فهرست مطالب
Toggleریاضی بودن نظام خلقت و موجودات هستی 3-8
قرآن کریم تاکید زیادی دارد که هیچ چیز در نظام خلقت بدون قدر و اندازه و ملاک نیست. «قَد جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدرًا» و برای هر چیزی اندازه قرار داده، هر چیزی قابل اندازهگیری هست و اصلا هیچ استثنایی وجود ندارد که همه چیز عدد دارد؛ یعنی ساختار خلقت یک ساختار کاملا ریاضی و مهندسی شده است. تمام خلقت همینطور است؛ یعنی همانطور که در اتمها و الکترونها و تالها کارتونها ساختار عددی وجود دارد، قانون وجود دارد، در عالم گیاهان، حیوانات، انسان، بدن انسان، روح انسان در نظام خلقت تا بالا، شما بروید تا ملکوت برد هر جا که بروید این قوانین وجود دارد. همه چیز اندازه و مقدار دارد. همه چیز شاخص داد.
ملاک انسانیت و فسق از نظر قرآن « عشق به الله، عشق به اهل بیت و جهاد در راه خدا» 3-8
قرآن انسانیت را در سه چیز میداند: «عشق به الله، عشق به اهل بیت و جهاد در راه خدا»؛ یعنی اگر کسی این سه عشق در راس عشق هایش نباشد، از نگاه قرآن فاسق است. سوره توبه آیه بیست و چهار فرمود: «اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرتان و اموالاتان و عشیره تان و اموالتان، همسرانتان و اموال و بعد شغل، تجارت و خانه تان «قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا این هشت ها یعنی کمالات حیوانی و جمادی، اینها معشوقهای حیوانی ما و معشوقهای جمادی ما هستند. باباها که مامانها را هم دارد، پسران که دختران دارد، برادران که خواهران هم دارد، همسران، عشیره، اموال، شغل، تجارت، خانههایتان. میگوید اینها را هر چقدر بخواهید دوست داشته باشید هیچ اشکالی ندارد. هر چقدر زیاد دوست داشته باشید اینها را، خدا بدش نمی آید که شما اینها را دوست داشته باشید؛ اما به یک شرط؟ به شرطی که این هشتها تحت مدیریت سه معشوق باشند: «الله اهل بیت و چی؟ جهاد در راه خدا». اگر پایینتر باشند، شما دیگر انسان نیستید. هشت ها باید بیایند زیر دست این سه تا مدیریت بشوند: «الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا».
روح جهاد یا آرزوی جهاد، ملاک انقلابی و ایمان یا فاسق بودن انسان 3-8
اساسا ما مومن غیرانقلابی نداریم. انسان غیر انقلابی نداریم. اگر کسی انقلابی نیست؛ یعنی روح جهاد بر زندگی اش حاکم نیست، اساسا انسان نیست. قرآن این را تاکید میکند. پیامبر فرمود: کسی که از دنیا برود در عمرش جهاد نکرده باشد یا آرزوی جهاد نداشته باشد، منافق از دنیا میرود. برای همین در آیهای که قاری محترم خواندند «من المومنین الرجال صدق محاله علیه من ینتظر» مومنین کسانی هستند یا از میان مؤمنین، رجالی هستند که راست میگویند نسبت به آنچه که با خدا عهد داشتند. عدهای به عهدشان وفا کردند و رفتند و عدهای هم در حال چی هستند؟ انتظارند؛ یعنی آن شوق و عشق و نیت جهاد دارند. ممکن است حالا جبههای نباشد، جنگی نباشد، اما انتظار شهادت را دارند. «لیجزی الله الصادقین بصدقهم» تا خداوند آنهایی که صادق بودند را جزا بدهد «و لجیزی المنافقین» خوب دقت کنید. نمیگوید: «کاذبین» میگوید چی؟ منافقین؛ آن که روح شهادت طلبی ندارد، خدا میگوید منافق است. آن که جهاد کرده و رفته صدق داشته، آنهایی که منتظرند صدق دارند؛ ولی آنهایی که اصلا روح جهاد، روح شهادت ندارند، اینها منافق هستند. نمی توانند بگویند ما مومن هستیم. کسی که نخواهد تلاش بکند برای حاکمیت دین خدا و عشقش به آن هشت معشوق او را از جهاد و شهادت غافل بکند، این، حضرت می فرماید: منافق است. قرآن هم میفرماید: منافق است. این را گفتم برای اینکه ما به موضوع روزمان بهتر بتوانیم توجه بکنیم.
مقام خلیفه الهی و انسانیت؛ هدف خلقت انسان 3-8
ببینید قبلا توضیح دادیم انسان برای مقام خلافت آفریده شده، مقام عظمای انسانیت؛ اما انبیا نتوانستند در طول زمان این حاکمیت و مدیریت را در جوامع به عهده بگیرند تا انسانها را به بزرگی خودشان تربیت کنند. انسان آفریده شده به مقام خلیفهاللهی برسد. «اسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» برای این آفریده شده. همان مقامی که معصوم دارد ما برایش آفریده شدیم؛ اما ماها همیشه کوچک تربیت میشویم، بزرگ تربیت نمی شود. چون مربی بالا سرمان نیست. مربی نداریم.
وجه تمایز جامعه اسلامی یا مسلمانی و انسانی در حاکمیت و عدم حاکمیت مربی معصوم و خلیفه الله در آن جامعه است 3-8
الان جامعه بشری مربی ندارد که انسانها را به این بزرگی تربیت کند. پس جامعهی درواقع انسانی غیر از جامعهی اسلامی است. جامعهی اسلامی، جامعه مسلمانی است. جامعهی مسلمانی همین است که ما داریم. الان ما داریم، مسلمانها یک جا جمع میشوند و یک جامعهای تشکیل میدهند. اما جامعهی اسلامی، جامعهای هست که قوانین او براساس تربیت انسانی تنظیم میشود و در آن جامعه، انسانها بزرگ تربیت میشوند، انسانها انسان تربیت می شوند و خب برای اینکه جامعهای ایجاد بشود باید مربی بالا سرش باشد. خلیفه باید بالای سرش باشد که ما این جامعه را باید داشته باشیم. جامعهای که طبیعی باشد. الان شما بگویند از فردا کرج پزشک ندارد دیگر. بیمارستانها تعطیل است، درمانگاهها تعطیل است مطب هم تعطیل است، کسی می ماند که در کرج زندگی کند یا نه! ممکن است مریض هم نشویم؛ اما اصلا وجود اینکه بیمارستان هست، پزشک هست، درمانگاه هست، به انسان چی میدهد؟ آرامش میدهد. در این شهر که شما باید یادتان باشد اینجا ما پزشک نداریم، دکتر نداریم بیمارستان نداریم مطب نداریم درمانگاه هم نداریم. هیچ کس اینجا نمی ایستد. چون جامعهاش طبیعی نیست.
ملاک جامعه طبیعی در گرو حاکمیت امام معصوم برای تربیت انسان و تحقق رسالت پیامبر3-8
جامعهای که امام ندارد طبیعی نیست. امام باید باشد. مثل یک دانشگاهی که استاد نداشته باشد یا بیمارستانی که پزشک نداشتهباشد، جامعهای که امام بالا سرش نیست جامعهی طبیعی نیست. چون انسانها اصلا برای هدف خلقتشان به دنیا نمی آیند و براساس هدف خلقتشان تربیت نمی شوند. انسان فقط میایند بزرگ شدن ازدواج کنند، تشکیل خانواده بدهند، یه مقدار کمالات جمادی جور کنم: پولی، ثروتی، چیزی، جور کنند، یک مقدار غذا بخورند، یه ذره بگردند، بچههایشان بزرگ کنند، بعد هم بمیرند که ما برای اینها که نیامدیم به دنیا، اینها حیات ما نیست. ما آمدیم خلیفهالله بشویم. پس ما در جامعهی غیرطبیعی و فاسقان زندگی میکنیم؛ جامعهای که در آن معلم و مربی معصوم وجود ندارد. برای همین هم پیامبر تهدید می شود در غدیرخم که اگر آن مربی و متخصص معصوم بعد از خودت را معرفی نکنی «فما بلغت رسالته» رسالت را انجام ندادی، رسالت الهی را انجام ندادی. مردم باید بعد از تو بدانند که کی خلیفه است و زیر دست او تربیت بشوند. خب این اتفاق متاسفانه نیفتاده است؛ حتی بعد از پیامبر آن همه تاکید کرد و قول و قرار گرفت و پیمان گرفت از بیش از صد هزار نفر ولی خب بالاخره جامعه بعد از پیغمبر، علی را رها کردند و امیرالمؤمنین فرمود: «ارتدد الناس بعد النبی ثلاث الناس» مردم بعد از پیامبر همه مرتد شدند، جز سه نفر یا پنج نفر یا هفت نفر. بقیه همه از دین خارج شدند. خب جامعه طبیعی آن جامعهایست که خلیفه در آن هست، جامعهی حقیقی انسانی.
کوتاهی مردم جامعه امیرالمؤمنین در حاکمیت امام معصوم بر جامعه و هدایت مردم در طول تاریخ بشر 3-8
در زمان امیرالمومنین زاویه خیلی کم بود. چون اگر مردم پاکار بودند چهل نفر حتی به قول خود حضرت چهل نفر پاکار بودند، هیچ وقت آن فجایع اتفاق نمی افتاد؛ ولی وقتی که زاویه بزرگ میشود، چهارصدنفر، چهار هزار نفر چهل هزار نفر چهار میلیون نفر جمع شوند به این راحتی جمع نمی شود. چون زاویه چی شده؟ بزرگ شده؛ یعنی اگر در آن هفتاد و پنج روز مردم حواسشان بود چهل نفر، پنجاه نفر، الان میلیاردها انسان در طول هزار و چندصدسال به هدف خلقتشان رسیده بودند، از اینجا ناقص نمیرفتند. دیگر ظلم نبود، جنایت نبود، دزدی نبود، فقر نبود. آن سی چهل نفری که باید تصمیم میگرفتند، نگرفتند و امام را در یک لحظه رها میکنند. فاصله کم است؛ ولی وقتی که شروع میشود، زاویه چی میشود؟ بیشتر میشود تا به ما رسیده. حالا شما بخواهی این فاصله را دوباره برگردانی سر جایش با چهل میلیون آدم به این راحتی درست نمیشود؛ یعنی یک کار بسیار بسیار سختی هست.
بشارت قرآن و کتب آسمانی بر حاکمیت متخصص معصوم در جامعه انسانی به وسیله بندگان خاص و قدرتمند3-8
جامعه وقتی که دارد فاصله میگیرد و گناه آلود میشود، فسق پیدا میکند، دوباره برگرده روی متخصص معصوم بیاید، وحدت داشته باشد، کار راحتی نیست؛ ولی بالاخره قرآن بشارت داده که این اتفاق حتما خواهد افتاد، حتما میشود و چه جوری میشود؟ این قدرت یعنی جمع کردن این فاصله کار آدم عادی نیست؛ یعنی کارهای معمولی نیست که بتواند این زاویهای که اینقدر دور شده از هم، آن هم هزار و چند صد سال فاصله افتاده. دوباره این برگرداند بیادش روی یه امام متمرکز بکند. این کار آدمهای معمولی نیست. کار کیست؟ قرآن میفرماید که این کار بندگان خاصی هست که اینها قدرتهای خاصی دارند که میتوانند این کار را بکنند. آدمهایی که در تاریخ نبوداند؛ آدمی که زمان ائمه نبودند؛ آدمی که در طول تاریخ نبود؛ آدم بسیار قدرتمندی هست «له قوه» قرآن از اینها تعریف میکند، تعبیر میکند به بندگان قدرتمند من. اینها اصلا در تاریخ نبودند. این بندگان قدرتمند را اول ستایش شان میکند و معرفی میکند. میگوید اینها این بندگان قدرتمند که بینظیر هستند در طول تاریخ هم نبودند؛ یعنی از زمان حضرت آدم علیهالسلام تا این زمانی که قراره این اتفاق بیفتد و آن دولت کریمه تشکیل بشود و مردم روی یک معصوم متمرکز بشوند؛ چنین آدمهایی نبودند. انقدر این آدمها، آدمهای بزرگی اند که میگوید ما در زبور بعد از تورات، بشارت داریم که اینها می آیند این کار میکنند. اینقدر اینها مهم اند. ببینید ما در کتابهای آسمانی قبلی هم بشارت آمدند اینها را دادیم «و لقد کتبنا فی الزبور ذکر ان الارض یرثها» این خیلی قدرت است. تمام قدرت در این یک کلمه است: «یرثها عبادی الصالحون» یعنی کل زمین. آن موقع که زاویه در مورد امیرالمومنین پیدا شد فقط در چه منطقهای بود؟ در مدینه بود. دقت کردید. این داستان در امامت امام بود، در حاکمیت پیغمبر، مدینه و مکه و یک تعدادی از شهرها. همین؛ ولی وقتی که این زاویه اتفاق می افتد، زمین را ظلم و جور پر میکند دیگر. حالا قرار است این بندگان خدا بیایند وقتی میخواهند این زاویه را تنگ بکنند، برگردانند سر جایش، میخواهند زمین را آزاد کنند.
بندگان صالح؛ وارث آزادسازی زمین از دست مستکبرین و حاکمیت منجی در جهان 3-8
می فرماید: «یرثها عبادی الصالحون» من خیلی خواهش میکنم همه دقت کنند به این مسئله، فوق العاده مهم است. قبلاً توضیح دادیم آیه را «یرثها» یعنی وراثت پیدا میکنند. وراثت گفتیم زمانی هست که کسی بمیرد. میراث چیه که قراره به ارث بیاید؟ زمین است؛ یعنی یک کشور نیست. دقت کنید. یه شهر یه استان و یک کشور نیست. چی قراره آزاد بشود؟ کرهی زمین قرار آزاد بشود؛ یعنی جهان؛ چون آن منجی عالم که میخواهد بیاید، میخواهد بیاید برای اینها حاکمیت کند، آن قدرتی که میخواهد بیاید برای منجی، قدرتی هست که باید این قدرت یک قدرت جهانی باشد؛ یه قدری باشد که بتواند زمین را از دست مستکبرین نجات بدهد؛ توجه کنید؛ چون باید مستکبرین بمیرانند در میراث دیگر. پس وقتی میگوییم ارث یعنی باید کسی از بین برود. کسی بمیرد. از چنگ آن این را درش بیاورند. این کار راحتی نیست. خوب دقت کنید. شما باید یه قدرتی تشکیل بدهید که این قدرت بتواند کرهی زمین را از دست مستکبرین چیکار کند؟ آزاد بکند. خیلی شوخی نیست. برای همین خدا از این تعبیر کرده به چندین آیه اینجا، بندگان صالح من هستند؛ یعنی بندگانی که صلاحیت دارند؛ بندگانی که صلاحیتهای مختلفی دارند و آن صلاحیت هایشان درشون قدرت ایجاد کرده. بندگان ویژهای هستند که در طول تاریخ نبودند که اینها میایند و شروع به آزاد کردن زمین میکنند. یواش یواش زمین آزاد میکند و زمینه را برای سلطنت پذیرش منجی عالم فراهم میکند.
ایرانی ها، رسالت آزادسازی زمین از چنگال مستکبرین3-8
گفتیم که دربارهی این ده تا آیه در قرآن آمده این بندگان صالح معرفی کرده در هر ده آیه هم شیعه و سنی اختلاف ندارند؛ تقریبا نود درصد موارد با هم مشترک هستند. میفرماید که این ده آیه فرمودند: ایرانیها هستند که قرار است این کار کنند. ایرانیها حتما میآیند و این کار را میکنند. ایرانیها در مرحلهی اول چی آزاد کردند؟ ایران را آزاد کردند. اول ایران را آزادکردند، حالا وقتی که ایران آزاد کردند همهی دنیا قرار بریزه سر اینها، برود با اینها جنگ کند، اینها را بزند رو سرشان برند، جنگ، درگیری، ترور، همه چی دارند. اینها آنقدر قوی اند که روایتاش زیاد است. در کتاب انقلاب آوردم دیگر. حالا آن کتابی که همه تا خواهید گرفت به نام انقلاب اسلامی و آیندهی جهان. آنهایی که نخواندند، حتما بگیرند بخوانند این آیات و تفاسیرش را، مطالب اهل سنت و مطالب شیعیان را، مطالب امامین انقلاب را بخوانند که داستان کشور ما، زمان ما دوران ما چه دورانی هست. اینها باید مقاومت بکنند؛ یعنی بندگانی هستند که در مقابل همهی دنیا میایستند.
نافرجامی نقشه شوروی و آمریکا -دو ابرقدرت جهان- برای نابودی ایران در دوران دفاع مقدس و مقاومت ایران در حفظ منافع ارضی کشور و صدور انقلاب به کشورهای منطقه توسط بندگان صالح 3-8
یادتان هست در دوران دفاع مقدس، شوروی یک ابرقدرت که نصف دنیا مال آن بود و آمریکا و همهی ابرقدرتها ریختند سر این کشور که این را نابودش بکنند. همه برای اولین بار در دنیا دو ابرقدرت با هم چی شدهبودند؟ متحد شده بودند که باید این را نابود کرد. این اصلا به صلاح کسی نیست. بالاخره یا باید شرقی باشد یا باید چی باشد؟ غربی باشد. مثلا آمریکا. آمریکا دو تا حزب ظاهرا مختلف دارد که جفتشان هم در جنایتکاری مثل هر کدام هم از هم بدترند. دموکرات و جمهوری خواه. به هیچ حزب دیگری هم اجازه نمیدهند و قلدرند دیگر و خودشان برای خودشان در دنیا، آمریکا و اینها حاکمیت میکنند. اینها سر این کشور ریختند. کشوری که خودشان مثلا شاه میخواست تعریف بکند میگفت این کشور ما به قدری قوی است که میتواند دو روز در مقابل دشمن مقاومت کند. دو روز ملاک مهمی بوده آن موقع اگر کسی بتواند دو روز مقاومت بکند. بعد دو روز مقاومت کند چرا؟ اینقدر مهم بوده که اعلام میکند دو روز برای اینکه خب یعنی دو روز مقاومت کند اگر مثلا ابرقدرت شرق به ما حمله کرد مثلا روسیه، ایران میتواند دو روز مقاومت کند تا چی بشود؟ ارباب بیاید. ارباب بیاید. حالا الان ارباب خودش ریخته سر این، آن شخص که ریخته هیچی، میخواهم معجزه را ببینید شما، ارباب خودش بدتر از همه حمله کرده که این را نابودش بکنند دیگر. تمام دنیا از نظر عقل، علم، تخصص، تکنولوژی میگوید این کشور قطعا چند روزه نابود میشود؟ همان دیگر نهایتا یک هفته که صدام گفت: ما هفتهی دیگه در تهرانیم دیگر. یادتان هست دیگر. ما هفتهی دیگر تهرانیم. خب چی شد؟ چی شد؟ این ملت هشت سال، هشت سال جلوی همهی دنیا ایستاد و روشان کمکرد. یه وجب هم خاک نداد. کشوری بود که در صد و پنجاه و هفت سال گذشته دو سوم خاک داده بود آن هم بدون جنگ؛ یعنی با کمترین جنگها یا قراردادها دو سوم خاکش داده بود. یک سومش ماندهبود. کشوری که انقدر بیعرضه بود که دو سوم خاک رفته، حالا یک مردانی آمدند در کشور ساکن شدند، یک «عبادی» آمدند، یک بندگان صالحی ظهور کردند در این کشور که اینها با بقیه فرق دارند. مثل بقیه نیستند. قرآن هم همین را میگوید. در سوره پیامبر آیه آخر همین را می گوید: مثل شماها دیگر نیست. «ثم لایکون امثالهم» مثل شماها نیستند. آدم بی نظیری هستند که تاریخ مثل این آدمها را ندیده. ملت ایران –فرمود- از ملت حجاز در عهد رسولالله و ملت عراق در عهد امیرالمؤمنین بالاتر است. خیلی این ملت، ملت عظیمی هستند، ملت بینظیری هستند که مثل اینها از زمان حضرت آدم تا الان نبوده در این حجم از جمعیت و ایمان و قدرت نبوده مثل این. حالا این کشور آمده روی تمام قدرتها، ابرقدرتها را کم کرده بعد آن هم همهی این ملت درگیر نشدند. یک قشر خاصی از این ملت درگیر شدند. همه که نرفتند جبهه و جنگ، خیلیها فقط زندگی شروع کردند. یک جمعیت محدودی زیر یک میلیون نفر درگیر شدند -با خانوادههاشون که در نظر شما بگیرید حالا مثلا میشوند ده میلیون نفر مثلا- بقیه که اصلا دنبال این چیزها نبودند. حالا این آدمهای خاص، این کشور را نه تنها از دست ابرقدرتها نجات دادند بلکه چی شد بعد که به مرور زمان یواش یواش این انقلاب چی شد صادر شد رفت تو جاهای دیگر و کارسازی کرد هی کادرسازی کردم تو عراق رفت در آمریکا رفت در اروپا رفت و روسیه رفت تو همه جای دنیا یهدفعه آن هم با وجودی که بعدا خیلی از مسئولین خائن و جاسوس، ضد انقلاب بود. اینجوری نبود که مسئولین بالا سرشان باشد. همه یک دست باشند. مسئولین خائن جاسوس انقلاب از رئیس جمهورش بگیرید تا مجلسش بگیرید تا در دولتش بگیرید و همه جا از این آدمهای نفوذی بود که هنوز هم هست، ملت با وجود این مسئولین خائن آنقدر این قدرت داشتند که کشور نگه داشتند و انقلابشان چکار کردند؟ صادر کردند، پیشرفت کردند، شدند یک ابرقدرت. حالا شدند یک ابرقدرت و جاهای دیگر هم در اختیارش دارد، قدرت دارد، کشورهای زیادی را میتواند تاثیرگذار باشد و به مرور زمان دارد چی ضعیف میکند؟ یکی از ابرقدرتهایش اصلا متلاشی شد، و مرکز آن ابرقدرت الان آمده کنار این ملت ایستاده.
همکاری روسیه در جنگ آخرالزمان و تبلیغ شیعه در کشور نشان از قدرت ایران در منطقه 3-8
خوب دقت کنید. مشاور پوتین میگوید ما با ایران در جنگ آخرالزمان برای ظهور مسیح خواهیم جنگید. این کار چه جوری شده که آن پوتین می آید میگوید بزرگترین مسجد مسکو را افتتاح میکند، میگوید ما با تربیت تشیع در روسیه به شیوهی جمهوری اسلامی با تبلیغی تشیع هیچ مشکلی نداریم. هر چقدر میخواهید بیایند شیعیانی مثل خودتان اینجا درست کنید. این آن ابرقدرتی میشود، میشود آن پیروزی که همه جا میرود، پرچمش همه جای دنیا میرود، در مهد ارباب پایتخت ارباب عکس رهبرش میزنند روی در کاخسفید، پرچمشان میزنند همانجا نماز جماعت میخواندند همانجا شعار فارسی میدهند. شعار برمیگردد به زبان فارسی. امام و رهبرش میگوید ما کاری خواهیم کرد که دنیا مجبور شود برای یادگیری علم فارسی حرف بزند. اتفاقی که دارد می افتد در خیلی از رشتهها. الان دانشمندان دنیا فقط ایران اول دیگر دارد اینها، اینها باید بیایند فارسی یاد بگیرند. این اتفاق افتاده. بدون این اتفاق زمین اصلا نمیرود به سمت آزاد شدن. این باید اتفاق میافتاد. برای همین هم ده آیه دارد، صدها روایت ما در مورد انقلاب اسلامی و آیندهای که قرار است تمام تاریخ را عوض کند.
افراد وفادار و قدرتمند لازمه پیچ تاریخی و حاکمیت امیرالمومنین در جامعه با کادرسازی در منطقه 3-8
پیامبر فرمود: خداوند عمر جهان را صدهزار سال قرار داد بیست هزار سال برای سایر مردم، هشتاد هزار سال برای اهل بیت. این تغییر مسیر را که پیچ باید بخورد و تنها کسی که جرات داشت و معرفت داشت، توانست این را حرف بزند، مقام معظم رهبری بود. امام ما بود. فرمود: ما در حال چی هستیم؟ پیچ تاریخی هستیم. تاریخ پیچ میخورد. این ماموریت مردم بینظیری هست که تو از روز اول، خدا از هزاران سال پیش بشارت ظهورشان داده که اینها قراره بیایند. اینها می آیند این کار را انجام میدهند؛ یعنی شماها و دوستان شما که پیامبر فرمود: من چقدر مشتاق دیدن اینها هستم. چون نداشتند. اصلا از این آدمها نداشتند. علت این که سیزده تا معصوم نتوانستند کاری کنند؛ چون مثل شماها را آنها نداشتند. اصلا کسی دور و برشان نبوده مثل شماها. اگر یه دهم شما در خانه حضرت زهرا بودید، اصلا آن اتفاق نمیافتاد. همین؛ همین در همین مجلس که شما نشستید، یه دهم شما یا در آنجا بود کمک امیرالمومنین. اینها اصلا نداشتند آدم های اینجوری؛ مثل شماها را نداشتند؛ مثل این ملت را نداشتند، اصلا. وفادار قدرتمند ایثارگر اصلا نداشتند. برای همین امیرالمومنین میفرماید: «وا شوقاه من رؤیته» من خیلی شوق دارم. پیغمبر آن جوری فرمود: «انا علیهم بالاشواق». امیرالمؤمنین فرمود: چقدر شوق دارم ببینمشان. نداشته دیگر. نداشته. ملت که خود امیرالمومنین ساخته بود آنها را. چون تا خلیفه شد سریع آمد مرز ایران، گفت: باید بروم آنجا من کادرسازی بکنم. ما همه دست پروردههای امیرالمومنین هستیم، زحمات امیرالمومنین، امامزادهها علما و مراجع بزرگانی که آنها تربیت کردند داخل ایران، کادرسازی کرد تا این کشور شیعه بشود؛ یعنی ابرقدرت سنی به شیعه تبدیل شود و بعد یواش یواش یواش به انقلاب اسلامی برسیم. یک مسیر تاریخی را طی کرده تا این الان شدیم.
انقلابی بودن و روح جهاد؛ ملاک ایمان و نفاق آدم ها و زمینه ساز ظهور 3-8
خب حالا این کشور انقلابش شده، دارد میرود به آن سمت و انقلاب، ملاک ایمان و نفاق آدمهاست، آن که انقلابی است، مومن است. چون میخواهد زمینهی ظهور کی را فراهم کند؟ امام زمان را، آن که انقلابی نیست منافق است. هرچند حاج آقا باشد، روحانی باشد، مرجع باشد، مجتهد باشد، منافق است. فرقی نمیکند. مذهبی بودن مهم نیست. قرآن میگوید ملاک چیه؟ جهاد است. مجاهد بودن است. اینکه انسان شجاعت درگیری با دشمنان امام زمان را داشتهباشد. والا مرجعی که یک اعلامیه علیه شاه نمینویسد؛ یک دونه اعلامیه علیه صدام و علیه آمریکا و انگلیس نمی نویسد، این اصلاً قرآن صریحا میگوید این آدم فاسق است. علما، مقلدینشان که اصلا به رویشان نیاوردند در این کشور جنگ است، اصلا هیچ اصلا، تا الان هم اصلا همان عافیت طلبانی که در لباس دین عافیت طلبی میکنند با پول بیتالمال، پول امامزمان، اینها فقط به آقای خودشان میرسند، اصلا به فکر اینکه کشور باید یک دنیایی را عوض بکند که اصلا، به هیچ وجه همراهی نمیکنند. ما مرجع داریم وقتی مقام معظم رهبری قم میرود، برای اینکه ایشان روبرو نشود از قم درمی آید. بعضی از آقایان این جوری هستند که اصلا می ایستند آنجا که مبادا با امام مسلمین با آن کسی که بزرگترین برطرفکنندهی موانع ظهور در جهان است، با او حاضر نیست ملاقات بکند. خودش را بزرگتر از این حرفها میداند که مثلا بیاید با چنین کسی … این اصلا چه تعهدی به خود امام زمان دارد این آدم. حالا دیگر حالا انقلاب، ملاک آدمیت است.
عشق به «الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا» ملاک انسانیت و فسق انسان و نیز تاثیر روح جهاد در ظهور امام زمان (علیه السلام) 3-8
این قرآن است که دیگر برایتان خواندم دیگر. اگر این هشتها «احبّ الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یاتی الله بامره و الله لایهدی القوم الفاسقین» چرا بعد از الله و اهل بیت این همه ما دین و مسایل دینی داریم، جهاد گذاشته. نگفت نماز روزه حج، حجاب، خمس هیچی، نه چی؟ جهاد. چون این نبود که اهل بیت خانه نشین شدند دیگر؛ این نبود که بعد از پیغمبر آن فجایع اتفاق افتاد. این نیست که امام حسن تنها میماند و تنها بشود. این نیست که امام حسین اونجوری در کربلا فجایع اتفاق بیفتد. این نیست که سیزده تا معصوم کشته میشوند و این نیست که هزار و صد و نود سال تقریبا هزار و صد و پنجاه سال تقریبا امام زمان آوارهی، طرد شدهی، تنها و یگانست. وقتی این عامل وسط آمد امام زمان از آوارگی نجات پیدا کرد. پیامبر فرمود: اهل بیت من بعد از من دچار تبعید و آوارگی و بلا هستند تا مردانی که باید ظهور کنند ظهور بکنند؛ مردانی از شرق مردمی از شرق قیام میکنند و آنها زمینهی سلطنت مهدی را یعنی خروج مهدی از آوارگی و طردشدگی و بلا را نجات دهتد. پس این ملاک است. لذا در جمهوری اسلامی تنها کسانی که پای این انقلاب پای این نظام پای رهبری پای مردم ایستادند، آنها انسانهای بزرگی هستند و تاریخ هم دارد نشان میدهد.
ایستادگی حاج قاسم در برابر داعش و نجات ایران و بازتاب شهادت ایشان در دنیا 3-8
شما دیدید حاج قاسم پای این ملت ایستاد. آن موقع که قرار بود این ملت مورد تجاوز داعش قرار بگیرد، ما خواب بودیم، اصلا عراق سوریه را گرفتند، نصف عراق هم گرفتند تا مرز ایران نزدیک شدند. کی این را نجات میدهد این امت را؟ دنیا را نجات داد؟ حاج قاسم عزیزمان. لذا وقتی شهید میشود، بازخوردش در دنیا شما ببینید، بازخوردش در کشور خودمان چقدر بود! مردم چقدر قدردان و نمک شناس هستند.
مکتب «خدمت به انقلاب اسلامی و مردم» شهید ابراهیم رئیسی، الگوی انتخاب ریاست جمهوری و خدمت به امام زمان (علیه السلام) 3-8
یه ولی خدایی به نام سیدابراهیم رییسی واقعا ولیّ خدا بود. یه آدمی که از همهی ابعاد خودش را ساخته بود و ریاست، مقام، اینها به هیچ وجه تاثیرگذار روش نبود. او فقط شیفتهی تعبیری که شهید بهشتی در مورد اینها دارد “ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت” یه آدمی که شیفتهی مردم و انقلاب اسلامی بود و کارهایی کرد در این چهل سال که اتفاق نیفتاده بود. کاشکی وقت بود فهرستی از کارهای بزرگی که زیرساختهایی که ایشان درست کرد، فقط هشت هزار کارخانه و کارگاه ی که رییسجمهوری با دستور اربابهایش تعطیل کرده بود، همه را راه انداخت همه راه انداخت. یه دونه از صدها کاری هست که هشت هزار کارگاه و کارخانه راه بندازی، دوباره کارگرها برگردند سر زندگیشان، این هست که دیروز شعار دادن: عزا عزاست امروز /روز عزاست امروز /کارگر صاحب عزاست امروز. آنها میفهمند که این چیکار کرده. مستضعفین خوب میفهمند که این چکار کرده. هیات دولتش، وزیر خارجهی بینظیرش که خودش یه مجاهد قدرتمند بود، به تنهایی جلوی همهی دنیا میایستاد در مجامع عمومی. نترس، شجاع، قدرتمند، آن سخنرانی غرایش در سازمان ملل شما ببینید کی جیگر دارد آنجوری سخنرانی بکند، جلوی دنیا بایست سخنرانی بکند و این است که مردم قدر خادمین خودشان را و مسئولین لایق خودشان میدانند که اینجوری دهها میلیون جمعیت در کشور می آیند به تشیع جنازهی ایشان. خبرنگار خارجی میگوید که انگار اینجا محرم شده، مردم همه سیاهپوشان هستند، انگار محرم شده. مردم قدر مسئولینشان را میدانند که کیست. خدمت به امام زمان یعنی خدمت به انقلاب اسلامی؛ خدمت به انقلاب اسلامی یعنی خدمت به امام زمان. کسی که این نظام را تضعیف میکند، والله بالله تالله در زمین دشمن دارد بازی میکند. کسی که ولی فقیه، انقلاب اسلامی را تضعیف میکند علیه مسئولین حرف میزند؛ آقا فرمود: هرکس علیه مسئولین حرف می زند، مسئولین خدمتگزار، نه مسئولین خائن. با اینها کاری ندارم. مسئول خدمتگزار حرف میزند، او حتما چه بخواهد و چه نخواهد دارد در زمین دشمن دارد بازی می کند. و متاسفانه خیلیها این کار کردند. دیروز آمده بودند که توبهکنند که پشت سر این آقا، این سید بزرگوار این همه حرفهای بد زدند. باید عبرت بگیریم که وقتی یه مسئولی واقعا صادق دارد کار میکند، حالا نقاط ضعف همیشه از زمان پیغمبر بوده زمان امیرالمومنین بوده، وحدت ملی را حفظ بکنیم. پشتیبانی کنیم از دولتمان، از سرلشکری که در آن جلو شمشیر میزند پشتش خالی نکنیم. هی پشتش حرف نزنیم. اگر هم کسی این کار را کرد سر جایش بنشانیمشان و دفاع بکنیم تا بتواند کارش را انجام بدهد. آن که دارد شب و روز. بندهی خدا دیدید که خبرنگار ازش سوال کرد تا حالا ایام فراغت داشتی؟ تعطیلی؟ گفت اصلا یادم نمی آید من تابه حال تعطیل بودم. یادم نمی آید من یک موقعی. یک مسئول که اینجوری دارد تلاش میکند ما موظفیم که همه پشت مسئولین باشیم. حالا انشالله باید بتوانیم در انتخابات بعدی جبران کنیم یک کسی را. چون ایشان بالاخره وقتی آمد یک مکتب ریاست جمهوری بنا کرده، یک مکتبی از دولت اسلامی یه تابلوی بسیار قدرتمندی ساخته که حالا دیگر مردم توقعشان چیه بالاست دیگر. مردم نمیتوانند آن خر و خرس ها را بپذیرند و بیایند، عافیتطلب های پشت میزنشین را قبول بکنند. باید یک کسی باشد در طراز در همین سید خودمان که بتواند انشالله این کشور با سرعت انشاالله تا ظهور انشاالله جلو ببرد.