انسان‌شناسی در آیینه صحیفه سجادیه – جلسه 029

متن کامل جلسه

سلام علیکم و رحمه الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها صلوات بلند ختم بفرمایید.

امروز ان‌شاءالله فقره سوم از دعای هشتم را می‌خوانیم که درباره یک بیماری فوق‌العاده خطرناک است و آن حسادت و غلبه حسد است.

ماهیت دنیا و رقابت در آن

خداوند تبارک و تعالی ماهیت دنیا را باشگاهی خلق کرده؛ یعنی انسان‌ها در فضای رقابت و تمرین قرار دارند. در فضای تمرینی آدم می‌خواهد خودش را قوی کند، اصلاً کاری با بقیه ندارد. می‌آید که قوی بشود، می‌آید شبیه مربی بشود، می‌آید تمرین بکند، شبیه ربش بشود. چون اساساً ما برای شباهت به ربمان آفریده شدیم. خدا می‌گوید وقتی می‌گوید من مربی هستم، یعنی شبیه من. اصلاً تا خدا کلمه «رب» را به کار می‌برد، هدف خلقت کاملاً روشن می‌شود. من برای چه آمدم به این دنیا؟ برای چه آفریده شدم؟ این را کاملاً می‌فهمم.

آدم‌ها هم حریف تمرینی ما هستند، دشمن ما نیستند. می‌آیند که کمک بکنند به اینکه نقاط قوت و ضعفمان شناسایی بشود. کنار ما هستند. هم شیطان کمکی هست برای ما و لازم است وسوسه‌هایش. برای همین خدا هر کس که عزیزتر است، شیاطین را بیشتر به جانش می‌اندازد، چون بیشتر بتوانند قوی‌اش بکنند. «وَ کَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ» ما خودمان برای هر پیغمبری دشمن گذاشتیم، چه دشمن‌های انسی و هم دشمن‌های جنی، یعنی همان شیاطین، شیاطین انسی و جنی.

شیطان لازم است برای ما. شیطان مثل دستگاهی است که شما در باشگاه دارید یا حریف‌های تمرینی که با شما تمرین می‌کنند، در مقابل شما می‌ایستند، می‌خواهند شما را بزنند، حمله می‌کنند به شما، با شما کشتی می‌گیرند تا شما قوی بشوید. اگر شما در باشگاه حریف تمرینی نداشته باشید، چه جوری می‌توانید قوی شوید؟ یک باشگاه فوتبال مثلاً باشد، همه یک توپ بدهند دستشان، بگویند خودتان بروید هی شوت بزنید، فایده ندارد. باید مربی بیاید، یک تیم ۲۲ نفره می‌گذارد، دو تا ۱۱ نفرش می‌کند، می‌گوید حالا در مقابل هم بایستید، با هم مسابقه بدهید تا بازیگر تقویت بکنید، نقاط قوت و ضعفتان شناسایی بشود. پس آدم‌ها و شیاطین حریف تمرینی ما هستند و خیر ما هستند که در مقابل ما هستند.

درجات انسان‌ها و رقابت در کمالات

از طرفی ما برای مقاماتی آفریده شدیم که مشخص است آن مقامات، یعنی درجه‌ها کاملاً تعیین شده است، اسم دارد، درجه دارد، مشخصات دارد. مثل درجات ورزش‌های رزمی، مثلاً فرض بفرمایید که اول کمربندتان سفید است، بعد یک خط زرد می‌دهند، بعد از یک مدت دو تا خط می‌دهند، بعد از آن سه خط می‌دهند، بعد عوض می‌شود، خود کمربندتان زرد می‌شود، بعد یواش یواش رنگ‌ها تیره‌تر می‌شود تا می‌رسد به سیاه. به سیاه که رسید، تازه درجه یک سیاه، دو سیاه، سه سیاه، یک دان، دو دان، سه دان، می‌روید بالا.

پس ببینید درجات انسان‌ها مشخص است. برای همین خداوند در قرآن برای مقامات انسان اسم‌های مختلف می‌گذارد. مؤمنین می‌گذارد، صابرین می‌گذارد، شاکرین می‌گذارد، عابدین می‌گذارد، اسم دارد، اسم مختلف. بنابراین توی این حرکت، انسان‌ها باید رقابت داشته باشند. لذا خداوند با لطف خودش ما را دعوت کرده است که برویم پیشش. اصلاً پیام «سارعوا» بیایید پیش من، یک پیام عاشقانه است، زود بیا پیشم. معشوق ما را صدا می‌کند که زود بیایید پیشم، هم بیایید مغفرت کنم شما را، هر چه گذشته دارید جبران کنم برایتان، هم ببرمتان توی بهشتی که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است. پیام عاشقانه است، قشنگ است.

«سَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ» با سرعت بیایید به سمت مغفرتی از سمت رب خودتان، مربی‌تان، و بهشتی که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است. آن‌قدر این پیام شیرین، جذاب و شادی‌آور است و انسان واقعاً با این آیه، همه غم‌های دنیا از دلش می‌رود که خدا ما را به چه دعوت کرده است؟ یک: بیایید همه گناهانتان را جبران می‌کنم. دو: بیایید ببرمتان توی بهشتی که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است.

تفاوت غبطه و حسادت

برای اینجا داشته باشید، وقتی می‌خواهیم سرعت بگیریم، خب ما در سرعت «سابقوا» سبقت بگیرید از همدیگر، یک داستان رقابتی ایجاد می‌شود. من باید سریع خودم را برسانم به آدم حسابی‌ها، به آدم خوب‌ها. سریع خودم را برسانم به مربی خودم، صفات مربی‌ام را یاد بگیرم، زود خودم را شبیه مربی‌ام کنم، با کس دیگری کار ندارم، با بابام چه جوری است، مادرم، همسرم، باجناق، نمی‌دانم دوستم.

توی این مرحله شیطان می‌آید مسئله را برعکس می‌کند. تو به جای اینکه خدایت را ببینی، مربی را ببینی، انبیا را ببینی، اولیا را ببینی که قرار است شبیه به آن‌ها بشوی، رقابت تو به جای بحث در حیطه انسانی، تو رقابت بخش‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی، یعنی می‌روی تو سمت رقابت شیطانی دیگر که من باید درسم از فلانی بالاتر باشد، دانشگاه ما باید بالاتر باشد، مدرسه من، نمره، نمی‌دانم مقام ما، ریاست ما، قیمت ما، قد و قواره ما، قیافه، نمی‌دانم مسابقات تو این قسمت‌ها هستش و این تغییر مسیری است که شروع می‌شود.

حسادت اینجا می‌آید سراغ انسان. شما وقتی که در بخش انسانی با هم مسابقه می‌دهید، غبطه خیلی خوب است، یعنی این حس مقایسه خیلی قشنگ است، خدا گذاشته. خودت را با بقیه مقایسه کن، اما تو بخش کمالات. بخش کمالات غبطه هم یعنی همین. غبطه یعنی که من کاشکی من هم مثل این بشوم. ببینیمش فلانی چقدر رشد کرده، کاشکی من هم مثل این بشوم.

تو حسادت شما می‌افتی تو جهنم کمالات چهارگانه و بعد می‌گوید ای کاش نداشته باشد. چشم دیدن طرف مقابل را تو نداری، چشم دیدن نعمت‌های چهارگانه یا حتی نعمت‌های پنج‌گانه، نعمت‌های معنوی دیگران را نداریم. چشم دیدن قرب دیگران را نداری، مثل قابیل که چشم دیدن قرب برادرش هابیل را نداشت. حسادت از اینجا شروع شد دیگر. اولین در واقع چند تا گناه بود که این چند تا گناه اولیه که حسادت بود که حسادت کرد به برادرش، برادرش را کشت.

حسادت بیماری خیلی وحشتناک و یک توهم است. چون انسانی که خودش را می‌شناسد، دیگر اصلاً امکان ندارد به کسی حسادت بکند. محال است کسی که خودش را می‌شناسد، حسادت بکند به دیگران. حالا چرا را توضیح می‌دهم. غبطه می‌خورد، غبطه خیلی خوب است. تو رقابت‌های خوب، کمالات خوب، آدم غبطه می‌خورد، می‌گوید کاش من هم مثل فلانی باشم. پس من تلاش می‌کنم، من هم سعی می‌کنم خودم را برسانم به این کمال، بدون اینکه بخواهم طرف مقابل قربش از قدرتش، از کمالش، از نعمتش حذف بشود. کاری با او ندارم، خودم می‌خواهم شبیه بشوم، خودم می‌خواهم جلو بزنم، اما نمی‌خواهم که با کسی کاری ندارم.

تأثیر شیطان بر خودشناسی و رقابت‌های کاذب

ولی شیطان می‌آید چه کار می‌کند؟ شیطان می‌آید جلوی خودشناسی را می‌گیرد، یعنی انسان نگاه غلط مردانه به خودش پیدا می‌کند. یعنی خودش را به جای اینکه یک انسان ببیند و زمینه رقابت و غبطه، غبطه حرکت بکند، می‌آید چه کار می‌کند؟ آن نگاه فطری انسان‌شناسی را از شما می‌گیرد، یک نگاه قلابی به تو می‌دهد از خودت. تو دیگر به شکل انسان، خودت را به شکل خانم و آقایی می‌بینی که تو دنیا هستی، نظام دنیایی را فقط هستش. تمام مسابقه‌ها، نگاه‌ها، مقایسه‌ها می‌افتد تو این مسیر. اصلاً ابدیت یاد آدم می‌رود. کمالات حقیقی از یاد آدم می‌رود. مسابقه و رقابت می‌رود تو کمالاتی که قلابی است، هیچ کدام حقیقی نیست.

یعنی شما حتی بهترین هم که برنده بشوی، اصلاً بشو پادشاه، بشو عالی‌ترین مقام علمی، بشو نمی‌دانم عالی‌ترین درجه نظامی، ثروتمندترین آدم، باز رشد انسانی نکردی، اصلاً به درد آخرت نمی‌خورد. ضرر هم کردی تازه، چون هر چه رشدت بیشتر بشود، بدون رشد انسانی که باختی، عقب‌گرد می‌کند. این نکته را خواهش می‌کنم عزیزان دقت کنند. ما بدون رشد انسانی تو چهار تا این درجه پایینی هر چقدر رشد بکنیم، در واقع از خدا به ضررمان است. رشد یعنی حجاب می‌شود، عذاب‌هایمان زیاد می‌شود، معطلی تو برزخ، تو قیامت، تو آخرت بیشتر می‌شود.

یعنی دو نفر که خیلی گناهکارند، گناهشان اندازه هم است، دو نفر گناهکار، مشرک، گناهکار روز قیامت، کدامشان زودتر نجات ممکن است پیدا بکنند؟ آنی که این چهار تا را کمتر داشته، یعنی ثروت کمتر، نعمت‌های جمادی کمتر، نعمت‌های گیاهی، حیوانی کمتر، سواد کمتر. آن زودتر نجات پیدا می‌کند. ولی کسی که این چهار تا را داشته باشد بدون بخش پنجم، این چهار تا دائماً او را از الله دور می‌کنند، از بهشت دور می‌کنند، یک جهنمی می‌شود برایش، قبر می‌شود برای شخص، شخص را دفع و نابود می‌کند.

گیاه‌های گوشتخوار جنگل، گیاه‌هایی هست تو جنگل گوشتخوارند. شما حواست نیست این جوری پایت را می‌گذاری روش، بسته می‌شود، این جوری بسته می‌شود، می‌گیرد آدم را، مثل هشت‌پا که آدم را می‌گیرد. اینجا بسته بشود، آدم را می‌گیرد و بعد آدم را می‌خورد، حذف می‌کند. کمالات چهارگانه پایینی بدون کمال انسانی حذف می‌کند، می‌خورد و نابود می‌کند. هم حرص دنیا را می‌خورد، هم حقارت‌های دنیا، هم غم‌های دنیا، هم آخرت را دارد، هم دنیایش نابود می‌شود، هم آخرتش. حسادت اینجا می‌آید سراغ آدم که بدبخت می‌کند انسان را.

شادی از موفقیت دیگران و پاداش الهی

اما توی حیات انسانی، انسان هر چقدر می‌بیند بقیه رشد بیشتری دارند تو این چهار تا، خوشحال‌تر است. مثلاً داداشش پولدارتر است، سوادش بیشتر است، وضع مالیش خوب‌تر است، این خوشحال‌تر می‌شود. مثلاً موفقیت‌های علمیش بیشتر است، عبادتش بیشتر است، کارهای خیر بیشتری می‌کند، هیئت دارد، مؤسسه دارد، حسینیه دارد، مثلاً تو اربعین کارهای بزرگ می‌کند. این نمی‌تواند انجام بدهد، مثلاً مریض است یا همچون امکاناتی ندارد، ولی چون زیرک است، انسان است، می‌گوید خدا چقدر خوب است داداش من این جوری است. چقدر خوب است مردم این‌قدر موفقند. این تا می‌گوید خدایا چقدر خوب است این‌ها می‌توانند بروند عبادت کنند، چقدر خوب است این‌ها می‌توانند بروند حج، حسادتی. چقدر خوب است که کار علمی دارم می‌کنم، مدارس دارم، همه کارهای خوب و مفید تو جامعه هستش. به هر کس که این خوشحال می‌شود، خدا می‌گوید به فرشته‌ها ثواب عمل فلانی که گفت خوش به حالش، تو نامه اعمال این را بنویسید. مفت مفت. مفت مفت.

یعنی همین با خوشدلی، با نیت، آدم سهیم می‌شود در نامه اعمال سال‌های زیادی. همین نیت، همین خوشحالی. می‌بیند مثلاً پسرش از خودش موفق‌تر است، زنش از خودش موفق‌تر است، دخترش از خودش موفق‌تر است، داداشش از خودش موفق‌تر است، دوستش از خودش موفق‌تر است، کیف می‌کند. این ورزشکارها را دیدید وقتی می‌آیند، مثل خود شماها، امروز من دیدم یک صحنه این قهرمان‌های ورزشی تیم ایران تو المپیک، حتی قهرمان‌هایی که خودشان شکست خورده بودند، حذف شده بودند یا مدال‌های پایین گرفته بودند، اما وقتی دیدند هم‌تیمی‌شان مدال طلا گرفت، همگی بلند شدند دست زدند، خوشحال بودند که هم‌تیمی‌مان بالاخره برد.

این خیلی خوب است. انسانی که قاعده «هو انت» را رعایت می‌کند، یعنی دیگران من بالاتر، «هو رسول الله» را ما رعایت می‌کند و «هو الله». چرا قبلاً توضیح دادیم برایتان. وقتی کسی این سه تا قاعده را باور کرده و معرفت دارد بهش، نه که می‌داند ها، بگوید آره کلاس آقای شجاعی توضیح داده، بلدم. بلدم به درد نمی‌خورد. نه، باورش دارم. یعنی در برخورد با آدم‌ها می‌فهمم «انت هو رسول الله و هو الله». این آدم در نامه عمل همه بندگان خدا سهیم است.

روز قیامت می‌شود، می‌بیند که میلیون‌ها حج ریختند تو نامه عملش. چقدر کار خیر ریختند برایت، چقدر ثواب، چقدر هیئت، چقدر عزاداری، چقدر راهپیمایی، چقدر جهاد، چقدر شهادت. او این‌قدر ریختند تو نامه عملش که نگو. چرا؟ چون این عبادت‌های این‌ها را با چی جذب کرده؟ با قلبش. حسادت نداشت، می‌گفت خوش به حال فلانی. باریکلا، خوش به حال خواهرم قبول شد. مگر قبول نشدم؟ خدا را شکر که او قبول شد. الحمدلله. اگر من الان غصه دارم، خوشحالم فلانی شادی دارد. خدا را شکر فلانی الان عملش موفقیت‌آمیز بود، نجات پیدا کرد.

یعنی مصائب دیگران تو «هو انت» مصیبت تو هم هست. وقتی که خوشحالی یک نفر آن مصیبت را ندارد، عافیت دارد. از عافیت دیگران و موفقیت دیگران لذت می‌بری. آن یکی با تو یکی می‌شود. «هو انت» یعنی برای همین وقتی که راضی به کار او می‌شوی، با او یکی می‌شود، اتحاد نفست برقرار می‌کند. این‌ها مباحث کارشناسی خیلی مهمی است. با او اتحاد برقرار می‌کنی. لذا علی علیه السلام قاعده را چه جوری بیان می‌کند؟ «الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِیهِمْ مَعَهُمْ» هر کس راضی به کار دیگری باشد، مثل این است که داخل آن‌ها بوده و با آن‌ها همراه باشد.

حسادت، حماقت محض

الان داری سوار ماشین شده تو خیابان دارد می‌رود. یک گروهی مثلاً موکب زدند، دارند چایی می‌دهند، غذا می‌دهند. بیا آخی باریکلا، خوش به حال این‌ها. ای کاش من هم پولی داشتم، وضع مالی خوبی داشتم، من هم یک کمکی می‌کردم به چایی دادن این‌ها، به غذا دادن این‌ها. تمام شد. برای خدا همین خوب است. قلبت را می‌خواهد خدا. می‌گوید تو تو کار این‌ها مشارکت کردی، راضی بودی، همین را بهت می‌نویسم تو نامه عملت. تمام شد.

خانم الان حجاب دارد، بعد می‌رود می‌بیند چقدر خانم بی‌حجاب دارند، می‌گوید خوش به حال این‌ها. اگر من هم یک شوهر مؤمن نداشتم و سخت‌گیر نداشتم، بابام این‌قدر حزب‌اللهی و سخت‌گیر نبود، الان من هم بی‌حجاب می‌شدم. من هم الان بی‌حجاب می‌شدم، ولی چه کار کنم شوهرم نمی‌گذارد. فامیلمان نمی‌گذارد. الان ما تو شهر قمیم، نمی‌شود. کاشکی الان ما تو دبی بودیم، کاشکی کیش بودیم، کاشکی ترکیه بودیم، آن وقت من خودم می‌دانستم چه کار کنم. از شر این لباس‌ها راحت می‌شدم. تمام است. روز قیامت این بی‌حجاب محشور می‌شود.

بیا حالا ما مجبوریم نماز بخوانیم دیگر. بالاخره چه کار کنیم؟ شوهرم اگر من نخوانم، بابام نخوانم، پدرم را در می‌آورد دیگر. الان دیگر یک عمر ما این جوری فیلم بازی کردیم برای بقیه. می‌خوانیم دیگر. ولش کن مسجد را می‌رویم، عیبی ندارد. نماز را می‌خوانیم، ولی خوش به حال بی‌نماز. همین که گفتی، تمام شد. با او اتحاد برقرار می‌کند. روز قیامت شخص بی‌نماز محشور می‌شود، با اینکه همه عمرش هم نماز خوانده است. پس تو قلبت هر جا هست، همان است.

در حسادت انسان حماقت محض دارد. احمق‌ترین آدم‌ها حسادت می‌کنند به دیگران. اگر وقتی موفقیت یک نفر را می‌بینی، تحریک می‌شوی. یک نفر از تو پیش بابات عزیزتر است، خواهرت را بیشتر دوست دارد، برادرت را بیشتر دوست دارد. به جای اینکه خوشحال‌تر باشی که تو خانه‌تان عشق زیاد است، حسادت می‌کنی. تو حسادت در محبت، در روایت داریم کسی که می‌تواند حسادت را از قلب خودش بکند، پیش آن کسی که دوست دارد عزیز باشد، بی‌نهایت عزیز می‌شود.

الان چند تا بچه را در نظر بگیرید پیش پدرشان. بچه یکی از بچه‌ها حسادت می‌کند به بقیه بچه‌ها. این یواش یواش از چشم پدر و مادر دور می‌شود. ولی یک بچه می‌بینی اصلاً حسود نیست. اصلاً حسود نیست. پیش پدر و مادر این خیلی عزیز می‌شود. ما حماقتمان این است با حسادت می‌خواهیم یک نفر را به خودمان جلب کنیم و متنفر می‌شود از ما. قانون خداست، یعنی خدا نمی‌گذارد که او تو را دوست داشته باشد. خود به خود منفور می‌شوی. خود به خود منفور می‌شود.

برای کسی که حسود است، تلاش می‌کند دیگران را حذف بکند. نمی‌فهمد که دارد روی شاخه‌ای نشسته که دارد آن شاخه را خودش اره می‌کند. ادامه می‌دهد، ولی بقا ندارد. حسادت در محبت، حسادت در نعمت، حسادت در تحصیلات، حسادت در عبادت، هر چه. احمقانه‌ترین کار حسادت است. حسادت هم دنیا را خراب می‌کند، هم آخرت. و عاقلانه‌ترین کار این است انسان لذت ببرد از نعمت دیگران، موفقیت دیگران. کیف بکند. آن موقع زندگی خودش هم شیرین می‌شود.

الان یک خواهری حسادت می‌کند به خواهر کوچکترش، می‌گوید تو حق نداری تا من شوهر نکردم، شوهر کنی ها. به برادر نگرفتم که تو وایسی. هر وقت من ازدواج کردم، تو ازدواج کنی. راه خواهر کوچکتر و برادر کوچکتر را می‌بندد، رزق خودش هم بسته می‌شود. آیا خواهر داریم؟ نه، این‌قدر مهربان است، این‌قدر خوش‌قلب است. خواستگار که می‌آید برای خواهر کوچکتر، برادر بزرگتر، کوچکتر که می‌خواهد برود زن بگیرد، مثل یک پدر، مثل یک مادر می‌ایستد، پشتیبانی می‌کند. بخت خودش باز می‌شود.

الان بچه‌دار نمی‌شود، ولی خواهرش بچه‌دار شده. کیف می‌کند، خوشحال است خواهرش بچه‌دار شده. همین خوشحالی به آن بچه می‌دهد. همان خوشحالی رزق این را باز می‌کند. روح این جوری است دیگر. روح تمام شئونات انسان را تغییر می‌دهد وقتی قوی می‌شود. وقتی مقایسه و مسابقه می‌افتی تو نعمت‌های دنیایی، امورات دنیوی، جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، کاملاً محروم می‌شوی. یعنی از چشم آسمان و از چشم انسان‌ها می‌افتی.

حسادت، زندان روح

یک قاعده است. قواعدش را یواش یواش برایتان می‌گویم، چون خیال ندارم بحث حسادت بکنم. خیلی برایتان، چون کارگاهش را کردیم، انجام دادیم. بروید حتماً کارگاهش را بگیرید روی مباحث روی میز بگیرید یا از روی سایت بردارند عزیزان. دیگر ما کارگاهش را گذراندیم. این‌ها را دیگر نمی‌خواهیم دوباره درس‌ها را تکرار بکنیم. آن‌هایی که علاقه‌مند هستند بروند روی آن قضیه. ولی بالاخره این‌قدر این مهم است که حضرت بگوید خدایا من پناه می‌برم به تو از اینکه حسادت بیاید غلبه کند و قلب من را بگیرد. چون حسادت اگر غلبه کند روی قلب یک نفر، روحش را فلج می‌کند و نابود می‌کند. بگذار برایتان بخوانم، یک صلوات ختم بفرمایید.

«الحسد حبس الروح» ببین بابامان امیرالمؤمنین. یک صلوات عاشقانه محضرشان بفرستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. کی می‌تواند این جوری حرف بزند؟ کی می‌تواند این جوری حرف بزند؟ سه تا کلمه می‌گوید، هزاران دانشمند باید بنشینند برایش مقاله بنویسند، از تویش علم در بیاورند با سه تا کلمه. «الحسد حبس الروح» یعنی زندان می‌شوی. حسادت آمد سراغت، دقیقاً روحت انگار جسدت را بردند توی زندان. تو اوج نعمت، برخورداری، محبوبیت، زندانی.

حسادت یک کار بسیار احمقانه است. مثل انسان خودش برود یک جا توی زندان، خودش برود توی چاه. «حبس الروح» این روح دیگر زندانی است. رشد نمی‌تواند بکند. درد دارد، تنهایی دارد، می‌پیچد به خودش تا نابود بشود. راهنمایی کند. «الحسد حبس الروح» روحت حبس می‌شود. تو هیچ کاری، کار خوب، کار خیر، کار عبادت، تو این پنج تا کار به هیچ کس حسادت نکنید. اگر کسی موفق‌تر است، خوشحال باش، کمکش کن، رقابت باهاش نکن. من باید از او بالاتر باشم، من باید روی دست او بزنم. همین که می‌آید تو ذهنت، از ثوابی که او دارد انجام می‌دهد، خودت را محروم می‌کنی.

بابا چرا این‌قدر حسادت می‌کنی؟ بگو خدا را شکر. او دارد کارها را انجام می‌دهد، خیلی عالی است. هر چه او کار دارد، فلانی می‌کند، ثوابش را می‌نویسم تو نامه عمل تو. مفت مفت. ثواب تو، ثواب عمل هزاران نفر سهیم می‌شود. مفت مفت. هیچ کاری هم نکردیم. فقط با قلبت که حسادت نکردی، خوشحال شدی، سهیم می‌شوی. هر کس هر خدمتی دارد انجام می‌دهد، خدا نامه عمل تو را می‌نویسد. از این مفت‌تر داریم؟ چون «إِنَّ اللَّهَ یَنْظُرُ إِلَى قُلُوبِکُمْ» «لَهَا مَا کَسَبَتْ وَ عَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ» خدا با اکتساب تو کار دارد. تو چه تغذیه داری می‌کنی؟ تو رحم دنیا چه داری می‌خوری؟

ریشه حسادت در کودکان و درمان آن

الان سرنوشت یک جنین را چه مشخص می‌کند که از این شش تا تولد از رحم مادر داشته باشد؟ سالم، قوی، ضعیف، بیمار، ناقص، معلول. تکلیف جنین تو رحم مادر را چه مشخص می‌کند؟ اینکه این غذایی که مادر دارد به این می‌دهد چیست؟ همین. افکار مادر، خیالات مادر و پدر، مادر، ژن‌های پدر و مادر، هر چه جذب داشتند، اکتسابات پدر و مادر برای بچه را تعیین می‌کند. تولد بچه‌ها چه جوری متولد بشود؟ تو این پنج جهت و سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق، معنویت، نمره بچه، اکتسابات پدر و مادر است. اکتساباتی است که مادر از محیط دریافت می‌کند.

یک آدم عاقل هیچ وقت حسادت به کسی نمی‌کند. هیچ وقت خودش را با کسی مقایسه نمی‌کند. این کلمه خیلی کم است ما داریم می‌گوییم ها. یعنی کاشکی می‌شد یک کلمه برایش پیدا کرد. می‌گوییم حسادت احمقانه‌ترین کار است. بی‌شعورترین آدم‌ها، بی‌عقل‌ترین آدم‌ها، احمق‌ترین آدم‌ها، جاهل‌ترین آدم‌ها. این‌ها که من می‌گویم چیزها، حدیث است، یعنی فکر نکنید من دارم فحش می‌دهم. این‌ها حدیث است. کسی است که حسادت می‌کند.

خدا با قلب شما کار دارد. شما چه اکتساب می‌کنی؟ الان دوست من، خواهر من، برادر من از من موفق‌تر است، نمره‌اش بیشتر است، از من پیش معلم محبوب‌تر است، از من تو در مدرسه موفق‌تر است، از من تو ورزش موفق‌تر است. دو تا اتفاق بیشتر نمی‌افتد ها. یا من خوشحال می‌شوم، می‌گویم خدا را شکر خواهرم، برادرم، عزیزم موفق‌تر از من است. خدا را شکر که نور جذب می‌کنم. یا ناراحت می‌شوم که نار جذب می‌کنم، آتش. این اکتساب تو ربط دارد. عفونت، افتادن از چشم خدا، افتادن از چشم غیب، محروم شدن از زمین، حتی از زمین هم تو محروم می‌شوی، از نعمت‌های زمینی هم محروم می‌شوی.

در روایت داریم اگر کسی حالا اگر آثارش را من نمی‌خواهم خیلی حالا توی ببینید من «ترک الحسد» آقا امیرالمؤمنین چقدر قشنگ است. قربان آقا بروم. چه چیزها به ما یاد می‌دهند. دیگر این‌ها همه علم دست این‌ها است. ببینید یک دانشمند باید یک دانشکده بنشیند روی کلمه کار کند. «من ترک الحسد کانت له المحبه عند الناس» یادتان نرود گفتیم ما باید فهممان را ریاضی کنیم، یعنی قضا و قدر، قدرها و قضاها. پس تو این روایت با هم تقسیم کنیم ببینم چه می‌شود. قسمت اول «من ترک الحسد» می‌شود چی؟ بگویید دیگر. می‌شود قدر. می‌شود چی؟ قدر. یعنی تو اندازه ترک حسد را انتخاب کنی. آن اندازه ترک حسد را. قضا چه می‌شود؟ «کانت له المحبه عند الناس» محبوب می‌شود پیش مردم، همه عاشقش می‌شوند، همه دوستش دارند. زحمات بقیه دارند می‌کشند، کارها را بقیه می‌کنند، ولی این کمتر کار می‌کند، ولی دلش پاک‌تر است، محبوب‌تر است. خیلی جالب است. دلش پاک‌تر است. چون آدم‌ها حس روح‌ها همدیگر را بو می‌کشند. روح‌ها همدیگر را اندازه می‌گیرند. نمره‌اش مثلاً ۱۵، آن نمره‌اش ۲۰ است، ولی همه اینی که ۱۵ را بیشتر دوست دارند، تا آنی که ۲۰. چرا؟ چرا؟ چون حسادت تویش وجود ندارد. اصلاً این قاعده دوست داشتن است.

می‌گوید آقا مگر نمی‌دانی این مغازه که خیلی کیفیتش بیشتر است، کالایش خیلی. غذا این را می‌خوری یا تو مغازه این می‌روی می‌نشینی؟ یا من تو این با این آدم تو مغازه دست دوم و عقب‌افتاده این آدم تو این صندلی‌های این یک حس دیگری دارم. این نان سنگکی که می‌گذارد جلو من، کبابی که می‌گذارد جلو من، یک چیز دیگر است. بابا آنجا همه دارند خودشان را می‌کشند. می‌گوید نه من، من این چایی این، من چایی این هیئت را بیشتر دوست دارم تا آن هیئت بزرگه که مداحش فلانی، سخنرانش فلانی است. نه. تو این هیئت بیشتر حال می‌کنم. دو سه نفره تو این هیئت که کم است. این جوری است. اصلاً خدا قاعده را این جوری گذاشته. یعنی سپاسگزارم. این جوری گذاشته، این جوری آفریده. این را مثل من گذاشتم H2O. شما اگر آب بخواهید باید دو تا هیدروژن و یک اکسیژن بگذارید تا آب بشود. بنابراین قاعده تو نظام این است. «ترک الحسد» تمام شد. قدر عرضه می‌خواهد ها. «من ترک الحسد» با چی؟ با چی؟ ان‌شاءالله می‌آید اردو دیگر. امسال آخر اردیبهشت اردو. آن‌هایی که ثبت نام کردند، دوره‌اش را داریم. رحمانیت با رحیمیت. آدمی که رحمان و رحیم است، آدم‌ها را بیشتر از خودش دوست دارد. با کسی رقابت ندارد اصلاً. با کسی حسادت ندارد اصلاً. اهل بیتند. با این نگاه نگاه می‌کند. لذا خدا بیشترین کسی را که دوست دارد، بیشترین کسی که جذب خدا می‌شود، فوراً خدا می‌کشدش سمت خودش، آنی است که بندگان خدا را بیشتر دوست دارد. حسادت ندارد، گناه‌های دیگران را نمی‌بیند، عیب‌های دیگران را نمی‌بیند، ضعف‌های دیگران را نمی‌بیند. این آدم پیش خدا خیلی زود جذب می‌شود. چون شبیه‌تر است به خدا، رحمان‌تر است و رحیم‌تر است.

علامت‌های حسود

چه گفت آقا امام رضا؟ خدا کافر بهتری را بیشتر دوست دارد از مؤمن بداخلاق. ما حزب‌اللهی هستیم. ما مؤمنیم. ما حزب‌اللهی. بی‌نمازهای بی‌حجاب را بیشتر از تو دوست دارم. آن مشروب‌خور را خدا بیشتر از تو دوست دارم. چون مثل تو عوضی نیست. مثل تو حسادت نمی‌کند. مثل تو توطئه نمی‌کند. مثل تو غیبت نمی‌کند. مثل تو خوشحال نمی‌شود وقتی شکست دیگران را می‌بیند. چون حسادت علامت دارد. برای علامت‌هایش را تو روایت‌ها گفتند. چه علامت‌هایی برایش وجود دارد؟ برایتان بخوانم یکیش. می‌گوید که «للحاسد ثلاث علامات» حسود سه تا علامت دارد. «یغتاب من خلفه» یعنی تو پشت سر طرف غیبت می‌کند. پشت سرش خیلی بد می‌گوید. «و یمدح من أمامه» وقتی روبروی طرف هست، خیلی ازش تعریف می‌کند. قربانت بروم. خیلی عزیزی برایم. نمی‌دانم چقدر فلان. خیلی تعریف و تمجید می‌کند. حسود این جوری است. سومیش چیست؟ «و یفرح بمصیبته» وقتی دیگران مصیبت فلانی مریض شد، فلانی سرطان گرفت، فلانی مرد، فلانی شکست خورد، فلانی رد شد، فلانی نمره نیاورد تو کنکور، فلانی خانه‌اش آتش گرفته، خوشحال می‌شود. ته دلش شاد است. خبر بد می‌شنود، شاد است. زندان. فلانی آبروش رفته. شکست دیگران خوشحال می‌شود ته قلبش. این علامت مهمی است ها. اگر بهت خبر دادند از یک کسی، واقعاً متأثر شدی، این قلب، قلب مبارکی است. داداشت است، دوستت است، باجناقت است، رفیقت است، رقیبت است. باختم تو این مسابقه. باختم. فلانی چه کار کرد تو مسابقه؟ می‌گویم بابا فلانی هم باخت. حمید خوشحال بشوی، سقوط می‌کنی. و اگر فلانی هم برد، خدا را شکر اقلاً او برد. یک نفر شاد شد. اقلاً یک بنده خدا موفق است. یک نفر شاد شده. یک نفر پولدار شده. یک نفر برده. یک نفر خانه خریده. یک نفر ماشین خریده. می‌گوید ماشین همه را دزدیدند. ماشین همه را نمی‌دانم شیشه‌ها همه ماشین‌ها را شکستند. خوشحال است. امیر اگر گفتم ماشین فلانی سالم بود، ماشین فلانی را ندزدیدند، تو خوشحال شدی، این آدم حسابی است.

حسادت، خوی آدم‌های پست و دام ابلیس

«الحسد داء السفل» اوه اوه اوه اوه. حسد خوی آدم‌های پست است. آدم‌هایی که آدم حسابی‌اند، خودشان را می‌شناسند، قیمت دارند، قیمت خودشان در دستشان است، می‌دانند حسادت شرم‌آورترین فحشاهاست. یعنی وقتی که حسادت می‌کنی ها. الان نگاه کن آدم مثلاً رفته یک جا زنا کرده، مشروب خورده، آدم کشته، این‌ها گناه‌های ظاهری است. حسادت شرم‌آورتر از این‌هاست پیش خدا. می‌شود فرشته. می‌گوید حسادت کار آدم‌های پست است. کار آدم‌های فرومایه است. آدم‌های کوچک. «سفل» خیلی حرف است ها. «سفل» یعنی تعبیری که حضرت، یعنی اراذل و اوباش، یعنی آدم‌های پست، آدم‌های بی‌ارزش، کوچک. حسادت. نه آدم حسابی، آدم بزرگ هیچ وقت اصلاً شأنش این‌قدر بزرگ است تو درگاه خدا، تو بهشت، تو کنار اهل بیت، تو لشکر اهل بیت، تو حزب اهل بیت، این‌قدر این آدم بزرگ است که با چشم خودش به هیچ کس اصلاً نگاه نمی‌کند. می‌کند از اینکه با چشم خودش به دیگران نگاه بکند. او به دیگران با چشم کی نگاه می‌کند؟ او به دیگران با چشم خدا و امام زمان نگاه می‌کند. او به دیگران با چشم اهل بیت نگاه می‌کند. خوشحال می‌شود. الان مریض بشوم، خوشحال می‌شوم. امام زمان. تو چرا خوشحال شدی وقتی فلانی مریض شد، شکست خورد، رفت کنکور رد شد؟ چرا خوشحال شدی؟ برای اینکه تو کوچکی. وقتی کنار خدا باشی، تو حزب خدا باشی، کنار اهل بیت باشی، از نگاه امام زمان و اهل بیت به دیگران نگاه بکنی، چه جوری به خودت اجازه می‌دهی از شکست بقیه خوشحال بشوی؟ تو توی مکتبی هستی که بزرگ مکتب تو مثل آیت الله بهجت می‌گوید من شب‌ها اگر برای شیعیان دعا نکنم، چینی‌ها دعا می‌کنم. چین زلزله آمد، سیل آمد، خوشحال بشود، بگوید خب این‌ها کافرند، بگذار این‌ها سیل و زلزله. عیب ندارد ایران را نابود کند. نه بابا، این‌ها بچه‌های امام زمانند. بچه‌های اهل بیتند. انسانند این‌ها. بیا از فردا اربعین ببینشان. این هفته اربعین دیگر شروع می‌شود. همه بچه‌های اهل بیتند. همه این نور تویشان هست. امام خدا رحمت کند، غم همه مظلومان عالم را می‌خوریم. تو فکر کن این را بگذار کنار این انسانیت را در نظر بگیرید. حالا یک کسی بگوید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. ما برای چه به فلسطین کمک کنیم؟ ما برای چه به افغانستان کمک کنیم؟ این آدم چقدر وحشتناک و وحشی است. چقدر دور است از آدمیت. چقدر دور است از رحمانیت و رحیمیت. چقدر دور است این آدم. چقدر قابل تقدیر است این رفتارهای بعضی از این ورزشکارها. دیدید این خواهری که دختر عزیزمان که در تکواندو مقام آورد، گفت این مدالم را تقدیم می‌کنم به امام زمان. ان‌شاءالله که امام زمان بپذیرد. من هم بشوم خادم ایشان. تو جمع من به احترام مردم فلسطین سه بار قرآن افتاده با اسرائیل. گفتم همین کاری که می‌توانم کنم که در دفاع از مردم مظلوم. بگذار من ببازم. با طرف اسرائیلی مسابقه ندادم و بازنده شدم. یکی این جوری است. یکی هم ورزش همین است. همین خانم هم ورزش همین است. بعد فرار می‌کند می‌رود آن ور آب. این همه دری وری به معنویت و انقلاب و نظام و به طرفداری از وحشی‌ترین آدم‌ها. دو تا آدم اینجا.

«الحسد مقنص ابلیس الکبری» چقدر جالب است. حسادت دام بزرگ ابلیس است. یعنی افتادی تویش وقتی که چون خودش به آدم حسادت کرد که آن بدبختی آمد سرش دیگر. خود شیطان برای چه رانده شد؟ چقدر اوج گرفته بود؟ ۶۰۰۰ سال اوج گرفته بود تا فرشته‌ها رفته بود. جن هم بود این. اصلاً فرشته نبود. ولی حسادت بیچاره می‌کند آدم را. شیطان رانده شد دیگر. بنابراین ما باید دائماً قلبمان را امتحان کنیم که الان امشب ما سر کلاس من گفتم آدم آدم باید هی تمرین کند. یعنی خدا رحمت کند مرحوم بحرالعلوم را که وقتی بهش گفتند می‌شود امام زمان را دید؟ می‌گفت چطور نمی‌شود در حالی که من همیشه بغلش می‌کنم. آقا امام زمان همیشه بغل می‌کند. یک ولی خدا آقای بحرالعلوم خدا رحمت کند. علامه را تو بین اولیا خدا سه تا از اولیا کامل‌ترین اولیای خدا هستند. یکی مرحوم بحرالعلوم، یکی ابن طاووس، یکی ابن فهد حلی صاحب «عده الداعی». این سه تا. بحرالعلوم می‌گوید بعد از مدت‌ها چند سال دیدنش، گفت خوشحال بود خیلی. گفتم چطور؟ گفت امروز فهمیدم حسادت تو وجود من وجود ندارد. خیلی خوشحالم. که از نعمت دیگران خوشحال می‌شوم. از موفقیت دیگران خوشحال. این خیلی مهم است. انسان باید تمرین کند، زحمت بکشد. چون جهنم وحشتناکی است. می‌برد دنیا را خراب می‌کند و روح را حبس می‌کند. عذاب دنیا و آخرت است. بگذار برایتان بخوانم. حالا چرا از خودم حرف بزنم؟

حسادت، بدترین بیماری و عذاب

«الحسد احد العذابین» حسادت یکی از دو تا عذاب است. عذاب آخرت و عذاب دنیا. هر دوش هم دارد. البته این بخش دنیایش را دارد می‌گوید حضرت. آدم حسود تو دنیا معذب است. آخرت هم معذب است. مرض دارد خودش را این جوری دردسر بیندازد. مهربان باش. درست نگاه کن با آدم‌ها. قیمت خودت دستت باشد. وقتی قیمت خودت دستت است، به دیگران که لذت می‌بری از رشد دیگران. همین لذت باعث می‌شود تو ثواب دیگران سهیم باشی.

یک روایت بخوانم برایتان. این سؤالی که عزیزمان کردند، جواب بدهیم. «الحسد شر الامراض» بدترین مریضی. بدترین مریضی‌ها حسادت است. مولامان، آقایمان. بدترین بیماری. وقتی می‌گوید بیماری یعنی چی؟ سؤال عزیزمان را بخوانم برایتان. نوشتند که چرا بعضی از بچه‌ها را می‌بینیم از همان کوچکی حسادت دارند؟ تو بزرگ هم بشوند همین طورند. بعضی از بچه‌ها از اول می‌بینی که اصلاً حسادت ندارند. خیلی خوش‌قلبند، مهربانند. این را دارد دیگر. مادرش حسادت را بهش منتقل کرده. پس چی ما داریم می‌گوییم دختر خانم و آقا پسرها که قبل از ازدواج، بیایید برنامه بگیرید، تقویت ژن. روی اسپرم، تخمک‌ها کار بکنید. این پنج تا صفت سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق، اخلاق، و معنویت از بین برود قبل از بارداری. قبل از ازدواجت، قبل از انعقاد نطفه از بین ببریشان. چون الان و الان خودت خودت را تو وسواس می‌توانی تحمل کنی، ولی این بیماری تو بچه‌ات دیگر نمی‌تواند. بچه‌ات دیوانه‌ات می‌کند. این مریضی‌های خودت را می‌توانی برای خودت خودت را تحمل کنی، ولی همین تو بچه خودت دیگر نمی‌توانی تحمل کنی. روانی می‌شوی. می‌گوید بچه‌ام چرا این جوری است؟ دیوانه می‌کند من را. ذله شدم. ذله شدید. این ژن بابایش است. ژن مامانش است. والسلام. گرفته از محیط. چرا قبل از اینکه بخواهیم بچه را نقاشی کنید، از بین نبردید؟ حالا باشد تو بارداری هم می‌شود حل شود. حالا دادی، عیب ندارد. ژن را دادی. تو بارداری می‌شود حل شود. بکنش از وجودت، از روحت بکن. از او هم کنده بشود. نشد، هفت سال اول یک عالم دوره تربیتی داریم. نشد، هفت سال دوم باز هم دوره تربیتی هست. این‌ها را برطرف کند. نشد، هفت سال سوم. عیبی ندارد. بالاخره این را بکند یک زمانی از این روحش. این جوری نیستش که درد بی‌درمانی باشد که نشود. بالاخره آدم می‌تواند درمان کند اگر بخواهد درمان کند. اگر بخواهد درمان کند. ولی اگر نخواهد درمان کند، درد بی‌درمان است واقعاً. یک سرطان است. می‌ماند. روح را نابود می‌کند. این است که امام می‌فرماید چیست؟ «اعوذ بک من غلبه الحسد» خدایا من پناه می‌برم به اینکه حسد بیاید قلب من را. وقتی می‌گوید حسد غلبه نکند، قلبم را نگیرد، یعنی چی؟ یعنی آدم‌ها یک درصدی از حسادت را دارند. باید نگذارند قلبشان را بگیرد و او را ذره ذره. نگذارند غلبه کند. چون قلب را بگیرد، نابودت کرده. تمام کارت را. قلب را بگیرد، ضربه فنی شدی. کشتی دیدی؟ تو کشتی همه با هم دارند مسابقه می‌دهند. هیچ ناامیدی وجود ندارد. طرف مثلاً حریف الان شماره ۷ امتیاز دارد. ما بارها دیدیم کشتی‌های خودمان هم دیدیم. مثلاً حریف طرف الان ۷ امتیاز دارد. این ایرانیه را من مسابقه‌اش را دیدم، صفر است. بعد یک دقیقه وقت دارد. چه جوری می‌شود؟ یک دقیقه حریف را ضربه فنی می‌کند. تمام شد. هفت امتیاز حریف می‌پرد. این توانسته موفق شود. حریف ۷ امتیاز. دو بار پیچش می‌دهد. امتیازش می‌رود بالا. دو بار، سه بار این را. تمام. می‌شود. برای حسادت بیاید قلب را بگیرد، ضربه فنی شده طرف. رضا حضرت نمی‌گوید حسد نباشد. می‌گوید خدایا پناه می‌برم به اینکه حسد به قلبمان غلبه نکند. بلا همه داریم. حسد چون غبطه است دیگر. تو مسابقه آدم همدیگر را مقایسه می‌کند. به طور طبیعی اگر غبطه‌اش با روحت، بابا بردی. اگر حسادت شد، باختی. غبطه یعنی چی؟ یعنی می‌گویی خوش به حال فلانی موفق است. من هم سعی می‌کنم موفق باشم. بدون آرزو کنی که او موفق نباشد و از شکست او خوشحال بشوی. تلاش می‌کند جلو بزند. این خیلی ارزش دارد. خوشحالی از کار او. موفقیت و خوشحالی ثوابش را می‌دهی به تو نامه عملت. این ور هم تو بهار رشد خودت را می‌کنی. اما اگر این آمد سراغت و گیرت انداخت توی تله‌ای جایی، روحت را گرفت، تمام. ببین حسادت قتل می‌آورد. امام پیغمبرزاده. مثل قابیل. داداشش را که آن‌ها پیغمبرند، می‌کشد. پیغمبرزاده‌ای مثل داداش‌های یوسف. بچه‌های یعقوب. همه پیغمبرند. نطفه پیغمبر را دارند. داداششان را می‌برند بکشند. به هیچ کس رحم نمی‌کند حسادت. امامزاده و امامزاده رحم نمی‌کند. آمد سراغ قلب آدم. همین قوم آیت الله داشتیم، مرجع تقلید. چون حسادت می‌کرد به امام، نشست با آمریکایی‌ها. توطئه کشتن امام و چند هزار نفر از مردم جماران را ریخت. از شدت حسادتی که به امام داشت. توطئه کردند که این را چه جوری امام را نابود کنند. نمی‌توانست تحمل کند امام را. تو مراجع تقلید می‌آید. نگو مرجع تقلید ممکن است حسادت نکند. ممکن است توطئه نکند. ما دیدیم تو انقلاب. ممکن است آدم نکشد. چرا می‌کشد. حسادت خیانت می‌آورد. آدم‌کشی می‌آورد. حسادت قتل می‌آورد. حسادت آدم می‌آورد. حسادت بمب‌گذاری می‌آورد. حسادت همه کاری می‌کند. حسادت دولت‌ها را نابود می‌کند. یعنی دو تا پادشاه. یکیشان تو حسادت کشور خودش را نابود می‌کند. دو تا رئیس جمهور کشور خودشان را نابود می‌کنند به خاطر حسادت. «اعداء الدول» می‌فرماید که «داء السفل» این ادب اخلاق فرومایه‌هاست و دشمن دولت‌هاست. دولت‌ها را نابود می‌کند تو حسادت. تو همین قوم خودتان یادتان نیست؟ یک دولت آمد یک عالم کار بنیادی کرد. یک دولت حسود آمد همه کارهای او را تعطیل کرد. میلیاردها، هزاران میلیارد سرمایه‌گذاری برای رشد این استان را متوقف کرد چون حسادت می‌کرد. طرح‌ها را همه تعطیل کرد. اطراف حرم چقدر طرح‌های تعطیل شده داری. این مونوریلتان را نگاه کنید. طرح مسکن مهر را نگاه کنید. یک دولت می‌آید ۸ سال مسکن مهر را تعطیل می‌کند. یعنی حاصل میل ده‌ها میلیون آدم به خاک سیاه بنشینند و نابود شوند. چون تحمل موفقیت یک حزب دیگر را. آدم‌ها چقدر وحشی می‌شوند. چقدر وحشتناک می‌شوند. اگر عمری بود یک جلسه دیگر فکر کنم راجع به این بحث صحبت بکنیم. بعد اربعین ان‌شاءالله. بعد برویم سراغ فقره چهارم. اما توصیه‌ام این هستش که کارگاه را کاملاً بگیرند. خود کارگاه، کارگاه مفصلی هست. تقریباً کارگاه جامعی هم هستش. نمی‌گویم حتماً کارگاه کاملی هست. تقریباً جامع است. خوب است کارگاه را بگیرند عزیزان. روش کار بکنند. و الحمدلله رب العالمین. آمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

سند توجیهی: بیماری مهلک حسد و راه درمان آن

خلاصه مدیریتی

حسادت به عنوان «بدترین بیماری‌ها» (شر الامراض) و «زندان روح» (حبس الروح) توصیف می‌شود که نه تنها مانع رشد معنوی انسان می‌گردد، بلکه عذاب دنیا و آخرت را به همراه دارد. تفاوت بنیادین میان «غبطه» (رقابت سازنده در کمالات) و «حسادت» (آرزوی زوال نعمت دیگران) تشریح شده است. ریشه حسادت در انحرافی است که شیطان در نگاه انسان به خود و جهان ایجاد می‌کند و رقابت را از عرصه کمالات انسانی به امور دنیوی و کاذب منتقل می‌نماید. راهکار اصلی درمان، تغییر نگرش و شاد شدن از موفقیت دیگران است؛ زیرا این نیت پاک، فرد را در پاداش اعمال نیک دیگران سهیم کرده و مسیر رشد خود او را هموار می‌سازد. در مقابل، فرد حسود با شادی از شکست دیگران و غیبت و چاپلوسی، خود را در ورطه نابودی دنیوی و اخروی قرار می‌دهد. حسادت، که خوی انسان‌های پست (داء السفل) و بزرگترین دام ابلیس است، می‌تواند پیامدهای ویرانگر فردی، اجتماعی و حتی سیاسی داشته باشد.

 

۱. ماهیت دنیا: باشگاهی برای رشد معنوی

جهان هستی توسط خداوند به مثابه یک «باشگاه» یا میدان تمرین طراحی شده است. هدف اصلی انسان در این باشگاه، تقویت خود و شباهت یافتن به مربی خویش، یعنی «رب العالمین» است. در این دیدگاه:

  • هدف خلقت: انسان برای شبیه شدن به «رب» خود آفریده شده و تمام زندگی فرصتی برای تمرین این شباهت است.
  • دیگران به عنوان حریف تمرینی: سایر انسان‌ها و حتی وسوسه‌های شیطان، دشمنان اصلی نیستند، بلکه «حریفان تمرینی» محسوب می‌شوند که به شناسایی نقاط قوت و ضعف انسان کمک می‌کنند. خداوند خود برای انبیا دشمنانی از انس و جن قرار داد تا آن‌ها را قوی‌تر سازد.
  • رقابت برای کمال: انسان‌ها برای رسیدن به درجات و مقامات معنوی مشخصی آفریده شده‌اند که در قرآن با نام‌هایی مانند مؤمنین، صابرین و شاکرین از آن‌ها یاد شده است. این درجات، زمینه‌ساز یک رقابت سالم برای پیشی گرفتن در کسب کمالات است، همان‌طور که در آیه «سَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ» به آن دعوت شده است.

۲. رقابت الهی (غبطه) در مقابل رقابت شیطانی (حسادت)

در مسیر رقابت برای رسیدن به کمال، شیطان با تغییر جهت نگاه انسان، او را از مسیر اصلی منحرف می‌کند. این انحراف، دو نوع رقابت کاملاً متضاد را به وجود می‌آورد:

  • غبطه (رقابت سازنده):
    • این حس مقایسه، در حوزه کمالات انسانی امری پسندیده است.
    • فرد با دیدن رشد معنوی یا موفقیت انسانیِ دیگران، آرزو می‌کند که خود نیز به آن جایگاه برسد («کاش من هم مثل او شوم»).
    • در غبطه، هیچ‌گونه آرزویی برای زوال نعمت یا شکست طرف مقابل وجود ندارد و تمام تمرکز بر رشد شخصی است.
  • حسادت (رقابت ویرانگر):
    • این رقابت، محصول دخالت شیطان است و تمرکز را از کمالات انسانی به امور دنیوی (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) مانند نمره، مقام، ثروت و ظاهر معطوف می‌کند.
    • فرد حسود نه تنها آرزوی رشد خود را ندارد، بلکه اساساً چشم دیدن نعمت دیگران را نداشته و آرزوی نابودی آن را در سر می‌پروراند («ای کاش او نداشته باشد»).
    • حسادت یک توهم خطرناک است، زیرا انسانی که به ارزش واقعی خود آگاه است، هرگز به دیگران حسادت نمی‌ورزد. اولین گناهان بزرگ تاریخ بشر، یعنی قتل هابیل توسط قابیل، ریشه در همین حسادت داشت.

۳. پیامدهای ویرانگر حسادت

حسادت صرفاً یک رذیله اخلاقی نیست، بلکه یک بیماری است که پیامدهای عمیق و ویرانگری بر روح و زندگی فرد و جامعه دارد.

الف. زندان روح و توقف رشد

امام علی (ع) می‌فرماید: «الحسد حبس الروح» (حسادت، زندان روح است). روح فرد حسود، حتی در اوج برخورداری‌های مادی، زندانی است و از درد، تنهایی و اضطراب رنج می‌برد و قادر به رشد نیست. رشد در ابعاد مادی (ثروت، علم، مقام) بدون رشد انسانی، نه تنها ارزشی ندارد بلکه به ضرر فرد تمام شده و حجاب و عذابی برای او در برزخ و قیامت خواهد بود.

ب. حماقت محض و عامل نفرت

حسادت «احمقانه‌ترین کار» توصیف شده است. فرد حسود با تلاش برای حذف دیگران، در واقع شاخه‌ای را که خود بر آن نشسته است، اره می‌کند.

  • نتیجه معکوس: تلاش برای جلب محبت از طریق حسادت، طبق قانون الهی به نفرت و انزجار طرف مقابل منجر می‌شود.
  • جلب محبت با ترک حسادت: بر اساس کلام امام علی (ع): «من ترک الحسد کانت له المحبة عند الناس» (هر کس حسادت را ترک کند، محبت مردم را به دست می‌آورد). روح انسان‌ها پاکی و خباثت یکدیگر را درک می‌کند و به طور طبیعی به سمت قلب‌های پاک جذب می‌شود.

ج. عذاب دنیا و آخرت

حسادت یکی از دو عذاب اصلی زندگی انسان است: «الحسد احد العذابین». فرد حسود هم در این دنیا در رنج و عذاب دائمی به سر می‌برد و هم در آخرت معذب خواهد بود.

د. نابودی جوامع و دولت‌ها

حسادت دشمن دولت‌هاست («اعداء الدول»). این بیماری می‌تواند در سطح کلان، منجر به نابودی سرمایه‌های ملی شود. به عنوان مثال، دولتی حسود ممکن است صرفاً به دلیل کینه و رقابت با دولت قبلی، تمام طرح‌های زیربنایی و مفید آن (مانند مسکن مهر یا پروژه‌های عمرانی) را متوقف کرده و میلیاردها تومان خسارت به کشور و مردم وارد کند.

۴. نشانه‌ها، ریشه‌ها و راهکارهای درمانی

الف. علائم فرد حسود

بر اساس روایات، فرد حسود سه نشانه بارز دارد:

نشانه توضیح
۱. غیبت کردن در غیاب فرد، از او به شدت بدگویی می‌کند.
۲. چاپلوسی کردن در حضور فرد، به تملق و تعریف و تمجید اغراق‌آمیز می‌پردازد.
۳. شاد شدن از مصیبت از شنیدن خبر شکست، بیماری، یا هر نوع مصیبت دیگران، در قلب خود احساس شادی می‌کند.

ب. ریشه‌های حسادت

  • ریشه ژنتیکی و تربیتی: حسادت می‌تواند از طریق ژن‌ها و حالات روحی مادر در دوران بارداری به جنین منتقل شود. به همین دلیل، بر خودسازی والدین پیش از ازدواج و انعقاد نطفه تأکید فراوان شده است.
  • ریشه معرفتی: فقدان خودشناسی واقعی و غرق شدن در نگاه مادی و دنیوی که توسط شیطان القا می‌شود، زمینه اصلی بروز حسادت است.

ج. راه درمان و پاداش آن

درمان حسادت اگرچه دشوار است اما با اراده فرد امکان‌پذیر است.

  • اصل کلیدی درمان: شادی برای موفقیت دیگران: عاقلانه‌ترین کار، لذت بردن از نعمت‌ها و موفقیت‌های دیگران است. این شادی قلبی، طبق قاعده «الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِمْ مَعَهُمْ» (کسی که به کار گروهی راضی باشد، مانند کسی است که با آن‌ها در آن کار شریک بوده)، باعث می‌شود فرد در پاداش اعمال نیک دیگران «مفت مفت» سهیم شود. این کار زندگی خود فرد را نیز شیرین می‌کند.
  • کنترل غلبه حسد: هدف، رسیدن به نقطه‌ای است که حسادت بر قلب «غلبه» نکند («اعوذ بک من غلبة الحسد»). اگر حسادت بر قلب مسلط شود، فرد دچار «ضربه فنی» روحی شده و نابود می‌گردد.
  • رحمانیت و رحیمیت: انسان‌هایی که صفات رحمانی و رحیمی خداوند را در خود پرورش می‌دهند و بندگان خدا را دوست دارند، از حسادت دور هستند و به سرعت به سوی خداوند جذب می‌شوند.

۵. نقل‌قول‌های کلیدی

نقل‌قول مفهوم کلیدی
«الحسد حبس الروح» حسادت روح را زندانی کرده و از رشد و تعالی باز می‌دارد.
«الحسد داء السفل» حسادت، بیماری و خوی انسان‌های پست، فرومایه و کوچک است.
«الحسد مقنص ابلیس الکبری» حسادت بزرگترین و اصلی‌ترین دام شیطان برای به انحراف کشاندن انسان است.
«الحسد شر الامراض» حسادت بدترین نوع بیماری روحی و معنوی است.
«من ترک الحسد کانت له المحبة عند الناس» ترک حسادت یک قانون الهی است که نتیجه قطعی آن، جلب محبت مردم است.

جملات ناب

  1. ماهیت دنیا یک باشگاه تمرینی است؛ انسان‌ها در فضای رقابت و تمرین قرار دارند و اساساً برای شبیه شدن به رب (مربی) خود آفریده شده‌اند.
  2. آدم‌ها و حتی شیاطین، دشمن ما نیستند، بلکه حریف تمرینی ما هستند که برای کمک به شناسایی نقاط قوت و ضعف ما، در مقابل ما می‌ایستند.
  3. دعوت الهی «سارعوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ» پیامی عاشقانه و جذاب است که انسان را به سرعت گرفتن به سوی آمرزش پروردگار و بهشتی به وسعت آسمان‌ها و زمین فرا می‌خواند.
  4. رقابت سالم یا «غبطه» تنها در بخش کمالات و رشد انسانی جایز و قشنگ است؛ غبطه یعنی آرزو کنی «کاشکی من هم مثل این باشم»، بدون اینکه بخواهی نعمت از طرف مقابل حذف شود.
  5. حسادت یک بیماری وحشتناک و یک توهم است، زیرا محال است کسی که خودش را می‌شناسد، به دیگران حسادت کند.
  6. شیطان با گرفتن خودشناسی فطری، رقابت انسان را از کمالات حقیقی (مانند شباهت به انبیاء و اولیا) به سمت کمالات قلابی و دنیوی (مادی، علمی، مقامی) منحرف می‌کند.
  7. رشد در کمالات پایین‌تر (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی) بدون رشد انسانی، نه تنها به درد آخرت نمی‌خورد، بلکه حجاب شده و انسان را از خدا دور می‌کند.
  8. در مسیر حیات انسانی، هر چقدر از رشد و موفقیت دیگران شادتر باشی، خدا ثواب عمل آن‌ها را مفت و رایگان در نامه اعمال تو می‌نویسد.
  9. هر کس راضی به کار دیگری باشد، مثل این است که داخل آن‌ها بوده و با آن‌ها همراه باشد (الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِمْ مَعَهُمْ).
  10. حسادت حماقت محض است؛ اگر کسی در قلبش به دنبال بی‌نمازی یا بی‌حجابی باشد، حتی اگر عمری نماز خوانده باشد یا حجاب داشته باشد، روز قیامت با همان نیت قلبی محشور می‌شود.
  11. عاقلانه‌ترین کار این است که انسان لذت ببرد از نعمت و موفقیت دیگران؛ در آن صورت زندگی خودش نیز شیرین می‌شود.
  12. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «الحسد حَبْسُ الروح» (حسادت زندان روح است)؛ روحی که حبس شود، نمی‌تواند رشد کند و دائماً در درد و تنهایی می‌پیچد.
  13. «مَنْ تَرَكَ الْحَسَدَ كَانَتْ لَهُ الْمَحَبَّةُ عِنْدَ النَّاسِ» (کسی که حسادت را ترک کند، نزد مردم محبوب می‌شود)؛ آدم‌ها همدیگر را با قلب و روح می‌سنجند و محبوبیت از آن کسی است که حسادت ندارد.
  14. «الحسد داء السفل» (حسادت، خوی آدم‌های پست و فرومایه است)؛ این کار پیش خدا شرم‌آورتر از گناهان ظاهری مانند زنا یا آدم‌کشی است.
  15. «الحسد مقنص ابلیس الکبری» (حسادت، دام بزرگ ابلیس است)؛ شیطان نیز خود به دلیل حسادت به آدم رانده شد.
  16. «الحسد شَرُّ الامراض» (حسادت، بدترین بیماری‌هاست) و یکی از دو عذاب (دنیوی و اخروی) برای انسان است.
  17. حسود سه علامت دارد: در پشت سر غیبت می‌کند (یغتاب من خلفه)، در روبرو تعریف و تملق می‌گوید (و یمدح من أمامه) و وقتی دیگران دچار مصیبت یا شکست می‌شوند، خوشحال است (و یفرح بمصیبته).

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه