فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس امیرالمومنین علیه السلام، آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان و علما و مراجع و اولیای واجب التعظیم، شهدایی که در محضرشان هستیم، صلوات بلند ختم بفرمایید.
قلب، حقیقت و قیمت انسان
خب قاعدهای که ذکر کردیم این هستش که ما همه حقیقت انسان و شخصیت انسان و ذات انسان، قلب اوست. قیمت هر کسی و قدر هر کسی به محتوای قلب اوست؛ یعنی محبوبهای یک انسان، معشوقها، آرزوها، آرمانهای او قیمت یک انسان را مشخص میکند. «قیمهُ کلِّ امرئٍ ما یُحسِنُه» قیمت هر انسانی محبوبش است. اونی که تو در قلبت عاشقشی، میخواهی بهش برسی، بزرگ است برات، آن قیمت توست. معشوقها گفتیم پنج نوع است: معشوقهای جمادی، گیاهی، حیوانی، معشوقهای فرشتهای یا عقلی، معشوقهای انسانی.
شب قدر و تقدیرات انسان
در شب قدر انسان هر قدری از شخصیت خودش را عرضه بکند به امام زمان، تقدیرات همان شأن برایش نوشته میشود. امام زمان، مثل خداوند، «ان الله ینظر الی قلوبکم» خدا قیمت هر کس را با محتوای قلبش تعیین میکند. الان اینکه ما باطنمان چه شکلی است، پیش فرشتهها به چه شکلی هستیم، پیش آسمانیها چه جوری هستیم، پیش خدا چه قیمتی داریم، قیمت حقیقیمان همه به محتوای قلبمان و آرزوهایمان مربوط میشود.
یکسانسازی ظاهر و باطن
آنچه که شما در دعا به زبان میآورید، غیر از آن چیزی است که با قلب خودتان عرضه میکنید به امام زمان. انسان هنرمند کسی است که وقتی با خدا و غیب سخن میگوید، محتوای قلبش با زبانش یکی باشد و آن قیمتهای انسانی را عرضه بکند به امام زمان. یعنی امام وقتی که محتوای قلب یک نفر را میبیند، آن همان قیمت شخص است. آنچه که درواقع برای اهل غیب، برای اهل آسمان، برای برزخیها، ملکوت، ظاهر است، باطن ماست. چون ما الان مثل جنین در رحم مادر هستیم، در رحم دنیا هستیم. دنیا رحم دوم ماست. جنین وقتی در رحم مادر است، معلوم نیست اوضاعش چه جوری است. حالا الان با سونوگرافی میفهمند. ما هم الان داریم به شما سونوگرافی خودتان را اینجا یاد میدهیم، چه جوری از خودتان، از باطنتان عکس بگیرید. بچه وقتی میآید به دنیا، موجودیاش معلوم میشود که این چکار کرده با خودش. ما هم وقتی که از دنیا میرویم، آنچه که باطن بوده، آنجا ظاهر است. الان هم آنها ما را با شکل باطنمان برایشان ظاهر است، میبینند. پس درواقع ما باید این باطن و ظاهر را یکی بکنیم و در سایه خودشناسی و عشق به خودمان، خود حقیقیمان، خود انسانیمان و خود جاودانهمان. چیزی که عرضه میکنیم برای امام زمان اینها باشد.
معشوقهای انسانی و قیمتگذاری الهی
معشوقهای انسانی که قیمت یک انسان را معین میکند، کی معین میکند قیمتها را؟ همان کسی که برای هر چیزی قیمت گذاشته، حضرت مقدر. یعنی الله. الله مقدره یعنی قیمتها را تعیین میکند، ارزشها را تعیین میکند. «قد جعل الله لکل شیء قدرا» خدا بر هر چیزی اندازه قرار داده. اتمها را او تعیین کرده، الکترونها را، نوترونها، پروتونها، برو پایین تا کوارک، برو بالا تا کهکشانها، تمام ذره به ذره اندازهها را خداوند، برو در ملکوت، جبروت، همه چیز را خدا عدد میگذارد، قیمتها را خدا میدهد. ما نمیتوانیم قیمت تعیین بکنیم. ما با یک عالم پر از حقیقت روبرو هستیم که همه چیز قیمت دارد خودش.
قیمتهای مختلف انسان
خب حالا آن کسی که ما را به عنوان انسان، نه فرشتهها، چون وقتی جنبه فرشتهای را در نظر میگیریم، قیمت یک آدم سوادش است، تحصیلاتش است، مدرک تحصیلیاش اسا، کارهای اختراع و اکتشاف و تأثیرات علمیاش، بخش فرشته ای ماست. وقتی قیمتهای حیوانی را میبینیم، اینکه حالا ازدواج کرده، شوهر کرده، زن گرفته، بچه دارد، کار اجتماعی دارد، رتبه اجتماعیاش چیست، مقامش چیست، اینها آن قیمتهای بخش حیوانی است. در قیمتهای گیاهی که طرف خوشگل است، زشت است، قدش چقدر است، هیکلش چه جوری است، بچه دارد، ندارد، چه غذاهایی میخورد، وزنش چقدر است، قدرت بدنیاش چقدر است، اینها بخش گیاهی ماست. در بخش پایینتر از گیاهان هم این است که طرف مثلاً چقدر پول دارد، چقدر امکانات مادی دارد. اینها قیمتهای ما نیست در بخش انسانی، قدرها را مثل قدرهای پایینی خدا تعیین میکند. بنابراین در شب قدر و شب اندازه مهم این هستش که تو چه قدری را میدهی به امام زمان تا او امضا کند برایت.
معشوقهای انسانی در قرآن
قدر انسان، خب هر قدر انسان قیمتش به معشوقهایش است دیگر. گفتیم ما هم معشوقهای جمادی داریم، هم معشوق گیاهی داریم، هم معشوقهای حیوانی داریم، هم معشوقهای عقلی داریم. اینها هم بد نیستند، چیزهای خوبی هستند. ولی در بخش انسانی ما اگر بخواهیم به شکل انسان باشیم، باطن انسانی داشته باشیم، محشور بشویم به شکل انسان، حیات طیبه انسانی داشته باشیم، باید با انسانی زندگی بکنیم. معشوقهای انسانی را هم خدا در قرآن معرفی میکند. در سوره توبه آیه ۲۴ سه تا معشوق را خدا معرفی کرده. اتفاقاً هشت تا معشوق جمادی و حیوانی را ذکر میکند خداوند. میگوید که آنها را هر چقدر دوست داشته باشید عیبی ندارد. آنها را هم از من خدا بخواهید، از اهل بیت بخواهید. پول بخواهید، سلامتی بخواهید، شفا بخواهید، ازدواج بخواهید، رشد علمی بخواهید، اینها هیچ اشکالی ندارد، دعایتان را هم بکنید. اما به عنوان انسان، درخواستهای شما، قیمت شما چیه؟ درخواستهای انسانی است، معشوقهای انسانی هستش. آن چیه؟ آن سه تا معشوق اصلی است.
الله، معشوق اصلی انسان
تو به عنوان انسان که روح خدا هستی و بینهایت طلبی، معشوقت بینهایت و الله است، باید عشق اصلیات الله باشد. این خیلی مهم است. درواقع این تعیین کننده این است که تو حیات انسانی داری یا نه، حیات طیبه داری یا نه! اگر بهت گفتند معشوقهایت کی ها هستند در زندگی؟ معشوق من نمیدانم فلان شخص، نمیدانم مقام ریاست، درس دکتر شدن و مهندس شدن، اینجور چیزهاست، اینها قیمتهای ما نیست. خدا میگوید معشوقتان منم. اونی که دل تو را سیر میکند منم. غیر از من تو اله و معشوقی نداری. «لا اله الا الله». اله یعنی دلبر و معشوق. تو معشوقی غیر از الله، تو که میگوید کدام بخش را میگوید؟ آن من انسانی را میگوید. این چهار تا را نمی گوید. اگر کسی میآید پای سخنرانی یا مثلاً مطالعه میکند یا مثلاً مباحث گوش میکند، وقتی میگوید تو، تو اگر به عنوان یک خانم و آقا گوش کنی یا به عنوان یک دانشمند گوش بکنی، آن حرف را متوجه نمیشوی. وقتی میگوید تو، باید دقت کنی با کدام من تو دارد حرف میزند.
آن وقتی میگوید تو، یعنی همونی که از جنس خودمی، همان آدمه، همان روحه، همان موجود بینهایته، همانی که جاودانه است همان که از روح خودم آفریدم، این تویی. آن بقیه چهار تا من ما، من اصلی ما نیستند.
عبادات برای من اصلی
پس ماه رمضان، احیا، نماز، حجاب، روزه، اینها برای من اصلی ماست. وقتی من با من اصلیام آشنا نیستم، انس ندارم، عاشقش نیستم، نمیشناسم من اصلیام را، منظور اینها را از خدا نمیفهمم. چرا؟ ممکن است به عنوان یک مسلمان روزه هم بگیرم، نمازم را هم بخوانم، اما باهاش مشکل دارم همیشه. چون نمی فهم. کسی حجاب هم رعایت کند، اما همیشه باهاش مشکل دارد. چون با من حیوانیاش دارد با این برخورد میکند. مزاحمش هم هست. اینها را همه اش میگوید خدا چرا گیر میدهد به ما؟ نماز چیست، روزه چیست، حجاب چیست؟ این یعنی چی؟ ولی وقتی که به عنوان یک انسان عاشق خودش میشود و خودش را به عنوان یک انسان میشناسد، از آن به بعد همه چیز سر جای خودش است. یعنی همه چیز درست است. من به عنوان یک روحی که قرار است بینهایت بشوم، قرار است شبیه مربیام بشوم، برای تشبه به مربیام آفریده شدم که رب العالمین است. خب همه چی درست در میآید. من آمدم در باشگاه خدا در دنیا تمرین کنم که یک کسی شبیه خدا بشوم. داستان فرق دارد.
نیاز به مربی و خلیفه الله
اگر گفتی آمدم شوهر کنم، زن بگیرم، دکتر مهندس بشوم، رئیس جمهور بشوم، آرزوهایت این چیزهاست، آرمانهایت که اصلاً تو حیات انسانی نداری اصلاً. این باطن انسانی نیست. اما اگر فهمیدی برای چی آوردتت در دنیا خدا، چرا روح خودش را دمید در تو، چرا به جای اینکه ماها را سگ و گربه و حیوان بیافریند، انسان آفریده؟ خیلی عظمت دارد این و فهمیدی برای چی آمدی به دنیا، تازه متوجه میشوی خب آها، من اینم. من اینم و برای این مقام آمدم. لذا مهمترین نیاز من، داشتن یک مربی به بزرگی خودم هست؛ یعنی چون برای خلیفه الله شدن آفریده شدم، حالا یک مربی به اندازه خودم نیاز دارم، به مقام و لیاقت خودم که آن هم لزوماً چون من برای این مقام آفریده شدم، یعنی یک کسی شبیه خدا شدن، حالا مربیام باید خودش به همین بزرگی باشد، یعنی چی باشد؟ یعنی خلیفه الله. پس من به عنوان یک انسان به امام احتیاج دارم.
غفلت از نیاز به امام
علت اینکه ۱۳ تا معصوم کشته شدند وسط کسانی که ادعا میکردند دوستشان دارند، و علت اینکه آخرین خلیفه الهی ۱۱۹۰ سال در بین شیعیان و دوستانش آواره است، در بین فرزندانش آواره است، اینکه فرزندانش متوجه نمیشدند آدمند. متوجه نشدند که انسانند و به این خلیفه از این بعد احتیاج دارند. متوجه نشدند این خلیفه بابای اصلیشان است و برای همین احساس نیاز هم نمیکنند. اگر تو فهمیدی آدمی و انسانی و برای این مقام آفریده شدی، مثل آب، مثل غذا، مثل هوا میفهمی که تو بدون خلیفه الله حیات و اکسیژن معنوی و انسانی نداری. اصلاً نداری.
حیات انسانی در اتصال به خلیفه الله
لذا حقیقت انسان- انسان را دارم میگویمها، نه خانم و آقا را نمیگویم- حقیقت انسان فقط در اتصال به خلیفه الله معنا میشود. تو به اندازهای که متصل به خلیفه الله و مربی هستی، در باشگاه هستی، داری رشد میکنی. بیرون باشگاه رشد انسانی خبری نیست. خیلی از ماها باشگاه نمیرویم، پس رشد ورزشی نداریم، حیات ورزشی نداریم. خیلی از ماها هیچ آموزشگاه فنی حرفهای، هنری نمیرویم، پس حیات فنی حرفهای، هنری نداریم. حیاتهای دیگر داریم. انسان اگر در باشگاه انسانیت زیر نظر خلیفه الله حیات نداشته باشد و اتصال، تربیت نشود زیر نظر او، سبک زندگیاش را با او تعیین نکند، اصلاً حیات انسانی ندارد.
مشکلات بشر و نادیده گرفتن تخصص الهی
تمام مشکلاتی که انسان در زندگی برایش پیش میآید، چه اقتصادی، چه سلامتی جسمی، روحی، بدنی، جسمی و بدنی، چه در زندگی زناشویی، حقوقی، اجتماعی، چه در جنبه علمی، برای این هستش که او به خدا گفته من مربی نمیخواهم، خودم میخواهم زندگیام را برعهده بگیرم. انسانی که به تخصص خلیفه الله احساس نیاز نمیکند و به خدا میگوید خدایا تو دخالت نکن. با خلیفه من نمیتوانم زندگیام را تنظیم کنم. با متخصص معصوم، کارم را خودم به عهده میگیرم، خب این بشریت الان خودش به عهده گرفته دیگر. بنابراین وقتی میآید در کار اقتصادی، حالا خودم میروم اقتصادم را سرپا میکنم. خب نتیجه همین مشکلات است. مردم میآیند در اوج نیازشان به متخصص معصوم، خدا را و تخصصهای هفتگانه خدا را، تخصصهای هفتگانه معصوم را کنار میزنند، میگویند ما اینها را نیاز نداریم. خودم میخواهم کار اقتصادیام را خودم انجام بدهم. امور جسمی، گیاهی، ازدواج، بچهدار شدن را خودم انجام میدهم. بعد یک دفعه می بینی فاجعه میشود.
مثال انعقاد نطفه و غفلت از دستورات الهی
انعقاد نطفه، گفتیم مثلاً شما برای قدر سلامت و زیبایی فرمول لازم داری. الان چند نفر این را رعایت میکنند در اجتماع؟ مثلاً من وقتی میخواهم انعقاد نطفه کنم، کی انعقاد نطفه کنم، چه جوری، با چه غذایی، با چه نور اتاقی، با چه پیش غذایی از ۲۴ ساعت قبل و با چه شرایط ۵۰ گانه دیگر که این بچه صرع نگیرد؟ شب ادراری نگیرد؟ لکنت زبان نگیرد؟ منگول نشود؟ فلج نشود؟ سندروم نگیرد؟ مشکل قلبی، مغزی پیدا نکند؟ اوتیسم نشود؟ چند نفر رعایت میکنند این را؟ ما اصلاً خدا را و معصومین را گذاشتیم کنار، میگوییم احتیاج نداریم. بعد حالا این میلیونها بچه دارند ناقص و مریض و ضعیف و بیهوش و بیعقل و بیاخلاق متولد میشوند. چرا؟ چون انسان به خدا و معصوم میگوید به شما احتیاجی ندارم. ما خودمان بلدیم بچهدار شویم. خودمان کار اقتصادیمان را بلدیم. همین فجایعی میشود که بشر، بشریت دارد روی کره زمین دارد اتفاق میافتد.
افزایش مشکلات با پیشرفت علم
بشر از وقتی که هر چقدر سطح دانش میرود بالا، همین الان کره زمین، کره زمین الان نسبت به ۵۰ سال پیش مردمش مریضتر، تعداد بیماریشان بیشتر، مرگ و میرشان بیشتر، سرطانهایشان بیشتر، اوتیسمهایشان، فیبرومهایشان، کیستهایشان، نمیدانم سرطانهایشان، نمیدانم آلزایمرهایشان، پارکینسونهایشان و بیماریهای ناشناخته دیگر بیشتر است. طلاقهایشان بیشتر است. قتلها، خودکشیها، مصرف مواد مخدر، مصرف مواد ضد افسردگی، جنگها بیشتر است. علم و دانش و دانشگاه بیخود دارد پیشرفت میکند. چون هیچ کدام نمیتواند جلوی هیچ کدام از این فجایع را بگیرد. بشر اطلاعات همین جوریاش بیشتر میشود. حتی آسایشش را هم سعی میکند بیشتر کند، اما هیچ وقت به آرامش نمیرسد. بشر الان اوضاع کره زمین از ۵۰ سال پیش در همه زمینهها بدتر است. شما یک شاخص پیدا نمیکنید بگویید الان اوضاع زمین و کره زمین در جهان بهتر شد. فاصله طبقاتی، تعداد فقرا، تعداد مریضها، تعداد طلاقها کمتر شده، نه.
آمار طلاق در تهران و علت آن
همین تهران خودمان که نجیبترین این کشور، طبق اسنادی که قبلاً توضیح دادیم، نجیبترین مردم روی کره زمین در این کشور دارند زندگی میکنند. نجیبترین آدمها، همین آدمهای به این نجیبی که مثلشان در کره زمین نیست، در پایتختشان ۵۲ درصد طلاق دارند. یعنی از دو تا ازدواج، بیشتر از یک دانه اش به طلاق منجر میشود. پنج تا ازدواج، ما چهار تا طلاق و طلاق عاطفی داریم. فاجعه است. اتفاقاً ۷۰ درصدشان باسوادها هستند. چرا هر چقدر تحصیلات میرود بالا، پول بالا میرود، آسایش میرود، شکست بیشتر میشود. برای اینکه ما به خدا گفتیم دخالت نکن. ما تو را قبول داریم. ما خدا، ببین من دارم نماز را میخوانم. خدا ببین شب احیا دارم میروم گریه میکنم، ببین امام حسین را دارم میروم. ولی به شما اجازه نمیدهم تو بیایی برای من سبک زندگی تعیین کنی. به اهل بیت ما اجازه نمیدهیم برایمان سبک زندگی تعیین کنند. می گوید هر جور دلم بخواهد لباس میپوشم، حجاب، خودم، ناموسم، لقمه ام، روزیام، درآمدم، نمیدانم شوهرداری، زنداری، بچهداری، خدایا تو دخالت نکن. اهل بیت هم دخالت نکنند. هر جور خودمان بخواهیم. خدا هم می گوید باشه. باشه. یعنی شما نمی خواهید در باشگاه من باشید دیگر. تمام شد.
اهمیت دعاهای شبهای قدر
شما شبهای قدر، ببینید دعای ۱۰ شب آخر چیست. مفاتیح را نگاه کنید. ۱۰ شب آخر تکرار میکند. چون خیلی مهم است. ۱۰ شب آخر آنقدر مهم است که شما معادل هزاران سال میتوانید در نامه عملت ذخیره کنی، ببری در برزخ. برای هر یک ساعتش را. ولی میگوید این داستان را تکرار کن. «له المثل الاعلی و الامثال العلیا» ببینید این دعا هی تکرار میشود. توجه کنید. هی دعا را تکرار کردند. «له الامثال العیا و الکبریاء والالاء» «له الاسماء الحسنی و الامثال العلیا» امثال العلیا یعنی چی این کلمه؟ یعنی نمونههای عالی خدا هست. خدا عالیترین نمونههایش را که ۱۴ معصوم است، برای ما قرار داده. این عالیترین نمونه از خودش را داشته که تو لیاقتت این است.
عدم پذیرش سبک زندگی الهی
وقتی تو میگویی من خدا را نمیپسندم برای مربی، قبولش دارم برای نماز خواندن، حج رفتن قبولش دارم، ولی برای اینکه سطح سبک زندگیام را تنظیم بکند، من نه، با خدا کنار میآیم، با رساله مرجع تقلید کنار نمیآیم، با اهل بیت کنار نمیآیم، با خدا کنار نمیآیم، با آموزههای قرآن و معصوم کنار نمیآیم. یعنی تو اصلاً در باشگاه نمیخواهی ثبت نام کنی. بنابراین حیات انسانی نداری. حیات انسانی نداری. لذا ما به عنوان یک خانم و آقا معمولاً یا نهایتاً یک دکتر مهندس میآییم حرم، میآییم احیا می گیریم؛ خواستههایمان هم در همین سطح است. نه، من سطح شخصیتی من برای این طراحی شده که من شبیه این امام بشوم. قیمتم همین است. آن موقع است که تو میفهمی این دعاها یعنی چی و حالا تو نیازت اتصال و ارتباط حقیقی با متخصص معصوم است. حالا معشوقها را میفهمی یعنی چی؟ چرا باید الله معشوق تو باشد.
خانواده آسمانی، دومین معشوق
دومین معشوقی که قرآن معرفی میکند، خانواده آسمانیات است. یعنی تو باید وقتی که خدا جنس تو را از این خلق کرده، چون پدر ومادر که بدن ما را به وجود میآورند، روح ما از کجا میآید الان؟ الان همه ماها که بچهدار شدیم، روح دادیم به بچههایمان؟ نه. روح خودمان را هم خودمان نداریم. روح از کجا میآید؟ روح جاودانه را کی میدهد؟ از کجا دمیده میشود در رحم مادر؟ این روح همان نور محمد و آل محمد است. (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) چون تو این روح را داری، لیاقت داری مقام اهل بیت را داشته باشی و میتوانی جرأت داری به امام حسین بگویی: «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» از خدا همان مقامی که شما دارید پیش خدا به من بده. آدم نباید شوخی کند این حرف جدی است واقعا. تو میخواهی همان مقام اهل بیت را، هم درجه آنها باشی؟ آره، من لیاقتم این است، من بچه این خانوادهام، کمتر از این نیستم اصلاً.
شبیه اهل بیت شدن
خدا رحمت کند میرزا را، همیشه به ما میگفتند: گفتند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» اما نگفتند هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید. گذاشتند خودتان بفهمید که نفر به نفر شما هر کدامتان یک حسین بن علی هستید و این لیاقت را دارید که هم درجه آقا باشید. هم درجه آقا محشور بشوید.
خب راهکارش را ان شاء الله پس فردا شب توضیح بیشتر میدهم. اما همین. معشوقت اول باید این مقام این باشد یا نه و باید این شخصیت را بیش از هر کس دیگری دوست داشته باشی. لذا پیامبر اکرم فرمود: شماها ایمان نیاوردید مگر اینکه- هیچ کدام از شما ایمان نیاوردید، نمیآورد- مگر اینکه من از خانوادهاش، خاندانش و نسلش برایش عزیزتر باشد. یعنی خانواده آسمانی برایم از خانواده زمینی مهم باشد. هر کدام ما جنس اینیم دیگر.
خانواده حقیقی انسان
ما بچههای نمیدانم سکینه خانم و جعفر آقای کره زمین که نیستیم که. اگر تو میگویی من اصلاً بچه این خانم، این مامانمه، این بابامه، این یعنی بدنم، جنبه بدنی من را اینها آوردند. خیلی هم مقدس و محترم هستند. بدون رضای اینها هم انسان بهشت نمیرود. درست. ولی خانواده اصلی تو که اینها نیستند که. این خانواده زمینی تو است. امام مجتبی فرمود: شماها باید ما اهل بیت را بیشتر از خانواده دنیایتان دوست داشته باشید. ما رحم وجودی شما هستیم. رحم شما ماییم. شما باید با ما صله ارحام داشته باشید و این چیزی است که ما نداریم متأسفانه. یعنی ما مثلاً رفیق نیستیم ما با مادرمان فاطمه زهرا رفت و آمد بکنیم، با امام زمان رفت و آمد بکنیم، با اهل بیت خودمان اصلاً خودمان را انگار لایق اینها نمیدانیم. دوستانی که انتخاب میکنیم برای زندگی، همه کسانی هستند که اصلاً شبیه خودمان نیستند، شبیه خود اصلیمان.
جهاد، سومین معشوق
اگر تو فهمیدی مال این خانواده هستی، آن موقع متوجه میشوی که مثلاً ازدواجت باید چه جوری باشد، رفیقت چه رشتهای را انتخاب کنی، چه شغلی را انتخاب کنی، چه سبک زندگی را انتخاب کنی. قیمتت این است. قدرت این است. تو شب قدر باید این را بفهمی. اگر نفهمی شب قدر، قدرت چقدر است، دیگر چه جوری میتوانی قدر انسانی ات را؟ اگر انسان قدر خودش را نشناسد، درخواستی هم از خدا ندارد. یک وقتی دستش را میبرد بالا در اوج گریه، درهای آسمان رویش باز است دیگر. ولی وقتی گریه میکند که خواستههایش را دارد، خواستههایش با قدر خودش تنظیم نشده. تو وقتی نمیدانی کی هستی، چه جوری میخواهی آرزوی من اصلیات را بکنی. تو وقتی قیمت دستت نیست، درخواستهای به قیمت خودت را هم نداری و اینجاست که ما هی این شبهای قدر میآید، میگذرد و ما هیچ وقت درست نمیشویم. هیچ وقت به تحول نمیرسیم. هیچ وقت به آن شخصیت اصلی خودمان راه پیدا نمیکنیم.
سه) معشوق سوم چیست؟ جهاد. جهاد یعنی تلاش مقدس برای ارتباط خودت با خانواده آسمانی. یعنی هر چیزی که مزاحم میشود من و همه خواهر و برادرهایم، یعنی این ۸ میلیارد انسان، همه بچه های حضرت زهرا هستند دیگر. بچههای امام زمان اند دیگر ۸ میلیارد. خدا رحمت کند آقای بهجت را، می گفت من اگر برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا می کنم. خب آن چینیها، ژاپنیها، آمریکاییها، اروپاییها، همه این روح انسانی را دارند. همهشان بچههای امام زمان اند، یتیم امام زمانند. حالا ما شیعیان این سعادت را داشتیم به برکت مراجع، علما و روحانیت، و به برکت این خاک بینظیر روی کره زمین، شیعه شدیم و فهمیدیم از این خانواده هستیم. بیچاره آن چینی نمی داند، آن ژاپنی نمیداند. خدا را شاهد میگیرم به این شب مقدس، به روح امیرالمومنین، من خیلی از کشورها که میروم، وقتی صحبت میکنم برای این مسیحیها یا ادیان دیگر، بهشان میگویم که شما کی هستید، زار زار گریه میکنند. یعنی وقتی میفهمند خانواده اصلیشان کی هستند. وقتی خودشان را پیدا میکنند که من بدن نیستم، من خانم نیستم، آقا نیستم، من فرشته نیستم، من روحم. میفهمد که امام حسین. شما اربعین نگاه کنید، از ۱۰۰ کشور، مسیحیها، یهودیها، سیکها، هندوها، بوداییها، بین المللی داریم. همه میآیند موکبهای ما. اینها به عشق خانواده آسمانیشان دارند میآیند. والا زبانشان با ما یکی نیست، نژادشان یکی نیست، دینشان یکی نیست، مذهبشان یکی نیست، ولی حقیقتشان یکی است. آنقدر عاشق امام حسین میشوند در اربعین میآیند اینها. چه جوری میآیند پس؟ چون حقیقتشان با ما یکی است.
جهاد، مبارزه با آدمخوارها
بنابراین جهاد یعنی چی؟ جهاد یعنی من تلاش مقدس بکنم برای حفظ رابطه خودم با معشوقم: الله و اهل بیت و اجازه ندهم هیچ کس، هیچ کس رابطه من و این ۸ میلیارد خواهرو برادرم را با الله که معشوقش هست و خانواده آسمانی قطع کند. این میشود جهاد. ما جنگ نداریم در اسلام. جنگ مال بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی و اینجور چیزهاست. جهاد داری و جهاد هم مقدس است. پس وقتی من حالا از بعد دیگری به ماجرا نگاه کنیم، یک صلوات ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
رحمانیت و رحیمیت، صفات الهی
پس وقتی من آفریده شدم شبیه الله بشوم که ربم است و مربیام است. مربی من بزرگترین اسمش که در قرآن دائماً میگوید این اسم را بگو چون شبیه بشوی، ترتیب ریاضی هم دارد. دستهایم را نگاه کنید. بسم الله. یعنی آن حقیقت جاودانه بینهایت، کمال مطلق، الله که مهمترین صفاتش چیست؟ رحمان و رحیم. میگوید هی بگو بسم الله که معشوقم است، دلبرم است. بسم الله الرحمن الرحیم که همه خلقت را در قرآن میگوید من همه چیز را با رحمانیت آفریدم. همه چیز را. پس وقتی من قرار است شبیه این شخص بشوم، نیاز به مثل اعلی، انسان کامل دارم که جلوه کامل رحمانیت و رحیمیت خداست. پس من چقدر آدمم؟ به میزانی که خوش اخلاقم، مهربانم. شما هر چقدر مهربانتر باشی، به الله شبیهتر میشوی. نه هر چقدر نماز بخوانی، روزه بگیریها. نه. این نماز، روزه، عبادات، حج، نمیدانم همه اینها برای این وضع شده. ذکر، صدقه، گناه نکردن، غیبت کسی را نکردن، به کسی ظلم نکردن، همه اینها برای این هستش که تو به دو تا صفت برسی: رحمان و رحیم.
نشانههای عدم رحمانیت و رحیمیت
اگر یک کسی ۵۰ سال نماز میخواند، اما هنوز با زنش، با شوهرش مشکل دارد، هنوز هار است، هنوز پای پاچه دیگران را میگیرد، هنوز زودرنج است. عصبانی، پرخاشگر است. هنوز حسود است، دارد زندگیاش را دائماً با دیگران مقایسه میکند، دارد رقابت میکند در زندگیاش؛ یعنی خشن است. یعنی درست نشد. لذا به پیغمبر گفتند این خانم شبها تا صبح عبادت میکند، روزها روزه میگیرد، ولی زبانش تند است، یک ذره همسایهها را اذیت میکند. پیامبر فرمود: «لا خیر فیها هی من اهل النار» هیچ خیری در این آدم نیست. این آدم جهنمی است قطعاً. من باید شبیه خدا بشوم. پس اگر می گوید بیا نماز بخوان، روزه بگیر، حجاب داشته باش، این برای اینکه دیگران وحشی نشود، خودت هم وحشی نشوی. اگر میگوید صدقه بده، خمس بده، برای اینکه رحمان شوی. صدقه دادن، خمس دادن آدم را شبیه الله میکند. رحمان میکند، رحیم میکند.
امر به معروف و نهی از منکر، اوج رحمانیت
امر به معروف و نهی از منکر یک ارتباط عاشقانه است. فضولی نیست در کار کسی. امر به معروف یعنی این خواهر و برادرت است، مراقب باش. شما چطور اگر کسی چاه جلویش باشد، رفتی در خیابان داری، رفتی در جاده میروی، یک جا اگر بیاید میافتد در این چاه. امر به معروف یعنی اینکه عزیزم اینجا خیلی خطرناک است، مواظب باش نیفتی در جهنم. امر به معروف و نهی از منکر یک نگاه عاشقانه به انسانهاست. یعنی همه خود من هستند و من باید مراقبت کنم کسی جهنمی نشود. من تحمل ندارم بدون همه بروم جهنم. همانطور که ائمه هم نمیخواهند بدون حتی یکی، تحمل ندارند بدون یکی از اینها بهشت بروند. ائمه حاضر نیستند بدون یکی از اینها بهشت بروند. بچههایشان هستند دیگر. پس نگوییم فضولی است. این فضولی نیست. این عشق به انسانهاست. امر به معروف و نهی از منکر.
جهاد با دشمنان انسانیت
جهاد، اوج رحمانیت و رحیمیت.اگر کسی روح جهاد ندارد، بیرحم و بیعاطفه است. اصلاً رحمان و رحیم نیست. کسانی که میگویند مهربان باشید، سبز باشید، آبی باشید، نمیدانم مسامحه کنید، مدارا کنید، چرا باید جهاد کنیم؟ جهاد با دشمن یعنی چی؟ مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل یعنی چی؟ این آدم به تمام معنا وحشی است. نمیتوانی بگویی مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل؛ این یعنی تو آرزوی بقای عمر وحشیهای خونخوار و آدمخوار را می کنی در قالب مهربانی. می گوید به ما چه اصلا، آقا مهربان باشیم، با همه دنیا بسازیم، با همه دنیا گفتگو بکنیم. بابا آن دنیا نمیخواهند، می خواهند ما را بدرند. رئیس جمهور آمریکا میگوید همه مردم ایران، دنیا، همه مردم کره زمین ارزش یک لکه روی شلوار جین یک آمریکایی را ندارند. ترامپ دیدید گفت اصلا برایم مهم نیست هیچ کس زنده بماند. اصلا برایم مرگ آدمها مهم نیست. این وحشی که با تو حتی نزدیک میشود، میخواهد تو را بخورد، در کتابهایشان شما نگاه بکنید، در کتابهایشان میگوید هیچ کس غیر از ما آدم نیست. بقیه را خدا به شکل آدم آفریده که ما وحشت نکنیم. والا بقیه همه حیوانند غیر از ما. وقتی این این جوری دارد فکر میکند. یک همچین وحشی که ریختن خون میلیاردها آدم برایش مطلوب است، نه که ناراحتش نمیکند، لذت میبرد از کشتار. از اینکه بچهها تکه تکه شوند، زن و مردها بمیرند، مردم را بمباران بکند، میگوید آهان خیلی خوب است. اینها هی جمعیت اینها کم میشود، منابع زمین مال ما میشود. هر چی ما بکشیم. کسی این جوری فکر میکند، جهاد باهاش واجب است یا نه؟
رحمانیت و رحیمیت، معیار انسانیت
بنابراین کسی که اصلاً روح انقلابی ندارد، دین ندارد، انسانیت ندارد، این آیه قرآن است دارم بهتان میگویمها، برداشت شخصی نیست. قرآن میگوید اگر شما سه معشوق در رأس عشقهایتان نباشد: الله، خانواده آسمانیتان و جهاد، یعنی مبارزه با آدمخوارها، شما اصلاً آدم نیستید اگر این جوری است. «فتربصوا حتی یأتی الله بأمره والله لا یهدی القوم الفاسقین» چون انسان یعنی آنقدر باید رحمان و رحیم باشد، اجازه ندهد هیچ کس کوچکترین ضربهای به این ۸ میلیارد آدم بزند. حقشان را بخورد. حق خودش نه، حق این ۸ میلیارد. روح جهاد داشته باش. شما به میزانی که رحمان و رحیم هستید، انسانید. یعنی شبیه مربیتان.
نمونههای رحمانیت در جهان
شما نگاه کنید الان در فلسطین، در لبنان این همه جنایت میشود. یهودیها در آمریکا، اروپا، مسیحیها میآیند برای دفاع از مسلمانها کتک میخورند، اخراج میشوند، شکنجه میشوند. ولی همین مسیحیها و یهودیهای مهربان از آخوندهایی که در قم میگویند ما اسرائیل را به رسمیت میشناسیم، آدمترند. به خدا نزدیکترند دیگر. فرمود: کافر خوش اخلاق به خدا نزدیکتر از مؤمن بد اخلاق، مسلمان بد اخلاق است. چرا؟ چون شبیهتر است به خدا. او حاضر است به خاطر دفاع از فلسطینیها در آمریکا تظاهرات کند. هر روز هم میآیند وسط خیابان. ایران چند نفر هر روز تظاهرات میکنند؟ البته ایرانیها به خاطر عظمتشان است. چون کل این ملت مدافع آنها هستند. نیازی به تظاهرات ندارند. دولتش، ملتش، نظامش، همه همین جوری است. ولی شما نگاه کنید هر روز آنها در آن فضا میروند، از دانشگاه اخراج میشوند، استاد دانشگاه، دانشجو، ستاره دار می شوند، کتک میخورند، زندان میروند، شکنجه میشوند، از مزایای اجتماعیشان محروم میشوند. مثل ایران نیست که شما اگر الان شغلت را از دست بدهی، فردا یک شغل دیگر راحت بتوانی پیدا کنی. نمیگذارند شاغل باشی. ولی حاضر است برای دفاع از این فلسطینیها بلاها را تحمل کنند. چون انسان است. چون مهربان است. پس مهم آن مهربان شدن است. آن رحمان است و آن رحیم شدن است. آن داشتن روح جهاد است. شما باید این را داشته باشید.
درخواستهای شب قدر
در شب قدر ما باید این قدرها را از ائمه، از خدا بخواهیم. خدایا این سه معشوق را نصیبت ما بکن. قدر ما را قدر انسانی قرار بده. خدایا در این شب قدر قسمت میدهیم به همه مقدسات، به فرق شکافته امیرالمومنین و همه معصومین، ملائکه الله، انبیا، اولیا، به تمام اسماء حسنات قسمت میدهیم، که قلب ما را عوض کن. روح ما را تغییر بده . اینها همه دعاهای شبهای قدر که دارم در فارسی میگویم، به ما این قیمتها را بده که قلب ما این سه عشق در رأس بقیه معشوقهایش باشد. این سه عشق در رأس بقیه معشوقهایش باشد؛ یعنی عشق به الله، عشق به اهل بیت، عشق به جهاد در راه خدا. این خیلی مهم است. تغییر رحمانیت و رحیمیت.
وسعت ظرفیت در شب قدر
پس شما هر چقدر در شب قدر وسعت منتان بیشتر شود، یعنی چی بیشتر شود؟ یک ذره با هم همزبان بشویم، منتان وسیعتر بشود. لیوان من را نگاه کنید، نصفش را خوردم. الان چقدر جا دارد؟ نصفش جا دارد برای آبو کوچیک است دیگر. آنقدر این نصف استکان جا نمیگیرد. شما امشب چقدر میخواهید ظرفیت ببرید امام زمان پر کند؟ به جای چند نفر؟ بعضیها فقط قدر یک نفر، دو نفر، ۵ نفر، ۱۰ نفر. حتی قدر خودشان را هم بعضیها عرضه ندارند بگیرند؛ اما بعضیها وقتی دهانشان را باز میکنند، دهان روحشان را، وقتی که دستش را میبرد بالا، فرشتهها، خدا، خود امام زمان میگوید اوه اوه، این چقدر ظرفیت آورده. چقدر گنجایش آورده. چون دعاهای ماه رمضان ما را همین جوری تربیت میکنند دیگر. در دعای ماه رمضان میگوید شماها قدرهایتان را بینهایت، دعاهایتان را یک جوری بگویید که برای ۸ میلیارد آدم جا باز کنی در قلبتان. این یعنی شبیهترین حالت به خداست دیگر. یعنی ایران نه، نه غزه، نه لبنان، نمیدانم جانم فدای ایران. این آدم اصلاً هیچ محدودیت ندارد. خیلی کوچولو آمده جلو. خیلی بیانصاف و خشن آمده جلو.
گسترش دعا به تمام خلقت
همه انسانهای روی زمین. حتی برو بالا، از کره زمین برو بیرون، برو تو برزخ، بگو: «اللهم » برای همین این دعا آنقدر، ما هیچ دعایی ما نداریم به این عظمت که بگوید تو اگر بخوانی گناهان گذشته و حال و آیندهات تا قیامت آمرزیده میشود. این دعا ما را رحمان و رحیم میکند که آنقدر اثر دارد. «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» برو بالا. آنقدر باید قد بکشی که بکشی تا برزخ. قدت باید بکشد بالا. بروی در برزخ و بتوانی اموات را شاد کنی و بتوانی شادشان بکنی. وقتی از این دنیا رفتی، میلیاردها آدم، انبیا، ائمه، ملائکه الله، شهدا میآیند میگویند وای کی آمده در برزخ. این همه ما را شاد میکرد در دنیا که بود. همه میآیند استقبالت. چون تو عرضه داشتی آنقدر قد کشیده بودی به برکت همین دعاهایی که تو را بینهایت تربیت میکند. عرضه داشتی در طول عمرت نه فقط اهل زمین را، فقط شیعیان و مسلمانان را نه. اهل زمین را، بلکه اهل آسمان را شاد کنی.
شاد کردن اهل بیت و خدا
بعضیها آنقدر عرضه دارند که میگویند اموات و آنها که هیچی. من الان میخواهم اهل بیت را بخندانم. میخواهم انبیا را بخندانم، شاد کنم. من میخواهم خدا را بخندانم. طرف آنقدر اشتهایش زیاد است. پیغمبر گفت: یا رسول الله از دست من بخند. چقدر آدمها بزرگ میشوند. در رختخواب سرش را گذاشته روی بالش به جای اینکه افکار کثیف و حقارت آمیز و نمیدانم کینه و غصهها بیاید، همان در رختخواب میگوید خدایا الان همهتان را شاد میکنم. همان در رختخواب سرش روی بالش است. ولی این همان جوری که شروع میکند برای شادی خدا، برای خشنودی خدا. میخواهم خدایا شادت کنم. همه انبیا، صدیقین، شهدا، صالحین. خیلی خوب است دیگر. آدم یک هدیه. همین هدایایی که الان آقای دکتر غریبی، مدیر عامل مؤسسه میآید مینشیند اینجا برای صلواتهایتان برای همین است دیگر. برای همه میفرستید. یعنی همه را میتوانید شاد کنید. یک صلوات برای نمیدانم ننه مرحومم بخوانم. نه. من یک صلوات میفرستم، خدا رحمت کند علامه را میگفتش که امروز من یک صلوات خیلی حرف است، یک صلوات برای همه شهدا. یعنی میرسد. همه شهدا همه انبیا، همه صدیقین، همه اموات خدا، ملائکه الله. آنهایی که در بهشتند. خانواده خودم در بهشت. الان هر کدام از شما یک عالم خانواده شخصی در بهشت دارید. همه منتظر شما هستند که زود متولد شوی بهشت بروی. حواست به خانوادهات هست یا نه؟ همه آنهایی که گیرند، همه آنهایی که گیر هستند، جیگر میخواهد، روح میخواهد. این میشود رحمان و رحیم. سرت را بگذار روی بالشت به جای این همه افکار منفی، همه نظام خلقت را شاد کن. قد بکش، برو در برزخ، برو در قیامت. از قیامت رد شو. از قیامت رد شو. روح وسعتش آنقدر است. چون خداوند انقدر تو را بزرگ آفریده.
داستان پیرزن عاشق اهل بیت
یک دوستی بود قبل اربعین، آمده بود حرم امیرالمومنین علیه السلام. یک ذره قبل اربعین خلوت است. قبل از اینکه شلوغی اربعین. گفته بود آقا امروز خلوت است. هیچ کس نیست. بگذار تا این بچهها نریختند اینجا هر که گریه میکند مشکلاتش را میریزد سرت. یک چند تا جوک بگویم بخند. به امیرالمومنین گفته بود بگذار حالا خلوتی چند تا جوک بگویم یک ذره بخند تو. بعضی ها چه روحهایی دارند. جیگر هم میخواهد آدم بنشیند برای امیرالمومنین چند تا جوک بگوید. می خواهم بخندانم.
لذا امشب شبی است که شما باید سینههایتان را باز کنید. قدرهایتان را زیاد کنید. با ظرف بزرگ از اینجا بروید بیرون و دریافت کنید. پر شوید تا قیامت. پرش کنید. ولی خب صداقت میخواهد دیگر. اگر یک همچین چیزی را خواستی، نمیتوانی دیگر فردا سبک زندگیات شبیه حضرت زهرا نباشدها. شبیه امیرالمومنین نباشد. شما باید عاشق این سبک زندگی باشید. نه اینکه از قلبت ننگت بیاید شبیه اهل بیت بشوی. از آن طرف دعا کنید خدایا ما را با اهل بیت محشور کن. خب این معلوم است دروغ است. حتی آنقدر بعضیها عرضه ندارند که اسم بچههایشان را اسم اهل بیت بگذارند. میگردد یک اسم انتخاب کند که شبیه اهل بیت مخصوصاً نباشد. میگردد یک سبک زندگی انتخاب کند که شبیه حضرت زهرا نباشد. شبیه امام حسین نباشد. مرد و زنشان در قلبشان نمیخواهند شبیه اهل بیت باشند. اینکه بیایی دعا بکنی با آنها محشور شوی که دروغ است. حشر شباهت میخواهد. تو باید خودت را شبیه کنی که برسانی به آنها. لذا باید افتخارت این باشد که من میخواهم شبیه اهل بیت بشوم.
نماز، اوج عظمت و بندگی
کمااینکه تو با افتخار وقتی میروی نماز میخوانی، میگویی چی؟ چقدر قشنگ است این جمله: «سبحان ربی العظیم و بحمده» جلوی خدا خم میشوی نه جلوی پولدارها و ابرقدرتها و خر و خرسهای دنیا. نه. فقط. ببین نماز چقدر تو عظمت داری. نماز ببین چقدر بزرگ است. میگویی: «ایاک نعبد» فقط. فقط تو. «ایاک نعبد» ما خدایا فقط از تو دستور میگیریم. سبک زندگیمان، مسائل اقتصادیمان و جمادیمان و حیوانیمان و همه چیزمان با تو تنظیم شده. از هیچ کس نمی خواهم. اصلا من قیمت من نیست. غیرتم قبول نمیکند. شخصیتم نمیپذیرد که کمتر از تو بخواهد به من دستور بدهد. نماز یعنی همین دیگر. «ایاک نعبد» یعنی من شخصیتم قبول نمیکند از غیر تو دستور بگیرم. من لیاقتم، بزرگیم، آبروم، حیثیتم این نیست که کمتر از تو از کسی دستور بگیرم. یک نفر است که نماز نمیخواند یا نماز میخواند و قدرش را نمیداند، میرود مربیهای فسقلی به درد نخور آشغالی انتخاب میکند در زندگی. میخواهد شبیه آنها شود. «ایاک نعبد» یعنی فقط قیمت تو. این قدر را امشب بده. فقط تو. فقط تو. ما کمتر از مربی، کمتر از تو. حالا تو در مقابل این عظمت بینهایت خم میشوی. میگوید چی؟ می گویی: «سبحان ربی » پاک، بیعیب است، مربی عظیم خودم. اگر گفتی خدا مربی عظیم خودم است، قیمتت خیلی میرود بالا. اگر یک کسی این را راست بگوید، خیلی در چشم خدا و اهل بیت و انبیا بزرگ میشود. یک کسی بگوید من آنقدر بزرگم، آنقدر عظمت دارم، که خدا مربی عظیم خودم است و خودت را شاگرد خدا بدانی. مشکل ما این است ما خودمان را شاگرد نمی بینیم، انگار نمی شناسیم خودمان را لایق شاگردی خدا و اهل بیت نمیدانیم. وقتی لایق شاگردی خدا و اهل بیت نمیدانی، گرفتار مربی و استادهای بدبختی میشوی. خودشان در مشکلاتشان دست و پا دارند میزنند. هر کدامشان یک عالم جهنم توشان است. الگوهایت میشوند نمیدانم اینترنت و اینستاگرام و نمیدانم از این سلبریتی و خواننده و این ورزشکار و یک مشت آدمهای کوچولو میشوند الگوهای زندگی ما. نمی دونم من فلان خارجی را، فلان دکتر مهندس را. کلاه سرت رفته.
سجده بر پای خدا
بعد میافتی روی پایش. این خیلی قشنگ است. حضرت میگوید وقتی سرت را میگذاری روی سجده، سرت پای خداست. سرت را امشب یک تجربه بکنید. رفتید خانه یک چند دقیقه وضو، وضو هم نمیخواهد. هیچی. همین که نشستی یک جا، بگو سرم بگذارم یک جا، ببینم چه جوریه. مهر و اینها هم نمیخواهد. سرت را بگذار روی زمین. روی پای خدا. بعد ببین چقدر کیف دارد. اصلاً آدم دیگر نمیخواهد برش دارد سرش را از روی پای خدا. حرف بزن. عربی هم نمیخواهد چیزی بگوییها. سرت را بگذار روی پایش، درد دلهای خودت را بگو. اگر یک روزی امام زمان بیاید ان شاء الله؛ مثلاً بیاید اینجا بنشیند. بعد به شما بگوید بیایید اینجا سرت را بگذار روی پای من. امام زمان بگوید، آخی سرت را بگذاری روی پای امام زمان. بعد دست بگذارد روی سرت. دست بکشد روی سرت. ان شاء الله میرسد. چه کیفی دارد. اما خدا میگوید ببین آن امام زمان هم می آید سرش می گذارد روی پای من. آن و باباهاش همه آمدند سرشان را گذاشتند روی پای من. تو بیا سرت را بگذار روی پای من. نماز یعنی بیا سرت را بگذار روی پای خدا. این جوری سجده بکنیم ببین چقدر کیف دارد. با حس وقتی از روی خم شدی در مقابلش، عشق بازی کردی و عاشقانه گفتی: «سبحان ربی العظیم و بحمده» بی عیب، بینقص، یک مربی بیعیب دارم. بعد وقتی بلند میشوی میخواهی بروی آهسته به همین نیت بلند شدم که خودم را بیندازم روی پای خدا. حالا سجده هایت ببین چه جوری میشود وقتی میخواهی سجده بکنی.
تصمیم برای زندگی و استقبال از مرگ
لذا امشب شبی است که شما باید قدرهایتان را خودتان دیگر تنظیم بکنید. تعیین بکنید. تثبیت بکنید. ان شاء الله پس فردا شب آمدی بده امام زمان امضا بکند. بگو آقا ما نمی خواهیم کوچولو بار بیایم. من میخواهم وقتی که از این دنیا رفتم، می خواهم پیش مادرم فاطمه زهرا بروم. هیچ جا دیگر نمی خواهم بروم. اصلا حوصله اینکه من نکیر و منکر و فرشتهها بیایند را ندارم، خداییش، اینها را نفرستی بالای سرم. من دوست دارم همان لحظهای که از اینجا رفتم، خانواده ام بیاید بالای سرم. مگر ما بچه اینها نیستیم! الان یک بچه به دنیا میآید، کی میآید بالای سرش؟ خب پدر مادر میآیند بیرون، مادر منتظرش است زاییده بشود. پدرها منتظرش اند. فک و فامیلها. یعنی چی غیر ۱۴ معصوم بیایند بالای سر ما؟ یعنی چی غیر انبیا بیایند سراغ تولد ما؟ این یعنی چی که من وایسم آنجا نکیر و منکر بیایند یا فرشته عذاب بیاید؟ آخه برای چی؟ مگر ما کی هستیم؟ این فرشته عذاب را خودت درست کردی از دنیا با اخلاقت داری میبریش؛ اما یک کسی سلیقه دارد. میگوید آقا من وقتی که از اینجا رفتم، چون هر شبی که رفتم در رختخواب سرم را گذاشتم روی بالش، همه اینها جلوی چشمم بودند. باهاشان حرف زدم. شادشان کردم. حتی به اجازه خودشان. زبانت باز نمیشود. آنها میگذارند در دهنت تا تو حرف بزنی. خدا اجازه میدهد ذکر بگویی. خودت را هم دست کم نگیر. تک تک شما عزیزان من والله به روح امیرالمومنین بدون امضای امام زمانتان پایتان اینجا باز نشده. فرمود: ما تک تکتان را میبینیم. امضا میکنیم که بیایید با ما حرف بزنید. یک عده این لیاقت را ندارند الان. کارهای دیگر دارند میکنند. جاهای دیگر هستند. این را ما تنظیم بکنیم. آقا من میخواهم از اینجا که رفتم، همین چون در روایت داریم مومن قبل از اینکه از اینجا برود کس و کارش را می بیند. ببین کس و کار را کی ساختی برای خود؟ جهنمی ها مارها فرشته های عذاب. خودت بساز. باید تصمیم بگیریم برای زندگی مان.
آقا من می خواهم از اینجا که خواستم بروم مادرم فاطمه زهرا بالا سرم باشد. آخیش. من میخواهم امیرالمومنین بیاید بالای سرم. من میخواهم تمام معصومین بیایند بالای سرم به استقبال. من میخواهم شهدا بیایند، انبیا بیایند، فرشتهها بیایند. لیاقتم این است. اینها بیایند بدرقه من، من را با شکوه متولد کنند، از اینجا من را ببرند. تازه آنقدر هم مؤمن حرمت دارد که فرمود از کعبه بالاتر حرمتش. میگوید نمیگذاریم بمیرد ببیند. این قبل از رفتن همه جا نشانش میدهیم کیا آمدند سراغش. بعد میآیند میبرندش با احترام. خب وقتی لیاقتت همین است، برای چی انقدر خودت را دست کم می گیری! وقتی اینها میتوانند. قرآن میگوید اینها رفیق ها هستند «حسن اولئک رفیقا» اینها رفیقات هستند دیگر. سر نماز هم می گویی: «صراط الذین انعمت علیهم» دیگر. میخواهم اینها را، من را به راه اینها فقط دوست دارم. من نمیخواهم با کس دیگری زندگی کنم. نمیخواهم کسی دیگر موقع مردن بیاید بالای سرم. بقیه که ارزش ندارند که. من اصلاً نمیخواهم با کسی غیر اینها اینجا در دنیا زندگی کنم. من لیاقتم همین است. قیمتم همین است که با اینها زندگی کنم. اینها رفیقهایم هستند. رفیقهایم میآیند بالای سرم و میبرندم. چقدر هم خوب است.
استادمان تعریف میکرد. یک پیرزنی بود خیلی فقیر بود. داستان را بگویم و تمام کنم. می گفت این خانم آنقدر- همه زندگیاش عشق است. عشق است. اگر گفتند نماز بخوان، روزه بگیر، برای اینکه این عشق در دلت زیاد بشود. عشق. می گفت: این آنقدر عاشق اهل بیت بود، فقیر بود. میگفت خودش مثلاً میرفت در این بازار، این سبزیهای آشغال، سبزیهایی که ریخته بودند، سبزی اضافه است، میریزند مردم. می گفت اینها را جمع می کرد می شست، یک ذره می کوبید آبش را میگرفت. نانش را با همین میخورد. بعد ولی درآمدزایی میکرد. میگفت گیوه درست میکرد. وقتی می فروخت پولش را نگه میداشت. خودش حداقل میگفت این پوله حیف است بگذارمش برای خانواده. عشقم این است. دیدی یک مادر میگوید غذایم را نخوردم. دلم نیامد بخورد. گذاشتم بچهام بیاید بخورد. دیدی مادرها را، پدرها چه جوری ایثار میکنند. می گوید بگذار بچه ام بیاید بخورد. این زندگی حلال، بعضیها با زندگی حرام، بدون خمس، بدون زکات، وحشی میشوند، همه لقمه حرام هم میدهند بچههایشان میخورند. بچههایشان هم وحشی میشوند. نمیدانند دارند برای بچهها چکار می کنند. نه این حلال. لقمه در میآورد. بعد خودش فقیر بود. میتوانست خودش بخورد. بعد مثلاً مریض هم بود. پیر بود. نمیتوانست برود زیارت. یکی میخواست برود کربلا، میگفت آقا این را بگیر، برو کربلا بروی برای من یک زیارت. شما برای من آنجا زیارت کن. حالا نفهمیدم رویم نشد از استادم بپرسم که خودش دیده. حیا کردم. چند بار هم بهم گفت ولی این داستان را گفت ولی حیا کردیم بپرسیم. گفت یکی دیدش موقع مردن. بعد از مرگش. گفتم چطور شد؟ گفت: همین که از اینجا رفتم هنوز فرشتهها نیامده بودند، میخواستند هم بیایند بعد دیدم مادرم حضرت زهرا آمد دستم را گرفت گفت تو بیا برویم پیش من. چقدر خوب است آدم یک طوری زندگی بکند که آب در دلش تکان نخورد موقع رفتن و این چه مردن قشنگی است. آدم یک عمر درست زندگی کند برای این لحظه قشنگ. میارزد به خدا. یک عمر سالم زندگی کند آدم برای این لحظهای که هر لحظه ممکن است برسد. فردا، پس فردا. آن لحظهای که دارد میرود، همه بیایند تو را بقاپند ببرند. این مال ماست. اصلاً به فرشتهها میگویند کسی بچه، کسی بچه ما نزدیک نشود. ما بچه هایمان را ببریم پیش خودمان. پس ما در دنیا باید پیش خودشان زندگی کنیم.
عزیزان من نروید جای دیگر زندگی کنید. با سبک زندگی دیگران نروید زندگی کنید. پیش هیچ کس نروید زندگی بکنید. باشید پیش خانواده خودتان زندگی کنید. با لیاقت خودتان دیگر. خانوادهتان کیست؟ محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.