اردوی فکر و ذکر(۷) – جلسه 026

متن کامل جلسه

غفلت از خود حقیقی و حملات شیطان

غفلت از حقوق خود حقیقی‌مان، زمانی است که ما قبلاً چیزی را پیدا کرده‌ایم و از آن غافل می‌شویم. مثلاً می‌گوییم: «از بچه‌ام غافل شدم، یک لحظه گم شد بچه.» چه بچه‌ای که حواسش به او بوده و برایش عزیز بوده، نفسش بوده. می‌گوید: «غافل شدم، بچه‌ام یک دفعه گم شد.» ولی خیلی از آدم‌ها هنوز خودشان را پیدا نکرده‌اند که شیطان بخواهد آن‌ها را از خود حقیقی‌شان غافل کند. از مقدسات، چرا؛ از راه خدا، از قرآن، مقدسات، علما، عبادت، ذکر. ولی خب، خیلی‌ها خودشان را هنوز پیدا نکرده‌اند که اساساً شیطان بخواهد یک همچین کاری کند. شیطان می‌خواهد کسی اصلاً این را به یاد نیاورد، یعنی تلاش شیطان این است که کسی خودش را پیدا نکند. این خیلی مهم است.

تفاوت کسی که خود را می‌شناسد و کسی که نمی‌شناسد

فرقش چیست؟ خیلی دقت کنید، این نکته خیلی ظریف است. اگر کسی خودش را پیدا کرد، الله را هم پیدا می‌کند، مربی‌هایش را پیدا می‌کند. بعد وقتی که دچار وسوسه می‌شود، به‌خصوص از سمت راست، می‌فهمد شیطان هست که دارد این کار را با او می‌کند. ولی کسی که خود حقیقی‌اش را پیدا نکرده، وقتی که شیطان حمله می‌کند به مقدساتش، مثلاً قرآن، اهل بیت، نماز، این نمی‌فهمد که کار شیطان است. این حمله‌ها را به خودش نسبت می‌دهد. خیلی از مردم در دلشان توهین‌های زیادی به مقدسات می‌آید، تحقیرها، تمسخرها، توهین‌های زیادی در ذهنشان می‌آید که این‌ها را در دشمن‌شناسی گفتم. این بیچاره چون خود حقیقی‌اش را نمی‌شناسد، فقط یک شیطان را، یعنی خود غیر حقیقی را می‌شناسد. برای همین می‌گوید که: «آخ آخ، این چه فکرهای بدی بود من کردم.» این مریض می‌شود، بنده خدا. ناراحت می‌شود، مریض می‌شود، خودخوری می‌کند. می‌گوید: «خب حالا چرا این هی دائماً می‌آید تو ذهن من؟ به مقدسات چرا مثلاً افکار این‌جوری من دارم؟» بعد شیطان هم کاملاً خودش را پنهان می‌کند، یعنی نمی‌گذارد بفهمی که شیطان است. اصلاً نمی‌خواهد لو برود. برای همین این کثافت‌کاری‌ها و افکار منفی را همه را تو به خودت نسبت می‌دهی، آدم‌ها به خودشان نسبت می‌دهند. نمی‌دانند که یک دشمن دارند که دارد در وجودشان دائماً در گوششان پیام تولید می‌کند. می‌گوید: «نیش دارد، نیش بزرگی دارد.» اینجا در گوش آدم، در روح آدم می‌کند، در قلب آدم حرف می‌زند با آدم. وسواس خناس یعنی همین. خناس یعنی می‌آید نزدیک می‌شود، حرف‌هایش را می‌زند به تو، تا تو می‌خواهی متوجه بشوی، می‌کشد کنار، قایم می‌شود گوشه، دوباره می‌آید، تا غفلت می‌کنی دوباره شروع می‌کند.

معرفت نفس، راه شناخت شیطان

اما اگر وقتی کسی به معرفت نفس برسد، فرقش این است ها، دقت کنید. کسی که به معرفت نفس رسیده و از طریق معرفت نفس به معرفت الله و معرفت امام رسیده، این آدم وقتی که شیطان بهش حمله می‌کند، کاملاً می‌فهمد شیطان است. شیطان را می‌بیند. می‌داند که افکاری که چون ساختارهای نفس حقیقی را می‌شناسد و می‌داند سلامت نفس در رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی است، می‌فهمد هر پیامی که تو غصه باشد، دلشوره باشد، پیام‌های گذشته باشد، موضوعش گذشته باشد یا دلشوره‌های آینده باشد، یا مقایسه یا مسابقه یا حسادت یا زودرنجی یا عصبانیت، هر موضوعی باشد، می‌فهمد که مال شیطان است. الان یک کسی دارد باهاش ور می‌رود، یک کسی دارد باهاش می‌خواهد وسوسه‌اش بکند. بسیار بسیار مهم است فرق این دو تا با همدیگر.

معرفت نفس، بالاترین منفعت

بنابراین، اگر ما بخواهیم افراد را توانمند بسازیم، باید چه‌کار کنیم؟ اگر بخواهیم توان معرفت نفسشان را بالا ببریم. معرفت نفس بالاترین منفعت است، «أنفع المعارف» (پرسودترین معرفت‌ها) است. معرفت‌های بعدی مثل الله، «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» (هر کس خود را شناخت، پروردگارش را شناخت). معرفت رب، معرفت الله، معرفت نبی، معرفت امام، معرفت قرآن، معرفت قیامت، همه این‌ها تابع معرفت نفس است. خوب توجه بکنید این را. اما کسانی که نه، از بچگی‌شان هی گفتند مسلمان‌اند، همین‌جوری آمدند در مقدسات، آمدند بالا بدون اینکه خود حقیقی را، بدون اینکه خود حقیقی را بشناسند، خدای بخش حیوانی‌شان را وادار کردند به نماز، روزه، حجاب، نمی‌دانم چیزهای دیگر. این‌ها خیلی زود شیطان فریبشان می‌دهد. دستش را می‌گیریم برای، نمی‌فهمی که شیطان است، فکر می‌کنی خودتی. دائماً آسیب می‌بینی و غصه می‌خوری دائماً. برای همین اساساً اهل معرفت نفس نمی‌تواند رحمان و رحیم نباشد، نمی‌تواند آرام نباشد، نمی‌تواند شاد نباشد. این را یادتان باشد. آنجایی که تو از رحمانیت و رحیمیت می‌افتی، آرامش دیگر نداری، اضطراب می‌آید سراغت یا غم می‌گیردت، آنجا موقعی است که از خود حقیقی‌ات غافل شدی. دیگر عبد شیطانی، عبد خدا نیستی دیگر تو آن لحظه.

عبادت شیطانی

انسانی که به گذشته فکر می‌کند، این عابد شیطان است. الان دارد نماز می‌خواند ها، «الله اکبر»، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» دارد، «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» می‌گوید، «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» می‌گوید، دارد می‌گوید من فقط تو را عبادت می‌کنم و فقط از تو کمک می‌خواهم. تو آن لحظه دارد فکر می‌کند به دیروز، به پریروز، به پارسال، به حوادث گذشته. عابد شیطان است. سجده که می‌کند، رکوع می‌کند، ظاهراً دارد سجده و رکوع خدا انجام می‌دهد، آن لحظه دارد شیطان را عبادت می‌کند. دل هر جا می‌رود، تو همان جایی هستی. وقتی که قلب تو می‌تواند ببرد تو گذشته، یا در آینده، دلشوره‌های آینده، یا در چیزهای کثیف، هرزه، آلوده، آن موقع انسان عابد شیطان است. عابد شیطان.

نقش شیطان در غفلت و تغییر ذائقه

پس کاری که شیطان می‌کند، این غفلت است که نگذارد که تو اگر می‌شناسی خودت را، غافل شوی. اگر می‌شناسی، از مقدساتت لااقل غافل شوی. حواس‌پرتی برایت ایجاد می‌کند. کسانی که دست به قتل این‌ها، خوب دقت کنید، این‌ها بسیار مهم است. ظریف‌کاری‌هایی هستش که اگر حواسمان نباشد، جیغ می‌زنیم در فهم تاریخ، در فهم مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، در همه جا. کسانی که انبیا را کشتند، معصومین را کشتند، و اینکه امام زمان هزار و، دقت کنید چی می‌گویم ها، امام زمان ۱۱۹۲ ساله که آواره است، همه این‌ها محصول فریب مردم از طریق نیازهای و زینت اعمالشان هستش و مشغول کردن مردم به کمالات پایینی است. آدم‌هایی این کارها را کردند، انبیا را کشتند، معصومین را کشتند. ببین کشتن یعنی چی؟ آهنگ یک کسی می‌آید اقدام می‌کند، تیر می‌زند، شمشیر می‌زند، این می‌شود کشتن. یک عده هم هستند پشتیبانی نمی‌کنند، آن هم همین است. «فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً قَتَلَتْکُمْ» (پس لعنت خدا بر امتی که شما را کشتند) «وَأُمَّهً رَضِیَتْ بِذَلِکَ» (و امتی که به آن راضی شدند). ۱۱۹۰ سال پشت امام زمان خالی است توسط ماها. در قتل ائمه کیا هستند؟ نوزدهم چی می‌گوید؟ «اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ» (خدایا قاتلان امیرالمؤمنین را لعنت کن). یک نفر زده، ابن ملجم بوده، ولی چون قاتل زیاد دارد، همین که وایمیستی امامت مظلوم بشود، تنها بشود، قتل است دیگر، مشارکت است. پشتش را خالی می‌گذاری. ۱۲۰ هزار نفر آقا بیعت کردند. امیرالمؤمنین نمی‌تواند پنج نفر آدم را جمع کند. همه گفتند ما شماره یادمان نمی‌آید، بیعت کردیم. غدیر خم همه کشیدند کنار بعد از بیعت با امیرالمؤمنین. جالب است، اهل سنت تعداد احادیثی که و منابعی که اهل سنت در مورد غدیر ذکر کرده، بیشتر از شیعه است. جالب است ها. منبع بیاوری که آقا مثلاً به چه منبعی امیرالمؤمنین روز غدیر منصوب شد به جای پیغمبر؟ اهل سنت بیشتر منبع دارند تا ما. آقا ۱۲۰ هزار نفر آدم گفتند ما اصلاً نیستیم، نبودیم، یادمان نمی‌آید. کجا حالا باشد. دو ماه بوده قبل گذشته از قضیه‌ها، ولی مسئله این هستش که ما توی غربت، آوارگی، تنهایی امام شریکیم. نکند ما بمیریم، بعداً بگویند تو هم شریک بودی در آوارگی حضرت.

شیطان کارش این هستش که ذائقه را عوض کند. ذائقه انسان را عوض می‌کند، امیال و شهوت‌های انسان را عوض می‌کند. دیگر با این صورت، انسان وقتی که عاشق کمالات پایینی است، اصلاً رغبتی به تماس، به حرم، به عبادت ندارد. اگر هم برود، می‌رود برای اینکه عذاب وجدانش راحت بشود. می‌رود برای اینکه مثلاً بگوید حالا ما یک عرض ارادتی کردیم، مثلاً دقیقاً مثل همان بنده خدا که نماز نمی‌خواند، روزه هم نمی‌گرفت، ولی ماه رمضان سحری پا می‌شد می‌خورد. «نخوریم پا کافر می‌شیم دیگه.» لااقل سحری‌اش را بخوریم، انقدر دیگر کافر نباشیم. دقیقاً بی‌حجاب می‌آید می‌رود تو حرم، تو حرم یک عالم آقا را آلوده می‌کند. می‌رود و می‌آید، چادرش را در می‌آورد، می‌رود دنبال، می‌رود لب دریا، خودش کار خودش را می‌کند. ذائقه عوض شد. تو دیگر نه اقامه دوست داری بگویی، نه اذان دوست داری بگویی، نه نماز می‌خواهی بخوانی، ازش کیف می‌کنی، نه کلماتش برایت غذاست، نه لذتی مثل چای خوردن لذت نمی‌بری، مثل یک خرما، مثل یک چلوکباب، مثل یک سیگار، مثل قلیان، مثل نمی‌دانم رابطه با جنس مخالف. چه لذتی ازش نمی‌بری؟ فقط انجامش می‌دهی چون ذائقه باید ذوق بکند. قرآن هم که می‌خواند، نمی‌چشد. حرم می‌رود، حظ و لذتی نمی‌برد. ذکر می‌گوید، همین‌طور به ذوق نمی‌افتد. ذوق یعنی چشیدن. به مزه نمی‌افتد، ولی کراهتاً انجامش می‌دهد.

عواقب تغییر ذائقه و عدم رشد

شیطان کارش این هستش که ذائقه را عوض می‌کند. خب حالا وقتی ذائقه را عوض کرد، تو دیگر اصلاً با کاری نداری که اصلاً از باشگاه بدت می‌آید بروی تو باشگاه و از اینکه بخواهی تربیت شوی ناراحتی. از مربی بدت می‌آید، از باشگاه بدت می‌آید، از تمرین بدت می‌آید، از شدن بدت می‌آید، از استاد بدت می‌آید. ذائقه کار نمی‌کند. اردو هم که بیاید، باز همین است، فرقی نمی‌کند چون چشیدن نیست. همین‌جوری می‌آید اردو. بیشتر این است که از کلاس بخواهد استفاده کند، از فضای پیرامونی اردو لذت چایش را بخورد، قهوه‌اش را. نیم ساعت دیر بیاید، اصلاً نیاید سر کلاس، یک ساعت بخوابد، دو ساعت بخوابد، یک ساعت بیاید، یک ساعت نیاید. اصلاً تو دنبال نمی‌خواهد بکند. الان نگاه کن ساعت آخر کلاس است. الان ساعت آخر است. خیلی‌ها حتی زحمت ندادند به خودشان تمریناتشان را بیاورند بدهند. از ما تمرین خواستند. جدی نیست. نیم ساعت، چهل دقیقه از کلاس گذشته، تازه قهوه‌اش دستش است. هلک و هلک تازه دارد می‌آید آنجا، بعد هم بنشیند با موبایلش بازی کند. گفتی موبایل بازی می‌کند، حرف ۴۰۰ جدی نیست. اصلاً نمی‌چشد، اصلاً این را. اردو بعدش هم همین‌طور، اردو بعدش هم همین‌طور. نه اردو، حالا هر چیز دیگری. چون اصلاً به ذوق نیفتاده، اصلاً این هیچ تمرکزی، تمرینی نکرده. من شش ماه جلوتر، آقا اردوی قبلی را کار کن، از اردو رفتی ول نکن تا اردوی سال دیگر. وقت بگذارید، اردوهای قبلی را کار کنید، تکرار کنید، تکرار کنید. چون به ذوق نمی‌رسی اصلاً. اگر هم باشد، از دست می‌دهی. نهایتاً یک ماه دیگر از دست می‌دهی. این کار شیطان است. نمی‌شود که بگویم من ده تا اردو آمدم، ولی هنوز نمی‌دانم این مشکلات را دارم. اصلاً آدم شاخ در می‌آورد. چیزهای خیلی بچگانه، مثل کسی که اصلاً نیامده. شدنی در کار نیست. اردوی قبلی هم عصبانی بودم، پرخاشگر بودم، زودرنج بودم، حساس بودم، حسود بودم، فضول بودم، هنوز. نمی‌شود. این ذائقه‌مان را عوض می‌کند. از باشگاه خوشش نمی‌آید، لذتی نمی‌برد ازش. هیچ اتفاقی نمی‌افتد برایش، هیچی.

نفس لوامه و اهمیت خودسازی

بنابراین، اصلاً تصمیمی به تحقق رحمانیت، رحیمیت، اسم الهی نمی‌گیرد اصلاً. یعنی واقعاً مثل کسی که رفته باشگاه، می‌خواهم بشوم مثلاً این‌ها. عکس قهرمان باشگاه را زدند جلو چشم، من می‌خواهم مثل این بشوم. می‌خواهم الان کمربند بگیرم، سه ماه دیگر می‌خواهم کمربند سفید خط بگیرم، زرد بگیرم، چند وقت بعد می‌خواهم کمربند قهوه‌ای، نارنجی، قرمز بگیرم، سیاه. اصلاً نمی‌خواهد بیاید، برنامه‌ای برای ماندن تو باشگاه، رشد در باشگاه، طی مراتب، کار کردن ندارد. هیچ برنامه. الان می‌خواهم بالاخره یقه خودش را بگیرد. نفس لوامه این است دیگر. یعنی چی؟ این اماره است. دائماً این را به حسادت، عمه، نمی‌دانم، مقایسه، مسابقه، فضولی، تجسس در احوال دیگران، نمی‌دانم خودشیفتگی، نمی‌دانم خودخواهی، خودارضایی. لوامه لحظه‌ای است که آدم یقه خودش را می‌گیرد دیگر. ملامت. خدا بهش قسم خورده به این نفس لوامه. یعنی واقعاً یقه خودش را می‌گیرد. حالاتش برایش مهم است. من در این شش ماه گذشته مثلاً دوبار عصبانی شدم، نمی‌دانم یکی دوبار تحت وسوسه شدم فضولی کنم در احوال دیگران، با کلماتم، با سؤالاتم بقیه را آزردم. این‌ها مهم باشد برایش. بالاخره حظ من از عبادت چقدر شده؟ حظ من از ذکر چقدر شده؟ حظ من از قرآن چقدر؟ به قرآن چقدر بالا رفته؟ نسبتاً با امام زمان چقدر تغییر کرده؟ نسبتاً با حرم چقدر تغییر کرده؟ لوامه است، یعنی دائماً ملامت می‌کند. و نمی‌خواهیم اما اساساً به اینجا بیاییم و از اینجا هم برویم به نفس مطمئنه برسیم. آرامش داشته باشیم کنار الله، کنار خانواده آسمانمان. دیگر آدم بدی نباشیم، آدم متجاوزی نباشیم، آدم فضولی نباشیم، آدم حسودی نباشیم، آدم زودرنج و عصبی نباشیم، گدای عاطفی کنار اهل بیت خدا از کسی نکنیم، گله نکنیم از کسی، غر نزنیم.

جنگ دائمی با شیطان

ما باید باور کنیم. ببین قسم خورده، باور کنید انقدر آیاتش خیلی زیاد است. یکی از قطورترین مقالات قرآن راجع به شیطان است. آقا یک کسی هست، یک کسی نه، یک تعدادی هستند که همیشه حمله می‌کنند به تو. در خواب تو، دائماً تو را در باشگاه تمرین می‌دهند بهت. دیگر از صبح که از خواب، در خواب هم بهت تمرین می‌دهند حتی. نباید این را انکارش بکنیم که آقا ما مورد حمله هستیم. جبهه است. ما فقط جنگ ده روزه اسرائیل زد، آمریکا زد. الان جنگ دیگر نداریم. ببین کشور دیگر جنگ ندارد، صلح است دیگر ها. بمباران نیست، نمی‌دانم موشک‌باران نیست، پهپادباران نیست، نمی‌دانم ها، این‌جوری می‌گوییم. آقا جنگ، جنگ تا آخر عمر. و خیلی‌ها برای اینکه اصلاً این صحنه جنگ را انکار کنند، اصلاً همه را می‌دهند مثل همین اصلاح‌طلب‌ها و نمی‌دانم غرب‌گداها. راحت. باشد، سرزمین می‌خواهم. پادشاه ما این‌جوری بودند دیگر. کجای ایران را می‌خواهی؟ بیا آن قسمت. ۵۰۰ هزار کیلومتر مال تو، نمی‌دانم آن ۱۰۰ هزار کیلومتر مال تو. همین‌جوری. بهره مال تو، نمی‌دانم آنجایش مال تو، آنجا حاتم‌بخشی. می‌خواهم راحتیم دیگر، جنگ نداریم، دعوا نداریم. این‌جوری الان خیلی غرب‌گداهایی که در کشور ما حاکمیت دارند، عین قاجار و پهلوی هستند. آقا بدهید برود، راحت می‌خواهیم چه‌کار کنیم؟ برویم آشتی کنیم، صلح، مذاکره کنیم، بدهیم برود، راحت. چی را بدهید برود؟ آن همه چیز تو آن کشور تو را دوست، همین‌ها دو سوم کشور تو را بردند، ولت می‌کنند مگر؟ یک زمانی می‌آید همه کشورت را می‌گیرند. منابع تو را می‌گیرند، ناموس تو را می‌گیرند، دینت را مثل سوریه. بعد حالا می‌کشند همه‌تان را. مهم نیست شما کشته بشوید. به کسی نیست در دنیا بیاید به شما بگوید به این‌ها بگوید برای چی می‌کشید؟ سازمان ملل مال خودشان است، شورای امنیت مال خودشان است، حقوق بشر مال خودشان است، عفو بین‌الملل مال خودش است، همه مال خودشان است، همه چی مال خودشان است. ببین قرار می‌گذارد با حماس، می‌گوید بیایید قطر مذاکره کنیم. بعد به اسرائیل می‌گوید بزنش. کی بود کی بود ما نبودیم. الان چی شد؟ سوریه را گرفتند، عراق یک بار گرفتند، افغانستان را گرفتند. چی شد؟ کسی تکان خورد در این عالم؟ کسی رفت به این‌ها بگوید حالا چرا یک میلیون و خورده‌ای در عراق کشتند آدم؟ چیزی شد؟ الان دارند منابعش را می‌برند. نفت سوریه را دارند می‌برند. لیبی را دارند غارت می‌کنند، سودان را دارند غارت می‌کنند. چیزی نیست. خیلی‌ها دقیقاً همین کار را با شیطان می‌کنند. اصلاً جنگ و جدال و این‌ها ندارم. بگذار این سرزمین دلم را بدهم بهش. دیگر دعوا نداریم با هم، ما هم از خودشیم دیگر. ولی او ولت نمی‌کند. «یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ» (دوستانش را می‌ترساند). دقیقاً حرف. می‌گوید ما قاتل دوستانمانیم، ولی خطرناک برای دشمنانمان هستیم. ولی برای دوستانمان قاتلیم، می‌کشیمشان. شیطان یخ ولت نمی‌کند. من تسلیمش شدم، دائماً اضطرابت را می‌برد بالا. یعنی وقتی تسلیمش می‌شوی، حاضر نیستی جلویش وایسی، حاضر نیستی در دهنش بزنی، حاضر نیستی خلافش عمل بکنی. این سطح اضطراب را به تو می‌برد بالا نسبت به گذشته. انگشترم چرا این‌جوری شد؟ روسریم این‌جوری شد؟ چادرم آن‌جوری شد؟ کلیپ، کفشم این‌جوری شد؟ پاشنه شد آن‌جوری شد؟ جیبم آن‌جوری شد؟ عینکم آن‌جوری شد؟ موهام این‌جوری شده؟ نمی‌دانم رنگ، یعنی مبلم این‌جوری شد؟ کریستالم این‌جوری شد؟ توالتمان این‌جوری است؟ الان آشپزخانه‌مان این‌جوری است؟ شیر خانه این‌جوری است؟ یخچال. برای لاستیک، برای سپر، برای رینگ، فرمان، برای رنگ آدم می‌کشیم. خودمان را می‌کشیم، با همسرمان دعوا داریم در دو سر دنیا. گریه می‌کنیم، غصه می‌خوریم، اضطراب داریم، گله‌گی داریم، گدایی عاطفی داریم. ولت نمی‌کند. ببین او می‌اندازدت تو جهنم، بعد راضی نیستش که الان. می‌گوید ببین این الان طبقه اول است، من باید این را ببرم طبقه هفتم. حسادت به آدم است. می‌گوید من این را باید با خودم ببرم در واقع هفتم، آنجا کیف کنم که این‌ها را همه‌شان را آلوده کردم یا انتقام. حالا که قرار است من رانده بشوم، مگر من می‌گذارم این‌ها طبقه دوم جهنم بعداً نجات پیدا کنند؟ طبقه اول باشم، می‌برمشان تا به هم که پیش خودم، طبقه هفتم. ول نمی‌کند که تو باج بخواهی بهش بدهی. دست‌بردار نیست هیچ وقت. تمام هستی‌ات را نابود. «إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکَ» (آنگاه که به انسان گفت: کافر شو! و چون کافر شد، گفت: من از تو بیزارم). خدا حرف می‌زند، می‌گوید به انسان می‌گوید کافر شو، انقدر وسوسه. وقتی کافر بشوی، می‌گوید خاک بر سرت، من بری از تو هستم. شیطان همیشه در روز قیامت می‌گوید: «فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنفُسَکُمْ» (پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید). من را ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید. خدا گفت گوش نکردید، من گفتم گوش کردید. ملامت کنید. بعد جالب است شیطان می‌گوید من از خدا می‌ترسم، شما نمی‌ترسید. جلوی همچین دشمنی بخواهی باهاش بدی. تو مقدس‌ترین چهره، بعد از شصت سال عبادت، تبلیغ، ریاست، ولت نمی‌کند. یعنی همه جا هست. در خواب، سر نماز، در حرم، در مکاشفه داری می‌کنی، امام زمان. همان لحظه‌ای که الان آقا دیگر، دیگر الان دیگر آقا را می‌بینی. انقدر جان کندم، انقدر جان کندم، انقدر زحمت کشیدم تا بتوانم امام زمان را ببینم. تو یکی از اولیای خدا گفت می‌خواهم ببرم پیش آقا. انقدر خوشحال بودم. گفت همان که داشتم می‌رفتم به چادر آقا، داشتی می‌رسیدیم به چادر آقا. ولی خدا دست من را گرفته بود. شیفته آقا بودم، داشتم همین‌جوری. بعد امام زمان با چند تا خانم ملاقات داشت. خانم‌ها آمدند. من یک دفعه چشمم رفت بیرون خانم‌ها، گفتم عجب خانم‌هایی‌اند. ولی خدا دستمان را فشار داد، گفت سوختی. سوختی. در چادر هم هستی، ولت نمی‌کند.

شریعت، راه نجات از فریب شیطان

برای همین اصلاً خیال باطل است یک کسی بگوید من نفس مطمئنه هستم، من دیگر از خیال نجات پیدا کردم، ما دیگر اصلاً از مقوله اصلاً من شیطان گولم نمی‌زند، اصلاً شیطان بین ما وجود ندارد، نمی‌دانم نفس وجود ندارد. توهم می‌کنند نفس وجود ندارد، دیگر نمی‌دانم مفتیات، شریعت دیگر اصلاً مهم نیست، نمی‌دانم حجاب دیگر اصلاً مهم نیست، روابط زن هر جا شد شد، اصلاً دیگر الان ما در عرفانیم، ما اصلاً دیگر رفتیم مرحله از شریعت رد شدیم، رفتیم به مرحله طریقت رسیدیم، الان ما در حقیقتیم، اصلاً دیگر الان این حرف مزخرفات چیست؟ شریعت تا لحظه آخر باید باهات باشد. رساله تا لحظه آخر، مرجع تقلید تا آخر، لحظه آخر. خدا رحمت کند همین مرحوم شیخ مرتضی انصاری. وقتی که می‌خواستند، تب مرگش بود، دم احتضار بود. این پایش را می‌کردند رو به قبله. خب مرجع تقلید بود دیگر. پایش را می‌بردند، می‌کردند. هر کاری می‌کردند که پایش را رو به قبله بکند، رو قبله نمی‌شد. زود پایش را برمی‌گرداند. ای کسی نگران شده و عاشق مرتضی، دیگر بابا عاشق مرتضی. مرجع تقلید شیعیان جهان، امام می‌گوید که خدا برو با ایشان محشور کند. هر کاری کردند این پایش را رو به قبله نمی‌کرد. آخه چیست؟ گفت من مشکل عدم کنترل بول دارم. رو به قبله چرا؟ حرام است. آنجا حواسش به شریعت هست. این قبله باشم، حرام انکار. حواس شمس. حالا اینجا چی به داد ما می‌رسد؟ رحمت. رحمت شیطان را دست به سر عاجزش می‌کند. چون شیطان خشونت، فساد، فحشا، حسادت، بغض، کینه. ببینید من یک چیزی به شما بگویم. شما الان بروید کتاب اخلاق را که مثلاً ۶۰۰ تا مثلاً رذیلت توش نوشته، کتاب‌هایی که الان فضا رذیلت می‌نویسند، صدها رذیله نوشته. احادیثش را که بخوانید، حتی آیاتش، شیطان که خدا شیطان آنجا ذکر می‌کند، در غضب می‌گوید، در شهوت‌ها می‌گوید، در نمی‌دانم، در حسرت گذشته، ای کاش، ای کاش می‌گوید. «فَإِنَّ اللَّهَ افْتَحُوا عَمَلَ الشَّیْطَانِ» (پس خدا عمل شیطان را باز می‌کند). اگر بگویی ای کاش، آخیش کاشکی، همین که گفتی، می‌گوید شیطان می‌آید سراغت. تو همین کلمه شیطان را می‌آورد تو. نگو ای کاش، ولش کن دیگر، تمام شد، گذشت. الان دیگر راجع بهش حرف نزن. اداره‌ای می‌نشیند فکر می‌کند، هی می‌نشیند غصه می‌خورد، نمی‌دانم چرا شوهرم این‌جوری کرد، چرا زنم. یک سره. آن موقع دیگر شیطان کاملاً لمس می‌کند این را، سوار می‌شود. سوار می‌شود، اصلاً اصطلاح قرآنی است. یعنی می‌آید پوزه‌بند می‌بندد، می‌گوید حالم الان وضعش خوب است، الان می‌توانم سوارش شوم، باهاش بروم. ولش کن دیگر.

سرعت و سبقت در مسیر الهی

ما باید با سرعت برویم، با سبقت و سرعت. سرعت و سبقت داشته. کندت. دست‌بردار، ولش کن. دزد خانه‌ات را برده، خدا حلالش. خدایا حلالش. من اصلاً وقت ندارم از قیامت نمی‌رسم. قیامت اصلاً وقت ندارم. کی برده؟ چی نبوده؟ آقا این چه کاری دارد؟ چقدر شرافت. فلانی راجع به شما چی این را گفت؟ چی گفت؟ بگو بیا بنشین ببینم چی گفت. خبر آوردی که فلانی چی گفت. برای من نفرستید مطلق. کار غلطی است. نمی‌خواهم بدانم فلان کس راجع تو کانال چی گفته راجع به من. اصلاً نفرستید برای من بیانم. حالا نمی‌خواهم بشنوم. تو تازه بشنوی باید پاشی بروی استغفار کنی برای طرف مقابل. آقا ول کن. مگر من باید دفاع کنم؟ خدا خودش دفاع می‌کند دیگر. خدا باید دفاع کند. آبرومند مگر دست، دست من نیستش که. اصلاً شیطان را انکارش نکنیم. خیلی باید جدی بگیریم. خدا رحمت کند الله می‌گوید شیطان برای ما یک امر مبتذل است. شیطان در همین حد. اصلاً این‌جوری سر نماز باهات است، تو روزه باهات است، تو حج باهات است، تو مسجد با تو، سجده باهات است، تو رکوع باهات است. درک قرآن می‌خوانی باهات است. نمی‌دانم تو اردو باهات است، نمی‌دانم همه جا باهات است. تو رختخواب باهات است. تو رختخواب باهات است. بین زن و شوهر هست. به تو خدا هست. وقتی داری نماز می‌خوانی، بین زن و شوهر تو رختخواب کنارشان هستش. تو خواب می‌آید اعصاب همه را خرد می‌کند، همه را علیه همدیگر به جان هم می‌اندازد. «یَنزَغُ بَیْنَهُمْ» (میانشان اختلاف می‌اندازد). شما را دائماً اختلاف می‌اندازد. بعد می‌گوید نه، من اصلاً آدمی هستم که از گذشته‌ام، از این حرف‌ها. شیطان کو؟ دستش به من نمی‌رسد. کجا؟ عبد شی دستش بهت نمی‌رسد. اگر رفتیم سراغ رحمت. حتی وقتی شیطان ضربه می‌زند به ما، ضربه می‌زند به ما. در جبهه این‌جوری بود. بعضی‌ها یک تیر می‌خوردند، می‌افتادند. تیر خورده دیگر. مثل فرمانده‌های ما. تیر می‌خوردند، ترکش می‌خوردند. اصلاً وقت نداشتم بیفتم. دقت کن چی دارم می‌گویم. باور کن خدا شاهد است. همین مثالی که زدم. چهار پنج تا تیر خورده تو بدنش، تو پایش. «ممد اسلحه را برسان به من.» یعنی اصلاً نمی‌افتد. فرمانده. نیروها این‌جوری بودند. من نباید بیفتم. ببندیم یک چیزی، پاشیم برویم دنبال کار، ادامه عملیات. اصلاً نگاه نمی‌کند تیر خورده، خون دارد می‌رود. این‌ها اصلاً آدمی که تو می‌زنش. وقتی قدرت دارد، سرعت دارد، عقلانیت دارد، تمام این ضربه‌های شیطان را ترمیم می‌کند. گذشته را ترمیم می‌کند. هم خودش و هم بقیه را ترمیم می‌کند. همه را ترمیم می‌کند. خودش، بقیه را نمی‌گذارد کسی شیطان بگیرد، نگه دارد. می‌رود همه را از دستش در می‌آورد، نجات می‌دهد. پاشو برویم، پاشو برویم. فعلاً تو راه. برویم حالا حرکت کنیم، تو راه مثلاً درمان می‌کنیم. حالا تو راه یک چیزی می‌بندیم درش، زخم درمان. وای نمی‌شود اصلاً. وایسی تمام است. معطل چی؟ می‌آید پوزه‌بند را می‌بندد دیگر، سوار می‌شود. حالا به این راحتی پیاده می‌شود؟ ول نمی‌کند دیگر. بدو برو، عجله کن برو. «سَارِعُوا» (بشتابید) چون معشوق دارد به من می‌گوید با سرعت بیا. «سَارِعُوا وَسَابِقُوا» (بشتابید و سبقت بگیرید). بدو بیا، بقیه هم سبقت بگیر. وای نایست اصلاً. نمی‌توانم وایسم. رحمت این‌جوری آدم را می‌سازد. وقتی شیطان ضربه می‌زند، دردش هم می‌آید، آخ هم می‌کند. چون بچه‌اش را زده، زنش را زده، شوهرش را زده. از طریق بچه‌ات می‌زندت، می‌خواهد نگرت دارد دیگر ها. خودت. دام بیندازد. خودت و زنت را دام می‌اندازد. آن ضعیفه، شوهرت را، شاگردت را، همه را می‌اندازد به کارمند، نمی‌دانم نیروت را، فرمانده‌ات را، زیرمجموعه‌ات را می‌اندازد به بالاخره تو متوقف شوی. چون تو جانت به این‌ها بسته دیگر. بکش برو، همه را هم ببر. رحمت این‌جوری است. رحمت خنثی می‌کند. ذکر خنثی می‌کند. یاد خدا خنثی می‌کند. حرم خنثی می‌کند. برو برو زودتر یک مربی، استادی، حرمی، ذکری، مقاله‌ای، کتابی، یک چیزی بالاخره برو. غذا بخور، خوب می‌شود. رحمت اصلاً مانع فریب است. وقتی من قرار است بنیان وجودی‌ام را بگذارم روی رحمت، نمی‌افتم. ادامه می‌دهم، می‌روم. دیگر نمی‌روم سراغ نیازهای کاذب. اصلاً گول نمی‌خورم. ببین بازار یک نگاهی کنیم، برویم این را فعلاً نگاهی کنیم، برویم فلان، فلان چیز را بخریم، نمی‌دانم. هر کی می‌خواهد برود دنبال این چیزها، اصلاً راه نمی‌افتم باهاش. راه بیفتم من وقتی این حرف‌ها را ندارم که الان.

نقش شریعت در تنظیم روابط

عبادت، چون بحث آخر، بحث چند تا تذکر هم باید بدهم. عبادت، شریعت اینجا به داد آدم می‌رسد. شریعت می‌آید رابطه تو را تنظیم می‌کند. شنیدنی‌ها، به هر چیزی نگاه نکنیا. هستی را نخوریا. هر چیزی را لمس نکنیا. مراقب باش. مراقبت بکنی خودت به گناه نیفتی، نه دیگران را به گناه بیندازی. روابطتان باید یک جوری باشد که شیطان نیاید. اگر روابط تو خرابش کردی، شیطان می‌آید وسوسه می‌کند آنجا. امکان ندارد نیاید. نه، ما اصلاً شیطان نمی‌آید سراغ خواهر برادریم، نمی‌دانم ما دو تا خواهریم، دو تا برادریم. اصلاً دو تا برادر صیغه بخوان، دو تا خواهر صیغه بخوان، صیغه خواهری بخوان، نمی‌دانم پدر، پدر و فرزند را می‌اندازد به جان هم، همه را هم همدیگر را می‌کشند. این حرف‌ها چیست؟ اصلاً امنیت نداری تو هیچ جا. برای همین شریعت می‌آید به داد ما می‌رسد. خطوط قرمز را می‌گذارد. رعایت. چه تحریک بشوی، چه تحریک نشوی، چه نیاز داشته باشی، چه نداشته باشی، رعایتش بکن تا آنجا که می‌شود. رابطه با اشیا، خوردنی‌ها، شنیدنی‌ها، لمس‌کردنی‌ها، بودن رابطه با، رابطه با حیوانات. این گوشت حلال است، این گوشت حلال نیست. رابطه با حیوانات. همه چیز، رابطه با همه چی را شریعت تنظیم می‌کند که راه نفوذ نداشته باشد. شریعت فوق‌العاده برای ما کارسازی می‌کند. فوق‌العاده کارسازی می‌کند. بسیار بسیار مقدس و مهم است.

خلاصه بحث: رحمت و معرفت نفس

پس این نقشه شیطان و در نقطه مقابل نقش معرفت. خلاصه بحث، خلاصه کل بحثمان چی شد؟ دو تا کلمه: «ارحم ترحم» (رحم کن تا به تو رحم شود). تمام. هر چقدر شما سطح رحمتتان را بالا ببرید، رحمت بیشتری را جذب می‌کنید. بال در می‌آوری و پرواز می‌کنی. توجه کردید؟ اگر بخواهد بالت خسته نشود، نیفتی، باید استراحتش بدهی. هی رحمت بیشتر، این بال جان می‌گیرد، هی می‌رود. هی رحمت بیشتر، جان می‌گیری، پرواز می‌کنی. پرواز می‌کنی، می‌روی بالاتر، بالاتر، بالاتر، بالاتر. خستگی آنجایی است که تو رحمت را ول می‌کنی. رحمت را رها نکنیم. باید خروجی رحمت باشد. این یک. دو. عالی‌ترین سطح رحمت چیست؟ عالی‌ترین سطح رحمت این است که در بین، درجه‌بندی کنیم، در بین پنج تا مهم‌ترینشان معرفت نفس است. یعنی اگر می‌خواهیم هر معرفتی داشته باشیم، هر رحمتی کنیم، به مردم بگوییم که آقا خودت را بشناس. روی این کتاب «من کیستم» روی مباحث معرفت نفس عزیزان در تمام استان‌هایشان کار کنند. چون این تنظیم شده. سی سال رفته، هی چوب خورده، آمده، رفته، ارزیابی شده. در آمریکا، اروپا، روسیه، نمی‌دانم کجا کجا کجای تدریس شده، آمده، تدریس شده، آمده تا شده یک کتاب. بخوان. «من کیستم». این اگر ورودی خوب است، چون اصول را ما تقریباً در آوردیم. اصلاً این چهل جلد را توانستم بنویسم. شماها باید دعا کنید ما را که خدا سعادت بدهد، توفیق بدهد ما بتوانیم بقیه‌اش را من بنویسیم. اگر بگذارد کارهای اجرایی و جهادی سنگین است. نمی‌شود آدم وسط جنگیم. تا مقداری که می‌توانیم تمرکز کنیم، وسط جنگ می‌توانیم تمرکز کنیم یک چیزی را بنویسیم، یک چیزی را. «من کیستم».

معرفی امام زمان (عج) و استغاثه

حالا دیگر چیست؟ از طریق «من کیستم» بهترین کار رحمتی در جامعه این است که مردم را در جهان ما امام زمان را معرفی کنیم. منجی را معرفی کنیم. هیچ رحمتی. در تمام بدبختی‌های آدم به خاطر نبودن این شخص است. پول می‌خواهی بدهی، نمی‌دانم وقت می‌خواهی بگذاری، نمی‌دانم آبرو می‌خواهی بگذاری، کار تخصصی علمی می‌خواهی بکنی، هر کاری می‌خواهی کنی، امام زمان. رحمانی‌ترین کار، عالی‌ترین درجه رحمانیت، معرفی این شخص به همه جهان. رحیمی‌ترین کار چیست؟ رحیمی‌ترین کار این هستش که تو به امام زمان رحم کن. بابات است. امامت است. دارد غصه می‌خورد. هشت میلیارد بچه‌اش دارند پرپر می‌شوند جلویش. اگر تو رحیم هستی، باز هم همین کار را بکن. باز هم استغاثه‌ها را. پنجاه درصد کار رحیمی استغاثه است. یادتان باشد. پنجاه درصد کار رحیمی نسل شما استغاثه‌ها را پشتیبانی کنید. در شهرها، در آن مردم با روحانیون، علما صحبت کنیم. با آقا در مساجد نشد، حسینیه نشد، خانه‌ها، پارک، نمی‌دانم یک جایی جمع کنیم همه را. هی این فرهنگ استغاثه را توصیه بدهیم، توسعه بدهیم. دائماً کار کنیم برایش. کار مهمی است. مردم دعا کنند به اضطرار، به اضطراب، به استغاثه. دعا کنند برای امام زمان. پنجاه درصد کار است. یک کار است ولی پنجاه درصد موفقیت. دست کم نگیریدش. دست کم نگیرید. اگر سه نفر آدمی در یک شهر، سه نفر آدم، یک نفرتان فقط روی استغاثه کار کند. توجه کردید؟ وقت بگذارد. یک نفر فقط کار کند که برود با همه صحبت کند، مراسم استغاثه‌ها را شناسایی کند. اینجا کمبودها را جبران بکند. به‌خصوص الان کار خوبی که بچه‌های رسانه کردند، یک کار کارستان بسیار بزرگ. همین که الان سایت استغاثه را راه انداختند و کار قشنگی که فوق‌العاده فوق‌العاده مهم بود، هفته آخر که انجام دادند، اینکه نقشه استغاثه را در کل کشور راه انداختند و بعد حالا همه را داریم شفاعت باید بکنیم. آقا یک جا مداح ندارد، یک جا سخنرانی ندارد، یک جا جا ندارند. هر چی کمک کنیم همه بیایند تو این طرح. همه بیایند تو این طرح. تو کشور کمک بکنیم. یعنی وصل شوید به ستاد مرکزی و همگی دست به دست هم بدهیم یک جا را آباد بکنیم. یک شهری، یک روستایی، یک حسینیه، یک جایی. این کار را باید خوب صورت بگیرد و قدرتمند صورت بگیرد. کار استغاثه. پس کار رحمانی این است. رحیمی‌اش هم همین است. رحم کنیم به اماممان. نگذاریم انقدر غصه بخورد. نگذاریم انقدر غصه بخورد.

خودسازی و مراقبت در مسیر مهدوی

در بحث خودسازی هم شر خودمان را از امام کم کنیم. یعنی مواظب باشیم گند نزنیم در کارهای مهدوی، در کار امام زمان. خودمان حواسمان به خودمان باشد. خلوتمان را داشته باشیم. سحرمان را داشته باشیم. گریه‌مان را داشته باشیم. لباسمان را داشته باشیم. استغفار داشته باشیم. صدقاتمان را داشته باشیم. توسل داشته باشیم که آلوده نشویم، خراب نشویم. چون مسیر خیلی سنگین است. شیاطین به یک نفر در این مسیر خیلی حمله می‌کنند. شما دارید می‌زنید به تمام موجودیت و حیثیت چند هزار سال شیطان. ولت نمی‌کند. شیطان، استکبار، سلاطین، نمی‌دانم صهیونیست، وقتی می‌بینند تو همه زحماتشان را هدر می‌دهی، این همه زحمت کشیدند، داری میلیاردها کار کردند، قرن‌ها روش. تو می‌خواهی این‌ها را نجات بدهی از دست آن‌ها. موسی شدی، می‌خواهی بیایی همه را از فرعون نجات بدهی. راه ولت نمی‌کنند به این راحتی. برای همین خودمان باید قاسم داشته باشیم برای خودمان. استعانت داشته باشیم. ذکر داشته باشیم. استفاده داشته باشیم. گریه داشته باشیم. با داشته باشیم. گریه به امام حسین خیلی مهم است. مجالس عزاداری خیلی مهم است. حواسمان باشد بگوییم این‌ها به ما دعا کنند. یعنی بگوییم خود حضرت دعا کند. بگوییم اصحاب عاشورا دعامان کنند. از خداوند نیرو بگیریم. از ملائکه نیرو بگیریم. بگوییم این‌ها ما را دعا کنند. بیشتر حواسشان به ما باشد. اطرافمان بیشتر بگردند، نگهمان دارند. این‌ها مهم است.

تبلیغ صحیفه جامعه و طرح هویت مهدوی

جمع کنیم. اینجاست که نقش چی خیلی مهم است؟ نقش صحیفه. صحیفه جامعه را در تمام کشور تبلیغ بکنید. صحیفه یکی از طرح‌های فوق‌العاده زیبا و قدرتمند. یادتان باشد. کمتر هم باهاش آشنا هستید. همین طرح هویت مهدوی هستش و آن پنل‌ها و کارت‌ها. هر سازمانی می‌روید، مسجدی می‌روید، هر روز فرودگاه است. این را کاملاً از مجموعه رسانه درخواست بدهید. چون از بودجه هم دارد. یک دانه از آن که شما می‌خواهید بگیرید، حدوداً سه چهار میلیون تومان هزینه دارد. وزارت دفاع خواسته، وزارت بهداشت خواسته، مجموعه‌های دیگر خواستند. خب این، این خیلی راه سرعت‌مند و قدرتمند است. این را کاملاً تبلیغ بکنید سراسر کشور. قشنگ اول از این خوب یاد بگیرید. من خواهش می‌کنم اصلاً آموزش آن را بچه‌های رسانه بگذارند. حتماً در رسانه آموزش بدهند. این یک راه میانبر است. در مترو، در پارک‌ها، در نمی‌دانم همه جا به کار می‌آید. یعنی حمله قدرتمند به جبهه استکبار و شیاطین. طرف می‌آید در پارک نگاه می‌کند، صد تا کارت آنجا هست. پیدا می‌کند، یک دانه کیو آر کد می‌زند، می‌رود در موضوعات مورد نیاز خودش. میانبر بسیار خوبی است. میانبر بسیار بسیار قدرتمند و ارزشمند. همه این را تبلیغ کنید در سازمان‌ها، نهادها، کشور، مؤسسات، مراکز، شخصیت‌ها، نمی‌دانم مساجد. به امید روزی که همه در مساجد، همه باشد این‌ها. مراکز دیگر، همه این‌ها باشد. مردم ببینند، نیاز تأمین بکنند. همه جا باشد. در کانال‌ها بگذارند، نمی‌دانم تبلیغ بکنند. این کارهای بزرگ که بچه‌ها زحمت زیادی برایش کشیدند، خیلی زحمت کشیدند. ان‌شاءالله خدا اجرشان بدهد. مقبول امام زمان باشد و خیلی کار بزرگی هستش. ببینید این‌ها یک کار کوچک نیست. یک حمله نیست ها، دقت کنید. عملیات، عملیات بزرگ مثل فتح‌المبین، مثل بیت‌المقدس که یک دفعه ۱۵۰۰ کیلومتر آزاد می‌شود. این کار بزرگی است. اگر قرار است نیرو بگیرید، نیروهای آقا چه‌کار کنیم؟ بیا یک دانه از این‌ها را بردار، برو در مساجد تبلیغ کن. یکی از این‌ها را بگیر، برو یک جا بهش تبلیغ کن. یک نفر به دست تو احیا بشود، برای تو ثوابش از آن‌چه که خورشید بر آن می‌تابد، از دنیا بالاتر است و مافی‌ها. یک نفر فقط یک نفر. برای ما الان الحمدلله با این طرح‌هایی که گفتم، می‌توانیم هر کداممان صدها و هزاران نفر را از دست شیطان نجات بدهیم. آشتی‌اش بدهیم با امام زمان. این‌ها کارهای بسیار مهم است. خوب.

توصیه‌های پایانی

چند دقیقه بیشتر وقت ندارم، ولی من از چند دقیقه بیشتر می‌خواهم صحبت کنم. به خاطر خدا شده این دفعه را یک ذره از شکمتان بزنید. تا چه ماه اختتامیه هم داریم. آره، باید تا دوازده خدمتتان باشیم. نمی‌دانم پذیرایی اگر بشود، بپرسید ببینید امکان پذیرایی در خود سالن بکنند یا نه. یا حتی در حیاط، در همین لابی بکنند که دیگر همه بالا نروند. کسی کارمان را تمام بکنیم. چند تا نکته را باید بگویم خدمتتان. دعا، همدیگر را دعا بکنیم. شما هم ما را دعا بکنید. بچه‌ها را دعا بکنید. همکارانتان، همسنگرانتان را همیشه دعا بکنید. خدا کمک بکند که موفق بشویم خودمان را به امام زمان ان‌شاءالله برسانیم. ان‌شاءالله برسیم. ان‌شاءالله به ظهور، به امید خدا. کم نیاوریم و برسیم. دعا، استغاثه یادتان نرود. اولین توصیه توسل. این‌ها خیلی مهم است. کتاب‌های تمدنی را بشناسید. در استان‌هایتان تبلیغ بکنید. چهار تا کتاب تمدنی: «نقش انسان در تقدیرات»، «انقلاب اسلامی»، «آینده جهان»، «مقام عرشی» که مقام معظم رهبری فرمودند. مقام عرشی اهل بیت و مردم را معرفی کنید. ما باید واقعاً در معرفی، حالا ما فقط حضرت زهرا را فقط توانستیم کار بکنیم، ولی فعلاً حالا همینش هم مادر است دیگر. این را بشناسیم خیلی خوب است. و کتاب «بانوی کرامت». «بانوی کرامت» چون تفریحگاه ماست، استراحت حرم. تنها حرمی که شما موفق می‌شوید به سادگی و قدرت معصوم را شکار کنید، حرم حضرت معصومه است. یادتان باشد. حرم همه، همه اینجا هستند. یادمان نرود. بنابراین، این کتاب را معرفی کنیم. مردم سطح معرفتشان با سراسر کشور که می‌آیند زیارت، بیایند یک زیارت تمدنی، زیارت حقیقی با معرفت بکنند. خودتان هم همه را بخوانید. واقعاً وقت بگذارید برایش، بخوانید. این هم از این. یک صلوات ختم بفرمایید.

چیزهایی نوشته بودم. در کانال‌های مختلف، در کانال‌های مختلف. بعضی‌ها الان کانال زدند برای خودشان توی این ایتا، سروش، بله، نمی‌دانم کجا. یک عده مثلاً کارهای ماورایی می‌کنند، پاکسازی می‌کنند، برای کلاس‌هایی می‌گذارند که هر دوره‌اش چند میلیون از مردم می‌گیرند. نمی‌دانم تجارت می‌کنند، نمی‌دانم بیا این را بگیر. بخر این انگشتر انقدر این تو را این‌جوری می‌کند. اگر این را داشته باشی، نمی‌دانم چند میلیون بده این انگشتر باید دستت باشد، همرات باشد. بعضی‌هایشان هم ادعا کردند که شاگرد بنده هستند. من از اول اعلام کردم، من شاگرد ندارم. اعلام کردیم که بیایند بروند. بعضی‌ها می‌آیند، نمی‌دانم ما اجازه گرفتیم از استاد، شاگرد استاد، شاگردپروری بکنیم و نمی‌دانم از این. توی کانال اگر کسی ادعا کرد، نمی‌دانم ما شاگرد استاد شجاعی هستیم، نمی‌دانم این‌جوری است، آن‌جوری است. من به‌خصوص به‌خصوص آنجایی که پای پول مطرح است، پای پول مطرح است. طرف نمی‌دانم برای کلاس آنقدر میلیون دارد می‌گیرد هر دوره. خرید از من، نمی‌دانم این ذکر و این حرز و آن. هیچ اطلاعی ندارم. الان هم نظر کسی بود، نظرم با خاصی نیست. دارم می‌گویم که عمومی دارم می‌گویم. حالا این را حتماً توی کانال‌ها، حتماً کانال استانی، کانال بین‌الملل و کانال اصلی ان‌شاءالله کلمه من را توضیح من را که بعضی از این کارها می‌کنند، نمی‌دانم کارهایی بهت آموزش، نمی‌دانم چی چی است، نمی‌دانم انقدر هم اسم اجق وجق اثر آموزش خود من هم استفاده کردم. بعضی‌هایشان اسم یک چیز گذاشتند روشان یک ذره مردم‌فریب و نمی‌دانم حالا به اسم‌های مختلف. من نمی‌شناسم خیلی از این‌ها را. اصلاً نمی‌دانم کی هستند، چی هستند، چه‌جوری هی هم می‌آیند از من سؤال می‌کنند. بنده آنجایی که پول مردم در میان هست، اصلاً موافق نیستم، تأیید نمی‌کنم. بقیه را هم نمی‌شناسم. نمی‌شناسم. این نکته را فقط عزیزان خواستم همه بدانند. یک صلوات ختم بفرمایید. وقتتان را نمی‌گیرم، نترسید. دوربین را قطع می‌کنید. فیلمبرداری را قطع کنند عزیزان.

خلاصه

تحلیل راهبردی جنگ با شیطان: غفلت، معرفت نفس و مسیر نجات

محور اصلی این مبارزه، مفهوم «معرفت نفس» یا خودشناسی است که به عنوان کلیدی‌ترین ابزار برای شناسایی و خنثی‌سازی حملات شیطان معرفی می‌شود. بر اساس متن منبع، استراتژی اصلی شیطان، ایجاد «غفلت» در انسان است؛ نه فقط غفلت از مقدسات، بلکه مهم‌تر از آن، جلوگیری از دستیابی انسان به خود حقیقی‌اش.

فردی که به معرفت نفس نرسیده، حملات و وسوسه‌های شیطانی (مانند افکار منفی، اضطراب، حسادت و خشم) را به خود نسبت می‌دهد و دچار خودخوری و بیماری روحی می‌شود. در مقابل، کسی که خود را شناخته، ساختار سالم نفس را درک کرده و هر پیام مغایر با آرامش و رحمانیت را فوراً به عنوان حمله‌ای از جانب شیطان تشخیص می‌دهد.

شیطان با تغییر «ذائقه» معنوی، انسان را نسبت به عبادت و خودسازی بی‌رغبت می‌کند و با مشغول کردن ذهن به حسرت‌های گذشته و نگرانی‌های آینده، او را حتی در حین نماز به «عابد شیطان» تبدیل می‌سازد. راه نجات از این فریب‌ها، در پیش گرفتن مسیر رحمت («ارحم ترحم»)، پایبندی به شریعت به عنوان چارچوب محافظ، و حرکت با «سرعت و سبقت» در مسیر الهی است. در نهایت، عالی‌ترین اعمال رحمانی، ترویج معرفت نفس در جامعه، معرفی امام زمان (عج) به عنوان منجی، و توسعه فرهنگ استغاثه برای تعجیل در ظهور ایشان است.

 

۱. ماهیت جنگ دائمی با شیطان

متن منبع، رابطه انسان با شیطان را به عنوان یک «جنگ دائمی» توصیف می‌کند که تا پایان عمر ادامه دارد. این نبرد در همه حال، حتی در خواب، نماز و لحظات معنوی، در جریان است. انکار این جبهه و تلاش برای صلح با شیطان، به منزله واگذاری سرزمین وجودی به دشمن است که در نهایت به نابودی کامل فرد منجر خواهد شد.

الف. هدف اصلی شیطان: ممانعت از خودشناسی

استراتژی بنیادین شیطان، جلوگیری از «پیدا کردن خود» توسط انسان است. در حالی که غفلت از مقدسات برای کسانی است که قبلاً به شناختی رسیده‌اند، تلاش اصلی شیطان این است که انسان‌ها از اساس به یاد خود حقیقی‌شان نیفتند.

  • غفلت از خود: غفلت از چیزی که قبلاً یافته شده است (مانند غفلت از فرزند).
  • جلوگیری از یافتن خود: تلاش اصلی شیطان این است که فرد هرگز به مرحله شناخت خود حقیقی نرسد.

«شیطان می‌خواهد کسی اصلاً این را به یاد نیاورد، یعنی تلاش شیطان این است که کسی خودش را پیدا نکند. این خیلی مهم است.»

ب. وسواس خناس: ابزار حمله مداوم

شیطان به عنوان «وسواس خناس» توصیف می‌شود؛ موجودی که نزدیک می‌شود، پیام‌های منفی و وسوسه‌های خود را در قلب و روح انسان القا می‌کند و به محض اینکه فرد متوجه حضور او می‌شود، پنهان می‌گردد تا در لحظه غفلت بعدی دوباره حمله کند.

  • این حملات به صورت پیام‌های درونی تولید می‌شوند و فرد ناآگاه آن‌ها را زاییده ذهن خود می‌پندارد.
  • شیطان کاملاً خود را پنهان می‌کند تا هویت او به عنوان منشأ افکار منفی لو نرود.

۲. تمایز کلیدی: شناخت خود در برابر عدم شناخت خود

تفاوت اساسی میان انسان‌ها در این نبرد، در رسیدن یا نرسیدن به «معرفت نفس» است. این شناخت، تعیین‌کننده نحوه واکنش فرد به حملات شیطان است.

الف. پیامدهای عدم معرفت نفس

فردی که خود حقیقی‌اش را نمی‌شناسد، در برابر حملات شیطان بسیار آسیب‌پذیر است:

  • نسبت دادن حملات به خود: هنگامی که افکار توهین‌آمیز به مقدسات به ذهنش خطور می‌کند، آن را به خود نسبت داده و می‌گوید: «این چه فکرهای بدی بود من کردم.»
  • بیماری روحی و خودخوری: این وضعیت منجر به ناراحتی، بیماری و خودخوری می‌شود، زیرا فرد نمی‌داند که دشمنی خارجی در حال تولید این پیام‌ها در وجود اوست.
  • عبادت شیطانی: حتی در حین عبادت، اگر دل و ذهن فرد مشغول گذشته (حسرت‌ها) یا آینده (دلهره‌ها) باشد، در واقع در حال عبادت شیطان است، نه خدا.

«انسانی که به گذشته فکر می‌کند، این عابد شیطان است. الان دارد نماز می‌خواند ها… تو آن لحظه دارد فکر می‌کند به دیروز، به پریروز، به پارسال، به حوادث گذشته. عابد شیطان است.»

ب. قدرت معرفت نفس در شناسایی دشمن

کسی که به معرفت نفس رسیده، به معرفت الله و امام نیز دست می‌یابد و قادر است حملات شیطان را به وضوح تشخیص دهد:

  • شناخت ساختار نفس حقیقی: او می‌داند که سلامت نفس در «رحمانیت، رحیمیت، آرامش و شادی» است.
  • تشخیص فوری پیام‌های شیطانی: هر پیامی که حامل غصه، دلشوره، حسادت، زودرنجی یا عصبانیت باشد، فوراً به عنوان یک وسوسه شیطانی شناسایی می‌شود.
  • مشاهده دشمن: فرد اهل معرفت، شیطان را در حین حمله «می‌بیند» و می‌فهمد که کسی در حال «ور رفتن» با اوست.

۳. تاکتیک‌های شیطان برای فریب و انحراف

شیطان از روش‌های پیچیده‌ای برای منحرف کردن انسان و جلوگیری از رشد او استفاده می‌کند که مهم‌ترین آن‌ها تغییر ذائقه و مشغول‌سازی ذهن است.

الف. تغییر ذائقه معنوی

یکی از خطرناک‌ترین کارهای شیطان، عوض کردن «ذائقه» انسان است. وقتی ذائقه تغییر کند، فرد دیگر از امور معنوی لذت نمی‌برد.

  • بی‌رغبتی به عبادت: فرد دیگر از نماز، اذان، قرآن و ذکر لذت نمی‌برد و آن‌ها را «کراهتاً» انجام می‌دهد، صرفاً برای رفع عذاب وجدان.
  • نفرت از رشد و تربیت: analogی «باشگاه» نشان می‌دهد که فرد از مربی، تمرین، و فرآیند «شدن» و رشد کردن متنفر می‌شود.
  • بی‌ثمری حضور در محافل معنوی: شرکت در اردوها و کلاس‌های معنوی برای چنین فردی بی‌فایده است، زیرا «چشیدن» و «ذوق» معنوی در کار نیست و تمرکزی برای یادگیری وجود ندارد. این امر منجر به رکود معنوی می‌شود، به طوری که فرد پس از سال‌ها شرکت در این برنامه‌ها همچنان درگیر مشکلات اولیه خود (خشم، حسادت، فضولی) باقی می‌ماند.

ب. فریب از طریق زینت اعمال و کمالات پایینی

شیطان با مشغول کردن مردم به نیازها و کمالات سطح پایین، آن‌ها را از اهداف عالی باز می‌دارد. این فریب، زمینه‌ساز بزرگترین فجایع تاریخی بوده است:

  • قتل انبیا و معصومین: کسانی که انبیا و ائمه را به شهادت رساندند، فریب‌خوردگان نیازهای پست خود بودند.
  • مشارکت در غربت امام زمان (عج): غیبت ۱۱۹۲ ساله امام زمان (عج) محصول خالی کردن پشت ایشان توسط مردمی است که فریب شیطان را خورده‌اند. عدم حمایت و تنها گذاشتن امام، معادل مشارکت در قتل است.

«فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَأُمَّةً رَضِيَتْ بِذَلِكَ» (پس لعنت خدا بر امتی که شما را کشتند و امتی که به آن راضی شدند).

۴. مسیر نجات و توانمندسازی معنوی

برای مقابله با این دشمن قسم‌خورده، باید به ابزارهای قدرتمند معنوی مجهز شد.

ابزار نجات شرح و کارکرد
معرفت نفس «أنفع المعارف» (پرسودترین معرفت‌ها). این شناخت، پیش‌نیاز معرفت الله، نبی و امام است و فرد را قادر می‌سازد تا حملات شیطان را تشخیص دهد. بدون آن، عبادت‌ها سطحی و آسیب‌پذیر خواهند بود.
رحمت «ارحم ترحم» (رحم کن تا به تو رحم شود). رحمت، پادزهر خشونت، کینه و حسادتی است که شیطان ترویج می‌کند. هر چه سطح رحمت فرد بالاتر رود، رحمت بیشتری جذب کرده و قدرت پرواز معنوی می‌یابد.
شریعت چارچوب محافظتی. شریعت با تنظیم روابط انسان با اشیاء، افراد، خوردنی‌ها و شنیدنی‌ها، خطوط قرمزی را تعیین می‌کند که راه‌های نفوذ شیطان را می‌بندد. پایبندی به شریعت تا آخرین لحظه عمر ضروری است.
سرعت و سبقت «سَارِعُوا وَسَابِقُوا» (بشتابید و سبقت بگیرید). در این نبرد نباید توقف کرد. حتی پس از دریافت ضربه از شیطان، باید فوراً زخم را ترمیم کرده و با سرعت به حرکت ادامه داد. توقف به معنای سوار شدن شیطان بر انسان است.
نفس لوامه ملامت کردن خود. انسان باید دائماً خود را مورد ارزیابی و ملامت قرار دهد، حالات خود را بسنجد و میزان پیشرفت خود در کاهش رذایل اخلاقی و افزایش حظ از عبادت را بررسی کند تا به «نفس مطمئنه» برسد.

۵. راهکارهای عملی و توصیه‌های راهبردی

برای پیاده‌سازی این مفاهیم در سطح جامعه، راهکارهای مشخصی ارائه شده است:

  1. ترویج معرفت نفس: عالی‌ترین سطح رحمت، آموزش «معرفت نفس» به مردم است. کتاب «من کیستم» به عنوان یک منبع تنظیم‌شده و آزموده‌شده برای این منظور معرفی می‌شود.
  2. معرفی امام زمان (عج): رحمانی‌ترین کار در جهان، معرفی امام زمان (عج) به عنوان منجی است، زیرا تمام مشکلات بشر ناشی از غیبت ایشان است.
  3. توسعه فرهنگ استغاثه: رحیمی‌ترین کار، رحم کردن به امام زمان (عج) از طریق برگزاری و حمایت از مجالس «استغاثه» است. این عمل به تنهایی پنجاه درصد موفقیت را به همراه دارد. استفاده از ابزارهایی مانند سایت و نقشه استغاثه برای هماهنگی این مراسم در سراسر کشور توصیه می‌شود.
  4. استفاده از ابزارهای تبلیغی نوین:
    • صحیفه جامعه و طرح هویت مهدوی: این طرح شامل پنل‌ها و کارت‌هایی با کدهای QR است که محتوای مورد نیاز افراد را به شیوه‌ای جذاب و در دسترس در مکان‌های عمومی (پارک‌ها، مترو، مساجد) ارائه می‌دهد و به عنوان یک «عملیات بزرگ» علیه جبهه استکبار توصیف می‌شود.
  5. معرفی کتب تمدن‌ساز:
    • کتاب‌های «نقش انسان در تقدیرات»، «انقلاب اسلامی»، «آینده جهان» و «مقام عرشی» برای تبیین جایگاه اهل بیت و مردم.
    • کتاب «بانوی کرامت» برای ارتقاء سطح معرفت زائران حرم حضرت معصومه (س).

جملات ناب

  1. تلاش اصلی شیطان این است که کسی خودش را پیدا نکند (معرفت نفس حاصل نشود) .
  2. معرفت نفس بالاترین منفعت است و معرفت‌های دیگر (مثل معرفت الله، نبی، امام و قرآن) تابع معرفت نفس هستند.
  3. اگر کسی به معرفت نفس برسد، ساختارهای سلامت نفس (آرامش و شادی) را می‌شناسد و می‌فهمد هر پیامی که غم، دلشوره، عصبانیت یا مقایسه به همراه دارد، از جانب شیطان است.
  4. کسی که خود حقیقی‌اش را نمی‌شناسد، حملات و افکار منفی شیطان به مقدسات را به خود نسبت می‌دهد و دچار خودخوری و بیماری روحی می‌شود.
  5. شیطان در حملات وسوسه‌انگیز خود را کاملاً پنهان می‌کند و نمی‌گذارد فرد بفهمد که این افکار منفی کار دشمن است (وسواس خناس).
  6. کار اصلی شیطان، عوض کردن ذائقه انسان است به طوری که رغبتی به عبادت، حرم، یا کمالات عالیه نداشته باشد و تنها از روی کراهت اعمال را انجام دهد.
  7. هنگامی که انسان از رحمانیت و رحیمیت (آرامش و شادی) فاصله می‌گیرد و دچار اضطراب یا غم می‌شود، از خود حقیقی غافل شده و در آن لحظه عبد شیطان است، نه عبد خدا.
  8. انسانی که هنگام عبادت، قلبش در گذشته یا دلشوره‌های آینده یا افکار آلوده سیر می‌کند، در واقع عابد شیطان است.
  9. نفس لوامه، لحظه‌ای است که انسان یقه خودش را می‌گیرد و حالاتش (مانند عصبانیت، حسادت، فضولی یا حظ بردن از عبادت) برایش مهم می‌شود.
  10. جنگ با شیطان تا آخر عمر ادامه دارد؛ این جبهه‌ای است که نباید انکار شود و شیطان همیشه (حتی در خواب، سر نماز یا حرم) با انسان همراه است.
  11. تسلیم شدن در برابر شیطان، آرامش نمی‌آورد؛ بلکه سطح اضطراب انسان را نسبت به امور جزئی دنیوی (مانند ظاهر اشیا یا وسایل خانه) به شدت افزایش می‌دهد.
  12. شریعت تا لحظه آخر حیات ضروری است و خطوط قرمز را برای تنظیم رابطه انسان با همه چیز مشخص می‌کند تا راه نفوذ شیطان بسته شود.
  13. در مسیر الهی باید با سرعت و سبقت («سارعوا و سابقوا») حرکت کنیم و هرگونه توقف (حتی برای ترمیم آسیب‌ها) به شیطان اجازه می‌دهد که سوار شود و انسان را معطل کند.
  14. خلاصه اصلی بحث در دو کلمه نهفته است: «ارحم ترحم» (رحم کن تا به تو رحم شود)؛ زیرا افزایش سطح رحمت باعث پرواز و اوج گرفتن بال روح می‌شود.
  15. رحمانی‌ترین کار، معرفی امام زمان (عج) به همه جهان است، زیرا تمام بدبختی‌های آدم به دلیل نبودن این شخص است.
  16. رحیمی‌ترین کار، رحم کردن به غصه امام زمان (عج) و تلاش برای فرهنگ‌سازی استغاثه (که پنجاه درصد موفقیت را تضمین می‌کند) در جامعه است.
  17. برای جلوگیری از آلودگی در مسیر سنگین مهدوی، باید دائماً مراقب خود باشیم و در خلوت خود، سحر، گریه، استغفار و توسل داشته باشیم.
  18. تبلیغ طرح‌هایی مانند صحیفه جامعه و هویت مهدوی، یک حمله قدرتمند و میانبر برای نجات صدها و هزاران نفر از دست شیطان است.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه