عوامل و موانع ورود به جهنم – جلسه 015

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

غفلت، اولین عامل سقوط انسان به جهنم

بحثمان درباره عواملی بود که انسان را به جهنم می‌کشاند. اولین عامل غفلت بود که در موردش صحبت کردیم و قرار شد که یک تک روایتی مانده بود آن را هم توضیح بدهیم. ما در نظام مادی و طبیعی‌مان در طول سال صدها هزار نفر در سراسر جهان به خاطر غفلت می‌میرند چون سیستم، سیستم ریاضی است کار خودش را دارد انجام می‌دهد، خداوند همه چیز را ریاضی و منظم آفریده با روابط ریاضی. وقتی که شما از این ریاضیات غفلت می‌کنید آن سیستم دارد کار خودش را انجام می‌دهد؛ مثلاً بدن با شرائط خاصی زنده است، حالا یک کسی اشتباهاً می‌آید مثلاً آب بخورد یک چیز مسمومی را می‌خورد، این مسموم در بدن می‌رود تأثیر خودش را می‌گذارد، تا مرگ انسان را می‌برد، چون سیستم تعریف ریاضی دارد، سیستم با خواست و ذهن ما تغییر نمی‌کند بلکه ثابت هست. شما نمی‌توانید بگویید که من به جای آب، نفت بخورم ولی مثل آب بشود، یک داروی اشتباهی، ما کسانی را داشتیم با تزریق یک داروی اشتباهی تا آخر عمر فلج شدند، این را غفلت می‌گویند؛ غفلت یعنی اینکه انسان رها می‌کند، جدیت، تذکر، حواسش نیست بعد آسیب می‌بیند. در رانندگی ده‌ها هزار نفر، صدها هزار نفر در قطارها، در هواپیماها، در کشتی‌ها، کلاً در مسیر، راه‌ها، در طول سال صدها هزار نفر به خاطر غفلت کشته می‌شوند، همین غفلت. در پزشکی شما ببینید به خاطر غفلت چقدر آدم کشته می‌شود چون سیستم کاملاً تعریف شده و ریاضی است وقتی درست با آن رفتار نکنی نتیجه خودش مرگ می‌شود و اثر خودش را نشان می‌دهد. نمی‌شود بگویی من حواسم نبود مثلاً به جای جاده در دره رفتم و هیچ اتفاقی نیافتاد یا زدم به کوه هیچ اتفاقی نیافتاد، می‌افتد. غفلت در نظام‌های طبیعی همین آثار را دارد. در نظام ریاضی هم هر کسی یک ساختار معنوی، ایمانی و انسانی دارد.

ساختار معنوی و ایمانی انسان

ما الان متوجه نیستیم اما یک ولیّ خدا وقتی که به نگاه بکند، یک معصوم، یک ولیّ خدا دقیقاً ما را مثل یک بدن سالم می‌تواند نگاه بکند، به ما می‌گوید کجای ایمان شما خراب است که حالا بعداً برای شما باز می‌کنم. می‌گوید مثلاً ایمان شما در بخش گوش خوب است، گوش شما انسانی است چون فعل حرام با آن مرتکب نمی‌شوی، نمی‌نشینی با آن غیبت انجام بدهی، ایمان شما در دهان شما درست است، طبیعی است چون با دهانت کسی را نمی‌آزاری، ملامت نمی‌کنی، سرزنش نمی‌کنی، گناه نمی‌کنی، غیبت نمی‌کنی. اما وقتی که به مثلاً چشم ما نگاه می‌کند می‌بیند این چشم دیگر چشم انسانی نیست چشم یک حیوان است، چشم یک گرگ، شیر، پلنگ است؛ اینکه می‌گوید طرف را به شکل حیوان می‌بینم یا به شکل‌های مختلف، این به خاطر اینکه بخش‌های مختلف وجود انسان هر کدام تعریف ریاضی خودش را دارند. الان شما نگاه کنید یک کسی همه صورتش خوب است ولی خب شکاف کام دارد، کامش شکافته، لبش شکافته، می‌گویند این چشمش و ابرو و قیافه و گونه‌هایش خوب است ولی کامش اینطوری است باید برود عمل کند. یک کسی مثلاً چانه نداشته باشد، ببینید وقتی که همه صورت زیباست ولی این بخش را ندارد، وقتی این بخش را نداشته باشد بالأخره یک نامتعادلی در چهره وجود دارد، یا گوش، بینی نداشته باشد. نمی‌دانم شما دیدید یا نه، من بعضی از افراد را دیدم که اصلاً بینی ندارد، کلاً اینجا خالی است، اصلاً سوراخ است، خب حالا ندارد، ولی این به هر حال قشنگ و زیبا نیست باید برود یک فکری برای خودش بکند. یا کسی دست و پا ندارد، بقیه بدن ریاضی سالم است ولی از نظر ساختار چینش ریاضی بدن الان این دست، بینی، گوش ندارد یا چشمش تخلیه شده است، می‌گوید مثلاً این زشت است، می‌روم یک چشم مصنوعی می‌گذارم یا عمل می‌کنم، چشم نمی‌بیند اما تعادل، تعادل خوبی می‌شود، صورت صورت خوبی هست.

غفلت و آسیب‌های معنوی

در ایمان هم داستان همینطور هست در ایمان در ساختار شخص اگر یک کسی غفلت کرد ممکن است بخشی از ایمانش یا همه ایمانش را از دست بدهد، آن وقت شکل و باطن این آدم عوض می‌شود. دقیقاً می‌خواهم بگویم که غفلت مثل غفلت جسمی در رانندگی که یک کسی منجر به مرگ، نقص عضو، مجروحیت، شکستگی می‌شود، در غفلت میزان غفلت افراد و بی‌توجهی به حیات معنوی، بی‌توجهی به دستورات الهی آسیب‌های مختلفی را به شخص وارد می‌کند. گاهی وقت‌ها این غفلت‌ها غفلت‌های فردی است یعنی انسان یک غفلتی می‌کند که در نظام فردی خودش آسیب می‌بیند ولی این آسیب به کس دیگری صدمه نمی‌زند. یک موقع هست نه، غفلت می‌کند یک مادر یک پدر به بچه‌اش می‌رسد، به نسلش می‌رسد. مثلاً در انتخاب زمان آمیزش جنسی برای باردار شدن، غذایی که باید قبلش بخورد روزی که باید این انعقاد نطفه صورت بگیرد مراحل بعدی، می‌بینید که بچه آسیب می‌بیند، این غفلت است، مادر مثلاً سیگار می‌کشد، مواد مخدر استفاده می‌کند خب این غفلت است بچه آسیب می‌بیند، پدر هم همینطور. یا بعد از تولد مثلاً می‌بینید مادر یا پدری در خانه ماهواره می‌گذارد، به هر حال شما که در خانه ماهواره می‌گذارید خودت فقط آسیب نمی‌بینی همسرت و بچه‌هایت هم می‌بیند. یک مادر ممکن است شئونات شرعی را رعایت نکند بچه‌اش از او یاد می‌گیرد، وقتی که یاد گرفت شما این آسیبی که به خودت زدی در اثر غفلت، به بچه‌ات هم می‌زنی، بعداً این بچه به راحتی درمان می‌شود چون مادر خودش در عشق و علاقه مادری یک عالم به این بچه صدمه زده. پدر در عشق و علاقه پدری با عشق و علاقه‌ای که به بچه‌اش داشته، رفته برایش ماهواره هم خریده، بی‌موقع برایش تلفن همراه، بازی‌های مخرب گرفته، مهمانی‌های مخرب او را برده، خب این بچه رفته مهمانی‌های دیگر را دیده، عمو، خاله، دایی، دوستان و عمه و زندایی را در آن مجالس مهمانی دیده، از اینها الگو گرفته اینها در روحیه‌اش تأثیر می‌گذارد. حالا چه کسی می‌خواهد بیاید این را جمعش کند؟ چطوری ممکن است که این آسیب‌ها برطرف بشود؟ غفلت اینطوری است گاهی وقت‌ها یک غفلت یک نفر را نابود می‌کند، گاهی وقت‌ها غفلت یک خانواده را نابود می‌کند و جهنمی می‌کند، گاهی وقت‌ها غفلت یک شهر یا یک کشور را آسیب می‌زند.

غفلت اجتماعی-سیاسی و فسق فردی

حدیثی که ماند از مجموعه غفلت به عنوان عامل جهنمی شدن یک حدیثی هست که بیشتر جنبه اجتماعی – سیاسی دارد که البته از بی‌تقوایی و غفلت‌های فردی است. فرد چه موقع در حوزه مسائل اجتماعی – سیاسی فاسد می‌شود؟ چه موقع دچار غفلت می‌شود که دشمنان خدا، دشمنان خانواده آسمانی‌اش، دشمنان خودش، دشمنان کشورش، دشمنان سرمایه‌های کشورش به آن طمع و حمله و تجاوز می‌کنند؟ موقعی که شخص در نظام فردی دچار فسق بشود. وقتی شخص در نظام فردی دچار فسق بشود یعنی برود به سمت دنیاگرایی، دنیاطلبی برود، به این سمت برود مسائل اجتماعی – سیاسی برایش اهمیت ندارد، این می‌شود یک حیوانی که در هر اجتماعی زندگی کند فقط فکر منافع شخصی خودش هست، فکر خانواده خودش هست، همین کمالات جمادی و حیوانی و نباتی، دیگر اصلاً با چیز دیگر کاری ندارد. بنابراین شعور سیاسی و بصیرتش را از دست می‌دهد. یعنی حواسش نیست که به کشورش طمع هست، حواسش نیست که کشورش دشمن دارد، دینش دشمن دارد، حواسش نیست که یک دشمنی مثل شیطان دارد، بنابراین دچار غفلت می‌شود. این دچار غفلت شدن صدمه خیلی زیادی می‌زند.

اختیار انسان و مسیر کمال

نبی اکرم در بحث آفت‌شناسی این فوق‌العاده است یعنی بی‌نظیر است این فرمایش پیامبر، ما کس دیگری نداریم به این کاملی بتواند، اصلاً مثل ائمه هیچ کس یک صد هزارم آنها هم نمی‌توانند حرف بزنند و کامل و علمی بگویند، این معصوم است که می‌تواند ریاضی حرف بزند. پیامبر می‌گوید مشکله انسان، یعنی مسیری که انسان دارد به سمت خداوند برود که باید با تلاش برود «إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ» چون خداوند سیستم انسان را مختار آفریده یعنی به انسان اختیار داده حتی با خود خدا هم دشمنی بکند. آزاد است، شما می‌توانی خدا را قبول کنی، می‌توانی قبول نکنی، می‌توانی حرفش را گوش بکنی می‌توانی گوش نکنی، می‌توانی با او خوب باشی، می‌توانی با او بد باشی، می‌توانی با خدا و اهل بیت و خانواه آسمانی‌ات دوستی کنی، می‌توانی دشمنی کنی، این اختیار است خدا به همه ما داده.
این که گویی این کنم یا آن کنم
خود دلیل اختیار است ای صنم
هر کاری دلت بخواهد می‌توانی بکنی، خدا می‌گوید حتی کفر و ایمانت هم دست خودت است. می‌خواهی کافر باش، می‌خواهی مؤمن باش، می‌خواهی جهنم برو، می‌خواهی بهشت برو، این اختیار را خدا داده و به اختیار بنده‌اش احترام می‌گذارد، می‌گوید هر راهی را انتخاب بکنید برای شماست. «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» ما راه را به شما نشان می‌دهیم، می‌خواهید شاکر باشید می‌خواهید کفر بورزید، انسان اختیار دارد. چون سیستم اختیاردار هست یعنی سیستم انسان سیستم اختیاری دارد باید سر راهش چند راهی وجود داشته باشد تا بتواند به اختیار خودش انتخاب بکند. اگر خدا انسان را مختار بیافریند ولی از طرفی فقط راه خوب شدن سر راه انسان بگذارد، خب دیگر انسان در واقع اختیاری ندارد و خوب بودنش ارزشی ندارد چاره‌ای ندارد جز خوب بودن. ولی نه، خداوند می‌آید سر راه انسان هم راه‌های خوب می‌گذارد هم راه‌های بد، هم خیر می‌گذارد هم شر می‌گذارد، هم کسانی را می‌گذارد که تو را دوستت دارند، هم کسانی را می‌گذارد که از تو متنفر هستند، هم دوست می‌گذارد و هم دشمن، راه جهنم می‌گذارد راه بهشت می‌گذارد. پس این حکمت خدا را زیر سؤال نبریم که چرا مثلاً در دنیا ظلم هست، خدا زمینه ظلم را می‌گذارد تا افراد بتوانند ظالم و مظلوم ظرفیت خودشان را شکوفا کنند. الان من نمی‌خواهم بهشت بروم زور که نیست، من می‌خواهم جهنم بروم، الان بخواهم جهنم بروم باید دستم باز باشد برای جهنم رفتن. فرعون آمد به خداوند شبانه در مناجاتی که با خدا دارد می‌گوید که خدایا من می‌دانم تو خدایی و می‌دانم موسی حق است، اما من بهشت نمی‌خواهم بروم، من می‌خواهم جهنم بروم. پس باید راه جهنم رفتن را هم خدا برای یک کسی بگذارد که می‌خواهد جهنم برود، اختیار یعنی این، یعنی بتواند همه راه‌ها برای انسان باز باشد خوب و بد؛ هنر و حکمت و زیبایی خلقت خدا به این هست که موجودی را بیافریند که مختار است و خودش با اختیار خودش می‌تواند بهشت برود یا جهنم، این هنر است.

پنج دشمن انسان در مسیر کمال

حالا پیامبر می‌آید به شما می‌گوید وقتی که می‌خواهی این مسیر را طی کنی پس زحمت دارد چون اختیار است، یک موقع‌هایی وسوسه و دشمنی هست، دشمنان را برای شما می‌آورد شمارش می‌کند، دیگر خارج از این پنج دشمن هیچ کس ندارد پنج مانع وجود دارد، پنج خان دارد هر کسی باید این خان‌ها را رد کند.

1. مؤمنین حسود

1 ـ می‌فرماید که شما در اولین آسیبی که ممکن است ببینید این هست که در بین نه آدم‌های بد، در بین آدم‌های خوب آدم‌هایی هستند که شما را دوست ندارند و به شما حسادت می‌کنند. اولین مشکل انسان مشکل سختی هم هست از کافران و منافقان نیست از همین خوب‌ها و مؤمنان هستند که این مؤمنان به شما حسادت می‌کنند. لذا اولین بلایی که حضرت می‌فرماید که سر یک مؤمن می‌آید «المؤمن بین خمس شدائد» مؤمن بین پنج شدت هست؛ اولین شدت چیست؟ می‌گوید اینکه یک مشت آدم‌هایی افراد تو هستند که مثل تو و هم دین و هم کیش تو و او هم مثل تو حزب‌اللهی، مسلمان، روحانی، طلبه، انقلابی است اما به تو حسادت می‌کند. تو با آدم‌های حسودی که از جنس ایمانی تو هستند سروکار داری. پیشرفت و دیدن و موفقیت تو اذیتشان می‌کند، او هم حاج‌آقا و حاج خانم، و هیئتی است و نماز می‌خواند و مسجدی است ولی تحمل تو را ندارد، این هست یعنی اولین مشکل این هست که انسان بتواند خرسنگ مؤمنین حسود را از سر راه خودش بردارد. بردارد یعنی چه؟ نه اینکه آنها را بکُشد و نابود کند، بلکه بتواند موضع‌گیری مناسبی در مورد حسادت در مقابل حسادت مؤمنین انجام بدهد تصمیم‌های درستی بگیرد که حسادت مؤمنین به او صدمه نزند، حسادت مؤمن به خود مؤمن صدمه می‌زند اما باید به ما صدمه نزند. ما چکار کنیم که اگر خوب‌ها اگر متدینین اگر هم‌کیشان خودمان، شوهرت، زنت، او هم مثل تو مسلمان است، دوست، پدر، مادر، خواهرت است به تو حسادت کردند چطوری این حسادت را برطرف کنیم این جهنم ما می‌شود باید از این جهنم رد بشویم. پس غفلت یک موقع این هست که من غفلت دارم اینکه حواسم نیست که دشمن من دوستانی هستند مسلمانانی هستند حتی مؤمنینی هستند که واقعاً مؤمن هستند اهل ایمان هستند اما حسود هستند، پس این یک غفلت.

2. کفار

دومین غفلت چی؟ کسی که به ما حسادت می‌کند می‌فرماید که کافر، کفار هستند که با ما دشمنی می‌کنند. پس من باید حواسم باشد که کفار کره زمین با من و کشورم مخالفت دارند و می‌خواهند ما را نابود کنند، بارها برای شما گفتم که اخلاقشان است. «ما یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لاَ الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ» اصلاً اهل کتاب آنها که مسلمان نیستند (مسیحی یا یهودی هستند) یا مشرکین یا کفار دوست ندارند به شما هیچ خیری برسد بنابراین با شما دشمنی می‌کنند، تا مرز نابودی شما، جان و کشورتان با شما دشمنی می‌کنند. پس یک آدمی که شعور سیاسی ندارد و اصلاً حواسش نیست که یک دشمن به این بزرگی روی کره زمین دارد این دین و کشور و ناموس و منابع اقتصادی و استقلال و شخصیتش را از دست می‌دهد، چون اصلاً در این کارها کار ندارد که یک دشمن به این عظمت و بزرگی دارد.

3. منافقین

دیگر چی؟ منافقین؛ منافقین یعنی کسانی که واقعاً اهل ایمان نیستند اما در لباس مؤمنین و روحانیت و مرجع و مجتهد و خوب و حزب‌اللهی و انقلابی و لباس‌های مختلف هست اما واقعاً با دشمن ساخت و پاخت دارند، منافق است. منافقین به قول امام (رحمه الله) فرمود از کفار بدتر هستند، خیلی وحشتناک است چون او می‌آید خودش را به رنگ تو در می‌آورد در رنگ تو آسیب می‌زند با دشمن ساخت و پاخت می‌کند. در طول این 40 سال انقلاب کم ندیدیم آدم‌هایی که آدم‌ها فکر می‌کردند اینها چقدر خوب و متدین و انقلابی هستند و منافق از کار در آمدند و الان هم کم نیستند، همین الان هم که ما داریم ضربه می‌خوریم به خاطر منافقین است. همین فتنه اخیر، همین کشت و کشتارها، همین بی‌برنامه‌گی‌ها، همین آسیب‌هایی که کشور دارد می‌بیند عمده‌اش برای کفار نیست از بیرون، عمده‌اش برای منافقین هست از درون؛ منافق‌ها هستند، انسان باید منافقین را بشناسد.

4. شیطان

دیگر چی؟ اول مؤمن حسود، کفار، منافقین، شیطان. حالا نظمش را نظم منطقی نمی‌گویم، من فقط اولی‌اش را نظمش را رعایت کردم، بقیه‌اش نظمش را رعایت نکردم. شیطان هم که در شیطان‌شناسی مفصل گفتیم، حمله‌های چهارگانه دارد راست، چپ، عقب، جلو دارد، و چی؟ «و نفس شیطان» شیطانی که «یُضله» مؤمن را گمراه می‌کند.

5. نفس اماره

و چی؟ «و نفس ینازعه» نفس خود مؤمن، انسان نفس اماره دارد، این نفس اماره خود انسان، هوس‌های بی‌قید و شرط و دستورهای بی‌قید و شرط و آرزوهای زیاد، و دائماً آرزو برایت می‌آورد. این را دوست دارم، این را می‌خواهم، آن را می‌خواهم یعنی دائم یکسره سفارش آرزوهای جمادی به تو می‌دهد یک خانه می‌خواهم اینطوری باشد، ان‌شاءالله ماشین بعدی اینطوری باشد، دوست دارم خانه‌ام فرشش اینطوری باشد. یکسره تو را سر کار می‌گذارد با آرزوهایی که تو فعل حرام هم انجام نمی‌دهی گناه نمی‌کنی، آرزو است می‌گویی مگر بد است آدم خانه‌اش بزرگ باشد، مگر بد است آدم فرشش اینطوری باشد، مگر بد است آدم طلا و اتومبیل داشته باشد، یکسره برای تو سفارش می‌دهد. عده زیادی از مؤمنین را سفارش‌های نفس خودشان در بخش جمادی نابود می‌کند یعنی مؤمن دائماً هوس‌های جمادی پیدا می‌کند غفلت می‌کند و آسیب‌های جدی می‌بیند، تا مرز کجا؟ تا مرز کفر؛ یک مؤمن خوب و متدین یکدفعه یک کافر می‌شود، چرا؟ چون نمی‌تواند جلوی هوس‌های مادی خودش را بگیرد، یکسره تنوع‌طلب است. بعضی‌ها در بُعد گیاهی هستند یعنی نفسش اصلاً یکسره غذاهای متنوع و چرب و شیرین و لذت‌ها و مزه‌ها و طعم‌های مختلف، عمر این در غذا و مزه و طعم و آشپزخانه و رستوران و مسائل شکمی. بعضی‌ها سفارش‌های دائماً شهوانی و حیوانی: دوست دارم الان مدیرکل شوم، بعد از اینکه مدیرکل شدم دوست دارم نماینده مجلس بشوم، دوست دارم استاندار، فرماندار، رئیس جمهور بشوم، کلاً عمر این آدم در شهوت‌های حیوانی صرف می‌شود، هوس‌های حیوانی دائماً وقت و عمر انسان را می‌گیرد، نفس اماره کار خودش را دارد می‌کند. دیگر چی؟ هوس‌های بالاتر، حالا لیسانس دارد، می‌تواند تعادلش را روی صراط حفظ کند، الان می‌گوید می‌خواهم ارشد بخوانم، تو ارشد بخوانی روی صراط تعادلت حفظ نمی‌شود و پایین می‌افتی، نه من باید بروم، چرا فلانی ارشد دارد من نداشته باشم، فلانی دکترا داشته باشد، به فلانی دکتر بگویند به من دکتر نگویند، من اول باید بروم این را حفظ کنم. می‌رود دکترایش را بگیرد می‌بینی که سقوط کرده خیلی وقت است در مسیر دکترا و ته جهنم رفته هواسش نیست، یا دکترایش را می‌گیرد بعد در جهنم می‌افتد، مهندسی‌اش را می‌گیرد بعد در جهنم می‌افتد، چون تعادلش را ندارد، قدرتش را ندارد تعادلش را با این دکتری تا خدا پرواز کند، این با دکتری سقوط می‌کند تا جهنم. ظرفیت‌سازی قبلاً نکرده بی‌موقع رفته مدرک تحصیلی گرفته، هوشش هم زیاد بوده، هوش زیاد خیلی‌ها را به جهنم می‌کشاند، خیلی از بهشتیان را که شما بعداً در بهشت می‌بینید که اینها آدم‌هایی بودند که خیلی آدم‌های ساده و کم سواد اما پرایمان، کم سواد اما پرمعرفت، سواد و تحصیلات کم است، پنجم ابتدایی، دیپلم، سیکل است. اکثر بهشتیان را که شما ببینید اینطوری هستند، یعنی آدم‌هایی هستند که اینطوری اما پرمعرفت، معرفت‌ها خیلی زیاد؛ بهشتیانی که سوادشان خیلی زیاد باشد و معرفتشان زیاد باشد شما کم پیدا می‌کنید چون سخت است این می‌خواهد با دکترا، پروفسوری، رئیس کل فلان، رئیس جمهور فلان، نماینده مجلس بودن، با این بار می‌خواهد تعادلش را روی صراط حفظ کند واقعاً کار سختی است، بهشتی شدن کار سختی است. اینکه حضرت می‌فرماید که رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحت‌تر از رفتن یک ثروتمند به بهشت است برای همین است، ثروتمند باید آنقدر ایمانش زیاد باشد که سوار مالش و شهوت‌ها و سفارش‌های دائم بخش نفسانی‌اش در بخش کمالات جمادی باشد، خب کار راحتی نیست. یک آقایی بود تاجری بود وضع مالی‌اش هم خیلی خوب بود. بعد مرد بسیار مؤمن اهل هیئت و هیئتی، یک موقع ما را دعوت می‌کرد مثلاً هیئت اینها می‌رفتیم خودش هم خیلی آدم زحمتکش و برادر شهید. به او می‌گفتم که حاجی این ماشین چیه زیر پایت مثلاً ماشین فکستنی؟ می‌گفت من که می‌توانم ماشین آنطوری سوار بشوم اما مردم گناه دارند، در چشم می‌افتیم، مردم دلشان می‌سوزد، من حالا با این ماشین بروم و بیایم طوری نیست، این را تقوا و عقلانیت می‌گویند، نه اینکه می‌توانم پس می‌پوشم، می‌توانم پس سوار می‌شوم، می‌توانم پس می‌خرم، می‌توانم پس می‌خورم، اینطوری نیست. آدم‌های نادان تا پول دستش می‌آید اینطوری می‌کند؛ می‌توانم الان ماشین 500 میلیونی سوار بشوم خب سوار می‌شوم، می‌توانم خانه آن چنانی بگیرم خب می‌رود می‌گیرد، ولی فکر دیگری را نمی‌کند؛ این آقا مراقب است ثروت دارد اما سوار ثروتش هست، با ثروتش دل کسی را نمی‌سوزاند با ثروتش پز به کسی نمی‌دهد.

بصیرت سیاسی در برابر دشمنان

دو گروه از این دشمنان چه کسانی بودند؟ کافرین و منافقین، انسان باید در مقابل کفار و منافقین شعور سیاسی و بصیرت داشته باشد، بداند باید با دشمنش چکار بکند، بداند باید چه موضع‌گیری بکند. انسانی که امام ما در مقابل عظمت ملت ایران، هر دو امام ما، امام امت و رهبری انقلاب (حفظه الله تعالی) در مقابل بصیرت ملت ایران که بی‌نظیر است در طول تاریخ خدا مردمی به یقین، عظمت، بصیرت مردم ایران نیافریده. 40 سال فتنه‌هایی که یک صدمش تمام اصحاب پیغمبر را متلاشی می‌کرد، تمام اصحاب ائمه و امیرالمؤمنین را متلاشی کرد، یک صدم این توطئه‌ها، صد برابرش را آوردند این ملت گول نخوردند و مقاومت کردند. ملت بی‌نظیری هستند برای همین هم خدا اینقدر در قرآن از ایرانی‌ها تعریف می‌کند، این همه روایت ما در مورد عظمت ملت ایران داریم شوخی نیست، بصیرت خیلی مهم است بصیرت سیاسی در مقابل کفار و منافقین خیلی مهم است. یک عده هستند آدم‌های خوبی هستند در بخش‌های مبارزه در اخلاقیات آدم‌های خوبی هستند در غلبه بر نفسش هم بد نیست، در مبارزه با شیطان هم تا حدودی موفق است اما در بعضی از جهات ناموفقی دارد و این فسق کارش را خراب می‌کند بصیرت در مقابل دشمن ندارد. معلم اخلاق است استاد عرفان است اما بصیرت سیاسی ندارد. در بحث حدیث، تفسیر، عرفان، سیر و سلوک خیلی خوب است ولی وقتی که راجع به اوضاع جهانی، سیاست جهانی، اوضاع بین‌المللی حرف می‌زنیم این آدم هیچی نمی‌داند. الان مرجع تقلید است بصیرت سیاسی ندارد؛ یکدفعه یک فتوایی می‌دهد کل مقلدین خودش را به دردسر می‌اندازد یک فتنه درست می‌کند با این فتوایش در کشور و دست دشمن را باز می‌کند در مقابل این کشور با فتوای این آقا، بصیرت وجود ندارد. یا روحانی است مردم قبولش دارند به او اعتقاد دارند یکدفعه یک موضع‌گیری می‌کند که این موضع‌گیری باعث می‌شود دشمن فوق‌العاده سوءاستفاده کند برای حمله به این کشور برای تجاوز به این ملت، چون بصیرت سیاسی نیست.

گلایه امیرالمؤمنین از بی‌بصیرتی و دنیاگرایی

حالا دقت کنید می‌خواهم روایتش را برای شما بخوانم. از دل سوخته و شکسته امیرالمؤمنین (علیه السّلام) این روایت هست. «مَا بَالُ مَنْ خَالَفَکُمْ أَشَدُّ بَصِیرَهً فِی ضَلَالَتِهِمْ وَ أَبْذَلُ لِمَا فِی أَیْدِیهِمْ مِنْکُمْ» چی شده؟ ببینید حضرت آنقدر غصه‌دار است، گاهی وقت‌ها انسان این نهج‌البلاغه را که می‌خواند خطبه‌های امیرالمؤمنین، باید یک گوشه‌ای بنشیند و به حال امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و حسنین و زینبین و حال اصحاب خوب امیرالمؤمنین بنشیند گریه کند. من گاهی وقت‌ها تلویزیون فیلم نشان می‌دهد فیلم‌هایی که مربوط به آن دوران هست اصلاً نگاه نمی‌کنم، چون واقعاً به هم می‌ریزم، آنها چه کسی بودند؟! اینها چطوری اینقدر اذیت کردند؟ یک معصومی به عظمت رسول الله، حضرت زهرا اینها را چطوری اینقدر اذیت کردند؟! چطوری با اینها مخالفت و دشمنی می‌کردند؟! چطوری اینها را کشتند؟! به هر حال ما باید بخوانیم و بصیرت داشته باشیم و بدانیم که تاریخ اسلام چه گذشته، ولی آدم وقتی که می‌خواهند کاملاً برای انسان انقباض می‌آورد انسان حس می‌گیرد که اینها چطور موجوداتی بودند. آخر حضرت آنقدر به غصه می‌افتد که شب خواب رسول الله را می‌بیند و به رسول الله می‌گوید یا رسول الله ببین اینها با من و دخترت چه کردند، حضرت فرمود نفرینشان کن، پیامبر رحمت فرمود علی نفرینشان کن. بعضی جاها می‌گوید خدا شما را بکُشد. من دوست داشتم یکی از آن ده تا شما را می‌دادم و یکی از آن سربازان معاویه را به من می‌دادند آنها بهتر از شما هستند. نفرین می‌کند می‌گوید خدا من را از شما بگیرد و بدتر از من را به شما بدهد و همین هم شد. خیلی حضرت غصه می‌خورد. اصلاً انسان برای امیرالمؤمنین گریه‌اش می‌گیرد. «مَا بَالُ مَنْ خَالَفَکُمْ» چی شده که دشمنان شما در گمراهی خودشان (دقت کنید که تعبیر چقدر تعبیر تکان‌دهنده‌ای است) «أَشَدُّ بَصِیرَهً فِی ضَلَالَتِهِمْ» بصیرتشان، بصیرت سیاسی‌شان در گمراهی‌شان از شما بیشتر است، بینش سیاسی‌شان، بصیرتشان از شما بیشتر شده. الان شما بروید ببینید و مطالعه کنید کتاب‌های این پروتکل‌های صهیونیست‌ها را، این کتاب‌هایی که الان زیاد هم هست خیلی است، حتی خاطر رؤسای جمهوری آمریکا همه خاطراتشان را بعد از یک مدت چاپ می‌کنند، وزرایشان، زیاد هم هست بخوانید، ببینید اینها در دشمنی با ما چقدر شب و روز وقت گذاشتند، چقدر فکر کردند که این ملت را چطوری نابود کنند. صدها بنیاد فرهنگی زدند، هزاران نخبه دانشگاهی را جذب کردند با پول‌های کلان که این ایران و شیعه را چطوری می‌شود نابود کرد، چطوری می‌شود مسلمانان را کشت، چطوری می‌شود جمعیت اینها را کم کرد. چطوری می‌شود به آنها داروهای قلابی داد، مواد تراریخته داد، از طریق غذا، دارو، بیسکویت، کنسرو، پفک، چطوری می‌شود نازایی را در اینها زیاد کرد، ببینید بعد از انقلاب چقدر زیاد کردند چقدر زنان نازا شدند، معضل نازایی بانوان؛ چطوری سرطان را در اینها زیاد کنیم، چطوری ام اس و پارکینسون و بیماری‌های دیگر را در اینها زیاد کنیم؟ چطوری سن سکته را از 60 سال آوردن زیر 25 سال؟ چطوری برنامه‌ریزی بکنیم به وسیله عوامل داخلی، منافقین داخلی که در کشور برنامه‌ریز هستند، از رئیس جمهور بگیر تا هیئت دولت تا مجلس تا نماینده مجلس تا نفوذی‌های دیگرش؟ چطوری قوانینی را بگذاریم که این ملت نابود بشوند و اقتصادشان پیشرفت نکند؟ ببینید چقدر توطئه کردند و چقدر توطئه‌هایشان مؤثر بوده. چطوری جنگ بیاندازیم بتوانیم تعداد زیادی از این کشورهای اسلامی همدیگر را بکشند و نابود کنند؟ موفق نبودند؟ هشت سال جنگ تحمیلی. حالا خداوند مکر کرده که این مکر آنها به نفع اهل بصیرت در بیاید نه اهل ضلالت، اهل بصیرت، نه مؤمنین بی‌بصیرت، بلکه مؤمنین اهل بصیرت آنها هستند که این را به نفع خودشان تمام می‌کنند؛ آنها تحریم می‌کنند، خب مردم خیلی صدمه می‌خورند، ولی مؤمنین بی‌بصیرت از این تحریم استفاده می‌کنند، اختراع، اکتشاف، پیشرفت‌های استقلال اقتصادی. آنها حمله می‌کنند اینها اقتصاد مقاومتی ایجاد می‌کنند، اینها هست ولی یک عده هم این وسط ایمانشان از بین می‌رود و آسیب می‌بینند چون بصیرت ندارند. امیرالمؤمنین می‌گوید چطوری است که اینها بصیرتشان بیشتر از شماست؟ در مقابل دشمنتان بصیرت سیاسی داشته باشید، بفهمید دنیاتان چه خبر است، ببینید اطرافتان دارد چه اتفاقاتی می‌افتد. هیچی اصلاً هیئتی هست، چند بار حج رفته، ده بار کربلا رفته صد بار سوریه و جاهای دیگر رفته و بعد یکذره بینش سیاسی این آدم ندارد، یکذره تحلیل در مخ این آدم نیست. هیچی نه انقلاب و نه مبانی انقلاب و نه جایگاه الهی و اشراقی و عرشی انقلاب اسلامی را می‌شناسد نه می‌داند که این انقلاب اسلامی مدیرش کیست و پشت صحنه معصوم دارد آن را اداره می‌کند، نه متوجه هست که مأموریت انقلاب اسلامی این هست که مقدمات ظهور امام زمان را فراهم بکند. دنیا را انقلاب اسلامی مؤمن می‌کند. کل کره زمین به وسیله انقلاب اسلامی آماده پذیرش امام زمان می‌شود و امام زمان با انقلاب اسلامی ایران جهان را فتح می‌کند. اصلاً حواسشان نیست بصیرت ندارند نق و غرهای بچه‌گانه و جمادی و گیاهی و حیوانی، اصلاً مأموریتشان را متوجه نیستند. امام امت اواخر عمرش جملات خیلی تکان‌دهنده‌ای دارد یکی این است که مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت نباشند خائن و خطرسازند حتی اگر به مردم خدمت بکنند. بعد از این جمله می‌فرماید که مردم ایران باید کمبودها و سختی‌ها را تحمل کنند تا مسئولان بتوانند موانع ظهور حضرت را برطرف کنند. از یک طرف یک عده مردم تحمل نمی‌کنند از آن طرف مسئولان به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت خیلی‌هایشان نیستند، دو طرفه خیانت و خطرسازی وجود دارد. یک سلسله از طرف مردم، نه توده مردم، توده مردم که الحمدلله همه‌شان خوب و عالی و بهشتی هستند و یک عده هم از طرف اکثر مسئولین که دارند غفلت می‌کنند نسبت به مقدمه‌سازی ظهور، فکر می‌کند یک عده رفتند شهید شدند تا اینها رئیس جمهور و وزیر و وکیل و نماینده مجلس بشوند، جناح و باند و اینطور چیزها. و ملت را سرگرم می‌کنند با مسائل جناحی و سیاسی، وقت و عمر و انرژی و استعداد و بودجه و اقتصاد و شرافت و استقلال کشور را مسخره گرفتند برای اهداف شهوانی خودشان، در مسائل سیاسی، شهوت‌های سیاسی و حیوانی و جمادی و گیاهی. اشرافیت با بیت‌المال، غارت بیت‌المال، دزدی از بیت‌المال. کما اینکه زمان امیرالمؤمنین (علیه السّلام) توسط نزدیکترین یاران پیغمبر و اصحاب پیغمبر این اتفاقات افتاد. نزدیکترین یاران پیغمبر همین مصائب را به وجود آوردند.

هزینه کردن برای باطل و غفلت مؤمنین

دیگر چی؟ می‌گوید آنها چرا بصیرتشان از شما بیشتر هست؟ «وَ أَبْذَلُ لِمَا فِی أَیْدِیهِمْ مِنْکُمْ» چرا آنها طراح باطل خودشان بیشتر از شما پول می‌گذارند و هزینه می‌کنند؟ چرا آنها بیشتر از شما پول خرج می‌کنند و حاضرند برای اهدافشان پول خرج کنند؟ چطوری است؟ طرف میلیارد دلاری، یعنی کارخانه زده 30 ـ 40 ـ 50 تا درآمد میلیاردی دارد، بعد این درآمد میلیاردی‌اش را کجا هزینه می‌کند؟ فکر می‌کنید می‌رود عیاشی و کیافی می‌کند؟ نه میلیاردی درآمد کسب کرده از کارخانه‌ها و شرکت‌هایشان، و اینها را می‌آید می‌ریزد در مسائل فرهنگی و سیاسی علیه ایران و جهان و تشیع و اسلام. بنیادهایی را می‌زنند با پول‌های کلان، دولت‌ها هزینه نمی‌کنند سرمایه‌داران متدین از نظر آنها، معتقد از نظر خودشان آنها سرمایه‌گذاری می‌کنند، صهیونیست‌ها، مسیحیان متعصب، یهودیان متعصب و سایر ادیان. پای دین و فکرشان که می‌افتد میلیاردی هزینه می‌کنند. طرف رفته یکی از کشورهای غربی وام گرفته، وام را اسرائیل منتقل کرده پول نداشته که چیز بکند فقط رفته وام را فراهم کرده، بعد خودکشی می‌کند، می‌گوید این پول برود اقلاً اسرائیل را تقویت بکند. علی (علیه السّلام) می‌گوید از شما بیشتر خرج می‌کنند، چطوری شده اینها در اعتقادشان بیشتر از شما هزینه می‌کنند؟ طرف وصیت می‌نویسد تمام درآمد و اموالش را هزینه کنند برای اهداف نامبارکش، و در اینها با هم هستند. ما چی؟ ما هیچی، اصلاً نه به مخیله‌مان می‌آید، اصلاً به خیالمان نمی‌آید که مثلاً من الان فرض بفرمایید چهارتا خانه دارم یکی برای من کافی است سه تا برای اسلام بفرستم، سرمایه و سکه و طلا دارم بورس، پول اینها را برای آخرت خودم بگذارم همانطور که ائمه ما این کار را می‌کردند، ما اصلاً اینطور نیستیم. قرآن می‌گوید شما باید در اموالتان برای سائل و محروم همیشه یک حق مشخص در اموالتان باشد اینقدر از اموال هم برای نیازمندان و گرفتارها. گرفتارتر از امام زمان هم داریم؟ مگر محروم‌تر از امام زمان هم الان داریم؟ آواره‌تر، تنهاتر، طردشده‌تر از امام زمان بیشتر داریم؟ این هم پولدارهایمان هست به آنها می‌گوییم بیایید برای امام زمان هزینه کنید مثلاً ما یک کار رسانه‌ای برای دنیا بکنیم، بگذارید دنیا همه اربعین را بشناسند، می‌گویند رسانه چیست؟! من می‌خواهم اربعین یک هفته کباب، مرغ، قیمه، کباب ترکی، قورمه بدهم این فهم بصیرت شیعه پولدار است. شام و ناهار مصرفانه، میلیاردها تومان در اربعین در مجالس اهل بیت اسراف‌های غذایی می‌شود بعد امام زمان 1180 سال گذراند امسال را هم که آواره و تنهاست. بیا نصف این را بگذار برای کار بزرگ فکری، فرهنگی، رسانه‌ای، چندتا کار اینطوری بشود، اصلاً از این کار درکی نیست. دنیا آماده است برای شیعه شدن، باید به آن خوراک و محتوا برسد، ما ترجیح می‌دهیم شله‌زرد، حلیم، شربت، دمنوش این چیزها را برای امام زمان هزینه کنیم، آن هم برای کسانی که تا خِرخِره خوردند. شما اربعین نگاه کنید طرف در موکب می‌آید کوبیده می‌خورد، پنج تا موکب که آمدیم کباب ترکی می‌خورد، 20 موکب که آمدیم ماهی می‌خورد، 30 موکب آنطرفتر مرغ می‌خورد، چه خبر است! اصلاً خیلی از اینها نه تنها اسراف و حرام و گناه کبیره است سر جای خودش، اصلاً اخلاقی نیست. امام صادق (علیه السّلام) برای زائران امام حسین می‌گوید شما خجالت نمی‌کشید در زیارت امام حسین این همه خوراکی! اگر واقعاً خاندان خودتان مرده بودند در مجالسشان اینطوری راه می‌انداختید! شنیدم آجیل و شیرینی می‌آیید آنجا می‌خورید حین سفر، شما را چه شده؟! الان ما روزبروز حالا بعضی از مسیرها الان در اربعین منو می‌دهند برای ما که از نجف تا کربلا می‌رویم سیاه‌پوستی است تازه به این همه اسراف میلیاردی‌اش، بعضی از مسیرها هستند که شما قشنگ می‌روید در موکب می‌نشینید منو جلوی شما می‌گذارند از ماهی یک متری تا 30 سانتی هر چه خواستید برای شما می‌گذارند انواع غذاها، این هم مثلاً اکرام زائرین هست. بعد به این آقا بگو که الان امام زمان به این احتیاج ندارد به چیز دیگر احتیاج دارد، نمی‌فهمد. 30 هزار متر 20 هزار متر موکب دارد به او می‌گوییم 500 متر آن را برای کار فرهنگی بگذار، نمی‌فهمد. می‌گوید شرمنده‌ام، آخه اینجا که شما می‌گویی من چایی کجا بدهم؟! استدلال یک موکب‌دار به حساب خودش مؤمن. شما را چه شده دشمنان ما از ما بیشتر در دین‌شان هزینه می‌کنند این غفلت است.

دلایل بی‌بصیرتی و دنیاگرایی

«مَا ذَاکَ إِلَّا أَنَّکُمْ رَکَنْتُمْ إِلَى الدُّنْیَا» این به خاطر این هست که شما بصیرت ندارید شما رکون الی الدنیا پیدا کردید گرایش به دنیاگرایی دارید؛ «فَرَضیتُمْ بِالضَّیْمِ ، وَ شَحَحْتُمْ عَلَى الْحُطَامِ ، وَ فَرَّطْتُمْ فیمَا فیهِ عِزُّکُمْ وَ سَعَادَتُکُمْ ، وَ قُوَّتُکُمْ عَلَى مَنْ بَغى عَلَیْکُمْ» این نیست مگر از آن روی که شما به دنیا دل بسته‌اید و به ستم و خواری رضایت داده‌اید. واقعاً خیلی از افراد هستند حتی در مسئولین درجه بالای ما راضی هستند دشمنان به ما غلبه کنند، نمی‌شناختیم ما کسانی که از همین خواص به دشمنان آلارم می‌دادند که تحریم را بیشتر کنید، تحریم‌ها را سخت‌تر کنید. طوری صحبت می‌کردند که دشمن بداند نقاط ضعف ما کجاست همان جا را بیشتر فشار بیاورد، می‌آمدند می‌گفتند ما بدبخت شدیم، بیچاره شدیم، پول نداریم خزانه‌هایمان خالی است، هیچی نداریم، که آنها بفهمند خزانه خالی است الان می‌توانند خیلی کارها بکنند با این ملت در تحریم‌هایشان که به زانو در بیاورند. واقعاً خیلی از خواص که در لباس انقلابی و اسلامی هستند دشمن را به حکومت مقدم‌ساز ظهور امام زمان ترجیح می‌دهند، آمریکایی‌ها، اسرائیلی‌ها، اروپائی‌ها را ترجیح می‌دهند، قبله‌شان آنطرفی هست، اصلاً تلاش می‌کنند که آنجا اینطوری بکنند. به حطام دنیا حریص گشته‌اید و در آنچه مایه عزّت و سعادت شما و موجب قدرت شما در برابر کسی است که بر شما سرکشی و تعدی کرده کوتاهی ورزیده‌اید، انگار که امیرالمؤمنین زنده است، همین امروز نشسته و نامه را نوشته است، نامه تازه است. قلمش خشک نشده حضرت همین الان نشسته نامه را نوشته است، آنچه مایه عزّت، سعادت شما، و قدرت شما در برابر دشمنانتان هست، در برابر کسانی که بر شما سرکشی و تعدی کردند، 40 سال دارند این کشور را مورد حمله قرار می‌دهند، باز می‌آیند از این تعریف و تمجید می‌کنند، باز چاپلوسی می‌کنند، باز لبخند و مذاکره می‌کنند. کوتاهی ورزیده‌اید، نه از پروردگارتان در آنچه به شما فرمان داده است شرم می‌کنید، یعنی از خدا حیا نمی‌کنید، «لَا مِنْ‏ رَبِّکُمْ‏ تَسْتَحْیُونَ‏ فِیمَا أَمَرَکُمْ بِهِ» دستوراتی که خدا به شما می‌دهد، و وظائف اجتماعی، سیاسی، فردی که دارید بی‌حیا هستید، حیا نمی‌کنید، رعایت نمی‌کنید، امیرالمؤمنین است دارد با اصحاب پیغمبر اینطوری حرف می‌زند، دارد با یاران پیغمبر و خواص و مردم اینطوری حرف می‌زند، هیچ حیایی نمی‌کنید در دستوراتی که خدا به شما داده است. «وَ لَا لِأَنْفُسِکُمْ تَنْظُرُونَ» اصلاً فکر خودتان هم نیستید، یعنی شما فکر می‌کنید اگر غفلت بکنید، بصیرت نداشته باشید، دشمنان بیایند به شما غلبه کنند، پای آنها را دارید در این کشور باز می‌کنید، در این حریم اسلامی و امت اسلامی، فکر می‌کنید به خود شما رحم می‌کنند. ندیدید وقتی که کسانی مثل شما در کشورهای دیگر با اینها همکاری کردند اینها وقتی وارد شدند چه بلایی سر آنها آوردند، ندیدید با دوستانشان چکار کردند، با خائنین چکار کردند، خائنین به کشور و مردمشان، فکر می‌کنید به نفع شما هست. حضرت می‌گوید شما اصلاً به فکر خودتان هم نیستید، نه فکر آبرویتان هستید، نه فکر عزّتتان هستید، نه فکر شخصیتتان هستید، نه فکر آخرتتان هستید، نه از خدا حیا می‌کنید، غفلت ببینید چقدر خطرناک است، واقعاً انگار همین امروز نوشته شده است. «وَ أَنْتُمْ فِی کُلِّ یَوْمٍ تُضَامُونَ وَ لَا تَنْتَبِهُونَ» شما هر روز مورد تجاوز دشمن قرار می‌گیرید، «تُضَامُونَ» یعنی بدرفتاری می‌کند، به شما ستم می‌کنند، و شما درست نمی‌شوید، همین کاری که ابرقدرت‌ها الان دارند با ما می‌کنند، باز مسئولین ما می‌روند چاپلوسی می‌کنند، باز مسئولین ما به آنها احترام می‌گذارند. می‌گوید هر روز دارند به این مملکت جنایت می‌کنند، ظلم می‌کنند، فتنه می‌کنند، باز شما درست نمی‌شوید، «وَ لَا تَنْتَبِهُونَ مِنْ رَقْدَتِکُمْ» ولی شما از خواب غفلت بیدار نمی‌شوید، «وَ لَا یَنْقَضِی فُتُورُکُمْ» سستی و شلی شما تمام نمی‌شود، کتک دارید می‌خورید، دارد به شما ظلم می‌شود، باز هر روز شما سست‌تر و شل‌تر می‌شوید. «أَ مَا تَرَوْنَ إِلَى بِلَادِکُمْ وَ دِینِکُمْ کُلَّ یَوْمٍ یَبْلَى وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَهِ الدُّنْیَا» آیا به سرزمین‌تان و دین‌تان نگاه نمی‌کنید که هر روز دارد کهنه‌تر می‌شود، فرسوده‌تر می‌شود، شما حالا کشور خودمان را نبینید به برکت ملت با بصیرتش، نوتر و جوانتر و قدرتمندتر می‌شود، به این نگاه نکنید. خیلی از کشورهای دیگر را بروید ببینید چه بلایی سر این کشورها آوردند، ببینید سوریه را چکار کردند، ببینید یمن را چکار کردند، ببینید افغانستان را چکار کردند، ببینید عراق را چکار کردند، ببینید فلسطین را چکار کردند، ببینید کشورهای آفریقایی مسلمان را دارند چکار می‌کنند، و راهش همان یک راهی هست که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود بصیرت. انسان بصیرت پیدا بکند شروع می‌کند به مبارزه و مقاومت، او که روح بصیرت، مبارزه و مقاومت ندارد، همیشه ذلت حاکم بر اوست؛ «أَ مَا تَرَوْنَ إِلَى بِلَادِکُمْ وَ دِینِکُمْ کُلَّ یَوْمٍ یَبْلَى» دارد کهنه می‌شود «وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَهِ الدُّنْیَا» شما در دنیازدگی دارید به سر می‌برید، غفلت شخصی یک نفر را جهنمی می‌کند، غفلت یک رئیس‌جمهور، غفلت نماینده مجلس، غفلت استاندار، فرماندار، غفلت یک فرمانده نظامی، یک مسئول یک موقع یک کشور را نابود می‌کند. «وَ أَنْتُمْ فِی غَفْلَهِ الدُّنْیَا»

عواقب تمایل به ظالمین

حالا حضرت ببینید آیه می‌خواند «یَقُولُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَکُمْ‏ وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ‏» سوره نساء آیه 173، «وَ لا تَرْکَنُوا» (ترکنوا) یادتان هست در بحث «وَ أَرْکَانَ‏ الْبِلَادِ» رکن را تعریف کردیم یعنی چی، در جامعه کبیره (و لا ترکنوا) تمایل بود. متمایل نشوید «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا» به افراد اهل ظلم متمایل نشوید، این چیزی که ما متأسفانه در تعدادی از مسئولین‌مان می‌‌بینیم، ببینید برای عکس گرفتن با یک خانم آنچنانی نمایندگان مجلس چقدر بی‌شخصیتی کردند. نماینده‌ای که پرچمدار عزّت و آبرو و شخصیت کشور هست، اینقدر بی‌شخصیت است که برای عکس سلفی گرفتن با زنی که در کفرش، بصیرتش به مراتب بیشتر از اینها است، و یکی از امامان و رهبران کفر هست، اینها مشتاق هستند بروند با این عکس سلفی بگیرند. این چه شخصیتی به تو می‌دهد، که با دشمن خودت بنشینی عکس سلفی بگیری که چه بشود، با دشمنت قدم بزنی، با دشمنت قهوه بخوری، بعضی‌ها اینقدر بی‌شخصیت هستند که اینها برایشان خیلی مهم است، اینها را جزء کارنامه و سوابقشان می‌آورند که ببینید چقدر مهم هستیم، با اینها قهوه خوردیم با اینها عکس گرفتیم، با اینها سر یک سفره غذا خوردیم. «وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» می‌سوزید، به جهنم دچار می‌شوید، آتش به شما می‌رسد، «وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ‏» شما دیگر در مقابل خدا هیچ کس نیست به شما کمک بکند، دیگر ولی ندارید، هیچ کس به شما کمک نمی‌کند. اگر در مقابل دشمن کوتاه بیایید، غفلت بکنید، متمایل به دشمن بشوید خدا رهایتان می‌کند، آن موقع دیگر هیچ کس به داد شما نمی‌رسد، ببینید 1180 سال مردم چه بلایی در دنیا سرشان آمده، چقدر امامان کفر و ظلمه آمدند میلیون‌ها میلیون انسان را کشتند. در همین کشور خودمان، در همین ایرانی‌کشی، 10 ـ 11 میلیون ایرانی را از گرسنگی کشتند، قحطی‌های مصنوعی ایجاد می‌کردند و می‌کشتند، ده میلیون مسلمان و شیعه در این کشور کم بود، فقط برای اینکه ما تمایل به دشمن، و سبک زندگی دشمن پیدا می‌کنیم. بله طرف حاج خانم است، حاج آقا است، کربلا، مکه، سوریه، ولی شخصیتش غربی است، در جمهوری اسلامی مسئول است، ولی پزش این هست که فرزندش را آمریکا و اروپا بفرستد در مهد دشمن آنجا درس بخواند، مدرک تحصیلی‌شان به تأیید آنجا رسیده باشد. کم داریم مسئولینی که الان تمام همّ و غمّ‌شان این هست که بچه‌هایشان را اینجا نفرستادند، ما الان مسئولینی داریم که زن و بچه‌شان در ایران زندگی نمی‌کنند، نه اینکه رفته درس بخواند، اصلاً در ایران نیست، اینجا وزیر است، اینجا نماینده مجلس است، اینجا برای خودش شخصیتی هست، کاری دارد می‌کند، خانواده کاملاً آنطرف دارند زندگی می‌کنند، با سبک و ارزش‌های آنجا. این خون به دل امام زمان نمی‌کند! این خون به دل حضرت زهرا نمی‌کند! این خدا را به خشم نمی‌آورد! این تمایل به دشمن نیست! آیه قرآن است برای همین امروز ما است، « وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا» مایل به دشمنانتان نشوید به ظالمین، الان خیلی از افراد هستند در این مملکت کاره‌ای هستند کاملاً قبله‌شان دشمنان ما است، قبله‌شان غرب است،تمایل ندارند، خیلی هم دارند. خدا می‌گوید من به شما رحم نمی‌کنم، اگر بصیرت تودۀ مردم نبود، و عوام با بصیرت در مقابل عده‌ای از خواص بی‌بصیرت، ما مستحق بالاترین عذاب‌ها بودیم، هر نکبتی هم که الان در این کشور نصیبمان می‌شود مال بی‌عرضگی‌های خودمان است، مال غفلت‌های خودمان هست. این آدمی که هیچ نوع صلاحیتی برای فلان مقام ندارد به او رأی می‌دهید در شورای شهر، در نمایندگی مجلس، در ریاست جمهوری خدا به خودتان واگذار می‌کند، می‌گوید حالا بایستید بکشید، چرا دقت نمی‌کنید، این شاخص به چه کسی رأی بدهم؟ صاحب انقلاب گفت به کسی رأی بدهید که از حکومت خودش و قدرت خودش برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت برطرف بکند، غیرت داشته باشد، دین داشته باشد، بصیرت داشته باشد، این را انتخاب بکنید. نه افرادی که صد جور امتحان خودشان را در پست‌های دیگر دادند و همه هم رد شدند باز شما می‌بینید باز مردم دوست دارند بروند به اینها رأی بدهند، آنهایی هم که به اینها رأی می‌دهند، وقتی این چیزها را برایشان می‌خوانی اصلاً برایش مهم نیست، می‌گوید آقا عزت چیست، شرافت چیست، حیا از خدا چیست، این حرف‌ها کدام است، پس باشید ذلت بکشید. خدا می‌گوید من حمایتم را برمی‌دارم، خدا به یک کسی بگوید من حمایتم را برمی‌دارم دیگر خیلی خطرناک است، ما نتایج هم داریم می‌بینیم چه اتفاقی دارد می‌افتد، فاصله طبقاتی را داریم می‌بینیم، بیکار شدن هزاران هزار آدم را داریم می‌بینیم، متلاشی شدن خانواده‌ها را در اثر همین فسادها داریم می‌بینیم. رشد فساد و گرفتاری‌های دیگر را داریم می‌بینیم مشروبتان، مواد مخدر، طلاق‌ها، دزدی‌ها، اختلاس‌ها، پرونده‌های قضایی، قتل‌ها، خودکشی‌ها، جنایت‌ها، این هم نتیجه‌اش، وقتی بصیرت نداشته باشیم، این نتیجه طبیعی بی‌بصیرتی هست.

غفلت از امام زمان (عج)

غفلت در ابعاد سیاسی ـ اجتماعی، فاجعه درست می‌کند برای امام زمان در درجه اول، غفلت اجتماعی ـ سیاسی امام زمان را 1180 سال آواره کرده و تنها، و طرد شده، و آواره، بخش زیادی از آیات قرآن در رابطه با ایمان این آیات هست. و ما فکر می‌کنیم ایمان یعنی روزه گرفتن، نماز خواندن، حج رفتن، زیارت کردن، حجاب داشتن، نماز جماعت، چهار تا کار خیر این ایمان شد، ایمان یعنی یک امامی به آن عظمت که امام حسین و امام باقر و امام صادق می‌گویند ما خادم او هستیم،آواره است. تو چطور ایمانی داری که راضی می‌شوی سرت را با مسائل ظاهری دین و شریعت گرم بکنی از او غفلت بکنی و او همچنان 1180 سال، این واقعاً دینداری است، او در آوارگی به سر ببرد و تو هم دلت خوش است که داری دینداری می‌کنی و متدین هستی. کسی که در دلش و ذهنش غصه امام زمان را نمی‌خورد، اصلاً برنامه‌ای برای امام زمان در زندگیش ندارد برای کمک به حضرت، و کسی که در دل درد امام زمان را ندارد، کسی که در عمل وقتی برای امام زمان ندارد، سرمایه‌ای برای امام زمانش نمی‌گذارد، چطور دینداری دارد می‌شود گفت این آدم متدین است!؟ اصل و محور دین امام زمان است که تو پشت صورت‌های مقدس ظاهری خودت را پنهان کردی و از او غافل هستی، غفلت یعنی اینکه تو از امام زمانت غفلت بکنی، بدترین غفلت، غفلت از امام زمان است.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

غفلت، اولین عامل سقوط انسان به جهنم

غفلت، اولین عاملی است که انسان را به جهنم می‌کشاند. در نظام مادی، غفلت باعث مرگ و آسیب‌های جسمی می‌شود؛ مانند غفلت در رانندگی یا مصرف مواد مسموم. در نظام معنوی نیز غفلت به ساختار ایمانی و انسانی فرد آسیب می‌رساند.

ساختار معنوی و ایمانی انسان

انسان دارای یک ساختار معنوی و ایمانی است که ولیّ خدا می‌تواند آن را مانند یک بدن سالم بررسی کند و نقاط ضعف ایمان را تشخیص دهد. همانطور که نقص عضو در بدن باعث نازیبایی می‌شود، غفلت نیز می‌تواند بخشی یا تمام ایمان انسان را از بین ببرد و باطن او را تغییر دهد.

غفلت و آسیب‌های معنوی

غفلت می‌تواند آسیب‌های فردی یا اجتماعی به بار آورد. غفلت فردی تنها به خود شخص آسیب می‌زند، اما غفلت والدین می‌تواند به فرزندان و نسل‌های آینده نیز صدمه بزند؛ مانند انتخاب نادرست زمان آمیزش، تغذیه نامناسب، یا قرار دادن ماهواره در خانه که باعث الگوبرداری نادرست فرزندان می‌شود. غفلت می‌تواند یک فرد، یک خانواده، یا حتی یک شهر و کشور را نابود کند.

غفلت اجتماعی-سیاسی و فسق فردی

غفلت اجتماعی-سیاسی ناشی از فسق فردی است. وقتی فرد به دنیاگرایی روی می‌آورد، مسائل اجتماعی-سیاسی برایش بی‌اهمیت می‌شود و بصیرت سیاسی خود را از دست می‌دهد. این غفلت باعث می‌شود دشمنان به کشور و دین او طمع کنند و آسیب‌های زیادی به بار آورند.

اختیار انسان و مسیر کمال

خداوند انسان را مختار آفریده و به او حق انتخاب داده است. انسان می‌تواند راه خیر یا شر، بهشت یا جهنم را انتخاب کند. این اختیار، مسیر کمال را دشوار می‌کند، زیرا انسان با وسوسه‌ها و دشمنان مختلفی روبرو است.

پنج دشمن انسان در مسیر کمال

پیامبر اکرم (ص) پنج دشمن اصلی انسان در مسیر کمال را برمی‌شمارد:

۱. مؤمنین حسود: اولین و سخت‌ترین مشکل، حسادت مؤمنانی است که هم‌کیش و هم‌دین هستند، اما پیشرفت و موفقیت دیگران را تحمل نمی‌کنند. انسان باید بتواند موضع‌گیری مناسبی در برابر این حسادت‌ها داشته باشد.

۲. کفار: دشمنی کفار با مسلمانان و تلاش برای نابودی آنها، دومین مانع است. غفلت از این دشمنی، باعث از دست رفتن دین، کشور، ناموس و منابع اقتصادی می‌شود.

۳. منافقین: منافقین کسانی هستند که در لباس مؤمنین ظاهر می‌شوند، اما با دشمنان همکاری می‌کنند. امام خمینی (ره) منافقین را از کفار بدتر می‌دانستند، زیرا آنها از درون آسیب می‌زنند.

۴. شیطان: شیطان با حملات چهارگانه خود (از راست، چپ، عقب و جلو) مؤمن را گمراه می‌کند.

۵. نفس اماره: نفس اماره با هوس‌های بی‌قید و شرط، آرزوهای زیاد و تنوع‌طلبی، انسان را به سمت دنیاگرایی و کفر می‌کشاند. این هوس‌ها می‌توانند در ابعاد جمادی (مال و ثروت)، نباتی (غذا و لذت‌های جسمی) و حیوانی (مقام و قدرت) ظاهر شوند و انسان را از مسیر کمال منحرف کنند.

بصیرت سیاسی در برابر دشمنان

در برابر کفار و منافقین، بصیرت سیاسی بسیار مهم است. انسان باید دشمنان خود را بشناسد و موضع‌گیری درستی در برابر آنها داشته باشد. بی‌بصیرتی سیاسی، حتی در افراد متدین و اهل علم، می‌تواند به کشور و دین آسیب برساند.

گلایه امیرالمؤمنین از بی‌بصیرتی و دنیاگرایی

امیرالمؤمنین (ع) از بی‌بصیرتی و دنیاگرایی یاران خود گلایه می‌کند و می‌فرماید: “چرا دشمنان شما در گمراهی خودشان بصیرتشان از شما بیشتر است و بیشتر برای باطل خود هزینه می‌کنند؟” این بی‌بصیرتی و دنیاگرایی باعث می‌شود که مؤمنان به ستم و خواری رضایت دهند و در آنچه مایه عزت و سعادتشان است، کوتاهی کنند.

هزینه کردن برای باطل و غفلت مؤمنین

دشمنان برای اهداف باطل خود، میلیاردها دلار هزینه می‌کنند و بنیادهای فرهنگی و سیاسی علیه اسلام و تشیع تأسیس می‌کنند. اما بسیاری از مؤمنان، حتی ثروتمندان، در هزینه کردن برای اهداف الهی و امام زمان (عج) غفلت می‌کنند و به جای کارهای فکری و فرهنگی، به اسراف در مراسمات می‌پردازند.

دلایل بی‌بصیرتی و دنیاگرایی

امیرالمؤمنین (ع) دلیل این بی‌بصیرتی را دل بستن به دنیا، رضایت به ستم و خواری، و حرص بر مال دنیا می‌داند. این غفلت باعث می‌شود که مؤمنان از دستورات الهی حیا نکنند و حتی به فکر خودشان هم نباشند.

عواقب تمایل به ظالمین

قرآن کریم می‌فرماید: “و به کسانی که ستم کرده‌اند، تمایل پیدا نکنید که آتش شما را فرا می‌گیرد و جز خدا هیچ ولیّ و یاوری ندارید و سپس یاری نمی‌شوید.” (هود: ۱۱۳) تمایل به ظالمین و دشمنان، باعث می‌شود خداوند حمایت خود را از انسان بردارد و او را به حال خود رها کند. این غفلت و بی‌بصیرتی، عواقب ناگواری مانند فاصله طبقاتی، بیکاری، فساد، طلاق و جنایت را به دنبال دارد.

غفلت از امام زمان (عج)

بدترین نوع غفلت، غفلت از امام زمان (عج) است. بسیاری از مردم، دینداری را تنها در انجام اعمال ظاهری می‌دانند و از امام زمان خود غافل هستند. کسی که غصه امام زمان را نمی‌خورد، برنامه‌ای برای کمک به ایشان ندارد و سرمایه‌ای برای ایشان نمی‌گذارد، نمی‌تواند ادعای دینداری کند. امام زمان (عج) محور دین است و غفلت از ایشان، فاجعه‌ای بزرگ برای بشریت است.

 

جملات ناب

  1. غفلت، اولین عامل سقوط انسان به جهنم است؛ غفلت یعنی انسان جدیتی نداشته باشد و حواسش نباشد که در نتیجه آسیب می‌بیند.
  2. در نظام هستی، همه چیز بر اساس روابط ریاضی و منظم آفریده شده است؛ وقتی از این ریاضیات غفلت کنید، سیستم کار خود را انجام می‌دهد و آسیب می‌بینید.
  3. غفلت در حیات معنوی، آسیب‌های مختلفی به شخص وارد می‌کند و منجر به تغییر شکل و باطن انسان می‌شود؛ مانند غفلت جسمی که به مرگ یا نقص عضو می‌انجامد.
  4. خداوند سیستم انسان را مختار آفریده و به او اختیار داده است که حتی با خود خدا هم دشمنی کند؛ انسان آزاد است که بهشت یا جهنم را انتخاب کند، و این هنر و حکمت خلقت است.
  5. مؤمن در مسیر کمال و طی طریق، بین پنج شدت (پنج دشمن) قرار دارد که عبارتند از: مؤمنین حسود، کفار، منافقین، شیطان، و نفس اماره خود انسان.
  6. اولین و سخت‌ترین مشکل انسان، مواجهه با مؤمنان هم‌کیش و هم‌دینی است که به او حسادت می‌کنند؛ باید موضع‌گیری درستی داشت تا حسادت آنها به شخص صدمه نزند.
  7. منافقین به مراتب از کفار بدتر هستند، زیرا خود را به رنگ مؤمنین درآورده و از درون ضربه می‌زنند.
  8. نفس اماره انسان را با سفارش‌های دائمی آرزوهای مادی (جمادی، گیاهی، حیوانی) سرگرم می‌کند؛ هوس‌های مادی می‌توانند یک مؤمن متدین را تا مرز کفر نابود کنند.
  9. رد شدن شتر از سوراخ سوزن راحت‌تر از رفتن یک ثروتمند به بهشت است، زیرا ثروتمند باید آنقدر ایمانش زیاد باشد که سوار مالش و شهوات نفسانی باشد، نه مغلوب آنها.
  10. در مقابل کفار و منافقین، داشتن شعور سیاسی و بصیرت حیاتی است؛ معلم اخلاق یا استاد عرفانی که بصیرت سیاسی ندارد، ممکن است با یک موضع‌گیری یا فتوا کل کشور را به خطر اندازد.
  11. گلایه و غصه امیرالمؤمنین (ع) این بود که چرا دشمنان در گمراهی خود، بصیرت و بینش سیاسی‌شان از یاران شما بیشتر است.
  12. دشمنان برای طرح باطل خود میلیاردها دلار هزینه و برنامه‌ریزی می‌کنند، اما بسیاری از مؤمنان برای اهداف معنوی و دینشان از هزینه کردن ابا دارند.
  13. قرآن هشدار می‌دهد: «وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ»؛ متمایل شدن به ظالمین باعث می‌شود آتش به انسان برسد و خداوند حمایتش را از او برمی‌دارد.
  14. اگر مسئولان جمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومت جهانی حضرت نباشند، خائن و خطرسازند، حتی اگر به مردم خدمت کنند.
  15. بدترین و فاجعه‌آمیزترین غفلت، غفلت اجتماعی و سیاسی از امام زمان (عج) است؛ اگر کسی غصه او را نخورد و در زندگی‌اش برنامه‌ای برای کمک به حضرت نداشته باشد، دینداری او ناقص است.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه