فهرست مطالب
Toggleسلام علیکم و رحمه الله
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله و و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام و امام و شهدا صلوات بلند.
نقش گرسنگی در تعالی روح انسان
لطف خدا باعث شد که بحثی را که الان داریم انجام میدیم، درست خورد در ماه مبارک رمضان، بحث گرسنگی. قبلاً در موردش صحبت کردیم، ولی خب، به قدری مسئله مهمه که خداوند تکرارش کرده این را برای پیامبرش و به خاطر نقش فوقالعادهای که روزه و گرسنگی در تعالی روح انسان دارد و یکی از شرطهای اصلی هم هست، اینجا تذکر دوباره خداوند میدهد. اگر یادتان باشد خداوند پیامبر را از اسارت در بند مزه بر حذر داشت که گرفتار مزه شیرین و ترش نشوید. یکی از مانعهای بزرگ این هستش که انسان اسارت وابستگی شکمی داشته باشد، ذلت شکمی داشته باشد، اسارت و عادتهایی داشته باشد که خوارش بکند، گرفتارش بکند و اجازه پرواز و سیر و سلوک بهش ندهد.
گرسنگی، شادی مؤمن
در اینجا بعد از مسئله کنترل فکر و ذهن و توجه به حضور تبارک و تعالی میفرماید که: «و یکون قره عینه الجوع». چهار تا کلمه است ولی فوقالعاده سرنوشتسازه، فوقالعاده سرنوشتسازه. یعنی چون خدا گفت من تضمین میکنم بهشت را، مسئله فقط هم بهشت نیست، مسئله رسیدن انسان به هدف خلقتش است. می گوید که مؤمن باید شادیش در گرسنگی باشد، یعنی غصه دار و عزادار شکم نباشد. این خیلی مهم است. گرسنگی، کمغذایی و گرسنگی براش محبوب باشد، مطلوب باید باشد براش اگر بخواهد رشد پیدا بکند. چرا؟ قواعدش را قبلاً هم خدمتتان عرض کردم. شما هر چقدر این چهار تا بخش پایینی را خالی میکنید، این بخش نورانیت و قدرت پیدا میکند. حتی در ماه مبارکم سفارش شده که اساتید درسهایشان را سبک بگیرند، مشغلههای ذهنی و درسی کمتر باشد تا این بخش آزاد بتواند پرواز بکند. این خیلی مهم است. هر چقدر شما این چهار تا را سبک کردید، این قسمت قوی می آید بالا، پرواز میکند اما اگر سنگینیهای علمی ایجاد کردی برای خودت، درسی و علمی، بعضیها تا آخر عمر این گیر را دارند، فقط در کتاب و کتابخانه و تدریس و مباحثه و آزمایشگاه و اینها، یا این سه تای پایینی.
پرواز روح به سوی مقصد اصلی
اگر انسان توانست این سبکی را ایجاد بکند، بخشی که از خدا آمده پرواز میکند به سمت مقصد خودش. چون ما روح خداییم. قبلاً هم گفتم. این روح وقتی می آید پایین اینجا گرفتار بخش بدن میشود، دختر میشود، پسر میشود، اینجا میاد شکم پیدا میکند، ذائقه پیدا میکند، شهوت جنسی پیدا میکند، جاهطلبی پیدا میکند و گرفتاریهای دیگر و اگر انسان بتواند مهار بزند به این چهار بخش، چون این چهار بخش غریبه هستند به قول پیغمبر، اینها من های حقیقی ما نیستند. نباید باهاشون خیلی رفیق شد، خیلی انس گرفت باهاشون، چون نمیگذارد تو با خانواده آسمانیت و الهت انس بگیری. این یادتان باشد نمیگذارد با فرشتهها رفت و آمد برقرار کنید، توان استمداد از غیب و ازت میگیرد. ممکن است روحانی باشی اما روحانی هستی که جسمانی هستی، یعنی محاسبات زندگی، محاسبات دو دو تا چهارتاست. در حالی که قرآن ما را اینجوری تربیت نکرده. قرآن تربیت کرده که همه نیازهایتان و امدادهایتان را از من بخواید، من بهتون کمک میکنم. هرجا کاری دارید بگویید من برایتان انجام بدهم، من فرشتهها را برایتان میفرستم در همه کارها.
شما نگاه کنید در بخش نصرت در قرآن کریم، آیات نصرت شما بخوانید، بیش از ۲۰ جا خدا میگوید من برایتان کار میکنم، جسمی، مادی، معنوی، بدنی، روحی، روانی، عرفانی، علیه دشمنانتان، علیه بدخواهانتان. بسپارید به من، من وکیل تانم دیگر، من خودم کارها را انجام میدهم. ولی وقتی که تو تعلقهای پایینی داری، توان این استمداد را نداری. نماز میخوانی میگویی «إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» اما حریف شیطان نمیشوی، حریف وسوسههای شیطان نمیشوی، حریف شکمت نمیشوی، استعانت نمیتوانی بگیری، عرضه کمک گرفتن از غیب را، از فرشتهها، از غیب، از خانواده آسمانی را نداری. به خاطر اینکه ما این چهار تا را سنگین کردیم، این بخشی که باید برود مذاکره کند با بالا، نمیره مذاکره کند. اصلاً این بخش اصلی که باید با خانوادهاش رفت و آمد برقرار کند، استمداد کند، نمیکند. ما حتی انقدر بیعرضه نماز میخوانیم که سر نمازم بخش وصل نمیشود آخر به خودش، به خود حقیقی اش. این همه اش از تمام مدت نماز سنگینیهای این چهار تا را داریم و این کار را خراب میکند.
سبک کردن شکم و دوری از سیری
حالا یکی از چیزهای بسیار مهم که خداوند داره به پیغمبر رمز میگوید، داره راهنمایی میکند چیه؟ شکمت را سبک کن، گرسنگی را دوست داشته باش و از سیری متنفر باشد انسان، از حالت سیری متنفر باش، از آن سنگینیش، از آن که حجاب میاره، از آن که دیگر نمیگذارد پرواز بکنی، از آن که اصلاً نمیگذارد فکر بکنی، از آن جهت که خوابت را زیاد میکند، از آن جهت که ذهنت را کند میکند، وقتی کل حالا گرفتاری و بیماری و بودجه و مشکلات دیگر که ایجاد میکند برای انسان. ما شاید نتوانیم بگوییم زیباترین کلمه که میشد برای انتخاب بکنی خدا انتخاب کرد، دقیقاً یه چیزی را انتخاب کردی خدا برای ما که اگر بفهمیمش، خیلی سبک میشویم، خیلی راحت میشویم. برای اینکه گرسنگی خوبه، لازم هست، اینا خیلی چیزهای جملات دیگری میتونست بگوید اما آنی که انتخاب کرد چی بود؟ ببینید چقدر مهم است: «و یکون قره عینه الجوع». یعنی شادیش در گرسنگی باشد، نشاطش در گرسنگی باشد. این سبک بودن همیشه یه توان هست برای پرواز. شما یک پرنده را در نظر بگیرید، این پرنده کی سبک هست، کی شاد هست؟ موقعی که بالش کار کند دیگر، بتواند پرواز کند اما اگر در قفس باشد، بالش یه چیزی ببندند به دست و پاش، یه چیزی ببندند نتواند بلند شود، همیشه غصه میخورد، نشاط ندارد با اینکه پرنده است، توان پرواز دارد اما نمیتونه پرواز بکند. نفس ما که قادر خیلی جاها پرواز بکند برای اینکه ما سنگینیهای بخشهای پایینی را داریم. فقط شکم هم نیست، ما الان آدمهایی داریم که خیلی عفت بطن دارند، خیلی کم غذا هستند، غذایی که بقیه شاید سه وعده، سه پرس غذا میخورند، این برای سه وعدهاش هم یه پرسش هم بس است. ولی سنگینیهای خیالی دارد، سنگینیهای وهمی دارد. مهم این توان پرواز هست، توان اتصال به خانواده آسمانی، به ملائکه الله و به الله هست. این را ما باید حواسمان باشد که خیلی سنگین نشویم. یه کسی شکمش را توانسته، اما شهوت لباس را نمیتواند از خودش دور کند، یا شهوتهای دیگر را. این آدم تا آخر عمرش هم نمیتواند یه نماز بخواند، این اصلا از جاش بلند نمیتواند بشود. یه اسیری هست که مثل یه پرندهای که در قفس به دنیا می آید، در قفس هم میمیرد، هیچ وقت پروازو تجربه نمیکند، هیچ وقت. این مهم است که انسان سبک کند خودش.
نزدیکترین حالت بنده به خدا
حالا ببینید امام صادق علیه السلام. قضا و قدری برایتان درس دادم دیگر قبلاً، همینجوری یاد بگیرید خیلی بهتره، یعنی ساختارها را، قضا را یاد بگیرید، قدرها را یاد بگیرید. این خیلی مهم است. فقط حدیث نخوانید فکر کنید حالا یه موعظه حضرت دارد میکند. حضرت دارد یه ساختار ریاضی برای تو توضیح میدهد. یعنی اگر این قدر را انتخاب بکنی، این قضا نصیب تو خواهد شد. خیلی دقت میخواهد این را. شما در ماه رمضان ببینید تجربهای که دارید همین هست دیگر. وقتی روزه میگیرید چقدر سبکی، چقدر راحت قرآن میخوانی، چقدر راحت نماز میخوانی، چقدر روح پاک، چقدر وسوسههات کم هست، چقدر اتصالات قشنگ برقرار میشود. همین چند ساعت روزه چه نورانیتی برای انسان ایجاد می کند.
ایشان فرمود، خوب دقت کنید من سوال میکنم جواب بدهید، قضا و قدر این را در بیارید: «أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ إِذَا خَفَّفَ بَطْنَهُ». کی میگوید؟ نزدیکترین حالت بنده به خدا آن زمانیست که شکمش سبک، خالی باشد، خفف. یه بار دیگد بلند بگ.یید. آفرین آفرین. حاج آقا دقیق فرمودند. قدری را که شما انتخاب میکنید اینکه سبک کنی شکم را، قضاش چیه؟ تقرب. میرسی. مثل یه پرنده. یه پرنده را وقتی میخواهی الان برسد به بالا، باید چیکار کنی؟ قفس جلوش باز کنی دیگر، سبکش کنید و از بال و پرش و از دست و پاش قید را باز کن و پرواز میکند دیگر، میدود میرود. ولی وقتی بعدش یه قل و زنجیر بستی به پای یه نفر ۳۰ کیلو وزن دارد، بعد بهش بگویی تند تند راه برو، خب نمیتواند راه برود. سبک نیست که بتواند راه بره. چه جوری ۳۰ کیلو را بکشد؟ یه بار سنگ روی دوش یه نفر بگذارید حالا برو، خب خیلی سخت هست. اگر میخواهی پرواز بکند چیکار کن؟ بارش را بردار، این بارش را بردار، آزاد بگذار. ببین چقدر زیباست. میفرماید که شما این را سبک کن، آن قرب پیدا میکند. حالا در بخش پایینی هم همینطوره هست، یعنی شما الان میخواهید توفیق علمی پیدا بکنید، یه مطلبی را خوب بفهمی، خیلی گیر نباشد، وقت امتحان داری، تنگ وقت هست. الان باید چیکار کنی؟ شکمت را سبک کن، بخشهای دیگرت را سبک کن. ببین که حافظت می آید سر جاش، بحث را خیلی خوب میفهمی، درسها را خوب میفهمی. کاری که دیگران چهار پنج ساعت طول میکشد از نظر علمی انجام بدهند، تو در یه ساعت، در سبکی شکم انجامش میدهی. سبک شکم منظورم این نیست که ضعف داشته باشید، بیفتید به ضعف و درد. منظورم این هست که شکم سبک باشد، پر نکنید و سنگین نباشد. این خیلی مهم است. پس دقت کنید برای آن تقربه، برای ورود به غیب تو باید شکم را سبک کنی.
به قول مولانا رحمت الله علیه:
«چون دهان بستی، دهانی باز شد تا خورنده لقمههای راز شد»
این دهان را باید ببندی اگر می خواهی آن دهنت باز شود. غذا و لقمههای راز میخواهی گیرت بیاید، چیزهای ماورای طبیعی میخواهی گیرت بیاید، باید این طرف را بسته باشی، سبکش کنی. این خیلی حرف داشت، ما همین جوری ازش گذشتیم، فقط همین یه توضیحی دادیم.
نور حکمت در گرسنگی و دوری از خدا در سیری
روایت بعدی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «نورُ الْحِکْمَهِ». نور حکمت، چی گفتم، هم نورانیت و هم حکمت، «نور الحکمه الْجُوعُ» گرسنگی، الجوع. پس اینکه انقدر درس خوانده، نه، بعضی یک سال میخوانند درست میخوانند، بار چهل پنجاه سال را برمیدارند، نور را دریافت میکنند. بعضیها ۳۰ سال کار علمی میکنند، میبینی که هیچ خروجی ندارد؛ یعنی به به یه چیزهای کوچولویی حتی گرفتار می شوند که آدم دیگر واقعاً خندهاش میگیرد. به قول آقای محمودی خدا رحمتش کند میفرمود مجتهده ولی وسواسی هست. یعنی حتی به یه مسئله به این مبتذل بودن هم گرفتار هست، نمی تواند از مبتذل نجات پیدا کند، چه برسد به مسائل.
«وَ تَبَاعَدَ مِنَ اللَّهِ». اگر کسی می خواهد از خدا دور میخواهد بشود چیه؟ الشِّبَعُ، سیر شدن، سیر خوردن، سنگین شدن.
«وَ الْقُرْبَهُ إِلَى اللَّهِ». اگر کسی این را میخواهد، « حُبُّ الْمَسَاکِینِ وَ دُنُوٌّ مِنْهُمْ» اینکه انسان واقعاً فقرا را، البته فقرا با مساکین فرق داره ولی جاهای دیگر هم حب الفقرا هست، قرآن هم فقرا را گفته. فقیر یعنی کسی که درآمد دارد ولی مخارجش کفاف زندگیش را چیه؟ نمی دهد. این را بهش می گویند فقیر. درآمد دارد بنده خدا، کار میکند، درآمد دارد ولی نمیرسد هزینههاش. این می شود فقیر. مسکین یعنی اصلاً هیچی ندارد، هیچ درآمدی ندارد. هیچی. خب این هر دو را شامل میشود. وقتی کنار هم میاد فرق میکند. اگر گفتند: الفقراء و المساکین یعنی فقیر و مسکین. خواندید دیگر درسش را. اگر گفتند فجتمعا چی؟ افترقا. یعنی فرق میکند. اما وقتی که نه، گفت فقیر، مسکین را میگیرد، مسکین هم بگوید فقیر را می گیرد، هر دوش را داره. آن که میخواهد قرب به خدا پیدا بکند چیکار کند؟ حب المساکین، دوست داشته باشد طبقه فقیر را. واقعاً دوسشون داشته باشد. چون طبقه فقیر یکی از طبقات سبک جامعه است، سنگین نیست این آدم. خدا رحمت کند امام، فرمود تنها کسانی تا پایان راه با ما هستند که طعم چی را چشیده باشند؟ فقر و محرومیت را. شهدا بیشتر از این طایفه هستند، اولیای خدا از این طایفه هستند، آنهایی که قرب دارند، آدمهای اشرافی در برزخ و قیامت از خانوادههای فقیر هستند، مساکین اند، بیشتر. چون اینها وابستگیهای دنیایی ندارند، ذلتهای دنیایی هم ندارند. میگوید این طایفه را باید شما دوست داشته باشید. به پیغمبر هم هشدار میده میگوید مواظب باش حب اینها از تو جدا نشود. «وَ دُنُوٌّ مِنْهُمْ». دنو یعنی چی؟ یعنی باهاشون نزدیکی داشته باشی، سر و کار داشته باشی، آدمهای فقیر بشناسنت. تو هم فقرا را بشناسی. «دُنُوٌّ مِنْهُمْ» یعنی رفت و آمد داشته باشید، بشناسیدشون، آنها شما را بشناسند، بدانند کجا میتواند شما را پیدا کنند، بهشون سرکشی بکنی، سر بزنید، کمک بکنید و در زندگیتان یه ساعاتی را، بخشی را بگذارید برای اینها، رسیدگی به امور اینها.
طغیان بدن در مقابل خدا
روایت بعدی از امام صادق علیه السلام هست. ابوبصیر میگوید: میگوید امام صادق به من گفتش که: «یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْبَدَنَ لَیَطْغَى مِنَ اللَّهِ». بدن طغیان میکند در مقابل خدا. «مِنَ اللَّهِ» یعنی سرکشی میکند در مقابل خدا. هر چقدر به بدن برسید، دورتر میشوید. هر چقدر بدن باز، مزه باز، طعم باز، شکم باز انسان باشد، دور میشود، دور میشود. این طغیانش را دارد خدا میگوید. میگوید وقتی بهش میدهی طغیان ایجاد میکنی توش. وقتی شکم را سیر میکنی انواع طغیانها می آید، نه فقط طغیان شکمی، انواع طغیانهای دیگر هم میاد سراغت. آنهایی که خیلی شکم باز و یخچال باز و مزه بازند، اینها نمیتوانند کارهای بزرگ معنوی بکنند. شکموها سنگین اند و زیر بارم به این راحتی نمیروند، یعنی خیلی چموشی میکنند.
دیگه چی؟ بعد حالا همون فرمایشی که قبلاً فرمود به شکل دیگر دوباره میفرماید با یه تعبیر دیگری: «أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ ». آنجا فرمود «إِلَى اللَّهِ». « إِذَا جَاء بَدَنُهُ» موقعی که بدنش گرسنه است، شکمش گرسنه باشد، او نزدیک میشود به خدا. چرا نزدیک میشود؟ چون از طبیعت دور هست، از طبیعت خالی هست. شما هر چیزی را که از طبیعت خالی بکنی، فطرت جاشو میگیره. لیوان را نگاه کنید شما هر چقدر اولش پر هواست. اگر بخواهی هواش را خالی کنی باید چی بریزی درش؟ آب که میرسید دیگر هواش خالی میشوی و بالعکس هرچی آبش خالی پیدا میکنی چی پر میشود؟ هوا پر میشود. هر چقدر شما سنگینیهای طبیعت را از خودت میگیری، وابستگیها، فکر کردن بهش، خیالبافی در موردش، از بالا باز هست. از بالا دائمی این فیض، دقت کنید، دائمی هست. این موبایلهای قدیمی اینجوری بود شما مثلاً ۴۰ تا ۵۰ تا ۱۰۰ تا پیامک که میدادی برات پیام میامد. می گفتش که پیام داری ولی باید یه تعداد پیامات پاک کنی تا بیاید. آن در آسمان گیر کرده آنجا در ماهواره میخواهد بیاید در گوشیت. تو باید اینجا را پاک کنی، سبک کنی که آن بیاد. این حالت روح انسان هست. انسان همیشه مورد این رحمت و لطف و همه چی هست. مثلا الان میخواهد دو سال امام زمان میخواهد در خوابش برود باهاش صحبت بکند، این وقت ندارد، جا ندارد، خالی نکرده. مثلاً بعد دو سال که امام زمان را خواب میبیند، میگوید خب کاشکی خواب من یه دو سال پیش چرا ندیدم؟ خب چون تو پر بودی، خالی نشده بودی. فرشتهها میخواهند باهاش ارتباط بگیرند، نمیتوانند، چون مشغول خودش. انتخابات و ارتباطاتی دارد که شیطانی هست. خب دیگر فرشته نمیتواند آنجا بیاید. شما وارد عروسی شدید که در آن عروسی فسق و فجور و شیاطین هستند. دیگر چه جوری بیاید با تو ارتباط بگیرد. در روایت داریم خانهای که درش قرآن خوانده نشود، شیاطین آنجا حضور دارند، ارتباط میگیرند، این را حمله میکنند به اعضای خانه. وسوسهها، دعواها، درگیریها، نمیدونم اعصاب خورد، همه مال خانهای که در قرآن خوانده نمیشود. کلام الله نبود، شیاطین حتماً حضور دارند. تو انتخاب کن که در نفست و در خانه ات کی بیاد و برود. خودت انتخاب کن، این دست توست.
«وَ أَبْغَضُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللَّهِ إِذَا امْتَلَأَ بَطْنُهُ». مبغوضترین حالت، نمیگوید دورترین حالت، میگوید چی؟ مبغوضترین حالت انسان به خدا که دوستش ندارد، اون موقعی ه ست که شکم پر میشود. آیه قرآن هم داریم، آیه قرآن که هرکس اسراف بکند، سیر بکند شکمش را، غضب من او را فرا میگیرد؛ یعنی انسان همین که بداند خدا با غضب به انسان نگاه میکند خودش یه عامل حیا هست که سنگین نکند خودش را. در هیچ جهتی سنگین نکند خودش را. در هیچ جهتی.
به هم ریختن نظام عشق با سنگینیهای دنیایی
خب حالا کسی میتواند به من بگوید که وقتی که ما به این چهار تا خیلی میرسیم کجا مشکل پیدا میکند که ما سقوط میکنیم؟ مکانیزمش را نمیخواهم توضیح بدهی. چون خودم گفتم هر چقدر پایین سبکتر باشد بالا چیه؟ راحتتره، میرود بالا. هرچی این سنگینتر بشود دیگر بالایی هم نمیتواند برود بالا. اون درست. میخواهم به یه اصل برش گردانیم، به یه اصل علمی برش گردانیم. اصل علمی قبلاً چند بار خدمتتان این را عرض کردم، همه تان بلدید. وقتی شما سنگین میکنی بخشهای پایینی را، نظام عشقت میریزد به هم. متوجه شدی چی گفتم؟ نظام حبی ات میریزد به هم. در سوره توبه چی فرمودند؟ «إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا»، این ۸ تا احب. «أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ» نظام حبی و عشقی و قلبی انسان میریزد به هم. تعادل در قلب می ریزد به هم، محبت در قلب میریزد به هم. برای همین شکموها جنگ برو نیستند، جهادی نیستند، مجاهد نیستند. آنها که درگیر قر و فرهای زندگی و رفاه زندگی و تزیینات زندگی هستند، آنها هیچ وقت مجاهد توشون در نمی آید، هیچ وقت مبارزه از توشون در نمی آید. چه شخص زمینگیره، خودش وابستگی دارد. وابستگیهای علمی دارد، وابستگیهای حیوانی داره یا جمالی، از توی این جهادگر شهید، اولیای الهی، از توی اینها آدمهای سنگین در نمی آید. نظام حبی آدم به هم میریزد. یعنی آنقدر وابستگی به زندگیش دارد یا به شغلش دارد یا به درآمدش دارد یا به درسش دارد یا به این هشت تا معشوق، و معشوقهای دیگر. عاشق خدا و خانواده آسمانی و جهاد نمیشود. شما همین آخوندهایی که الان بیانیه میدهند به برای دفاع از اسرائیل، زندگیشان را که نگاه کنید، شخصیتشان را همین آدمهایی هستند که دقیقاً سبک زندگیشان همین جور هستند . طلبههای سکولار و بیدینی که آقا میفرماید طلبه سکولار و بی دین، همین آدمی هستش که دنیا زده است، گرفتاره این آدم. لذا نمیگوید دور، میگویم ابغض، مبغوضترین حالت انسان این هست. چون این بغض هست در واقع آینه بغض خود توست. تو وقتی که شکمپرور باشی یا بخشهای دیگر زندگیت را هی تجملات را زیاد بکنی، خود به خود وقتی بهت بگویند بیا برو جبهه الان جنگ هست، بدت می آید. نماز شب بهت بگویند بغض داری، نمیتونی انجام بدهی. میگویند قرآن بخوان، نمیتوانی. می گویند قرآن بخوان، با قرآن انس بگیر، خوشت نمی آید. میگویند درس، میگویند ریاضت، میگویند نماز شب، میگویند معرفت، میگویند ذکر، میگن کلاس، میگویند استاد، می بینی نمیتوانی. یعنی آن حالت بغضی است که در دل خود توست که ایجاد میشود. حالا میگوید این مبغوضترین حالت نسبت به الله دارد والا خدا یکی از اسامیش چیه؟ دائم. ذکر شریف دائم، ذکر مهمی هم هست. «یا دائم الفضل علی البریه». او دائم است همیشه لطفش، رحمتش. مشکل ماییم. بغض و حب را ما باید تنظیم بکنیم.
پرهیز از پرخوری و آثار آن
خب یه روایت دیگر مانده این بیان های حضرت استاد را خودتان مطالعه بفرمایید رحمت الله علیه، بیان های فوقالعاده زیبایی داره. جمعبندیهای قشنگی هستش. آخرین روایت را بخوانیم. آن هم از نبی اکرم هست صلی الله علیه و آله و سلم: «إِیَّاکُمْ وَ الْبِطْنَهَ فَإِنَّهَا مَفْسَدَهٌ لِلْبَدَنِ». از پری شکم بپرهیزید چون بدن تان را فاسد می کند. انواع بیماریهایی که شخص بهش دچار میشود، مال پرخوری شکم است. گرفتاریهایی که ایجاد میشود، همه جور بیماری. «وَ مَوْرِثَهٌ لِلسَّقَمِ». بیماری برایتان می آورد، وراثت بیماری دارد براتون، موجب بیماری میشود، باعث بیماری میشود. «وَ مَکْسَلَهٌ عَنِ الْعِبَادَهِ». باعث کسالت در عبادت میشود. نمیتوانی بنشینی ذکر بگویی، نمیتوانی قرآن بخونی، نمیتوانی تعقیبات بخوانی، نمیتوانی زیارت بروی، نمیتوانی با غیب ارتباط برقرار بکنی با خانواده آسمانی، با خود خدا. حوصله خانواده آسمانی و خدا را ازت میگیرد شکم سیر. دیدی یه موقعی حوصله داری الان میگویی که پاشم نماز بخوانم، قرآن بخوانم، الان برم حرم. بعد که غذا را میخوری دیگر حال هیچ کدامش را نداری.
این هم روایت شده: «وَ رُوِیَ مَنْ قَلَّ طَعَامُهُ صَحَّ بَدَنُهُ». هر کس که غذاش کم هست، بدنش سالمتره. «وَ صَفَا قَلْبُهُ» قلبش صافتر میشود، نورانیتر میشود. این اثر جسمی و روحی دارد. پس یکی از جاهایی که شما میتوانید این را ثابت بکنید که جسم در روح تاثیر دارد، روح در جسم تاثیر دارد همین است. پس میفهمم صفا قلب و دلش نورانی میشود، صاف میشود این دلش. دیگر چی؟ «وَ مَنْ کَثُرَ طَعَامُهُ» هر کس که شکشمش سنگین بشود، غذای زیاد باشد، «سَقُمَ بَدَنُهُ» بدنش مریض میشود، مریضی زیاد دارد «وَ قَسَا قَلْبُهُ» و دلش هم قساوت پیدا میکند، بیرحمی دارد، عاطفگی دارد، سختدلی دارد. این بیرحمی هست که میگویند بیعاطفگی هست. در روابط با خانوادهام اثر دارد، توجه بکنید. آدمی که سنگین و پرخور هست، عواطف خانوادگیش ضعیف میشود نسبت به پدر مادرش، همسرش، فرزندش، خواهر وبرادرش. شکم سیر قساوت قلب را توش این مسئله هم می آورد. آدم ضعیفه، سرد، بیعاطفه میشود، و این فاجعه میاره برایش.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.