فلسفه تشکیل مجالس اهل بیت (ع) – جلسه 005

متن کامل جلسه

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی
بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، شهدای اسلام و امام الشهدا، صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

فهم کلمات الهی و جایگاه انسان

خب بحثمان درباره انتقام بود که در زیارت عاشورا که حدیث قدسی است. خداوند تبارک و تعالی برای ما مقاماتی را در نظر گرفت. ما به خصوص با توجه به نگاه پستی که به خودمان پیدا کردیم و عادت کردیم به این نگاه، فهم این کلمات برایمان سخت است. چون خداوند تبارک و تعالی براساس نوع نگاهی که به ما دارد، این زیارت‌نامه را تنظیم کرده. دعاها، زیارت‌نامه‌ها، آیات و ادعیه براساس ذات انسان طراحی شده. قبلاً هم این را عرض کردیم در مباحث انسان‌شناسی، خدا اول ساختار مهندسی انسان را آفریده، بعد براساس آن تمام نظام خلقت را طراحی کرده. این را خیلی دقت بکنید: «خَلَقَ لَکُم مَّا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا»؛ یعنی هرچه که روی زمین هست با شما تنظیم شده. «ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ»؛ بعد هم رفت سراغ آسمان، هفت تا آسمان برای شما آفریده.

تو وقتی نفهمی کی هستی، این کلمات خیلی جذابیتی برایت ندارد. یعنی خدا می‌فرماید که به هرچه نگاه کنی برای تو تنظیم شده و تو وقتی نفهمی کی هستی، نمی‌فهمی مثلاً این گل چرا این رنگی است، چرا این شکلی است، پرتقال چرا اینجوری است، سیب چرا اینجوری است، چرا گلابی اینجوری است، پرنده‌ها چرا اینجوریند، دریا چرا اینجوری است، ماهی‌ها اینجوریند، پروانه‌ها اینجوری است، میوه‌ها اینجوری است، حیوانات چرا اینجوری است، جنگل چرا اینجوری است، قطب چرا اینجوری است. هیچ‌چیز را تو نمی‌فهمی. چون می‌گوید تو وقتی ساختار خودت را نمی‌فهمی، آن چیزهایی که بر اساس ساختار وجود تو طراحی شده است را هم نمی‌فهمی. می‌توانی علم پیدا کنی. مثلاً در رشته دانشگاهی‌ات بشوی مثلاً الان طرف می‌رود در دامپزشکی مثلاً تخصص سگ به دست می‌آورد. نهایتاً کلینیک می‌زند برای مردمی که سگ دارند، به سگ‌ها رسیدگی می‌کند، بیماری‌هایشان، عمل جراحی‌شان. این ربطی بین هیچی نمی‌داند اصلاً که این سگ چیست؟ گربه چیست؟ نمی‌دانم گوسفند چیست؟ گاو چیست؟ ربطش به من چیست؟ بشر فهم درستی پیدا نمی‌کند نسبت به هیچ چیزی در خلقت.

نگاه پست به خود و پیامدهای آن

ما عادت کردیم که خودمان را پست نگاه کنیم. دقیقاً مثل آن غلامی که وقتی با شاه می‌رفت مسافرت، شاه را کشت. اعتماد داشت و خوابیده بود، زد شاه را کشت و اموالش را برداشت و بچه‌اش را هم برداشت برد. بچه‌اش هم بزرگ شده، بچه گفت تو برده منی، سر راهی هستی، برده منی، باید تا آخر عمر به من خدمت بکنی. بچه وقتی که تا آخر عمر یاد می‌گیرد که برده است، هیچ وقت شاهزاده‌ خودش را نمی‌بیند. شاهزاده این غلام تو بوده، بابای تو را کشته، بابای تو شاه بوده، تو شاهزاده‌ای، این اموال همه مال تواست. نمی‌تواند درکی ندارد. تا بیاید این را بفهمد و باور کند سخت است. دوباره یک گدا شاهزاده بشود. ما چون به ما اینجوری در علوم انسانی این خیانت و جنایت شد و حتی در آموزش‌های دینی ضعیف که ما یک خانم و آقا معرفی شدیم که یک زمانی به دنیا می‌آییم یک زمانی هم می رویم. نه سابقه خلقتمان را بهمان گفتند که تو روح‌اللهی که اصلاً از خدا آمدی با ظرفیت روح‌اللهی، نه لاحقمون را بهمان گفتند که تو یک موجود ابدی هستی، عمرت هم به اندازه عمر خداست. برای همین ما در نگاه اشتباه به خودمان دائماً معارف را غلط می‌فهمیم. یعنی هر چی هم روحانی برود بالا منبر صحبت بکند، کتاب بخوانید، باز تو به عنوان یک خانم و آقا داری این را می‌خوانی. یعنی یک زن و مرد، یک زن و مرد باهوش البته عاقل که مثلاً دکتر هم شده، مهندس هم شده، آخوند هم شده، ولی باز دست از پستی ما برنداشتیم. یعنی نگاهمان همان نگاه غلط است، همان نگاه پست به خود.

تأثیر نگاه غلط بر فهم معارف و عزاداری

روی این حساب این در تمام شئونات ما، این نگاه غلط اثر می‌گذارد. یعنی تو دیگر آنجوری که زیارت عاشورا تو را به خودت معرفی می‌کند، تو به خودت نگاه نمی‌کنی و اصلاً نمی‌فهمی‌اش که چی دارد می‌گوید آن. اصلا نمی‌فهمی که چی دارد می‌گوید. برای همین هم عشق‌ورزی‌ها، حتی عزاداری‌های ما همان رنگ نگاه پست را پیدا می‌کند. مثلاً مداحی می‌گوید: «ده شب گریه کردیم، امشب شب مزد است.» این کثیف‌ترین نگاه به ائمه و عزاداری همین است. یعنی من خودم ذاتاً گریه و عزایی ندارم. اگر الان آمدم گریه و عزایی دارم، مشکی بپوشم یا پولی خرج می‌کنم یا هزینه می‌کنم، به طمع چیست؟ بله؟ کارگری کردم. کارگری کردم. خودم عزایی ندارم. والا کی هستش که برای پدر و مادرش عزاداری کند، بعد برود پولش را از کسی بگیرد؟ بگوید من انقدر برای بابام گریه کردم، برای ننه ام  گریه کردم، انقدر پولش بدید. بابا و ننه ای تو بودند. 

بعد این دیگر در تمام فرهنگ ما، آخوندمان نفهم در می‌آید، مداحمان نفهم در می‌آید، کتاب‌هایمان جاهلانه نوشته می‌شود، احکاممان هم ضعیف درمی‌آید. چون نگاه چیه؟ نگاه مان زن و مرد است. شما تفاوت فتواهای علما را در فهم این موضوع می‌توانید پیدا کنید. مرجع تقلیدی که به معرفت نفس رسیده با مرجع تقلیدی که فقط درس خوانده، مجتهد شده، فتواهایشان خیلی تفاوت دارد، جاهایی با هم خیلی فرق می‌کند.

زیارت عاشورا و مقام انسان حقیقی

در زیارت عاشورا، خب حالا وقتی به تو می‌گوید زمین و هرچه در آن هست و هفت آسمان با تو تنظیم شده، تو اول باید خودت را بفهمی که هفت آسمان را برای چی می‌خواهی؟ چرا هفت آسمان لازم داریم؟ نه، لازم نداشتیم، خدا حکیم است که نمی‌آفرید که. ما استفاده نمی‌کنیم ازش. در قرآن ما را دارد توبیخ می‌کند که شما چرا به ملکوت این عالم نگاه نمی‌کنید؟ مثل ابراهیم. ما ملکوت نگاه داریم الان؟ نه. ما جلوی چشم خودمان هم به زور و دماغ خودمان هم می‌بینیم. ملکوت را ببینید. ما نمی‌توانیم ببینیم. در زیارت عاشورا فهرستی که از شخصیت تو دارد بهت می‌دهد، این مال یک آدم است، مال یک خانم و آقا نیست اصلاً، مال یک زن و مرد مسلمان نیست، برای یک انسان است. برای انسان دارد این مقامات را می‌گوید. چون نوع نگاهی که خدا و امام به تو دارد، همان است که تو یک روحی هستی از جنس خودشان، فرزند آن‌ها هستیم، فرزند حقیقی آن‌ها هستی و لیاقت مقام امام را داری.

حالا شما نگاه کنید چقدر گزاره‌های عاشقانه و دلتنگانه در زیارت عاشورا هست. ولی وقتی که تو نمی‌فهمی کی هستی، این‌ها را نمی‌توانی عاشقانه و از روی دلتنگی بگویی. اصلاً نمی‌توانی بگویی: «أَسْأَلُهُ أَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ» «اتقرب الی الله بِحُبِّکُمْ وَ الْبَرَاءَهِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ» «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» «اسئلهَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکُ، طلب ثاری» نمی‌فهمی. طلب ثار جلسه گذشته عرض کردم دو تا انتقام داریم دیگر در زیارت عاشورا: «ثارک» و «ثاری». تو تا نفهمی کی هستی، اصلاً نمی‌فهمی این را. یعنی می‌گوید خب حالا این چی نوشته اینجا؟ بعد خیلی‌ها چون نفهمیدند، اصلاً در خود متن زیارت عاشورا هم دست بردند. آنجا چون نمی‌دانستند اصلاً این چیست داستانش، برداشتند کلمه‌اش را عوض کردند اصلاً که چون نمی‌دانستند اصلاً چیست این. نوشتند «ثارکم». «ثاری» یک چیز غلط. نه بابا، «ثاری»، انتقام خودم. انتقام خودم.

انتقام، رزق و کمال انسان

تو تا نفهمی کی هستی، اصلاً نمی‌فهمی چرا روزی تو انتقام است. رزق تو و کمالت در این انتقام است. چرا؟ چون تو متوجه نوع مصیبت نیستی که اتفاق افتاده. وقتی می‌گوید: «أَسْأَلُهُ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکُ»، آن جسارت و اهانت و ظلمی که به اهل بیت شده علیهم السلام، تو درکی ازش نداری. همیشه عادت کردیم بیاییم بنشینیم به آن بگویم که پیغمبر اینجوری شهید شده، سم دادند بهش. حضرت زهرا اینجوری شد، در خانه اینجوری شد. فقط ما گزارش قتل را داریم می‌شنویم. می بینید. ما داریم گزارش قتل‌ها را می‌شنویم. اما چی بوده ماجرا؟ چرا این قضیه اتفاق افتاده؟ چرا سیزده تا متخصص معصوم را کشتند؟ ببینید مصیبت چقدر سنگین است. «عَظُمَتْ مُصِیبَتِک عَلَی جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاءِ». عظمتش را در زمینش هم نمی‌فهمیم، چه برسد به آسمان. آسمان گریه کرده در فراق حسین. ما این را درک نمی کنیم. یعنی چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

لذا تا به خودشناسی تو نرسی و با خود حقیقی‌ات زیارت عاشورا نخوانی، هیچ وقت، پنجاه سال هم که بخوانی، اصلا بشو یک منبری، قوی‌ترین منبری کشور، باز نفهمانه می‌خواند، همان نفهمیدن را به بقیه منتقل می‌کنی. البته بقیه گریه می‌کنند، ثواب هم دارد. آن سر جای خودش. یک کافر هم گریه کند برای امام حسین ثواب دارد، چه برسد شیعیانشان. آن را که ثواب و نمی‌دانم که یک قطره برای امام حسین آدم گریه کند، دریایی از آتش را خاموش می‌کند. این‌ها را مفصل در عزادار توضیح دادیم. عزادار حقیقی، آن را کسی انکار نمی‌کند که آن مدارج و ثواب‌ها سر جای خودش است. اما برای ثواب که این کار را نمی‌کنیم که. زیارت عاشورا ما را نمی‌خواهد به ثواب برساند. زیارت عاشورا می‌خواهد تو را هم‌درجه امام حسین محشور کند. «أَنْ یَرْزُقَنِی أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ». همان که شما پیش خدا دارید را می خواهم. نمی خواهیم به ما ثواب بریزند در کیسه مان یا انقدر ثواب برو، نمی‌دانم، می‌روی بهشت. حالا بریم بهشت. مگر ما آفریده شدیم برای بهشت؟ بهشت به قول آیت‌الله جوادی هم حیوانات می‌روند، هم دیوانه‌ها. بهشت که ما اصلاً برای آنجا آفریده نشدیم. تو بچه امام حسینی، مقامت این هست که با خودش محشور بشوی. بچه حضرت زهرایی. قیمت مادرت. هم‌درجه باشی. اگر فردا بردنت بهشت، ولی پیش حضرت زهرا نبردنت چی؟ این اتفاق می‌افتد برای خیلی‌ها. خیلی‌ها می‌روند بهشت، ولی خبری دسترسی ندارند اصلاً به هیچ کس. در بهشتند، کیفشان را می‌کنند، ولی اصلاً دسترسی ندارند.

فاجعه غیبت و محرومیت انسان

زیارت عاشورا دارد به تو می‌گوید تو فرزند این آقایی. باید دقت کنی این آقا بابات هست. بفهم. امام متخصص معصوم است و پدرت هست. بفهم به این سیزده تو چی گذشته. عمق فاجعه را درکش کن که هشت میلیارد انسان الان دارند خسارت می‌دهند از این فاجعه. یعنی هشت میلیارد انسان آک دارند می‌میرند. این‌ها هر کدام قرار بوده مقام محمود برسند، یک دانه هم نمی‌شود. استثنا داریم. قرآن برای استثنا نیامده. «هُدًی لِلنَّاسِ». این همه شب‌های ماه رمضان ده بار این را تکرار می‌کنیم. «هدی للناس» همه مردم لیاقت دارند. آن چیتی، آن ژاپنی، آن آمریکایی، اروپایی، همه‌شان بچه‌های اهل بیتند. جهان خسارت بالاتر از این نمی‌دهد. آدمی که می‌تواند با ملکوت آسمان و زمین ارتباط برقرار کند، کور است. ما الان کور داریم زندگی می‌کنیم. کو الان ارتباط با ملائکه کجاست؟ با ملکوت ما کجا ارتباط داریم الان؟ با خود اهل بیت چه ارتباطی داریم؟ همینجوری ضعیف ماندیم، ضعیف هم می‌میریم.

این آن طرف قضیه. این طرف قضیه: «أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی». بابا انتقام خودم را بگیرم. تو وقتی نفهمی کی هستی، نمی‌فهمی چه جنایتی دارد در حق تو شده. دیگر در صدد انتقام هم برنمی‌آیی. آنقدر آدم نفهم می‌شود در خودش و معنی خودش را از دست می‌دهد که اصلاً تو وقتی بگویی انتقام، می‌گوید بریم بابا این حرف‌ها چیه؟ سبز باشید، آبی باشید. این خشونت‌ها چیست؟ امام حسین همه خشن بوده که این بلاها سرش آمده. بابایش هم همینجوری بوده. این هم از آن ارث برده. آدم مگر این کارها را می‌کند؟ دیدید دیگر در همین روزنامه‌های ما هزاران مقاله علیه اهل بیت، امام حسین و حضرت هر سال هم می‌نویسند. دولت بهشان پول می‌دهد، بنویسید علیه اهل بیت، می‌نویسند. اصلاً عاشورا به ما چه؟ اصلاً مال هزار و چهارصد سال پیش بوده. من الان چکار کنم؟ من الان به من چه اصلاً؟ دو تا عرب‌ها بودند، دو طایفه عرب بودند، سر ریاست دعوایشان شده بود، سر مقام و ریاست زدند همدیگر را شل و پل کردند. اصلا به من چه من الان باید عزاداری کنم، من الان چکار کنم. 1400 سال گریه کنم که چی بشود؟ عزاداری کنم که چی بشود. خب آن‌ها خودشان دعوایشان شده. ریاست‌طلبی و مقام. هر دوشان هم دنبال مقام و جاه بودند. ببین دیگر تحلیل‌ها اینجوری می‌شود یواش یواش.

فهم حقیقی عاشورا و مقام انتقام

تو وقتی نفهمی کی هستی و باور می‌کنی استاد دانشگاه این را می‌گوید، آخوند هم همین حرف را می‌زند. بعضی از آخوندها من دیدم آنقدر بی‌شعورند همین حرف‌ها را می‌زنند و بقیه هم باور می‌کنند. آن بیچاره که می‌رود سر درس این استاد دانشگاه، سر درس همان آخوند، همینها را می گوید. آخوند مملکت است بالاخره. درس خوانده. برای چی خودمان را قاطی کنیم. دیگر هیچی قابل دفاع نیست، قابل فهم نیست اصلاً. وقتی نفهمیدی خودت کی هستی. حالا شب عید هم هست یک لطیفه بگویم برایتان، حقیقی هم هست البته این. دوستان می‌گفتند ما در انگلستان، این گوشی‌هایتان را خاموش کنید بی‌زحمت. ما در انگلستان عزاداری گرفتیم یک شب برای امام حسین. شروع کردیم گریه کردن و از یک زیارت عاشورا می‌خواندیم و گریه می‌کردیم و خب آن‌ها اصلاً این‌ها را نمی‌فهمند. آنجا در آپارتمان ما هم اینجوری بودیم. می‌رفتیم مثلاً در هر کدام فرانسه، آلمان، اینور آن ور، می‌خواستیم عزاداری کنیم، یک آپارتمان بود مثلاً شصت هفتاد نفر عزاداری می‌کردند، گریه می‌کردند. صدایمان همه جا می‌رفت. بلندگور هم روشن می کردند. می گفت ما داشتیم گریه می‌کردیم. سر و صدایمان زیاد شد و فلان و این‌ها. پلیس رسید. پلیس رسید و گفتش که شما مزاحم همسایه‌ها شدید. گفتیم که مزاحمت نداشتیم، نکردیم. ما داریم عزاداری می‌کنیم. برای چی؟ گفت برای اماممان. گفت خب امامتان چی شده؟ گفت کشتنش. کی کشتند؟ کی کشتند؟ بعد گفتم هزار و چهارصد سال پیش کشتند. گفت پلیس زد زیر خنده. چی؟ هزار و چهارصد سال پیش کشتند؟ او اصلا نمی فهمد که 1400 سال پیش کشتند یعنی چی. گفت: پلیس گیج شد و زدند زیر خنده رفتند. بابا این‌ها کی هستند دیگر؟اینها کی اند دیگر.

در حالی که زیارت عاشورا مانیفست در واقع منشور زندگی یک انسان برای الان است. پیشرفته‌ترین مباحث انسان‌شناسی و عرفانی در زیارت عاشورا است. شما متنی به این قشنگی ندارید. ما حالا خودی‌هایمان عرضه نداشتند که این را تبدیلش بکنند به دانش، به معرفت، به علم. فقط خواندنش. تبدیل نشده به کتاب درسی. این طراحی‌هایش ریاضی و بی‌نظیر است.

 تو اصلاً تا نفهمی کی هستی، نمی‌دانی مصیبتی که بهت وارد شده چیست. لذا کینه‌ای هم نداری. وقتی می‌گویی: «أَسْأَلُهُ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی»، جدی نیستی. چون اصلاً کینه ای در دلت نیست که بخواهی انتقام بگیری و اصلاً نمی‌فهمی این دو تا انتقام در واقع هم‌درجه شدن تو با معصوم است. این دو انتقام را اگر نیاید در دل تو، تو نمی‌توانی بگویی: «أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ». این دو انتقام در واقع حس رابطه وجودی است. دقت کنید در ذکر هم این‌ها را گفتم برایتان. ما یک رابطه تصوری داریم، یک رابطه تصدیقی داریم، یک رابطه وجودی داریم. در ذکر، در دعا، در نماز. تا تو به رابطه وجودی نرسی با امام حسین، وجودت با او یکی نشود، نه مصیبت امام حسین را می‌فهمی، نه مصیبت خودت و می فهمی من چقدر دارم خسارت می‌دهم.

رابطه وجودی با امام و آمادگی برای ظهور

آقا امام زمان علیه السلام بیاید، در زمان خیلی خیلی خیلی کوتاه راه غیب را روی همه ما باز می‌کند، راه برزخ را. ببین من اگر بودم همیشه چهار روزه شما اینجوری راهتان باز می‌شد. هزار سال بیشتر دارید خسارت می‌دهید. همین بود؟ آره. همین بود. رابطه با ملائکه، رفاقت با ملائکه، استمداد از ملائکه در کارها. پنجشنبه، حالا انشالله این پنجشنبه، پنجشنبه آینده توضیح می‌دهم دیگر. سر درسش هم هستیم اتفاقاً «نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا». ما رفیقاتونیم، کمکتونیم. از ما استفاده کنید، بگویید ما چکار کنیم برایتان انجام بدهیم. اصلا ما به این فکر می‌افتیم آقا من الان یک مقدار کار دارم، این‌ها را بسپارم به این رفیق‌هایم. می‌آید در ذهنمان؟ نه. چون ما اصلاً کوچک خودمان را نگاه کردیم. ما کوچک نگاه میکنیم خودمان را تا نفهمی کی هستی، عمق فاجعه‌ای که الان روی تو است را نمی‌فهمی. هیچ مصیبتی هم از این بالاتر نیست. علی فرمود: «لَا مُصِیبَهَ کَاسْتِعَانَتِکَ بِالظَّلَمَهِ وَ رِضَاکَ بِالْحَالَهِ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهَا». هیچ مصیبتی مثل کوچک شمردن گناهانت و راضی شدن به حالتی که داری نیست. ما الان فکر می کنیم خیلی وضعمان خوب است. کو تا مقام محمود؟ کو تا معیت با اهل بیت؟ آنجا. با امام زمان من کجا هستم، آن‌ها کجا هستند؟ چرا ما حرکت نمی‌کنیم؟

در رابطه وجودی با امام است که تو عمق فاجعه‌ای که دارد روی خودت، خانواده‌ات، زن و بچه‌ات، شوهرت، مردم، دوست‌هایت دارد وارد می‌شود و هشت میلیارد خواهر و برادرت، تازه می فهمی چه فاجعه‌ای رخ می دهد. در بخش پایینی می‌فهمیم. الان دولت یک ذره گران کرد، نگاه کن اغتشاش می‌شود، تظاهرات می‌شود، اعتراض می‌شود. همه می گویند حق دارند. بخش جمادی است دیگر، معیشت خب بخش گیاهی و این‌ها است. اگر فردا مثلاً دولت اجازه ندهد کسی برود مدرسه، انقلاب می‌شود اینجا. چون مردم می‌فهمند چه فاجعه‌ای است مدارس را بستند. بیمارستان‌ها را تعطیل کرده دولت، گفتند حق ندارند پزشک‌ها بروند، هم انقلاب می‌شود. مردم می‌فهمند چه فاجعه‌ای است. یک دفعه می‌ریزند در خیابان، جلویش را می‌گیرند. ما الان امام را گرفتند، انداختند زندان، در غیبت است، آواره، طرد شده، تنها و یگانه است. خودمان هم محرومیم. دانشگاه‌هایمان و همه دانشگاه‌های انسانی را بستند. حالا می‌خوانم برایتان در زیارت امام، زیارت ائمه. دانشگاه را بستند. هیچ کس نمی رود دانشگاه دیگر، اصلاً نمی‌توانیم برویم مقام کسب کنیم، سلوک بکنیم. استاد هم که وجود ندارد. اساتید همه رفتند. آن‌هایی که از اولیای خدا بودند، مثل آیت الله بهجت، بزرگان دیگر، آقا مجتبی و نمی‌دانم مثل آقای خوشبخت و نمی‌دانم آقای حق‌شناس و خیلی آدم‌های بزرگی بودند، رفتند. امام زمان هم که بهش دسترسی نداریم. الان چکار کنیم/ یتیم شدیم. چکار کنیم الان؟ دانشگاه را بستند. مگر او رب ما نیست؟ مگر ما نباید برویم در این دانشگاه آدم شویم؟ ولی دردمان هم نمی‌آید. می‌گوید عیب ندارد، می‌روم پرستار می‌شوم، دکتر می‌شوم، مهندس می‌شوم، می روم حوزه آخوند می‌شوم، می‌روم نمی‌دانم رئیس جمهور می‌شوم. سر کاریم. همه خودمان را با یک سری چیزهای اعتباری سرکار گذاشتیم. ولی از آدم خبری نیست. شبیه خدا شدن خبری نیست.

معرفت، شرط همراهی با امام

خوب خوب‌هایمان هم می‌گویند چی می‌گویند؟ می‌رویم یک جا نوکری می‌کنیم. یک جا نوکری می‌کنیم. خب باشد، نوکری هم خیلی خوب است. ولی اصلاً نوکری با اینکه تو بخواهی هم‌درجه بشوی، باز فرق می‌کند. خوب خوب‌هایمان می‌گویند برویم یک جای کاری مشغول بشویم، یک نوکری آنجا بکنیم. باز این خوب است، راست هم می‌گویند خوب است. ولی امام تو را بر مقام خودش دارد دعوت می‌کند. خدا می‌گوید هر وقت باهاش حرف میزنی، بهش بگو هم‌درجه‌اش هستی. این را بهش بگو. امام اصلا دوست دارد که تو اینجوری ببینیش. این است که پیغمبر ناراحت است. به امیرالمؤمنین می‌گوید وقتی می‌روی مردم خیلی دنبال مناسک و عبادت و این‌ها هستند، سرشان با این‌ها شلوغ می کنند،  تو بنشین فکر بکن، تعقل کن که از بقیه سبقت بگیری.

گفتم در سرطانی یک شب می‌خواستند ما را ببرند در این حالت شیمی‌درمانی و وسط می خواستند ما را ببرند کربلا. شبش من خواب هم امیرالمؤمنین هم سیدالشهدا، هر دوشان را خواب دیدم. خیلی جالب بود این دو تا. به آقا امیرالمؤمنین گفتم آقا دارم می‌آیم خدمتتان. «نیا، نیا، نیا.» تا وقتی بفهمی کجا داری می‌روی. ما می گوییم فقط می خواهیم برویم در حرم، نمی دانیم آنجا چه خبر است. آقا امام حسین با تشر به من گفتش که نیایی اینجا هی سر و صدا راه بیندازی مثل بقیه گریه زاری بکنی. گفتم خب چکار کنم؟ گفت: فکر کن. بنشین فکر کن. گفتم به چی فکر کنم؟ گفت فکر کن به اینکه چرا حسین ابن علی، حسین بن علی است. آنجا جای فکر است، ببینید جای فکر. این آدم چقدر عاشق خدا بوده، چقدر شیفته خدا بوده، چقدر مست خدا بوده. می بینی نه، ما آنجا کیفمان این است که دسته راه بیندازیم، پانصد نفر برویم آنجا بالا بپریم، پایین بپریم، بخوانیم بعدا خسته بشویم، از آن در هم برویم بیرون و بعد برویم «امن یجیب» هم بخوانیم  و ناهار بخوریم، برویم. تمام شد.

تو تا نفهمی رابطه وجودی ات را، انتقام و روزی خودت را نمی‌دانی. اصلاً دنبال این رزق نیستی. دنبال این رزق نیستی. زن رزق است، بچه رزق است، دختر رزق است، پسر رزق است، خانه رزق است، اتومبیل رزق است، تحصیلات، مغازه، رزق است، آبروی اجتماعی این‌ها رزق است. این‌ها را رزق می‌دانیم اما به آن معنی واقعی ما نمی‌فهمیم که چه فاجعه‌ای. چون انتقام زمانی حسش و کینه‌اش می‌آید در وجود تو که تو عمق چی را درک کرده باشی؟ عمق فاجعه را. یعنی بفهمی یک بی‌حسیتی پیدا شده، یک آسیب بهت رسیده. یک جا شخصیتت را له کردند، یک جا محرومت کردند که باید من بروم جبران کنم. یک اتفاقاتی افتاده که من باید بروم جبران کنم. نمی‌توانم انتقام نگیرم. اصلاً نمی‌توانم خاموش بنشینم. گفتم یک خبر بدی اتفاق افتاده برایت. چی؟ گفته بود که مادرت مرد. نه شما نمی‌خواهید بگویی من چی بوده داستان. می گوید بابا فاجعه همین بوده که مادرت مرده. نمی فهمد که مادرش مرده. درک نمی‌کند از مرگ مادر. می‌گوید نه شما نمی‌خواهید به من بگویی. فکر می‌کند یک چیز دیگر هم هست فراتر از آن. می خواستیم همین را بگوییم. می خواستیم بگوییم، خبر بد اینکه مادرت به رحمت خدا رفته.

انتقام، معیت با امام و مقام محمود

امام حسین خیلی کیف می‌کند که وقتی یک کسی بهش می‌گوید: «أَسْأَلُهُ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی». بگوید بچه من چقدر عشق دارد به من. چقدر فهم دارد که می‌خواهد انتقام من را بگیرد. این بچه افتاد در جریان شبیه شدن به من. خیلی عشق می‌کند که بفهمی تو چه بلایی سر خودت دارد می‌آید. «أَسْأَلُهُ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی». انتقام خودم را بگیرم و اساساً انتقام باید به وزان مصیبت باشد. مثلا اگر کسی آمد بابای شما را کشت، بعد تو که نمی‌توانی بگویی که خوب دو سال بیندازیدش زندان، انتقام گرفته شده. بچه شما را کشت، بچه شما را سرش را برید، آتشش زد. الان که دیگر اتفاق دارد می‌افتد در این شهر. اگر این کار را کرد، انتقام چیه؟ قرآن می‌گوید: قصاص است. قصاص یعنی همان فاجعه‌ای که اتفاق افتاده باید قصاص شود. «وَ لَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ». برای همین تو تا نفهمی چه مصیبتی اتفاق افتاده، نمی‌توانی بفهمی چرا ‌درجه انتقام را آورده روی مع امام منصور، امام مع الهدی. چون در هر دو انتقام، تو در معیت امام موفق به انتقام می‌شوی. یعنی باید باید بروی به آقا بگویی آقا من بیایم در چادر شما، برویم با هم انتقام بگیریم و آقا هم قبول کند، بگوید بیا در چادر، برویم با هم انتقام بگیریم. باشد. «ایْنَ الطَّالِبِ بِدَمِ الْمَقْتُولِ». آن طالب است دیگر، درسته؟ منتقم اصلی اوست. پس تو باید خودت را برسانی به معیت با حضرت. لذا معیت دارد زیارت عاشورا. می‌گوید تو باید معیت پیدا کنی با امام زمان تا منتقمش باشی. در چادر باید بروی تا منتقم شوی. اصلا قبولت کنند، ثبت نامت کنند. تو بیا با ما باشی، برویم با هم انتقام بگیریم. باشد.باید  برسانی خودت را به منتقم. آقا من کارهایم را کردم. الان به جایی وابسته نیستم، دلبستگی به هیچی ندارم. اجازه می‌دهی من هم بیایم انتقام بگیرم؟ هر دو انتقام؟ می گوید: راست می‌گویی. تو الان آزادی. آره آزادم. «وَ نُصْرَتِی لَکُمْ ». بگویی: «مُعَدَّهٌ». آماده‌ام. من آماده‌ام که امام زمان دوست دارد تو این کلمه را هی بهش بگویی، خیلی دوست دارد این کلمه از دهن تو در بیاید ولی راست بگویی. آقا من آماده ام ولی هیچ جایی، شغلی، درسی، خانواده‌ای، مقامی، ریاستی، نمی‌دانم هیچ مشغله‌ای ندارم که مزاحم بشود که من پیش شما نباشم. من آماده‌ام. اگر یک کسی بتواند این را به امام زمان بگوید و به امام حسین بگوید و راست بگوید، خیلی است. تمام است کار. تمام . بیرون دیگر مهم نیست تو اصلاً انتقام بگیری، نگیری، اینش دیگر اصلاً مهم نیست. مهم این است که تو به این مقام برسی. امام حسین می‌خواهد تو را به این مقام منتقم برساند و بعد از مقام منتقم به یک درجه بالاتر برسی که تو آن درجه رسیدی، می‌شود مقام محمود. آن درجه، آن چیه؟ بعد از منتقم، منتظر شدن. چون می‌گوید: «مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ». یعنی تو اول باید روح انتقام بیاد، بعد منتظر که شدی، یعنی عملیاتی شدی، آینده‌ساز که شدی، می‌شود منتظر. رسیدی به مقام.

شهید بودن و درک مصائب اهل بیت

شرط شهید شدن چیست؟ شهید بودن. رحمت الله علیه چقدر حکیمانه، چقدر با معرفت بودی مرد بزرگ. مهم شهید شدن است. شهید بودن. شهید شدن انشالله شد، شد. نشد دیگر برای خدا فرقی نمی‌کند. تو با کرونا هم بمیری شهیدی. تصادف هم بمیری پیش خدا. خدا کاری ندارد که تو اصلاً تصادف کردی، نمی دانم کرونا گرفتی، نمی‌دانم سکته کردی. خدا اصلا با این چیزها کاری ندارد. می گوید این قبل از اینکه به این مرگ‌ها بمیرد، شهید شده بود. با شهدا محشور می‌شود، هم‌درجه آنها.

خب الان آن مصیبت‌ها چیست؟ مصیبت‌ها الان چیست؟ معصومین سعی کردند به ما بفهمانند که بابا بفهمید دارد چه اتفاقی اطرافتان می‌افتد. اگر این امام نباشد، امام حسین نباشد، امام زمان نباشد، چه وحشتناک می‌شود فاجعه. چه مصائبی دارد پیش می‌آید. این را باید بفهمیم که دیگر این ان‌شاءالله بماند برای جلسه آینده که متن یک زیارت برایتان انتخاب کردم. اینها را بلد بشویم قشنگ کامل این زیارت را بتوانیم بخوانیمش. این زیارت یک فهرستی از مصائب است. یک فهرستی از مصائب این چهارده نفره. خیلی قشنگ است. دانه دانه مصائب چهارده نفر را بیان کرده. تا آن موقع هم که ان‌شاءالله اگر وقتی شد و فرصتی شد و توفیقی شد، زیارت را بهتان بگویم. زیارت جامعه ائمه مؤمنین غیر از جامعه کبیره است. زیارت جامعه ائمه مؤمنین. این را یک نگاهی بیندازید. دقیق‌ترین فهرست از مصائب را آنجا شما دارید. یکی آن، یکی هم دعای چی؟ ندبه. ولی این کامل‌تر از دعای ندبه است.

معرفت، نه فقط علم

تا ما این ها را نفهمیم، آن سلوک اتفاق نمی‌افتد و آن شدن اتفاق نمی‌افتد. نفهمیم ها. والا ندانیم نیست. شما بدانی هم ممکن است اتفاق نیفتد. باید بفهمی‌اش. یعنی از مرحله دانایی به چی برسی؟ به دارایی برسی. از مرحله علم به چی برسی؟ به معرفت برسی. ائمه فقط اهل معرفت با آن‌ها می‌رسند و با آن‌ها نه اهل علم. یک عالم اهل علم داریم، فاصله دارند. خدا رحمت آقای مجتهدی گفت، همیشه به ما می‌گفت رحمت الله علیه، می‌گفت: عاشورا داش مشتی‌ها آمدند پای امام ایستادند. به این معیت رسیدند. آخوندها نیامدند. آنها اهل علم بودند. نیامدند. کی‌ها رفتند پای امام ایستادند؟ با معرفت. مثل امروز. امروز کی‌ها آمدند وسط راهپیمایی؟ یک عالم خواص کلاس‌دار، نمی دانم دکتر، مهندس نشستند تو خانه‌هایشان. بقیه هم شاید مسخره کرده باشد. کی می‌آید پای میدان همیشه؟ این در تهران این سه چهار میلیونی که آمدند، در یک چیز همه با هم مشترک بودند. در چی؟ معرفت. فوق علم است. فقط با معرفت‌ها می‌ایستند پای امام، و پای دین. نه علما، نه دانشمندان همیشه. حالا اگر کسی عالم بود، با معرفت هم بود، خب خیلی هم خوب است. آن ثوابش بیشتر است، اجرش هم بیشتر است، قربش هم بیشتر است. ولی مهم آن معرفت است. مهم آن معرفت است. آن بی‌حجابه که آمده بود عکس آقا را گرفته بود، آن بی‌حجاب‌ها و شاید بی‌نمازها، خیلی‌هایشان آمدند آنجا که عکس آقا و ایران دستشان بود. آن‌ها چی دارند؟ آنها معرفت دارند. آن‌ها معرفت دارند، نورانیت دارند، فهم دارند. آن آخوندها و استاد دانشگاه‌ها و کلاس‌دارهایی که خودشان را اصلاً به خودشان زحمت ندادند، سفیدپوست‌هایی که اصلاً به خودشان زحمت ندادند بیایند بیرون، بقیه را هم مسخره کردند، اگر رویشان هم می‌شد چکار می‌کردند؟ تحریم می‌کردند اصلاً راهپیمایی را و در داخل من خبر دارم. در داخل می‌گویند نروید. مقلدینشان به پیروانشان، به کسانی که حرفشان را گوش می‌کنند، می‌گویند آقا شما نروید. تحریم هم می‌کنند.

معرفت مردم ایران و ظهور

مردم ایران کلاس ندیدند که انقلاب اسلامی بکنند. چی داشتند؟ بر مبنای چیشان امام حساب کرد رویشان و انقلاب اسلامی اتفاق افتاد؟ معرفتشان. خدا رحمت کند آقای حائری فرمود: مردم، مردم زمان شاه چه مردم خوبی هم بودند. این‌ها با آن معرفت، انقلاب اسلامی را شکل دادند. مردم این زمان حتماً چی را شکل می‌دهند؟ ظهور. حتماً ظهور را شکل می‌دهند. چون این معرفتی از مردم بعد از انقلاب از نظر معرفت، صدها برابر بیشتر از مردم آن دوران به معرفت رسیدند. قطعاً این لیاقت را دارد. اصلاً امروز ما با دیدن این جمعیت فهمیدیم و بیشتر فهمیدیم، بیشتر می‌فهمیم که چرا خدا این ملت را ده آیه برای فضیلتشان آورده در قرآن، چرا ده‌ها روایت از ائمه در عظمت این مردم آمده. چرا پیغمبر فرمود: «أَفْضَلُ النَّاسِ إِیمَانًا، أَفْضَلُ النَّاسِ یَقِینًا، أَعْظَمُ النَّاسِ سهما فی الاسلام أَهْلُ فَارِسَ». چرا پیغمبر فرمود: «أَنَا إِلَیْهِمْ بِالْإِشْواقِ». من چقدر شوق دیدنشان را دارم. چرا امیرالمؤمنین فرمود: «واشوقاه إِلَی رُؤْیَتِهِمْ». چقدر شوق دارم این‌ها را ببینم. چرا خدا این ملت را برگزیده برای تغییر مسیر تاریخ و تشکیل حکومت منجی جهانی! اینجا آدم می‌فهمد که این ملت چرا انتخاب شدند. چرا انتخاب شدند! ملتی که نه از نظامشان، بلکه از کی؟ از دولتمردانشان سیلی‌های زیادی هم خوردند. فشارهای زیادی روی گرده شان است. خیلی طبیعی است که اصلاً به همچین کاری دست نزنند. اصلاً نیایند بیرون. ولی آمدند و توانستند فرق بین دولت و نظام را تفکیک قائل بشوند. معرفت خیلی معرفت قوی می‌خواهد که من برای نظامم و کشورم باید بیایم. دلخوری از دولتم یک مسئله دیگر است. قاطی نمی‌کنم این‌ها را. این ملت ثابت کردند چقدر این‌ها معرفت دارند که می‌توانند این کارها را انجام بدهند.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • فهم کلمات الهی و جایگاه انسان برای ما دشوار است، چرا که ما به نگاهی پست به خود عادت کرده‌ایم، در حالی که خداوند ما را با ظرفیت‌های عظیم آفریده است.

  • خداوند ساختار مهندسی انسان را آفریده و سپس بر اساس آن، تمام نظام خلقت را طراحی کرده است؛ هر آنچه در زمین و آسمان است، برای انسان تنظیم شده است.

  • تا زمانی که انسان خود را نشناسد، نمی‌تواند عظمت و حکمت آفرینش را درک کند و ارتباط واقعی خود را با هستی بیابد.

  • نگاه پست به خود، ما را از درک جایگاه حقیقی‌مان به عنوان “روح‌الله” و موجودی ابدی با عمری به اندازه عمر خدا محروم کرده است.

  • این نگاه غلط به خود، بر تمام شئونات زندگی ما، از جمله فهم معارف دینی و حتی کیفیت عزاداری‌هایمان تأثیر منفی می‌گذارد.

  • عزاداری حقیقی نباید به طمع مزد و ثواب باشد، بلکه باید از روی عشق و درک عمق مصیبت اهل بیت (ع) صورت گیرد.

  • زیارت عاشورا نه برای رساندن ما به ثواب، بلکه برای هم‌درجه کردن ما با امام حسین (ع) و رساندن به “مقام محمود” است.

  • ما فرزندان اهل بیت (ع) هستیم و لیاقت مقام امام را داریم؛ باید عمق فاجعه غیبت را درک کنیم که چگونه هشت میلیارد انسان از کمالات خود محروم شده‌اند.

  • تا زمانی که انسان خود را نشناسد، نمی‌فهمد چه جنایتی در حق او شده و در صدد انتقام از این محرومیت‌ها برنمی‌آید.

  • انتقام حقیقی در زیارت عاشورا، نه فقط انتقام خون امام حسین (ع)، بلکه “انتقام خودم” است؛ انتقام از محرومیت‌هایی که به دلیل غیبت امام بر ما وارد شده است.

  • رزق و کمال انسان در این انتقام نهفته است؛ زیرا تا عمق فاجعه را درک نکنیم، کینه و اراده‌ای برای جبران و رسیدن به مقام حقیقی خود نخواهیم داشت.

  • امام حسین (ع) از کسی که می‌گوید “أَسْأَلُهُ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی” (از خدا می‌خواهم که طلب انتقام خودم را روزی‌ام کند) خشنود می‌شود، زیرا این نشان‌دهنده فهم و عشق اوست.

  • شرط معیت با امام زمان (عج) و رسیدن به مقام منتقم، آمادگی کامل و رهایی از دلبستگی‌های دنیوی است.

  • مهم شهید شدن نیست، بلکه “شهید بودن” است؛ یعنی قبل از مرگ، با معرفت و آمادگی روحی به مقام شهادت رسیدن.

  • معرفت، شرط اصلی همراهی با امام و دین است، نه صرفاً علم؛ مردم ایران با معرفت خود انقلاب اسلامی را شکل دادند و قطعاً ظهور را نیز محقق خواهند ساخت.

  • ملت ایران با وجود مشکلات و دلخوری‌ها از دولتمردان، توانایی تفکیک بین دولت و نظام را دارند و این نشان از معرفت عمیق آن‌هاست.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه