اردوی فکر و ذکر(۷) – جلسه 009

متن کامل جلسه

سلام علیکم و رحمه الله. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. صل علی محمد و آل محمد و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. عید محضر مقدس رسول اکرم، پیامبر اعظم و وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام و وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهم أجمعین صلوات بلند ختم بفرمایید.

فقر و عجز، گنج اهل معرفت

فقر و عجز، گنج اهل معرفت است. قوت و قدرت اهل معرفت از میزان عجز و فقرشان است. این یک بیت را از حافظ داشته باشید. البته شعر برایش نوشته شده است، اما به نظر من هنوز بسیار بکر است و کار دارد. یک بیت:

«از خلاف آمد عادت بطلب کام که من

کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم»

اگر می‌خواهی به کامت برسی، درست خلاف روند عادی را طی کن. داستانش را در مباحث توحید در اردوهای قبلی عرض کردیم که موی پریشان خدا، همان نزول رحمت و اسماء الهی است. عوالم خلقت است و عالم کثرات چون موی معشوق همین‌جوری است. بیشترین کثرات در وجه معشوق، ارتباط با معشوق، موی معشوق است که پر از کثرات است. اما شخص عارف در دل این کثرات، وحدت را پیدا می‌کند. بحثش را جلسه اول دیروز کردیم.

وحدت در کثرت اسماء الهی

«و باسمائک التی ملأت أرکان کل شیء»

اسماء درست کثرت دارند، اما ما را به وحدت می‌رسانند. کثرتی است که جمعیت می‌آورد، و وحدت و تمرکز می‌آورد. کثرتی نیست که تکه‌تکه بکند دل انسان را، برخلاف معشوق‌های دنیایی که شخصیت و روح انسان را تکه‌پاره می‌کند و کثرت و گیجی و گنگی و شلوغی سر برای انسان می‌آورد. کثرت اسماء در انسان وحدت ایجاد می‌کند، جمعیت ایجاد می‌کند. شما به همین گل‌هایی که در مقابل همه‌تان هست نگاه بکنید. حالا اگر این گل‌ها صد رقم هم که باشد، همه‌شان شما را به یک زیبای مطلق می‌رسانند.

«با صد هزار جلوه برون آمدی که من

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را»

حافظ می‌گوید: «شما از خلاف آمد عادت بطلب کام که من کسب جمعیت، یعنی وحدتم را، جمعیتم را، تمرکزم را از آن زلف پریشان کردم.» یعنی آن پریشانی وحدت می‌آورد برای انسان، آن کثرت وحدت می‌آورد برای انسان. شما به دهان و گل یا مخلوقات دیگر اگر درست نگاه بکنید، تمامشان شما را به وحدت می‌رسانند.

قانون پیروزی در فقر و عجز

این یک بیت، یک کارگاه می‌طلبد خودش، یعنی یک کارگاه حداقلی یک هفته‌ای،با یه عالم تمرین که همه جمع شوند تمرین کنند با این که کجاها وقتی شما جریان عادی را رها می‌کنید و به جریان غیرعادی می‌روید، به پیروزی و کام می‌رسید.این یکی دو روزی که با هم صحبت کردیم، یکی از مصادیقش همین است که شما وقتی که پُری به فقر می‌رسی، به محرومیت می‌رسی، وقتی عجز داری و وقتی که ضعف می‌بری، وقتی که گدایی، به قدرت می‌رسی، به دارایی می‌رسی. هر چقدر گدایی بیشتر، ضعف بیشتر، عجز بیشتر، دریافت بیشتر.

این خلاف آمد عادت یعنی آنجایی که برای طبیعت‌گرا ثروت فخر است، دارایی‌ها فخر است، برای اهل ایمان نداری‌ها و فقر قدرت و فخر می‌آورد. شما یک جمهوری اسلامی را ببینید، یک کشوری که انقلاب کرده، بسیار فقیر است. یک ریال ذخیره ارزی ندارد، نیروی نظامی ندارد، اسلحه ندارد، تجهیزات ندارد، صنعت ندارد. با چشم خودشان دیدند دیگر، یعنی چهل و هفت سال است ما داریم می‌بینیم. ابرقدرت‌هایی که قدرتشان الان این‌ها دیگر الان موش شدند، شوروی نیست که متلاشی شده، آمریکا هم که آن آمریکا نیست. آن آمریکای آن موقع ابرقدرت جهان بود. تمام ابرقدرت‌ها برای اولین بار در دنیا با هم متحد شدند کشور را نابود کنند. عجیب نیست؟ یک کشور فقیر دست خالی را نابود کنند. خیلی همین ایران ما را.

معجزه مقاومت ایران

شوروی آمد، با تمام لبه تکنولوژی جهان، آمریکا، اروپا، با لبه تکنولوژی جهان، کشورهای منطقه، همه آمدند جز یکی دوتا. فکر کنید کجای دنیا یک کشور با همه دنیا می‌جنگد؟ نزدیک بیست کشور فقط اسیر میگیرد. چقدر تنوع دشمن ما داشتیم. از همه جای دنیا می‌ریزند که این کشور را نابود بکنند. این کشور یک وجب خاکش را از دست نمی‌دهد. همین این کشور، همین کشوری است که یک دانه انگلستانش، یک دانه آمریکایش فشار می‌آورد، دو سوم خاک این کشور را در صد و پنجاه و هفت سال، دو سه تا کشور غارت کردند. حالا همه دنیا ریختند سر این کشور، یک وجب خاک هم نمیتونن بگیرند. این‌ها دنیا دیده با چشم خودش این معجزه را به رویش نمی‌آورد، از بس شرم‌آور است برایشان که همه ما ریختیم سر یک کشور، نابودش بکنیم، یک وجب خاکش بگیریم، حکومتش را شکست بدهیم، هیچی نتوانستیم، هیچ کاری بکنیم. ما همان احمق‌ها الان می‌گویند می‌خواهیم کشور را تجزیه بکنیم.

قدرت این کشور از کجا بود؟ از فقرش، از اینکه ملتش فقط خدا را صدا می‌زدند، اهل توسل داشتند. البته خوب آن موقع‌ها هم دعاها و توسلات یک چیز دیگری بود انصافاً. تو جبهه‌شان هم همین‌طور. دائماً ذکر مصیبت و یاد خدا، اشک و آه و رزمندگانش تا صبح عبادت و نماز شب تو دل برف، تو سرما. هر کدام این‌ها امامزاده بودند، هر کدام این‌ها یک ولی الله بودند. بخوانید خواهش می‌کنم حتماً کتاب سرنوشت این رزمندگان و کتاب‌های شهدا را. هر کدامشان امامزاده بودند، هر کدامشان از اولیای خدا بودند. هر یک دانه شان یک لشکر بودند. تمام قدرت‌های جهان ریخته سر این و نتوانستند یک وجب خاک ازش بگیرند. خب این پیروزی را از کجا آورده؟

دشمنان داخلی و خارجی

از داخل .فتنه‌گرها خلق کرد، خلق ترک، خلق مسلمان، خلق ترکمن. کشور را شش هفت تکه می‌خواستند بکنند. از داخل منافقین و کردهای وحشی. کردهای وحشی که وحشی‌تر از این داعشی‌ها بودند. داعشی‌ها الان باز خیلی مهربانند، وقتی آدم را می‌بینند سر آدم را می‌برند فقط. آن هم با شمشیر سر می‌برند، شمشیر تیز و خوب می‌آورند سر می‌برند. وحشی‌های کومله که الان هستند، دموکرات و کومله و این‌ها که هنوز هم باز حسن و خطر دارند. این‌ها وقتی می‌خواستند یک نفر سرش را ببرند، یک موزاییک برمی‌داشتند ذره‌ذره می‌کشیدند روی سر شخص. حلبی برمی‌داشتند می‌کشیدند آنقدر تا این سرش بریده بشود. گاهی دست و پایش را می‌بستند، روی پیشانیش یک دانه برش می‌زدند با این حلبی یا با چاقو، بعد پوست سرش را یک جا می‌کشیدند. این وحشی‌ها از داخل قائله کردستان ایجاد کردند با پشتیبانی ابرقدرت‌ها. منافقین فقط هفده هزار ترور در داخل داشتند. رئیس جمهور کشتند، وزیر کشتند، شهید بهشتی خودش رئیس جمهور بود، رهبر بود خودش. چه اوضاعی داشتیم ما که آقا فرمود: «شرایط ما الان نزدیک آن شرایط سال شصت است.» نتوانستند کاری کنند، شکست خوردند همه‌شان. معجزه‌ای که تو دنیا هیچ وقت سابقه نداشت، روی کره زمین یک همچین معجزه‌ای، تاریخ بشریت وجود نداشته. مردم خیلی ساده از کنارش رد شدند.

قدرت مردم از فقر و دعا

قدرت این مردم از کجا بود که همه ابرقدرت‌ها را شکست دادند؟ از فقر، از دعایشان، از استغاثه‌شان، از اضطرارشان، از عجزشان. حافظ می‌گوید: «از خلاف آمد عادت بطلب کام که من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم.» می‌خواهی به کام برسی، از خلاف آمد عادت بطلب. آنجایی که هارت و پورت و منم‌منم دارید، شکست می‌خورید. همه موارد این جوریه ها. آنجایی که گردن‌کلفتی و قلدری هست، انسان شکست می‌خورد. حتی تو خانواده هم همین‌طور است. یعنی تو خانواده هم وقتی یک مرد یا یک زن بیفتد به زن‌سالاری یا مردسالاری، بخواهد حرف آخر را بزند، شکست می‌خورد. اولین چیزی که شکست می‌خورد این هستش که ظاهراً شاید کارش به طلاق نکشد، ولی اولین شکستش این هستش که عشق را از دست داده تو دل همسرش. این شکست نیست؟ بالاترین شکست است که یک زن و شوهر کنار هم باشند، عاشق هم نباشند. و یک زن دوست‌داشتنی نباشد ولی قدرتمند باشد، غالب باشد و حاکم باشد. قدرتمند هست، غالب، حاکم، ولی منفور است. مرد همین‌طور. زندگی نیست، زندگی جای عشق است. «مَوَده لِتَسکُنوا إلیها» این زندگی تمام شده کارش. طلاق صورت گرفته، تمام شده. ظاهرش حفظ است. قلباً از دست رفته، یعنی شخص قلب را از دست داده، تمام. چون هارت و پورت دارد، منم‌منم دارد، می‌خواهد قلدری بکند، بی‌منطق است، داد و فریاد دارد، ترس ایجاد می‌کند تو دل همه، جیغ و داد دارد. یا زن‌سالاری هست یا مردسالاری. هر دوش فاجعه است. تو اجتماع هم همین‌طور است، تو دنیا هم همین‌طور است.

پیروزی مظلومان

موفق کیست؟ قانون خلقت این است که موفق مظلوم است. امام حسین مظلوم بود، دیدید؟ و ماندگار شد و پیروز شد. علی اصغر پیروز شد، علی اکبر پیروز شد، رقیه پیروز شد، حضرت زینب پیروز شد. حضرت زینب اسیر است ولی پیروز می‌شود. آنقدر پیروز است که وقتی بعد از هزار و چهارصد سال حرمش به خطر می‌افتد، از چند کشور لشکر می‌رود و لشکر بین‌المللی دنیا را شکست می‌دهد. «کُلُنا عباسک یا زینب». قدرت زینب است. امام حسین مظلوم است ولی پیروز شده. امیرالمومنین ماندگار است. فاطمه زهرا ماندگار است. قاتلانش الان کجایند؟ قبرهایشان کجاست؟ الان کجایند؟ امام حسین اربعین را می‌اندازد، از صد کشور، همه دنیا می‌آیند. ده‌ها میلیون. پیروز شده. آنجایی که مظلومیت، آنجایی که لنگ انداختن، عجز و فقر هست، کامیابی است. این همه جا این قانون وجود دارد.

نمونه‌های معاصر پیروزی مظلومان

حالا وقتی که یک فقیر، یک مظلوم، یک غریب مثل شما نگاه کنید، غزه اوج فقر و عجز است. ابرقدرت‌ها را شکست دادند. یمنی‌ها را نگاه بکنید، به قول خودشان پابرهنه، کلاشینکف دست، ضعیف‌ترین اسلحه جهان. اما نتوانستند. عربستان، امارات، آمریکا، انگلیس، فرانسه، همه آمدند یمن را شکست بدهند، شکست خوردند. آمدند غزه را شکست بدهند. از غزه کوچولو چهارده کیلومتری دنیا شکست خورده. بچه‌هایش پیروز شدند. همین بچه‌هایی که دارند گریه می‌کنند، گرسنه‌شان است، کشته می‌شوند، پیروز شدند. پیروزی این بچه‌ها از کجاست که دنیا را تکان دادند؟ همه الان بیش از هفتاد کشور دارد می‌رود غزه، کشتی‌هایشان دارد می‌رود. پیروزی‌شان از کجاست؟

توکل به خدا، رمز قدرت

حالا همین ضعیف شجاع، همین ضعیف شجاع وقتی که توکل به خدا می‌کند و توسل به خدا دارد، ابرقدرت‌ها را به زانو در می‌آورد. ابرقدرت‌ها را به زانو در می‌آورد و دست به شمشیر می‌شود. خیلی‌ها این فهم را ندارند، یعنی هنوز هم که هنوز است وقتی آمریکا، ناتو تهدید می‌کنند ما را، حواسشان هست خب حالا ما الان چیکار بکنیم؟ بابا اسلحه تو توی آن «إنّ مَعیَ ربّی» است. آن است اسلحه تو، آن است «إنّ مَعیَ ربّی». قدرت تو رب توست، نه قدرت بازو و اسلحه تو. موسی قدرتش از کجاست؟ فرعون را نابود کرد. ابراهیم نمرود را که بی‌نظیرترین ارتش را داشت، نابود کرد. علیهم السلام. پیامبر تک‌تنها یک تمدن را انداخت تو دنیا. انبیا با تکیه و تنهاییشان به پیروزی رسیدند. امپراتورها و امپراتوری‌ها و قدرت‌ها شکست خوردند. «إنّ جُندَنا لَهُمُ الغالِبون». فرمول خداست. جند ما حتماً پیروزند.

نادانی از قدرت الهی

بعضی‌ها آنقدر هنوز نادانند که وقتی می‌گویند اروپا، آمریکا، دنیا علیه شما بسیج شدند، می‌خواهند شما را نابود کنند ترس ورشان میدارد. آدم خجالت می‌کشد که اینی که خدا را دارد، کنار خدا هست، چرا آنقدر بترسد؟ چرا آنقدر اضطراب می‌افتد؟ اگر بمب بزنند، اگر حمله کنند چی میشه؟ رمز پیروزی را باید اولیای الهی، مومنین همیشه داشته باشند. اگر داشته باشند تو زندگی “اِنَ مَعیَ ربی” ، آن موقع که دستت خالی است امیدوارتر باش. هیچکس را نداری امیدوارتر باش از آن موقع که دستت پر است، اسلحه داری، پول داری، نیرو داری. تو با خدا باش، تمام است. وقتی با خدا هستی، با همه هستی. خدا تمام.

عجز و فقر، راه پیروزی در برابر خدا

حالا در برخورد با خود همین خدا هم پیروزی تو چیست؟ موفقیت تو در برخورد با این خدا که پس زده نشوی چیست؟ عجز و فقر. همان عجز و فقر تو است. این تو را پیروزت می‌کند، تو را موفقت می‌کند. اگر انسان به عجز رسید، به فقر به معنای واقعی رسید و این را  شهود کرد، حالا دیگر زانو می‌زند. دیگر قلدری نمی‌کند. زانو می‌زند در تنها قدرت عالم، خداوند. «إنّ القوه لله جمیعاً و إنّ العزه لله جمیعاً». تمام قوت و تمام عزت دست خداست. علم می‌خواهی؟ «قل إنّما العلم عند الله». علم دست خداست. علم می‌خواهی،خدا ، قدرت می‌خواهی، عزت می‌خواهی، خدا. هرچی می‌خواهی، خدا. فقط بلد باشی وقتی با خدا این ذکرهایی که ما نوشتیم، خیلی هنوز قدرش را نمی‌دانیم. به من اینجوری تا کی بگویم؟ این همه ی قدرت توست. تا آخر عمر و تا دم مرگ بگویید. این‌ها لشکریان ما هستند. اسم اعظم این‌ها. داشته باشیش. ولی باید بلد باشی آنجایی که مسئله داری کدام اسم را صدا کنی. چه اسمی را صدا بکنی؟ آنجا که به ذلت می‌افتی، زانو می‌زنی، دستت خالی است، چه را صدا بکنیم؟ اگر عجز آمد و فقر آمد، قدرت اجابت هم می‌آید در آه هم همین‌طور است، در دعا.

قاعده فرج

قاعده فرج این است، یادتان نرود، یادداشت کنید. قاعده فرج. من این را برایتان گذاشتم که دیگر بماند برایتان. «عِنْدَ تَناهِی الشِّدَّهِ یکُونُ الفَرَج». «عِندَ تَناهِی اَلشِّدَه» یعنی موقعی که به تناهی به اوج می‌رسد شدت، فرج آنجاست. مثل شب. شب وقتی که شروع می‌شود از دم مغرب، تاریکی شما مطلق نیست. این هی می‌رود بالا، می‌رود، می‌رود، ده، یازده، دوازده، یک، دو، می‌رود می‌رسد به اوج. می‌رود، می‌رود، می‌رود تا اوج تاریکی. درست وقتی که دیگر تاریکی کاملاً مطلق شد و سیاه شد، فجر آنجا می‌زند. اول فجر کاذب، بعد فجر صادق، بعد صبح. فجر صادق بین الطلوعین .صبح. تمام. بعد هوا روشن می‌شود. همیشه همین قانون است، قانون خداست. «قَد جَعَلَ الله لِکُلِ شَیء قدراً». خدا برای هر چیزی اندازه گذاشته است. اندازه‌اش این است، فرمولش این است، قاعده‌اش این است. قاعده فرج.

دعای حقیقی و اضطرار

انسان تا وقتی که احساس دارایی و قدرت می‌کند، دعای حقیقی ندارد، یادتان باشد. دعای حقیقی ندارد. سوال هم ندارد. ما دو تا چیز داریم، این را یک ذره ظریف است، دقت کنید. ما یک دعا داریم، یک سوال داریم. دعا چیست؟ یا الله، یا رب. چیکار دارید؟ حالا درخواستت را مطرح می‌کند. آدمی که احساس دارایی و قدرت می‌کند، گریه ندارد، اضطرار ندارد. جیبش پر پوله. احساس می‌کند که همه چی دارد، خوب دارم خودم دیگر. دارایی دارم. قرآن چی می‌گوید؟ می‌فرماید که: «و مَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَهٍ مِن نَّبِیٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ.. ، مگر اینکه اهلش را مبتلا کردیم به بأساء و ضراء. بأساء و ضراء یعنی همه انواع مشکلات. بأساء را معمولاً می‌گویند چیزهای جمعی و بسیار محسوس. جنگ، سیل، زلزله، بیماری‌های واگیردار. این‌ها را می‌گویند. ضراء چیست؟ ضرر، آسیب‌ها، آسیب‌های مالی، ورشکستگی و آبروریزی‌ها. خدا می‌گوید: «به همه انواع بلا و من اینها را مبتلا کردم شاید تضرع بکنند. شاید بیفتند به گریه، من بهشان کمک کنم.» خدا اینجوری میگه. تفسیر از این ور هم نگاه کنیم خوب است. خدا از شدت مهربانیش می‌گوید: «این‌ها را انداختم به بأساء و ضراء تا چی بشوند؟ تا گریه کنند، تا تضرع کنند. دست خالی بشوند، ظرفیت جذب قدرت را پیدا بکنند، ظرفیت جذب کمک را پیدا بکنند.»

رحمانیت و استغاثه

جامعه اگر مبتلا می‌شود، چون کارگاه ما کارگاه رحمت است. اگر کسی بخواهد به رحمت بیفتد، باید بتواند، دقت کنید، رحمت یعنی بتوانی هشت میلیارد آدم را تو سینه‌ات جا بدهی. با حفظ مصالحشان. و فرقی با بچه‌ات نکند، فرقی با کسی دیگری نکند برایت. اعضای خانواده‌ات را دوستشان داشته باشی. برایشان ناله کنی، برایشان گریه کنی، برایشان دوندگی کنی، برایشان اقدام بکنی، برایشان دلسوزی بکنی. سینه‌ات باز بشود تا شخصیتت بزرگ بشود. دیگر شبیه خدا می‌خواهی بشوی، شبیه مربیت میخواهی بشی. اگر اینجوری است، الان هشت میلیارد آدم گرفتارند. ما باید نجات بدهیم این‌ها را. چه جوری می‌توانیم نجات بدهیم؟ یکی از کارهایی که می‌توانیم نجات بدهیم که مسلحشان کنیم. اسلحه به دستشان در مقابل این همه گرفتاری چیست؟ اسلحه تضرع. اینجاست که اصحاب بیان و اصحاب رسانه باز بالاترین اسلحه و رحمانیت و رحیمیت را پیدا کنند. که ایشالا فردا در موردش صحبت خواهیم کرد.

مشکلتان کجاست؟ دردتان چیست؟ درمانتان هم چیست؟ شما اگر طلاق دارید تو زندگیتان، تو جامعه‌تان فساد دارید، بی‌حجابی دارید، خیانت دارید، مشروب‌خوری دارید، دزدی دارید، اختلاس دارید، تبهکاری دارید، تبعیض و فساد دارید، جنگ هست و که دنیا، غزه هست فلسطین هست، یمن هست، افغانستان هست، سومالی هست، سوریه هست، لبنان هست، هرجا این‌ها هست، برای اینکه شما باید اگر بخواهی برطرفش بکنی، باید راه طبیعیش را طی بکنی. راه طبیعی استغاثه، تضرع. اگر مردم به این بیفتند، ما بالاترین خدمت به بشریت را کرده‌ایم.

ترویج استغاثه در جامعه

من خواهش می‌کنم یکی از کارهایی که همه عزیزان می‌کنند، تو کانالم تازگی عزیزان زحمت کشیدن اعلام کردند، کار بسیار بزرگی است. همه تو کانال باشید، کمک کنید. همه‌مان رحمانیت، یعنی همین دیگر، می‌ماند تو نامه عملتان تا قیامت. اینکه هرجا رفتی تو شهرهایتان، استغاثه‌ها را پرورش بدهید. یعنی یک کاری کنی با ائمه جمعه شهرهایتان، روحانیون، با علما، با بسیجی‌ها، با همه مردم صحبت بکنید. آقا جمعه‌ها غروب همه تو مساجد جمع شوند، استغاثه کنند. همه محله‌ها. حداقل جمعه‌ها. ایام دیگر هم هست. سه‌شنبه‌ها دعای توسل دارند، همه بروند دعای توسل. خدا رحمت کند آقای حائری را، می‌گفت راه بیندازید کاروان از تمام استان‌ها بیایید با اتوبوس جمکران. همه بیایند جمکران. کاروان را راه بینداز، سه‌شنبه و همه جمع شوند بیایند اینجا دعا کنند برای فرج آقا. اضطرار موفقیت می‌آورد. همه دعا کنند حل می‌شود. همه به اضطرار بیفتند، همه به تضرع بیفتند، حل می‌شود. نه که خب حالا بریم موشک بسازیم، نمی‌دانم الان هم چیکار بکنیم، چیکار کنیم. درست است، بله آن پنجاه درصد است که وظیفه عقلانی ماست برای مقابله با دشمن. پنجاه درصدش این است.

داستان کارگاه قبلی و نقش دعا

داستانش را کارگاه قبلی گفتم. داستان دو گروهی هستش که مامورند یک کاخ را زیبا بکنند. چینی‌ها و رومی‌ها. رومی‌ها نقاشی می‌کشند، چینی‌ها نقاشی نمی‌کشند، آینه‌کاری می‌کنند. این‌ها که نقاشیشان تمام شد، می‌افتد تو این آینه، دو تا تصویر مساوی بالا ببریم. همه باید کمک بکنیم، دست به دست هم، همه جا استغاثه را راه بیندازیم. رحمانیت. هر کس هر جای روحانی، یک طلبه، آخوند، مرجع، مجتهدی، مسئولی را می‌شناسد، همگی کمک بکنیم که این تو تمام مساجد کشور، قدیما خیلی عادی بود. که اصلاً این کارها بشود. تو تمام مساجد کشور قدیم همینجوری بود. به دوران هشت سال دفاع مقدس، مردم به طور طبیعی این‌ها را داشتند. یعنی حتماً دعای توسل تو شب‌ها برقرار بود. الان در اکثر جاها نیست. دعای کمیل برقرار بود. صبح جمعه ندبه برقرار بود. نماز جمعه‌ها شور داشت. مساجد پر از جوان. الان نه. الان شما چهل پنجاه سال به زور پیدا می‌کنید. همه رفتند بالای پنجاه شصت. مساجد تو می‌رود کنار. جوان‌ها سمت موبایل و کارهای دیگر دارند می‌روند. دعا ندارند. مردم دعا ندارند و این فاجعه می‌آورد. خدا دست از قانونش برنمی‌دارد. خدا بأساء و ضراءش را می‌فرستد. هی دارد بیشتر هم می‌شود. مردم نمی‌فهمند که باید چیکار بکنند. برای هر کاری من فرمول گذاشتم. «قد جعل الله لکل شیء قدراً». بروید دعا بکنید. تو زندگی شخصی، زندگی اجتماعی. آقا می‌گوید: «من هر وقت مشکلاتم اوج می‌گیرد چیکار می‌کنم؟ می‌آیم جمکران، هیئت. دفتر را جمع می‌کنم، اعضای دفتر را چند وقت یک بار می‌آیم جمکران. محضر امام زمان استغاثه دارم، محضر الهی تو مشکل کشور را حل کنم.» همین است. داستان همین است. پیروزی همین است.

درس‌های قرآن از انبیا

قرآن چقدر داستان تعریف می‌کند از انبیا برای ما سر همین. قرآن نمی‌خوانیم آخه. چون همه‌ش عربی است .اگر بفهمیم چیست، تدبر نمی‌خواهیم بکنیم. خب دیگر همین است دیگر. «و لَقَد أَرْسَلْنَا فِی أُمَمٍ مِن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ». در امت‌های قبل از تو هم همین بود. قاعده تغییر نمی‌کرد. ما «أخَذناهُم بالبَأساءِ و الضَراء». بلا را می‌فرستم، یعنی می‌گرفتمشان، گیر می‌انداختیمشان تو بلا، شاید گریه بکنند، شاید تضرع کنند، فرج حاصل بشود. معمولاً همین اتفاق نمی‌افتاد. چرا؟ خود خدا می‌گوید در آیه بعدی، در همین سوره انعام هستش:(فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا.) چرا وقتی به عذاب آمد، گرفتار شدند، گریه نکردند؟ چرا؟ چرا گریه نکردند، تضرع نکردند وقتی بلا داشت می‌آمد سرشان؟ حتی بلای آخرتی داشتند نابود می‌شدند. بلای آسمانی داشت می‌آمد این‌ها را ببرد جهنم. یک جا فرمود: «إلا قُومُ یونُس». آیه قرآن است. می‌گوید فقط قوم یونس گریه کردند، آنجا نجات پیدا کردند. یونس خودش افتاد به گریه تو دل ماهی، نجات پیدا کرد. فرمولش را هم خدا می‌گوید: «فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ». تمام فرمول. «فَنَجَیناهُ من الغَم». نجاتش دادیم. بعد فرمول را می‌گوید: «و کذلک ننجی المؤمنین». مگر نمیخواهید مومنین نجات پیدا کنند؟خب استغاثه را پیگیری کنید، بروید همه جا راه بیندازید.

چله‌نشینی و ذکر برای رهایی از نفس

بزرگان هم وقتی می‌خواستند یک نفر را از تو طبیعت خارجش بکنند، بهش می‌گفتند باید چله بگیری، اربعین بگیری. مدت زیادی این ذکر را بگویی. تا از طبیعت دربیایی . از دست خودت نجات. آن‌هایی که می‌خواهند از دست خودشان نجات پیدا بکنند، از این نفس لعنتی نجات پیدا بکنند، این را بخوانند. به خدا برو بگو. بگو: « رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَ إِن لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَ تَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ». تمام. پیدا کردند. «ربنا» رفتند سراغ رب. ما نمی‌رویم سراغ مربی‌مان، سراغ رب نمی‌رویم. به زانو نمی‌افتیم، تضرع نداریم. رسمی الکی یک دعایی می‌کنیم بدون اضطرار، بدون فقر، بدون عجز. خیلی تشریفاتی جمع می‌شویم آنجا، حالا یک حاج آقا یا کسی می‌آید یک چیزی می‌گوید، ما هم بگوییم الهی آمین، پا می‌شویم می‌رویم دنبال زندگیمان آروغمان را می‌زنیم، پا می‌شویم دنبال کار زندگیمان. نمی‌فهمیم که دارد چه فاجعه‌ای تو کشور، تو دنیا دارد اتفاق می‌افتد.

قساوت قلب و زینت شیطان

چیست مشکل؟ اینجا را دقت کنید: «وَ لَکِن قَسِت قُلوبِهِم». قساوت قلب داشتند، دعا نمی‌کردند. قلباً قسی شده بود، نمی‌رفتند سمت گریه. گریه‌شان نمی‌گرفت اصلا یک قساوت قلب در اثر گناه. «  وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ  ». شیطان برایشان عملشان را زینت داد. کاری که الان دجال دارد می‌کند. ابلیس دجال، دجال یک چشم که در آخرالزمان ظهور می‌کند. ماهواره، رسانه‌های دنیا، امپراتوری رسانه دارد کارش را انجام می‌دهد. زینت اینستاگرام. اینستاگرام دجال قدرتمند است که خیلی از ماها هنوز، خیلی شرم‌آور است، تعجب می‌کنم. خیلی از خواص را نگاه می‌کنم می‌بینم هنوز دست از اینستاگرامشان برنداشته‌اند. یعنی ذلیلانه تو خاک دشمن دارند زانو می‌زنند آنجا. حالا چه نیازی به این واتساپ داری؟ به تلگرام داری؟ به اینستاگرام داری؟ این ذلت است. چیست این خواری تو؟ هیئتش را می‌رود ها. بهشت زهرا هم می‌آید. گریه هم می‌کند. ذلتش را هم دارد در مقابل دشمن. جگرش را ندارد گوشیش را خاموش بکند یا این را پاک کند از گوشیش. نمی‌تونن.

بعضی‌ها واقعاً ذلیلند. دشمن سحرشان کرده. «قست قلوبهم». هرچی می‌گویی تاثیر ندارد و برایشان هم خیلی برایشان جذاب است. نمی‌توانند از این دل بکنند از این معشوقشان. « زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ». زینت یعنی چه جوری برنامه‌ها را تنظیم کردند که تو آخوندش، وزیرش، حتی اونی که تو جبهه دارد می‌جنگد، گیر است. خودش از این شهوت نمی‌تواند دست بردارد. نمی‌توانم. نمی‌تواند نگاه نکند. نمی‌تواند تو کانال خلاف نره. نمی‌تواند ماهواره نگاه نکند. نمی‌تواند گیر است. این می‌آید تضرع بکند همچین آدمی؟ اصلاً تضرع نمی‌کند. یک آدمی که نمی‌تواند دست از این فضاها بردارد، یعنی اگر به این حزب‌اللهی مومن، به ظاهر انقلابی و متدین بهش بگویی آقا دست از این‌ها بردار، انگار فحش ناموسی بهش دادی. بیا برو مثلاً تو همین شبکه‌های رسمی خودمان، برو تو بله، ایتا، سروش. اصلاً انگار این بهش فحش ناموسی دادی. اصلاً کلاس کار توی ارتباطات اجتماعی می‌گوید واتساپ. شماره واتساپت را بده. باور کن خیلی از آدم‌ها به من می‌گویند که استاد شما واتساپت را بده، شما تلگرامت چند است؟ من به خدا ندارم اصلاً. غلطی کردیم سال‌ها پیش تعطیل کردیم. غلط هم به خاطر کار فرهنگیمان کردیم نه برای کار شخصی، ولی آن هم گذاشتیمش کنار.

قدرت در عجز و فقر

قدرت، موفقیت دست اهل عجز است. اهل فقر. اگر تو خانه‌تان قدیما پدرها، مادرها، پدربزرگ، مادربزرگ‌ها چه نعمتی بودند این‌ها. اهل فقر بودند، اهل عجز بودند. اگر کسی الان یکی از این‌ها را دارد، دیدی مادرهایتان چه جوری دعا می‌کنند؟ پدر مادرها، پیرزن، پیرمردها دیدید این‌ها ثروت یک جامعه‌اند. توی حرم بپر، یکی از این‌ها را پیدا کن کنارش بگو یک دعایی برایت بکند. برو پای مادرت را، پدرت را ببوس دستش را. شما ما را دعا کنید چون او با عجز. پدر مادرها، پیرمردها، پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها خیلی خوب دعا می‌کنند. توی محل کاری، توی سازمانی، توی یک جایی یک نفر فقیر پیدا بکنید. ثروتتان است. باید آدم بگردد، عاجز و فقیر پیدا بکند.

شعر حافظ و کیمیای هستی

«هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کین کیمیای هستی قارون کند گدا را»

خدا رحمتت کند لسان الغیب. در وقت تنگدستی در عیش کوش و مستی. کین کیمیای هستی قارون کند گدا را. قارون بشوی می‌خواهی؟ قدرتمند بشوی؟ بگو یکی از این‌ها خودت بشو. یکی از این‌ها دعا بکن. خودت دعا کن این آن قدرتت است. یک چیزی است که رندان داشتند. امام خودش خیلی رند بود. امام آنقدر زیرک بود که شعبان کارهایش خیلی کم می‌شد. ملاقات‌هایش، دیدارهایش. رجب، شعبان به مراتب کمتر می‌شد. ماه رمضان دیگر هیچکس حتی مسئولین هم دستشان به امام نمی‌رسید. رهبری می‌فرماید: «ما صد در صد می‌دیدیم مسلم که امام بعد از ماه رمضان که می‌رفتیم می‌دیدیمش با امام یک ماه پیش خیلی فرق داشت.» تازه این امام یک جایی می‌فرستاد سراغ بعضی از عزیزان، می‌گفت مثل آقای بهجت، می‌گفت به آن‌ها بگو دعا کنند. آقای بهجت به تنهایی یک موقعی یک بلا را از کشور برطرف می‌کرد. تنهایی. یک موقعی تضمین موفقیت می‌داد. ولی به شرط. تضمین می‌کنم که شما حتماً موفق می‌شوید. برای حزب‌الله، برای لشکرهای خودمان، برای جاهای دیگر. به شرط این توسل، این دعا.

استفاده از مفاتیح و صحیفه

ما خیلی ساده از مفاتیح، صحیفه و این‌ها رد می‌شویم. حالا بعضی‌ها رسماً دارند ولی استفاده نمی‌کنند یا بلد هم نیستند استفاده کنند. یارو میاد میگه اینجا، اینجا، اینجا مشکل دارم. صحیفه نداری؟ چرا گرفتم ولی گرفتم. تو کانالتون هستم. چیکار می‌کنی؟ هیچی می‌گذارم می‌خواند برایم تو خانه. صدایش پخش می‌شود. اصلاً عجز ندارد. صدایش پخش می‌شود تو خانه‌مان. اسفند است. صدایش را می‌گذاریم همینجوری تو خانه پخش می‌شود. خب حالا خوب است، آن هم خوب است. یک صدایی پخش می‌شود بالاخره. همانش هم خیلی خوب است. ولی بابا تو باید بروی بنشینی سر سجاده. تو شب باید بلند شوی از خواب. در را ببندی. یک جایی باید یک ساعتی باید در بسته باشد. یک ساعتی هیچکی نباید به تو دسترسی داشته باشد. شب، نصف شب، سحر، تعطیل. وقتی یک جایی. شما نگاه کنید اکثر اولیای خدا وقتی امام زمان را می‌بینند کجا می‌بینند؟ تو عبادت، تو سجده، تو جمکران، تو مشهد، تو قم، تو حرم امیرالمومنین. ایشان شب تا صبح دعا دارد. اولیای خدا قدرتشان این است. می‌گوید کار دارم، کار اسلام و مسلمین. نمازش همینجوری. حالا واجب گفتند خیلی کش ندهید ولی خب برو یک گوشه‌ای برای خودت. اگر امکانش هست، بدنت اجازه می‌دهد، امکانش هست. مفاتیح به دست باشیم، باید صحیفه به دست باشیم، باید تسبیح به دست. قدرت ما این است. «کین کیمیای هستی قارون کند گدا را». این ثروت می‌آورد برایتان.

رحمانیت و وسعت قلب

بگذار ما اگر بخواهیم موفقیت داشته باشیم، رحمانیت داشته باشیم برای کره زمین، قلبمان باز بشود و خدا قبول کند. از ما انشالله این رحمانیت را به حساب بیاورد. باید تلاش بکنیم مردممان را که مردم خواهر برادرهای اصلیمانند، خانواده‌مانند، همه بچه‌های عزیز حضرت زهرایند این‌ها. همه‌شان. ببینید شما نگاه کنید الان مسیحی هست، یهودی هست، با چه عشقی سوار کشتی‌ها می‌شوند. کی جگر دارد برود سوار این کشتی‌ها بشود؟ خدا شاهد است به خیلی از مدعی‌ها، خودی‌ها بگویی الان باید بروی سوار کشتی شوی از تونس، اسپانیا، برو سمت غزه، نمی‌رود. بازیگرهای هالیوود را نگاه کنید، می‌گوید من نمی‌توانم. نمی‌توانم بی‌خیال مردم غزه بشوم. می‌دانم ممکن است بکشندم، به شکنجه بیایم، به زندان بیفتم، آزاد نشوم. ببینید این آزادگان اسد از چه پنجاه کشور. دل آمریکا، مسیحی، یهودی، سنی، شیعه، همه ریختند تو این کشتی. با چه عشقی، با چه باوری. برای بچه‌های حضرت زهرا. این‌ها همه جهادی‌اند، همه بسیجی‌اند. ما به دادشان برسیم. دنیا بلند شده. دنیا. ما هم باید بلند شویم. ما باید شب و روز زحمت بکشیم برای این‌ها. آدم‌هایی که همش تو خانه خودشان قایم شدند و عافیت‌طلب، هیچ سیلی نمی‌خورند، هیچ رنجی نمی‌کشند. تو خیالات و توهمات خودشان. هیچ خاصیتی برای این جبهه ندارند. اینها فقط گمان می‌کنند دین دارند.

وقت قیام است

الان وقت سکوت نیست. الان وقت قیام است. امام قیام کرده. رهبر من خیلی وقت است فرمود: «من خیلی وقت است شمشیر کشیده‌ام.» خب پس ما چرا قاعدیم نشستیم؟ خب حالا قیام می‌خواهیم بکنیم، الان چیکار کنیم؟ ما نظامی نیستیم. ما الان کارمان، شئوناتمان نظامی نیست. خب چیکار کنیم؟ بالاتر از آن‌ها پنجاه درصد کار مال بروند کار اقتصادی کنند، اجتماعی کنند، سیاسی کنند. ما هم بتوانیم باید این کارها را هم انجام بدهیم کنار کار دیگر. ولی ما باید چیکار کنیم؟ ما باید مسلح کنیم مردم را به چی؟ همه‌مان تلاش بکنیم مردم را به این اسلحه که ازش غافلند. اگر این نباشد، آن پنجاه درصد کار نمی‌کند. کار نمی‌کند، شکست می‌خورند. این اسلحه را بدهیم دست مردم. اگر ما این اسلحه را دادیم دست مردم، در واقع در آن پنجاه درصد موفق بودیم و شریک بودیم.

نیت و مشارکت در کار خیر

به نیت بستگی دارد دیگر. مومن خیلی زیرک است. مومن حاضر نیست صد تا کار بکند. لازم نیست بکند. می‌گوید من هر کار قشنگی دیدم، هر کار زیبایی داشتم، بدون حسادت با جون و دل قبولش می‌کنم. نه من باید انجام بدهم. چرا شما انجام می‌دهید؟ چرا او انجام می‌دهد؟ این کار را باید دست من باشد. این آدم باید برود ته جهنم. گرفتار نفس خودش است. هرکس هر کار قشنگی می‌بیند، ببینمش، لذت ببرم ازش. دعایش بکنم، کیف بکنم، تشکر بکنم، کمک بکنم، تبلیغ بکنم. نیت بکنم که من هم توی سهیم باشم. خدا یک جای کار قشنگ یک نفر دارد انجام می‌دهد، خود ما هم سهیم باشیم، تمام است. خب الان پنجاه درصد کار ما این هستش که تبلیغ بکنیم. آن پنجاه درصد هم دست ما نمی‌آید. با نیت جذبش می‌کنی. بیا کمک کن، حمایت کن از آن‌ها. هر حمایتی آدم می‌تواند بکند. حتی، دقت کنید چی می‌گویم، حتی حمایت زبانی. آن هم نمی‌توانی، حمایت قلبی. با دعا. با دوست داشتن، با دعا. قلب همه کاره است. قلب همه کاره است. اولین کار ما این است که تو همین اردو انشالله نقشه بریزیم هر کدام ما بشویم هشت میلیارد نفر. باید وسعت پیدا کند سینه‌مان دیگر. هر یک نفر ما بشود هشت میلیارد. تو شدی هشت میلیارد نفر. روز قیامت به شکل چی محشور می‌شویم؟ دیگر یک امتی خودت. یعنی خدا در این قلب تو را باز می‌کند، می‌بیند اوه اوه این سوز هشت میلیارد، درد هشت میلیارد آدم توش وجود داشته. چقدر مبارک است این قلب. حالا یک مقدار بیشتر انشالله جلسات بعد در موردش صحبت می‌کنیم. راهکارهای عملی‌تر.

و الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

قدرت در فقر و تضرع: تحلیلی بر مفاهیم کلیدی

تحلیل جامع

اصل بنیادین: کسب قدرت از طریق «خلاف آمد عادت»

مفهوم اصلی ارائه‌شده بر این پارادوکس استوار است که گنج و قدرت حقیقی اهل معرفت در میزان فقر و عجز آن‌ها نهفته است. این ایده با بهره‌گیری از بیتی از حافظ تشریح می‌شود:

«از خلاف آمد عادت بطلب کام که من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم»

بر اساس این دیدگاه، برای رسیدن به مقصود (کام)، باید مسیری برخلاف جریان عادی و مادی‌گرایانه را پیمود. در حالی که طبیعت‌گرایان، ثروت و دارایی‌های مادی را مایه فخر می‌دانند، اهل ایمان از فقر و نداری خود قدرت می‌گیرند.

وحدت در کثرت

مفهوم «کسب جمعیت از آن زلف پریشان» به این معنا تفسیر می‌شود که عارف در میان کثرات عالم خلقت (که به موی پریشان معشوق تشبیه شده) به وحدت و تمرکز دست می‌یابد. کثرت اسماء الهی، برخلاف معشوق‌های دنیوی که روح انسان را تکه‌پاره و پریشان می‌کنند، موجب جمعیت خاطر و رسیدن به وحدت می‌شود. همان‌طور که در دعا آمده است: «و باسمائک التی ملأت أرکان کل شیء»، کثرت اسماء الهی انسان را به یک حقیقت واحد و زیبای مطلق رهنمون می‌شود.

شواهد تاریخی و معاصر پیروزی مظلومان

برای اثبات این اصل که قدرت از فقر و مظلومیت برمی‌خیزد، به نمونه‌های متعددی در تاریخ و دوران معاصر استناد می‌شود. قانون خلقت این‌گونه تعریف می‌شود که موفقیت نهایی از آنِ مظلوم است.

نمونه (Example) شرح (Description) نتیجه (Outcome)
انقلاب اسلامی ایران یک کشور فقیر، بدون ذخیره ارزی، نیروی نظامی، یا صنعت پیشرفته، در برابر اتحاد بی‌سابقه ابرقدرت‌های شرق و غرب (شوروی، آمریکا، اروپا) و کشورهای منطقه در جنگ تحمیلی ایستاد. ایران حتی یک وجب از خاک خود را از دست نداد، در حالی که در گذشته بخش‌های وسیعی از کشور توسط تنها یک یا دو قدرت غربی جدا شده بود. این پیروزی معجزه‌آسا حاصل فقر، توسل و دعای ملت بود.
دشمنان داخلی گروه‌هایی مانند منافقین (با ۱۷ هزار ترور)، خلق ترک، خلق مسلمان، و گروه‌های تجزیه‌طلب کردستان (کومله و دموکرات) با پشتیبانی قدرت‌های خارجی به دنبال تجزیه و نابودی کشور بودند. تمامی این فتنه‌ها با وجود ایجاد آشوب‌های گسترده، شکست خوردند و نتوانستند به اهداف خود برسند.
مقاومت غزه و یمن مردم غزه در منطقه‌ای کوچک و محاصره‌شده و یمنی‌های پابرهنه با سلاح‌های ابتدایی، در برابر ائتلاف‌های قدرتمند نظامی (آمریکا، عربستان، امارات، انگلیس و فرانسه) ایستادگی کردند. این قدرت‌ها در شکست دادن غزه و یمن ناکام ماندند و پیروزی نهایی از آنِ مردم مظلومی شد که دنیا را تکان دادند. پیروزی آن‌ها از فقر و عجزشان نشأت گرفت.
انبیا و اولیای الهی پیامبرانی چون موسی (ع) در برابر فرعون، و ابراهیم (ع) در برابر نمرود، به‌تنهایی و با تکیه بر خداوند، بزرگ‌ترین امپراتوری‌ها را به زانو درآوردند. امام حسین (ع)، حضرت زینب (س) و سایر شهدای کربلا نیز به‌عنوان نمونه‌های بارز پیروزی مظلومیت معرفی می‌شوند که ماندگاری و نفوذشان پس از قرن‌ها گواه پیروزی آن‌هاست.  

مکانیسم پیروزی: نقش دعا، اضطرار و تضرع

قدرت حقیقی زمانی به دست می‌آید که انسان از اتکا به توانایی‌های خود دست کشیده و به حالت اضطرار و نیاز واقعی در برابر خداوند برسد.

  • قاعده فرج: یک قانون الهی معرفی می‌شود: «عِنْدَ تَناهِي الشِّدَّةِ یكُونُ الفَرَج» (هنگامی که سختی به اوج خود می‌رسد، گشایش حاصل می‌شود). این قاعده به تاریک‌ترین لحظه شب تشبیه شده که دقیقاً پیش از طلوع فجر رخ می‌دهد.
  • دعای حقیقی: انسان تا زمانی که احساس دارایی و قدرت می‌کند، دعای حقیقی ندارد. دعای واقعی از اضطرار، گریه و احساس نیاز مطلق سرچشمه می‌گیرد.
  • فلسفه بلاها: با استناد به آیه «أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ»، بیان می‌شود که خداوند از روی مهربانی، جوامع را دچار سختی‌ها و مشکلات (جنگ، سیل، فقر، بیماری) می‌کند تا آن‌ها را به حالت تضرع و زاری وادار کند و از این طریق، ظرفیت دریافت کمک و قدرت الهی را در آن‌ها ایجاد نماید.
  • نجات با استغاثه: داستان حضرت یونس (ع) به‌عنوان نمونه قرآنی برجسته ذکر می‌شود. او در شکم ماهی و در اوج تاریکی و ناامیدی با ذکر «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» به درگاه خدا استغاثه کرد و نجات یافت. خداوند این فرمول را برای همه مؤمنان قابل تعمیم می‌داند: «وَ کذلک ننجی المؤمنین».

موانع معنوی و فریب شیطان

با وجود این فرمول روشن، بسیاری از انسان‌ها در هنگام بلا به تضرع روی نمی‌آورند. دلایل این امر دو عامل اصلی ذکر شده است:

  1. قساوت قلب (قَسِت قُلوبِهِم): گناه موجب سخت شدن دل‌ها می‌شود و انسان را از گریه و نیایش باز می‌دارد.
  2. تزیین شیطان (زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ): شیطان اعمال دنیوی و سرگرمی‌های باطل را برای انسان زیبا جلوه می‌دهد. در دوران معاصر، این نقش توسط «دجال یک چشم» یعنی امپراتوری رسانه‌ای غرب، به‌ویژه پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، واتس‌اپ و تلگرام، ایفا می‌شود. این ابزارها افراد، حتی خواص و متدینین، را سحر کرده و به خود وابسته می‌سازند، به‌طوری‌که کنار گذاشتن آن‌ها نوعی ذلت و ناتوانی تلقی می‌شود. این وابستگی مانع اصلی روی آوردن به تضرع است.

راهکار عملی: احیای فرهنگ استغاثه

برای مقابله با مشکلات فردی و بحران‌های اجتماعی (طلاق، فساد، بی‌حجابی، جنگ)، راهکار اصلی، مسلح کردن مردم به سلاح دعا و استغاثه است.

  • مسئولیت همگانی: وظیفه همگان، به‌ویژه اصحاب بیان و رسانه، ترویج فرهنگ استغاثه است. باید با همکاری ائمه جمعه، علما و فعالان فرهنگی، مراسم دعای جمعی و توسل در مساجد و محله‌ها، به‌خصوص در غروب‌های جمعه و شب‌های سه‌شنبه، احیا شود.
  • تقسیم وظایف (مدل ۵۰/۵۰): مبارزه با دشمنان و مشکلات دو بخش دارد: ۵۰ درصد آن وظایف عقلانی و مادی مانند ساخت موشک و فعالیت‌های اقتصادی و سیاسی است و ۵۰ درصد دیگر، که شرط موفقیت بخش اول است، تضرع، دعا و استغاثه است. اگر بخش معنوی غایب باشد، تلاش‌های مادی به شکست منجر خواهد شد.
  • استفاده از منابع معنوی: تأکید می‌شود که ابزارهای قدرتمندی چون مفاتیح‌الجنان و صحیفه سجادیه نباید صرفاً در خانه‌ها نگهداری شوند، بلکه باید در خلوت شب و سحر با عجز و نیاز واقعی مورد استفاده قرار گیرند. قدرت اولیای الهی از همین عبادات شبانه و ارتباط خالصانه نشأت می‌گیرد.
  • رسیدن به رحمانیت: هدف نهایی این مسیر، دستیابی به «رحمانیت» است؛ یعنی گشوده شدن سینه و وسعت یافتن قلب انسان به‌اندازه‌ای که درد و رنج تمام هشت میلیارد انسان روی زمین را در خود حس کند و برای نجات همگان دلسوزی و تلاش نماید. در این صورت، فرد خود به‌تنهایی یک امت محسوب خواهد شد.

جملات ناب

  • فقر و عجز، گنج اهل معرفت است.
  • قوت و قدرت اهل معرفت از میزان عجز و فقرشان نشأت می‌گیرد.
  • اگر می‌خواهی به کامت برسی، باید درست خلاف روند عادی (خلاف آمد عادت) را طی کنی.
  • کثرت و پریشانی اسماء الهی در انسان وحدت و تمرکز ایجاد می‌کند، برخلاف کثرات دنیایی که روح را تکه‌پاره می‌کنند.
  • قانون پیروزی در این مسیر چنین است: هر چقدر گدایی، ضعف و عجز بیشتر باشد، دریافت نیز بیشتر خواهد بود.
  • برای اهل ایمان، نداری‌ها و فقر، قدرت و فخر می‌آورد، در حالی که برای طبیعت‌گرا ثروت فخر است.
  • قدرت یک کشور در برابر ابرقدرت‌ها، از فقرش و از این حقیقت ناشی می‌شود که ملتش فقط خدا را صدا می‌زدند و اهل توسل بودند.
  • آن رزمندگان جبهه، هر کدامشان یک ولی‌الله و یک امامزاده بودند؛ هر یک از آن‌ها به‌تنهایی یک لشکر محسوب می‌شد.
  • بالاترین شکست در خانواده این است که زن و شوهر کنار هم باشند، اما عاشق هم نباشند.
  • قانون خلقت این است که فرد موفق، مظلوم است و ماندگار و پیروز می‌شود؛ مانند امام حسین (ع) و حضرت زینب (س).
  • در زندگی شخصی و اجتماعی، آنجایی که هارت و پورت و منم‌منم وجود دارد، شکست حتمی است.
  • همین ضعیف شجاع (مظلوم)، وقتی به خدا توکل و توسل کند، ابرقدرت‌ها را به زانو در می‌آورد.
  • اسلحه و قدرت واقعی تو، در سلاح و بازو نیست، بلکه در «إنّ مَعیَ ربّی» نهفته است.
  • وقتی دستت خالی است، باید امیدوارتر باشی تا زمانی که دستت پر از اسلحه و پول و نیرو است؛ اگر با خدا باشی، با همه هستی.
  • پیروزی و موفقیت تو در برخورد با خداوند، تا پس زده نشوی، در عجز و فقر تو است.
  • قاعده فرج این است که: «عِنْدَ تَناهِي الشِّدَّةِ یكُونُ الفَرَج»؛ فرج در اوج رسیدن شدت و تاریکی است.
  • انسان تا وقتی که احساس دارایی و قدرت می‌کند، دعای حقیقی و اضطرار واقعی ندارد.
  • خداوند بندگانش را مبتلا به مشکلات می‌کند تا به گریه و تضرع بیفتند و ظرفیت جذب کمک و قدرت را پیدا کنند.
  • رحمت الهی یعنی بتوانی هشت میلیارد آدم را با حفظ مصالحشان، در سینه‌ات جا بدهی و برایشان دلسوزی کنی.
  • برای برطرف کردن مشکلات جامعه، فساد، جنگ و تبهکاری، راه طبیعی و حقیقی، استغاثه و تضرع عمومی است.
  • مردم باید مسلح به سلاح تضرع شوند؛ اگر این نباشد، پنجاه درصد کار عقلانی (موشک ساختن و…) نیز کار نخواهد کرد و شکست می‌خورد.
  • فاجعه اینجاست که مردم دعا ندارند و خدا دست از قانونش برنمی‌دارد و مشکلات (بأساء و ضراء) را بیشتر می‌فرستد.
  • اگر قوم‌های گذشته به هنگام آمدن عذاب تضرع نکردند، به دلیل قساوت قلب ناشی از گناه بود؛ و شیطان اعمالشان را زینت داده بود.
  • پیرمردها و پیرزن‌ها که اهل عجز و فقر هستند، ثروت یک جامعه‌اند و دعایشان مؤثر است.
  • این کیمیای هستی (تنگدستی و عجز) گدا را قارون می‌کند و ثروت می‌آورد.
  • برای کسب قدرت روحی و ارتباط با خدا، باید در شب بلند شوی و یک ساعت در خلوت، سر سجاده به دعا و استغاثه مشغول باشی.
  • در شرایط حساس فعلی، وقت سکوت نیست، وقت قیام است و باید برای گره‌گشایی از گرفتاری‌ها شب و روز تلاش کرد.
  • مؤمن زیرک کسی است که هر کار قشنگی را می‌بیند، نه از سر حسادت، بلکه با نیت مشارکت قلبی و دعا، در آن سهم می‌جوید.
  • اولین کار ما این است که قلبمان وسعت پیدا کند، طوری که هر یک نفر ما، سوز و درد هشت میلیارد نفر را در خود داشته باشد.

فراداده ها