فهرست مطالب
Toggleدعای هشتم را میخوانیم که پناه بردن انسان به خداوند هست از آسیبهایی که هر کدامشان میتوانند سعادت دنیا و آخرت ما را به خطر بیندازند. خب، آفتهای متعددی را با هم دیدیم و خواندیم. امشب نوبت این بخش هست: «وَ تَرْکِ شُکْرِ لمَنِ اسْتَنَعَ الْعَارِفَهَ عِنْدَنَا». خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه شکر را ترک بکنم، تشکر را از کسانی که در حق من معروفی و کار خوبی کردند، ترک بکنم.
اهمیت شکرگزاری از خدا و بندگان خدا
بحث شکر خدا جایگاه بسیار بسیار مهمی دارد که الان جایش نیست. ما کارگاه شکر را گذراندیم. حتماً من توصیه میکنم به عزیزان که آن کارگاه را خودشان کار بکنند، کارگاه شکر را که امام سجاد در دعای اول، شکر را یکی از فصلهای انسان ذکر میکند. میگوید انسان به محض اینکه شکر را ترک بکند، باطنش بهیمی میشود، حیوانی میشود. آدمی که روحیه تشکر ندارد، چه از خدا چه از بندگان خدا، این خود به خود وارد حیطه بهیمیت میشود. بحث شکر از خدا و آثار و جایگاهش فوقالعاده مهم است. بسیاری از شکستها و محرومیتهایی که انسان در زندگیاش تحمل میکند، به خاطر نداشتن روحیه شکر است که شکر ندارد اصلاً و نعمتها را خوب نمیبیند.
شکر از بندگان خدا
ولی الان بحث شکر از خدا نیست، بحث شکر از بنده خداست که همانطور که فرمودند: «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمَخْلُوقَ لَمْ یَشْکُرِ الْخَالِقَ». هر کس که شکر مخلوق را به جا نیاورد، شکر خالق را هم به جا نیاورده است. یعنی این هر دو تا آسیب را دارد؛ هم ناسپاسی است نسبت به مخلوقات، هم ناسپاسی است نسبت به خداوند تبارک و تعالی. لذا امام سجاد این را به عنوان یک آسیب جدی جدا ذکر میکند: «وَ تَرْکِ شُکْرِ لمَنِ اسْتَنَعَ الْعَارِفَهَ عِنْدَنَا». خدایا پناه میبرم به تو از اینکه من شکر را نسبت به کسانی که به ما محبتی و معروفی را در حق ما اعمال کردند، ترک بکنم.
شکر قلبی و زبانی
خب ما در زندگیمان آدمهای زیادی هستند که در سعادتمان نقش دارند که باید این شکر در موردشان انجام بشود. شکر زمانی است که شما به طرف مقابل میگویید- دقت کنید، میگویید، قدردانی قلبی کافی نیست، بلکه آنی که مهم است چیست؟ اینکه تو به طرف مقابل بگویی که من میدانم تو در حق من چه کار کردی، اعتراف بکنی در مقابلش و نقش را بگویی و ازش تشکر کنی. اینکه قلبم میدانم، مرحله پایین به شکر نمیرسد. شکر یعنی اینکه من بگویم که من میدانم تو چه کار کردی در حق من، به زبان بیاورم، چه در مورد خداوند چه در مورد بندگان خدا و از طرف مقابل به خاطر آن لطفش تشکر کنم.
آدمی که روحیه شکر و زبان شکر ندارد، این از جرگه انسانی خارج میشود. یعنی باطنش دیگر میشود باطن بهیمی و این بسیار خطرناک است. انسان باید برای اینکه بتواند حداقل در این بعد، در این بُعد از باطن حیوانی و بهیمی نجات پیدا بکند، باید روحیه تشکر را در خودش زنده بکند، حرف زدن، گفتن. این بسیار بسیار مهم است.
شکرگزاری از پدر و مادر
از پدر و مادر بارها ما باید این را به زبان بیاوریم در مقابل پدر و مادرمان که شما لطف عظیم و بینهایتی در حق ما کردید. امروز داشتم جایی سخنرانی میکردم، گفتم اگر ما در اسرائیل متولد شده بودیم الان چه کاره بودیم؟ الان داشتیم چه کار میکردیم؟ آدمکشی میکردیم. اگر من آخوند هم آنجا بودم، الان شده بودم جز این خاخامها، داشتم به همه میگفتم بروید آدم بکشید. غیر از این است؟ پدر و مادر ما همین که ما را در این کشور به دنیا آوردند، روح تشیع به ما دادند، نطفه شیعه، نطفه ولایت به ما دادند. بینهایت دارم تأکید میکنم، بینهایت نسبت به آنها ما مدیون هستیم. حالا بعضیها آنقدر احمق و نادان و ناسپاس هستند که مثلاً میگوید با پدرم دعوا دارم سر اینکه نمیدانم چرا عروسی داداشم دویست میلیون خرج کرده، عروسی من صد و پنجاه میلیون. به داداشم ماشین داده، به من نداده. نمیدانم مامانم اینجوری بوده. یعنی سر دنیا با خانواده خودش دعوا دارد. نمیفهمد که حق آنها یک حق بی پایان است، حق پدر و مادر و ما هیچ حقی نداریم سر دنیا با خانوادهمان، با پدر و مادرمان یا کسانی که حقشان بالاتر از آنهاست، دعوا راه بیندازیم. این را باید بفهمیم این را و باید به زبان بیاوریم که من از شما خیلی ممنونم که این لطف را در حق من کردید، من را به دنیا آوردید و معمولاً هم آدمها نمیبینند. یعنی شخص حتی بعد از اینکه خودش ازدواج میکند، بچهدار میشود و خون و دل تربیت بچه را میخورد، حاضر نیست برود به پدر و مادرش بگوید شما چه کار کردید برای ما؟ چه خون دلهایی خوردید که من تا الان تا بزرگ شدم تا اینجا رسیدم. پدر و مادر همیشه لطفشان شامل حال انسان است، دعایشان، دلنگرانیشان، مهربانیشان.
خدا رحمت کند مرحوم سید رضی را، مؤلف نهجالبلاغه است، از اولیا خداست مرحوم سید رضی و سید مرتضی، داداششان، این وقتی که مادرشان فوت کرد، به قدری مثل بچهها گریه میکردند، دو تا فقیه، دو تا ولیّ خدا، مثل بچهها اشک میریختند و گریه میکردند و بیتابی میکردند. میگفت خدا میداند که الان چه دعایی از من دریغ شده، دیگر کی میخواهد من را با دعاهایش حمایت بکند. خیلیها این را نمیفهمند که اگر پدر و مادر نباشند، دعاهایشان، دلواپسیهایشان نباشد، انسان بسیار آسیب میبیند. بسیاری از مصائبی که ما در زندگی ازمان برطرف میشود، به دعای پدر و مادر است. پدر و مادر کسانی هستند که وقتی از دنیا میروند، باز بابالحوائج اند. فرمود بروید سر قبرشان، ازشان درخواست حاجت و دعا بکنید. حاجتتان را ازشان بخواهید چون مستجابالدعوه هستند، اینها در همان عالم هم که هستند، قدرتشان بیشتر است برای کمک کردن به شما، و خیلیها این را نمیفهمند که نقش ما فکر میکنند اگر من الان خودم مثلاً شدم دکتر، مهندس، آیتالله، نمیدانم رئیسجمهور، دیگر حالا از مادرم بهترم یا از مادرم ….. نه، ما هر چه که بشویم در مقابل پدر و مادر هیچیم. هیچی جز یک کنیز و یک غلام، هیچی نیستیم در مقابل پدر و مادر.
تواضع در برابر والدین
قرآن هم همین را میگوید: «وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ». بال ذلت را از روی رحمت در مقابل پدر و مادرت بگستر. اگر انسان این را نداند، نفهمد، دیگر نمیتواند حق کسی را ادا کند. انسان باید دائماً از پدر و مادرش تشکر بکند و این را به زبان بیاورد. اینکه پیامبر میفرماید شما سه تا پدر دارید: «أَبٌ یُعَلِّمُکَ» پدری که باعث تعلیم تو بشود، معلمت که حقش از پدر و مادر هم بالاتر است. «وَ أَبٌ یُوَلِّدُکَ» پدری که باعث تولد تو میشود و «وَ أَبٌ یُزَوِّجُکَ» پدری که باعث ازدواج تو میشود. پدرزن، مادر زن، پدرشوهر، مادرشوهر، حکمش مثل پدر و مادر میماند. برای اینکه ما باید دقت کنیم.
شکرگزاری از خانواده همسر
بعضیها آنقدر نادان هستند که وقتی ازدواج میکنند، به همسرشان میگویند پدر و مادرت را ول کن، تو فقط مال من باش. یعنی تملک میخواهد کند همسرش را. دقت نمیکند که این همسر قبل از اینکه همسر او باشد، فرزند یک خانواده است. آن خانواده خون دل خوردند تا این شده این و حالا به ما هدیه دادند، پسرشان را یا دخترشان را به ما هدیه دادند. باید مثل پدر و مادر زمینیمان از پدر و مادر همسرمان همیشه قدردانی کنیم با بزرگداشت، مثل پدر و مادر خودمان، حرمتش را نگه داریم. کسی که این را نمیفهمد، قطعاً شکر خدا را به جا نیاورده است. این همان کسی است که میافتد در وادی بهیمیت و باطن حیوانی که نمیفهمد پدرزن یعنی چه، مادر زن یعنی چه، پدرشوهر، مادرشوهر یعنی چه. این را نمی فهمد. بابا اینها خون دل خوردند، بچه را بزرگ کردند، سالهای سال حالا دارند در اختیار تو قرار میدهند پسرشان و دخترشان را. احساس ملکیت آدم نباید بکند؛ یعنی شما باید همیشه قدردان خانواده همسرتان باشید. رفت و آمد بکنید، تشکر بکنید، بهشان هم بگویید این را. آنها بفهمند که یک دامادی که آمده دخترشان را دزدیده ندارند، بلکه یک پسر به خانوادهشان اضافه شده، یک پسر وفادار که علاوه بر اینکه دخترشان را ازشان نگرفته، خودش هم شده غلام اینها. یک دختر هم همینطور. باید این را برای خانواده همسرش جا بیندازد که من نیامدم پسر شما را از شما جدا کنم، بگیرم. من آمدم کنار پسر شما خدمت کنم به شما. این را باید بفهمد. آدمهایی که روح اینجوری ندارند، طلبکارند و خودشیفته هستند، اینها همان در وادی حیوانیت و بهیمیت میافتند، توی خشونت با خانواده همسر، در خشونت با خانواده خودش.
شکرگزاری از برادر و خواهر
باید بفهمانیم به برادرمان که برادر من از تو را دارم، یک برادر دارم، خدا را شاکر هستم. یک خواهر دارم، خدا را شاکرم. من از عواطف برادری، دعای برادری، عواطف خواهری، دعای خواهری شما در حق خودم تشکر میکنم. خیلی ما باید روح تشکر را…
شکرگزاری از عموم مردم و مسئولین
شما از همین خیابان که میخواهید بروید، الان ما همینجا که نشستیم مدیون امام جماعت اینجا هستیم، مدیون خادمهای حسینیه هستیم، کسانی که در اداره نیرو، وزارت نیرو، برق را برای ما تولید میکنند و غریب هم هستند. کسی از اینها تشکر نمیکند، نمیبیند اصلاً. کارگرها، آب برای ما تولید میکنند. پاسدارها و ارتشیهای عزیز و سربازهایی که الان در مرزها، پلیس عزیزمان که دارند در کشور برای ما امنیت ایجاد میکنند. چون خیلی از کشورها نمیتوانید با این امنیت راه بروید، آن هم شب بیایید بیرون. شما بروید کشور اروپایی، آمریکایی، این ساعت کسی بیاید بیرون، خونش دست خودش است. اینجوری نیستش که شما راحت امنیت داشته باشید. ما باید خیلی قدردان…. نانوایی که نان را میپزد برای ما، مغازهداری که جنسش را می فروشد، ما نمیخریم، نیازی هم نداریم، اما همین که دارد شهر ما را آباد میکند، خدمتی به مردم ما دارد میکند، یک چراغی روشن کرده در این پیادهرو، نور چراغ باعث میشود تو راحت از پیادهرو رد بشوی، یک امنیت ایجاد کرده برای تو. نمیدانم، کسهای دیگر، کسانی که دارند برای ما بنزین تهیه میکنند، گاز تهیه میکنند، آب، برق و نیرو تهیه میکنند. و شخصیتهایی که در زندگی ما سهم دارند، رهبرمان، اماممان که اگر نبود، ما الان کشورمان دهها بار تکه تکه شده بود. کشورمان تجزیه شده بود اگر او نبود. خب باید ببینیم ما اینها را. اگر خدا میبیند در دل ما این را دیده نمیشویم، ما شاکر نیستیم. بسیار بسیار مهم است. این وظیفه است که ما ببینیم.
شکرگزاری از همسر و فرزندان
همسرمان را ببینیم و نقشاش را بارها بهش بگوییم که اگر تو نبودی، چه مشکلاتی… تو این همه تو جوانیات را در اختیار من گذاشتی، آرزوها، آرمانهایت را به من سپردی، بچه برای من به دنیا آورده یا پدری کردی برای بچههای من. این خیلی مهم است که ما اینها را ببینیم و شکر خدا را بکنیم. از بچههایمان تشکر بکنیم از اینکه هستند و ما را از تنهایی، از خیلی از مشکلات دیگر نجات میدهند، شیرینی زندگی ما هستند، نمک زندگی ما هستند. خدا را شکر بکنیم و از بندگان خدا شکر بکنیم. هر کس در زندگی ما نقشی دارد، هر کس در زندگی ما نقشی دارد، این را ببینیم.
شکرگزاری از کارگران و زحمتکشان
لذا در خیابان، من قدیمها که بچه بودم، مثلاً پنج شش سالم بود، یک موقعی مثلاً با پدر و مادرم، بزرگتری رد میشدیم، بزرگترهای ما آن موقع هم همه این ادبها را داشتند، الان هم دارند الحمدلله. مثلا جلوی ساختمان رد میشدند، کارگرها داشتند کار میکردند، عملهها یا بنا داشتند کار میکرد، بعد می رسیدند می گفتند: دست شما درد نکنه، خدا قوت بده بهتون. تشکر می کردند. با اینکه نه خانه مال اینها بود، نه زمین مال اینها بود، اما اینکه یک آبادانی دارد در محل ما ایجاد میشود، یک نفر دارد آنجا آبادانی ایجاد میکند. کارگرها، رفتگر. رفتگر باید ببیند که ما میبینیمش. باید صبحهای سحر که شما میزنید از خانه بیرون، میبینی که رفتگرها دارند در آن هوای سرد و در آن هوای تاریک دارند شهر ما را تمیز میکنند. حالا میرویم برویم بهشان سلام و علیک بکنیم، تشکر بکنیم یا اگر میتوانیم حتی یک هدیه بهشان بدهیم. اینکه ما روح دیدن را نداشته باشیم، این کوری، کوری آخرتی میآورد.
شکرگزاری و باز شدن باطن
شکر باعث میشود که انسان باطنش باز بشود و بعد یواش یواش با این دیدن بندگان خدا، خدا پرده را از جلوی چشم او کنار میزند تا انشاءالله بتواند خدا را ببیند. انسان غیب را میبیند، ملائکه را میبیند، باطن عوالم را میبیند. اینکه انسان اینها را ببیند، ناشکری نکند، ناسپاسی نکند، این به قدری وحشتناک است که امام علیهالسلام، به خداوند عرض می کند، من پناه میبرم به تو از اینکه ترک شکر کنم، ترک تشکر بکنم از کسانی که به ما کمک کردند.
شکرگزاری از فعالان رسانه و خدمات عمومی
کسانی که الان در صدا و سیما هستند، دارند شب و روز زحمت میکشند. شما خیلی وقتها آدمها تنهایند. امشب اگر بروند، تلویزیون برنامه نداشته باشد، خاموش باشد، کلی وحشت و اضطراب میگیرد، حوصلهشان سر میرود، مشکل روحی روانی پیدا میکنند. یک عدهای دارند زحمت میکشند آنجا، برای ما برنامه تولید میکنند، همه جور برنامه با همه جور ذائقهای برای همه جور افراد. دارند خون دل میخورند، زحمت میکشند در صدا و سیما، در رسانهها برای ما برنامه تولید میکنند. این مهم است. وقتی که اخبارگو میگوید سلام عرض میکنم بینندگان عزیز، واقعاً شما بهش سلام بکنید، برایش سلام بفرستید، برایش سلامتی بخواهید. درود خدا بخواهید. به عشق ما، آنها آنجا هستند برای ما، آنها در آن استودیو هستند که برای ما برنامه تولید بکنند. حالا الان من این برنامه را نیاز ندارم یا خوشم نمیآید، ولی عدهای دارند لذت میبرند، خب آنها هم شادند. دارند خواهر و برادرهای ما را شاد میکنند، خواهر و برادرهای ما را سرگرم میکنند. شبکه ورزش گذاشتند مثلاً، یک عالم جوان لذت میبرند، دارند پیگیری میکنند، علاقهمند هستند یا شبکه کودک دارند، شبکه دیگر دارند. ما اینها را ببینیم.
شکرگزاری و دوری از کوری باطن
ما باید این را در خودمان اگر بخواهیم باطنمان کور نشود، چون کسی که شکر ندارد از دیگران، به میزانی که شکر ندارید، کور میشوید و این کوری با ما میآید آنجا: «فَمَن کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الْآخِرَهِ أَعْمَى». هر کس که اینجا کور است، آنجا هم کور است. لذا داروخانهای هست آنجا، دارد زحمت میکشد، داروخانه تأسیس کرده. ما فقط میرویم حرفمان را میزنیم، این دارو را میخواهیم، اما سلام و علیک نداریم، تشکر نداریم. پزشکهای عزیز، درمانگاههایی که دارند زحمت میکشند، بیمارستانهایی که پرستارهای عزیزی که دارند زحمت میکشند. عرض کنم خدمتتان که تاکسی که دارد مسافرها را رفت و میبرد و میآورد، آن تلفن تاکسی اینترنتی که اصلش انواعش… آدم مینشیند در تاکسی، تشکر بکند از اینکه اینها در حال خدمت هستند، ما را میبرند و میآورند، وقتمان تلف نمیشود. از نانوا تشکر بکنیم، از قصاب تشکر بکنیم، از خواربارفروش تشکر بکنیم. تمرین بکنیم که ببینیم آدمهای اطرافمان را. هر کس در هر حرفهای که هست، در هر شغلی که هست، ببینیمشان، همکارانمان را ببینیم، ازشان تشکر بکنیم از اینکه هستند، دارند کمک میکنند به ما که بتوانیم یک هدفی را جلو ببریم. بزرگترهایمان را، مربیانمان را، اساتیدمان را و فرماندهانمان را، مدیرانمان را ببینیم که خون دل میخورند و باعث میشوند که ما توفیقاتی را در قِبل خون دل آنها، مدیریت کلان آنها، بتوانیم یک خیری را ایجاد بکنیم، یک کاری را جلو ببریم. این را باید تمرین بکنیم ما.
شکرگزاری، عامل رشد و برکت
دستپرورده اسلام، دستپرورده انبیا، دستپرورده ائمه علیهمالسلام کسی است که دائماً این چشمش باز است، روح تشکر دارد و این شخص تازه میتواند شکر خدا را به جا بیاورد. اگر کسی این را به جا آورد، قرآن چه میگوید: «وَ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ». اگر به شکر رسیدید، شکر چیست؟ فرمولهای بحثمان شکر، قدر است. قضایش چیست؟ غذایش زیاد شدن نعمت، زیاد شدن خودت هم هست، بزرگ شدن خودت است. ببینید، میگوید: «وَ لَئِن شَکَرْتُمْ» اگر تشکر کردید، «لَأَزِیدَنَّکُمْ». نمیگوید: «لَأَزِیدَنَّ لَکُمْ» به شما نعمتتان را زیاد میکند، میگوید خودتان را زیاد میکنیم. یعنی خودت رشد پیدا میکنی. شکر شخصیت انسان را رشد میدهد. شما باید انسان عادت بکند که تشکر کند، عادت بکند دائماً.
تشویق به خدمت با شکرگزاری
اگر شکر را این کار را کردی، چطور خدا میگوید اگر از من تشکر کنید، من به شما بیشتر میدهم. بنده، اگر شما شکر باعث میشود همه آدمها تشویق بشوند در چی؟ کار خوبی که دارند انجام میدهند. «عَارِفَهَ» دیگر، «لمَنِ اسْتَنَعَ الْعَارِفَهَ عِنْدَنَا». کسی که یک امر معروفی را، «عَارِفَهَ» یعنی امر معروف، امر پسندیده و درستی را برای ما انجام داد. در همین نبرد دوازده روزه ما دیدیم خیلیها بودند ادّعای دین و ایمان میکردند، فرار کردند، رفتند شمال و کارهایشان را تعطیل کردند. من در خیلی از اصناف دیدم کارهایشان را تعطیل کردند. در بعضی بیمارستانها اصلاً به سختی شما میتوانید پزشک گیر بیاورید، پزشکها فرار کرده بودند، رفته بودند. ولی یک عده پزشک بودند و پرستار بودند با شجاعت، با عشق،وایستادند برای ملت. خانههایشان هم نرفتند. در کرونا شما دیدید بعضی از پرستارهای ما میگفتند ما چند هفته است خانه نرفتیم، آنقدر زحمت کشیدند. آن موقعی که یک دانه در محل مثلاً یک دانه یا دو تا دانه نانوایی هست، اگر اینها فرار کنند بروند، چه اتفاقی میافتد؟ کار سخت میشود. بعد نانوایی که میتوانست فرار بکند، میگفت من یک عمر به این ملت بدهکارم، الان باید باشم، نان تولید کنم، دست این مردم بدهم، کسی اذیت نشود، اضطراب نداشته باشد. من باید الان در مغازهام را باز کنم، من الان مطبم را باید باز کنم، مغازهام را باز بکنم. عادیسازی کار، عادیسازی. اگر فرار کنیم چون ما پول داریم، ماشین داریم، ویلا داریم، بدویم برویم خودمان را… این کار آدمها نیست. آدمها کسانی هستند که وایمیستند وسط میدان، به آنی که الان مجروح شده، خانهاش خراب شده، شهید داده، گرفتاری دارد، می ایستد کمک میکند. بابا این صحنهها را از ملتمان خیلی دیدیم. در این بمبارانها از ملتمان خیلی دیدیم که چقدر عالی ایستادند، کمک کردند. فوقالعاده بود. جوانهای جهادی از همان لحظه که خانهها مورد اصابت قرار میگرفتند، میرفتند خانهها را بازسازی میکردند، اصلاح می کردند، بازسازی میکردند، رایگان.
شکرگزاری از کشاورزان و خدمات شهری
این خیلی مهم است که ما بدانیم «هُوَ أَنْتَ»، آدمها خود تو هستند. «هُوَ رَسُولُ اللَّهِ»، «وَ هُوَ اللَّهُ». به هر کس هر خیری برسانی، به اهل بیت و خدا رساندهای. آن موقع است که تشکر از خلق، تشکر از خداست. ناشکری از خلق هم، ناشکری از خداست. این دیدن آدمها خیلی مهم است. کشاورزهای عزیزی که دارند زحمت میکشند، به ما میرسانند. اگر نبودند ما الان چه جوری میخواستیم زنده باشیم؟ چقدر برای سلامتیشان دعا کردیم، برای خیر و برکتشان دعا کردیم، برای دفع مشکلاتشان صدقه دادیم، چقدر دعا کردیم که خدا آفات از اینها برطرف بکند. خودشیفتگی، خودخواهی باعث میشود انسان بقیه را نبیند در زندگی، فقط خودش را ببیند. نهاد کاری که میکند، میگوید خب حالا وظیفهاش را دارد انجام میدهد، من هم اگر ازش خدماتی بگیرم، دارم پولش را میدهم دیگر. قبل از اینکه خدمات بگیری، وجود این آدم، اینکه یک درمانگاه زده، چند تا پزشک آمدند آنجا، چند تا پرستار آمدند، چند تا کارمند آمدند آنجا، خودش یک امنیت و آرامش را میآورد در شهر، صرف نظر از اینکه تو نیاز داشته باشی یا نیاز نداشته باشی. یک عارفه است، یک کار معروف است در شهر تو دارد اتفاق میافتد. ایام جشن میشود، شهرت را برایت چراغانی میکنند، زیباسازی میکنند، حال خوبی بهت میدهند. مغازهدارها، نمیدانم، رستورانها، غذافروشیها، غذاخوریها، مغازههای مختلف که همه رونق به محل زندگی ما میدهد، شهر ما را، محل زندگی ما را آباد میکند. ما باید اینها را ببینیم، ازشان تشکر کنیم. از خدا هم تشکر کنیم. دائماً باید این باشد.
تشکر، عامل تشویق به خدمت بیشتر
بنابراین شما وقتی که از یک نفر به خاطر نوع محبتش تشکر میکنید، یکی از معجزات که اتفاق میافتد این است که آن شخص برای خدمت بیشتر، برای محبت بیشتر، رحمانیت بیشتر تشویق میشود. داری بهش می گویی من دیدم این را. میروی خانه، غذا میگذارند جلویت، چه همسرت، چه پدر و مادرت. باید از پدر و مادر و همسر تشکر کرد. هر روز یک چایی میگذارد جلوی شما، یک لیوان آب میآورد برای شما. بچههایتان را هم باید همینجوری تربیت بکنید. پدرها باید بچهها را طوری تربیت کنند که هر بار بچه میآید سر سفره مینشیند، از مادرش و هر کسی که عوامل درست کردن آن غذاست، تشکر کند. یک کسی نوشابهاش را خریده، یک کسی دوغش را درست کرده، کسی سالادش را درست کرده، یک کسی نانش را گرفته، یک کسی خورشتش را درست کرده. انسان از مجموعه دستاندرکاران سفره تشکر کند، از همه.
این مرد خانه است که باید روحیه شکر را به بقیه بدهد. زن خانه است که باید روحیه شکر را به همه بدهد که آقا ممنونیم از شما که این سفره به برکت شماست، این لقمه به برکت شماست. زن از مردش تشکر کند، مرد از زنش تشکر کند. نه فقط برای این، برای هر نوع حضوری که آن حضور نوعی محبت به ماست. این حضور که تنها نیستیم، این حضور که امنیت داریم، این خودش نعمت بزرگی است.
غلبه بر حجاب عادت
خیلی وقتها آدمها در اثر حجاب عادت، همدیگر را نمیبینند و محبتها را نمیبینند. این خطرناک است. ما باید اجازه ندهیم حجاب عادت، قبلاً راجع بهش صحبت کردم، در هیچ زمینهای به ما غلبه کند. اگر حجاب عادت غلبه کرد، دیگر همسرت برایت عادی میشود، حضور بچههایت برایت عادی میشوند، مسجد عادی میشود، نماز عادی میشود، هیئت عادی میشود، امام جماعت عادی میشود. نباید بگذاریم که حجاب عادت بر ما غلبه کند.
تجربه زیارت و اهمیت آزادی مذهبی
ما رفته بودیم، جای شما خالی، این دو هفته پیش مشرف شده بودیم خانه خدا. خب در مدینه که رفتی، میگوید که آنجا حق نداری دستت را بزنی سینهات، ابراز ارادت بکنی، جرم است. سلام نمیتوانی بلند بدهی. نمیدانم روضه میروی، قبلش پیغمبر که نمیتوانی بروی آنجا کنار خانه حضرت زهرا. نوبتی باید بروی، آن هم چند دقیقه آنجا فقط میتوانی باشی و بعد بروی. اینکه بایستی گریه کنی، عرض ارادت کنی، زیارتنامه بخوانی، ممنوع است. صلواتی اصلاً نمیتوانی بلند بفرستی، ابراز عشق نمیتوانی کنی. ببینید، یک زندان به تمام معنا. یک زندان به تمام معنا. فقط در مسجد النبی بنشینی قرآن بخوانی، مثلاً اگر هم بخواهی عرض ارادتی کنی از راه دور، آن هم باید صدایت درنیاید، جیکت در نیاید، نمیدانم. یعنی آنقدر خفقان به آدم دست میدهد آنجا که ما در مسجد مدینه، در شهر مدینه، در مدینه خانهای هست، باغی هست که مال حضرت کاظم است، خانه حضرت کاظم بوده. مردم تا خفگی بهشان دست میدهد، پول میدهند، میروند آنجا وارد آن خانه حضرت کاظم میشوند. آنجا دیگر صلوات آزاد است، گریه آزاد است، توسل آزاد است، عرض ارادت آزاد است. بعد تازه یک دفعه دیگر خفگی که داشتید، چند روز داشتید، نفست در نمیآمد، یک دفعه سینهات باز میشود، میتوانی صلوات بلند، یک «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ» میتوانی بگویی. هی ما اگر نداشته باشیم، خفه میشویم. ولی دقت نمیکنیم که بابا کی مسجد را باز نگه داشته؟ هیئت امنا، مردم دارند پول میدهند این مسجد، این بنایی که با امنیت ساخته شده، فرشهایی که افتاده شده، نمیدانم. به ما اجازه میدهند این میکدهها باز شده. الحمدلله میکدهها باز است. «شکر ایزد که در میکده باز است». شما دیدید در کرونا مسجدها بسته شده بود، همه احساس خفگی داشتند. یعنی میرفتند پشت درهای مسجدها مینشستند از شدت فشار با در و دیوار مسجد صفا میکردند. حرمها را یادتان هست؟ مردم می رفتند اطراف حرم امام رضا روی زمین مینشستند از راه دور.
یادم است روزی که در حرم باز شد و در مسجد باز شد، مردم مثل… یعنی حالتی جز پرندهای که سالها در قفس بوده، آزاد شده، توی… از شوق در و دیوار مسجد میخواستند لیس بزنند، ببوسند، گریه کنند. اگر کنار هم میتوانند بنشینند، چشمشان به هم میافتد، دست بدهند به همدیگر، میتوانند به همدیگر نگاه بکنند، می توانند از حضور هم لذت ببرند. عادت باعث میشود ما اینها را نفهمیم. آنی که حجاب عادت ندارد، هر باری که میآید مینشیند در مسجد، برایش عادی نیست و میبیند که این یعنی چه. هر باری که خواهرش، مادرش، همسرش یک چایی میگذارد جلوش، یک شربت میگذارد جلوش، یک لیوان آب میآورد برایش، عادی نیست. هر بار پایش را میگذارد در خانه، برایش عادی نیست. خدایا شکرت. الحمدلله. الحمدلله
قدردانی و دوری از ناسپاسی
قدر هم را که نمیدانند، مثل خروسجنگی به جان هم میافتند، هی به همدیگر نوک میزنند. طرفی که تو هی مثلاً باهاش دعوا هم داری، مریض شده، رفته بیمارستان یا چند روز نیستش که اصلاً جهنم است خانه برایت. بچه میرود که همه چیز غیرعادی شد. همسر میرود ، همه چیز غیرعادی شد. دوستانت را از دست میدهی، میبینی که همه چیز غیرعادی است. اما اگر انسان چشمش را باز کند و دائماً نعمتها را ببیند و تشکر بکند، همانطور که در نظام الهی رشد و زیادی دارد، شکر عامل زیادی قیمت و زیادی خودت. در نظام انسانی هم همینطور. یعنی وقتی که کسی که دارد در اجتماع کار میکند، ببیند که مردم قدرش را میدانند و ازش تشکر میکنند، میبینندش، او بیشتر تشویق میشود که خدمت کند به همشهریهای خودش. بیشتر تشویق میشود. یک رفتگر را شما بهش تشکر بکنید، اگر توانستید هدیه هم بهش بدهید، او با یک وجدان دیگری کار میکند. شما بارها دیدید رفتگرهای عزیز ما معروف هم هست در ایران، بارها کیفهای پولی که هزاران هزار برابر حقوقشان بوده پیدا کردند، طلا پیدا کردند، دلار پیدا کردند، با امنیت اینها را حفظ کردند به صاحبانشان. من یک موقع دیدم مثلاً ساعت دو صبح، دو صبح خانه ما زنگ میخورد، آدم از خواب میخواهد پاشود. چیست؟ چیست؟ آقا بیا پایین لطفاً، بعدمی روی پایین می بینی رفتگر است می گوید شیشه ماشینتان پایین است. یادتان رفته در ماشینتان باز است. چقدر خودش را وفادار میداند به هممحلی خودش. بیا پایین بابا شیشه ماشینت را ببند، خطرناک است. یک موقعی در ماشین. اگر دیده بشود، نوع خدمتش فرق میکند. دیده بشود اگر. ببینید شما قدرش را میدانید.
ارتباط با والدین پس از مرگ
بارها ما باید برویم از پدر و مادرمان به خاطر حضورشان، وجودشان. آنهایی که از دنیا رفتند، خدا رحمتشان کند، آنها را هم سر قبرشان بروید همین را بهشان بگویید. ترک نکنید، احسان عاق والدین میشود وقتی پدر و مادر را بعد از مرگ تنها میگذارد، حواسش نیست اصلاً، یادش میرود. عاق والدین میشود. پدر و مادر شخصیتهایی هستند که میتوانند بعد از مرگشان هم نفرین کنند، کمااینکه میتوانند بعد اگر در دنیا نفرین کردم، بعد از مرگ هم برگردانند، دعایشان دعا بکنند در حقشان. این رفتار ماست که تعیین میکند دعای آنها را یا نفرین آنها را. این رفتار ماست. ولی ما باید دائماً، حتی اگر از دنیا هم رفتند، به رحمت خدا رفتند، دائماً باهاشان درارتباط باشیم و ازشان تشکر کنیم. تشکرمان این استش که شادشان کنیم، برایشان درود بفرستیم، صلوات بفرستیم، صدقه بدهیم، رد مظالم بدهیم، باقیات صالحات داشته باشیم. وفاداریمان را ابراز میکنیم و خدا چقدر خشنود میشود از این روحیه. چقدر خدا خشنود میشود. کسی که عوامل مؤثر در زندگیاش را فراموش نمیکند، آدمهای مؤثر در زندگیاش را فراموش نمیکند. اگر ما دچار حجاب عادت و خودخواهی بشویم، خیلی از نعمتها را نمیبینیم و لیاقت چه را داریم؟ لیاقت محرومیت داریم، محروم میشویم.
شکرگزاری از کودکان و طبیعت
یک بچه کوچک، یک طفل کوچک، یک بچه یک ساله، دو ساله، سه ساله اطرافمان هست، بهش بفهمانیم که میبینیمت. بچه برایش واجب است، برایش حیاتی است که دیده بشود، تشویق بشود، از کارهای خوبش تشکر بشود، خوبیهایش دیده بشود. بهش بگوییم که داریم میبینیمت. یک گل، این گل به این قشنگی در خانه شما هست، بهش بگو که میبینیاش، تشکر کن ازش، صلوات برایش بفرست، نازش کن، یک بوسش کنید گل را، میفهمد، به خدا میفهمد که تو میفهمی. دیدید که در همان برنامه زندگی پس از مرگ یا کسی به یک گل مصنوعی توهین کرده بود، آنور گیر بود. گل مصنوعی، طبیعیاش که دیگر بماند. آقا به این بگو که میبینی، میفهمیاش. آن میوهای که داری میخوری، بفهمان بهش که داری این میوه را میبینی، به این خوشمزگی، به این نازی. معصوم وقتی میخواهد یک میوه را بخورد، اول میبوید، بعد میبوسد میوه را، بعد نازش میکند، بعد تازه میخوردش. یعنی آن میوه میفهمد که دارد میرود در بدن کی.
درک شعور موجودات
ببینید این دوست ما تجربه بعد از مرگ داشت، گفت یک روز نشسته بودم در اربعین سر یک سفره، سفرههای یکبار مصرف. گفت غذایم را که خوردم، میخواستم پاشوم، دیدم صدای جیغ و داد میآید. هی نگاه کردم، آخر سر دیدم یک صدای جیغ برنجهایی هستش که توی سفره ماندند. هی میگفتند، میگفت دقت کردم دیدم میگفتند ما را بخور، چرا ما را نمیخوری؟ ما دوست داریم جزو بدن زائر بشویم. بعداً دقت کردم دیدم ، میوهها هم دارند همین را میگویند. یک لحظه دیدم گوسفندها با چه شادی دارند حرکت میکنند، زودتر از صاحبانشان دارند میروند کربلا ذبح بشوند، عضو بدن زائرهای امام حسین بشوند. این فهم خیلی مهم است که میوه را بهش توهین نکن، غذا را نخوردی، نگو زشت است، بدمزه است، بیمزه است. اینجوری صحبت نکن در موردش. هر کدام از آنها یک کمالی دارند و یک مأموریتی دارند. از آن میوهها باید تشکر بکنیم، میوهای که میخواهیم بخوریمش. این کلمه خوشم نمیآید، دوست ندارم، زشت است، نمیدانم فلان، اینها را بگذاریم کنار. اینها خیلی تبعات منفی دارد. این جملات منفی باید از زندگی ما حذف بشود. یک چیز تلخ که میخوری، تلخی برای ما خیلی خوب است. اگر تلخی برای بدن ما ضرورت نداشت و لازم نبود، خدا نمیآفرید. آن تلخ را هم با شیرینی بخوریم. چون برای ما لازم است. هی ادا و اطفار، اهل شهوت شکم نباشیم که همه چیز را فقط باید تابع میلمان باشد.
شکرگزاری از اشیاء بی جان
پس چشمهایمان را باز بکنیم. از همه مجموعهای که در اطرافمان هست، خودکار تشکر کن. این خودکاری که با تو چند هزار کلمه بوده، پرتش نکن بعد از اینکه قطع شد، دیگر جوهر نداشت. خب جوهرش را پای تو ریخته، جانش را ریخته پای تو. جوهر وقتی نمینویسد دیگر پرت کردن ندارد که. بوسش کن، بغلش کن، نازش کن، تشکر کن از خودکارت، از مدادی که برایت کوچک شده، از دفترچهات، از همه تشکر کن. ببین اینها را. آنها هم این را میفهمند، کاملاً میفهمند. چون خداوند ظهور بیشعور ندارد. هر چه که دارد با شعور است. ما اصلاً هیچ موجود بیشعوری نداریم که نفهمد، نبیند، درک نکند، احساس نداشته باشد. اصلا چنین چیزی نیست. اگر ما موفق شدیم این حجاب عادت را کنار بگذاریم و ببینیم همه چیزی که در اطرافمان هست، تشکر بکنیم ازشان، شاکر باشیم، آن موقع است که باب روی ما باز میشود، درها روی ما باز میشود. باب خیر، باب برکت، باب رزق، همه چیز روی ما باز میشود. قلبمان باز میشود اصلاً. قلبمان باز میشود، انبساط پیدا میکنیم. آن موقع است که باب آرامش و شادی روی ما باز میشود. گفتیم خصوصیت مؤمن چند تا بود؟ سه تا دیگر خصوصیتهای اصلی: رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی. خب ما باید قدرهاش را ایجاد کنیم در خودمان تا اینها برای ما ایجاد بشود.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
معرفی فیلم «احمد»
من یک نکتهای را تذکر بدهم به عزیزان. فیلمی که الان در سینما اکران دارد میشود، فیلم بسیار با ارزشی است به نام «احمد» در مورد زندگینامه شهید احمد کاظمی. دوستان زحمت کشیدند، عزیزان و دستاندرکارانی که تهیه کردند فیلم را. حتماً بروید برای دیدنش و زیرمجموعههای خودتان، از خانواده بگیرید تا شاگردانتان، همکارانتان، همسایههایتان، فامیلتان، همه را تشویق کنید که بروند این فیلم را حتماً ببینند. بسیار بسیار خوب، مفید و سازندگی دارد. مضافاً از عزیزانی که زحمت میکشند این نوع آثار هنری ارزشمند را تولید میکنند، تشکر، وظیفه شکر داریم دیگر. بحثمان بحث شکر بود دیگر الان. وظیفه شکر داریم در حد اینکه یک بلیطی بخریم، یک وقتی بگذاریم، برویم برای رضای خدا این سینما را هم برویم. آن هم عبادت است. شما بروید این آثار را تشویق کنید… ببینید، تشویق بکنید و دلخوشی بدهیم به کارگردان، تهیهکننده اینکه بتوانند آثار فاخر اینگونه و ارزشی اینگونه، آثار هنری اینگونه را بسازند، نه اینکه فیلمهای مبتذل که بشود بقیه همه بروند تماشا بکنند، پول زیادی بدهند برای تماشایشان. بعد فیلمهای اینجوری یک عده زحمت میکشند با غربت، با مظلومیت تهیه میکنند، ما استقبال نکنیم و پشتیبانی نکنیم. این کار خوبی نیست. حتماً عزیزان بروند این فیلم را هم حتماً ببینند و دیگران را هم تشویق بکنند که این فیلمها دیده بشود. اکران خانگی دارد، اکران مثلاً در پایگاهها و مساجد دارد، اکران عرض کنم خدمتتان که در سینماها هم دارد و خب بهترینش هم همین است که انشاءالله بروید همین سینما با خانوادهتان بروید و تماشا کنید.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.