فهرست مطالب
Toggleسلام علیکم و رحمه الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن قیام یوم الدین
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان
هدیه محضر مقدس خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها، وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام، امامزادگان واجبالتعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، اولیا الهی، شهدا و امام الشهدا صلوات بلند ختم بفرمایید.
روح انسان، فوق تجرد
خداوند تبارک و تعالی، همانطور که عرض شد، انسان را از روح خودش آفریده. روح انسان مقام فوق تجرد دارد. ما بعضی از موجودات مادی هستند، مثل همین سنگ و درخت و چیزهای دیگر که داریم اطرافمان میبینیم، ستارهها و کیهان و کهکشان که اینها مادی هستند و در طول زمان بر اثر عوارض مختلف از بین میروند و عمر محدودی دارند. بعضیها مجردند، یعنی ماده در آنها دخالت ندارد، مثل فرشتهها. اینها چیزی که بخواهد آسیب بهشان برسد وجود ندارد و بعضیها فوق تجرد هستند، از ملائکه بالاتر و فاصلهشان از ماده بیشتر است که آن روح خداست. روح خدا آن چیزی است که در همه ما وجود دارد، مقام خلیفهاللهی و روح خدا بودن که در موردش توضیح دادیم. روح خدا آسیبی ندارد که بخواهد نابود شود. همانطور که نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ لَا لِلْفَنَاءِ» شما برای باقی ماندن آفریده شدید نه برای فانی شدن. لذا قرآن کریم نزدیک ۸۰ بار به ما تذکر میدهد که شما جاودانه هستید، مرگی ندارید، آخری ندارید، پایانی ندارید. شما وقتی که آفریده شدید، تا خدا خدایی میکند شما هستید. هیچ وقت چیزی به اسم نابودی و مرگ برای شما وجود ندارد. بدنتان چرا، ممکن است بعد از چند سال، چند ده سال از بین برود، اما خود شما که حقیقت روح خدا هستید و بدن نیستید، شما جاودانه هستید.
وفات و عالم برزخ
خب انسان در طول زندگیاش یک وفات دارد، با گذاشتن بدن، تولد پیدا میکند به عالمی بینهایت زیباتر از اینجا، بزرگتر از اینجا، جذابتر از اینجا، شیرینتر از اینجا، باشکوهتر از اینجا که بهش میگویند عالم ملکوت یا عالم برزخ و اسم دیگرش هم عالم قبر است. اگر میگویند کسی فشار قبر دارد یا در عالم قبر در بهشت است، منظور گور خاکی نیست، هرچند به این گور خاکی هم قبر میگویند، اما انسان دیگر آنجا نیستش. آنجا فقط همین بدن گذاشته میشود و انسان وارد نظام دیگری، محیط بر دنیا میشود. میگوییم فلانی از دنیا رفت، یعنی دیگر در دنیا نیست اصلاً. میرود وارد نظام برزخی میشود که باطن این عالم است و در آن ملکوت زندگی میکند تا قیامت.
قیامت و محاسبه اعمال
قیامت ۵۰ هزار سال است خودش «کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ» به زمان ما قرآن فرمود: قیامت ۵۰ هزار ساله. این ۵۰ هزار سال برای چیه؟ امام صادق علیه السلام فرمود: ۵۰ ایستگاه در قیامت وجود دارد، هر هزار سال که میشود ۵۰ هزار سال، برای محاسبه انسان. انسان، ابعاد وجودیاش، عقایدش، افکارش، اخلاقیاتش، اعمالش مورد محاسبه قرار میگیرد و بعد از آن تازه حیات جاودانه انسان شروع میشود، حیات ابدی انسان شروع میشود.
مهمترین سؤال قیامت: امام و الگوی عملی
در این بررسیهایی که برای انسان میکنند، ۵۰ تا سؤال، مهمترین سؤال در این ۵۰ تا سؤال، موضوعی است که این دو شب در موردش سخن گفتیم و آن سؤال از امام و الگوی عملی توست. «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» هر انسانی را ما، هر گروهی را ما با امامشان دعوت میکنیم به آنجا. امام یعنی الگوی عملی. آنی که تو در زندگی دوست داری شبیه اش بشوی، آن را میگویند امام. ممکن است یک نفر بگوید من ائمه را دوست دارم، اما نخواهد شبیه به آنها بشود. میخواهد برود مثلاً ما الان خیلی آدمها داریم در اجتماع، دوست ندارند شبیه خانواده آسمانیشان بشوند. دوست دارند شبیه آدمهای دنیایی باشند. از نظر حجاب، از نظر ناموسداری، از نظر لقمه، از نظر زنداری، شوهرداری، تربیت فرزند، سبک زندگی، مسائل اجتماعی، سیاسی، دوست ندارند شبیه ائمه باشند. شبیه هرکس که دوست دارید باشید، آن امام شماست و روز قیامت با آن محشور خواهیم شد، همهمان. هر کسی را که دوست داریم شبیه اش باشیم. اینکه با کی دوست داری مهمانی بروی، با کی دوست داری ازدواج بکنی، با کی دوست داری مسافرت بروی، با کی دوست داری دوست باشی، چه جور آدمهایی را میپسندی، اینها الگوهای عملی ما هستند.
فاصله گرفتن از الگوهای آسمانی
ما اینجا الان چقدر مسلمان داریم، وقتی بهشان بگوییم اسم بچهتان را از اسم اهل بیت، از اسم انسانهای کامل انتخاب کنید، بدشان میآید. دوست ندارند اسم بچههایشان را از اسم مادرمان فاطمه زهرا انتخاب کنند. حضرت زهرا بیش از ۴۰ اسم دارد. خیلیها را میبینی اصلاً دوست ندارند اسمهای اسلامی، اسمهای انسانی بگذارند روی بچههایشان. قلبشان پس میزند، میگردند دنبال اسمهای عجقوجق انتخاب بکنند، یا اسمهای حیوانی یا اسمهای گیاهی یا اسمهای جمادی، اما اسمهای انسانی دوست ندارند انتخاب کنند. این یعنی که نمیخواهی آن الگوی تو باشد، تو نمیخواهی شبیه به آنها باشی و یا حجابشان، یا نماز خواندنشان، یا کار اقتصادیشان، یا زنداریشان، یا شوهرداریشان، یا اخلاقشان، این باعث میشود که ما ملحق به خانواده خودمان نشویم. چون قیمت ما این هستش که ما به انسان کامل که حقیقت ماست و اصل و ریشه ماست، منتقل بشویم، به آنها ملحق بشویم. یعنی آن خانواده آسمانی خودمان، خانواده اصلی خودمان که برمیگردیم پیش آنها. اگر سبک زندگیمان را در دنیا درست تنظیم نکنیم که با آنها شباهت پیدا بکنیم، به آنها هم ملحق نمیشویم، از شب اول قبر دور میافتیم از آنها.
سخنان حضرت زهرا (س) درباره فاصله گرفتن از اهل بیت
خود حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: «بعضی از شماها در زندگیتان چنان از ما فاصله میگیرید.» خیلی حرف تلخی است که حضرت زهرا دارد درد دل میکند. میگوید: «شما محب ما هستید، ما هم شما را دوست داریم، اما خودتان نمیخواهید که با ما باشید. یک سبک زندگی را انتخاب میکنید که در این سبک زندگی از ما فاصله میگیرید، هیچچیزتان شبیه ما نیست. برای همین ما در عالم برزخ از شب اول قبر به بعد تا قیامت دستمان بهتان نمیرسد، چون فاصله را شماها ایجاد کردید. حتی در قیامت هم دست ما به شماها نمیرسد. ما بعضی از شماها را ۳۰۰ هزار سال بعد قیامت میتوانیم پیدایتان بکنیم.» این یعنی که بعضی از آدمها در زندگی دنیایشان فاصله میگیرند از نظر عقاید، افکار، اعمال، و سبک زندگی از خانواده آسمانیشان. در قلبشان میگویند اینها را دوست داریم، ولی نمیخواهند که شبیه اینها بشوند. نه حجابشان نه نمازشان ن، کار اقتصادیشان نه،لقمهشان نه درآمدشان نه تربیت فرزندشان ن، ازدواجهایشان نه مراسمهایشان، هیچچیزشان شبیه به آن چیزی که ائمه میگویند نیستش.
آداب و رسوم غلط در برابر قوانین الهی
ائمه میگویند مهریه اگر زیاد باشد، این زندگی درش اختلاف و طلاق زیاد میشود، کینه زیاد میشود. ما الان خیلیها اصرار داریم مهریه زیاد داشته باشیم. میگویند جهیزیه وظیفه خانواده زن نیست. جهیزیه یک امر مشترک است که باید هر دو خانواده مشارکت بکنند. ولی ما آمدیم این را انداختیم یک چیز مندرآوردی در خانواده زن. دختر اگر کسی خواست دختر شوهر بدهد، باید جهیزیه بدهد و خیلی چیزهای خرافی که در زندگی ما هست. یعنی آداب و رسوم غلط که مثلاً ما شیرازیها اینجوری هستیم، ما اصفهانیها اینجوری هستیم، ما تهرانیها اینجوری هستیم، ما ایرانیها اینجوری هستیم. آداب و رسوممان از قانون خدا بالاتر شده برای ما و این خوب خیلی بد است که ما بگوییم آنها را قبول نداریم، ما آداب و رسوم آبا و اجدادی خودمان را داریم. این همان عشیرهگرایی جهنمی است که در قرآن به شدت مورد مذمت قرار گرفته. اینکه تو کی را الگوی خودت واقعاً قرار میدهی و تصمیم داری شبیه به کی بشوی، این، آن امام توست در روز قیامت که باهاش محشور خواهی شد. این اصل است. ولی مهمترین سؤال روز قیامت ماست که ما با امام خودمان، با الگوهای خودمان، با خانواده آسمانی خودمان چه نوع رفتاری داشتیم؟ آیا دوستشان داشتی؟ میخواستیم شبیه به آنها باشیم؟ دلمان تنگ میشد برایشان؟ و کمکشان بودیم؟ یارشان بودیم؟ به اهدافشان، به آرمانهایشان کمک کردیم یا نه؟
حضرت زهرا (س) الگوی ائمه
در بحث الگو، برای همین اگر کسی حضرت زهرا سلام الله علیها را الگوی خودش قرار بدهد، حضرت زهرا از یک برجستگی بالایی برخوردار است. ما سایر ائمه بهشان میگوییم حجت خدا بر مردم، یعنی الگوهای الهی و انسانی هستند که حجت خدا بر مردم هستند، اما فاطمه زهرا هم حجت خدا بر مردم است، هم حجت خدا بر ائمه هم هست. یعنی او الگوی خود ائمه است. زندگیاش و سبک زندگیاش و دستوراتش برای خود ائمه هم واجبالاطاعه هست. ملاک است.
تواصی به حق و تواصی به صبر
حالا من امشب میخواهم در مورد یک مسئله مهم از حضرت زهرا سخن بگویم که دیشب اشارهای بهش کردیم که بسیار بسیار مهم است. قرآن کریم میفرماید همه انسانها اصل سرمایه ابدیشان و اصل انسانیتشان را از دست میدهند، استثنا بعضیها اینجوری نیستند. «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا» مگر مؤمنین. بقیه سرمایههایشان را از دست میدهند، سرمایههای ابدیشان را. فقط مؤمن هست که از دست نمیدهد، آن هم با چه شرطی؟ مؤمنی که عمل صلاحیتدار، عمل صالح، یعنی عملی که خدا تأییدش میکند، اهل بیت تأییدش میکنند و صلاحیت دارد که ما را به اهل بیت برساند. عمل صالح یعنی عملی که صلاحیت دارد ما را از شب اول قبر ببرد بهشت. به اینها میگویند عمل صالح. یعنی صلاحیتدار، عملی که شایسته انسان است. صرفاً عمل خوب نیست. عمل خوب را حیوانات انجام میدهند؛ اما عمل صالح یعنی خیلی بالاست. عملی که صلاحیتدار باشد. بعد دو نمونه از این عمل صالح را مثال میزند برای ما. یکی تواصی به حق، یکی تواصی به صبر. میگوید اگر میخواهید ایمان یک نفر را ببینید، ببینید این آدم در زندگی چقدر توصیه میکند دیگران را، حواسش به بقیه هست، مهربان است، رحمان است، رحیم است، حواسش به دیگران هست، حق را به دیگران معرفی میکند. خب ما اگر حق را معرفی کنیم، باید حق را بشناسیم. یادگیری حق اول مهم است. معرفت حق مهم است. اول معرفت حق و توصیه دیگران به حق، این خیلی مهم است.
دو) تواصی به صبر یعنی همدیگر را داشته باشیم، به همدیگر قدرت بدهیم، به همدیگر نیرو بدهیم، به همدیگر آرامش و شادی بدهیم، به همدیگر صبوری بدهیم، توصیه کنیم که در راه حق صبور باشیم و کمک کنیم که دیگران هم در راه حق صبور باشند. رفتاری نکنیم که خانوادهمان، بچهمان، زنمان، ناموسمان، همسرمان زده بشود از حق، بریده بشود از حق یا اگر کسی رئیس جمهور است، یکی وزیر است، یکی نماینده مجلس است، یکی قوه قضاییه است، رفتاری را در اجتماع نکند که مردم از دین بری بشوند، زده بشوند، و تحملشان از بین برود به خاطر رفتارهای ما. این دیگر در نامه عمل ما نوشته میشود. خدای نکرده اگر رفتاری داشته باشیم که دیگران را از دین بری بکنیم. ما کارمان دادن صبر بر دین، کار ما دادن آرامش و قدرت است.
حضرت زهرا (س) الگوی کامل در تواصی به حق و صبر
حضرت زهرا سلام الله علیها در این کار یک الگوی کامل هستند. ایشان هم در توصیه به حق و هم توصیه به صبر یک الگوی کامل برای ما هستند. در داستان اول که موضوع بحث امشبمان هست ایشان چه در زمان حیاتشان دائماً آموزش میدادند زنهای شهر و مراجعین را که حق را بشناسند، دین را بشناسند. اهمیت میدادند به آموزش دین، به معارف قرآنی، به آموزههایی که از پیغمبر بود و همه میدانستند که حضرت زهرا یک مرجع علمی است و نزد او مراجعه میکردند. به قدری مسئله آموزش دین، آموزش حق (دین که میگوییم یعنی حق)، آموزش حق و آموزش دین مهم بود که ایشان دائماً در حال آموزش دیگران بود.
ارزش آموزش دین از نگاه حضرت زهرا (س)
خانمی مریض میشود ولی سؤال شرعی دارد. این کنیز خودش را میفرستد منزل حضرت زهرا سلام الله علیها، میگوید که برو چند تا سؤال دارم، این سؤالها را بپرس از حضرت زهرا. میآید در میزند، حضرت با روی باز میپذیرد. این چقدر اهمیت دارد آموزش دین، جواب دادن سؤالات. ایشان سؤال میکند، یکی، دو تا، سه تا، چندین سؤال میکند و بعد خودش دیگر از تعداد زیاد سؤالهایش خجالت میکشد. بعد سکوت میکند، ولی حضرت زهرا سلام الله علیها میداند که این سؤال باز دارد. بهش میگوید حضرت فرمود: «سؤالاتت را بکن.» حالا او حیا میکرد. حضرت فرمود: «اگر به تو صد هزار، صد هزار، دقت کنید، یک میلیون، عذر میخواهم، یک میلیون دینار بدهند.» دینار سکه طلاست دیگر. الان سکه طلا چقدر است؟ به شما سکه طلا بدهند، یک میلیون سکه طلا که بخواهند ازت یک باری را از اینجا بلند کنی ببری روی پشت بام مثلاً. ما اگر کمرمان هم شکسته باشد، به ما همچین باری بخورد، کمرمان خوب میشود اصلاً، انگار که انگار نه انگار درد میگیرد. آقا این را بلند کن ببر، ببر برسان پشت بام، به شما یک میلیون سکه طلا میدهد. چقدر میشود الان؟ بعد حضرت سؤال کرد: «اگر به شما یک کسی همچین پولی بدهد، شما ناراحت میشوید؟ آن بار برایت سنگین میشود دیگر»؟ آن بار میشود انگار مثل پر کاه میشود. حضرت فرمود: «من برای هر یک سؤال، عزیزان دقت کنید، این خیلی مهم است که ما دین را یاد بگیریم، به بقیه هم یاد بدهیم. حق را یاد بگیریم، تواصی به حق بکنیم. جهاد تبیینی که مقام معظم رهبری میفرماید جهاد واجب، فوری و عینی است. همه مسلمانها واجب است الان حق را بشناسند و حق را به بقیه هم معرفی کنند. خاموش و ساکت نباشند، لال نباشند.» خیلی مهم است این. «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» همان جهاد تبیین است که واجب همگانی و فوری هم هست. چون همه آسیبهایی که کشور ما میبیند، مال این هست که یک عده دارند حق را میپوشانند. حق را ظاهرش بکنیم، تبلیغش بکنیم. ایشان یک همچین فرمایشی دارد، فرمایش مهمی است. بعد فرمود: «من برای هر سؤالی که جواب میدهم، به اندازه زمین تا آسمان اگر مروارید خدا پر بکند، برای هر یک سؤال اینقدر به من جایزه میدهد خدا. من خسته نمیشوم از اینکه بخواهم سؤالات شما را جواب بدهم.» این آن اجر آخرتی آموزش دین است. اجر آخرتی پاسخ به سؤالات حق مردم هستش. اینقدر مهم است. این را ما باید از حضرت زهرا سلام الله علیها درس بگیریم.
ارزش حدیث از نگاه حضرت زهرا (س)
ایشان کار علمی موضوعی میکردند. یک موقعی در میزنند منزلشان. یک کسی میآید، میگوید: «خانم من آن حدیثی که در آن موضوع هست، فلان موضوع هست، میخواهم.» ایشان خادم خودشان را صدا میکنند، میگویند: «برو از توی خانه، از توی آن قفسه، یک حدیثی هست که من در لوح پیچاندمش.» چقدر هم احترام برای هر یک حدیث. اینها را خیلی زیبا میپیچاندند، مزین میکردند. میگفت: «این حدیث را گذاشتم آنجا، برو بیاور بده به ایشان.» آن بنده خدا میرود میگردد و پیدا نمیکند. میآید بگوید: «خانم من پیدایش نکردم.» حضرت میفرماید: «وَیْحَکَ!» وای بر تو، پیدا نکردی؟ یعنی خوب نگشتی. خودش را بعداً میآید پیدا میکند. میفرماید که: «بگرد آن را پیدا کن، مهم است آن. فَإِنَّهَا تَعْدِلُ عِنْدِی حَسَنًا وَ حُسَیْنًا.» آن حدیث در نزد من ارزشش به اندازه حسن و حسین است. چیزی که ما متأسفانه قدر آموزشهای اهل بیت را نمیدانیم، قدر روایات را نمیدانیم.
تخصصهای هفتگانه معصومین (ع)
فرمایشات اهل بیت با فرمایشات بزرگترین دانشمندان جهان بینهایت فاصله دارد. چون فرمایشات خدا و قرآن و فرمایشات اهل بیت مبتنی بر هفت تخصص هستند که بشر حتی یک دانه از آن تخصصها را ندارد. ببینید خدا وقتی سخن میگوید به ما، یا اهل بیت حرف میزنند، هفت تخصص در کلامشان هست:
۱. اینکه روح انسان چیست.
۲. وقتی میآید به زمین، به بدن تعلق میگیرد و نفس تشکیل میشود، نفس چیست.
۳. بدن انسان چیه. ما الان ۸۰۰۰ سال سابقه پزشکی داریم. بشر حتی یک دانه از اعضای بدن را هم نمیشناسد. تمام دانشمندان دنیا را جمع کنید روی کره زمین، در همه دانشگاههای جهان، بگو شما یک دانه از مخلوقات خدا را میشناسید یا نه؟ یک اتم، الکترون، نوترون، یک سوسک، یک مورچه، یک گل، بدن انسان، یک عضو از بدن را بشر هنوز با تمام دانشی که دارد، یک مخلوق خدا را نتوانسته بشناسد کامل. ولی امام تمام این بدن را میشناسد.
۴. رابطه نفس و بدن. این تخصص چهارم
۵. عالم طبیعت. چون شما در احکام دین دارید مثلاً نوشیدن فلان چیزها خوب است، نوشیدن بعضی چیزها حرام است. گوشتها بعضیهایش حلال است، بعضیهایش حرام است. گیاهان همینطور. اگر کسی بخواهد بگوید حرام است، حلال است، واجب، مستحبات، بشناسد اینها را. لذا عالم طبیعت باید کاملاً شناخته بشود. تمام کره زمین و عالم طبیعت باید شناخته بشود. روابط کیهانی، تأثیر ماه، جزر و مد. باید شناخته بشود تا بتوانیم به یک نفر بگوییم مثلاً فلان شب اگر شما انعقاد نطفه کنی، بچه صرع میگیرد. فلان شب اگر شما انعقاد نطفه کنید، بچه لکنت زبان میگیرد، بچه کور میشود، بچه فلج میشود. اگر قرار باشد کسی به کسی اینجوری بگوید، باید عالم طبیعت را بشناسد. بداند تأثیر زمان، مکان، حالتها، رنگها، تصاویر چیست. و رابطه عالم طبیعت با جسم و روح را بداند. این شش تا تخصص.
۷. و هفتمیاش چیست؟ اینکه انسان قرار است کجا برود. ابدیت او کجاست؟ آخرت چیست؟ قبر چیست؟ برزخ چیست؟ وفات چیست؟ سالهای قیامت چیه؟ بهشت چیه؟ جهنم چیه؟ هفت تا تخصص انحصاراً در اختیار خداست و این ۱۴ نفر. شما یک انسان ندارید دیگر غیر از اینها که یکی از این تخصصها را کامل بلد باشد. بنابراین وقتی میگوییم حدیث، حدیث یعنی مبتنی بر هفت تا تخصص دارد به شما میگوید امام. این را نباید بیاوریم کنار حرفهای دانشمندان دیگر بگذاریم.
پرهیز از مقایسه دانش بشری با کلام معصومین (ع)
گاهی وقتها من میبینم بعضیها در اثر ضعف معرفت و جهالت میگویند که آقا اینکه میگویند مشروب حرام است، حرام نیستا، فلان دکتر فلانی گفته اشکال ندارد. دکتر پروفسور فلانی گفته سگ نجس نیست. کی گفته طلا برای مرد حرام است؟ کی گفته حجاب واجب است؟ یا روابط زن و مرد. بابا شما وقتی میگویید پروفسور فلانی، پروفسور فلانی یک دانه از هر پروفسوری باشد، هزار تا پروفسور هم جمع شوند، یک دانه از این هفت تا تخصص را ندارند. پروفسور که ما میگوییم یعنی کسی که نسبت به یک آدم بیسواد این پروفسور است. ولی نه نسبت به دانشش، رشته دانشی. هیچکس الان نمیتواند بگوید من در فلان رشته پروفسورم نسبت به رشته بشر سیکل هم نیست. نسبت به رشته به دانش. ما نسبت به یک آدم بیسواد بله که میشود پروفسور، یکی میشود دکتر، یکی میشود ارشد، یکی میشود لیسانس. یک نفر دیگر هم تخصص دیگر دارد. پس یک موقعی ما گول نخوریم بگوییم فلان دانشمند گفته که نه طلا حلال است، سگ نجس نیست، اشکالی ندارد. کی گفته؟ الان شما نگاه کنید در این فضای مجازی، یک عده مؤمنین گول آدمهای اینجوری را میخورند، گول منافقین را میخورند. می گوید آقایی از سگ به این خوبی، به این مهربانی، وفاداری، کی گفته سگ نجس است؟ بعد یک عدهای آدمهایی که واقعاً نادانند یا عوامفریبند یا منافقند، از خودشان هم فیلم میگیرند که مثلاً من اینقدر آدم خوبی هستم، آدم مهربانی هستم، ببین دارم نماز میخوانم، سگم هم روی سجادهام نشسته. سگم هم بغل میکنم سر یاد خدا. این عوامفریبی است، این حماقت محض است، این استعمار است. حرام خدا را حلال میکند به خودش به اسم اینکه من آدم مهربانیام، یک آدم روشنفکریام. کی گفته سگ نجس است؟ همانی که هم سگ را آفریده، هم بدن ما را آفریده، هم روابط بین سگ و بدن انسان را میشناسد. کی گفته طلا برای مرد حرام است؟ ما الان می بینیم زائران حرم میآیند، زائر امام رضا یا هر جای دیگر، من میبینم در حرمها آقا انگشتر طلا، گردنبند طلا دستش کرده میآید حرم. آقا این حرام است اصلاً. چه اشکال دارد گردنمان باشد؟ آنی که طلا را آفریده میگوید برای بدن زن اشکالی ندارد، ولی برای بدن مرد چرا. حریر برای بدن زن اشکال ندارد، برای بدن مرد چرا. ما باید تخصص خدا را احترام بگذاریم، تخصص ۱۴ معصوم را احترام بگذاریم. همینجوری با بیادبی، با گستاخی، با یک ذره سواد کم، آن وقت هفت تا تخصص خدا و معصومین را زیر سؤال میبریم. این خیلی کار زشتی است. چه کسی بیاید صرفاً قانون خدا را زیر پا بگذارد؟ بگوید نه، لازم هم نیست کی گفته اصلاً. دلت پاک باشد. قانون اهل بیت را زیر پا بگذارد. اینها قوانین خلقت انسان و جهانند. معصومین وقتی با ما سخن میگویند، نمیخواهند که فقط ما را نصیحت بکنند، بگوییم خب حالا یک توصیهای است. توصیه نیست. قرآن و اهل بیت وقتی با ما سخن میگویند، یعنی قضا و قدرهای نظام خلقت و قوانین خلقت را دارند برای ما بیان میکنند.
اهمیت مطالعه نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه و قرآن
لذا ما باید به آموزش حدیث، به حدیث حقیقی، حدیثهای معتبر که از دانشمندان و کتابهای معتبر باید پیدا کنیم. وقتی میگوید نهجالبلاغه، نهجالبلاغه که این همه رهبر عزیزمان سفارش کرد به ما، به خصوص در آن اوضاع فتنهها به مردم گفت همه مردم نهجالبلاغه بخوانند. نهجالبلاغه خیلی مهم است. نهجالبلاغه دانش امیرالمؤمنین، بخشی از دانش امیرالمؤمنین است که با هفت تخصص آمیخته شده. ما الان خیلی از آقایان را میبینیم، خانمها را میبینیم که دهها، صدها جلد کتاب در خانهشان میخوانند، در دانشگاه میخوانند. بعد میگوید تا حالا یک دور نهجالبلاغه را خواندی یا نه؟ یک دور ترجمهاش را، حالا عربی نمیخواهد، اگر عربی بلد نیستید، آنی که عربی بلد است میخواند. یک دور ترجمه نهجالبلاغه را خواندید یا نه؟ یک دور صحیفه سجادیه را خواندید یا نه؟ یک دور قرآن، معنیاش را فقط. ما الان قرآنهایی آمده بیرون که یک جلد همان کل قرآن است. تفسیر هم دارد، ترجمه هم دارد، کل قرآن در یک جلد. طرف میگوید من دکترا دارم، نمیدانم فوق دکترا دارم، نمیدانم چند رشته. بعد یک دور تا به حال خواندی؟ میدانی پرمحتواست قرآن؟ نه. یک دور محتوای نهجالبلاغه را خواندی؟ یک دور یک کتاب است دیگر، سه جلد کتاب است. یک محتوای صحیفه سجادیه را خواندید؟ نه. خیلی شرمآور است. خیلی بد است. فقط بد نیست و فقط شرمآور نیست، یک گناه است. یک گناه است.
جهالت خانواده و فرزندان، گناهی بزرگ
آموزش دین واجب است. آموزش مفاهیم دینی، عقاید، اخلاقیات، رساله احکام، اینها واجب است. ما باید به اینها حرمت بگذاریم به این آموزش برای خانواده خودمان، خودمان. در روایت داریم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، مرحوم فیض کاشانی این را در کتاب نکاح آورده از آفات ازدواج.
میفرماید: -یکی از وظایف مرد، اول مرد بعد زن، هر دو در خانواده، باید اعضای خانواده عقاید را بشناسند، اخلاقیات را بشناسند، احکام شرعی را بشناسند، لذا فرمود: «لا یَلْقَى اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَحَدٌ بِذَنْبٍ أَعْظَمَ مِنْ جَهَالَهِ أَهْلِهِ وَ أَوْلَادِهِ» هیچکس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند. مرد خانه فقط سه تا نفقه باید داشته باشد، مرد. زن هم همینطور. زن و مرد، تو وقتی میگویی ازدواج میکنی، میخواهی زن کسی شوی، شوهر کسی بشوی، یعنی من آمادهام این سه کار را بکنم در زندگی. این سه تا قانونش هم همینجوری است، یعنی یک کوچک، یک متوسط، یک بزرگ.
قانون اول اقتصاد خانواده است که من کار حلال میکنم، لقمه حلال میآورم. من شوهرم را وادار نمیکنم لقمه حلال حرام بیاورد. من هم به خاطر زن و بچهام نمیروم لقمه حرام بیاورم. اقتصاد خانواده باید تلاش بشود خیر و برکت داشته باشد با قوانینش. اما حرام نه، لقمه شبههناک نه.
دو، اخلاق و عشق و عاطفه و احترام که پیغمبر فرمود: ایمان را از اینجا آزمایش بکنید که در طول زندگیشان چقدر علاقهشان به همسرشان، همسرشان فقط نه، خانواده، همسر، مردم زیاد میشود. درجه ایمان انسان با عشقهای زمینی او تنظیم شده. اگر آدم خشن میشود، اگر آدم بیعاطفه میشود، اگر آدم سرد میشود، اگر آدم تکراری میشود خانوادهاش برایش، این یعنی ایمانشان متوقف شده.
سه، معنویت. معنویت یعنی اینکه من حواسم به سعادت خانوادهام باشد. من باید بتوانم خانوادهام را بهشتی بکنم. تربیت فرزندان، روابط خوب با خانواده، فضای خانواده فضای بهشتی باشد. یکی از آنها آموزش دین است که فرمود: «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَهٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ» طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. سؤال کردن منظور چیست؟ فرمود: «منظور عقاید، اخلاقیات و احکام شرعی». پیغمبر خیلی حرف مهمی زده به ما. میگوید: «هیچکس خدا را روز قیامت به این بزرگتر، به گناهی بزرگتر از اینکه خانواده و فرزندانش جاهل باشند نسبت به دین، ملاقات نمیکند.»
پدران آخرالزمان و جهالت دینی
ما موظفیم که به آگاهیهای خانوادگی، آموزش خانوادگی احترام بگذاریم. فرمود: «من از پدران آخرالزمان بیزارم.» پیامبر. گفتند: «یا رسول الله، پدران مسلمان یا غیرمسلمان؟» فرمود: «پدران مسلمان.» چون وقتی بچههایشان میخواهند بروند دین را آموزش ببینند، میخواهد برود طلبه بشود، میخواهد برود یک کلاس عقیدتی، همسرش میخواهد برود یک کلاس صحیفه سجادیه، قرآن، نهجالبلاغه، کلاس احکام میخواهد برود، مرد اجازه نمیدهد. پدر اجازه نمیدهد. فکر میکند اصلاً لازم نیست خودش هم نمی رود یاد بگیرد. خودش هم نمیرود یاد بگیرد. برای همین در روایت خود حضرت فرمود: «کسانی که نمیروند دین را یاد بگیرند، دو برابر عذاب میشوند در قیامت. یک بار به خاطر اینکه واجب یادگیری را انجام ندادند. یک بار هم به خاطر اینکه در اثر بلد نبودن دین، اشتباه زیاد کردند.» اما عالم بیعمل یک بار عذاب میشود اگر عمل نکرده باشد. یک بار که رفته یاد گرفته، به وظایفش عمل کرده. عذابش به خاطر اینکه عالم بوده، عمل نکرده. ولی آن یک وظیفه اولش را انجام داده. لذا «لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَ لِلْجَاهِلِ ذَنْبَانِ» عالم یک گناه میکند، ولی جاهل دو برابر گناه میکند، دو تا گناه میکند. این یکی از واجبات زندگی ماست که ما باید به آموزش دین، یادگیری دین، احکام اهمیت بدهیم. این بسیار بسیار مهم است برای ما.
علم، راه بهشت
لذا حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند چی؟ فرمودند: «آن حدیث برای من، ما برای همین زندهایم، برای همین مبعوث شدیم، برای همین شدم فاطمه زهرا. برای من «تَعْدِلُ عِنْدِی حَسَنًا وَ حُسَیْنًا.» معادل حسن و حسین هستند. امیرالمؤمنین علیه السلام وسط جنگ بود، در شمشیر زدن، یکی آمد گفت: «آقا یک سؤال دارم.» وسط جنگی، تو الان آمدی سؤال میکنی؟ حضرت فرمود: «آقا ما داریم برای همینها میجنگیم، سؤالاتت را بکن.» سؤال توحید سؤال میکند. وسط جنگ، وسط درگیری، امیرالمؤمنین سؤال او را جواب میدهد. ما برای فهم آمدیم. «لِکُلِّ شَیْءٍ طَرِیقٌ وَ طَرِیقُ الْجَنَّهِ الْعِلْمُ» پیامبر فرمود: «هر چیزی راهی دارد، راه بهشت دانش است.» سؤال اول یاد بگیرد. وقت بگذارد برای یادگیری، برای مطالعه، برای مهارتهای زندگی، مهارتهای اقتصادی، مهارتهای عشق و کلام و عاطفه، مهارت معنوی. این بار در خانه ما باشد. باید در آموزشهای دینی ما همه به اینها اهمیت بدهیم. برسیم به اینها و اینها را مهم و مقدس بدانیم. ان شاء الله از این درس حضرت زهرا سلام الله علیها ما بتوانیم استفاده را بکنیم و ایشان را در این موضوع و در همه موضوعات الگوی خودمان قرار بدهیم، کما اینکه ایشان الگوی همه انسانها، انبیا، اولیا، ائمه و سایر انسانها هستند.
سلام بر حضرت زهرا (س)
خوب وقتمان هم تمام شد. با همدیگر یک سلام بدهیم به وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها. همه با هم قلبمان را متوجه ساحت مقدس مادر آسمانیمان میکنیم و به محضر مقدسشان سلام میدهیم. عاشقانه، به عنوان فرزندان این بانو، به مادر خودمان، مادر مظلوم خودمان، این سلام را میدهیم. «السلام علیک یا فاطمه الزهرا، یا بنت محمد، یا قره عین الرسول، یا سیدتنا و مولاتنا، إنا توجهنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا، یا وجیهه عند الله، اشفعی لنا عند الله، یا وجیهه عندالله، اشفعی لنا عندالله.»
دعای فرج و شفای بیماران
با همدیگر ۵ مرتبه آیه شریفه «أمن یجیب» را بخوانیم برای رفع موانع ظهور آقا امام زمان علیه السلام، برای سلامتی ایشان، موفقیتهای ایشان، برای نابودی دشمنان، دشمنان اسلام، دشمنان جمهوری اسلامی، استکبار جهانی، به خصوص منافقین داخلی که از آنها بدتر هستند، برای شفای مریضان، به خصوص مریضان این جمع، برای شادی همه اموات، به خصوص اموات این جمع، برای اجابت دعاها، برای رفع مشکلات با همدیگر ۵ مرتبه آیه شریفه را همه با هم بلند بخوانیم.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ»
«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ»
«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ»
«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ»
«أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ»
هدیه محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خوشنودشان، خوشنودشان از همه ما و اینکه ان شاء الله همه ما از فرزندان وفادار و سربازان فداکار باشیم برای ایشان. ان شاء الله همهمان با فاطمه زهرا محشور بشویم. سه صلوات بلند.