فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام، رحمت، خیرات، مغفرت و برکات الهی بر شما عزیزان. هدیه میکنیم محضر مقدس آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، صلوات بلند ختم بفرمایید.
رحمت الهی، منشأ خلقت
بحث ما به اینجا رسید که تمام خلقت، مظاهر رحمت خداوند هستند. اسم رحمان الهی، منشأ همه ظهورات الله است. انسان نیز با رحمت خلق شده و همه مخلوقات، غایت و هدف خلقتشان تحت نظر خداوند رحمان است. هدف این است که انسان با «رب رحیم» خود، که در قرآن نیز به آن اشاره شده، رشد کند و به رحمانیت برسد.
اسلام آمده است تا همه انسانها و موجودات را با این رحمت الهی تربیت کند. خداوند فرمود: «من دنیا را با یک درصد از رحمتم آفریدم و نود و نه درصد رحمتم را برای آخرت گذاشتم.» انسان اگر بخواهد تربیت شود، باید مظهر رحمان و رحیم باشد. این جهتگیری و سوی حرکت انسان و تاریخ بشر، به سمت ظهور کامل رحمت است. وجود طاغوتها و جهالت مردم باعث شده که انبیا، اولیا و ائمه نتوانند انسانها را با آن قیمت و شرافتی که دارند، تربیت کنند. اما خداوند تبارک و تعالی این بشارت را داده است که زمانی، رحمت او حاکمیت پیدا میکند بر کل عالم و انسانها این فرصت را پیدا میکنند تا آنطور که آفریده شدهاند، تربیت بزرگی پیدا کنند؛ یعنی هر کدام از آنها، آن روحی که از خداوند تبارک و تعالی در وجودشان هست، کاملاً شکوفا شده و تربیت شود.
ضرورت وجود خلیفه الله برای تربیت انسان
گفتیم انسان برای اینکه به این بزرگی تربیت شود، نیاز به یک «خلیفه الله» دارد. نیاز به یک مربی لایق دارد و مربی لایق انسان، از آن جهت که انسان برای بینهایت آفریده شده، باید یک متخصص معصوم باشد که بتواند انسان را به این بزرگی تربیت کند. و این متخصص معصوم، خودش خلیفه الله است؛ یعنی مظهر کامل خداست در روی زمین تا انسان بداند که حالا که میخواهد به این بزرگی تربیت شود، چگونه رفتار کند. میگوییم نماینده خدا، یعنی نمایشدهنده خدا در روی زمین. یا به عربی میگوییم: «خلیفه»، یعنی جانشین خدا یا مظهر خدا. کسی که اسما و صفات خداوند را ظهور میدهد.
تاریخ تا به اینجا نرسد، ناقص است. سیر بشری کامل نشده و جریان رحمت خدا کامل نشده است. پس باید زمانی بیاید که این خلقت نتیجه بدهد و میوه دهد و انسانها دیگر سقط نشوند.
مثال باغبان: وضعیت انسان در دنیای امروز
یک مثال میزنم، اگر همه توجه کنند متوجه میشوند که ما الان در چه دورانی به سر میبریم. شما فکر کنید یک باغبانی رفته و مساحت زیادی را با صرف هزینه زیاد کاشته است. اما اکثر درختها نمیتوانند میوه بدهند و فقط تعداد کمی از آنها میوه میدهند. بقیهشان قبل از اینکه بخواهند میوه شوند از بین میروند. چقدر تأسفانگیز است. ما در زمانی به سر میبریم که از این میلیاردها انسانی که روی زمین هستند، اکثرشان «میوه» نمیشوند. یعنی آن کمال انسانی و آن زیبایی انسان را نمیتوانند ظهور دهند. انسانها با اینکه مظهر خدا هستند، به جای اینکه مظهر رحمت و رأفت خدا باشند، در همه جا خشونت و ظلم و حسادت و خونریزی و فساد به وجود میآورند. متأسفانه رویش این باغ به ندرت میوه میدهد. وضعیت جامعه جهانی این است. حالا باید به سمتی برود که انشاءالله همه آن میوهها رویش کنند و درختها همه میوه دهند. این امر امکانپذیر نیست، مگر اینکه خلیفه الهی در اینجا حضور داشته باشد و انسانها را به همان لیاقتی که دارند تربیت کند.
بشارت ظهور منجی در ادیان مختلف
خداوند این بشارت را به همه انبیا داده است، چون انسان وقتی اساساً بینهایتطلب است، یکی از چیزهایی که برایش مهم است این است که آینده چه میشود. بالاخره انسان و همه موجودات به این فکر کردهاند و میکنند که آینده چیست و به کجا میرود. انسانها چه میشوند. به همین خاطر، در همه ادیان، چه آسمانی و چه غیر آسمانی، در آموزههایشان چنین چیزی را داریم که آینده را ترسیم میکند. میگویند آینده چنین و چنان است و جالب اینجاست که شما بدانید هم در کتابهای آسمانی و هم غیرآسمانی بشارت دادهاند که آینده، آیندهای روشن است و بالاخره در این آینده، انسانیت و حق بر خشونت، حیوانیت و باطل غلبه پیدا میکند.
و نکته جالبش این است که هم کتابهای آسمانی و هم کتابهای غیرآسمانی بشارت دادهاند که یک نفر، یک انسان کامل میآید و این کار را انجام میدهد. و از این جالبتر اینکه همه کتابهای آسمانی و غیرآسمانی برای او اسم ذکر کردهاند. حدود سیصد اسم برای آن منجی عالم که قرار است بیاید و جهان را نجات دهد، ذکر شده است. و از همه اینها جالبتر اینکه همه کتابهای آسمانی و غیرآسمانی او را با یک اسم مشترک نام نهادهاند. یعنی اسمی که برای امام زمان (عج) است، وقتی ما بلند میشویم، میایستیم و صلوات میفرستیم، این اسم در همه ادیان آسمانی و غیرآسمانی مشترکاً آمده است. معلوم است که یک نفر قرار است بیاید و جهان را نجات دهد. و تا او نیاید، انسانیت و عبودیت و هدف خلقت ظهور نمیکند و تأمین نمیشود.
پیوند روزهداران با امام زمان (عج) در ماه رمضان
به همین خاطر هم در یکی از بهترین زمانهای عبودیت و بندگی، یعنی ماه رمضان که خلوت بین خدا و انسان است، خداوند مهمترین مسئله را در این ماه، پیوند روزهداران با این شخصیت قرار داده است. چرا؟ اساساً روزه برای این است که ما بخش انسانی خود را بر بخشهای دیگر غالب کنیم. بخشهای دیگر را ضعیف و محدود کنیم تا بخش انسانی قوی شود. «چون دهان بستی، دهانی باز شد/ تا خورنده لقمههای راز شد.» به همین خاطر، دعاهای ماه مبارک رمضان، همانطور که دیشب هم خدمتتان عرض کردم، نوعاً دعاهای مهدوی هستند؛ یعنی دعاهایی هستند که روزهدار دستش به دست امام زمان (عج) میرسد و روح و وجود روزهدار با آقا امام زمان (عج) پیوند میخورد.
شرحی بر دعای افتتاح و توسل به امام زمان (عج)
حالا من باید دعاها و آیات مرتبط با این موضوع را برای شما عرض کنم تا ببینید که چقدر هماهنگی اینجا وجود دارد. یک صلوات ختم بفرمایید.
یکی از مهمترین دعاهایی که هر شب ماه مبارک رمضان وارد شده و تأکید زیادی بر آن هست، دعای افتتاح است. من خواهش میکنم عزیزان، چون از من خیلی سؤال کردند این چند شب راجع به منابع، هم برای شبهای قدر و هم برای خود ماه مبارک رمضان، من در برنامههای عزیزانم که این شب پیش من برنامه گرفتند، نوشتم. سه تا مبحث مهم است که خوب است تا قبل از شبهای قدر کار شود و دو تا کتاب هم هست که حتماً باید خوانده شود برای کسانی که میخواهند یک شب قدر قوی و عالی داشته باشند. این را یادم باشد انشاءالله آخر جلسه معرفی کنم.
یکی از دعاها که شرحش را در یکی از همان منابع خدمتتان دادیم، که اسمش هست «مراقبات ماه مبارک رمضان»، دعای افتتاح است. دعای افتتاح با یک مناجات فوقالعاده زیبا با خداوند شروع میشود، یک مکالمه خیلی قشنگ است بین بنده و خدا. و حمد الهی اوج میگیرد و در پایان، دست ما میرسد به ارتباط با چهارده معصوم. انسان صلوات میفرستد و درود میفرستد بر چهارده معصوم. وقتی که به آخرین معصوم میرسد، خداوند پیوند ما را با ایشان قویتر میکند. بعد از سلام به امام زمان (عج)، میگوییم که «والقائم المنتظر العدل المنتظر»، یعنی قیامکنندهای است که همه آرزو دارند بیاید و عدالتی است که مورد انتظار همه مردم دنیاست.
مردم از این ظلم جهانی که دارد انجام میشود، به ستوه آمدهاند. خدا رحمت کند آیتالله بهجت را که به ایشان گفتند: «مگر نگفتند امام زمان (عج) زمانی ظهور میکند که همه عالم را ظلم فرا گرفته باشد؟» ایشان فرمودند: «الان کدام خانه است که در آن ظلم نیست؟ انسانها یا به خودشان ظلم میکنند یا به خانوادهشان، پدر و مادرشان یا به بچههایشان. همه دارند به هم ظلم میکنند، دانسته یا نادانسته.»
«و حُفَّه بِملائکَتِکَ کلِّ المُقَرّبین»؛ یعنی به روزهدار میگوید: «تو فکر این باش که برای امام زمانت دعا کنی و به او بگو: خدایا، امام زمان را در هالهای از فرشتگان قرار بده، فرشتگان مراقب او باشند، آن هم فرشتههای مقرب خودت.» «و اَیّده بروح القُدُس»؛ یعنی خدایا او را با روحالقدس تأیید کن و یاری بده. همانطور که میدانید، روحالقدس همان روحی است که خداوند همه انبیا را به وسیله او یاری داده است. «یا رب العالمین»؛ توسل به اسم پرورشدهنده خداوند است، یعنی خدایا، تو که میخواهی همه موجودات و انسانها خوب پرورش پیدا کنند، ما میدانیم پرورش ما با امام زمان (عج) است. لذا توسل میکنیم به اسم «یا رب العالمین» که امام را برسان تا همه را به هدایت و اصلاح برساند.
«اللهم اجعل الداعی الی کتابک»؛ شما باید در ماه رمضان اینگونه برای امام زمان (عج) دعا کنی: خدایا، او را دعوتکننده به کتابت قرار بده. «والقائم بدینک»؛ که قیام کند به دین تو. «استخلفه فی الارض، کما استخلفت الذین من قبله»؛ او را خلیفه قرار بده در زمین، همانگونه که امتهای قبلی را نیز این کار را کردی. نه تنها او را، بلکه قبل از این هم کسان دیگر را خلیفه قرار دادی، یعنی سایر معصومین و انبیا.
«و مَکِّنْ لهُ دینَهُ الذی ارتَضَیتَهُ له»؛ باز تمکین آمده است. پس یک استخلاف داریم و یک تمکین. اینها را در ذهن داشته باشید. میخواهم وارد بحث شوم. الان فعلاً مقدماتش را میگویم. او را خلیفه قرار بده، جانشین خودت قرار بده در زمین و توانمندش کن، خدایا، قدرت به او ببخش در آن دینی که تو برایش راضی هستی. پس استخلاف، تمکین، دیگر چه؟ «لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً»؛ خدایا، بعد از ترسها و اضطرابهای امام زمان (عج)، اوضاع را برای او تبدیل به امنیت کن. چون یکی از چیزهایی که در مورد امام زمان (عج) بگوییم، خیلی غمانگیز است. در زیارت ایشان آمده است: «خائفاً یترقب»؛ امام زمان (عج) یک ترسانی است که مراقب است کسی او را نکشد، یک آواره و طرد شده است که پنهان میشود و تنها و یگانه است. مراقب است او را نکشند، چون سیزده معصوم دیگر را کشتند و الان هم دشمنان به شدت دنبال این هستند که او را نابود کنند. لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً»، یعنی تبدیل کن آن ترس و اضطراب امام زمان (عج) را به امنیت. «یَعبُدُکَ لا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً»؛ بتواند تو را عبادت کند و عبودیت کند و کسی را با تو شریک قرار ندهد.
خب تا اینجا این را خوب دقت کنید، تا بعد برویم سراغش. در آیات الهی این چیزهایی که ما خواندیم در واقع آیات خدا بود که تبدیل شده به دعا تا ما انشاءالله دستمان برسد به دست آقا و ماه رمضانمان پربار باشد.
بشارات قرآنی در مورد حکومت بندگان صالح
در قرآن کریم بشارتی که داده شده بسیار مهم است. میفرماید: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ خواهش میکنم خوب دقت کنید، من دارم آیه ۱۰۵ سوره انبیا را میخوانم. میفرماید: «ما در زبور، بعد از تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح ما به ارث میبرند.» دارد بشارت میدهد که بندگان صالح وارث زمین میشوند. دستشان نیست، بندگان صالح ارث زمین دستشان نیست. اگر دستشان بود، خب دیگر امام زمان (عج) بود و همه چیز درست بود. ولی دارد بشارت میدهد که زمانی بندگان صالحی خواهند آمد که آنها زمین را به ارث میبرند.
مفهوم وراثت زمین و وظیفه مؤمنین
این یعنی چه؟ خوب دقت کنید، چون اگر این را نفهمیم، دیگر از نقش خودمان در حکومت امام زمان (عج) و خیمه امام زمان (عج) چیزی سر در نمیآوریم. آنهایی که میخواهند دقیقاً بدانند خودشان الان در خیمه حضرت کجا هستند و اساساً خیمه حضرت کجا هست و ما چگونه باید خودمان را به او برسانیم، کاملاً به این بحث دقت کنند.
میفرماید که یک بندگان صالحی قرار است بیایند که اینها زمین را به ارث میبرند. «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ». زمین در دست بندگان صالح نیست، پس باید چه باشد؟ باید بندگان صالحی باشند که هم بنده باشند و هم صلاحیتدار باشند، به قدری قوی باشند که بتوانند زمین را به ارث ببرند. ارث کی اتفاق میافتد؟ زمانی که کسی بمیرد. پس یعنی زمین دست صالحین نیست، دست مستکبرین و غاصبین است. حالا صالحین باید آنقدر قوی شوند که غاصبین و مستکبرین را بمیرانند تا زمین برای میلیاردها انسان آزاد شود. آن صلح و عدالت شیرین، رحمت بر کل کره زمین حاکم شود و همه مردم جهان به آرامش و امنیت برسند. پس این بندگان صالح باید خیلی قوی باشند که بتوانند استکبار و غاصبین زمین را بمیرانند و زمین به ارث برده شود. چون خدا «ارث» گفته، ارث زمانی اتفاق میافتد که کسی بمیرد. کسی باید از بین برود تا این به دست اینها برسد.
در آیه بعدی، یک سؤال هست که خیلی مهم است. میفرماید: «إِنَّ فِی هَٰذَا لَبَلَاغًا لِّقَوْمٍ عَابِدِینَ». این حرف منِ خدا که بندگان صالح قرار است زمین را به ارث ببرند، برای هر کسی که دین دارد، یک پیام روشن دارد. «لَبَلَاغًا»؛ متدین باشیم، دیندار باشیم. سؤال: چه ربطی بین دین و آیه قبلی وجود دارد؟ خدا میگوید: «اگر شما دیندار هستید، این حرفی که منِ خدا زدم که زمین را بندگان صالح به ارث میبرند، برای شما یک پیام روشن دارد.» پیامش چیست؟ یکی از سؤالاتی است که من میگذارم تا شما روی آن فکر کنید. ما جوابش را دیشب دادیم، پریشب هم باز اشاره کردیم که ربط بین دینداری ما با وراثت زمین چیست؟ اگر شما واقعاً دین دارید، آن حرفی که من زدم، برای شما یک راه روشن است.
جهانی بودن دین اسلام و نقش امام مهدی (عج)
در آیات دیگر هم این نکته آمده است. در معرفی دین پیغمبر (ص)، خداوند میفرماید: چون همه انبیا آمدند تا این رحمت اتفاق بیفتد. همه انبیا آمدند تلاش کنند که این آقا (امام زمان عج) بیاید و جهان برای همه بندگان خدا آزاد شود. همه انبیا بشارت دادند، کتابهای آسمانی بشارت دادند، کتابهای غیرآسمانی بشارت دادند. و همه انبیا در واقع وقتی داشتند تلاش میکردند، تلاششان این بوده که بتوانند یک فضا و مقدمهای برای صالحین ایجاد کنند. یک راهی را ایجاد کنند که بندگان صالح به دنیا بیایند، متولد شوند، دیندار و زنده باشند تا زمین را آماده کنند برای آن «گل سرسبد خلقت». وظیفه همه انبیا از روز اول تا آخر، تا خود شخص پیغمبر (ص) این بوده که این آیه را تحقق دهند. خوب دقت کنید، تمام زحمات انبیا و ائمه برای تحقق یک آیه بوده است. دارم یواشیواش تقلب میرسانم به شما. جواب را دقت کنید. تمام تلاشهای انبیا و پیغمبر و ائمه این بوده که همه یک آیه تحقق پیدا کند: وراثت زمین، که مساوی است با میراندن غاصبین. کی باید بمیرد تا زمین برای بندگان صالح آزاد شود؟ مستکبرین باید نابود شوند و از بین بروند تا زمین آماده شود برای بندگان صالح. تا همه مردم دنیا راحت باشند، نه ظلمی باشد، نه غمی، نه بدهکاری، نه مریضی، نه دردی، نه طلاقی، نه غمی؛ هیچ چیز نباشد. مردم شاد، خوب و عالی زندگی کنند. همه انبیا برای همین آمدند.
خب، خدا میگوید لازمهاش چیست؟ لازمهاش این است که بندگان صالحی باشند که این کار را انجام دهند. چون «دارِ اختیار» است، زوری که نمیشود. خدا میگوید خودتان باید این کار را بکنید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ». خدا سرنوشت هیچکس و هیچ گروهی را تغییر نمیدهد، مگر اینکه خودشان اقدام کنند و سرنوشت خود را تغییر دهند. بعد خدا میگوید: «من یاریشان میکنم، ولی خودشان باید حرکت کنند.» آن ضربالمثل زیبای عامیانه ما: «از تو حرکت، از خدا برکت.»
دین پیغمبر (ص) هم همینگونه معنا شده: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ». خب، سؤال: اگر از یک دختر مسلمان یا یک پسر مسلمان سؤال کردند دین اسلام برای چیست؟ عاقبت این دین چه میشود؟ دین ما روشن است. خداوند فرمود: «اوست کسی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان غلبه کند.» پس دین اسلام، دین جهانی است. اسلام دین جهانی آمده که همه زمین را بگیرد.
به امام صادق (ع) گفتند: «پس چرا این آیه تحقق پیدا نکرده است؟ چرا نشد؟ مگر خدا نمیگوید دین پیغمبر آمده تا همه جهان را بگیرد؟» فرمود: «این کار با مهدی ماست، مهدی ما قرار است این کار را انجام دهد.» پس یعنی چه؟ یعنی پیغمبری که قرآن میگوید دینش جهانی است، خودش باید تلاش بکند. امیرالمؤمنین بیاید تلاش بکند، حضرت زهرا بیاید، امام حسن بیاید، امام حسین بیاید، ائمه یکییکی باید تلاش بکنند تا زمینه آمدن این منجی فراهم شود، علّت این تولد به وجود بیاید و بعد بتواند به حاکمیت برسد. پس همه مقدمه این آقا هستند که بیاید. اسلام برای همین است.
بالاترین اعمال، عبادت و جهاد: انتظار فرج
خب، برای همین در دین اسلام، مهمترین مسئله این است که تو با این هدف پیوند بخوری. تو هم مثل پیغمبر و مثل انبیای گذشته در جریان آمادهسازی زمین نقش داشته باشی. تو هم سهم داشته باشی. چون دیشب گفتم دیگر، حشر انسانها بر اساس چیست؟ عمل و بالاتر از عمل، نیتشان. تو باید بیفتی تو این جریان که اگر از این دنیا ماها رفتیم، بگویند این شخص تمام نیتش این بود که آن آقا، امام زمان (عج) بیاید. برنده آن انسانی است که با این نیت بمیرد. این مرد، این زن، این خانم، این آقا، کسی بود که تمام عمرش آرزو و آرمانش این بود که یک چنین شخصی، یعنی آقا امام زمان (عج)، بیاید. در دنیا همه تلاشش را کرد و با این عشق از این دنیا رفت. که گفتم آقا امام سجاد (ع) فرمودند: «فرقی نمیکند این آدم به چه مرگی بمیرد، هرکس با این نیت بمیرد، شهید از دنیا رفته است.» آن هم در رکاب کی؟ آقا امام زمان (عج). بلکه حضرت فرمودند: «بلکه بالاتر، در رکاب خود پیغمبر به شهادت رسیده است.» خیلی مهم است.
لذا وقتی از پیغمبر (ص) سؤال میکنند دین تو چیست؟ بهترین مرحله در دین تو چیست؟ بالاترین کار در دین تو چیست؟ پیغمبر (ص) سه جمله دارد که امشب همه با هم بخوانیم تا در وجودمان باشد، چون معنای دینداری همین است، دین ما همین است. فرمود: «أفضلُ الْأَعْمَالِ اِنْتِظَارُ الْفَرَجِ»؛ بالاترین عمل در دین من این است که تو مقدمهساز ظهور مهدی باشی. «انتظار» یعنی شرایط را فراهم کردن. «منتظر» به کسی میگوییم که شرایط را فراهم میکند. مثل اینکه الان من و شما میآییم در این جلسه شرکت میکنیم. من آخرین نفر میآیم اتفاقاً، شما زودتر از من میآیید، ولی باید این مجلس را یک کسی آماده کند، بلندگو و صدا و همه چیزش را آماده کند، پذیرایی و همه چیز را. آنها منتظر هستند، یعنی منتظر من و شما هستند که بیاییم. منتظران کسانی هستند که جلوتر میروند و فضا را آماده میکنند. پس «انتظار الفرج» یعنی کسانی که مقدمه ظهور مهدی را فراهم کنند. منتظر این است.
ولی پیامبر (ص) به این اکتفا نکرد، فرمود: «أفضلُ الْعِبَادَهِ اِنْتِظَارُ الْفَرَجِ»؛ بالاترین عبادت هم این است که تو در این مسیر بیفتی. وجودت برطرفکننده موانع ظهور مهدی باشد، موانع ظهور. وجود تو اینگونه منتظر بشود، به مقام انتظار برسد. امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «کسی که به مقام انتظار برسد، اگر واقعاً راست بگوید، در قیامت با من همرتبه است.» کی دلش نمیخواهد با امیرالمؤمنین همرتبه باشد؟ امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «با خود من و همدرجه من محشور میشود، اگر کسی منتظر باشد.» یعنی منتظر باشد، یعنی چه؟ یعنی ابعاد وجودی این آدم کاملاً درگیر مسئله ظهور و برطرفکننده موانع ظهور مهدی باشد.
سومین نکته را پیامبر (ص) فرمود: «أفضلُ جِهَادِ أُمَّتِی اِنْتِظَارُ الْفَرَجِ»؛ بالاترین جهاد در امت من، این است که انسان برطرفکننده موانع ظهور حضرت باشد. انتظار فرج. پس بالاترین دینداری این است. خود پیغمبر (ص) هم برای همین آمده است. خب حالا سؤال: پیغمبر (ص) خودش به این حرفهای خودش عمل میکند یا نه؟ یعنی پیغمبر منتظر است یا نه؟ بله. خودش دارد میگوید. پس خود پیغمبر بیش از هر کس دیگری برای ظهور مهدی (عج) تلاش میکند. حتی خدا هم در قرآن میگوید: «من هم منتظرم.» «فَانتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُم مِّنَ الْمُنتَظِرِینَ»؛ ما هم با شما در انتظار هستیم.
خدا و اهل بیت هم منتظر هستند. یعنی منتظرند، یعنی چه؟ یعنی دائماً تلاش میکنند که آن صالحینی که زمین را به ارث میبرند، تربیت شوند و آماده شوند. چون کار دست آنهاست دیگر. کار دست مردم زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین نیست. کار دست صالحینی است که آنها قرار است بعداً پرورش پیدا کنند، به دنیا بیایند، زیاد شوند و قدرتمند شوند و بتوانند غاصبین و مالکین زمین را از بین ببرند.
زمان خود پیغمبر هم درگیر بود، امیرالمؤمنین هم درگیر بود. اصلاً همان منطقه خودشان را اینها نمیتوانستند آرام بکنند، چه برسد به جهان. برای جهان، یک آمادگی دیگری لازم است. امام حسن (ع) بنده خدا که لشکر خودش هم از دستش رفت، معاویه با خرید فرماندهها، چند توطئه انجام داد و امام تنها ماند. در تنهایی به شهادت رسید. امام حسین (ع) مگر چقدر یار داشت؟ امام سجاد (ع)، اینها که اصلاً یار نداشتند. امام صادق (ع) چهار هزار شاگرد دارد، ولی فرمود: «اگر به تعداد این گوسفندها یار داشتم، قیام میکردم.» یکی از شیعیان آمد به ایشان گفت: «خب چرا قیام نمیکنید؟ شما یار زیاد دارید.» امام صادق (ع) گوسفندها را شمردند، دیدند هفده تا هستند، یعنی سر کلاس من درس گوش میکنند اما همراه من نیستند، بسیجی پاکار نیستند، به قول خود امام، «شیعه تنوری» نیستند. یک کسی بود به او گفت: «تو یار زیاد داری؟» گفت: «نه، ما هستیم.» گفت: «اگر هستی، برو تو این تنور ببینم.» اگر حرفم را گوش میکنی. نرفت تو تنور. یکی از اصحاب حضرت آمد، حضرت به او گفت: «برو تو تنور.» پرید تو تنور. درش را حضرت بست. حضرت گفت: «خب حالا از این یارها چند تا داریم؟» تو که خودت نرفتی، چند تا داریم؟ اینجوری فکر نمیکنم کسی باشد. حالا صحبت به درازا کشید. بنده خدا الان سوخته آنجا. در را حضرت باز کرد، این صحیح و سالم از آتیش بیرون آمد. من یار اینجوری میخواهم.
وعده الهی برای استخلاف و تمکین در زمین
آیات بعدی را دقت کنید تا برسیم و نزدیک شویم به این دعایی که هر شب باید بخوانیم و اینکه الان وضعیت ما چه خواهد بود. در قرآن آیات دیگری هم هست که برایتان میخوانم. قسمت آخرش به قدری مهم است: «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»؛ تا بر همه ادیان غلبه کند. اینقدر مهم است که سه بار در قرآن آمده است. (سوره توبه آیه ۳۳، سوره فتح آیه ۲۸، سوره صف آیه ۹). یعنی قرار است این دین جهانی باشد.
پس همه معصومین منتظر هستند، یعنی تلاش میکنند تا مهدی (عج) بیاید، این دین بر همه ادیان غلبه کند و انسانها به بزرگی شخصیت و لیاقتشان تربیت شوند. و پیغمبر (ص) به ما خط داده، گفته: «همهتان منتظر باشید، بهترین کار نزد همهتان این است که برای این کار تلاش بکنید.»
آیه بعدی را برایتان میخوانم که خیلی مهم است. این همان آیهای است که در دعا، معصوم آن را خرد کرده و در دعای افتتاح آورده است. تمام آن واژههایی را که من خدمتتان عرض کردم دقت کنید: «استخلاف»، یعنی خلیفه شدن، جانشین شدن و حاکم شدن بر زمین. یعنی قدرتمند شدن این دین و جهانی شدن این دین. «عبادت و بندگی بدون شرک به خدا». چون الان ما عبادتمان همه مشرکانه است. ما الان همه نمیتوانیم وظایفمان را خالص انجام دهیم. حالا بگذریم از این چهل سال انقلاب که مردم برای اولین بار در تاریخ بشر، برای اولین بار در تاریخ بشر، در این چهل سال توانستند با درصد بالایی آزادی عبودیت و بندگی به دست بیاورند؛ یعنی بتوانند به سمت شبیه خدا شدن بروند.
به همین خاطر هم در طول تاریخ، از زمان حضرت آدم تا الان، هیچ وقت به اندازه این چهل سال، کره زمین بنده و بنده صالح بیرون نداده است. بعداً توضیح میدهم برایتان. از زمان حضرت آدم تا الان، کل کره زمین هیچ وقت به اندازهای که در این چهل سال، آن هم در این قطعه از زمین، بنده، بنده صالح و آدم تربیت شده، تربیت نکرده است. هیچ وقت. ما الان هر کاری دلمان بخواهد میکنیم، نمازمان را میخوانیم، روزهمان را میگیریم، عبادتمان را میکنیم. جاهای دیگر، پایت را از این کشور بگذار بیرون، آیا آزادی بندگی داری؟ به این راحتی میتوانی هر جا بندگی کنی؟ استاد داری، مربی داری، کلاس داری، باشگاه داری؟ چون بندگی و عبودیت یک فن و مهارت است. باید یک سلسله مهارت را انسان کسب کند تا شبیه مربیاش بشود. هیچ جای کره زمین بیشتر از این تکه از زمین، باشگاه برای انسانیت وجود ندارد. هیچ جا. شما به عراقش نگاه کنید، به مکه و مدینهاش که اصلاً آنجا وحشتناک است. مکه و مدینه عزیز ما، دو اسیر هستند در دست یهود، دست صهیونیسم جهانی. مکهمان اسیر است. مدینهمان را به اسارت بردهاند. کربلا و نجف و کاظمین و سامرا تا همین چند سال پیش در اسارت بود، به برکت این ملت آزاد شد. وگرنه کربلا اسارت بود. کسی میخواست برود اربعین، میکشتند. میلیونها آدم در این زیارتها و عشقورزیها در همین عراق کشته شدند. عبودیت و بندگی و عشقورزی آزاد نبود.
حالا آیه را دقت کنید، خیلی زیباست: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»؛ خدا به شما مؤمنین، به آنهایی که اهل عمل صالح هستند، یک وعده داده است. وعدهاش چیست؟ «لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ»؛ اینها را حتماً، حتماً شماها را خلیفه و حاکم زمین میکند. «کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ»؛ همانطور که قبلیها را هم همین کار را کرد، امتهای قبلی حاکم شدند. دعا خواندیم: «وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَىٰ لَهُمْ»؛ قدرتمندشان میکند، توانمندشان میکند، حاکمشان میکند در آن دینی که خدا برایش انتخاب کرده است. حالا این دینی که خدا برایشان راضی شده کدام دین است؟ «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا». روز غدیر گفته است، وقتی که پیغمبر، امیرالمؤمنین را منصوب کرد، این آیه نازل شد: «امروز راضی شدم این دین اسلام که علی رهبرش است برای مردم دین باشد.» به این دین میگویند اسلام، پس اسلام حقیقی این است. قرآن دارد میگوید: «وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا»، من امروز راضی شدم این دینی که علی بالا سرش هست، برای شما دین باشد، اسلام. پس دینی که خدا میگوید راضی هستم و آن منجی میآید بر کل جهان حاکم میکند، دین تشیع، دین آقا امام زمان (عج) است. خیلی از علمای اهل سنت، چون آنها همه این آیات و روایات را قبول دارند که مهدی میآید و این کار را انجام میدهد، حتی وهابیها. من با آنها در مکه صحبت کردم، علمای وهابی. به آنها گفتم: «که این آیهای که شما میگویید، این آیه قرآن است که میگوید این اتفاق میافتد.» همین آیه را خواندم و آیه قبلی را. گفتند: «ما مهدی را قبول داریم.» گفتم: «خب پس وقتی میگویید مهدی قرار است بیاید، دینش سنی است یا شیعه؟» اینجا دیگر سکوت میکردند و جواب نمیدادند. مهدی قرار است بیاید. مگر همه کتابهایتان نمیگوید مهدی میآید؟ مهدی شیعه است یا…؟ مهدی دینش چیست؟ دین اهل بیت یا دین کسان دیگر؟ این قرار است بیاید و آن دینی را که خدا میگوید من راضی هستم، بر کل جهان حاکم کند. در قرآن چند تا آیه است؟ یک آیه است که عزیزمان خواندند. یک دین است که خدا راضی است بر کل جهان حاکم شود و آن تشیع است. دین اسلام حقیقی، دینی که متخصص معصوم بالا سرش باشد و انسانها را بزرگ تربیت کند. دینی که متخصص معصوم بالا سرش نباشد و خلیفه بالا سرش نباشد، نمیتواند انسانها را انسان تربیت کند. توان تربیت انسان را ندارد، چون قوای انسان برای «خلیفه اللهی» آفریده شده است.
خدا حتماً به شماها وعده کرده که دین شما را چنان قدرتمند کند، همان دینی که خدا راضی است شما این دین را داشته باشید. «وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا»؛ در دعای افتتاح خواندیم، خدا ترسهای شما را تبدیل میکند به امنیت. چه مژدهای دارد میدهد! خدا ترسهای شما را تبدیل میکند به امنیت، که چه اتفاقی بیفتد؟ این امنیت بیاید که چه شود؟ «یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا»؛ هم بتوانید بندگی مرا کنید و هم خالص بندگی کنید، دیگر شرک نداشته باشید.
یک باشگاه قوی بدون مانع. وقتی در باشگاه شما مانع داشته باشی، نمیتوانی تربیت شوی. الان خیلی از افراد میخواهند قوی باشند، شوهرانشان نمیگذارند، زنانشان نمیگذارند، بچههایشان نمیگذارند. محیط نمیگذارد، محل کار مسخرهشان میکنند، صاحبکار نمیگذارد، جامعه نمیگذارد. مشکلات دیگری هست که نمیگذارند افراد بندگی کنند و در باشگاه خدا بزرگ تربیت شوند. ما الان باشگاههایمان ضعیف است. آنقدر بزرگ نیست.
کشور ما شده باشگاه قدرتمندی که میلیونها انسان در آن تربیت میشوند. اما همینها هم آنگونه که باید، قدرت در اختیارشان باشد، هنوز نیست. هنوز خیلی از ماها برای عبودیتمان مشکلات داریم. لقمههای حرام آمده، تغذیههای حرام آمده، غذاهای مضر و سرطانزا آمده. ما در وسط زندگیمان چیزهای حرام و خطرناک و مضر زیاد داریم. اما آن روز امنیت میآید، امنیت کامل همه جای کره زمین. همه جا امن میشود برای عبودیت. برای اینکه کسی مسخره نشود، کسی تحقیر نشود، کسی تهدید نشود، کسی به او توهین نشود. الان خیلی از آدمها میخواهند آدمهای خوبی باشند، ولی محیط خانوادگیشان نمیگذارد، شوهرشان نمیگذارد، خانواده همسرشان نمیگذارد، خانواده زنش نمیگذارد. امنیت ندارند، ترس دارند، اضطراب دارند، تمسخر دارند، تهدید دارند. این خیلی بد است. ولی آن موقع عبودیت یک جوری میشود که همه امنیت دارند تا عبودیت خدا را به جا آورند. ببین چقدر حرفهای قشنگ. این آیه ۵۵ سوره نور است.
دعوت به تعالی در ماه رمضان و معرفی منابع
خب، در تمام روایات، وقتی که راجع به این آیات صحبت میشود، همهشان این بشارت را دادهاند که این آیه، مصداق کاملش ظهور مهدی و حکومت مهدی و دولت کریمه است که حالا میخواهیم در دعای افتتاح با آن کار کنیم و وظیفه خود را در مقابلش بدانیم چیست. در سوره طه آیه ۱۳۲ و در سوره اعراف آیه ۱۲۸ آمده است: «وَالْعَاقِبَهُ لِلتَّقْوَىٰ» و «وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ حتماً این اتفاق خواهد افتاد. در روایت داریم در مورد این آیات، فرمودهاند: «هیچ خانهای نیست مگر اینکه اسلام وارد آن خانه خواهد شد.» اسلام حقیقی در کل زمین اتفاق میافتد. آنچه مهم است، این است که میوه ماه رمضان ما این باشد که روحمان با روح این منجی پیوند بخورد. قلبمان با این منجی پیوند بخورد. عباداتمان، روزهمان، با ایشان پیوند بخورد. این خیلی مهم است. تا اینجا این را داشته باشیم.
انشاءالله از فردا شب میخواهیم برویم راجع به این بخش صحبت بکنیم که در این دعا که هر شب ماه رمضان است، بزرگترین آرزو و دغدغههای ما میشود این مسئله. خب اگر کسی بزرگترین آرزو و دغدغهاش بشود این مسئله، چه اتفاقی میافتد؟ اگر راست بگوید، به نیتش میرسد، به رحمانیت میرسد، به مقام میرسد. اگر کسی این کار را بکند، دیگر یک نفر معمولی نیست، دیگر یک آدم عادی هم نیست. اگر بتوانیم انشاءالله در این شبها دلمان را اینگونه پیوند بدهیم، خیلی خوب است.
منابع را بگویم. انشاءالله فردا شب حتماً همهتان این کار را بکنید. برای کسانی که دوستشان دارید، این منابع را بدهید به آنها تا مطالعه کنند و خودتان هم حتماً تا قبل از شبهای قدر حتماً مطالعه بکنید. چون قدر شما اینی است که من دارم خدمتتان میگویم، قدرتان این است، قیمتهایتان این است. قیمتهایتان را پیدا کنید. پس این دو کتاب را حتماً مطالعه کنید: یکی «نقش انسان در تقدیرات» و یکی هم «انقلاب اسلامی و آینده جهان». این دو را حتماً سعی کنید تا قبل از شبهای قدر مطالعه کنید. وقت بگذارید برایش. کارهای دیگرتان را کنار بگذارید تا خودتان بتوانید انشاءالله به یک جهش، به یک جهش خیلی بزرگ برسید. و آن مباحثی هم که گفتم راجع به مراقبات: «مراقبات ماه مبارک»، مبحث «محبت بین خدا و بندگان»، و «شرح دعاهای شبهای قدر». این سه تا را یک بار دیگر بگویم: کتابها: «نقش انسان در تقدیرات» و «انقلاب اسلامی و آینده جهان». و کارگاهها: «مراقبات ماه مبارک»، «محبت بین خدا و بندگان» و «شرح دعاهای شبهای قدر».
انشاءالله بتوانیم کشور را به یک جهش چند دهساله برسانیم. در همین چند روزه بتوانیم یک پرواز خوب بکنیم، یک جهش خیلی خوب بکنیم که در نامه عمل، بهترین تقدیرات نوشته شود. یعنی ما دیگر انشاءالله شب قدر یکجوری نباشیم که فقط تقدیرات خودمان را بگیریم، این خیلی بد است که آدم هر سال شب قدر، یک سری تقدیرات جمادی، گیاهی و حیوانی برای خودش بخواهد و امام زمان امضا کند. امسال برویم به امام زمان بگوییم: «آقا ما آمدیم در لشکر شما، آمدیم در خیمه شما. برای ما یک تقدیرات خوب بنویس.» «برای من» هم نه، «برای ما» بنویس. هر یک دانه از شما انشاءالله بروید تقدیرات میلیونها نفر را دریافت بکنید. هر یک نفر برود بگوید: «آقا من برای چند میلیون نفر میخواهم. برای من رزق بده، من میخواهم این چند میلیون نفر را رزقشان را خودم بدهم.» خیلی عالی است که انسان بزرگ شود.
و الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.