جلسه 021 - احسان
شماره جلسه
21
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
11
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - احسان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ انشاء الله خداوند طاعات همه شما عزیزان را، احیاءتان را به شایستگی بپذیرد و مایه سعادت دنیا و آخرتتان قرار بدهد. (صلوات بلند ختم بفرمایید). در جلسه گذشته یک روایتی را از امام صادق(ع) درباره خوشبختی و بدبختی یک انسان گفتیم حضرت فرمود که اگر میخواهی بدانی یک نفر خوشبخت است یا بدبخت است ببین که کار خیرش را به چه کسی میدهد.@ دریافتکننده کار خیر او چه کسی است ببین به چه کسی خوبی و کمک میکند اگر به کسی که اهلیت آن را دارد خوبی کرد بدان که او بر خیر و خوبی است و اگر به نااهل خوبی و کمک کرد بدان که او را نزد خداوند خیر و منزلتی نیست.@ مسئله خیلی مهم هست که ما خروجیهایمان دریافتکننده داشته باشد یعنی اگر دریافتکننده نداشته باشد تلف شده گاهی وقتها افرادی هم با ما هستند که با ما زندگی میکنند مثل همسر و فرزندان این را باید دقت بکنیم که دریافتهای ما با دریافتهای آنها هماهنگ باشد یا زمانی که ما داریم دریافت میکنیم آنها مجبور نشوند دریافت بکنند.@ چون وقتی که به اجبار کشیده میشود کار خراب میشود مثلاً شما رفتید مشهد میخواهید بروید حرم میگویید برویم حرم بچهات میگوید برویم حرم خانمت میگوید برویم حرم همه میروید حرم همه هم میخورید دوست دارید.@ یک موقع هست همسرت فرزندانت دریافتکننده نیستند نه بلند بشوید برویم حرم این خوب نیست آقا میخواهیم بمانیم خانه تلویزیون نگاه بکنیم یا میخواهیم بخوابیم خوب بگیرید بخوابید یا میروید حرم او میگوید میخواهم نیم ساعت باشم برگردم خوب برگرد بسش هست نیم ساعت دیگر شما میخواهی تا صبح باشی باش تا صبح.@ قرارهایی که میخواهیم بگذاریم برای دریافت باید دقت بکنیم قرارها قرارهای معقولی باشد لذا یک کسی با بچه میرود بچه میبرد زود پدر مادر باید تغذیهشان را قطع بکنند راه بیفتند دنبال بچه میگوید بچه بزرگ است میتواند برود خانه میتواند برود خودش برسد برود همسرت خسته است تا خسته شد بدو برگردیم خانه.@ نه مثلاً حالا بایست دو ساعت دیگر این خوب نیست این دریافت اضافه است اصلاً نباید این کار را بکنی من نمیخواهم حرم بایستم میخواهم بروم خانه برو خانه میخواهم بخوابم برو بخواب برای همین هم ما گفتیم خانمها و آقایان که میایند اینجا حتماً اگر نمیخواهند دریافت بکنند یا بروند خانه یا بگیرند بخوابند اینجا ننشینند تعارف هم با کسی نکنند.@ آقا من الان حوصله ندارم سخنرانی گوش بکنم حوصله ندارم دعا کنم میروم بخوابم میروم بیرون گپ بزنم برو گپ بزن آمدیم احیا میخواهیم برویم جلوی مسجد بنشینم یک گپی با رفقا بزنیم مزاحم کسی هم نمیشوید بروید بزنید بیداری است خود این بیداریش قیمت دارد حالا میخواهید حرف مباح بزنید بروید بزنید.@ آدم باید خیلی با خودش تعارف نداشته باشد در این قضیه و دیگران را هم به زحمت نیندازد آقا بنشینید استفاده بکنید خیر است خوب است من الان نمیتوانم حس دریافت ندارم تعارف هم با کسی ندارم خداحافظ خداحافظ تمام شد اصلاً برایم مهم نیست که چی فکر میکند الان آمدم سخنرانی یکیش را شنیدم بقیهاش را حوصله ندارم میخواهم بروم برو.@ اصلاً با کسی تعارف نکنید به محض اینکه اضافه دریافت بکنید خطرناک میشود ذخیره است خیلی خطرناک است مثل چربی اضافه و نمک اضافه و قند اضافه است که سیستم را خراب میکند پس نه خودمان اضافه دریافت بکنیم و نه زمینه را فراهم بکنیم که یک کسی مجبور بشود به خاطر ما اضافه دریافت بکند.@ به بچهات بگو امشب احیاست میایی یا نمیایی بله میایم حالا آمده آنجا اصلاً در جلسه نشسته رفته خوابیده خوب تو پدرسوخته فلان فلان شده به من گفتی میایم احیا حالا رفتی گرفتی خوابیدی بله دیگر این بنده خدا میخواسته بیاید همین مقدار که احیایش را در مسجد بگذراند که بخوابد خوب برود بخوابد این همین است.@ اما نه حالا که آمدی احیا باید همه سخنرانیها را باشی همه عبادتها را باشی باید حتماً دو لیتر اشک بیاید نه این ضرورتی ندارد پس خیلی دقت بکنیم خیلی حساسیت دارد این تغذیهها علمی خیالی وهمی فوق عقلی همه مهم است باید چه موقع صورت بگیرد.@ خدا رحمت کند امام را میفرمود من هیچ وقت به خاطر درس تفریحم را ول نکردم آقا تفریح آدم احتیاج دارد لذت حلال احتیاج دارد یک کسی که موقع لذت حلال موقع تفریح موقع شوخی موقع یک کار اینطوری بخواهد یک کار جدی انجام بدهد آدم بیسلیقهای هست.@ بعداً پژمرده میشود افسرده میشود آقا یعنی من بلند بشوم بروم کوه جایش مینشینم یک ذره ذکر میگویم قرآن میخوانم نه اگر باید کوه بروی باید کوه بروی باید شوخی بکنی بگویی بخندی دریا میخواهید بروید بروید دریا تفریح میخواهید بروید بروید تفریحتان را انجام بدهید.@ اگر جایش نشستی قرآن خواندی جایش نشستی درس خواندی یک زمانی نفس پس میزند همه این چیزهایی را که دریافت کرده یک دفعه میافتد به افسردگی و پژمردگی به مریضی به بیماری بعد دو برابر ده برابر آن چیزی که حالا کوه رفته حالا باید دوباره کوه ببریدش آن دفعه یک ساعت میرفت مشکل حل بود تعادل هم برقرار بود.@ حالا صد ساعت میخواهد ببریدش تا این روانش برگردد سر جای اولش خوب این چه کاری است قلب هم که کار میکند یک دم دارد یک بازدم دارد یک استراحت دارد نفس هم همینطور است باید اکراه نداشته باشید در تغذیه باید دقت بکنیم نه برای خودمان نه برای کسی برنامه اینطوری نداشته باشیم.@ الان رفتی حرم پسرت دوست دارد آنجا بنشیند در حرم نمیخواهد عبادت بکند میخواهد درس بخواند دخترت میخواهد بنشیند با یک نفر حرف بزند حرف بزند نشستند در حرم اصلاً نمیخواهد عبادت بکند میخواهد همینطوری بایستد چراغها را نگاه کند به سقف نگاه کند بگذار نگاه کند.@ بلند شو یک کار مثبت انجام بده این اصلاً خوب نیست چون تو داری وادارش میکنی که یک چیزی دریافت بکند الان نمیخواهد این کار را انجام بدهد هیچی دعوت خوب است دعوتش بکنی ولی خواست خواست نخواست نخواست.@ میخواهیم برویم بگردیم میخواهیم برویم گرگم به هوا بازی بکنیم میخواهیم تا صبح در حرم چرخ بزنیم غَلط بزنیم صحنهای امام رضا دور بزنیم پیادهروی بکنیم بروید تو برو بازی بکن بیخود هی به کسی دستور و اینها نه پیشنهاد بدهیم توصیه بکنیم یک موقع هست سردرگم است خط بدهیم این سر جای خودش ولی به قضیه مصرف خیلی دقت بکنیم.@ امام جماعت وقتی نماز میخواند باید رکوعش سجدههایش به اندازه توان اضعف ناس باشد یعنی اگر چهار تا پیرمرد هستند که نمیتواند خیلی رکوع بایستند خیلی سجده امام جماعت باید تند بخواند نماز را طولانی نباید بکند اشکال دارد واقعاً یک کسی شخصی میخواهد نماز بخواند بخواند.@ وقتی که اینقدر مهم است که انسان ملاحظه این را بکند حالا تو بچهات را برداشتی آوردی ملاحظه اضعف الناس را بکن بچهات ضعیف است نمیخواهد اینقدر در حرم باشد میگوید برویم برویم حرم بعد یک ساعت دیگر میگوید برگردیم هتل برگردید هتل، برویم خانه بخوابیم میخواهم بروم تلویزیون تماشا بکنم سریال ببینم با سریال بچهات هماهنگ بکن.@ اگر بخواهی بایستی هی اضافه به او غذا بدهی دیگر آنوقت گرفتاری دارد پس این را دقت کنیم که اگر اضافه شد دیگر منزلت ندارد منزلت یعنی چی؟ یعنی خود شما هم نمیپسندید یک کسی زوری پیش شما بنشینید میدانی الان دوست ندارد پیش تو بنشیند هی دارد این پا و آن پا میکند که بلند بشود برود چرا نگهش میداری.@ بمان اینجا بایست اینجا خوب نمیخواهد بماند دوستیهای افراطی اینطوری است طرف مثلاً آمده ده دقیقه یک صفایی بکند برود خوب بگذار برود نه بایست دو ساعت بایست پنج ساعت بایست تحمیل یک رابطه به یک کسی حال به همزن است خودش دوست دارد دو ساعت دو ساعت پنج ساعت پنج ساعت.@ ولی تو هی بخواهی فشار بیاوری پیش خدا آدم بایستد فراری میشود حالا چه برسد به بقیه آدمهای دیگر برای همین در روابط عاطفی هم با دو نفر که هستند میگویند خیلی تند تند همدیگر را نبینید(زُر غِباً تَزدَد حُبّاً) اگر میخواهید محبتتان زیاد شود به همدیگر با فاصله همدیگر را ببینید.@ چون اگر خیلی عادت بکنید به همدیگر هی همدیگر را تندتند ببینید یواش یواش دلهایتان زده میشود حرمتها شکسته میشود. پس مقوله اندازه در هر کاری مهم است در کار علمی همینطور کار علمی کردی بیست دقیقه مطالعه کردی زود بلند بشو دو دقیقه قدم بزن.@ عبادت میخواهی بکنی دو رکعت نماز خواندی چهار رکعت نماز خواندی یک چایی بخور یک میوه بخور این خیلی مهم است یک اصل است در تغذیه که بحث مفصلی است من دارم خیلی کلی و درهم برهم یک چیزهایی را مثال میزنم.@ کار علمی کار معنوی در سیدیها هم من عرض کردم اگر کسی میخواهد سیدی گوش بکند نرود مثلاً یک موضوعی را بگیرد چهل جلسه یک موضوعی را گوش بکند این مشکل درست میکند دو تا سه تا موضوع را بگیرد یک روز این یک روز آن دوباره از اول بیاید سه تا موضوع را با هم یواش یواش برود جلو آهسته تا بتواند جذب بکند اما اگر زیاد اینطوری شد دیگر خوب نیست.@ پس منزلت یعنی چی اینکه میگوید پیش خدا منزلت ندارد؟ برای اینکه تو دیگر برای خدا منزلت قائل نیستی یعنی کار را ضایعش کردی وقتی یک جایی خسته میشوی میگویی چقدر دیگر مانده من بخوانم یعنی الان دیگر نمیخواهی با خدا حرف بزنی هی دعا را ورق نزن دعا کمیل وسطش هست بلند بشو برو بیرون.@ چه کسی گفته ما باید دعا کمیل را تمام بکنیم چه کسی گفته باید جوشن کبیر تمام بشود مگر کنتراتی است پولی است مگر ما پول گرفتیم یا پول دادیم باید تمام بشود حضرت فرمود(لا تَجعَل هَمَّکَ آخِرُ السُورَه) همت را نگذار که یک سوره را تمام بکنی بگذار این یک سوره را تمامش بکنم آقا چه کسی گفته باید تمامش بکنی.@ این اجبارها از کجا آمده اینها بیخود است الان لذت بردم این دو سه تا سوره را خواندم تا میبینی داری خسته میشوی ببند بلند بشو برو بیرون برو یک آیه دیگر یک دعا یک ذکر یک نماز دو رکعت نماز بخوان دوباره برگرد برو یک ذره حرم بایست برو یک ذره ضریح را ببین ببوس قاطی جمعیت بشو دوباره حس پیدا میکنی میایی یک کار دیگر.@ نگذاریم یک چیزی برسد به یک جایی که پیش ما بیمنزلت بشود وقتی بیمنزلت شد شما هم بیمنزلت میشوی در روایت داریم خدا خسته نمیشود مگر اینکه شما خسته بشویید وقتی تو داری با اشتیاق با خدا حرف میزنی خدا حال دارد با تو حرف بزند یک روز دو روز ده روز یکسال هفتاد سال خدا با اشتیاق میشنود در آغوشش.@ خدا اینطوری است ملول نمیشود میگوید بندهام ده سال دوست دارد من میدیدم سجده میکرد از اول شب میایستاد یک سجده میکرد صبح سرش را از سجده بلند میکرد خدا خسته نمیشود این در آن سجده خدا را در آغوش گرفته سرش را گذاشته روی پای خدا دارد حالش را میکند خدا هم دست نوازشش را میکشد.@ اما اگر تو خسته شدی خدا میگوید بلند بشو خدا خسته میشود یعنی چی؟ یعنی میمیرد ولت میکند دیگر تمام میشود دیگر تو با خدا در ارتباط نیستی چون فراری هستی از او، خدایی در کار نیست خدا محو میشود از بین میرود.@ پس اشتها اشتیاق اقبال خیلی مهم است این را دقت بکنیم غذا به همان اندازهای که میخواهیم بخوریم زیادی نباشد من گاهی وقتها بعضی از عزیزان جلسه نمیایند خیلی طبیعی است میگوید من یک مدت دیدم نمیخواهم بیایم کلاس خیلی کار خوبی کردی نیامدی کلاس غذایش را باید یک طور دیگر بخورد نباید در غذا آدم به خودش خیانت بکند.@ یک موقع تنبلی باعث میشود یا توجیه نفسانی است آن شیطان میاید گول میزند حتی این حرفهایی هم که من امشب میزنم میتواند توجیه کند برایت خود آقای شجاعی هم که همین را گفت پس بیخیال غذایش را نمیخورد کم میاورد به گناه میافتد به عصبانیت به افسردگی میافتد این معصیت است.@ غذا میخواهی بخوری بخور ولی یک موقع هست این غذا را نمیخواهی بخوری یک غذای دیگر میخوری با یک غذای دیگر مثلاً یک مدت هست شخص کار فلسفی میکند مثلاً دارد همیشه کتابهای فلسفی میخواند کتابهای عقیدتی میخواند کتابهای فلسفی و عقیدتی خشک است چون تو همیشه با استدلال سروکار داری.@ بعد میاییم نماز بخوانیم یک کار جدی بکنیم مبینیم این دوام نمیاورد استدلال تنهایی نمیتواند ما را، شما هی بیای عقلت را کامل بکن خدا هست دین هست قیامت هست پیغمبر هست این جلوی گناهت را نمیتواند بگیرد این جلوی کفرت را میتواند بگیرد اما جلوی گناهت را نمیتواند بگیرد لذا باید به یک رابطه عمیقتر بیفتیم.@ برای همین انسان احتیاج به روضه به گریه به سینهزنی به عزاداری به عشقبازی به پیادهروی به حرم رفتن به کارهای عاشقانه به کارهای عرفانی چیزهایی که دلش میچسبد یک احیایی برود یک حرمی برود اینها سازندگی دارد.@ لذا باید یک موقعی اگر دلت خسته است یک مدت کارهای فکریت را ول کن کار فکری را رها کن برو یک ذره کارهای دلی انجام بده کارها دلی زیاد کردی کم میاوری باید معرفتت را بالا ببری باید کارهای معرفتی بکنی کارهای عقلی بکنی پس این ویزیت خودمان خیلی مهم است مداوای خودمان توجه به خودمان خیلی مهم است.@ یک موقع هست انسان زیر نظر یک مربی کار میکند کارهایش را عرضه میکند مربی مربی برایش همه چیزهایش را اندازهگیری میکند به او میدهد ولی اگر دسترسی نداریم حداقل در تغذیه خیلی دقت بکنیم.@ روایت بعدی خیلی مهم است از نبی اکرم(ص) هست(سِلَۀُ الفاجِرِ لا تَکادُ تَصِلُ اِلا الی فاجِرٍ مِثلِه) میگوید یک آدم بدکار و نابکار کارهایش هم میرسد به بدکارها به نابکارها آدمهای بدجنس آدمهای بدذات آدمهای بد نیت آدمهای بد نیت کارهایشان هم همان آخر هم میشود خادم یک آدم بدنیت آخر هم میشود نوکر یک آدم بدنیت.@ لذا صله آنها میرسد به آدمهای بد خرجهایشان هزینههایی که میکنند آخر یک مشت مفتخوار بینتیجه غرغر نق نقوی پرتوقع استفاده میکنند هیچ خاصیتی هم ندارد لذا علی(ع) به حاکمها این را میگوید که مواظب باشید حاکم نباید طرفدار طبقه مرفه در جامعه باشد چون فرمود مرفهین کمخاصیتترین افراد برای جامعه هستند پرتوقعتر از همه و کمخاصیتتر از همه هستند.@ در احتیاجات و بزنگاههای جامعه فرار میکنند هیچ خدمتی به مردم و خلق و مستضعف و زیردست نمیکنند وقتی هم هستند توقعشان از نظام و دولت خیلی زیاد است لذا حضرت میفرماید قرآن هم خیلی تأکید هم قرآن هم علی(ع) به مالک میگوید بیشتر خدماتت را محبتت را توجهات را بگذار برای طبقهای که نیازمند هستند برای مستضعفین.@ وقتی برای آنهایی که سیر هستند میگذارید برای آنهایی که لیاقتش را ندارند میگذارید تلف میکنند زحماتت هم هدر میرود لذا ما زیاد میبینیم یک رئیس جمهور یک نماینده مجلس یک وزیر میرود بنده نماینده یک مشت آدم مرفه خان یک مشت آدمهای گردنکلفت میشود اصلاً همانها فرستاندنش در مجلس و مجبور است حرف آنها را هم بزند با بقیه مشکلات مردم هم کاری ندارد.@ پس ببینید قاعده خیلی قاعده مهمی هست خیلی شاخه دارد در همه جا میشود از آن استفاده کرد یک آدم بدذات یک آدم بدجنس یک آدمی که صادق نیست و اخلاص ندارد کارهایش هم تلف میشود وقتی نیت خوب نبود کار خراب میشود.@ میگوید داشتم نماز میخوانم تنهایی در مسجد یک صدایی شنیدم گفتم کسی آمد یک ذره نمازم را بهتر بخوانم گفت یک حالی بهتری داشتم و یک اشکی میریختم و یک ذره تمرکز بیشتری بعداً که تمام شد دیدم یک سگ بوده در مسجد، یک سگ آمده من داشتم برای این سگ ریاکاری میکردم وقتی آدم افتاد به بدجنسی کارش تلف میشود.@ از امیرالمؤمنین(ع) (خَیرُ المَعروفِ ما اُصیبَ بِهِ الاَبرار) بهترین نیکی بهترین احسان آن هست که به آدمهای خوب برسد این چرا اینطوری است یعنی شما خوبها را تقویت بکنید در جامعه میگوید خوبها را تقویت بکنید اگر کاری میخواهی انجام بدهی.@ در روایت هم داریم شما میخواهی صدقه بدهی یک نیازمند فاسق است یک نیازمند عادی است و یک نیازمند مؤمن است به کدام یک بدهید؟ به مؤمن بدهید چرا اینطوری است؟ گسترش میکند نیکی بیشتر میشود انسان است.@ یعنی از بین این شش گروهی که قرآن میگوید سنگ و کمتر از سنگ حیوان و کمتر از حیوان شیطان یک گروه آدم حسابی هستند انسان هستند انسانها استفاده بکنند به ارزش باید نگاه بکنیم الان شما در دریا یک حیوان دارد غرق میشود با یک انسان واجب است دست چه کسی را بگیرید؟ دست انسان را بگیرید.@ لذا بهترین کارها این هست که صرف بهترین آدمها بشود احسانها خوب هست برسد به لیاقتمندان برسد به آدمهای بهتر برسد به آدمهای با فضیلت برسد به آدمهای بزرگتر جایی که شما اگر مشکل این را حل بکنید این چون آدم بزرگی است به صد نفر دیگر هم میرسد.@ چون خودش آدم شریفی هست آدمی هست که خیر است آدمی هست که خروجی دارد آدمی هست که تکخور نیست اگر این را سرپا بکنید بیست نفر دیگر هم سرپا میشوند لذا این خیلی مهم است که ما کجا سرمایهگذاری بکنیم.@ الان یک مربی به من میگفت که توان داشت به او گفتم که چرا نمیایی کمک بکنی در مؤسسه که محصولاتش را میلیونها آدم در دنیا دارند استفاده میکنند؟ گفت والله نرسیدم یک کلاس داشتم با این بچهها کار میکنم.@ خوب حالا چند نفر سر کلاس میایند؟ پنج نفر سر کلاس میایند گفتم پنج نفر را چسبیده به آنها داری کاری برایشان انجام میدهی یک میلیون نفر را معطل نگه داشتی بدان باید سرمایهگذاری بکنی.@ پولت هم همینطور یک موقعی میایم پول میدهم دو کیلو خرما بگیرم بدهم برای میت اصلاً معلوم نیست به او برسد یا نرسد مادر فقیر بود شوهرش مرده بود هی حلوا هر دفعه درست میکرد یا خرمایی چیزی به بچهها میداد میگفت ببرید بدهید مردم بخورند خیلی هم دوست داشت شوهرش بیاید در خوابش بگوید این به من رسید دستت درد نکند هیچ وقت هم شوهر نمیامد به او بگوید.@ بعد یک بار شوهر آمد گفت دستت درد نکند رسید به من، بعد این بچهها را صدا کرد گفت بچهها این دفعه کجا رفتید خرماها را پخش کردید بچهها یک ذره ماندند آخر گفت بگویید راستش را بگویید گفت هیچی خودمان خوردیم اصلاً نبردیم پخش کنیم بابا خودمان خوردیم خودمان گرسنه هستیم برای چی ببریم بدهیم به این و آن بخورند بچهات گرسنه است.@ لذا میگوید اگر میخواهید شروع بکنید به یک کسی خیرات بکنید اول پدر مادرت را نگاه کن(فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ) ببین پدر مادرت لنگ نیستند اگر پول داری برویم کجا هزینه بکنیم ببین پدر مادرت پول لازم ندارند مسافرتی نمیخواهند بروند نیازی ندارند.@ فرشی غذایی دارویی مراقبتی چیزی اگر گفتند نه ما داریم به اندازه کافی الحمد لله دیدی پدر مادرت دارند خودشان هم معلوم است از سطح زندگیشان که نیازمندتر از پدر مادرت هم هست آنها هم معقول دارند حالا خواهر برادرانت از همینها شروع بکن فک و فامیلها بعد غریبهها و جاهای دیگر.@ کسی که لنگ است اینجا در خانه لنگ است این حرف تا یک حدودی درست است چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است تا یک حدودی البته همهاش درست نیست تا یک حدودیش درست است(فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ).@ پس بهترین خیرها آن هست که برسد به خوبها هر چه آن آدمها گرانقیمتتر باشند آدمهای باارزشتری باشند آدمهای مؤثرتری باشند در جامعه به آنها خدمت بکند الان بنده خودم صدقات دارم خمس دارم رد مظالم میخواهم بپردازم نگه داشتم یک جایی، نمیروم بدهم یک کسی گرسنهاش باشد بخورد چون یک کسی که گرسنه هست خیلیها هستند به او بدهند کسی هم گرسنه نمیماند.@ ولی اینقدر آدم هست که میخواهد سیدی بخرد کتاب بخرد دانشجو هست نمیتواند طلبه هست نمیتواند همین امروز من چهار پنج تا دانشجوی طلبه آمدند گفتند ما برای کتابمان لنگ هستیم دو نفرشان آمدند گفتند ما برای لباس لنگ هستیم این طلبه است دانشجو است قیمت دارد برای آینده به این آدم باید کمک بکند.@ من خودم اصلاً به غیر از کار فرهنگی جایی سرمایهگذاری نمیکنم مگر اینکه تصادفی یا مجبور باشم کسی جایی لنگی اینطوری داشته باشد به او بدهم دارویی بخواهد غذایی بخواهد لباسی بخواهد و حتماً هم خلأ دارد میرود در جای خودش.@ والا اصلاً این کار را نمیکنم هر چه دارم میگذارم کنار میگذارم برای همین یک کسی روح مردم نجات پیدا بکند این بنده خدا الان یتیم دارد مشکل مالی دارد درآمدش نمیرسد 700 ـ 600 تومان درآمد دارد نمیتواند اصلاً بیاید برود این کتاب و سیدی را تهیه بکند.@ ما الان در طول ماه میلیونها تومان توصیه میکنیم برنامه رایگان بدهید ندارد بنده خدا برنامه را بخرد حتی یک جایی مناطقی هستند که اصلاً فقیرنشین هستند مربیش میاید به من میگوید آقا من سر کلاس میروم به اینها میگویم مثلاً سه تومان برنامه میخواهم بگیرم سختشان است.@ گفتم آقا این برنامه را بگیر تکثیر کن صد تا به همه آنها مفتی بده کار بکنند برنامهاش را بنویسند یک جا هم ما تشخیص بدهیم اصلاً پول خودمان پول صدقاتمان پول رد مظالممان پولهای دیگرمان را میگذاریم برای همین کار بگذار بیاید برنامهاش را بگیرد روحش درست بشود.@ رابطهاش با شوهرش درست بشود با زنش درست بشود مسائل تربیتیش درست بشود مسائل معنویش درست بشود آنجا که قیمت بالاتر است پس ببینید شما یک موقع هست انفاقت حسی است یک موقع هست وهمی است یک کسی نیاز به عاطفه دارد نیاز به محبت دارد نیاز به توجه دارد نیاز به دوستی دارد نیاز به کمکهای دیگر دارد این یک بخش دیگر است.@ یک موقع هست نیاز یک نفر نیاز علمی است یک کسی انفاقهایش هم باید علمی باشد باید به یک کسی کتاب بدهی به یک کسی سیدی بدهی به یک کسی کلاس معرفی بکنی به یک کسی استاد معرفی بکنی این خیلی بالاتر است یک وقت هم نیاز نیاز فوق عقلانی است.@ یک کسی در حرکتش به سمت الله ارتباطش با خانواده آسمانیش لنگ میزند نه این بنده خدا مشکل ندارد دکتر است مهندس است پول دارد گرفتاری ندارد همه چیزش به راه است اما اصلاً راه را بلد نیست نسبت به آخرت.@ در روایت داریم پیغمبر فرمود خداوند تبارک و تعالی بدش میاید از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است این در دنیا مشکلی ندارد خودش همه چیزش را بلد است عاقل است در دنیایش ثروتش را دارد پولش را دارد همه کارهایش هست ولی نسبت به آخرت هیچ آگاهی ندارد یک جاهل است.@ خوب این باید احیا بشود اینطوری بمیرد خیلی خطرناک است این الان چه انفاقی احتیاج دارد انفاق عقلی و فوق عقلی میخواهد که بالا بکشد باید احیا باشد این باطن خطرناک دارد باید باطنش انسانی بشود باید برایش هزینه کرد لذا بهترین هزینهها موقعی هست که انسان به روح دیگران به معنویت دیگران به پیوند انسانها با خانواده آسمانیشان هست.@ مگر شما نمیگویید این همه مؤسسات خیریه برای ایتام چرا مردم میروند برای ایتام کمک میکنند من الان بعضی از مؤسسات خیریه هستند برای ایتام کمک میکنند میگویند ما پول هم اضافه داریم میگویم چقدر مردم میاورند میدهند میگویند الان چند میلیارد تومان میاورند برای ایتام میدهند هزینه میکنند.@ به هر کس بگویی یتیم دلش میسوزد دست چک را برمیدارد مینویسد حضرت فرمود یتیم یتیمی نیست که پدر مادرش را از دست بدهد یتیم یتیم علم و ادب است(اِنَّمَا الیَتیم یَتیمُ العِلمِ وَ الاَدَب) اکثر ما یتیم هستیم کسی نمیاید این یتیمی را ببیند.@ اینکه شخص با امام زمان قهر است با امام زمان پیوند ندارد در خانواده آسمانیش رفت و آمد ندارد با آسمان ارتباط ندارد با سیدالشهدا ارتباط ندارد اصلاً قطع است ارتباطش با آسمان، این یتیم است باید برای این سرمایهگذاری کرد.@ میلیونها دانشجو هستند دکتر مهندس هستند ثروتمند هستند اما یتیم هستند میلیونها آدم هستند کارمند هستند معلم هستند علم دارند تحصیلات دارند حقوق دارند ولی یتیم هستتند اصلاً ارتباط با آخرت ندارند این را بیا احیائش بکن سرمایهگذاری بکن این را زندهاش بکن.@ لذا یک کسی که حواسش هست به یتیمی آدمها میفهمد تا یکی را میبیند میفهمد این یتیم است یا یتیم نیست باید برایش سرمایهگذاری کرد یک کسی ممکن است ثروتمند باشد اما نیاز به انفاق هم داشته باشد این الان ثروتمند است اگر به او بگویی یک کتاب بخر اصلاً ضرورتش را نمیفهمد که یتیم است.@ اصلاً نمیداند که مشکل چیست اصلاً نمیفهمد مشکل دارد بنده خدا این فکر میکند اگر الان پول دارد مهندس است دکتر است رئیس است استاندار است فرماندار است یک آدم خوشبختی است اصلاً نمیداند که اصلاً ماجرا چیست اصلاً حواسش نیست.@ خدا رحمت یکی از اولیاء خدا میگفت که یک بنده خدایی چشمش باز شده بود در کعبه دیده بود که بقیه حیوان هستند وحشت برش داشته بود گفت من دیدم که فقط یک کفاشی هست آنجا قیافهاش مثل آدم هست دویدم رفتم پیشش نشستم گفتم میبینی چه شده گفت نه نه نگران نباش بنشین بنشین غصه نخور.@ یک آیینه به من نشان داد دیدم وای من خودم یک حیوان هستم گفت خودت هم همین هستی مثل بقیه هیچ فرقی نمیکنی این فقط بقیه را حیوان میبینید حواسش نیست که ماجرا چیست خودش هم یک مشکلی دارد گفت نه غصه نخور مشکل نیست.@ این کفاش نشسته بود آنجا او فقط آدم بود گفت بیا در آینه خودت را نگاه کن ببین خودت چه شکلی هستی این بنده خدا الان نمیداند گفت چرا رفتی به این آقا که پولدار هست رفتی کتاب هدیه کردی این الان از آمریکا آمده پولدار است آنجا ثروتمند است این الان نمیداند دارو احتیاج دارد اصلاً نمیداند مریض است.@ مثل یک سرطانی که نمیداند سرطان دارد و این خیلی شاد است دو روزه به او گفتند که سرطان داری بعد هم افتاد مُرد باید آدم نجاتش بدهد این الان نمیفهمد مریض است باید اول پول هزینه کنی به او ثابت بکنی که مریض است بعد برود خودش را درمان بکند خودش را نجات بدهد حالا اگر نجات پیدا کرد ده نفر دیگر را هم نجات میدهد خودش.@ پس اویی که در خزینهها هست این هست که هزینهها باید معقول باشد محبت میخواهی هزینه بکنی عاطفه میخواهی هزینه بکنی وقت میخواهی هزینه بکنی علم میخواهی هزینه بکنی معقول هزینه بشود هر چه که میخواهد هزینه بشود معقول هزینه بشود دریافتکننده داشته باشد.@ دریافتکننده دارد بپردازد تازه اگر نکته مهم این هست هر جا دریافتکننده داشته باشد ما نباید خروجی داشته باشیم صرف اینکه دریافتکننده هست خروجی باید بیشترین نیازها بهترین نیازها و بهترین انسانها روی اینها باید سرمایهگذاری بشود همیشه روی قیمتهای بالا چون ضرورت هم آنجا هست.@ باز نگاه کنید از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) (خَیرُ السَخاءِ ما صادَفَ مَوضَعَ الحاجَه) بهترین سخاوت آن است که آنجا که نیاز هست صورت بگیرد یک آدم بیسلیقه میگوید که نذر کردم اگر فلان حاجتم برآورده بشود یک سفره حضرت ابالفضل بیندازم.@ خوب سفره حضرت ابالفضل برای چه کسی میاندازد؟ برای همه آنهایی که میایند خودشان تا خرخره خودشان در خانه دارند میخورند هیچی فقط جمع شدند تفریح حسی و خیالی دارند این غذا را بردار ببر بده به یک کسی دیگر این پولش را بردار ببر بده به یک کسی که نیازمند هستش.@ الان بعضی جاها من میبینم که خوب هم هست میگوید آقا ما مراسم هفت و چهل نگرفتیم هفت و چهلش را کلاً برداشتیم پولش را دادیم یک ختم گرفتیم که حالا یک چیزی بشود هفت و چهل را بردیم دادیم به فقرا بردیم دادیم به کمیته امداد که ببرد یک جایی هزینه بکند برای فقرا ثوابش برسد به روح امواتمان خیلی هم خوب است.@ یا میت الان رد مظالم دارد گرفتار است در برزخ به خاطر مظالمش یک آدم نادان میاید میگوید حالا پول این میت هم یک سومش بوده وصیت هم کرده یک موقع هست وصیت نکرده که دیگر اوضاعش خیلی خراب است.@ یک موقع هست وصیت کرده پولش هم دست یک وصی نفهم میافتد میگوید حالا بروم چکار بکنم میگوید حالا از این چند میلیون تومان بروم براش یک سنگ قبر درست بکنم سفید باشد طلاکوب باشد سنگ قبر اینطوری میخواهد چکار از جیب خودت میخواهی هزینه بکنی هیچ اشکالی ندارد از جیب خودت هزینه بکن برو بگیر.@ این میت بیچاره الان در برزخ نیاز دارد بروم برایش کتاب دعا بگیرم عکسش را هم بزنم بگذارم در مسجد خاک میخورد کتاب دعا اینقدر زیاد است در این مساجد که نگو چه کسی میخواند اینها را، قرآن بگیریم بدهیم فلان همه میپوسد میرود پی کارش او در برزخ الان رد مظالم میخواهد برو رد مظالم برایش بپرداز نماز قضا دارد روزه قضا دارد اینها را احتیاج دارد.@ برویم برایش فلان جا کمک بکنیم این بیچاره الان خودش آنجا لنگ است پس این را خوب دقت بکنیم که بهترین سخا، سخا یعنی سخاوتمندی اگر میخواهی به یک کسی سخاوت بکنی اسراف نشود بیش از اندازه یک چیزی باشد که نیازمند به او بخورد و خیلی وقتها سخاها یعنی سخا نیست اصلاً.@ میگوید بله ما یک چند تازه کتاب اضافه داشتیم حالا گفتیم از این آقا تجلیل بکنیم یک چهار تا کتاب به او بدهیم میگوید گاهی وقتها حالا ما خودمان هستیم به ما میاورند میدهند از اینها ده جلد از یک کتاب آوردند به ما هدیه دادند طرف در خانه لازم نداشته دیوان کجا کتاب چی الان میبینی یک کلکسیون حافظ داریم.@ یعنی این حافظها را ایستادیم ببینیم به چه کسی بدهیم اگر نیاز دارد یک کسی دیوان حافظ اینقدر دیوان حافظ آقا برای چی رفتی آمدند از ما تجلیل بکنند یک سازمان رفته یک حافظ جلد اعلای زرورق گلاسه طلانویس آخر این به چه درد من میخورد.@ هزینه کرده مثلاً یک قرآن الان یک قرآن یک موقعی آوردند به ما دادند الان منتظرم ببینم چه کسی میخواهد این را تزئینی از آن استفاده بکند به او هدیه بدهم نه هدیه بدهم بدهم برای مؤسسه واقعاً اگر کسی میخرد بیاید بگیرد برای مؤسسه ما باید مزایده راه بیندازیم اینقدر از این چیزها آوردند گذاشتند در مؤسسه.@ مثلاً قرآن یک کسی آورده به من هدیه داده پول این قرآن الان سه میلیون تومان است یک کسی واقعاً تزئینی میخواهد یک جا بگذارد بیاید ببرد سه میلیون تومان بدهد به مؤسسه اقلاً مشکل یک نفر حل بشود اندازه یک میز است این را من چطوری بخوانم بگذارم در جیبم بگذارم روی سرم در ماشینم بگذارم این را چکارش بکنم.@ دو نفر باید بگیرندش بلندش بکنند این مثلاً یک جایی خوب است موزهای باشد حالا یک جایی یک کسی میخواهد قرآن را لذت ببرد باید این جلدش را دو نفر بگیرند برگردانند یا الان یک بنده خدایی کار قشنگی کرد گفت آقا من یک انگشتر دارم الان من نگهش داشتم هنوز برایش مشتری گیر نیاوردم اگر کسی میخواهد بیاید این کار را بکند.@ گفت میخواهم این را به مؤسسه هدیه بکنم گفتم این چیست گفت این دو میلیون تومان پولش هست گفت برو یک جا بفروشش دو میلیون تومان هزینه مؤسسه کن باید یک مزایده اینطوری ما راه بیندازیم دوباره چهل تا خودنویس رواننویس اِتُد من اینها را نگه داشتم دفترم یک زمانی اینها را آقای اسکندری زحمت بکشند یک مزایده راه بیندازند.@ انشاء الله دعوت بکنیم بیایند هر کس میخواهد بردارد از اینها قرآن هست چند جور قرآن هست قرآن پنج کیلویی داریم یک تنی داریم اینها هستند بیایید حال جرثقیل بیاورید ببریدش خودنویس هست اِتُد هست خودکار هست آقا برای چی رفتی هزینه کردی.@ یک موقع هست میگوید آقا من الان این را در خانه اضافه دارم میخواهم بدهم یک کسی استفاده بکند کار قشنگی است آدم در خانه نباید چیز اضافه نگه بدارند کتاب اضافه گناه دارد لباس اضافه گناه دارد ظرف اضافه گناه دارد میوه اضافه گناه دارد غذای اضافه شیرینی اضافه آجیل اضافه در خانه نباید بماند.@ میدانی اگر بماند اسراف است زود ردش کن برود چون عفونت است گرفتارت میکند شب اول قبر به بعد، زود بدهد غذا الان اضافه آمد سریع بده بیرون نگذار در خانه بماند حالا باشد بعداً استفاده میکنیم نه خود خوری نه کس دهی گنده کنی به سگ دهی چه فایده اینقدر ما غذا دورریز داریم.@ آقا نگذار غذا به دورریز بیفتد یا مصرف بکند یا سریع بده به همسایه الان غذا اضافه آمده مهمان آمده مهمانها پنج نفرشان نیامدند میدانی این غذا اگر بماند باید بریزیش دور غذا تازه است خیلی خوب است آقا در این طبقات هست بروید به همسایهها بدهید هدیه بکنید.@ بروید به این مأمور شهرداری دارد میاید زحمت میکشد پنج پرسش بکن بده دستش برود بدهد به پنج نفر بخورند میوه اضافه آمد سریع از خانه بدهید بیرون نگه ندارید کتاب اضافه هست نگه ندارید زود یک مسجدی حسینیهای جایی هدیه بدهد انسان یک موقع هست میگوید شأن من نیست الان با این چکار بکنم زود ردش بکنید برود.@ ساعت است کفش است هر چه هست یک یخچال است یک تلویزیون است یک کامپیوتر است یک اتومبیل است آقا ردش کن برود بماند آتش میزند خراب میکند و گندیدگی در نفس و آخرت و دنیای ما ایجاد میکند.@ یک موقع هست نه قرار است پول بدهی براش آخر چرا اسراف میکنی پول اینطوری میدهی یک چیز تجملاتی میگیرند میدهند به معلم معلم بنده خدا الان هشتش گرو نُه هست کرایه خانهاش عقب افتاده بعد برایش یک چیزی میگیرند میدهند دستش که اصلاً نمیداند این را چکارش بکند.@ این به چه دردی میخورد نه میخرند از او همینطور افتاده در خانه فضا اشغال میکند این بیسلیقیگی هست اینطوری اسراف کردن اما قرار است هدیه بدهیم به چند نفر یک چیزی درست و حسابی بکن بده بعضیها عقلشان میرسد میگوید تا حالا هی خوراکی دادیم شب تولد من الان سادات هستم میایند خانهمان هر دفعه یک دویستی.@ دیدید اسرافکارها را یک دویست تومانی مُهر میزنند میدهند یک صد تومانی مُهر میزنند میدهند یک شیرینی میدهد آجیل مشکلگشا میدهد هیچی این چیست چهارتا نخودچی و کشمش و بعد هم پول میدهند رُمان میخرند پانصدتا مشما را رُمان میزنند گره میزنند.@ یا مثلاً از این دعاهایی که هست الان در خانههای همه در جیبهای همه پانصد تا هست چهارصد تا زیارت عاشورا آل یاسین دعای چی چی یک موقعی یک بنده خدایی درآورد فکر کردم پول دارد کیفش را باز کرد دیدم نه بابا این همهاش دعاست آخر این چیست.@ این را جمعش کن یک هدیه نفیس خوب بگو آقا من دیگر نمیخواهم عید غدیر این کار را بکنم عید غدیر یک کتاب میدهم یک سیدی میدهم دست مردم برای چی من اینطوری هزینه بکنم کلی هم وقتشان گرفته میشود میایند مینشینند این مشماها را برو مشما بخر برو ربان بخر برو چند نفر چسب بخرند چند نفر گره بزنند اصلاً آدم نمیداند چکارش بکند.@ این یک نوع بیسلیقگی است یا مثلاً گل میخواهد بدهد میبینی طرف میخواهد جنسش را بفروشد میبینی یک گل آورده هدیه این گل اصلاً گل خیلی خوب است یکی از بهترین هدیهها است آدم نگه میدارد در خانه لذت میبرد علامت جمال الهی است خیلی خوب است.@ بعد یک دفعه میبینی به این نیم کیلو اکلیل پاشیدن اصلاً آدم میترسد بگیردش هم خانواده آدم بدبین میشوند میگویند کجا بودی اکلیل تو صورتت هست روی لباست هست حالا بیا درستش کن والله پیش کسی نبودیم جایی نبودیم هیچی این از این.@ جدای از آن هم که طرف میخواهد وضو بگیرد ده دفعه غسل قضا گردنش میافتد وضوی قضا گردنش میافتد و نمازها همه خراب میشود هر جا میبینی یک جایش اکلیلی بوده این بنده خدا مگر به این راحتی میرود حالا این بیچاره الان باید بردارد یک جاروبرقی بگیرد لای موهایش صورتش دستش تا این کنده بشود از بدنش.@ چیه یک گل میخواهی به او بدهی اینقدر خرابش نکن کلاً ما اگر مصادیقش را بخواهیم بگوییم زیاد است بیسلیقگیهای ما در خرج کردن اسرافهایی که ما میکنیم بیسلیقگیهایی که ما میکنیم بیجا خرج کردنها بیجا هدیه دادنها بیجا پول خرج کردن.@ طرف میگوید پی اضافه را به کفش پایش میمالد میگوییم چرا به کف پایت میمالی میگوید اضافه است خدا شاهد است یکی از اساتید میگفت من رفته بودم در کوه در این اسکیبازها اینهایی که از شکم سیری بلند میشوند چند میلیون هزینه میکنند میروند مرفهین بیدرد.@ میگفت خدا شاهد است من خودم دیدم رفته بود توالت کاغذ توالت میخواسته ببرد با اسکناس خودش را پاک کرده بود انداخته بود اسکناس را دور عجب آدمهایی پیدا میشوند این باید جزء فرهنگ عمومی مردم بشود مردم باید آموزش ببینند یاد بگیرند که هیچ چیزشان را بیخود هزینه نکنند.@ از فوق عقل بگیر کارهای مذهبی فعالیتهای مذهبی فعالیتهای معنوی معنویت دادن هزینه بیخود نکنند کارهای علمی و عقلی بیخود به کسی چیزی یاد ندهند وقتی که حاجتی نیست.@ الان بعضی از مبلغان را میشناسم چه آقا چه خانم میگوید آقا مثلاً تشریف میاورید ورامین؟ نه آقا ونک به پایین اصلاً نمیایم کلاسم نیست این مبلغ فقط به درد جهنم میخورد این روستاها این شهرستانها این شهرهای مختلف کشور استانهای مختلف کشور خیلیها نمیروند.@ استاد شده الان مثلاً فرض بفرمایید در یک شهرستانی یک استانی به او نیاز دارد یک موقع هست میگوید من وقت ندارم هیچ جا بروم باشد هیچ جا نرو میگوید کار جدیتری دارم باید انجام بدهم یک موقع هست به او میگویند آقا مثلاً فلان جا، نه نمیایم مثلاً چهار راه پارک وی بگویی میگوید میایم.@ یک پادشاهی و سلطنتی برای خودشان راه انداختند انگار عروس است ببرند بیاورند آقا داماد را ببرند بیاورند ولی اگر قرار باشد از جیب خودش هزینه بکند آژانس سوار بشود برود نمیرود مداحها الان هستند خیلیها اینطوری هستند اصلاً کلاس من از این منطقه به این پایین نیست باید مجالس اینقدری باشد.@ این اصلاً معلوم است نمیخواهد به حاجتمند بدهد این دنبال این هست که یک کلاسی برای خودش بخرد من علم اگر میخواهم یاد بدهم ما آدم داریم بچه پولدارها را جمع کنید یک جایی برایشان من کلاس مذهبی بگذارم.@ ولی اگر دعوتش بکنند پایین نمیرود یک منطقه فقیر بگویند آقا بیا برو سیستان بلوچستان یک سخنرانی آنجا بکن بیا برو کرمان بیا برو کجا نه اصلاً این نمیخواهد به نیازمند برساند این میخواهد خودش را ارضا بکند اگر برای خدا باشد آدم باید ببیند کجا نیاز هست.@ جبهه هم ما داشتیم این هم یک مریضی در جبهه برای خوبهایمان تازه میگویی آقا الان آبرسانی نیاز داریم میگوید من آبرسانی نمیروم الان نیاز داریم رزمندهها تشنهشان هست یخ میخواهند بیا برو در این کار نه من حتماً باید بروم یک کار با کلاس با کلاس یعنی چی؟ مثلاً یک کاری که یک اسم و رسمی داشته باشد اطلاعات عملیات مثلاً گردان تخریب.@ آقا گردان تخریب نیاز ندارد اطلاعات عملیات هم نیاز ندارد ما داشتیم یک طوری من بروم آنجا برای چی میخواهد بگوید من رفتم جبهه وقتی نامه مینویسد برای زن و بچهاش یا رفقایش بگوید ما یک جای خیلی مهمی هستیم مفت نمیارزد اصلاً این جبههای که داری میروی.@ آقا این آبرسانی برو این امدادگری برو در بیمارستان نیازت دارند بیا برو یک کار دیگر بکن چقدر قشنگ بود ما اینهایی که میگویم استثناء بود و الا اکثر بچهها میگفتند آقا هر جا نیاز هست ما را بفرستید کردستان باید برویم کجا نیاز است غرب باید برویم کردستان است برویم جنوب است برویم هر جا نیاز هست ما را بفرستید هر کاری که نیاز هست من این کار را بلدم.@ پس آدم باید وقتش را عمرش را جوانیش را استعدادش را بگذارد در آنجایی که بیشترین نیاز الان هست اگر مردم ما حتی خیرین ما میفهمیدند همین رمز را الان بسیاری از مشکلات ظهور امام زمان برطرف میشد.@ الان اکثر پولهای خیرین ما میرود جاهایی مصرف میشود که هیچ نیازی نیست اکثر پولهای خیرهای ما میرود جایی که نیاز نیست.@ میگوید آقا دولت اینقدر هزینه کرده برای ضریح امام رضا بیخود هزینه کرده چه کسی گفته که برای امام رضا طلا بگذاریم حرم امام رضا مردم عاشق امام رضا هستند بروند گنبد طلا درست بکنند برایش خیلی هم ثواب دارد قیمت هم دارد در طلا پول بیتالمال الان مدرسه به اندازه کافی نداریم بهداری به اندازه کافی نداریم.@ الان مردم برای خیلی چیزهایشان لنگ هستند اینجا آنوقت دولت بیاید از هزینه بیتالمال این بیسلیقگی یک مجلس یا رئیس جمهور است که اینجا تنظیم بکند بردارد پول هزینه بیتالمال را بدهیم حرم حضرت فلان یک گنبد اینقدر طلا میخواستن بودجه بیتالمال ما نمیتوانیم بدهیم برای طلای حرم امام رضا.@ مردم عاشق هستند بروند پول بدهند خودشان درست بکنند در حرم امام حسین حرم امام عسگری بروند مردم عاشق هستند پول بدهند برای خانه پدرشان هزینه بکنند دولت نمیتواند وقتی که مردم الان نیاز دارند ما الان اینقدر در دولت در مجلس اینقدر بودجهبندیهایمان غلط هست در دولت بودجهبندیهایمان غلط هست.@ اینقدر بودجههای بیخود این کشور میرود جاهای بیخود هزینه میشود آنجاهایی که نیاز هست همه لنگ هستند هزینه نمیشود یک عقلانیت میخواهد که آقا این بودجه کجا هزینه بشود اینقدر در ردیفهای بودجه آدم میبیند پولهایی که حرام میشود در نظام در کشور در وزراتخانهها در سازمانها هزینه میشود بیهوده آنجایی که باید هزینه بشود نمیشود.@ آنوقت اساسیترین نیازها یک جاهایی لنگ است میخواهم بگویم مسئله یک مسئله فوقالعاده مهمی هست این بحث به موضع احسان هزینه کردن پول بیتالمال هست درست باید هزینه بشود پول خیریه هست درست باید هزینه بشود سخای شخصی است باید درست هزینه بشود.@ عاطفه است باید درست هزینه بشود بوسه است هدیه است درست هزینه بشود از همه جا برایتان مثال زدم کار علمی است باید درست هزینه بشود کار فوق عقلانی هم هست باید درست هزینه بشود این را باید خوب به آن توجه بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ ما فکر میکنم بحثمان درباره معروف انشاء الله بیشتر از یک جلسه دیگر نداریم انشاء الله این بحث تمام میشود از دو جلسه دیگر انشاء الله مباحث جدیدی را آغاز میکنیم تا انشاء الله آقای اسکندری ما را به فیض برسانند به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) همه انبیاء و اولیاء صدیقین شهداء صالحین معصومین(ع) بل الجان مؤمنین اموات مؤمنین و مؤمنات ملائکۀ الله سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@