت را که اینقدر زیبا باشد و طالبش اینقدر بیحال باشد، شما نگاه کنید برای یک طلب مادی چه کارها میکند، آدم میکشد، پدر و مادر خودش را طرف میکشد، فرزندانش را میکشد، که به طلب مادی برسد، صدها و هزاران نفر را میکشد که به پول برسد.@یا برای طلب گیاهی برای غذا، ببینید مردم چکار میکنند، برای هیکل و اندام چقدر میدوند تا این هیکل و اندام را متناسب کنند، چقدر پول، وقت، انرژی، عمل زیبایی تا به این برسد، یک بدنی هست که چهار روز دیگر هم میپوسد.@یا برای کمالات دنیایی شما نگاه کنید چقدر مردم سرمایهگذاری وقت و انرژی میگذارند، برای یک ازدواج، برای رسیدن به یک جنس مخالف، برای یک بچهدار شدن، برای یک خانه، برای یک ریاست، شما داستان ریاستجمهوری را نگاه کنید، داستان نمایندگی مجلس را نگاه کنید، داستان شورای شهر را نگاه کنید مردم برایش چکار میکنند.@یا برای تخصص در یک رشته علمی، مردم چطوری وقت میگذارند، انرژی میگذارند، سرمایهگذاری میکنند، همه کارهایشان را با این تنظیم میکنند، که به اینجا برسند، تازه وقتی هم میرسد میفهمد به ضررش بوده کلاً وقت و عمرش را تلف کرده، غافلش کرده، خستهاش کرده، کلی آسیبها را در این جهت دیده.@الان بیش از 90% خودکشیهایمان تحصیلکردهها هستند، بیشتر بیماریها، طلاقها، در این دو طبقه است، پولدارها و تحصلیکردهها، طرف میدود 30 سال به یک چیزی برسد که آن چیز برایش خودکشی میآورد، و برایش حقارت و غصه میآورد، ولی طرف تلاش میکندک@نمیگوییم بد است و نمیارزد، اگر معقول باشد خوب است، اگر آدم بر آن تسلط داشته باشد، و سوارش باشد خوب است خودش بهشت و بهشتساز است، ولی میگوید اینطرف مردم سرمایهگذاری نمیتوانند بکنندم@در اردوی فکر توضیح دادیم، اردوی شهریور وقت بگذارید، 16 شهریور اردوی بعدی ما است، آنهایی که برنامه نگرفتند بیایند برنامه بگیرند که خودشان را به اردو برسانند، ادامه همان بحثمان است، چون میخواهیم ارکان حرکتی را بگوییم فعلا در رکن اول هستیم.@برای این قسمت ما وقت نمیگذاریم غافل هستیم، باز روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «إِذَا صَلَّى الْعَبْدُ وَ لَمْ يَسْأَلِ اللهَ تَعَالَى الْجَنَّةَ وَ لَمْ يَسْتَعِذْهُ مِنَ النَّارِ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ أَغْفَلَ الْعَظِيمَتَيْنِ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ» مستی آدم چقدر است، نادانی آدم چقدر است، میگوید اگر یک کسی نماز خواند اما از خدا بهشت را نخواست، و از جهنم که بدترین جا و سرنوشت هست به خدا پناه نبرد، نگران نبود.@فرشتهها میگویند این آدم از دو تا چیز عظیم غفلت کرده بهشت و جهنم، الان به یک کسی بگویند سرطان داری، یا طرف مریض است، میگوید نکند این بشود، من بدوم این نشود، الان سیستم پرهیز برای چیست، میگوید مبادا قندم بالا برود، چربیم بالا برود، سرطان بگیرم، از مریضی میترسد، برایش برنامه دارد، نگران است، مبادا این بشود، مبادا آنطوری بشود، مبادا این حادثه اتفاق بیفتد، این همه پرهیزها که در نظام سلامت هست برای چیست.@برای اینکه شخص برای یک چیز باارزشی به نام سلامت جسم ترس دارد میترسد که مبادا آن حادثه دچار بشود لذا مراقبت میکند، جهنم اینطوری نیست، جهنم خیلی جای بدی است، ولی در سبک زندگیها مراقبت نسبت به آن نیست، نکند دچارش بشود.@نکند حسود بشوم، راحت حسودی میکند، راحت عصبانی میشود، گفتیم هر بار عصبانیت حجم زیادی جهنم برای ما ذخیره میکند، ولی مفت طرف عصبانی میشود، غصه میخورد، عصبانی میشود، حسادت دارد، خودکمبینی دارد، بدبینی دارد، خودشیفتگی دارد، تکبر دارد، نمیفهمد این در متن جهنم دارد زندگی میکند، اصلاً متوجه نیست که در متن جهنم است، و پرهیز نمیکند و ناراحت هم نیست.@اگر الان بگویند داری سرطان میگیری به تکاپو میافتد، ولی اگر بگویند حسود هستی حواست باشد، خودشیفته هستی یا داری به رقابت و چشم و همچشمی میافتدی، چشم و همچشمی یک جهنمی هست که شخص در اوج حماقت و غفلت با آن به ته جهنم میرسد.@این اصلاً متوجه نیست الان چقدر مریضیش حاد است، به چه سرطانی مبتلا شده، مقایسه، چشم و همچشمی، رقابت کردن، حسادت، بداخلاقی، خودکمبینی، اصلاً متوجه نیست، این متن جهنم است.@بچه با خودش درد را از رحم مادر میآورد دنیا که درد ندارد، در دنیا شما چیزی به اسم درد دارید، یک کسی میتواند درد را به ما نشان بدهد، بگوید این درد و مریضی است، مریضی و درد تابع نوع تولد است، تابع عدم تعادل است، از این آدم باید بترسد، جهنم شوخی نیست لذا با او هست.@حالا در همین بهشت برایتان بخوانم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «مَنْ بَكَى عَلَى الْجَنَّةِ دَخَلَ الْجَنَّةَ» هر کس برای بهشت گریه بکند، داخل بهشت میشود، واقعاً شوق داشته باشد، خدا بکند درد و سوزش در ما بیفتد که برایش گریه بکنیم.@«وَ مَنْ بَكَى عَلَى الدُّنْيَا دَخَلَ النَّارَ» هر کس برای دنیا، این چهار تا دنیا است، هر کس برای این چهار تا غصه بخورد جهنمی میشود، برای دنیا گریه بکند جهنمی میشود، پس قسمت اولش این هست که شوق بهشت داشته باش برایش گریه بکن.@الان آدم بزرگها وقتی یک چیز دنیایی را از آنها میگیرند گریه میکنند، دزد ماشینش را برده، این آدم غصه تمام وجودش را میگیرد، تعادلش از دست میرود، گاهی وقتها اینقدر دلبستگی دارد که وقتی میگویند این را بردند سکته میکند، برایش میمیرد، بچهاش مریض میشود یا میمیرد، برای همسرش اتفاقی میافتد، خانه، میمیرد.@شما ببینید مینشیند برای چه چیزهایی گریه میکند، من رفتم شرکت امروز اخراجم کردند، گریه میکند، کنکور قبول نشدم گریه میکند، زنم به من اینطوری گفت، شوهرم به من اینطوری گفت؛ دیروز یک آقایی با خانمش در دفتر من دعوایش شده بود، چند دقیقهای من را بغل کرده بود و گریه میکرد.@یکی از این چهار تا چیز از دست رفته طرف دارد سکته میکند، اگر کسی بهشتی که خدا تو را مالک آن قرار داده بفهمد چه چیزی را از دست داده چه حسرتی در دل آدم میآید ولی چون آنجا مردن نیست حسرتش خیلی وحشتناک است.@کاش آدم از حسرت بمیرد، ولی نمیتواند بمیرد، «لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيى» آنجا مردنی در کار نیست، آدم بفهمد چه چیزی را از دست داده، آنجا یک خانهاش از کل دنیا بزرگتر است، یک غذایش حضرت فرمود 150 هزار مزه دارد، که هر 150 هزار مزهاش را شخص با هم حس میکند، فرمود موسیقیش را اگر یک کسی به گوشش بخورد اینجا میمیرد.@گلهایش، گیاهانش، چون آنجا اینطوری است، شما به محض اینکه این بدن را ول میکنی وارد برزخ میشوی، تمام مایحتاجی که اینجا دارید آنجا هم دارید، غذا میخواهید، لباس میخواهید، مکان، خانه میخواهید، همسر، آنجا ازدواج دارید، حوزه و دانشگاه هست، واقعاً تفکیک شده است@حوزه علمیه دارد، دانشگاه هم دارد، برای کسانی که دوست دارند رشتههای علوم کار کنند، علاقههای آنطوری دارند آنجا دانشگاه دارد، و تعلیم میکند، یک کسی میگوید من میخواستم این بدن را بشناسم فقط یک قسمتش را، میخواهم کل بدن را بشناسم، خدا به او تعلیم میدهد، خدا آیت الله جوادی را حفظ بکند میفرمود در بهشت بهشتیان آرزو میکنند ریاضیات خواجه را بلد باشند، ریاضیات را به آنها تعلیم میکنند.@حوزه هم دارد، یک کسی میخواهد روی معارف کار بکند، روی الهیات کار بکند، مهمانی دارد، دقیقاً مثل همین جا، مرکب دارد، مسافرت دارد، هر چیزی که اینجا هست آنجا هم هست، ولی در مرتبه بینهایت بزرگتر از اینجا و کاملتر و پیچیدهتر و جذابتر از اینجا.@این احتیاج به توشه دارد یعنی تو باید با خودت ببری، باید برایش هزینه بکنی، باید بخری، باید آنجا داشته باشی، باید جلوتر برای خودت تهیه بکنی، اینجا طرف اینقدر ایمان دارد، که بچه هنوز به دنیا نیامده سیسمونیش را آماده کردند میگویند نیاز دارد، 13 ـ 14 سالش هست دارند برایش جهاز میگیرند اصلاً معلوم نیست این دختر زنده بماند، ازدواج بکند، نکند، دارند برایش جهیزیه تهیه میکنند، میگویند بعداً این نیاز دارد.@خانه دارد، حرص میزند، ماشین دارد حرص میزند، سر پیری هم حرص میزند، 60 سالش هست میگوید بروید دو تا خانه دیگر بخرید، سر پیری میافتد دنبال اینکه حالا بگذار یک ذره به خودمان وسعت بدهیم، به خدا تکتکش را شما باید بگیرید، باید برایش توشه داشته باشید، باید ذخیره داشته باشید، باید از الان هر چه میخواهید پیش خرید بکنید، منو باز، ولی باید همه را پیش خرید بکنید.@گفتم آن آقا میگفت من یک ویلا داشتم خیلی به آن علاقه داشتم نمیتوانستم از آن دل بکنم، دیدم خیلی این را دوست دارم، من چون نمیتوانم از این جدا بشوم فروختمش دادم برای آخرت پیش من بماند، چون نمیتوانستم از آن جدا بشوم، ویلایم را فروختم در راه خدا خرج کردم که برایم بماند.@این تفکر امیرالمؤمنین است که اکثر مالش را آخرت میفرستاد، کمش را اینجا مصرف میکرد، حالا بگذریم یک عده سال خمسی ندارند مال حرام میدهند خودشان و زن و فرزندشان و شوهرشان و آتش میخورند، زکات ندارند، خمس ندارند، انفاق ندارند، از آن بگذریم.@الان بهشت جلوی چشمت است، از پول خمس و زکاتت نه، اینقدر بدبخت و بخیل نباشد، «مَن بَخِلَ بَخِلَ لِنَفسِهِ» هر کس بخل بکند علیه خودش بخل کرده، تو میخواهی پیش خرید بکن، به خدا آفریده شده، هست، مدلهایش هست، اینقدر آنجا مدل دارد که نگو، انتخاب کن، همین الان زمین بخر، بساز، شروع کن به ساختن، مصالح بفرست، چون چند روز دیگر آنجا میروی.@یک معلمی بود چند وقت پیش آمده بود گریه میکرد، میگفت من شب خواب دیدم من را بهشت بردند اما تمام بهشت من سوخته است، تمام درختها، کاخها همه آتش گرفته، کاخ، بود، خانه بود، درخت بود، همه چیز داشت ولی تمامش سوخته بود، این خیلی مهم است که باور کنی.@امیرالمؤمنین زحمت میکشید با چه سختی قنات میکَند، دارد حضرت از خاک و گِل قنات بالا آمده بود هنوز بیرون نیامده میگوید قلم و کاغذ بدهید وقفنامهاش را بنویسم، آنطرف میفرستد، این ابدیتگرایی تا سراغ ما نیاید و این باور ابدیت و این چیزی که حضرت دارد اول دعای ندبه میگوید «إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ» پایدار، جاودانگی، ابدیت، «لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ» این تا طلبش سراغ ما نیاید بچه هستیم، داریم بچگی میکنیم.@میخواهی رئیسجمهور باش، میخواهی دکتر و مهندس باش، هر چه هستی بچه هستی، تا گرایش به ابدیت، عشق به ابدیت، دلتنگی برای آخرت، دلتنگی برای خانواده آسمانی، بخصوص محتوای بالای بهشت، نه خود بهشت، خانواده آسمانی، تا دلتنگی سراغت نیاید بچه هستی.@یعنی تا ندبه سراغت نیاید، گریه، آن هم برای پدرت امام زمان، برای متخصص معصوم، تا به دلتنگی برای امام زمان نیفتی، تا به شوق و ذوق حضرت نیفتی، تا اشتیاقش در دلت نیاید باختی، شکست خوردی ما به این برسیم.@فکر میکنی امام صادق که در مقام مثل اعلی است آدم بیکاری بوده، امام صادق عنوان بصری خودش را میکشد تا به امام برسد، بعد امام میگوید الان وقت ندارم من مشغول چیز دیگری هستم چه میخواهی، میگوید آقا من دیگر عمرم به آخر رسیده، عنوان 80 ـ 90 سالش بوده، میگوید همه چیز را باختم، یک چیز بگو خودم را برسانم، که آن حدیث عنوان بصری را که ما شرحش کردیم.@حضرت 12 گام را برای این پیرمرد میگذارد، این 12 گام را رعایت کن این 90 سال را بتوانی خودت را برسانی، چون عنوان آخر عمرش هست، حضرت به او فرمول میدهد میگوید برو ولم کن بیکار نیستم، کار دارم، یک آدمی که اینطوری است نشسته ندبه را برای ما طراحی کرده، بیکار بوده دعای ندبه گذاشتن!.@ما رمان خواندن، و فیلم نگاه کردن، و سریان دیدن و افسانه دیدن و درس خواندن برایمان خیلی جدی است، اما دعا خواندن برایمان حاشیه است، تازه من متأسف شدم دیدم در جلسه بعضیها گفتند آقا دعای ندبه را از جلسه جامعه پزشکی حذف کنید، دلتان میآید حذفش کنیم، فرمول کامل است، وقت نداریم جمعهمان پر است، دعای ندبه را حذف بکنید.@این برای ما جدی است، هیچ چیز دیگری جدی نیست، جدیترین چیز زندگی ما این است که بتوانی برسی به یک جایی که بتوانی چند دقیقه برای امام زمانت گریه بکنی، اگر انسان به گریه و به شوق حضرت نیفتد، دلش تنگ نشود خیلی قساوت دارد.@ 7 ـ 8 کلمه حضرت برای این سوز استخراج کرد، (عاجون، ضاجون، فلیندب النادبو) ما برای چه چیزهایی گریه میکنیم، اشراف برای چه چیزهایی گریه میکنند، در بزرگها اینطوری است، یک بچه ممکن است برای یک شکلات گریه بکند، ولی یک آدم بزرگی که الان مثلاً عالیترین مقام دنیایی را دارد برای این چیزها گریه میکند؟ نه.@دانشمند برای چه چیزی گریه میکند، یک آدم فهمیده و حکیم، گریهها برای انسان قیمت میآورد، تو اگر موضوع گریهات امام زمان بشود، موضوع گریهات دلتنگی برای پدرت، و حضرت زهرا مادرت بشود، موضوع غصههایت این باشد، دیگر از دنیا غصه نمیبینی، امکان ندارد شادی سراغت نیاید، اگر گریهات را به دست بیاوری همیشه شاد هستی، رمز شادی در این هست که تو گریهات را تنظیم بکنی.@اشتیاق بیفتی به اینکه تو به قیمتهای فوق عقلانی خودت، اگر به اینجا رسیدی دیگر برای پایین امکان ندارد غصه بخوری و گریه بکنی، امکان ندارد عصبانی بشوی، بداخلاقیها میرود، حسادتها میرود، خودکمبینیها میرود، آن گدایی عاطفی که از زمینیها میخواهی از شوهرت، از زنت، از پدرت، از دوستت، تمام آن گداییهای عاطفی از بین میرود.@تمام احساس حقارتها از بین میرود، زودرنجیها، عصبانیتها همه تمام میشود، تو به شادی میرسد، اگر یک کسی به ندبه رسید، فلسفه ندبه را فهمید شاد میشود، یک آدم فوقالعاده شاد و آرام میشود، قوی میشود، این را باید تنظیم بکنیم.@پدرت است برایت تنظیم کرده، او میفهمد که کجاست و تو باید به کجا برسی، پس وقتی این را برایت تنظیم کرده یعنی خیلی مهم است، پس ببین داستان چه بوده که این را برای تو گذاشته، دعای افتتاح چیست برایت تنظیمش کردند، دعای ابوحمزه چیست برایت تنظیمش کردند، جامعه کبیره چیست برایت تنظیمش کردند، اینها برای انسانها تنظیم شده، اینها به قیمت تو تنظیم شده.@روزه چیست برای تو تنظیمش کردند، حجاب چیست برای تو تنظیمش کردند، صدقه و نماز چیست برای تو تنظیمش کردند، برای آن درجات، پس حواسمان را جمع بکنیم، یواش یواش میخواهیم وارد مرحله غفلتزدایی، طلب و شوق بشویم، چون اگر این مرحله اول حل نشود این در دعای ندبه سر گردنه است، اگر این حل نشود بقیهاش هم فایده ندارد، شما مرحله آخر به امام زمان نمیرسی اصلاً انسان به ندبه نمیرسد.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
آن معجونی که گفتم به دستور امیرالمؤمنین (علیه السّلام) تنظیم شده معجون خاصی هست که هم برای کسانی که ضعفهای مفرط دارند یا افسردگی دارند این معجون فوقالعاده است، چون ما خیلی آزمایش کردیم، آنهایی که دیابت دارند نوع دیابتیش را بگیرند، سه ماه خوب است این کاملاً خورده بشود، فرزندانتان، خانوادهتان، اگر کسی ضعیف یا افسرده دارید، یا کسانی که باید بدنشان جوان بشود این را به آنها بدهید به اضافه آن شربت که اسمش شربت اعصاب است، که روی آن هم کار شده و جواب داده.@