معارف فاطمی – جلسه 021

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین. و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و همه شهدای اسلام و امام و شهدا و امام زادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، مراجع عظام، علما، اساتید، شهدا، اولیای الهی که در جوارشان هستیم صلوات بلند ختم بفرمایید. (اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم). صلوات دوم را به روح پر فتوح شهدای تازه گذشته از فرماندهان ایرانی و لبنانی، به‌خصوص شهید سیدحسن نصرالله صلوات بلند ختم بفرمایید. (اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم). صلوات سوم را برای سلامت و سعادت خودتان و ان شاء الله این‌که این معارف به قلب ما وارد شود و بتوانیم سبک زندگی که مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها برای ما پسندیده را اجرا کنیم بلند بفرستید. (اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم).

آثار معنوی و آخرتی انفاق

خب بحث مان درباره آثار معنوی و آخرتی انفاق بود که حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود، برای شما از دنیای تان می‌پسندم، آیه‌ای را در سوره توبه مقداری از آن را خواندیم که خداوند تبارک و تعالی فرمودند که «وَلَا یُنْفِقُونَ نَفَقَهً صَغِیرَهً وَلَا کَبِیرَهً وَلَا یَقْطَعُونَ وَادِیًا إِلَّا کُتِبَ لَهُمْ» هیچ انفاقی را نمی‌کنند؛ چه کوچک و چه بزرگ، «وَلَا یَقْطَعُونَ وَادِیًا» وادی را طی نمی‌کنند مگر این‌که برای آن‌ها نوشته می‌شود. حالا چه چیزی؟ «لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» دقت کنید، خداوند بهتر از آن‌چه که عمل کردند، جزایشان بدهد؛ یعنی بالاتر از آن‌چه که این‌ها عمل می‌کردند، جزایی بالاتر خداوند تبارک و تعالی برای آن‌ها در نظر گرفته است.

تفاوت جزای الهی در اعمال مختلف

در بعضی از مواقع خداوند تبارک و تعالی جزا را مطابق عمل می‌دانند که هر کس مطابق عملش جزای مناسب «جَزَاءً وِفَاقًا»؛ یعنی جزایی که وفق دارد، پس وفق عمل می‌دهد ولی در بعضی از اعمال بخاطر ویژگی خاصی که دارند؛ مثل جهاد در راه خدا یا صدقه، اتفاق خداوند می‌فرماید که «لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» این دیگر جزای مناسب عمل نیست، جزایی است که بالاتر از چیزی است که انسان انجام داده، این خیلی مهم است که ما فهم را از این داشته باشیم خدایی که همه جا می‌فرماید که مناسب و وفق عملتان جزا داده می‌شوید. در چند جا خدا می‌فرماید من عمل را افزایش می‌دهم، عمل را پرورش می‌دهم‌، به آن‌ها جزای بیشتری می‌دهم‌، یکی از آن موارد همین‌جا است که «لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» خداوند بندگانش را به گونه‌ای دوست دارد که اگر اعمال خاصی را انجام می‌دهند جزای ویژه به آن‌ها عطا می‌کند. آن هم یک جزای هم دنیایی ویژه که فرمود: برای هر مقداری که هست یک تا هفتصد برابر خداوند در عمل رویش ایجاد می‌کند و آن هم پاداش ابدی و آخرتی که برایتان خواندیم، بهشت ها و وادی هایی که آن‌جا هست، جزاهای آخرتی که آن‌جا، آن هم به شکل جاودانه هست که واقعا تکان‌دهنده است که خداوند در مقابل این اعمالی که ما انجام می‌دهیم و همه چیز هم برای خودش است، وجود برای خودش است، هستی برای خودش است، حول و قوه را خودش به ما عطا کرده، رزق هم خودش داده و بعد می‌گوید از همان رزقی که خودم به شما دادم «وَمِمَّا رَزَقْنَا» از آن‌چه که ما، خودمان به شما دادیم، عطای ماست، در جیب شماست، در دست شماست، در ملکیت اعتباری شماست، از آن مقداری را به خداوند قرض دهید، مقداری را انفاق کنید، از همان چیزی که خودمان به شما دادیم، بعد ما به شما این جزا را می‌دهیم.

معنای رب و پرورش الهی

خوب دقت کنید که معنای رب یعنی چه؟ معنای پرورش یعنی چه؟ خدا دارد ما را پرورش می‌دهد، خودش به ما روزی می‌دهد، ما را می‌آفریند، وجود و هستی می‌دهد، رزق می‌دهد و بعد می‌گوید از این رزقی که به شما دادیم شما انفاق کنید و بعد بخاطر آن انفاقی که ما کردیم از رزقی که برای خود خدا بوده می‌فرماید من شما را جزا می‌دهم هم در دنیا بیشتر می‌دهم‌، و هم در نظام آخرتی برایتان برکت می‌آورد.

مفهوم انفاق و توسعه وجودی انسان

مسأله مهم که من بارها روی آن تأکید کردم این است که مفهوم انفاق را خوب دقت کنیم یعنی چه؟ یعنی ما به وزان ابعاد وجودی مان باید خروجی داشته باشیم، تا می‌گوییم انفاق فقط مال در ذهن‌مان نیاید، مال هست و آن کمترینش است و چیزهای دیگری هم هست که بسیار مهم است که انسان بتواند اگر از این‌ها بگذرد، خودش سعه وجودی پیدا می‌کند یعنی این در ذهن ما نیاید که ما با انفاق همه‌اش بخواهیم دنبال این باشیم که کسب درآمد کنیم چون این را دارد همانطور که امام از شیعیانش گله می‌کند که چرا با صدقه کسب درآمد نمی‌کنند؟ چرا ثروتشان را با صدقه زیاد نمی‌کنند که خارج کنند تا برکت به مالشان بیاید؟ خوب این هست اما آن چیزی که برکت پیدا می‌کند خود ما هستیم که برکت پیدا می‌کنیم یعنی آن چیزی که نصبیب انسان می‌شود وجود هستی من حقیقی ما قرب پیدا می‌کند به الله نزدیک و شبیه می‌شود؛ یعنی ماجرا این است که ما قرار است شبیه الله شویم، ما شبیه مربی مان شویم. در این باشگاه این را خواهش می‌کنم، من همه‌اش تأکید می‌کنم بلکه ان شالله در قلب ما برود که ما برای کاری جز شبیه شدن به مربی مان به دنیا نیامده‌ایم؛ یعنی فلسفه وجودی ما شباهت به مربی مان است نه که خروجی‌های جمادی، گیاهی، حیوانی یا علمی به دست بیاوریم، آن که مهم است این است که ما به یک معرفت، به یک قرب، به یک سنخیت با مربی خودمان برسیم، برای همین آفریده شدیم.

انفاق و قرب الهی

پس حالا جزایی که خداوند تبارک و تعالی فرمودند که بالاتر از آن‌چه که عمل می‌کردند می‌دهند، یک موقع است که خدا می‌گوید من از یک تا هفتصد برابر مال تو را افزایش می‌دهم کمااینکه فرمودند یا در صدقه فرمودند که خدمت شما عرض کردم، یک موقع است که می‌گوید به شما بهشت می‌دهیم ولی یک موقع است که خیر، بحث جزا خود ما هستیم، خود ما افزایش پیدا می‌کنیم، خود ما سعه پیدا می‌کنیم، خود ما قرب پیدا می‌کنیم، خود ما محبوب خدا می‌شویم، این خیلی مهم است و انسان اگر غیر از این چیز دیگری را بخواهد باخته است، اگر غیر از این چیز دیگری را بخواهد باخته است، خدا آن‌ها را که می‌گوید مثلا اموال زیاد می‌شود، سعه پیدا می‌کنید و این‌ها، اصلا معلوم نیست که به نفع ما باشد یا نه ولی آن که به نفع ماست قطعا به نفع ما است و ما ضرر نکردیم همان شباهت است، همان محبوبیت است، همان قربی است که ما به خداوند تبارک و تعالی پیدا می‌کنیم. شما هر چقدر رحمان تر و رحیم تر می‌شوید خروجی بیشتری دارید، شباهت بیشتری به مربی تان پیدا می‌کنید و این همان هدف است خلافت الهی است که ما برای آن آفریده شده‌ایم. ما به این دنیا آمده‌ایم که این مقام را داشته باشیم، این قرب را پیدا کنیم، وقتی که ما از این دنیا برویم و تولد پیدا کنیم به آن‌جا، آن‌جا ما متوجه می‌شویم که هستی، وجود، ثروت، دارایی خود تو هستی، تو منت باید گسترش داشته باشد، منت باید سعه پیدا کرده باشد و قدرتمند شده باشد، این من باید به رب نزدیک شده باشد. پس این توسعه من یادتان نرود عزیزان، من باید توسعه پیدا کند، این من باید قوی شود، این من باید بالا بیاید، تا وقتی که ما غیر از این فکر می‌کنیم حرکت انسانی نداریم، ممکن است بخاطر عمل خیری که انجام می‌دهیم ثواب ببریم یا بهشت برویم اما این، آن سعه نیست، مهم این است که انسان بفهمد که به ربش شبیه شده، محبوب این رب هست، مرضی این رب هست، این خیلی مهم است. فردایی که مقامات بزرگی ابدی و آخرتی جلوی ما حضور دارند آنجاست که تو می‌فهمی که چقدر به این مقامات شبیه و نزدیک هستی، تو چقدر شخصیت داری، چقدر ثروت حقیقی داری، این را ما باید حواسمان باشد. خوب صلوات ختم بفرمایید. (اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم).

سوره حدید و آیه هفتم آن

خوب این صدا از کجا می‌آید؟ یک مجموعه آیاتی را در یکی از سوره های خاص برای شما انتخاب کردم، سوره بسیار خاص است که سفارش شده که انسان هر شب این سوره را بخواند چون جزء مسبحات است؛ یعنی این سوره‌ها نقش زیادی در شکل‌گیری شخصیت انسان دارد، سوره مبارک حدید، که از نظر آیات توحیدی و انسان سازی و انسان شناسی محتوایش محتوای فوق‌العاده بلند و متعالی است این سوره، که من از آیه هفت شروع می‌کنم چند آیه را برای شما بخوانم در این رابطه خواهش می‌کنم خوب دقت کنید ولی با این سوره انس بگیرید. خیلی سوره خوب و سازنده ای است، خیلی دوست خوبی است برای انسان، «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ» خیلی خوب است که انسان این را با خودش تکرار کند، خداوند امر کرده ایمان بیاورید به خدا و رسولش، یعنی قلبتان به این دو نفر مطمئن شود، الله و رسول، «وَأَنْفِقُوا» ببینید نحوه ادبیات خدا را خوب دقت کنید، من خواهش می‌کنم یک مقدار قلب‌ها را مهیا کنید برای فهم این آیه و این‌که این آیه را با صدای خدا بشنویم؛ یعنی حواست باشد که الان دارد به تو وحی نازل می‌شود و خداوند دارد این آیه را برای تو نازل می‌کند .چون برای ما نازل شده دیگر، مخاطبش ما هستیم. خوب دقت کنید آیه را که فهم درستی داشته باشیم. یک صلوات ختم بفرمایید برای این‌که ان شالله بتوانیم که دریافت قلبی خوب داشته باشیم.

مفهوم “مستخلفین فیه” در انفاق

خوب آماده هستید؟ «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ»؛ ایمان بیاورید به خداوند و رسولش و انفاق کنید از چیزی که ما شما را در آن چیز خلیفه خودمان قرار دادیم. ببینید ادبیات خیلی سنگین است، خیلی جذاب و دلبری می‌کند این ادبیات. می‌فرماید که از آن چیزی که من شما را در آن چیز جانشین خودم قرار دادم انفاق کنید؛ یعنی من پول را به شما دادم، وقت را به شما دادم، ابرو را به شما دادم، علم را به شما دادم، قلب را به شما دادم، این ابعاد پنجگانه تان، شما را خلیفه خودم قرار دادم، «جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ» در آن چیزها من شما را جانشین خودم قرار دادم؛ یعنی مربی اینگونه است دیگر، مربی شاگردانش جانشینش قرار است بشوند، درست است؟ می‌خواهند شبیه خودش بشوند، می‌خواهند مربی شوند، دقت کنید نحوه ادبیات چگونه است، من شما را برای خلیفه اللهی آفریده‌ام. خوب، حالا که شما جای من هستید مثل من تمرین کنید خروجی داشته باشید، حالا از الان هر چیزی که من به شما دادم سعی کنید با آن خروجی داشته باشید، انفاق کنید. (وَأَنْفِقُوا مِمَّا) خیلی آیه، آن که مبانی انسان‌شناسی نمی‌داند اینجا را نتوانستند خوب ترجمه کنند، نه مفسرینش خوب کار کردند، نه مترجمینش، دقت کنید چه دارد می‌گوید، می‌گوید: من شما را خلیفه خودم قرار دادم، در آن چه که من شما را جانشین خودم کردم شما خروجی داشته باشید، پس یعنی چه؟ یعنی من با امکانات الهی به دنیا آمدم، روح خدا را دارم، نفخ الهی را دارم، این امکانات بی‌نظیر را خداوند به من داده، امکانات بی‌نهایت و بی‌نظیر را خدا به من داده، خوب حالا الآن می‌خواهم شبیه به مربی ام بشوم، می‌خواهم شبیه شوم و حالا باید تمرین کنم که مثل خدا خروجی داشته باشم، خدا وقتی که خروجی دارد چیزی از خدا کم می‌شود یا نمی‌شود؟ بله؟ بگذارید مثال بزنم. استاد، مربی وقتی دارد دانش خودش را به بقیه یاد می‌دهد به دانشش اضافه می‌شود یا کم می‌شود؟ اضافه می‌شود دیگر، پس خروجی‌ها همینطور است. دستم نگاه کنید در هیچ کدام از این پنج بعد شما خروجی کم نمی‌کند از شما چیزی، این را از جیبت که دارید در می‌آورید تضمین شده برمی‌گردد در این جیبت دوباره، حالا فکر کن یک آدم خسیس که می‌تواند برای زن و بچه‌اش خرج کند، می‌تواند زن و بچه‌اش را خوشحال کند، می‌تواند پدرزنش را، مادرزنش را، پدرشوهرش را، مادرشوهرش را، بچه‌ها را، خانواده را خوشحال کند چرا احمق است و همه‌اش می‌ایستد تا همه به او بگوید ما این را می‌خواهیم، آن را می‌خواهیم، می‌تواند هزینه هم کند، همه‌اش مسخره بازی درمی‌آورد و از عزیزان خودش کم می‌گذارد، مثلا ندارد، نمی‌تواند خوب بله، خدا رحمت کند آیت الله ممدوحی را می‌فرمودند که هیچوقت نگویید ندارم، هیچوقت نگویید، بگویید باشه، چشم، باشه بعدا، هیچوقت نگویید ندارم، هیچوقت ولی الان نه، کسانی داریم که می‌توانند به خانواده سهل بگیرند، آسایش نسبی برای خانواده حاصل کنند ولی این کار را نمی‌کنند. یک کولر آبی دارند با یک فضای افتضاحی که اصلا کولر جواب نمی‌دهد و همه دارند می‌میرند زیر این کولر، بعد مثلا این را نه ارتقاء ش می‌دهد یا عوض کند کولر گازی بخرد تو که میتوانی یک کولر بهتری بخری نمیکنی، ماشین دارند همه در تابستان در آن ماشین می‌نشینند و عرق می‌ریزند، می‌توانند ماشین را عوض کند، می‌تواند یک ماشین بهتر و جادارتری، قوی‌تری، خنک‌تری با امکانات بهتری ولی به خانواده سخت می‌گیرد، خساست دارد، بخل دارد، انگار اصلا برایش سخت است دست کردن در جیب و خرج کردن، هر چه هم اطرافیان مثلا می‌گوید فرض کنید، فرش کهنه شده یا مثلا این جنس اینطوری است، تغییر باید پیدا کند، اصلا انگار نه انگار، سخت می‌گیرد، به خانواده‌اش سخت می‌گیرد، می‌بیند الان مثلا خانمش با دو تا سه تا بچه باید ظرف، چه کسی این ظلم را گفته؟ دو تا، سه تا بچه دارد قد و نیم قد، حالا باید ظرف هم بشوید، لباس هم بشوید، خوب الان تو وضعت خوب است می‌توانی برایش ماشین ظرفشویی بخری، خوب بخر دیگر، ماشین لباسشویی بخری تا یک مقدار بار این کم شود، چه ظلمی است که به خانواده‌ات می‌کنی؟ می‌توانی بروی و یک خانه وسیعتر بگیری، این چه چیزی است که همه را داخل قوطی کبریت کرده‌ای! خوب این یک عالم بدتربیتی و بی‌تربیتی بار می‌آورد، خوب می‌توانی یک خانه حیاط دار بگیری چرا نمیخری؟ چه کسی گفته در آپارتمان زندگی کنی؟ اگر می‌توانی یک خانه‌ای بخری که وسیع است بخر، خدا هم که تضمین کرده، خوب چرا ما اینقدر سخت می‌گیریم؟ سر غذا، سر لباس، سر وسایل خانه، سر نمی‌دانم رفاهیات، سر مسافرت، سر هر چیزی می‌بینید همه‌اش نق و غر دارد، می‌بندد، خدا هم می‌بندد، خدا گفت احمق من به تو این را داده‌ام، احمقش را من می‌گویم، دور از جان احمق‌ها، من به تو رزق داده‌ام که تو خروجی داشته باشی، خیر و برکت در زندگیت بیاید «وَمَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ» این دارد از جان خودش، از آخرت خودش می‌کند، متوجه نیست خودش را دچار چه فشار قبری می‌کند، چه فشار عذابی دارد برای خودش ایجاد می‌کند. چون آن‌جایی که شما می‌توانید با پولتان یک فشار را از روی کسی بردارید و برندارید، فشار قبر می‌گیرید، دارید به او فشار می‌آورید. امام صادق علیه السلام قسم می‌داد به شیعیانش و می‌گفت که این پول را بگیرید، پول همراهتان باشد، مثل آقا امام رضا علیه السلام که با دلشوره به امام جواد علیه السلام می‌گفت که خودت را در معرض ارتباط با مردم قرار بده، پسرم همیشه پول همراهت باشد، وقتی که دو شیعه در مشکلات دارند اذیت می‌شوند، حالا اختلاف دارند، این طلبکار است، آن بدهکار است بین‌شان دعوا می‌شود زود تو بپرداز، بگو قسط این را من می‌پردازم، قرض این را من می‌دهم، وام این را من می‌دهم، فشار را از روی آدم‌ها بردار، «مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ» یعنی ما باید مثل خدا فشار را از روی اطرافیان برداریم.

اولویت در انفاق: خود و امام زمان (عج)

اول چه کسانی؟ این را خوب دقت کنید، من خواهش می‌کنم که خوب متوجه باشید، اولین کسی که تو باید فشار را از رویش برداری چه کسی است؟ نزدیک‌ترین کس به تو است، نزدیک‌ترین کس به خودت آن چه کسی است؟ آن خودت هستی. از خودت فشار را بردار، روحت را آزاد کن، خساست، بخل، بداخلاقی، زودرنجی، عصبانیت، حسادت، مقایسه، مسابقه عذاب می‌دهد روح انسان را، تمامش هم بخاطر تنگ نظری است، تمامش به خاطر محدود نگری است، تمامش بخاطر نفسانیت و عنانیت است، روحت را آزاد کن، خوب دیگر چه؟ اولین کسی که انسان باید به آن رحم کند از اسمش معلوم است دیگر، باید به او چه کند؟ رحم کند. در بسم الله توضیح دادیم، رحم خودت است، رحم، صله ارحام به چه می‌گوید؟ یعنی آن که به تو نزدیک‌تر است فشار را از روی او بردار، اجازه نده وقتی تو هستی نزدیک‌ترین کس به تو، فشار به او بیاید، خوب، در رحم وقتی می‌خواهید شناسایی کنید رحم اینطوری است. اگر انسان، انسان‌شناسی بلد باشد که خوب است، اگر بلد نباشد وقتی می‌گوییم رحم خودت، قرآن چه می‌گوید؟ «لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ» اول با مادرت، پدر و مادرت، امام مجتبی علیه السلام به پیغمبر و امیرالمؤمنین علیه السلام آن‌ها معنا می‌کنند والدین یعنی نه پدر و مادر زمینی ات، یعنی چه کسی؟ یعنی اهل‌بیت علیهم السلام، اول فشار را از روی امام زمان عج بردار، تو نمی‌توانی زنده باشی و امام زمان دارد آوارگی و تردشدگی و غصه می‌خورد و تو برای او هیچ‌کاری نمی‌کنی، این بی‌رحمی است که ما هستیم و امام زمان عج اینقدر آواره است. یک موقع است غمخوار حضرت هستیم، کنار حضرت هستیم، بله، مشکلات زیاد مثل مردم غزه الان همه پیش هم هستند، مردم لبنان یا ما نسبت به آن‌ها، او باید احساس کند که ما کنارش هستیم، داریم غمش را می‌خوریم و شریک او هستیم. یک موقع کنار من این مشکلات را دارد، بله، کمبود است و همه با هم هستیم، غذا نیست همه با هم نداریم. نمی‌شود که ما در امنیت و آرامش و همه چیز باشیم بقیه مردم در فشار قرار بگیرند. آن هم چه کسی؟ امام زمانت عج، آن هم چه کسی؟ اهل‌بیت، تو اولین کسی که باید به او رحم کنی و فشار را از روی دوش‌ برداری امام زمان عج است، با کدام بخش؟ پولت، شروع کن. ببین با پولت چیزی لازم دارد، با پولت می‌توانی کاری برای امان زمان انجام دهی یا نه؟ چیز اضافه‌ای در اموالت هست که نگهش نداری برای آینده آینده آینده، از اموالت چه چیزی می‌توانی هزینه کنی برای امام زمانت عج؟ از وقتت، از آبرویت، از علم و تخصصت و از عشق و دلت، چه چیزی می‌توانی به پای امام بریزی؟ که بعد برسد به حالت مواسات با حضرت، حضرت بگوید که چه؟ بگوید که چرا این با من همتایی کرد، این در غمم با من شریک شد، این بچه‌ام کنارم بود، این بچه‌ام عافیت طلب نبود، دخترم، پسرم، این با من زحمت کشید از خودش زد.

نمونه‌هایی از انفاق برای امام زمان (عج)

چند وقت پیش بود یک خانمی آمد و تا بحال این خانواده دو بار این‌کار را کردند، واقعا من در مقابلشان احساس کوچکی کردم، در فاصله بیست سال این خانواده دو بار این‌کار را کردند. یک بار خیلی سال پیش بود می‌خواستند خانه‌شان را توسعه دهند گفتند ما می‌خواستیم توسعه دهیم ولی دیدیم که امام زمان به این‌جا احتیاج دارد، حالا خودمان در همان جای کوچک می‌نشینیم در خانه‌مان و این طبقه را برای امام زمان عج گذاشته‌ایم، اتفاقا سال‌ها بعضی از جلسات ما در آن خانه برقرار شد. با آنکه آن‌ها به آن طبقه خیلی احتیاج داشتند ولی می‌گفتند ما این طبقه را بخواهیم بفروشیم و به توسعه خانه بپردازیم به کار امام زمان عج ظلم کردیم، چرا این‌کار را کنیم؟ و جالب بود پدر، مادر؛ یعنی زن و شوهر و بچه‌ها با هم هماهنگ بودند، با عشق. سال‌ها پیش من یک جایی برای سخنرانی رفته بودم دوباره آن خانواده آمدند و گفتند ما یک ذخیره‌ای کرده بودیم برای یکسری از مخارج ضروری زندگی‌مان ولی همگی با هم نشستیم، با هم همگی تصمیم گرفتیم که محدودیت را تحمل کنیم، این کار برای امام زمان عج هزینه شود، یک مبلغ خیلی زیادی بود یعنی یک میلیار تومان این خانواده برای امام زمانشان گذاشته بودند یعنی هر چه که دارایی داشتند، یک موقع هست که مثلا انسان تریالدر هست یک میلیارد می‌دهد و آن هم به اندازه یک میلیاردش ثواب می‌برد پیش خدا و قرب دارد، یک موقع هست هر چه که دارد را می‌دهد، خیلی فرق می‌کند، هر چه که دارد را می‌دهد. من چندین بار این صحنه‌های زیبا را دیده‌ام، حتی کارمندهای خودمان در موسسه خودمان، زن و شوهری که تازه ازدواج کردند کارمند هستند، جمع کردند که به یک کاری بزنند همان را آوردند و گذاشتند برای امام زمان عج، صحنه‌های فوق‌العاده زیبایی است. این را امام زمان عج دارد می‌بیند دیروز گفتیم دیگر چه؟ (یعلمه) هر چه شما کار می‌کنید خداوند کار شما را نگاه می‌کند یک طوری باشد که مثلا امام بگوید این با من مشارکت کرد، این راضی شد بخاطر من محدودیت تحمل کند، به خاطر من آن‌چه که داشت در طبق اخلاص گذاشت. حالا غم من را می‌خورد. اولین رحم ما که ما باید به آن رحم کنیم آقا امام زمان عج است، ما باید خروجی داشته باشیم برای امام زمان عج و خروجی داشتن برای امام زمان عج به دو صورت است‌‌؛ یک خروجی برای شخص خود حضرت است، یک خروجی برای این امت است، یک خروجی برای این مستضعفین کره زمین است که امام فرمود: ما غم همه مردم عالم را می‌خوریم یعنی آدم دلی به اندازه هشت میلیارد آدم پیدا کند. یک روح پیدا کند که بتپد برای هشت میلیارد آدم روی کره زمین، یک چنین عشقی و بعد یا حالا کیفیتش را که توضیح دادم در مباحث نقش انسان در تقدیرات، یا حالا به کتابش مراجعه کنید یا به مباحث صوتی اش که توضیح داده‌ام که انسان قدر خودش را عوض کند، یعنی بیاید کمتر امام زمان عج یک آدم، چون قرار است شبیه امام شویم مگر قرار نیست شبیه مربی مان شویم، یک آدمی باشد با یک دلی که هشت میلیارد نفر خانواده‌‌اش هستند و هشت میلیارد آدم این با آن‌ها رابطه (هو أنت) دارد، (هو أنت) دارد با همه‌شان؛ یعنی همه‌شان خود این هستند، دقت کنید این شعار نیست، معلوم می‌شود اگر من وقتی دلم به آن بزرگی شد در سبک زندگی‌ام خیلی تغییر پیدا می‌شود، این کجا که یک زن و شوهر صبح وقتی از خواب بیدار شوند حواسشان به خودشان و دوتا بچه‌شان باشد یا این‌که نه یک. سی بلند شود از خواب و حواسش به هشت میلیارد آدم باشد. «لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ» پدر و مادرت، خواهر و برادرانت، همسایه‌ها، فامیلت بعد یواش یواش وقتی افراد دور می‌شوند ولی پدر و مادرت دارد می‌گوید حواست باشد تو پدر و مادرت چه کسی هستند؟ تو چگونه خودت را معنا می‌کنی؟ اگر حیوان هستیم، اگر زن و مرد هستیم، بله، از پدر و مادر زمینی مان شروع می‌کنیم، که در قسمت مالی باید همین کار را کنیم، پدر و مادر زمینی مان شروع کنیم، پدر و مادر و همسر، پدر، مادر، خواهر، برادر درست است ولی در بخش‌هایی که من قرار است برای امام زمان عج کار کنم، قرار است یک تعلقی به ایشان داشته باشم داستان خیلی فرق می‌کند. آن جا وقتی دارم برای پدر و مادر زمینی ام خرج می‌کنم به عشق امام زمان عج اینکار را می‌کنم چون امام زمان عج اینطوری دستور داده است، به این سبک، از خانه خودت، لذا خیلی از خواهران می‌آیند و می‌گویند برای امام زمان عج چکار کنیم؟ می‌گویم اول شوهرت، بچه‌ات، اول بچه بیاور، چندتا بچه بیاور، اگر برای امام زمان عج بچه نمی‌آورید دارید به امام زمان عج ظلم می‌کنید، حالا همه‌اش کار فرهنگی کنم، بچه بیاورید، نه ما بچه نمی‌خواهیم، نمی‌دانم چه منطق مسخره‌ای است ما بچه لازم نداریم، بچه نمی‌آوریم، شما جسمی، روحی، مادی و معنوی حساب کنید بچه لازم است، برای همه ابعاد انسان بچه لازم است، هر چه بیشتر بهتر، وقتی می‌بندی خدا هم می‌بندد، در واقع قاعده این‌گونه است، می‌گوید «وَمَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ» وقتی می‌بندید در واقع چه کسی را بستید؟ خودت را بستی و خودت نمی‌فهمی که خودت را بستی، خودت را در فشار قبر قرار می‌دهی اصلا حواست نیست، وقتی تو جلوی خروجی‌ها را می‌گیری، دقیقا این حالا مثل کسی که روی شاخه نشسته، خودش شاخه را اره می‌کند، خودش دارد آره می‌کند. می‌گوید من تو را خلیفه قرار دادم، تو باید تمرین کنی، این‌جا باشگاه است دقت کن، این‌جا باشگاه هست هر چه که به تو دادم را بریز در راه من، اگر گفتی یک مقدارش برای خودم، این برای خودم تمام شد، می‌بندی و همان مقدار خودت را دچار فشار قبر و دچار محرومیت می‌کنی. اگر فهمیدیم (هو أنت) دیگر با هیچ کسی ما فاصله نداریم، خود تو هستیم، نمی‌گویی من به بچه‌های خودم بیشتر از مثلا بچه‌های مردم رسیدگی می‌کنم، می‌بینیم که نه این رحمت، این عاطفه دارد خارج می‌شود از وجود من، با آن بچه هم عین بچه خودم هستم، با همان غزه ای، با همان لبنانی، با همان چینی، با همان ژاپنی، با همان آمریکایی هم همان‌طور هستم، همه‌شان بچه‌های پیغمبر ص هستند، همه‌شان بچه‌های امام زمان عج هستند، بچه‌های حضرت نیستند؟ حضرت به آن‌ها عاطفه ندارد؟ خدا این‌ها را از روح اهل‌بیت علیهم السلام خلق نکرده؟ این را خیلی دقت کنید، این آیه را من خواهش می‌کنم حتما تمرین کنید، این آیه هفت را بخوانید، روی موبایل‌تان بگذارید، روی خانه‌تان بزنید، یک جایی بگذارید روی صوت گوشی‌تان اصلا بخواند، یک جایی که برایتان تکرار شود، «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ» حالا دقت کنید امر را کرد، این چه شد؟ قدر، قدر تو مشخص شد، قدر تو چیست؟ یعنی باهم تمرین کنیم، با هم تمرین ریاضی کنیم، شما از قرآن و ریاضی بفهمید، با قدر و قضاءاش، اینگونه شما باید بفهمید، خوب الان قدر چه شد؟ ایمان به الله، رسولش، انفاق از آن چیزی که من در آن خلیفه خدا هستم، تمام؟

اجر کبیر و معنای آن

حالا دقت کنید می‌آید روی قضاء، «فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ» هر کسی از شما واقعا ایمان بیاورد، (وَأَنْفَقُوا) به انفاق برسد، خروجی داشته باشد، «لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ» کبیر را در دنیا مصداقش را اصلا نداریم، خدا وقتی به کار می‌گیرد، ابدیت را نگاه کنید می‌گوید «مُلْکاً کَبِیراً» یعنی جاودانه، کبیر که دارد می‌گوید خدا می‌گوید کل این دنیا حقیر است، ریز است، صغیر است، در مقابل آخرت نه در مقابل، خودش این دنیا خودش خیلی عظمت دارد، این دنیا خیلی کبیر و عظیم است، سر جای خودش ولی وقتی که نوبت ابدیت می‌رسد حقارت دارد؛ مثل رحم مادر با دنیاست، اصلا نمی‌توانیم اندازه‌اش کرد، مثلا ما قبلا در رحم مادر زندگی می‌کردیم حالا اینجا آمده‌ایم اصلا مگر می‌شود؟ قابل مقایسه نیست، «أَجْرٌ کَبِیرٌ» خدا چکار می‌کند با آدمی که ایمان آورده، و اهل انفاق است، آن هم چه؟ نه اینکه بگوید: خوب من انفاق می‌کنم هفتاد برابر بیاید در اموالم، انفاق می‌کنم ثروتم زیاد شود، این‌ها که می‌شود، این‌ها که شکی در آن نیست، نه، انفاق می‌کنم شبیه خدا شوم، می‌خواهم جواد شوم، می‌خواهم کریم شوم، می‌خواهم کبیر شوم، بروم یک مقدار در لایه‌های بعدی ببینم می‌توانید بگیرید یا نه؟ اذیت نشوید ان شالله، وقتی اجر مطابق شخصیت یک آدم به یک آدم داده می‌شود، دقت کنید اجر آدم به تناسب روح و شخصیت است، پس وقتی می‌گوید «لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ» کبیر صفت چیست؟ ظاهرا در روایت شما مفسرین بگویید، به لغت شناس بگویید، به مترجم بگویید می‌گوید صفت اجر است، «أَجْرٌ کَبِیرٌ» دیگر ولی خیر، جفتش خودت هستی، اجر خودت هستی، کبیر هم خودت هستی، نمی‌دانم فهمیدید یا خیر. اجر خودت هستی، کبیر هم خودت هستی، چون تو کبیر می‌شوی‌ اجرت هم به تناسب تو هست. دقت کنید، چون تو شایسته می‌شوی‌ اجر می‌گیری. یک لایه دیگر هم دارد آن را نمی‌گویم میترسم اذیت شوید ولی خودت هستی، خودت هستی. پس تو باید یاد بگیری که در آیه خودت را نگاه کنی، یعنی یک چیز بیرونی نباشی که اگر الان من این را بدهم به من مثلا یک ماشین ده میلیاردی می‌دهند، یک خانه می‌دهند، یک بهشت می‌دهند، خیلی فراتر از بهشت است، خیلی فراتر از بهشت است، تو وقتی خروجی داری خودت بهشت می‌شوی، اصلا خودت بهشت می‌شوی‌. کبیر که می‌شوی‌ چون باید ملک کبیر داشته باشی چون برای ملک کبیر آفریده شدی، ملک کبیر که یادتان هست توضیح دادم در بحث بهشت، ملک کبیر چی بود؟ بهشتی که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است، درست است؟ بهشت گفتیم چیست؟ مکان نامحدود، زمان نامحدود، امکانات نامحدود. الان من اینجا در شهرری نشستم، مثلا یک ویلا دارم ولی ندارم یک موقع فکر نکنید، یک ویلای مثلا خیلی بزرگ در شمال دارم، الان من در شهر ری هستم آن‌جا به چه درد من می‌خورد؟ مگر من الان از آن باغ و درخت و میوه‌ها و لب دریا و فضای کوهستان استفاده می‌کنم؟ خیر، برای استفاده اش باید چکار کنم؟ بله؟ باید یکسری چیزها را اینجا ول کنم، کارم را و خیلی چیزهای دیگر را، تا از آن استفاده کنم، بهشت اینطوری نیست، دقت کنید، بهشت وقتی می‌گوید که تو ملکت کبیر است تو هم زمان همه جای این بهشت حضور داری، خوب دقت کردید چه گفتم؟ همه جای این بهشت حضور داری و هم زمان از همه نعمت‌های آن بهشت استفاده می‌کنی، چیزی به اسم نمی‌کشم، ندارم، محدود هستم، نمی‌رسم آنجا نداریم، می‌دانید چرا می‌گویم؟ والا چه فایده‌ای دارد خداوند بهشت را به اندازه آسمان و زمین به ما بدهد، می‌گوید من الان ویلایم بالای شهر هم باشد شمال نمی‌توانم بروم، حالا به چه درد من می‌خورد؟ نعمت‌های دنیایی این‌گونه است دیگر، آن‌جا این خبرها نیست، آن‌جا تو سعه پیدا می‌کنی، «لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ» یعنی تو خودت به اندازه این حکومتت کبیر می‌شوی. چون تو کبیر شدی به تو اجر کبیر می‌دهند. پس دقت کنید انفاق با آدم چکار می‌کند، مادر ما حضرت زهرا سلام الله علیها دست گذاشته روی چه نکته‌ای، بعضی‌ها فکر می‌کنند حضرت زهرا سلام الله علیها چگونه گفته که من از کل این دنیای شما قرائت قرآن و نگاه کردن به وجه رسول الله ص را انتخاب کردم و انفاق، حضرت زهرا سلام الله علیها که مقام عرشی دارد، یعنی بیرون از این نظام، بالاترین از همه این عوامل نشسته، بالاتر از این آسمان‌ها و زمین و چند هفت آسمان و کرسی در عرش نشسته و حتی بالاتر از عرش، او وقتی این وسعت را می‌بیند برای بچه‌اش هم همین وسعت را می‌خواهد. می‌گوید بگذار من یک چیز به این بچه‌ام هم بگویم، از کل این، بچه من یاد بگیرد که کبیر شود، بزرگ شود، کاش وقت داشتم این آیه را برایتان می‌زدم، صد شب راجع به این آیه صحبت کنیم کم است، خیلی این آیه کار دارد، یک‌بار دیگر با هم بخوانیم. یاد گرفتید که؟ «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ» خدا می‌خواهد چکار می‌کند؟ تو اصلا نمی‌فهمی، اندازه کبیر دست ما نیست، ما این دنیا را هم نمی‌فهمیم، کبیر می‌داند او یعنی چه، آن‌قدر بدبخت و نکبت بار و خسیس و بخیل و تنگ نظر و حسود و زودرنج و عصبی زندگی نکنید. فقط جهنم برایمان می‌آورد، این ما را کبیر نمی‌کند فشار می‌آورد، فشار قبر برایمان می‌آورد، در زندگی، در خانواده، در روابط با فامیل، در هیچ چیز سخت نگیرید، مگر این‌که حریم خدا باشد، آن‌جا حرام باشد تو نتوانی بروی. مثل اینکه یک جایی عروسی هست، در آن فعل حرام انجام می‌شود، خوب بله، خدا گفته نروید اگر بروید کوچک می‌شوید، بزرگی یعنی نرفتن در جاهایی که حقارت در آن است، گناه در آن است، معصیت در آن است، آن یعنی حقارت ولی آزاد باش، بزرگ باش، فلانی اینطوری گفت ناراحت شدم، این حرف را به من زد به من برخورد، دلم شکست، به من این حرف را زدند. بابا بیا بالا، پیغمبر می فرماید: عقل ندارد کسی که در مورد چیزی که به او می‌گوید، علیه او می‌گویند، ناراحت می‌شود؛ چون وقتی ناراحت می‌شوید کوچک می‌شوید، صدمه می‌خورید، زن و شوهر دارند عاشقانه زندگی می‌کنند، قرار است زندگی کنیم کنار هم، برای هم هستیم، جانمان، مودت دیگر، مودت یعنی همه چیز من برای تو، یعنی دو نفر یک نفر هستند، دو نفری نیست. بعد می‌بینید با همدیگر چقدر با هم خاله و خاله بازی و کل کل دارند، از حرف‌های همدیگر ناراحت می‌شوند، بد برداشت می‌کنند، تو منظورت این بود، تو این را گفتی، تو آن را گفتی، الکی جهنم است، بیخودی طلاق‌های کارتونی، من الان گفتم نودوپنج درصد از طلاق‌های ما، طلاق‌های کودکانه است، مادرت اینطوری کرد، خواهرت اینطوری کرد، چرا پسرت اینطوری گفت، دخترت آن‌طوری گفت، تو چرا اینطوری گفتی. هیچی، همینجوری، بیخود، الکی، دعواها و حقارتها و ناراحتی‌ها و ناراحت کردن همدیگر و… .

دعوت به ایمان و میثاق الهی

آیه اش را بخوانم هیچ توضیحی نمی‌دهم. چون اگر بروم در این آیه، این آیه یک کهکشان است، ببینید اول گفت ایمان بیاورید، بعد گفت هر کسی ایمان می‌آورد اجر کبیر دارد. دقت کنید، این سوره با آدم چکار می‌کند، این قرآن چکار می‌کند، «وَمَا لَکُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ» شما را چه شده اگر ایمان نمی‌آورید به خدا، در حالی که این آن کار است، با آن عظمت چرا؟ چرا نه؟ شما را چه شده؟ چرا به خدا و رسول ایمان نمی‌آورید؟ «وَمَا لَکُمْ لَا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ» در حالی که واو حالیه است، «وَالرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ» پیغمبر شما را دعوت کرده «لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ» چقدر قشنگ است این آیات، که به مربیتان ایمان بیاورید، چون کسی به مربی ایمان می‌آورد که خودش را لایق آن مربی بداند، دقت کنید دارم می‌گویم، آدم مربی که انتخاب می‌کند به شناختی که از خودش دارد انتخاب می‌کند، تا تو ندانی چه کسی هستی مربی انتخاب نمی‌کنی. هر مربی انتخاب کردی به لیاقت خودت است. وقت گذاشتم بروم کلاس نمی‌دانم، یک چیزاصلا، بابا تو برای یک چیز دیگری آفریده شده‌ای، وقتت را با این چیزها چکار می‌کنی؟ می‌گوید استعدادش را دارم، خوب استعدادش را داشته باشی. مثل یک بنده خدایی آمده بود می‌گفت وقت گذاشتم برای کلاس رقص، رقص، چون من خیلی استعدادش را دارم، خیلی، آدم هزار جور استعداد دارد، مگر قرار است هر چه هم استعداد، یک آدمی هم پیدا شود؟؟؟ بگوید بهههه تو چقدر استعداد داری، تو چقدر خوبی، تو یک دوره رقص ببین، من روز قیامت باید جواب بدهم برای وقتی که می‌گذارم، کلاس نمی‌دانم یک چیزهایی که حالا اسم نبرم، بعضی‌ها این کارها را الان می‌کنند، چون استعدادش را داشتم وقت بگذارم روی این‌کار، خدا می‌گوید تو استعداد خلیفگی داری، اول برو وقتت را برای این تنظیم کن، بچه‌ها را می‌فرستیم سر یک چیزهایی، بچه‌ها را سرکار می‌گذاریم، برو مثلا زبان یاد بگیر، اصلا بی‌موقع، بی‌هدف، یک چیزی که الان همه خانواده‌ها این خیانت را به بچه هایشان می‌کنند، نمی‌دانم این که زبان می‌خواهد یاد بگیرد برای چه وقت؟ برای کجا؟ برای چه مصرفی؟ این جلوی چند استعداد دیگرش را می‌گیرد، باید یک موقعی این برود سراغ این که قرار است از این زبان یک استفاده‌ای کند آن هم آلوده نشود از زبانی که در آن پر از سکس مخفی، فساد و فرهنگ غلط در آن هست از این زبان، مگر زبان با خودش فرهنگ می‌آورد؟ مگر شوخی است؟ این را آماده می‌کند برای اینکه در قلبش را باز کند و یک فرهنگی را بپذیرد، مسئولیتش را قیامت قبول می‌کنی که به او زبان یاد می‌دهی؟ یا چیزهای دیگر، می‌فرماید: که دارد دعوتتان می‌کند که به مربیتان ایمان بیاورید، آدم‌ها هر چیزی را انتخاب می‌کنند به لیاقتی است که از خودشان سراغ دارند، به شناختی است که از خودشان دارند، هر چیزی که انتخاب می‌کند؛ رشته، شغل، همسر، محل زندگی، هر چیزی، اول آدم باید بفهمد چه کسی است تا دست به انتخاب غلط نزند، خیلی از انتخاب‌ها را می‌کنیم بقیه برای ما به به و چهچه می‌کنند، خوشبحالت می‌گویند ولی خیلی از آدم‌ها آن‌قدر بدبخت هستند که یک عمر برای بقیه انتخاب می‌کنند. چون من اگر این را نداشته باشم کسی من را نمی‌بیند، تشویقم نمی‌کنند، من اصلا کشته و مرده این هستم که بقیه من را ببینند، ببینید چقدر آدم‌ها سراغ شهوت رفتند ، سراغ شهرت، سراغ محبوبیت، در رشته‌ها و شغل‌هایی که در آن محبوبیت و شهرت است، فقط برای اینکه دیده شوند، این بدبخت اینقدر حقارت در آن وجود دارد که این آدم سرپا هست برای دیده شدن. ببینید، خدا می‌گوید من شخصیت تو هستم، تو پیش من، پیش خانواده آسمانی ات شخصیت داری اصلا، الان اینجا در این زباله دانی چکار می‌کنی دنبال شخصیت میگردی؟ تو اصلا بزرگ زاده هستی. خدا رحمت کند علامه حسن زاده را، همیشه می‌گفت شما بزرگ زاده هستید، بزرگ زندگی کنید، قیمتت بزرگ است، بعد این تمام طلاقش برای این است که در خانواده یک جا حقارت تحمیل کرده، اصلا این حقارت است؟ چه چیزی را تحقیر کردند؟ مگر آدم با فحش این و آن حقارت سراغش می‌آید؟ یا زندگی و انتخابش برای این است که مثلا من اگر دست از این بردارم دیگر دیده نمی‌شوم، برای شهرت، برای انتخاب رشته، برای خارج رفتن، برای … اصلا آدم‌ها بیچاره این هستند. در جهنمی به نام اینستا گرام خودش را نگه داشته که چهار نفر ببینند و با او ارتباط داشته باشند، با چهار نفر حرف بزند، آن‌ها ببینند، این حرف بزند، آخر کجا هستی تو؟ تو آن‌جا چکار می‌کنی وسط آن جهنم؟ منم نمی‌دانم یک چیزی داشته باشم، منم نمی‌دانم، وسط جهنم چکار می‌کنی؟ وقتت را از سر راه آورده‌ای؟ تو باید فردا جواب این وقت را بدهی ثانیه به ثانیه، دقیقه به دقیقه را باید جواب بدهی، آن وسط اینستا گرام آن‌جا چکار می‌کنی؟ چه کسی قرار است تو را ببیند؟ با چه کسی قرار است چت کنی؟ چه کسی قرار است با تو حرف بزند؟ تو اصلا رفته‌ای داخل حریم شخصی آدم‌های دیگر برای چه؟ چطوری است تو با ده تا صدتا نامحرم، ما می‌گوییم فضای مجازی اینطوری نیست خلوت است آن‌جا، تو آن‌جا چکار میکنی آقا؟ وسط آن ارتباط، شما خانم چکار می‌کنید در روابط شخصی دیگران با احوالات دیگران چکار می‌کنی آن‌جا؟ اصلا به ما چه که چه کسی دارد آن‌جا چکار می‌کند؟ اظهارنظر، لایک کنید، خوب لایک کنید. من را ببینید مثلا، حرفهایم را ببینید، هر چه که من گفتم را باید اظهارنظر کنید، اصلا این حقارت از کجا می‌آید؟ قرار بود راجع به آن حرف نزنم. «وَقَدْ أَخَذَ مِیثَاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» اگر ایمان بیاورید خدا از شما میثاق گرفته قبلا، چون خدا وقتی که عهدش را گذاشت، عهد چه بود آن‌جا؟ عهد خدا زمانی بود که روحش را در تو دمید و تو عاشق بی‌نهایت هستی. این میثاق است دیگر، امام فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست، روز قیامت خدا می‌گوید من تو را عاشق خودم مگر نیافرید؟ رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند بگوید من نبودم عاشق تو؟ خیر، می‌گوید من پیام عشقم را مگر با بی‌نهایت طلبی برای تو نفرستادم که تو فقط یک رب داری، یک مربی داری، یک اله بی‌نهایت داری، من برای تو پیام فرستادم، نامه برایت نوشتم آن هم در وجودت به صورت فطری نوشتم، دیگر از وجودت در نیاید و دیگر انکارش هم نتوانی بکنی، جنس تو را از عشق به خودم آفریدم، به تو گفتم دوستت دارم، من خدا به تو گفتم دوستت دارم و من هم معشوق تو هستم. چطوری می‌توانی انکارش کنی؟ چطوری می‌توانی عشق من را انکار کنی؟ تو بی‌نهایت طلبی و یک بی‌نهایت هم که بیشتر وجود ندارد و آن من هستم، پس من در تو، در وجود تو، «کتب فِی قُلُوبِکُمْ الْإِیمَانُ» خدا در قلب شما ایمان را برایتان نوشته، جنس تو را از آن آفریده، از عشق به خودش، خدا میثاق گرفته، نگوییم یک زمانی بوده و من هم یادم نمی‌آید خدا چه موقع میثاق گرفته، بعضی ها می‌گویند استاد عالم ذر یادتان می‌آید چه موقع بوده؟ این‌ها می‌گویند عالم ذر بوده و ما یک چیزی بوده ایم آن‌جا، پیمان بستیم، «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ»؛ آیا من رب شما نیستم؟ قَالُوا بَلَى؛ آن‌ها هم گفتند بله. چه زمانی بوده که ما یادمان نمی‌آید، اگر من به یادم نیایید این عهد به چه دردم می‌خورد؟ خدا می‌گوید همین الان من عهد گرفتم از تو، تو عاشق بی‌نهایت هستی یعنی من، مگر بی‌نهایت غیر از من وجود دارد؟ اگر هست بگو، اگر الله و بی‌نهایت وجود دارد بگو، تو عاشق من هستی، قلب تو، جنس تو را از عشق به خودم آفریدم، از شما میثاق گرفتم، «أَخَذَ مِیثَاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» اگر مؤمن هستید، اگر قلبتان قبول می‌کند، اگر قبول می‌کند، وای، اصلا این دریای لذت بخش این صفحه قرآن، آدم اصلا سیر نمی‌شود از صفحه 538 قرآن، این آیات، خدا برای ما شراب ریخته، به بحثمان نرسیدیم. چون الان می‌خواهد یکبار دیگر خدا یک سوالات دیگر هم کند، یک مقدار پایین بروید، بخوانید یک مقدار این آیات را که ان شاءالله اگر عمری بود، فرصتی بود یک مقدار راجع به این‌ها عمیق شویم. چون ما قیامت با این قرآن محشور می‌شویم، باید بفهمیم، نامه عاشقانه خداست به همه ما، چطور می‌شود آدم نامه معشوقش را نفهمد، اصلا دنبال این نباشد که بفهمد معشوقش به او چی گفته، وقت نگذارد برای اینکه یک بار نامه را بفهمد، آدم‌هایی که از یکدیگر خوششان هم نمی‌آید می‌بینند که در نامه چه نوشته؟ از چین نامه آمده، برایت فحش نوشته، می‌گویم بدهم به کسی برایم ترجمه کند چه فحشی برای من نوشته، نه عاشقانه، یا نه، عاشقانه است، یک نفر است من در ژاپن عاشقش شدم، تو هم عاشق من شده، حالا در این رابطه عاشقانه یک نامه عاشقانه برای من فرستاده، بروم ببینم این نامه عاشقانه که فلانی برای من نوشته چه چیزی هست؟ برایم چه نوشته، ما اصلا حتی حاضر نیستیم این نامه را بفهمیم، حتی حاضر نیستیم بخوانیم، وای بر ما. وای بر ما که اینقدر بی‌حالی و بی‌رمق و بی‌حوصله هستیم. قرآن حق دارد قیامت نفرین کند، شاکی شود. یک وقتی بگذاریم قرآن بخوانیم، بخوانیم، بخوریم، قرآن بخوانیم نه، قرآن بخوریم، خیلی قرآن مظلوم و محجور است. خدا می‌گوید من همه دانشم را، همه عشقم را، همه رحمت را، همه حکمتم را، همه نورم را، همه شادی را، همه آرامش و همه حیاتم را ریخته‌ام در این کتاب و به شما هدیه کرده‌ام. چرا دوستش ندارید؟ چرا برایش وقت نمی‌گذارید؟
الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین. (اللهم صل علی محمد و آله محمد).

خلاصه

جملات ناب

  • خداوند جزای انفاق را بالاتر از عمل انجام شده قرار می‌دهد، نه صرفاً مطابق آن.

  • انفاق تنها شامل مال نیست؛ بلکه شامل گذشتن از ابعاد وجودی خود برای رسیدن به سعه وجودی است.

  • هدف اصلی خلقت ما، شبیه شدن به مربی‌مان (الله) است، نه صرفاً کسب خروجی‌های مادی یا علمی.

  • با انفاق، ما خودمان افزایش پیدا می‌کنیم، سعه وجودی می‌یابیم، به خدا قرب پیدا می‌کنیم و محبوب او می‌شویم.

  • هر چقدر رحمان‌تر و رحیم‌تر شویم، شباهت بیشتری به مربی‌مان پیدا می‌کنیم و این همان هدف خلافت الهی است.

  • هستی، وجود، ثروت و دارایی حقیقی ما، همان “من” توسعه یافته و نزدیک به رب است.

  • سوره حدید نقش زیادی در شکل‌گیری شخصیت انسان دارد و محتوای آن فوق‌العاده بلند و متعالی است.

  • خداوند ما را در آنچه به ما داده (پول، وقت، آبرو، علم، قلب)، جانشین خود قرار داده و از ما می‌خواهد که مانند او خروجی داشته باشیم.

  • انفاق از آنچه خدا به ما داده، چیزی از ما کم نمی‌کند، بلکه تضمین شده به ما باز می‌گردد و برکت می‌آورد.

  • خساست و بخل، فشار قبر و عذاب برای انسان ایجاد می‌کند، زیرا فرصت برداشتن فشار از دیگران را از خود می‌گیرد.

  • اولین کسی که باید فشار را از روی او برداریم و به او رحم کنیم، خودمان هستیم؛ با رها کردن خساست، بخل، بداخلاقی و حسادت.

  • اولین کسی که باید به او رحم کنیم و برایش خروجی داشته باشیم، امام زمان (عج) است، با مال، وقت، آبرو، علم و عشقمان.

  • انفاق برای امام زمان (عج) هم شامل کمک به شخص حضرت و هم کمک به امت و مستضعفین کره زمین است.

  • کسی که دلی به اندازه هشت میلیارد آدم پیدا کند و برای آن‌ها بتپد، سبک زندگی‌اش دگرگون می‌شود.

  • وقتی انسان جلوی خروجی‌ها را می‌گیرد، در واقع خود را در فشار و محرومیت قرار می‌دهد.

  • اجر کبیر در قرآن، فراتر از پاداش‌های دنیایی و حتی بهشت است؛ به معنای کبیر شدن خود انسان و رسیدن به مقام شباهت با خدا.

  • وقتی تو کبیر می‌شوی، خودت بهشت می‌شوی و به اندازه حکومتت کبیر می‌شوی.

  • زندگی کردن با تنگ‌نظری، حسادت، زودرنجی و عصبانیت، فقط جهنم برایمان می‌آورد و ما را کبیر نمی‌کند.

  • عقل ندارد کسی که از حرف‌ها و قضاوت‌های دیگران ناراحت می‌شود، زیرا این ناراحتی او را کوچک می‌کند.

  • خداوند از ما میثاق گرفته است، زیرا ما را عاشق بی‌نهایت آفریده و بی‌نهایت جز او وجود ندارد.

  • قرآن نامه عاشقانه خدا به ماست؛ باید وقت بگذاریم و آن را بفهمیم و با آن زندگی کنیم.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه