أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان را به حول و قوه الهی آغاز میکنیم. ما بحثی که در ماه مبارک عرض کردیم تناسبی تقریباً با بحثهای قبل از ماه مبارکمان درباره انسانشناسی داشت و همسو بود.@همانطور که وعده کرده بودیم قرار شد که من نمودارهای منحنی و خطی خلقت را خدمت شما رسم کنم متأسفانه پاورپوینتهای خودم را جا گذاشتم و مجبور شدم برایتان رسم کنم.@در مورد انسان عرض کردیم که انسان یک بخش حسی دارد یک بخش خیالی یک بخش وهمی یک بخش عقلی و یک بخش فوق عقلی، اینها که یادتان هست، اینها را با هم تمرین کردیم.@و گفتیم که از پنج بخشی که در وجود انسان هست سه بخشش که بخش حس و خیال و وهم هست بخش حیوانی ما را تشکیل میدهد بخش چهارم بخش عقلانی ما را تشکیل میدهد و بخش پنجم هم بخش فوق عقلانی ما را و انسانی ما را تشکیل میدهد یعنی ما را از سایر موجودات جدا میکند.@ گفتیم وجود فوق عقل یا فوق تجرد در انسان قابلیت تربیت نامحدود را در انسان ایجاد میکند یعنی باعث میشود که انسان قابلیت جذب کمالات را به صورت نامحدود در وجودش داشته باشد. علم و قدرت و لذت و حیات و زیبایی مطلق و همه چیز را به صورت جاودانه و بینهایت میتواند جذب کند.@در واقع انسان با بخش فوق عقلانیاش عاشق کمال مطلق و بینهایت هست. خب شعارمان را یک بار دیگر دقت کنید (دست من را ببینید) گفتیم در بخش حس حس ما طالب محسوسات است خیالمان طالب مخیلات است، وهممان طالب موهومات است، عقلمان طالب معقولات است و فوق عقل ما هم طالب کمال مطلق هست که به آن اصطلاحاً الله میگویند.@پس در واقع شعار انسان در هر پنج بخش این هست لا اله الا محسوسات، الا اله الا موهومات، لا اله الا مخیلات، لا اله الا معقولات، لا اله الا الله. پس ببینید ما جنگ در انسان نداریم، این عدم تفکیک باعث این همه اختلافات و سوء برداشتهای تاریخی، فلسفی در موقعیت انسان شده.@یعنی این رمزگشایی را ما فقط در قرآن داریم. شما ببینید در کلام بزرگان و فلاسفه و عرفا بگیرید در طول تاریخ در مکاتب مختلف این جنگ همیشه وجود داشته یک جنگی در انسان بین این ابعاد مختلفشان وجود داشته.@اسلام میگوید نه جنگی نیست شما پنج بُعد دارید هر بُعد شما هم اله و معشوق دارد هر پنج بخش هم باید به معشوق و الهشان برسند. و شما پنج ازدواج دارید که این پنج ازدواج باید درست صورت بگیرد ازدواجهای خیالی، وهمی، حسی، عقلی و فوق عقلی.@در ازدواج چه اتفاقی میافتد؟ وقتی زوجین به هم میرسند چه اتفاقی میافتد؟ «وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا» سکون و آرامش میآورد وقتی این ازدواج صورت میگیرد.@حس ما وقتی با محسوسات ارتباط میگیرد آرامش دارد مثل اینکه الان ما صدا و فضا و نور مناسب داشته باشیم اگر نباشد آرامش نداریم. خیال ما با مخیلات آرامش پیدا میکند شما اگر حافظهات را از دست بدهی آدرس خانهات یادت برود و اصلاً یادت برود چه کسی هستی آرامشت از بین میرود.@یا در بخش حسی در بخش موهومات کمالات وهمی که خیلی در واقع فراوان هستند خیلی مبسوط هستند کمالات وهمی، هر کدام از آنها را ما به آن نرسیم یک ناراحتی و اضطراب و غم در وجود ما ایجاد میشود و متقابلاً به هر کدام از آنها که برسید نوعی از شادی و آرامش به ما دست میدهد که اینها را در بحث غم و شادی و انسانشناسی مفصل توضیح دادیم.@در بخش معقولاتمان هم همینطور است شما وقتی که یک چیزی یادتان برود یک چیزی را نتوانید یاد بگیرید کُندذهنی داشته باشید یا اگر زحمت کشیده باشید یاد گرفته باشید از یادتان رفته باشد جذب عقلانی نداشته باشید آرامش هم نخواهید داشت این هم سر جای خودش است انسان در بخش عقلی دنبال معقولات و اطلاعات و علم و این چیزهاست.@در بخش اصلی ما چون بینهایت است یعنی بر سایر اصلها حاکمیت دارد و این بخش هست که بقیه بخشها را به خاطر او و به طفیل وجود او آفریده شدهاند بخش اصلی ما که بخش انسانی هست چون خداوند جمادات و حیوانات و فرشتهها را داشت، آن چیزی که میخواست خلق کند چه بود؟ مظهر جامع خودش بود همان کون جامع یا هستی جامع.@به انسان میگویند کون جامع یا هستی جامع یعنی موجودی که همه هستیها را دارد از ماده تا الله در آن هست. ترکیب حیرتانگیز محیرالعقولی که خدا خلق کرده و خودش هم به خودش تبریک گفته «فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ».@این به این خاطر هست که این معجونی که درست شده معجون فوقالعادهای هست که ماده و برزخ و جبروت را دارد این مربوط به بخش جبروت است بخش عقلی ماست، و فوق جبروت و فوق تجرد را هم دارد همه را با هم دارد.@ولی بخش اصلی کدام بخش است؟ بخشی که هدف هست بخشی که مقصود هست بخش فوق عقلی و انسانی ماست که مقصود این خلقت هست.@حالا طبق این (باز نگاه به دست من) یک روایت را برای شما میخوانم. خداوند میفرماید من همه اشیاء را برای تو خلق کردم «خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک» برای تو «وَ خَلَقْتُک لِأَجْلی» تو را برای چه کسی خلق کردم؟ برای خودم.@پس ببینید بخش فرشتهها برای انسان خلق میشود که مربوط به جبروت ماست بخش جبروتی در نظام خلقت هم داریم و بخش پایینی هم به افتخار ما خلق میشود. ما چه کسی هستیم؟ ما انسان هستیم یعنی همان بخش فوق عقلی که از جنس الله هست.@اینها اهمیتشان را باید در نظام ریاضی درک کنیم اگر ریاضیات خلقت را خوب درک نکنیم چه بسا 60 سال مشغول کمالات حسی یا خیالی یا وهمی باشیم فکر کنیم آدمهای خوبی هم هستیم و رشد هم خوب کردیم، یعنی آدم موفقی هستیم در واقع و فکر میکنیم داریم موفق زندگی میکنیم در حالی که اصلاً توفیقی نداریم توهم توفیق و موفقیت را داریم.@در جامعهای که توهمزده یا خیالزده یا حسزده یا علمزده است توفیقات اینطوری داشتن ظاهراً نشان میدهد که شخص موفق است.@مثلاً در بخش حسی ماشین بیشتری، خانه بزرگتری، ویلای بیشتری داشته باشد پول و طلای بیشتری داشته باشد میگویند این آدم موفقی است این آدم یک آدم بزرگ و حسابی و موفقی است در حالی که توفیق دارد درست هم هست اما توفیقش چیست؟ از نوح حسی هست توفیق حسی دارد.@یک کسی کارهای هنری میکند هنرمند است با خیال سروکار دارد، بله آدم هنرمندی است توفیق هم دارد آدم مشهور و معروفی است، هنرمند است بازیگر و آدم مشهوری است و کار هنری خوب کرده ولی توفیقش از بخش چیست؟ مقوله خیالی است.@یا موفق شده ازدواج کند، موفق شده به مدارج عالی زندگی اجتماعی برسد مثلاً رئیس جمهور، نماینده مجلس، استاندار، فرماندار، وکیل، سفیر شده، اینها مربوط به کدام بخش بود؟ بخش وهمی یا حیوانی بود.@خب بله میگوییم این آدم آدم موفقی است این آقا مثلاً مدیرکل و استاندار و فرماندار و رئیس جمهور است ولی این توفیقش توفیق بخش چیست؟ بخش وهمی است درست هم هست توفیق دارد در آن جهت آدمی بزرگی است و رشد کرده.@یک کسی دانشمند میشود خب آدم موفق و مشهور و معروفی است توفیق داشته در این بخش هم بزرگ شده اما این به نسبت بخش انسانی هنوز معلوم نیست.@وقتی یک نفر در بخش فوق عقلانی بزرگ میشود، بزرگ میشود یعنی چی؟ یعنی با چی میتواند ارتباط برقرار کند؟ با الله. یعنی میتواند مسیر زندگیاش را بیاندازد در بینهایت شدن، تضمین بشود که این دارد بینهایت میشود.@وقتی در مسیر بینهایت شدن افتاد در مسیر اینکه با الله ارتباط برقرار کند؛ ارتباط برقرار کردن با الله یعنی چی؟ یعنی تضمین حرکت به سمت بینهایت شدن، رشد بینهایت، جذب کمالات بینهایت. این آدم را میگوییم موفقیت انسانی دارد بله این هم توفیق دارد و دارد رشد انسانی میکند و موفقیت دارد خب این درست در میآید.@پس اینها هیچ کدام با هم منافاتی ندارند این توفیقات و ازدواجها و موفقیتها هست. تعارض کجا پیش میآید؟ آنجایی که تغذیه این چهار بخش مزاحمت ایجاد کند برای تغذیه کدام بخش؟ بخش اصلی.@در پزشکی شما چه میگویید؟ میگویید این بدن یک ساختار کاملاً ریاضی دارد باید فسفر و پتاسیم و کلسیم و آهن و روی و قند و چربی و نمکش به یک مقدار خاصی جذب شود که این در بدن تعادل میشود.@ولی اگر از یک میزانی بیشتر شد و مزاحمت برای جذبهای دیگر صورت گرفت چه چیزی ایجاد میشود؟ مریضی و درد ایجاد میشود یعنی کلاً سیستم به سمت اختلال و نابودی میرود. کار پزشک چیست؟ این هست که بتواند در این ساختار تعادل ایجاد کند بتواند این ساختار را خوب نگه دارد، ریاضیات بدن را رعایت کند و تنظیم کند در یک بدن.@در حرکت به سمت بینهایت انسان اگر بخشهای دیگر تغذیه، بخشهای دیگر هر کدام معشوقهای خودشان را میخواهند و انسان باید این ازدواجها را انجام بدهد هیچ چارهای نیست سر جای خودش، حسش را با محسوسات، خیالش را با مخیلات، وهمش را با موهومات، عقلش را با معقولات ارضا بکند.@اما اگر این مشغله شد و دیگر وقتگیر شد و شخص به سمت اینها رفت و با همینها شروع کرد بازی کردن و عمرش روی این داستانهای این بخشها رفت و اساساً یادش رفت که فوق عقل است.@یادش رفت که انسان است و یادش رفت که اصلاً برای چه به این دنیا آمده و معشوق اصلی او و اله اصلی او کیست، اینجاست که انسان شخصیتش وارونه میشود بحثی که جلسه قبل کردیم اصطلاحاً چه میگویند؟ فسق اتفاق میافتد در ساختار شخصیتی شخص؛ فسق یعنی چی؟ یعنی انحراف از مسیر اصلی و حقیقی به آن اصطلاحاً فسق میگویند.@لذا وقتی که خدا هشت معشوق را در قرآن میآورد و در مقابل سه معشوق قرار میدهد آن هشت معشوق معشوقهای حسی و گیاهی هستند معمولاً، جمادی و گیاهی هستند و حیوانی. آباء پدر و مادرها، ابناء بچهها و دختر و پسرها و خواهر و برادرها و همسرتان و قوم و قبیلهتان و اموال و شغل و تجارتتان و خانهها، هشت معشوق شد.@میگوید اگر اینها معشوق شما باشند عیبی ندارد هیچ اشکال ندارد شما عاشق اینها و دوستشان داشته باشید. اما اگر اینها محبوبتر از سه معشوق فوق عقلانی باشند الله، خانواده آسمانیتان، و جهاد، آن موقع که در شما تغییر مسیر ایجاد شده که اصطلاحاً چه میگویند؟ فسق؛ مسیر ما باید به سمت کجا باشد؟ به سمت تربیت فوق عقلانی؛ این را تربیت حقیقی ما میگویند.@وقتی انسان تربیتش انحراف پیدا کرد و به سمت فوق عقل حرکت نکرد معشوقهای فوق عقلانی، این آدم انحراف دارد و این آدم دیگر طبیعی نیست لذا خدا از او تعبیر به چه میکند؟ تعبیر به فسق میکند و میگوید این آدم دچار فسق شده.@حالا بحث ما الان این هست که چرا ما یک همچین کششهای فوق عقلانی و بینهایت داریم جدای از بررسی که در درون خودمان کردیم یک بررسی هم در بیرون میخواهیم بکنیم با ساختار بیرونی آشنا بشویم.@(تصویر را نگاه کنید) الله یعنی هستی مطلق، در تمرین به دست آوردیم که الله یعنی چی، دو بار تمرین کردیم الله یعنی هستی مطلق و بینهایت. هستی که همه جا یکسان حضور دارد و همه جا هست و هیچ جا نیست که نباشد چون بینهایت است جایی وجود ندارد که الله حضور نداشته باشد «وَ بِأَسْمَائِك الَّتِی مَلَأَتْ أَرْكانَ كلِّ شَیء» الله در من با من قبل از من، همراه من و بعد از من هست.@الله یعنی چی؟ این را دقت کنید ترتیب تخصصیاش را در این جلسه دقت کنید: الله یعنی هستی جاری در کل شیء. هستی جاری در همه اشیاء. علی (علیه السّلام) فرمود: «داخِلُُ فِي الأَشياءِ لا بِالمُمازَجَةِ وَ خارِجُُ عَنِ الأَشياءِ لا بِالمُبايَنَةِ» داخل همه اشیاء الله هست اما قاطی با اشیاء نمیشود و خارج همه اشیاست اما مباینت ندارد.@اگر کسی میخواهد بهتر بفهمد باید به همان فرمولی که پیغمبر میگوید، فرمول فوقالعاده دقیق و ریاضی است که پیغمبر میگوید باید مراجعه کند که چی؟ «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» از نفس خودت قواعد حاکم بر نفس خودت میتوانی الله را بفهمی. چطوری؟@الان شما نفستان در بدنتان است یا بیرون بدنتان؟ شما در بدن هستید یا بیرون بدن؟ کدام بخش است؟ نفس در بدن است یا بیرون بدن؟ هیچ کدام.@در بدن نیستید برای اینکه اگر نفس در بدن محدود باشد شما وقتی که بدن را قطع میکنید دست یا پای کسی قطع میشود نقص شخصیتی پیدا میکند برش پیدا میکند که نصف من نیست در حالی که شخصیت کامل است میگوید نصف بدن من نیست.@چیزی از منِ من کم نمیشود وقتی بدنم از آن حذف بشود بعد هم نفس مجرد است در ماده قرار نمیگیرد نفس مجرد است با امر مادی رابطه مکانی برقرار نمیکند.@بیرون بدن هست یا نه؟ بیرون هم نیست، چرا؟ چون وقتی بیرون باشد این که بدن باشد، نفس که بیرون باشد باید بین آنها مباینت و فاصله وجود داشته باشد یعنی شما از بیرون باید بدنت را نگاه کنی، اینطوری هست یا نه؟ نه.@پس اساساً چون مجرد است با ماده اینطوری نمیتواند رابطه برقرار کند رابطه داخلی و بیرونی با ماده ندارد به آن اصطلاحاً رابطه تعلقی میگویند حالا انشاءالله در اردو آمدید در اردو این را مفصل توضیح میدهم راجع به امروز بحث مهمی داریم یادمان باشد اردوی فکر که داریم برای شما توضیح بدهم.@پس مجرد با ماده اینطوری نمیتواند رابطه ندارد مجرد در تمام زوایای ماده میتواند حضور داشته باشد ولی با آن قاطی نمیشود. پس علی (علیه السّلام) که در مورد خدا میگوید «داخِلُُ فِي الأَشياءِ» خدا داخل در همه اشیاء هست چون هستی است هستی داخل همه اشیاء هست. شیء را چه پر کرده؟ هستی. پس داخل همه اشیاست.@اما «لا بِالمُمازَجَةِ» قاطی نمیشود مثل اینکه قند و آب در هم بزنید و یک چیزی بشود نه. «وَ خارِجُُ عَنِ الأَشياءِ» بیرون از اشیاء هست اما با آنها مباینت و جدایی مکانی و فیزیکی ندارد «لا بِالمُبايَنَةِ». احاطه قیومیه دارد یعنی در تمام اشیاء احاطه دارد بر هر شیء، ولی هر شیئی هم قائم به خودش است.@مثالی که میتوانیم بزنیم چیست؟ اینکه رابطه شما با افکارتان، صورتهای ذهنیتان؛ شما الان پدر و مادرتان را تصور کنید تمام این تصور شما در آن حضور دارید شخص شما در این تصور حضور دارد اما نه داخلش هست و نه بیرونش هست.@ذره به ذره این تصویر شما در آن حضور دارید و تعلق هم به شما دارد یعنی به محض اینکه اراده کنید میتوانید چکارش کنید؟ حذفش کنید و بروید تصویر دیگری.@پس رابطه ما با الله این است. چون هستی مطلق است پس الله در جلوههای خودش، جلوه میگوییم دقت کنید، در جلوه و تجلی و ظهور خودش در اولین ظهور یک ظهور کامل میکند یعنی یک آینه تمامنما از خودش را میآفریند که تمام صفات، اسماء و خصوصیات الله را دارد که به آن اصطلاحاً مَثَل اعلی میگویند یعنی عالیترین نمونه از خود خدا، الله، مَثَل اعلی.@یا به آن عقل میگویند؛ چرا عقل میگویند؟ چون مدیریت مجموعه از الله تا ماده را توسط این موجود انجام میشود اصطلاحاً به آن چه میگویند؟ عقل میگویند کارش تدبیر است مدیریت میکند، تا ماده را مدیریت میکند به آن عقل میگویند.@به آن قلم هم میگویند چون ساختاربندی هر موجودی از الله تا ماده توسط این موجود انجام میشود به آن قلم میگویند قلم ساختار کلمات را مینویسد برای همین هم خداوند در قرآن موجودات را به چه عنوان از آنها یاد میکند؟ کلمه، کلمة الله.@چرا کلمه میگوید؟ چرا خدا موجودات را کلمه میگوید یا آن موجود اصلی را قلم میگوید؟ درست است با قلم نگاشته شده ولی برای چه؟ چرا کلمه قلم و کلمه را به کار برده؟ گفتیم تجلی است، خداوند دارد تجلی میکند همه جلوه هستند؛ اما چرا این کلمه را انتخاب کرده؟@قلم آفرینش دارد کلمه را میآفریند. جوابش این است: شما وقتی که دو نفر با هم روبرو میشوید مثل اینکه بنده صبح آمدم اینجا نشستم و بعد اینجا همینطوری مینشینم و شما منتظر هستید جلسه شروع بشود بعد مثلاً به مبصر و دبیر جلسه میگویید این جلسه چرا شروع نمیشود؟@او هم به شما میگوید چرا شروع شده مگر نمیبینی استاد آنجا نشسته، این که فایده ندارد استاد باید حرف بزند و صحبت کند این حرف نزده، نیم ساعت فقط آنجا نشسته. من حتی وقتی دارم مینویسم شما میفهمید که جلسه شروع شده چون دارم برای شما مینویسم و شما میتوانید بخوانید؛ قلم به کار گرفته شده و دارد میآفریند و شما میفهمید که استاد مشغول است دارد برای ما مینویسد ما شکلها را میبینیم.@ولی اگر حرف نزنم و همینطوری بنشینم جلسه بیارزش میشود در واقع جلسه فلسفه وجودی خودش را از دست میدهد. شما میگویید ما دعوت شدیم که اینجا بیاییم که یک اتفاقاتی بیافتد و یک فهمی باید ایجاد بشود یک بینش و بصیرت و درکی.@این چه شد ما اینجا آمدیم نشستیم و فقط چایی و کیک خوردیم و فقط نشستیم یک ساعت این آقا همینطوری نشست و بعد گفت والسلام و خوش آمدید خیلی ممنون تشریف آوردید، اینطوری میشود؟ عبث میشود.@کلمه، حرف، گفتگو، نطق، دیالوگ اینها چه هستند؟ وسیله ارتباطی هستند یعنی الله با خلقت با شما چکار میکند؟ صحبت مستقیم میکند مستقیماً صحبت میکند بیواسطه با شما صحبت میکند.@«الْمُتَجَلِّی لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ» دقت کنید چقدر زیباست، خداوند برای بندگانش با خلقتش جلوه میکند یعنی با خلقتش به شما میگوید که من این هستم و با معرفی خودت به خودت میگوید تو این هستی، دارد مستقیم با شما حرف میزند.@یعنی اگر عالم را بررسی کنید خدا دائماً در حال سخن گفتن است یکسره خدا دارد حرف میزند، برای همین یکی از اسماء هفت گانه امام، خدا هزاران اسم دارد هفت اسم هست که أم الأسماء هستند پدر همه اسماء هستند یکی کلام است، خدا دائماً در حال چیست؟ در حال سخن گفتن است همینطوری خدا یکسره دارد حرف میزند، یکسره دارد در گوش و ذهن و عقل ما اطلاعات و دانش میریزد.@دانشمندان چکار میکنند؟ در واقع کار یک دانشمند در دانشگاه چیست؟ این هست که صحبتهای خدا را جمع میکند و مفهوم میکند برای چه کسی؟ برای بقیه مردم؛ میآید قوانین را کشف میکند این همه دارد با ما حرف میزند، قوانین و علوم را کشف میکند و منظور خدا را میفهماند، خدا دارد یکسره با ما سخن میگوید و حرف میزند.@لذا اسم آن موجود اصلی را قلم گذاشته و تمام موجودات را کلمه معرفی میکند. آن تمرین را یادتان هست که با دستمال کاغذی کردیم یا نه؟ شما وقتی که به این نگاه میکنید این با شما حرف میزند اطلاعات خیلی زیادی به شما میدهد.@اول از این، این به شما میگوید که این مقوا و این از یک جنگلی آمدند، چوب بودند. پس شما یک جنگل را میبینید، نمیتوانید انکارش بکنید به شما اثبات میکند، پس وقتی به آن نگاه میکنی جنگل را میبینی؛ جنگل را که ببینی یعنی منظور چیست؟ همان درختان است غیر از درخت که نمیتوانیم تصور کنیم که جنگل داشته باشیم.@میگویند که در روستا یک نفر همینطوری با شام و ناهار کدخدا رأی آورده بود و در مجلس رفته بود بیسواد هم بود. یک بار او را برده بودند بگردانند و جایی را رفتند بازدید کنند قرار بود با هلیکوپتر بروند در هلیکوپتر او را بالا میبرند و خلبان میگوید که قربان این پایین جنگل است، اینطوری نگاه میکند بیچاره ندیده بوده، از این کویریها بوده، میگوید کجاست این درختها که نمیگذارند ما جنگل را ببینیم.@حالا این جنگل بوده این دارد میگوید این از جنگل آمده تا بگویی جنگل میگویند درختی بوده رویش کرده عمری بوده، سالیانی بوده، صدها سال بوده تا این جنگل درست شده.@هزاران ماده، مولکول، اتم، الکترون، پروتون، نوترون، سلولها آمده تا این جنگل شده. بعد شما از این چه میفهمید؟ این به شما چه میگوید؟ این دارد به شما میگوید که یک کسانی بودند در این جنگل که آمدند این درخت را بریدند.@وقتی میگویی بریدند پس در ذهن شما چه میآید؟ پس ابزار برش هست یک گروهی بودند آمدند بریدند این چوبها را برداشتند و بردند؛ حالا وقتی که میگویید بردند در ذهن شما چه میآید؟ وسایل حمل و نقل، دیگر چه میآید؟ یک شرکت یک کارخانه که این چوبها آنجا میرود تا تبدیل به چی بشود؟ کاغذ.@این مرحله به قول امروزیها پروسه برش تا تبدیل این چند نفر آدم و مهندس و دانشمند و کارگر؟ چقدر میتوانیم برایش حد بزنیم؟ اصلاً این خودش با شما حرف میزند.@کاغذ به شما چه میگوید؟ چاپ، تا گفتی چاپ به خصوص که این ورنی خورده، رنگ خورده، این میگوید یک طراحی آمده من را طراحی کرده یک آدمی بوده که عقل و شعور داشته ذوق هنری داشته، این را شما میبینید دارد با شما حرف میزند میگوید یک نفر بوده.@و بعد صنعت چاپ را میبینید چون رنگ هست شما باید پتروشیمی داشته باشید رنگ است از ناحیه پتروشیمی است؛ تا پتروشیمی میگویید چه چیزی در ذهنت میآید؟ نفت میآید.@پس وقتی نفت گفتی دوباره چه میآید؟ داستان استخراج و مهندسهای نفت و داستان اینکه این شرکت برداشته اینها را برده در کارخانه نفت خام و بعد این نفت خام را تا گفتی دوباره میبینید که معدن و ابزارآلات فلزی در ذهن شما میآید و تا ابزارآلات فلزی گفتی دیگر استخراج آنها داستان وسط میآید و هزاران.@یعنی میلیونها عامل دخالت دارند تا این بیاید اینجا به ما میرسد. حالا شما آن میلیونها عامل را یکی را میتوانید انکار کنید یا نه؟ قابل انکار هستند؟ نه، پس شما قبل از اینکه دستمال را ببینید آن عوامل را دارید میبینید همراه این هم هست بعدش هم هست.@پس با ما حرف میزند به آن قلم میگویند. آن قلم حالا در اردو انشاءالله اینها را بیشتر متوجه میشوید این قلم دارد دائماً خلق میکند. به آن نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) هم میگویند.@این را از جهت شخص شخص یعنی یک شخصی که همه این اسماء و صفات و شعورها و دانشها را داشته که به آن حقیقت اهل بیت (علیهم السّلام) حقیقت محمدیه میگویند. یکی هستند در دنیا به آن نفس میگوییم، حقیقتشان یکی هستند نور همان حقیقت است در واقع نور همان ذات است.@عوالم بعدی این عالم فرشتههاست عالم فرشتهها و عالم موجودات مجردات هست که به آن عالم جبروت میگویند این عالم جبروت که یک جلوه میکند که عالم ملکوت را ایجاد میکند که همان عالم برزخ هست که به صورت صورتها و اشیاء و حقیقتشان آنجا ظهور پیدا میکند و میآید همان ملکوت دنیا از دلش بیرون میآید.@از دلش چه بیرون میآید؟ ملک به دنیا میآید به وجود میآید، میگوییم به دنیا میآید عالم ملک یا عالم ماده. خب حالا این عالم ملک و ماده که ما با آن سروکار داریم فوقالعاده زیبا و باشکوه و بزرگ و باعظمت است که انتها هم ندارد این جلوهای از جلوههای ملکوت هست.@حدیث را دقت کنید این روایت خیلی مهم است امام صادق (علیه السّلام) این روایت فوقالعاده است یک شراب است و انسان را مست میکند فرمود: «إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ خَلَقَ مُلکَهُ» یعنی دنیا را «عَلی مِثالِ مَلَکُوتِه»، روی نمونه چه خلق کرده؟ روی نمونه ملکوتش خلق کرده یعنی یک نمونهگیری از ملکوت کرده چه شده؟ دنیا شده به این عظمت.@«وَ أسَسَّ مَلَکُوتَهُ» تأسیس کرده بنیان گذاشته ملکوتش را «عَلی مِثالِ جَبَرُوتِه» یک نمونهگیری از کجا کرده؟ از جبروت، خیلی از این کلمات ساده رد نشوید.@چه قدرتی است که دارد این کار را میکند! چه عظمتی است که دارد این کار را انجام میدهد رب العالمین است همه را دارد اداره میکند، این خیلی عظمت دارد اگر عادی از کنارش رد بشویم بهیمه میشویم آدم حیوان میشود عادی از کنار این علوم رد بشود.@اساساً فهم زمانی در دانش ایجاد میشود که شخص حالت عادیاش را از دست بدهد و غیرعادی نگاه کنید. مثل نیوتن که غیرعادی نگاه کرد منجر به کشف شد. حالا در تمرین و تمرکزهای اردو داریم که اشیاء باید همینطوری نگاه کنیم که یواش یواش کشف بشود و این پردهها از جلوی ما کنار برود.@این جریان خلقت از الله تا ماده را قوس نزول عالم میگویند آن خط آبی که کنار سیاه کشیدم. «إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ خَلَقَ مُلکَهُ عَلی مِثالِ مَلَکُوتِه، وَ أسَسَّ مَلَکُوتَهُ عَلی مِثالِ جَبَرُوتِه» خداوند تعالی خلق کرد عالم ملک (ملک یعنی عالم ماده و طبیعت) را از نمونه ملکوت خودش. حالا راجع به ملکوت تمرینهای ادراکی و کشفیاش را در اردو داریم.@خلق کرد عالم ملکش را روی مثال ملکوتش «وَ أسَسَّ مَلَکُوتَهُ» بنیان گذاشت ملکوتش را روی نمونه جبروتش، جبروت بالاتر از ملکوت هست.@از الله تا ماده اصطلاحاً چه میگویند؟ قوس نزول. سیر موجودات اینطوری هست از الله ظاهر میشود مَثل أعلی، از مثل أعلی بقیه موجودات ظاهر میشود تا به ماده میرسد.@از ماده وقتی موجودات به حقیقت خودشان برمیگردند قوس چه میشود؟ قوس صعود یا همان معاد میگویند؛ معاد یعنی بازگشت کل شیء به اصل و حقیقت خودش.@یکی دیگر از اسمائی که آن بالا هست کنار نور و قلم، روح هست که خداوند در مورد انسان فرمود «نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» از روح خودم در انسان دمیدم. یعنی از همان حقیقت در انسان دمیده میشود.@خب یک اشتراک اسپرم و تخمکی در زمین ما داریم در این اشتراک اسپرم و تخمک آن نفخه هم میآید یعنی نفخه مثل أعلی میآید به این نطفه تعلق میگیرد؛ باز کلمه را دقت کنید خیلی تخصصی دارم میگویم، چه میشود؟ به این تعلق میگیرد، داخلش نمیرود به آن تعلق میگیرد.@پس هر یک بچهای با ظرفیت کمال مطلق با ظرفیت مثل أعلی به دنیا میآید با مثل عشق به چی؟ با ظرفیت عشق به بینهایت، عشق به مطلق به دنیا میآید عشق به وطن اصلیاش و جایگاه اصلیاش به مبدأ خودش به دنیا میآید.@هر بچهای این خصوصیت را دارد که عاشق اصل خودش هست چون قبلاً اصل را دیده قبلاً همه کمالات را یکجا خودش داشته حالا الان در دنیا احساس چی میکند؟ احساس محدودیت و ضعف میکند، میخواهد برگردد به همان قدرتمند خودش.@در جلسه قبل توضیح دادم که وقتی شخص پیش الله برمیگردد نامه خوشآمدگویی خدا چه بود؟ «من الحی القیوم الذی لا یموت» سلام علیکی و خوشآمدگویی که خدا میکند چی هست؟ نامه این هست از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد (خطابش به شماست) به زنده پایداری که هرگز نمیمیرد، شما این میشوی.@پس هدف از خلقت این هست که شما چه بشوی؟ زنده پایداری که هرگز نمیمیرد. مثل خود خدا، مثل خدا، چون مثل أعلی بودیم حقیقت ما مثل أعلی بوده پس برمیگردیم به همان حالتی که سیطره بر همه هستی داریم و آنجا علم و قدرت مطلق و حیات جاودان همه چیز هست قبلاً هم توضیح دادم که عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداوند هست ته ندارد.@در نمودار خطی دقت کنید من همه آن مراحل خلقت اصل نمودار خلقت همین دایره هست که عرض کردم یعنی دو قوس است مبدأ و معاد دارد. ولی در نمودار خطی مسیر آموزشی هست فقط برای آموزش مسیر راحتتر هست.@ما یک نظام قبل از خلقت داریم قبل از دنیا داریم که ما آن حقیقتی بودیم که به دنیا آمدیم؛ میآید به بدن تعلق میگیرد و بدن از رحم چه میشود؟ متولد میشود و به دنیا میآید ولی هر بچهای با ظرفیت بینهایت به دنیا میآید.@آن ظرفیت میآید به دنیا تعلق میگیرد به نطفه میرسد حالا این بچه الان به دنیا آمده با یک ظرفیت بینهایت؛ یعنی اگر قبل از دنیایی نباشد در واقع دنیا معنادار نیست تولدی معنادار نیست.@مثل أعلی کامل به انسان تعلق میگیرد. پس اینکه ما در روایت داریم عزیزمان سؤال فرمودند اگر کسی مثل خدا بشود مثل خدا نمیشود، چون لیس کمثله شیء است یا در سوره توحید توضیح دادیم «و لم یکن له کفوا أحد» خدا در این نامه اینطوری میگوید: «کنت اذا اردت شیئا أن أقول له کن فیکون» من اللهی هستم کسی هستم که هر چه که اراده کنم همان خواهد بود.@«فجعلتک الیوم تقول للشیء کن فیکون» که تو را هم مثل خودم قرار میدهم که هر چه بخواهی اراده کنی همانطوری خودت خلق کنی، لازم نیست به من بگویی و از من اجازه بگیری خودت میتوانی خلق کنی.@در روایت قدسی داریم «عبدی أطعنی حتی أجعلک مثلی» من را اطاعت کن تا تو را مثل خودم قرار بدهم. خب این مثل بودن با فرمایشی که ایشان کردند یا در سوره توحید میگوید «و لم یکن له کفوا أحد» آیه قرآن میگوید «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»؛ پس چطور حدیث قدسی میگوید من تو را مثل خودم قرار میدهم؟ بله ازلی نیست ابدی هست خداوند هر دو هست این فقط این نیست.@قائم به ذات بودن و نبودن است یعنی این شخص در حالی که مثل خداست باز قائم به الله هست. پس مثل ظهوری است نه مثل ذاتی (این کلمه را خیلی دقت کنید) ما مثل چی میشویم؟ مثل ظهوری میشویم. الان مگر ما مثل ظهوری نیستیم؟ ما الان علم و خیال و وهم و هستی و وجود و خنده و گریه و فکرمان و حیاتمان قائم به کیست؟ قائم به الله است و الا ما ذاتاً که از خودمان هیچی نداریم.@پس وقتی امام زمان در مورد اهل بیت به خدا میگوید «لا فرق بینک و بینها» اهل بیت با تو هیچ فرقی ندارند؛ قید بعدی در زیارت رجبیه چی هست؟ میگوید «إلا أنهم عبادک» بندههایت هستند، یعنی قائم به چه کسی هستند؟ قائم به خودت هستند، دقت کنید این نکته ظریف خیلی مهم است.@مجرد میگوید دمیدم از روح خودم یعنی همان حقیقت؛ دمش یعنی ظهور، میگوید در آن ظهور میکنم. مثل استاد نسبت به شاگرد. الان من دارم از چه کسی حرف میزنم؟ از مقام فوق عقلی خودم دارم حرف میزنم.@من وقتی که به عنوان شخصیت فوق عقلی اینجا نشستم الان باید با چی با شما ارتباط برقرار کنم؟ من باید سر جلسه یک مسیر از فوق عقل را تا ماده طی کنم یعنی من یک حقیقت فوق عقلانی دارم باید بیایم اول تعقلش کنم که به اینها چه میخواهم بگویم، قاعدهمندش کنم، تا فرمول به آن میدهم چه میشود؟ در عالم چه میرود؟ عقل.@بعد باید تصورش کنم که خب حالا من با چه کلماتی با چه الفاظی. پس باید از عالم عقل خودم بیایم در چه عالمی؟ عالم وهم و خیالم، بعد تازه باید خلق کنم. یعنی همین الان من خلق را دارم انجام میدهم من یک حقیقت مجرد را میآورم در حقیقت مثالی، پایینتر و همان را تبدیل به صورت میکنم تازه ماده خلق میکنم.@دقت کنید ما همین الان کارهای عجیب و غریبی داریم انجام میدهیم؛ بشری را خدا آفریده که حقایق مجرد را تبدیل به ماده میکند. حقیقت اسم خداست. روح خدا که میگوید یعنی مخلوقی است که اشد ارتباط و مثلیت را نسبت به الله را دارد بیشترین سنخیت و شباهت را به الله ارد همه مخلوق هستند غیرمخلوق که نداریم همه اسماء الهی هستند ظهورات خداوند تبارک و تعالی هستند.@ نه مادی نیست، ماده عالم ملک است ماده ظهوری از ملکوت خداوند است. مثل شما، مگر شما الان ماده خلق نمیکنید؟ من دارم ماده خلق میکنم، این مادهای که خلق میکنم خودم در مادهای که خلق میکنم حضور دارم یا ندارم؟ دارم، ولی من ماده هستم یا نیستم؟ نه ماده میآفرینم ولی ماده نیستم.@خب حالا ماده من به ماده شما میخورد، یعنی چی؟ یعنی صوت به گوش شما میخورد. من قوس نزول را انجام میدهم شما قوس چه را انجام میدهید؟ قوس صعود را، شما ماده را دریافت میکنید بعد در تصورتان میآیید و میگویید این دارد چه میگوید.@مثلاً من انگلیسی صحبت کنم با خیال شما تطبیق ندارد عربی، ژاپنی بگویم، این وسط قاطی میشود در عالم خیال شما همه چیز از بین میرود ولی وقتی که خیال شما با خیال من تنظیم هست به محض اینکه من قوس نزول را انجام بدهم شما قوس صعود را انجام میدهید.@یعنی شما بلافاصله ماده را دریافت میکنید ماده را در خیالتان میبرید و تصورش میکنید و بعد این ماده را چکار میکنید؟ تعقلش میکنید و میگویید این دارد یک قانون میگوید، قانون را میفهمید و بعد انشاءالله اگر طهارت خیال و عقل وجود داشته باشد تبدیل به نورانیت میشود و الا در همان مرحله اطلاعات میماند و به نورانیت تبدیل نمیشود یعنی شما را به الله نزدیک نمیکند فقط اطلاعاتتان را زیاد میکند این قاعده است.@حالا این گفتن من و شدن شما چقدر طول میکشد؟ آنی است من اراده میکنم ماده خلق میکنم شما اراده میکنید ماده را تبدیل به فوق عقلش میکنید. پس دائماً این داستان الله تا ماده و ماده تا الله دارد تکرار میشود. یعنی جهان و عالم خلقت دائماً مجردها دارند چه میشوند؟ ماده میشوند، و مادهها چه میشوند؟ مجرد میشوند.@پس وقتی پیغمبر میفرماید «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» ما اینطوری میتوانیم بفهمیم که دارد چه اتفاقی در نظام عالم میافتد. من چه کسی هستم؟ چقدر عظمت دارم؟ چقدر بزرگ هستم و انسان چقدر بزرگ است مثل خود خدا دائماً دارد نزول میکند و مثل خود خدا دارد معاد صورت میگیرد و جمعش میکند به این باید خیلی فکر کنیم و توجه کنیم.@در نمودار خطی شما یک مرحله قبل از خلقت داشتید که عالم قبل از خلقت شد بعد میآید تولد صورت میگیرد بدن تشکیل میشود، حالا زنانه و مردانه یا خنثیاش بخش حیوانی ماست بخش زمینی و طبیعی ماست آن خیلی مهم نیست.@بعد از مدتی ما در رحم دنیا به وفات میرسیم یعنی به ملکوت برمیگردیم مادهمان را رها میکنیم که مخصوص این عالم بود یعنی این بدن را، وارد کجا میشویم؟ وارد همان جایی که قبلاً آمدیم عالمی است بینهایت زیباتر و کاملتر و پیشرفتهتر و پیچیدهتر و جذابتر از دنیاست.@شما هر چه که در دنیا دارید میبینید خدا رحمت کند میرزا را میفرمود یک ضریب ده میلیارد روی این بگذارید آنجا میشود گُل و زیبایی و علم و لذت و خانه و خوراکیها و موسیقی و دانشگاه و حوزههایش، آنجا هم حوزه و دانشگاه دارد همه چیز دارد.@آنجا همه تشکیلات یک زندگی اینجایی با ضریب میرزا میگفت ده میلیارد، میرزا میگفت خودم رفتم دیدم، گفت خودم همه را دیدم دارم به شما میگویم، از دانستههایم نمیگویم، از دیدههایم دارم میگویم.@ولی حالا این فرمولی که ما در آوردیم این فرمول دقیقتر از فرمایش میرزا هست روی این فرمول خیلی بهتر و ریاضی شما میتوانید بیان کنید چون علم نمیشود تکیه بر مکاشفات داشته باشد. مکاشفه یک امر شخصی است علم باید ریاضی بشود و تبدیل به چه بشود؟ تبدیل به فرمول و اطلاعات باید بشود یعنی باید برایش قاعده درست کنیم.@چون خداوند میگوید من تمام جلوههایم از مثل أعلی تا ماده ریاضی است، توجه کنید این نکته خیلی مهم است در درک اسلام اگر کسی این را نفهمد در واقع اصلاً هیچ چیزی از نبوت و قرآن و انسان و خلقت نمیفهمد.@اگر کسی بخواهد فهم دقیقی داشته باشد باید بداند که تمام مراحل خلقت ریاضی هست یعنی عدد و اندازه در آن به کار رفته «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» همهاش ریاضی است.@یعنی وقتی که من از فوق عقل میآیم در عالم مجرد با یک نسبت میآیم در عالم عقل خودم و آن عالم عقلی خودم را با یک نسبت میبرم در ملکوت و ملکوت را با یک نسبت تبدیل به مادهاش میکنم. شما دوباره این مسیر را برعکس انجام میدهید.@نظام ملکوت یک نظامی بینهایت زیباست جذاب، زیبا، پیشرفته، عالی که خود خدا هم میگوید که هیچ کس نمیتواند بفهمد که آنجا چه خبر است. عالمی که ما چند دقیقه دیگر چند ساعت دیگر انشاءالله میخواهیم به آن متولد بشویم.@پس یک وفات داریم، وفات چه بود؟ انتقال شیء بود، کلمه وفات را چطوری به کار میبرند؟ وفات یعنی مردن نیست، وفات چیست؟ انتقال است انتقال کامل یک شیء را وفات میگویند.@بدن که برای اینجاست، خودم میروم، خودم، ذاتم، حقیقتم، من آدم، من محمد، شمای زهرا، شمای جواد، ما میرویم اصل ما آنطرف میرود. وقتی که آنجا میرویم اینجا که این پوسته را میاندازیم این پوسته که بدن بود و ما هر هشت سال یک بار ما دائم داریم پوست عوض میکنیم کل این بدن دارد عوض میشود ذاتیت که ندارد.@منِ ما غیر از بدن ماست اصل ما هست. این بدن میآید میرود در این گور خاکی، ما در آن عالمی میرویم که به آن اصطلاحاً برزخ و ملکوت میگویند و اسم مشهورتر دارد چه بود؟ عالم قبر.@پس عالم قبر که میگویند فشار قبر، عذاب قبر، بهشت قبری هست، پیغمبر هست اهل بیت هستند آنجا سراغ انسان و بالای سر انسان میآیند در قبر فرشتهها هستند، در ماده نیست، در بهشت زهرا نیست، کجاست؟ در برزخ است عالمی بینهایت، کاملاً تسلط به اینجا دارد یک عالمی هست محیط بر اینجاست ولی اینجا نیست.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: شما الان هم که میروید جسم دارید آن جسم برزخی هم الان با شما هست چون انسان همه مجموعه را با هم دارد شما قیامتتان هم همین الان با شما هست الان قاعده ریاضیاش را توضیح میدهم متوجه میشوید.@یک مجموعهای دارد ساخته میشود که لایه لایه است برای هر مرحله و عالم یکجور تفسیر میشود مثل زبان کامپیوتر که وقتی دارید برنامهنویسی میکنید آن چیزی که دارد نوشته میشود با آن چیزی که شما در تصویر میبینید یکی نیست.@ببینید ما الان بدن برزخیمان را داریم شما وقتی که دارید چرت میزنید همین الان، بعد من دارم صحبت میکنم این دارد خواب مادرش را میبیند یا دارد خانه میرود یا مسافرت میرود، با چه کسی دارد میرود؟ با چه چیزی دارد میرود؟ مسافرت، دیدن، شنیدن، خوردن، اینها را با بدن برزخیتان دارید انجام میدهید.@بدن برزخی همین الان هست فقط چکار میکنید که این بدن برزخی الان مزاحم شما نیست ولی موقع خواب کاملاً در اختیارتان هست؟ باید یک کاری بکنید، آن چه هست؟ این هست که ارتباطتان را با مادهتان قطع کنید در خواب ارتباط با ماده قطع میشود و بدن رها میشود.@بدن را که رها کردی و تعلقت را به آن قطع کردی بلافاصله با کدام بدن حرکت میکنی؟ بدن برزخی. ما قیامتیاش را هم داریم همین الان با ما هست باید عرضه داشته باشد یک کسی بتواند این تعلق را قطع کند.@حالا یک عده الان مثلاً ما جبری این کار را میکنیم مثلاً فرض بفرمایید خوابمان میبرد این کار را میکنیم خواب که رفتیم آن بدن در اختیار خودش هست و کار خودش را ادامه میدهد و میرود؛ بعضیها ارادی این کار را میکنند در بیداری هم میتوانند این تعلق را قطع کنند.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: طی الارض علما یک چیزی هست شبیه به این هست ولی خب حالا تمرینهایش را در اردو به شما میدهیم ما اردوی مهمی داریم تمرینهایی هست که شما یکذره تواناییهایتان نسبت به این حقایق بالا برود نه دانستههایتان، چی؟ تواناییهایتان باید بالا برود که زود بتوانید قطع ارتباط کنید زود بروید و بیایید.@این ارتباط باید زیاد بیافتد یعنی دائم تمرین رفتن و آمدن، تمرین در زدن و شکاف دادن شما باید بکنید این خیلی مهم است که این اتفاق باید برای ما بیافتد تا آن لذت ورود به غیب و لذت ارتباط با غیب و لذت حرکت کردن این برای ما اتفاق بیافتد این داستان هم در تمرکز اتفاق میافتد.@خب ما وفات داریم وارد این عالم میشویم که بینهایت از اینجا زیباتر است و بعد وارد قیامت میشویم که پنجاه هزار سال است و بعد از قیامت 50 هزار سال که امام صادق فرمود 50 تا سؤال از شما میکنند حالا سؤالاتش را هم توضیح میدهم که چطوری هست که این چه سؤالاتی هست چطوری سؤال میکنند و چطوری باید جواب بدهید.@بعد از قیامت هم حیات جاودانه تازه شروع میشود، اصل حیات انسان چه موقع شروع میشود؟ بعد از قیامت، تازه ما داستان زندگیمان آنجا شروع میشود که انشاءالله کنار خدا هستیم تا بینهایت.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: جسم غیر از ماده است معاد جسمانی معاد مادی نیست جسمانی است. شما در خیال هم جسمیتتان را دارید. یکذره تمرین کنید یکذره تحمل کنید بزرگ میشوید اینها را میفهمید.@الان نگاه کنید مثال را که در کلاس زدم یادتان نرفته توضیح دادم، این الان چیست؟ ماده است، من دو ارتباط با این دارم از طریق حس و بینایی، شما چندتا ارتباط دارید؟ یک ارتباط داریم، ارتباطتان قطع شد. واقعاً قطع شد؟ نه، الان میگویید این آن است پس شما خیالپردازی کردید.@شما الان جسمیت را دارید ماده را ندارید ماده دست من است جسمیت دست شماست؛ جسم یعنی اندازه، صورت، و شکل.@ماده این طرف پیش من هست برای همین وقتی میگوید که ما شما را از زمین در میآوریم و چنین و چنان میکنیم یک آیه دیگر هم داریم میگوید «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ» این زمین غیر از آن زمینی است که شما فکر کردید که مثلاً از این مادهها و داستانهاست، نه یک چیز دیگر است چون خداوند برای شما باید به تناسب عظمت شما ساختاربندی بکند خیلی داستان دارد.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: میگوید ما شما را اینطوری برمیگردانیم اینطوری میتوانیم شما را جمع کنیم. بله جسمانی است. اگر جسمانی نباشد آنجا سیب و شراب را چه کسی بخورد، کوفتشان بشود اگر غیر از ما بخورند. حالا برویم سراغ فهم ریاضیات این داستان تازه میخواهیم شروع کنیم.@قبل از اینکه شروع کنیم من در مورد اردو بگویم. ما عزیزانی که برنامهدار بودند یعنی دو برنامه حداقل گرفتند در برنامهها، یا سه تا یا چهارتا بودند اینها را ما سال 91 و 92 در کوه بردیم 200 نفر را انتخاب کردیم بردیم.@یک متن اللهشناسی دقیق یعنی یک متن تخصصی اللهشناسی معرفت الله و معرفت نفس هست که در متون ما از این دقیقتر ما نداریم برای امام رضا (علیه السّلام) هست خطبه توحیدی حضرت رضا، همین کتاب بازتاب نور ماست یک کتاب کوچکی هست.@این متن درسی است که ترجمه شده و این خطبه یک توضیح روان برای اولین بار داده شده بعد ما در آن یک هفتهای که در کوه بودیم این خطبه به سه قسمت تقسیم شده ما هر سال یک قسمتش را یک سومش را در اردو طی کردیم.@میکروسکوپ و لامپ آزمایشگاهی و تلسکوپ همه داشتند تمرین کشف اسماء.@هر سال ما یک سوم این را تقریباً 12 ـ 13 قسمت، تقریباً 32 فراز هست تقسیم کردیم. آنجا تمرین معرفتی و عملی داشتیم برای کشف اسم.@اسمها را کشف کنیم هم سیرهایی را که خدا در نفس داده بود آنجا سیر کردیم هم تمرینهای خارجی، سیر آفاقی کردیم که بیرون چه خبر است هر کدام از ظهورات الله در هر شیء به چه شکل هست الله با چند اسم در هر شیء ظهور میکند آنها سیرش را انجام دادیم دوره خیلی قوی هست دوره فوقالعاده مهمی هست.@الان اردویی که داریم 7 تا 13 فروردین 95 هست باید خودتان را آماده کنید آنهایی که میخواهند بیایند یک هفته است یک هفته اردو داریم که به این اردوی تفکر میگویند. که آنجا ما یک مقدار تمرینهای عملیمان بیشتر است یک مقدار بحثهای معرفتی داریم ادامه آن بحثهای قبلی است البته دیگر متن نداریم.@این را متن داشتیم با امام رضا جلو رفتیم 32 قدمش را با امام رضا جلو رفتیم ولی آنجا متن نداریم آنجا یک مقدار تمرینهای معرفتیمان خیلی عمیقتر هست و تمرینهای عملیمان بیشتر هست برای اینکه انشاءالله این توانایی در نفس ما ایجاد بشود که خودتان این انسها را انشاءالله برقرار بکنید.@ولی شرط دارد شرطش این هست که آنهایی که از شما خوب بودند عزیزانی بودند که آمدند تمرینها و کارهایشان را انجام بدهند بهتر است یک سیر کوچک و نقلی از من بگیرند ولی عزیزانی که نبودند حتماً باید برنامهدار باشند یعنی باید برنامه علمی بگیرند این 7 ـ 8 ماه را که داریم بروند که آخر جلسه مینویسم که چه چیزهایی لازم هست مواد پیشنیازش، آن پیشنیازها را طی بکنید.@ولی حالا زودتر ثبتنامتان را بکنید چون ما هم از خارج دعوت کردیم هم از کل کشور دعوت کردیم یک موقع به شما نرسد بد است به هر حال حق است که شما هم در این جلسات باشد. ثبتنامتان را بکنید حالا ارزیابی و نمره دادن و اینکه قبول بشوید یا نشوید برای دوره این بماند انشاءالله ببینیم که شما چکار خواهید کرد در رابطه با این دوره.@پس حالا هم اینترنتی میتوانید ثبتنام کنید یا فرم دستی بگیرید، فرم داریم فرم را بگیرید ثبتنام اولیه انجام بشود هزینهاش هم بالاست یعنی حداقل 500 هزار تومان است دیگر از الان پولهایتان را جمع کنید یک قلک بگیرید جمع کنید، جیب شوهر و پدر و مادرتان را بزنید که بتوانید انشاءالله در اردو شرکت کنید.@چون ما طبق تجربه این چندتا اردویی که برقرار کردیم بهترین زمان برای اردوها فصل بهار و این فاصله هست که همه تعطیل هستند دیگر نمیتوانیم در طول سال شما را پیدا کنیم یک موقعی باشد که همه بتوانند با هم بیایند فقط یکذره دَدَر رفتنتان را کم کنید درست میشود همین یک هفته اول ددرتان را بروید بعد انشاءالله بیایید برای شروع جلسه.@یک اردوگاهی هست احتمالاً اردوگاه لواسان هست اردوگاه امام خمینی که اردوگاه فوقالعاده زیبایی هست یا اردوگاهی هست در چیتگر هست.@حالا داریم مذاکره میکنیم در رابطه با قرارداد آنجا، چون آن شهید حسینی خیلی قشنگتر و قویتر هست وحشی نیست مثل لواسان، ما به فضای وحشی خیلی احتیاج داریم برای تفکر، فضاهای بکر که از محیطهای شهری دور باشیم حالا دستساز بشر هست اما خب فضای سالنش و عبادی، تمرینهای عبادی که بخواهیم بکنیم چیتگر بهتر است.@متأسفانه حالا فعلاً بحثمان سر این هست که آنها میگویند اردوگاهشان را یک هفته به کسی نمیدهند یک روزه و دو روزه است، حالا داریم چانه بزنیم که یک هفتهاش بکنیم. اگر کسی آشنا دارد در شهرداری و آقای قالیباف به ما بگوید.@خانوادهها میتوانند بیاید در این اردوگاه جدید حدود 400 نفر ظرفیت داریم ولی 400 نفر علمی میخواهیم بگیریم.@این یک نکته اگر خانوادهها هم بیایند جدای از هزینه این هست که در کلاس نمیتوانند بیایند دست بچهات را نمیتوانی بگیری در کلاس بیایی، مربی داریم. پسر خود من هم با اینکه آدم قَدَر و قوی هست گفتم نیاید یا کسانی در این سنین، گفتم شما بیرون بروید جلسات دیگر داشته باشیم، نه بزرگترها بیایند تمرین و کار کردند.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: برای آنها هم استاد و کلاس میگذاریم. باشد میگوییم بیایند کار کنند برای آنها هم انشاءالله یک فکری میکنیم، بتوانیم یک فکری برایشان بکنیم که آنها هم بیایند. ولی کلاس برای بزرگترها هست.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: ما یک فکرهایی داریم میکنیم دفعه قبل یک مربی برای کودکان آوردیم چون نوجوانها آنجا فضا خیلی داشتند فضای تفریحی و بازی داشتند آنقدر بود که خودشان لذت میبردند و بیشتر هم خوششان میآمد که ما مزاحمشان نشویم.@
برویم سراغ اصل فرمول: برای درک این نظام خلقت و جریان آمدن خلقت، قاعده نزول و قاعده صعود یک فرمولی را ما، البته این فرمول خیلی من 11 سال طول کشیده تا این فرمول را توانستم قواعدش را استخراج کنم.@اصل فرمول از آموزههای معصومین هست ولی استخراج قوانینش یعنی تبدیلش به فرمول ریاضی و قوانین حدود 11 سال طول کشید تا من توانستم همه قوانینش را استخراج کنم. که حالا این خیلی مهم است البته نمیتوانم ادعا کنم همه قوانین، چون این اصلاً ته ندارد.@پس ما الان در نظام خلقت کجا هستیم؟ از الله که آمدیم در عالم چه آمدیم؟ عالم ناسوت یا دنیا. خب این رفت ما که انجام شده، حالا میخواهیم چکار کنیم؟ برگردیم. این مسیر چه این از اینجا به آنجا، چه از آنجا به اینجا از نظر ساختار ریاضی چطوری هست چون باید برای ما مشهود و ملموس بشود بدانیم اصلاً داستان چه هست.@اگر این را بفهمیم شما از مطالعه هزاران جلد کتاب بینیاز میشوید اگر خوب بفهمید اگر فرمول را خوب درک کنید البته شما حتماً به من کمک بکنید در استخراج احکام، به خصوص چون که شما رشتهتان به این فرمول میخورد کمک کنید. یکی از خواهران گرامی ما یک کتاب در این زمینه نوشته به من هدیه دادند در رابطه با این قاعده.@پس رابطه دنیا به آخرت مثل رابطه رحم مادر هست به دنیا. این قسمت ما مشترک است در کسر، کسرهای ریاضی. یعنی یک قسمت واسطه اینجا هست یک قسمت به دنیا از دنیا به آخرت. خیلی قانون هست که من الان فقط یک تشریحی فوری انجام بدهم.@در قوس اینجا که این ارتباط را به این شکل داشتیم که یک قوس نزول داشتیم از الله به دنیا و از دنیا به الله. خوب دقت کنید اینجا رحم هست آنجا دنیاست. دنیا از خودش یک چیزی را یک قابلیتی را میفرستد آمادگی را میفرستد در رحم، که اسپرم هست، میآید با تخمک لقاح پیدا میکند آن سلول تخم تشکیل میشود بعد هم بعد از تقسیمات یواش یواش تبدیل به یک جنین یک فرزند کامل میشود در فاصله نُه ماه.@از دنیا میآید با این قابلیت پیوند میخورد و بعد چکار میکند؟ پس یک نزول داشتیم. برای همین هم در آمیزش کلمه چه را به کار میبرند؟ انزال. بعد یک بازگشت دوباره به کجا داریم؟ به دنیا.@اینجا یک انسان کامل این انزال را انجام میدهد بخشی از خودش که اسپرمش هست را میفرستد و بعد یک انسان شبیه خودش را به دنیا تحویل میدهد.@آخرت هم همین حالت را دارد اول از این نسبتها را خوب دقت کنید. در نسبت دنیا با رحم ما اینطوری داریم یعنی فرمول ما به این شکل هست، میگوییم دنیا همراه رحم و محیط بر رحم است، یعنی چی؟ یعنی دنیا وجود قبل از رحمی دارد، رحم در واقع یک جلوهای از خود چیست؟ اصلاً خود دنیاست، در دنیاست، رحم در دنیا شکل میگیرد در دل دنیا یک رحم شکل میگیرد و این اتفاقات زیبا میافتد.@عین این اتفاق در رابطه با عوالم قبل از دنیاست. چون در قوس دقت کنید شما از اینجا که آمدید قبل از دنیا چه داشتید؟ ملکوت را داشتید، ملکوت یعنی آخرت. عالم زر به این معنا وجود ندارد که هست. ملکوت، از اینجا ما رد شدیم آمدیم آن نفخه رد میشود، ما آنجا برمیگردیم.@پس قبل از دنیا در واقع آخرت است، آخرت به معنای چی؟ به معنای ملکوت یا مجموعه است. شما اگر دقت کرده باشید من از قیامت تا وفات را آخرت میگوییم، مجموعهاش آخرت یا همان ابدیت میشود، کل این را آخرت میگویند. از وفات کلاً شما وارد آخرت میشوید حالا یا آخرت ملکوتی است یا آخرت قیامتی است یا آخرت بعد از قیامت است.@الان ملکوت محیط بر دنیاست و همراه دنیاست، یعنی ملکوت وجود قبل از دنیایی دارد. این دقیقاً همان رابطهای هست که ما اینجا درک میکنیم که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «إِنَّ مَعَ الدُّنیا آخِرَۀٌ وَ الآخِرَۀُ مُحیطَۀٌ بِالدُّنیا» خیلی زیباست خیلی شرابش واقعاً مستکننده است.@همراه دنیا آخرت هست و آخرت محیط بر چیست؟ برزخ همین الان با ما هست. و علی (علیه السّلام) فوقالعاده زیبا فرمود: «الدنیا فی الآخرة» دنیا در کجاست؟ دنیا در آخرت است. این اتفاقات در واقع دارد در آخرت میافتد.@اتفاقاتی که الان ما داریم حالا تمرینها و فیلمهایش را برای اردوی شما گذاشتیم آنجا خیلی زیباتر این را شهود میکنید. دنیا الان در کجاست؟ در آخرت است، همه اتفاقاتی که الان دارد میافتد در آخرت دارد اتفاق میافتد، آخرت محیط بر ماست احاطه بر ما دارد. ملکوت دارد ما را میبیند همه دارند ما را نگاه میکنند.@شما یک سونوگرافی میکنید بیرون دنیا بچه را نگاه میکنید بچه نمیداند که بیرون از دنیایی هست بینهایت قشنگتر و کاملتر و زیباتر و بزرگتر از رحم مادر هست همه هم دارند او را میبینند که او نه درکی از بیرون دارد و عالمش همان است این هر چه هست برای او این عالم همان معنا را دارد عالم او همان رحم میشود.@ولی یکدفعه یک اتفاقی میافتد به نام تولد یا وفات، وفات یعنی چی؟ انتقال. منتقل میشود یکدفعه میبینی یک لحظه منتقل شدی و در یک لحظه وارد یک فضایی میشود که ای بابا اینجا دیگر کجاست؟! اینجا دیگر چه بود؟ ما آنجا فقط داشتیم خون میخوردیم و محدود بود، یکدفعه وارد اینجا میشود که این عالم اینجا چه خبر است.@خدا رحمت کند حضرت امام را فرمود دنیا رحم دوم ماست. ما الان در رحم دوم آمدیم. با وفات در رحم چندم میآییم؟ رحم سوم. اندازه ملکوت چقدر است نسبت به دنیا؟ نه حداقل ریاضیتر بحث کنیم.@به اندازه بزرگی دنیا نسبت به رحم. دنیا چقدر بزرگتر از رحم است؟ دقیقاً ملکوت اینقدر بزرگتر از دنیاست پیچیدهتر و کاملتر و سیستمدارتر از دنیاست. خیلی باید به این توجه کنیم.@تنوع نعمتهایش هم همینطور است تنوع نعمتها اینجا چند برابر است نعمتهایش از رحم؟ میتوانید تنوع نعمتهای اینجا را نسبت به رحم را حساب کنیم که فقط خونی بود ما میخوردیم محدود و کوچک؟ نه؛ تنوع نعمتهای ملکوتی که انشاءالله سالم وارد آنجا بشویم فقط مهم بحث تولد سالم است اگر کسی سالم متولد به ملکوت بشود خیلی برد کرده.@بحث خیلی مهمی که اینجا وجود دارد بحث تولدهاست. دقت کنید بحث تولدهاست تولدها را من معرفی کنم دیگر بماند برای جلسه بعد. ما شش تولد از رحم داریم به کجا؟ به دنیا. شش تولد هم از دنیا به کجا داریم؟ به آخرت. این تولدها عبارتند از تولد سالم، و سالم قوی، این دوتا مطلوب و خوب هستند بقیهاش دیگر جالب نیست.@ضعیف و بیمار، ناقص و معلول. در ناقص کمبود داریم دست و پا ندارد در معلول اضافه داریم سر اضافه دارد چهارتا سر اضافه آورده شما شکلهایش را دیدید دُم آورده اصلاً نصف بدنش حیوانی است انسانی نیست، چهارتا دست آورده پنج تا پا آورده این اضافه با خودش یک چیزی را آورده.@پس آن دوتا تولدی که خیلی خوب است تولد چیست؟ تولد سالم و سالم قوی. بقیهاش دیگر به درد نمیخورد و خوب نیست. بعد چون این قضیه تولد را که میگوییم یک قضیه ساختاردار ریاضی است.@وقتی ما میگوییم شش نوع تولد داریم آن عاملی که باعث میشود ما شش نوع خروجی از رحم بگیریم چیست؟ نه اصلاً ربطی به رحم و جنین ندارد. من دارم راجع به خروجی صحبت میکنم گفتم اصلاً ربطش به رحم و جنین ندهید. خروجی که ما میگیریم میگوییم خب این بچه حالا سالم، سالم قوی، ضعیف، ناقص، معلول، بیمار است. الان این خروجی که آمد اینجا ما تفسیر میکنیم.@آخر میگویند یک آدمی خیلی زشت بود به او گفتند که تو چقدر زشت هستی، گفت نه من در بیمارستان عوض شدم خیلی هم خوشگل هستم. این قابل پارتیبازی هم نیست یعنی نمیشود عوضش کرد برای همین شما میخندید چون میگویید قابل تبدیل نیست یک واقعیت است ثابت است.@یک چیزی بیرون رحم وجود دارد به رحم ربطی ندارد چون تا وقتی در رحم است تولد اصلاً معنا ندارد اصلاً کلاً رحم یک عام بیمعناست رحم تمام حرکت جنین تا وقتی رشد میکند معنادار نیست.@دست، پا، چشم، گوش هیچ کدام در رحم به درد جنین نمیخورد اصلاً طبق تفسیر عالم رحمی هیچ کدام از سیرها میخواهد سالم باشد هر کدام از این شش تا باشد بیخود است به درد نمیخورد چون کارایی برای جنین ندارد حالا دست و پا و چشم داشته باشد یا نداشته باشد اصلاً معنا ندارد.@معنادار کردن دوران رحمی به کجاست؟ به بیرون از رحم است یعنی این دنیاست که میآید به حرکت و خلقت رحم چه میدهد؟ معنا و مفهوم میدهد. این بیرون است که به او معنا میدهد فلسفه وجودیاش را رحم از خودش نمیگیرد، رحم فلسفه وجودیاش را از چه میگیرد؟ از دنیا دارد میگیرد، دنیاست که معنا میدهد.@پس یک چیزی بیرون از رحم وجود دارد که به نام دنیاست این دنیا هست که این فلسفه وجودی را معنا میدهد عین رابطه دنیا و آخرت هم همینطور است. در دنیا چیست که تولدها را به شش قسمت تقسیم میکند؟ شرائط زیستی دنیاست شرائط ثابت زیستی دنیا باعث میشود که ما یک جنین را تفسیرش بکنیم.@اینجا طول موج لازم دارد پس باید با خودش چه میآورد؟ چشم، فرکانس لازم دارد پس باید با خودش چه میآورد؟ گوش؛ هواست، این بنده خدا در رحم اصلاً نفس نمیخواست بکشد محیطش آبی است الان دنیا هوازی است احتیاج به دستگاه چه دارد؟ تنفس دارد. @پس این طرف هست که آن را معنادار میکند، دارد به آن جهت و معنا میدهد و دارد مفهوم میگیرد. از دنیا به آخرت هم همینطور است الان ما یک عالم قوا داریم به خصوص قوای فوق عقلانیمان و قوای عقلانیمان، خیلی قوا داریم که کامل است قوای وهمی و خیالی ما هم همینطور است همه اینها اگر بخواهد ارضا بشود دنیا اصلاً توانش را ندارد.@دنیا توان ارضاء این همه قوه که ما داریم را ندارد، برای همین یک عده خودکشی میکنند. چرا خودکشی میکنند؟ چون میگوید چی شد من که اینجا به هیچ کدام از خواستههایم نرسیدم، همهاش شد محدودیت و مرض و درد و مصیبت.@به قول خدا بیامرز شهید مطهری (رحمه الله علیه) میگفت صادق هدایت که خودش را کشت و بقیه کسانی که بعداً کتابهای این را خواندند خودکشی کردند، میگفت که صادق هدایت نصف حقیقت را فهمیده بود و آن این هست که دنیا واقعاً جای بیارزشی است.@مشکل صادق هدایت این بود که نصف بعدی را نفهمیده بود یعنی آنطرف را ندیده بود، داشت تفسیر دنیایی میکرد انسان را از اینجا تا آنجا دیدند، این چیزی است که الان ما متأسفانه در تمام مکاتب داریم، سکولاریسم و مکاتب دیگر همه یعنی تفسیر انسان از تولد و وفات و برنامهریزی برای چی؟ برای این قسمت، برای همین هم دانش بشری الان به درد نمیخورد.@یعنی کشورهایی که پیشرفتهترین کشورها هستند در تولید علم، چون اساساً تعریفشان در انسانشناسی بر اساس تولد تا وفات است جامعهشناسی، اقتصاد، مدیریت، سیاست، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم، روابط زن و مرد و هنرش هیچ کدام به درد نمیخورد چون اصلاً دروغ است اصلاً غلط است اصلاً نگاه غلط است، وقتی نگاه غلط باشد نتیجه چه در میآید؟ نتیجه غلط در میآید.@خدا حفظ کند آقای قرائتی را میگفت در این بلورفروشیها دیدید که استکانها را اینطوری میگذارند، رفته بود گفته بود این که سر ندارد، بعد بلند کرده بود گفته بود ته هم ندارد؛ این بیسروته دیدن یک چیز برای نگاه ماست حالا بیا عوضش کن هم سر دارد هم ته دارد.@وقتی ما انسان را از تولد تا مرگ معنا کردیم نوع ارزشهایی که برایش مینویسیم مدیریت، حکومت، سیاست، اقتصاد، روابط زن و مرد، آرمانها، معشوقها، محبوبها، لذتها هر چه که بنویسی غلط در میآید دروغ است چون انسان این نیست.@شما برای این آدم میگویید که ارزش این است که انسان اینطوری باشد مثلاً آزادی در این حد، حجاب در آن حد، روابط زن و مرد در این حد، هنر در این حد، سیاست در آن حد، همه غلط است چون انسان این نیست، شما دارید تفسیر غلط میکنید و بعد از این نگاه غلط دارید علم تولید میکنید.@برای همین هم این علمهایی که الان تولید میشود به درد نمیخورد در دانشگاهها که در میآید چون دروغ است براساس تعریف غلط از موضوع هست یعنی انسان، این به درد نمیخورد.@لذا شما نگاه کنید کشورهایی که الان خودشان بیشترین تولید علم را دارند در موضوعات انسانشناسی خودشان بیشترین معضلات انسانی را دارند بیشترین ناهنجاریها را دارند.@فقط تنها علم در صورتی درست است و به درد میخورد و به معنای واقعی علم است که انسان را چکار کند؟ این مجموعهای که من الان یک آکولاد قرمز کشیدم اصطلاح تخصصی به آن چه میگویند؟ انسان.@انسان یعنی این، یعنی یک مجموعه از الله تا الله، یا از قبل از دنیا تا بینهایت، امتداددار است انسان یک موجود کاملاً ممتد است وقتی میخواهیم برایش سیاست بنویسیم و تعریف کنیم هنر تعریف کنیم روابط زن و مرد و تربیت و تفریح تعریف کنیم هر چه را که بخواهیم برایش تعریف کنیم باید براساس کل مجموعه نگاهش کنیم حالا برایش تعریف کنیم و الا بیمعنی است.@مثل نگاهی است که ما به جنین در رحم داریم، میگوییم دارد وقت تلف میکند این بیمعنی است دست و پا میخواهی چکار، به چه درد تو میخورد؟ حالا در این رحم مگر از آن استفاده میکنی که داری تهیه میکنی و زور میزنی اکثر وقت و انرژیات را برای این کار گذاشتی برو خوش باش رها کن.@خب درست است ولی وقتی که در این سیستم بیاید این سیستم بینهایت زیباتر و پیچیدهتر است (دقت کنید چه دارم میگویم) به تناسب زیبایی و پیچیدگیاش ابزار بیشتری لازم دارد. پس شما وقتی که از حالت سیستم دنیا میخواهید وارد سیستم ملکوت بشوید به تناسب سیستم ملکوت چون بینهایت زیباتر و کاملتر و پیشرفتهتر است شما به ابزار چه احتیاج دارید؟ ابزار خیلی پیچیدهتر و بیشتری نیاز دارید برای تولد.@اینکه تو فکر کنی اگر خانهدار شدی، شوهر کردی، زن گرفتی اینها برای کاربردهای رحمی دنیاست، درس خواندی، اینجا استاد و رئیس جمهور و نماینده مجلس شدی هیچ کدام اینها به درد آن فضا نمیخورد.@آن چیزی که به درد آن فضا میخورد یک ساختاری هست که دقیقاً تناسب با ساختار برزخ داشته باشد با بهشت و ریاضیات بهشت تناسب داشته باشد این را باید تهیه کنیم. مسئول این کار کیست؟ یعنی چه کسی میآید ما را تربیت میکند برای ساختار ریاضی مرحله بعد؟ دین، برای چه ما به دین احتیاج داریم؟ فلسفه دین از اینجا در میآید ما از اینجا به دین احتیاج داریم.@چون دین میخواهد ما را تربیت نامحدود بکند ما به الله احتیاج پیدا میکنیم طبق اصل اصالت تخصص؛ اصل اصالت تخصص را جلسه قبل گفتیم.@گفتیم در برخورد با هر سیستم در چهار مرحله تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی ما در درجه اول به راهنمایی سازنده سیستم احتیاج داریم و در درجه بعدی به راهنمایی متخصصی که از ناحیه سازنده نمایندگی مجاز داشته باشد این اصل را یادتان نرود.@این تلفن شما فرض بفرمایید نوکیاست این شرکت سازنده است و آن نماینده داخلیاش است که نمایندگی داشته باشید نمیتوانید جای دیگر ببرید.@پس ما در حرکتمان به سمت جاودانگی و بینهایت ما یا باید با الله که سازنده سیستم است ارتباط برقرار کنیم که ارتباط ما با الله از چه طریقی است؟ دو طریق یکی قرآن که جلوه خود خداست جلوه کتبی و علمی خداست و یکی رابطه وجودی ما که در تمرینهای اردو انشاءالله پیدا میکنیم.@خودمان با خود الله مستقیم ارتباط بگیریم و با او ارتباط داشته باشیم و یکی هم با متخصصینی که از طرف الله نمایندگی مجاز داشته باشند که به آن معصوم میگوییم.@معصومین متخصصینی هستند که علاوه بر اینکه متخصص هستند عصمت هم دارند یعنی به هیچ وجه اطلاعات غلط به ما نمیدهند. ما به اینها احتیاج پیدا میکنیم.@پس دین یعنی مجموعه کتاب و سنت مأمور تربیت ماست برای سیستمهای مراحل بعدی؛ به اضافه اینکه این فقط با آخرت کار ندارد؛ دین مسئول تربیت ماست در دنیا به طوری که در دنیا زندگی شاد و آرامی داشته باشیم این دو قید یادتان نرود شادی و آرامش.@اگر شاد و آرام نباشیم دیندار هم نیستیم این را دقت کنید که دارم چه میگویم، اگر کسی شاد و آرام نیست یعنی معلوم است که به دستورات الهی عمل نکرده یک جای زندگیاش دارد میلنگد که آدم شاد و آرامی نیست.@دین هم شادی و آرامش را در دنیا تأمین میکند و اتفاقا چون سیستم ریاضی است شما زمانی میتوانید از یک لذت بالاتر برخوردار باشید که بتوانید با جلوههایش ارتباط برقرار کنید.@یعنی جنین اگر در رحم برای طول موج آنجا چشم تهیه نکند آنجا نمیتواند استفاده کند. یک کسی که نمیتواند با عالم شادی که بهشت و ملکوت است در دنیا انس بگیرد از دنیا لذت ببرد چون دنیا جلوه بهشت است جلوه ظهورات بهشت است ملکوت است.@شما اگر با جلوه پایینی نتوانی خوب ارتباط برقرار کنی اصلاً کمال بالاتر را نمیتوانی دریافت کنی. لیاقت یا ظرفیت دریافت کمال بالاتر را انسان پیدا نمیکند.@بنابراین اگر کسی نتواند در دنیا بهشتی زندگی کند، ببینید بهشتیان را چقدر قشنگ تشریح میکند «لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا» در قرآن در بهشت لغو و بیهودهگویی و گناه کردن و گناه با هم حرف زدن و گناه نسبت دادن نیست؛ این یعنی در دنیا باید اینطور باشیم.@پس اگر کسی اینجا بداخلاق و زودرنج و حساس و عصبی و پرخاشگر و متکبر و بدبین بود نمیتواند به بهشت راه پیدا کند برای همین روی نوع تولد ما اثر میگذارد؛ چون الان ما داریم به صورت یک جنین دریافت میکنیم روی نوع تولد ما این بیماریها اثر میگذارد چون ساختار یک ساختار کاملاً تعریف شده ریاضی است.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: ما دوتا موضوع داریم تخصصی است یکی غم یکی شادی. غم را ما در سعادتآباد داریم میگوییم 47 جلسه، غمزدایی اصلاً ما چطور میتوانیم غم را از خودمان بیرون کنیم و با غم فاصله بگیریم، قواعد و فرمولهایش را داریم میگوییم.@آنجا توضیح دادیم که ده نوع غم داریم غمهایی است که تولید شادی میکند آن غمها قشنگ است خداوند برای ما این غمها را میآورد اینها میگوید برای من است اینها را داشته باشید چون برای شما خیلی خوب است.@بقیه غمها که از نوع غم دنیایی است منفور است. پیامبر فرمود: «من بکی علی الدنیا دخل النار» کسی که دنیا میتواند غمگینش بکند جهنمی است در دنیا غم نباید سراغ شما بیاید، غم مریضی است «الحزن مرض النفس» حزن مرض روحی است.@آن غمهایی که خدا برای ما میآورد مثل اهل بیت، غم اهل بیت، گریه برای اهل بیت، غم مظلومان عالم، غمهای خیلی خوب اینها ده نوع هست اینها را در بحث غم گفتیم تولید شادی میکند اصلاً شادی و نشاط است.@دقت کنید چه میگویم در اوج سختی تو شاد هستی مثل زینب کبری که میگوید «و ما رأیت إلا جمیلا» یعنی «کلما اشتّد علیه الامر احمّر لونه» این تمرینها را در جبهه هم داشتیم. در جبهه بچهها با سختترین شرائط شاد و خوشحال بودند.@پس بخش بعدی ما شادی است، ما دیدیم که امسال نمیتوانیم شادی را سعادتآباد بگذاریم چون طول میکشد بحث غمش تقریباً 50 جلسه دیگر دارد شادی را الان در کرج شروع کردیم بخش شادی که ما اصلاً چطوری تولید شادی بکنیم و با شادی رابطهمان را حفظ کنیم.@پس دین هم مسئول تربیت شاد و آرام ماست برای دنیا و تربیت کجا؟ آخرتی ماست. این شش تولد باشد چون اصل بحثمان را هنوز نتوانستیم ادامه بدهیم فعلاً من دارم مقدمات میگویم، هنوز به اصل بحثمان نرسیدیم، یک ساختاری فعلاً از نظر، چون مثل پزشکی میماند شما باید اول آناتومی کار کنید، باید آناتومی را کار کنید بعد بروید در بقیه بخشهای دیگر که بتوانید نتیجه بگیرید.@الان فعلاً داریم یک بافتشناسی و ساختارشناسی از دنیا میکنیم که اصلاً واقعیت قضیه خلقت چیست این ساختار ریاضیاش به چه شکل است اصلاً داستان و فلسفهاش برای چیست تا بعد برسیم به نحوه سبک زندگی و مباحث بعدی.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
من پیشنیازها را بنویسم کسانی که میخواهند اردو بیایند پیشنیازها را بنویسند. این اردو خیلی حیف است یعنی چیزی که شما در حوزه، نه در بیرون، در حوزه اگر طلبه بخواهد این را درک کند حدود 15 تا 20 سال باید درس بخواند، یک طلبه تخصصی بخواهد این مباحث را بفهمد باید 15 تا 20 سال باید درس بخواند ما الان برای شما سادهاش کردیم برای غیرطلبهها سادهاش کردیم که قشنگ بفهمند.@حالا اردو هم همینطور است این اردو چند سال شما را جلو میاندازد یعنی فکر نکنید که حالا یک هفته است بگویید یک هفته است، یک هفته رحمی است چون رحم زمانی و مکانی را برای شما توضیح دادم یک هفته رحمی است انشاءالله میخواهیم جنین بشویم در این یک هفته برویم ببینیم چکار میکنیم.@خب پیشنیازها را مرقوم بفرمایید عزیزان. سیدی نسیم حیات یعنی شرح همین کتاب برای سه جلسه اردوی قبلی ما هست.@این چون ما الان کجا هستیم؟ مرداد، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن، اسفند. این حدود شصت و خوردهای جلسه است روزی یکی هم که بگذارید برای دو ماه شما کافی است حالا احتیاطاً به خاطر تنبلی که حتماً دارید سه ما میگذاریم.@این را زود شروع نکنید چون اذیتتان میکند یکذره فازش بالاست و قوی است ممکن است شما را اذیت کند، این را بگذارید برای دی به بعد و تا اسفند انشاءالله تمامش کنید و کتاب بازتاب نور، این دوتا مجموعاً برای این فصلتان هست. برای الان تا آن موقع یاد خدا، دشمنشناسی، اگر کسی دشمنشناسی ضعیفتر میشود یعنی انجام داد وسوسه را هم شروع کند که اذیت نشود بعداً چون میخواهیم برسیم تمرین کنیم.@آن چیزی که میتواند در پرواز و حرکت یک نفر را زمین بزند شکها و تردیدها و سؤالات غلطی است که در ذهنش ایجاد میشود، چینشهای غلط فکری، غیر منطقی میتواند یک نفر را زمین بزند و نگذارد رشد کند.@پس یاد خدا، دشمنشناسی، علم و یقین، وسوسه، مهندسی فکر، مهندسی آرزوها، (اگر به ترتیب باشد بهتر است البته خیلی از شما اینها را کار کردید) قلب هم اگر اضافه کنید عالی میشود. کافی است.@کتابهایتان هم بازتاب نور، به اضافه فرد و جامعه متعالی، دو جلد کتاب داستان فوقالعاده زیبا هست حتماً این دو جلد کتاب را شبها به این صورت استفاده کنید دو جلد کتاب هست این را شبی یکی یا دو ماجرایش را بخوانید اینطوری مثل دارو میماند.@نمیشود یکدفعه شربت را سر بکشی، میگوید شبی یک قاشق از آن بخورید، همین که بگویی یک جا همه را بخوری شما را می کشد؛ این را آهسته بروید چون اگر بخواهید جذب بشود یواش یواش، مثل قطره سرم است یکدفعه نمیشود.@این فرد و جامعه اسمش هست در محضر لاهوتیان. این دو جلد را از مؤسسه بگیرید و انشاءالله روی آن کار کنید. کتابها کافی است. سیدیها را مشغول میشوید بعد این تمرینها و کارهایش و تمرکزیات را برای سه ماه آخر بگذارید سه ماه آخر که انشاءالله آماده بشوید برای آن اردویی که انشاءالله میخواهیم برویم.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: به همین شکلی که گفتم وجود دارد یعنی به این ساختاری که گفتم وجود دارد و الا با این ساختار فعلی ما، ما اصلاً آنجا نبودیم. ولی چرا خدا میگوید شما بودید پیمان دادید؟ این کجاست؟ همیشه بوده و هست آنها نور ثابت هستند آنها هستی مستمر هستند این نور ربطی به عالم زر ندارد.@دوتا نکته داریم یکی در مورد ساختار جامعه پزشکیمان هست که خواهش میکنم خودکار و کاغذ جلوی شما باشد این چیزهایی که عرض میکنم برای بحث جامعه پزشکی ما به کمک و هدایت و راهنمایی شما خیلی احتیاج داریم.@فعالیتهای بخش (در آن کلیات توضیح دادیم) جامعه پزشکی چند قسمت هست یک قسمت فعالیتهای فرهنگی هست که این فعالیتهای فرهنگی دو قسمت هست یکی آنچه که مربوط به آموزش خود شما و خانوادههایتان هست که فعلاً برنامه جمعهها را داریم.@یک پیشنهاد هم هست پیشنهاد خیلی خوبی است آن این هست که انشاءالله ما بتوانیم جمعهها را یکذره زودتر با یک دعای ندبه نُقلی شروع کنیم بعد کلاس را شروع کنیم. نظرتان را حتماً بدهید در این زمینه میخواهم بنویسید به من نظرتان را بدهید.@حالا این خیلی مهم است که مثلاً ما جلسهمان را حدود 7 شروع کنیم با یک دعای ندبه که توسل به امام زمان، بالأخره جامعه ما به خاطر امام زمان تشکیل شده این جامعه انشاءالله برای این هست که ما فرزندان حضرت میخواهیم یک کاری بکنیم برای پدر و حقیقت و متخصص معصومی که همه دنیا به او نیاز دارند.@بعد از یک دعای ندبه انشاءالله جلساتمان را شروع کنیم یک پیشنهاد است صبحانهتان را هم باید اینجا بخورید فقط کیک به شما نمیدهیم. حالا راجع به جا ما هنوز این مشکل را داریم که باید فضای ما یکطوری باشد که هم فضای حسینیهای باشد که بشود در آن نشست و یک دعا و مناجاتی کرد و هم فضای علمی داشته باشد که میز و نیمکتی باشد برای کارهای کلاسیک ما.@حالا احتمالاً اینجا هم خیلی جای خوب و مناسبی هست چون یک طبقه بالاتر دارند که میشود کارهای عبادتی انجام داد یک طبقه پایین هم که کلاسهایمان برقرار بشود. مشکلی هم از طرف مسئولین اینجا برای این کار وجود ندارد حالا فعلاً این یک گزینه است اگر کسی گزینه بهتری دارد ما را راهنمایی کند.@نکته بعد پس بخش فرهنگیتان یک بخش کلاسهایی هست که الان ما با شما داریم حضوری هست به اضافه اردوها که حضوری هست ما از این اردوها هر سال انشاءالله حتماً حداقل یک اردو داریم و بخش برنامههاست جدول برنامه همه داشته باشند من عرض کردم هفت سال به بالا در منزلتان جدول برنامه داشته باشند.@اگر کسی هم هست که میخواهد بچهدار بشود تشکیل بچه بدهد جلوتر به ما بگوید که راجع به آن پنج خصوصیت سلامت و زیبایی و هوش و عقل و دین و اخلاق یک دستورالعملهایی بدهیم برای تقویت آن بخش که نسل مهدوی خوب انشاءالله ایجاد بشود.@پس فعلاً کار فرهنگی ما با خود شما از طریق کلاس هست و برنامههاست. ولی بخش دوم کار فرهنگی نقشی هست که شما در بسط فرهنگ مهدویت در جامعه و کشور باید ایجاد کنید این وظیفه شماست وظیفه همه ما هست که شما بزرگواران چکار میتوانید بکنید برای اینکه فرهنگ مهدوی در جامعه و دنیا چه ایران چه خارج از کشور بسط پیدا کند.@من ظرفیتها را میگویم خودتان طرحتان را حتماً برای جلسه بعد، من دوست ندارم مرده عمل کنید، چون جلسه قبل گفتیم مؤمن تواصی به حق و تواصی به صبر دارد باید برای شما دغدغه باشد هیچ کس از عزیزان نباشد که دست به قلم نشده باشد.@بنویسید از ظرفیتهای مطبها ما چه استفادههایی میتوانیم بکنیم برای کار فرهنگی، از ظرفیت فضاهای زایشگاهی که الان بعضی از عزیزان این کار را میکنند سیدی تربیت را هدیه میدهند به مادرانی که یک بچه از آنها متولد میشود یک سیدی تربیت هدیه داده میشود که از قبل از انعقاد تا 14 سال است.@این خیلی کار مهمی است که ما اگر هر نوزادی، ما الان رشد طلاقمان 36% شده ما داریم اول دنیا میشویم به خاطر اینکه خانوادهها فرمول و قواعد تربیتی را رعایت نمیکنند.@ما هر سال 950 هزار کودک در کشور ما از خانوادهها دور انداخته میشوند نزدیک یک میلیون، دارد اتفاق میافتد. دیروز رئیس بهزیستی این را اعلام کرد که ما هر سال 950 هزار بچه بدون تکلیف داریم که باید برای اینها فکر بشود. من خودم مستقیم در این مراکز دارم میروم هم مراکز بهزیستی و هم مراکز نگهداری بچههای دیگر خیلی صحنه اسفباری اینها دارند.@ما باید حتماً عزیزان هر کدام از شما تبدیل بشوید به یک لشکر و کمک بکنید به تغییر شرائط فرهنگی کشور، قطعاً تأثیری که شما میتوانید بگذارید خیلی وقتها از تأثیر یک روحانی و مبلغ خیلی خیلی بیشتر است.@لذا خب بگوییم یک خانم پرستاری بود پیشنهاد داد، برای همین هم ما اسم جامعه پزشکان را از این جلسه برداشتم و جامعه پزشکی کردیم که کلاً همه بتوانند بیایند، حالا نخبههای دیگر هم الان در جلسه ما هستند از رشتههای دیگر، باید یک فکری هم برای سایر نخبهها بکنیم.@ولی یک پیشنهاد یک پرستار است این گفت که من یک تعداد سیدی تربیت میخرم در بخش کودک در بیمارستان کار میکنم هر مادری که یک بچه متولد میکند به او یک سیدی تربیت میدهم که بتوانیم نسل را کنترل کنیم و من هم حالا اضافه میکنم یک سیدی حداقل مهارتهای زندگی ادامه بدهیم حتی از ظرفیت مطبها و داروخانهها و دانشگاهها استفاده کنیم.@اینها را یادداشت کنید ظرفیت دانشگاهها و بیمارستانها و بسیج، بسیج پزشکی و جامعه پزشکی، مطبها چه استفادهای میشود کرد، کمک کنید به اینکه ما چطوری میتوانیم این فرهنگ مهدوی را و فرهنگ سبک زندگی مهدوی منظورمان هست را چطوری میتوانیم برای این جامعه توسط اعضای این جامعه بسط بدهیم.@خب یک بخشش بخش داخلی هست کشور خودمان است، یک بخشش هم بخش خارجی است شما میدانید ما از ششم جلسه جامعه پزشکان شیعه را در سراسر دنیا داریم.@مشهد شروع شده، 10 ـ 15 نفر از شما را ما اسم دادیم برای 12 ـ 13 ـ 14 که حدود 350 تا پزشک از آمریکا فقط میآیند و سیصد و تقریباً همین حدود هم از تمام قسمتهای دنیا، پزشکان شیعه سراسر دنیا که انشاءالله تشریف میآورند البته الان اینجا هستند مشهد دارند کارهایشان را انجام میدهند.@تهران جلساتشان دو قسمت است یک قسمت روز 12 هست که جلسه تفریحیشان هست بازدیها و تفریحیشان هست روز 13 و 14 جلسات علمی داریم آنجا این عزیزان جمع میشوند جلسات علمی پزشکی دارند که 10 ـ 15 نفر از شما که زبان بلد بودند چون زبان کنگره زبان انگلیسی است چه علمی چه غیرعلمی زبانش انگلیسی است ما معرفی کردیم .@یک تعداد هم طلبههایی که انگلیسی زبان هستند هم پزشکان یا وابستههای رشته پزشکی که انگلیسی بلد باشند بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. حالا دبیر جلسهمان خانم دکتر صیادی توضیحات لازم را انشاءالله لازم باشد میدهند چون زحمت این کار را بعد از اینکه ما مشخص کردیم و ارتباطگیریها را کردیم ثبتنام و اسمها را خانم دکتر صیادی زحمت کشیدند دادند.@و نحوه ارتباط و تعامل با این گروه به خصوص گروههای آمریکاییشان که به اصطلاح اهمیت بیشتری دارد از یک جهاتی برای ما، بتوانیم ارتباطاتی برقرار کنیم چون آنها ظرفیت خیلی خوبی دارند همه هم شیعه هستند، بتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم برای بسط فرهنگ مهدوی در دنیا؛ اینها ارتباطات میخواهد.@یک جلسه انشاءالله باید با حضور خانم دکتر صیادی و بقیه اعضایی که اسمهایشان داده شده، خانم دکتر فکر میکنم ما روز 12 مثلاً یک جلسه یکی دو ساعته داشته باشیم که یک هماهنگی با هم بکنیم که چه چیزهایی باید آنجا گفته بشود و چه چیزهایی نباید اصلاً گفته بشود.@یعنی چون آنها قطعاً از شما توقع دارند وقتی وارد مذاکره با شما میشوند حالتهای چالشی زیاد دارند یعنی میخواهند شما را با فضای کشورتان را احتمالاً به بعضی از چالشها بکشند باید تلاش کنید که کجا در بحث وارد معرکه نشوید و اگر سؤالهایی کردند که خاص بود چون اصلاً این کنگره جنبه سیاسی اصلاً ندارد یک جنبه فقط علمی و فرهنگی است.@بنابراین به هیچ وجه سمت مسائل سیاسی نمیرویم چون جامعه ما مثل مؤسسه خود ماست مؤسسه ما هیچ جنبه سیاسی اصلاً ندارد ما با گروهها و جناحها کار نمیکنیم با افراد، مؤسسه ما یک مؤسسه آزاد آزاد است و هیچ ربطی به مسائل اجتماعی سیاسی و نه به شخصیت هیچ شخصیت حقیقی وحقوقی ما وابستگی نداریم.@جامعه ما هم باید یک جامعه پاک باشد در جامعه پزشکی ما هم بحثهای جناحی و سیاسی مطلقاً ممنوع است ما میخواهیم یک کار فرهنگی برای امام زمانمان انشاءالله بکنیم یک کار درست فرهنگی.@موضعگیریهای کلی درست سر جای خودش، موضعگیریهای کلی سیاسی که همه باید داشته باشیم ولی مسائل شخصی و جناحی اصلاً نباید آلوده کنیم فضاهای زیبای علمی و فرهنگیمان را به این مسائل.@در کنگره هم همینطور هست در کنگره که انشاءالله شرکت کردید باید دقت کنید و مواظب باشید که آنها شما را آلوده نکنند و اگر دیدید که دارند به این سمت میکشانند بحث را باید کنترل کنید و ورودی به این بحثها کلاً نداشته باشید که بعد راجع به این بحثها من توضیح خواهم داد در آن جلسه 12 ساعتش را انشاءالله مشخص میکنیم و خبر میدهیم به کسانی که اسمشان را رد کردیم.@پس این یک نکته خیلی مهم هست در مورد بخش بینالملل. ما انشاءالله بعد از کنگره ارتباطات وسیعی در بخش بینالمللی خواهیم داشت باید حتماً خودتان را آماده کنید برای فعالیتهای بزرگ. این همایش هم البته هر سال برقرار میشود هشتمین همایش پزشکان شیعه جهان هست که امسال در ایران هست ولی هفتتای قبل در کشورهای دیگر هست.@بالأخره بخش بینالملل ما به خصوص عزیزانی که در بخش بینالملل قرار است با ما همکاری کنند باید خودشان را خیلی مسلح کنند که بتوانند ارتباطات خوبی در این زمینه انشاءالله داشته باشند.@و کمک کنند که ما انشاءالله بتوانیم این امام زمان را از این غربت در دنیا که فرزندانش نسبت به او اینقدر بیوفا هستند و اصلاً او را نمیشناسند و این ایتام امام زمان نمیدانند که این آقا به این بزرگی پدر و اصل و ریشه آنها هست انشاءالله باید این مشکلات را توسط شما عزیزان بتوانیم به اندازه وسعمان حل کنیم.@پس عزیزان یک بخش هم خیریه داریم این مؤسسه یعنی این جامعه یک فعالیتهای خیریه دارد و فعالیتهای اقتصادی برای اینکه ما بتوانیم به اهداف فرهنگیمان برسیم، یعنی خیریه نه برای کارهای خیریه صرفاً، هر چند آن قسمت هم دارد یواش یواش اضافه میشود.@چون ما الحمدلله ثبت خیریه هم کردیم حالا یک موقع فقرا و نیازمندان هستند یک بخش این هست که ما باید به صورت منسجم کار خیریه انجام بدهیم جامعه برای نیازمندان و فقرا و کسانی که نیاز دارند آن بحث دیگر است.@یک بحث هم این هست که ما اساساً چطوری میتوانیم از ظرفیتهای مالی خودمان استفاده بکنیم برای فعالیتهای فرهنگیمان که بتوانیم چکار کنیم که اگر فردا خواستیم ده تا مهمان از آنطرف دنیا دعوت کنیم یا ده مبلغ بفرستیم خب این هزینه لازم دارد، در این رابطه چکار کنیم.@پیشنهادهایش تنظیم شده البته در حالت پیشنویس هست تایپ شده جلسه بعد در اختیار شما قرار داده میشود خودتان هم تا آن فاصله روی آن فکر کنید که ما اساساً چطوری میتوانیم به تواناییهای اقتصادی برای بسط تفکر سبک زندگی مهدوی در جامعه خودمان و بینالملل انشاءالله اقدام کنیم این هم نکته خیلی مهمی هست پس روی این قضیه هم کار کنید.@پس بخشهای بینالمللی، داخلی، خیریه، فرهنگی شد. برای ارتقاء کیفیت جلساتمان چه جلساتی که الان با خود شما داریم و چه جلسات فرهنگی شما باید به حال خروجیهایی که باید داشته باشید انجام بدهید.@حالا فعلاً برای مرحله اول سیدی مهندسی فرهنگی را به همه توصیه میکنم برای اینکه اساساً ما چطوری ساختار فرهنگی بچینیم که به قول مقام معظم رهبری که نگوید بد است برای ما بگویند کار فرهنگی در کشور زیاد میشود اما اثری ندارد.@ما اگر اسلاممان اسلام واقعی و حقیقی بود قطعاً نباید آمار طلاق ما روزبروز بیشتر شود، نباید آمار مراجعه به روانپزشک و روانشناس ما اینقدر زیاد بشود، نباید آمار دعوا و درگیری و مشکلات و فسادهای ما زیاد بشود.@آن چیزی که به اسم دین دارد دریافت میشود دقیقاً نمیرود سر جای خودش بنشیند یعنی در واقع مثل دارو و آمپولی هست که به جای اینکه به عضو اصلی تزریق بشود دارد به عضو فرعی دارد تزریق میشود این یادمان نرود که حالا بعد توضیح میدهم که چرا واقعاً فعالیتهای فرهنگی ما اینطوری است.@در بحث اردوی مهندسی فرهنگی که 14 جلسه بود این را توضیح مفصل دادیم حتماً انشاءالله عزیزان یک سرمایه گذاری روی بخش مهندسی فرهنگی بکنند.@که عمر ما و وقت ما تلف نشود که بیاییم یک عالم فعالیتهای مذهبی و فرهنگی بیخودی، کتاب چاپ کردنها و سخنرانیها و مجالس بیخود بگذاریم و بعد هیچ تأثیری هم از آنها نگیریم و تحولی هم در جامعه اتفاق نیافتد.@ما بیش از هر زمان دیگری در این 36 سال داریم دین به مردم تزریق میکنیم ولی به جای اینکه بازخورد دین که شادی و آرامش و اصلاح جامعه و کاهش طلاق و تربیت درست فرزندان باشد داریم نتیجه عکس میگیریم.@آفتشناسیاش را باید بشناسیم که بدانیم کجای کار الان دارد میلنگد در آنجا ما نقد زدیم آموزش کل این هزار سال را به اضافه این سی و خوردهای سال انقلاب را و راهکارهایش را هم دادیم، نه اینکه فقط نقد بکنیم، نقد کردن بدون راهکار فایده ندارد بیانصافی است.@نقد به اضافه راهکار درست که ما چکار کنیم وقتی که همه و بعضی از سازمانها دارند در این کشور یک میلیارد، ده میلیارد تومان هزینه میکنند برای کار فرهنگی به اسم امام زمان و اثری هم ندارد، ما چطور میتوانیم با یک میلیون تومان کار مؤثر بکنیم.@من یادم هست زمان جنگ یک پلی را ما میخواستیم منفجر کنیم در عملیات مسلم بن عقیل، قبل از آن میخواستیم پل را منفجر کنیم ما تقریباً حدود 15 نفر بودیم نفری 30 ـ 40 کیلو مواد منفجره به خودمان میبستیم.@و هر بار خودمان را به این پل میرساندیم این مواد را به پایههای پل میبستیم و بعد هم به سختی باید از بین عراقیها را هم باید رد میکردیم و شبها میرفتیم این کار را میکردیم، بعد وقتی که فتیلهکش یا سیمکشی میکردیم میآمدیم منفجر میکردیم یک صدایی مثل بمب اتم میداد.@شما فکر کنید 15 نفر هر کدام 40 کیلو مواد بردند انفجار این چقدر وحشتناک است. بعد میدیدیم که پل سر جای خودش هست یکذره از بتون این پایه و آن پایه و از سقفش افتاده ولی عراقیها دارند میروند و میآید علاف بودیم و میگفتیم بالأخره ما چطوری این پل را بزنیم چون پل بزرگی بود.@یک مهندسی آمد مهندس بود، دقت کنید باید تخصص کار کند، ما یک مشت بچه بسیجی، من آن موقع 17 سال داشتم بقیه هم در سن و سال من بودند گفتیم این را بزنیم که بتوانیم راه عراقیها را ببندیم، بسته به تخصص خودمان توانمان همین بود که برویم مواد به پایههای این ببندیم و روی هوا ببریم ولی این مواد خیلی هم زیاد بود نمیشد.@یک مهندس آمد گفت اینقدر زور نزنید، مهندس بود درس خوانده، آمد ساختار پل را کشید سازههای پل را توضیح داد گفت این نمیخواهد، یک نفر برود میتواند همه پل را بزند یک سی چهار اینجا بگذارید یک سی چهار آنجا بگذارید همینطوری یک نفر، اینقدر هم نمیخواهد ببرد، بزنید کل پل نابود میشود این را کار فرهنگی میگویند یعنی مهندسی میگویند.@در کار فرهنگی هم همین است ما به جای اینکه بیاییم دائم صدها و هزاران ساعت منبر و جلسات و دعای کمیل و ندبه و توسل بگذاریم ولی ته قضیه بعد ببینیم این اتفاق در کشور نمیافتد.@آخر رهبرمان باید با ناراحتی بیاید خیلی بد است امام ما در جامعه بیاید و بگوید ما در کشورمان 20 عامل آفت سبک زندگی داریم.@پریروز نیروی انتظامی اعلام کرد تجاوز به عنف در کشور فراوان شده آمارش بالا رفته. حالا سقط جنینها چقدر زیاد شده؛ پس ما داریم چی به مردم میدهیم؟ این داروها اصل نیست داروی قلابی داریم به مردم میدهیم؛ از آنطرف هم تهاجم است.@خود تهاجم خیلی مهم است خود تهاجم عجیب است که به این شکل دارد میشود. بنابراین ما باید یک فکر اساسی در ساختار کار فرهنگی بکنیم همینطوری کیلویی و نادانی و دل به خواهی و اینکه دلم میخواهد مثلاً یک کار فرهنگی بکنیم و مادر و پدر خدا بیامرزم اینقدر خیرات فرهنگی برایشان بکنم، حالا برایش چکار کردی؟ میبینی کاری کرده که اصلاً اثری هم ندارد، به درد نمیخورد باید ریاضی حرکت کنیم.@در آن بحث مهندسی فرهنگی تمام ساختارهای ریاضی را ما توضیح دادیم اینجا داریم شما را درس میدهیم و آنجا هم داریم به شما میگوییم که خودتان باید چکار کنید. به جای حرف زدنهای زیاد از کجا شروع کنید، چه بگویید تا آن اتفاق بیافتد.@ما در آموزش مربیانمان ساعت گرفتیم که بتواند نیم ساعت، الان رساندیم به 25 دقیقه، قبلاً یک ساعت بود، بتواند در نیم ساعت یک کسی که هیچ اعتقادی به الله ندارد بدش میآید و متنفر است بتوانی در ظرف 25 دقیقه کاملاً با شخصیت الله آشنایش بکنید. این تمرینها را داریم ولی شما انشاءالله بعد از اردو اینها را بهتر متوجه میشوید. مسیرتان را بروید تا انشاءالله آن قضیه اتفاق بیافتد.@پس اینها را انشاءالله حتماً یادداشت کنید من هفته بعد ماه بعد انشاءالله که جلسه داریم اعلام هم میکنیم که چه موقع و کجاست توقع دارم که همه عزیزان نوشتههایشان را به ما تسلیم کنند یا زودتر هم اگر نوشتند برای مؤسسه ایمیل کنند که ما روی آن کار کنیم یک چیزی از مجموعه نظرات خود شما در بیاوریم.@هر چقدر ما منتظر بودیم که ببینیم چه کسانی خودشان را داوطلب میکنند برای پست دبیری، روابط عمومی، آموزش، خیریه هیچ کس نشد، دو سه نفر که زحمت کشیدند، ما دیدیم کار میکنند و خودشان آماده بودند فعلاً انتخاب شدند.@ولی اگر کسی باز در وجود خودش میبیند که میتواند کاری بکند جلوتر بیاید که مسئولیت قبول کند. یکی روابط عمومی، آموزش، بخش خیریه الحمدلله خانم امیدیان که خودشان سالهاست با بخش پزشکی در وزارت بهداشت دارند کار میکنند، زحمت کشیدند آموزش را قبول کردند، خانم زعفرانی که هم در رویان کار میکنند هم ریان اینجا، ایشان هم زحمت کشیدند روابط عمومی را پذیرفتند به کمک یکی دیگر از خواهران.@خانم دکتر صیادی هم ما گردنشان انداختیم فعلاً دبیری جلسه را بپذیرند دبیری این مجموعه را بپذیرند تا یواش یواش انشاءالله سازمان ما سر و شکل بگیرد آهسته برویم، ولی یک تشکل قانونی و رسمی درست و حسابی داشته باشیم که بتوانیم برای دنیا انشاءالله حرفی داشته باشیم.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@