تفسیر موضوعی قرآن کریم (استقامت) – جلسه 005

متن کامل جلسه

سلام علیکم و رحمه الله.

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

آثار استقامت بر دین خدا

بحثمان در تفسیر موضوعی قرآن کریم که اختصاص به استقامت داشت، در این آیه بودیم که: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَاتَحْزَنُوا». این آثار استقامت هست. اگر کسی روی دین خدا استقامت کرد، بر عبودیت الهی استقامت کرد و سبک زندگی‌اش را براساس عبودیت الهی قرار داد، نه مد و به اعتباریات جهانی و اجتماعی، بلکه قانون خدا؛ یعنی قانونی که هفت تخصص، آن را پشتیبانی می‌کند، علم حقیقی و تخصص حقیقی آن را پشتیبانی می‌کند. اگر کسی این استقامت را کرد، خاصیتش این هستش که: «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ».

نزول ملائکه و رفع ترس و غم

ملائکه که واسطه بین خدا و انسان هستند و ملکند دیگر یعنی صاحب قدرت هستند، اداره‌کننده نظام خلقت هستند، این‌ها نازل می‌شوند به اهل استقامت. خب، چون این‌ها صاحب قدرت‌اند، وقتی نازل می‌شوند، ملائکه هر جا هستند، یعنی قدرت. اصلاً ملک یعنی قوای عالم. این یادتان نرود، قوای عالم یعنی فرشته‌ها. خب نزول ملائکه یعنی حتماً یک کاری را دارند انجام می‌دهند، یک خیری را دارند می‌رسانند، یک عملی را دارند انجام می‌دهند، هر جا که باشند. هر جا باشند این است که چی؟ که «أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا». دو تا چیز را از انسان برمی‌دارند: یکی ترس و اضطراب را، یکی غم را. این کار فرشته است. یعنی فرشته‌ها درباره مؤمنین ایجاد آرامش و شادی می‌کنند، برخلاف شیطان که شیطان ایجاد چی می‌کند؟ ایجاد غم می‌کند.

شیطان و تولید غم

تمام وسوسه‌ها، احساس‌های بدی که انسان بهش دست می‌دهد، حسادت‌ها، تنگ‌نظری‌ها، سوءظن‌ها، عصبانیت‌ها، غم ها، ناامیدی‌ها، خاطرات گذشته، اینکه انسان گذشته دائماً به ذهنش می‌آید، کسانی که این‌جوری هستند، نه گذشته خودشان را می‌توانند فراموش کنند، نه گذشته دیگران را، این‌ها تحت عبودیت شیطان هستند، عبد شیطان‌اند. «إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا». شیطان کارش ایجاد غم است. لذا یک مؤمن باید توجه کند، هر جا غم دلش را گرفت، غیر از آن هفت نوع غم مقدسی که در کارگاه غم توضیح دادیم که غم‌هایی هستند که شادی‌آورند، غم‌های فاخر انسانی، مثل غمی که برای امام حسین می‌خورید، برای اهل بیت می‌خورید، برای مستضعفان عالم می‌خورید، این غم‌ها، غم‌های شادی‌آور هستند و غم انسانی است؛ اما آن غم‌ها که شیطان دنبالش است، غم‌های چهارگانه است؛ یعنی غم‌های جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلی هستش. در واقع غم‌های دنیایی هستش. شیطان کارش تولید غم است؛ یعنی وسوسه می‌کند تا مؤمن غمگین بشود. چرا؟ چون مؤمن به محض اینکه غمگین بشود، نه مؤمن، هر انسانی به محض اینکه غمگین شد، استقامتش را از دست می‌دهد، مسیر را طی نمی‌کند، زیر همه چیز می‌زند. در غم است که انسان زمین‌گیر می‌شود. شیطان هم این را می‌داند. خدایی که انسان را خلق کرده، به انسان می‌گوید: «مواظب باش در چنبره غم نیفتی».

آرامش و شادی، شاخصه‌های ایمان

«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ». در جبهه مقابل شیاطین، فرشته‌ها هستند که تولید چی می‌کنند؟ تولید آرامش و شادی می‌کنند. علامت ایمان یک نفر به اینکه چقدر نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، نمی‌دانم حجاب دارد، نمی‌دانم مکه رفته، نمی‌دانم هیئت می‌رود، بسیجی است، نمی‌دانم چی است، این‌ها نیست. میزان ایمان یک نفر به این خصوصیت‌هایی هستش که قرآن دارد می‌گوید: رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی. این سه تا. یکی می بینی از نظر ظواهر شرعی بسیار ضعیف‌تر از یک کسی است که ظواهر را کاملاً رعایت می‌کند، اما دین‌دارتر است و به خدا نزدیک‌تر هست. چرا؟ چون شاخصه‌های سه‌گانه رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی را این آدم دارد. اگر داشت، معلوم است مؤمن است و اگر نداشت، هر چقدر هم ظواهر شرعی و عبادت را ظواهر را رعایت بکند، این از حقیقت دین برخوردار نیست. این قاعده دین‌داری است که در قرآن هست.

آرامش و شادی مؤمنین حقیقی

لذا مؤمنین چرا همیشه شادند؟ مؤمنین حقیقی را عرض می‌کنم، نه آن‌هایی که ظاهراً مؤمن‌اند. مؤمنین حقیقی کجا، چرا همیشه آرامش و شادی دارند و آدم‌هایی هستند که رحمان و رحیم‌اند؟ خشونت تویشان نیست، گذشته یادشان نمی‌آید، آینده دلشوره ندارند، حسادت ندارند، رقابت با کسی ندارند، چشم و هم‌چشمی ندارند، زندگی‌شان را هیچ وقت با دیگران مقایسه نمی‌کنند. آدمی است که آرام است؛ یعنی قبرش که روحش است، آرام است، تویش بهشت است دیگر. قبر این‌جوری است دیگر. قبر شما، گفتیم نفس شماست. اگر الان آدم مضطربی هستی، آدم ترسویی هستی، آدم غمگینی هستی، حسادت می‌کنی، گذشته دائماً به یادت می‌آید، دلشوره آینده را داری، زندگی‌ات دائماً در حال مقایسه و مسابقه و رقابت است، یعنی جهنم داری دیگر. بعد هم که از دنیا بروی، می‌روی در جهنم، چون جهنمش را که خودت درستش کردی، خودت ساختی این جهنم را. لذا خداوند به عنوان ناموس خلقت و قانون خلقت دارد قدرها و قضای خلقت را بیان می‌کند. اگر کسی در زندگی‌اش قدر استقامت روی دین را داشت، فرشته‌ها حتماً قلب او را دائماً به آرامش و شادی می‌رسانند.

استقامت و حضور فرشتگان

اگر ما فکر می‌کنیم حزب‌اللهی هستیم، مؤمنیم، ولی آدم‌های مضطرب و غمگین، حسود و چشم و هم‌چشم و رقابت و این‌جور چیزها هستیم، این توهم است. پس چرا فرشته‌ها نیامدند ما را آرام کنند؟ خدا می‌گوید: «ما محال است شما روی دین استقامت داشته باشید و فرشته نیاید در قلبتان، آرامتان نکند». فرشته در حوادث و غم‌ها به دادتان نرسد. شما زینب کبری بعد از آن همه مصائب می‌فرماید: «ما رأیت إلا جمیلا». امام حسین در اوج مصائب شاد است. در اوج مصائب شاد است. این می گوید من متدینم سر اینکه خونش کجا باشد، مدل ماشینش چی باشد، سر اینکه نمی‌دانم غذا چی بخورد، سر اینکه نمی دونم مراسمش چه‌جوری باشد، غصه می‌خورد، دعوا دارد، ساعتی دارد. این چه جور ایمانی است؟ سر شکم، سر لباس، سر نمی‌دانم مسافرت، سر نمی‌دانم چی‌چی است، همه اش غصه و دعوا و درگیری. یعنی آدم نمی‌تواند یک مجلس را با شادی و آرامش اداره بکند. عروسی هم که هست، تویش هزار تا دعوا، حرص و جوش و ناراحتی هم دارد. عرضه ندارد شاد باشد. آدمی که رحمان و رحیم نیست و عرضه ندارد شاد باشد و آرامش داشته باشد، این قرص اعصاب می‌خورد و نمی‌دانم، گرفتن این آدم ایمانش حقیقی نیست. چرا؟ چون خدا می‌گوید: «محال است شماها ایمان داشته باشید، من شما را شاد نکنم در دنیا و آرام نکنم در دنیا». محال است. قانون خلقت است. «إِنَّهُ» آورده سرش، «تَتَنَزَّلُ» هم که تأکید. حتماً فرشته می‌آید و قلب تو را در مقابل وسوسه‌های شیطان آرامش می‌دهد به تو. محال است که یک کسی استقامت در دین‌داری داشته باشد و شاد نباشد و آرامش نداشته باشد. مثل H2O می‌ماند که شما هرگاه دو تا هیدروژن و یک اکسیژن را کنار هم گذاشتی، حتماً آب تولید می‌شود، نمی‌شود آب تولید نباشد. مثل این برق این‌جاست که وقتی می‌زنی، روشن می‌شود. مثل بلندگو که اگر سالم باشد، خب کار می‌کند دیگر. درست است؟ شما الان توقع دارید صدای من به شما برسد. بلندگو گرفتیم برای همین کار دیگر. قوانین خلقت، قوانین متافیزیکی با فیزیکی یکی است، هیچ فرقی نمی‌کند.

اضطراب و عدم ایمان حقیقی

بنابراین، اگر اضطراب تو زندگی‌ات هست، تلخی در زندگی‌ات هست، اگر چشم و هم‌چشمی و رقابت و مقایسه و مسابقه داری، اگر دائماً گذشته جلوی چشمت است، اگر دائماً دلشوره‌های آینده را داری، بدان که آن چیزی که اسمش ایمان است، در تو نیست. تو ظواهر ایمان را داری. یکی از خواص استقامت، آرامش و شادی است. آدم‌هایی که اهل استقامت هستند، حتماً آرامش دارند و حتماً شادند. مؤمنین حقیقی این‌جوری هستند: «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا». یکی از سندهای مهم قرآن است. دقت کنید، بعضی از دوستان می‌گویند: «آقا سند کجاست؟» این سندی که سند قرآن است، سوره فصلت، آیه ۳۰.

بشارت بهشت در دنیا و آخرت

خب، دیگر چی؟ استقامت چی می‌آورد؟ اگر کسی استقامت در دین داشت، مطابق روز و زمان و مد و نمی‌دانم اینکه الان چی مد است، نبود. زندگی‌اش همانی که خدا می‌گوید، همانی که پیغمبر می‌گوید، همان را اداره می‌کند. اینکه الان چی مد است؟ الان چی رسم است؟ با این کار ندارد. دین همه جا دین است. همه جا دین است. مگر h20 در آمریکا با ایران فرق می‌کند؟ مگر قواعد فیزیکی، پزشکی در آمریکا، اروپا، روسیه، آفریقا فرق می‌کند؟ قوانین زندگی که خدا برای ما گذاشته، همین است. گفتم آن خانمی که من مهمانش بودم در وین، گفت: «من در فرودگاه تهران که نشستم در هواپیما، یک خانمی زد بغلم، خودش درآورد، لباسهایش را درآورد و به من گفت: «درآر». گفتم: چی را دربیارم؟ گفت: داریم می رویم دیگر، درآر. با هواپیما داریم می‌رویم دیگر». گفتم: «خانم، من مسلمانم. من حجابم اینجا با وین، با هر جای دنیا یکی است. فرقی ندارد که». طرف اینجا ظواهر شرعی را رعایت می‌کند، می‌رود کیش یک جور دیگر است، می‌رود دبی یک جور دیگر است، می‌رود نمی‌دانم خارج اروپا یک جور دیگر است. اینجا یک لقمه غذای حرام نمی‌خورد، ولی پایش را می‌گذارد آن طرف، هر کوفتی می‌خورد. قوانین، این مسخره کردن قوانین خدا. هر چی دلش می‌خواهد می‌گردد، هر کاری دلش بخواهد می‌کند. این یعنی تمسخر کردن دین تخصصی خدا را. دینی که هفت تا تخصص پشتش است و در مقابل آن، هر قانون دیگری جهالت است. احمقانه زندگی کردن، جاهلانه زندگی کردن. اگر روی تخصص استقامت کردی، قطعاً آرامش و شادی می‌آورد. ولی وقتی که افتادی دچار خرافات، این هفت تا تخصص خدا و اهل بیت را گذاشتی کنار، هر چی دلم می‌خواهد، می‌خواهم زندگی کنم، هر جوری، آن‌جاست که دنیا و آخرتت می‌رسد به هم؛ یعنی امکان ندارد تو آرامش و شادی داشته باشی به معنای حقیقی و امکان ندارد با آرامش و شادی بمیری، امکان ندارد آنجا وارد بهشت بشوی. امکان ندارد.

خب «وَأَبْشِرُوا». اینجا دقت کنید، دو جا در قرآن این قانون را ذکر می‌کند: «وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ». بشارت هم می‌دهند. بهشتی‌ها به آدمی که روی دینش بایستد، بشارت می‌دهند. استقامت کند روی دینش، نفروشد دینش را، نگذارد حرام وارد زندگی‌اش بشود. این مال یک آدم معمولی‌ است دارم می‌گویم. فکر نکنید این‌هایی که دارم می‌گویم، مال اولیای خداست. نه، یک آدم معمولی که ظواهر شرعی‌اش را رعایت بکند، شرع را رعایت بکند، اجازه ندهد لقمه حرام، کار حرام در زندگی‌اش بیاید. استقامت داشته باشد؛ یعنی همانی که می‌گوید سر نماز: «اهدنا صراط المستقیم». یعنی صراطی که تویش استقامت هست. مستقیم یعنی که کج و معوج نمی‌رود این‌ور آن‌ور. صراط مستقیم یعنی طراطی که تو هیچ وقت به چپ و راست تمایل پیدا نمی‌کنی، جلو و عقب نمی‌افتی، هیچ وقت. مستقیم مسیر را می روی. وسوسه‌ها و عوامل دیگر هیچ وقت تو را از این مسیر باز نمی‌دارد. قلت جمعیت، کثرت دشمن، نمی‌دانم کار فرهنگی دشمن، الان چی مد است، چی هست، نه. به هیچ وجه. یک آدمی که رعایت بکند، استقامت داشته باشد، در دین خدا استقامت داشته باشد؛ یعنی در همه جا رعایت کند.

فرشتگان، اولیای ما در دنیا و آخرت

حالا دقت کنید چه فضیلتی است: «وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ». ما بشارت می‌دهیم بهشت. فرشته‌ها این کار را می‌کنند. بشارت می‌دهیم شما را به بهشتی که وعده داده بودیم به شما. وعده داده بودیم. این بشارت کجاست؟ مال دنیاست. دقت کنید: «لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ». اگر یک کسی استقامت کرد در صراط مستقیم، هم در دنیا بشارت دارد، هم در آخرت. 

خدا رحمت کند اموات شما را. من خیلی اضطراب داشتم برای این بیماری پدرم. اصلاً تصور اینکه ایشان را از دست بدهم، برایم خیلی کشنده بود. سه‌شنبه من بالا سر ایشان رفتم، پنج‌شنبه ایشان به رحمت خدا رفت. ایشان، من رفتم دیدم خیلی شاد، آرام خوابیده و درو این مدتی که من پیشش بودم، داشت به من می‌گفتش که این پنج تن آمدند اینجا بالای سرم، با خوشحالی بشارت را به من بده که این است. خب این یک آدمی است که از زمان شاه، رساله امام را دست ما داده، خودش در مبارزه بوده، خودش در اعلامیه نوشتن بوده، نمی‌دانم اول انقلاب تا بعد تا آخر در استقامت روی دینش ایستاد. یک آدم معمولی، نمی‌گویم از اولیای خدا بود. نه، یک آدم، یک کارگر بود بابای ما ولی استقامت داشت. بشارت اینجا می‌آید سراغ انسان، هم دنیا، هم آخرت. خیلی خوشحال بود. خیلی. همه اش سعی می‌کرد به من بفهماند که این چه خبر است الان اینجا. خیلی خوشحال بود. مؤمن در دنیا شاد است، در دنیا هم آرام است، می‌داند کجا می‌خواهد برود. برخلاف کسی که یک روز خوب است، یک روز بد است، یک روز گرم است، یک روز سرد است، یک روز چپ است، یک روز راست است، هر جا برود همین است.

حالا دقت کنید، این خیلی مهم است در بحث استقامت. این آن چیزی است که ما در زندگی ازش کمتر بهره می‌بریم ازش. خدا این‌ها را مفت در اختیار ما گذاشته و ما ازش استفاده نمی‌کنیم. آن چیست؟ می‌گوید: «نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ». فرشته‌ها دارند به ما می‌گویند. پیامشان چیست؟ «ما دوست‌های شماییم، اولیای شما هستیم در دنیا و آخرت». چقدر حرف قشنگ است. این را همین الان دارند به ما می گویند. همین الان آدمی که اهل استقامت است، فرشته دائما برایش کف می‌زند، دائماً بهش مژده می‌دهد، دائماً غم‌هایش را برطرف می‌کند، دائماً اضطرابهایش را ازش می‌گیرد. ولی حرف قشنگ هم بهش می‌زند و آن چیست؟ آن چیست؟ «ما دوست‌های شماییم». شنیدی ما تا حال این را؟ یا دیدیم؟ من به عنوان کسی که دارم قرآن را به شما درس می‌دهم، به این قرآنی که دارم قسم می‌خورم، هزاران بار ما در جبهه، نه که شنیدیم، دیدیم این را. دیدیم در انقلاب، ۴۷ سال انقلاب دیدیم این را. فرشته ها بشارت می‌دهند به انسان: «ما دوست‌های شماییم». سر نبرد بدر، وقتی اصحاب پیغمبر ترس برشان داشت، چه‌کار کردند؟ استقامت کردند و چه‌کار کردند؟ استغاثه کردند. «فَاسْتَغَاثَ رَبَّهُمْ». قدر. و قضا چیست؟ «أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ». من هزار تا فرشته فرستادم کمکتان. هزار تا فرشته. در یک جنگ دیگر، خداوند فرمود: «۳۰۰۰ فرشته فرستادم به کمکشان». در یک جنگ دیگر فرمود: «۵۰۰۰ فرشته». فرشته همیشه در زندگی ما هست، در شغلمان، در درآمدمان، در غذایمان، در روابطمان همه جا فرشته‌ها حضور دارند. ما اصلاً بدون حضور فرشته‌ها هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم. فقط ما چشم‌هایمان را باز نمی‌کنیم. یعنی وقتی شما داری یک سیب می‌خوری، یک موز، باید فکر کنی که این سیب و موزی که من دارم می‌خورم، این گلابی، این بادمجان، این خیار، این سبزیجات، به این گل‌های معطری که اطراف من هست، کی اینها را بافته؟ خدا می‌گوید: «خلقنا». نمی‌گوید: «خلقت». می‌گوید: «ما بافتیم». این گل به این قشنگی را فرشته‌ها برایت طراحی می‌کنند و می‌بافند. سیب به این زیبایی، ۷۰۰۰ نوع سیب، خدا می‌گوید: «بزنید برای بندگانم». یک میلیون نوع پروانه. می گوید ببین تماشا کنید. میلیاردها کهکشان، تمام این‌ها را فرشته‌های خدا می‌سازند و طراحی می‌کنند و اداره می‌کنند. فرشته‌ها دانه‌ها را خلق می‌کنند، مواد را می‌آفرینند، مدیریت اتم‌ها، الکترون‌ها، نوترون‌ها، پروتون‌ها، ترکیبات، گیاهان، حیوانات، همه چیز با فرشتگان عالم است. صحیفه سجادیه را نگاه کنید. نزدیک ۵۰ شغل خدا برای فرشته‌ها ذکر کرده. دارند این عالم را اداره می کنند. بدن من و شما، مویی که رویش می‌کند، غذایی که می‌خوریم تا به تمام سلول‌ها تبدیل می‌شود، فرشته ها انجام می دهند. اداره کره زمین، ماه، خورشید، کهکشان راه شیری، میلیاردها کهکشان، همه فرشته‌ها هستند. فرشته ها همه جا هستند. علی علیه السلام فرمود: تمام آسمان و زمینش را خدا از فرشته‌ها پر کرده. طراحی یک جنین در رحم مادر، تولدش، تولد یک بچه، و نگهداری بچه کنار مادر، و همه چیز و همه چیز و همه چیز. و ما چون حجاب عادت داریم. طرف آن‌قدر احمق است که وقتی باهاش صحبت می‌کنی، می‌گوید: «طبیعت آقا، این قانون طبیعت است». خب، طبیعت یعنی همان فرشته. طبیعت یعنی شعور، قدرت، حاکمیت، نظمی که میلیون‌ها دانشمند مجبورند در دانشگاه بروند شناسایی‌اش کنند. چیزی که میلیون‌ها دانشمند باید بروند سال‌ها عمر بگذارند، قوانینش را کشف بکنند، شعور نیست؟ قدرت نیست؟ طبیعت یعنی چی اصلاً؟ این حضرت طبیعت که شما می‌گویی کیست؟ وجود خارجی دارد؟ طبیعت یعنی قانون. یعنی فیزیک بهش می‌گویید عمل و عکس‌العمل. در فلسفه بهش می‌گوید چی؟ علت و معلول. این قانون خداست. با عوض کردن صورت مسئله چیزی عوض نمی‌شود که. ما اینجا این طرف دارد می‌رود در دانشگاه، تمام عمرش را می‌گذارد، قانون شناسایی کند. این قانون را کی گذاشته؟ می‌گوید: «من ۲۰ سال عمرم را گذاشتم فقط آرایش ۴۰۰۰ اتم در یک مولکول را شناسایی کنم». خب این را کی خلقش کرده. دانشمند وقتش را گذاشته کشفش بکند، فقط آرایشش را کشف بکند. وقتی ما کوری داریم، فرشته را هم نمی‌توانیم ببینیم. ارتباط هم نمی توانیم بگیریم.

مومنین و فرشتگان

مؤمنین این‌جوری نیستند. مؤمنین همیشه فرشته‌ها را به استخدام درمی‌آورند. چون فرشته‌ها دوست دارند اصلاً. می گوید: «أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ». ما هم دنیا پاتون هستیم، آخرت موقع مردن هم باهاتون هستیم، آنجا بشارت بهتون می‌دهیم، خودمان کمکتان می‌کنیم، خودمان راهنمایی تون می کنیم. ما تمام عمر داریم برایتان استغفار می‌کنیم. آیه قرآن است: «و یستغفرون لِلَّذِینَ آمَنُوا». فرشته‌ها دائماً برای مؤمنین استغفار می‌کنند. آن‌قدر مهربان‌اند و ما آن‌قدر هم نامهربانیم باهاشون. ما حتی صبح که از خواب بلند می‌شویم، فرشته‌هایی که موقع اذان می‌آیند و موقع مغرب می‌روند، یک سلام و علیک هم با این‌ها نداریم حتی. حتی یک سلام و علیک. کوری از این بدتر؟ که همه چیز دست این است، همه جا با توست، دائماً هم برایت استغفار می‌کند، کمکت می‌کند، آرام شوی، شاد باشی در مقابلش حمله‌های شیطان. ماها خیلی‌هایمان سبک زندگی‌مان بیرون کردن فرشته‌هاست از زندگی. بیرون کردن خدا، امام زمان از زندگی‌مان است. می گوییم ما نمی‌خواهیم شما تو عروسی ما بیایید. ما نمی‌خواهیم شما در جشن تولد ما بیایید. ما نمی‌خواهیم شما در معاملات ما حضور داشته باشید. در فعالیت‌های اجتماعی، هنری، سیاسی ما نمی‌خواهیم شما حضور داشته باشید. ما خودمان خدا و اهل بیت را از زندگی بیرون می‌کنیم. ما خودمان فرشته‌ها، امام زمان را از مجالس عروسی‌مان، از مهمانی‌هایمان بیرون می‌کنیم. هر بلایی هم آمد و می‌آید، بلا هم می‌آید سر آدم دیگر. می‌آید. تو فرشته را رد کردی، کی می‌آید بیرون؟ دیو می‌آید. شیاطین می‌آیند تو. ما خودمان شیاطین را دعوت می‌کنیم به زندگی‌مان و حیاتمان و مماتمان. «نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا». در اینجا کمکتان هستیم.

شما بگویید کشور دست خالی، فقیر تمام ابرقدرت‌های دنیا تصمیم گرفتند نابودش کنند. بهش حمله کردند، حمله نظامی. بعد ۸ سال دست از پا درازتر شکست خوردند. این ملت کی کمکشان کرده؟ چه‌جوری شده ۴۷ ساله می‌خواهند نابودش کنند؟ کیه؟ اعترافات خودشان است دیگر. هر کاری که می‌توانستند کردند. آن کاری که نکردند، نتوانستند بکنند در نابودی کشور، از بین بردن مردم این کشور هر کاری که توانستند کردند. حرث و نسل را نابود کنند، اعلام هم کردند. یعنی این‌جوری نیست که خجالت بکشند، حیا بکنند. نه. همانجور که الان با بی‌حیایی می‌گوید: «نمی‌دانم سوریه مال ماست، لیبی مال ماست، منطقه خاورمیانه نفتش مال ماست». پمپئو بی‌شرف، بی‌وجدان، وزیر خارجه اسبق آمریکا می‌گوید: «ما چه‌کار کنیم؟ خدا نفت ما را در کشورهای دیگر قرار داده. باید نفتمان را بگیریم». گرینلند مال ماست، ایسلند، بعدش، بعدش هم ایسلند. حالا آن را نرفتند سراغش. همه جا مال ماست، هر چی دلمان بخواهد می‌گوییم. یک آدمی که یک موجودی که این‌جوری است، برای هیچ حریمی ندارد و یک سلسله احمق در این کشور ما عابد این‌ها هستند، طرفدار و عابد این‌ها هستند. آدم‌هایی که ظواهر شرعی را ممکن است داشته باشند اما دین ندارند. چون با دشمن خدا کنار می‌آیند با دشمن خلق، با وحشی‌ترین آدم‌ها می‌سازند این‌ها. طرفدار آن‌ها هستند و نمی‌توانند کاری بکنند. هرگز هم نخواهند توانست تا وقتی که ما استقامت داشته باشیم. 

اگر ما روی اصول استقامت داشته باشیم، همان‌طور که بارها همه ابرقدرت‌ها را شکست خوردند از این کشور، باز هم شکست می خورند. ما آن موقعی که هیچ قدرتی نبودیم، همه ابرقدرت‌ها را شکست دادیم. حالا که به قول دوست ترامپ دیشب مصاحبه کرد، گفت: «ایران یک ابرقدرت است. کسی نمی تواند کاری بکند». اما این‌ها هیچ دیدنی نیست. آنی که می‌تواند قدرت بیاورد، ابزار نیست، موشک نیست، تکنولوژی نیست. آن موقعی که ما اینها را نداشتیم، ابرقدرتها را شکست دادیم. آنی که برای تو قدرت می‌آورد، فرشته است. فرشته یعنی آنکه عمل دست اوست. اگر قرار است یک لامپ کار کند، تا فرشته اجازه ندهد، نمی‌شود. یک هواپیما بخواهد بلند شود، یک اسلحه بخواهد شلیک بکند، حتی بخواهد اثر داشته باشد، فرشته باید اجازه بدهد. «نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا». یعنی ابزار دست ماست همه چیز. ۸ سال دفاع مقدس، آن‌هایی که رفتند، می‌بینند چه معجزاتی آنجا اتفاق افتاده. این‌ها چیزی است که من دارم بار چندم می گوییم با چشم خودم دیدم، نه اینکه شنیدم. با چشممان دیدیم حضور آن‌ها را.

شیاطین و زندگی ما

داداشی دارم، اسمش علی، علی عبداللهی. برادرمان هست. طلبه خیلی باصفایی هست. با هم تخریب‌چی بودیم ما. بعد از عملیات داشتیم خاطرات را تعریف می‌کردیم. گفت: «عراقیه من را گرفت، زد زمین، پرتم کرد اینجا. یک خشاب توی صورتم خالی کرد». خدا شاهد است با چشم خودم می‌دیدم گلوله‌ها فقط می‌آمد رد می‌شد. وقتی قرار است نشود، نمی‌شود. من الان رفیق‌هایی دارم من که تیر خلاص بهش زدند عراقی‌ها در گلو، در پیشانی. سالم است. دارند زندگی می کنند. اگر خدا اجازه نده هیچی. اینکه شما در زندگی دچار غم و غصه و اضطراب و حسادت و خاطرات گذشته زندگی و با گذشته جهنم درست می‌کنیم. با دلشوره‌های آینده جهنم درست می‌کنیم، این جوری هستیم، برای این هستش که ما نمی‌خواهیم از کانون شادی و قدرت کمک بگیریم. این‌ها را از زندگی‌مان بیرون می‌کنیم. حالا می‌مانیم با شیاطین که انواع وسوسه‌ها. قرآن می‌گوید: «حمله جلو دارد، حمله عقب دارد، حمله راست دارد، حمله چپ دارد». وقتی کسی از صبح از خواب بلند می شود، حتی در خوابش دائماً مورد حمله است، این چه جوری می تواند از زندگی اش لذت ببرد، این چه جوری می تواند شاد و آرام باشد. این وقتی به او می گویند گذشته ات چه جوری بوده؟ میگوید آقا زندگی گندی داشتم، همه اش بدبختی و گرفتاری و نکبت و نمی دونم فلان و.. . «نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا». یک درس بزرگ است برای ما که حواست باشد، فرشته‌ها عاشقتند، در اختیارتند، کمکت هستند، همه جا هم می ایستند کمک. ازشان استفاده کن، باهاشان دوست باش. ببینید شما دعایی که دعای سوم را ما شرح کردیم، دعای سوم صحیفه را. ببینید حضرت چقدر قشنگ با فرشته‌هایی که صبح می‌آیند، حرف می‌زند. با فرشته‌هایی که شب می‌خواهند بروند، حرف می‌زند. فرشته‌هایی که شب جدیداً آمدند از مغرب به بعد، ببین چقدر زیباست. خب، این برای همه ماست. ما اصلا از این اولیا و دوست‌هایمان استفاده نمی‌کنیم. ببین چی دارد می‌گوید. خداست، می‌گوید: «فرشته‌های من هر روز دارند به شما می‌گویند: «نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا». ما همه جا با شما هستیم». خب، پس چرا ما رفاقت نداریم؟ ولی خب چرا با شیاطین رفاقت می کنیم؟ به شیاطین را بیشتر راه می‌دهیم در زندگی‌مان تا فرشته‌ها را. اگر شیاطین نبودند که ما این همه دعوا و درگیری و طلاق و پرونده‌های قضایی و فساد و نمی‌دانم فحشا و منکرات این‌ها را نداشتیم که. این شیطان است. خب، دارد به حاکمیت دارد دیگر. داریم به دوست داریم گوش کنیم تا حرف فرشته‌های خدا که می‌گوید: «اگر استقامت کردید، ما شادتان می‌کنیم، غم‌ها و اضطراب‌های دنیایی‌تان را از بین می‌بریم، ترس‌هایتان را از بین می‌بریم. دنیا و آخرت هم با شما هستیم». چی می‌خواهی دیگر؟ چی می‌خواهی دیگر از این قشنگ‌تر؟ از این بهتر؟ بی‌سلیقگی نیست آدم فرشته‌ها را رها کند، برود سمت شیاطین در زندگی‌اش؟ لگد بزند به سعادت خودش؟ عرض کردم، بزرگترین حسرت روز قیامت و موقع مردن مال مسیحی و یهودی و کافر نیست، مال شیعیانی است که اهل بیت، فرشته‌ها، خدا این‌جوری در اختیارشان بودند و اینها، اینها را بیرون کردند از زندگی‌شان، قهر کردند با این‌ها. آن‌ها ندارند اصلاً همچین کسانی را. ما داریم و استفاده نمی‌کنیم. این است که حضرت زهرا فرمود سلام الله علیها: «شما سبک زندگی‌تان را چیزی انتخاب می‌کنید که من موقع مردن دستم بهتان نمی‌رسد. در برزخ هم دستم بهتان نمی‌رسد. قیامت هم دستم بهتان نمی‌رسد نجاتتان بدهم». نه من و نه امیرالمؤمنین. امیرالمومنین خودش دارد دیگر. شما یک سبک زندگی انتخاب می‌کنید که ما دوست داریم بیاییم کمکتان کنیم، دوستتان داریم، ولی دستمان بهتان نمی‌رسد. شما هم ما را دوست دارید. خود حضرت می‌گوید، می‌گوید: «ولی خب، سبک زندگی‌تان اصلاً با ماست، با ما فرق می‌کند». شما عارتان می‌آید اسم یکی از بچه‌هایتان را از اسم‌های ما انتخاب کنید. شما خجالت می‌کشید شبیه ما لباس بپوشید. خجالت می‌کشید لباس شبیه. 

لیاقت همراهی با اهل بیت

یکی از اولیای خدا گفت: «امام زمان علیه السلام را دیدم، یک ذره گله کردم راجع به این فحشا و بی‌حجابی خانم‌ها». حضرت با عصبانیت گفت: «لیاقت ندارند مثل مادرم باشند. ولشان کن. این‌ها لیاقت ندارند مثل مادر من باشند». تو اصلاً دوست نداری شبیه مادرت باشی. دوست نداری شبیه خانواده آسمانی‌ات باشی. وقتی دوست نداری، نمی‌توانی موقع مردن بالا سرت، چون رده قلبت نمی‌پذیرد این‌ها را. قلب تو شیاطین و جهنم می‌خواهد. نکیر و منکر می خواهد به قول دعایی که در ماه رجب می‌خوانیم: «ما نکیر و منکر دوست داریم بیایند یکسره بالای سرمان گیر بهمان بدهند». تو همه اش شکی، تو همه اش در تردیدی. آدمی که دائماً در تردید و شک است، آن‌جاست. خدا کیست؟ خدایت کو؟ «مَن رَبُّکَ»؟ یعنی مربی‌ات کی بوده در زندگی؟ سبک زندگی‌ات چی بوده؟ یادتان نرود. «مَن رَبُّکَ». این‌جوری نیست که آقا من الان می‌روم، خدا حله. نه حل نیست، شما در زندگی‌ات بارها شک کردی که این مسیر را بروی، خدا را از زندگی ات بیرون کردی. «من نبیک»؟ امامت کی بوده؟ الگوی عملی‌ات کی بوده؟ ما چی می‌توانیم جواب بدهیم آنجا؟ واقعاً ترس دارد. ترس دارد. تو نخواستی اصلاً با این‌ها زندگی کنی. می‌شناختی و نخواستی. دنبال این بودی که کی تأییدت می‌کند؟ کی می‌خواهدت؟ کی نمی‌دانم فالووت می‌کند؟ کی نمی‌دانم لایکت می‌کند، تأییدت می‌کند. مد چیست؟ نمی‌دانم کیا خوششان می‌آید از تو. همین. همین چیزها. 

بهشت و بی‌نهایت‌طلبی انسان

«وَفِی الْآخِرَهِ». بحث دنیایش خیلی کار دارد. بحث دنیایش حداقل عزیزان، حالا یک منبع معرفی کنم: شرح دعای سوم صحیفه. حداقل خواهر و برادرهایی که اینجا هستند، اگر به آن شرح هم مراجعه نمی‌کنند، بروند صحیفه سجادیه را یک بار دعا را بخوانند. دو سه صفحه بیشتر نیست. این فرشته‌ها را بخوانند حداقل. اینها در زندگی ما هستند و با ما زندگی می کنند. ما بدون آنها در دنیا یک قطره آب از گلویمان پایین نمی‌رود. یک پلک بدون کمک آنها شما نمی‌توانید بزنید. با کسانی که آن‌قدر در زندگی ما هستند، دوست باشیم. رفیق باشیم باهاشان. 

«وَفِی الْآخِرَهِ». آخرت هم کنار شماییم. آخرت می ایستیم کنارت. نمی گذاریم از لحظه رفتن ما به شما بشارت می‌دهیم. وقتی دارید می روید می آییم کمکتان با پذیرایی، با یک تشریفات عالی از اینجا می‌بریمتان. دائما هم می گوییم غصه نخورید ها. «أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا». نترسید، شاد باشید. موقع مردن مومن را این جوری می برند دیگر. مومن چون می خواهد برود به یک فضای بی‌نهایت از اینجا جذاب‌تر و بزرگ‌تر و پیچیده‌تر و باشکوه‌تر و قانونمندتره. مثل رحم مادر به دنیاست. بچه از رحم مادر وقتی می خواهد به دنیا بیاید به چه عالمی می آید؟ بی‌نهایت از رحم مادرش متفاوت تر. مااز اینجا که می‌رویم، می‌رویم یک عالمی که بی‌نهایت از اینجا باشکوه‌تر و بزرگ‌تر و زیباتر و کامل‌تر و جذاب‌تر و فوق‌العاده قانونمندتر و پیچیده‌تر. ترس دارد اگر تو آماده نباشی. شما همین الان سوار هواپیما کنند ببرندت چین، اضطراب می‌گیرید. می‌گویی: «نه زبان بلدم، نه پول دارم. چه جوری خودم را اداره کنم». پول هم داشته باشی، نمی‌توانی چه جور زندگی کنی. بردت دارند ببرندت ژاپن. ترس برت می دارد. می گویی من اینجا هیچ کس نیست من را راهنمایی کند، من الان چکار باید بکنم. قوانین اینجا بلد نیستم. زبانشان را بلد نیستم. چه اینکه انسان را از اینجا بردارد، ببرند در برزخ؟ برود در ملکوت؟ کار می‌برد. حالا فرشته از اینجا می‌آید کمک. ببینید چقدر قشنگ است. لحظه رفتن با توست. چون تو همیشه این‌ها را تو خودت نگه داشتی. شیاطین، با شیاطین نمی‌خواستی زندگی کنی. شیطان نمی‌آید. شیطان می آید بیچاره می‌کند موقع مردن آدم را. خدا رحمت کند علامه را می‌گوید: «شیطان در برزخ هم بعد مردن هم اذیت می‌کند آدم را» یعنی بعد از مردن آدم را اذیت می کند شیطان. اگر کسی سبک زندگی شیطانی است، شیطان را جذب می‌کند، همین است. ولی کسی که سبک زندگی‌اش فرشته‌ای است، این موقع مردن هم فرشته با او است. از اینجا که دارد می‌رود، با تشریفات آن‌قدر بهش بشارت می‌دهند، جشن می‌گیرند برایش، سروصدا می‌کنند برایش، استقبال دارند برایش تا ببرندش توی برزخ. تا ببرندش مثل به قول حضرت فرمود: «نومه العروس». مثل عروس بخواب، راحت استراحتت را بکن. بعد هم که چشم‌هایت را باز کردی، توی بهشت چشم‌هایت را باز کن. به به. خدا گفت: «من ۹۹ درصد رحمتم را گذاشتم آن‌ور بهتون بدهم. کل این عالم را با یک درصد رحمتم خلق کردم». چه‌کار می‌خواهد کند با بنده هایش. احمق‌ترین آدم کسی است که ۹۹ درصد را از دست بدهد. بیفتد در عذاب قبر، فشار قبر. قبرمان همین‌جاست. الان باید قبرمان را بسازیم. راهش چیست؟ استقامت در دین. پای خدا بایست. خدا حالا می‌رسیم آیاتش حالا امروز دیگر وقت نیست. می‌گوید: «اگر پای من بایستید، پای شما وایمیستم». خداوند. آیا ما زندگی‌مان این است؟ وایسادیم پای خدا؟ سبک زندگی‌مان دارد همین را می‌گوید؟ ما خودمان شاهدیم دیگر. خودمان شاهدیم.

محاسبه اعمال در قیامت

یک بچه وقتی از رحم مادر می‌آید بیرون، چه چیزی گواهی می‌دهد که این بچه سالم است؟ بگویید ببینم. گواه به اینکه این بچه از رحم مادر آمده، سالم است، چیست؟ خودش. خودش گواهی می دهد می گوید من سالمم. خدا روز قیامت می‌گوید: «کسی لازم نیست بیاید اصلاً تو را محاسبه بکند. «اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا». خودت بگو ببینم چه‌کاره‌ای. در قیافه‌ات معلوم است دیگر. فرمود: بعضی‌ها سگ می‌آیند، گرگ می‌آیند. آن‌هایی که آدم‌های عصبانی و پرخاشگر و بداخلاق و درنده دیگران‌اند. بعضی‌ها خوک می‌آیند، بی‌حیاها، بی‌غیرت‌ها، حرام‌خورها. بعضی‌ها روباه می‌آیند، آدم‌های حقه باز. بعضی‌ها میمون می‌آیند، آدم‌های لج‌باز. آدم هایی که لج‌بازی دارد دائماً با خدا و دین خدا لج‌بازی دارند. آدم، آدم. کی شکل آدم می‌رود؟ کی تولد سالم دارد آنجا؟ معلوم می‌شود. می‌گوید: «کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا». خودت برای محاسبه خودت کافی هستی. اصلاً لازم نیست کسی بیاید اینجا حساب کشی از تو کند. بچه مگر کسی بهش می گوید تو زشتی، می گوید من خوشگلم. سالمم. سالمند. کلک که نمی‌توانی بزنی که. حقه بازی که نمی‌شود کرد دیگر. این بدن دارد نشان می‌دهد این بچه سالم، زیبا و همه چیزش مشخص است. ما هم همین‌طور هستیم. به یک کسی گفتند: «تو چقدر زشتی». گفت: «نه، من خیلی هم خوشگلم. در بیمارستان عوض شدم». دقیقاً خدا می‌گوید: «بعضی‌ها وقتی می‌آیند برزخ، بهشان می‌گوید: «خب، شما خیلی غلط‌ها در دنیا کردی». می‌گویند: «نه خدایا، ما این جوری نبودیم». چشم توی چشم خدا دروغ می‌گویند. این آیه قرآن است. چشم توی چشم خدا دروغ می‌گویند. آن‌قدر آدم ناسپاس است، آن‌قدر راحت از خدا و از دینش می‌گذرد، آن‌قدر بد است این آدم در بعد نفسانی البته که خدا می‌گوید: «قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَکْفَرَهُ». بمیرد این آدم آن‌قدر ناسپاس است. بمیرد آن‌قدر ناشکر است که من همه کاری باهاش می‌کنم، باز من را کنار می‌گذارد. می‌رود دنبال دشمن‌های من. قانون من پیشرفته‌ترین قانون و تنها قانون علمی و تخصصی جهان است. این را می‌گذاردش، دنبال احکام جاهلی، دنبال شیاطین، دنبال طاغوت‌ها. خب، خلایق هر چه لایق. هر کی دوست داری مربی‌ات باشد، لیاقتت هم همان است. شبیه هر کس می‌خواهی بشوی، لیاقتت هم همان است. با همان هم محشور می‌شوی.

لذت‌های بی‌نهایت بهشت

حالا در بهشت چه اتفاقی می‌افتد؟ این را هم بگویم این آیه را تمام کنیم. اینجا آن بعد بی‌نهایت‌طلبی انسان است: «وَلَکُمْ». 

دقت کنید. «وَلَکُمْ فِیهَا». شما در بهشت چی دارید؟ «مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ». یادتان هست در هدف خلقت انسان گفتیم انسان آفریده شده برای اینکه شبیه خداوند بشود. گفتیم این حدیث نبوی را صلی الله علیه و آله و سلم که مؤمن وقتی وارد بهشت می‌شود، یک نامه از خدا برایش می‌آید. خوب دقت کنید. نامه تویی، حقیقت توست. برای مؤمنی که استقامت کرده. نامه چی بود؟ پیغمبر فرمود. فرمود: «خداوند بهش می‌گوید که: «مِنَ الْحَیِّ الْقَیُّومِ الَّذِی لَا یَمُوتُ». از زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد. این منم، یعنی من خدا». حالا می‌خواهد تو را خطاب کند. تو را چه‌جوری خطاب می‌کند؟ می‌گوید: «إِلَى الْحَیِّ الْقَیُّومِ الذی لایموت». به زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد. یعنی اسم دوتایمان یکی شد. من حی قیوم لایموتم، تو هم امروز می‌شوی «حی قیوم لایموت». اگر آدم درست زندگی بکند. اگر کسی «حی قیوم لایموت» حالا دیگر این مثل خدا خلق می‌کند خودش. لذا امام باقر فرمود: مؤمن در بهشت سفارش نمی‌دهد چیزی را. نمی‌گوید این را می‌خواهم، آن را می خواهم. تا قصد می‌کند، مثل خدا، تا اراده می‌کند، آفریده می‌شود برایش اصلاً. خودش خلق می‌کند. خوب دقت کن چی قرار است بشوی اگر استقامت کنی روی دینت، این است. خودش می‌آفریند. حالا نگاه کنید. آن حدیثش بود، این هم آیه‌اش: «وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ». هر چی که دلتان می‌خواهد. هر چی دلتان می‌خواهد. اصلاً محدودیتی آنجا وجود ندارد. بهشت سه تا خاصیت دارد: مکان نامحدود، زمانش نامحدود است و عمر شما به اندازه عمر خداست ، دیگر ابدی است و امکانات نامحدود. این بهشت است. این چیزی است که ما مفت از دست می‌دهیم به خاطر جهنم دنیا و چون نامحدود است، تو در هیچ جنبه‌ای نمی‌گویی: «آقا متأسفم، در بهشت این را ما نداریم». یک کسی به امام صادق گفت: آقا ما در بهشت اگر خواستیم بچه دار شویم، می توانیم بچه دار شویم؟ حضرت گفت: آره. بچه دلتان خواست بچه دار هم می توانید بشوید. چیزی نیست که آنجا نشود. «نداریم»، «نمی‌شود». «ممنوعه» نداریم. «لَا مَقْطُوعَهٍ وَلَا مَمْنُوعَهٍ». نداریم. تکرار نداریم. چیز تکراری نداریم دیگر، چیزی که حوصله‌ات را سر ببرد نداریم. قرآن می‌گوید: «بهشتی‌ها در بهشت دائماً ذوق‌زده‌اند». هیچ وقت عادی نیست بهشت برایشان. دائماً صبح تا شب، شب تا صبح ذوق‌زده می شوند. همه اش بشارت است. قراره بروی اینجا. این بی‌نهایت‌طلبی تو را اینجا ارضا می‌کند. پس نگویید چرا خدا ما را بی‌نهایت‌طلب آفریده. امام خمینی فرمود سلام الله علیه، فرمود: «رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست». یعنی چی؟ یعنی بی نهایت طلب ولی آن بدبخت بی‌نهایت‌طلبی اش در جمادی، گیاهی، حیوانی دنبالش می‌گردد، نه در الله، نه در بی‌نهایت حقیقی. در دنیا دنبالش می‌گردد. اگر آدم فهمید بی‌نهایت یعنی الله، و فهمید معشوقی غیر از الله ندارد. «أَشْهَدُ أَن لَا إِلَهَ إِلَّا بِی‌نِهَایت». من معشوقی غیر از بی‌نهایت ندارم. اگر کسی این را فهمید، آن موقع می فهمد باید چه‌جوری زندگی بکند؟

 «وَلَکُمْ» ببین خداست، دارد حرف می‌زند. آیه قرآن است. اوج علم است دارد به تو می‌گوید. ته معرفت است، ته حقیقت است. فرشته‌ها همراهتان می‌آیند، بهتان می‌گویند: «هر کاری، هر چی دلتان می‌خواهد اینجا مال شماست». «وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ». دیگر چی؟ «وَلَکُمْ فِیهَا». دو تا «فِیهَا» دارد. یعنی دوبار در این بهشت. «وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ». تَدَّعُونَ یعنی چی! هر چی می‌خواهید. آنجا هر چی اشتها دارید، شهوتتان می‌گیرد. هر چی که شهوت داری، هر چی که شهوت دارید. میل، شهوت یعنی میل. اینجا چی؟ «مَا تَدَّعُونَ». الان دلم می‌خواهد دلم می‌خواهد پرواز کنم. می‌خواهم بروم نمی‌دانم کجا. برو. دلم می‌خواهد بال درآورم. دلم می‌خواهد این خادم‌هایم همه قدشان آن‌قدر باشد، رنگشان آن‌قدر باشد، موهایشان این‌جوری باشد، چشم‌هایشان این‌جوری باشد، هیکلشان این‌جوری باشد. جا در جا. دلم می‌خواهد تختم این‌جوری باشد، دلم می‌خواهد کاخم این‌جوری باشد، دلم می‌خواهد قصرم این‌جوری باشد، دلم می‌خواهد هر چی. یک چیز را تمرین کنید. ماه رمضان است دیگر، روز اول است. تمرین کنید دلتان بخواهد پیش خود خدا باشید. بی‌وقفه. چون خدا می‌گوید: «من در دنیا بی‌وقفه پیشتان بودم. هر وقت می‌خواستید من باهاتون بودم». از این بهشت بالاتر داشتیم ما؟ آدم بدبخت نمی‌فهمد که خدا می‌گوید: «من بهشت توام». امام سجاد چی می‌گوید؟ جمعه‌ها مریدین می‌خوانیم: «یَا جَنَّتِی وَنَعِیمِی». «یَا دُنْیَایَ وَآخِرَتِی». ای بهشت من، نعمت من، دنیای من آخرت من. خدا می‌گوید: «من در دنیا هم مثل بهشت با تو رفتار کردم. هر وقت دلت خواست من کنارت بودم». 

تو اگر می خواهی امام زمان را ببینی باید سال‌ها جان بکنی. ریاضت یک دقیقه امام زمان را ببینی فقط. آیت‌الله ناصری یادتان هست دیگر؟ گفت: «من اولین بار که خدمت آقا رسیدم، در حرم امام رضا نشسته بودم. دیدم یکی دو تا از یارای آقا، نه خود آقا، یارانش آمدند گفتند که: «اگر می‌خواهی آقا را ببینی، آنجا نشسته در حرم امام رضا دارد نماز می خواند اگر می خواهی آقا را ببینی برو ببین». رفتم فقط نگاهش کردم که آقا دارد نماز می‌خواند. بعد هم آقا بلند شد بعد از نماز با همان اصحابش از حرم رفتند بیرون. تمام. بعد از.

 خدا می‌گوید: «نه، من خودم. خودم پاتم. هر وقت دلت می‌خواهد بیا. من هیچ وقت در را نمی‌بندم روت. من هیچ وقت باهات قهر نمی‌کنم. تو هر چقدر گناه هم بکنی، از چشم من نمی‌افتی». گناه هم بکنی، از چشم من نمی‌افتی. من همیشه پیشت  هستم. بهشت الان است. هر وقت دلت می‌خواهد خدا هست. تمرین کنید. آنجا اگر ان‌شاءالله رفتید، اگر گفتی: «دلم می‌خواهد همین الان بروم پیش رسول الله، پیش مادرم فاطمه زهرا». بگویند: «بفرمایید». تمرین کنید. الان باید تمرین کنید. الان می‌خواهم بروم پیش آقا امام حسین. الان می‌خواهم بروم پیش حضرت نرجس خاتون. الان می‌خواهم بروم پیش حضرت خدیجه. الان می‌خواهم بروم پیش حضرت زینب. بگویند بفرمایید، بفرمایید. کو، حالا. ما یک عالم بهشتی داریم که در آنجا راهشان نمی‌دهند سمت اهل بیت. در بهشت هم هستند، ولی آن طرفی نمی‌روند. چه در دنیا هم که بودند، هیچ رغبتی به این کارها نداشتند خیلی رغبتی به این کارها نداشتند. به ملاقات، به رفت و آمد با این‌ها، با خانواده آسمانی، قهر بودند با خانواده آسمانشان، صله ارحام نکردند با امام زمان، با خانواده آسمانی‌شان. این است که امام زمان ۱۱۹۲ سال آواره است وسط ماها. چون ما صله ارحام نداریم با امام زمان. دوست نداریم بیاوریمش. دوست نداریم موانع ظهورش را برطرف بکنیم. نه موانع ظهورش را برطرف می‌کنیم، نه کسانی که دارند موانع ظهورش را برطرف می‌کنند، کمک می‌کنیم بهشان. وسط میدان نیستیم برای برطرف کردن موانع ظهور. ما چه‌جوری می‌خواهیم با امام زمان محشور شویم؟ می‌گوید: «من آواره بودم در دنیا. من غریب بودم، مضطر بودم، مظلوم بودم در دنیا. تو چه‌کار کردی برای من؟» این کلیپ آیت‌الله حائری را گذاشتم در کانال خبر و کانال خودمان. ببینید آیت‌الله حائری همه می‌دانند از اولیای خدا بود. ارتباطش هم عالی بود. کسی از ۱۲ سالگی نماز شب خوانده. یادتان هست پشت همین میز می‌آمد می‌نشست برای شماها صحبت می‌کرد. پشت همین میز می نشست. رحمت الله علیه از ۱۲ سالگی نماز شب خواند. نماز شب همه را هدیه کرد به امام زمان. یکی گفت: «آقا، من ختم قرآن می‌گیرم برای شما ۱۴ معصوم». فرمود: «به خدا قسم تو در بهشت با مایی. در بهشت آره، بله، بله». آقا یک عمر می‌گوید: «من عبادتم را هدیه کردم به امام زمان». این آقای حائری بود. من که داداش صیغه‌ای‌اش هم بودم و باهاش رفت و آمد خانوادگی داشتم و دیگر خیلی ما با هم بحث داشتیم و گپ زدیم و گپ و گفت زیاد داشتیم در همین مباحث انسان شناسی، شهادت می‌دهم که ارتباط با غیب داشت. ارتباط با غیب داشت. بهش گفتند: «آقا، ظهور نزدیک است». گفت: «آره، ولی ترس دارم. می‌ترسم اگر روبرو بشوم با امام زمان، اگر ازم سؤال کرد چه‌کار کردی، نتوانم جواب بدهم». واقعاً ما ۵ دقیقه برای امام زمان گریه کردیم؟ برای آوارگی‌اش، تنهایی‌اش، غصه‌هایش، اضطراب‌هایش؟ چه‌کار کردیم؟ چقدر وقت از زندگی‌مان گذاشتیم برای برطرف کردن موانع؟ آن‌هایی هم که بزرگترین سردارهای امام زمان هستند، دارند جهان را آماده می‌کنند برای ظهور، ما با آن‌ها همراه نیستیم. ما با آن‌ها همراه نیستیم. ما با آن‌هایی که ۴۷ ساله دست به شمشیرند تا موانع ظهور آقا را برطرف بکنند، نه تنها همراهی نمی‌کنیم، یک مشت حرف مفت و نق و غر هم داریم برایشان و فردا می خواهیم با امام زمان هم روبرو شویم. نه یاری می‌کنیم، نه یارانش را یاری می‌کنیم، نه خودش را، نه یارانش را. درست نقطه مقابل یارانش ایستادیم و هی نق و غر داریم. آقای حائری فرمود: «ترس دارد. من می‌ترسم». گوش کنید این را. این را حتماً گوش بکنید.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • استقامت بر دین خدا و سبک زندگی مبتنی بر عبودیت الهی، آرامش و شادی را به ارمغان می‌آورد.

  • ملائکه، واسطه بین خدا و انسان و صاحب قدرت در اداره نظام خلقت هستند و نزولشان به اهل استقامت، ترس و غم را از انسان دور می‌کند.

  • شیطان با وسوسه‌ها، حسادت‌ها، سوءظن‌ها و غم‌ها، انسان را از مسیر استقامت دور می‌کند.

  • غم‌های مقدس (مانند غم برای امام حسین و مستضعفان) شادی‌آور و فاخرند، اما غم‌های دنیایی که شیطان تولید می‌کند، انسان را زمین‌گیر می‌کنند.

  • آرامش و شادی، شاخصه‌های حقیقی ایمان هستند، نه صرفاً ظواهر شرعی و عبادات.

  • مؤمنین حقیقی همیشه شاد و آرام‌اند، گذشته را فراموش می‌کنند، دلشوره آینده ندارند و زندگی‌شان را با دیگران مقایسه نمی‌کنند.

  • اگر در زندگی اضطراب، تلخی، حسادت و مقایسه وجود دارد، نشانه‌ای از عدم ایمان حقیقی است.

  • استقامت بر دین خدا، یعنی پایبندی به قوانین الهی در همه زمان‌ها و مکان‌ها، بدون توجه به مد و رسوم اجتماعی.

  • فرشتگان، اولیا و دوستان ما در دنیا و آخرت هستند که دائماً برایمان استغفار می‌کنند و در همه امور زندگی حضور دارند.

  • ما با بیرون راندن خدا، اهل بیت و فرشتگان از زندگی‌مان، شیاطین را دعوت می‌کنیم و خود را دچار بلا می‌کنیم.

  • قدرت حقیقی، نه در ابزار و تکنولوژی، بلکه در همراهی فرشتگان است که با استقامت بر دین به دست می‌آید.

  • در قیامت، هر کس خود گواه اعمال خویش است و ظاهرش نشان‌دهنده باطن و سبک زندگی‌اش خواهد بود.

  • بهشت، مکانی با امکانات، زمان و عمر نامحدود است که در آن هر آنچه نفس بخواهد و اراده کند، محقق می‌شود.

  • انسان بی‌نهایت‌طلب آفریده شده و تنها در ارتباط با “الله” که بی‌نهایت حقیقی است، به رضایت کامل می‌رسد.

  • خداوند خود بهشت حقیقی است و هر زمان که اراده کنیم، در کنار ماست و هرگز از ما قهر نمی‌کند.

  • ما با بی‌توجهی به خانواده آسمانی‌مان (اهل بیت و امام زمان) و عدم تلاش برای رفع موانع ظهور، خود را از فیض حضورشان محروم می‌کنیم.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه