فهرست مطالب
Toggleمقدمه: اهمیت جهاد و فرهنگ انتظار
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. بحثی را درباره جهاد و فرهنگ جهاد خدمت عزیزان عرض کردیم که این جلسه جلسه آخر این بحث هست و علت اینکه خواستیم این جلسه جلسه آخر باشد این هست که یک شرح مختصری را از اواخر دعای افتتاح که مربوط به وجود مقدس آقا امام زمان(ع) هست را خدمت عزیزان عرض میکردیم و مناسب بود که آن بخش را کامل تمام کنیم. بنابراین یکی دو فقره این دعا که باقی مانده را عرض میکنیم و توضیحی دربارهاش خدمت شما تقدیم خواهیم کرد تا انشاء الله بحثمان کامل شده باشد.
ضرورت دغدغه حکومت جهانی امام زمان (عج)
عرض کردیم مسأله توجه به حکومت جهانی آقا امام زمان(ع) و ضرورت اینکه هر مسلمانی باید دغدغه حکومت جهانی امام زمان(ع) را داشته باشد در نهضت انتظار حضرت واقعاً شرکت بکند روح جهاد داشته باشد و برای حکومت جهانی دل بسوزاند با فکر و اندیشه باشد. فقرات دعای افتتاح این وضعیت را برای همه ما روشن میکند و گفتن که در بهترین زمان یعنی ماه مبارک رمضان این دعا هر شب خوانده شود (اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیکَ فی دُولَۀٍ کَریمَۀ تُعِزُّ بِهَ الإسلامَ وَ أهلَه وَ تُذِّلُ بِهَ النِفاقَ وَ أهلَه) بحث رغبت پیش آمد که گفتیم فرق هست بین مسلمانی که واقعاً رغبت در دولت کریمه دارد. به دولت کریمه فکر میکند برای دولت کریمه برنامهریزی دارد. مبارزه دارد. با کسی که بیخیال است.
تفاوت مجاهدان پیش از پیروزی و پس از آن
قرآن کریم در مورد افرادی که اهل فکر و اندیشه هستند تعبیر بسیار زیبایی دارد میفرماید هرگز مبارزان و مجاهدان قبل از پیروزی با کسانی که بعد از پیروزی ایمان آوردند و به صف مجاهدین پیوستن، یکسان نیست. شما نگاه کنید هر انسانی از جمله خود ما شخصیتهایی را که قبل از پیروزی پیغمبر اسلام به او پیوستند و او را در غربت یاری کردند تا او به پیروزی رسید را بسیار بزرگ میشماریم و تکریم میکنیم که چه شخصیتهای بزرگ و برجستهای بودند وفادار بودند. چقدر اینها اهل بصیرت بودند که پیغمبر را قبل از پیروزی در غربت و تنهایی کمک کردند و اینها همیشه به چشم ما بزرگ میایند. همچنین مبارزان و مجاهدان قبل از پیروزی انقلاب برای همیشه در چشم مردم بزرگ میایند میگویند اینها از مبارزین قبل از انقلاب بودند. در دوران غربت و اختناق در دوران وحشت و مظلومیت اینها اهل مبارزه بودند این فرق میکند انسان قبل از پیروزی ولی خدا به کمک او برود یا بعد از پیروزی ولی خدا به کمک او برود (اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیکَ فی دُولَۀٍ کَریمَۀ) یعنی من الان در چادر آقا امام زمان(ع) هستم.
پیوستن به چادر امام زمان (عج)
این خیلی مهم است که انسان قبل از اینکه به دولت کریمه برسد آنقدر از اندیشه والا و پاکی برخوردار باشد آنقدر دلدادگی داشته باشد و اهل بصیرت باشد که قبل از حکومت جهانی حضرت به حضرت خودش را ملحق کند. این تعبیری که میکنم دقت کنید ما باید خودمان خودمان را به حضرت ملحق کنیم. حضرت همه ما را فرا میخواند حضرت هر روز (هل من ناصر ینصرنی) میگوید هر روز ما را دعوت به چادرش میکند اما چه کسانی اجابت میکنند این ما هستیم که باید خودمان را با آگاهی و بصیرت به چادر حضرت برسانیم. اگر ما بمیریم در برزخ و اگر آقا امام زمان(ع) را ملاقات کنیم در دنیا با دولت کریمهاش به این یقین خواهیم رسید که این ما بودیم که میتوانستیم خودمان را به چادر حضرت برسانیم، برای رسیدن به چادر حضرت چه میخواست برای ورود به چادر حضرت؟ باور، همت، تلاش، محبت، عشق، به این عوامل احتیاج داشت که انسان واقعاً بدون اینکه به کسی تکیه بکند بدون اینکه از کسی کمک بخواهد بدون اینکه به کسی نگاه بکند قیام لله داشته باشد مثنی و فردی، روحش روح جهاد باشد در هر جا که باشد روح جهاد داشته باشد.
ارزش مجاهدت پیش از ظهور
شما مبارزین قبل از انقلاب و مبارزین قبل از پیروزی پیغمبر را نگاه کنید کسی از آنها پشتیبانی نمیکرده جمعی نبوده تشویقی نبوده هر چه بوده تهدید بوده هر چه بوده ترس و خطر فقدان بوده. ولی میبینید که آنها کسی در دوران انقلاب، قبل از انقلاب به شغلها و صاحبان مشاغلی که اهل مبارزه بودند نگاه کنید معلم، روحانی، استاد دانشگاه، بقال، کفاش، قصاب، سربازی، حتی یک ارتشی بوده نگاه کنید اینها در شغل خودشان بسیار تنها و مظلوم بودند اما هیچ کسی هم اینها را تشویق نمیکرد. برخلاف الان است که ما اگر خودمان را به امام زمان ببندیم بگوییم میخواهیم کمک امام زمان کنیم میخواهیم در چادر حضرت برویم میخواهیم در نهضت انتظار شرکت کنیم عزیز میشویم خیلیها تشویقمان میکنند خیلیها تحویلمان میگیرند عزت پیدا میکنیم. ولی در زمان پیغمبر اگر کسی میگفت من میخواهم کمک پیغمبر کنم شکنجه و تبعید بود از دست دادن همه چیز بود در دوران قبل از انقلاب اگر کسی میگفت من میخواهم کمک امام بروم من میخواهم با رژیم درگیر شوم باید فاتحه همه چیز را میخواند و از جمله فاتحه خودش را، تا به مبارزه میرفت. الان اگر کسی بگوید من میخواهم به امام زمان خدمت کنم عزیز و محترم میشود ولی با این حال راه باز است اگر کسی قبل از ظهور امام زمان(ع) که به خواست خدا به حول و قوه الهی بسیار نزدیک هم هست انشاء الله اهل تلاش و مجاهدت باشد. خیلی ارزش دارد که آقا میگوید این زن این مرد قبل از اینکه من ظهور بکنم همیشه در دلش دغدغه حکومت من را داشته همیشه در دلش دغدغه خود من را داشته همیشه برای من دلشوره و دلنگران بوده برای من کار میکرده برای من تلاش میکرده خیلی این کار ارزش دارد (اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیکَ) خیلی شعار بزرگی است. خیلی ادعای بزرگی است و ای کاش ما راست بگوییم و در وجود ما رغبت باشد به امام زمان(ع)، نه اینکه دیگران هُلمان بدهند با تشویق دیگران یک کاری بکنیم جوگیر شویم تا یکذره اوضاع خراب شود زده بشویم سرد بشویم سست بشویم بیخیال بشویم. نه واقعاً دولت کریمه امام زمان بزرگترین دغدغه باشد مجاهدین قبل از پیروزی پیغمبر بزرگترین آرمانشان تشکیل حکومت اسلامی بود مجاهدین قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بزرگترین آرمانشان تنها خواستشان این بود که به پیروزی برسند و همه چیزشان را در این راه گذاشته بودند همه چیزشان را در سر راه پیروزی گذاشته بودند که ما به آن آرمانی که داریم برسیم به آن نائل بشویم. اگر این دوتا مقطع از تاریخ را مدنظر بگیریم در آینه تاریخ قبل از پیروزی پیغمبر و آینه تاریخ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی خودمان را نگاه کنیم متوجه میشویم که ما با آنها چقدر تفاوت داریم در ما چقدر شوریدگی و علاقه و اندازه وجود دارد در ما چقدر خودسازی وجود دارد برای یک همچین هدف بزرگی، ما واقعاً چقدر جدی هستیم در این رغبت.
آرزوهای مؤمن و شکایت از غیبت
آرزوها و دغدغههایی که یک مؤمن دارد چقدر عزیز است (تُعِزُّ بِهَ الإسلامَ وَ أهلَه) انسان دغدغه عزت اسلام را داشته باشد (وَ تُذِّلُ بِهَ النِفاقَ وَ أهلَه) کینه مقدس نسبت به منافقین داشته باشد و بخواهد که منافقین ذلیل بشوند بعد آرزوهای شخصی که بسیار ارزشمند است. (وَ تَجعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاۀِ إلی طاعَتِک وَ القادَۀِ إلی سَبیلِک وَ تَرزُقُنا بِها کَرامَۀَ الدُّنیا وَ الآخِرَۀ) چقدر زیباست، به شکایتها رسیدیم (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا) این شکایت هم خیلی زیباست که انسان از نظر قیمت انسانی به جایی رسیده باشد از نظر حیثیت انسانی به جایی رسیده باشد که به شکایت بیاید. من یک مثال بزنم شما در طول انقلاب اسلامی دیدید خیلیها ایران را ترک کردند گفتن اینجا به درد زندگی نمیخورد یا از جنوب شهر رفتن شمال شهر، گفتن اینجا فضای کنار حضرت عبدالعظیم(ع)، فضای قم، فضای مذهبی به درد نمیخورد ما باید برویم قسمتهای سفیدپوستنشین قسمتهای بالای شهر آنجا میشود انسان در آن تنفس کند. حالا شما وقتی که به روانشناسی این آدم میپردازید که این آدم چرا در کشور ایران نمیتواند زندگی کند چرا میگوید ایران جای خوبی نیست برای زندگی؟ برای اینکه او یک تعریفی از شخصیت خودش دارد یک شناختی از شخصیت خودش دارد. یک علائقگی به آن شخصیتی که میشناسد از خودش دارد که میبیند فضای ایران فضای به دردبخوری برایش نیست فضای آمریکا و اروپا به درد زندگی میخورد باید برود آنجا زندگی بکند خیلی از افراد هستند که آنجا رفتند ماندگار هم هستند ایران میایند تنگی نفس پیدا میکنند اصلاً حالشان به هم میخورد. غصه آنها را میگیرد که بخواهند در این کشور زندگی کنند یا با این مردم بخواهند معاشرت داشته باشند آنجا میروند احساس آرامش و راحتی میکنند این بسته به شناختی هست که از خودشان دارند میگویند ما یک فضای بهتر یک فضای پیشرفتهتر یک فضای بازتری احتیاج داریم که در آنجا نفس بکشیم. جامعه ایران و کشور ایران یک جامعه و کشور عقب افتاده است ما قیمتمان آنطوری است در (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا) شکایت تقریباً همینطوری هست که مثال زدم شخص زمین بدون پیغمبر، زمین بدون امام زمان را لایق خودش نمیداند. به شناختی از خودش رسیده قیمتی از خودش سراغ دارد که میگوید من حیف هستم که امام زمان و پیغمبر بالای سرم نباشد و از جامعه و از زندگی بدون امام زمان احساس تنگی میکند این خیلی فرق دارد که یک نفر طبیعتگراست باید بیایی با امام زمان آشنایش بکنی. تازه بفهمد امام زمان کیست تازه بفهمد چه نسبتی با امام زمان دارد تازه بفهمد نسبت به امام زمان یک سلسله وظائفی دارد باید انجام بدهد بعد بیاید به خودش تحمیل کند به خودش زور بگوید تا اینکه یک کاری برای امام زمان بکند. تلقین کند که حالا ما هم یک کاری برای امام زمان انجام بدهیم تا اینکه شخص به شناختی از خودش برسد که اصلاً قیمت خودش را کمتر از امام زمان نداند یعنی بگوید واقعاً زندگی بدون امام زمان، بدون پیغمبر، بدون حضور معصوم برای من اختناق و سختی دارد تنفس در فضایی که معصوم در او حاکم نیست برای من سخت است. کسی که اینطوری هست اگر شاکی شود شکایت این خیلی ارزشمند است (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا) خدایا من شاکی هستم از اینکه پیغمبر بالای سرم نیست امام زمان بالای سرم نیست، این چطوری شده به این شکایت رسیده؟ از خودش یک شناختی پیدا کرده دارای یک روحی شده که این فقط با ارتباط با امام زمان در حضور امام زمان میتواند احساس آرامش، احساس بکند که یک زندگی شایسته دارد. این مقام مقام کمی نیست که در دنیا به ما دادند مقام شکایت، من شاکی هستم از اینکه امام زمان بالای سرم نیست من شاکی هستم از اینکه پیغمبر بالای سرم نیست و هر چیزی را غیر از دولت کریمه برایش سخت باشد و اگر دارد تحمل میکند به عشق دولت کریمه تحمل میکند اگر تحمل میکند روی مجبوری دارد تحمل میکند. ولی تلاشش این هست که خودش را به دولت کریمه برساند طبیعتگراهایی که در کشور ایران خوراک طبیعی به اندازه کافی پیدا نمیکنند آزادیهای حیوانی به اندازه کافی پیدا نمیکنند سالها در فراغ خارج از کشور میسوزند. اول برای اینکه حس بگیرند یک مقدار آرام بشوند یک ماهواره میخرند آنتن ماهواره میگیرند که اصلاً از اخبار و اطلاعات و شبکههای ایران استفاده نکنند چون این فیلمها و شبکههای ایران برای آنها خوراک طبیعی کافی ایجاد نمیکند میخواهد خوراک طبیعی داشته باشد برایش نیست ماهواره میگیرد نگاه میکند که یک تنفسی در این زندان بتواند بکند.
گر میسر نیست بر من کام او
عشقبازی میکنم با نام او
فعلاً آنتن ماهواره آنطرف آب را نگاه کنید بعد یک شبیهسازی در خانه و محله و مهمانیها یکذره بشود این کشور را تحمل کرد ولی این برایش کافی نیست این میزند یک شیفت دو شیفت سه شیفت، بعضیها که اصلاً آنقدر شیفته هستند میگویند ما اصلاً فرصت نداریم بایستیم تلاش کنیم. بودجه کافی برای زندگی آنطرف انجام بدهیم میروند کلاهبرداری میکنند صد نفر دویست نفر را سرشان کلاه میگذارند نفری یک میلیون دو میلیون میگیرند فرار میکنند میروند به قبله آمالشان برسند طبیعتگرا وقتی خوراک طبیعی پیدا نمیکند به هر طوری میخواهد خودش را به وطن خودش برساند. او وطنش ایران نیست ولو در ایران متولد شده وطنش آنطرف است اهل آنجا هست یک فطرتگرا وطنش امام زمان(ع)، دولت کریمه امام زمان هست و تمام تلاشش را در این نظام انجام میدهد که این نظام را همانطور که امام امت(س) فرمودند بارها این نظام را برساند به دولت کریمه. این نظام را تقویت بکند کار بکند زحمت بکشد و خودش را به دولت کریمه برساند خودش را به چادر آقا امام زمان(ع) برساند این قیمتش اینطوری هست یعنی تا ملحق نشود به آن گروه آرامش پیدا نمیکند تا به لشکر حضرت نرود لذت نمیبرد آن قیمتی را که باید پیدا بکند را نمیکند. دیدید یک ورزشکار که سالها عشقبازی میکند با ورزش تا برود به یک تیم خاصی ملحق بشود آن موقع احساس شرافت و آرامش و افتخار میکند که من بالأخره به این تیم رسیدم بالأخره جزء ورزشکاران شدم بالأخره در این باشگاه رفتم بالأخره در این سلک رسیدم بالأخره هنرمند و بازیگر شدم. کسانی که عشقهای صنفی دارند میخواهند به یک صنفی برسند چطوری تلاش میکنند خودشان را به آن صنف برسانند فطرتگراهایی که اهل بصیرت هستند اینها همه عشقشان این هست که خودشان را به گروه، چادر و لشکر امام زمان(ع) برسانند و تا وارد آن نشوند احساس نمیکنند موفق شدند. احساس نمیکنند به آرزوهایشان رسیدند احساس نمیکنند تلاشهایی که کردند موفق بوده (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا) شاکی هستند، این چه موقع از شکایت در میاید؟ زمانی که خودش را به پیغمبر برساند زمانی که خودش را برساند به چادر آقا امام زمان(ع)، (وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا) من از این شاکی هستم.
شکایت از کثرت دشمن و شدت فتنهها
(وَ کِثرَۀَ عَدُّوِنا) از کثرت عدو و قلت عدد هم شاکی است گفتیم کسی که از قلت عدد شاکی هست همه فعالان سیاسی چه خوب و چه بد، چه کافر، چه مؤمن چه مسلمان در طول تاریخ هر وقت خواستند برای یک آرمان کار کنند. اول عضوگیری و یارگیری کردند در یارگیری و عضوگیری تلاش کردن، تلاش کردن تعداد بیشتری را به سمت آن هدف خودشان چه مقدس چه غیر مقدس جذب کنند اگر یک کسی واقعاً از وضعیت شاکی است و واقعاً میخواهد امام زمان(ع) بالای سرش باشد واقعاً میخواهد جامعه به سمت امام زمان برود به دولت کریمه برسد. او در عضوگیری در یارگیری در تبلیغات اصلاً کوتاهی نمیکند شب و روزش در تبلیغات به سر میبرد تا بتواند برای آقا امام زمان(ع) لشکریان بیشتری را جذب بکند کمااینکه دشمنان ما نزدیک به صد میلیون نفر را در این زمان سازماندهی کرده با فکر ضد مهدوی، حالا ما میگوییم بچههای امام زمان هستیم فقط سربازانش نیستیم. فقط این نیستیم که در لشکرگاهش باشیم آن آقا پدر حقیقی همه ماست ما باید برای پدر و امامان تلاش کنیم اگر کسی شاکی باشد از قلت عدد اینکه دائماً شب و روز تبلیغ میکند که چگونه بتواند یک عضو به لشکر امام زمان اضافه بکند واقعاً تبلیغ و تلاش میکند. از خانه خودش و دوستانش و محل تحصیل و محل کارش و محل زندگیاش هر جا که نفوذ دارد برای عضوگیری تلاش میکند برای اینکه تعداد بیشتری از فرزندان امام زمان سازماندهی بشوند تعداد بیشتری از ایتام آل محمد(ع) با پدرشان آشتی کنند. او شب و روز کار میکند چون شاکی حقیقی است مقام شکایت مقام بسیار قدرتمندی است یعنی بسیار بسیار یک شخص باید به شرافت رسیده باشد که به شکایت برسد که شاکی باشد و به خاطر این شکایتش شب و روز تلاش کند (وَ شِدَّۀَ الفِتَنِ بِنا) خدایا من شاکی هستم از شدت فتنههایی که به سمت ما روان و جاری هست. از این هم انسان شاکی باشد هوشیار است فتنهشناس است فتنهها را خوب میشناسد و از شدت فتنهها شکایت دارد و در رفع فتنهها شب و روز تلاش میکند خدایا ولی تو امام ما پدر ما هزار و صد و هفتاد و چند سال در آوارگی است در تبعید و زندان هست طردشده است مضطر و مظلوم، اگر ما واقعاً این کلمات را باور کنیم زندگی ما زیر و رو خواهد شد.
باور به مظلومیت امام زمان (عج) و شناخت فتنهها
یک کسی این کلمات را باور کند که حضرت الان طردشده و آواره و مظلوم و مضطر است این را بپذیرد باور کند که امام زمان در فشار قرار دارد باور کند که حضرت در غصه عظیم و بلای عظیم و اعظم قرار دارد. اگر انسان این را باور بکند فتنهها را ببیند که خدایا این فتنهها به سمت این آقا و بچههایش، به سمت این آقا و شیعیانش در جریان هست و فتنههای کلان بینالمللی اینقدر بیخیال زندگی نمیکند در جریان هست آگاهی و بصیرت دارد و میفهمد تمام رنگها و بوها و دستهای فتنهگران بینالمللی و داخلی و خارجی را میبیند و میفهمد که در جامعهاش چه خبر است به خصوص در زمان ما.
انقلاب اسلامی و نبرد نهایی
من برای اینکه این قضیه روشن شود یک روایتی را نقل کنم این روایت از مرحوم علامه طباطبائی(ره) در کتابی خواندم فرمود خداوند تبارک و تعالی حکومت دنیا را صد هزار سال قرار داده که بیست هزار سال آن مربوط به دشمنان پیامبر و پیامبران هست و هشتاد هزار سالش مربوط به محمد و آل محمد(ع) هست این را در نظر بگیرید. زمان ما که دوران انقلاب اسلامی است این را دوست و دشمن دارند میگویند یعنی دهها فیلم الان ساخته شده توسط هالیوود که میگویند انقلاب اسلامی نقطهای هست که جنگ حقیقی و نبرد نهایی را تسریع بخشیده. ما برای اینکه به آن نقطه نهایی و نبرد نهایی برسیم به انقلاب اسلامی ایران احتیاج داشتیم و این انقلاب شد خیلی جالب است اینها منتظر انقلاب اسلامی بودند بر خلاف ما. شما تیمسار فردوست را نگاه کنید که رفیق صمیمی و شفیق شاه و فرح بود. این در مصاحبهاش بخوانید میگوید ما که در آمریکا بودیم با شاه کسانی در آمریکا به ما میگفتند که در ایران انقلابی قرار است اتفاق بیفتد و روحانیون سر کار میایند و میگفت ما خیلی تعجب میکردیم اینها را مسخره میکردیم. میگفتیم که کشوری که ساواک و ارتش دارد و آمریکا پشت سرش هست چطوری آخوند و روحانی میتواند آنجا انقلاب بکند آنها چقدر منتظر بودند چون آنها در کتاب و اطلاعات مذهبی خودشان انقلاب ایران را داشتند کمااینکه ما هم در روایت خودمان هم انقلاب ایران را داریم. آنها انتظار میکشیدند و با انقلاب ایران فعالیتهای سیاسی و بینالمللیشان را جهت دادند بر خلاف ما که بعد از انقلاب در دورانی که درگیر دفاع مقدس بودیم اوضاع خوب بود بعد از دوران دفاع مقدس خواب خرگوشی ما را گرفت به جای اینکه انقلاب را جهتدهی کنیم به همان سمتی که هدف نهایی که امام مشخص کرده. انقلاب رفت سراغ شعارهای روبنایی مثل اقتصاد و تجملات و سازندگیهای ظاهری، بعد از بسیاری از امور و مأموریتهای اصلی خودش غافل شد الحمد لله الان دوباره به فضل خدا دارد یواش یواش شکل خودش را پیدا میکند دارد به ریشه میرسد. دوران کنونی لحظات آخر، سالهای آخر این بیست هزار سال حکومت شیاطین و مستکبرین روی زمین هست زمین ما زمین عزیز ما ارض الله این آماده دارد میشود کل کره زمین برای جشن برای یک پیروزی و برای حکومت جهانی پیامبر و آلش که تا قیامت این حکومت برپا باشد.
نبرد سنگین با جبهه کفر
حالا شما نگاه کنید تمام کفر همانطور که در زمان پیغمبر بود که در جنگ خندق فرمود تمام کفر به جنگ تمام اسلام آمده جهان دارد تمام زور خودش را میزند تمام قوای خودش را دارد به کار میگیرد ابرقدرتها و شیاطین، جنی و انسی پشت به پشت هم دادند هر چه که در توان دارند وسط آوردند. انواع و اقسام فتنهها، فشارهای اقتصادی، نظامی، سیاسی، از همه بدتر که در آن جهت در نظامی، سیاسی، اقتصادی کمتر موفق هستند اما در فشارهای فرهنگی ما به ناتو فرهنگی رسیدیم و دارند موفق عمل میکنند خودشان هم به این نتیجه رسیدند که در رأس همه فشارها در جمهوری اسلامی و جهان اسلام باید فشار فرهنگی بیاورند. شیاطین تمام قوایشان را وسط آوردند ما هیچ زمانی به اندازه این دوران 30 سال انقلاب اسلامی و به اندازه همین سالهای اخیر با فتنهها، فشارهای دشمن روبهرو نبودیم و در این نبرد بسیار سنگین اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی هست که این درگیری اتفاق خواهد افتاد. این جنگ بسیار باعظمت اتفاق خواهد افتاد بین فرزندان امام زمان بین شیعیان و محبین و بین تمام لشکر کفر، تمام لشکریان شیطان و حزب الشیطان، این نبرد بزرگ یقیناً هم به یک نبرد نظامی سنگین و شاید خونینترین نبرد نظامی تاریخ به همین زودیهای زود هم منجر خواهد شد. در این نبرد در نبرد فرهنگی مقداری از ما تلفات خواهیم داد ریزش خواهد کرد یک عدهای میبُرند در نبرد نظامی یک عدهای به شهادت میرسند کشته میشوند خوش به حال کسانی که در نبرد نظامی به شهادت میرسند در نبرد اقتصادی یک عده به فساد کشیده میشوند. در نبرد سیاسی ما دیدیم چه آدمهای بزرگی تلفات دادیم چقدر ریزش کردند و این داستان ریزش و رویشها همینطور ادامه دارد مقداری ریزش میشود از پیشکسوتان، از قدیمیها و جدیدیها و یک مقداری هم رویش میشود و این نبرد همینطور ادامه پیدا خواهد کرد تا انشاء الله برسد به آن لحظه بسیار باشکوه موعود.
خودسازی و فعالیت اجتماعی در راه امام زمان (عج)
کسی که بینش جهانی دارد کسی که پیوند خورده فکرش، ذهنش، اندیشهاش، روحش با امام زمان، کسی که در فراغ چادر حضرت هست در فراغ اردوگاه حضرت میسوزد او با یک بینش جهانی و با یک بصیرت عمیق خیلی حواسش به خودش هست. در درجه اول خودسازی و در درجه بعد فعالیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای رسیدن به آن جامعه الهی به دولت کریمه، خیلی هوشیار هست که اولاً بیشترین عنایت را به خودش باید داشته باشد گاهی وقتها از حرفهای ما بعضیها سوءاستفاده میکنند. این حرفها را که میشنوند میگویند ببین استاد چه گفت ما باید همه کارهایمان را زمین بگذاریم برویم دنبال فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، از خانوادهشان و خودشان غافل میشوند و بعد شکست میخورند کسی که از خودش غافل شود به عشق اینکه حالا میخواهم برای امام زمان فعالیت کنم کار کنم. مثل طرفی بود که میگفت ده روز است کفشهایم را از پایم در نیاوردم، گفتند برای چه؟ گفته بود مشغول کار هیئت بودم، پس این ده روز نماز نخواندی؟ گفت نه نرسیدم داشتم کارهای هیئت را میکردم بعضیها اینطوری هستند شهوت این کارها را دارند شهوت هیئت، بسیج، جمکران، سخنرانی، استادی دارند. نه در درجه اول خودسازی به خودش توجه کند و بعد هم در ضمن اینکه برنامههای خودسازی دارد یک فعالیتهای سیاسی و اجتماعی هم بکند در همین فعالیتهای اجتماعی و سیاسی هم خودسازی هست اما انسان همیشه باید حواسش به خودش باشد.
اهمیت خودسازی در برابر فتنهها
علت اینکه شما میبینید خیلی از پیشکسوتان جهاد و خون در همین قضایای فتنهها ریزش کردند و از ولایت، خط امام از خط اصیل امام بریدند ولو شعار هم میدادند این بود که آنها به قدری جذب فعالیتهای اجتماعی و سیاسی شده بودند که از خودشان غافل شده بودند. امام در آن نامهای که برای اولین بار میخواست یک انشعاب در روحانیت اتفاق بیفتد در آن نامهای که نوشتند نوشتند اختلاف و تخطئه حتی از نعمتهای الهی است ما به شرطی که در آن ریاضت و خودسازی باشد ما سیاسیونمان این حرف امام این قسمتش را در نظر نگرفتند به بخش اختلاف و تخطئه فقط پرداختند حواسشان به خودسازی نبود. حواسشان به اینکه امام دائماً به مسئولین میگفت ریاضت و خودسازی، صدها بار در سخنرانیهای امام ببینید به این دیگر توجه نکردند نه انسان اگر میخواهد برای امام زمان کار کند با یک قلب سلیم باید کار بکند بدون داشتن قلب سلیم چه کاری میتواند انجام بدهد. آنهایی که در فتنهها ریزش میکنند و میریزند آنهایی که جدا میشوند و به تک میافتند و از جمع جدا میشوند همه کسانی هستند که بدون شک و به قطع و یقین در خودسازی شکست خورده بودند آدمهای لوس و بیظرفیت و حساس و خودخواه و آدمهایی که فقط خودشان را میخواهند و اگر چیزی با اندیشه و فکر آنها سازگار نباشد میبُرند. اینها امام زمان را برای خودشان میخواهند یک بصیرت و بینش عمیق میخواهد تا انسان در فتنهها ریزش نکند (وَ شِدَّۀَ الفِتَنِ بِنا) (بهم) که نیست (بنا) است فتنههایی که سراغ ما میاید فتنههایی که سراغ ما میاید من اول شاکی هستم از این فتنهها، اگر سراغ ما بیاید یعنی من هم جزء ما هستم باید حواسم باشد خودم در فتنهها نیفتم. اگر هم توانستم دست کسی را بگیرم بگیرم ولی اول باید خودمان نیفتیم اول باید خودمان سرد نشویم حواسمان به خودمان باشد (وَ شِدَّۀَ الفِتَنِ بِنا وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَینا) یعنی تمام کفر پشت به پشت هم دادند (ظهر) یعنی پشت، (تظاهر) باب تفاعل، یعنی یاری کردن و مدد کردن یکدیگر همه دارند به همدیگر کمک میکنند.
اتحاد دشمنان علیه حق
خیلی جالب است دشمنانی که با هم جنگ خونین دارند از هم متنفرند وقتی نوبت ایران میرسد با هم دوستی میکنند اولین بار شوروی، آمریکا با هم رفیق شدند سر مبارزه با ایران، همه ابرقدرتها با هم آشتی کردند سر مبارزه با ایران، دولتهای عربی بسیاری از اختلافات خودشان را کنار گذاشتند ولی در ایران متحد شدند. در جریان فتنه اخیر شما نگاه کنید بهائیها و وهابیها و سلطنتطلبها و منافقین، جبهه ملی و خیلی از منافقین داخلی که شعار اسلام میدادند و خودشان را طرفداران امام معرفی میکردند همه تظاهراتشان یکی شد یعنی همه پشت به پشت هم دادند. خیلی عجیب است که شما فکر بکنید اینها اختلاف سلیقههای خودشان را کنار گذاشتند همه گفتند که باید در این مرحله در این مقطع باید همه با این نظام متحد شویم و بجنگیم یعنی نوبت به ولایت فقیه که میرسد گرگها و سگان اختلافات خودشان را کنار میگذارند اینکه:
جان گرگان و سگان از هم جداست
متحد جانهای شیران خداست
این فقط یکجا مصداق دارد همیشه نیست یک جاهایی جان گرگان و سگان هم متحد میشود کما اینکه شما در صدر اسلام دیدید مشرکین و منافقین و یهودیها و مسیحیها و اهل کتاب همه با هم علیه پیغمبر متحد شدند دیگر حزب به حزب نبود. احزاب بود همه با هم سراغ پیغمبر آمدند گفتند این دشمن خطرناک مشترک همه ماست فعلاً باید این را نابود بکنیم بعد تقسیم ارث بکنیم یکذره آدم باید فکر بکند (وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَینا) هیچ کس به اندازه من و شما شاید این مصداق را خوب درک نکرده باشد. ما در این چند ماه اخیر در جریان انتخابات دیدیم تظاهر زمان یعنی چی، جبهه کفر، حزب شیطان، شیطان همه احزاب خودش را، چون میدانید شیطان عامل اختلاف است، که حالا در کلاس بعد انشاء الله بحثمان را میخواهیم توضیح بدهیم در مورد استعانت از خداوند، کلاس اسماء الله و بحث پناهندگی این را توضیح خواهیم داد. شیطان اساساً یکی از اصول عقائدش اختلاف است اما یک جاهایی اصل خودش را کنار میگذارد و به وحدت دعوت میکند وحدت علیه حزب الله، دعوت میکند علیه جبهه نور، این دعاها چه موقع برای ما انشاء شده و ما قرنها این دعاها را خواندیم بدون اینکه به آنها توجه کنیم و به محتوایش کار داشته باشیم فقط خواندیم. گفتند دعای افتتاح هر کس بخواند ثواب دارد نه معنیاش را دانستیم نه تفسیرش را دانستیم همینطوری فقط خواندیم (اَللّهُمَّ إنّی أفتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمدِکَ وَ أنتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّکَ) تا آخر خواندیم و رسیدیم به اینجا (وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَینا) اما این منشور زندگی یک شیعه است. چقدر با دقت اینها گنجانده شده (وَ شِدَّۀَ الفِتَنِ بِنا) شدت فتنهها (وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَینا) لذا یک مؤمن بصیر همیشه حواسش هست که اگر جبهه کفر جنگ احزاب به راه انداخت اگر جبهه کفر و حزب شیطان همه با هم متحد شدند. این حواسش به این فرمایش علی(ع) هست (لا تَستَوحِشُوا فی طَریقِ الهُدی وَ قِلَۀِ أهلِه) در راه هدایت وحشت زده نشوید که شما کم هستید آنها زیاد هستند آی آمریکا آی روسیه آی چین آی کشورهای عربی آی اروپا همه سر همدیگر ریختند حالا میخواهند چکار کنند. این اصلاً نمیترسد قرآن میگوید وقتی به آنها میگوید (الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ) میگویند همه علیه شما جمع شدند بترسید، میگوید اینها نه اینکه نمیترسند بلکه خوشحال میشوند (فَزادَهُمْ إِیماناً) ایمانشان هم زیادتر میشود وقتی میفهمند که همه کفر میخواهد با آنها بجنگد این ایمانش و قدرتش بیشتر میشود.
شناخت حق و باطل
خیلی خاصیت ایمان عجیب است که وقتی میفهمد همه علیه او بسیج شدند او خوشحالتر و قبراقتر و باانگیزهتر و شجاعتر و شادتر هست برای اینکه شخص مؤمن حق و باطل را خوب میشناسد و حق و باطل را با آدمها نمیشناسد بلکه با حق میشناسد. کسی آمد خدمت میرالمؤمنین(ع) گفت من به این جنگی که شما میکنید به این نبرد شک دارم من را معاف کنید من در این جنگ شرکت نکنم چون به تردید افتادم نمیدانم چه کسی راست میگوید چه کسی دروغ میگوید مثل الان خیلیها اینطوری شدند به خصوص در یکسال اخیر خیلیها به تردید میافتند. حضرت فرمود برای چه؟ گفت یکطرف شما هستید با این خصوصیات و سابقه، یک طرف هم اصحاب و یاران پیغمبر هستند آنها هم کم آدمهایی نبودند مثل الان یاران امام و پیشکسوتان جهاد و خون سابقهدارها هستند. فرمود (إنَّ الحَقّ لا یُعرَفُ بِالرِّجال) حق با آدمها شناخته نمیشود تو اگر میخواهی حق را با آدمها بشناسی هیچ وقت موفق نمیشوی (إعرَفِ الحَقّ تَعرَف أهلَه وَ إعرِفِ الباطِل تَعرِف أهلَه) حق را بشناس اهل حق را هم میشناسی باطل را که بشناسی اهل باطل را میشناسی. مبارز و مجاهد و مؤمنی که وقتی میفهمد همه احزاب علیه او بسیج شدند ایمانش و آرامش و شادی و قدرتش بیشتر میشود برای این هست که حق و باطل را خوب میشناسد میداند باطل چیست حق چیست، میگوید اینها باطل هستند ولو زیاد هم باشند (وَ تَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَینا).
دعای تعجیل فرج و نصرت الهی
بعدش دعاست (فَصَلِّ عَلی مُحَمَدٍ وَ آلِه) من به شما این مسأله را قطعی بگویم و به شما مژده بدهم که هیچ وقت به اندازه امروز ما این دعا خواندنی نیست یعنی مصداق کاملش همین است، چرا؟ میگوید (وَ اَعِنّا عَلی ذلِکَ بِفَتحٍ مِنکَ تُعَجِلُه). خدایا با این اوضاعی که ما داریم تو ما را کمکی کن با فتحی که آن فتح را به جلو میاندازی در آن فتح عجله میکنی و برای ما به جلو میاندازی (وَ بِضُّرٍ تَکشِفُهُ) ضر ما را گرفتاریهای ما را کشف کن برطرف کن (أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ) (وَ نَصرٍ تُعِزُّهُ) خدایا تو ما را کمک کن با نصرت خودت، در این زمان آن هم یک نصر باعزت یک پیروزی باعزت. نصری که تو برای ما عزیزش میکنی چقدر این کلمات قشنگ است چقدر دقیق انتخاب شده معصوم اینطوری حرف میزند (وَ سُلطانِ حَقٍ تُظهِرُه) خدایا تو به ما یک کمکی کن به اینکه سلطان حق را برای ما ظاهر کنی چه سوز دل قشنگی است چه دغدغه خوبی است برای زندگی کردن برای مردن، آدم با این دغدغه زندگی کند و بمیرد. واقعاً نمیارزد آدم برای چیز دیگری زنده باشد و هدف دیگری آرمانش باشد این آرمان حقیقی است و اگر قرار است انسان به کارهای حیوانی خودش برسد که آنها هم البته عبادت است آن کارهای حیوانی هم به این سمت جهت بدهد. ازدواج و بچهدار شدن و تربیت فرزند و شغل و کار و کسب و درآمدش و درس خواندن و دانشگاه و حوزه رفتن و متخصص شدن را همه را به این جهت جهت بدهد این آدم خیلی آدم مبارکی است این آدم اگر همینطوری با این سوز دل به برزخ برود میدانید چه اتفاقی میافتد.
مقام شهید و پیوستن به چادر امام زمان (عج)
یک آدم با یک همچین دغدغهای با یک همچین حرارتی با یک همچین آتشی در وجودش عزرائیل(ع) بیاید قبض روحش بکند در روایت داریم روایتش را هم در کتاب آشتی آوردم اولاً میفرماید وقتی این قبض روح میشود معادل چندین شهید از شهدایی که در رکاب پیغمبر بودند این عزیزتر میشود. از کسانی که در رکاب پیغمبر جنگیدند یک آدم اینطوری مهمتر است و معادل کسی است این آدم ولو با سرطان با تصادف بمیرد آنهایی که میگویند خدایا شهادت را نصیب ما کن این شهادت است نه اینکه یکجا برویم به ما تیر و بمب بزنند کشته شویم یا سرمان را ببُرند، نه نمیخواهد. تو مرگ طبیعی داشته باش اما برتر از دهها شهیدی که در رکاب پیغمبر شهید شدند محشور بشو این شهادت است ببین خدا چه غصهای را از دل ما برداشته یک کسی غصه بخورد که خدایا یک عده توانستند شهید بشوند و به آن درجات برسند. خدا میگوید تو غصه نخور تو اگر خودت را به چادر حضرت برسانی دلت در چادر حضرت برود بدنت لازم نیست فرمود (کَمَن کانَ فی فُسطاطِ المَهدی(ع)) مثل کسی است که در چادر حضرت بوده مثل کسی است که در رکاب حضرت کشته شده. مهم مدیریت دل و روح است انسان خودش را مدیریت بکند دلش را مدیریت بکند و این دل در چادر حضرت برود چه مژده بزرگی است اگر یک نفر با این حرارت به برزخ برود و صادق هم باشد ملائکه بو میکشند میبینند این سینه و قلبش چه بوی خوبی میدهد بوی امام زمان بوی عشق به خدا و دین خدا بوی فدا شدن برای خدا. این آدمی بوده که اگر هزار بار هم در راه خدا تکه تکهاش میکردند باز همان آدم اول بوده، اصلاً نکیر و منکر جرأت میکنند سمت یک همچین آدمی بیایند؟ والله نمیایند ما سراغ چه کسی برویم، مثل یک کسی که بخواهد نزدیک خورشید بشود بگوید میخواهم بروم نزدیک خورشید بشوم ببینم خورشید گرم است یا روشن است. این چه حرفی است از او چه بپرسی، میخواهی از او بپرسی خدا و قرآن و امام را قبول داری میخواهی به او چه بگویی؟ آنها اصلاً موقع مردن نزدیک یک همچین آدمی نمیایند موقع مردن فقط پنج تَن نزدیک یک همچین آدمی میایند بلکه 12 نفر چهارده معصوم میایند بالای سر یک همچین آدمی موقع مردن و این راه برای همه ما باز است هزینه هم ندارد. فقط یک هزینه دارد و آن این هست که باید از طبیعتمان هزینه کنیم از فطرت هم نمیخواهد هزینه کنی از اخلاقهای بد را بسوزان خودخواهیها، تعصبها، عصبانیها، تکبرها، عجبها، از پولت و آبرویت مایه بگذار اخلاقت را خوب کن خودسازی کن عشق به اهل بیت را زیاد کن از طبیعت مایه بگذار. اگر کسی مایه گذاشت و خودسازی کرد به عشق امام زمان در چادر حضرت به عشق ملحق شدن به حضرت این آدم را هیچ کس جز خدا نمیداند باید چکار کرد و این راه برای ما باز است ولو یک نفر الان 70 سالش هم باشد راه برایش باز است اگر 70 سال را اشتباه رفته باشد میتواند ترمز کند در چادر حضرت برگردد. چون راه چادر حضرت راه دوری نیست حضرت هم که همه ما را دوست دارد آغوشش هم باز کرده منتظر آمدن ماست یک همت میخواهد خدا رحمت کند علامه را میگفت یک جو غیرت میخواهد انسان غیرت و همت داشته باشد. در رأسش عشق میخواهد که اگر او نباشد با هزارتا =4 2×2 کردنها هم آدم راه نمیافتد عشق و معرفت و همت و باور میخواهد اگر این باور را کرد آن موقع است که او به چادر حضرت میرسد و این چیز کمی نیست که ما برایش تلاش نکنیم کمبود عشق داری تلاش کن عشقت زیاد شود کمبود معرفت داری تلاش کن معرفتت زیاد شود باورت ضعیف است باورت را تقویت کن. اگر این در تو اتفاق بیفتد تو در چادر حضرت رفتی و اگر در چادر حضرت بروی تمام است رسیدی (فَمَن دَخَلَ حِصنی أمِنَ مِن عَذابی) انسان به سلامت رسیده به اسم سالم ملحق میشود این کم چیزی نیست که برایش تلاش نکند یا آن را نخواهد مگر آدم احمق باشد به قول قرآن مگر سفیه باشد که این را نخواهد. این بحث تمام شد انشاء الله خداوند تبارک و تعالی به ما در این راه معرفت و باور عنایت بکند انشاء الله به ما عشق در این راه بدهد شور و هیجان الهی بدهد انشاء الله که بتوانیم خودمان را به چادر آقا امام زمان(ع) برسانیم. هدیه به محضر مقدسشان، جهت سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، انشاء الله حضرت در حق همه ما دعا کند انشاء الله به حق خودش از همه ما راضی بشود صلوات بلند ختم بفرمایید.