جلسه 007 - تربیت؛ مباحث قرآنی
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - تربیت؛ مباحث قرآنی

تولد ضعیف چه تولدی است ؟

تولد سوم تولد ضعیف هست که ما افرادی را داریم که مستضعف هستند، آدم های عنود و لجوجی نیستند، اتمام حجت با آن ها نشده، همانطور که قرآن می فرماید: (و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولاً) عذاب و جهنم کار کسانی هست که حتماً پیغام دین و الله بهشان رسیده باشد، والا مستضعف هستند یعنی جاهلان قاصر هستند نه مقصر. جاهل قاصر اطلاعات بهش نمی رسد و همینطور می میرد و جاهل مقصر کسی هست که خودش را جاهل نگه می دارد، می تواند برود اطلاعات کسب کند، به اندازه کافی دانشمند، روحانی، عالم، کتابخانه، شبکه، روزنامه، مجله در اختیارش هست، خودش مخصوصاً خودش را جاهل نگه می دارد که به خیال خام خودش مسئولیت نداشته باشد. جاهلان قاصر تولدهایشان ضعیف است، اهل سنت، مسیحیان، کسانی که واقعاً آدم های عنود و لجوجی نبودند، مثل ماها که اگر بابا ننه ی مان شیعه نمی شدند، ماهم سنی می شدیم، در فضای مسیحی بودیم، در فضای مسیحیمی می شدیم در فضای یهودی بودیم، اینجوری هست، خیلی ها هستند در این فضا هستند.

زیبایی کلام اهل بیت ،عامل کشش به دین اسلام

علت این که در طول سال، ده ها هزار نفر یک سره دارند شیعه می شوند، مسلمان می شوند این هست که این بندگان خدا در جهالت به سر می برند، ضعیف هستند و اگر اطلاعات درست بهشان برسد دین حق را می پذیرند، در روایت داریم حضرت فرمود (لو عَلِموا الناس محاسنَ كلامِنا لاَتّبعونا). اگر واقعاً زیبایی های کلام معصومین را افراد بشناسند حتماً تابعش می شوند. امکان ندارد کسی نپذیرد مگر اینکه آدم مریضی باشد والا عموم مردم می پذیرند.

تربیت برزخی چیست؟

بنابراین تعدادی افراد داریم که در نظام برزخی تربیت برزخی می شوند، در نظام برزخی دوره هایی را می گذرانند و تقویت می شوند تا آماده شوند برای یک تولد و زندگی سالم، ایستگاه هایی دارند تا این اتفاق برایشان بیفتد، اینکه خدا رحمت کند مرحوم عبدالباسط را که در آن نامه ای که برای پسرش نوشت، خودشان عاشق اهل بیت بوده و پاتوق اصلیش حرم موسی بن جعفر هست، سنی است ولی عاشق معصومین است و همه شان را قبول دارد، ولی خب از نظر آن عقیده ی غلطی که داشته که بعداً در نظام برزخی خودش تقویت می شود و بعداً به خواب پسرش می آید که برو زودتر مشکل خودت را حل کن، من اینجا سر مسئله ولایت گرفتارم. پیش می آید این ها. افراد ولایت را دارند در حالی که مسیحی هستند، ما کسانی را داریم که ولایت را دارند در حالی که سنی یا مسیحی هستند، اصلش را دارند، من مترجم خودم در یکی از این کشورهای اروپایی شیعه شده بود، بهش گفتم تو چه جوری شیعه شدی، گفت وقتی من مسلمان شدم همیشه جای یک چیز برایم خالی بود، خلاش را حس می کردم ولی نمی فهمیدم چیست، وقتی با تشیع و امام زمان (علیه السلام) آشنا شدم، یک امام زنده، فهمیدم آن خلای که داشتم و دین دارد همین است و دین شما آن خلا را دیگر نداشت و من با وجود امام زمان، به آرامش رسیدم.

کدام گروه مذهب شیعه را می پذیرند؟

افراد دو گروه مسلمان یا شیعه می شوند یکی توده های معمولی، یکی آدم های نخبه. معمولاً نخبه ها به تشیع خیلی علاقمند می شوند و زود شیعه را می پذیرند چون نیازهای عقلی و منطقی و فلسفی آن ها را کاملاً تامین می کند.

تولد بیمار چیست؟

تولد چهارم که تولد بسیار سختی هست، تولد بیمار هست که من خواهش می کنم روی این حتماً سرمایه گذاری کنید، تولد بیمار، ما چند نوع بیماری داریم، بیماری های جسمی، بهش می گویند گناه، وقتی می گویند تولد بیمار در حرکت به سمت آخرت، انسان اگر با گناه وارد برزخ شود گرفتاری دارد. این گناه هم دانه دانه مثل انواع مریضی ها درمان ویژه و روش ویژه و زمان ویژه برای درمان را دارد.

تقسیم بندی گناهان

گناهان به دو دسته تقسیم می شوند. گناهان بدنی و گناهان قلبی یا به قول معلمان اخلاق، جوارحی و جوانحی. گاهی وقت ها گناهانی هستند که با روحش انجام می دهد و گاهی وقت ها با بدنش. این دو دسته کاملاً متفاوتند و تک تک روش های درمان جدا و فرمول های جدا دارند، جهنم هایشان هم با هم فرق دارند، یعنی کسی که با گناه جوانحی وارد جهنم می شود با کسی که با گناه جوارحی وارد جهنم می شود یکی نیستند.

شفاعت گناهکاران جوارحی

حتی بعضی از گناهان جوانحی را پیغمبر فرمودند من شفاعت نمی کنم، ولی گناهان جوارحی را چرا، اصلاً پیغمبر زنا را شفاعت می کند، قمار یا قتل را شفاعت می کند ولی مثلاً آدم اهل بگو مگو و وراجی و مراع هستند را شفاعت نمی کند. آدم هایی که می خواهند ثابت کنند حق با آن هاست، چانه می زنند، آدم هایی که یک سره در هرجا مراء می کنند، با زن و بچه اش، با شوهرش، با جاریش، با پدر شوهرش، مادر شوهرش، یک سره فک می زند که ثابت کند حق با اوست.

اهل مراء و بخل شفاعت نمی شوند

پیامبر فرمود کسی که اهل مراء هست من شفاعتش نمی کنم. چند نفر هستند که بیماری های روحی شان خیلی شدید است، پیامبر فرمود من در قیامت به این ها محل نمی گذارم. بعضی ها بخیل اند، بخیل فوق العاده از پیغمبر دور است، اساساً نمی تواند به شفاعت دسترسی پیدا کند، آدم های خسیس، بخیل. خیلی صفت خطرناکی است. آدمی که اهل مراع است، خیلی حرف می زند برای اینکه ثابت کند حق با اوست. نه تو منظورت اینجوری، من چنین چنان، می خواهد حرفش را به کرسی بنشاند. پیغمبر فرمود اگر کسی که حق با اوست کوتاه بیاید من شفاعتش می کنم، سه تا خانه در بهشت برایش تضمین می کنم، ولی کسی که مراع را ادامه می دهد، بگو و مگو و قیل و قال را ادامه می دهد در زندگی اش، نمی تواند بگذرد و رد شود، خاموش کننده ی جهنم و بحث ها نیست، برافروزنده ی جهنم ها و بحث هاست در زندگی، این آدم می گوید من دیگر شفاعتش نمی کنم. شما یک زناکار یا قمارباز را نگاه کنید، پیامبر می گوید من شفاعت خودم را ذخیره کرده ام برای اصحاب کبائر. کسانی که اهل کبیره هستند.

آثار سبک شمردن نماز

کسی که نماز را سبک بشمارد، این آدم خیلی بیماری جوانحی اش، بیماری روحی اش خطرناک است. کاهل نماز بودن، خطرناک است چون از یک بی ادبی و یک جسارت و وقاحت غیر از زناست. کسی که زنا می کند خودش هم احساس گناه دارد ولی کسی که نمازش را اول وقت نمی خواند، خدا 12 وقت دارد می گوید حی حی یعنی بدو بیا دیگر، به خدا بگوید من کار دارم. شما تلفن همراهت را هم جواب نمی دهی ناراحتی می گویی بگذار ببینم کی بود، حالا خدا صدا کند آدم را، آدم به خدا بگوید کار دارم، بعداً، خیلی خطرناک است این بی ادبی. این مشکل بدنی نیست زنا نکرده، بی ادب است، جسور است، سبک شمردن نماز فوق العاده خطرناک است.

اهمیت درمان بیماری در دنیا

بیماری ها دو جورند. یا بدنی هستند که آدم یا باید در دنیا درمان کند، روش های درمان را امروز باید برایتان بگویم چون خودمان باید درمان کنیم این ها را، یک سلسله از درمان ها را خدا به عهده گرفته که در 12 مرحله هستند و بقیه را خود ما باید فکرهایی کنیم برای درمان این ها که راحت می شود درمان کرد. شما 60 سال هم اشتباه کرده باشید می توانید جبران کنید، چون در دنیاست، در رحم است، تولد پیدا نکرده، در رحم هر مشکلی را می شود حل کرد، چون سازندگی دارد، قوه ی قدرتمندی دارد، وارد دنیا که می شود جنین، چون دنیا فعلیت دارد و این قوه اش کم است، نمی تواند. شما اگر یک بدن ضعیف را در رحم، الآن پزشکان ترجیح می دهند تمام درمان ها در رحم انجام شود، حتی جراحی داخل رحم می کنند که این تا در رحم است زود خوب می شود چون رحم می تواند بسازد. در رحم نه ماه یک سلول تخم می شود یک بدن کامل، ولی وقتی به دنیا می آید یک بند انگشت کم داشته باشد دنیا قادر نیست آن بند انگشت را اضافه کند. چون فعلیت دارد، قوه ندارد برای همین اساساً رحم دنیا قابل مقایسه با آخرت نیست، اینکه علی (علیه السلام) می فرماید من یک ساعت دنیا را به هزاران سال آخرت نمی دهم به همین دلیل است، یک ساعت دنیا میلیون ها سال آخرت را می تواند تامین کند.

تفاوت روش های درمان گناهان بدنی و قلبی

گناه های بدنی، روش های درمان خاص خودش را دارد و گناهان قلبی گناهانی هستند که انسان با قلب خودش انجام می دهد، این ها جهنم های متفاوتی دارند، خیلی خطرناک است، چون اگر تبدیل به خلق شود، یعنی اخلاق شود باید خیلی آدم به داد خودش برسد، بجنبد و یک فکری به حال خودش بکند. یک آدمی که کینه ای و حسود است، یک آدمی که بدبین است، بداخلاق است، زودرنج است، حساس است، روحاً تکبر دارد. این ها گرفتاری دارند.

گرفتاری در آخرت بخاطر اخلاق بد

خدا رحمت کند امام را، وقتی این جمله امام را شنیدم در عملیات بودم، محشور با آثار ایشان بودم، یادم است یک هفته در جبهه مریض شدم، وقتی این جمله را شنیدم خیلی حالم بد شد، ایشان فرمود: برای یک اخلاق بد معلوم نیست چند قرن از قرن های آخرتی انسان در جهنم گرفتار هست. حسادتش درمان شود، در دنیا آدم می تواند چند روزه حسادت را درمان کند. کینه را درمان کند. می تواند کاری کند عصبانی نشود. تمرین کند که سطح عصبانیت و زودرنجی و حساسیتش را بیاورد پایین. ولی اگر بماند این بداخلاقی برود توی برزخ، انقدر خطرناک است که پیامبر فرمود: بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی شود. گفتند یا رسول الله برای چی؟ برای اینکه این هروقت عذرخواهی می کند و می گوید من حالم خوب نبود عصبانی شدم، بعضی ها انقدر متکبرند که هیچ وقت نمی روند از زن یا شوهرشان یا از بچه اش یا شاگردش عذرخواهی کند که ببخشید عزیزم من عصبانی شدم اینجوری با شما صحبت کردم، بعضی ها خیلی خودشیفته هستم، عصبانی هم می شوند و به خودشان حق می دهند، بقیه باید بترسند و کنار بکشند و حساب ببرند از اینها، می گوند من همینم که هستم، مزخرف تر از این، این که می گویند من سیدم، جوشی ام، این توهینی است به سادات. ما سیدیم و جوشی هستیم. این حرف ها چیست، سید که باید خیلی شبیه پیغمبر باشد، یا موجی هستند، یک خانمی بود شوهرش خیلی اذیت می کرد و ما باید باهاش صحبت می کردیم، گفت من موجی ام، گفتم چقدر موجی هستی، گفت موج گرفتم الآن اینجوریم. گفتم می دانی من موجی بودم در تیمارستان بودم؟ من از تو خیلی موجی تر بودم. ولی من چند ماه توانستم با همین روش های اسلامی خودم را درمان کنم، یک بار هم عصبانیتم را روی کسی خالی نکردم در دوران موج گرفتگی، آدم می تواند روی خودش تسلط داشته باشد. آقا استفراغ کردن روی دیگران خیلی خطرناک است، حتی زمانی که موجی هستی می توانی کاری کنی که نگه داری خودت را. بشر مظهر خداست، فعال لما یرید است اگر بخواهد.

حتی ژنهای عصبی هم قابل درمان است

شما ژنتان هم عصبی باشد می توانی درمان کنی، ژن زنازاده را می توانی بهشتی کنی. علی (علیه السلام) ژن زنازاده را تحویل می گیرد شهید بیرون می دهد. زنازاده است، خب اقتضا است، نیست اینطوری که اگر کسی زنازاده بود نشود از اولیاء خدا. نه، می تواند تا آن طرف بهشت هم برود. این مزخرفات که اگر گل یک نفر را یک جور بسرشتند دیگر درست نمی شود این ها همه مزخرفات هستند، این ها اقتضا هستند، یعنی می تواند موثر باشد. (السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه) روایت است، ولی این ها اقتضا هستند، یعنی نطفه اثر دارد، ولی اینکه اگر مادرش کافر باشد نطفه اش زنا بود، این غلط است این می تواند مؤمن بشود. این همه یهودی و مسیحی معلوم نیست نطفه هایشان چه جور بسته شده دارند شیعه می شوند به شهادت هم می رسند. شما بروید پیچ شمران، تابلوهایشان را زده اند آدم می خواهد به این ها تعظیم کند، عکس شهدایی که نه پدرهایشان معلوم بوده نه مادرهایشان. این ها هیچوقت مزه ی پدر مادر را نچشیده اند. ولی شهید شده اند. شهید می دانی یعنی چه؟ یعنی آنور بهشت. عند ربهم رفته.

مذمت ناامیدی

بنابراین ناامیدی یک چیز مزخرفی هست، کسی که بگوید من ناامید شدم از خودم، دیگر کاری نمی توانم بکنم، عمر خیلی قیمت دارد. آمد خدمت امام رضا گفت آقا رفتم خانه ی فلان سردار، از سردارهای مامون، دیدم ماه رمضان دارد ناهار می خورد، بهش گفتم تو مگر مسلمان نیستی؟ گفت آقا آخر چه نمازی چه روزه ای، من به دستور مامون در همین خانه 60 نفر از سادات را سربریدم، پیر و مرد و زن و جوان را سر بریدم انداختم توی چاه، خدا با من چه کار می کند 60 نفر از اولاد پیغمبر را کشتم؟ روزه ی من به دردم می خورد؟ نمازم به دردم می خورد؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود برو بهش بگو ناامیدی تو از کشتن آن 60 نفر خیلی گناهش بالاتر است. ناامیدی آمرزیدنی نیست. یاس خیلی چیز بدی است. آقا ما با یک دریای رحمت روبرو هستیم. (الهی ان کان ذنبی عندک عظیماً فعفوک اعظم من ذنبی).

قیمت و ارزش عمر

عمر خیلی قیمت دارد. نمی توانی بگویی یک ساعتش چقدر می ارزد، حر را نگاه کنید، طیب را نگاه کنید، بزرگان دیگر، یک ساعت، دو ساعت، 5 ساعت، از منهای بی نهایت تا مثبت بی نهایت رفتند. عمر خیلی گران است، این هایی که می گویند وقت طلاست، واقعاً با نگاه مادی می گویند وقت طلاست، آدم را خیلی کوچولو دیدند که می گویند وقت طلاست، طلا به چه دردی می خورد، وقت را نمی شود قیمت گذاشت علی (علیه السلام) فرمود: (بقیه العمر لا قیمه لها قد یدک بها مافات و یحیی بها مامات) اصلاً بقیه عمر را نمی توانید قیمت گذاری کنید چون همه ی گذشته و هرچه که از بین رفته و گندکاری کردی و گناه کردی و معصیت کردی همه را می شود جبران کرد باهاش. خیلی عمر گران است. بعد ما وارد برزخ می شویم می فهمیم چقدر مفت جوانی مان را از دست دادیم و عمرمان را خراب کردیم. با یک ساعتش می شد میلیون ها درجه آخرتی را آدم بگیرد. کیفیت عمر مهم است آدم چه جوری بگذراندش. خلق خیلی خطرناک است عزیزان، اگر بماند، برزخ و قیامت ممکن است به راحتی حل نشود. بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی شود، آمدند خدمت رسول الله گفتند یک پیرزنی هست خیلی مؤمن است، شب ها تا صبح عبادت می کند، روح عبادی خیلی قدرتمندی دارد، جگر می خواهد کسی شب تا صبح عبادت کند، روح عبادی بزرگی می خواهد یک نفر انقدر مانوس با غیب باشد که بیفتد به عبادت و روزها روزه می گیرد، نشان می دهد این زن فوق العاده قدرتمند است، در کنده شدن از دنیا و ارتباط با غیب ولی یک ذره بدزبان است با همسایه هایش خوب حرف نمی زند. حضرت فرمود: (لا خیر فیها هی من اهل النار) اصلاً خیری در این زن نیست اگر بدزبان است، جهنمی است. اخلاق، آدم باید خیلی روی این کار کند.

کیفیت عذاب گناهان قلبی و بدنی

گناهان قلبی، امام فرمود جهنمش و عذابش و مدتش با گناهان جوارحی فرق دارد، جوارحی زنا و قمار و آدم کشی و چی و چی است، این ها را می شود حل کرد، هرچه آن ها هم خیلی طولانی هستند، حق الناس به خصوص، ولی جوانحی ها خیلی خطرناک تر هستند، قلب. اینکه انسان با قلبش گناهکار باشد، پیامبر یک اصطلاحی جعل کردند به نام فوق گناه. این ها در حمله های شیطان و دشمن شناسی توضیح دادم.

شیطان و انواع حملات

شیطان 4 نوع حمله دارد، یکی جلو، یکی عقب، یکی راست و یکی چپ. این 4 نوع حمله را روی صراط انجام می دهد، یعنی اگر کسی بخواهد مسلمان باشد یا مؤمن، حتماً این 4 حمله بهش می شود، استثنا ندارد. (لاعقدن لهم صراطک مستقیم ثم لآتینم من بین ایدیهم) شیطان حتماً 4 نوع حمله ی فکری در درون آدم با آدم دارد که در دشمن شناسی برای آنانی که برنامه دارند نوشتم. جلو، عقب، راست و چپ. جلوی من کجای من است؟ عقب من چیست، راست من چیست و چپ من چیست، آن هم روی صراط. تا گفتن صراط یعنی دنیا. این حمله ها صورت می گیرند. استثنا هم ندارد. جلو و عقب را فعلاً کاری نداریم. چپ. چپ یعنی گناه. یعنی شیطان عده ای را آلوده به گناه می کند. وسوسه به گناه می کند اما اگر کسی حریف چپ شد، یعنی دیگر گناه نکرد می اندازدش در حمله ی راست. بدترین و خطرناک ترین حمله چه از نظر فردی چه اجتماعی حمله ی راست است. حمله ی راست یعنی از یمین انسان. از نقاط قوت یک آدم، از عبادت هایش، تقواهایش، خوبی هایش، مبارزاتش، جهادش، شهادتش، سیادتش، مرجعیتش، روحانیتش، طلبگیش، جانباز بودنش، یار امام بودنش، سابقه جهاد و جنگ و مسائل سیاسیش، سابقه ی مبارزاتیش، نماز شبش، سوریه و کربلا و مکه اش، از این ها می برد جهنم آدم را. از اشکش، از گریه اش. از حالت های عبادیش بدبخت می کند این را. فوق العاده خطرناک است، چون شما باید جهنم را در خیر و در نور تشخیص بدهی. کار سختی است، ظلمت را آدم می تواند تشخیص بدهد اما نوری که آدم را به جهنم می برد خیلی خطرناک است. لذا حتماً توصیه می کنم هروقت رفتید زیارت امام رضا (علیه السلام)، یکی از کارهایی که در حرم می کنید این هست که یادتان نرود دعای بعد از زیارت هایتان حتماً با حوصله بنشینید عربی یا فارسی بخوانید.

طلب قلب سلیم در دعای عالیه المضامین

دعای خیلی مهمی است به نام عالیه المضامین. در این دعا آخرش فوق العاده است از اسمش معلوم است تمام مضامین این دعا عالی است. شما جیک و پوک و شیر مرغ و جان آدمیزاد هرچی بخواهید در این دعا هست برای دنیا و آخرتتان، فک و فامیل تان، خودتان، برای همه. هیچ کس نیست که در این دعا دربرود. خیلی اشباع می کند آدم را. آدم را کاملاً تخلیه می کند دعای عالیه المضامین. آخرش یک جمله ای دارد. می گوید (اللهم ارزقنی عقلاً کاملاً و لباً راجحاً و ادباً بارعاً و قلباً زکیاً). خدایا یک عقل کامل، یک ادب و فرهنگ بالا، یک خرد برتر و یک دل پاک به من بده، (و اجعل ذلک کله لی و لا تجعل علی). خدایا این ها را اگر می دهی به نفعم بده نه به ضررم. اگر قلب پاک به ضررم است به من نده. یک قلبی بده یک ذره هم گناه داشته باشد بهتر است. گناه کرده باشم بهتر است از اینکه پاک باشد چون پاک ها خیلی خطرناک می شوند.

خواص در معرض انحراف و فساد هستند

شما ببینید در صدر اسلام تا الآن بیشترین فسادی که ایجاد شده، بیشترین عقب ماندگی که جامعه اسلامی دارد مال خواص است، مال اهل یمین است. مال ویژه هاست. همیشه تاریخ این بوده. همیشه خوبان بیشترین دردسرها را درست کرده اند. تا گناهکاران حرفه ای و کافران. این ها نه، خیلی خطرناک نبوده اند ولی خوب ها همیشه خیلی خطرناک بوده اند. چون ظرفیت این خوبی را ندارد، نمی تواند خودش را نگه دارد، خدا رحمت کند استاد ما آیت الله مجتهدی را می فرمود یک کسی داشت از بچه اش تعریف می کرد، بچه اش داشت نماز می خواند، می گفت پسر من خیلی ناز است، نماز می خواند، پسر نمازش را شکست گفت روزه هم هستم، حالا بعضی ها هستند واقعاً ظرفیت یک روز جبهه رفتن و ظرفیت سادات بودن و روحانی بودن و استاد بودن و ظرفیت اینکه چهار نفردورش جمع شوند و جلوی پایش باشند ندارند، خطرناکند، یک ذره دورش جمع شوند، مغرور می شود، پررو می شود، جسور می شود، بی ادب می شود، خودشیفته می شود، آمد خدمت امام سجاد (علیه السلام) گفت (انی احبک) من خیلی دوستت دارم. فی الله. تو در راه خدا و در ذات خدا برای من خیلی عزیزی. حضرت زد توی سرش. (اللهم انی اعوذ بک ان احبک فیک و انت لی مبغض) خدایا من پناه می برم به تو از اینکه مردم من را به خاطر تو دوست داشته باشند اما تو خودت از من بدت بیاید. فوق گناه، تقوایی که تو ظرفیتش را نداری، جبهه ای که ظرفیتش را نداری، مداحی که ظرفیتش را نداری، مدرک تحصیلی که ظرفیتش را نداری، ریاست و مدیریت و سادات بودنی که ظرفیتش را نداری، تعریف تمجیدی که ظرفیتش را نداری، نماز شب، تقدس، حرم، روزه گرفتن، پیاده رفتن تا کربلا، وقتی ظرفیتش را نداری خیلی خطرناک می شود. بیچاره می کند. مگر می شود این را بکنی از طرف؟ چون حجاب نورانی است کندنش راحت نیست. گناه که باشد می گوید آقا من بداخلاقم شهوت جنسی دارم، مشروب خورم می فهمد آدم باید بکندش. ولی اینجوری که به راحتی، حافظ قرآنم، مفسر قرآنم، ضریب هوشیم اینطور، نابغه هستم، معمولاً نخبه ها خطرناک ترین آدم ها در جامعه هستند، چون از 5تا ژن بیشترین فشار را می گذارند روی بخش عقلی، فوق علی و بقیه بخش ها ضعیف می شوند، این بخش عقلی چون تحت حمایت فوق عقلی نیست فساد درست می کند، در تمام دنیا بیشترین فسادها و گرفتاری ها مال نخبه ها، علما و آدم های نابغه بوده و هست.

آفت خودشیفتگی های علمی _مذهبی

حضرت فرمود: (لو لم تذنبوا لخشیت علیهم هو اکبر من ذلک العجب العجب) اگر گناه هم نکنید من از بالاتر از گناه، پس ما یک چیزی بالاتر از گناه داریم، من از بالاتر از گناه بر شما می ترسم، آن خودبینی است. خودشیفتگی. به خصوص خودشیفتگی های علمی و عقلی و مذهبی. این خیلی خطرناک هست. بدترین نوع خودشیفتگی ها که به راحتی هم نمی شود درمانش کرد، خودشیفتگی های مذهبی و عقلی است. در دوران امام و امت بیشترین کسانی که امام را اذیت کردند هم لباسی های خود حضرت بودند. فرمود خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده از هیچ طایفه ای نخورده. بعد از امام، بیشترین اذیتی که خواص نسبت به مقام معظم رهبری و ولایت فقیه و مصالح کشور و وحدت ملی و امنیت ملی کردند خواص بودند، سابقه دارها، مثبت ها، همیشه خطرناک ترین هستند. آقا آن سال ها بحث خواص را مطرح کردند. این دوتا.

مصائب زندگی و آمرزش گناهان

حالا شما وقتی با یکی از این بیماری ها توبه کردی، خب خوش به حالت، جبرانش کردی، خیلی خوب است، دوازده مرحله هم هست، خدا خودش درمانت می کند، خودت هم درمان نکنی خودت را، خدا می آید وسط چون دوستت دارد نمی خواهد تو را آلوده ببیند درمانت می کند یک جوری. اگر آدم یک جا گند زده باشد خود خدا یک جور پاک می کند، با 12 نوع سختی ها و مصائبی که در زندگی پیش می آیند، این ها مفت نیستند، خیلی گران هستند، مریضی ها، مشکلات فکری، روحی، بدهکاری ها، درگیری هایی که آدم با آدم ها پیدا می کند.

پنج شدت و سختی مومن در دنیا

در روایت داریم (المؤمن بین خمس الشدائد) مؤمن بین 5 شدت قرار دارد. برای این هست که این شدت ها مؤمن را پاک می کند، یکیش شیطان است که با آدم درگیر است، درگیری های شیطان خیلی جذاب هستند، شیطان حمله ی جلو و راست و عقب و چپ دارد. شخص در خوابش هم در حمله است. بعضی ها انقدر بیچاره هستند، فکر آرسنال و بایرن مونیخ هستند که کی می برد. کی نمی برد، توهمات و پیروزی ها، عمرشان را می گذارند سر این ها، جام و لیگ فلان. آقا مسابقه ی حقیقی توی درون تو اتفاق می افتد. دشمن قدری به نام شیطان هست، عرضه داری غلبه کن، حمله های جلو را اگر بگیری خیلی عرضه می خواهد، حمله ی عقب را بکن بینداز کنار، می توانی نگذاری از عقب یا راست بهت حمله کند، از چپ بهت نزند؟ این صحنه ی حقیقی و شورانگیز زندگی است، یک زندگی جذاب، پر هیجان و با امتیاز، امتیازهایش را هم همه را خدا حساب می کند، چه در دنیا و چه در آخرت، یک صحنه ی خیلی جذاب و پرشور. طرف انقدر بیحال است می گوید من دچار افسردگی ام، من انگیزه ندارم، زندگیم یکنواخت است، عزیزم در این میدان مسابقه، برای اینکه از یکنواختی دربیاید می رود بازی کامپیوتری می خرد یا آتاری بازی می کند که هیجان بهش دست بدهد، هیجان واقعی در درون خودت دارد اتفاق می افتد، تو شدی مریضی که اصلاً نسبت به میکروب ها، آلودگی ها، هیچ مقاومتی ندارد، ول کردی شیطان هرکاری دلش می خواهد با تو می کند. علی (علیه السلام) می فرماید کسی که به دشمن باج می دهد، بی غیرتی زیاد و عقل کم دارد. اوج ذلت و خواری است. آقا دشمن دارید شما، شیطان. دیگر چی؟ شیطان. کافری که باهات مقاتله می کند، یک جنگ پرهیجان با استکبار جهانی و صهیونیست جهانی داریم، فوق العاده جنگ حساسی است، سر قضیه هسته ای، انسان باید دائماً در صحنه حضور داشته باشد، به موقع راهپیماییش را برود، به موقع شعارش را بدهد، به موقع جهاد کند، بسیج کند مردم را. به موقع در صحنه های دفاع مقدرس باشد، همه جا باید حضور داشته باشد، صحنه ی بسیار جذاب و شیرین است نمی گذارد زندگی یکنواخت باشد. منافقی که بغض تو را به دل می گیرد و می خواهد تو را نابود کند. و نفس تنازع. نفس اماره. با نفس هم انسان درگیر است. چه صحنه ی شیرینی می گوید امتیاز بگیر بیا بالا شبیه من می شوی.

باشگاه دنیا فرصت شبیه شدن به خدا

شما رفتی باشگاه ثبت نام کنی، پرورش اندام، می گویند انقدر پول بده، می گویند آقا بنشین اینجا تخت گذاشتیم برایتان، بنشینید چایی می آوریم، قلیان بکش صفا کن برو. قبول می کنی همچنین باشگاهی را یا نه؟ من می خواهم بروم بدن سازی کنم تو می گویی قلیان بکش؟ بروید سر یک کلاس استاد سوال های ده سال پیش را مطرح کند. می گویی من آمدم اینجا بزرگ شوم رشد کنم، تمرینات بزرگ به من بدهید، برای من کلاس خارج از نوبت هم می توانی بگذاری، من قویم، می آیم بالا، جهشی می خواهم بخوانم، پس باید تمرین بیشتری کنی اگر جهشی می خواهی.

عاقبت تنبلی و بی حوصلگی

آدم تنبل، این حدیث را شنیدم مدت زیادی مریض شدم، ده روز نتوانستم کاری کنم، پیامبر فرمود: (ان اکثرالصیاح اهل النار من التسویف) صیحه یعنی فریاد ناشی از یک شکنجه. یک درد خیلی زیاد. بیشترین صیحه های جهنمیان مال امروز و فردا کردن هایشان است. آدم های بدی نیستند جهنمیان، این ها با خدا لج نداشتند، با خودشان لج نداشتند، فقط تنبل بودند. لذا حضرت فرمود یکی از فوق گناهان تنبلی و بی حوصلگی است. امام باقر (علیه السلام) فرمود کلید همه ی بدبختی های انسان در دنیا و آخرت دو چیز است، تنبلی و بی حوصلگی. آدم تنبل و بی حوصله در جهنم گیر می کند. بدحجاب را ببینید، این آدم بدی هم نیست، نمازش را هم می خواند، به حضرات ارادت هم دارد، ولی نمی خواهد این حجاب را کامل رعایت کند، رعایت هم می کند ولی نصفه کاره، تنبلی می کند. تنبلی و بی حوصلگی بیچاره می کنند انسان را. در لیست گناهان نیامده اند در لیست رذائل می آیند و فوق گناه هستند. بیشترین ناله های جهنمیان به خاطر امروز و فردا کردن هایشان هست. صحنه ی پرهیجانی است، بیا در گود، در میدان، در باشگاه کار کن. مگر نمی خواهی شبیه الله شوی، حس بی نهایت طلبی ات را ارضا کنی؟ پس برایش وقت بگذار. ما ترجیح می دهیم مثل کودکان در باشگاه های درجه پایین ثبت نام کنیم که خیلی هم به جایی برنخورد. به رفیقی گفتم کجا می روی، گفت باشگاه بدنسازی، گفتم چه کار می کنید آنجا، گفتند اینجوری می کنیم، تمرین می کنیم، نه جگر داشته باش برو زیر گود، ببین چه دشمنانی را، این ها دشمن نیستند، میکروب هایی هستند که ما را تقویت می کنند، واکسن هستند، لازم هست داشته باشیم، نظام احسن الهی، هم منافق لازم دارد هم کافر، هم نفس لازم دارد هم شیطان.

مومن و مومنان حسود

پنجمی اش خیلی کمر شکن است، (مومن یحسد) مومن گرفتار مؤمنین حسود زیاد می شود. حزب اللهی هست، مسجدی است، بسیجی است، روحانی است، مرجع تقلید است، حسادت می کند، یک مرجع تقلید به خاطر حسادت توطئه ی قتل امام را، کل انفجار جماران را می چیند. امام را می خواهند بکشند، مردم جماران تکه تکه می شوند. حسود خیلی خطرناک است. آدم گرفتار مؤمن حسود. در بسیج می خواهی کار کنی، چهارتا حزب اللهی نمی گذارند. در آموزش پرورش می خواهی کار کنی، همه ریش دار و انگشتر عقیق دستشان است و جبهه رفته، همه هم خانواده شهیدند، نمی گذارند کار کنی، می خواهی کار مردمی خوب انجام بدهی، همه ی پیشکسوت های جهاد انگلند، مانع هستند نمی گذارند، مؤمن حسود، کار باید به اسم ما بشود. نگذاری به اسم این ها تمام شود. این باندبازی ها و جناح بازی هایی که در کشور هستند چقدر نفسانیت و جهنم درش هست بیچاره احمقی که خودش را بیندازد وسط این باندبازی ها. می افتد به هوای نفس. شما بالا بروی، پایین بیایی، با حزب الهی حسود باید بجنگی. نه اینکه نابودش کنی یا کینه به دل بگیری، حق کینه گرفتن و نابودی نداریم، این داستان یک مبارزه است حالا باید ببینی با یک مؤمن حسود باید چه کار کنی. شاگرد آدم، خیلی از شاگردها هستند اساتیدشان حسودند. همدرس هستند، چندتا دانشجو، اهل علم اینجوری هستند، مهندسان، با هم حسادت می کنند، دکترها علیه هم می زنند، انسان وقتی می آید روی فاز بخش عقل، حسادتش چندبرابر می شود، چون کمال، کمال نورانی است، زمینه برای حمله ی راست خیلی فراهم می شود.

علت حسادت چیست؟

آدمی که هیچی ندارد حسادت نمی کند به کسی. خاک، خاک، خاک ما هیچیم. ولی تا آمد شروع می کند به کمالات گرفتن، خوشگل است به خوشگل ها حسودی می کند. پولدار است با پولدارها حسودی می کند، قاری است با قاریان حسودی می کند، حافظ است با حافظان حسودی می کند. استاد است با اساتید دیگر حسودی می کند. مؤمن حسود، خیلی خطرناک است چون چهره اش هم مذهبی است کاملاً و این هست، نگو حالا من توقع نداشتم از این حاج آقا این کار را کند، از این بسیجی، از این حزب اللهی، از این خانواه شهید، پیامبر می گوید باید توقع داشته باشی، حسادت هست. این ها کفاره های گناهان است.

شیعیان تولد ناقص و معلول ندارند

چون ما به برکت امیرالمؤمنین و تشیع مان، تولد ناقص و معلول نداریم. وقتی شما تولد ناقص و معلول ندارید، معلول ها و ناقص ها مال سه گروه هستند: کفار، مشرکین و منافقین. ولی تولد ما که خیلی خطرناک است، تولد بیمار هست که بسته به سه عامل، شدت، نوع و تعداد بیماری هستند. لذا آدم هشیار همیشه لیستی از بیماری های جوانحی و جوارحی باید داشته باشد.

گناه شناسی مقدم بر تحصیل علم

یکی از کارهایی که انسان در اول زندگی باید انجام دهد به خصوص در اول جوانی گناه شناسی است، حمله ها را بشناسد، گناه شناسی بکند بداند که گناهان چه چهره هایی دارند، جهنم خیلی از چهره هایش مقدس است. شما مسجد ضرار دارید، مسجد ضرار کازینو و قمارخانه و فاحشه خانه نیست، مسجد است ولی پیامبر می گود خرابش کنید. آدم باید گناهان را بشناسد. آلودگی های خودش را بداند، بداند کجا خطرناک است، میدان های مین را بشناسد، لذا به جای اینکه وقت بگذارید پای درس این استاد و نمی دانم عرفان بخوانم و اسماءالله بخوانم، قرآن بخوانم، حفظ کنم، وقت زیادی را می گذارند سرحفظ، فقط حافظه شان را تقویت می کنند، عقل هایشان ضعیف می شود، اگر کسی می خواهد روی حفظ کار کند، جنبه ی عقلانیش را اگر رویش کار نکند، این خیلی چیز خوبی نیست. حالا شما حافظ قرآن هم شدی، باید روزی هشت ساعت بگذاری همین را حفظ کنی نگهش داری. خیلی عالی است ولی شما باید حتماً کنار حفظ اگر فرصت پیدا نکنی بخش های عقلانیت را تقویت بکنی، ضرر می کنی. آسیب می بینی.

اهمیت تفکر

پیغمبر به علی (علیه السلام) می گوید علی وقتی می بینی مردم زیاد به دنبال عبادت هستند، تو خیلی نرو دنبال عبادت. تو مثل مردم هی نپر چهل روز برویم اینجا، آنجا برویم، این کار را بکنیم، گفت (علیک بکثرت العقل) تو تعقلت را زیاد کن. وقت بگذار فکرت و فهمت را زیاد کن. شب قدر که شب اندازه ای هست که معادل بیش از هزار ماه قیمت دارد، بالاترین عمل شب قدر فکر کردن و مذاکره ی علمی است. امام جواد (علیه السلام) فرمود (القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلق من اتعاب الجوارح بالاعمال) کسی که بادلش و فکرش حرکت می کند به سمت الله، زودتر می رسد تا اینکه عبادت کند و بدنش را به زحمت بیندازد در عبادت.