رمضان ۱۴۰۳ – جلسه 002

متن کامل جلسه

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ. صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِیَامِ یَوْمِ الدِّینِ.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، صلوات بلندی ختم بفرمایید. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

یادآوری مبحث جلسات قبل: انسان و هدف خلقت

جلسه گذشته درباره این نکته صحبت کردیم که انسان همان روح الهی است، که خداوند می‌فرماید: «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»، یا همان نور محمد و آل محمد است. در مورد هدف خلقت انسان، خداوند می‌فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ».

هدف خلقت، هدف مخلوق است

وقتی می‌گوییم هدف خلقت، ممکن است دو نوع برداشت داشته باشیم؛ یکی اینکه هدف خداوند چیست. چون خداوند هستی مطلق، کمال مطلق و بی‌نیاز مطلق است، بنابراین برای خودش هدفی ندارد، یعنی نمی‌خواهد به کمالی برسد و هیچ نقص و ضعفی در او نیست که با آفرینش بشر بخواهد آن را برطرف کند. پس وقتی می‌گوییم هدف خلقت، منظور هدف مخلوق است، هدف فعل خداوند تبارک و تعالی. یعنی آن کار هدف‌دار است و انسان غایتی دارد و کمالی برای او متصور است که باید به آن برسد.

چالش بی‌نهایت‌طلبی در انسان

همان‌طور که گفتیم، انسان یک بخش جمادی، یک بخش گیاهی، یک بخش حیوانی، یک بخش فرشته‌ای و یک شأن انسانی دارد که همان روح خدا و نور اهل‌بیت علیهم السلام است. حالا سوال این است که روحی که در انسان دمیده شده و بی‌نهایت‌طلب است و به هیچ‌یک از کمالات محدود قانع نیست، چرا در وجود انسان قرار داده شده است؟ چرا وقتی امام می‌گوید رئیس‌جمهور آمریکا هم عاشق خداست، این عشق به بی‌نهایت برای چی در وجود انسان قرار داده شده است؟ قرار است انسان با این بی‌نهایت‌طلبی، سیرناپذیری و عشق به بی‌نهایت به کجا برسد؟

این بسیار مهم است. چون ما آدم‌های زیادی را می‌بینیم، مانند همین رئیس‌جمهور آمریکا و پادشاهان، که کشورگشایی می‌کنند، ثروت‌های افسانه‌ای برای خودشان جمع می‌کنند که اگر صدها سال هم زندگی کنند، باز هم می‌توانند در عالی‌ترین سطح خود، خانواده و نسلشان از آن استفاده کنند، اما در نهایت به پوچی می‌رسند و دست‌خالی می‌روند. به قول بعضی از کشورگشایان مثل اسکندر که می‌گوید: «دست‌هایم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانند من که جهانگیر بودم، دست‌خالی از دنیا می‌روم.» پیام این بی‌نهایت‌طلبی چیست؟

معشوق بی‌نهایت: الله تبارک و تعالی

همان‌طور که گفتیم، ما فقط یک بی‌نهایت داریم که به معنای واقعی معشوق ماست و آن الله تبارک و تعالی، کمال مطلق و بی‌نهایت است. سوال این بود که این عشق و بی‌نهایت‌طلبی برای چه در وجود ما گذاشته شده؟ خداوند در قرآن به زیبایی به ما جواب می‌دهد و می‌فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»، یعنی من شما را خلق نکردم مگر برای عبودیت خودم.

معنای عبودیت و نقش «رب» در تربیت انسان

عبادت، کامل و دقیق نیست، بلکه عبودیت است، یعنی بندگی کردن. بندگی یعنی چه؟ یعنی انسان کاملاً مطیع محض خداوند باشد، گوش به فرمان او بدهد و از خودش هیچ اراده‌ای نداشته باشد. خب، اگر یک نفر این‌گونه باشد، چه خاصیتی دارد؟ وقتی می‌گوییم بندگی، یعنی خداوند چیزی را به ما تعلیم کند و ما دائماً اطاعت کنیم. در اینجا یک اسم از اسماء الهی ظهور می‌کند. دیشب دو اسم را گفتیم؛ یکی الله و دیگری اله. الله هستی مطلق و کمال مطلق بود، و اله معشوق و دلبر است.

اسمی که الان با این آیه در قرآن خودش را نشان می‌دهد، نزدیک به هزار بار در قرآن آمده و خیلی مهم است که خدا هزار بار خودش را با این اسم معرفی می‌کند. آن اسم شریف «رب» است. یعنی کسی که مالک، تدبیرکننده و مربی مخلوق خودش است و قوای متربی خودش را پرورش می‌دهد. رب یعنی پرورنده و در فارسی هم به آن پروردگار می‌گوییم. پس معلوم است وقتی می‌گوید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»، یعنی در وجود شما یک قدرت و نیرویی وجود دارد که باید با اطاعت از من، آن را پرورش دهید. من مربی شما هستم.

پیامدهای بندگی و شباهت به خالق

در هر شهری انواع مربی‌ها وجود دارند؛ مربی خیاطی، رانندگی یا ورزش. شاگردها که در خودشان استعدادی می‌بینند، در کلاس شرکت می‌کنند تا روزی به کمالات مربی برسند و خودشان مربی شوند. چگونه یک شاگرد می‌تواند مربی شود؟ با عبودیت، یعنی باید حرف‌شنوی داشته باشد. همه مربی‌ها می‌گویند: «از من اطاعت کن تا شبیه من شوی.» این حرف همه مربی‌ها است؛ مربی آشپزی، گلدوزی، ورزشی و… همه می‌گویند: «من مربی‌ام، کمالات و استعدادهایی دارم، شما هم اگر می‌خواهید مثل من شوید، باید بیایید به این باشگاه و هر چه من گفتم گوش کنید تا شبیه من شوید.» این همان حدیث معروف است که: «عَبْدِی أَطِعْنِی حَتَّى أَجْعَلَکَ مِثْلِی»؛ بنده من، مرا اطاعت کن تا من تو را مثل خودم قرار دهم، یعنی تو هم روزی به این کمال می‌رسی. امام صادق علیه السلام به زیبایی فرمودند: «الْعُبُودِیَّهُ جَوْهَرَهٌ کُنْهُهَا الرُّبُوبِیَّهُ»؛ بندگی و حرف‌شنوی، گوهری است که باطن آن همان ربوبیت و مربی شدن است.

انسان، خلیفه ظهوری خداوند

پس خداوند ما را برای چه آفریده است؟ برای اینکه ما هم خلیفه خدا شویم. در قرآن فرمود: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً»؛ من می‌خواهم در زمین خلیفه قرار دهم، یعنی کسی شبیه خودم و جانشین خودم. پس وقتی می‌گوید: «من جن و انس را نیافریدم مگر برای عبودیت و بندگی»، عبودیت به چه کار ما می‌آید؟ این عالی‌ترین مقام انسان است، چون انسان شبیه مربی خود می‌شود. لیاقت هر انسان به مربی و رب اوست. مربی تو کیست؟ خدا می‌گوید: «به همه بگویید من مربی شما هستم.» «إِیَّاکَ نَعْبُدُ»، ما فقط بندگی تو را می‌کنیم، تو فقط رب ما هستی و «رَبُّ الْعَالَمِینَ» هستی. به همین دلیل در قیامت آدم‌ها شبیه مربی‌شان محشور می‌شوند. پیامبر فرمود: «بعضی از امت من به شکل حیوانات محشور می‌شوند؛ بعضی خوک، بعضی گرگ، بعضی میمون، بعضی روباه.» زیرا کسانی که در دنیا می‌خواستند شبیه آن‌ها شوند، باطنشان همین بود. انسانی که می‌خواهد شبیه محمد و آل محمد محشور شود، مربی‌اش هم باید یک انسان کامل باشد. پس وقتی در وجود هر انسانی این تمنا و این کشش وجود دارد که شبیه مربی خود یعنی الله شود، انسان به یک مربی بزرگ احتیاج دارد، کسی که خودش این مقام و این درجه را قبلاً داشته باشد.

ما آفریده شده‌ایم برای خلیفه‌اللهی. پس فرمود: «بنده من باش»، یعنی حرف‌هایم را گوش کن و مرا اطاعت کن تا من هم تو را شبیه خودم قرار دهم. هر مربی‌ای این حرف را می‌زند. شما پای درس هر مربی هر چه او می‌گوید گوش کنی، بعد از مدتی کمالات آن مربی را به دست می‌آوری و خودت هم شبیه او می‌شوی. پس ما یک رب با این عظمت داریم که هزار بار در قرآن دارد به ما می‌گوید: «من رب شما هستم»، یعنی شما قرار است شبیه من شوید، قرار است خلیفه‌الله شوید. اینکه می‌گوییم خلیفه‌الله، یعنی مثل خداوند، مثل پیامبر که مَثَلِ اعلی است، مثل امیرالمومنین که مَثَلِ اعلی است. در قرآن داریم «وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَىٰ»؛ خدا عالی‌ترین نمونه را دارد، یعنی در بین بندگانش عالی‌ترین نمونه از خودش را قرار داده و ما هم قرار است شبیه او شویم.

اما یادمان نرود که وقتی می‌گوییم شبیه خدا یا مثل خدا، هیچ چیزی از بندگی و وابستگی ما به خدا کم نمی‌کند. این به معنای ظهور خداوند در وجود انسان است. انسان آن کمالات را ظاهر می‌کند، اما فقط خداست که ذات دارد. پس وقتی می‌گوییم پیامبر، علی و ائمه خلیفه و حجت هستند، این‌ها خلیفه ظهوری هستند نه ذاتی. ذات فقط خدا دارد. هیچ‌کس از خودش ذاتی ندارد. همه قائم به خدا هستند، چه در دنیا و چه در آخرت. هیچ‌کس در مقابل خداوند یک وجود مستقل ندارد. پس ظهوراً  انسان می‌تواند خلیفه شود، در حالی که در کارهایش قائم به الله است. الله قیوم است و قوام‌دهنده به همه موجودات. پس ما قرار است این باشیم و برای این آفریده شدیم.

اهمیت انتخاب مربی (رب) شایسته

عبودیت یعنی عالی‌ترین درجه‌ای که انسان می‌تواند به آن برسد. انسان باید لذتش این باشد که یک مربی به بزرگی خداوند تبارک و تعالی دارد، چون قیمت هر انسانی به مربی‌اش است. شما شبیه هر کس بخواهید بشوید، در قیامت هم با همان محشور می‌شوید. در دلتان آرزو دارید که زندگیتان، غذا خوردنتان، لباس پوشیدنتان، ازدواجتان، تربیت فرزندتان، کار اجتماعی، اقتصادی و سیاسیتان شبیه چه کسی باشد؟ شبیه هر کس که بخواهی بشوی، لیاقتت همان است و با همان محشور می‌شوی. برای همین یکی از افتخارات انسان این است که یک ربی به بزرگی خدا دارد.

درک مقام ربوبیت در نماز

لذا ما در نماز یکی از لذت‌هایمان رکوع است که خم می‌شویم در مقابل خدا و می‌گوییم: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ». چقدر زیباست. «منزه است مربی عظیم خودم.» «رَبِّی»، خیلی زیباست. تو خودت را به خدا نسبت می‌دهی و می‌گویی رب من است. من اینقدر بدبخت، بیچاره و بی‌شخصیت نیستم که بروم هر کسی را به عنوان الگوی خودم و مربی خودم انتخاب کنم. «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ» اگر کسی بفهمد دارد چه می‌گوید، خیلی لذت‌بخش است. اگر ما انسان‌شناسی نداشته باشیم، نمی‌دانیم چرا باید در رکوع خم شویم و به خدا بگوییم تو مربی عظیم من هستی و در سجده بگوییم رب اعلای من هستی. اما کسی که خود را می‌شناسد، می‌فهمد که چرا در سجده ربش اعلی است و در رکوع ربش عظیم.

ضرورت داشتن الگو و مربی کامل

اما آدمی که خودش را پیدا نکرده، با اینکه نماز هم می‌خواند، به قول پیامبر، روز به روز با نماز از خدا دور می‌شود. پیامبر فرمود: «چه بسیار کسانی که نماز می‌خوانند، با نماز از خدا دور می‌شوند. با عبادت از خدا دور می‌شوند و با قرآن خواندن از خدا دور می‌شوند.» «رُبَّ تَالِی الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ یَلْعَنُهُ»؛ چه بسیار قرآن‌خوان‌هایی که قرآن آن‌ها را لعنت می‌کند. علی علیه السلام فرمود: «چه بسیار عبادت‌کننده‌ای که دین ندارد.» دین یعنی چه؟ دین یعنی ثبت‌نام تو در باشگاه خداوند، یعنی انسان بشوی. ما آفریده شده‌ایم برای این مقام. پس وقتی برای این مقام آفریده شدم که شبیه مربی خودم شوم و قوای او را داشته باشم، باید مسیری را انتخاب کنم، مربی‌ای را انتخاب کنم، و الگویی را انتخاب کنم که بتواند مرا مانند مربی خودم تربیت کند.

اگر بفهمیم که به این بزرگی خلق شدیم، به یک الگوی کامل نیاز داریم. اگر این را باور نکنیم، همه‌اش در اینترنت، رادیو، تلویزیون و فیلم‌ها به دنبال کسی می‌گردیم تا شبیه او شویم. در این صورت بی‌شخصیت می‌شویم و دربه‌در می‌گردیم. برخی دوست دارند شبیه کره‌ای‌ها شوند، زبان کره‌ای یاد می‌گیرند و فیلم‌هایشان را نگاه می‌کنند. برخی می‌خواهند ژاپنی یا آمریکایی شوند. «خلایق هرچه لایق.» خدا می‌گوید: «من رب شما هستم» و هزار بار تذکر می‌دهد که لیاقت شما این است که به این بزرگی تربیت شوید.

مقام پادشاهی در آخرت

قرآن کریم در بیان مقام انسان می‌فرماید: «وَإِذَا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعِیمًا وَمُلْکًا کَبِیرًا». وقتی به سرای آخرت نگاه می‌کنید، نعمت‌های بی‌شمار و پادشاهی بزرگ می‌بینید. خداوند کلمه پادشاهی را برای چه به کار می‌برد؟ می‌گوید شما قرار است پادشاه شوید. شما آفریده شده‌اید که پادشاهی کنید، یعنی هر چه اراده کنید همان بشود. آیات بهشت را که در قرآن مطالعه می‌کنید، می‌گوید بهشت تابع اراده مومن است. امام باقر علیه السلام فرمود: «مومنان در بهشت چیزی را سفارش نمی‌دهند، بلکه خودشان می‌آفرینند.» فقط اراده می‌کنند و به اذن خدا همان موقع حاضر می‌شود. قرآن می‌گوید: «عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَهَا تَفْجِیرًا». چشمه‌ای که بندگان خاص الهی از آن می‌خورند، اما این چشمه را خود مومنان ایجاد می‌کنند. معماری بهشت تابع اراده انسان است.

مقام جاودانگی و بزرگی انسان

بهشت در قرآن به عنوان مکانی نامحدود و با امکانات نامحدود توصیف شده است و ما عاشق نامحدودیم. همچنین، زمان نامحدود. خدا در قرآن هشتاد بار تذکر می‌دهد که عمر شما جاودانه است، به اندازه عمر من خداست و شما پایان ندارید. تا من خدا هستم، شما هم زنده‌اید. به قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: «خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ لَا لِلْفَنَاءِ»؛ شما برای جاودانگی آفریده شده‌اید نه برای فانی شدن. این مقام انسان است. انسان باید در دنیا تلاش کند و خودش را به این مقام برساند، وگرنه وقتی وارد آنجا شود، حسرت آتشش می‌زند که می‌توانسته چه باشد و به چه درجاتی برسد.

در مورد شهدای عزیزمان داریم: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ پیش خود خدا هستند. «عِنْدَ رَبِّهِمْ»، این خیلی بزرگ است. شهید و خانواده شهید که با او هم‌جهت هستند، درجاتشان خیلی بزرگ است. خدا می‌گوید این‌ها «عِنْدَ رَبِّهِمْ» هستند، پیش خود خدا و مربی‌شان هستند. حیف نیست انسانی که می‌تواند به اینجا برسد، خود را محروم کند و گرفتار عذاب قبر و جهنم شود؟ پس ما باید با انتخاب درست مربی و الگوهامان، به گونه‌ای زندگی کنیم که حتی بالاتر از بهشت باشیم.

امام معصوم، اولین و حیاتی‌ترین نیاز انسان

پس وقتی من می‌فهمم که به این بزرگی آفریده شدم، اولین، مهم‌ترین، حیاتی‌ترین و ضروری‌ترین نیاز من، داشتن یک امام است؛ داشتن یک خلیفه‌الله در زندگی‌ام. داشتن یک الگوی کامل است که من بدانم قرار است شبیه چه کسی شوم. من امام لازم دارم، الگو لازم دارم. او باید بیاید و سبک زندگی من را در مکان‌ها و زمان‌های مختلف تنظیم کند؛ با شئونات جمادی، گیاهی، حیوانی و شئونات علمی. معصوم باید بیاید و همه ابعاد وجودی من را تنظیم کند. متخصص کسی است که خودش خلیفه‌الله شده باشد. خودش «مَثَلِ اعلی» باشد، یعنی عالی‌ترین نمونه از خدا. پس چرا ما وقتی زیارت جامعه می‌خوانیم، می‌گوییم: «والمثل الاعلی»؟ یعنی شما عالی‌ترین نمونه از مربی من هستید. علی علیه السلام فرمود: «أَنَا الْمَثَلُ الْأَعْلَى». یعنی من عالی‌ترین نمونه از خدای شما هستم. پیامبر به امیرالمومنین فرمود: «أَنْتَ الْمَثَلُ الْأَعْلَى»؛ یعنی تو عالی‌ترین نمونه از کمالات و صفات خدا هستی. اگر این چهارده نفر را الگو قرار ندهی، هر کس را که می‌خواهی قرار بده. لیاقتت همان می‌شود و با همان هم محشور می‌شوی. قرآن می‌فرماید: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ»؛ ما روز قیامت هر کس را با مربی‌اش محشور می‌کنیم. با الگوی عملی و امامش محشور می‌کنیم. در زندگی شبیه هر کس دوست داری بشوی، در قیامت هم با همان محشور می‌شوی.

رحمانیت، مهم‌ترین صفت الهی برای انسان

پس من وقتی فهمیدم این لیاقت را دارم و باید اسماء خدا را شناسایی کنم، وقتی می‌گوید جوشن کبیر، باید بنشینم و ببینم کدام‌یک را باید بهتر در وجود خودم پیاده کنم و کدام‌یک را زودتر. وقتی پیامبر به من می‌گوید: «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ»، یعنی به خصوصیات خدا متخلق شوید و اخلاق خدا را در خودتان پیاده کنید. این شوخی نیست که می‌گوید اخلاق خدا را داشته باشید. من باید ببینم کدام خلق از بین همه این خلق‌ها، از همه مهم‌تر است؟ حالا سؤال این است که کدام خلق از بین هزار اسم خدا مهم‌تر است که اگر من آن را داشته باشم، بقیه‌اش را هم می‌توانم داشته باشم و اگر آن را نداشته باشم، بقیه را هم نمی‌توانم داشته باشم؟ این خودش یک حرف است. یک مسئله مهمی است. الان هزار تا اسم جلوی من است، من روی کدام‌یک سرمایه‌گذاری کنم؟ اینجا مربی لازم دارم، استاد لازم دارم که بیاید به من بگوید: «ببین، از بین این هزار تا، این و این را بردار.» این خیلی مهم است. من کدام را بردارم؟ خدا رحمت کند علامه طباطبایی را. یک جوانی رفته بود خدمت ایشان و گفته بود: «آقا، من وقت کتاب و کلاس و جلسه و مطالعه ندارم، همین‌طوری سرپایی به من بگویید اسلام چیست.» علامه با یک جواب زیبا، ببینید چقدر قشنگ یاد می‌داد و چقدر بزرگ بودند این بزرگواران. فرمود: «اسلام یعنی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ.» یعنی با همه مردم دنیا مهربان باش و با مؤمنان ویژه‌تر مهربان باش. خدا رحمت کند آیت‌الله حائری شیرازی را که فرمود: «اسلام یعنی حرکت از رحمانیت به رحیمیت.» پس بزرگترین اسم خدا که اگر ما آن را داشته باشیم، بقیه را هم داریم، «رحمان» است. در قرآن هم به همین خاطر، منشأ همه آفرینش یک اسم است، بعد از الله. «الرَّحْمَٰنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنسَانَ». سؤال اینجاست که چرا خدا قبل از خلقت انسان، می‌گوید «عَلَّمَ الْقُرْآنَ»؟ باید می‌گفت «الرَّحْمَٰنُ خَلَقَ الْإِنسَانَ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ»، اما می‌گوید نه، قبل از خلقت انسان، خدا قرآن را تعلیم کرده است. به چه کسی تعلیم کرده است؟ شروع خلقت با رحمان است و این قرآن هم همین‌طور. «تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ». قرآن را هم رحمان و رحیم فرستاده است. پس رحمان و رحیم باعث آمدن این قرآن شده‌اند. پس معلوم است که پیام این قرآن، رحمانیت و رحیمیت است. بعد می‌گوید «الرَّحْمَٰنُ» اول، «عَلَّمَ الْقُرْآنَ» بعد، «خَلَقَ الْإِنسَانَ». یعنی چه؟ قرآن می‌خواهد بگوید انسان وقتی خلق می‌شود، باید مربی داشته باشد. اگر قرار باشد انسان بیاید به دنیا و بلاتکلیف باشد، خلیفه‌اش، امامش و مربی‌اش آماده نباشد، خلقت بیهوده است. معصوم است که به خلقت معنا می‌دهد. در روایت داریم: «لَوْلَا الْحُجَّهُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا»؛ اگر حجت خدا و خلیفه او نباشد، زمین اهل خود را فرو می‌برد، زیرا انسان‌ها به خدا می‌گویند خدایا ما را برای چه آفریدی؟ اگر خدا بگوید برای بندگی من، انسان‌ها می‌گویند: «خب مربی‌ات کو؟ الگو کجاست؟ خلیفه کجاست؟ من خود را چگونه شبیه تو بکنم؟» چون خدا بی‌نهایت است، باید یک ظهوری بکند و بیاید در زمین تا من بتوانم بفهمم که یعنی چه. به همین خاطر در اسلام، معصوم جلوتر از بقیه مخلوقات است. ما احادیث و آیات زیادی داریم که این‌ها قبل از خلقت انسان هستند. به همین خاطر اول باید استاد و مربی باشد تا باشگاه معنا داشته باشد. یک باشگاه بسازید اما مربی نداشته باشد. ارزش بیمارستان به پزشکش است، ارزش دانشگاه به استادش است، ارزش خلقت به امام معصوم است.

رمضان و ظهور رحمانیت

پس مهم‌ترین صفاتی که ما باید داشته باشیم، رحمانیت است. در قرآن دقت کنید که جمع می‌شود و ما باید در آن تدبر کنیم. قرآن خروجی همه چیز را از رحمان می‌داند و همه چیز با رحمان است. لذا فرمود: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ أَیًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ»؛ یعنی خدا اسم‌های زیادی دارد، با آن اسم‌ها به سراغ خدا بروید. در سوره اسراء فرمود: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ». یعنی رحمان را خدا برده و چسبانده به «الله». مثل «الله» به این بزرگی، این اسم مادر همه اسم‌های خدا یعنی «رحمان» است. پس اگر کسی خواست زیر نظر مربی خوب تربیت شود و متخلق به اخلاق خدا شود، کدام اسم را باید در خودش پیاده کند؟ «رحمان».

برای همین در ماه مبارک رمضان، آنهایی که می‌خواهند رشد زیادی کنند، این دعاها برای همین تنظیم شده‌اند. دعاهای ماه رمضان تنظیم شده که ما به این بزرگی تربیت شویم. یک دعا هست در ماه رمضان که فرمودند هر کس این دعا را بخواند، گناهان گذشته، حال و آینده‌اش آمرزیده می‌شود. این دعا به خاطر اینکه این‌قدر قوی است، همه ظهور رحمانیت است. یعنی اگر کسی این دعا را بفهمد و عمل کند، می‌شود «رحمان». آن‌قدر بزرگ می‌شود که خواسته‌ها و آرزوهایش برای همه خلقت است، نه فقط برای خانواده و کشور خودش به شکل محدود. «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَىٰ أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ»؛ انسان به قدری به رحمانیت می‌رسد که دغدغه دارد همه کسانی که از دنیا رفته‌اند، شاد شوند. رحمان، شادی همه را می‌خواهد. اگر کسی بخواهد یک نفر را غصه‌دار کند، حسرت‌دار کند، دل کسی را بشکند، اعصاب کسی را خرد کند، یک نفر را تحقیر کند یا کوچک کند، این آدم از رحمت خدا دور می‌شود، رحمان نیست. آدمی که می‌تواند نیش بزند به دیگران، آدمی که بداخلاق است، رحمان نیست. رحمانی کسی است که شادی را برای همه می‌خواهد و خودش تلاش می‌کند همه را شاد کند. اول از کسانی که دستشان از این دنیا کوتاه است. «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَىٰ أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ». به پیغمبر گفتند یک خانمی است که شب‌ها تا صبح عبادت می‌کند و روزها هم همیشه روزه می‌گیرد. شما سراغ دارید همچین آدمی را؟ ما که ندیدیم همچین کسی را. اگر ما یک همچین کسی را پیدا کنیم، می‌گوییم این حتماً از اولیای خداست، از اوتاد است. به پیغمبر گفتند اما این یک ذره زبانش تند است و همسایه‌اش را اذیت می‌کند. فرمودند: «لَا خَیْرَ فِیهَا، هِیَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ»؛ هیچ خیری در این خانم نیست، او اهل جهنم است. پس حواست باشد، اگر حافظ قرآن بشوی، عابد دهر باشی و همه عمرت نماز و روزه بخوانی، اما بداخلاقی، می‌روی جهنم. دین صرفاً نماز و روزه نیست. دین حج رفتن و حجاب فقط نیست. دین آن رحمانیت است. اینکه تو شبیه خدا باشی و مهربان باشی. ببینید «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَىٰ أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ»، خدایا هر کسی از این دنیا رفته، شادش کن. «اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ»، خدایا یک فقیر در این عالم نگذار. یک گرسنه و یک عریان در این عالم نگذار. این می‌شود رحمانیت؛ یعنی فکر همه مردم عالم را بکنیم. برای همه مردم عالم دلسوزی کنیم. کسی که می‌گوید «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، رحمان نیست. یک موجود بی‌اخلاق و بی‌دین و وحشی است. برای خودش می‌خواهد، برای فقط مردم خودش و کشور خودش. بقیه هر بلایی سرشان می‌آید، اشکالی ندارد. آنها هم بندگان خدا هستند. آنها هم نور اهل‌بیت دارند و فرزندان همان «رحمان» خدا هستند. خدا رحمت کند آیت‌الله بهجت را که فرمود: «من شب‌ها اگر برای شیعیان دعا نکنم، برای چینی‌ها دعا می‌کنم.» رحمانیت یعنی این. آیا می‌شود آدم نسبت به دیگران، حتی حیوانات و حتی گیاهان، بی‌خیال باشد؟ پیغمبر فرمود: «یک خانم وقتی به یک گربه در خانه‌اش رسیدگی نکند و بمیرد، جهنمی می‌شود.» یک گربه! پس رحمانیت یعنی اینکه تو بتوانی همه مردم دنیا را دوست داشته باشی. نگو یمن به من چه، غزه به من چه، لبنان به من چه، افغانستان به من چه. پس تو دیگر انسان نیستی وقتی این‌طوری حرف می‌زنی. «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَىٰ أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ، اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ، اللَّهُمَّ أَشْبِعْ کُلَّ جَائِعٍ‏، اللَّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیَانٍ، اللَّهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدِینٍ، اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوبٍ، اللَّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَرِیبٍ، اللَّهُمَّ فُکَّ کُلَّ أَسِیرٍ»؛ یعنی همه. پس تو تا رحمان نشوی، مسلمان نیستی، دین نداری و انسان نیستی. باید اول به رحمانیت برسی. و فکر نکن اگر نماز می‌خوانی، حج می‌روی، اما در خانه‌ات با همسرت، با عروس و دامادت، با جاری و باجناقت کینه داری و درگیری و بداخلاقی، و بقیه از دست تو در فشارند، مسلمانی؟ مؤمن هستی؟ دیندار هستی؟ آنی که با زبانش دیگران را اذیت می‌کند، جهنمی است. «سعد»، شهید در رکاب پیغمبر، سه روز مجروح بود و بعد به شهادت رسید. آن‌قدر عزیز بود که پیامبر فرمود جبرئیل و میکائیل با هفتاد هزار فرشته آمدند تشییع جنازه‌اش. خود پیغمبر هم کفن و دفنش را به عهده گرفت و نماز خواند، اما وقتی او را دفن کردند، پیامبر فرمود: «سعد فشار قبر دارد.» گفتند: «یا رسول الله، این که شهید شده در رکاب تو!» فرمود: «إِنَّهُ کَانَ فِی خُلُقِهِ سُوءٌ»؛ در خانه بداخلاق بود. «سُوءُ الْخُلُقِ ذَنْبٌ لَا یُغْفَرُ»، بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود، مگر اینکه واقعاً این آدم بداخلاق از ریشه خود را پاک کند. پس ما باید رحمان و رحیم شویم. حالا ان‌شاءالله فردا شب بیشتر صحبت می‌کنیم که ماه رمضان، ماه رحمانیت و رحیمیت، ماه ظهور رحمانیت و رحیمیت و ماه پیوند ما با رحمانیت و رحیمیت است. ان‌شاءالله ماه رمضان خوبی داشته باشیم.

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ.

خلاصه

سند توجیهی: هدف خلقت انسان: عبودیت و رحمانیت

تحلیل تفصیلی موضوعات اصلی

۱. ماهیت و هدف خلقت انسان

منابع بر تعریف جایگاه وجودی انسان و غایت خلقت او تأکید می‌کنند:

  • منشأ الهی انسان: انسان همان روح الهی است، چنانچه خداوند می‌فرماید: “نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي”، یا همان نور محمد و آل محمد است.
  • هدف برای مخلوق: چون خداوند هستی مطلق، کمال مطلق و بی‌نیاز مطلق است، خلقت برای رفع نقص و رسیدن به کمالی برای خدا نیست. پس منظور از هدف خلقت، غایت و کمالی است که انسان (مخلوق) باید به آن دست یابد.
  • چالش بی‌نهایت‌طلبی: روح دمیده‌شده در انسان، بی‌نهایت‌طلب و سیری‌ناپذیر است. این تمنا با کمالات محدود دنیوی مانند ثروت‌های افسانه‌ای یا کشورگشایی ارضا نمی‌شود و نهایتاً به پوچی می‌انجامد.
  • معشوق بی‌نهایت: تنها معشوقی که می‌تواند پاسخگوی این عشق باشد، الله تبارک و تعالی، کمال مطلق و بی‌نهایت است.
  • عبودیت، غایت خلقت: خداوند هدف را چنین بیان می‌کند: “وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ”. این آیه به معنای عبودیت (بندگی کردن) است، نه صرف عبادت.
  • معنای بندگی: عبودیت یعنی اطاعت محض و کامل از خداوند و سلب اراده از خویش.

۲. نقش «رب» در مسیر تربیت و تکامل

پذیرش عبودیت، اسم «رب» را در وجود انسان آشکار می‌سازد و مسیر کمال را تعریف می‌کند:

  • خداوند به عنوان «رب» (مربی و پرورنده): اسم شریف رب که نزدیک به هزار بار در قرآن آمده، به معنای مالک، تدبیرکننده، و مربی است که قوای بالقوه مخلوق خود را پرورش می‌دهد.
  • فرایند تربیت: با اطاعت دائمی از مربی (رب)، استعدادها و قوای انسان پرورش می‌یابند. این روند شبیه شاگردی است که با حرف‌شنوی از مربی خود، روزی به کمالات او می‌رسد و خود مربی می‌شود.
  • شباهت به خالق: هدف بندگی، رسیدن به شباهت الهی است، که در حدیث معروف آمده: “عَبْدِي أَطِعْنِي حَتَّى أَجْعَلَكَ مِثْلِي” (بنده من، مرا اطاعت کن تا من تو را مثل خودم قرار دهم). امام صادق (ع) فرمود: “الْعُبُودِيَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبُوبِيَّةُ” (بندگی گوهری است که باطن آن ربوبیت است).
  • قیمت انسان: قیمت و لیاقت هر انسانی به بزرگی مربی و رب اوست. انتخاب هر الگوی دیگری (مثل کره‌ای‌ها، ژاپنی‌ها یا آمریکایی‌ها) نشان‌دهنده لیاقت پایین فرد است و در قیامت با همان الگو محشور می‌شود [14، 8].

۳. سرنوشت متعالی انسان: خلیفة‌اللهی و پادشاهی ابدی

اوج سیر عبودیت، رسیدن به مقام نهایی انسان است:

  • مقام جانشینی (خلیفة‌اللهی): خداوند فرمود: “إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً”. انسان آفریده شده تا خلیفه و جانشین خدا شود و شبیه او باشد.
  • خلافت ظهوری، نه ذاتی: این شباهت و جانشینی به معنای ظهور کمالات الهی در وجود انسان است، نه به معنای داشتن ذات مستقل. ذات فقط متعلق به خداست، و انسان همیشه قائم به خدا (وابسته) است.
  • جاودانگی: انسان برای بقا (ماندگاری) آفریده شده است نه برای فنا (نیست شدن). عمر انسان به اندازه عمر خدا جاودانه است: “خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ لَا لِلْفَنَاءِ”.
  • پادشاهی بزرگ در آخرت: قرآن از این مقام به عنوان “مُلْكًا كَبِيرًا” (پادشاهی بزرگ) یاد می‌کند. در بهشت، اراده مؤمن قانون است؛ آنان چیزی را سفارش نمی‌دهند، بلکه خودشان می‌آفرینند. به عنوان مثال، بندگان خاص الهی چشمه‌ها را خودشان ایجاد می‌کنند: “عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا”.

۴. ضرورت الگو و امام معصوم (حجت)

برای رسیدن به این مقام عظیم، انسان نیازمند راهنمای کامل است:

  • حیاتی‌ترین نیاز: اولین، مهم‌ترین و ضروری‌ترین نیاز انسان که به این بزرگی خلق شده، داشتن امام یا خلیفة‌الله به عنوان الگوی کامل در زندگی است.
  • الگوی اعلی (مَثَلِ اعلی): این الگو باید عالی‌ترین نمونه از کمالات خدا باشد [9، 17]. معصومین (مانند پیامبر و علی علیه السلام) همان “مَثَلِ اعلی” هستند [9، 17]. انتخاب هر الگوی دیگری، انسان را در قیامت با همان الگو محشور می‌کند.
  • معنای خلقت: اگر انسان برای بندگی و شبیه شدن به خدا آفریده شده باشد، اما مربی و الگو آماده نباشد، خلقت بیهوده است.
  • تضمین بقای زمین: وجود حجت خدا (امام) برای ادامه حیات ضروری است. در روایت آمده است: “لَوْلَا الْحُجَّةُ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا”. همان‌طور که ارزش دانشگاه به استاد و بیمارستان به پزشک است، ارزش خلقت به امام معصوم است.

۵. رحمانیت: مهم‌ترین اخلاق الهی برای سرمایه‌گذاری

از میان اسماء و صفات الهی، یک صفت اهمیت بنیادین برای متخلق شدن انسان دارد:

  • اهمیت رحمان: وقتی پیامبر می‌فرماید: “تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ” (به اخلاق خدا متخلق شوید)، مهم‌ترین صفتی که باید پیاده شود، رحمان (مهرورزنده جهانی) است. این اسم مادر همه اسم‌های خدا تلقی می‌شود و خدا آن را در کنار «الله» قرار داده است.
  • منشأ خلقت و تعلیم: در ترتیب قرآنی، رحمان منشأ تعلیم و خلقت است: “الرَّحْمَٰنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنسَانَ”. این ترتیب نشان می‌دهد که مربی و تعلیم (قرآن) باید قبل از خلقت انسان آماده باشد.
  • دامنه رحمانیت: رحمانیت یعنی مهربانی با همه مردم دنیا به شکل عام و با مؤمنان به شکل ویژه (رحیمیت). این شامل دلسوزی برای همه خلق و خواستن شادی برای مردگان (“اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَىٰ أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ”) است.
  • مراقبت جهانی: یک فرد رحمان باید دغدغه فقر، گرسنگی و عریانی در تمام عالم را داشته باشد [25، 27]. بی‌تفاوتی نسبت به رنج دیگر ملت‌ها (مثل یمن، غزه، افغانستان) نشانه بی‌دینی و وحشی بودن است. حتی رسیدگی نکردن به یک حیوان (مانند گربه) می‌تواند به عذاب جهنم منجر شود.
  • فساد اعمال توسط بداخلاقی: بداخلاقی (سوء الخُلق) گناهی است که آمرزیده نمی‌شود، مگر اینکه ریشه‌ای پاک شود. بداخلاقی و تندزبانی، تمام اعمال عبادی دیگر (نماز، روزه، حفظ قرآن) را بی‌ارزش می‌کند و فرد را اهل آتش می‌سازد. حتی شهید بزرگی چون سعد، به دلیل بداخلاقی در خانه، دچار فشار قبر شد.

جملات ناب

  • هدف خلقت، نه برای تکمیل کمالات خداوند بی‌نیاز، بلکه برای رسیدن انسان (مخلوق) به غایت و کمال ذاتی خویش است.
  • انسان همان روح الهی است که با تمنای سیری‌ناپذیر برای بی‌نهایت در وجودش دمیده شده است.
  • این عطش بی‌نهایت‌طلبی انسان، تنها با معشوقی چون الله تبارک و تعالی که کمال مطلق و بی‌نهایت است، ارضا می‌شود.
  • خداوند جن و انس را نیافرید مگر برای عبودیت (بندگی کامل)، که به معنای اطاعت محض و سلب اراده از خویش است.
  • اسم شریف «رب» که به معنای مالک، تدبیرکننده و مربی است، نزدیک به هزار بار در قرآن آمده و نشان می‌دهد که خداوند مربی اصلی ماست.
  • حدیث قدسی می‌فرماید: «بنده من، مرا اطاعت کن تا من تو را مثل خودم قرار دهم»؛ بندگی گوهری است که باطن آن ربوبیت و مربی شدن است.
  • ما برای مقام خلیفة‌اللهی آفریده شده‌ایم، یعنی ظهور کامل کمالات خداوند، نه داشتن ذات مستقل.
  • قیمت و لیاقت هر انسانی به بزرگی مربی و رب اوست.
  • انسان برای جاودانگی آفریده شده است، نه برای فانی شدن؛ عمر ما به اندازه عمر خداست.
  • در آخرت، انسان به «پادشاهی بزرگ» (مُلْكًا كَبِيرًا) می‌رسد و هر چه اراده کند، خودش می‌آفریند.
  • حیاتی‌ترین و ضروری‌ترین نیاز انسان، داشتن یک امام یا خلیفة‌الله به عنوان الگوی کامل و مَثَلِ اعلی است.
  • بدون وجود حجت خدا (امام)، زمین اهل خود را فرو می‌برد، زیرا امام به خلقت معنا می‌بخشد.
  • مهم‌ترین اخلاق الهی که باید در خود پیاده کنیم، صفت رحمان (مهرورزنده جهانی) است که مادر همه اسم‌های خداست.
  • رحمانیت یعنی دلسوزی و مهرورزی عام نسبت به همه مردم دنیا، و حتی حیوانات و مردگان.
  • یک انسان رحمان باید دغدغه فقر، گرسنگی و رنج تمام مردم عالم را داشته باشد.
  • کسی که برای دیگر ملت‌ها (مانند یمن یا غزه) دلسوزی نکند، رحمان نیست و در حقیقت بی‌دین و وحشی است.
  • بداخلاقی (سوء الخُلق) گناهی است که آمرزیده نمی‌شود، مگر اینکه ریشه‌ای پاک شود.
  • عبادت شبانه‌روزی و حافظ قرآن بودن، اگر با بداخلاقی و تندزبانی همراه باشد، هیچ خیری در آن نیست و فرد اهل جهنم است.