جهاد – جلسه 005

متن کامل جلسه

فهرست مطالب

رغبت حقیقی به دولت کریمه امام زمان (عج)

بحثمان درباره فقرات آخر دعای افتتاح به مناسبت ایام بود و عرض کردیم که در این فقرات پایانی دعای افتتاح دو چیز را روی تأکید شده که ما باید به عنوان یک مؤمن و شیعه داشته باشیم: یکی رغبت حقیقی، میل حقیقی نسبت به دولت کریمه آقا امام زمان(ع) (اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیکَ فی دُولَۀٍ کَریمَۀ). این رغبت باید در ما ایجاد شود و این علامت سلامت نفس انسان هست.

انسان اگر بخواهد بداند که چقدر سالم هست، سلامت نفس و روح دارد، چقدر به پدر حقیقیاش آقا امام زمان(ع) نزدیک هست و چقدر از باطن انسانی بهرهمند هست، باید ببیند که چقدر رغبت به دولت کریمه امام زمان دارد. چقدر در وجودش این هیجان، این رغبت، این عشق، این آرزو هست که هر چه زودتر دولت کریمه آقا امام زمان(ع) تشکیل بشود. این در واقع یک ملاک است، یک آینه است که انسان در این آینه خودش را میبیند و به دلش مراجعه میکند، قلب خودش را نگاه میکند و از قلب خودش سؤال میکند که من حقیقتاً چقدر به دولت کریمه آقا امام زمان(ع) رغبت دارم.

عدم رضایت از وضع موجود و شکایت از فقدان معصوم

و در مرحله دوم که یک راهکار بسیار خوب به ما این دعا یاد داده برای اینکه سطح رغبت ما هم بالا برود این هست که هیچ وقت به وضع موجود و فتنههایی که علیه فرزندان اهل بیت(ع) میشود و کشور امام زمان(ع) میشود راضی نباشیم (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا). ما شاکی هستیم از اینکه معصوم بالای سرمان نیست.

این را فقط یک انسانی که قیمت خودش را میداند به شکایت میرسد و الا انسانهایی که تعریفشان از خودشان یک تعریف جنسی هست، مثلاً خودشان را زن یا مرد میدانند با نیازهای مردانه، با نیازهای زنانه مثل ازدواج، تشکیل خانواده، بچهدار شدن، کار، شغل، مسکن، تفریح، یک موقعیت اجتماعی، به همین مقدار راضی هستند. بزرگ کردن بچهها، اینها رغبتهای بخش حیوانی هست. اصلاً یک انسان این رغبتها را ندارد. اگر در انسان این رغبتها ایجاد شود از آن جهت که حیوان هست این رغبتها ایجاد میشود و حیوان هم رغبتی به دولت کریمه ندارد. بخش حیوانی ما هم با دولت کریمه کاری ندارد، با وضع موجود هم شاکی نیست.

تفاوت انقلاب‌های اسلامی و غیر اسلامی

اگر شکایتی از وضع موجود هست، شما در طول فرق بین انقلابهای اسلامی و انقلاب غیر اسلامی همین است که اگر در انقلابهای غیر اسلامی انقلابی هم صورت گرفته، کشته شدنی هست، همه برای این بوده که به یک شرائط بهتری نسبت به زندگی زمینی خودشان برسند. مثلاً عدالت، رفع ظلم بوده. توزیع برابر ثروتها بوده، مشکلات دیگری بوده. برای آرمانهای انسانی و فطرت جهاد فقط معنا دارد. کلمه جهاد یعنی نوعی از مبارزه که به درخواست فطرت صورت میگیرد برای رسیدن به خواستههای فطری ما. نیازهای انسانی و ابدیمان جهاد میکنیم. یعنی ما نیاز داریم در کره زمین، در کشورمان، در محیطمان به یک شرائطی که در آن شرائط بتوانیم ثروتهای فطری ایجاد کنیم، بتوانیم آزادانه به تربیت انسانی، تربیت اسلامی و تربیت دینی بپردازیم، بتوانیم خودمان را برای قبر و قیامتمان آماده کنیم و بعد برایش جهاد کنیم. این جهاد خیلی فرق دارد با جنگها و انقلابهای دیگر.

نگاه انسانی به خود و عدم رضایت از وضع موجود

اگر کسی بخواهد به آن رغبت نسبت به دولت کریمه برسد باید از وضع موجود هم شاکی باشد، یعنی وضع موجود را کافی نداند. کسی که نگاهش به خودش یک نگاه غلط است، یک نگاه جنسی یا طبیعی و حیوانی هست، نگاه محدود زمینی است، آن از وضع موجود خیلی شاکی نیست. میگوید حالا تلاش میکنم، درس میخوانم، دکترا میگیرم، لیسانس میگیرم، یک شغل خوب پیدا میکنم، انشاء الله یک ازدواج کافی است. یعنی امورات حیوانی انسان بگردد دیگر دغدغهها از بین میرود. خیلی هم از وضع موجود شاکی نمیشوند.

اما یک انسان هست که هوسهای انسانی، آرمانهای انسانی دارد و میخواهد به مقامهای عالی انسانی مثل مقام معیت با پیامبر و اهل بیت، این مقام مقام بینظیری هست، معیت با آنها هم در دنیا و هم در آخرت. میخواهد در مقام اهل بیت باشد، هوسهای اینطوری دارد. آن اصلاً کوتاه بیا نیست. آن برای مبارزه همیشه آماده هست و اصلاً شرائط موجود را نمیپذیرد. لذا دائماً در حال فراهم کردن شرائط بهتری برای آزادیهای فطری، برای زندگی فطری، برای خودش و انسانهای دیگر هست و چون عاشق خودش هست به بلندای ابدیت. عاشق خانواده خودش هست به بلندای ابدیت، عاشق عشره خودش هست به بلندای ابدیت، عاشق مردم خودش، کشور خودش هست به بلندای ابدیت و بلکه عاشق همه انسانها هست به بلندای ابدیت. این خیر را برای همه میخواهد و بعد تلاش میکند که این خیر به همه برسد.

جهاد، عین ملاطفت و مهربانی

در واقع روح جهاد ناشی از روح عشق ابدی به انسانهاست. جهاد در اسلام نه تنها خشونت نیست که این همه علیه ما تبلیغ کردند در رسانههای مختلف که در دنیا که اینها جهاد و خونریزی دارند، خشن هستند، نه تنها خشونت نیست بلکه عین ملاطفت و مهربانی و عین عشق به انسانهاست. دینی که برای حمایت از انسانها نجنگد، دینی که برای حمایت از حقیقت انسانی نجنگد، دین نیست. یک ظلم است. آیین نیست، یک آیین ظالمانه است. اگر انسانها حق ابدی دارند، حق حیات انسانی دارند، باید برای آنها هم این شرائط فراهم بشود و برای فراهم کردن این شرائط باید مبارزه و جهاد کرد.

باور به ابدیت و سرمایه‌گذاری برای آن

لذا اهل بیت(ع) آن چیز مهمی که خواستند در دل ما قرار بگیرد و متأسفانه 1170 سال هست در دل ما قرار نگرفته به خاطر اینکه ما به یک زندگی حیوانی راضی هستیم، به اینکه یک حیوان مسلمان باشیم اکتفا کردیم. نه یک انسانی که جنبه حیوانی هم دارد، نه یک مسلمانی که جنبههای طبیعی هم دارد، بلکه ما بیشتر به این عادت کردیم که یک زندگی حیوانی داشته باشیم چون خودمان را یا زن معنا کردیم یا مرد و بعد با نیازهای جنسی و طبیعی و با نیازهای زمینی جنسی خودمان زندگی کردیم. آرمانهامان همانها بوده، ضمناً حالا یک دینی هم داشتیم، نمازی هم کنارش خوانده شده، روزهای هم کنارش گرفته شده و الا شما اگر به عمده افکار ما، دغدغههای ما، وقتهایی که میگذاریم، نوع برنامهریزیهایمان توجه کنید. میبینید که ما شب و روز فقط دنبال بخش طبیعی هستیم. یعنی ما به بخش طبیعی اصالت دادیم. وقتی برای بخش فطری، برای بخش انسانی، مبارزه برای تأمین بخش انسانی نمیگذاریم. اما اگر انسان خودش را انسان دید، حقیقت خودش را حقیقت ابدی خودش را دید و به بلندای ابدیت عاشق خودش شد.

چطور ما الان به امید اینکه 10 سال قرار است زنده باشیم، 15 سال، 20 سال دیگر ممکن است زنده باشیم، بعد بگوییم حالا این 20 سال که زنده هستیم باید تلاش کنیم. یعنی هیچ وقت اگر شده یکسال هم به پایان زندگیمان مانده باشد از تأمین نیازهای زندگی طبیعیمان خسته نمیشویم. حتی اگر شده یک کسی بداند سال بعد میخواهد بمیرد میگوید حالا این یکسال که من مجرد هستم حیف است بگذار ازدواج کنم بعد بمیرم. یعنی فکر این هم هست. ما چطور برای آن بخش شوق و ذوق داریم، کار و تلاش میکنیم، انرژی و وقت میگذاریم، فکر میگذاریم، بودجه میگذاریم، برای بخش فطریمان هم باید اینطور باشیم. اگر ما نمیگذاریم برای این هست که این بخش را هنوز باور نکردیم. یعنی خودمان را به بلندای ابدیت باور نکردیم. بنابراین روی آن سرمایهگذاری نمیکنیم. ما قرار است تا خدا زندگی میکند کنار خدا زندگی بکنیم و همه توشهمان را هم باید خودمان ببریم. کنار خدا چقدر زندگی است؟ ما واقعاً قرار است بینهایت کنار خدا زندگی کنیم. وقتمان هم همین مقدار است که در دنیا هستیم. باید با خودمان لوازم را ببریم. مثل جنینی که فقط همین نُه ماه را وقت دارد. باید برای یک عمر در این نُه ماه ابزار تهیه بکند. ما هم باید برای یک ابدیت در این عمر دنیا ابزار تهیه کنیم.

اگر ما واقعاً به این باور خودمان را نگاه کنیم، عاشق خودمان باشیم، با این باور واقعاً تلاش جدی میکنیم. ولی ما متأسفانه این باور را نداریم. در قلبمان این قضیه جا نیفتاده. برای همین هم رغبتی نیست، تلاشی هم نمیکنیم. لذا فقط اوضاع یک طوری بشود من شکمم سیر شود، لباسم تأمین شود، خانوادهام تأمین بشوند کافی است، دیگر دغدغه دیگری ندارم.

آمادگی برای نهضت انتظار امام زمان (عج)

حالا فکر کنید آدمهایی که اصلاً از خودشان بُعد انسانی سراغ ندارند یا اگر به آنها گفتند باور نکردند، اینها چطور میخواهند بیایند از وضع موجود شاکی بشوند تا بعد آماده شوند برای نهضت انتظار امام زمان؟ ما چقدر متدین و مؤمن داریم که الان اصلاً وقت و حوصله امام زمان را ندارند، حوصله و وقت جهاد را ندارند. مگر در دوران دفاع مقدس چقدر مردم خودشان را از این قائله و وضعیت جنگ دور نگه داشتند؟ در دوران دفاع مقدس عافیتطلب بودند. یک عدهای آدمهای بسیار اشرافی مثل رزمندگان ما، عزیزان ارتش، بسیج، سپاه، یک عده از مردم درگیر این مسأله بودند. بسیاری از مردم نسبت به این مسأله بیخیال بودند. تازه فشار میآوردند که اگر آمریکا، عراق یک چیزی را تحمیل میکنند قبول کنید که زودتر صلح بشود، زمین میخواهند، شهر میخواهند به آنها بدهید، ما راحت حیوانیتمان بگذرد، حوصله جنگ را نداریم، در کشور نباید جنگ و خون و خونریزی بشود. بعد هم نمیتوانستند بگویند که ما یک مُشت حیوانی هستیم که اصلاً علاقهای به جهاد و دفاع از مملکت نداریم. میامدند میگفتند این خونهای ریخته شده را چه کسی جواب میدهد؟ آرمانها را قبول نمیکردند، آرمانها را زیر سؤال میبردند.

مسیر رسیدن به مقام معیت با پیامبر و اهل بیت (ع)

انسان برای اینکه بتواند در چادر امام زمان باشد، برای اینکه بتواند به مقام عظیم و بینظیر معیت با پیامبر و اهل بیت در دنیا و آخرت برسد، برای اینکه به مقام محمود برسد باید چند مسیر را طی کند: اول خودش را پیدا کند، عاشق خودش بشود به بلندای ابدیت. به عنوان یک انسان خودش را دوست داشته باشد، شرافت و حیثیت انسانیاش را دوست داشته باشد و بعد بداند که این انسانیت، این بُعد یک رهبر، یک پدر، یک مربی ویژه خودش را میخواهد که الان نیست و بعد شاکی بشود از کمبود غذا، از کمبود امکانات فطری برای پروازهای بلند، مقام خودش را بداند. و بعد آرزو کند از خدا بخواهد که آن شرائط برایش فراهم شود و باید برایش مبارزه کند (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا). چه کسی میتواند واقعاً اینطوری بگوید؟ یک موقع هست ما تقلیداً برای ثواب گفتن دعای افتتاح بخوانید میخوانیم، معنیاش هم اصلاً نمیفهمیم چیست و یا اگر بفهمیم از دل نمیگوییم، جزء باور ما نیست. (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا) همینطوری میخوانیم ولی یک موقع هست نه، شما این حرف از دلت میاید چون بخش انسانی را خوب شناختی. میدانی اگر غذا به او نرسد چه فاجعهای اتفاق میافتد. میدانید ما اگر کم بیاوریم بعداً در نظام ابدی در برزخ در قیامت بعد از قیامت چقدر افسوس خواهیم خورد.

شکایت از کثرت دشمنان و قلت یاران

لذا کسی که با شرافت انسانی خودش را نگاه میکند، عاشق خودش هست، او از وضع موجود بسیار شاکی است (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا وَ کِثرَۀَ عَدُوِّنا). از بسیاری دشمنان به تو شکایت میکنم (وَ قِلَّۀَ عَدَدِنا). از کمی تعداد خودمان در مقابل جبهه کفر، از کمی امکاناتمان شاکی هستم. اساساً یک انسانی که در شرائطی که هنوز ولی خدا حاکمیت را در روی زمین نگرفته زندگی میکند، یک انسان شب تا صبح، صبح تا شب روح جهاد دارد، باید روح جهاد با او باشد. به امام صادق(ع) عرض میکند که اگر شما خلیفه بودید خیلی خوب میشد، حضرت فرمود برای چه؟ گفت نان ما هم در روغن بود اگر شما خلیفه میشدید برای ما هم خوب بود. حضرت فرمود ما اگر خلیفه بودیم شبها تا صبح نقشه میریختیم و روزها اجرا میکردیم.

روح جهاد، معیار انسانیت

اساساً یک انسان میزان انسانیتش همانطور که در آیه 24 سوره توبه عرض کردیم میزان انسانیتش بسته به میزان روح جهادش دارد. چقدر یک نفر انسان است؟ بسته به این است که چقدر روح جهاد دارد. نه فقط روح جهاد و مبارزه بلکه اساساً مبارزه را دوست دارد، جهاد را دوست دارد، روح جهاد را دارد، عاشق است به عنوان یک شوق و عشق، نه شهوت. گاهی وقتها شهوت میشود، خطرناک است. مثل بعضیها که شهوت نظامیگری دارند. آنها که شهوت نظامیگری دارند میگویند اسلحه دست ما میدهند، جبهه هست، تیراندازی هست، آرپیچی هست، خمپاره هست، تانکی هست، میجنگیم. اگر بگویند دشمن الان نمیخواهد اینطوری با ما بجنگند، دشمن الان جنگ را تبدیل کرده به جنگ نرم، تبدیل کرده به جنگ فرهنگی، بیا در این جبهه بجنگ، حوصله کار فرهنگی را ندارد. حوصله کتاب خواندن و مطالعه کردن و کلاس رفتن و دوره دیدن و تدریس کردن و به دیگران رساندن، دیگران را آگاه کردن، بصیرت منتقل کردن به دیگران را ندارد. این اصلاً روح جهاد ندارد. این فقط یک قسم از جهاد را شهوتش را دارد. میخواهد کار نظامی بکند. میگوید اگر بکُش بکُش و تیراندازی در آن هست هیجانات اینطوری ما هستیم. اگر نه نیستیم.

عشق به جهاد و شادی در دنیا و آخرت

اما یک کسی که مؤمن هست، روح جهاد را دارد، روح جهاد بر او حاکم است. او عاشق جهاد است، شهوت جهاد را ندارد، عشق به جهاد دارد و این عشق چقدر است؟ قرآن میفرماید از پدرش (إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ). پدر، برادر، فرزند، همسر، خانواده، خویشان، اموال، تجارت و شغل، و خانهها (مساکن) از همه اینها جهاد برایش محبوبتر و شیرینتر است. او تلاش نمیکند جهادگر باشد، زور نمیزند بسیجی باشد. یک موقع هست آدم زور میزند، این هم ارزش دارد چون همیشه اول هر کار تلقین لازم است. خدا رحمت کند حضرت امام(س) فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد. انسان باید اولش کرامتها، بزرگواریها، خوبیها را به خودش تلقین کند تا روحش این را بپذیرد و آلودگیها و کوچکیها و پستیها را از خودش با تلقین دور کند. این لازم است ولی انسانی که رشدیافته است اساساً عشق جهاد دارد. این عشق جهاد یک موتور پرهیجان، یک موتوری هست در وجود او که دائماً تولید نشاط، تولید انگیزه، تولید شادی و تولید آمادگی میکند. در سایه روح جهاد هست که انسان به شادی در دنیا و شادی در آخرت میرسد. تجربه ثابت کرده که انسانی که روح جهاد دارد شادتر از بقیه انسانهاست.

دغدغه‌های طبیعی و دغدغه‌های جهادی

آنهایی که روح جهاد ندارند دغدغه طبیعت را دارند و چون در طبیعت به همه خواستههایشان نمیرسند، مصار کثرت هست طبیعت، درگیریها صورت میگیرد، اینها دائماً در حرص و جوش مسائل زندگی هستند. اینها اصلاً نمیتوانند شاد باشند. یک روز نگران همسرش است، یک روز نگران بچهاش است، یک روز نگران خودش و کرایه خانه و خانه و اتومبیل و تلفن همراه و غذاست. عمرش همینطوری تلف میشود. اما افرادی که عشق به جهاد دارند، روح جهاد بر آنها حاکم هست، اینها بسیار سطح دغدغههای طبیعیشان کم هست. روزیشان هم زیاد است. چون روح بزرگ شده، درخواست زیاد شده، رزقش هم زیاد است. این رزق را در همه جا به کار میگیرد هم در طبیعت و هم در نظام فطری هزینه میکند. این فرق دارد که ما خودمان را بچسبانیم به لشکر امام زمان، ببندیم به لشکر امام زمان یا نه عاشقانه در لشکر باشیم.

برکت عمر با عشق به امام زمان (عج)

عشق به مبارزه، عشق به جهاد، عشق به خدمت به امام زمان و این باعث میشود انسان یک عمر بابرکت پیدا کند. خیلی فرق دارد موقعی که ما میمیریم آقا امام زمان(ع) بالای سرمان میاید، نامه اعمالمان را دستمان میدهند، بگویند این قسمت اعظم عمرش در شور امام زمان گذرانده، در شوق مهدی گذرانده، اصلاً این دل بوی امام زمان میدهد. این قلب بوی محمد و آل محمد(ع) را دارد. خیلی فرق دارد این قلب که انسان یک سابقهای از خودش بگذارد. وقتی نگاه میکند فرشتهها، ملاقات خدا میرود موقع مردن، انسان ملاقات خدا میرود. مستقیم بلافاصله بعد از وفات انتقال پیدا میکند نزد خداوند تبارک و تعالی و خدا ببیند که این قسمت عمده روح این وقت این عمر این با دغدغههای متعالی با رنگ و بوی امام زمان عطرآگین هست، با عشق به پیامبر و آل عطرآگین است، به عشق به خدا و دین خدا الحمد لله سالم مانده. این خیلی فرق میکند تا یک کسی که اعمال هم انجام داده همهاش با کراهت، با بیمیلی، با بیرغبتی، با ترس مزدورانه برای ترس از جهنم نرفتن یا شوق بهشت، عشق یک چیز دیگر است.

حس فرزندی نسبت به امام زمان (عج)

تا ما خودمان را فرزند امام زمان ندانیم، حس فرزندی نسبت به این آقا پیدا نکنیم، به عنوان فرزندان حضرت دغدغه کمک به پدرمان سراغمان نمیاید. اگر هم نگاهش بکنیم و بخواهیم کمکشان بکنیم همان نگاه مقدس قدیمی است که او امام زمان است و ما هم شیعیانش هستیم و این دید ضعیفی هست. نه، او پدر حقیقی من است، من عضو حقیقی خانواده امام زمان هستم و به عنوان یک عضو برای خانواده خودم باید تلاش کنم. این خیلی فرق میکند.

شکایت از شدت فتنه‌ها و مقابله با آنها

(اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا وَ کِثرَۀَ عَدُوِّنا وَ قِلَّۀَ عَدَدِنا) کمی خودمان (وَ شِدَّۀَ الفِتَنِ بِنا). خدایا من شاکی هستم از شدت فتنهها، انسانی که فتنهها برایش مهم هست که این فتنهها دارد انجام میشود نه اینکه بترسد، چون ما در دوران غیبت امام زمان باید از فتنهها استقبال کنیم چون فتنهها غربال انسانهاست. میفرماید منافقین شما را فتنهها از بین میبرد. فتنه لازم است. خبیثهای شما را از پاکان شما جدا میکند. دروغگوهای شما را از راستگو جدا میکند. خبیثها از طیبها، دروغگو از صادقها، اینها باید در بیاید. صابرین و مجاهدین از غیر صابرین، (حَتَّى نَعْلَمَ الُْمجاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصَّابِرِینَ) همه این فتنهها نیاز هست. از فتنههای دشمن شاکی هست و میخواهد با آنها مقابله کند. بالأخره این فتنهها که میاید عده زیادی از ما قربانی میگیرد، از فرزندان پیغمبر و امام زمان قربانی میگیرد.

دغدغه مسلمانان و روح جهاد

شما دیدید دیروز چه جنایتی کردند در فلسطین اشغالی. یک سد را باز کردند تمام آب این سد آمد روی یک مشت زن و بچه، بچههای کوچک، زن و خانوادههای بیپناه و همه آنها را غرق آب کرد. زندگی آنها را کاملاً ویران کرد. انسان واقعاً غصهاش میگیرد با مسلمین اینطوری رفتار میکنند. واقعاً غصه دارد. واقعاً انسان راحت نمیتواند بخورد و بخوابد و واقعاً انسان نمیتواند سرش فقط در لاک زندگی خودش باشد. در فتنههای فرهنگی اوضاع خیلی بدتر از این است. در فتنههای فرهنگی متدینین، مؤمنین، پیشکسوتان جهاد و خون را هم از ما میگیرند. بچههای امام زمان، دختر و پسرهای امام زمان که هر کدام باید در سنگری باشند به نفع حضرت مبارزه کنند، میشوند سنگر دشمن و به ضرر حضرت کار میکنند. در اجتماع در همین جامعه شیعه فساد را خود شیعیان اوج میدهند. شیعه است، بچه امام زمان است، علیه امام زمان بسیج میشود. اگر آگاهی داشته باشد این کار را نمیکند. بچه امام زمان است، شیعه است اما علیه آرمانهای امام زمان کار و فعالیت میکنند. دشمن توانسته از ما عضوگیری کند. تهاجم فرهنگی این است. جنگ نرم اینطوری از خود ما عضو میگیرند بر علیه خود ما استفاده میکنند. ما به جای اینکه یک سنگر باشیم به نفع حضرت، میشویم یک سنگر به ضرر حضرت، وجودمان میشود یک سنگر به ضرر حضرت، خانه و شغل و ناموسمان همه علیه امام زمان میشویم. جنگ است. برای این فتنهها باید ناراحت باشد، غصه بخورد و خودش را آماده کند برای مقابله با این فتنهها، در مقابل این فتنهها انسان باید دفاع کند.

در هایتی آن زلزله وحشتناک آمده همه واقعاً ناراحت هستند آن همه محروم آنجا، تازه وقتی کشورهای دیگر کمک میفرستند آمریکاییها نمیگذارند کمک دست مردم برسد. در غزه آن شکل، در کل فلسطین به آن شکل، در لبنان به آن شکل، در افغانستان به آن شکل، در عراق به آن شکل دارند کار میکنند. ما باید غصه بخوریم. (مَن أصبَحَ وَ لَم یَهتَمَ بِأمُورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمُسلِم) کسی که صبح بکند و اهتمام به امور مسلمانها نداشته باشد، یاد مسلمین در ذهنش نباشد، به کافه مسلمین فکر نکند، این اصلاً مسلمان نیست. دغدغههایش همه زندگی شخصی خودش است. این اصلاً مسلمان نیست. مسلمان اینطوری نیست. مسلمان از فتنهها شاکی است، از وضعیت موجود شاکی و ناراحت است. از غصه دیگران غصه میخورد. از ناراحتی دیگران ناراحت میشود. امام فرمود ما شریک غم همه مستضعفان عالم هستیم، شریک غم همه مستضعفان و همه مظلومان عالم هستیم. یک انسان حقیقی این است.

تو کز محنت دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی

غصهها و گرفتاریها و مشکلات روحی و روانی و جسمی و معنوی دیگران برای انسان مسأله باشد، ناراحت باشد. ببینید دعا دارد ما را چطور تربیت میکند. دعا یک مکتب تربیتی هست. اصلاً ائمه به خاطر اینکه شرائط شرائط بدی بوده نمیتوانستند مستقیم تربیت کنند. اکثر قریب به اتفاق نظام تربیتی و حرفهایشان را در قالب دعاها به ما یاد دادند. میگوید تو برو از این وضعیت شکایت کن (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا). اگر قدرت و یار داشت خودش انقلاب میکرد، دست به شمشیر میبرد. کمااینکه سیدالشهداء این کار را کرد ولی اینها نداشتند. هیچ کدام از ائمه به اندازه سیدالشهداء یار نداشتند. تنها امامی که سی چهل نفر دورش جمع شدند امام حسین(ع) بود. در دعا به ما یاد دادند شما باید از وضعیت موجود شاکی باشید، باید برای رفع مشکلات، رفع وضعیت موجود مبارزه کنید. این یک اصل است.

جذب نیرو برای لشکر امام زمان (عج)

پس رغبت به امام زمان پایه اول و شاکی بودن از وضعیت موجود پایه بعدی است (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا). ما شاکی هستیم اینکه پیغمبر و امام زمان بالای سرم نیست. من شاکی و ناراحت هستم و باید برطرف بشود. نمیتوانم به این وضع ادامه بدهم. از زیادی دشمنان شاکی هستم. از کمبود خودمان شاکی هستم. اگر کمبود باشد انسان چکار میکند؟ شما در جهادها، حرکتهای جهادی نگاه کنید چه خوبها چه بدها چه جبهه حق چه جبهه باطل وقتی کم هستند چکار میکنند؟ عضوگیری میکنند. هر کدام از ما باید این سؤال را بکنیم که تا حالا چند نفر را توانستیم برای امام زمان جذب بکنیم؟ چند نفر را من توانستم بیاورم در لشکر امام زمان، فقط خودمان باشیم کافی نیست. (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) اهل توصیه باشیم. چقدر توانستیم جذب کنیم؟ چند نفر را توانستیم تا به حال بیاوریم در مسیر امام زمان، با امام زمان آشتی بدهیم؟ چند نفر را توانستیم از لشکر دشمن بگیریم؟ یک کسی فکر بکند اصلاً خاصیت وجودی من چقدر است. من در این 10 سال 15 سال عمرم بعد از بلوغم بعد از بزرگ شدنم تا حالا چقدر در این راه مؤثر بودم؟

شیوه‌های جذب و تبلیغ

شما نگاه کنید منافقین چطوری در داخل ما عضوگیری کردند. الان منافقین جدید همین کار را میکنند. یک مقدار گستردهتر، این شرکتهای هرمی را نگاه کنید. ما گاهی وقتها تعجب میکنیم آدمهایی که اصلاً باورمان نمیشود یکدفعه میبینیم جذب شرکتهای هرمی شدند، فریب و گول خوردند. از موجهترین آدمها برای جذب در شرکتهای هرمی که سراسر کارش از نظر فرهنگی و اقتصادی حرام است دارند جذب میکنند از بین مؤمنین و مسلمانها، ببینید شیوههای جذبشان چطوری هست و ما تا به حال چکار کردیم. ما چند نفر را به لشکر امام زمان اضافه کردیم؟ چند نفر را از دست دشمن نجات دادیم؟ چندتا از ایتام را نجات دادیم و به پدر و مادر حقیقیشان رسانیدیم؟ از ایتام آل رسول الله چند نفر نجات دادیم؟ گذاشتیم گرگها اینها را بدرند و تکهتکه کنند؟ آخرتشان، دنیاشان، ابدیتشان به خطر بیفتد؟ این بیرحمی و بیخیالی نیست؟ ما اگر یک جا سیل باشد کسی کمک نکند میگویند مسلمان نیست. زلزله بیاید کسی بیخیال باشد میگویند مسلمان نیست. چطور ما حاضر هستیم دشمن ما در جنگ نرم در تهاجم و شبیخون فرهنگی این همه بچههای پیغمبر و بچههای امام زمان و شیعیان را تکهتکه کنند و ما بیخیال باشیم، نگاه کنیم، نظارهگر باشیم که اینها چطوری جهنم میروند.

احیای یک نفر، احیای همه انسان‌ها

اینها دارد به ما راهکار یاد میدهد (وَ قِلَّۀَ عَدَدِنا) یعنی برای (کثرۀ عدد) کار کنی. همین فقط دعا بخوانیم خدایا ما شاکی هستیم! خدا میگوید شاکی هستی از خانواده خودت شروع کن ببینم چکار میکنی. موفق شدی شدی، نشدی عیبی ندارد ناامید نشو. خیلی از انبیاء و اولیاء بودند که برای خانواده خودشان موفق نشدند کاری بکنند. عیبی ندارد. خانه خودت موفق نشدی، پدر، مادر، همسر، فرزندانت موفق نشدی، اصلاً غصه نخور. آنها قدر نمیدانند. برو سراغ همسایهها، دوستان، فامیلها، غریبهها، اصلاً برو کشورهای خارجی کار کن. برو از خارجیها جذب کن. آنها هم همه بچههای امام زمان هستند. آنها هم آدمهای لایقی هستند و بعد راه یک تجارت باعظمت و بینهایت ابدی را به روی ما باز کردند و فرمود (وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً) هر کس یک نفر را احیا کند، بتواند نجات بدهد، مثل هدایت همه انسانهای روی زمین هست.

سرمایه‌گذاری برای آخرت

ما چون باور نداریم رغبتی هم برای این فعالیتها نداریم. اما این شرکتهای هرمی به طرف میگویند تو اگر جذب کنی از این چند میلیونی که از طرف میگیری یک درصدش را به خودت میدهیم. ببین چطوری تلاش میکند که بتواند مشتری جذب کند. منافقین، خانههای فساد ببینید چطوری دختر و پسرهای ما را جذب میکنند به مواد مخدر، به کارهای فساد چطوری عضوگیری میکنند. ما تا به حال چقدر تلاش کردیم برای این مسأله، برای اینکه بتوانیم تعداد بیشتری از بچههای امام زمان را نجات دهیم. ما همینطوری بگوییم (وَ قِلَّۀَ عَدَدِنا) ما شاکی هستیم از کمی عددمان. اگر شاکی هستی خدا میگوید تو کار کن من هم کمکت میکنم. تو تلاش کن من هم به تو برکت میدهم. فقط دعا بخوانیم هیچ کاری نکنیم. تو بالأخره در دانشگاه در حوزه در مدرسه یا شاگردی با 30 ـ 40 نفر ارتباط داری. شروع کن ببینم چکار میکنی. چقدر دخترخاله و دخترعمو، پسرعمو، پسرخاله، دختردایی، خاله، عمه، همسایهها، دوستان، همشهریها، همدانشگاهیها، همکارها، همتجارتیها آنقدر هست که نگو، تا الان چکار کردی؟ طرح و برنامه داشتی؟ طرح و برنامه ما کجاست؟ بگویی من از امسال که شروع کردم در این یکسال نگوییم چقدر درآمد مالیام زیاد شده، بگوییم چقدر درآمد آخرتیام زیاد شده. من در طول یکسال توانستم 50 نفر را نجات بدهم. سال بعد انشاء الله میخواهم 150 نفر را نجات بدهم، 1000 نفر را نجات بدهم. هر کس وارد کار خودش بشود، شروع کند بازار تجارت آخرتی برای خودش باز کند. ببین چکار میکند. ما به همه اینها هم در تاریکیهای برزخ تا قیامت و قیامت پنجاه هزار ساله احتیاج داریم.

کمی توشه و طولانی بودن مسیر آخرت

علی(ع) میفرماید (آه مِن قِلَّۀِ الزّاد وَ طُولِ الطَّریق) آه از کمی توشه و طولانی بودن مسیر آخرت. من به خودم نگاه میکنم میبینم نماز و روزه و اعمال خودم که به درد نمیخورد. اگر بخواهم اینها را برزخ ببرم فقط باید بیفتم به دست و پای فرشتهها و خدا که فقط به خاطر نماز و روزههایمان ما را جهنم نبرند گناهانمان بماند. به خاطر همین نماز و روزههای خرابی که خواندیم و توهینهایی که سر نماز هزار جور به خدا کردیم و بیادبیها و شکها و تردیدها و روزههای به درد نخور که همهاش پر از توهین بوده و قرائت قرآنهای با حواس پرت و بیادبانه، هزار و یک جور هم منت سر خدا و بندگانش گذاشتیم به خاطر همینها خدا ما را ببخشد. خیلی در حق ما لطف کرده به خاطر اینها ما را جهنم نبرد. حالا شاید یک نفر هدایت شد به دست ما، خداوند از او پذیرفت. برای همین میگوید (إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ) در جمع بروید (إیاک أعبد) نه، نمازت را در نماز بقیه مردم ببر. در جماعت برو. با بقیه شریک باش. مال خودت شاید به درد نخورد اما در جمع شاید چیزی گیرت آمد.

روح جمعی و عشق به انسان‌ها

خدا رحمت کند امام(س) را وقتی به او اعتراض میکردند که شما مرجع تقلید هستی خوب نیست کلاس ندارد که یک مرجع تقلید وسط مردم برود در شلوغی حرم میروی برای چه، سر جایت بنشین شخصیت داشته باش. واقعاً به او میگفتن این چه کاری است شما میکنید، عوامبازیها چیست که شما میکنید. یک روز خلوت که هیچ کس نمیاید باکلاس حرم برو، امام فرمود این عوامی را از ما نگیرید. هر چه به هر کس میدهند در شلوغی میدهند وسط بچههای پیغمبر، هر جا جمعیت بیشتر است رحمت خدا هم بیشتر است نه در خلوت که هیچ کس نیست. برو جانت و عبادت و کارت را بزن در بقیه کارهای مردم، چقدر صحنه قشنگی است میگوید قیامت که میشود شیعیان که کم میاورند سلمان و ابوذر میایند میگویند خدایا ما هر چه داریم به بقیه مردم بزن اگر از ما خیری هست با بقیه حساب کن. این روح چقدر روح خوبی است که انسان عاشق انسانها باشد و بدون آنها بدون هیچ انسانی نخواهد حتی به بهشت برود. تحمل جهنم رفتن هیچ کس را نداشته باشد. دعاها جمعی، نماز جماعت، فکر جمعی، فکر دیگران، خدا از بندههای اینطوری خوشش میاید. بندههایی که مثل خود خدا هستند همه را دوست دارد. لذا روح امر به معروف روح نهی از منکر روح جهاد روح جذب روح تبلیغ همه روحهای انسان دوستانه و مهربانی است. روحهای عشق به انسانیت است. فضولی و خشونت و دخالت نیست. عشق به انسانهاست (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) همه اهل خسران هستند. جز کسانی که خودشان ایمان بیاورند و عمل صالح انجام بدهند بعد هم به فکر دیگران باشند.

ابتکارات فردی در تبلیغ دین

دارد به ما راهکار نشان میدهد (و قلۀ عددنا) تا میگویی من شاکی هستم خدا میگوید برنامهات کجاست؟ چکار کردی برای جذب دیگران؟ چقدر از خودت هزینه کردی؟ یک موقعی بعضی از خواهران و برادران میایند واقعاً تعجب انسان برانگیخته میشود روح زیبای اینها، در بیمارستان کار میکند میگوید در بخش زایمان کار میکنم هر مادری متولد میشود یک سیدی تربیت کودک من خودم هدیه میدهم این یعنی اگر این مادر این سیدی را گوش کند در تربیت نسلش مؤثر بشود. میگوید اگر باردار باشد مراجعه کند سیدی تربیت هدیه میدهم. این در نسل این زن شریک شده. ممکن است خودش هیچ وقت بچهدار نشود، ازدواج نکند ولی در چقدر نسل انسانها این مشارکت میکند با این کار، چقدر ابتکار قشنگی است. میگوید من در محل کارم هر کس اینطوری هست یک سیدی یک کتاب به او هدیه میدهم. یک کتاب تربیتی، یک کتاب خوب در مورد مسائل تربیتی بچه.

خدا رحمت کند مرحوم آقا رضا بذرپاش که سال گذشته سرطان گرفت و به رحمت خدا رفت و این هم از عجائب عبرتانگیز است. ایشان آرایشگر بود. ما چه میدانیم چه چیزی قرار است سرمان بیاید. من وقتی سرطان گرفتم دفعه اول که شیمیدرمانی یک مقداری از تکهتکه صورتم و ابرو و موهایم ریخته بود. ایشان آن موقع سالم بود آمد و ماشین انداخت همه موهایم را تراشید گفت این که تا دو روز دیگر میریزد. چه کسی فکر میکرد آن آقایی که دارد من را برای شیمیدرمانی آماده میکند خودش یک زمانی به شیمیدرمانی بیفتد و زودتر به رحمت خدا برود. این هر جلسه میدیدم پنج نفر را با خودش کلاس میاورد برای پنج نفر شش نفر ده نفر برنامه میگیرد، گفتم اینها را از کجا میاوری؟ گفت من اینهایی که سرشان را میزنم مخشان را هم میزنم. بعد برایش کافی نبود آنقدر عمرش برکت داشت که در مغازهاش یک نوارخانه زد بعد یک کتابخانه زد. آرایشگاهی بود که هر کس آنجا میرفت سیدی رایگان، کتاب گیرش میامد. یک شیشه عطر هم به آنها هدیه میداد. یعنی این تمام وجودش عشق شده بود برای این کار، خودش هم اهل عبادت و سلوک خیلی خوب بالا آمد. یک خانمی در شمال اینطوری بود او هم آرایشگر بود همینطور در آرایشگاه خودش انسانهای زیادی را هدایت میکرد. آرایشگاه بود اما عبادتگاه بود. یک کسی عرضه داشته باشد مغازه آرایشگاه خودش را عبادتگاه بکند، خانه آخرتی خودش بکند و بینهایت تجارتخانه آخرتی برای خودش راه انداخته بود. ما باید عرضه داشته باشیم کار بکنیم، تبلیغ بکنیم، فعالیت بکنیم و مردم را نجات بدهیم. نگذاریم بیفتند در فتنههای دشمن، با دینشان، با آخرتشان با معنویتشان آشنایشان بکنیم. همه باید دغدغه داشته باشیم چون اگر نداشته باشیم انسان نیستیم. اینکه درد دیگران را نداشته باشیم همه فک و فامیل و اطرافیان خودت به گناه بیفتند ککت هم نگزد بگویی من که راه خودم را پیدا کردم به آنها چکار دارم، نه انسان باید کار بکند زحمت بکشد.

کمبود یار، عامل غیبت امام زمان (عج)

ما باید یک دخالت فعال همه جوره در جریان هدایت انسانها داشته باشیم. خدایا من شاکی هستم از (قلۀ عددنا) همین قلت عدد هست که آن مصائب را سر امام حسین و اصحابش و خانم زینب کبری(س) و بچههای امام حسین میاورد. عجب جنگی است کجای تاریخ یک همچین اتفاقی افتاده هزاران نفر تا سی هزار نفر ذکر کردند با 72 نفر یکی علی اصغر است یکی عبد الله است. اگر کسی کینه مقدس از کربلا در دلش باشد او بیش از هر زمان دیگر میداند که امام زمان به سرباز احتیاج دارد. امام زمان اگر الان ظهور نمیکند مهمترین عامل غیبت امام زمان کمبود یارش هست نه 313 نفر، 313 نفر آماده آماده، مهم این است که در سطح جهانی خواهان امام زمان، رغبت کننده به امام زمان زیاد شود و این راهش آشنایی و آشتی با امام زمان و پیوند خوردن با حضرت هست و این جز با کار فرهنگی امکانپذیر نیست جز با کار تبلیغی امکانپذیر نیست.

درس از انقلاب اسلامی برای ظهور امام زمان (عج)

این داستان را که من بارها تعریف کردم یکبار دیگر بگویم امام امت فرمود من شب خواب دیدم که نقشه ایران آتش گرفته با عبا زدم روی این نقشه آتش را خاموش کردم فهمیدم که میتوانم ایران را نجات بدهم اما تنها هستم و باید تنهایی در کار بروم. گرفتاری ما این است کمبود مبارز و سرباز و مؤمن و مجاهد. امام 15 خرداد 42 قیام میکند همین مردم شهرری بودند 15 هزار نفر از شهرری و ورامین و مقداری هم از تهران، همین مقدار از جمعیت تقریباً 25 میلیونی آن زمان دنبال امام هستند و این رقمی نیست یک عاشورای دیگر درست میشود. امام دستگیر میشود و به تبعید میرود و اصحابش همه کشته میشوند. علما، روحانیت که بیشترین حق را بعد از ائمه به گردن مردم دارند آمدند با خون دل زیاد، ما تا قیامت مدیون روحانیت و حوزههای علمیه هستیم، آمدند پخش شدند در مساجد در هیئتها در منبرها در جاهای مختلف 15 سال کار فرهنگی روی مردم کردند تا مردم به آن آمادگی برای امام امت و نائب امام زمان رسیدند. عین این اتفاق باید برای امام زمان بیفتد و ما باید هر کدام از شما مثل همان روحانیون هر جا هستید مبلغ باشید، کار کنید، فعالیت کنید، با هر چه که میشود میتوانید حرف بزنید حرف بزن میتوانی بنویسی بنویس، وبلاگ میتوانی داشته باشی وبلاگ داشته باش. در سطح بینالمللی کار کن در اینترنت میتوانی کار کن. مجله، روزنامه، مقاله بزنی، رادیو، تلویزیون، هزینه میتوانی بکنی هزینه بکن، نمیتوانی از دیگران کمک بگیر. راهکارها را من همه در مقام محمود توضیح دادم انسان کار بکند.

قدرت ضریب امام زمان (عج)

چطور الان دشمنان امام زمان توانستند هشتاد میلیون نفر را علیه امام زمان مسلح کنند و با این دید که ما باید پسر پیغمبر اسلام را بکشیم، پس ما چکار کنیم؟ آنها آن همه امکانات دارند دارند فعالیت میکنند ما هم باید در دنیا هم بیرون هم داخل فعالیت بکنیم. باید کار کنیم باید عضوگیری کنیم و در این جنگ کسی میبرد که بتواند تعداد بیشتری را شکار بکند جذب بکند تا وقتی مثل الان قلۀ عدد ما داریم امام زمان باید در غیبت بماند این رمز و راز و فرمولش هست باید همینطور باشد تا وقتی قلۀ عدد هست ما باید همینطوری بسوزیم و بسازیم باید منتظر بمانیم. در آمریکا سالی صد هزار نفر دارند مسلمان میشوند. در اروپا به شدت با سرعت دارد این اتفاق میافتد. یک مبارزه است حالا وقتی مسلمان میشوند همه نمیایند با امام زمان آشتی کنند اتفاقا مسلمان میشوند خیلیها ممکن است بر علیه امام زمان باشند چون وهابیت آنجا سرمایه ریخته. من در سوئیس که بودم من مرکز شیعیان رفته بودیم یک اتاقی بود یک آپارتمان 60 متری در ژنو بود که ما شبها برای اینها برنامه داشتیم. مرکز وهابیت ده هزار متر زمین به اینها داده بودند همه جور فعالیتی هم میکردند. ما درخواست دادیم که آنجا یک مسجد بسازیم اجازه ندادند به وهابیها اسلام آمریکایی هر چه امکانات خواست به آنها میدادند. امسال دیدید در سوئیس اعلام شد که حق ندارند مساجد مناره داشته باشند حتی یکی از دوستان من آنجا یک مغازهای داشت از همرزمان ما مغازهاش را یک گنبد زده بود. پلیس آمد گفت این عکس را باید از روی مغازه پاک کنید آرمتان نمیتواند این باشد. اینقدر تعصب دارند. یک جنگ و مبارزه است. ما باید تلاش کنیم و هر کس باید خودش را بزند به این خیل سربازان امام زمان و ضریب امام زمان را جلوی روح خودش بگذارد تا قوی شود. اگر هر کس خودش خودش را ببیند میگوید من چکار میتوانم بکنم من یک نفر هستم هزار و یکجور مشکلات دارم اما اگر ضریب امام زمان را جلوی روحت بگذاری روحت به اندازه امام زمان بزرگ میشود و قدرت پیدا میکند. آن اسمهای پاک آقا امام زمان وقتی تو اتصال با حضرت پیدا میکنی آشتی با حضرت پیدا میکنی آن اسمهای قشنگ و قدرتهای قشنگ و شادیهای فراوان سرریز در روح خودت میشود.

کاهش تعلقات مادی و پیوستن به لشکر امام زمان (عج)

لذا بدون خستگی بدون سرخوردگی بدون تنبلی بدون کسالت و بیحوصلگی بدون عقبنشینی همیشه با شادی و قدرت و انگیزه و امید فعالیت میکنی و چقدر هم مبارک است انسان در این راه بمیرد شهید هم نشد نشد. اگر کسی در این مسیر بمیرد فرمود (کَمَن کانَ فی فُسطاطِ المَهدی(ع)) مثل کسی است که در چادر حضرت کنار حضرت مرده در رختخواب با تصادف با سرطان با هر چیز میخواهد باشد باشد در این مسیر اگر کسی افتاد و مُرد خیلی بُرد کرده پس خدایا ما شاکی هستیم از قلۀ عدد، شاکی بودن عمل میخواهد دعا عمل میخواهد. تا وقتی گرفتار مشکلات شخصی خودت هستی نمیتوانی از خودت دربیایی نمیتوانی خودت را از خودت نجات بدهی نمیتوانی از طبیعتت نجات بدهی در زندان خودت را حبس کردی هیچ وقت به آن لشکر ملحق نمیشوی هیچ وقت هم در چادر حضرت نمیروی باید دغدغههای مادی و طبیعیات را کم کنی. مشغلهها و غفلتهای طبیعیات را کم کنی و بعد به این لشکر ملحق شوی. آنهایی که نتوانستند به امام حسین ملحق شوند چون گرفتار طبیعت و خانواده بودند ملحق نشدند و فرار کردند و آنهایی که با سختترین شرائط مثل آن وهب نصرانی خودش را رساند با خانواده بود. یک نگاه امام حسین برایش کافی بود چقدر آزاد و آزاده بود به حضرت ملحق شد. ما باید تعلقاتمان را کم کنیم هوسمان را کم کنیم چشم و همچشمیهای طبیعیمان را کم کنیم شرائط سخت برای خودمان نگذاریم تکلف را در زندگیمان کم کنیم پایین بیاوریم تا آزاد بشویم انشاء الله ملحق شویم به لشکر آقا امام زمان(ع) انشاء الله.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  1. رغبت حقیقی به دولت کریمه امام زمان (عج) نشانه‌ی سلامت نفس و نزدیکی به باطن انسانی است.

  2. برای افزایش رغبت به ظهور، هرگز نباید به وضع موجود و فتنه‌ها راضی باشیم و باید از فقدان معصوم شکایت کنیم.

  3. انسان‌هایی که خود را تنها با نیازهای مادی و حیوانی تعریف می‌کنند، از وضع موجود شاکی نیستند و رغبتی به دولت کریمه ندارند.

  4. تفاوت انقلاب‌های اسلامی و غیر اسلامی در این است که انقلاب‌های اسلامی برای آرمان‌های فطری و ابدی انسان‌ها جهاد می‌کنند.

  5. جهاد در اسلام نه تنها خشونت نیست، بلکه عین ملاطفت، مهربانی و عشق به انسان‌ها برای حمایت از حقیقت انسانی است.

  6. باور به ابدیت و سرمایه‌گذاری برای آن، انسان را از دغدغه‌های محدود حیوانی رها کرده و به سوی آرمان‌های عالی انسانی سوق می‌دهد.

  7. ما باید برای ابدیت خود در این عمر دنیا، ابزار و توشه تهیه کنیم، همانند جنینی که در نُه ماه برای یک عمر آماده می‌شود.

  8. برای رسیدن به مقام معیت با پیامبر و اهل بیت، باید ابتدا خود را به عنوان یک انسان ابدی بشناسیم و از کمبود امکانات فطری شاکی باشیم.

  9. شکایت از کثرت دشمنان و قلت یاران، نشانه‌ی دغدغه‌ی انسانی و آمادگی برای مبارزه و جهاد است.

  10. میزان انسانیت هر فرد به میزان روح جهاد او بستگی دارد؛ جهادی که نه شهوت، بلکه عشق به مبارزه برای آرمان‌های الهی است.

  11. عشق به جهاد، موتور پرهیجان نشاط، انگیزه، شادی و آمادگی در انسان است و او را شادتر از دیگران می‌سازد.

  12. دغدغه‌های طبیعی، انسان را در حرص و جوش مسائل زندگی غرق می‌کند، در حالی که عشق به جهاد، دغدغه‌های مادی را کاهش می‌دهد.

  13. عمر پربرکت، با عشق به امام زمان (عج) و گذراندن لحظات زندگی در شور و شوق مهدی (عج) رقم می‌خورد.

  14. باید حس فرزندی نسبت به امام زمان (عج) پیدا کنیم تا دغدغه‌ی کمک به پدر حقیقی‌مان در وجودمان شعله‌ور شود.

  15. از شدت فتنه‌ها باید شاکی بود و برای مقابله با آن‌ها آماده شد، زیرا فتنه‌ها غربال‌کننده‌ی انسان‌ها و جداکننده‌ی پاکان از ناپاکان هستند.

  16. کسی که صبح کند و اهتمام به امور مسلمانان نداشته باشد و تنها دغدغه‌های شخصی داشته باشد، مسلمان حقیقی نیست.

  17. دعاها مکتب تربیتی ائمه (ع) هستند که به ما می‌آموزند از وضعیت موجود شاکی باشیم و برای رفع مشکلات مبارزه کنیم.

  18. برای جبران قلت یاران، هر یک از ما باید برای جذب افراد به لشکر امام زمان (عج) تلاش کنیم و دیگران را با حضرت آشتی دهیم.

  19. احیای یک نفر، به منزله‌ی احیای همه‌ی انسان‌هاست و این راهی برای تجارت باعظمت و بی‌نهایت ابدی است.

  20. ابتکارات فردی در تبلیغ دین و هدایت انسان‌ها، می‌تواند تأثیرات عمیق و ماندگاری در نسل‌ها و جامعه داشته باشد.

  21. کمبود یار، مهمترین عامل غیبت امام زمان (عج) است و ظهور ایشان نیازمند افزایش خواهان و رغبت‌کنندگان در سطح جهانی است.

  22. هر یک از ما باید مبلغ امام زمان (عج) باشیم و با هر وسیله‌ای که می‌توانیم، برای آشنایی مردم با حضرت تلاش کنیم.

  23. با قرار دادن “ضریب امام زمان” در برابر روحمان، روحمان به اندازه‌ی امام زمان بزرگ و قدرتمند می‌شود.

  24. کاهش تعلقات مادی و دغدغه‌های طبیعی، انسان را آزاد می‌کند تا بتواند به لشکر امام زمان (عج) ملحق شود.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه