لیله الرغائب – جلسه 002

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجب التعظیم، شهدا، علما، مراجع، اولیای الهی که در محضرشون هستیم، صلوات بلند ختم بفرمایید.


اهمیت دعا برای یکدیگر

امشب یک روایت بسیار پرمغز و جذاب و زیبا انتخاب کردم براتون. یک مقدار دقت لازم دارد این. ان‌شاءالله بتونیم همه‌مون در وجودمان پیاده کنیم. فقط خواهشی که دارم اینکه همین امشب که شب جایزه هم هست، جوایز معنوی زیادی خدا برای همه ماها در نظر گرفته و آغوشش را خدا به روی همه بندگانش باز کرده، دعا بکنیم همدیگر را، نه فقط خودمونو که خدا همه‌مون رو ان‌شاءالله موفق کنه به اینکه ما بتوانیم به این روایت و سایر آموزه‌ها، به خصوص آنچه که در ماه رجب، شعبان و ماه مبارک رمضان هست، ان‌شاءالله عمل کنیم. وقتی همدیگر را دعا بکنیم، از پشتیبانی هزاران دعا برخوردار هستیم که در حق ما میشود، اجابت میشود. شاید دعای ما در حق خودمان نشود، اما دعای دیگران چرا در حق ما میشه. دعای ما هم در حق دیگران میشود، اجابت میشود. بنابراین حواسمون به همدیگه باشد.

ذکر تمام وجود انسان

روایت از وجود مقدس امام صادق است. البته در روایت دارد که امام صادق یا امام باقر. اصل حدیث این است که تمام وجود انسان ذکر دارد و یاد دارد و باید انسان با همه وجودش یاد معشوقش را بکند. کسانی که در زندگیشان عشق را به معنای حقیقی تجربه کردند، چه عشق جمادی، چه عشق گیاهی، چه عشق حیوانی و جنسی، یعنی عشق‌های زمینی، عشق به یک جنس مخالف، عشق‌های علمی، و ان‌شاءالله کسانی هم باشند که عشق‌های آسمانی و انسانی را تجربه کرده باشند، زبان این روایت را خوب می‌فهمند. کسی که عشق را تجربه کرده، از فرق سرش تا ناخنش، و حس‌هاش، خیالش، وهمش، عقلش و روحش، عشق را می‌چشد مزه‌اش را. همه وجودش این عشق نفوذ دارد در وجودش. امام برای بخش‌های مختلف انسان، ذکر خدا را که ناشی از عشق خدا ان‌شاءالله باشد، بیان می‌کند. این روایت هم یک درس کامل انسان‌شناسی هست و معرفت نفس و هم خودشناسی و هم اینکه ما چگونه یاد خدا را بر تمام وجودمان مستولی بکنیم. خواهش می‌کنم دقت کنید.

ذکر زبان: حمد و ثنا

می‌فرماید که: «ذکر اللسان الحمد و الثناء». ذکر زبان، حمد و ثناست. یعنی انسان وقتی که عاشق یک کسی هست و یادش می‌کند، همه اش از خوبی‌هاش و قشنگی‌هاش صحبت می‌کند. دیدید مادر و پدر همه اش از بچه‌ هایشان تعریف می‌کنند، قربون صدقه‌اش میرند، نمی‌دونم قربون راه رفتن، قربون خندیدن، قربون بازی کردن، قربون نگاه کردن. این ثنای بچه را دارد می‌کند، حمد و ثنای بچه را می‌کند یا هر کسی که دوستش دارد. یک خانم عاشق یک آقاست. ببین در کل صدها میلیون ترانه عاشقانه سروده شده، شاعرها دائماً در حال سرودن ترانه‌های عاشقانه هستند. خب تبدیل میشود به همین ترانه‌های کوچه و خواننده‌ها می‌خوانند، قربون صدقه همدیگر میرند یا در ادبیات عرفانی ما، درسته ظاهرش لیلی و شیرین، عذرا و معشوق‌های اینجوری هست، شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین،  لیلی و مجنون. درسته که حالا ظاهراً معشوق‌های زمینی هستند، اما عارف ما این‌ها را در واقع یک مصداقی از عشق بین انسان و خداوند می‌داند. ولی یکی از تولیدات ادبی جهان چیست؟ ترانه‌های عاشقانه. تمامی هم ندارد، هیچ وقت تمام نمیشود. شما حتی اگر بخواهید ترانه‌های عاشقانه را جمع کنی، نمی‌توانی به ته اش برسی. تا تو بخواهی جمع کنی، هزار تا دیگر درآمده، هر روز داره تولید میشود. چرا تولید میشود؟ برای اینکه انسان در زندگی نیاز دارد که محبوب خودش  را ثنا بکند، حمد و ثنا به جا بیاورد. معشوقش را بگوید. معشوقش یک ماشینه، این یک سر قربون صدقه ماشین میرود. یکی جواهره، یک کسی یک خانه است، یک کسی بچه‌اش هست، یک کسی زنش هست، یک کسی شوهرش هست، یک کسی هر کس. انسان دائماً در حمد و ثناست. یاد معشوقش. بنابراین اگر کسی عاشق خدا باشد، عاشق خانواده آسمانیش باشد، لذتش حمد و ثنای الله و خانواده آسمانی است. اصلا نکند آرام نمیشود. شما به یک مادر بگو در خانه که هستی حق نداری به بچه بگویی جیگرم، نفسم، قربونت برم، فدات شم، نمی‌دونم عزیزمی، جانمی. مادر می‌میرد اگر نتونه. یا پدر. بهش اجازه ندم بگن آقا این کار حرامه، اصلاً حق ندارید ابراز عشق به بچه‌ات کنی، حق نداری بری ببوسیش. این انرژی زیادی که در انسان از عشق ایجاد میشود، قلب انسان را آب می‌کنه اگه انسان خروجی نداشته باشد. زبان باعث میشه که انسان اون حرارت و عشقی که از معشوقش میاد سراغش را تخلیه بکند با حرف زدن، و خودش را به یک آرامش می‌رساند. بهش بگویم تو حق حمد و ثنا و عشق‌ورزی نداری، نمی‌توانی به زبان بیاری، نابود میشود قلب انسان. بر همین انسان‌ها وقتی که به یک هیجانی از عشق می‌رسند، دوست دارند آن هیجان را زود خالیش کنن، چون اگه خالی نکنن، قلبشان می‌گیرد اصلاً. شما حق نداری بچه‌ات را ببوسی. یاس اگه می‌بوسی، یک بار بیشتر نمی‌توانی ببوسی. آدم دق می‌کند اصلاً. حق نداری بغل کنی، حق نداری لمسش کنی. خب اگر بغلش نکنیم بچه را، بوسش نکنم که اصلاً داغون میشوم. باشد بچه خودم، چه بچه دیگران. ذکر زبان این است. آدمی که احتیاجی ندارد، دقت کنید، احساس نیاز به حمد و تسبیح و تهلیل و تحمید و تمجید خدا نمی‌کند، یعنی هنوز آن عشق و بلوغ درش ایجاد نشده. اما اگر انسان این را فهمید، می‌بیند که نمی‌تواند نکند، نمی‌تواند به زبان نیاره. پس دعاها که وارد شده برای ما، حمد و تسبیح و تحمید و تمجید و صلوات و اینها که میاد، مال این هستش که اگر ما این کار را نتوانیم با زبان انجام بدهیم، قلب‌هایمان می‌میرد. هرچی عشق دارید، هرچی ارادت داری، می‌خواهی پیاده بکنی، اگر به خانواده آسمانیت هست، خداوند میگوید که او را با صلوات، درود خدا را بخواه بر خانواده آسمانی. اگر صلوات نباشد، انسان‌ها دق می‌کنند و افسردگی دارند و اذیت میشوند اگر آن عشق را نتوانی نسبت به خانواده آسمانی پیاده بکنی. برای همین هم به ما گفتن وقتی می‌خواهید ابراز عشق بکنید، شما اصلاً برای بچه‌ات در خونه هی داد می‌زنی الهی فدات شم، قربونت برم. حالا وقتی می‌خواهی قربون صدقه بچه‌ات بری، باید یواش بگویی؟ برو بابا، جیغ می‌زنم، می‌خواهم داد بزنم. آدمها نمی‌توانند جلوی بلند شدن صدایشان را بگیرند. برای همین هم در ابراز عشق خانواده آسمانی میگوید چی؟ میگوید صلواتتان را بلند، «ارفعوا اصواتکم»، صلواتهایتان را بلند بفرستید، چون اصلاً برای خودتان سلامتی می آورد، برای خودتان رحمت می آورد. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

صلوات، ذکر اعظم

خب حالا در این صلوات، یکی از جنبه‌های قشنگش چیه؟ کسی آمد خدمت امام صادق، صلوات را اینجوری فرستاد: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته». خدایا به محمد و اهل بیت صلوات بفرست، درود بفرست. امام صادق فرمود: «ضیقت علینا؟» خیلی تنگش کردی. عشق‌بازی و صلوات را وقتی میگی به اهل بیت، فقط ما میشویم؟ گفت خب پس چه جوری صلوات بفرستم؟ گفت صلوات را اینجوری بفرست: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» که آل محمد خود شما شیعیان هستید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. صلوات عشق‌بازی فوق‌العاده است. یک ذکر بی‌نظیر و اعظمه. ذکر اعظم هست. دوره صلوات‌ها هم تو کتابش هست، مطالعه کنید، صلوات ذکر اعظم یا در کارگاهی که گذاشتیم، خیلی عظمت دارد این صلوات. ولی یکی از جنبه‌های زیبای صلوات که میگویند بلند بفرستید همین هستش که تو در آن صلوات خودت هم با اهل بیت یکی هستی. میگویی من از آل پیامبر هستم. یعنی با یک افتخار، نه با خجالت کشیدن. وقتی داری میگویی آل محمد، آل محمد خود تو هم هستی. ضمن اینکه به اهل بیت داری میگویی، خود تو هم از این آل هستی. خدا تو را از این ارواح طیبه آفریده. صلوات پر از عشق و افتخار و بزرگی هست، پر از رحمت هست که نصیب خود شما میشود.

 به روح پرفتوح امیرالمومنین علیه السلام هم یک صلوات و مادرمان فاطمه زهرا، صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. دیگر توضیح نمیدهم. عزیزان اگر توضیح بیشتری خواستند، آن دوره یاد خدا را بگیرند، کار کنند، سی‌دی‌هایش را یا روی کانال، روی سایت هستش.

ذکر نفس: مجاهدت و اطاعت

بعد می‌فرماید که خب ما بعد از زبان چی را داریم؟ نفس را داریم. می‌فرماید: «ذکر النفس الجهد و الأناس». دقت کنید. نفس اگه بخواد ذکر خدا را بگوید، یعنی من یاد تو هستم. شما گفتی ما دنیا چیست؟ باشگاهی هستش که ما در دنیا قراره شبیه کی بشویم؟ شبیه کی؟ خدا. مربی‌مان. توی باشگاه ورزشی مثلاً کاراته، ورزش‌های رزمی، ذکرتون چیه اونجا؟ بدنتون باید ذکر بگوید. ذکرتان چیه؟ ذکر بدن چیه در باشگاه؟ تمریناشو انجام بده دیگه. یعنی یاد مربی‌ام هستم. اگر دارم الان بدنم را حرکت میدهم، وزنه بلند می‌کنم، این را دارم به عشق کی انجام میدهم؟ به حرف‌های مربی‌ام دارم گوش می‌کنم. آن ذکر بدنی بهش میگویند. ذکری که تو داری، یعنی بدنت داره یاد من، به یاد من و طبق دستور من حرکت می‌کند. پس یاد من هست که دارد این تمرینها را انجام میده. یا رژیم غذایی می‌گیرد، همینطور. مربی بهش میگوید در خانه رفتی این غذاها را نمی‌خوری. چشم. در خونه وقتی که پرهیز می‌کند، یا دارد تمرینها را انجام میدهد، دیگر در باشگاه نیست. مربی میگوید وقتی آمدی خانه این تمرینها را انجام بده، روزی انقدر بدو. این کسی که عاشق مربی‌اشه و واقعاً آمده در باشگاه، همونی که مربی می‌خواد بشه. یا میگوید مربی خط تمرین خط میدهد، میگوید در خانه مثلاً این را باید بنویسی. آن کسی نشسته در خانه دارد ذکرش همین است؛ یعنی من یاد مربی‌ام هستم، یاد رشد خودم هستم، وفاداری دارم. 

در بخش حیوانی نفس، این بخش‌ها را پایینی را میگویند، غیر از روح هست که منم. این روح است، آنی که از خدا دمیده شده. نفس تعلقات دنیایی هستش. بنابراین میگوید شما در بحث نفس باید چیکار کنید؟ ذکرتان این هستش که مجاهدت کنید با خودتان. یعنی من یاد خدا هستم. اگر الان روزه می‌گیرم، به کدام بخشم دارم فشار می آورم؟ به روحم یا به نفسم؟ به عشق الله من دارم روزه می‌گیرم. یا صدقه میدهم، یا جهاد میروم، یا جبهه میرم. نفس یعنی اونجایی که تو حاضری خودت را به عشق الله به زحمت بیندازی تا رشد کنی. صدقه بدهی، جهاد بکنی، خدمت به همنوع بکنی. میشه. ذکر نفس چیه؟ ذکر نفس این هستش که اطاعت بکنی. حجاب. خانمها حجاب دارند. حجابم سخته واقعاً. آقایونم باید حجاب داشته باشن. مرد نمی‌تواند با لباس نامناسب و نمی‌دونم آستین کوتاه و اینها. خلاف مروت مردانگیه که یک نفر لباس چسبان مردانه بپوشه. یا مثلاً آستین کوتاه بپوشد. یک جوری بخواهد اندامش را در معرض دید نامحرم. مرد هم اگر بخواهد اندامش را در معرض دید نامحرم قرار بده، فحشاست. فردا مسیحیت داره، اصلاً گناه داره. مرد حق ندارد بی‌حجاب باشد. زن باید اندامش را حجاب پوشوندن ظاهر پوست نیست. اگر یک زن لباس تنگ ولو پوشیده بپوشد، باز بی‌حجاب است. پیامبر در مورد زنان آخرالزمان که لباس‌های تنگ می‌پوشند، میان بیرون، اندامشون معلومه، فرمود چی؟ «کاسیات عاریات». لباس‌پوش‌های عریان هستند اینها. چون همه اندامش که معلوم است دیگر. چه فرق می‌کند حالا روش پارچه باشد یا نباشد. مردها هم همینطور هستند. باید حیا داشته باشد. مردا باید لباس‌های تنگ نپوشه، آستین کوتاه نپوشد، یقه‌اش را باز نگه ندارد. اونم باید حیا و عفت داشته باشه. مردی که زنی که رعایت می‌کند حجاب را با سختی‌هاش، مردی که رعایت می‌کند عفت و حیا را، آن هم دارد ذکر میگوید. ذکرش همین هستش که نگاه حرام نکند به ناموس مردم. ذکرش این هستش که بدنش کار حرام انجام ندهد. به عشق خدا انجام نمیده دیگر. پس ذکر یعنی من یاد خدا هستم و به خاطر خدا لقمه حرام نمی‌خورم، خمسم را میدهم، زکاتم را میدهم، کسی را اذیت نمی‌کنم. اونجایی که تو نفست را به زحمت میندازی، بخش‌های حیوانیت را، جمادیت را، گیاهیت را به زحمت میندازی برای اینکه رشد انسانی بکنی، داری ذکر میگویی. آن یاد خداست. آن دیگر سبحان الله و الحمدلله ندارد، آن ادب داره، رعایت دارد. دقت کنی. آن رعایت دارد. حواسمون باشد.

دینداری و تحمل سختی‌ها

بعد می‌فرماید چی؟ پس ذکر جهاد و تلاش و سختی است. باید تحمل سختی را داشته باشد. نگویی سخته. خب تو هر باشگاهی که شما برید بخواهی تربیت بشوی، ولی بالاخره در این باشگاه تو خودت عاشقی، رفتی این باشگاه ثبت نام کردی و می‌خواهی شبیه مربی‌ات بشوی. خدا میگه من شما را تو باشگاه دنیا قرار دادم. درسته سختی می‌کشید، اما سختی را به روحتان ندادم. دقت کنید. به این بخش انسانی من سختی ندادم. من سختی‌هام مال بخش اصلیتون که از خود من هست نیست. آن آزاد آزاد. ولی این چهار تا بخشی که شما نیستید را من دارم تربیت می‌کنم، دارم اینها را براش دستورالعمل گذاشتم، آنها. حالا اگر سخته، خب بله سختم هست. کی میگه حجاب سخت نیست؟ کی میگوید پرهیز از حرام‌ها سخت نیست؟ سختی دارد. ولی این ذکر نفس تو همین است. سختی نکشی، یعنی انگار در باشگاه نمی‌خواهی ثبت نام کنی و رشد بکنی. لازمه دینداری. دین اصلاً از «دین ریاض» در روایت داریم. دین سختی داره. دین دهن‌کجی به طبیعت است. خدا رحمت کنه استاد ما را، رحمت الله ممنوعی همیشه. دین دهن‌کجی هست به بخش‌های پایینی و حیوانی دارد. با روزه تو داری دهن‌کجی می‌کنی بهش. میگویی ببین تو فکر نکنی حریف من میشوی هرچی من بخورم، اراده‌ام را بتوانی تابع خودت انجام بدی. ۱۸ ساعت بهت گرسنگی میدهم، تشنگی بهت میدهم تا بدانی نمی‌توانی به من حروم‌خوری، مال مردم‌خوری را تحمیل بکنی. بدونی من اراده دارم که می‌توانم به بخش‌های دیگر تسلط داشته باشم. بله، دهن‌کجی به طبیعت بکنید. 

در ماه رجب اعتکاف میره. ماه شعبان اعتکاف داریم. همه ماه‌های اعتکاف داریم هر سه روزش را یا کسایی که روزه می‌گیرند، روزهای مستحبی می‌گیرند. این یعنی که من دهن‌کجی می‌کنم به طبیعتم به عشق الله. می‌خواهم به خدا بگویم خدایا انقدر دوست دارم که این شیطان‌های پایینی را، نفس مزاحم را می‌توانم به عشق تو می‌شورمش سر جاش، کنترلش می‌کنم. این خیلی مهم است و با افتخارم این کار را می‌کنم. با افتخار. لذت می‌برم اینکه این کار را بکنم.

 یک خانم آمریکایی می‌گفتش که ما وقتی فهمیدیم در آمریکا باید حجاب داشته باشیم، انقدر لذت بردیم که از آن به بعد با حجابمان در آمریکا به بقیه خانم‌ها فخر می‌فروختیم. خودش می گفت من نمی دانم بعضیها البته در ایران چرا خجالت می‌کشن از این کار؟ یک افتخاره. خود این حجاب داشتن، ناموس‌داری، حیا، کلیه اعمال دینی یک افتخار است. آدم باید بهش فخر بفروشد یا من تحت مدیریت خدا هستم، تحت مربیگری خدا دارم این کار را انجام میدهم. مربی و ربم از من این را خواسته. منم با عزت و افتخار و کیف دارم این کار را انجام میدهم. نه با خجالت و ناراحتی و غر و نق زدن.

ذکر روح: خوف و رجا

ذکر روح. روحت چی؟ ذکرش چیه؟ فرمود: «الخوف و الرجاء». یک) بترسی از اینکه مبادا خدایی نکرده سقوط بکنی، در جهنم بیفتی، حواست باشه. همیشه تهدیدت می‌کند و همیشه هم امید به فضل خدا و بهشت خدا، رحمت خدا، مغفرت خدا داشته باشی. حضرت سلمان علیه السلام چی میگوید؟ میگوید اگر بگویند همه مردم دنیا جهنمی هستند جز یک نفر، من انقدر به رحمت خدا امید دارم، میگویم آن یک نفر منم. و اگر بگویند همه مردم دنیا بهشتی هستند جز یک نفر، من انقدر به خودم بدبینم که میگویم آن یک نفر کیه؟ من هستم. این مهم است. خوف و رجا. لوس نشیم یک موقع بگیم آی آی من دیگه الان حتماً از اولیای خودم و بهشتی هستم. از بقیه هم بهترم. آقا امام حسین فرمود: وقتی فکر می‌کنی از یک کسی بهتری، بی‌ادبی. بهش گفتن آقا ادب یعنی چی؟ فرمود: ادب یعنی وقتی از خونه میای بیرون، چشمت به هر کس خورد، بگویی از من بهتره. اگر خودتو از یک کسی بهتر دانستی، تو بی‌ادبی و آقا امام صادق فرمود کسی که احساس می‌کند از بقیه بهتره، حتی یک کافر، حتی یک کافر، احساس می‌کند از او بهتره، «فهو مستکبر». یک کسی خیلی بهش برخورد این حرف را از امام صادق شنید. گفت آقا ما عشق شما را داریم، دین داریم، ایمان داریم، ولایت داریم، آنها ندارند که. حضرت فرمود ممکنه اونا توبه کنند، داشته باشند و ممکن است تو این را از دست بدی. ما از اول انقلاب چقدر آدمایی داشتیم از خودمون خیلی بزرگتر و بهتر. زندان رفتن، شکنجه رفتن، سال‌ها در حوزه درس خواندن، مجتهد شدن، حتی مرجع شدن، ولی سقوط کردن. ولی سقوط کردند. خوف و رجا یعنی من بترسم از خدا این بلا سرم نیاد.

 آقا امام کاظم فرمود: کسی که در دلش احساس کنه که از یک کسی بزرگتر و بهتره، «من تعظم فی نفسه»، من از بقیه بهترم، بقیه بزرگترم، حتی از همسرت، از بچه‌ات، از نمی‌دونم یک بی‌حجابی که می‌بینی، از یک مشروب‌خوری که می‌بینی، فکر کنی بهتری، فرمود: «لعنته الملائکه السماء و ملائکه الأرض». فرشته‌های آسمان و زمین لعنتش می‌کنند. حق نداری خودت را بهتر از هیچکس بدونی. چون ممکنه اون آشتی بکنه با خدا. 

ما یک آدم خیلی وحشتناک داشتیم در هلند. نماینده مجلس هلند بود. یک آدم خیلی بده. این یک فیلم علیه پیغمبر ساخت. یک فیلم علیه پیغمبر ساخت. بعد درگیری ایجاد شد دیگر در دنیا. مسلمانها قیام کردن، بحث کردن در فضای مجازی، سراغ این آدم رفتن. جر و بحث‌های زیاد. در این بحثا و جر و بحث‌ها یواش یواش یک عده سعی کردن پیغمبر و زیبایی‌های پیغمبر را به این بفهمانند. این یک دفعه عاشق پیغمبر شد. همه کس که فیلم ساخته بود علیه پیغمبر. ما اگر بودیم خب این حکم شرع این است که کسی به پیغمبر و ائمه توهین کند باید چیکار کرد؟ واجب‌القتل است اصلاً. آقا توبه کردم. رفت در مجلس هلند گفت من اشتباه کردم و مسلمان شدم و از این به بعد تا آخر عمرم تمام انرژیم و وقتم را سرمایه میزارم برای دفاع از اسلام. گاهی وقتها خبیث‌ترین آدمها می آیند توبه می‌کنند، دوست میشوند. حضرت به آن صحابه‌اش گفتش که دیدی ساحران فرعون آمده بودند که موسی را شکست بدن، چه جوری توبه کردن و اینها به شهادت رسیدن؟ فرعون همه اینها را شهید کرد. به فرعون گفتن ما دیگر ایمان آوردیم به رب موسی. تو هر کاری می‌خواهی بکنی، بکن. شهید شدن ایستادن، وفادار پای موسی وایسادن. امام صادق می گوید ممکن است بدترین آدمها توبه کنند و آشتی کنند و به بهشت برن و ممکن است شما یک دفعه سقوط بکنی. ما بزرگتر از خودمان را در این چهل و خورده‌ای سال دیدیم سقوط کردند. برای همین خوف و رجا یعنی همین. یعنی خدایا نذار من سقوط کنم. بترسد آدم همیشه ترس. لوس نشود، خودش را بهتر از کسی نداند. فخر نفروشد به کسی. کسی را تحقیر نکند. از این برم هیچ وقت گناهت مواظب باش ناامیدت نکند. لذا حضرت فرمود: کسی که ناامید بشود به خاطر گناه، این عابد شیطان هست. گل‌های گناهی آدم می‌کند. ماها همه‌مان گناه کبیره انجام میدهیم. از همه‌مان سر می‌زند. ما که معصوم نیستیم. میگوید ناامید نشو از رحمت خدا. ولو ۷۰ پیغمبر را کشته باشی. حتی اگر ۷۰ تا پیغمبر را کشتی، ناامید نشو. یزید به امام سجاد گفت: میتوانم توبه کنم؟ ببین حضرت نمیگوید نمی‌توانی. آره میشود. توبه کن. راه توبه را بهش یاد داد. خب نرفت. ولی هیچکس را نباید ناامید کنیم. همیشه یادت باشد. به گناهات فکر نکن. همین شب ماه رجب که دعا می‌خونیم، یعنی اینکه خدا میگه ماه رجب، اونم شب امشب به خصوص، میگوید بی‌خیال گذشته‌ات شو. بهش فکر نکن. الان بیا بشین آشتی کنیم، دوست باشیم با هم. کار خداست. خدای مهربان. لذا فرمود: هرکس به گذشته‌اش فکر می‌کند، بنده شیطان است. به گذشته خودش یا گذشته دیگران. به گذشته فکر نکن اصلاً. از خوف و رجا یعنی این دو بالی که متعادل باید باشند تا انسان بتونه پرواز کند. نه ناامید شه، نه لوس بشود، نه فخر فروشی کند به دیگران. پس روح ما احتیاج به این دو ذکر دارد. ذکر چی؟ امید و ذکر چی؟ ترس. اینها دو تا ذکرند. دو تا یادن. من باید همیشه حواسم باشد که در خطرم باید مراقب باشم. هیچ وقتم امیدم را از دست ندم. ذکر خداست. یاد خداست. این ذکر حقیقی است.

ذکر قلب: صدق و صفا

و «ذکر القلب الصدق و الصفا». حیف که وقت نداریم اینها را توضیح بدم. کارگاه می‌طلبد. میگوید ذکر قلبت، قلب کجاست؟ قلب اونجایی هستش که تو عاشق میشی باهاش. دل. میگوید ذکر قلبت این هستش که در عشق‌ورزی با خانواده آسمانیت، با خدا صدق و صفا داشته باشی. راست بگویی. ما الان امام زمانمان ۱۱۹۰ سال آواره است. تنهاست، غریب است، مظلوم. چون آنهایی که ادعا می‌کردند دوسش دارند، هیچ وقت با صدق و صفا نداشتند. مگر میشود یک امام وسط میلیون‌ها بچه‌اش آواره باشد؟ و اگر هست، اگر کشته شدن آن ۱۳ نفر، برای این بود که اونایی که ادعا می‌کردند دوستشان داشتن، در عشق به اینها صدق و صفا نداشتن و جلوی اینها کشتنشان. هیچکس از خودش هیچ حرکتی به خرج نداد. این آخری هم ۱۱۹۰ ساله که آواره است. برای اینکه ماها دروغ میگوییم، صدق و صفا داریم، دوسش داریم. اگر دوستش داشته باشی، عشق گفتم دیگر، همه ابعاد وجودی انسان را درگیر میکند. ما اگر عشق به امام زمان، بابامون و اماممان، صدق و صفا داشته باشیم. همه ابعاد. ببینید جنبه جمادیمان یعنی چی؟ دست تو جیبمون می‌کنیم، خرج می‌کنیم برای امام زمان. خرج کلان می‌کنیم. در بخش گیاهی وقت میزاریم براش. عشق یعنی همین. صدق و صفا یعنی پات هستم، وقت میزارم برات. الان برای برطرف شدن موانع ظهور ما هزار، هر کدوم مان هزاران کار می‌تونیم بکنیم. خب وقت بزاریم براش. سه) در بخش حیوانی‌مان آبرو خرج کنیم برای امام زمان. حاضر باشیم از آبرویمان بگذریم. تا آقامون بیاید، موانع ظهورش برطرف شه. چهار) صدق و صفا یعنی که تو بخش علمی‌مان از تخصص‌هایمان، دانشمان استفاده بکنیم برای برطرف شدن موانع ظهور. پنج) در بخش انسانیمان دائماً دعا بکنیم، ذکر بگوییم. الان نشه فقط لیله الرغائب این جمعیت بیاد. در جمعه‌ها ما الان فردا شب یا همین امشب در واقع جمعه وارد جمعه شدیم دیگر الان. خب ما جمعه‌ها بهشت زهرا استغاثه داریم برای امام زمانمان. خیلی از مساجد در تهران، سراسر کشور باید جمع شویم. صدق و صفا یعنی که من بتونم دو ساعت وقتم را بگذارم جمعه‌ها یک جایی. آنهایی که حرم دارن، مسجد دارند، مسجدهایشان و حسینیه‌هایشان را، حرم‌هایشان را جمعیت بیایند بنشینند آنجا، پذیرایی کنند. استغاثه راه بندازیم برای امام زمان. عشق یعنی چی؟ میشود دعا بکنیم به خدا بگویم خدایا رحم کن به همه‌مان، موانع ظهور امام و مولایمان را بردار. دعاست دیگر. عشق است. آنی که استغاثه به امام زمان ندارد، والله بالله طلا دروغ میگوید که نسبت به امام زمان صدق و صفا دارد! مگر میشود شما زنت می‌خواهد مریض بشود، خدا نکرده سرطان گرفته، بچه‌ات سرطان گرفته، ماشین دزدیدن، جیغ در می آید در حرم انقدر استغاثه می‌کنی آقا امام زمان مالم را بردن به دادم برس. ای خدا مالم را بردن به دادم. ای خدا بچه‌ام. ای خدا ناموسم. ای خدا فلان. ای خدا آبروم. ولی وقتی برای امام زمان می رسد ما از آن گریه‌ها نداریم. از آن جیغ و دادها دیگر خبری نیست. از استغاثه‌ها خبری نیست. خب این معلوم است دروغ است دیگر. میگوید ذکر قلبت با امام زمان اگه تو واقعاً عاشق بابات هستی، عاشق امامت هستی، عاشق خانواده آسمانت هستی، در عشق یعنی اینکه چیکار کنی؟ صفا. راست بگویی اگر میگویی دوستش دارم. راست بگو اگر دوستش داری. باید در رفتار روزانه‌ات، سبک زندگی روزانت درست باشه. تو میگویی من می‌خواهم با مادرم فاطمه زهرا محشور شم. خب باید ظاهرت، باطنت به فاطمه زهرا بخوره. تو می گویی من می خواهم با امیرالمومنین، با امام زمان محشور شوم. «اسئله عین یجعلنی معکم فی الدنیا والاخره». من می‌خواهم با شما در دنیا و آخرت باشم. خب اگر می‌خواهی باشی، پس صدق یعنی چه؟ همه چیتو با اینا تنظیم کنی. لقمه ات را، درآمدت را، شغلت را، روابطت را حلال کنی. حرام نروی. چون صدق نیست توش. نمی شود از یک طرف بگویم می‌خوام با اهل بیت مشهور بشوم، اما سبک زندگیم یک چیز دیگر دارد نشان میدهد. دیدنی‌هایم، شنیدنی‌هایم، پوششم، لباسم، ناموس‌داری‌ام یک جور دیگر است. صدق و صفا علامت ذکر قلب است. اگر واقعاً دوست داری با معشوقت در صدق و صفا باش. اگر آقا امام زمان را دوست داری، باید وقتی چشم تو چشم امام زمان بشوی، حضرت بگوید آره این بچه من خیلی با من صادق بود. خیلی صفا داشت. واقعاً در زمان قبل از ظهور من، دختر من، این پسر من، برای من خیلی دوندگی کرد. خیلی گریه کرد. خیلی غصه خورد. خیلی تلاش کرد. خیلی دست به جیب بود. خیلی وقت می‌گذاشت. خیلی آبرو می‌گذاشت برای من. افتخار ما همین است. صدق یعنی اینکه من همه وجودم را خرج معشوقم کنم. همه وجودم را صرف خدا کنم که معشوق اصلیم است.لذا شما عاشورا دو جا داری: «ثبت لی قدم صدق عندک». خدایا من راست می گویم. در سجده چی می گویی؟ باز هم آنجا هم راست میگویی. «ان یثبت لی قدم صدق». راست بگویم. 

ذکر در عشق، صداقت است. یعنی از همه ابعاد وجودیت برای برطرف کردن موانع ظهور، حاکمیت دین خدا و هدایت میلیاردها انسان، نه فقط ایرانی‌ها و مسلمان‌ها دفاع بکنی و تلاش کنی که این ۸ میلیارد بچه‌های حضرت زهرا نجات پیدا بکند. ببین آقای بهجت خدا رحمت کنه همیشه می‌گفت من اگه شبا برای شیعیان دعا نکنه، باید برای چینی‌ها دعا می‌کنم. چینی‌ها بچه‌های حضرت زهرا، بچه‌های امام زمان. ژاپنی‌ها همینطورند. هندوها، بودایی‌ها. ۸ میلیارد بچه‌های حضرت زهرا هستند. در اربعین شما نگاه کنید. در اربعین مسیحیان، یهودیان، سیک‌ها، هندوها، بودایی‌ها همه عاشق امام میان. همه بچه های امام هستند. اگر الان نمی‌دونن، برای اینکه اونهایی که وظیفه‌شون بوده که این را تبلیغ کنن در اسلام اهل بیت، کوتاهی کردن. حالا قیامت باید خیلی جواب بدیم ماها که کوتاهی کردیم در اینکه معرفی بکنیم خانواده آسمانی مردم را به مردم که مردم عاشقش بشوند، بشناسند. ولی خب خیلیها کوتاهی کردند. باید بعداً جواب بدهند نسبت به این تنبلی‌ها. بودجه‌های بیت المال را بردن جاهای دیگر هزینه کردن. فعالیت‌های فرهنگی شلوغ. یک جوری ضعیف عمل کردند. اراده‌ای نداشتند که مردم دنیا اهل بیت را بشناسند. من با رئیس جمهورها، بعضی از رئیس جمهورها، وزرا، فعالیت‌های فرهنگی، مسئول فرهنگی زیادی در طول این سال‌ها کل کل داشتم که شما چرا این بودجه‌هایتان را می‌برید جای دیگر هزینه می‌کنید؟ مگر اینها بچه‌های اهل بیت نیستند؟ شما باید مردم را با حقایق خلقت آشنا بکنید. بودجه‌های فرهنگی می‌رفت صرف کارهایی که مردم بیشتر دور شوند. هنوز هم همینطوری هست متاسفانه. 

خب دیگه بقیه‌اش ماند دیگر. ذکرهای دیگر ماند که حالا ان‌شاءالله یک موقع دیگر فرصت خدمتتان.

خلاصه

همه وجود در یاد معشوق

امشب یک روایت بسیار پرمغز و زیبا از وجود مقدس امام صادق  را انتخاب کردم. اصل حدیث این است که تمام وجود انسان ذکر و یاد دارد و انسان باید دائما به یاد معشوقش باشد. کسانی که عشق را به معنای واقعی تجربه کرده‌اند چه عشق‌های جمادی، گیاهی، عشق به یک جنس مخالف، عشق‌های علمی، و چه عشق‌های آسمانی و انسانی زبان این روایت را خوب درک می‌کنند.

کسی که عشق را تجربه کرده، از فرق سر تا ناخن و از خیال و وهم تا عقل و روحش، طعم و نفوذ آن را می‌چشد. امام صادق  برای بخش‌های مختلف انسان، ذکر خدا را بیان می‌کند تا این عشق الهی در تمام وجود انسان مستولی شود. این روایت، هم یک درس کامل انسان‌شناسی و خودشناسی است و هم راهنمایی برای یاد خدا در همه ابعاد وجودمان.

ذکر زبان: حمد و ثنا

امام صادق  می‌فرمایند: «ذِكْرُ اللِّسانِ الْحَمْدُ وَ الثَّناءُ» یعنی وقتی انسان عاشق کسی است و یادش می‌کند، زبانش پر از حمد و ثناست. مثل پدر و مادری که همیشه از فرزندانشان تعریف می‌کنند، قربان خنده‌ها، راه رفتن‌ها و رفتارهایشان می‌روند. همین‌طور، کسی که عاشق است، در یاد معشوقش همواره خوبی‌ها و زیبایی‌های او را ستایش می‌کند.

در طول تاریخ، صدها میلیون ترانه عاشقانه سروده شده و شاعران همیشه در حال سرودن این آثارند. این ترانه‌ها، چه در موسیقی کوچه و خیابان و چه در ادبیات عرفانی، جلوه‌ای از عشق انسانی را نشان می‌دهند. مثلاً در ادبیات عرفانی ما، داستان‌های ظاهراً زمینی مثل لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین، یا عذرا و معشوق، در واقع بیانگر عشق انسان به خداوند است. 

انسان ذاتاً نیاز دارد عشقش را ابراز کند و محبوبش را حمد و ثنا کند. وقتی کسی عاشق است، طبیعی است که دائماً از معشوقش صحبت کند و به او عشق بورزد: یک نفر ماشینش را دوست دارد، یکی جواهرش را، یکی خانه‌اش، یکی بچه‌اش، یکی همسرش، و دائما در حال حمد و ثنا و یاد معشوقش است. بنابراین اگر کسی عاشق خدا و خانواده آسمانی باشد، لذت و آرامشش در ذکر و حمد و ثنای الهی است. همان‌طور که مادری بدون گفتن «قربونت برم» یا بوسیدن فرزندش، آرامش ندارد، انسان هم اگر نتواند عشقش را با زبان بیان کند، قلبش آزار می‌بیند و نابود می‌شود. دعاها، صلوات، حمد و تسبیح هم برای همین است؛ برای تخلیه عشق و آرامش قلبی. اگر نتوانیم این عشق را نسبت به خدا و اهل بیت بیان کنیم، انرژی عشق 

در قلب ما باقی می‌ماند و باعث رنج و ناراحتی می‌شود. 

آدمی که احساس نیاز به حمد، تسبیح، تهلیل و تمجید خدا ندارد، هنوز عشق و بلوغ قلبی در او ایجاد نشده است؛ اما وقتی انسان این عشق را درک کند، دیگر نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد یا به زبان نیاورد. پس دعاها، صلوات، تمجید، حمد و تسبیح برای این است که عشق و ارادت خود را با زبان ابراز کنیم. هرچه عشق و علاقه داریم، اگر به خانواده آسمانی تعلق دارد، باید با صلوات و درود به آن‌ها ابراز شود. اگر این کار انجام نشود، انسان دچار افسردگی و اذیت می‌شود.

 برای همین در خانه وقتی عاشق فرزندت هستی، نمی‌توانی جلوی ابراز محبتت را بگیری و دائم می‌گویی «قربونت برم» یا «الهی فدات شم»، در عشق به خانواده آسمانی هم باید آزادانه و با صدای بلند عشق خود را بیان کرد. در ابراز عشق به خانواده آسمانی تان فرمود: «ارفعوا أصواتکم»؛ یعنی صلوات‌هایتان را بلند بفرستید، زیرا این کار نه‌تنها به دیگران، بلکه به خود شما آرامش، سلامتی و رحمت می‌آورد.

کسی خدمت امام صادق علیه‌السلام آمد و صلوات فرستاد: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته» یعنی خدایا به محمد و اهل بیت درود بفرست. امام فرمودند: «ضیقت علینا؟» یعنی خیلی تنگ گرفتی؛ فقط خود اهل بیت شامل می‌شوند. پرسید: «پس چگونه صلوات بفرستم؟» امام فرمودند: «اللهم صل علی محمد و آل محمد» با این عبارت، آل محمد: شامل شیعیان هم می‌شوند و تو نیز جزئی از این آل می‌شوی. صلوات ذکر اعظمی است؛ پر از عشق، افتخار و بزرگی. وقتی می‌فرستی، هم به اهل بیت درود می‌فرستی و هم خودت را با آنان یکی می‌دانی. خداوند ما را از این ارواح طیبه آفریده که صلوات رحمت و برکتش را به همراه دارد.

ذکر نفس؛ تلاش و سختی

بعد از زبان، نفس انسان باید ذکر خدا را داشته باشد. می‌فرمایند: «وَ ذِكْرُ النَّفْسِ الْجَهْدُ وَ الْعَناءُ»؛ یعنی وقتی نفس بخواهد یاد خدا کند، یعنی من یاد تو هستم. مثال: در باشگاه کاراته یا هر ورزش دیگری، بدن تو با انجام تمرین‌ها و رعایت دستور مربی، به یاد مربی‌اش حرکت می‌کند. همین‌طور در زندگی، وقتی رژیم غذایی رعایت می‌شود یا تمرین‌ها در خانه انجام می‌شود، بدن و نفس تو یاد مربی‌اش هستند. 

در بحث نفس، ذکر یعنی مجاهدت با خودت برای یاد خدا. اگر الان روزه می‌گیری، به عشق خدا روزه می‌گیری؛ اگر صدقه می‌دهی، جهاد می‌کنی، یا خدمت به همنوع می‌کنی به عشق خدا می کنی. نفس یعنی جایی که حاضر هستی خودت را به عشق خدا به زحمت بیندازی تا رشد کنی.

ذکر نفس یعنی اطاعت الهی. مثلاً؛  حجاب و عفت برای زنان و مردان: مرد نباید لباس تنگ، آستین کوتاه یا یقه باز بپوشد، چراکه اگر بپوشد فحشاست. زن هم اگر لباس تنگ بپوشد حتی اگر پوشیده باشد، حجاب درست رعایت نشده است. پیامبر درباره زنان آخرالزمان فرمود: «کاسیات عاریات» یعنی پوشیده اما بدنشان معلوم است. زن و مرد باید حیا داشته باشند. زنی که حجاب را با سختی رعایت می‌کند و مردی که عفت و حیا را حفظ می‌کند، در واقع ذکر می‌گویند. به عبارت دیگر ذکرش این است که به ناموس دیگران نگاه حرام نداشته باشد. ذکر نفس یعنی بدنش کار حرام انجام ندهد و همه کارها را به عشق خدا انجام دهند. ذکر نفس یعنی لقمه حرام نخورند، خمس و زکات بدهند و کسی را اذیت نکنند. وقتی نفست را به زحمت می‌اندازی و بخش‌های حیوانی، جمادی و گیاهی وجودت را کنترل می‌کنی تا انسانی رشد کنی، داری ذکر می‌گویی. این ذکر دیگر فقط «سبحان الله» و «الحمدلله» نیست، بلکه با ادب و رعایت همراه است و خود یاد خداست. پس ذکر نفس، جهاد و تلاش و سختی است. باید تحمل سختی را داشته باشد. 

در هر باشگاهی که بروی تا تربیت شوی، در اصل از روی عشق رفته‌ای؛ ثبت‌نام کرده‌ای چون می‌خواهی شبیه مربی‌ات بشوی. خدا می‌گوید من شما را در باشگاه دنیا قرار دادم. سختی دارد، اما این سختی را به روح و بخش انسانی‌تان ندادم. آن بخش که از خود من است، آزاد است. سختی‌ها مربوط به آن بخش‌هایی است که حقیقت شما نیست؛ همان بخش‌های پایین‌تر. من برای تربیت آن‌ها دستورالعمل گذاشته‌ام.

چه کسی می‌گوید حجاب سخت نیست؟ چه کسی می‌گوید پرهیز از حرام سخت نیست؟ سختی دارد، اما همین سختی، ذکرِ نفسِ توست. اگر سختی نکشی، یعنی اصلاً نخواسته‌ای در این باشگاه ثبت‌نام کنی و رشد کنی. این لازمه دینداری است. در روایت داریم که دین، ریاضت دارد؛ دین با سختی همراه است. دین یعنی دهن‌کجی به طبیعت است. 

ذکر روح: خوف و رجاء

ذکر روح چیست؟ فرمود: «وَ ذِكْرُ الرّوحِ الْخَوْفُ وَ الرَّجاءُ». یعنی دو حالت دارد: یک) خوف: ترس از سقوط و هلاکت، اینکه مبادا به جهنم بیفتی. همیشه این ترس تهدیدت می‌کند تا سهل‌انگاری نکنی. دو) رجاء: امید به فضل، رحمت و مغفرت خدا، امید به بهشت خدا. این توازن خوف و رجاء خیلی مهم است. نباید لوس شویم و فکر کنیم حتماً از اولیای خدا هستیم و از دیگران بهتر. امام حسین علیه‌السلام فرمود: ادب یعنی وقتی از خانه بیرون می‌آیی، به هر کس که نگاه می‌کنی بگویی از من بهتر است. اگر خودت را بهتر بدانی، بی‌ادبی کرده‌ای. امام صادق علیه‌السلام فرمود: کسی که فکر می‌کند از دیگران بهتر است، حتی اگر آن‌ها کافر باشند، «مستکبر» است. ممکن است آن‌ها توبه کنند و تو این را از دست بدهی. در طول تاریخ مثال‌های زیادی داریم: کسانی که زندان رفتند، شکنجه دیدند، درس خواندند، حتی مرجع شدند، اما سقوط کردند. 

خوف و رجاء یعنی هم بترسی و هم امیدوار باشی. حضرت فرمود: کسی که به‌خاطر گناه ناامید می‌شود، عابد شیطان است. همه ما گناه می‌کنیم؛ هیچ‌کدام معصوم نیستیم و از همه‌مان گناه سر می‌زند، حتی گناه کبیره. اما نباید از رحمت خدا ناامید شد. می‌فرماید حتی اگر کسی هفتاد پیامبر را کشته باشد، باز هم نباید ناامید شود. یزید به امام سجاد علیه‌السلام گفت: آیا می‌توانم توبه کنم؟ حضرت نفرمود نمی‌شود؛ فرمود می‌شود و راه توبه را هم به او یاد داد، هرچند خودش نرفت. پس هیچ‌کس را نباید ناامید کرد.

همیشه یادت باشد که به گناه‌هانت فکر نکنی. فرمود: کسی که مدام به گذشته خودش یا دیگران فکر می‌کند، بنده شیطان است. خوف و رجاء دو بال‌اند که باید با هم متعادل باشند تا انسان بتواند پرواز کند؛ نه ناامید شود، نه دچار غرور و خودبرتربینی. پس روح ما به هر دو نیاز دارد: هم ترس، هم امید. یعنی همیشه بدانی در خطر لغزش هستی و مراقب باشی، و در عین حال هیچ‌وقت امیدت را از دست ندهی. این همان ذکر حقیقی و یاد خداست.

ذکر قلب: 

«وَ ذِكْرُ الْقَلْبِ الصِّدْقُ وَ الصَّفاءُ»؛ ذکر قلبت این است که در عشق‌ورزی با خانواده آسمانی‌ات و با خدا، صداقت و صفا داشته باشی؛ راست بگویی.

ما الان امام زمان‌مان بیش از 1190 سال است که آواره، تنها، غریب و مظلوم است؛ چون کسانی که ادعای دوست داشتنش را داشتند، با او صدق و صفا نداشتند. مگر می‌شود امامی در میان میلیون‌ها پیرو، آواره بماند؟ اگر امامان پیشین هم به شهادت رسیدند، به این دلیل بود که همان‌هایی که می‌گفتند دوستشان دارند، در عشقشان صادق نبودند و هیچ‌کس حرکتی از خودش نشان نداد. این امام آخر هم سال‌هاست در غربت مانده، چون ما فقط ادعا می‌کنیم دوستش داریم، اما صادق نیستیم.

عشق واقعی همه ابعاد وجود انسان را درگیر می‌کند. اگر واقعاً امام زمان، پدر و امام ماست و او را دوست داریم، این عشق باید در همه بخش‌های وجودمان دیده شود. در بُعد جمادی، یعنی از مالمان برای او خرج کنیم. در بُعد گیاهی، یعنی وقت بگذاریم. عشق یعنی وقت گذاشتن، صدق و صفا یعنی به پایت هستم. امروز هرکدام از ما می‌توانیم برای برطرف شدن موانع ظهور، کارهای زیادی انجام دهیم.

در بُعد حیوانی، یعنی حاضر باشیم برای امام زمان آبرو خرج کنیم و از آبرویمان بگذریم. در بُعد علمی، یعنی از تخصص و دانشمان برای رفع موانع ظهور استفاده کنیم. در بُعد انسانی، یعنی دائم دعا کنیم و ذکر بگوییم. نه اینکه فقط شب‌هایی مثل لیلةالرغائب جمع شویم. جمعه‌ها باید برای امام زمان استغاثه داشته باشیم؛ در مساجد، حسینیه‌ها و حرم‌ها جمع شویم، وقت بگذاریم، و دعا کنیم. صدق و صفا یعنی بتوانی برای امام زمان وقت بگذاری؛ حتی دو ساعت از جمعه‌ات را. عشق یعنی دعا کردن، استغاثه کردن و از خدا خواستن که موانع ظهور را بردارد. کسی که برای امام زمان استغاثه ندارد، در ادعای صدق و صفا دروغ می‌گوید. برای مشکلات شخصی‌مان چقدر ناله و دعا می‌کنیم، اما برای امام زمان آن سوز و فریاد را نداریم. این یعنی صدق نیست.

ذکر قلب یعنی صدق و صفا. اگر واقعاً عاشق امام زمان و خانواده آسمانی هستی، باید راست بگویی. راست گفتن یعنی سبک زندگی‌ات درست باشد. اگر می‌گویی می‌خواهم با حضرت زهرا یا امام زمان محشور شوم، باید ظاهر و باطنت شبیه آن‌ها باشد. لقمه‌ات، درآمدت، شغلت، روابطت باید حلال باشد. نمی‌شود ادعای محبت کرد، اما سبک زندگی چیز دیگری را نشان بدهد.

صدق و صفا یعنی همه وجودت را خرج معشوقت کنی. اگر امام زمان را دوست داری، باید طوری زندگی کنی که وقتی چشم در چشم حضرت می‌افتی، بگوید این بنده با من صادق بود؛ وقت گذاشت، تلاش کرد، گریه کرد، خرج کرد و آبرو داد. افتخار همین است. صدق یعنی همه وجودت را وقف خدا و معشوق حقیقی‌ات کنی.

ذکر در عشق، صداقت است. یعنی از همه ابعاد وجودت برای برطرف کردن موانع ظهور، گسترش دین خدا و هدایت میلیاردها انسان‌ها تلاش کنی، نه فقط برای ایرانی‌ها یا مسلمان‌ها، بلکه برای همه هشت میلیارد انسان، که همه فرزندان حضرت زهرا هستند. آقای بهجت رحمه‌الله همیشه می‌گفت اگر شب‌ها نتوانم برای شیعیان دعا کنم، باید برای چینی‌ها دعا کنم. آن‌ها هم بچه‌های حضرت زهرا و امام زمان‌اند؛ ژاپنی‌ها، هندوها، بودایی‌ها هم همینطور.

در اربعین نگاه کنید، مسیحیان، یهودیان، سیک‌ها، هندوها، بودایی‌ها همه عاشق امام می‌آیند. اگر حالا نمی‌دانند، علتش کوتاهی کسانی است که وظیفه داشته‌اند اسلام و اهل بیت را به مردم معرفی کنند. قیامت باید خیلی‌ها پاسخ دهند که در معرفی خانواده آسمانی مردم کوتاهی کردند. بودجه‌های بیت‌المال به جای آموزش و ترویج حقایق اهل بیت، صرف کارهای دیگر شد، فعالیت‌های فرهنگی شلوغ و بی‌اثر. خیلی‌ها اراده نداشتند تا مردم دنیا اهل بیت را بشناسند. من در طول سال‌ها با رئیس‌جمهورها، وزرا و مسئولان فرهنگی بحث و انتقاد داشتم که چرا این بودجه‌ها را جای دیگر صرف می‌کنید؟ مگر این مردم فرزندان اهل بیت نیستند؟ وظیفه شما این است که مردم را با حقایق خلقت و اهل بیت آشنا کنید، نه اینکه آن‌ها را از این معرفت دور کنید. متأسفانه هنوز هم همین وضعیت ادامه دارد.

 

جملات ناب

  • وقتی همدیگر را دعا می‌کنیم، از پشتیبانی هزاران دعا برخوردار هستیم که در حق ما می‌شود و اجابت می‌گردد.

  • تمام وجود انسان ذکر دارد و باید انسان با همه وجودش یاد معشوقش را بکند.

  • ذکر زبان، حمد و ثناست؛ انسان عاشق، همیشه از خوبی‌ها و قشنگی‌های معشوقش صحبت می‌کند.

  • اگر کسی عاشق خدا باشد، لذتش حمد و ثنای الله و خانواده آسمانی است.

  • صلوات، ذکر بی‌نظیر و اعظمی است که پر از عشق، افتخار، بزرگی و رحمت است.

  • ذکر نفس، مجاهدت و اطاعت است؛ یعنی انسان حاضر باشد خود را به عشق الله به زحمت بیندازد تا رشد کند.

  • دینداری، دهن‌کجی به بخش‌های پایینی و حیوانی وجود انسان است تا اراده بر طبیعت مسلط شود.

  • حجاب و عفت، یک افتخار است که نشان می‌دهد انسان تحت مدیریت و مربی‌گری خداست.

  • ذکر روح، خوف و رجا است؛ ترس از سقوط و امید به فضل، رحمت و مغفرت الهی.

  • کسی که احساس کند از دیگری بهتر است، حتی از یک کافر، مستکبر است و فرشتگان آسمان و زمین او را لعنت می‌کنند.

  • هیچ‌کس را نباید ناامید کرد؛ حتی اگر گناهان بزرگی مرتکب شده باشد، راه توبه همیشه باز است.

  • ذکر قلب، صدق و صفا در عشق‌ورزی با خانواده آسمانی و خداست.

  • اگر واقعاً عاشق امام زمان (عج) هستیم، باید همه ابعاد وجودی‌مان را برای برطرف شدن موانع ظهور و حاکمیت دین خدا صرف کنیم.

  • کوتاهی در معرفی اهل بیت (ع) به مردم دنیا، مسئولیتی بزرگ است که باید در قیامت پاسخگو باشیم.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه