خوب بخش دوم از حدیث شریف معراج بخش اول که این بود وقتی پیامبر به محضر خداوند تبارک و تعالی رسید البته ما همیشه و در همه حال در محضر خدا هستیم حالا این محضر، محضر ویژه و خاصی هست که با ادراک و معرفت همراه هست. طبیعی ترین وضعیت این است که طبیعی که می گوییم یعنی برای همه و هر کدام از ما جای پیغمبر بودیم همین سوالی که پیغمبر کرد، می کردیم که خدایا بهترین کار چیه، بهترین چیزی که تو برای ماصلاح می دانی چی است؟ خوب خداوند فرمود توکل، آدم هایی که واقعا خدا را دوست داشته باشند. تمام همّ و غمشان این هست که محبّ خدا باشند همه همّ و غمشان این هست که خدا ازشان راضی باشد. خدا خوشش بیاد از آنها لذا اگر بدانند واقعا چیزی به اسم توکل قشنگه و خدا خوشش می آید از این کار ودوست دارد. مهم ترین چیزی که برای بنده اش می پسند توکل هست. سعی می کنند توکل را سر لوحه برنامه های خودشان قرار بدهند. یعنی واقعا به عنوان یک دارایی عمل بکنند ببینید شما در تصمیم گیری های روزانه تان در رابطه با خریدهاتان، کارهای اقتصادی تان، یا سایر برنامه ریزی هاتان به دارایی هاتون فکر می کنید یعنی اینکه چی دارید مثلا فردا می خواهید برید خرید کنید به جیبتون نگاه می کنید بعد هم به اعتبارتان نگاه می کنید یعنی می گوئید آقا من خودم اینقدر دارم اینقدر می توانم وام بگیرم اینقدر می توانم روی رفیق هام حساب بکنم روی دوست هام تکیه بکنم. مجموعا اینقدر میشودمیروم جلواین کار را می کنم چیزیست که دارایی دیگر آدم براساس دارایی هیچ وقت ما نمی رویم کارهایی بکنیم که بدانیم صددرصد درش می مانیم. می گوئیم آقا می رویم جلو هفتاد هشتاد نود درصد می دانیم می توانیم برویم تکیه به امید خدا می رویم جلو این دارایی مان است مثلا برای خریدن اتومبیل برای مثلا ازدواج برای مسافرت برای خریدن منزل یا هر چیز دیگر یا نه می خواهیم یک کار دیگری بکنیم یک تصمیم دیگری داریم یک انتخابی یک ارتباطی یک چیزی میگیم توانمان هست پس می رویم جلوتوکل به این هستش که انسان هر وقت می خواهد تصمیم بگیرد خدا را کنار خودش ببیند واقعا یعنی این جزو دارایی اش حساب کند نه اینکه فقط بگوید خوب من همه هستی ام همین است دیگر همین که دارم مادیات را نگاه بکند و ظواهر را و خدا را نیبیند اصلا در زندگی می خواهم بگویم توکل یک فیلم نیست یک تلقین نیست یک دروغ نیست واقعا جدی باشد. جدی باشد یعنی شخص باید بریزد از سراسروجودش واقعا می تواند به خدا تکیه بکند شما در زندگی تان دیدید خیلیها به شما تکیه می کنند دیگر همسرتون، برادرتان، مادرتان، پدرتان زنگ می زنند و می گویند دو میلیون پول کم داریم به ما بدهید پس معلوم است که شما را در نظر گرفته دیگر درسته یااز شما کاری می خواهد کمکی می خواهد چیزی توکل یعنی واقعا ما یک تکیه گاهی به نام خدا ماداریم اگر این جوری بود دیگر سراغ پول نزولی نمی رود. کسی هر چقدر هم گیر بکند امکان ندارد خشم خدا را ولعنت خدا را بخرد برای خودش و برود پول نزول کند وبهره ای بگیرد امکان ندارد اصلا یعنی خدا براش مرده کسی که تو این جور موارد بره سراغ لقمه حرام، بره سراع حرام نمی کند این کار را میگویدبلاخره خدا به ما نشان می دهد راه را از این طریق بههر حال و یرزقوه من حیث لا یحتسب اگر کسی توکل کرد خدا راه را نشانش می دهداصلا .من جاهد فینا من اهدینا فقط آدم باید بداند که خدااین را دوست دارد آدم ها در زندگیشان دو نوع هستند یادتان باشدبعضی هامحب خدا هستند بعضی ها محبوب خدا هستند بین این دو تا زمین تا آسمان فرق هست یک کسی محب خدا باشد و بخاطر عشقش به خدا، محبتش به خدا اون آتشی که از عشق خدا در دلش هست حرکت کند برود به سمت خدا یا اینکه شخصیتا به یک جایی برسد که خدا دوستش داشته باشد و خدا بکشد و ببردش یعنی اگر ساکن هم باشد خدا می کشد و می بردش خیلی فرق هست بین این دو تا آدم ها مایه استادی داشتیم یک زمانی یک کتاب سنگین خیلی سنگین عرفانی بود گهگاهی پیشش می خواندیم می شنوید همه ایشان می فرمودند حالااسم نیاورم خوب نیست میفرمودندکه فلان کس که خیلی خیلی هم بزرگ بودکه اسمش رابگویم شماهمه آن رامیشناسیدخیلی خیلی بزرگ بودکه همه ی بزرگان ما دوستان ما بهش ارادت دارند فرمودند که این شخص جزء سالکین محب بوده، محبّ بوده، جزء محبوبین نبود جالب اینجاست که خداوند در قرآن می گوید که اگر کسی اهل توکل باشد محبوب خداوند می شود خیلی حرف ها می دانم که کسی نگرفت حرف من را شاید یک چیزی به گوشتان بخورد که انسان مسیر محبّ بودن تا محبوب بودن را طی بکند اصلا یک چیز یک فاصله نجومی هستش که یک کسی بیاد این کار را بکند خداوند اعلام کرده من یک همچین کسی را دوست دارم جیگر داشته باشد عرضه داشته باشد بتواند به خدا توکل کند از صبح که از خواب بلند می شود توی برنامه ریزی هاش بداند یک خدای قدرتمند همه کاره پیشش هست یک خدایی این جوری پیشش هست اون کار هر کسی هم نیست ببین چقدر مهمه این که اولین خصوصیتی که است که خداوند به پیغمبر می گوید من دوست دارم بنده ام این جوری باشد یعنی من را ببیند یعنی کور نباشد ببیند من هستم موسی می گوید من فراری ام از دست فرعون تازه یکیشون را هم کشتم، یکی شون را هم کشتم. بعد خدا بهش می گوید برو فرعون را نصیحت کن میگه ماکشتم یکیشون را فراری هستم میگوید نه من هستم. من هستم باهانون اسبع و ارا هم می شنوم هم می بینم برو و راه افتاد رفت واقعا راست گفت دید خدا رارفت تموم شد لذا می خواهم بگویم که شما قصدمون اینجا نیس که درس اخلاق بگویم صلاحیتمون هم نیست درس اخلاق بدهیم این حرف رامیزنیم که این حدیث را می خوانیم نمی خواهیم یک موعظ شده باشد حالا شما مثلا بگویدبله حالا رفته مثلاآنجا حالا سر کلاسی یه چیزی راجع به توکل هم ما شنیدیم تیمما وتبرکاما اصلا بحث این نیست این که ما بتوانیم واقعابه این دارایی برسیم که ببینیم خدارا و بهش تکیه هم بکنیم قبلا هم خیلی امتحان کردیم هان دوران جنگ را دقت کنید انقلاب این جوری شد دفاع مقدس این جوری شد خیلی جاها این جوری شد وقتی خدا بود دیدیمش پیروز هم شدیم و الا هیچ عقل و منطقی و شعوری نه انقلاب را تائید می کرد نه جنگ راتایید می کرد هیچ کدام تایید نمی کرد و به هر کس می گفتی میگفت کار احمقانه ای است واصلاشدنی نیست ولی ما چون در این بیست و هشت سال و سی سال انقلاب یکسره عادت کردیم به این حضور خدا همیشگی گاهی وقت ها کور می شود آدم نمی بیند هی تجربه می کند باز بی اعتماد به خدا در زندگی هم زیاداتفاق افتاده است بدون توکل ما هم خدا کمکمان کرده همیشه حضور داشته همیشه کارها را راه انداخته باز هم ما نمی بینیم باز هم ما کور هستیم اصلا به حسابش هم نمی آوریم حالا کاری بااین بخش ندارم بخش دوم فوق العاده مهمه خوب دقت بکنید بعد از توکل می فرماید که و رضاء بما قسمت این که یک نفر به آنچه که من نصیبش کردم راضی باشد دقت می کنید تازه آدم هایی که محبند من فقط محبّها را می گویم اگر خودمان باشیم آن هم مشکوکیم که باشیم واقعا خیلی جگر می خواهد یک نفر بگوید من خدا را دوست دارم البته خدا در قرآن می گوید کافرها هم دوستم دارند آن دوستی عمومی یک بحث دیگر است دوستی خصوصی یک چیزی دیگر است یک نفر بگوید من واقعا توی دلم به یک جایی رسیدم که خوشم می آید ازش واقعا حساب کردم را عشقش علاقه دارم بهش بین مایه رابطه رفاقتی دوستانه وجود دارد برام مهمه در کارهام واقعایک کسی بگوید من محبّم خیلی حرف بزرگه. خیلی حرف بزرگه حالا من می خواهم این را بگم فعلا تا برسیم به آنهایی که محبوبند ببین چطوری خدا آتش می زند سوره مبارکه توبه آیه 58 و 59 و منهم من یرزموکم فی الصدقات حالا دقت کنید خدا دست گذاشته روی پست ترین مرحله تا برویم سراغ آیه بعد «و إن اعطوا منها رضوا و إن لم یوعتو منها إذا هم یسختون و لو إنهم رضوا بما آتاهم الله و رسوله و قالواحسبنا الله سیعوتینا الله من فضله و رسوله إنا إلی الله راجعون» من خواهشم میکنم که قبل از اینکه معناکنم اصلا از این واژه که آقای شجاعی دارد برای ما یه آیه ای می خواند بیایید بیرون این آیه را با صدای خدا بشنوید خدا دارد حرف می زند با ما پیغمبرش را هم حذف کنید خوب تویی و خدا یک گوش تو یک کلام الله میخواهدحرف بزندبعضی از مردم در نحوه تقسیم صدقات این را که گفتم پست ترین چیز همین صدقاته یعنی غنیمتی که مربوط به دنیا است دیگراز این بالاتر چیه از این بالاتر تقسیم رزق و روزی تقسیم سلامتی تقسیم روزی های بالاتر رزق های بالاتر حتی حتی حتی تقسیم رزق های معنوی خواهش می کنم دقت کنید حتی تقسیم رزق های معنوی آقا بنده مثلا الان خیلی دوست دارم بروم سینه بزنم بروم جبهه بروم امام رضا بروم مکه وضوداشته باشم دائم الوضو باشم قرائت قرآن کنم، نماز شب بخونم خدا هیچ کدام را دوست ندارد می گوید مریض شو فقط در رختخواب ناله کن هیچ کدام هم بهت نمی دهم درسته تو مگرنمی گوئی من اینها را میخواهم معنویت می خواهی دیگر علم می خواهی می گوید نه علمم بی خیال شود برو بمیر یک گوشه ای بشین مریض شود در بیمارستان علم و سواد حوزه و درس و استاد و اینها هم نه هیجده سال شیمیایی روی تخت بخواب تا بمیری غیر از این است دیگر؟ درست شد تو می گوئی من اینها را میخواهم دیگرمن میخوام عبادت کنم به تو برسم نزدیک شوم فرمود نمی خواهم من نمی خواهم این کار را بکنی توبرو بگیر رو تخت بخواب فقط جیغ بزن ناله بکن داد بزن این را می خواهم دیوانه شو موجی بشوی برو در بیمارستان چاقو بکش، فحش بده، نمی دونم این را بزن آن را بزن. بزنندت اینجوری می فهمی یعنی چی اصلااین؟ خدا دست گذاشته روی پست ترین چیز توی بالاترین چیز هم همین طورهستش می گوید «ومنهم من یرزموک »یرزموک یعنی ایراد می گیرند خورده می گیرند از تو، تووقتی میخوای چیزهایت راتقسیم بکنی صدقات را بدهی «و إن اعطوا منها رضوا» اگر به آنها چیزی داده شود خوشحالند اینجاست که ما همیشه خودمون را د رمقابل خدا قرار می دهیم می گوئیم تو به ما بده پول بده. خانه بده، زن بده، بچه بده، ماشین بده، نمی دانم روزی بده، توفیق بده، زیارت بده،حج بده، علم بده،تو بده به من. می ایستیم این جوری می گوئیم دیگرهمیشه گرفتاری مان این هست. می گوید وقتی بهشون می دهم رضوا راضی هستند و إن لم یوعتو منها إذا هم یسختون وقتی بهشون نمیدهیم چیزیهایی را که می خواهند(این رادقت کنیدمیخواهم یک رمزبزرگ بهتون بگویم) هر چیزی می خواهد باشد دنیا، آخرت نمی دانم معنویت، عرفان چی چی چی هر چیزی می خواهند وقتی بهشون نمی دهیم «إذا هم یسختون» اینجاست که غضب می کنند سخت می گیردشان و ناراضی می شوند از پیغمبر بدشان می آید. گیر می دهند، پیغمبر چرا این کار را باماکرد چراندادبه خدا گیر می دهند این جوری می شود دیگر ما خیلی وقت ها میشود درگیر می شویم. با خدا واقعامیگوئیم چرا؟ یسختون خیلی حرفستایعنی خشمگین می شود طرف اصلاخشمگین می شود هر چیزی. اینجا دارد صدقات را می گوید بحث اصلا سر هر چیزه «و لو انهم »لو می دانی یعنی چه؟«لو» یعنی یک کاشکی خداست، کاشکی خدا که نم شوند «و لو انهم رضو بما اتاهم الله و رسوله« اگر می شد اینها به آنچه که خدا و رسول وقتی که می گویم خدا و رسول یعنی مخصوصا آورده که بعدا این مزخرفات نگویند شما شرک می کنید میگوئیدکه از پیغمبر چیزی می خواهید اصلا یک جا دارد «رزقهم الله و رسوله »خدا رزقشان را می دهد رسول خدا رزق میدهد مخصوصا آورده که بداند رسول رزق می دهد رزق فقط کار خدا نیست. رسول رزق می دهد ائمه رزق می دهندبه ما می گویداگراینهابه آنچه که خدا و رسول بهشان داده بود راضی می شدند. راضی می شدند یعنی قلبا هیچ چیزنمی گفتند آقاهمینی که به مادادند دستشان درد نکند این را بایدما مصرف کنیم. ما باید این کار را بکنیم من بایدبروم بیمارستان بخوابم من باید نمی دانم فلج بشوم من بایدسرطان بگیرم من باید پام قطع بشود این را دادید به ما. من باید درس بخوانیم یا نخوانیم، بخوانیم یا نخوانیم بالاخره شما بگوید بخوانیم یا نخوانیم. بخونیم می خوانیم، نخوانیم نمی خوانیم . باید حج برویم ، حج نرویم اصلا تا اآخر عمر حاجی نشویم کربلا نرویم، نرویم نماز شب بخوانیم، نخوانیم هر چی دادند هر چی دادن رضوا راضی باشند واقعا و قالوا و این را می گفتن و قالوا کی جیگر دارد این حرف را بزند. یعنی هیچی نگوید نق نزند قر نزند نرود یقه امام رضا را بگیرد آخه ببینید ما خیلی بی ادبیم، خیلی بی ادبیم، می رویم یقه امام رضا را می گیریم امام رضا می گذاریم توی رودروایسی بنده خدامی گویم آقا من شفام را می خواهم نمی دانم می دانی امام رضا چقدر شرمنده می شود. بهش فشار می آید. بچه اش اومده داره بهش می گوید من شفا می خواهم زن می خواهم حتما باید به من زن بدی . حتما باید به من شوهر بدهی. حتما بایدبه من چی بدهی حتما نمی دانم این حج را ازت می خواهم مااین را به امام رضا می گوییم کجا داریم می گوییم در حالی که امام رضا خودش در محضر خدا نشسته خدا بهش می گوید نه شفا نه حالا خدا کندوقتی بهمان می گویند نه حالیمان بشود می گوید ماآمدیم می خواهیم نه. نخواه خوب نیست. چشم. خداحافظ شما.نرویم بگویم رفتیم امام رضا بهمان هیچی نداد. آبرومو برد چه فایده ای داشت رفتیم زیارتش اصلا فایده ندارد این دفعه هم بروم بی فایده است این دفعه هم حرفم را نمی شنود ببین ما خیلی واقعا بی ادب و وقیحانه می رویم حرم دیگر می گوید کاشکی این جوری می گفتم «و قالوا حسبنا الله » حسبناالله می دانی چی یعنی خدابس مان است باباخدا را عشق است. خدا را عشق است مگر می شود یککسی بگوید این را بگوئیم باباالحمدلله خدا هست خدا را داریم چهارده معصوم را داریم چی می خواهیم دیگر چی میخواست بیشتر از این به ما بده آمد گفت آقا فقیرم ادبیات را نگاه کنید این ادبیات مال محبین است تازه مال آدم های معمولی و خوب است. آدم محبوببین دیگر چطوریند می خواهم بهتان بگویم محبوبین چطوریند می گوید آقا فقیرم بیچاره ام گله کرده رفته پیش امام معصومش امام معصوم هم یعنی کلید همه خزائن عالم دست اوست دیگر.«إن من شئی إلی عندنا خزائن»همه چیزدستشان است.امام می گوید نه تو فقیر نیستی خیلی چیز داری می گوید من چی دارم آقا گفت ولایت ما را داری حاضری هممه ثروت دنیا را بهت بدهم ولایت ما را نداشتی گفت نه آقاحاظرنیستم گفت پس خیلی چیزهای گران قیمتی داری که حاضر نیستی با ثروت دنیا عوضش کنی پس خیلی بهت دادیم دیگرکی شعور دارد این رابفهمد می گوید آقا خدا را عشق است پس خدا را داریم چهارده معصوم را داریم. بس است الحمدلله حالا برامون زن نخواستند شوهر نخواستند بچه نخواستند سلامتی نخواستند مثل بقیه نگفتندشماپاشوید بروید در خیابان بگردید بخواب در بیمارستان این را هم خواستند دیگربخوابیم دیگر این را خواستند دیگر بخوابیم، بخوابیم نرویم ،نرویم برویم برویم بخوانیم می خوانیم نخوانیم نمی خوانیم بخوریم می خوانیم نخوریم نخوریم چی کار داری با این چیزهایش ببین خدا با چه حسرتی داردمی گوید آیا ما عرضه داریم این آرزوی خدا را برآورده کنیم. یعنی ما جزء کسانی باشیم که خدا دوست دارد این جوری باشند این عرضه را داری یک ذره فکر کنیم ما، ما این عرضه را داریم ببین خداداردچه تعریف قشنگی می کند «و قالوا حسبنا الله و رسوله خدا و رسول بس مان است. الحمدلله خیلی چیز داریم خدا و رسول داریم دیگر چهارده معصوم را داریم دیگر چی میخواهیم «و قالوا حسبنا الله سیاتینا الله من فضله و رسوله» خدا می دهد رسولش هم بهمان می دهد الان هر چی دادند راضی هستیم بعد یک حرف هم دیگر آخر می زند. تیر خلاصی می زند «إنا الا ربنا» ما مشتاق خداییم، اشتباق خدا را داریم اشتیاق پیغمبر را داریم اشتیاق اهل بیت را داریم حالا خدا وکیلی مادر چیزهایی که خدا بهمان داده اعم از مادی و معنوی می گوییم اصلا بی خیال کم و زیادش آرامشمان را بهم نزنین اگر دیدیم خدا به دوستم پنجاه دفعه حج نصیب کرده هنوز من را دعوت نکرده بگویم خودش را عشق است نروم یقه خدا را بگیرم بگویم که توچرا به من حج ندادی به این پنجاه دفعه رفته حج چرا من نروم حج مرده شور این حج را ببرند که تو بخواهی به خاطر حج یقه خدا را بگیری مرده شور کربلا رفتنتو ببرند مرده شور نماز شب خواندت را ببرند مرده شور سواد و علم و مرده شورعرفانت را ببرندکه تو بخاطر عرفان یقه خدا را بگیری لج می کند با خدا وای می ایستدباخدا یکی به دوکند محبین کاری نداریم ولی محبوبین می دانی چطوریند بچه ها محبوبین این هست که هیچی نمی خواند هیچی نمی خواهند اصلا خواسته ندارند بمیربم بمیر آبروت بره آبرود بره نمی دانم اصلا به هیچی بند نیستند اصغر بینماز را یادتون هستش که دیگر اصغر بی نماز گفتند تو باید اصلایک جوری باشی که همه بهت بگویند نماز نمی خواند نمی خواند بی آبرو باش بی آبرو باش جنون خیلی حرفها امام می نویسد جیم تو نامه می نویسد جیم برایش نمی نویسد خودت را بزن به دیوانگی فقط یک کلام مینویسدامام جیم فهمیدچیه فهمیدبایدتاآخرعمرخودش رابه دیوانگی بزندما باشیم این کار را می کنیم ازفردامیرویم کلی بازی در می آوریم بویم سوار جارو بشویم ونمیدانم و مسخره بازی دربیاریم بگویم امام این جوری گفته دیگه بی خیال اعتبارات دنیا و اون هم کی داداش هارون بهلول دااش هارون است می دانستید یا نه بهلول یک شهروند معمولی نبوده که برادر هارون بوده برادر خلیفه است یعنی هر چی بخواهد دارد هر چی بخواهد دارد بعد بهش می گویند نه تو دیوانه ای تمام شد برودیوانه شو ساقط یعنی دنیا بی خیال اعتباریات بی خیال همه چی بی خیال تازه باید تاآخرهممم دیوانه باشی این از آن معقوله است که بیا برو در تنور بیا برود در تنور محبوبین اینها هستند. شماها بعضی از این آدم های انجوری را دیدید بعضی هاشان را دیدید به قدر اینهایی که دیدید که حالا معرفی می کنم بهتان بعضی هاشون را به قدری اینها بزرگ بودند که خدا رحمت کند یک کسی مثل امام خمینی میگفت خدایا من را با اینها محشور کن یعنی امام دیده بود که خدا چه جوری این بچه بسیجی را دوستاشان دارد چه جوری می ریزد به پاشون برای اینکه آنهاواقعا هیچی حالیشان نبود اصلانه اینکه بخواهد الان شب عروسی اش هست یک ماه دیگر عروسی اش زن و مردشان این طوری بودندکاری نداشتند نه اینکه مثلا حالا الان ترم آخر دانشگاهشه بیاد بایستد محاسبه کند کلاه کلاه کندبزار دکتراراهم بگیرم بعدشهید شوم. از آمریکا پا شده امده تعطیلاتش اینجا رفته توی میدان مین تمام شداعتبار کیلیویی چنده درس کیلیویی چنده آخوند از حوزه علمیه آمده رفته روی سیم خاردار خوابیده آنقدر از روش رد شدند تا آنجاجون داده روی سیم خاردار نه فکر آقا شدن و مجتهد شدن بودنه فکر بزرگ شدنش بودخیلی آخوندها نرفتند برای اینکه یک زمانی بایستندمجتهد بشوند و آقا بشوند و مردم بیایند و دستشون را ببوسند زیاد داشتیم یک عالم آخوند داشتیم که براشون مهم بود یک کسی بودند به هیچی نگرفتند این حرفها رابه هیچی نگرفتند حالا خدا را ببینید چه جوری دارد در آیه حرف می زند بالاخره اینهاآدم هم وجود داشتند دیگر یعنی خدا می گوید یک کسانی این جوری هستندکه نه تنها هیچ درخواستی ندارند به آنچه که بهشان داده شده راضیند هیچ گونه درخواستی ندارند بلکه می گویند چی می گویند که «حسبنا الله و ..... الله من فضله و رسوله » خدا و رسولش به ما می رسنددیگر واقعا می دانید اینها چطور فکر می کردند آنها یک فکر درست می کردند که ما آن فکر درسترا نمی توانیم بکنیم فرق ما با آنها این هست اینکه آنها قبول کرده بودند که خدا و رسول آنها را بیشتر از خودشان دوست دارند برای چی من اینقدر احمق باشم که خودم بروم به خدا بگویم چی بده چی نده اصلا برای چی من بخواهم تعیین تکلیف کنم. علم می خواهم معنویت می خواهم نماز شب می خواهم از این مزخرفات مکاشفه می خواهند چشم برزخی می خواهند کفری هات، دری وری ها،بیست سال زحمت کشیدم به جایی نرسیدم نمی دانم چی کار کردم چی کار کردم این شر و ورها می گویدباباخب آن که من را بیشتر از خودم دوست داردکه میلیاردهابرابر بیشتر از خودم دوست دارد پیغمبر هم که همین جوری خوب من اصلاچکاره ام که حرف بزنم هی بروم آویزان بشوم به اینها بگویم یالا این را به من بدهد آن را می خواهم این را می خواهم. اگر ندهی نمی دانم چنین می شود من دیگر نماز نمی خوانم دیگرمعنویت ندارم نه دیگر میتوانم قرآن بخوانم نه دیگر حال دارم همه ما این جوری هستیم کافیه که یک ذره فیتیلیه دنیایمان را خدابکشد پایین یک چیزی از این چیزهایی که بهش چسبیدیم ازمان بگیرد میافتدتو افسردگی و قرص خوردن و نمیدونم اینها پس دیگر خداکیلویی چنده امام زمان کیلویی چنده نمی دانم پیغمبر چی چیه آخرت چی چیه هیچی.و من الناس من یعبد الله علی حرف خیلی حرفِها. این حرف می گوید مردم خدا را به حرف می پرستند خدا پرستشان همین است. فهمشان از خدا این است تمام شدورفت. «إلناس عبید الدنیا و دین عقل علی ....» آدم کسی است که هیچ وقت برای خدا تعیین تکلیف نمی کند هیچی هم نمی خواهد ازش زندگی می کند در مملکت خدا همین. در این مملکت چی به ما می دهند هر چی دادند، دادند. ندادند هم ندادند اصلا ماقرار نیست با کسی خودمان را مقایسه کنیم. مسابقه بگذاریم که. من می خواهم مثل فلان کس باشم غلط کردی می خواهی تو. تو کسی هستی اصلا می خواهی کی هستی بابا ما راضی هستیم خدا آفریدتمان الحمدلله بنده خدا هستیم خودش را داریم پیغمبر را داریم چهارده معصوم را داریم هر چی خواستند خواستند دیگر هر کی برایمان رقم زدند زدند. این قشنگه دیگر نقشی که آنها می گویند «و من احسن من الله سبقت» از رنگ خدا چی قشنگ تر رنگی که آنها می پسندند بهتره دیگر الان می گوید تو ثروتمند باش سی سال بخورولی بعد از سی سال باید ورشکسته بشیا. ورشکسته می شی و باید بروی گدایی کنی. باشد میرویم گدایی. سی سال فقیر باش بعد از سی سال اواخر عمر رزق باز میشود سی سال بخواب بیمارستان هی هر دفعه عمل و تکه تکه ات بکنند هر دفعه قسمتی را ببرند بعد یک کاریش می کنیم این کار را کن اون کار را کن چی کار داری چه کاری می خواهی بکنی.هرکاری میخواهی بکنی بکن هر جور می خواهی تصمیم بگیری، تصمیم بگیربه ماچه؟ چقدر خوبه آدم این نعم الوکیل را در نظر بگیرد. نعم المولی و نعم النصیر بهترین وکیل است دیگر خودش هر طور دلش بخواهد برای ما حافظ منافع ماست دیگر تمام میشودپی کارش بذار هر کاری که دلش خواست بکند هر جور که می پسندد برنامه ریزی بکند برای ما تقدیر بکند برای ما ببره برای گفتن دعا بکنیدبه ما، دعا بکن چی بخواهیم در دعا اینها را بخواه اینها را هم می خواهیم داد، داد . نداد هم نداد نه اینکه گفتن بیا خودشون گفتن بیا دعا کنید من رفتم عالیه المضامین خوندم خودش هم گفتن سلامت هست نمی دانم چی چی هست چی چی هست دنیا هست زن و بچه هست چی چی هست همه را خواستند ولی خوب هیچ کدام هم نرسیدم سی دفعه اومدم حرم امام رضا تو چی کار داری به تو گفتن بخون اصلا موضوع رسیدن و گرفتن و خواستن و این حرف ها نیست. بخوان.امکان ندارد تو بخونی و دست ببری بالا محال ندهند یا آن را بهت م یدهند یا بالاترش را بهت می دهند لذا می گوید هر وقت دستت را بردی بالا احمق نباشیها یقینا بهت نظر شده دست را بکش به صورتت بکش به صورتت دستت را مبارکه حتما بهت نظر شده خدا بهش نگاه کرده داده به این دست برای همین هم حضرت علی به زرس قاطع می گوید امکان ندارد به کسی دعا بدهند اجابت نرسد. حتما اجابت می شود حالا آن چیزی که صلاح می دانند برات بهت میدهندحالاتو می خواهی می دهند یانه یک جور دیگرش را می دهند کم اش را می دهند یک ذره زیادترش را می دهند به جاش یک چیز دیگر می دهند. نمی دانم هر چی اصلا چی کار داری تو دستت را ببر بالا فقط گفتن اینها را هم بخواهید. اینها را هم می خواهیم خودتون گفتید. مثلا من دعای روز یکشنبه روز دوشنبه دعای روز جمعه است.چی هست اینها را باید بخواهم.حالا چه فایده من چهل سال هی اینها را خواندم یک بارش هم مگر دادند به ما به تو چه چهل سال خواندی، چهل سال برات ذخیره کرده چی کار داری بخوان تو دعات را بکن چهل ساله دارم روزه می گیرم همینطوری گفتن که«أن تکتبینی من حجاج بیتک الحرام فی عامی و فی کل عام» هم امسال برم هم همه سال بروم حج یکسالش هم نرفتم خدا رحمت کند آیت الله مرعشی را مرجع تقلید بود بالاخره شصت سال هفتاد سال این دعا را خوانده بود یکبار هم نرفته بود یعنی مستطیع نشده بود بیچاره برود پول نداشته برود. مرجع تقلید پول نداشته برود. تا آخر عمرش هم نرفت حاجی نشد خوب حالا هر سال هم خوانده این راچی کار داری می برند یا نمی برند می دهند یا نمی دهند نمی دانم چکاربااین کاراش داری.ببینید خیلی حرف که انسان ادب داشته باشد در محضر خدا و در محضر چهارده معصوم بی ادب زندگی نکند جسور نباشد پرو نباشد دریده نباشد هی نگوید من هم هستم من هستم می خواهم این شوم تا آن ور تا تو بمیری هیچ معلوم نیست کی چی کاره است هیچ معلوم نیست کی چی کاره است به والله قسم ما حسرت یک آدم های خیلی گنده ایی را می خوریم شماها،ماها حسرت یک آدم هایی خیلی گنده ای را می خوریم که بعد می رویم تو برزخ،بعدمثلا می بینیم این آدم گنده می آید به تو می گوید تورو خدا دست ما را هم بگیر. آدم خیلی گنده که تو حسرتش را می خوری.بهت میگوید آقا جون مادرت دست ما را هم بگیر یک نگاهی هم به ما بکن توجه کردی یک آدم هایی را هم ما خیلی پست می دانیم خیلی پست می دانیم، کوچک می دانیم ریز می دانیم مثل ما که اهل معنویت و عرفان و علم و نمی دانم این چیزها که نبودند ماها برای امام زمان خون دل خوردیم شب و روز بیدار ماندیم آنها رفتند یللی تللی شان را کردند بعد می رویم برزخ می بینیم که ای باباآن کجا ما کجا اصلا به گردش هم نمی رسیم. به گردش هم نمی رسیم بنابراین هیچی معلوم نیست هیچی معلوم نیست رو این حساب خوبه که آدم بی ادب زندگی نکند سرش را بندازد پایین رفیق بشود با خدا واقعا از صمیم قلب بگوید چی بگوید «حسبنا الله و نعم الوکیل» خدارابس است خدا را عشق است خوش به حال کسی که خدا را عشق است هیچی دیگر هم نخواهد هی تعیل تعیین نکند تعیل تعیین کردن مال بدبختی و پستی آدم است. مال ریز بودن آدم است. آدمی که ریزه هی تعیل مشخص می کند یک دستورالعمل بهتان بدهم می گویند هر وقت می خواهید بیشتر جذب بکنید سعی کنید تا آنجا که ممکن است برای جذب فقیر شویداول فرمول هایی که در زیارت عاشورا می دادید دیگر اول جیبتون را خالی کنید بعد بگوید خدایا بده کسی پول تو جیبیش هست می گوید بده. جا نداردکه دریافت بکند . اول فقیر شوید تا خدا بدهد بهتان تو یک عالم داری جا نداری که خدا بدهد بهت لذا کسانی که می خواستند به عالی ترین مقام برسند اول کاملا تخیله می شدند شما نگاه کنید سیدالشهداء چطوری شده مالک روز قیامت میدانیدکه مالک یوم الدین روز قیامت در حدیث داریم روز قیامت تجلی سیدالشهداء است خوب چه جوری شده امام حسین صاحب روز قیامت آمده کربلا هر چی داشته تخلیه کرده خوب یعنی هر تعلقی داشته گرفتند ازش به جنازه اش هم رحم نکردند یعنی حتی امام حسین حق ندارد جنازه اش محترم باشد بعد می آیند بهش بی ادبی کنند بعد بیان انگشتش را ببرند بعد بیان لباسش را تکه تکه کنند بعد سرش را ببرند بعد رو نیزه بزنند بعد اسب بدوانند روش خیلی کار باید بشود یعنی باید له شود له بشود له بشود تا بهش بدهند بنابراین کسانی که عرضه ندارند له کنند خودشان را همیشه منشان دارد اذیت شان میکند در جمع در اجتماع در کار در خانواده منشان اجازه نمی دهد که بی تعیم باشند به هیچ جایی نمی رسند. اصلا چیزی نمی توانند جذب کننداینها همه من دارند. دیگر وقتی کسی من داشت بوقت لهما جناج الذل من الرحمه جلو بابا ننه ات بال ذلت را بگستران من نمی توانم بابام یک آدم مشروب خور عوضی معتاده من بروم جلوش تواضع کنم من حزب اللهی امکان ندارد من حزب اللهی بروم جلوی بابای معتاد مشروب خور بگویم ما نوکرتیم نمی گویم تو تعیل داری بدبخت تعیل داری بیچاره حزب اللهی هستی و آن نیست دیگربرای اینها هم یک ارزشی قائل هستی که نمی گذارد جلو ننه، بابات تواضع داشته باشی خوب همین بدبختت می کند میرزا جواد آقا استاد امام بیست و پنج سال جون کند هیچ اتفاقی نیفتاد براش بیست و پنج سال تمام دستورالعمل ها را اجرا کرد خیلی حرف است آقامن یک کتابی می خواندم چند وقت پیش یک آقایی می گفتش اگر این دستورالعمل های استاد ما را رعایت بکنید سه چهار ساله می رسید می گفت خیلی خدا پدر و مادر استاد و خودت را بیامرزد سه چهار ساله بیست و پنج سال تا آمد خدمت ملا حسین قلی همدانی رحمه الله استادش، ملاحسین خودش پیری گرفته بود گفتش که چند تا از این فامیل هاتون هستند تبریز یک ذره مثل اینکه بینتان کدورت هست کدورت که میرزا اهلش نیست اگر یک مومن با یک کسی کدورتی کند یک مومن آن جوری حتما تقصیر با کی هست با آنهاست دیگر. با اینها نیست نه تو باید بری با اینها رفیق شوی و بعد اینقدر رفیق شوی و کفش هاشون را جفت کنی شاید راه باز شود برات برو ما بدبختیم بخدا واقعا بدبختیم بد زندگی می کنیم ما اینقدر من داریم آنقدر برای خودمان شخصیت قائلیم من قائلیم هزار تا خلاصه خیلی ممنونیم از خودمان خیلی خودمان را تحویل می گیریم خدا نمی دهد امام سجاد (علیه السلام) چی می گوید الهی أنا اضل الاضلین من پست ترین پست ها هستم از من پست تر دیگر وجود ندارد انا اضل الاضلین دروغ می گفته یا راست می گفته ؟این را به ما بگوید فیلم بازی می کرده که از خودش پست تر سراغ نداشته در بندگان خدا وقتی به خدا می رسد اینها خوب وقتی می خواهد مقایسه بکند این است که اینقدر خالی می کند خودش را بعد خدا چی می دهد بهش خدابهش این را میدهد که وقتی می ایستی جلوی یزید یک دفعه بهش می دهد می گوید انا ابن مکه ومنا من فرزند مکه و منی هستم دیدی چه جوری حرف می زند من این هستم.اینجا این جوری وقتی می ایستی جلوی یزید یک بارگفتم این رمز را أنا الاالله یک جایی دیگر دارد الی ربنا إنا الی الله این قشنگ تر است راغبون ما واقعا مشتاق خداییم مشتاق خداییم خوش به حال کسانی که این جوری باشند.
«و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علیه و آله و سلم»