نمودار خطی و تعریف انسان
انسان مجموعه ی سه مرحله قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیاست. اگر انسان را بخواهیم تعریف کنیم، عبارت است از موجود ممتد از خدا تا خدا. بهش می گویند انسان. یادتان نرود. انسان موجود ممتد از خداست تا خدا. اگر انسان را به معنای طبیعت و بدن بگیریم، یعنی به اضافه ی بدن در نظر بگیریم، می شود انسان موجود ممتد از دنیا تا بی نهایت.
چرا برای تعریف انسان باید به دین رجوع کرد؟
نکته ای که خیلی اهمیت دارد این است که دین با این نگاه با انسان رفتار می کند، وقتی انسان چنین ساختاری داشته باشد فقط دین می تواند برای انسان قوانین زندگی را تنظیم کند. مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، قضایی، بدنی، زیست محیطی، هر مسئله ای که شما بگویید دین فقط می تواند تنظیم درستی از زندگی انسان که متناسب با همه ی مراحل خلقتش باشد ارائه دهد. پس اینکه ما چرا به دین احتیاج داریم و وحی باید به کمک ما بیاید و چرا عقل ما کافی نیست، برای این است که عقل ما هیچ کدام از سه مرحله را نمی شناسد، عقل ما می داند که ما این سه مرحله را داریم، این را می فهمد و خودش هم اعتراف می کند به اینکه تخصصی در هیچ کدام از سه مرحله ندارد، بنابراین طبق اصل فکری اصالت تخصص، عقل به شما می گوید وقتی شما نسبت به بدن خودت جاهلی باید او را به پزشک بسپاری، عقل به شما می گوید شما نیاز به دین داری و کافی نیست. اگر کسی گفت عقل برای بشر نیازی نیست و عقل خودش به تنهایی کافیست. آن دیگر عقل نیست قطعاً. مثل این است که یک موجود ضعیفی ادعا کند که قوی است، عقل به عنوان عقل صریح و ناب اعتراف دارد همیشه به اینکه من نیاز به دین دارم. من نیاز به وحی دارم. در ذات عقل، نیاز به وحی نهفته است. مثل آب می ماند که در ذاتش احتیاج به ظرف را فریاد بزند، که آب همیشه باید یک مظروفی داشته باشد. آب بدون مظروف نداریم. بدون ظرف نداریم. پس این نکته خیلی مهم است که چرا ما به دین احتیاج داریم و دین چه می خواهد بکند برای ما. دین مسئول تربیت انسان بر اساس سه مرحله ی حیات او، برای حیات جاودانه و ابدی متناسب با هدف خلقتش. خب، تمام علومی که باید برای بشر تدوین شود باید با این نگاه باشد.
چرا جامعه بشری به قرآن نیاز دارد ؟
در دفاع از قرآن ما چه میگوییم؟ که چرا جامعه ی بشری نیاز به قرآن دارد، قرآن تنها کتابی است که حاوی قواعد و قوانین تخصصی مربوط به هر سه مرحله ی حیات انسان هست، هیچ کتابی غیر از قرآن چنین احاطه ی علمی را ندارد. برای همین هم قرآن که کلام الله هست، فرقش با سایر اندیشه ها و علوم، مثل فرق خود الله هست با مخلوقاتش. اگر قرار باشد برای بشر علمی تدوین شود، مثل روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم، هنر، روابط زن و مرد، معاملات، هرچیز دیگری قرار است تنظیم شود باید با این نگاه همراه باشد، اگر این نگاه را شما از تدوین علوم انسانی بردارید، آن علم انسانی عقیم است.
تحول علوم انسانی بر مبنای انسان شناسی اسلامی
بحثی که در این سال های اخیر توسط مقام معظم رهبری هم شد، تغییر در علوم انسانی باید در دانشگاه ها تغییر بکند، هنوز هم هیچ قدم جدی متاسفانه برداشته نشده، این هست که تا علوم انسانی مبتنی بر این فرمول و این نگاه نشود، تحولی در علوم انسانی انتخاب نمی افتد، باز هم دانشجویان و اساتید ما دارند چیزهایی یاد می گیرند که به درد نمی خورد و کارایی چندانی برای بشر ندارد. اساساً از اینکه بتواند این علوم انسان را متناسب با شرایط زیستی نظام خلقت، ابدیت، تربیت بکند، عقیم است. توانایی تربیت انسان را نخواهد داشت، تنها علوم زمانی فرمول ها، قواعد، زمانی به درد می خورند که انسان را در سه مرحله ببیند. و روابط منطقی باید هر سه مرحله را بشناسد. براساس روابط منطقی بین سه مرحله انسان تدوین شود. اقتصاد، هر رشته دیگری، مدیریت، والا شما به فرمول هایی می رسید که سر از حیوانیت خواهد درآورد. به هیچ وجه نمی تواند انسان را به کمال برساند پس اگر شما یک کتاب دستتان گرفتید، از هر نویسنده ای، در هر موضوعی، مقاله ای خواستید بخوانید، پیش یک مشاور بروید، اول باید مطمئن باشید مشاورتان شما را به صورت یک انسان نگاه می کند، کتابی که نوشته شده، نویسنده ما را به عنوان یک انسان در سه مرحله می بیند، بعد ما می توانیم دست به آن کتاب بزنیم، والا او هرچه بگوید اعتبار علمی چندانی ندارد، نمی گویم ممکن است مضر باشد، نه، کمک زیادی ممکن است به ما نکند. پس حتماً و حتماً و حتماً در تدوین علوم انسانی و داده های انسانی در مشاوره، راهنمایی، در کلاس داری، تعلیم و تربیت، در هر کاری، بشود، آن که خیلی خیلی مهم است این هست که متاسفانه حجم زیادی از تعالیم قرآن، دارد به مردم داده می شود به اسم آموزه های قرآنی، اتفاقاً هم از آیات استفاده می شود ولی متاسفانه این آیاتی که دارد گفته می شود یا روایاتی که گفته می شود مبتنی بر این نگاه نیست.
سخنرانی دینی و تعریف درست از انسان
دقت کنید، یعنی سخنران مذهبی است، روحانی است، یا دانشگاهی هست، یا تحصیلات آزاد دارد، ادعا دارد که می خواهد بحث اسلامی بکند، وقتی بحث اسلامی می کند از آیات و روایات هم استفاده می کند، الآن افراد زیادی داریم که در مراکز مختلف تدریس می کنند از آیات و روایات هم در دانشگاه استفاده می کنند ولی او اساساً این نگاه را ندارد یعنی این سه مرحله اصلاً در نگاهش نیست، به خصوص قبل از دنیا و بعد از دنیا دیده نشده، بلکه اسلامی را می گویند که فقط ناظر بر بایدها و نبایدهای دنیایی است. یعنی از آیات و روایات فقط با کارکردهای دنیایی، استفاده می کنند. به هیچ وجه ابدیت را نمی بینند و کاری ندارند برای همین خیلی باید دقت کنید که اگر کسی فقط دارد از آیات و روایات استفاده می کند یا سخنرانی می کند یا از قشنگی های دین و اسلام می گوید باید حتماً این قبل از دنیا و بعد از دنیا دیده شود. این خیلی ظریف است. برای همین هم مقام معظم رهبری می فرماید خیلی وقت ها شما از افرادی سخنرانی های مذهبی می شنوید، حرف، حرف دینی است، از آیات و روایات استفاده می شود ولی نتیجه ای که ازش گرفته می شود جدایی از دین هست. پس ما با بی دین ها یک مشکل داریم، با بهایی ها و وهابی ها و کسان دیگر یک مشکل داریم، با کسانی که در کشور مثل قارچ رویش کردند و حرف های دینی می زنند، ولی ته قضیه شما را فقط به دنیا علاقه مند می کنند و از نظام جاودانه باز می دارند و غافل می کنند روبرو هستید. کسانی که نمی توانند عشق و شوق ابدیت را در شما ایجاد کنند. به شما یک نگاه جاودانه و ابدی به خودتان بدهند. این ها خیلی خطرناک هستند. اگر نگویند مغرض هستند باید بگوییم جاهل هستند که حرف های مذهبی زیاد می زنند و به تعبیر علی (علیه السلام) عملکرها دنیایی هستند. حرف های مفصلی هم درباره اینجور افراد در نهج البلاغه موجود هست.
کیفیت زندگی ابدی در گرو سبک زندگی دنیایی
امام صادق (علیه السلام) وقتی رفتند خدمتشان یک تعداد ایرانی، ایشان فارسی سخن می گفتند، یکی از احادیث فارسی که از ایشان به یادگار مانده همین هست که هر چه بکاری همان می دروی. بنابراین ما الآن داریم با نحوه ی زندگی و سبک زندگی مان جاودانگی خود را می سازیم. با نگاه ها، با انتخاب ها، با شنیدنی ها، با خوردنی ها، با خیالات، با افکار، با تمام انتخاب هایمان، با بالا و پایین شدن هایمان، با شادی هایمان، با غم هایمان، با عصبانیت هایمان، با زودرنجی هایمان و حساسیت هایمان، با دغدغه ها و آرمان هایمان داریم جاودانگی خود را لحظه به لحظه می سازیم. پس این خیلی هم است که من الآن که در نظام دنیا هستم، چه جوری به نظام آخرتی وارد می شوم، وقتی به آنجا وارد می شوم، با من چگونه رفتار خواهد شد، این قوانین فوق العاده مهم هستند.
توضیح فرمول نسبت
رابطه ی دنیا با آخرت مثل رابطه ی رحم مادر هست با دنیا. از مجموعه ی آموزه هایی که ما در آیات و روایات داریم همچنین فرمولی استخراج می شود که ما وقتی در نظام دنیا به سر می بریم حرکت مان به سمت جاودانگی و آخرت هست. ولی این قوانین چه جوری روی ما اعمال می شود. این قوانین مثل رابطه ی رحم مادر با دنیا هست. اول این را توضیح بدهم، این فرمول را خواهش می کنم خیلی جدی بگیرید و رویش کار کنید. هزاران قانون از این فرمول استخراج می شود. اینکه می گویم 11 سال طول کشید تا ما توانستیم روایات و دعاها و آیاتی را که داریم در این قانون بیاوریم. پس رابطه ی دنیا با آخرت مثل رابطه ی رحم مادر با دنیاست. شما در درجه اول، در دنیا این طرف نسبت را بشناسیم، یک دنیا دارید که در دل این دنیا چیزی به اسم رحم هست. این رحم محصول خود دنیاست، چیزی خارج از دنیا نیست، ظهوری از ظهورات و جلوه ای از جلوه های دنیاست. این پذیرنده یک چیزی به اسم سلول تخم تشکیل می شود. در این سلول تخم شروع می کند تکثیرهای میتوزی و میوزی را انجام می دهد و رفته رفته توده ی سلولی درست می کند. این توده ی سلولی با ریاضیات بسیار اعجاب انگیزی که بشر هنوز نتوانسته هیچ اطلاعاتی کسب کند که چرا این توده ی سلولی که یکسان و همسان هست، چرا تبدیل می شود به یک اندام و چرا بعضی هایش پوست می شوند، بعضی قلب، بعضی دست و پا و استخوان می شوند و بعضی مغز. هیچ کس این را نمی داند ولی همه می دانند که این توده سلولی شروع می کند به تقسیم و شکل گیری در رحم. جایی که قرآن کریم ازش تعبیر می کند به قرار مکین. در آنجا شکل می گیرد و یواش یواش به صورت یک اندام و پیکری که تناسب با حیات دنیا دارد، در می آید. در حرکت هایی که در رحم وجود دارد، تمام حرکت هایی که جنین در رحم انجام می دهد عبث است، یعنی معنادار نیستند وقتی به رحم نگاه بگنیم، دست، پا، چشم، گوش، قلب، سلسله اعصاب، دستگاه تنفس، تهیه می شود. هیچ کارایی و فایده ای برای جنین در رحم مادر ندارد. تنها زمانی این معنادار می شود که شما خارج از رحم دنیایی را سراغ داشته باشید. وقتی مستقلاً به رحم نگاه بکنید، شما حرکت معقول و منظقی را نخواهید دید، معنا زمانی پیدا می کند که شما در راستای دوران جنینی دنیایی را سراغ دارید که قطعاً تمام قوانینش با قوانین رحم فرق می کند، در رحم خون می خورد، در بیرون از رحم شیر می خورد، در رحم درمحیط آبی زندگی می کند، دستگاه تنفس ندارد، در دنیا دستگاه تنفس دارد و صدها، صدها اختلاف دیگری که وجود دارد. ولی زمانی معنادار هست که شما دنیا را کنارش می بینید. نکته ای که خیلی مهم است این است که در رابطه ی وجودی، رحم با دنیا در واقع یک حقیقت هستند، با دو جلوه. این اتفاق بینشان می افتد. رحم موجودی است، فضایی است در دنیاست و به وسیله ی دنیا اداره می شود، درواقع اگر دنیایی نباشد رحمی نیست، رحم در تمام مدتی که هست و جنین، انرژی و نیرویشان را از دنیا می گیرند. اگر دنیایی نباشد، اساساً چنین چیزی معنادار نیست. پس رحم در دنیا هست و دنیا کاملاً احاطه بر رحم دارد. این دو نکته را در نظر بگیرید.
رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست
در بخش بعدی شما وقتی که نفخه ی الهی، رابطه ی دنیا و آخرت را الآن داریم می گوییم، در بحث آخرت به دنیا دقیقاً مثل همین اتفاق می افتد، ما دنیایی داریم که از آخرت چیزی می آید در رحم دنیا، یعنی آن چیز نفخه ی الهی است که به دنیا می آید و تعلق می گیرد به این نطفه و بدن. و مدتی در دنیا هست و باید دقیقا مثل جنینی که در رحم مادر متناسب با شرایط زیستی دنیا تربیت می شود این موجود هم متناسب با شرایط زیستی آخرت تربیت شود، یادتان نرود اینکه دقیقاً همانطور رحم یک فضای کاملاً تخصصی است با قوانین خاص خودش، قوانین ریاضی، دنیا هم یک موجود تخصصی است اما پیچیدگی دنیا چند برابر رحم است؟ قوانین، پیچیدگی و بزرگی چقدر است نسبت به رحم؟ آخرت هم دقیقاً یک فضای کاملاً تخصصی است، یک فضای خیالی نیست، که بشود قوانینش را خراب کرد و به هم زد همانطور که دنیا را نمی توانی قوانینش را به هم زد، شما آخرت هم یک فضای کاملاً تخصصی است، فضایی که دقیقاً سلسله مقرراتی برای حیات دارد، دررحم هست، در دنیا هست و در آخرت هم قوانینی هست.
فرصت کم زندگی دنیا
مسئله ی اساسی این است که ما فرصت اندکی داریم دررحم دنیا، انقدر اندک هست که اساساً قرآن می گوید وقتی شخص وارد آخرت می شود، ازش سوال می کنند چقدر در دنیا بودی؟ می گوید یک روز و نصف روز در دنیا زندگی کردم. یک خواب است حیات دنیا. الآن هرکدامتان 20، 30 سالتان هست، می بینید که یک خواب بوده، باورتان نمی شود 20 سال، 30 سال، 50 سال گذشته. زمان، زمان بسیار بسیار کوتاهی هست. ما زمان خاصی داریم برای اینکه به حیات جدیدی وارد شویم که اگر خوب وارد نشویم، مصیبت ها آغاز می شوند.
احاطه آخرت بر دنیا
در بحث رابطه ی وجودی همانطور که سه بخش را در یک تصویر آوردم، همانطور که رحم در دنیاست و دنیا محیط به رحم، دنیا در آخرت است و آخرت محیط بر دنیاست. این یادتان باشد. حدیثش هم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست: (ان مع الدنیا آخره و آخرت محیطه بالدنیا) همراه دنیا آخرت است، بعد از دنیا نیست، این تصور عوامانه را باید بگذاریم کنار، آخرت بعداً به وجود نمی آید، آخرت و قیامت همین الآن هم هستند، فضای آنجا فضای حقیقی هست، بعداً اتفاق نمی افتد بلکه ما فقط ورود می کنیم به آن عالم، قیامت نوعی تولد هست از یک فضا به فضایی دیگر، مثل دوران رحمی است، جنین که در رحم است کاملاً از دنیا غافل است، با اینکه دنیا هست و دارد اداره اش هم می کند، آن دنیا هست که رحم را اداره می کند و انرژی جنین را بهش می دهد اما جنین از این غافل است و لحظه ای از رحم خارج می شود و وارد فضای جدید می شود، به همین سرعت. در لحظه ای خارج می شود و وارد فضای زیستی جدیدی می شود که بی نهایت بزرگ تر از رحم، با شکوه تر از رحم و پیچیده تر از رحم بوده. الآن ما در نظام آخرتی، همین الآن احاطه شده بر ما، فرشته ها و بهشت و جهنم همین الآن محیط هستند بر ما، احاطه دارند بر ما، همین الآن فضایی که داریم زندگی می کنیم در واقع داریم در برزخ زندگی می کنیم اما چطور؟ ما با یک دیواری که مثل دیوار رحمی است، بین ما و غیب و برزخ فاصله افتاده، لحظه ی وفات، آن دیوار برداشته می شود، مثل خواب است. وقتی می خوابید یک لحظه به محض اینکه غفلت کردی از بدنت، وارد نظام برزخی ات می شوی، خداوند خودش در قرآن می گوید شب ها یک سره دارد تمرین مرگ را به ما می دهد، می گوید مرگ یک لحظه است، غفلت می کنید از طبیعت وارد نظام برزخی می شوید، به این سرعت، الآن بنده دارم سخنرانی می کنم همینجا بیفتم بمیرم، اینجورینیست که روح من این ساختمان را سوراخ کند برود جای چند میلیون سال آن طرف تر، جایی هست به نام برزخ، نه، برزخ فرشته ها، معصومین، بهشت، جهنم، همین الآن همین جا احاطه برما دارند به فاصله ای که دنیا با رحم دارد. پس ما اینکه حضرت فرمود کامل ترش را علی (علیه السلام) دارد، می فرماید: (الدنیا فی الآخره) دو تا کلمه است. دنیا توی آخرت است. همانطور که رحم توی دنیاست. پس ما الآن توی آخرت داریم زندگی می کنیم، آخرت کاملاً احاطه بر ما دارد.
در دنیا هم می توان به برزخ سر زد
یک لحظه غفلت، یک لحظه از بدن غافل می شوید و می افتید به خواب، وارد برزخ می شوید، وقتی یک لحظه کسانی که خودشان قوی هستند این تمرین را زیاد می کنند، کما اینکه شما در خواب تمرین می کنید وارد برزخ می شوید و صبح برمی گردید، بعضی افراد اراده ی قوی دارند، در زمانی که در دنیا هستند خودشان با اراده ی خودشان دائماً سرکشی می کنند به نظام برزخی، می روند و می آیند، می روند و می آیند. همانطور که می روند و می آیند نه برای خودشان، بلکه برای دیگران هم می روند و می آیند. شما می توانی بفهمی که تو چند روز دیگر چه جوری متولد می شوی، اینکه بزرگان دین خبر می دادند از آینده ی افراد که این شخص جهنمی است، بهشتی است، در قبر همچین بلایی سر طرف می آید، کی می میرد، کی کشته می شود، خدا رحمت کند مرحوم آیت الله کشمیری را، هم به آقا سید مصطفی خمینی و هم به سید علی اندرزگو دقیقاً جریان شهادتشان را توضیح می دهد می گوید شما کی شهید می شوید، چه جوری شهید می شوید، من خودم با خیلی از اولیاء خدا ارتباط داشتم در طول این سال های بعد از انقلاب، اخبار عجیبی از آن ها در مورد حوادث زندگی افراد و آینده، بسیار شنیدم بنابراین حتی رفقایی که با خودمان در عملیات ها بودند، طرف خلبان بود ولی انقدر نورانی بود قشنگ طرف می دانست کی و کجا هواپیمایش را می زنند، روحانی بود، طلبه بود، بیشتر طلبه ها وروحانیون این ارتباطات را پیدا می کردند چون از ارتباطات خاصی بهره مند بودند، دقیقاً ما می دیدیم که این طلبه ها یا روحانیون می دانند کی و کجا شهید می شوند. خودش جلوتر خبر می داد ما هم می دیدیم دقیقاً همان روز همانجایی که گفت به شهادت می رسید. این احاطه ی اینجوری هست. اینکه مرحوم آق میرزا قاضی به آقای خویی گفت، ذکر داده بود به آیت الله خویی رحمت الله علیهما، ایشان وقتی یک مدت اذکار را گفته بود پریشان آمده بود خدمت مرحوم قاضی گفته بود آقا من حالم خیلی بد است، گفت برای چی، گفت من دیدم یک زمانی، طلبه ی جوانی بوده، دیدم از حرم امیر المؤمنین (علیه السلام) اعلام کردند که مرجع شیعیان آیت الله خویی به رحمت خدا رفت. مرگ خودش را دیده بود تا آن لحظه. مرحوم قاضی می گوید بس است ذکر نگو برو درس هایت را بخوان. مرحوم قاضی فرمود اگر این تحمل می کرد، این که تا مردنش بود من هم برزخش را بهش نشان می دادم هم قیامتش را. بعضی ها استقرار توی قیامت دارند. رو قیامت شو، قیامت را ببین. این چیزیست که برای همه ی بشر امکان پذیر است، بشر این مسیر را می تواند با اراده و اختیار خودش طی بکند.
سونوگرافی روح در رحم مادر
پس ما الآن توی آخرت هستیم. آخرت هیچ فاصله ی زمانی و مکانی با ما ندارد. همین الآن آخرت دارد ساخته می شود. کما اینکه بچه ای که در رحم مادرش هست همین الآن دارد جریان زندگی دنیایی ساخته می شود. یعنی همانطور که با یک سونوگرافی می شود فهمید الآن یک جنین چه وضعیتی دارد ما خیلی با تجهیزاتی که داریم می توانیم از خودمان سونوگرافی بگیریم. یعنی ببینیم الآن در رحم دنیا، خدا رحمت کند امام را فرمود: دنیا رحم دوم ماست. در رحم دومی که درش قرار داریم، چه وضعیتی داریم که همان آیه 24 سوره مبارکه ی توبه یکی از روش های دقیق سونوگرافی روح خودمان هست، شما هرروز می توانید بفهمید یا فاسقید یا مؤمن. (افمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لا یستوون) ما الآن می توانیم بفهمیم در نظام عشقی خودمان، اگر نگاه کنیم و نظام دلی و آرزوهایمان وقتی نگاه کنیم، نوع گریه ها، دغدغه ها، خوشی ها اینکه درروایات تاکید می کنند یک آدم را از نوع خوشی ها و گریه ها و غم هایش می توانید بشناسید، نوع دغدغه های آدم، با چی شاد می شود و با چی غصه می خورد. این قشنگ نشان می دهد که این آدم وضعیت دوران رحمی اش چه جور دورانی هست. پس این نسبت یادتان نرود.
انواع تولد
همانطور که ما از رحم مادر به دنیا 6 نوع تولد داریم، همین 6 نوع تولد را هم از رحم دنیا به آخرت داریم. دقیقاً آدم ها در روز قیامت و برزخ با همین 6 نوع تولد وارد می شوند. 1. تولد سالم. 2. سالم قوی. 3. ضعیف. 4. بیمار. 5. ناقص. 6. معلول.
تولد سالم چه تولدی است ؟
در تولد سالم جنین دقیقاً در مدتی که در رحم مادر هست، تمام تجهیزات مورد نیاز دنیا را با خودش دارد، چیزی کم نمی آورد، به محض اینکه وارد نظام دنیا می شود، این تعریفش است، حکمش این است، به محض اینکه وارد نظام دنیا می شود، می تواند خیلی خوب ارتباط برقرار کند، برای طول موج اینجا چشم آورده، برای فرکانس اینجا گوش آورده، برای هوای اینجا دستگاه تنفس آورده، برای هرچیزی که در دنیا هست، این بدن تجهیزات دارد، این حکمش این هست که تا وقتی که در این دنیا هست، راحت می تواند از این دنیا بهره برداری کند و زندگی کند. به این می گویند تولد سالم. بعضی افراد چهره های فوق العاده زیبایی دارند، زیباییشان معمولی نیست، یا هوش خیلی بالایی دارند، در 5تایی که گفتم، سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین و اخلاق. در یکی از این ها یا 5 تا یا 4 تا یا 3 تایش قدرتمند هستند، از بقیه جلوتر هستند، خاص هستند.
ویژگی شخصیتی شهید بهشتی
مرحوم شهید بهشتی یک آدم خاص است. که انقدر بزرگ است که امام می فرماید یک ملت هست به تنهایی. شش سالش بوده، کلاس چهارم ابتدایی قبول می شود. نابغه است. این فقط در هوش نیست، در دینداری هم ایشان انقدر قدرتمند بوده، در اخلاق هم همین طور. در عقلانیت هم آدم قدرتمندی بوده. خب حالا مادر ایشان آن موقعی که ایشان شهید شد، می فرمودند من خیلی روی این بچه زحمت کشیدم، شما هم به هر حال هرچه بکاری همان را می دروی.
اهمیت تقویت ژن در قبل از بارداری
این که ما می گوییم حتماً دختر پسرها باید قبل از ازدواجشان یا موقع بچه دارشدنشان حتماً برنامه دار باشند برای تقویت ژن هایشان، باید یاد بگیرند که چگونه این 5تا ژن را تقویت کنند که بهترین داده ها را بدهند، چون هر بچه ای که شما به دنیا می آورید قدرتمندتر باشد و کاری که شما می کنید ابدیت خود شما را قدرتمندتر می کند. چون بچه جزء شئون پدر و مادر محسوب می شود روز قیامت، یعنی شما با شان بچه هایتان و نسلتان محشور می شوید آنجا. بنابراین خیلی خوب است که انسان زحمت بکشد روی این میدان و کاررا جدی انجام دهد پس نوابغ اینجوری هستند.
تولد ضعیف چه تولدی است ؟
دسته ی تولد بعدی تولد ضعیف است، در تولد ضعیف، بچه یک یا چند جهت ضعف نسبت به شرایط زیستی دنیا، به دنیا می آید و قادر نیست در ابتدای کار ملحق شود به بچه های سالم، بنابراین این بچه ها را در دستگاه نگه می دارند، چندروزی، وزن کم دارند، یا از نظر بعضی چیزها کم دارند بعد ملحق می شوند به بچه های سالم، به مادر تحویل داده می شوند ولی در ابتدای امر اگر بخواهند همینجوری که تولد پیدا کرده بدهندش به مادر، می میرد. باید باشد، تقویت های خاصی رویش اعمال شود بعد می دهند به مادر.
تولد بیمار چیست؟
دسته ی چهارم بیماران هستند که درواقع برای ما شیعیان خطرناک ترین نوع تولد این است که خیلی تولد وحشتناکی است. در تولد بیمار جنین یک، دو یا چند نوع عارضه را با خودش می آورد که قابل درمان است و بستگی به سه عالم نوع، شدت و تعداد بیماری، وقتی می آید باید رنج درمان را تحمل کند. مثلاً زردی با خودش آورده، این یک مشکل دارد، شکستگی لگن آورده با خودش، پایش کج است، این الآن باید هم زردیش را درمان کنی، اذیت می شود، نمی تواند به بچه های سالم ملحق شود، شیرخوریش سخت است، پایش هم شکستگی دارد، باید برود توی بیمارستان بچه از حالت زیستی طبیعی خارج شود، ببریش بیمارستان، پایش شکافته می شود، شکسته می شود، صاف می شود، بعد دوخته می شود، گچ گرفته می شود، 6، 7 ماهی هم باید در گچ باشد تا صاف جوش بخورد. رنج این یکسال باید تحمل شود تا سالم شود و ملحق شود به بچه های سالم. بهش می گویند تولد بیمار.
تولد ناقص چیست ؟
تولد نوع پنجم، ناقص است. جنین یک یا چند عضو اصلی را با خودش نمی آورد. قاب جبران هم نیست. چشم را نمی آورد با خودش. شنوایی را ندارد. لال است. دست نمی آورد، پا نمی آورد. چون صحنه های ناجوری بود نیاوردم، عکس های دلخراشی هستند، یک بچه با 5 تا سر، یک بچه با دوتا سرروی هم، یک بچه با دوتا صورت، یک صورت جلو دارد یک صورت عقب، صورت اولی حرف می زند، صورت دومی جیغ می زند، 4تا پا، یا اصلاً دست و پا ندارد، یا چشم ندارد، یا یک چشم فقط روی پیشانی دارد، یک بینی روی پیشانی دارد. این تولد، تولد ناقص است، تولد ناقص هم حکمش این هست که جنین تا وقتی که زنده است، باید تحمل کند قادر به بهره برداری از آن قسمت از دنیا نیست، مثلاً وقتی فلج است راه نمی تواند برود، وقتی کور است با طول موج نمی تواند ارتباطی برقرار کند. وقتی لال است تکلمی ندارد. این را می گویند تولد ناقص. خوب شدنی نیست، تا آخر عمر باید همین را تحمل کند.
تولد معلول چه تولدی است ؟
تولد نوع ششم، تولدهای معلول است. معلول با ناقص ظاهراً یکی است، ولی به خاطر لطافت کار ما تفکیکش کردیم که با جنبه ی معارف دینی مان کاملاً سازگاری داشته باشد، مثلاً بعضی اوقات شخص چیزی کم نمی آورد، اضافه می آورد، یک دست اضافه آورده، پای اضافه آورده، دم آورده، بچه هایی هستند که دم می آورند با خودشان، یا اینکه کلاً نصفیش حیوان است نصفیش انسان است. به این شکل داریم. چندوقت پیش یک مادری بچه اش را اینجوری به دنیا آورده بود که خودش انداخته بودش توی کیسه زباله پرتش کرده بود زیر یکی از پل های تهران. پس این تولد معلول است، چیزی اضافه می آورد که باید بریده شود.
از دنیا به آخرت 6 نوع تولد داریم
عین این 6 تولد را در رحم دنیا به آخرت داریم. خب، اول از این نکته ای که هست این هست که ملاک، در تولدها چیست؟ یعنی چرا می گوییم 6 نوع تولد داریم، کسی می گوید نه آقا چه اشکالی دارد، خیلی هم خوب است، الآن در دنیا انقدر بل بشو شده که می گویند، وقتی یک کسی موهای خروسی می گذارد تا وسط، نصفیش را سفید و نصفیش را سیاه می کند، کفش لنگه به لنگه می پوشد، خب تناسب است، در نقاشی الآن یک سبک داریم، یارو چهارتا سطل رنگ را می پاشد این هم یک سبک شده، کی می گوید این تولدها ناقص و معلول هستند؟ نه خیلی هم قشنگ است بچه هایی باشند دم داشته باشند، مد است دیگر هان؟ دوتا سر داشته باشند. چرا به این می گوییم معلول یا اگر چشم نداشته باشد می گوییم ناقص به دنیا آمده؟ ملاک چیست؟ چه چیزی تعیین می کند که ما 6 تولد داریم، که ما تولدها را تقسیم بندی می کنیم، قاعده و میزان برای تقسیم چیست؟
ملاک تقسیم بندی انسان از منظر قرآن
قرآن مردم را به 6 گروه تقسیم می کند، چرا؟ باید ببینیم قرآن بر چه اساسی مردم را به 6 دسته تقسیم می کند؟ قرآن بر اساس آرمان ها و هوس های افراد، میل های افراد و معشوق های افراد انسان ها را تقسیم می کند.
نقش اراده و اختیار انسان در شکل گیری روح
در بحث رابطه ی رحم مادر با دنیا با رابطه ی دنیا با آخرت هست این هست که رحم خودش نقشی در شکل گیری ندارد، این پدر و مادر و محیط هستند که برایش تصمیم می گیرند ولی در رحم دنیا انسان ها نوعشان، اختیار دارند خیلی از شرایط زیستی رحم خودشان را تنظیم کنند و برای آخرت خودشان را آماده کنند.
ملاک تقسیم بندی انواع تولد
در تولدها، اول تولد سالم را داریم، شرایط زیستی دنیا میزان تقسیم بندی شش گانه است، یعنی این دنیاست که در رواقع سلامت را تایین می کند و شرایط زیستی دنیا اینجوری می طلبد. یک سر، دوتا گوش، دوتا چشم، ابرو، این را بهش می گویند تولد سالم، این معقول است، ما با این می سنجیم، این بچه سالم است، این بچه قوی است، این بچه ضعیف است، این بچه معلول است، این بچه مریض است، چون ما یک سلسله شرایط رسمی و قانونی داریم، رسمی و قانونی دقت کنید، در دنیا داریم که تغییرپذیر نیستند. اینجوری نیست که مثلاً ما به بچه رشوه بدهیم بگوییم حالا که این چشم نیاورده ولی حالا یواشکی ببیند. نمی شود. به یک بنده خدایی گفتند تو چقدر زشتی، گفت نه من خیلی خوشگلم در بیمارستان عوض شدم. نمی شود. شما نمی توانید هیچ نوع تغییری در این شرایط زیستی و درقانون خلقت بدهید. نمی شود بگویید حالا درست است که این یک چشم آورده ولی ان شاءالله سالم است. با ان شاءالله و ماشاءالله حرف درست نمی شود. با رشوه و خودفریبی مسئله حل نمی شود. یک چشم آورده. نمی شود کاریش کرد. گوش نیاورده. پا نیاورده. شرایط کاملاً رسمی، قانونی و مقدر هست. مقدر یعنی قدر و اندازه دارد. سیستم کاملاً چیده شده، تعریف شده و ریاضی است. تلفن همراهت را نمی توانی فریب بدهی، کامپیوترت را نمی توانی تغییر بدهی، تمام دکمه هایی که هستند همه ی این برنامه از قبل طراحی شده، کار دیگری نمی توانی انجام بدهی، چون در این ورژن پایین خیلی عمل ها را نمی توانی انجام بدهی، باید ورژنش را عوض کرد. در ورژن دنیا شما این 6 تولد را داری، هیچ کاری هم نمی توانی بکنی. همین است که هست. در آخرت هم قضیه همینجور هست، ما یک سلسله شرایط رسمی، قانونی، تعریف شده داریم در رحم دنیا نسبت به آخرت. آخرت هم همینطور است.
تنها قلب سلیم برای زندگی ابدی لازم است
همانطور که در نظام دنیایی جنین نمی تواند غیر از سلامت را با خودش بیاورد، اگر غیر سالم بیاید اذیت می شود، ما هم در حرکت به سمت آخرت چیزی که به دردمان می خورد تولد سالم است. (یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتلا قلب سلیم) قلب جنین است که در رحم دنیاست. قلب این قلب که همان دل شماست، باید متناسب با شرایط زیستی آخرت سالم متولد شود. یعنی آنجا وقتی وارد برزخ شد، با کلاه برداری و کلاه گذاری و رشوه، چقدر قرآن می گوید: (لا تنفع شفاعه لا یاخذ منها عدل) آنجا فدیه ای، رشوه ای، چیزی نمی شود بگیری، حالا خدایا درست است ما ناقص آمدیم ولی تو سالم ببین. نمی شود کاریش کرد. حتی شفاعت هم قانونی است آنجا، کیلویی نیست، اینجوری نیست که یکی جهنمی هست بگویند حالا شفاعتش کردیم برود توی بهشت، حرف بیخودی هست. شفاعت باید تناسب داشته باشد. تناسب حتماً باید لحاظ شود. اینکه حضرت زهرا (سلام الله علیها) می فرماید: بعضی از شما از ما چنان فاصله می گیرید که من وقتی می آیم شما را به بهشت ببرم سیصد هزار سال طول می کشد، یعنی حضرت زهرا هم گرفتار قوانین زیستی است، اینقدر سال طول می کشد تا این روحی که وارد برزخ شده درمان شود، تازه مریضی فقط، تولد ناقص و معلول درمانی ندارند. پس اولین مسئله قلب سلیم تهیه کردن است.
علامت تولد سالم ، دل سالم است
تولد سالم یعنی انسان دلش را سالم نگه دارد، مریض نکند، نکته ی بعدی تولدها را بگوییم: تولد سالم یعنی قلب سالم، قلب سالم هم تعریف شد، به امام صادق (علیه السلام) گفتند قلب سلیم یعنی چه؟ فرمود: (دین بلا شک و هواء) دینی که درش تردید نباشد و هوای نفس هم نباشد. یعنی دین سالم و دل سالم و پاک. به حضرت گفتند سلیم یعنی چه؟ فرمود: (السلیم الذی یلقی ربه و لیس فیه احد سواء) سلیم رب خودش را ملاقات کند و چیزی جز خدا در این قلب نباشد. یعنی زن و بچه و عشق زن و عشق خانه و عشق بچه و عشق دنیا نباشد؟ نه این ها را خدا مخالف نیست. لیس فیه احد سواء یعنی مدیریت عشق، یعنی غایت این دل الله، چهارده معصوم و جهاد است، طبق قاعده ای که در سوره ی توبه است. اگر زن می گیرد به خاطر این سه تاست. اگر شوهر می کند به خاطر این سه تاست. اگر بچه داری می کند، کار اقتصادی می کند، اگر سیاستمدار می شود، در راه آن سه تاست. شخصی و هوای غلبه بر ریاست ندارد، اگر کسی شخصاً علاقه به علو داشته باشد قلبش سالم نیست، اگر می رود دکتر، مهندس و استاد دانشگاه شود، در آن عشق است، شخصاً به ما هم یک دکتری بگویند، استادی بگویند، برایش موضوعیت داشته باشد، این آدم گرفتاری است. مشکل دار است. پس لیس فیه احد سواء یعنی این آدم غایتش الله است. الهش الله است، شعارش چیست؟ لا اله الا الله. این آدمی است که اساساً برای الله تلاش می کند و برای الله زندگی می کند. با الله انتخاب می کند. انتخاب هایش با الله است، ارتباطاتش با الله است، رفتارهایش با الله است، چینش های فکریش هم با الله است. این می شود تولد سالم.
اهل سبقت تولد سالم قوی دارند
تولد نوع دوم، سالم قوی. سالم قوی کسانی هستند که از درجات بالاتری برخوردارند. بعضی مؤمن وارد می شوند، بعضی اهل یقین هستند بالاترند (السابقون السابقون اولئک المقربون) این ها از بقیه سبقت می گیرند، سبقت چیزیست که قرآن همه را بهش دعوت کرده. یک جا می گوید (سارعوا) با سرعت بیایید. یک جا می گوید (سابقوا) از همدیگر سبقت بگیرید. سعی کنید از همدیگر در خیرات سبقت بگیرید. این دسته ی دوم، برای همین بهشت هایشان هم با هم فرق می کنند. در سوره ی واقعه بهشت های مقربین خیلی کامل تر، پیشرفته تر از بهشت های اهل یمین هستند که متوسط هستند. سالم متولد شدند. پس مقامات آن ها، قرب آن ها و درجات آن ها بسیار متفاوتند. لذا در روایت داریم بعضی افراد که قرار است در آخرت در بهشت قرار بگیرند، همانطور که زمینی ها به ستاره ها نگاه می کنند، این ها هم بهشت هایی را با این فاصله می بینند. نگاه که می کنند در این بهشت ها، می بینند که این که همین شاگرد خودش بود، رفتگر محله بود، ننه اش بود، داداشش بود، بقال سرکوچه شان است، انقدر فاصله دارد؟ (ربنا اخواننا کنا معهم فبم فضلتهم علینا؟) خدایا این ها با ما بودند، یک جا بودیم، در یک رختخواب بودیم سرمان را روی یک بالشت می گذاشتیم، در یک پایگاه بودیم، یک جا کار می کردیم، شغلمان یکی بود که، این ها چرا انقدر بالا رفتند؟ هیهات. هیهات. حضرت می گوید موقعی که شما در امنیت بودید این ها خودشان را در خطر انداختند به خاطر خدا. نشسته در دانشگاه دارد درس می خواند کار عافیت طلبانه است، این درس را رها کرده رفته جنگ، جبهه، جهاد. خیلی فرق دارد. می گوید شما موقعی که شکم هایتان سیر بود، این ها روزه می گرفتند، شب هایی که شما تخت می گرفتید می خوابیدید تا صبح، این ها بیدار بودند. موقعی که شما آبرویتان محفوظ بود، عافیت طلب بودید، این ها آبرویشان را به خاطر دین به خطر انداختند، با هم اصلاً یکی نیستید.
شهداء اهل سبقت در دنیا هستند
لذا یکی از چیزهایی که باید حتماً توجه کنیم، عبرت انگیز هست این هست که وقتی در کوچه می روید، وقتی نوشته اند کوچه شهید فلانی، فکر نکنید ما با این ها می رویم، آره این همسایه مان بود، من کجا، او کجا؟ خیلی ماها با هم فاصله داریم. شهید یعنی عند ربهم. عند ربهم یعنی آنور بهشت. عند ربهم یرزقون. خیلی شهید فاصله اش با بقیه زیاد است. شهید سلطانی است برای خودش. به خصوص شهدای گمنام که این ها از بقیه شهدا چیزی بالاتر دارند. من در تشییع جنازه شهدای گمنام که رفته بودم، دیدم خواهر یکیشان سخنرانی می کرد، می گفت برادرم چند شب پیش آمده بود به خوابم می گفت جنازه من را می گیری می آورند در پارک نهج البلاغه دفع می کنند، بعداً آزمایش ژنتیکی هم دادند درست درآمده بود، شناسایی کردند. بعداً گفته بودند تمام کسانی که می آیند تشییع جنازه ما، ما همه شان را شفاعت می کنیم. بعد خودش گفته بود خدا به ما خیلی قدرت داده اینجا. یک کلمه از دهان ما در می رود می گوییم شهید. خیلی فاصله دارند با ما. آدم وقتی نگاه می کند به این عکس های شهدا، به این بچه های شهید. من این فیلم ها را که نگاه می کنم، خدا شاهد است، اصلاً فکر نمی کنم یک زمانی من با این ها بودم، آن موقع هم که در جبهه بودم، با اینکه سخت ترین کارهای عملیات را انجام می دادم، اطلاعات عملیات بودم، یک موقع هایی 90 کیلومتر در خاک دشمن می رفتم، پیاده می رفتم، شناسایی، می رفتم در مقرهای عراقی ها، در چادرهایشان، ولی یک بار نتوانستم خودم را مثل این ها ببینم، یعنی اصلاً دیدم این ها چه جور آدم هایی هستند. الآن هم که نگاهشان می کنم در تلویزیون، خیلی حسرت می خورم، این ها کجا رفتند، چه می کنند الآن، فقط آنی که این ها را ساخته تربیت کرده بهتر می داند چی هستند، که شهدا در شادی وصولشان و قهقهه ی مستانه شان عند ربهم یرزقون. آنی که خالق این شهدا بود و تربیتشان کرد، آن خودش احاطه بر همه ی ما دارد. ما نمی فهمیم شهید کجاست و چیست. خدا رحمت کند دوتا تخریب چی داشتیم، یک روحانی بود حاج آقا صادقی، یک بسیجی معمولی بود. این بسیجی شهید شده بود، حاج آقا صادقی آمد گفت بچه ها من دیشب زین العلی را خواب دیدم بهش گفتم چه جوری رفتی از دنیا، شهید شدی؟ گفت آقا مثل اینکه از یک طویله درآمدم. اینجا نمی دانی چه خبر است، گفت تعریف کن. گفت اصلاً نمی شود برای شما تعریف کنیم. همانطور که جنین نمی فهمد دنیا چه خبر است، جنین نمی تواند درک کند دنیا چقدر عظمت دارد ما هم نمی توانیم بفهمیم آخرت چه جوری است، گفت وقتی امام فرمود شهدا نظر می کنند به وجه الله یعنی چه، می گفت ما به آن هم نظر داریم ولی شما درکی از این ندارید. چند روز گذشت و خود حاج آقا هم شهید شد. (السابقون السابقون اولئک المقربون). والحمدالله رب العالمین.