جهاد – جلسه 004

متن کامل جلسه

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

وظایف ما در ایام عزاداری

بحثمان به مناسبت این ایام درباره وظائف این ایام بود که عزاداری به معنای حقیقی آن گریستن در مصائب امام و فراغ امام هست. ما در عزاداریهایمان در مصائبی که بر وجود مقدس سیدالشهداء(ع) وارد شده گریه میکنیم و حق هم همین هست.

عزاداری، مقدمه‌ای برای توجه به مصیبت اعظم

اما این عزاداریها همانطور که خودشان به ما تعلیم دادند مقدمه و وسیلهای است برای توجه به مصیبت اعظم، یعنی فقدان خود امام، اینکه امام بالای سر ما نیست و ما مجبور هستیم در تحت حاکمیت طاغوتها زندگی کنیم. حالا بگذریم که در یک گوشهای از این کره زمین یک انقلابی به دست خود امام زمان با راهنمایی خود امام زمان(ع) و به واسطه نائبش انجام شده و در یک قسمت کوچکی از زمین حکومتی با فقه شیعی و تحت حکومت ولی فقیه انجام میشود اما این کافی نیست نه در خود کشور و نه در جهان اسلام و نه در کل زمین.

انقلاب اسلامی، مقدمه‌ای برای ظهور امام زمان (عج)

آنچه که برای ما مهم هست و باید مهم باشد توجه به ابزار بودن و وسیله بودن و مقدمه بودن انقلاب اسلامی حکومت اسلامی برای مقدمهسازی ظهور آقا امام زمان(ع) و زمینهسازی ظهور آقا امام زمان(ع) هست. بنابراین ما باید همانطور که از قدرت عزاداریها، عواطف در عزاداریها استفاده کردیم و انقلاب اسلامی را ایجاد کردیم، مجدداً از این قدرت بینهایت از این انرژی بسیار عظیم استفاده بکنیم که فقط اختصاص به ایران ندارد و با جهتدهی صحیح این احساسات، عواطف و حرکات نیروهای لازم را برای انقلاب جهانی آقا امام زمان(ع) تربیت بکنیم و ایجاد کنیم. همانطور که نیروهای لازم برای انقلاب اسلامی از همین مرکز قدرت تربیت شدند و هیچ کس باور نمیکرد که این مرکز قدرت بتواند نیروهایی را تربیت بکند که در مقابل آمریکا در مقابل ابرقدرتها در مقابل رژیم تا دندان مسلح شاه بایستد و آنان را منکوب کند.

نقش عزاداری‌ها در تربیت نیروهای امام زمان (عج)

الان هم شاید کسی باور نکند که همین عزاداریها هست که قدرت لازم را برای تربیت نیروهای آقا امام زمان(ع) برای انقلاب جهانی حضرت تربیت میکند و خود ما هم باید در همین مجالس، مراسم، دعاها آن قدرت و تربیت لازم را پیدا بکنیم. حداقل این هست که ما در این مجالس با استفاده از انرژی و نیروی بسیار عظیمی که در این مجالس هست خودمان را به صلح و آشتی با آقا امام زمان(ع) برسانیم و حداقل خودمان جهنمی نباشیم.

اهمیت شناخت امام زمان (عج)

چون گفتیم کسی که زندگی بکند اما زندگیاش بیارتباط با آقا امام زمان(ع) باشد هیچ کدام از کارها و عباداتش به درد نمیخورد و به داد او نخواهد رسید. اینکه این همه تأکید شده که (مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَۀً جاهِلِیَۀ) هم شیعه این را نقل کرده هم اهل سنت که هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده. سؤال کردن مرگ جاهلیت یعنی چی؟ فرمود کفر و نفاق و ضلال، یعنی با این مرگ مرده اگر کسی امام زمانش را نشناسد. چرا تأکید کردند که ما مهمترین مسأله زندگیمان شناخت امام زمانمان هست؟ برای اینکه در شناخت امام زمان هست که ما به متخصص معصوم مراجعه میکنیم و با او پیوند برقرار میکنیم. با او زندگی دنیامان و با او آخرت خودمان را میسازیم و با او هست که میتوانیم زمینه خوشبختی جامعه جهانی را فراهم کنیم. بنابراین اساسیترین و مهمترین مسأله بعد از توحید در زندگی هر کسی پیوند حقیقی و شخصی هست با امام زمان(ع). یعنی هر کس که هر کارهای هست فرقی نمیکند دانشآموز، دانشجو، طلبه، کارمند، کارگر، خانم خانهدار فرقی نمیکند هر کس مهمترین مسألهاش بعد از مسأله ارتباطش با خداوند تبارک و تعالی و بعد از مسأله توحید پیوند شخصی و پیوند حقیقی خودش با آقا امام زمان(ع) هست.

ضرورت ارتباط فعال با امام زمان (عج)

یعنی باید یک رابطه شفاف یک رابطه فعال یک رابطه کارآمد یک رابطه مؤثر با آقا امام زمان(ع) داشته باشد و در این پیوند هست که انسان به عمق فاجعه جهانی و به عمق فاجعهای که متوجه خود شخص هست پی میبرد که این فاجعه چقدر فاجعه بزرگی هست که ما هیچ کدام آن ارتباط لازم را متأسفانه نداریم. و عمر ما استعداد بینهایتی که خداوند تبارک و تعالی در هر یک از ما قرار داده دارد تلف میشود. ما بدون اغراق اگر بگوییم یک درصد خیلی گفتیم آدمهای بسیار خوب و قدرتمند آدمهایی که میشود آنها را جزء اولیاء خدا دانست آنها شاید یک درصد از اعوانشان در غیبت امام زمان فعال بشود ما که اصلاً به درصد هم نمیرسد. ما شاید یک نمی از اقیانوس وجودمان فعال بشود و درست از آن استفاده شود و اکثر قریب به اتفاق استعدادها و قدرتها و کمالاتی که میتوانیم به آنها برسیم تلف میشود و از بین میرود چون مربی بالای سر ما نیست.

فقدان مربی و معلم در مسیر آخرت

ما حرکتمان به سمت آخرت و ابدیت است به سمت بینهایت شدن است و یک مسیر با آن عظمت و با آن اهداف بسیار عالی داریم و هیچ کدام مربی و معلم نداریم و داریم بدون مربی و معلم فقط زندگی میکنیم و بازی میکنیم مثل یک تعداد کسانی که میخواهند در مسابقه جهانی شرکت کنند در چند رشته بدون اینکه مربی داشته باشند. در یک باشگاهی را باز کنند بگویند شما بروید در باشگاه تمرین کنید خودمان داریم بازی میکنیم و هیچ کدام تربیت بدنی لازم را برای مسابقه جهانی پیدا نمیکنیم. در حرکت به سمت آخرت ما یک مسابقه اساسی داریم که قرآن ما را دعوت به آن مسابقه کرده و ما را دعوت به سرعت (سارِعُوا) و دعوت به سبقت (سابِقُوا) کرده. مسأله آخرت، مسأله محاسبه آخرت مسأله محاسبه قیامت که پنجاه هزار سال طول میکشد محاسبه هر یک آدم آنجا خیلی مسأله بزرگی هست. یعنی یک عمر 50 ـ 40 ـ 30 ساله اگر بخواهند کپسول نفس انسان را باز کنند تا محاسبه کنند که این شخص با خودش چه کرده پنجاه هزار سال میشود طول بکشد. اینقدر کار دارد محاسبه کپسول وجود هر انسان، ما داریم به سمت یک همچین مسأله بسیار خطرناک و تعیینکنندهای حرکت میکنیم بدون اینکه مربی لازم برنامه تربیتی لازم برنامه مشخص تربیتی داشته باشیم. هر کس برای خودش هر تصمیمی دلش خواست میگیرد نه معلمی نه مربی دارد.

هلاکت بدون حکیم و مرشد

و وقتی که امام سجاد(ع) میفرماید (هَلَکَ مَن لَیسَ لَهُ حَکیمٌ یُرشِدُه) هلاک میشود کسی که حکیمی نداشته باشد که او را رشد بدهد یعنی استعدادهای ما تلف میشود. ما فقط یک کار میتوانیم بکنیم و فقط یک راه داریم برای اینکه جلوگیری کنیم از هدر رفتن استعدادهایمان و آن این هست که حقیقتاً شخصاً خودمان را به امام زمان برسانیم. حالا اگر دنیا خودش را به امام زمان نمیرساند اگر هنوز آقا ظهور نکرده دنیا این لیاقت را پیدا نکرده که آقا ظهور بکند آقا برای همه ما برای فرد فرد ما حاضر هست در کنار همه ما حاضر هست. ما با برطرف کردن پردههای خودمان حجابهای خودمان موانع وهمی و خیالی خودمان حداقل باید مشکل خودمان را حل کنیم و به فکر خودمان باشیم.

پیوند با امام زمان (عج) و برنامه‌های تربیتی

در این پیوند هست که ما وقتی حقیقتاً امام زمان را خطاب قرار میدهیم و امام زمان میداند ما در این خطاب قرار دادن جدی هستیم به یاد او هستیم به فکر او هستیم دغدغه او را داریم او هم دغدغه ما را خصوصی و ویژه خواهد داشت. و برنامههای تربیتی را برای ما فراهم خواهد کرد و خودش از پرده غیبت آن ولایتی را که باید اعمال بکند در ما اِعمال میکند و آن رشدی را که ما باید به آن برسیم انشاء الله میرسیم. پس این را دقت کنیم یک کسی ذهنش خراب نشود که من الان باید بروم بنشینم کتابهای زیادی بخوانم استادهایی را ببینم حوزه بروم دانشگاه بروم. این برنامهها همه برنامههای ابزاری هست. مهمترین مسأله این هست که شما قبل از آنکه بخواهی هر فعالیت معنوی و عبادی را انجام بدهید باید در درجه اول دو چیز را استحکام ببخشید یکی رابطه با حق تعالی است و یکی با رابطه آقا امام زمان(ع) هست.

اهمیت دعای افتتاح در برقراری پیوند با امام زمان (عج)

در رابطه با رابطهمان با حق تعالی داریم صحبت میکنیم به خصوص بحث اسم شریف احد و واحد داریم میگوییم همان بحث را داریم عرض میکنیم که امشب هم ادامه بحث را خواهیم گفت در بحث اسماء الله، ولی در رابطه با آقا امام زمان(ع) این فوقالعاده مهم هست که ما باید حجابهای وهمی و خیالیمان را برداریم. و حقیقتاً یک ارتباط مؤثر و تعیینکننده و فعال و پویا هر کدام از ما داشته باشیم صرفنظر از اینکه ارتباطمان با افراد دیگر چگونه خواهد بود اصلاً کاری نداریم که ما الان در چه وضعیتی از ارتباطهای زمینی هستیم. این ارتباط آسمانی ما باید تقویت و برقرار شود ما باید در این زمینه کار کنیم و فعالیت جدی داشته باشیم. یکی از دعاهای فوقالعاده مهمی که برای ما انشاء شده دعای شریف افتتاح هست که ما هر شب ماه مبارک رمضان برای برقرار شدن پیوند حقیقی با مهمان ویژه ماه مبارک رمضان که آقا امام زمان(ع) هست آن را میخوانیم. (اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیکَ فی دُولَۀٍ کَریمَۀ تُعِزُّ بِهَ الإسلامَ وَ أهلَه وَ تُذِّلُ بِهَ النِفاقَ وَ أهلَه) این کلمات باید از جان انسان با باور انسان با تصور صحیح از این کلمات ادا بشود تا یک تأثیر حقیقی در جان انسان بگذارد نه اینکه انسان بگوید حالا این دعا وارد شده ما هم میخوانیم حالا معنیاش را فهمیدیم فهمیدیم نفهمیدیم که هیچی. یا اگر بفهمیم ما عمق وجودمان این را نخوانیم این باید از عمق وجود ما گفته شود و تمام آن مراحل و فرازهای دعا از حاق قلب ما بیرون بیاید (تُعِزُّ بِهَ الإسلامَ وَ أهلَه وَ تُذِّلُ بِهَ النِفاقَ وَ أهلَه وَ تَجعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاۀِ إلی طاعَتِک) این باید یک رغبت بسیار خوب برای انسان باشد (وَ القادَۀِ إلی سَبیلِک). که انسان باید جزء آرزوهایش به معنای حقیقی دغدغهها و هوسهایش همین باشد که به شرافتی برسد که در حکومت امام زمان جزء کسانی باشد که به طاعت خدا دعوت بکند و به راه خدا هدایت بکند و لازمهاش این هست که این تلاش را از دوران غیبت شروع بکند. (وَ تَجعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاۀِ إلی طاعَتِک وَ القادَۀِ إلی سَبیلِک وَ تَرزُقُنا بِها کَرامَۀَ الدُّنیا وَ الآخِرَۀ) که ما با این حکومت به کرامت دنیا و آخرت برسیم. اینها مسائل فوقالعاده مهمی هست همینطوری مفاتیح را باز نکنیم وقتی میخواهیم یک صفحه دعا بخوانیم ببینیم این چه میخواهد این دعا ما را به کجا میخواهد ببرد ما را میخواهد به چه آرزو و مقامی برساند. آیا این کلمات واقعاً حقیقتاً از وجود ما بیرون میاید یا ما میخواهیم همینطوری تقلیداً بخوانیم و برویم چند سال 50 سال تقلیداً الفاظ را بخوانیم و رد شویم یا اینکه نه من جدی هستم آن موقع اگر کسی یکبار هم بتواند حداقل خوب بخواند.

تأثیر خواندن صادقانه دعاها

مثل زیارت عاشوراست که اگر کسی یکبار بتواند زیارت عاشورا را از اول تا آخرش صادقانه بخواند یقیناً این شخص جزء اصحاب آقا امام زمان جزء سربازان و سرداران ویژه امام زمان هست و یقیناً با خود امام زمان با بقیه اهل بیت(ع) محشور میشود کما اینکه امیرالمؤمنین(ع) همینطور وعده کردند. یکبار انسان دعای افتتاح را از اول تا آخر با سوز بخواند از حقیقت وجودش بخواند این فوقالعاده مؤثر هست بسیاری از حجابها و موانع انسان را برطرف میکند. اگر یک کسی بتواند دعای افتتاح را از حاق وجودش بخواند به طوری که خود امام زمان تأیید بکند خداوند تبارک و تعالی تأیید بکند اخلاص ما را در این دعا، اینها چیزی از گناه و تاریکی برای انسان باقی نمیماند. این دعاها را ما باید یکسره تمرین کنیم کار کنیم در دست ما قرار دادند که ما با آنها بالا برویم نردبانهایی هستند که ما سیروسلوک میکنیم و مقامات عرفانی و انسانی را طی میکنیم و من به شما عرض کنم بنده که تقریباً تمام کتابهای عرفانی مهم را که نوشته شده را دیدم مطالب و مسائل و روشهایش. هیچ کدام از آنها به جایی که ما را زیارت عاشورا میرساند هیچ کدام از آنها به جایی که ما را دعای افتتاح، دعای ندبه، دعای کمیل، مناجات شعبانیه میرساند نخواهند رساند. اصلاً انسان وقتی آن کتابها را میگذارد در مقابل این ادعیه آنها کاملاً رنگ میبازند اینها را باید جدی بگیریم.

دعوت معصومین به مقام خودشان

اگر معصوم که ما را دعوت میکند در زیارت عاشورا به همراهی خودش در دنیا و آخرت از این بالاتر انسان به کجا میرسد. معصومی که ما را دعوت میکند به مقام خودش (أن یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله) آنقدر ما را دوست دارد که ما را به مقام خودش دعوت میکند. این نهایت محبت خداوند تبارک و تعالی و نهایت محبت معصومین به پیروانش هست که برای آنها بهشت را نمیخواهند برای آنها صرفاً عاقبتبه خیر شدنی که جهنم رفتن را نمیخواهند بلکه برای آنها به چیزی کمتر از مقام خودشان راضی نیستند آنها به چیزی برای ما کمتر از مقام خودشان راضی نیستند و ما را دعوت به مقام خودشان میکنند. معصومی که اینقدر ما را دوست دارد به ما علاقه دارد اینقدر عاطفه به ما نشان داده خدایی که این همه مهربانی به ما نشان داده قطعاً اگر چیزی مهمتر از این وجود داشت در اختیار ما قرار میداد. ما چیزی بهتر از اینها نداریم ما همین زیارت عاشورا و مناجات شعبانیه و دعای کمیل و دعای ندبه را داریم. عالیترین، بزرگترین، پیشرفتهترین، سازندهترین دعاهایی که در کتابهای شیعه توسط ائمه وارد شده به ما رسیده دعاهای ایام غیبت امام زمان هست. دیگر از این دعاها ما کاملتر نداریم بالاترین مقامها اوج مقام انسانیت در این دعاها هست که برای ما گذاشته شده. مثلاً یکی این هست (اَللّهُمَّ عَرِّفنی نَفسَک فَإنَّکَ إن لَم تُعَرِّفنی نَفسَک لَم أعرِف نَبیَّک). از این دعا بالاتر نداریم اوج عرفان هست عرفان شناخت خدا به خدا، در اردو توضیح دادیم که انسان چطور خدا را با خود خدا بشناسد و نه با هیچ کس دیگر و نبی را با خدا بشناسد و امام را با نبی بشناسد. اینها بسیار مهارتهای مهمی هست مقامات بسیار عالی هست که برای ما در نظر گرفته شده.

دلتنگی برای خانواده آسمانی

به این تتمه از دعای افتتاح دقت کنیم (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا) خدایا ما شاکی هستیم از اینکه پیغمبر ما پیش ما نیست پیغمبر را از دست دادیم. این انشاء الله در ادامه بحثمان که میخواهیم بحث خانواده آسمانی بکنیم. یکی از پرعاطفهترین و زیباترین و عاشقانهترین دعاهایی هست که انسان در فقدان خانواده آسمانی خودش میتواند بخواند. یک کسی که پدرش بالای سرش نیست اگر همه لذتهای دنیا و همه نعمتهای دنیا را به او پیشنهاد بدهند نعمت وجود پدرش را انتخاب میکند. ببینید چطوری روی ما حساب کردند که اینها را به زبان ما گذاشتند و متأسفانه با کمال خجالت و شرمندگی ما اصلاً اینها را به معنای حقیقیشان نمیخوانیم. یعنی وقتی میگوید (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا) یا در دعای شنبه ما به رسول الله میگوییم (أُصِبنا بِکَ یا حَبیبَ قُلُوبِنا فَما أعظَمَ المُصیبَۀَ بِکَ حَیثُ انقَطَعَ عَنَّا الوَحیُ وَ حَیثُ فَقَدناک). این خیلی عاشقانه است در تمام زیارتهای ائمه(ع) ما دیگر عاشقانهتر از این نداریم که خدایا من تمام دلتنگیهایم رسول خداست از اینکه خدمت رسول خدا نیستم شاکی هستم. چقدر عاطفه و بزرگی و سازندگی میخواهد که انسان به جایی برسد که دلتنگ رسول الله باشد. دلتنگ اهل بیت(ع) بشود و اگر دلی اینگونه نیست دلتنگ نمیشود این مریض است که دلتنگ نمیشود این بیمار است باید برود خودش را درمان کند. اگر یک کسی اکتفا میکند به حداقلها به یک زندگی حیوانی راضی هست به یک کمالات گیاهی راضی هست. به یک سلسله کمالات وهمی دلخوش کرده این خیلی عقب افتاده و فقیر است و اصلاً خودش را نشناخته که به این راضی هست آرزوها و دغدغهها و کمالاتش، اوج آرامشش در کمالات جمادی، گیاهی یا حیوانی هست.

معیار ارزش انسان: محبوب و معشوق او

یک انسان به معنای حقیقی اصلاً اینطور نیست یک انسان به معنای حقیقی فقدان امام زمان(ع) فقدان رسول خدا به شدت آزارش میدهد یعنی اینطور نیست که اگر همه چیزش فراهم بشود آنها نبودند نبودش این:

بی همگان به سر شود
بی تو به سر نمیشود

هر کس با همین شعر میتواند خودش را بشناسد این تویی که بی تو به سر نمیشود برای هر کس معنا دارد این تو کیست در زندگی؟ توی ما کیست؟ تو این شعر را برای چه کسی میتوانی بخوانی؟ بعضیها فقط برای پول میتوانند اینطور بخوانند. یعنی پول را از آنها بگیری انگیزهای برای زندگی ندارند یعنی کمالات جمادی، اتومبیل، خانه، مسکن، پول، زمین، بعضیها این تو کمال گیاهی است ورزشکار باشد قد بلندی داشته باشد هیکل قشنگی داشته باشد قیافه قشنگی داشته باشد زیباییها، تجملات، جلوهها، کمالات نباتی، غذا، بعضیها کمالات حیوانی دارند. یک همسر و فرزندی داشته باشند در اجتماع به یک ریاست و پست و مقامی برسند مدیرکلی، رئیسی، رئیس جمهور، نخست وزیر، نماینده مجلس، همین برایش کافی است دلخوش است در زندگی برایش کافی است اگر به اینها برسد فکر میکند خوشبخت است. آنوقت عقب افتادهها هم اینها را خوشبخت میدانند میگویند خوشبخت کسی هست که بتواند یک مقام روی زمین به دست بیاورد پستی به دست بیاورد رأیی بگیرد کمال داشته باشد یکجا وزیر بشود. من الان در بین نخبهها در تیمارستان چندتا سراغ دارم اینها نخبههایی بودند که آرزویشان رسیدن به یک پست و مقامی بوده و نرسیدند دیوانه شدند. آرزویشان یکی از کمالات حیوانی بوده، نرسیدند از دست دادند از فراق این کمال گیاهی به دیوانگی و افسردگی و به بیماری کشیده شدند. قیمت آدمها هم همین است (أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ). چون انسان با محبوب و معشوقش قیمتش معلوم میشود، این توی ما کیست ما میتوانیم این شعر را برای چه کسی بخوانیم؟ فقط زمانی حقیقت انسانی باطن انسانی داری و انسان محشور میشوی که بتوانی این شعر را برای امام زمان بخوانی و به امام زمان بگویی:

بی همگان به سر شود
بی تو به سر نمیشود

بتوانی یک دعای ندبه را بخوانی ببینی آن جایی که امام صادق(ع) به اوج گریه در فراق حضرت میافتد ما هم میافتیم یا نه.

بی همگان به سر شود
بی تو به سر نمیشود

عین همین را امام صادق در دعای ندبه دارد (عَزیزٌ عَلَیَّ اَن اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری) سخت است بر من که بقیه مردم را ببینم اما تو دیده نشوی، واقعاً برای ما سخت است؟ اذیت میشویم؟ بیتاب و دلتنگ میشویم؟ اگر میشوی خوش به حال دلت، خوش به حال خودت، چه دل خوبی، چه دل مبارکی که انسان واقعاً بسوزد از فراق امام زمان(ع)، مقام خیلی مقام بالایی است (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا) خدایا ما واقعاً شاکی هستیم پیغمبر بالای سرمان نیست آن هم یک موجود به آن زیبایی و لطیفی و جذابی و نورانی. یک موجودی که از انسان دل میبرد یک موجودی که همه نمک و شیرینی و نورانیت را با خودش دارد و آدم تعجب میکند که چقدر میتواند یک دل قسی بشود یک انسان به شقاوت برسد که با پیغمبر زندگی بکند کنار پیغمبر باشد پیغمبر را ببیند و بعد آزار و اذیتش بدهد و نخواهد با این شخص محشور باشد. نخواهد با این شخص رفیق باشد و اکثر کسانی که اطراف پیغمبر بودند اینطوری بودند وجود نازنین پیغمبر این وجود دوست داشتنی دلهای اینها را تکان نداد چقدر قساوت میخواهد (اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا) خدایا ما شاکی هستیم از اینکه اماممان غائب است.

مدارج انسانی در دعاهای ائمه (ع)

اینها مدارج انسانی است یعنی هیچ جای دیگر این حرفها را به ما نمیزنند شما اگر یک کسی روی کره زمین در کلاس عرفانی یک همچین چیزهایی پیدا کرد بیاید به من بگوید جایزه دارد بگوید یک جایی هست که اینها را به ما یاد میدهند این کلاسها و پایهها و مبانی را یاد میدهند. فقط ما سر کلاس ائمه در این دعاها میتوانیم این چیزها را پیدا کنیم شاخص و مبنا میدهند برای اینکه تو بفهمی آدم هستی یا آدم نیستی خیلی راحت، بفهمی تو چقدر رشد کردی بفهمی 30 سال 40 سال 50 سال عمرت را چکار کردی (وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا) ما شاکی هستیم از اینکه امام زمان بالای سرمان نیست. و واقعاً هم اگر کسی شاکی نباشد یک کسی دغدغه امام زمان را نداشته باشد یک کسی دلتنگ امام زمان نباشد یقیناً این نجات پیدا نمیکند باید خودش را نجات بدهد. ما با امام زمان نفس میکشیم تمام رزق ما از دست امام زمان به دست ما میرسد. مهمترین مسألهای که خدا ما را به آن ارجاع داده ولی خداست حتی اگر کسی توحید را پیدا بکند و ولی را پیدا نکند به تأکید خود خداوند هرگز آمرزیده نخواهد شد و اساساً توحید را کسی پیدا کرده که ولی را پیدا کرده باشد این هم در منابع خودمان هست تنها کسی به توحید میرسد به معنای حقیقی که به ولی برسد. علامت اینکه یک نفر به توحید و عرفان رسیده این هست که آیا به ولی رسید به آن کسی که باید او را به خدا برساند رسیده یا نرسیده مثل اینکه علامت اینکه یک نفر به سلامت میرسد این هست که پزشک متخصص را پیدا بکند. علامت اینکه یک نفر دانشمند و باسواد میشود این هست که حتماً باید معلم را پیدا کند تا به استاد و معلم و پزشک متخصص نرسی به سلامت به سواد به علم نخواهی رسید و تا به ولی الله نرسی به توحید و عرفان و انسانیت نمیرسی و این مبناست.

پیوند با امام زمان (عج) و سازندگی عبادات

والا ما در زمان ائمه از زمان خود امیرالمؤمنین شما ببینید حسن بصری، شما این کتابهای عرفانی را نگاه کنید چقدر پر از مدارج و مقامات حسن بصری است یک آدم بسیار اهل معنویت و عرفان و خلوت و فوقالعاده خبیث، از اینها ما زیاد داریم. در زمان ائمه داریم آنهایی که آمدند کارهای عرفانی کردند اسمشان هم الان در کتابهای عرفانی به عنوان درجه یک هست ولی یک ریال اینها ارزش نداشته. چهار هزار شاگرد امام صادق(ع) دارد چهل نفر از آنها با حضرت پیوند نداشتند شاگرد خیلی دارد چهار هزار نفر از درس حضرت استفاده میکردند ولی چه فایدهای داشت با امام صادق هیچ پیوندی نداشتند. آن ارتباطی که باید داشته باشند نداشتند با چهار هزار شاگرد آدم در غربت کشته بشود خانهاش را در غربت آتش بزنند! بچه همین امام حضرت موسی بن جعفر(ع) هفت سال زندان باشد بعد هم در زندان او را بکشند!. این زندگیها فایده ندارد کاشکی فقط فایده نداشته باشد همهاش وبال و عذاب و جهنم است و جهنم برای انسان ذخیره میشود. انسان تا دستش را به دست امام زمان نرسانده تا پیوند برقرار نکرده شخصاً با امام زمان، تا رفیق نشده تا با امام زمان آشتی نکند عرفانش هم به درد نمیخورد. و اگر پیوند برقرار کرد نماز و روزه و قرآن خواندنش، کارهای عبادیاش سازنده است ولو کم و قلیل مثل بچه بسیجیها، چقدر خوب پیوند برقرار کردند و چقدر هم خوب مدارج را طی کردند آنقدر زیبا و سریع طی کردند که امام فرمود ره صد ساله را یک شبه طی کردند. قدرت امام زمان(ع) اینطوری است که انسان وقتی پیوند درستی با حضرت برقرار میکند یک شبه ره صد ساله را طی میکند.

شکایت از فقدان امام زمان (عج) نشانه معرفت

(اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ) نشکوا خیلی مهم است شاکی هستیم این یک مقام است پس ما باید خودمان را به شکایت برسانیم. اگر الان شاکی نیستیم یعنی معرفتمان کم است گناهمان زیاد است و عقیدهمان درست نیست هنوز آن عقیده راسخ را نسبت به حضرت پیدا نکردیم. هنوز دچار خیال و توهم هستیم آن شناخت حقیقی را پیدا نکردیم که دلسوزی و دلتنگی و گریه نداریم در فراغش نمیسوزیم از فراغش کم نمیاوریم اذیت نمیشویم بیتاب نیستیم. طبیعی است یک فرزند برای پدرش بیتاب باشد بیتابی در فراغ مادرش هست طبیعی است. پس چرا ما طبیعی نیستیم مگر فرزند امام زمان نیستیم مگر او پدر حقیقی ما نیست مگر نزدیکتر از پدر ما به ما نیست که در زیارت عاشورا میگوییم (بأبی أنتم و أمی) پس چرا ما طبیعی نیستیم؟ مثل کسی که غذا و آب نمیخورد طبیعی نیست اگر اینطوری نیست مریض است. ما باید در خیلی از مسائل زندگیمان تجدیدنظر کنیم و اگر بخواهیم این مسیرمان را همینطوری که تا الان هم ادامه دادیم ادامه بدهیم خیلی گرفتاری برایمان درست میشود گرفتاریهایی که ته ندارد. ما باید انتخابهایمان را عوض کنیم ارتباطاتمان را تجدیدنظر کنیم. رفتارها و افکارمان را چینش جدیدی بکنیم نگاهمان را باید عوض کنیم چون ما طبیعی نیستیم یک جای قضیه میلنگد. چرا ما طبیعی نیستیم چرا امام صادق آن همه ناله دارد و ما نداریم آن همه توجه دارد و ما نداریم؟ آدم باید به خودش به روش زندگیاش به انتخابها و ارتباطات و افکارش شک کند به عقائدی که دارد باید شک کند. این عقائد من به درد بخور نیست من باید در عقائدم تجدیدنظر کنم من باید در معرفت و نظام معرفتیام تجدیدنظر کنم باید یکجا ترمز زندگی را بکشم یکجایی فتیله را کم کنم فتیله مسائل زندگیام را پایین بکشم یکذره برای خودم خلوت و فراغت ایجاد کنم بنشینم یک مقدار فکر کنم که مشکل من از کجاست. این دل من چرا اینقدر سنگ است چرا اینقدر من بیعاطفه هستم چرا اینقدر من بیفکر هستم؟ باید یک مقدار کارهایمان را کنار بگذاریم یک خلوتی برای خودمان درست کنیم و در این خلوت به فکر این دلمان باشیم که تا الان با دلمان چکار کردیم کجای کار خراب بوده که ما اینطور نیستیم ما نسبت به حضرت طبیعی نیست. حالا رفیق بودن و صمیمی بودن و عاشق بودن پیشکش، اصلاً ما طبیعی نیستیم اینقدر که بچههای معمولی نسبت به پدر و مادرشان دلتنگی دارند و توجه دارند و اهمیت میدهند وقتگذاری میکنند ما برای پدر حقیقیمان این کار را نمیکنیم. ما برای مادرمان فاطمه زهرا که از ما توقعات زیاد مهمی دارد اصلاً کاری نداریم خانم فاطمه زهرا روی ما حساب میکند به ما فکر میکند به ما توجه دارد ولی ما اصلاً رابطه عاطفی با این مادر اصلی و حقیقی نداریم. قطع رحم یعنی همین، در آیه صله ارحام فرمود بالاترین مسأله در صله ارحام صله تو با ماست که ما رحم تو هستیم.

شکایت از کثرت دشمنان و ضرورت جهاد

(اَللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلِّیِنا وَ کِثرَۀَ عَدُّوِنا) ما شاکی هستیم از این همه دشمن که داریم باید یک فکری بکنیم برای کم کردن دشمنانمان، میتوانیم این کار را بکنیم. میتوانیم برای مبارزه با دشمنمان و این کثرت دشمنی که الان به تعبیر نائب امام زمان مقام معظم رهبری ناتو فرهنگی علیه ما درست شده که خانوادههای ما، جوانهای ما، دانشجویان ما، نوامیس ما را آنقدر مورد حمله قرار میدهند یک جنگ تمام عیار علیه فرهنگ شیعه علیه فرهنگ دین راه انداختند. روز عاشورا نگاه کنید در این مملکت میروند این همه اهانت به سیدالشهداء و مقدسات میکنند جرأت کردند تا اینجا آمدند در خانه خود ما و به ما حمله کردند و علی(ع) فرمود خاک بر سر ملتی که در خانه خودش به او حمله میکنند. پس ما چه موقع میخواهیم دست به دست هم بدهیم یک جبههای تشکیل بدهیم گردانی، تیپی، گروهانی، دستهای حداقل، یک لشکری بشویم در جنگ برویم. الان جهاد برای ما بابش باز است و قرآن میگوید اگر کسی روح جهاد ندارد و جهاد برایش محبوبتر از خانواده و کسب و کار و شغلش نیست فاسق است انسان نیست. چرا ما شوق مبارزه و شوق جهاد و شوق روح بسیجی را نداریم این علامت یک بیماری خطرناک است. ما باید وقت بگذاریم برای مبارزه با دشمنان، دور هم جمع شویم ببینیم چکار میتوانیم بکنیم. هر یک شخص باید بگوید من الان در 24 ساعت چقدر دارم به دشمن ضربه میزنم من الان در لشکر امام زمان چقدر مؤثر هستم. مگر ما هر سهشنبه نمیگوییم (اَللّهُمَّ اجعَلنی مِن جُندِک) پس در این جندی که خدا ما را دعا کرده پس یعنی پذیرفته علی(ع) میفرماید اگر به کسی اجازه دعا میدهند یعنی قبولی، داخل بیا، الان یک کسی باید فکر بکند من در 24 ساعت در هفته چقدر میتوانم به دشمنان اسلام و امام زمان ضربه بزنم چه موانعی از موانع ظهور را میتوانم برطرف کنم. یک کسی بنشیند فکر کند من اصلاً آدم باخاصیتی هستم وجود باخاصیت دارم یا نه فقط مصرفکننده و انگل هستم. جمکران هم میروم فقط میخواهم از حضرت بکَنم مشهد میروم فقط میخواهم از حضرت یک چیزی بکَنم. حضرت معصومه هم میروم میخواهم از او چیزی بگیرم هیچ وقت از خودم تولید ندارم و اینطوری نیستم که وقتی خانم حضرت معصومه(س) در حرم مشرف میشوم دارد من را میبیند بگوید یک آدم مؤثر دارد زیارت ما میاید یک سرباز ما زیارت ما آمد یک کلمه از دهان حضرت در بیاید بگوید (مرحبا بناصرنا) بارک الله به این یار و سرباز ما. نه میگوید این الان دوباره اینجا آمده میخواهد آویزان بشود یک چیزی بکَند و ببرد به فکر مصائب ما که مصائب امام زمان هست نیست امام رضا و مکه هم که ما میرویم همینطور، پس چه موقع میخواهیم تولیدکننده و سرباز قوی باشیم. چه موقع میخواهیم بار برداریم از لشکریان خدا، چه موقع میخواهیم خیر برسانیم به لشکریان خدا، چه موقع میخواهیم در این جهاد شرکت کنیم و روح جهاد و انسانی پیدا بکنیم. هر کس بنشیند فکر بکند بگوید من الان دارم در زندگیام چکار میکنم من الان چه کمکی به امام زمان میکنم اصلاً من کمک میکنم یا نمیکنم، دارم اذیت میکنم. گریهاش میاندازم یا خندهاش میاندازم بار برمیدارم یا بار بر دوشش میگذارم؟ هر کس بنشیند این فکر را برای خودش بکند اینها مسائل محاسباتی است که گفتند هر شب خودتان را محاسبه کنید هر هفته حداقل یکبار خودتان را محاسبه کنید محاسبه کنیم ببینیم ما الان چطوری داریم زندگی میکنیم. خدا میگوید وقتی تو به من میگویی من شاکی هستم از کثرۀ عدو، پس تو خودت داری برای مبارزه با دشمنان چکار میکنی برنامه و وقتگذاری و دغدغههایت کجاست؟ یکطوری برنامه زندگیات را چیدی که اصلاً برای این کارها فرصت نمیکنی. یکطوری وقتهایت را پر کردی که اصلاً برای این کارها وقت نمیکنی وقت امام زمان، وقت خدا، وقت دین خدا، وقت آخرت خودت را نداری آنها که به ما نیاز ندارند وقت نداری به خودت خدمت کنی وقت نداری خودت را به مقام انسانی برسانی وقت نداری حتی خودت را یک فرزند عادی و معمولی بکنی یک عاطفه پیدا بکنی حتی وقت نداری به دلت برسی داری چکار میکنی این چطور برنامهریزی کردن است.

شکایت از قلت یاران و نقش شیعیان جاهل

(وَ قِلَّۀَ عَدَدِنا) خدایا ما از اینکه خودمان هم کم هستیم شاکی هستیم. دشمنانمان زیاد، آدم خجالت میکشد وقتی میفهمد نومحافظهکاران آنهایی که صریحاً اعلام کردند پسر پیغمبر اسلام را باید وقتی میخواهد از مکه ظهور کند بکُشیم. و افغانستان و عراق را برای جلوگیری از ظهور پسر پیغمبر اسلام گرفتیم اینقدر سریع، توانستند هشتاد میلیون نفر را سازماندهی کنند و ما که اینجا هستیم با هم داریم زندگی میکنیم ولی با هم هماهنگ و همراه نیستیم اعضای یک خانواده متنفرق، اعضای یک کوچه متفرق، اعضای یک هیئت و مسجد متفرق، و دشمن سرمایهگذاری کلان کرده که ما را به جان هم بیاندازد. اختلاف و چند دستهگی و تفرقه، از نادانهای ما از بیبصیرتهای ما استفاده میکنند و لشکر امام زمان را خراب میکنند کما اینکه معاویه خیلی خوب توانست این کار را بکند و سپاه قدرتمند امام حسن را متلاشی بکند طوری که حتی یک نفر هم برای امام حسن نماند خیلی خوب توانست اینها را به جان هم بیاندازد هزینه کرد و این کار را کرد الان هم دارد این کار را میکند. لذا امام زمان(ع) فرمود (لَقَد آذانا جُهَلاءُ الشیعَۀ وَ حُمَقائُهُم) حتماً شیعیان جاهل و احمق ما را آزار میدهند. ما نباید جزء شیعیان جاهل و احمق باشیم ما باید بابصیرت باشیم و هر چه خون دل تا به الان به دل امام زمان وارد شده و هر چه تأخیر شده تا الان در ظهور امام زمان از شیعیان جاهل و احمق بوده نه از دشمنان زیرک. دشمنان هر چقدر هم قوی باشند نمیتوانند در مقابل شیعه بصیر کاری بکنند. مشکل ما مشکل اساسی امام زمان درد اصلی امام زمان همان درد اصلی امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین است و آن این هست که شیعیان جاهل و احمق کار را خراب میکنند. تفرقه، گرایشات باطل، حرفهای دشمن را زدن، گول دشمن را خیلی راحت خوردن فریب خوردن و بعد لشکر امام زمان متفرق میشود خاصیتش را از دست میدهد. ما از قلت خودمان هم شاکی هستیم حالا که کم هستیم خیلی قدرت در همین کم خدا قرار داده و ما امتحان کردیم شد. هشت سال در دوران دفاع مقدس یک کشوری که از نظر اسلحه، نفرات، نیروی متخصص، پول، ذخیره ارضی، اقتصاد بدترین وضعیت را داشت به تمام دنیا پیروز شد تمام ابرقدرتها در این جنگ آمدند غیر قدرتها، تمام کشورهای منطقه آمدند و از بسیجیهای عاشق امام زمان که درست رابطه برقرار کرده بودند شکست خوردند. به قول امام فرمود ما ابهت ابرقدرتها را در همین دوران هشت سال شکستیم و خورد کردیم و اینها چقدر از دست ما شاکی هستند که این همه لشکر آنجا ریختند با آن همه ثروت و همه از این بسیجیها شکست خوردند نسبت به ما خیلی کینه دارند. ما ثابت کردیم که اگر آن زمانی که باید درست عزاداری بکنیم عزاداری درست بکنیم آن موقع که باید درست بسیجی باشیم بسیجی حقیقی باشیم آن تفکر را بر خودمان حاکم بکنیم روح جهاد را بر خودمان حاکم بکنیم روح حسینی را بر خودمان حاکم بکنیم با عاشورا با حضرت زینب(س) با علی اکبر درست پیوند برقرار کنیم. ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد و الان ما باید دوباره برای امام زمان(ع) بسیج شویم هنوز صدای (هل من ناصر ینصرنی) امام زمان که هر 24 ساعت صدا میزند به گوش میرسد و ادامه دارد ما باید جمع شویم دستمان را به دست همدیگر بدهیم بسیج شویم و کار کنیم. دشمن الان در خانه خودمان دارد به ما حمله میکند اینقدر راحت میتواند فتنهگری بکند از شیعیان جاهل و احمق و بیبصیرت استفاده بکند و این همه شلوغکاری بکند. بصیرتمان و هوشیاری و اتحادمان را باید بالا ببریم باید قوی بشویم. بقیه بحثمان انشاء الله برای جلسه بعد در مورد فتنهها هست ادامه دعا که انشاء الله در آن باره هم صحبت خواهیم کرد. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • عزاداری برای مصائب امام، مقدمه‌ای برای توجه به مصیبت اعظم، یعنی فقدان خود امام زمان (عج) است.

  • انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی، ابزاری برای مقدمه‌سازی و زمینه‌سازی ظهور امام زمان (عج) هستند.

  • باید از قدرت بی‌نهایت و انرژی عظیم عزاداری‌ها برای تربیت نیروهای لازم برای انقلاب جهانی امام زمان (عج) استفاده کنیم.

  • عزاداری‌ها قدرت لازم را برای تربیت نیروهای امام زمان (عج) و انقلاب جهانی حضرت فراهم می‌کنند.

  • کسی که زندگی‌اش بی‌ارتباط با امام زمان (عج) باشد، هیچ یک از کارها و عباداتش به درد نمی‌خورد.

  • شناخت امام زمان (عج) مهمترین مسئله زندگی ماست، زیرا در این شناخت به متخصص معصوم مراجعه می‌کنیم و با او پیوند برقرار می‌کنیم.

  • اساسی‌ترین و مهمترین مسئله بعد از توحید در زندگی هر فرد، پیوند حقیقی و شخصی با امام زمان (عج) است.

  • باید یک رابطه شفاف، فعال، کارآمد و مؤثر با امام زمان (عج) داشته باشیم.

  • بدون مربی و معلم، در مسیر آخرت و ابدیت، استعدادها و کمالات ما تلف می‌شوند.

  • هلاک می‌شود کسی که حکیمی نداشته باشد که او را رشد دهد.

  • تنها راه جلوگیری از هدر رفتن استعدادها، رساندن خودمان به امام زمان (عج) است.

  • وقتی حقیقتاً امام زمان (عج) را خطاب قرار دهیم و او بداند که ما جدی هستیم، برنامه‌های تربیتی را برای ما فراهم خواهد کرد.

  • مهمترین مسئله قبل از هر فعالیت معنوی و عبادی، استحکام رابطه با حق تعالی و امام زمان (عج) است.

  • دعای شریف افتتاح، برای برقرار شدن پیوند حقیقی با امام زمان (عج) در ماه مبارک رمضان، فوق‌العاده مهم است.

  • کلمات دعاها باید از جان انسان، با باور و تصور صحیح ادا شوند تا تأثیر حقیقی در جان انسان بگذارند.

  • اگر کسی یک بار زیارت عاشورا یا دعای افتتاح را صادقانه و با سوز بخواند، یقیناً جزء اصحاب و سربازان ویژه امام زمان (عج) خواهد بود.

  • معصومین (ع) ما را به مقامی کمتر از مقام خودشان راضی نیستند و ما را به مقام خودشان دعوت می‌کنند.

  • عالی‌ترین، بزرگترین، پیشرفته‌ترین و سازنده‌ترین دعاهایی که از ائمه (ع) به ما رسیده، دعاهای ایام غیبت امام زمان (عج) هستند.

  • دلتنگی برای رسول خدا (ص) و اهل بیت (ع) نشانه سلامت دل است و اگر دلی اینگونه نیست، بیمار است.

  • قیمت آدم‌ها با محبوب و معشوقشان معلوم می‌شود؛ انسان حقیقی کسی است که بتواند شعر “بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی‌شود” را برای امام زمان (عج) بخواند.

  • اگر کسی دلتنگ امام زمان (عج) نباشد، یقیناً نجات پیدا نمی‌کند و باید خودش را نجات دهد.

  • تمام رزق ما از دست امام زمان (عج) به دست ما می‌رسد و مهمترین مسئله‌ای که خدا ما را به آن ارجاع داده، ولی خداست.

  • تا به ولی‌الله نرسی، به توحید، عرفان و انسانیت نمی‌رسی.

  • اگر پیوند با امام زمان (عج) برقرار شود، نماز، روزه و قرآن خواندن و کارهای عبادی انسان سازنده خواهند بود.

  • شکایت از فقدان امام زمان (عج) یک مقام است و اگر شاکی نیستیم، یعنی معرفتمان کم است.

  • باید در انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارمان تجدیدنظر کنیم تا به حالت طبیعی دلتنگی برای امام زمان (عج) برسیم.

  • بالاترین مسئله در صله ارحام، صله با ائمه (ع) است که رحم ما هستند.

  • باید برای مبارزه با دشمنان و کاهش کثرت آنها فکری بکنیم و در جهاد شرکت کنیم.

  • اگر کسی روح جهاد ندارد و جهاد برایش محبوب‌تر از خانواده و شغلش نیست، فاسق است.

  • باید در 24 ساعت شبانه‌روز فکر کنیم که چقدر به دشمن ضربه می‌زنیم و چقدر در لشکر امام زمان (عج) مؤثر هستیم.

  • شیعیان جاهل و احمق، امام زمان (عج) را آزار می‌دهند و عامل تأخیر در ظهور هستند.

  • مشکل اساسی امام زمان (عج) همان درد اصلی امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است که شیعیان جاهل و احمق کار را خراب می‌کنند.

  • باید بصیرت، هوشیاری و اتحادمان را بالا ببریم و قوی شویم.

  • هنوز صدای “هل من ناصر ینصرنی” امام زمان (عج) به گوش می‌رسد و ما باید جمع شویم و دستمان را به دست همدیگر بدهیم و کار کنیم.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه