أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که خداوند تبارک و تعالی منشأ اندازه است، منشأ قدر است، خودش کمال مطلق و بینهایت است و تمام تجلیات او و صادرات او با اندازههای معین و قدرهای معین ظهور پیدا میکند، مهمترین شب سال که به آن نزدیک میشویم و امیدوار هستم که خداوند عنایت بکند که ما قدر قدر را بدانیم، شب قدر هست، یعنی شب اندازه.@خیلی مهم است که مهمترین شب سال، باارزشترین شب سال شب اندازه نامیده شده، و انسان را به ریاضیات خلقت متوجه میکند، که همه چیز در عالم ریاضی است، همه چیز در عالم عدد و اندازه دارد، قدر دارد.@خداوند منشأ قدر است، بنابراین هیچ کس به اندازه خدا احاطه و تسلط بر اندازهها ندارد، «مُحِيطٌ بِكُلِ شَيْءٍ» یعنی دیگر استثناء ندارد، خداوند همه جا احاطه کامل دارد، احاطه قیومی دارد، هر چیزی که اسمش چیز باشد، مهم نیست عدد و اندازهاش از خداست و به دست خداوند تبارک و تعالی است.@در مورد انسان هم که اشرف مخلوقات هست قدرهای پنجگانه را ایجاد کرده، قدرهای حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی، یا جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، هر کدام از اینها قیمتها و اندازههایی دارند که باید به آن توجه بکنیم.@انسان چون در مرتبه فوق عقل انسان است، یعنی آنجایی که عاشق خود بینهایت میشود، از قدرها و اندازهها خارج میشود، و سیر به بینهایت را شروع میکند، لایق او این سیر هست، لایق او رسیدن به حی قیوم لا یموت هست طوری که به او این خطاب بشود (من الحی القیوم الذی لا یموت الی الحی القیوم الذی لا یموت).@در هر مرحله، مرحله حس، خیال، وهم و عقل که اینها تجلیات خدا هستند، تجلیات نورانی خداوند تبارک و تعالی هستند، اندازهها معین هست، ولی حد انسان بالاتر از این هست، اگر انسان گرفتار این حدود بشود، دچار ضعف، غم و احساس زندانی بودن میکند، یعنی در زندگی دنیاییش و آخرتیش همینطور هست.@اگر در چنبره تسلط حس، خیال، وهم و حتی عقل قرار بگیرد، و به رشد فوق عقلانی نرسد هم در دنیا زندگی به او خیلی تنگ میشود، چون روح بینهایتطلبش گرفتار زندانهای محدود پایینی میشود و هم در آخرت این گرفتاری و تنگی و فشار را دارد.@تنها راه نجات انسان فعالیتهای فوق عقلانی اوست، یعنی قلب او و دل او راه بیفتد، گفتیم خداوند که آیات را برای ما میفرستد گزارش از حقیقت خارجی میدهد، بحثش فقط موعظه کردن و نصیحت نیست، دارد حقیقتی را که خودش آفریده از الله تا ماده را در قرآن به ما میگوید.@معصومین هم که برای ما سخن میگویند، حتی در قالب دعا گزارش از خلقت دارند میدهند، مثل پزشکی که رفته سالها تحقیق کرده بدنی را شناخته، یک مادهای را شناخته، یک مولکولی را کشف کرده یا خودش ایجاد کرده، حالا میخواهد از آن نظام کاری خودش گزارش بدهد.@خداوند گزارش میدهد از حقیقت خارجی که «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً» کسانی که یاد من نیستند، حتماً در دنیا و آخرت دچار تلخی و سختی میشوند چرا؟ چون آنها فقط با عشق بر من آفریده شدند، دلشان فقط با من آرامش پیدا میکند.@اگر خودشان را اسیر بخشهای چهارگانه بکنند، و از یاد من غفلت بکنند، زندگیشان تلخ میشود نه اینکه من زندگیشان را تلخ میکنم، تلخ میشود چون ساختارش اینطوری است، مثل اینکه بگوییم اگر کسی ازدواج نکند در فشار است، کسی که غذا نخورد گرسنه میماند، بدنش سوء تغذیه پیدا میکند این سوء تغذیه زندانی و گرفتاری بدنی خاص خودش را دارد، دردهای خاص خودش مشکلات مزاجی و گرفتاریهای خاص خودش را دارد اگر کسی غذا نخورد.@اگر کسی نور کافی به او نرسد، چشمش تنگ میشود، تلخ میشود، چشمش کمسو میشود، درد میگیرد، یک کسی با فرکانس نتواند ارتباط برقرار بکند، مشکلات شنیداری پیدا میکند، یا صدای بیش از حد دائم بشنود بعداً مشکلات بدتری پیدا میکند، همانطور که شما در بخشهای تغذیه گزارش میدهید، به یک روانشناس در مورد عقدههای روانی، مشکلات روحی ـ روانی صحبت میکنی، از یک حقیقت خارجی گزارش میدهد.@خدا دارد به شما گزارش میدهد که اگر با من دوست نباشید خودتان اذیت میشوید نه اینکه من زندگیتان را تلخ میکنم، «فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً» یک زندگی تلخ خواهید داشت، یعنی دلگیری زیاد دارید، عصبانیت، زودرنجی، غم، تلخی زندگی زیاد خواهید داشت، اینطور نیست که این کمالات پایینی بتواند تو را اشباع و ارضاء بکند، و تو را آرام بکند، بتواند تو را شاد بکند، نه.@همانطور که در هر چهار بخش معشوقهای خاص خودش را میخواهد، گفتیم (لا اله الا محسوسات) (لا اله الا مخیلات) (لا اله الا موهومات) (لا اله الا معقولات) که اگر نباشند این قوا آرام ندارند، در بخش فوق عقلیت (لا اله الا الله) و اگر با الله دوست نباشی، از یادش لذت نبری، با او انس نداشته باشی، به طور طبیعی زندگیت تلخ خواهد شد، و چون بخش اصلی هست، آسیبش جدی است.@گاهی وقتها انسان بخشهای پایینیش آسیب میبینند با بخشهای بالایی جبران میکند، مثلاً معلول است، اما چون حافظه فوقالعاده قدرتمندی دارد، اراده عالی دارد، به یک جایگاه علمی و شهرت و قدرتی میرسد که معلولیتش در مقابلش هیچ است، به یک ثروتی میرسد، به یک موقعیتی میرسد که آن معلولیت دیده نمیشود.@آنچه که ضعفهای بخشهای پایینی را جبران میکند، و زندگی را پر از آرامش و شادی میکند، پر از عزت، پر از شخصیت، پر از آرامش و شادی میکند، این هست که انسان انس به حق تعالی بگیرد، خدادار بشود، یعنی واقعاً خدا را داشته باشد، اگر خدا را داشت همه چیز دارد.@این را بحث کردیم از سیدالشهدا (علیه السّلام) «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» چه چیزی دارد کسی که تو را ندارد، «وَ مَا الَّذی فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» چه چیزی را ندارد کسی که تو را دارد، همه چیز، کسی که الله را داشت همه چیز را جبران میکند.@پس این یک نصیحت نیست، یک موعظه نیست، یک حقیقت خارجی است که شما در زندگیت اگر به این قیمت رسیدی به این ثروت رسیدی، به این تجارت رسیدی رستگار هستی، دنیا و آخرت خوشحال هستی، رستگار هستی، شاد هستی، و به هیچ وجه غمهای دنیایی دستشان به قلب تو نمیرسد.@وقتی تو خدا را داشتی، خانواده آسمانیت را داشتی به هیچ وجه مشکلات پایینی دستشان به دل تو نمیرسد که بخواهند تو را غمگین بکنند، افسردهات بکنند، گرفتارت بکنند، هرگز؛ پس در بازار کالای دنیا کسی برنده است که به حبّ خدا برسد، «خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيباً» خسارت بندهای که تو برای او سهمی از محبت خودت نداری این تجارت خاسر است.@آدمی که سهمی از عشق خداوند را ندارد، بهرهای از محبت و انس حق تعالی را ندارد خاسر است، حالا به هر چیز دیگر هم برسد باز خاسر است، این حقیقت انسانیت است، بدبختی، نکبت، بیشخصیتی، فقر، ذلت، باختن، در این هست که انسان عرضه نداشته برای خودش یک عشقی از خداوند دست و پا بکند، این توان عرضه را نداشته باشد.@اگر در بخشهای چهارگانه پایینی هر چه برای خودش دست و پا بکند پشیزی ارزش ندارد، اگر رفاقت و انس ندارد، رفاقت و انس هم یک آثاری دارد معلوم است که شخص رفیق خداست، معلوم است که شخص دوست خداست، این خیلی مهم است.@من تعریفی بکنم در خانواده آسمانی این بحث را داشتیم، میفرماید که «مَنِ اهْتَمَ بِكَ فَهُوَ صَدِيقُكَ» کسی که تو برایش مهم هستی دوست تو است، به تو اهتمام بدهد، به تو قیمت بدهد، برایت ارزش قائل باشد، دوست تو است، یعنی دغدغههایت برایش مهم باشد، غم تو را بخورد بتواند با تو درددل بکند، تو برایش عزیز و مهم باشی، مشکلاتت مشکلاتش باشد، شادهایش شادهایت باشد، این دوست میشود، در مورد خداوند هم همینطور هست.@یک کسی که اهتمام به خدا دارد، به خدا فکر میکند، خدا برایش در زندگی مهم است، دوست خدا میشود، «مَنِ اهْتَمَ بِكَ فَهُوَ صَدِيقُكَ» برای چی به دوست صدیق میگویند؟ چون باید در رفاقت و پیوند صداقت داشته باشد.@در صداقت هست که معلوم میشود این راست میگوید، من برایش مهم هستم، یک کسی که به من فکر نمیکند، من برایش مهم نیستم، من را در مشکلاتم تنها میگذارد، وقتی از او کمک میخواهم نیست، وقتی به من فکر نمیکند، من نمیتوانم بگویم این دوست من است، دوست یک کسی است که تو در قلبش یک جایگاهی داری، تو جزء دغدغههایش هستی، این دوست میشود.@در مورد خداوند هم اگر کسی بخواهد ادعای دوستی بکند، خدا باید برایش مشغله باشد، خدا باید بخشی از دلش را بگیرد، و الا (حب الله) همه دل را میگیرد، انسان به عشق به چهار بخش پایینی میپردازد یعنی اگر به بخشهای علمی میپردازد به عشق خداست، خود شهوت شخصی برای هیچ کار علمی ندارد.@علم با همه جذابیتهایش اصلاً برای او جذابیتی ندارد اگر او را از معشوقش جدا و غافل بکند، بخشهای زمینی، ازدواج، تشکیل خانواده، تشکیل حکومت، کارهای سیاسی، اجتماع، هیچ کدام از کارها برایش ذاتاً جذابیتی ندارد اگر معشوقش و خداوند راضی نباشد، یا این کارها او را از الله جدا بکند، و بخشهای گیاهی و جمادی، بخشهای مادی، فعالیتهای اقتصادی، فعالیتهای دیگر.@دوست یعنی این، اهتمام دارد، به طریق اولی شما در مورد خانواده آسمانیت هم همینطور هست، در مورد امام زمانت هم همینطور هست، حالا یک کسی سؤال میکند که این جایگاه خدا یعنی چی، یک موقع هست شما از نظر قلبت داری سخن میگویی، یک موقع هست از نظر سبک زندگیت داری سخن میگویی.@اگر از نظر دل بخواهی بگویی همانطور که عرض کردم اینکه انسان دلتنگ خدا بشود، واقعاً دلش برای خدا تنگ بشود، واقعاً در طول روز همانطور که با خانواده تماس و دیدار نداشته باشد، اذیت میشود، یک روز، دو روز نبیند اذیت میشود، چند ساعت نبیند اذیت میشود، فرزندش را چند ساعت نبیند دلتنگ میشود واقعاً برای خدا اینگونه باشد.@آن موقع هست که میفهمی نماز صبح یعنی چی، آن موقع هست که میفهمد نماز ظهر و عصر یعنی چی، نماز مغرب و عشا یعنی چی، اذان یعنی چی، اذان یعنی آزادی از همه دلتنگیها و زندانیها و فراقها و فراخوانی تو به فلاح و رستگاری، (حی علی الفلاح) بدو بیا رستگار بشو، بدو بیا خوشبخت بشو.@کسی که نماز را رستگاری نمیبیند، نماز را خوشبخت نمیبیند این هنوز بخش فوق عقلیش فعال نیست، این هنوز بخش انسانیش فعال نیست که دلش برای خدا تنگ نمیشود، مثل یک مردی که غریزه جنسی نداشته باشد، یک زنی که غریزه جنسی نداشته باشد، این زن و مرد نیست خنثی است.@کسی که دلتنگ خدا نیست، خدا در قلبش جایگاهی ندارد، هیبت و قیمتی ندارد، منزلتی ندارد، بخش انسانیش فعال نیست، لذا فرمود قیمت هر آدم به این هست که چقدر خدا در دلش جایگاه داشته باشد، یعنی میزان حب خدا هست که قیمت واقعی آدم را مشخص میکند، شرافت یک آدم را و شخصیت یک انسان را مشخص میکند.@من چقدر شیفته خدا هستم، چقدر ذوب در خدا هستم، چقدر برای خدا و دین خدا فداکار هستم، چقدر دلتنگ او هستم، لذا حضرت فرمود هر کس میخواهد بداند پیش خدا چه منزلتی دارد، جایگاهش چقدر است، قیمتش چقدر است، ببیند خدا در دل او چقدر قیمت و جایگاه دارد، به منزلت خدا در دل خودش فکر بکند، که خدا برای من در زندگی یعنی چی، خدا چه نقشی در زندگی من دارد این اصل است.@خدا و خدایی زندگی کردن، اما وقتی که سراغ سبک زندگی میآییم، سبک زندگی داستانش کاملاً فرق میکند، سبک زندگی تا میگویی فقط یک رابطه عاشقانه آنچنانی نیست، بلکه تو باید بیایی چهار بخش پایینیات را کاملا جهتدهی عاشقانه بکنی، چون نمیتوانی به عشقت بگویی من در این چهار بخش گرفتاری دارم وقت و حوصله تو را ندارم.@در یک ازدواج یک آدمی که مجرد است، الان 30 سالش هست مجرد است، میبینی آس و پاس است ولی وقتی که ازدواج میکند میبینی یواش یواش پولدار میشود، چرا مردم معمولاً بعد از ازدواج خانهدار میشوند، رشد اقتصادی پیدا میکنند، رشد اجتماعی پیدا میکنند، حتی رشد علمی و تحصیلی پیدا میکنند.@چون یک عشقی در زندگیشان میآید که به عشق او از این به بعد دوندگیهایشان شروع میشود، این عشق همسر هست، فرزندان هست، آینده اینها هست، لذا دوندگیها شروع میشود به عشق این که من میخواهم یک زندگی بسازم، برای شوهرم، برای زنم، برای فرزندانم، پس این کار صرف کار نیست.@این کاری که صبح مرد از خانه بیرون میزند، زحمتی که یک زن دارد در خانه میکشد، آن رسیدگی به منزل، تربیت منزل، پرستاری از بچهها، تدبیر منزل، کاری که دارد میکند، بدون شوهر و بدون عشق این کار را شاید نکند، اصلاً رغبت و حوصلهاش را هم نداشته باشد این کار را بکند.@بدون زن اگر مردی انگیزه نداشته باشد میبینید که خیلی هم برای حیات ممکن است یک کاری بکند، اما زندگی نیست، حیات نیست، شور نیست، معنا نیست، این در بخش جنسی است، دقیقاً در ارتباط با حق تعالی وقتی یک کسی به حب خدا میافتد دیگر کار علمیش را مستقل انجام نمیدهد، این شهوت علمیش کاملاً کنار میرود.@اگر یک فعالیت علمی میخواهد بکند، دقیقاً به دنبال چیزی میرود که معشوقش از او میخواهد، کار علمیش جهتدار میشود، اگر پزشک است تمام کاری که در بیمارستان و تحقیقات انجام میدهد به عشق خداوند است، اگر مهندس است همینطور، اگر هنرمند است همینطور، هر کس هر کاری میکند.@این میآید تمام فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، هنری، همه فعالیتهایی که مربوط به بخش وهمی و حیوانی ما هست، فعالیتهای خیریه حتی، همه را به عشق الله انجام میدهد، فعالیتهای گیاهی و بدنیش، و فعالیت مادی و اقتصادیش هم همینطور هست، یعنی تمامش با یک عشق معنا پیدا میکند.@طرف در بخش حیوانی میگوید پول اگر خوب هست برای اینکه من زندگی بهتری داشته باشم، ویلا داشته باشم، ساختمان داشته باشم، سفر خارج بروم، این کار را بکنم، با زن و بچهام با شوهر و با خانوادهام، پس این پول ارزش دارد یا ندارد؟ دارد، برای اینکه ما یک خانواده مرفه باشیم، خوش بگذرانیم.@یک کسی که با خدا انس میگیرد پولش خیلی قیمتی است، این پول برای چی قیمت دارد؟ برای اینکه با آن میتواند دل خدا را به دست بیاورد، میتواند برای خدا تندتند هدیه بخرد، میتواند با این پولش تند تند برای خانواده آسمانیش جشن بگیرد، مهمانشان بکند، دعوتشان بکند، هدیه بخرد، اینها خانواده اصلیش هستند.@مقام برای چی خوب است؟ کارهای سیاسی برای چی خوب است؟ برای اینکه من بتوانم با این حکومت با این مقام، با این ریاست از این قدرت استفاده بکنم برای حاکمیت دین معشوقم برای اینکه بقیه بندگان معشوقم که از او جدا شدم به او برسم، برای اینکه تمام ایتام آل محمد (علیهم السّلام) که در دنیا از خانواده آسمانیشان جدا افتادند بتوانند بیایند با خانواده آسمانشان آشتی بکنند.@من با هر بچهای که پیوند میدهم با خانواده آسمانیش، شما بچه گمشده فاطمه زهرا را پیدا بکنی دست مادرش بدهی حضرت زهرا چقدر از دست شما خوشحال میشود، به تعدادی که این بچهها را پیدا میکنی، مادرشان را به آنها میشناسانی، و میآیند با مادرشان آشتی میکنند تو چه مقامی پیش حضرت زهرا پیدا میکنی.@یک مادری که فرزندش گم شده در بخش حسی و طبیعی و حیوانی، حالا یک کسی برود بچه را پیدا بکند بیاورد به مادر برساند پیش مادر چه جایگاهی دارد، گاهی وقتها مادر میخواهد جانش را برای این آدم بدهد میگوید فرزندم را پیدا کردی.@اگر یک کسی با خدا و خانواده آسمانیش آشتی بکند فعالیتهای فرهنگیش هم یک قیمت دیگری پیدا میکند، فعالیت فرهنگیش شهوت نیست، خودشیفتگی نیست، فعالیت فرهنگیش برای این هست که این به رحمت میافتد «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» رحمت منشأ تعلیم هست، معلمی کار رحمت است، چه رحمت عام، و چه رحمت خاص، چه رحمت رحمانیه، و چه رحمت رحیمیه.@این فعالیت فرهنگیش برای این هست که بچههای حضرت که از حضرت دور ماندند را نجات بدهد، هم اینها خوشحال میشوند و هم حضرت خوشحال میشود، این کار فرهنگی خیلی قیمت دارد، این فعالیت فرهنگی خیلی قیمت دارد.@پس وقتی الله و عشق الله در زندگیت میآید داستان خیلی تغییر میکند، همه چیز ما رنگ کس دیگری را پیدا میکند، شوهرداری، زنداری، بچهداری، اگر ما را ول کنند همینطوری بدون خدا بخواهیم زنداری بکنیم، خیلی نق و غر و دعوا و توقع و زودرنجی و حساسیت و ناراحت شدن و این همه طلاقهایی که دارید میبینید.@در کشور ما از هر 5 تا ازدواج چهار تا از آن شکست میخورد برای اینکه الله وسط کار نیست، از دست همدیگر دلخور میشوند از هم توقع دارند، توقع همدیگر را اجابت نمیکنند، یک دفعه میبرند، ولی وقتی الله آمد به عشق الله شوهرداری کردن، اصلاً زودرنجی و حساسیت و ناراحت شدن، چون همه چیزش را دارد به خدا میفروشد.@از این مرد توقع ندارد، از این زن توقع ندارد، از بچهها توقع ندارد، داستان در زندگی زناشویی یک چیز دیگر است، در کار، در خانوادهداری، در ارتباط با مردم، در ارتباط با خانواده همسر، در ارتباط با انسانها، این فقط به عشق اوست که با بقیه آدمها دارد سر میکند، و به عشق اوست که انسانها را دوست دارد.@
این به هر آدمی به عنوان فرزند فاطمه زهرا نگاه میکند، که این عشقی را که میخواهد پای این بریزد خیلی بیشتر از موقعی هست که به عنوان یک آدم معمولی عضو جامعه، به عنوان شهروند، شهروندی نگاه میکند، چیزی که الان در کشور ما رواج میدهند.@لفظ برادر و خواهر را حذف کردند آقا و خانم کردند، لفظ امت را حذف کردند گفتند شهروند، وقتی شهروند شد سقوط میکند در مرحله حیوانیت دیگر خواهر و برادری نیست، قرآن میگوید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» شما خواهر و برادر هستید.@شهروندی و همشهری مال بخشهای حیوانی است، بالاتر از بخش حیوانی شما خواهر و برادر هستید، کلمه الف، خ، واو، هم به خانم تعلق میگیرد، و هم به آقا، به برادر أخ میگویند، به خواهر أخت میگویند، هر دو یک ریشه است.@یعنی کسانی که با من در پدر و مادر مشترک هستند، وقتی میگوید «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» حضرت فرمود: «مِن أَبٍ وَ أُمٍ» همه شما از یک پدر و مادر هستید، پس ما از پدر و مادر زمینی، از خواهر و برادران زمینی به هم خیلی نزدیکتر هستیم.@شما نگاه کنید الان شما چقدر دوستان خوب و مؤمن دارید که حسهایی که به آنها دارید، و حسهایی که آنها به شما دارند از حس خواهر و برادر زمینی خیلی بیشتر است، برای این هست که شما قبل از اینکه بخواهید از نظر جنسی رابطه داشته باشید، یعنی طبیعی و شهروندی یا حتی خواهر و برادر زمینی از نظر بُعد انسانی شما خواهر و برادر هستید.@«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» یک حقیقت وجودی خیلی با عظمت برمیدارد که همه شما یک پدر و مادر واحد دارید، از یک روح آفریده شدید، و به هم خیلی نزدیک هستید، و نسبت به همدیگر خیلی حق دارید، این خیلی مهم است.@ما وقتی خواهر و برادر همدیگر را نگاه کردیم، داستانمان با همدیگر خیلی فرق میکند، تا وقتی خانم و آقای شهروند گرامی، همشهری، همکشوری، اینها خیلی پایین است، در طول این 30 سال متأسفانه حس آن امت بودن و خواهر و برادر حذف شد، خواستند ما را به روز بکنند، خانم و آقا آمد و خواهر و برادر کنار رفت، و آن حسها هم از بین رفت.@حالا قساوتها، طلاقها، پروندههای دادگاهی، قاچاق، دزدی، ضرب و شتم، قتل، خودکشی، همه چیز بالا رفت، چون عاطفهها از سطح آسمان به سطح زمین آمد، در سطح زمین عاطفه نمیتواند وحدت نگه دارد، کجای دنیا تا حالا نگه داشته، شما جایی در دنیا سراغ دارید؟ امنیت، محبت، مهر و عاطفه، وحدت و همدلی باشد، وقتی طبیعتگرایی شد خشونت میشود.@وحشیترین کشورهای دنیا، پرقساوتترین، پر قتلترین، پر تجاوزترین، پر زندانیترین، پر خودکشیترین، پر جنایتترین، همه را نگاه بکنی، میبینی که کشورهای طبیعتگرا هستند، آمریکا و اروپا بیشترین قساوت، ظلم و فساد و تباهی در آن هست.@آنقدر این قساوت بالا رفته که الان در فرهنگ یعنی این دیکشنریشان، کلماتی، حتی خانوادههای طبیعی هم از بین رفته، دیگر چیزی به اسم خاله، عمه، عمو، دایی معنادار نیست، اصلاً معنا ندارند، یعنی حتی از وحدت حیوانی هم فراتر رفتند، حیوانات با هم وحدت دارند، یک فامیلی دارند، هوای همدیگر را دارند، اینها بچههایشان را راحت میکشند.@زندگی سیاسی این آدمها را نگاه بکنید، میبینید چقدر در آنها خانوادهها همدیگر را میکشند، شوهرش را میکشد، زنش را میکشد، فرزندانش را میکشد، کافی است با منافعشان سازگار نباشد، هر چیزی که با منافع اینها سازگار نباشد دیگر احترام ندارد.@حالا وقتی که شما میخواهید بیایید این چهار بخش را ببری مصرف الهی بکنی، رنگ الهی و جهت الهی به آن بدهی، و به عشق بیفتی اینجاست که شما به دین و به سبک زندگی و به الگو احتیاج داری، اینجاست که باید الله روی زمین باشد که تو بتوانی با آن عشقورزی بکنی.@الله چطوری میآید روز زمین با تو ارتباط میگیرد؟ در قالب خلیفه خودش، مظهر خودش، یعنی معصوم و متخصص هست که میآید با تو ارتباط میگیرد، لذا تمام خدا روی زمین پیش معصوم است، لذا سیدالشهدا (علیه السّلام) وقتی از او پرسیدند معرفت الله یعنی چی؟ فرمود: معرفت الامام، هر چه عشق به خدا داری پای معصوم بریز.@لذا در زیارت آل یاسین میخوانید «لَا حَبِيبَ إِلَّا هُوَ وَ أَهْلُهُ» هیچ معشوقی، هیچ محبوبی جز پیامبر و آل نیست، روی زمین اگر بخواهی عشقورزی بکنی، (عشق محمد بس است و آل محمد) اینها مبانی علمی و معرفتی جامعه پزشکی مهدوی ما هست که داریم با هم بحث میکنیم، میخواهیم بگوییم ما مرام داریم، و مرام جامعه پزشکی مهدوی چیست، این جامعه براساس چه اندیشهای صورت میگیرد.@در جامعه کبیره میخوانیم «فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ مَارِقٌ» هر کس از شما دوری کند منحرف شده، از دین خارج شده، «وَ اللَّازِمُ لَكُمْ لَاحِقٌ» هر کس به شما بپیوندد، ملازم شما باشد به خدا ملحق شده، «وَ الْمُقَصِّرُ فِي حَقِّكُمْ زَاهِقٌ» هر کس در حق شما کوتاهی بکند، نابود میشود، چیزی نمیماند، مثل اینکه در حق پزشک کوتاهی بکنی، یعنی خودت را به پزشک نرسانی و خودت را در اختیار پزشک قرار ندهی نابود میشوی.@چطور در بخش حسی اگر بهداشت نباشد، پزشکان نباشند، مردم نابود میشوند، متلاشی میشوند اگر سیستم بهداشت نباشد، در بخش انسانی و روحی اگر انسان ملتزم به متخصص معصوم نباشد، چیزی از انسانیتش نمیماند، یعنی سبک زندگیش را از غیر متخصص معصوم بگیرد مثل اینکه یک کسی برود به پزشکان قلابی مراجعه بکند، پزشکانی که تخصصی ندارند، بروند سراغ جادوگرها و رمالها بخواهند مشکل جسمیشان را حل بکنند، نمیشود.@«وَ الْحَقُّ مَعَكُمْ وَ فِيكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ إِلَيْكُمْ» حق با شما، در شما، از شما، و به سوی شما است، «وَ أَنْتُمْ أَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ» شما اهل و معدن حق هستید، «وَ مِيرَاثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَكُمْ» همه میراث پیامبر دست شماست، میراث علمیش، عملیش، معنویش همه دست شماست.@«وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ» بازگشت خلق به سوی شماست، محاسبات روز قیامت به عهده معصومین است قرآن میگوید: «إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُم» بازگشت شما به سوی ماست، هر جا خدا کلمه ما را میگوید، ما خلق کردیم، ما نازل کردیم، منظور خدا و اهل بیت هست بعد هم فرشتگان، کلمه ما یادتان نرود «إِنَّا أَنْزَلْنا، إِنَّا جَعَلْنا» هر چه که خدا (انا) میگوید ما این کار را کردیم یعنی من و واسطههای فیضم که اهل بیت هستند.@«وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ» حساب مردم هم با شماست، محاسبه در اختیار متخصص معصوم است، برای همین فرمود (علیٌ میزان الحق) میزان حق است، میزان علی است، با علی میسنجند، یعنی با حق میسنجند، «عَلِيٌ مَعَ الْحَقِ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ» علی با حق است و حق با علی است.@دعایی که پیغمبر میکند، چقدر دقیق دعا میکند، میگوید «اللَّهُمَ أَدِرِ الْحَقَ حَيْثُ دَارَ عَلیٍّ» نمیگوید هر جا حق میرود علی را با خودش ببرد، میگوید خدایا هر جا علی میرود حق با او باشد، علی معیار حق است، هر جا متخصص معصوم میرود حق با او است.@مثل بخش پزشکی و بدنی، که هر جا پزشکان میگویند حق همان است که متخصص میگوید، در مهندسی هم همینطور، حق همان است که متخصص میگوید، «وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَكُمْ» آخر حرف و حکم نهایی را شما میدهید، حرف پایانی را چه کسی میزند؟ چه کسی حق را از باطل مشخص میکند؟ شما، آیات خدا نزد شماست، «آيَاتُ اللهِ لَدَيْكُمْ».@«مَنْ وَالاكُمْ فَقَدْ وَالَى اللهَ» هر کس تابعیت شما را داشته باشد تابع خداست، «وَ مَنْ عَادَاكُمْ فَقَدْ عَادَ اللهَ» هر کس دشمنی شما را داشته باشد دشمن خداست، «وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللهَ» هر کس شما را دوست داشته باشد، خدا را دوست دارد.@«وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللهَ» او که بغض شما را دارد بغض خدا را دارد، «وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ» هر کس بچسبد به شما اعتصام داشته باشد، به خدا چسبیده، اعتصام به حق تعالی دارد، به خدا وصل است.@«أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ» شما آن راه قویتر هستید، «مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا» هر کس نزد شما بیاید نجات پیدا میکند، «وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ» هر کس نزد شما نیاید هلاک میشود، «إِلَى اللهَ تَدْعُونَ» شما همه را به سوی خدا دعوت میکنید، «وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ» مردم را به سوی خدا راهنمایی میکنید.@«سَعِدَ مَنْ وَالاكُمْ» خوشبخت است هر کس که با شما باشد، ولایت شما را داشته باشد، «وَ هَلَكَ مَنْ عَادَاكُمْ» هلاک است کسی که دشمنی شما را داشته باشد، «وَ خَابَ مَنْ جَحَدَكُمْ» باخته هر کس که با شما دشمنی بکند، منکر شما هر کس بشود، هرگز به امیدش نمیرسد، رستگار نمیشود، هرگز به خواستههایش نمیرسد.@«وَ ضَلَّ مَنْ فَارَقَكُمْ» گمراه میشود هر کس از شما فاصله بگیرد، «وَ فَازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ» رستگار شده هر کس که به شما تمسک بجوید، «وَ أَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ» در امان هست هر کس که به شما پناه بیاورد، «وَ سَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ» سالم میماند هر کس شما را تصدیق بکند، بپذیرد، «وَ هُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ» هدایت شده هر کس اعتصام به شما داشته باشد.@«مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ» آن که تابع شماست بهشت جای او است، «وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ» هر کس از شما مخالفت بکند جهنم جای او است، «وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ» هر کس منکر شما باشد کافر است، «وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ» هر کس به جنگ شما بیاید مشرک است.@«وَ مَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فِي أَسْفَلِ دَرْكٍ مِنَ الْجَحِيمِ» هر کس انکار شما را بکند، در پایینترین درجه جهنم قرار دارد، این گزارش خلقت را دارد میدهد، فاصله گرفتن از متخصص معصوم این بلاها را سر آدم میآورد.@پس در مرام ما و بنیاد جامعه ما، جامعه پزشکی مهدوی بر این هست که ما اصالت را به حق تعالی میدهیم، سبک زندگی را باید از متخصص معصوم بگیریم، کار ما دعوت به متخصص معصوم هست، کار ما تلاش برای برطرف کردن موانع ظهور و حاکمیت معصوم هست.@ما باید خودمان را وقف مولایمان بکنیم، وقف اماممان بکنیم، خروجی عشق به حق تعالی صداقتش در کجا ظهور پیدا میکند؟ «مَنِ اهْتَمَ بِكَ فَهُوَ صَدِيقُكَ» هر کس به تو اهتمام داشته باشد دوست تو است، در دوستی امام زمان ظهور پیدا میکند، در خدمت به امام زمان ظهور پیدا میکند، در دلبستگی و پیوند به حضرت، در حرکت به سمت چادر حضرت هست که همه چیز شکل میگیرد، ما به چادر حضرت میرویم.@ما به اهل دنیا نه میگوییم، به دنیا نه میگوییم، با اهل دنیا کاری نداریم، و دقیقاً همانطور که اصحاب عاشورا همه چیز را رها کردند به سراغ حضرت رفتند و خودشان را وقف حضرت کردند و در چادر حضرت قرار دادند، ما در جامعه پزشکی مهدوی این کار را میکنیم.@یعنی خودمان را به چادر حضرت باید برسانیم که بگوییم ما در جامعه، تمام شرافتمان، کرامتمان، بزرگیمان، شخصیتمان به این هست که زیر چادر شما باشیم، در خیمه شما باشیم، با شما باشیم، ما اعتبارمان را از مدرک تحصیلی و شغلمان، یا از موقعیت اجتماعیمان، یا از داراییهای مالی و جنسی و طبیعیمان نمیگیریم، ما همه شرافتمان به این هست که معیت با شما داریم.@این معیت در دنیا معیت در ابدیت را میآورد «أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» «أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ» همه آن مقامی که شما دارید را ما میخواهیم، حضرت هم میگوید اگر همان مقامی را که ما دارید میخواهید پس در دنیا با ما باشید، پیش ما باشید، در چادر ما باشید، خارج از چادر جهنم است، ذلت است، غصه است، تحقیر شدن است، تنهایی کشیدن هست، خسارت و باختن است.@در چادر و زیر چادر حضرت هست، در خیمه حضرت هست که همه شرافتها، آرامشها، شادیها، قدرتها، نورانیتها و آرامشها و سعادتها است، لذا ما در این جامعه به میزانی که برای حضرت تلاش میکنیم، و واقعاً خودمان را به چادر حضرت میرسانیم، شادی و سعادت و آرامش و قیمت داریم.@هر چقدر که نقش داشته باشیم در برطرف کردن موانع ظهور حضرت قیمت داریم، زیر چادر هستیم، هر چقدر که خاصیت برای دستگاه حضرت داشته باشیم، هر چقدر دوست حضرت باشیم، دوست یعنی چی؟ «مَنِ اهْتَمَ بِكَ فَهُوَ صَدِيقُكَ» دوست یعنی کسی که به تو فکر میکند، تو برایش مهم هستی.@چقدر به امام زمان فکر میکنیم، چقدر برایش اهمیت قائل هستیم، چقدر در دلمان مهم است، چقدر دغدغه تنهایی و غربت و آوارگی و مظلومیتش را داریم، چقدر دلتنگش هستیم، این رفاقت ما به او است، اینها ملاکهای حقیقی قلبی هست.@شما دوستانتان را چطوری میفهمید، این دوست من و دوست واقعی من است؟ در گرفتاریها، سختیها، تنهاییها، فراز و نشیبها، حتی در شادیها، حضورشان، حضور مؤثرشان، آنجا میفهمیم که چه کسی دوست است، از دور تبریک میگویم، تسلیت میگویم، تسلیت من را بپذیرید، من را شریک غم خودتان بدانید، من را شریک شادی خودتان را بدانید، خداحافظ گوشی را قطع بکنیم نه.@حضور در خانه، حضور در چادر، زیر چادر، تنها نگذاشتن، این خیلی مهم است، یعنی اگر به امام زمان بگویند فلانی با تو است، پیش تو است، دوست تو است، همراه تو است، میگوید بله این همراه من است، من با این تنها نیستم، خوش به حال کسی که امام زمان در موردش بگوید من با این تنها نیستم.@«سَعِدَ مَنْ وَالاكُمْ» خیلی خوشبخت است اگر یک کسی امام زمان در موردش اینطوری بگوید، بگوید من با این آدم تنها نیستم، این را دارم، اگر کسی اینطوری بگوید که خیلی قیمت پیدا کرده، و واقعاً ما اگر قرار باشد امام زمان در مورد ما این را نگوید، زندگی ما خاصیتی دارد؟ حیات ما خاصیتی دارد؟ نه، به ضرر ما تمام میشود، هر چه زندهتر، دورتر، برای ما حیاتمان خسران است، اگر قرار باشد ما تنهایی امام زمان را پر نکنیم، دل مادرمان فاطمه زهرا را عرضه نداشته باشیم شاد بکنیم.@در زندگی طبیعی اگر یک بچه به درد مادرش نخورد، میگوید من اجاق کور هستم، میگوییم تو سه تا پسر داری، میگوید اینها هیچ کدام زندگی من نیستند، اصلاً سال به سال به من سر نمیزنند، انگار که من پسر ندارم، من را بردند گذاشتند خانه سالمندان هر کدام دنبال زندگی خودشان رفتند پس ندارد، میگوید اجاق کور هستم، با اینکه دو تا، سه تا، چهار تا، پنج تا بچه دارم، اما انگار ندارم.@اتفاقا بدتر از نداشتن است، یک کسی ندارد میگوید بچه ندارم، یک کسی دارد و احساساتی به خرج نمیدهد، این دردش خیلی بیشتر است، و واقعاً ما اگر قرار باشد باری از روی دوش امام زمان برنداریم زندگیمان چه خاصیتی دارد، برای خانواده آسمانیمان چه فایدهای داریم؟@این سؤال خیلی مهم است در سبک زندگی وقتگذاری، سرمایهگذاری، این بحث مهمی است که من اگر قرار باشد، نقشی نداشته باشم، سهمی نداشته باشم، فایدهای نداشته باشم، کمکی نباشم، فقط در حد یک سیاهی لشکر، زندگی به چه درد میخورد، دلم خوش است دارم زندگی میکنم، ولی این زندگی نیست، این مردن است، این دور شدن است، این جهنم است، این سوختن است.@ما چون داریم به ماه شعبان نزدیک میشویم همه تلاشمان این هست که در ماه شعبان بتوانیم سایت پزشکی مهدوی را راه بیندازیم، یک اعلام حضوری بکنیم، مرامنامهمان را اعلام بکنیم، تشکیلاتمان را معرفی بکنیم، داریم تلاش میکنیم که بتوانیم در ایام میلاد با سعادت امام زمان (علیه السّلام) این کارها را نجام بدهیم.@امسال هم یک کاری خیلی مهم داریم برای آقامون انجام بدهیم، و باید هم انجام بدهیم، که کمترین کاری است که آقا از ما خواسته، و آن دعای برای حضرت است، حضرت دعای مضطرانه خواسته، پارسال تمرین کردیم، قبل از عید در اسفندماه استغاثه را راه انداختیم.@خوب بود، مثلاً یک میدان امام حسین پر شد ولی با جمعیت تهران چیز زیادی محسوب نمیشود، نباید این مسئله گولمان بزند که ما یک استغاثه برقرار کردیم میدان مملو از جمعیت شد، بقیه مردم کجا بودند.@امسال با کمک مراجع عظام (سلمهم الله) تلاش کردیم که انشاءالله یک حرکت کشوری و جهانی راه بیندازیم، حداقل در بین شیعیان در خارج از کشور و در داخل کشور انشاءالله به زودی اعلام میشود، که بتوانیم برای نیمه شعبان همه مردم واقعاً بیایند مضطرانه برای حضرت دعا کنند، که این شرط ظهور حضرت هست، خود حضرت هم این را از ما خواسته.@این کمترین کاری است که ما میتوانیم بکنیم، جمع بشویم و استغاثه بکنیم به درگاه حق تعالی برای ظهور حضرت؛ البته ما جلسه بعدیمان 20 شعبان است، تا آن موقع استغاثه گذشته، 7 خرداد است، حتماً با مؤسسه، کانال تلگرام در ارتباط باشید که برای نیمه شعبان یک احیا داریم در مصلی برگزار میشود، و تلاشمان این هست که این حرکت را تا میتوانیم در سطح کشور گسترده بکنیم.@حالا عزیزان فکر بکنند، نقشه بریزند، کاری میتوانند انجام بدهند، تبلیغی میتوانند بکنند، جمعیتی میتوانند جمع بکنند، ارتباطی میتوانند داشته باشند، هر کاری میتوانند بکنند انشاءالله برای این کار بکنند که بتوانیم یک کار کوچکی برای امام زمان (علیه السّلام) انجام بدهیم.@