أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
در بحث انسانشناسی یک تعریفهایی را، ملاکها و معیارهایی را مطرح کردیم، گفتیم که انسان به واسطه داشتن حس، خیال، و وهم در زمرۀ حیوانات هست، و در بخش عقلانی با فرشتگان همراه هست، بُعد فرشتهای انسان هست، و در بخش فوق عقل که عاشق کمال مطلق و بینهایت میشود، یعنی به سمت شکوفایی استعداد بینهایت خودش در همه ابعاد میرود یعنی عاشق کمال مطلق یا الله میشود، انسان هست.@پس شعار بخش حسیش (لا اله الا محسوسات)، شعار بخش خیالی (لا اله الا مخیلات)، شعار بخش وهمی (لا اله الا موهومات)، شعار بخش عقلیش (لا اله الا معقولات) و شعار بخش انسانیش و بخش فوق عقلیش (لا اله الا الله) هست.@پس عظمت (لا اله الا الله) از اینجاست که شأن و مرتبت انسانی را بیان میکند، و اگر انسانی الهاش الله نباشد در حقیقت انسان نیست، یک نکته خیلی خیلی مهم است، ما از یک امر خیالی و وهمی سخن نمیگوییم الله که عالم تکوین را خلق کرده، دین را هم مطابق همین تکوین خلق کرده است.@اساساً ساختار دین براساس تکوین خداوند و خروجهای الهی هست، ظهورات الهی است، یعنی دینی که به ما عرضه شده، قرآنی که به ما عرضه شده، آیات و روایاتی که به ما داده شده براساس ساختار خلقت الهی است، یعنی از هو به الله، از الله به مثل اعلی، بعد عالم جبروت، عالم ملکوت، و عالم ناسوت، آن همان قوس صعود و نزولی هست که قبلاً رسم کردیم.@براساس این ساختار خارجی که ترکیبی از متافیزیک و فیزیک هست که به عالم ماده میرسد دین هم همان شخصی که این خروج را دارد دین را تنظیم میکند، آیات الهی را برای ما تنظیم میکند براساس آن حقیقت تکوینی و خارجی، خیلیها به این مسئله اصلاً توجه ندارند.@یعنی فکر میکنند دین یک چیزی هست که با آنچه در عالم میگذرد تنافی دارد، و برای همین نمیتوانند خودشان با دین هماهنگ بشوند، در حالی که وقتی خودشان را در مقطع حیوان معنا میکنند، و در مقطع حیوان با کل نظام خلقت ارتباط برقرار میکنند، احکام دینی که به آنها میرسد میگوید ما این احکام دین را نمیفهمیم، اینها فلسفهاش چیست، برای چیست، انشایش برای ما سخت است، تکلیفآور است، چرا؟@چون دین برای بخش فوق عقلانی آمده، یعنی آمده این موجود را تا الله، تا مقام محمودی که اهل بیت دارند ببرد، یک کسی که با ساختار جنسی خودش به دین نگاه میکند، به عنوان یک زن یا یک مرد، یک شهروند، یک دکتر، یک مهندس، یک عالم نمیتواند با مفهوم دین کنار بیاید، تا وقتی که بُعد فوق عقلانی این آدم فعال نشود اصلاً نمیتواند ارتباط وجودی با دین برقرار بکند.@عقلی باشد تسلیم آن میشود، میگوید عقل است خدا اینطوری گفته باشد چشم، اجرا هم میکند، اما جانش با دین درگیر نیست، جانش با الله، با آخرت، با خانواده آسمانیش درگیر نیست، یک آدمی است آدم مؤدبی است، رعایت میکند، حلال و حرام را رعایت میکند، که جهنم نرود.@یک نمازی میخواند، خدا گفته این کارها را انجام بدهیم، انجام میدهیم، یک حجی هست میرویم انجام میدهیم، صدقهای هست، انفاقی هست، کمک به مردم است، همان عواطف سطح حیوانی، به مردم برسیم، گرفتاریهایشان را حل بکنیم، همان عواطفی که در حیوانات هم هست، مهربانیهایی که در اینها هست، خیریه بزنیم، یک کاری بکنیم در همین حد.@ولی این آدم جانش درگیر بخش دین به معنای حقیقی و محتوای دین نمیشود، و این اصلاً نمیروند که این حلقهها در هم بیفتند تا حرکتی انجام بشود، مثل دنده ماشین میماند، شما دنده ماشین را وقتی روی خلاص میگذارید، ماشین میتواند با هل دادن هم حرکت بکند، هل او را جلو میبرد، یا از یک سرازیری استفاده میکند، ولی تا دنده درگیر نشود آن حرکتهای سریع و مؤثر اتفاق نمیافتد.@شخص تا فعالیت فوق عقلانی پیدا نکند، اصلاً ذهن و روحش با الله درگیر نیست، با آسمان، با غیب، و اصلاً این در رحمی که باید قرار بگیرد، یک بارداری خارج از رحم، در بارداری طبیعی جنین میرود در قرار مکین، جایی در رحم قرار میگیرد که تازه آنجا اندامزایی شروع میشود و کارها انجام میشود، تا آن قسمت قرار نگیرد حرکت طبیعی نیست.@شخص تا نرود در قرار مکین خودش قرار بگیرد، نفس تا نرود در قرار مکین خودش قرار بگیرد، اصلاً حرکتش به سمت ابدیت و جاودانگی شروع نمیشود، یعنی این همینطوری دارد رشد میکند، اما به درد برزخ، به درد قیامت، به درد بعد از قیامت اصلاً نمیخورد، حرکت آنطوری به صورت انسان ندارد، حتی اگر محشور هم بشود، بهشت هم برود، به عنوان یک حیوان به بهشت میرود.@آدم خوبی بوده، مهربان بوده، اعمالی انجام داده، از اهل بیت طلبی دارد، گریهای کرده، اشکی ریخته، پولی خرج کرده حالا آنها میگویند بیا بهشت برو، گفتیم در بهشت دیوانگان و حیوانات هم میروند، و بهشت رفتن برای ما هنر نیست.@چون ما بخش فوق عقلانی داریم، بهشت مال بخش جبروتی ما است، خانهمان است، پایین است، ولی ما برای این به این دنیا نیامدیم، خیلیها همین را میگویند حالا یک چند روز نماز بخوانیم، حجاب را رعایت بکنیم، بعد بهشت برویم، من بهشت را نمیخواهم میخواهم جهنم بروم، اگر ما بهشت را نخواهیم باید چه کسی را ببینیم، بنده خدا راست هم میگوید.@چون این دارد به خودش یک خانم یا یک آقا نگاه میکند، این خانم یا این آقا، یا نهایتاً این عقل یک دین به او عرضه شده نمیخواهد زیر بارش برود، این میخواهد بخش عقلیش را در استخدام شهوات و بخشهای پایینی استخدام بکند.@آدمهای درسخوانده و دانشگاهی نوعاً در استخدام بخش فوق عقلی نیستند، چون بخش فوق عقلی خودشان فعال نیست، لذا تمام تحصیلکردههای دانشگاهها تمام تحصیلشان برای خدمت به بخشهای حیوانی، گیاهی و جمادی هست.@یعنی دکتری و مهندسی فقط برای آباد کردن دنیاست، برای همین هم علم هر چقدر پیشرفت بکند، آسایش را بیشتر میکند، اما تولید آرامش نمیتواند بکند، چون اساساً این علم در استخدام بخش آرامبخش قرار نمیگیرد.@(لا اله الا الله) فوقالعاده این نکته مهم است، با عقلت کار ندارد، با وهم و خیال و حس تو کار ندارد، با بخش دل تو کار دارد، یعنی درگیر دلی باید بشوی، عشق، برای حرکت ما دو حرکت عاطفی است، 1 ـ (لا اله الا الله) بخش عشق است، عشق باید درگیر بشود، دل و عاطفه باید درگیر بشود.@2 ـ «لَا حَبِيبَ إِلَّا هُوَ وَ أَهْلُهُ» در آل یاسین، محبوب بعدی تو، خانواده اصلیت، پدر اصلیت، خانواده آسمانیت، او که تو از آنها آفریده شدی، او که تو از آنها پایین آمدی، او که تو را خلق کردند و به وجود آورند، باید با آنها درگیر احساسی و عاطفی بشوی، با خانواده اصلیت یعنی محمد و آل محمد (علیهم السّلام).@لذا آن خدایی که خدای ریاضیات پزشکی و مهندسی و همه علوم هست آن خدا به شما میگوید از نظر ریاضی تو باید سه تا معشوق در رأس همه عشقهایت باشد، الله، اهل بیت و جهاد، اگر این بود تو انسان هستی، یعنی داری حرکت انسانی میکنی، و میروی در آن رحم دقیق طبیعت قرار میگیری و به عنوان یک جنینی که قرار است شبیه اهل بیت بشوی، و شبیه خدا بشوی، رشد طبیعی میکنی، در غیر این صورت خدا کلمه فاسق را به کار میبرد.@«آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها» خانههایتان اگر این هشت تا معشوق برای شما عزیزتر از آن سه تا معشوق است، شما فاسق هستید، فاسق یعنی بارداری خارج از رحم، یعنی تو حد طبیعی نیستی، زایمان طبیعی صورت نمیگیرد، تو هم طبیعی در رحم دنیا رشد نمیکنی، فاسق هستی، یعنی مسیرت به سمت باطن انسانی نیست.@اساساً انسان بدون (لا اله الا الله) و انسان بدون اهل بیت انسان مجازی است انسان حقیقی نیست، مثل فضای مجازی، عشق مجازی، مجازی یعنی حقیقی نیست، یعنی اساساً این شخص اگر از نگاه برزخ به او نگاه بشود باطنش باطن انسانی نیست.@شما نگاه کنید یک دکتری که از بیرون از رحم به بچه نگاه میکند، او تشخیص میدهد که بچه انسان میشود، یعنی طبیعی در میآید، مادر آن را نمیفهمد، بچه هم نمیفهمد، چون با ملاک رحم دارد خودش را نگاه میکند، او که نمیتواند خودش را ببیند، او که بیرون از رحم هست دارد سونوگرافی میکند، میفهمد این طبیعی است، یا طبیعی نیست، یا اصلاً طبیعی به دنیا نمیآید.@او که از بیرون ما را نگاه میکند، از برزخ فقط در صورتی، یا آدمهایی که برزخی هستند، یعنی آدمهایی که الان خودشان را به برزخ رساندند، دید برزخی دارند، چشم برزخی دارند، وقتی به این شخص نگاه میکنند، میبینند این شخص حقیقت انسانی ندارد، شاخ دارد، دُم دارد، پنجه دارد، انواع و اقسام حیوانات، چون حضرت فرمود خداوند حیوانات را از خُلقیات انسان خلق کرده.@یعنی همه حیوانات خروجیهای ما هستند، زیر ما هستند، تحت ما هستند، ما الان در دنیا هستیم حیوانات ناطق میگویند، یعنی یک حیوانی هستیم، یک بخش حیوانی داریم که نطفه هم دارد، حالا چیزهای فوق عقلانی هم دارد.@ولی وقتی در آخرت میرویم جنس میشویم، الان یک نوع حیوان هستیم، ولی بالا میرویم در برزخ جنس میشویم، یعنی همه حیوانات تحت ما هستند، در واقع او که مار میشود، سگ میشود، عقرب میشود، خوک میشود، همه خروجیهای نفس یک انسان هست، و انسان هست که منشأ این همه شکلهای وحشتناک و باطنهای وحشتناک میشود و خودش تولیدکننده این باطنها هست.@پس زمانی ما واقعاً باطن انسانی پیدا میکنیم، که الله معشوق اصلی ما باشد، یعنی واقعاً اله ما بشود، با آن رابطه عاطفی نه عقلی و دینی و مذهبی و مقدس، با آن رابطه حس پیدا کنیم، با این الله رابطه عاطفی برقرار بکنیم، درگیر او بشویم، این مزاحم عشق زمینی نمیشود، انسان در بخش عشق زمینیش درگیر یک جنس مخالف هست، با یک جنس مخالف رابطه عاشقانه دارد، هیچ مزاحمتی ندارد.@یا در بخش فوق عقلانی رابطه حسی با مقولات دارد، رشتهاش را دوست دارد، عاشق رشتهاش هست، درس میخواند، هر چه رشتهاش اقتضا میکند، اصلاً مزاحمتی ندارد، ولی باید در بخش فوق عقلانی دل درگیر الله و اهل بیت و جهاد در راه خدا شده باشد، تا یک کسی این سه تا معشوقش نباشند، تفریحش نشوند، برایش جذابیت نداشته باشند، این شخص هنوز به بلوغ نرسیده، یک انسان مجازی است، یک انسان حقیقی نیست.@بله به الله، دین، مقدسات احترام میگذارد، کاری هم میکند، ولی درگیر نشده، درگیری زمانی است که تو رابطه عاطفی پیدا بکنی، الان یک جوانی را در نظر بگیرید آدم خوب و مهربانی هست، از همرشتهای شما پزشک هم هست، در بیمارستان دارد کار میکند، آدمها را دوست دارد.@برای آدمها دارد در بیمارستان زحمت میکشد، به آدمها محبت دارد، به بچه کمک میکند، به پیر کمک میکند، به جوان کمک میکند، محبت دارد، تلاش میکند، برای بهداشت مردم، سلامتی مردم، پول جور میکند، عمل اینها را انجام بدهد، این با بخش محبتی است، یعنی همان عاطفه حیوانی ما است، حیوانات این کارها را برای حیوانات دیگر میکنند، فداکاری میکنند، حتی جانشان را هم حیوانات برای حیوان دیگر از دست میدهند از شدت محبت، حیوانات عواطفشان فوقالعاده قوی هست.@این محبت میشود اما این آقا که همینطور درگیر هست، دوندگی میکند و به همه محبت میکند، این یک آقا یک دفعه عاشق میشود، عاشق یک خانمی میشود، اینجا محبت تبدیل به چه چیزی میشود؟ آن خانم برایش شخصیت خاصی پیدا میکند، یعنی موضوعیت پیدا میکند.@یعنی نوع نگاهش به سرماخودرگی این خانم، با سرماخوردگی بیماران دیگر، یا درد این خانم با دردهای دیگر، یا مشکلات این خانم با مشکلات دیگران فرق میکند، چون اصل دلش، آن حاق قلبش با این زن درگیر شده، بعد عاشق او میشود.@وقتی عاشق او شد، آن دختر هم همینطور هست، چه بسا دختر مدتها مقاومت میکند این آقا برایش معنا ندارد، این آقا مدام در وجود این خانم میرود که بتواند راهی در شخصیت این زن پیدا بکند، آن زن برایش اینطوری نیست، اما ذره ذره این خانم هم یواش یواش، این آقا برایش یک طوری میشود.@میآید جلوی چشمش گُل جلویش میگذارد برایش پیامک میفرستد، یک حرفی به او میزند، نامهای میدهد، برسانمتان، مدام جلوی چشمش میآید، نسبت به او حس ندارد ولی دائماً با او درگیر است، بعد خانم میبیند یواش یواش دارد اتفاقاتی میافتد، مثل اینکه دل دارد تکان میخورد.@بعد میبیند این آقا برایش یک طوری است، این آقا دو روز مریض بشود نیاید، میبینی که زن هم درگیر میشود، نیستش، بعد میفهمد که یک اتفاق دیگری افتاده، آن حالت رحمانیتی که داشته تبدیل به رحیمیت شده، یعنی عشق خاص، از حالت عمومی که محبت بود در میآید و رحیمیت میشود، یعنی یک عشق خاص به وجود میآید.@این حالتی که یک عشق خاص به وجود میآید، حالا بعد هم بله را میگوید و ازدواج میکنند و بچهدار میشوند و خانه و زندگی تشکیل میدهند حالا نوع روابط عاطفی که اینها با هم دارند، ضمن اینکه آقا پسر هنوز یک دکتر مهربان و رحمان نسبت به همه هست، ولی نسبت به خانوادهاش رحیمیت دارد، بچهاش مریض بشود با بقیه مریض بشوند یکی نیست.@خودش ممکن است همینطوری یک جراح هم شده باشد مردم را راحت عمل میکند، اما وقتی که نوبت فرزندش میشود میگوید نه او را پیش استادم ببرید خودم او را عمل نکنم، خارج ببرم اگر کسی بهتر آنجا هست، این خاص میشود، رحیمیت میشود، این حالتی که به وجود میآید اصطلاحاً مودت میگویند.@«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً» خدا روی بخش حیوانی دارد صحبت میکند، خدا از جنس شما ازواج قرار داد، «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً» بین شما مودت قرار داد، زن و شوهر با همدیگر مودت دارند، یعنی مال هم هستند، فداکار هستند برای همدیگر، برای همدیگر میمیرند، وقف همدیگر میشوند، به این مودت میگویند.@در مورد الله و اهل بیت این اتفاق باید بیفتد، یعنی شخص اله که انتخاب کرده، کلمه خیلی دقیق است، کلمه یک حبّ معمولی نیست، میگوید اله، اله یعنی او که والهیت، شیدایی در ارتباط با حق تعالی برای آدم میآورد، انسان شیدای حق تعالی میشود، شیفته خدا میشود، دل، ذهن، حتی خیال، وهم، و حسش هم درگیر میشود.@یعنی همه بخشها در این عشق میرود، اصالت اساساً بودن با این عشق هست، و بعد با اهل بیت (علیهم السّلام) که اصل ما هستند و خداوند ما را از آنها آفریده، لذا قرآن میفرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبیٰ» شما باید در مورد اهل بیت به مودت برسید، نه محبت، محبت که باشد مردم الان هزار سال اهل بیت را دوست دارند، برایشان قبر میسازند، قبورشان را پر از طلا و درها و کارهای هنری میکنند، همه نذوراتشان را میآورند آنجا هدیه میدهند.@ولی امام زمان، پدرمان که هست، اصل ما آواره است، الان یک گوشهای تنها است، 1170 سال است که آواره است، غریب، مظلوم، تنها، مضطر، چون فقط محبت است، و محبت برای این کار به درد نمیخورد.@پس وقتی در مورد حضرت صحبت میکنید، حضرت یعنی اصل همه انسانها، امام زمان امام ما شیعیان نیست، همانطور که خدا مال ما انسانها نیست، مال همه انسانها است، وقتی شعار (لا اله الا الله) را ما میدهیم، (لا اله الا کمال مطلق) امام فرمود رئیسجمهور آمریکا هم عاشق خداست، او هم بخش فوق عقلانی دارد اما چون نمیفهمد او که عاشق او است، شیدایش هست الله است، آن شیدایی را در بخش پایینی پیاده میکند.@وقتی راجع به امام زمان سخن میگوییم امام زمان امام شیعه نیست، یا امام مسلمان نیست، همه انسانها، مسلمان، مسیحی، یهودی، بیدین، کافر، او که اصلاً کافر است، آن هم این حقیقت نورانی از اهل بیت در وجودش هست، برای همین هم آنهایی که الان کافر هستند، مسلمان میشوند، شیعه میشوند، عاشق اهل بیت میشوند.@چون بخشی که از جنس اهل بیت هست در آن فعال میشود، (لا اله الا الله) یعنی انسان الهی ندارد جز کمال مطلق، اله عشق است، یعنی تو باید دلت درگیر کمال مطلق بشود، این درگیر بشود به چه خاطر هست، الان شما دانشگاه میروید عاشق استادتان میشوید، این عاشق استادتان هستید یعنی چی؟ یعنی میخواهید با او ازدواج کنید؟ میخواهید با او رابطه بدنی داشته باشید؟ نه.@میگویی من عاشق استاد هستم اما چرا استادت برایت مهم است، عاشق او میشوی، برای اینکه بخش عقلی تو را دارد تغذیه میکند، مادر تو است، چه میخواهد مرد باشد، چه میخواهد زن باشد، دارد تو را تغذیه میکند.@و چون در بخش عقلیت دائماً داری تغذیه میشوی عاشق کسی میشوی که دارد تو را رشد میدهد، دارد تو را ارتقاء میدهد، دارد تو را زایمان میکند، از رحم بخش وهمی بیرون میآورد به عنوان یک عاقل تو را متولد میکند، برای تو مامائی میکند.@بخش الهی ما هم همینطور هست در بخش الهی انسان عاشق الله میشود، اما الله با وجود تو چکار میکند؟ اینکه روزبهروز محدودیتهای تو را برمیدارد اول از این اینقدر این الله مهربان است که تو را از خودش آفریده، بعد میگوید همه چیز را هم برای تو آفریدم، تو را برای خودم، و تو در این عشق شبیه الله میشوی، بزرگترین لطفی که خدا به ما کرده این است که اجازه داده ما مال او باشیم، و او مال ما باشد، بزرگترین لطفی که خدا کرده این است که نفخه خودش را در ما قرار داده، به ما اجازه داده شبیه خودش باشیم.@آنوقت ما اینقدر کوچک هستیم میگوییم چرا بچهام شفا نگرفت من دیگر نماز نمیخوانم، زن میخواستم، شوهر میخواستم به من نداد، دیدید بعضیها تا کوچکترین مشکلی پیدا میکنند اولین کسی را که کنار میگذارند، الله را کنار میگذارند، اهل بیت را کنار میگذارند، چون نمیفهمد کیست، اگر میفهمید کیست هیچ وقت با خودش همچین کاری نمیکرد.@رابطهاش با اهل بیت و الله تابع بخش جنسیش نبود، مادرم اینطوری، پدرم اینطوری، ول کن چه کسی حوصله نماز دارد، نمیفهمد نماز یعنی یک رابطه عاشقانه، یک آمیزش کامل وجودی با الله، این اصلاً متوجه نیست، این نماز را یک تکلیف میداند، که باید دولا و راست بشود، این اصلاً نمیفهمد کیست.@پس خوب دقت کنید تا شما باطنتان درگیر الله نشود و اهل بیت، اساساً باطن انسانی نمیتوانید پیدا بکنید، این خیلی مهم است، تا وقتی که درگیر مودتی نشوی، با الله و اهل بیت انسان مجازی هستی، این خیلی مهم است، الان شما نگاه کنید، میگوییم جمعه است، دعای ندبه قرار بود 7 شروع کنیم، تنبلها دیر تشریف آوردند 7:30 به بعد، بعد هم میگویند کلاس دیر میشود زود میخواهیم خانههایمان برگردیم، چون درگیر خانه و زندگی و شوهر هستند.@این جمعه است، مال پدرتان است، مال اصلتان است، یک نصفه جمعه هم برای خانه خودتان، برای حقیقت خودتان، برای اصل خودتان، برای اصل خودتان، برای امام زمانتان بگذارید، چون تشکل ما تشکل مهدوی هست، تا امام زمان برای ما به این شکل در نیاید، ما هنوز رسمی امام زمان را دوست داریم، یک محبت است، ما باید از نظر ذاتی با حضرت درگیر بشویم.@امام زینالعابدین میفرماید اگر شما بتوانید کاری برای یک نفر انجام بدهید، برادرت یک نیازی داشته باشد، کسی که تو را قبول دارد، و به تو تکیه میکند، و انجام ندهی، حضرت میفرماید این واگذاشتن او مثل ربا میماند، ربا میدانید که چقدر خطرناک است، فرمود کمترین حد ربا 36 گناه دارد که کوچکترین گناهان زنا با مادر خودت و خانه کعبه است.@میگوید واگذاشتن یک آدمی که میتوانی کاری برایش انجام بدهی، یک موقع هست نمیتوانی آقا من واقعاً عذر دارم نمیتوانم، یک موقع هست میتوانی و نکنی اینقدر جنایت دارد و سنگین است، این راجع به یک آدم معمولی است، که حضرت میگوید تو با او دوست و رفیق هستی، «أَخَاً لَک» برادر توست.@یک کسی بتواند برای امام زمان کاری انجام بدهد و انجام ندهد، ببین چقدر خطرناک میشود، مثل این است شما برای پدرت یک کاری بتوانی انجام بدهی ندهی و بمیرد، برای مادرت یک کاری بتوانی انجام بدهی و ندهی، برای خواهرت یک کاری بتوانی انجام بدهی و ندهی، خواهرت بمیرد و مشکل پیدا بکند، بشود یک کاری کرد نکرد.@ما چند روز پیش داشتیم مشاوره میکردیم با چند تا از این خانم دکترهای عزیزمان راجع به یک دخترخانمی که یک کاری برایش انجام بدهیم، بعضیها میگفتند شرعیت دارد، ندارد، چنین و چنان است، خوب است، خوب نیست، ما این کار را دوست داریم، این کار را دوست نداریم، تا ما آمدیم بجنبیم به این که این کار شرعیت دارد یا ندارد، ما گفتیم خانم دکتر این شرعیتش گردن ما شما برو این را انجام بده.@گفتند نه رساله اینطوری میگوید، گفتیم ما رسالهاش را حل کردیم، مرجع تقلید میگوید اینطوری است، تا آمدیم حل بکنیم دختر در خودکشی رفت، خودکشی کرد و مُرد، پیغمبر میفرماید یک خانم به خاطر یک گربه به جهنم میرود، وقتی یک گربه غذا بخواهد شما به او غذا ندهید، یک حیوان جهنمی میشود.@امام صادق میفرماید من حیا میکنم از اینکه یک حیوان جلوی من باشد و من دارم غذا میخورم و او من را نگاه بکند، لذا حضرت نصف غذایش را به سگ میدهد، او ذیروح است دارد به من نگاه میکند حیوان شخصیت دارد.@وقتی در دید شما به یک درخت نرسیدن جرم است، به یک انسان نرسیدن، به یک حیوان نرسیدن جرم است، شما فکر کنید ما با امام زمان چطوری داریم رفتار میکنیم، وقتی امام زمان در زندگیت موضوعیت ندارد، برایت اصل نیست، هنوز دلت درگیر نیست، یا الله برایت موضوعیت ندارد، درگیر نیستی چطوری میتوانی بگویی من نسبت به اهل بیت مودت دارم، چطوری میگویی من میخواهم به مقام امام زمان برسم، چطوری میتوانی بگویی امام زمان پدرم است.@شما با پدر زمینیات هم اینطوری رفتار میکنی، با مادر زمینیات هم اینقدر بیخیال رفتار میکنی، فرعی رفتار میکنی با شوهر و زن و بچهات، یا اصلی رفتار میکنی؟ شخصی که ازدواج میکند به مودت میرسد، با پدر و مادر و خواهر و برادر مودت دارد، مودت را خدا گذاشته، طبق این قاعدهای هم که خدا گذاشته باید مودتی رفتار بکنیم یعنی باید برای ما خاص باشند.@اشکال ندارد انسان با انسانهای دیگر رحمت رحمانیه داشته باشد، ولی با خانواده خودش رحمت مودتی و رحیمیه دارد، خدا خواسته، خدا گفته درست هم هست، لذا میگوید هر وقت میخواهید صدقه بدهید اول پدر و مادرتان، اول همسرتان، فرزندانتان، به آنها صدقه بدهید اگر نیاز آنها برطرف شد، بروید به کس دیگر صدقه بدهید.@تو وقتی پدرت، خواهرت، برادرت، رحمات احتیاج دارد نمیتوانی به یک غریبه صدقه بدهی و کمک بکنی، میگوید اول حرمت این بخش را داشته باشد، این بخش حرمت دارد، شما مودت دارید، قرآن میگوید مودت اهل بیت نه محبت، یعنی تو باید با آن درگیر بشوی، دلت باید با امام زمان درگیر بشود، با مشکلاتش، با آوارگیش.@دعای ندبه را شما تا وقتی مودتی نباشی نمیفهمی دعای ندبه یعنی، این کلمات چیست، چه میگوید، (أین، بنفسی أنت) حضرت چه میگوید، شما اصلاً نمیتوانید متوجه بشوید، تا وقتی که به مودت میرسی، یک کسی که غریبه هستند، خانم و آقایی که غریبه هستند، دوست هستند، به هم نمیگویند، فدایت بشوم، برایت بمیرند، همدیگر را هم دوست داشته باشند.@وقتی که ازدواج بکنند، محرمیت ایجاد بشود، مردنها شروع میشود، بنفسی أنت شروع میشود، برایت بمیرم، فدایت بشوم، کجایی، دلم تنگ شده، داستانهای اینطوری؛ برای امام زمان ما تا مودتی نشویم، باطنمان، باطن درستی نیست، همان رحمت رحمانیه است.@رحمت رحمانیه برای ائمه هر کس یک کاری بکند پاداشش را میدهند، رحمت است، میگوید این نسبت به ما این مهربانی را کرد، شما اگر یک آدم غریبه هم بیاید یک کاری برای شما انجام بدهد پاداشش را میدهید، میگویید این به بچه من خدمت کرده من به او هدیه میدهم، ولی رحمت رحیمیه است.@اگر کسی بتواند برای امام زمان کاری بکند و نکند، این خیلی خطرناک میشود، یک امامی که آواره است، طرد شده است، تنها و یگانه است، و هر روز هم دارد (هل من ناصر ینصرنی) میگوید، یکبار یکی از آنها گفت، امام حسین و کسی او را کمک نکرد، هزار سال ما داریم برای او گریه میکنیم.@حالا این هر روز هزار سال است دارد میگوید (هل من ناصر ینصرنی) فرقش را نگاه کنید چقدر زیاد است، ما باید نسبت به امام زمان احساس تکلیف بکنیم، احساس مسئولیت داشته باشیم، عشق داشته باشیم، پدرمان است، باید مودت داشته باشیم.@چند وقت پیش یک دخترخانمی بود از شاگردان من، دختر خیلی خوبی بود من هم او را پسندیدم برای یکی از همین شاگردان دیگرمان، بعد به من گفت این خانمی که الان با من میآید مادرم نیست، این زن پدرم است، من اصلاً مادرم را از بچگی گم کردم.@پدرش رفته بود با یک کسی ازدواج کرده بود، آن خانم ایشان را زاییده بود از هم جدا شده بودند، بچه را در بیمارستان گرفته بود آورده بود به این زنش داده بود، و مادر اصلیش هم دنبال کارش رفته بود، بعد گفت من خیلی دوست دارم مادرم را پیدا کنم، گفتم باشد ما برایت پیدا میکنیم، ما گشتیم مادرش را برایش پیدا کردیم.@بالاخره یک روزی هم قرار گذاشتند با هم روبرو شدند، ولی اینها وقتی با هم روبرو شدند 20 سال او فکر کرده که این بچه دیگر نیست، این هم که اصلاً مادرش را نمیشناخت، حالا نسبت میتواند حس بچهای را داشته باشد که در خانه متولد شده و مادرش را از اول دیده، اصلاً اینطور نیست.@این تا بیاید بفهمد این مادرش است، و آن خانمی که از بچگی او را بزرگ کرده زن پدرش بوده، میخواهد با او رابطه عاطفی پیدا بکند، با او غریبه است، یک مدتی طول میکشد، بعد از یک مدت به او گفتم رابطهات چطوری است، گفت یواش یواش هفتهای یکبار همدیگر را میبینیم، با احتیاط همدیگر را میبینیم، یک ذره داریم به هم نزدیک میشویم.@این تا بیاید حس پیدا بکند، چون این را نمیشناخته بعداً میفهمد مادرش است، حالا تا بیاید بفهمد مادرش بوده، ما با اهل بیت اینطوری هستیم، یعنی نفهمیدیم پدرمان است، به ما نگفتند اینها پدرمان هستند، گفتند ما درک نکردیم.@نگفتند مادر حقیقیمان فاطمه زهرا است، خانواده اصلی ما اهل بیت هستند، اله من الله است، من زن نیستم، من مرد نیستم، خانم نیستم، دکتر نیستم، مهندس نیستم، رئیسجمهور نیستم، نماینده مجلس نیستم، استاندار و فرماندار نیستم، اینها را به ما نگفته بودند، تا میآییم بفهمیم که این بخش دو تا است طول میکشد.@ولی دیر نشود، چون فرصت نیست اگر اینطوری بمیریم خیلی خطرناک است، مردن اینطوری بد است آدم غریبه برود، چون میخواهی پیش او بروی، میخواهی بروی با او زندگی بکنی، بعد جالب است تمام کسانی که تو با آنها زندگی کردی به عنوان مودتی همه تو را ول میکنند.@حضرت علی (علیه السّلام) تعبیرش چقدر قشنگ است وقتی با اهل قبور صحبت میکند، میگوید به شما بگویم چه شده، زنهایتان با کسان دیگر ازدواج کردند، شوهرهایتان با کسان دیگر، اموالتان را کسان دیگر خوردند، این خبر دنیای ما است، شما از آنطرف به ما خبر بدهید ببینیم چه چیزی شما به ما میگویید.@بعد میگوید اگر اینها اجازه داشتند حرف بزنند به ما میگفتند که بهترین کار تقوا است، بهترین توشه تقوا است، تقوا یعنی پرهیز از هر چیزی که من را از معشوقم جدا میکند، تقوا خداترسی نیست، تقوا ترس از جدا شدن از خداست.@پدر تقوا دارد، مادر تقوا دارد، زن تقوا دارد، تقوا دارند که از هم جدا نشوند، تقوا یعنی خودداری از جدا شدن از محبوب، نه اینکه از خدا بترسیم، برای چی از خدا بترسیم، خدا معشوقم است برای چی از او بترسیم، مگر آدم از همسرش یا شوهرش میترسد، تقوا یعنی مراقبت بکن یک چیزی نیاید بین شما را به هم بزند، تقوا یعنی یک رفتار، یک اخلاقی از خودت بروز نده که به رابطهتان گند بخورد، پای روی خودخواهیهایت بگذار.@تنبلی و بیحوصلگی در رابطه مودتی نداشته باش، بیشتر طلاقها که الان دارد اتفاق میافتد، 36% طلاق داریم مال این هست که زن و شوهر در رابطه مودتی تنبلی میکنند، نمیخواهند وظایفشان را خوب عمل بکنند و این اتفاق میافتد.@تقوا یعنی حیا کن، از خدا داری میافتی، از خدا بیفتی چه کسی را داری، از اهل بیت جدا بشوی تو چه کسی را داری، تقوا یعنی مراقبت بکنی یک کسی تو را از چادر حضرت در نیاورد.@یک درسی، یک رشتهای، یک علمی، یک تخصصی، دکتر شدنی، مهندس شدنی، رئیسجمهور شدنی، نماینده مجلس شدنی، شورای شهری، یک شوهری، یک زنی، یک بچهای، یا کارهای پایینتر، کارهای گیاهی، تجملاتی، زینتی، یا کارهای پایینتر حسی، پول و ویلا و خانه و اتومبیل تو را از الله جدا نکند از حقیقت خودت جدا نکند، تقوا یعنی مراقبت، نمیگوید از اینها استفاده نکند، میگوید اینها را هر چقدر دلتت میخواهد استفاده کن.@حضرت میفرماید علامت محبت ما اهل بیت این هست که چقدر همسرت را دوست داری، هر چقدر محبت شما نسبت به ما بیشتر بشود عشق شما به همسرتان بیشتر میشود، با عشق فوق عقلانی زمین خیلی قشنگ میشود، دانشگاه خیلی قشنگ میشود، درس خواندن خیلی قشنگ میشود، با عشق فوق عقلانی شما ازدواج هم میکنید خیلی قشنگتر است.@با عشق فوق عقلانی کارهای گیاهیتان، خوردنتان، غذایتان لذت دارد، آب خوردنتان، چایی خوردنتان، صبحانه خوردنتان، مسافرت رفتنتان، لباس پوشیدنتان، همه چیزتان لذت دیگری دارد. چون دائماً نورانیت ایجاد میکند، چون یک عشق پای این غذا خوردن هست، یک چلوکباب معمولی نیست که تو میخوری.@یک ضریب فوق عقلانی کنارش میآید میگوید غذای امام حسین یک چیز دیگر است، مادر من قشنگتر از این میتواند قیمه درست بکند میگوید نه قیمه امام حسین یک چیز دیگر است؛ دوست ما در آمریکا میگفت مسیحیانی که جلسه امام حسین میآیند، بالاخره آنها هم یک حسی نسبت به امام حسین دارند، بالاخره امام حسین پدر و امام آنها هم هست.@میآیند صف میایستند، گرسنه نیستند، آدمهایی هستند که شخصیت دارند، آدم بزرگی هستند، تحصیلکرده هستند، موقعیت اجتماعی دارند، ولی میآیند صف میایستند غذا را میگیرند، و میگوید ما این غذا را میبریم خانه میگذاریم در فریزر هر موقع که یک غذایی خودمان درست کردیم دو تا دانه برنج از امام حسین تبرکی در غذایمان میاندازیم.@مودت پای این دو تا برنج خوابیده، یعنی این دو تا برنج با برنج خانه خودمان فرق میکند، مودت، عشق، باید با امام زمان درگیر بشوی، 1ـ حیا بکنی از اینکه بتوانی به او کمک بکنی و نکنی، اوج وسعتت را بگذاری، آدم وقتی بتواند برای فرزندش کاری بکند و نکند ظلم کرده، آدم به رحم مادیش هم بتواند یک کاری بکند و نکند گناه کرده.@مگر نمیگویند قطع رحم، بوی بهشت از پانصد سال راه میآید کسی که قطع رحم میکند، استشمام نمیکند، همین پسرخالهات، پسرداییت، دخترخالهات، دخترداییت، دختر عمویت، مادربزرگت، خالهایت، این زمینیها.@حضرت در مورد قطع رحم فرمود «غَايَةُ تَأْوِيلِهَا صِلَتُكَ إِيَّانَا» غایت، آن اوج تأویل آیه که در مورد صله ارحام هست این هست که ما رحم شما هستیم، تو با ما باید صله ارحام بکنی، صله رحم با امام زمان خیلی مهم است، صله رحم با خانواده آسمانی، با فاطمه زهرا، با اهل بیت فوقالعاده مهم است.@این رحم من است، اصل من است، پدر من است، حالا باید برایش وقت بگذاری، باید هر کاری میتوانی برایش بکنی، حالا من اینقدر میتوانم اینقدر کمک بکنم، از یک مقدار پساندازم، تو تا آپارتمان دارم، یکیش را برای امام زمان میدهم، اینقدر طلا دارم برای امام زمان میدهم بعد خیال خودت را راحت بکنی، این رحمت رحمانیه است، ما برای غیر هم این کارها را میکنیم.@مردم الان دارند میروند خانهشان را برای آسایشگاه سالمندان میدهند، این نیست، امام زمان قبل از اینکه بخواهد تو کاری برایش بکنی باید جانت را درگیر او بکنی، امام حسین وقتی رفت گفت (هل من ناصر ینصرنی) به آن بدبخت شقی گفت بلند بشو بیا کمک من.@دو نفر بودند آنجا خیلی آدمهای احمقی بودند، یکی از آنها کسی بود که خودش را به امام حسین رساند گفت آقا من یک خبر مهم به شما بدهم، گفت چیه، گفت من جنگ صفین که بودم علی (علیه السّلام) از کربلا که رد میشد، گفت اینجا عشاق خدا هستند، اهل بهشت هستند، یک اتفاق اینطوری میافتد، تمام ماجرا را برای من تعریف کرد.@امام حسین گفت تو که میدانی ماجرا چیست میخواهی کمک ما بکنی یا میخواهی با ما دشمنی بکنی، در لشکر آنها بروی؟ گفت هیچ کدام، نه با شما هستم، حضرت فرمود برو، فقط مواظب باش صدای ما به تو نرسد، چون اگر صدای کمکخواهی ما به تو برسد و نکنی جهنمی هستی.@یک احمق دیگر حضرت سراغش رفت به او گفت بلند بشو بیا، گفت آقا من نمیآیم ولی من یک اسب دارم، خیلی اسب خوبی است، بهترین اسب است، و یک شمشیر دارم خیلی شمشیر خوبی است، اینها را به شما هدیه میدهم، حضرت فرمود اسب و شمشیرت را نیازی ندارم، خودت را کار دارم.@اهل بیت نیازی به ما ندارند، امام زمان میفرماید که ما اگر شما را دعوت میکنیم به اینکه به ما کمک کنید، ما به شما نیازی نداریم شما هستید که به کمک ما نیاز دارید به اینکه عاشق ما بشوید، شما به این عشق برای ارتقایتان نیاز دارید، لذا حضرت همان جمله پدرش که در نهجالبلاغه هست میگوید «نَحْنُ صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنَائِعُنَا» ما ساخته پروردگار هستیم، مردم ساخته ما هستند.@ما اگر داریم (هل من ناصر ینصرنی) میگوییم مثل همان آیهای هست که خواندم، امام زمان اگر دارد هر روز (هل من ناصر ینصرنی) میگوید یعنی یک فرصت طولانی ایجاد کرده تا هر کسی که میتواند به او برسد، خواستگاری دارد میکند از ما با (هل من ناصر ینصرنی)، دارد از ما خواستگاری میکند، برای یک پیوند نه محبتی، مودتی.@میخواهد تو فرصت پیدا بکنی برای عاشقی، خدا اگر میگوید بیا به دین من کمک کن «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ» برای اینکه بتوانی با این عشقت را ثابت بکنی، در مثالی که زدم همین آقای دکتر و خانم دکتر که عاشقش شده بود.@فکر کنید خانم دکتر مثلاً یک آدم ثروتمندی است که هیچ نیازی ندارد، چند تا خدم و حشم دارد، این پسر چطوری میتواند نزدیک بشود، بگوید ببرم شما را برسانم، میگوید راننده دارم، چیزی برایت بخرم نیاز داری، نه من تو را میخرم، به اینکه نمیشود نزدیک شد، تا یک فضایی برای مودت باز نشود، عشق ایجاد نمیشود، خدا میآید فضا را ایجاد میکند، تعارض در طبیعت ایجاد میکند.@لذا یک چیزی به اسم غربت، مظلومیت، تنهایی، آوارگی ایجاد میشود، تا تو بتوانی در این فاصله مودت را اثبات بکنی، عشق ثابت میشود، ما مثل آن بیچارهای هستیم که به امام حسین میگوییم اسب میدهیم، شمشیر میدهیم، بیا من به تو پول میدهم، ماهی اینقدر برای امام زمان میدهم، ولی خودم درگیر بخش پایینی هستم، من مادر هستم، شوهر هستم، پدر هستم، من دکتر هستم، مهندس هستم، رئیسجمهور هستم، نمیرسم به امام زمان برسم.@این اصلاً نیست، تو باید باطنت درگیر بشود تا انسان حقیقی بشوی، و از انسان مجازی بودن در بیایی، باید به مودت اهل بیت برسی، الان کلاس تعطیل شد، کلاسی به نام پزشکان مهدوی دیگر تشکیل نشد، شما در زندگیتان دنبال کار خودتان میروید، یعنی امام زمان میخواهد برای شما فراموش بشود، یا نه هر کدام از شما میروید یک جایی عَلَمی میزنید کار را شروع میکنید، پدرتان است باید شروع بکنید.@مگر الان کسی نرود خانه شما، به زن و بچه شما، به پدر و مادر شما کمک نکند شما کمک نمیکنید؟ وقف شدن شما برای خانوادهتان مشروط به کمک دیگران است یا نه خودتان مستقلاً برایشان کار میکنید؟ اصلاً شرط ندارد، کسی کمک خانواده شما بکند یا نکند، شما تا آخرین توانتان این کار را انجام میدهید.@تا نفست با امام زمان اینطوری درگیر نشود، گفتم این کلاس تعطیل شد، مؤسسه هم خراب شد، آقای شجاعی هم مُرد، الان چکار کنیم؟ میرویم مؤسسه میزنیم، میرویم فعالیت راه میاندازیم، میرویم بقیه را کمک میگیریم بیایند، مودت یعنی همین، یعنی غایت وسعت را به کار بگیری.@فرمود: «لا يُكَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» نه اینکه من 5 میلیون تومان دارم، صد میلیون تومان دارم، میتوانم بدهم، حالا شما صد میلیون تومان هم کمک کردی، یک میلیارد تومان هم کمک کردی غایت شما این است؟ نه.@در بخش خیریه که توضیح دادم که ما باید خودمان برویم خیرین را پیدا بکنیم اگر میتوانیم از هر جایی برای این فعالیت کمک بگیریم، یعنی این مودت، یعنی اینکه من وسع خودم اینقدر است میتوانم صد نفر دیگر را پیدا کنم، این مودت میشود.@یعنی دوندگی کردن، یعنی دغدغه داشتن، یعنی دست به تلفن بودن، یعنی آبرو خرج کردن، یعنی نامه نوشتن، یعنی حرف زدن، یعنی فک زدن، یعنی کار کردن، یعنی ارتباط برقرار کردن، یعنی رفت و آمد این تازه قشنگ میشود، چقدر هم قشنگ است امام زمان ما را در این حال ببیند.@
چقدر قشنگ است ما را خسته خودشان ببیند، در حال دویدن، این خیلی قشنگ است؛ اگر ما را اینطوری نبینند، خسته خودشان، اهل دوندگی برای خودشان، اهل دلسوزی برای خودشان نبینند، پس دل ما مرده است، دل ما یک جیفه است، ما مردیم، ما انسان مجازی هستیم، انسان حقیقی نیستیم، به این باید توجه بکنیم.@پس یادتان نرود تا شما عشق الله را پیدا نکنید، شخصاً درگیر نشوید، همینطوری با یک جنس مخالف درگیر بشوید، با فرزندت درگیر هستی، با پدرت درگیر هستی، چطور با بخش شغل و رشتهات درگیر میشوی، تا با الله درگیر نشوی، به عشق نرسی.@و با اهل بیت (علیهم السّلام) یعنی متخصصین معصوم، شما در دانشگاه میروید اولین کسی که با او درگیر میشوید استادتان هست، باید با این شخص درگیر بشوید، طرح و پروژه دارید باید با این شخص کار بکنی،خوشت بیاید یا خوشت نیاید با او درگیر میشوی.@ولی اهل بیت اینطوری نیستند، معشوق و محبوب هستند، «لَا حَبِيبَ إِلَّا هُوَ وَ أَهْلُهُ» هیچ معشوقی قشنگتر از پیغمبر نیست، هیچ محبوبی شیرینتر، دوستداشتنیتر از پیغمبر نیست، و جالب اینجاست که خداوند تبارک و تعالی در این داستان خلقت ما خودش را به ما هدیه کرد.@یعنی قشنگترین، زیباترین، و کاملترین موجود را به ما هدیه کرد خودش را، و بعد از آن زیباترین و کاملترین مخلوقاتش را به ما هدیه کرد، خدا با ما چکار کرده و ما چطوری قدرش را میدانیم که از او تشکر کنیم، ما تا حرمت بخش فوق عقلانی خودمان را نشناسیم نمیفهمیم که خدا با ما چکار کرده، نمیتوانیم شکر به جا بیاوریم.@پس ما باید حرکتمان به سمت انسان حقیقی شدن باشد، نه انسان مجازی، تا در چادر امام زمان نروی حقیقی نیستی، مثل عاشورا، عاشورا فقط چه کسانی انسان حقیقی بودند؟ آنهایی که رفتند، یا آنهایی که در حال رسیدن بودند و نرسیدند، بودند کسانی که حرکت کردند و نرسیدند.@حال ما الان این هست ما یا رسیدیم در چادر حضرت هستیم، یعنی شخصیتاً کار، شغل، منش، مرام، سبک زندگیمان مهدوی هست، خوش به حال ما انسان هستیم و با اینها هستیم، رفتیم تا قیامت و بعد از قیامت با آنها هستیم، یا اینکه در حال شدن هستیم، در حال حرکت هستیم، در حال رسیدن هستیم، در حال حرکت هستیم برای اینکه به چادر برسیم این هم قشنگ است.@حالت سوم خیلی خطرناک است، که نه رسیده باشی و نه در حال حرکت باشی، به این خسران میگویند، معنای خسران یعنی این، بیتقوایی یعنی این، بیتقوایی، حجاب را رعایت کن، کامل تا آخر عمرت، نماز بخوان، حج برو، کربلا برو، نماز شب بخوان، بیتقواترین آدم هستی وقتی که هیچ خاصیتی برای امام زمانت نداری، این با فحشا فرق نمیکند خودفروشی هست.@این بیتقوایی میخواهد یک روحانی داشته باشد، که از امام زمانش غافل است، مشغول آقایی خودش است، ظاهراً روحانی است، امام جماعت است، ساقط است، میخواهد یک استاد دانشگاه داشته باشد، میخواهد یک رئیسجمهور داشته باشد.@امام خمینی فرمود تمام مسئولین جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند، خائن و خطرساز هستند، حتی اگر خدمت کنند، چون خدمتهایشان مال کدام بخشها است؟ ما رئیسجمهور نمیخواهیم که فقط بخش طبیعیمان را فعال نگه دارد، «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ» وقتی که حکومت در زمین پیدا میکنند، به فوق عقل انسانها احترام میگذارند، انسان را به بلندی انسانیت میببینند و به آنها خدمت میکنند.@در انتخابات ریاست جمهوری دقت کنید، در انتخابات نماینده مجلس دقت کنید، در انتخابات شورای شهر دقت کنید، در انتخابات خبرگان دقت کنید، بو بکشید که یک کاندیدا از کدام خواستگاه برای کاندیداتوری آمده، اگر دقت نکنید در جنایتهای او سهیم و شریک میشویم، در ظلمهایی که میکند، در گندهایی که میزند، در خرابکاریهایی که میکند، خیلی باید دقت بکنیم.@کاندید یا مهدوی است، یا مهدوی نیست، اگر مهدوی نیست خائن و خطرساز است ولو بقیه خدمتها را بکند، خدمتهای پایینی، برای مردم بدود و خدمت بکند، کاندیدی که اعتقاد ندارد به برطرف کردن موانع ظهور امام زمان کاندیداتوریش انسانی نیست، ریاستش هم حیوانی است.@کاندیدی که با موانع ظهور امام زمان درگیر نشود، کاندیدی که سازشکار باشد با دشمنان امام زمان و اهل بیت این کاندید خائن و خطرساز است، ولو برود مشکل گرانی را حل بکند، میخواهد نماینده مجلس باشد، میخواهد شورای شهر باشد، میخواهد رئیسجمهور باشد، تا وقتی من را به صورت انسان نبیند، تا وقتی به من به صورت حیوان نگاه میکند به درد من نمیخورد.@این داستان اصالت دارد، خوب دقت بکنید که ما باید برویم به سمت انسان حقیقی شدن، و نه مجازی ماندن؛ این بماند روی این کار کنید، دائم فکر کنید که من چطوری میتوانم ذهنم، دلم، سبک زنگیم را درگیر کنم در چادر بروم.@اصلاً تلاش بکنید ببیند خواستگار شما هستند یا نه، خواستگاری عمومی کردند اما خواستگاری خصوصی یک چیز دیگر است، یعنی انتخاب میشود، یعنی آدم وقتی که دلش هدایت میشود یعنی روی دلت دست گذاشتن، روی دل شما دست گذاشتند وگرنه اینجا نبودید، چون این همه آدم آمدند، صدها نفر رفتند، شما ماندید اینجا دارید کار میکنید، خیلی مهم است.@ولی خوب است روی آدم دست بگذارند، چون فرمود هیچ کدام از شما موفق به ذکر نمیشوید ما خواستگاری خصوصی یک چیز دیگر است، لذا در آخر دعای ندبه خواندید «وَ انْظُرْ إِلَيَ نَظْرَةً رَحِيمَةً» یک نگاه ویژه به من بکن، که با آن کرامت دنیا و آخرت نصیب من بشود، خدایا یک نگاه ویژه میخواهم یک نگاه خاص به من بکن.@ادامه دعا میگوید خدایا رویت را از من برنگردان، اگر اینطوری نگاهم کردی همینطور این نگاه خاص را روی من نگه دار، درش باز است، حتی در این نگاه رحیمیه باز است، چطوری؟ اینکه تو دست برداری از نگاه رحمانیت از امام زمان و نگاه رحیمیه به او بکنی، تو دست برداری از محدود نگاه کردن خودت، او را دوست داشته باش، بیشتر از همه کست، «بِأَبِي أَنْتُمْ وَ أُمِّي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ أُسْرَتِي» همه چیزم فدای شما.@آل یاسین را شما بخوانید تمامش ویژه است، «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ» قربان این ایستادنت، «حِينَ تَقْعُدُ» قربان نشستنات، «السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَحْمَدُ وَ تَسْتَغْفِرُ، السَّلَامُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ» این نگاه رحیمیه است، میگوید بیا با ما عشقبازی کن، بیا با ما صفا کن، بیا با ما رفیق بشو، بیا با ما مودت داشته باش، نه برای اینکه ما نیاز داریم، برای اینکه تو به این عشق نیاز داری.@تو اگر به این عشق نرسی کوچک میمانی، ریز میمانی، دلت میگندد، حیف دل و قلبت است، میپوسی، دلت را جاودانه کن، لذا شما وقتی که آل یاسین را میخوانید یک دعا بعد از آن دارد، دعای نور است، تمامش نور میخواهد بعد میگوید خدایا به عقلم، به سمعم، به بصرم، به همه چیز نور بده، نورهایش را هم میگوید، عشق باید نورانی باشد، دوست داشتن باید نورانی باشد.@میگوید «وَ مَوَدَّتی» اگر میخواهی مودت من را با یک کسی نورانی بکنی، مودتت با شوهرت نورانی نمیشود، با زنت نورانی نمیشود، با فرزندت نورانی نمیشود، «نُورَ المُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» عشق زمانی نورانی میشود، تو زنده میشوی که نور موالات در دل تو بیاید، (هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شده به عشق).@تکلیفی برای امام زمان کار نکنید، تکلیفی کلاس نیایید، تکلیفی دست در جیبهایتان نکنید، تکلیفی ندوید، تکلیف هست سر جای خودش، ولی بالاتر از تکلیف آدم وقتی برای زنش، برای شوهرش، برای فرزندش دارد میدود تکلیفی نمیدود روی عشق و مودت میدود، چقدر هم این دویدنها خوب است، خسته شدنها، برای پدرتان درست بدوید، برای پدرتان درست فکر کنید، برای مادرتان فاطمه زهرا.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@