کارگاه خانواده (یزد) – جلسه 014

متن کامل جلسه

وظایف اعضای خانواده نسبت به یکدیگر

بحث ما درباره وظایف اعضای خانواده نسبت به یکدیگر است. بحثمان تا خوش‌اخلاقی آمد. در این جلسه به چند مورد می‌رسیم، اولینش لطف است. یکی از وظایف اعضای خانواده نسبت به هم، لطف داشتن نسبت به هم است، یعنی مهربانی کردن. 

اکمل المؤمنین احسن خلقاً و ألطفهم بأهله

خوش‌اخلاقی یک مسئله است، مهرورزی یک مسئله دیگر هستش. حسن مهرورزی یا محبت ورزیدن به همدیگر، دوست داشتن نسبت به همدیگر، این مسئله دیگری هستش.

لذا از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «أَکمَلُ المُؤمِنینَ إیماناً أَحسَنُهُم خُلقاً وَ أَلْطَفُهُم بِأَهلِهِ». چون هدف خلقت انسان شبیه شدن به مربی‌اش، یعنی الله است. گفتیم که مربی که الله است، مهمترین صفتش رحمان و رحیم است. بنابراین شاخص برای اندازه‌گیری ایمان یک فرد یا رشدش یا انسانیت، این است که شخص چقدر مهربان‌تر است، چقدر رحیم است. نه چقدر نماز می‌خواند، چقدر روزه می‌گیرد.

 نماز، روزه و اعمال دیگر باید منجر به شباهت ما به حق تعالی بشود. اگر منجر نشود، آن هم به دردمان نمی‌خورد. شنیدید که وقتی پیغمبر گفتند: فلان خانم شب‌ها تا صبح عبادت می‌کند، روزها روزه می‌گیرد، اما اخلاقش تند است نسبت به همسایه‌ها. فرمود: «لاخیر هی من اهل النار» هیچ خیری در این نیست. این جهنمی است. چرا؟ چون عبادت باید شبیه شدن ما به خدا را بیاورد. شما هر چقدر عبادتت می‌شود، باید اخلاقت شدیدتر شود. نمی‌شود آدم نماز بخواند، روزه بگیرد، حج برود، کربلا برود، زیارت برود بعد روز به روز مهربان‌تر نشود. اگر روز به روز کسی مهربان نمی‌شود، یعنی این کارهایش هدر رفته است. برای همین پیامبر فرمود هیچ خیری در آن زن نیست. آن زنی جهنمی است، چون اخلاق شبیه نشده، دیگر فایده‌ای ندارد. 

خب بحث نماز و روزه مقدمه‌ای هستند برای تشبه به معشوقمان به خداوند تبارک و تعالی. لذا درجه ایمان را با همین چیزها اندازه می‌گیرند: فرمود: «أَکمَلُ المُؤمِنینَ إیماناً ». کامل‌ترین مؤمن از نظر ایمان، آن هستش که خلقش بهتر باشد و لطفش هم به خانواده‌اش بیشتر باشد. لطفش بیشتر باشد یعنی توجه داشته باشد که اگر خانواده یک نیاز ضروری و مهم دارند، بی‌خیال نسبت به نیازهای خانواده‌اش نباشد و خانواده‌اش را مقدم بدارد. این خیلی مهم است. 

پیامبر در کوچه دارد می‌رود، بچه‌ها، بچه‌های محله می‌ریزند سر پیغمبر که آقا شما روز عید به حسنین سلام الله علیهما کولی دادی، سوارت شدن، ما حسودیمان شده، حالا باید بیایی ما سوارت بشویم. ببین پیغمبر الان می‌بیند که این بچه نیازش الان این هستش که از سروکول پیغمبر بالا بروم، سوار شوند. پیغمبر اینها را بگرداند، بچرخاند. موقع نماز هم است، نماز اول وقت، همه هم تو مسجد نشستن منتظر پیغمبر. پیغمبر آن موقع می ایستد به بچه‌ها دانه دانه کولی می دهد، می‌گرداندشان. مردم هم حالا منتظرند.

تشخیص اینکه الان شما از خانه می‌خواهی بیایی بیرون، بچه گریه می‌کند، الان مثلاً مسجد نرو یا وایسا. امر واجبی که حق‌الناس درش نیست و می‌شود تأخیر بیندازی، الان باید ببینیم بچه از تو چه می‌خواهد. نگویی برو من الان کار دارم یا همسرت چی می خواهد.  

لطف یعنی اینکه وقتی مهمان است به خانمت بگویی: «چیکار داری؟ من برات انجام بدهم الان.» یا مهمان می‌رود، یک عالم کار تو خانه می‌ماند، موقع خوردن، جمع کردن سفره، بعدش. می بیند زنش دست تنهاست هیچی نمی گوید می گیرد می خوابد یا بالعکس، زن وقتی می‌بیند مرد توی فشاری قرار دارد، سعی می‌کند که کارهایش را کم کند، یک جوری بار مرد را بردارد، یک جوری کمکش کند که او هم در مخمصه گیر نکند. این را به آن می گویند لطف، لطیف بودن و لطف یعنی توجه به نیازهای همدیگر. پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، خانواده همسر. الان کسی نیست پدرشوهر، مادرشوهر تو کمک می‌کنی، بیمارستان ببری، پیش پزشک ببری، کارهایش را انجام بدهی. نباید اجازه بدهی بهت بگویند، خودت باید داوطلب شوی، سریع بگویی: «من می‌روم این کار را انجام می‌دهم.» نخواهی که او درخواست کنند. سریع خودت بروی انجام بدهی. پدرزن مادرزن بیاری شان چند روزی خانه خودت ببرشان، یک مسافرت، یک هزینه‌ای برایشان بیمارستان می‌خواهی. الان تنهایی دارم و نیاز، باید به اینها توجه بکنیم. الان نیاز اطرافیان من چیست و چه توقعی از من دارند؟ شبیه به همین هم فرمود: «أَحْسَنُ النَّاسِ إِیمَانًا أَحْسَنُهُمْ خُلُقًا ». زیباترین مردم، نیک ایمان‌ترین مردمانی هستش که اخلاقش بیشتر، «وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ» نسبت به خانواده خودش لطف بیشتری داشته باشد. و بعد فرمود: «و أنا الطفهم باهله» من نسبت به خانواده‌ام لطفم بیشتر است، یعنی من را الگو قرار بدهید. این یک مورد.

احسان: خروجی محبت

بریم سراغ مورد بعدی، احسان است. صلواتی بفرمایید. (اللهم صل علی محمد و آل محمد). احسان نیکی است یعنی خروجی محبت، خروجی مهربانی است احسان کردن، یعنی یک نیکی، یک ظهوری در رفتار ما و عمل ما باید داشته باشد. قبلاً گفتیم که محبت گاهی وقت‌ها سمعی است که بعضی‌ها سمعی‌اند، یعنی باید بشنوند که تو بهشان می‌گویی دوست دارم. همه آدم‌ها این هستند. این کمترین درجه است که ابراز محبت بکنیم به همدیگر، اعلام محبت بکنیم. این خیلی مهم است، در خودمان نگه نداریم. علاقه‌مان را به زبان، به گوش طرف برسانیم، دلتنگی‌مان و علاقه‌مان را. بعضی‌ها بصری هستند؛ یعنی باید با چشم ببینند. مثلاً هدیه‌ای برایشان می‌خریم، چشمش باید پر بشود. بعضی‌ها لمسی‌اند، یعنی محبتی که می‌خواهی کنی از قبیل بغل کردن، نوازش کردن، بوسیدن است. بعضی‌ها هم همه خصلت‌ها را دارند، هم خودشان دارند، هم اطرافیانشان همین نیاز دارند. باید هر سه باشد: سمعی، بصری، لمسی.

در احسان ما خروجی داریم که این کف کار است. کف کار  است. بیشترش عملی است، یعنی باید توجه به شخص داشته باشی، ببینی که این از ما الان چه انتظاری دارد یا چه توقعی دارد یا چه نیازی دارد. گاهی وقتها نیاز هم نیست اصلاً نیاز ندارد، ولی شما باید احسان را بکنید. مثلاً هیچ‌کس نیاز ندارد بیاید خانه ما غذا بخورد، به غذای ما کسی احتیاج ندارد. اما باید اهل احسان باشیم دعوت کنیم عزیزانمان را، بیایند منزل ما برای غذا خوردن. این می شود احسان، سفره احسان یعنی یک زیبایی، یک لطافت، یک قشنگی را به نمایش بگذاریم. هدیه، آدم‌ها احتیاج به هدایای ما ندارند معمولاً، ولی انسان هدیه بخرد و این خروجی را داشته باشد برای دیگران. کسی را ببرد برساند با اینکه ممکن است طرف نیاز نداشته باشد. خودش می تواند تاکسی بگیرد و برود. پدرزن، مادر زن، پدرشوهر، مادرشوهر خانه هستند، ما ماشین داریم، خودمان می بریم می رسانیم. این یک احسان  است. لباس ممکن است نیاز نداشته باشد، ولی شما می‌روی برای طرف یک شال می‌خری، کلاه می خری، لباس زمستانی می‌خری، یک هدیه ارزشمند می‌خری، میوه می‌خری، شیرینی می خری، این هم می شود احسان. تا چیزهای قوی‌تر و بالاتر. 

مردم خانواده خدا هستند

ببین پیغمبر اکرم چه می‌فرمایند! (صلی الله علیه و آله و سلم). این روایت فوق العاده کار دارد. یعنی یک کارگاه چند روز می شود راجع به همین یک روایت برگزار کرد. «الخلق عیال الله». خلق خانواده خدا هستند. خوب دقت کنید. خلق خانواده خدا هستند. «فَأَحَبُّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ مَنْ أَحْسَنَ إِلَى عِیَالِهِ». محبوب‌ترین مردم نزد خدا کسی است که احسان بیشتری به خانواده خدا بکند. خوب دقت کنید. شما وقتی یک نفر می‌آید به خانواده شما احسان می‌کند، دوستش دارید یا نه؟ به فرزندتان در خانواده شما، برایتان محبوب می‌شود. هر چقدر بیشتر محبت کند، خانواده شما رسیدگی کند، به خصوص در غیاب شما، شما ارادت بیشتری، آن شخص محبوب‌تر می‌شود نزد شما. این نگاه خیلی مهم است که مردم وجه‌الله‌اند. قبلاً یادتان هست در مورد محبت، ما سه مرحله گفتیم. گفتیم اولین کف برخورد با انسان‌ها، «هو أنت» علی علیه السلام فرمود. انسان ها خود تو هستند. تو هر کاری با دیگران بکنی، با خودت می‌کنی. و صحیح‌ترین محبت که از سطح محبت حیوانات بالاتر است، این است که بدانی که طرف خود تو هست. هر جوری دوست داری که طرف با تو برخورد کند، باهاش برخورد کن. قاضی هستی، پلیسی، کارمندی، الان یک ارباب رجوع دارد، زود جاهایتان را عوض کنید سریع. فروشنده ای، با خریدار عوض کن با خریدار، ببین اگر جای خریدار بودی، چه جوری با تو برخورد می‌کردند؟ خریداری، جات را عوض کن، ببین اگر فروشنده بودی، دوست داشتی خریدار با تو چه جوری رفتار بکند؟ این خیلی مهم است. تاکسی نشستی، خودت را بگذار جای راننده اسنپ، راننده تاکسی، در خانه با زن و بچه ات هستی ،جای خودت را بگذار جای خانمت که این همه بچه، کار خانه و مهمان ریخته سرش، ببین الان تو بودی دوست داشتی که دیگران با تو چه جوری رفتار کنند؟ خودت را بگذار جای شوهرت، خودت را بگذار جای بچه‌ات. این یک قانون است. ما نمی‌توانیم هیچ وقت به کسی ظلم بکنیم یا سر کسی را کلاه بگذاریم. قرآن می‌گوید آن موقع که داری سر کسی را کلاه می‌گذاری، حق کسی را می خوری، حق چه کسی را می خوری! داری به خودت بد می کنی. «أَحْسَنْتُمْ لانفسکم و لان اساتم فلانفسکم». اگر احسان بکنید، به خودتان کردید و اگر بد بکنید، به خودتان کردید. این دقیقاً برمی‌گردد به خودت، همین دنیا. در همین دنیا. بر هم نگردد، آخرت یقه‌ات را می‌گیرد. بعد می فهمی همه کتک‌هایی که زدی، نق‌نق‌هایی که کردی، غرغرهایی که کردی، نمی‌دانم بداخلاقی، بدجنسی، حسادت، همه اش در واقع داشتی با خودت را اذیت می‌کردی، داشتی به خودت ظلم می کردی. همه اش دامن خودت را می‌گرفت.

اهل بیت و مردم

دو) «هو رسول الله». آدم‌ها اهل بیت‌اند. تو هر کاری با آدم‌ها کنی، با پیغمبر کرده‌ای. چون ماها بچه‌های اهل بیتیم. شما اگر الان یک نفر بخواهد خدای نکرده بچه شما را بزند، تنبیه کند، ترجیح می دهی که کی را تنبیه کند؟ خودت را. می گویی: بیا من را بزن بچه ام را نزن. اگر داری سیلی می زنی به گوش یک نفر، حواست باشدداری می زنی گوش حضرت زهرا. این حقیقت است. نه این که مجاز ما داریم می‌گوییم. داری می‌زنی، بچه‌ات را می‌زنی، همسرت را می‌زنی، فحش می‌دهی، دری‌وری می‌گویی، بداخلاقی می کنی، حسادت میکنی، داری بدجنسی می کنی با مادرت فاطمه زهرا با بابات امیرالمومنین. خدا رحمت کند میرزا را می گفت: زن‌ها همیشه به شوهرشان به چشم امیرالمؤمنین نگاه کنند و رفتار کنند، زندگی خیلی شیرین می‌شود و مردها هم، به چشم زنانشان، حضرت زهرا. این خیلی مهم است. تو هر کاری کنی، پیغمبر برداشت می‌کند و اهل بیت برداشت می‌کنند. یک موقع نگویی الان زنم خوب، باباش مرده، مادرش هم مرده، هیچ‌کس هم ندارد، نه داداش دارد نه خواهر دارد. هر کاری دلم می‌خواهد اگر من هم از خانه بیندازمش بیرون، جایی را ندارد، حالا هر کاری دلم خواست با زنم بکنم یا با شوهرم هر کاری دلم خواست بکنم. خیلی باید حواسمان جمع باشد یا با کسای دیگر، فقط خانواده نه. با فروشنده فکر نکنید داری الان غرغر می‌کنی، فروشنده را که وادارش کنی در این فشاری که دارد، یک تخفیفی به تو بدهد که خودش اذیت می‌شود، ضرر می‌کند. یا اینکه نه، سر خریدار را کلاه بگذاری، یک جنسی بهش بیندازی. فکر کنی خیلی زرنگی کردی. حواست باشد داری با پیغمبر رفتار می‌کنی، داری با امام زمان رفتار می‌کنی. آن کسی که در خانه توست، باهاش رفتار می کنی، خود امام زمان است. آقا امام صادق فرمود: امام زمان گاهی وقت‌ها می‌آید چیزی را به شما می‌فروشد، تو فکر می کنی یک فروشنده عادی است. یک موقع می‌آید یک چیزی ازت می‌خرد، خب تو اگر بدانی این خریدار امام زمان است یا این فروشنده امام زمان است، رفتارت چه جوری است؟ این همیشه برقرار است، همیشه همه کسایی که با ما در ارتباط هستند حرمتشان حرمت اهل بیت است. این را ما حواسمان جمع باشد. اگر به همسرت به عشق حضرت زهرا محبت کردی، حضرت زهرا برداشت می کند آن محبت را و روز قیامت حضرت زهرا می‌گوید: «تو این لطف را در حد من کردی.» نمی گوید در حق زنت. در نامه عملت این هست . امیرالمؤمنین هم همین طور، هر کاری با همسرت بکنی، یعنی با شوهرت کسی انجام بدهد، این کات را با من کرده. لطف کردی. این حقیقت است. در نظام خلقت در جامعه کبیره هم داریم: «أَنفُسَکُمْ فِی النَّفْوس و ارواحکم فی الارواح». جان اهل بیت در جان ما است، روحشان در روح ما است. روح پدر و مادر در جان کیست؟ بچه‌اش است. بچه اش مریض ‌شود آنها بیشتر دردشان می آید. جان پدر و مادر در جان بچه است. هر کاری با بچه بکنی، با کی کردی؟ با پدر و مادرش. ما همه بچه‌های اهل بیتیم. وقتی می‌دانی بچه اهل بیتی، با خودت هم بدرفتاری نکن، با خودت حتی، چه برسد با دیگران. حرمت خودت را هم داشته باش تا برسیم به بقیه مردم.

همه چیز جلوه خداست

سومین مرتبه: «هو الله». یعنی او جلوه خداست، روح خداست، وجه‌الله است. زدی تو گوشش، زدی تو گوش خدا. چطور خداوند به پیغمبرش فرمود: «چرا مریض بودم نیامدی عیادت من؟» عرض کرد: « خدا تو کی مریض بودی؟ مگر مریض می‌شوی؟» فرمود: «همان بنده مؤمنم فلانی مریض بود، یعنی من مریض شدم.» «من هم باهاش ناراحت می‌شوم با بنده‌ام.» کمااینکه آقا امام صادق فرمود: «ما با شماها مریض می‌شویم، با شماها درد می‌کشیم. در همه سختی‌هایت را برای ما هم فشار بیاور به ما کنار، شماییم. جان ما با شما بسته شده.» گفت: آقا بعضی وقتها دلم می‌گیرد ولی علت هم ندارد، فرمود: چون ما همه یکی هستیم، ما دلمان می گیرد، شما هم دلتان می‌گیرد. شما هم ناراحت می شوید، ما ناراحت می شویم. شما مریض می‌شوید، گرفتار بشوید، ما هم همزمان با شما ما هم می‌سوزیم. خدا هم همینطور. چون همه چیز وجه‌الله است. شما به یک گل هم توهین بکنید، حتی گل مصنوعی، حتی گل مصنوعی این توهین به خداست. لباست  را باهاش بدرفتاری کنی، پرت کنی، کتابت را پرت کنی، اینها همه وجه‌الله است. وجه‌الله حرمت دارد. قرآن فرمود چی؟ «أینما تولوا فثم وجه الله» به هر چه که نگاه کنید، چهره خداست. چهره خدا هم احترام دارد. وقتی توهین می‌کنی، تحقیر می‌کنی، غضب می‌کنی، تمسخر می‌کنی، تهدید می کنی، سرش کلاه می گذاری، بفهم که داری چکار می کنی. بچه ات را از نظر حیوانی ما باید حیات بگیریم که اعضای خانواده‌مان را از محبت حیوانی دوست نداشته باشیم. یادمان باشد ما انسانیم، باید سطح محبت‌مان انسانی باشد.غریزی  بچه‌ات را دوست داری، زنت را دوست داری، شوهرت را دوست داری، حیوانات هم همین طور هستند. یک عشق خودخواهانه است اما وقتی به عنوان یک انسان بهش نگاه می‌کنی، آن موقع خیلی فرق می‌کند محبت کردن، احسان کردن. این که من وقتی دارم در جامعه قدم می‌زنم، با آدم‌های متعددی ارتباط دارم، به تعداد هر کدام از آدم‌ها من با خدا طرفم. اگر خوب رفتار کنم، خدا دریافت می‌کند. بد هم رفتار کنم، خدا دریافت می‌کند. این را آدم باید حواسش را خیلی جمع کند. چون در تمام انسان‌ها روح خدا هست. مؤمن و کافر هم ندارد. شما حرمت کافران را داشته باشید. یعنی ما کافر حربی را می‌کشیمش که آمده به جنگ مسلمانها. ولی ظلم بهش نمی کنیم. کافری که اصلاً جنگ هم با ما نمی‌کند، ولو کافر است، او هم که همین روح اهل بیت وجود این هم هست. آن هم حرمت دارد. برای همین هم فرمود: خودتان را بهتر از هیچ‌کس ندانید، حتی یک کافر. اگر خودت را بهتر از کسی بدانی، حضرت فرمود: «تو بی‌ادبی و مستکبری که خودت را بهتر از کسی می‌دانی، حتی یک کافر.» ما همه مان یک نفریم. یک روحیم. ما با چی با همدیگر فررق پیدا می‌کنیم با همدیگر؟ با بدن‌هایمان، با نفسمان. ولی روح غیر از نفس ماست. روح ما همان نور محمد و آل محمد است. لذا ما همه‌مان یک جنسیم. روح خدا، جلوه خدا. برای همین به ما یاد می دهد، مگر ما هیچ مکتبی نداریم اینطوری نگاه بکند به آدم‌ها؟ به خلق. خیلی باید شاکر باشیم، خدا را شکر کنیم، شاد باشیم که یک همچین مکتبی داریم. 

کینه و انتقام ممنوع

می‌گوید همه مردم خانواده خدایند. محبوب‌ترین شما نزد خدا کسی است که به خانواده خدا مهربان‌تر است و احسان بیشتری می کند. دیگر من اینجوری نمی گویم که ما را دعوت نکرد من هم دعوتش نمی کنم. او دعوت نکرد خودش را محروم کرد. انتقام نداریم، کینه هم نداریم. اصلا از گذشته من چیزی یادم نمی آید. این خیلی مهم است. آدم باید نه از گذشته خودش یادش بیاید، نه از گذشته دیگران. گذشته‌های دیگران را بدهید به خدا، گذشته خودتان را هم بدهید به خدا، خدا ببخشدش. چون رو به آینده داریم، باید برویم رو به جلو. پس کینه ای نداریم از کسی. حالا نمی دانم مادرشوهرم این جوری کرد، مادر زنم اینجوری کرد، من الان بعضی وقت هاخانم و آقایانی که 70سال به بالا هستند، می آیند برای مشاوره، می بینم دعوایشان سر شب عروسی شان هست. این همه سال کینه نگه داشته. خیلی وحشتناک است. اگر کسی گذشته دیگران به یادش می‌آید،  این پیش خدا خیلی دور است. به بهشت هم راه پیدا نمی‌کند، یعنی هم خودش را جهنمی می‌کند، به نتیجه‌ای هم نمی‌رسد. آقا بنده خدا بدی کرده، صاحب دارد، خداست. برو پیش صاحبش. ولش کن این را. با این کار نداشته باش، درگیر نشو، دعوا نکنید، اختلاف نکنید. خدا می گوید مگر این خانواده من نبوده! من برایت جبران می کنم. دیگر چی می خواهی! این خیلی خوب است که دیگران، خدا رحمت کند میرزا را، می گفت: بدی دیگران در حق شما خیلی خوب است برای آخرت. برای دنیایتان هم خوب است. چرا؟ چون وقتی بندگان خدا به شما بدی می‌کنند، شما پیش کی عزیزتر می شوید؟ پیش خدا. خدا هم بلد است خدایی کند، می‌گوید: «این از بندگان من، از خانواده من بهش سختی رسیده، من باید برایش جبران کنم.» خدا هم بهترین جبران کننده است. بنابراین چرا الان ما باید غصه بخوریم؟ چرا باید کینه داشته باشیم از کسی؟ اصلا بدی دیگران در حق ما، ما را می‌اندازد توی بغل خدا. اگر دیگران به ما بدی نکنند، ما می بازیم. ما سرمایه‌مان کم است. سرمایه‌دارها پیش خدا کی‌اند در دنیا و آخرت؟ کسی که بدی و ظلم و بدی بیشتری از بندگان خدا. خدا می‌گوید: «من هر کاری بندگانم کردند، خودم برات جبران می‌کنم. غصه نخور. عزیز منی، محبوب‌تر می‌شوی پیش من. جبران هم میکنم برایت». دیگر چی می خواهی!

محبوبیت نزد خدا

پس این قاعده یادمان نرود که هر کاری با بقیه می‌کنی، با خدا کردی. هر کاری. خوبی بکنی، به خدا کرده‌ای، بدی هم بکنی، به خدا کرده‌ای. پس هر چقدر می‌خواهی محبوب‌تر شوی نزد خدا، بزرگتر شوی، عزیزتر شوی، شبیه‌تر شوی، بار بندگان خدا را بکش. خدا خیلی کیف می‌کند یک نفر بار بنده‌هایش را بردارد. این زیرکی نیست که اگر می رویم یک جا، بار را می اندازیم روی دوش دیگران، خودمان راحت باشیم. فرمود: «ملعون ملعون القا من کله علی الناس» بار خودت را روی دوش دیگران نینداز. بار دیگران هم بکش. این خیلی ارزش دارد. بگو: «من پا می‌شوم ظرف می شورم». هیئت هست بگو من بلند می شوم چایی می‌ریزم.» سبقت بگیریم در بار بندگان خدا را برداشتن. چرا؟ چون از کی طلبکار می‌شوی؟ پیش کی عزیز می‌شوی؟ پیش خدا و انسان جز برای این آمده. ما آمدیم که عزیز شویم. ما اله مان باید از ما خوشش بیاید، ما را بپسندد. خدا کی را بیشتر می‌پسندد؟ کسی که به خانواده اش لطف بیشتری می کند. برای همین فرمود: «سید القوم خادمهم». در یک اجتماع، اونی که بیشتر از بقیه خدمت می‌کند، سرور دیگران است. این سروری را کی بهش داده؟ خدا. می‌گوید: «این در بین بندگانم از همه بی‌ادعاتر، بی‌تکلف‌تر، فروتن‌تر، متواضع‌تر، پرکارتر بود.» در خانواده هم همینطور. آدمها باید سبقت بگیرد از همدیگه در اینکه با محبت به خانواده پیش خدا عزیز شود. پیش خدا عزیز بشود. دیدید مثلاً چند تا کارگر خدماتی در خانه است، آنهایی که می‌خواهند پیش آقای خانه عزیزتر بشوند، مهربانی‌شان به اعضای خانواده چیست؟ فداکاری‌شان، مهربانی‌شان چیست؟ بیشتر است. این راه بسیار زیبایی است. ببینید این چقدر راه ما را باز می‌کند برای محبوب شدن پیش خدا. ضمن اینکه گناهان بخشیده می‌شود، گذشته‌ات جبران می‌شود. عزیز می شوی پیش خدا. دیگر از این بالاتر کاری داریم. 

تولید شادی و آرامش

لذا آدمی که از خانه بیرون می‌آید، در برخورد با همه، سعی می‌کند یک جوری بقیه را خوشحالشان کند، یک لطفی بکند بهش. یعنی از این رفتگر محله که صبح از گرگ و میش می‌زند بیرون، در آن تاریکی دارد تمیز می‌کند شهر را، برو کنارش یک سلام و علیک کن، برو یک خداقوت بهش بگو، اینقدر خوب است این ،خوشحال می‌شود که رفتی باهاش سلام علیک کردی، خدا قوت گفتی. اگر توانستی یک پولی کف دستش بگذاری، وقت آن شاد می‌شود خدا هم شاد می شود. در روایت داریم حالا در بحث شادی اینها را گفتیم، در کانالمان هم هست، شما وقتی که یک حیوان را هم شاد بکنید، به خودت برمی‌گردد. خدا  خشنود می شود از این. آدم حسابی‌ها، آدم‌های زیرک، سعی می‌کنند که دائماً تولید شادی بکنند، غم‌ها را برطرف کنند از دیگران. حضرت فرمود: کسی که از ما غم یک مومن یا مسلمانی را برطرف کند، غم از ما برطرف کرده است. یک کسی یک مسلمان یا مومنی را شاد بکند، به  خدا قسم اول خدا را شاد کرده، بعد ما اهل بیت را، سوم آن شخص را. اگر کسی همچین عرضه‌ای نداشته باشد، واقعاً باید بهش بگوییم آدم عاجزی است. آدم بی عرضه ای هست. این همه خدا راه گذاشته برای ما تولید شادی. حضرت فرمود: ولو به یک خرما. قدیمی‌ها یک رسم خوب داشتند، الان هم بعضی‌هاشان دارند، در حرم‌ها هم می‌بینم من مثلا از خادم ها، جیب خادم‌های حرم پر از شکلات است. بیشتر وقت‌ها به بچه‌ها می‌دهند، گاهی وقت‌ها به بزرگترها هم شکلات می‌دهند. همین مقدار شادی برمی‌گردد به آدم و خدا را شکر می کند. دیدید در محله‌ها گاهی وقت‌ها چهار تا بچه بسیجی جمع می‌شوند، بچه مذهبی جمع می‌شوند، خانم‌ آقا، یک موکب می‌زنند شب جمعه است، سه شنبه مهدویه، هر وقت، یک مناسبتی، یک موکب می زنند در خیابان، یک نوای دلنشین پخش می‌کنند، خود این آدم‌ها شاد می‌شوند. یک مداحی قشنگ، یک جشن خوبی است، یک چای می گذارند، یک بسته خرمایی می گذارند، یک آب یخی می گذارند تابستان‌ها در روزهای گرم. ببینید این چقدر آدم‌ها را شاد می‌کند، هزاران شادی تولید می‌کند در محله. تا یک آدم خودشیفته، خودخواهی که دستش توی جیبش نمی‌رود، و اصلا اراده‌ای برای شاد کردن دیگران، محبت کردن به دیگران، احسان به دیگران، لطف به دیگران ندارد، آدم مرده و دفن شده در قبر خودخواهی‌های خودش،  اصلا مرده است این آدم. این حتی به پدر و مادر خودش، به همسر و فرزند خودش هم زورش می آید محبت کند. خیلی وقتها می گویند آقا چه نمازی بخوانیم، چه ذکری بگوییم، چه بخوانیم، چه عبادتی کنیم، گناهانمان بخشیده شود یا محبوب خدا شویم. نمی‌خواهد. همین محبتی که گفتم. بچه‌هایت را شاد کن. در روایت داریم در بهشت، خانه‌ای هست چون بهشت یکی از خصوصیت‌هایش این هستش که شادی جدید، نو و ابدی دارد، تکراری نمی‌شود به هیچ وقت. در بهشت یک چیزی که تکراری ملال‌آور باشد، ندارید. همه شادند همیشه در بهشت، همیشه ذوق‌زده‌اند، از شادی هم بالاتر. ولی می‌فرماید یک خانه‌ای هست در بهشت که فقط کسایی وارد می‌شوند آنجا، اسم یک خانه است. «یقال له فرح» فرح با سرور هم فرق دارد، فرح بالاتر است. «لَا یَدْخُلُهَا إِلَّا مَنْ أَفْرَحَ صَبِیًّا». داخل این خانه نمی‌شود مگر کسی که بچه‌ها را شاد کند. مربی‌ها و عزیزانی که در همین جلسه ما مسئول مهد کودک می‌شوند، با بچه‌ها سروکله می‌زنند، یک سعادت ویژه‌ای دارند با بچه‌ها سروکله زدن، بچه‌ها را شاد کردن، با بچه‌ها بازی کردن، بچه‌ها را خنداندن. این مکتب ماست. شما هر چقدر تولید شادی بکنی در اجتماع و خانواده، به خدا نزدیکتر می‌شوی و هر چه تولید غم کنی، از خدا دورتر می‌شوی. می خواهی قرب پیدا  کنی، حرکتت دائمی باشد، دائماً سعی کن تولید شادی کنی، تولید آرامش بکنی، بار برداری، فداکاری بکنی. این باعث می‌شود حرکت‌مان به سمت ابدیت دائمی باشد، به سمت خدا. روز به روز شخص محبوب‌تر می‌شود نزد خدا. این سؤال خیلی مهم است که من تا حالا در زندگیم چقدر آدم‌ها را شاد کردم؟ خیلی مهم است، از خودتان سؤال کنید. من تا حالا بار چه بندگانی از خدا را چقدر بار بندگان خدا را کشیدم؟ چقدر به خانواده خدا لطف کردم به عشق خدا؟ به عشق خدا. این فرمایش خیلی مهم است.

خب این فرمایش خیلی مهم است. ما برایش کارگاه گذاشتیم. ماه قبل بود کارگاه بسم الله، کارگاه ۲ بسم الله الرحمن الرحیم بود. بعضی از شما عزیزان تشریف آوردید در قم، یک کارگاه یک هفته‌ای برقرار کردیم. دیگر بقیه را به آنجا مراجعه کن، من خیلی کم راجع بهش صحبت کردم، خیلی کار می‌برد. این رایت را حتما در گوشی‌های همراهتان را بزنید تابلو بکنید در خانه هایتان بزنید. این خیلی ارزشمند است.

یتیم و زن: دو ضعیف

باز از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «اتَّقُوا اللَّهَ اتَّقُوا اللَّهَ فِی الضَّعِیفَیْنِ». بترسید از خدا، بترسید از خدا درباره دو ضعیف: « الْیَتِیمِ وَ الْمَرْأَهِ » یتیم و زن. این مصداق ضعیف است. گاهی وقت‌ها یک مرد ضعیف است. گاهی وقت‌ها پدرشوهر، مادرشوهر اینقدر فرتوت و مریض و دست و پاگیر می شوند، ضعیف اند. پدرزن، مادر زن، آدم‌هایی که می‌بینید: ضعفا، مستضعفان. حواسمان به کسی که ضعیف است باشد. چون خود تو هستی. چند سال بعد خود تو همینجوری می‌شوی، چه بسا زودتر در جوانی اینجوری بشوی. نعمتی امتحانی ازش گرفته می‌شود، انسان باید حواسش را خیلی در مورد کسایی که ضعف دارند، الان ضعف مالی دارند، آبروشان در خطر است، گرفتاری دارند باشد. اینجا دو تایش را مثال زده، یکی یتیم، پدر و مادر ندارد یا اقوامی ندارد. «وَ الْمَرْأَهِ» یک زن.  «فَإِنَّ خِیَارَکُمْ خِیَارُکُمْ لِأَهْلِهِ». بهترین شما کسی است که بهترین باشد برای اهل خودش، یعنی به یتیم ها به خانم‌ها احسان و رحمت ویژه داشته باشد. ضعیف‌کش نباشد. توی سر ضعیف نزند، لذتی از ضعف دیگران نبرد. دلش خنک نشود وقتی یک نفر ضعیف شده. بگوید «آخ دلم خنک شد این را در این وضعیت دیدم.» نه، دستگیری بکند واقعاً. 

همان روایتی که خواندم برایتان از پیغمبر، به یک شکل دیگر هم حضرت فرمودند: «الْخَلْقُ عِیَالُ اللَّهِ». این اولش است. اول همان روایت قبلی هم همین است. خلق خانواده خدا هستند و «أَحَبُّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ أَنْفَعُهُمْ لِعِیَالِهِ». آنجا فرمود نیکی کنید، اینجا گفت سودمندتر باشید برای بندگان خدا، نفعش بیشتر می رسد به بندگان خدا، پیش خدا خیلی محبوب  است. و محبوبیت پیش خدا دست به جیب بودن می‌خواهد، فداکاری می‌خواهد. می خواهی محبوب خدا بشوی، هزینه کن سود برسان برای مردم، نه برای خودت. ماشینت را داری، خانه‌ات را داری. من خیلی در این قضیه غزه اعلام کردیم، هر هفته می گذاریم. دیدید دیگر در غزه به اسم خود شما ما الان داریم آنجا آشپزی می‌کنیم، نان می ‌پزیم، آب توزیع می کنیم به اسم خودتان هست. تابلوی خود شما را در غزه زدیم. اصلا همان بنری که نشان می دهد در کانال هست، اسم خود شماست، به اسم مؤسسه خودتان. آنجا خورده. یک سرپناهی بتوانیم درست بکنیم، یک کاری کنیم. ما کمک‌های شما را نقد و خیلی فوری از راهکارهایی که داریم می‌رسانیم به اینها. خیلی فوری و نقد. من چقدر دیدم آقایان، خانم‌ها فداکاری کردند واقعاً. این نفع رساندن یعنی همین دیگر. یک تعدادی بچه‌های اهل بیت آنجا در تجاوز و ظلم هستند. این خیلی خوب است که انسان راحت سرش را بستر نگذارد. شاید بیش از دو کیلو طلا خانم‌ها آوردند توی مؤسسه. بیش از دو کیلو طلا آوردند. آقایان چقدر فداکاری کردند. بعضی‌ها ماشینشان را فروختند. بعضی‌ها من دیدم حالا نه فقط برای غزه. ما فعالیت‌های بین‌المللی داریم برای امام زمان، معرفی اهل بیت و آقا امام زمان. بیش از ۲۵ زبان دنیا داریم انجام می‌دهیم. دیدم چقدر عزیزان واقعاً فداکاری کردند. یک کسی خانه اش را فروخته، یک کسی ماشینش را فروخته، من ماشین اضافه دارم یکی اش را فروخته حتی بعضی ماشین زیر پایشان من دیدم فروختند. یک خانواده دیدم گفتند: «آقا ما می‌خواستیم خانه بخریم ولی فعلاً یک چند سالی مستأجر باشیم، به جایی برنمی خورد. این پول خانه مان را می خواهیم برای آقا امام حسین.» اینقدر از این صحنه‌ها و تجربه‌های قشنگ من دارم که نگو از مردم. چون هم خدا بلد است چیکار بکند. عوضش را چندین برابر در دنیا می‌دهد با آن عشقی که باید در آخرت به بنده‌اش بدهد. خوش به حال کسی که تو دلش می‌افتد خدا را شکار کند، توی دلش می‌افتد دلبری کند از خدا به نفع خودش. محبوب خدا باش. لذا حضرت می فرماید محبوب‌ترین افراد نزد خدا کسی است که سود بیشتری برساند. حالا همیشه مالی نیست. قرآن درس می‌دهد بعضی‌ها، سوادآموزی می‌کنند، زبان بلد است یاد می‌دهد، ریاضی بلد است یاد می‌دهد. چقدر آقایان من دیدم از اساتید می‌آیند در مساجد می نشینند می گویند بچه ها هر سوالی دارد بیایند از من بپرسند. برای بچه‌ها کلاس تقویتی می‌گذارند، به خصوص کسایی که پول ندارند. به همدیگه قرآن یاد می‌دهند، احکام یاد می‌دهند، دین یاد می‌دهند، راهنمایی‌های مشاوره‌ای می‌کنند. ما الان پزشکانمان می‌آیند توی مؤسسه رایگان مریض می‌بینند. وکلایمان می‌آیند توی کمپین‌هایمان، توی همایش‌هایی که داریم، مثل استغاثه‌های جمعه‌هایمان، وکلا می‌آیند در کمپین ها در همایش های داریم مثل استغاثه هایمان، رایگان مشاوره قضایی می‌دهند. پزشکانمان می‌آیند رایگان مریض می‌بینند، مشاورانمان می‌آیند رایگان مشاوره می‌دهند. و خیلی از خدمات رایگان مثل اربعین. ما هر جمعه داریم بالاخره می خواهند یک جوری دل امام زمن را شاد بکنند. این روحیه، روحیه باارزشی است. خیلی ارزشمند است این روحیه آدم این را داشته باشد که نفعش به بقیه هر کاری می‌تواند، نفعش می رسد به بقیه. یک موقع یک کسی هست می گوید من که خودم مریضم، زمین‌گیرم، فقیرم، الان هیچ کاری که نمی توانم بکنم. تخصصی ندارم. خب چکار می تواند بکند؟ می آید می نشیند برای موفقیت اینها، دعا می‌کند، خیلی ارزشمند است. دعای پیرزن‌ها و پیرمردها خیلی پیش خدا عزیز است یا بچه‌ها، بچه‌ها می‌نشینند دعا می‌کنند. من می‌نشینم تا صلوات می فرستم، خیلی عظمت دارد. آیت الله بهجت می فرمود: شما اگر بدانید صلوات در برزخ چه اتفاقی برایش می‌افتد، چه کارهایی می کند، قدر می دانست. خیلی عظمت دارد. یک پیرمرد یک پیرزن می نشیند  با صلواتش از رزمنده‌ها، از مردم، از کشورش پشتیبانی می‌کند. دفع بلا می کند. کار است دیگر. نفع می رساند. نحوه رساندن یک شکل نیست، هر کاری آدم می‌تواند انجام بدهد. آخرین روایت را هم بخوانم برای این ساعت، بس است. ان شاء الله ساعت بعد.

خلاصه

جملات ناب

  • یکی از وظایف اعضای خانواده نسبت به هم، لطف و مهربانی کردن است.

  • شاخص اصلی ایمان و انسانیت یک فرد، میزان مهربانی و رحیم بودن اوست، نه صرفاً اعمال عبادی.

  • عبادات باید منجر به شباهت ما به خداوند و افزایش مهربانی و اخلاق نیکو شوند.

  • کامل‌ترین مؤمن از نظر ایمان، کسی است که بهترین اخلاق و بیشترین لطف را به خانواده‌اش دارد.

  • لطف یعنی توجه به نیازهای ضروری و مهم خانواده و مقدم دانستن آن‌ها.

  • احسان، خروجی محبت و مهربانی است که باید در رفتار و عمل ما نمود پیدا کند.

  • ابراز محبت به روش‌های مختلف (کلامی، بصری، لمسی) برای همه انسان‌ها ضروری است.

  • احسان یعنی توجه به نیازها و انتظارات دیگران، حتی اگر نیاز مبرمی نداشته باشند.

  • “الخلق عیال الله”؛ مردم خانواده خدا هستند و محبوب‌ترین افراد نزد خدا، کسانی هستند که به خانواده او احسان بیشتری می‌کنند.

  • با دیگران همان‌گونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود؛ زیرا هر کاری با دیگران کنی، با خودت کرده‌ای.

  • هر کاری با انسان‌ها کنی، در حقیقت با اهل بیت (ع) و در نهایت با امام زمان (عج) کرده‌ای.

  • همه چیز جلوه خداست و توهین یا بدرفتاری با هر موجودی، توهین به خداوند است.

  • محبت ما به اعضای خانواده باید انسانی باشد، نه صرفاً غریزی و خودخواهانه.

  • کینه و انتقام ممنوع است؛ گذشته دیگران و خود را به خدا بسپارید و رو به آینده حرکت کنید.

  • بدی دیگران در حق ما، ما را به خدا نزدیک‌تر می‌کند و خداوند بهترین جبران‌کننده است.

  • هر چقدر می‌خواهی محبوب‌تر و عزیزتر نزد خدا شوی، بار بندگان خدا را بردار و به آن‌ها سود برسان.

  • “سید القوم خادمهم”؛ سرور هر جمعی، کسی است که بیشترین خدمت را به دیگران می‌کند.

  • آدم‌های زیرک، دائماً سعی می‌کنند تولید شادی کنند و غم‌ها را از دیگران برطرف سازند.

  • شاد کردن یک کودک، راهی برای ورود به خانه‌ای ویژه در بهشت است.

  • از خدا بترسید و به دو گروه ضعیف، یعنی یتیم و زن، احسان و رحمت ویژه داشته باشید.

  • بهترین شما کسی است که بهترین باشد برای اهل خودش و ضعیف‌کش نباشد.

  • محبوبیت نزد خدا، فداکاری و هزینه کردن برای سود رساندن به مردم را می‌طلبد.

  • نفع رساندن به دیگران می‌تواند مالی، علمی، مشاوره‌ای، خدماتی یا حتی دعایی باشد.

  • هر چقدر تولید شادی و آرامش کنی و بار دیگران را برداری، به خدا نزدیک‌تر می‌شوی.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه