فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیهالسلام صلوات بلند.
حقیقت وجودی انسان و ارزش آن
مقام انسان، یعنی همان موجودی که از روح خدا در او دمیده شده است و حقیقت الهی یا همان نور اهلبیت علیهمالسلام را در خود دارد، به قدری عظمت دارد که خداوند تبارک و تعالی برای پرورش او رحمتهای زیادی را افاضه فرموده است. این موجود، یعنی آنچه که از خدا در انسان دمیده شده، آنقدر عزیز است که به تعبیر مرحوم الهی قمشهای، «کودک عزیز روان» است؛ آن کودکی که از غیب در وجود ماست. خداوند برای هدایت، رشد و تکامل این موجود، دهها هزار پیامبر را فرستاده، قرآن و کتابهای آسمانی را نازل کرده و انبیای زیادی در این راه شهید شدهاند و کشته شدهاند. باید روی این حرفها فکر کرد. از چهارده معصوم، سیزده نفرشان شهید شدند و انسان باید فکر کند که چرا؟ «خانواده آسمانی من همه شهید شدهاند».
انتساب شیعیان به خاندان پیامبر (ص)
بالاخره اینها خاندان ما هستند و ما منتسب به این خاندان هستیم. ما فرزندان اهلبیت هستیم. روزی شخصی نزد امام صادق علیهالسلام آمد و گفت: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته.» حضرت فرمودند: «خیلی صلوات را بر ما تنگ گرفتی. مگر نمیدانی که اهلبیت همان اصحاب کساء و پنج تن آل عبا هستند؟» آن شخص گفت: «پس چگونه صلوات بفرستم؟» امام صادق فرمودند: «بگو: اللهم صل علی محمد و آل محمد»؛ زیرا «آل محمد» هم شامل ما میشود و هم شما شیعیان را در بر میگیرد. یعنی شما شیعیان، عضو آل محمد هستید. ما همه از آل پیامبر هستیم و سید و غیر سید هم ندارد.
اثرات درک حقیقت وجودی
حقیقت ما، اصل و نسب ما، و سهم اهلبیت در وجود ما، حق آنها را بالاتر از پدر و مادر زمینی است. به همین دلیل، در زیارت عاشورا که یک حدیث قدسی و کلام خداست، و همچنین در زیارتهای دیگر، در خطاب به خانواده آسمانیمان میگوییم: «بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی»، یعنی پدر و مادر زمینی ما فدای پدر و مادر آسمانی ما.
اگر ما بفهمیم که از خاندان اهلبیت و آل پیامبر هستیم، رفتارمان با خودمان و سبک زندگیمان مناسب با خاندان خودمان و آنچه که شایسته ماست میشود. اما کسی که در زندگیاش نفهمد از آل پیامبر است، تمام عمرش را مفت از دست میدهد، یعنی با یک قیمت نازل و پستی زندگی میکند. اما اگر کسی بفهمد از آل پیامبر است، انتخابها، رفتارها، چینشهای فکری و سبک زندگیاش مناسب حقیقت خودش، خاندان خودش و لیاقت خودش میشود. در آن صورت، دیگر آرزو نمیکند که با هیچکس غیر از خانواده آسمانی خودش باشد. این موضوع به قدری اهمیت دارد که خداوند برای فهم همین حقیقت که ما از خاندان اهلبیت هستیم و نور آنها در ماست، خود اهلبیت را شهید کرده تا ما این را بفهمیم. یعنی خون سیزده معصوم ریخته شده و آخرین معصوم نیز ۱۱۹۰ سال است که به تعبیر امیرالمؤمنین (ع)، آواره، طردشده، تنها و یگانه است تا ما بفهمیم برای چه به این دنیا آمدهایم و اصلاً چه هستیم.
هدف از خلقت؛ دستیابی به صفات الهی
جلسه گذشته گفتیم که هدف خلقت ما این است که توانمندیها و کمالات مربی خودمان، یعنی الله، را به دست آوریم و مهمترین اسم الله «رحمانیت» و «رحیمیت» است. ما باید «بسم الله الرحمن الرحیم» را دائماً تکرار کنیم تا بفهمیم مربی ما کیست و ما باید به چه سمتی حرکت کنیم. علامه میفرماید: «اسلام یعنی بسم الله الرحمن الرحیم.» آیتالله حائری رحمهالله علیه میفرماید: «اسلام یعنی حرکت از رحمانیت به رحیمیت.» یعنی دین مساوی با رحمانیت و رحیمیت است. پس شما به اندازهای دیندار هستید که رحمان و رحیم و مهربان باشید. اگر قرار باشد نماز و روزه و حج و کارهای شما را مهربان نکند، دین شما قلابی است و به درد نمیخورد. یعنی اصلاً نفهمیدهاید دین چیست.
شناخت خویشتن، گامی به سوی رحمت
وقتی غایت ما این است که رحمان و رحیم شویم، باید به این رحمت برسیم. حضرت علی علیهالسلام فرمود: «رحمت خدا شامل حال کسی است که بفهمد از کجا آمده است.» هدف خلقت ما این است و اهلبیت برای همین کشته شدند. انبیا کشته شدند، میلیونها انسان صالح، از امامزادگان و اولیا و علما، شهید شدند و مجاهدین شهید شدند تا انسانها هدایت شوند. ما باید حرمت خون همه اینها را داشته باشیم و بفهمیم آنها برای چه شهید شدند تا ما به چه چیزی برسیم. حضرت میفرماید: «رحمت خدا شامل حال کسی است که این را بفهمد که من کیستم، از کجا آمدهام، کجا هستم و به کجا میروم.» «رَحِمَ اللَّهُ امْرَءاً عَلِمَ مِنْ أَیْنَ وَ فِی أَیْنَ وَ إِلَی أَیْن.»
برترین نوع رحمت و مهربانی
اگر ما بخواهیم برای همه مردم، برای فرزندانمان، معلمان برای شاگردانشان و دوستان برای دوستانشان مهربان باشیم، بالاترین رحمت این است که به دیگران کمک کنیم تا بفهمند کیستند. بفهمند که زن و مرد یا فرشته نیستند، بلکه انسان هستند. بفهمند که یک روح هستند که یک جنبه بدنی، گیاهی و فرشتهای هم دارند، اما آنها انسان هستند و از جنس محمد و آل محمد هستند. لذا بالاترین وظیفه پدر و مادرها، معلمان، اساتید، مربیان، مراکز فرهنگی، آموزش و پرورش، دانشگاهها و حوزهها این است که به انسانها این را بفهمانند. اگر جامعه و مردم بفهمند که لیاقتشان چیست و چقدر عظمت دارند، هیچوقت کارهای کثیف، زشت، گناه و پست در جامعه اتفاق نمیافتد. هیچوقت دعوا و درگیری رخ نمیدهد.
وحدت و یگانگی حقیقت انسانها
امام باقر علیهالسلام فرمود: «اگر مردم میدانستند که از کجا آمدهاند، دیگر هیچوقت با هم دعوا نمیکردند؛ زیرا میدانستند همه آنها یک نفر هستند. همه از یک جا آمدهایم و فرزندان یک پدر و مادر هستیم.» دیگر با هم دعوا، درگیری، رقابت و حسادتی وجود نداشت؛ همه یک نفر هستیم. برای همین است که در نماز، عبادت ما با عبادت بقیه یکی است و میگوییم: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ»؛ همهمان با هم. جان و روح ما یکی است.
نمونهای عینی از وحدت روح
شما نگاه کنید در غزه چه اتفاقی میافتد؟ حتی یهودیها در آمریکا، مسیحیان و حتی کسانی که دین ندارند هر روز و هر شب در حال راهپیمایی و اعتراض هستند، کتک میخورند، اخراج میشوند و به زندان میروند. این به خاطر این است که آن خلبان شجاع آمریکایی که خودش را در اعتراض به بمبارانها به آتش میکشد، میفهمد که در واقع خود را کشته است. مردم میفهمند آن کودک کشته شده، کودک خود آنها هم هست، بلکه خود آنهاست. چون روح ما یکی است. بنی آدم اعضای یکدیگرند. خدا رحمت کند سعدی را که فرمود: «چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.» ما یک نفریم. اگر فهمیدیم کی هستیم، دیگر عاشق همدیگر میشویم و تا ابدیت همدیگر را دوست خواهیم داشت.
سبک زندگی بر اساس معرفت به خویش
هیچکس نمیخواهد کسی را تحقیر کند، سرزنش کند یا از کسی جلو بزند. هرکس هرجا میخواهد برود، همه با هم میخواهند بروند. همه با هم میخواهند سعادتمند شوند. دعاها همه جمعی است. پس فهم این «قیمت» بسیار مهم است. این «قیمت» خیلی مهم است که انسان بفهمد کیست. همه انبیا و امامان برای همین آمدند و کشته شدند. فرزندانشان کشته شدند، به اسارت و آوارگی و تبعید رفتند تا این حقیقت را به مردم بفهمانند. قیمت آدمها همان معرفتی است که از خودشان دارند و لیاقتی است که در خودشان میشناسند.
ضیافت الهی در ماه رمضان
وقتی فکر میکنی یک زن یا یک مردی، از هدف خلقتت دور میشوی. در حالی که ما یک انسان هستیم. جنس ما را خدا مشخص کرده است: جنس ما روح خداست، نور اهلبیت علیهمالسلام. پس اگر فهمیدیم که باید به رحمت برسیم، میفهمیم که انسانیت ما در رحمت و در شباهت به خانوادهمان است. وقتی رحمان و رحیم باشیم، انسان هستیم. در آن موقع، قیمتها دستمان میآید و میفهمیم مثلاً ماه رمضان یعنی چه. خداوند ما را به «ماه عسل» دعوت کرده است. ما یعنی همان روحی که از خودش است، نه این خانم و آقا را. وقتی میگوید: «دُعِیتُمْ فِیهِ إِلى ضِیَافَهِ اللَّهِ» شما به مهمانی خدا دعوت شدهاید. اما آدم اگر نداند کیست، نمیفهمد مهمانی خدا یعنی چه و اصلاً حس مهمانی رفتن در ماه رمضان را ندارد و از چیزهایی که در مهمانی به انسان میدهند بهرهمند نمیشود. چیزی گیرش نمیآید و خوشش نمیآید. چرا؟ چون این خانم و آقا هستند که به ماه رمضان میروند و چیزی از آن درک نمیکنند. اما اگر آن روحی که از خدا در ماست به بلوغ برسد و رشد کند، میفهمد رمضان، غذای ما که قرآن است، عبادت و نماز و خلوت با خدا یعنی چه و میفهمد انس با اهلبیت و ملائکه یعنی چه. آنوقت است که میفهمد ماه رمضان چقدر ماه بینظیری است که ما یک ماه به ضیافت خدا دعوت شدهایم.
قدر و منزلت انسان در ضیافت الهی
این ضیافت به حرمت انسان عظمت پیدا کرده است. ببینید انسان چقدر عظمت دارد که شما در دعاهای این ماه، همواره با تعظیم و گرانبهایی شخصیت خودتان روبهرو هستید. دعایی که شما بعد از هر نماز میخوانید چیست؟ «یَا عَلِیُّ یَا عَظِیمُ». این قیمت توست. چرا شما در نماز یک جا میگویید: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ» و رب عظیم خودت را تعظیم میکنی و یک بار سر به سجده میگذاری در برابر رب اعلای خودت. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «سر به سجده گذاشتن یعنی سر به پای خدا گذاشتن.» انسان در سجده، سرش روی پای خداست. خیلی لذت دارد انسان سرش را روی پای خدا بگذارد. با این حس تمرین کنید ببینید چقدر سجده کردن برایتان شیرین است. در سجده هم باز شما با علی سروکار دارید و میگویید: «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْأَعْلَى».
مقام روزهداران؛ مهمانان رحیم
لذا در دعای ماه رمضان نیز پذیرایی شما به عهده کیست؟ شما مهمان «علیّ عظیم» هستید که همان قیمت خودتان است. «یَا عَلِیُّ وَ یَا عَظِیمُ، یَا غَفُورُ یَا رَحِیمُ». دیگر رحمان هم نیست، رحیم است، چون مؤمنین روزه میگیرند. لذا چون مؤمنین اهل روزه هستند، با بالاتر از رحمانیت از آنها پذیرایی میشود. آنها در این مهمانی مهمان رحمان نیستند، مهمان رحیم هستند، یعنی پاداشهای ویژه دارند. این پاداش آنقدر ویژه است که میگوید: «نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَهٌ وَ نَفَسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ». خوابتان عبادت است و نفستان تسبیح. یک آیه میخوانید معادل یک ختم قرآن دارد. در ماه دیگر این خبرها نیست.
جهان؛ محل استقرار موقت انسان
پس از «یَا عَلِیُّ وَ یَا عَظِیمُ، یَا غَفُورُ وَ یَا رَحِیمُ» میگویید: «أَنْتَ رَبُّ الْعَظِیمِ»؛ تو مربی عظیمی. باز هم «ربّ عظیم» اینجاست. به کلمات خوب دقت کنید. اگر دقت نکنیم نمیتوانیم با این ادبیات انس بگیریم و جلو برویم. تو در این ماه با «ربّ عظیم» سروکار داری. «وَ هَذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ». این ماه را عظیم داشته و شرافت و کرامت و فضیلت دادهای. همهاش قیمت است. آدمی که خودش را نشناسد، احساس قیمت، شرافت و کرامت نمیکند؛ یعنی متوجه نیست. شما وقتی یک پادشاه یا یک آدم خیلی مهم شما را دعوت کند، میگویید: «من چقدر مهم بودم که برایم این افتخار پیش آمد و مهمان این آدم شدم.» خدا میگوید: «تو مهمان منی، مهمان ویژه منی.» من یک ماه کامل برای شما ضیافت دادهام، اما وقتی من نمیدانم کیستم و ماهیت اصلی خود را نمیشناسم، فکر میکنم یک خانم یا آقای اصفهانی یا تهرانی هستم. ما اینجا خانه اصلیمان نیست که استراحتگاهمان باشد. ما اینجا در رحمی قرار داریم تا به عالم بالاتر متولد شویم. برای همین است که خداوند در سوره بقره میفرماید: «وَلَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِینٍ». شما یک مدت استقرار و بهرهمندی موقت دارید، بعد برمیگردید. «برگشت» یعنی من قبلاً جایی غیر از اینجا بودهام. شما هیچ آیه و روایتی ندارید که بگوید ما «میرویم» پیش خدا. همه جا میگوید انسانها «برمیگردند» پیش خدا. یعنی تو ببین از عظمت خودت و اینکه از کجا به اینجا آمدهای. قیمت ما چقدر است؟ مملکت ما کجاست؟ وطن ما کجاست؟ اصل و نسب و ریشه ما کجاست؟
آرامش و شادمانی؛ ارمغان درک حقیقت
این همان چیزی است که اگر بفهمیاش، به رحمانیت و رحیمیت میرسی. دیگر کینه، دعوا، درگیری و اختلاف نخواهی داشت. اصلاً احساس بدی بهت دست میدهد بخواهی با کسی درگیر شوی یا کینه کسی را داشته باشی، چون این قیمت تو نیست. بعد آرامش میآید سراغت. ناراحت نمیشوی، چون دنیا هرچه دارد ذخیره آخرت است. بلاها و سختیهایش آمرزش گناهان است و درجات آخرتی، و شادیهایش هم شادی است. پس ما ضرری نمیکنیم در این دنیا. ما همیشه شادیم.
راه رسیدن به سبک زندگی مطلوب؛ معرفت نفس
هرکس میخواهد این سبک زندگی را پیدا کند، اول باید خودش را بفهمد و به خودش ایمان بیاورد و خود را باور کند. اگر نفهمی کیستی، این خدایی که به تو میگوید: «بیا با من عبادت کن، بیا با من خلوت کن، بیا از من لذت ببر، بیا سرت را روی پای من بگذار، بیا تو را در آغوش بگیرم، بیا تو مهمانی من»، این خدا را نمیشناسی. با این خدا نمیتوانی انس بگیری. پس برای اینکه این «اللهم» ما قلابی نباشد و بتوانیم خدایمان را پیدا کنیم، با او انس بگیریم، مهمانی برویم، لذت ببریم و دوست شویم، باید اول خودمان را بشناسیم. هم پیامبر و هم امیرالمؤمنین فرمودند: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه.» اگر خودت را نشناسی، خدایت هم قلابی است، چون اصلاً نمیدانی کیستی. تو میگویی من یک خانم هستم و حالا این خدا به من گیر داده ماه رمضان روزه بگیرم. برای چی؟ حیوان هم سؤال میکند که چرا نباید چیزی بخورم یا بنوشم. اما انسان که سؤال نمیکند. دو عاشق اصلاً سؤال نمیکنند که چرا باید پیش هم باشند.
عشق به خدا؛ از بین برنده پرسشها
وقتی خدا به انسان میگوید پنج نوبت بیا پیش من با من صحبت کن، اگر انسان بفهمد، سؤال نمیکند که چرا باید نماز بخوانم. تو از جنس او هستی، او محبوب و معشوق توست، پس دیگر سؤال ندارد. برای چه باید روزه بگیرم؟ خب برای اینکه او «زوج» و عشق توست و باید یک ماه با او خلوت کنی و با او باشی. اما انسان این را نمیفهمد. برای چه خمس بدهم؟ برای چه باید به جبهه بروم؟ متوجه نمیشود. جهاد برای چیست؟ قیمت و جنس تو چیست؟ وقتی بفهمی، آن موقع میفهمی که جهاد چرا اینقدر مهم است. تا تو ندانی کیستی، از هیچکدام از احکام دین سر در نمیآوری. اساساً از باطن ماه مبارک که وجود مقدس آقا امام زمان علیهالسلام است، سر در نمیآوری. در این ضیافت بهترین مهمان امام زمان است و روزه حقیقی را کسی میگیرد که در این مهمانی با شخص امام زمان آشنا و دوست شود و بتواند مجوز ورود به چادر امام زمان را بگیرد. تا ندانی کیستی، اصلاً تلاشی برای این کار نمیکنی.
سه عشق بنیادین در قرآن
قرآن کریم وقتی میخواهد قیمت انسانها را بگوید، میفرماید قیمت انسان به سه عشق است. قرآن میگوید شما انسان نیستید، مگر اینکه سه عشق در رأس همه عشقهایتان باشد. در سوره توبه، آیه ۲۴، این سه عشق عبارتاند از: عشق به الله، اهلبیت و جهاد در راه خدا. «قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ». «قول» یعنی اعلام عمومی. به پیامبر میگوید به همه بگو که اگر در دلشان عشق به الله، اهلبیت و جهاد بالاترین معشوقهایشان نباشد، دیگر انسان نیستند. از چه کسانی باید این عشق بالاتر باشد؟ از پدران و مادران، پسران و دختران، خواهران و برادران، همسران، عشیره، اموال، شغل و تجارت و خانههایتان. هرچقدر میخواهید این هشت مورد را دوست داشته باشید، خیلی هم خوب است، اصلاً بد نیست. دوست داشتن اینها علامت رحمانیت است، ولی اگر میخواهیم رحمان باشیم، باید سه عشقمان بالاتر از بقیه باشد تا عشقهای پایینتر برایمان بمانند و دشمن ما نشوند.
نقش عشق الهی در روابط خانوادگی
زن و شوهرهایی که سه عشق در قلبشان بالاتر باشد، روابطشان تا آخر عمر سالم و عاشقانه است و به قول پیامبر، علاقهشان به هم بیشتر میشود. خدا رحمت کند میرزا را که میگفت: «خانمها وقتی با شوهرانشان زندگی میکنند، به چشم امیرالمؤمنین نگاه کنند.» فکر کنند شوهرشان امیرالمؤمنین است و هر خدمتی میخواهند انجام دهند، بگویند من تمام خدماتم را به امیرالمؤمنین میدهم و امیرالمؤمنین هم ثوابش را دریافت میکند. دیگر حال شوهر قدر بداند یا نداند، امیرالمؤمنین میگوید: «تو به خاطر من این کار را کردی و من هوایت را دارم.» هیچ زنی نمیگوید: «شوهرم ظلم و خیانت کرد، زحماتم هدر رفت، جوانیام را پایش گذاشتم و هدر رفت.» افسردگی و سرخوردگی سراغ این زن نمیآید، چون میگوید: «من از اول تمام کارهایم را برای امیرالمؤمنین میکردم و او دریافت کرده است.»
مردها هم خانمهایشان را به چشم حضرت زهرا سلاماللهعلیها ببینند و هر کاری میکنند، به عشق خانم حضرت زهرا بکنند و هدیه کنند. هر کاری در خانواده انجام میدهند، زهرا همه را میخرد. دیگر در این زندگی دعوا و سرخوردگی نیست. وقتی من همسرم را به چشم حضرت زهرا ببینم و به این نیت کمکش کنم، همیشه تلاش میکنم او را در خوشبختترین، خوشحالترین و محترمترین حالت قرار دهم، چون میدانم هر کاری کنم او دریافت میکند، حضرت زهرا دریافت میکند. خانمم هم وقتی میداند هر کاری برای شوهرش بکند، امیرالمؤمنین، پدر آسمانیمان، دریافت میکند و خوشحال میشود، این زندگی دیگر یک زندگی فوقالعاده است. اما اگر در زندگی، الله، اهلبیت و جهاد در رأس نبودند، خودخواهیها، مقایسهها، مسابقهها، خودشیفتگیها و رقابتها میآید و زندگی را نابود میکند.
جهل به خویشتن؛ ریشه تمام بدبختیها
اگر ما همدیگر را بشناسیم، یک طلاق، یک غصه، یک دعوا و درگیری در زندگیهای ما اتفاق نمیافتد. همه بدبختی انسان به خاطر این است که نمیداند کیست و قیمت دستش نیست. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «لَا تَجْهَلْ نَفْسَکَ فَإِنَّ الْجَاهِلَ لِمَعْرِفَهِ نَفْسِهِ جَاهِلٌ لِکُلِّ شَیْءٍ.» «نسبت به خودت جاهل مباش، چون کسی که خودش را نمیشناسد، هیچ چیز دیگری را نمیشناسد.» شناختهایش قلابی است، خدایش قلابی است، چون نمیتواند با این خدا ارتباط بگیرد، دوست باشد و عبادتش کند. عرضه ندارد در مهمانی خدا برود. چهل سال، پنجاه سال روزه میگیرد، ولی به جز تشنگی و گرسنگی هیچی گیرش نمیآید. آن شخصی که باید میرفت ضیافت، نرفته است. حسش در ماه رمضان، حس مهمانی رفتن و ضیافت نیست. دقت نمیکند که من یک ماه به ماه عسل توسط محبوب و معشوقم دعوت شدهام.
درک قیمت خویش و بهرهمندی از ضیافت
پیامبر وقتی با ما حرف میزند، با قیمتهای انسانی حرف میزند: «دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَهِ اللَّهِ». اما ما نمیفهمیم و میگوییم: «وای، یک تکلیف به نام روزه داریم.» طرف از این ضیافت بدش میآید و دوست دارد زودتر تمام شود. امام سجاد فرمودند: «کسی که دوست دارد ماه رمضان زودتر برود، این دیگر آدم نیست، یک مجرم به تمام معناست.» چون نمیداند کیست. کسانی که عاشق هم هستند و کنار همند، از هم لذت میبرند و همیشه دلشوره دارند که زمان تند میگذرد. الان خیلیها میگویند: «چقدر ماه رمضان دارد تند میگذرد.» ناراحتند که دو یا سه شب گذشته است. انسانی که فهمیده کیست و قیمتش چقدر است، قشنگ میداند ماجرای خلقت چیست.
نقش نیتهای بزرگ در عظمت انسان
وقتی این را فهمیدیم، میفهمیم که در این ضیافت باید به کجا برویم و چه چیزی باید گیر ما بیاید، چون همهاش عظمت است. در دعایی که برای همه ما قرار دادهاند، بعد از هر نماز میگوییم: «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ». میگوید به این نیت برس، چون اینجوری بزرگ میشوی. وقتی نیت میکنی که در این ضیافت من میخواهم همه مردههایت شاد شوند، این رحمانیت در روح تو میماند و بعد از ماه رمضان با یک روح رحمانی و شبیهترین روح به خدا از این ماه خارج میشوی. «اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ». خدایا همه فقرا را بینیاز کن. آدمی که آنقدر مهربان میشود و این نیت را میکند، بزرگ میشود. این دعا سبک زندگی را به ما یاد میدهد. اگر ما فقط همین دعا را هم داشتیم، کافی بود، ولی خداوند صدها هدیه در این ضیافت دارد.
وقتی میگوید این دعا را بخوان، «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ، اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ، اللَّهُمَّ أَشْبِعْ کُلَّ جَائِعٍ»، یعنی این شخص دارد به این نیت میرسد و میگوید: «خدایا اگر دست من بود، همه اینها را سیر میکردم، همه اسرا را آزاد میکردم، همه فقرا را بینیاز میکردم و همه غمزدهها را شاد میکردم.» این یعنی من باید به اینجا برسم. نیت، حقیقت یک انسان است.
ارزش نیت در کارنامه اعمال
امام رضا علیهالسلام فرمودند: «روز قیامت که میشود، سه نامه عمل برای شخص باز میکنند.» یک نامه اعمال بد اوست. وقتی مؤمن این نامه را میبیند، آنقدر میترسد و خجالت میکشد که ارکان وجودش شروع به لرزیدن میکنند. ولی یک نامه عمل میآورند که او را آرام و شاد میکند؛ نامه دوم. وقتی میبیند چقدر کارهای خوب انجام داده، چقدر خوشحال میشود. اما نامه سومی هم هست که آن دیگر فوقالعاده است. امام رضا فرمودند: «بیاورید آن نامه اعمالی را که انجام نداده است.» مگر میشود نامه عملی که انجام نداده است؟ بله. انسان تا نشناسی، نمیدانی انسان چقدر عظمت دارد. قیمت اصلی انسان به اعمالی که انجام میدهد نیست، بلکه مهمتر از آن، به اعمالی است که انجام نمیدهد.
یک نامه اعمال میگذارند جلوی او، میبیند چقدر اعمال زیادی برایش نوشتهاند. نوشتهاند این چند بار شهید شده، میلیونها رکعت نماز خوانده، هزاران فقیر را بینیاز کرده، هزاران گرسنه را غذا داده و هزاران نفر را خوشحال کرده است. هزاران حج رفته و کربلا رفته. میگوید: «خدایا به عزتت قسم، من این کارها را انجام ندادهام.» آنجا میگویند: «نه، انجام دادهای.» چگونه؟ میگویند: «چون نیت داشتی انجام بدهی و راست میگفتی، وارد نامه عمل تو میشود.» «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیَّاتِ». بنیاد انسان به نیتش است. «یُحْشَرُ النَّاسُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَلَى نِیَّاتِهِمْ». «روز قیامت مردم بر اساس نیتهایشان محشور میشوند.» نه فقط بر اساس اعمال.
مشارکت در اعمال با رضایت قلبی
امام رضا فرمودند: «الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالَّدَاخِلِ فِیهِمْ مَعَهُمْ.» کسی که به کار گروهی راضی باشد، مانند کسی است که داخل آن گروه است. الان در کشور ما کسانی هستند که به کار اسرائیل راضیاند؛ سلبریتیها، بعضی آخوندها و شخصیتهای سیاسی که یک کلمه علیه اسرائیل و این جنایتها موضعگیری نکردند. کسی که راضی به کار کسی است، روز قیامت پای او همان کار را مینویسند. ما خانم باحجابی داریم که حجاب دارد، اما دوست دارد بیحجاب باشد. روز قیامت بیحجاب محشور میشود، چون آن را دوست داشته. آدمهایی داریم که نماز میخوانند، اما روز قیامت بینماز محشور میشوند، چون آرزو داشتند نماز نخوانند. مسجد میآید، حسینیه میآید، اما میگوید: «کاشکی وقت میکردم یک ماه به آنتالیا بروم.» دلش برای کثافتکاریهای بقیه تنگ میشود. از هر فعل هرکس راضی هستی، آن را پایت مینویسند. کار خیر هم همینطور است.
حضور در جبهه حق با نیت صادقانه
میگوید: «ای کاش من روز عاشورا با امام حسین به شهادت میرسیدم.» و راست هم میگوید. از کجا معلوم است راست میگوید؟ وقتی جنگ پیش میآید، هشت سال دفاع مقدس پیش میآید، مدافعین حرم پیش میآید، نفر اول برای رفتن است. راست میگوید. روز قیامت در نامه عملش مینویسند: «این جزء کشتههای عاشوراست، در رکاب امام حسین شهید شده.» امیرالمؤمنین فرمود: «روز قیامت مینویسند که این شخص در رکاب امیرالمؤمنین میجنگیده.» ۱۴۰۰ سال فاصله دارد، میگوید: «مهم نیست، من با دل تو کار دارم، قیمت تو دل توست.»
امیرالمؤمنین در جنگ صفین داشت میجنگید. کسی آمد گفت: «جای برادرم خالی.» حضرت فرمود: «آیا دل برادرت با ما بوده؟» گفت: «بله.» فرمود: «پس او همین جاست.» بعد فرمود این جمله خیلی مهم است: «لَقَدْ شَهِدَنَا فِی عَسْکَرِنَا هَذَا أَقْوَامٌ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ سَیَرْفُدُهُمْ الزَّمَانُ.» «در لشکر امروز ما مردمی حضور دارند که در صلب مردان و رحم زنان هستند. زمانه آنها را میآورد و آنها ایمان را تقویت میکنند و خدا به وسیله آنها ایمان را تقویت میکند.» میگوید: «آنها در این جهاد امروز من سهیم هستند و در نامه عملشان مینویسند در رکاب امیرالمؤمنین جنگیده.» چون حقیقت انسان روحش و نیتش است. انسان مثل خداست، وقتی روح خدا را داری، زمان و مکان برایت چیست؟ روح ما زمان و مکان ندارد.
تجلی حقیقت وجودی در روحیه جهادی
این مردم ایران نشان دادند که اینگونه هستند. دهها هزار شهید دارند و بقیهشان هم همه شهیدند. برایشان موقعیت پیش نیامده است. زن و مردشان اگر موقعیت پیش بیاید، شهید میشوند. الان اگر امام زمان بیاید، کسی هست که به رکاب ایشان نرود؟ همه میرویم. امام رضا فرمود: «نیتهایتان مهم است.» انسان به نیت میرسد، وقتی به نیت رسید، در نامه عملت هست.
پیوند دعا و نیت با ظهور امام زمان (عج)
دعا چقدر مهم است: «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ، اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ.» میگوید نیتش را بکن و تلاش هم بکن. نیت با آرزو فرق دارد. نیت یعنی تو در زمان خودت برای آن خواستهات تلاش میکنی که این اتفاق بیفتد. همه فقرا و گرسنهها و غمزدهها نجات پیدا کنند و مفاسد از بین برود. خوب، ظرفیت من محدود است. شاید اصلاً پولم به اداره خانواده خودم هم نرسد. چگونه تلاش بکنم برای اینکه فقرا بینیاز شوند؟ خب خیلیها سبک زندگیشان همینجوری است. خیریه میزنند، از بقیه کمک میگیرند، از همان مال اندک خودشان صدقه میدهند، ولی این کافی نیست.
مهمترین گام برای اینکه این دعاها واقعاً اجابت شود و روز قیامت ثواب شاد کردن همه اموات، شفای همه مریضان، هدایت همه گمگشتگان و اصلاح همه مفاسد در نامه اعمال تو نوشته شود، این است که تو در جریانی که اینها را برطرف میکند سهیم باشی. آن جریان چیست؟ «ظهور آقا امام زمان.» باید زیر چادر امام زمان باشی. پس پشت هر دعا این است: «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ بِظُهُورِ الْمَهْدِی». «اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ بِظُهُورِ الْمَهْدِی». همه چیز با ظهور امام زمان درست میشود. پس من زمانی این نیت را میکنم و درست است و پایم مینویسند تا قیامت، که الان در رکاب امام زمانم باشم و برای برطرف کردن موانع ظهور ایشان کمک کنم.
زیارت جامعه؛ شهادت بر حضور قلبی
شما وقتی که یک زیارتی هست، حتماً وقتی به حرم رفتید، آن را بخوانید، حتی در خانههایتان هم میتوانید بخوانید. در اواخر مفاتیح، بعد از زیارت جامعه کبیره، چند ورق بزنید، نوشته زیارت جامعه ائمه مؤمنین. در این زیارت میگویید: «أُشْهِدُ اللَّهَ.» من خدا را شاهد میگیرم که در رکاب امیرالمؤمنین در جنگ با ناکثین، قاسطین و مارقین حضور داشتم. خدا را شاهد میگیرم که من کربلا بودم و آنجا جنگیدم. با دوازده تا معصوم داری حرف میزنی، نمیتوانی دروغ بگویی. میگویی: «خدا را شاهد میگیرم که کربلا بودم.» چگونه؟ «بِالنِّیَّاتِ وَ بِالتَّعَسُّفِ وَ الْقُلُوبِ» با نیت و تأسف و با دلم من آنجا بودم. ائمه میگویند: «این فرزند ما راست میگوید.» بگذار روز قیامت نامه عملش را که به دستش میدهند، ببینند نوشته است این در رکاب پیامبر جنگیده، در رکاب امیرالمؤمنین و امام حسین بوده و کنار تکتک ائمه مجاهده کرده و حتی مینویسند در رکاب امام زمان و زیر چادر مهدی به شهادت رسیده.
شرط شهادت؛ شهید بودن در درون
این قیمت خودت است اگر بشناسی کیستی. لازم نیست حتماً به ظهور برسی. باید به چه چیزی برسی؟ باید در درون خودت به این برسی. حاج قاسم ما را خدا رحمت کند، فرمود: «شرط شهید شدن، شهید بودن.» تو باید اول در درون خودت به این شهادت برسی. باید در درون خودت به این مقام برسی که من میخواهم در راه دینم اینگونه باشم. فعالیتهای روزانهات هم این را نشان میدهد. اگر جایی کار امام زمان پول میخواهد، نمیگویی: «ولش کن بابا، من خودم کار دارم.» باید وقت بگذاری، باید از آبرویت بگذری، از تخصصت استفاده کنی. هر تخصصی داری، آن تخصص را میگذاری برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت.
انواع تلاش برای تعجیل در ظهور
ما الان چون فعالیتهایمان بینالمللی است، معرفی امام زمان و اهلبیت را به بیست زبان دنیا داریم انجام میدهیم. مبلّغین زیادی هستند که سه تا پنج زبان بلدند و میآیند آنجا برای تبلیغ امام زمان کمک میکنند. وقت میگذارند، کمک میکنند. خانمها و آقایان، یکی میگوید من پول میدهم، یکی وقت میگذارد، یکی تبلیغ میکند و یکی میگوید من تخصص کامپیوتر یا زبان دارم. یک بخش آخر هم هست که قلب است. قلب خیلی مهم است. اینکه انسان به دعا برای حضرت برسد، به دلتنگی، دلشوره، اضطرار، استغاثه و گریه برسد. یعنی به جایی برسد که فراق امام زمان آنقدر اذیتش کند که از فراق زن و بچه و پدر و مادر برایش سختتر باشد. برای دیدن امام زمان گریه میکند و برای فرجش استغاثه میکند. واقعاً دلتنگ آقا میشود. دلی که بیقرار و دلتنگ آقا و اهلبیت و دلتنگ خانواده آسمانی و خدا بشود، خیلی قیمت دارد. این قیمت، لیاقت و شرافت ماست. این زندگی و حیات ماست.
جمعبندی؛ تنظیم زندگی با حقیقت وجود
ما باید سبک زندگیمان را اینگونه طراحی کنیم. این دعا سبک زندگی به ما یاد میدهد که تو هم باید نیت بکنی و هم تلاش بکنی برای اینها. و بالاترین تلاشت این است که در زمان خودت به هر فقیری میتوانی کمک کنی، به اسرا، گرفتاران، مشکلدارها، غمزدهها و کسانی که گمراه شدهاند. آدم ضعیفی نباشی، چون قرآن میگوید: «همه آدمها خسارت میبینند و اصل انسانیتشان را از دست میدهند. وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ.» عمل صالح یعنی بیخیال نباشی نسبت به امام زمانت و مردم. اینها همه بچههای اهلبیت هستند و یتیمهای اهلبیتند. دلت برای این همه یتیم بسوزد. اینها امامشان را گم کردهاند. تو باید تبلیغ کنی. برای همین وقتی میخواهد مصداق عمل صالح را بگوید، «تبلیغ» را میآورد: «وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ.»
یک مؤمن زباندان و باقلم، حرف میزند، ارتباط میگیرد، توصیه به حق و صبر میکند، امر به معروف و نهی از منکر میکند و دیگران را راهنمایی میکند. مؤمن لال، مسکوت، بیاثر و بیخاصیت نیست. دائماً تلاش میکند تا انسانهای دیگر را هم با امام زمانش آشنا کند و به چادر او بیاورد. این سبک زندگی ماست. اگر میخواهی با اینها محشور شوی، دعایش این است: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.» زندگیات زندگی خانواده خودت باشد. زندگی مادرت، فاطمه زهرا، پدرت و خانوادهات چگونه بوده است؟ اگر نمیخواهی با اینها محشور باشی، حسابت جداست. اگر قیمت تو این است، پس باید زندگی و سبک زندگیات را با اینها تنظیم بکنی.
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.