فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
پناه بردن به خدا از آتش جهنم
بحثمان این هفته درباره جهنم هست و پناه بردن به خدا از آتش جهنم. در همین چند روز گذشته که روز عرفه بود، دعای معروف امام حسین (علیه السّلام) در عرفه را خواندیم که این دعا فوقالعاده عالی و مهم هست. در آنجا جملاتی در همین رابطه وجود دارد.
نکتهای که خیلی مهم هست و ما باید به آن فکر کنیم این هست که ائمه کسانی هستند که قوس نزول و صعود را همه طی کردند، یعنی هم مسیر الله تا زمین را آمدند و هم مسیر زمین تا الله را برگشتند. بهتر از هر کس دیگری با هندسه خلقت آشنایی دارند، یعنی اینکه از الله تا ماده تا زمین چه چیزهایی هست، چه منازلی هست، چه مراحلی هست و اینکه از زمین تا الله چه مراحلی هست. چه چیزهایی خوب است، چه چیزهایی قشنگ است، چه چیزهایی مهم است، چه چیزهایی کمک میکند، چه چیزهایی ما را جلو میبرد، چه چیزهایی باعث میشود گناهان ما آمرزیده بشود، چه چیزهایی ما را موفق میکند، چه چیزهایی آفت و خطرات و تهدیدات ماست و ما باید حواسمان را جمع کنیم. یعنی آنها متخصصین معصومی هستند که تمام اطلاعات تخصصی مربوط به آفرینش انسان از روز اول خلقت و تا قیامت و بعد از قیامت دست آنها هست. لذا بهترین کس برای اینکه انسان در زندگی با آنها مشورت کند و از آنها اطلاعات و راهنمایی بگیرد معصومین هستند، کسی غیر از آنها این تخصصها و آگاهیها را ندارد و ما یک نیاز حیاتی و ضروری به معصومین (علیهم السّلام) داریم. آنها به ما میگویند که ما ضعفهایمان را چگونه تبدیل به قوت کنیم، اگر آلوده شدیم و گناه کردیم ۲۰ سال مثلاً عقب افتادیم، مسیر جهنم را رفتیم چگونه از جهنم خارج بشویم، چگونه این ۲۰ سال را جبران کنیم، چگونه به بهشت برسیم، چگونه مدارج عالی بهشت را طی کنیم. و اساساً سبک زندگی انسانی را در همه ابعادش، آنها میتوانند به ما یاد بدهند، فرمولها و قوانین دست آنهاست، دست کس دیگری نیست، اصلاً کسی غیر از آنها نه میتواند معلم و نه مربی ما باشد، فقط معصومین (علیهم السّلام)، آن هم با استفاده از قانون اساسی خود خداوند تبارک و تعالی که قرآن کریم هست، این دو تا منبع منشأ هدایت ماست، اطلاعات تخصصی در هر زمینهای در این دو تا منبع هست، کتاب خدا و اهل بیت (علیهم السّلام)، بیشتر از این هم ما احتیاج نداشتیم، اگر داشتیم به ما معرفی میشد.
توجه به هشدارهای معصومین
یکی از چیزهایی که برای یک نفری که واقعاً دلش زنده است، غفلت و نفهمی و گیجی و گنگی در مسیر زندگیاش ندارد، یعنی میفهمد برای چه به دنیا آمده، الان کجا هست و قرار است کجا برود، برای یک آدمی که باطن انسانی دارد یعنی حواسش هست مراحل خلقت را میفهمد و الان برایش دغدغه است که درست زندگی بکند و ابدیت و آخرت را از دست ندهد. این خیلی مهم است که توجه کند ببیند معصومین کجاها آژیر کشیدند، کجاها اعلام خطر کردند، کجاها میگویند که اینجا خیلی خطرناک است این را مواظب باشید، چون خودش مسیر را طی کرده، و نوک قله نشسته حالا به ما میگوید از کجا بیایید که از این مسیرها بیایید راحت بالا میآیید، از اینجا بروید خطرناک است، از آنجا بروید سقوط میکنید. باید توجه کنیم ببینیم آنجایی که آنها خیلی اعلام خطر میکنند کجاست، یا آن چیزهایی که آنها میگویند خطرناک است معصیت و گناه است، بدانیم کجاست که سقوط نکنیم.
خطر گناهان کوچک
گناه هم کوچک و بزرگ ندارد، این یک فکر شیطانی و احمقانهای هست که به سر ما میاندازد میگوید این کوچک است آن بزرگ است، شما کوچک را هم که انجام بدهید در روایت داریم خدا ممکن است بزرگها را ببخشد اما کوچکهایی که انسان میگوید این که چیزی نیست را نمیبخشد. لذا فرمود: «اِتَّقُوا اَلْمُحَقَّرَاتِ مِنَ اَلذُّنُوبِ» از آن گناهانی که شما میگویید این که چیزی نیست، این که اصلاً مهم نیست، مگر آدم مثلاً با این جهنم میرود، همانجا جهنم میرود، بله همان گناهی که تو کوچکش میشماری همان خطرناک است. معصوم میگوید آنجا گناه است مسیری هست که ممکن است زمین بخوری و زیر پایت شُل بشود، شما دائم آنجا بایستی و اصرار کنی که آن کار را انجام بدهی، خب بالأخره آنجا سوراخ میشود و تو را در جهنم پرت میکند داخل میروی. یک جاهایی هست در گناهان کبیره چاه و درّه هست، یک جاهایی هست که اعلام نکردند گناه کبیره است ولی گناه است، ولی زیر پایت آنجا شُل است، آن لایه لایه نازکی است، پایت را بگذاری مثل لایههای یخ در قطب هست، ظاهرش لایه هست ولی وقتی که پایت را میگذاری میشکند و داخل میروی انسان را هلاک میکند. بنابراین این تصور شیطانی که حالا این که چیزی نیست، این که مهم نیست، همین، در رفتار با خانواده، پدر و مادر، همسر، در هر چیزی در هر موردی شما بگویید در مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، در پوشیدن لباس شرعی و غیر شرعی، در شنیدنیها و دیدنیها، این که مهم نیست، همین که تو میگویی مهم نیست همان تو را جهنمی میکند و راه را باز میکند برای اینکه تو سر از جهنم در بیاوری.
جهنم، بزرگترین ترس معصومین
باید بدانیم معصوم کجا برای ما اعلام خطرهای بزرگ میکند. مهمترین چیزی که معصوم خودش از آن میترسد و در زندگیاش خیلی ترسیده، و به ما میگوید که شما هم بترسید جهنم است. در همین دعا سیدالشهدا (علیه السّلام) میفرماید که خدایا من از تو یک چیزی میخواهم که اگر آن را به من بدهی هر بلایی سر من بیاید نعمت است، برایم مهم نیست، لاابالی، اصلاً مهم نیست هر بلایی دیگر سرم بیاید، چون بلاها برای مؤمن کفاره گناه است درجات هم هست، مؤمن از بلا نمیترسد از هیچ آسیبی چه در جمادی، گیاهی، حیوانی ترس ندارد. بلا برای مؤمن ذخیره است و برای مؤمن ثروت است، مؤمن ترس ندارد که حالا مثلاً الان چه بشود، هر چه که میشود خیرش هست. چیزی که حضرت میفرماید در مورد مؤمن خیلی عجیب است، حضرت میفرماید مؤمن خیلی عجیب است هر بلایی در دنیا به سرش بیاید خیرش است. و امام عسکری (علیه السّلام) فرمود هیچ بلایی سر مؤمن نمیآید مگر اینکه حتماً یک خیری بالاتر از آن بلا با آن هست بلا را احاطه کرده، یک خیر خوب و یک چیز عالی. امام حسین میگوید خدایا من یک چیزی از شما میخواهم که اگر آن را به من بدهی هر بلایی به سرم بیاید اصلاً دیگر ابائی ندارم و اصلاً ناراحت نمیشوم و آن این هست که من را پناه بدهی از جهنم، من جهنم نروم. بعد میفرماید یک چیزی از شما میخواهم که تو هر نعمتی به من بدهی، آن را ندهی فایدهای ندارد، به خدا میگوید اگر آن را ندهی هر نعمتی شما به من بدهی برای من هیچ است.
نعمتهای جهنمساز
جهنم شوخی نیست اگر کسی قرار باشد در بُعد جمادی پولدارترین آدم جهان بشود، در بُعد گیاهی سالمترین و خوشگلترین و خوش اندامترین آدم روزگار باشد، بچه بیاورد، بهترین همسر را انتخاب کند، موقعیت اجتماعیاش خوب باشد، مقامات اجتماعی داشته باشد. مشهورترین و معروفترین و ثروتمندترین آدم باشد و بالاترین مقامات را داشته باشد، وقتی قرار است جهنم برود، وقتی در زندگی در بخش اقتصادیاش آلوده است، دارد لقمه حرام میخورد، خمس و زکات ندارد، لقمه حرام دارد میخورد یعنی دائماً دارد جهنم میسازد. در بُعد گیاهی همینطور، در بُعد خانوادگی این دارد با زنداری و بچهداری و تربیت بچه و ارتباط با خانواده همسر دائماً این آدم دارد گناه میکند. رفته درس خوانده، این درس و علمش باعث میشود بیشتر آلوده بشود. وقتی که دانشگاه نرفته بود باز آدم بهتری بود، از وقتی که دانشگاه رفته در محیط دانشگاه هزار تا فسق و فجور دیگری به او اضافه شده و حالا چون سوادش هم بالا میرود متکبرتر و خودشیفتهتر میشود سر بقیه هم منت میگذارد که این خودش یک گناه خیلی بزرگ است و بعد هم آن شغل و تحصیلات باعث میشود که یک روند جهنمی در زندگیاش باز بشود. میگوید بالأخره من این شغل را دارم باید دنبال این کار بروم، بعد دنبال آن کار میرود و آن کار برایش غفلت و بدبختی بیشتری میآورد، درس خواندنش هم برایش نکبت و آفت است. دکتر شده ولی جهنمی شده، این اگر لیسانس و دیپلم میماند خوب بود، ولی دانشگاه رفته، دانشگاه برایش یک جهنم وحشتناک شده. نمیفهمد که با ورود به دانشگاه، با این سفری که رفته، با این کشور و شهر و منطقهای که برای زندگی انتخاب کرده، با این… و با هر چیز دیگری از این نعمتها دارد چه بدبختی سر خودش و اطرافیانش میآورد.
نعمت همیشه خوب نیست
ببینید امام دست روی نکته مهم گذاشته، میگوید خدایا من اگر قرار است جهنم بروم نعمتها به چه درد من میخورند، نعمتها جهنمساز میشوند. یکی از اصولی هست که همه شما باید این را یادداشت کنید یا به ذهن بسپارید که نعمت همیشه خوب نیست، نعمت میتواند فتنه باشد. قرآن هم دارد میگوید: «إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ» بعضی از همسرانتان نعمت هستند ولی دشمن شما است، بچه شما است نعمت است ولی دشمن شما است، با همین بچه جهنم میروی، به خاطر همین بچه خودت را بدبخت میکنی، با همین همسر جهنم میروی، با همین مدرک تحصیلی، شغل، پولدار شدن، همینها مایه خودشیفتگی و خودبرتربینی تو میشود. اینکه دیگر بقیه را آدم حساب نکنی، همیشه از بقیه ایراد بگیری، همه بقیه را ضعیف بدانی، همه بقیه را کوتوله ببینی و خودت را بزرگ ببینی. عبادت هم همینطور است. بسیاری از عبادتهای ما ممکن است ما را جهنمی کند، چون وقتی که عبادت میکنیم حالا یک نفر نماز نمیخواند آن را کوچک میدانیم، یک نفر مثلاً بعضی از مسائل شرعی را رعایت نمیکند فکر میکنیم ما بهشتی هستیم و او جهنمی است، این خیلی خطرناک است. بنابراین نعمت و لطف خدا همیشه به نفع ما نیست، خداوند میفرماید که ما در هر نعمت و لطفمان شما را امتحان میکنیم، مهم این است که انسان از آن امتحان پیروز بیرون بیاید ظرفیت نعمت را داشته باشد، بیجنبه نباشد که تا خدا به او یک نعمت داد پررو بشود و خودش را جهنمی بکند. یا خدا از او یک نعمتی را گرفت، حالا همسرش فوت کرده یا طلاق گرفته، یا بچهاش فوت کرده یا خودش مریض شده یا سرطان گرفته، میبینی که بیجنبه میشود، تا یک بلایی سرش میآید اولین کاری که میکند نماز نمیخواند، با غیب قطع ارتباط میکند. یک ذره مشکلات مالی پیدا میکند، یک ذره ورشکسته میشود، میبینی در خانه شروع میکند بداخلاقی سر زن و بچه و بعد زن و بچه را هم مسخره میکند که این چیه عبادتی که شما میکنید، خدا اگر چیز بود چرا دست من را نگرفت، نمیگوید روشهای من در تولید ثروت غلط بوده باید بروم روشهای درست و حلالش را یاد بگیرم. راههای تولید ثروت را آنطور که در غیب و آسمان برای ما توضیح دادند، احادیثش هست منابع هست، مسیرهای اشتباهی که خیلی از این آدمها دارند میروند همانها را میرود و بعد هم پولش را سرمایهگذاری و جمع میکند و یک کاری راه میاندازد و بعد ورشکست میشود بعد هم شروع میکند به خدا غر و نق را میزند که چرا ورشکست شدم و چرا مشکلات مالی. صدها راه برای تولید ثروت در دین ما گذاشته شده، صدها راه، کدامش را رفتی یاد گرفتی؟ پیش کدام استاد رفتی؟ چند تا کتاب خواندی؟ چند تا اصولش را یاد گرفتی؟ این آدم بیجنبه است نه جنبه نعمت دارد نه جنبه بلا دارد.
درس سیدالشهدا (ع) درباره جهنم
سیدالشهدا دارد به ما یک درسی یاد میدهد، خیلی تکاندهنده است، میگوید خدایا این خواسته من را برآورده کن، هر کاری میخواهی بکنی هر بلایی میخواهی سر من بیاوری من دیگر لاابالی هستم من ناراحت نمیشوم و آن این هست که من جهنم نروم، جهنم را از من بگیر و دور کن. این یعنی چی؟ خدا هم میگوید خب حالا اگر میخواهی جهنم نروی من کمکت میکنم ولی تو هم سمت کارهای جهنمی نرو، نه اعمال و اخلاق و عقاید جهنمی، تو هم از اینها فاصله بگیر. این مشکلی که الان وجود دارد این هست که خیلیها گول این چیزها را میخورند یعنی میگوید حالا پولدار بشویم به هر قیمت، خوشگل بشوم، آرایش کنم، بیرون بروم، تزیین کنم، لباس بپوشم به هر قیمت، این وضعیت جهنمیات میکند، غذا بخورم به هر قیمت، این نمیشود، درس بخوانم، کار کنم، شهرت، مسائل اجتماعی، خب اینها جهنم میشود. و این چیزی است که خیلیها توجه نمیکنند، یعنی همه دنبال این هستند که یک دنیای خوب و آباد داشته باشند و فکر نمیکنند که این دنیای خوب و آباد چه بسا راه بزرگی است و راه بسیار وسیع را برای جهنمی شدن شخص باز میکند.
بلاها همیشه بد نیستند
نعمتها همیشه خوب نیست کما اینکه بلاها همیشه بد نیست؛ شما نگاه کنید الان طرف میگوید من مادرم مریض است خیلی بدبختی است دائم گیر هستیم در این وضعیت با این مادر مریض زمینگیر، بابا مادرت است مثلاً یک کسی اینطور راجع به مادر صحبت کند خدا دنیا و آخرت بدبختش میکند، مادر است پدر است مقامش خیلی عظیم است. میگوید حالا من باید مادرم را پذیرایی کنم، یا مادرشوهر و پدر شوهرم را، پدرشوهر، مادرشوهر، مادرزن، پدرزن حکم پدر و مادر را دارد، مقدس هستند، شخصیت دارند، عظمت دارند، حرمتشان را رعایت کنید. علامه طباطبائی میفرماید که من حاضرم همه ثواب عبادتها و نماز شبهایم را بدم ثواب یک شب مریضداریتون را به من بدهید، یک شب بچهداریتون را به من بدهید. حالا ببینید این مادر بیظرفیت خدا به او بچه داده حالا دوقلو و سه قلو داده، میبینی احساس بدبختی میکند، کار سخت هست یک مادری که دوقلو و سه قلو دارد این اصلاً گناه برایش نمیماند، این آن به آن، لحظه به لحظه به خاطر اذیتهای این بچه، حالا یا مریض میشود، یا خودش اذیت میکند یا گرفتاریهای دیگر دارد، شب نخوابی دارد، این آن به آن دارد درجه میگیرد و بالا میرود. متوجه نیست که این سختی دارد او را تا کجا میبرد، یک سلوک است، میبینی قدر نمیداند، اصلاً یک عده که بچهدار نمیشوند که هم خیانت به خودشان، به بچهشان، به نسلشان، به انسانیت، به بشریت، به امام زمان میکنند بچه کم، بچه کمتر زندگی بهتر، اینها واقعاً خیانت میکنند بعداً هم باید پاسخگو باشند که ما الان راحت هستیم برای چه بچه بیشتر بیاوریم. یعنی به نسل انسانها و شیعه و امام زمان دارند خیانت میکنند، برای راحتی خودشان، چون راحتطلب هستند؛ یک کسی میگوید نه من بچهدار میشوم اذیتش را هم تحمل میکنم، این کسی که میگوید من بچهدار میشوم ۳-۴-۵-۱۴-۲۴-۳۴ این آدم با هر یک بچهای اوج میگیرد، سختی دارد بچه تربیت کردن و بچه بزرگ کردن ولی خب این یک سلوک است یک مسیر است تا بهشت و بالاتر از بهشت، چرا آدم از آن فرار کند؟ یک عده که آنطور هستند، یک عده هم که میروند کلی دوا و درمان میکنند تا خدا به آنها بچه بدهد بعد قدرش را نمیدانند، یکسره این بچه را یا میزنند یا نفرین میکنند یا دائم میگویند ما بدبخت و خُل و دیوانه شدیم، نمیدانند که اذیتهای این بچه چه لطفی در حق این مادر و پدر هست، اذیتهای بچه چقدر میتواند در شبیه شدن انسان به خداوند و اهل بیت کمک کند.
باشگاه زندگی و کمالات انسانی
دقیقاً کسی که از بچهداری فرار میکند، از بچهدار شدن یا از اذیتهای بچه فرار میکند مثل کسی هست که رفته باشگاه پول داده ثبتنام کرده بعد در گود نمیرود، لباس نمیپوشد در گود برود، یا اگر برود میگوید خیلی بد بود، آنجا رفتیم دائم ورزش کردیم و دویدیم و خسته شدیم، چیه باشگاه آنجا جهنم است. باشگاه یعنی اینکه تو آنجا بروی و به خیلی از کمالات برسی، باشگاه آدم ورزش میکند جسم، روان و روحش پاک میشود، باشگاه ورزش که شما میکنید در معنویت شما هم اثر دارد یعنی انسان برای مسائل غیبی و معنوی در ورزش خیلی آمادهتر هست کسی که ورزشکار هست تا کسی که باشگاه نمیرود. یک کسی که ضعفهای معنوی دارد، ضعفهای تمرکزی و حضور قلبی و میلی دارد باشگاه برود، یک ورزش را بگیرد، ورزش خوب و مناسب، نه ورزش بد، یک ورزش خوب و مناسب را انتخاب کند، میبیند که خیلی چیزها در زندگیاش عوض شد، در حافظه، یادگیری، رقابتهای انسانی و معنوی، امید، اعتماد به نفس و در همه چیز این ورزش تأثیر میگذارد. خب این الان باشگاه رفته، خب مربی میگوید لباس بپوش و وسط بیا، بدو یا مثلاً ورزش رزمی است چهار تا در سینه و شکم و دست و سر آدم میزنند و بعد یکی بگوید اینها چقدر بیادب و خشن هستند به ما کتک میزنند از این به بعد نمیخواهم ورزش بروم، این ورزش تو را میسازد، ورزش همه چیز انسان را میسازد. من تعجب میکنم آدمهایی که وضعیت جسمی و استخوانی سالمی دارند و میتوانند ورزش کنند و تمام بیماریها را از بدنشان بیرون کنند و نمیکنند، با تنبلی اینها هر روز مریض هستند. خب این ثواب بچهدار شدن هست یک میدان بزرگ، میبینی که تنبلی میکند و بچهدار نمیشود و از آن استفاده نمیکند. نعمت هست از آن استفاده نمیکند یا از آن فرار میکند. پس دقت کنید نعمت همیشه این دو جنبه را دارد، تمام نعمتهای الهی نار دارند و نور دارند. نارشان این هست که تو بلد نباشی استفاده کنی کفران کنی یا اینکه از آن سوءاستفاده کنی نار میشود، همه چیز زندگی قشنگ است ولی تو از آن استفاده نمیکنی با همین همسر خوب، با همین پولی که خدا به تو برکت داده، با همین بچه خوب، مادر، پدر، پدرشوهر، مادرشوهر، مادرزن، پدرزن، با همینها تو عالیترین درجات را میتوانی طی کنی، برای خودت نعمتش کن و از آن استفاده کن و بالا برو. بعضیها هم عرضه ندارند از بلاها استفاده کنند، حالا که بلا سرت آمده حالا دیگر نق و غر زدن و افسرده شدن و غیبت کردن و تهمت زدن و بیتابی کردن، به ۵۰۰ نفر پیام میدهد که من یک همچین مشکلی الان برای من پیش آمده، همه میفهمند. این کارها چیه، نعمت است خدا به تو داده در قالب بلاست، تغذیهای هست که خدا دارد اختصاصی تو را انجام میدهد تا تو پاک بشوی و اوج بگیری و شبیه خودش بشوی چرا از آن رو برمیگردانی؟! پس این یادمان نرود در بحث استعاذه از جهنم، اگر ما استعاذه نداشته باشیم دنیا خراب میشود و نمیتوانیم از نعمتهایمان استفاده کنیم و لذت ببریم آخرتمان هم خراب میشود.
ویژگیهای صاحبان خرد در قرآن
لذا افرادی که فوقالعاده، ببینید خداوند اینها را صاحبان خرد، آدمهای خاصی در قرآن هستند، میگوید که اینها آدمهای خوش فکر و خوش فهمی هستند که از نظر خرد یک برتریهایی نسبت به دیگران دارند، اینها یکی از لوازم دعاهایشان همیشه این هست که به خدا میگویند خدایا ما را جهنم نبر. این خیلی زیرکی است، امام حسین دارد این فرمول را به ما یاد میدهد، به خدا میگوید خدایا یک چیز از تو میخواهم این را بده هر چه بلا بدهی عیبی ندارد، و آن یک چیز این هست که من را جهنم نبرد، خدا هم رفیق بندهاش است، یکی از اسمهای خدا این هست که خدا هم مهربان است هم رفیق است قبول میکند. خدا اگر واقعاً در دل یک نفر ترس ببیند از جهنم، اصلاً او را جهنم نمیبرد. پیامبر فرمود خدا فقط کسانی را جهنم میبرد که خودشان دوست دارند جهنم بروند، معصیت و گناه میکنند ناراحت هم نیستند، لجبازی هم میکنند با بیحیایی و لجبازی، بله این دیگر خودش دوست دارد جهنم برود، خودش میخواهد جهنم برود. یعنی این گناه و معصیت را نمیشناسد؟ چرا میشناسد ولی لجبازی میکند، خودش تمنا و هوسها و آرزوهای جهنمی دارد. این استعاذه خیلی مهم است. حالا برویم سراغ آیات و روایات استعاذه.
آیات قرآن درباره استعاذه از جهنم
سوره آل عمران این فوقالعاده است ما در اردو هم روی این کار کردیم قبلاً هم زیاد کار کردیم، یعنی من هر چقدر این آیه را میخوانم اصلاً چشمم به این میخورد دلم شاد میشود و خیلی این آیه زیباست ۱۹۱ و ۱۹۲. خداوند تبارک و تعالی در این چند آیه افرادی را ستایش و تحسین میکند «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ» فوقالعاده است، اینها آدمهایی هستند که وقتی راه میروند یاد خدا هستند، یعنی معشوق دارند با معشوقشان حرف میزنند. دیدید یک نفر یک کسی را خیلی دوست دارد عاشقش است حالا مثلاً از او هم دور است با موبایل دارد با او حرف میزند، بعد مینشیند در نشستن با او حرف میزند، خوابیده در رختخواب هم با او حرف میزد. خداوند یک معشوق همراهی هست که دائماً در محضرش هستی، ما این را خیلی جدی بگیریم و به آن فکر کنیم، یکی از تمرینهای ما همین باشد که من الان دارم راه میروم، سر کار میروم، خانه میروم، برمیگردم، در اتوبوس هستم، در هواپیما هستم، در تاکسی هستم، بهترین کسی که انتخاب میکنم کنار من بنشیند کیست؟ خدا را انتخاب میکنم. با خدا حرف بزنم، چرا بروم در این شبکهها بگردم یا بروم حرفهای بیخود بزنم یا اعصاب خودم را خورد کنم، بیایم کنار خدا بنشینم و با هم حرف بزنیم، انتخابش میکنیم یا نه؟ چون آدمها انتخابشان شرافتشان است، نوع درجه شرافت یک آدم به این است که تو در تنهایی یا موقعی که داری راه میروی یا نشستی یا داری در رختخواب میروی دوست داری چه کسی کنارت باشد و با چه کسی حرف بزنی، در خلوت، این خیلی مهم است که چه کسی را برای خلوت انتخاب میکنی این شرافت و قیمت و شخصیت تو را نشان میدهد. میگوید اینها خیلی آدمهای باشخصیتی هستند، هوس و آرزوهایشان هم خیلی بزرگ است، یعنی چه کسی را میآورند در سه حالت ایستاده، نشسته، خوابیده؟ الله را میآورند، اهل بیت (علیهم السّلام) را میآورند، فرشتهها و شهدا و صدیقین را میآورند. «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ» در رختخواب خوابیده آنقدر حرفهای عاشقانه با خدا دارد بزند که نگو، اول از این از او دائماً معذرتخواهی میکند وقتی میخواهد بخوابد، خدایا من امروز گناه کردم، ۱۰۰-۲۰۰ تا استغفر الله دارد، تسبیحات حضرت زهرا دارد. ببین خدا قبولت میکند یک تسبیحات حضرت زهرا در خواب به تو هدیه بدهد یا نه، میبینی میگوید نه یادم رفت، یک آیت الکرسی، چهار قل، بسم الله الرحمن الرحیم، چهار تا صلوات، میبینی سالها میگذرد این اصلاً نمیتواند در رختخواب دو دقیقه با خدا باشد. پس ما چکار کردیم که قلب ما اتصال با غیب برقرار نمیکند؟ بعد دارد میخوابد هزار تا فکر جهنمی با خود دارد، با همه در خواب دعوا دارد، وقتی دارد میخوابد با خودش حتی با خدا و اهل بیت و زن و بچهاش دعوا میکند. حتی اگر کسی هم نباشد واقعاً که دعوا کند در خیالش با خیلیها درگیر است این جهنم است، دارد میسوزد و اصلاً متوجه نیست که خوابش سوختن است، نشستنش سوختن است، قدم زدنش سوختن است، مسافرتش سوختن است. یک کسی میبینی نه آنقدر عرضه دارد که خدا و بهشتیان را میآورد.
تفکر در خلقت آسمانها و زمین
«وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اینها آدمهایی هستند که دائماً هیچ چیز را عادی نمیبینند، یعنی ذهنشان اینطوری هست که به هر چه که نگاه میکنند غیرعادی نگاه میکنند، اینطور نیست که بگوید این که چیزی نیست، همین که میگویید این که چیزی نیست، کور میشوی، خنگ میشوی، آدم یکدفعه احمق میشود، از غیب خودت را محروم میکنی، غیب سراغت آمده. مثل کسی که تلفناش را خاموش میکند، خب چه چیزی را میخواهی ببینی خودت تلفنات را خاموش کردی، برایت پیام نمیآید، خودت ارتباطت را خاموش کردی الان برایت چیزی نمیآید. اینها اینطوری نیستند، اینها وقتی که به یک گربه نگاه میکنند متفکرانه نگاه میکنند، این پشم، مو، چشم، حرکاتش، عادتش، اخلاقش، به یک سگ و گیاه و دانه نگاه میکنند یک پرتقال میخواهد بخورد یک گوجه فرنگی دستش میآید، همین که در دستش میگیرد آدم را میگیرد. حالا در جمع آدم از این فیلمها نباید بازی کند، ولی در خانه که هستی نگاه کن پرتقال چیست، از کجا، این زمین چیه، یعنی چه دانه را میکاری پرتقال در میآید این یعنی چی اصلاً، چطوری این ساخته میشود، چه کسی میسازد، چه کسی طراحی میکند، چه کسی رنگ و مزه و بو را میدهد، چه کسی خواص را تنظیم میکند، همهاش هم با انسان تنظیم شده. این میخواهد برود یک میوه و سبزی بخرد، میبینی که این میوه خریدن و سبزی خریدن، هر سبزی نه فقط سبزی خوردن، این را میگیرد، جعفری، ریحان، خرفه، تره، ترب چیست، این زمین چطوری اینها را بیرون میدهد؟! رنگ به رنگ، زیبا، ۷۰-۸۰ نوع خرما، انگور، سیب، مرکبات مختلف، این داستان چیست؟ انار را چه کسی مینشیند طراحی میکند و بیرون میدهد؟! ما فقط یاد گرفتیم برویم از میوهفروشی بخریم و بخوریم، اصلاً فکر کار نمیکند، اصلاً این خاک چیست؟ خاک بینهایت قیمتش و اثرش از طلا بالاتر است. اینقدر طلا داشته باش در آن دانه بکار اگر در آمد. زندگی میلیاردها انسان را این خاک دارد تأمین میکند. طلا هم در دل این خاک به وجود میآید با همه عناصر، این داستان چیست؟! ماه و خورشید چیست؟ زمین دارد میچرخد با این سرعت در فضا، شب و روز چیست؟ پاییز و بهار و زمستان و تابستان چیست؟ ابر چیست؟ حرکتشان چیست؟ بارششان چیست؟ آب چیست؟ این آب اصلاً آدم را دیوانه میکند، آب چیست؟ کهکشان راه شیری کدام است؟ صد میلیارد ستاره در یک کهکشان چیست؟ یک ذره فکر کنید، بعد یک کهکشان نیست، صدها میلیون کهکشان است، اینها چی هستند؟ کجا میروند؟ چه کسی دارد ادارهشان میکند، چه کسی دارد اینها را میچرخاند؟ مدیرتش با کیست؟ آن هم قرآن میگوید: (قرآن که میگویم یعنی آن که آفریده) «کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ» همهشان نظم ریاضی و چرخش و مدار دارند. قرآن میگوید اینها به هیچ چیز عادی نگاه نمیکنند. یک بچه را نگاه میکند با این بچه تا خدا میرود. این حرف زدنش، راه رفتنش، نگاه کردنش، خندیدنش، گریه کردنش، تعجبش، غذا خوردنش، شیطونیهایش، نفهمیهایش، شیرینکاریهایش، این داستان چیست؟! هیچ کدامش را هم بشر بلد نیست بعد ما همه را عادی گرفتیم یعنی وسط بینهایت مظاهر عجیب هستیم و زندگیمان هم خیلی عادی و بیمزه است. میگوییم یک زندگی یکنواخت دارم، یکنواخت؟! یک ذره فکرت را کار بیانداز ببین تو اصلاً میتوانی یکنواخت زندگی کنی؟ یک ذره عقل کار کند تو اصلاً یک زندگی پر هیجان و شیرین و جذابی که دائماً ذوقزده میشوی، دائماً هیجان زده و حیرت داری، حیرتی که پیامبر میگوید «رب زدنی تحیرا» خدایا حیرت من را بالا ببر. بایست یک ذره به این سیب و پرتقال نگاه کن ببین، شخصیت آدم را میگیرد، آدم را اخذ میکند، حیرت اندر حیرت، یک موز را بردار نگاه کن، این چیست؟ این رنگ چیست؟ این مهندسی چیست؟ چه کسی این را اینطوری چیده؟ درختان و برگها، آدم تکتکشان را میخواهد ببوسد، به هر درخت و گیاهی میرسد میخواهد اینها را بغل کند و ببوسد. بعد بشر مغرور، نادان اینها را میبیند بعد حالا خودش میخواهد یک کاردستی درست کند آن هم با سنگ و با چوب، آن که خدا داده، درست میکند بعد نمایشگاه برایش میزند، من نقاشی کردم، کار چوب کردم، کار فرش کردم، کار منبت کردم، همه بیایید ببینید که من چکار کردم. تویی که این کارها را میکنی که مخلوق خدایی، یک ذره فکر کردی من چه کسی هستم؟ اصلاً من چه کسی هستم که اینطوری هستم؟ من چه کسی هستم که خدا همه چیز را به خاطر من خلق کرده؟ ما دائم ذهن و فکرمان درگیر این هست که یا جمادی یا گیاهی یا حیوانی است، درگیر اینطور چیزها هستیم درس هم که میخواهیم بخوانیم درست درس نمیخوانیم، چون درس و دانشگاه هم که میخوانیم قدر نمیخوانیم از آن نمیخواهیم استفادهای بکنیم که ما را اوج بدهد. زودتر این درس را پاس کنم برود، پایاننامه قلابی و خریدنی، مقالههای دزدی، این درس که نورانیت ندارد. درس خیلی مقدس است، دانشگاه خیلی مقدس است، حوزه خیلی مقدس است، آدم باید از اینها نورانیت کسب کند، چون ذهن و عقلش خوب کار نمیکند نمیتواند از این نعمت عظیمی که دارد استفاده کند. حالا دارد دانشگاه میرود و درس میخواند خوب اوج بگیرد، داری چه میخوانی؟ شیمی میخوانی، ببین خدا در این شیمی برای تو چکار کرده، فیزیک، تاریخ، روانشناسی، جامعهشناسی میخوانی، ظهورات خداوند است. قرآن میگوید این آدمها هیچ وقت هیچ چیزی را عادی نگاه نمیکنند «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ» این حس را دارند، حالا کسی که همیشه با خدا هست به هر چه هم که نگاه میکند ظهورات خداست. لذا اصلاً هیچ چیز در زندگی برای این عادی نیست، دستش زخم میشود، نگاه میکند میبیند خون بند آمد، مگر این پاره نشده پس چرا خون بند آمد؟! بدن شعور دارد، گلبول شعور دارد، میرود راه را میبندد، منعقد میکند، عقد گره است، گره میزند نمیگذارد خون بیاید، چند وقت بعد میبینی که این پوستی که خراب شده بود خودش را ساخت.
هدف خلقت و پناه بردن از آتش
خدا رحمت کند یک دانشمندی را، انیشتین ایشان یک جملهای دارد در اواخر عمرش، میگوید من این همه کار کردم خدمت به بشریت کنم، بشر را یک تکانی بدهم، بشر را به یک آسایشی برسانم ولی نشد و موفق نشدم، الان احساس میکنم همه عمرم را باختم، همه چیز من تلف شد. الان دغدغه من مرگ و آخرت است و دغدغه من این هست که آنطرف چه خبر است، هدف خلقت چیست؟ آن اواخری یک نامهنگاری هم با حضرت آیت الله بروجردی کرد مخفیانه اینجا آمد و یک عکسی هم از او این اواخر لو رفت که خدمت ایشان بود و با ایشان عکس گرفت. میگوید من الان مسأله اساسیام این است، راجع به اینها باید فکر کنم. حالا یک کسی که مؤمن و باهوش و عاقل است در جوانیاش هم اینطوری است، نمیایستد تا پیر شود که این اتفاق برایش بیافتد، این نوجوان هم هست خوب فکر میکند یعنی میفهمد که این سیب و پرتقال و سبزی و غذا و گوشت و مرغ و خروس و گنجشک و کبوتر و ببعی چی هستند، و هزار تا چیز دیگر را نگاه میکند. وقتی نگاه میکند اصلاً نگاه این هیچ وقت عادی نیست و چون عادی نیست دائماً در عبادت و ذکر است، این دائماً در نماز است. الان دارد نماز میخواند، نماز که فقط حالت این نیست، این دائم دارد نماز میخواند، وقتی آن را میخورد دارد نماز میخواند، همین که انگور و سیب را در دهانش میگذارد دارد نماز میخواند. خدا رحمت کند باباطاهر را:
خوشا آنان که اله یارشان بید
که حمد و قل هو اله کارشان بید
اینها دائماً در حمد و قل الله هستند.
خوشا آنان که دائم در نمازند
بهشت جاودان مأوایشان بید
این دائماً در بهشت است، این با یک سیب و گلابی به بهشت میرود، این یک گل را نگاه میکند میگوید این چیه، آنجا چه خبر است، چه چیز در انتظار ماست؟ یک جوی و آب را نگاه میکند، یک شُرشُر آب او را تا بهشت میبرد، یک آبشار نگاه میکند آنقدر با این آبشار حس پیدا میکند تمام گناهانش میریزد، همین به آبشار و دریا و رودخانه نگاه میکند تمام گناهانش میریزد با این آب و ماهی اوج میگیرد، دائم در نماز است. «یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» میآید این آسمان و زمین را نگاه میکند، چکار میکند؟ «رَبَّنا» چه کلمهای، پروردگار ما، یعنی حواسش هست پرورنده دارد همه موجودات، خودش پرورنده دارد، تمام مخلوقات پرورنده دارد، رب که ما میگوییم یا در فارسی میگوییم پروردگار، یعنی مالک مدبر، مالکی که دارد تدبیر میکند. اتمها را چه کسی دارد تدبیر میکند؟ الکترونها، پروتونها، نوترونها، بیا پایین کوارکها، برو بالا سلولها، ملکولها، چهار هزار اتم در یک مولکول با چینش ریاضی و مهندسی خاص، چه کسی دارد اینها را انجام میدهد؟ چه کسی دارد اینها را مدیریت میکند؟ «ان الله» اصلاً آدم میلرزد وقتی این را میخواند، شنیدنش آدم را مست میکند، گفتنش هم همینطور «إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى» خدا شکافنده دانهها و هستههاست. این هسته چطوری میشکافد؟ این گل چطوری در میآید؟ این کرم چطوری پروانه میشود پروانه به آن قشنگی؟ پروانه چیست؟ کرم ابریشم چیست؟ ابریشم چیست؟ این وقتی اینها را میفهمد، میفهمد که یک حکمت پشت کار است، خدا صمد است، بینیاز از این کارهاست، بینیاز از خلقت است، پس برای چه خلق کرده؟ «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً» خدایا تو بیهوده که اینها را خلق نکردی، میفهمی که هدفدار است، بعد هم خود خدا در قرآن گفته اینها برای توست، پس من چه دارم سر راهم؟ چه آیندهای دارم؟ من هدف خلقت دارم. بعد این همینطور در هدف خلقت خودش از دنیا خارج میشود، در برزخ و قیامت میرود بعد بهشت و جهنم را میبیند، عاشق بهشت میبیند، جهنم را میبیند میترسد، بعد قرآن میگوید در این تفکر هست که میگوید: «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ» تو منزهی از اینکه بیهوده خلق کنی، همه چیز تو حکیمانه است و دلیل دارد، حالا من این را میفهمم یا نمیفهمم؟ «سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ» ببین از آن تفکر تا کجا آمد، آمد رفت آخرت، بهشت و جهنم همه را میبیند، آن شیفتگی نسبت به بهشت را پیدا میکند آن ترس را هم نسبت به جهنم دارد، بهشتش که سر جای خودش. «فقنا» فاء دارد، میگوید بیهوده خلق نکردی پس من را جهنم نبر، این فاء خیلی حرف دارد، یعنی از اینکه آن بیهوده نیست میفهمد که هدف خلقت دارد و میفهمد که نباید جهنم برود، میفهمد که اگر تفکر نکند، اگر یاد خدا نکند، اگر هدف خلقت را نشناسد، اگر نگاهش به همه اشیاء عادی باشد جهنمی میشود. چون مثل گاو و گوسفند میشویم، آنها هم همینطور هستند، گاو و گوسفندها باز خیلی بهتر هستند، چون قرآن میگوید این گاو و گوسفند شبانهروز نماز دارند «کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ» نماز و تسبیح دارند آگاهانه هم هست. در اردوی امسال ۵۰ تا تسبیح از ۵۰ نوع حیوان را گفتیم، تسبیح تکتک این حیوانات را گفتیم از وجود مقدس سیدالشهدا (علیه السّلام)، تسبیح دارند. این همینطوری همین موز، سیب، انگور، شلیل، هلو، گیلاس میخورد، اصلاً یک بار فکر نمیکند که این گیلاس چیست که من دارم آن را میخورم. این گیلاس با آن رنگهایش، آن زرد و سرخابی که در صورت این گیلاس زده از آدم دل میبرد، آن رنگ زرشکی که زده، اصلاً زرشک خودش چیست؟ این هیچی را عادی نگاه نمیکند، اگر آدم بخواهد عادی نگاه کند مثل گاو و گوسفند میشود فقط بلد است بخورد، گوشت، مرغ، سالاد، کاهو میخورد اصلاً فکر نمیکند، گوجه و هویج میخورد. اصلاً فکر نمیکند که اینها چیه و خدا چرا برای من این تشریفات را راه انداخته؟ «فَقِنا عَذابَ النَّارِ» استعاذه، پناه به خدا میبرد از جهنم. این گوجه را میبیند هم بهشتش را میبیند هم جهنمش را، این پرتقال و انگور را میبیند همه مسیر را طی میکند. با دیدن هر چیزی میگوید خدایا تو یک باطن بینهایت زیباتر از همه آن چیزهایی که ما داریم میبینیم آفریدی، میگوید من دنیا را با یک درصد رحمتم خلق کردم، آخرت ۹۹% رحمت، ببنید آنجا چه خبر است، ببینیم چه خبر است. دل درگیر میشود، این آدم دیگر با زن و بچهاش مشکل پیدا نمیکند، این دیگر با خانواده همسرش خاله خالهبازی راه نمیاندازد دعوا و کینه راه نمیاندازد، این آدم با صاحبکار و همکارش دیگر مشکل اخلاقی پیدا نمیکند، آنهایی که دچار جهنم میشود چون دچار خودفراموشی میشوند. این آدم به شدت شیفته بهشت و بالاتر از بهشت است و به شدت از جهنم میترسد. «فَقِنا عَذابَ النَّارِ» میخواستم چیزهای دیگر راجع به این آیه بگویم که دیگر بماند.
دعاهای قرآنی برای دوری از عذاب جهنم
آیه بعدی سوره فرقان آیه ۶۵: «وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً» این آیات را بروید بخوانید، انشاءالله همین برگه تفسیری که به شما دادیم که ۵۰ آیه در روز بخوانید دعای تفسیر، این دعای تفسیر را بگذارید اینها را نگاه کنید، ببینید این آیه قبل و بعدش چیست، تفسیرش را نگاه کنید، این یک عبادت بزرگ است این یک کار مطالعاتی قشنگ است. باز نگاه کنید خداوند یک عدهای را دارد در قرآن تحسین میکند، میفرماید که اینها آدمهایی هستند که «یَقُولُونَ» میگویند، یعنی تمام وجودشان اعتقاد دارند و به زبان میآورند «یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ» خدایا عذاب جهنم را از ما برگردان، برگردان یعنی چی؟ یعنی ما گناه میکنیم جهنم هم همراه ما هست، تو برگردان. «رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً» خدایا عذاب جهنم رفتنی نیست سخت است کوبنده است، تلخ است، دردناک است، خدایا این اینطوری است ما هم که ظرفیت و تحمل نداریم عذاب جهنم را از ما برگردان. باز دقت کنید «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ» باز در مؤمنهای عاقل و خاص میگوید بعضیها هستند که فقط از خدا دنیا را میخواهند، امام رضا هم که میرود اصلاً نه خود امام رضا را میخواهد نه آخرت را. قربانت بروم امام رضا من الان زن میخواهم، شوهر میخواهم، مشکل مالی دارم، پول میخواهم، قبولی کنکور میخواهم، شفا میخواهم، این دائم همین است دنیا، «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ» این اصلاً از آخرت سهمی ندارد، این هر چه بخواهد دنیا میخواهد. ولی بعد میگوید «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً» خدایا من دنیا حسنه میخواهم آخرت هم حسنه میخواهم. خدا رحمت کند امام (رحمه الله) را میگوید حسنه خود خداست، آنهایی که زیرک هستند میگویند خدایا در دنیا خودت را بده آخرت هم خودت را بده، چه حسنهای بالاتر از خود خدا، خودت را بده. حالا بعضیها نه این سلیقه را ندارند حسنه میخواهند، حسنههای دنیایی و آخرتی، خدایا در دنیا به ما حسنه بده آخرت هم حسنه بده، اما چه چیزی را نمیخواهیم؟ «وَ قِنا عَذابَ النَّارِ» همین که در نماز و در قنوت همیشه مشهور است همه هم یاد میگیرند بیشتر این را میخوانند «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ» چقدر هم قشنگ است. این هم سوره بقره بود آیه ۲۰۱، یک آیه دیگر هم هست برای شما بخوانم، سوره آل عمران آیه ۱۶، احادیثش برای جلسه بعد بماند. اینها را حتماً در قرآن نگاه کنید «الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ» اینهایی که به خدا میگویند خدایا ما ایمان آوردیم، قبولت داریم، دلمان با تو محکم است، شک و تردیدی نداریم. «رَبَّنا» پروردگار ما، مالک مدبر ما، ما ایمان آوردیم، دلمان با تو امنیت دارد، قبولت کردیم، تردید و شکی نمیتواند بیاید این را از ما بگیرد، «آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا» ایمان جزء مطهرات است، اسلام جزء مطهرات است، ایمان بالاتر است، قدرت تطهیر ایمان بالاتر است. مؤمن دائماً چون مؤمن است دائماً در حال پاک شدن است خود ایمانش پاکش میکند، خود ایمانش او را بالا میبرد، خود ایمان دارد کار میکند «فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا» خدایا از گناهان ما بگذر، غیر از عفو است، میگوید «فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا» مغفرت، گناهان ما را مشمول مغفرتت کن. مشمول مغفرت یعنی چی؟ قبلاً صدها بار توضیح دادم، مغفرت یعنی اینکه خدایا گناه را از بین ببر، آثارش هم از بین ببر، یکطوری که اصلاً ما گناه نکردیم، اینطوری با ما رفتار کن «وَ قِنا عَذابَ النَّارِ» خدایا ما را از عذاب آتش نگه دار. دعا را ما باید همیشه بخوانیم. حالا بحثهای رواییاش را برای جلسه بعد میگذاریم انشاءالله اگر عمری بود بحثهای رواییاش را خواهیم خواند. جلسه بعد را میخواستیم که در مورد جامعه کبیره صحبت کنیم، من چون پروازم تأخیر داشت و دیر رسیدم، نرفتم که فیشم را بردارم برای همین ساعت بعدی را اختصاص میدهیم به بهشت، در مورد بحث بهشت بحثمان را ادامه میدهیم.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.