شهادت حضرت زهرا (س) – جلسه 001

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، امامزادگان واجب‌التعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، شهدا، اولیای الهی، صلوات بلند ختم بفرمایید.

فلسفه عزاداری برای اهل بیت (ع)

اهل بیت علیهم السلام به برگزاری مراسم عزاداری برای خودشان به ما سفارش کردند و عزاداری برای اولیای الهی جز تعظیم شعائر الهی است که امری است واجب و آثار زیادی هم برای انسان دارد. اما آن‌ها به شهادت نرسیدند که ما فقط گریه کنیم برایشان و عزاداری بکنیم، بلکه علت اینکه سفارش کردند برای آن‌ها اقامه عزا بشود این است که محبین و شیعیان و کسانی که به آن‌ها علاقه‌مند هستند با فرهنگ آن‌ها و عقاید آن‌ها و اینکه چرا اصلاً کشته شدند، در چه راهی کشته شدند، آشنا بشوند. این خیلی مهم است.

بنابراین بهترین مجلس عزاداری و بهترین عزاداران کسانی هستند که مجلسی هست و کسانی هستند که به این فلسفه اهمیت می‌دهند. لذا خود سیدالشهدا علیه السلام فرمود: «هر کس به مجلس ما می‌آید چهار چیز نصیبش می‌شود: عقایدش را می‌شناسد، با اخلاقیات آشنا می‌شود، به احکام شرعش پی می‌برد و چهارم اینکه دوستان خوبی را پیدا می‌کند.» مجلس حضرت زهرا سلام الله علیها هم همین‌طور. ما هم باید به شناخت ایشان بیشتر نائل بشویم، به معرفت ایشان و هم روح ما پیوند بخورد با علتی که ایشان به خاطر آن به شهادت رسید.

رابطه وجودی انسان با بانوی دو عالم

نکته خیلی مهمی که باید به آن توجه بکنیم رابطه وجودی ماست با بانوی دو عالم. خداوند خلقت انسان را بالاتر از ملائکه قرار داد. فرمود: « َفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»؛ من انسان را از روح خودم آفریدم. جنس انسان و حقیقت انسان روح‌الله است و چیزی بالاتر از ملائکه‌الله است. چون روح یک حقیقتی ب عظمت‌تر از به قول علی علیه السلام «خلق اعظم من جبرئیل علیه السلام»، با عظمت‌تر از فرشتگان است. ما همه روح خدا هستیم. این روح خدا کارش ایجاد تنفر از محدودیت‌هاست. ذات انسان، فطرت انسان به گونه‌ای است که از کمالات محدود بیزار  است و متنفر است، از هر محدودیتی متنفر است. انسان علم بی‌نهایت، قدرت بی‌نهایت، لذت بی‌نهایت، عزت بی‌نهایت، شاهی بی‌نهایت، عمر بی‌نهایت را دوست دارد. در واقع انسان با داشتن روح خدا عاشق کمال بی‌نهایت است یا همان هستی بی‌نهایت که در عربی به آن می‌گویند الله تبارک و تعالی است.

ذات همه انسان‌ها عاشق الله است. فطرت همه انسان‌ها عاشق الله است. وقتی می‌گوییم بی‌نهایت یعنی معشوق همه انسان‌ها یکی بیشتر نمی‌تواند باشد. چون ما دو تا بی‌نهایت نداریم. بی‌نهایت یعنی وجودی که حد ندارد. اگر دو تا باشند هم محدودند هم مخلوقند. بنابراین ذات خود انسان، عشق خود انسان دارد فریاد می‌زند که من عاشق یک معشوق بی‌نهایت هستم. همه انسان‌ها این را در وجود خودشان دارند. مؤمن و کافر این را در وجودش دارد که من بی‌نهایت طلبم. 

تا بی‌نهایت اسمش آمد یعنی معشوق ما یکی بیشتر نیست. چون دو تا بی‌نهایت ما نداریم. بنابراین همه انسان‌ها در ذات خودشان و در فطرت خودشان شهادت می دهند به اینکه محبوب آن‌ها، معشوق آن‌ها و اله آن‌ها واحد است. این جمله یک جمله دینی نیست، بلکه یک جمله حقیقی و یک جمله خارجی است، یک گزاره خارجی است نه یک گزاره اسلامی. «أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له» این در ذات همه هست. خدا رحمت کند امام امت را، فرمود: «رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست ولی خودش نمی‌فهمد.» چون او هم بی‌نهایت طلب است. اساساً امپریالیسم یعنی بی‌نهایت طلبی منحرف شده. اگر او می‌فهمید که آن بی‌نهایتی که دوستش دارد و می‌خواهدش در دنیا گیرش نمی‌آید، با کمالات محدود دنیایی هرگز بهش نمی‌رسد، آن موقع می‌فهمید که باید این عشق را کجا ببرد خرج بکند، کجا باید هزینه بکند. پس «لا إله إلا الله» ذات همه انسان‌هاست. همه انسان‌ها معشوقشان بی‌نهایت است. در عربی به این بی‌نهایت می‌گویند الله تبارک و تعالی.

منشأ عشق الهی در انسان

خب این عشق را خدا چگونه به ما داد؟ فرمود: «چون من روح خودم را در شما دمیدم.» «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» خودم یعنی چه؟ یعنی بی‌نهایت. یعنی من یک روحی از خودم که بی‌نهایتم به شما دادم. جنس شما و حقیقت شما همین روح‌الله هستش. روحی که دمیده می‌شود از خدا در کالبد مادر، رحم مادرمان به ما. برای همین هم ما بچه کره زمین نیستیم. اگر کسی فکر کرد بچه زمین است، بچه شیراز است، بچه اصفهان است، بچه قم است، این دارد راجع به بدنش اظهارنظر می‌کند، نه راجع به خودش. انسان‌ها هیچ کدام بچه کره زمین نیستند. قرآن هم می‌فرماید: شماها مسافری در زمین «وَلَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِینٍ» شما یک استقرار و بهره‌مندی موقت در زمین دارید. بدن شما از زمین نیستید. از خارج از زمین آمدید به آنجا هم برمی‌گردید. برای همین هم ما در اصول عقایدمان معاد داریم، یعنی بازگشت. معاد زمانی درست است که شما رفتش را انجام داده باشید. یعنی ما از جایی آمدیم حالا برمی‌گردیم. اگر ما بچه زمین بودیم دیگر معاد معنا نداشت. معاد یعنی بازگشت. خب ما بازگشتی نبود، رفت بود آن موقع. در حالی که ما یک روایت یا آیه‌ای نداریم که بگوید ما پیش خدا می‌رویم. تمام آیات و روایات می‌گویند ما پیش خدا برمی‌گردیم. یعنی جنس ما مال آنجاست.

هدف خلقت انسان: عبودیت و بندگی

این عشق برای چه به ما داده شد؟ این را اگر ما نفهمیم دیگر حقیقت خانواده‌مان و حضرت زهرا این‌ها را به معنای حقیقی نمی‌شناسیم. بلکه شناختمان از حضرت زهرا صرفاً یک شناخت تاریخی است. یعنی فکر می‌کنیم یک دختری در مکه متولد شده، ۱۸ سال هم عمر کرده و بعد هم شهید شد و رفته. این عشق برای چی به انسان داده شد؟ یعنی انسان چرا آفریده شد با این؟ چرا ذات ما حتی به قول امام، رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست؟ قرآن خودش جواب می‌دهد: « وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه عبودیت من را داشته باشند، بندگی من را کنند. «لِیَعْبُدُونِ» متأسفانه بعضی‌ها عبادت معنا کردند و این غلط است، چون عبادت را خداوند در شأن حیوانات هم آورده: «کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ» حیوانات هم نماز می‌خوانند هم تسبیح دارند. وجود مقدس سیدالشهدا علیه السلام نزدیک ۵۰ حیوان و نمازش را به ما آموزش داده. بالاخره امام حسین بیکار نبوده که بنشیند این را به ما بگوید که سگ چه جوری نماز می‌خواند، الاغ چه جوری می‌خواند، گوسفند چه جوری می‌خواند، شتر چه جوری می خواند. چرا ما لازم است عبادت حیوانات را یاد بگیریم؟ به خاطر اینکه ما انسانیم و باید سطح عبادتمان از حیوانات بالاتر باشد.

خود نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «رب مرکوب خیر من راکبه لانه اکثر منه» چه بسیار مرکب‌هایی که از صاحبشان بهتر هستند، چون ذکرشان و عبادتشان بیشتر از صاحبانشان است. آن وقت روز قیامت که می‌شود یکی از حسرت‌انگیزترین صحنه‌ها، صحنه‌هایی است که حیوانات به بهشت می‌روند و صاحبانشان به جهنم می‌روند. خیلی سخت است. بنابراین عبادت حد انسان نیست. عبادت یکی از شئونی است که انسان باید انجام بدهد و اگر انجام ندهد قطعاً از حیوانات پست‌تر است. ولی انسان برای عبودیت و بندگی آفریده شده والا قاتل‌های فراوان، قاتل‌های ائمه، منافقین همین اهل عبادت بودند که دلیل نمی‌شود اگر یک نفر اهل عبادت بود انسان خوبی می‌شود. «رُبَّ مُتَنَسِّکٍ و لا دِینَ لَهُ» علی علیه السلام فرمود: «چه بسیار عبادت‌کننده‌ای که دین ندارد اصلاً.» و پیامبر فرمود: «چه بسیار نمازخوان‌هایی که با نمازشان از خدا دور می‌شوند.» انسان برای عبودیت و بندگی آفریده شده.

معنای عبودیت و ربوبیت الهی

عبودیت یعنی چه؟ یعنی من خدا هر چه گفتم شما بگویید چشم. حرف‌های من را گوش بکنید. لجبازی نکنید، مقاومت نکنید، پوست‌کلفتی نکنید. عبد باشید. عبد یعنی آنی که از خودش اختیاری ندارد، هر چه خدا می‌گوید می‌گوید چشم. در اینجا یک اسم سومی از خداوند ظهور می‌کند. دو تا اسم که امشب گفتیم: یکی الله یعنی چه؟ یعنی هستی بی‌نهایت، وجود بی‌نهایت، کمال بی‌نهایت. دو)، اله یعنی معشوق، دلبر. اما اسم دیگری که در قرآن نزدیک به هزار بار آمده و مردم خیلی هم علاقه‌ای به این اسم ندارند، آن رب است. رب یعنی مربی، پرورش‌دهنده متربی خودش. مردم با خدا و الله و این‌ها خیلی کاری ندارند، خیلی مشکلی ندارند، اما نوعا حاضر نیستند زیر نظر خدا تربیت بشوند، زیر نظر اولیای خدا تربیت بشوند، زندگی‌شان و سبک زندگی‌شان با دستوراتی که خدا در قرآن داده یا اولیای خدا داده‌اند تنظیم کنند. می‌خواهند ولو آزاد باشند، هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند. خیلی با این اسم ارتباطی ندارند، در حالی که همه حقیقت ما با همین اسم است. آن‌قدر این مهم است که نزدیک هزار بار در قرآن آمده. من ربّ شما هستم، یعنی مربی شما هستم. پس وقتی می‌گوید من شما را آفریدم برای عبودیت و بندگی خودم و اطاعت خودم، یعنی شما متربی من هستید. حرف‌هایم را باید گوش بکنید.

فایده اطاعت از خدا و مقام خلیفه‌اللهی

خب چه فایده‌ای دارد اگر حرف خدا را گوش بکنیم؟ برای ما چه سودی دارد؟ سودش همین است که ما یک مربی به عظمت الله داریم که کمال بی‌نهایت است و ما شاگردهای او می‌شویم، متربی می‌شویم. اگر حرف‌های مربی را گوش کنیم، مثل همه باشگاه‌ها ما هم یواش یواش شبیه مربی‌مان می‌شویم. در باشگاه‌ها کدام شاگردها زودتر شبیه مربی می‌شوند؟ کسانی که حرف مربی را بهتر و بیشتر گوش بکنند. این مقام را در قرآن بهش می‌گویند خلیفه‌الله. ما آفریده شدیم برای خلافت الهی، یعنی مظهریت خداوند. خداوند می‌گوید: من یک روح از خودم به شماها دادم که شبیه خودم بشوید. از روح خودم شما را آفریدم تا شماها هر کدام بتوانید به خلافت الهی برسید. هدف خلقت شماست. لذا در حدیث قدسی داریم: «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی» بنده من، من را اطاعت بکن تا من تو را نمونه خودم قرار بدهم. این، آن هدفی است که ما برایش آفریده شدیم. یک بار دیگر بگویم: «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی». در بعضی از روایات حتی هم ندارد: «عبدی اطعنی اجعلک مثلی» بنده من، من را اطاعت کن، تو را نمونه خودم قرار بدهم. اطاعت همین کار را می‌کند. در تمام باشگاه‌ها، خیاطی، گلدوزی، رانندگی، نمی‌دانم ورزش، خط، نقاشی، معماری، هر کس حرف‌های مربی‌اش را گوش کند شاید خودش بشود مربی. خدا می‌گوید من شما را برای این مقام آفریدم و شما باید حواستان به این باشد.

برای همین هم در نماز شما در رکوع خم می‌شوید، چه می‌گویید؟ «سبحان ربی العظیم» خیلی قشنگ است، فوق‌العاده زیباست که یک نفر با افتخار در مقابل هستی بی‌نهایت مطلق خم می‌شود و خودش را منصوب می‌کند به این شخص، می‌گوید: «سبحان ربی العظیم» مربی عظیم خودم. خیلی زیباست این کلمه و در سجده هم «سبحان ربی الاعلی». چقدر قشنگ است. یعنی مربی اعلی. انسان اگر افتخار بکند، بفهمد برای چه آفریده شده، به اینکه برای حضور در باشگاه خدا آفریده شده افتخار می‌کند، لذت می‌برد از این. این است که علی علیه السلام می‌فرماید، عرض می‌کند به خداوند: «کفا بی عزا ان اکون لک عبدا» خدایا برای من همین عزت کافی است که من عبد تو باشم، شاگرد تو باشم که حرف هیچ کس و غیر از تو را گوش نکنم. از کسی دستور نگیرم، از کسی برنامه زندگی نگیرم، از کسی سبک زندگی‌ام را یاد نگیرم. نمی دانم فلان شاعر، فلان فیلسوف، فلان ورزشکار، فلان هنرمند در شبکه مجازی، نمی‌دانم در ماهواره، ما این جوری یاد گرفتیم. مد است. هر روز مسلمان‌ها دین خدا را زمین می‌گذارند، می‌خواهند ببینند که کجا چی مد شده، آن را انجام بدهند. یک عالم مدهای غلط و خرافه در زندگی‌شان آمده و این باعث می‌شود دیگر هیچ وقت شبیه مربی خودشان نشوند. ازدواجشان غلط، انتخاب همسرشان غلط، پوشششان غلط، معاملاتشان غلط، تربیت بچه غلط. الگوها از کجا آمده؟ یا از غرب آمده یا از یک جای دیگر آمده. این دیگر یک شخص نمی‌تواند بایستد سر نماز بگوید «ایاک نعبد». «ایاک نعبد» در نماز یعنی چه؟ یعنی من فقط عبد تو هستم، فقط از تو اطاعت می‌کنم، فقط برنامه زندگی که تو می‌دهی را اجرا می‌کنم. من شأنم، شرافتم اجازه نمی‌دهد که من از کس دیگری برنامه زندگی بگیرم. مقامم، ذاتم اجازه نمی‌دهد کسی دیگر را به عنوان مربی قبول کنم. تو مربی من هستی، تو حقیقت من هستی، تو باید من را تربیت بکنی. اگر یک کسی فهمید نماز می‌خواند برای چی، این جملات می گوید «سبحان ربی» یا «ایاک نعبد و ایاک نستعین» یعنی چه، آن موقع است که یک دین پرافتخار و شاد دارد.

فاطمه زهرا (س)؛ مادر حقیقی بشریت

در این ادامه حضرت علی می‌فرماید: «و کفی بی فخرا ان تکون لی ربا» خدایا برای من همین افتخار بس که تو رب من باشی. ما الان کسانی را داریم که از اینکه دین خدا را اجرا بکنند یا خدا مربی‌شان باشد خجالت می‌کشند. می‌گوید حالا تو حرم که می‌آیم باشد، حجاب را رعایت می‌کنیم، در اینجا اسلام را رعایت می‌کنیم. اگر برویم ترکیه یک جور دیگریم، اگر برویم کیش، دبی یک جور دیگریم. این که نشد دینداری. عروسی‌هایمان یک جور دیگر است، جشن تولدها یک جور دیگر است، دانشگاه‌مان یک جور دیگر است. این یعنی که من آرزویم می‌آید شبیه خدا، شبیه مادرم فاطمه زهرا بشوم. عارم می‌آید شبیه خانواده آسمانی بشوم. اگر انسان فهمید کی هست، آن موقع متوجه می‌شود کمتر از فاطمه زهرا اصلاً نمی‌تواند مربی انسان باشد. اصلا فاطمه زهرا یعنی چه؟ چه حقیقتی دارد. انسان وقتی فهمید آقا امام صادق علیه السلام دارد: «العبودیه جوهره» عبودیت گوهری است که باطنش مربی شدن است. یعنی درست است تو دائماً سرت در دین به خدا می‌گویی چشم، چشم، چشم، مثل شاگردی که تو باشگاه به استاد. شاگردی که کدام شاگرد زودتر شبیه مربی می‌شود؟ آن که چشمش بیشتر است، چشم گفتنش بیشتر است. درست است ما در ظاهر هر چه خدا می‌گوید می‌گوییم چشم، اجرا می‌کنیم، ولی در باطن یواش یواش این روح بی‌نهایت ما شکل می‌گیرد و به قول پیغمبر «تخلق به اخلاق الهی» پیدا می‌کند و مربی‌مان به ربمان قرب پیدا می‌کنیم.

ما الان وقتی می‌خواهیم نماز بخوانیم چه می‌گوییم؟ الان شما سر نماز جماعت چه نیتی کردید؟ گفتید سه رکعت نماز مغرب می‌خوانم برای چه؟ «قربه الی الله». چهار رکعت نماز عشا «قربه الی الله» نیت کردید. به زبان که لازم نیست انسان، همین که در قلبش باشد کافی است، ولی شما می‌گویید «قربه الی الله»، «قربه الی الله» یعنی می‌خواهم شبیه مربی‌ام بشوم. نماز می‌خوانم که اخلاقم شبیه خدا بشود. روزه می‌گیرم که روحیه‌ام و اخلاقم شبیه مربی‌ام بشود. اما اگر اخلاقم شبیه نشود، قربت ایجاد اتفاق نیفتاده، شباهتی اتفاق نیفتاده. به پیغمبر گفتند فلان خانم شب‌ها تا صبح عبادت می‌کند، روزه هم روزه می‌گیرد، از همچین کسی ما در عمرمان ندیدیم، ولی یک ذره زبانش تند است، بداخلاق است. حضرت فرمود: «لا خَیرَ فیها هِی مِن أهْلِ النّارِ» هیچ خیری در این زن نیست، جهنمی قطعاً. نماز و روزه و زیارت و حجی که قرار است اخلاق ما را به خدا شبیه نکند، مهربانمان نکند، چون مربی ما مهم‌ترین صفتش چیست؟ رحمان و رحیم. باید مهربان بشوی. اگر کسی بد اخلاق بشود، زودرنج باشد، عصبی باشد، حسود باشد، دائماً زندگی‌اش را با این و آن مقایسه بکند، مسابقه بگذارد با این و آن، این دیگر اصلاً شبیه مربی‌اش نمی شود.

اگر من فهمیدم که برای چه آفریده شدم، حالا الان می‌فهمم که مهم‌ترین نیاز من داشتن مربی است. من یک مربی لازم دارم که من را شبیه خداوند تربیت بکند. این مربی را در قرآن بهش چی می‌گویند؟ می‌گویند امام. امام یا خلیفه‌الله، مربی باید خلیفه باشد تا بتواند ما را مثل خودش خلیفه بکند. این همان رمز غدیر است. غدیر چرا این‌قدر مهم است؟ غدیر شیعه و سنی را به هم نزدیک می‌کند اتفاقاً. اسناد روایات غدیر عزیزان اهل سنت بیشتر از ما شیعیان هم آورده‌اند، اسنادش را که ما همه‌مان بچه‌های یک نفریم، ما همه یک روح هستیم. در همه انسان‌ها روح خدا هست، شیعه و سنی و مسیحی و یهودی و نمی‌دانم زرتشتی هم ندارد. 

شما اربعین دیدید دیگر، اربعین مسیحی‌ها می‌آیند، یهودی‌ها می‌آیند، سیک‌ها می‌آیند، هندو می‌آیند، بودایی‌ها می‌آیند. چینی می آیند. امسال چینی‌ها را دیدید که در اربعین موکب زده بودند، مسیحی‌ها موکب داشتند. چرا جمع می‌شوند با ادیان مختلف با عشق امام حسین، فقط هم برای امام حسین نمی‌آیند، برای امیرالمؤمنین هم، پیامبر، امام رضا هم می‌آیند. چرا؟ چون همه ما از یک روح آفریده شدیم، از یک نور آفریده شدیم، از نور خلیفه الهی. یعنی همه ما از نور و روح محمد و آل محمد آفریده شدیم. بنابراین حقیقت ما یک حقیقت واحد است.

اینجاست که غدیر اهمیت خودش را نشان می‌دهد. غدیر یعنی انسان به خلیفه‌الله احتیاج دارد. برای همین هم پیامبر مأمور می‌شود که حتماً بعد از خودش خلیفه‌الله را معرفی کند که انسان‌ها روند سیرشان با امام متوقف نشود، بی‌امام نمانند. چون اگر انسان بدون امام بماند یعنی دیگر مربی ندارد و رشدش به سمت ابدیت و آخرت و هدف خلقتش متوقف می‌شود. برای همین هم شیعه و سنی از پیغمبر نقل کردند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» این را هم شیعه قبول دارد هم سنی. اگر کسی بمیرد بدون امام، یعنی بدون خلیفه، بدون مظهر خدا، بدون یک مربی متخصص معصوم، به مرگ جاهلیت مرده، چون اصلاً فلسفه خلقت دیگر ندارد. ما آمدیم به دنیا برای این کار، حالا رفتیم و مربی نداریم، ارتباط نداریم، باشگاه نداریم، ما محروم می‌شویم.

حالا بگوییم حضرت زهرا سلام الله علیها که ما برایش جمع شدیم و فاطمیه می‌گیریم کیست؟ حضرت زهرا همان نوری است که خدا همه ما را از آن‌ها آفریده. مادر حقیقی همه ماست. گفتم ما بچه زمین نیستیم. بنابراین این خانم و آقایی که ما را به دنیا آوردند پدر و مادر زمینی ما هستند که حرمتشان خیلی بالاست، آن‌قدر بالاست که فرمود: «رضا الله فی رضا الوالدین» اما این‌ها خانواده اصلی ما نیستند. خانواده اصلی ما، حقیقی ما محمد و آل محمد هستند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ما همه‌مان فرزندان حقیقی فاطمه زهرا هستیم. عرض کردم شیعه و سنی و غیره هم ندارد. او مادر همه ماست. برای همین هم در زیارت، وقتی ما زیارت می‌کنیم، چه زیارت عاشورا که حدیث قدسی است، چه در زیارت جامعه کبیره که آقا امام هادی انشا فرمودند، می‌گوییم: «بأبی أنت و أمی» یعنی پدر و مادر زمینی ام هم فدای شما باشد. یا در جامعه کبیره می‌گوییم: «بأبی أنتم و أمی و نفسی و أهلی و مالی و أسرتی» پدر و مادرم و جانم و همه کسم فدای شما باشد. یعنی حقیقت ما این است، ما باید همه کسمان را فدای این‌ها بکنیم. این‌ها از پدر و مادر زمینی ما به ما نزدیک‌ترند، چون سهمشان در وجود ما بیشتر است. پدر و مادر زمینی ما سهم جسمی دارند، ولی اهل بیت سهم چی دارند؟ سهم روح خدا را دارند، سهم جاودانگی دارند، سهم ابدیت دارند در وجود ما. حقیقت ما از این‌هاست. بنابراین نه شیعیان نه اهل سنت نباید وقتی نگاهشان به اهل بیت است یک نگاه تاریخی صرف باشد. حقیقت همه ماهاست. همه ما باید بدانیم و از این خاندان آفریده شدیم. پس فاطمه زهرا سلام الله علیها مادر حقیقی همه ماست. بسیار مهم است.

صحیفه فاطمیه و مقام عرشی حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا سلام الله علیها به قدری عظمت دارد با اینکه امیرالمؤمنین منصوب پیغمبر است. بعد از وفات پیغمبر امام صادق فرمود: «فاطمه ۷۵ روز زندگی کرد بعد از پیامبر» در تمام این مدت جبرئیل علیه السلام نزد ایشان می‌آمد. حقایقی را از آینده امت پیغمبر به او داد تا او را خوشحالش بکند، چون حضرت زهرا خیلی نگران امت بود. مادر دیگر بالاخره نگران میلیاردها فرزند خودش است. امام صادق علیه السلام فرمود: جبرئیل علیه السلام، ببینید امیرالمؤمنین زنده است، اما وحی را خدا به کی می‌رساند؟ به حضرت زهرا. جبرئیل ۷۵ روز هر روز می‌آمد. امیرالمؤمنین فرمود: «من می‌نوشتم» حبه ضرت زهرا گفت: «هر چه به شما گفت شما بگو من می‌نویسم.» امیرالمؤمنین کاتب بود علیه السلام، حضرت زهرا دریافت‌کننده بود. خب چی را دریافت کرد؟ صحیفه فاطمه. خب این صحیفه چیه؟ آقا امام صادق علیه السلام فرمود: «این صحیفه اخبار آینده امت است تا قیامت.» نام همه انبیا، نام شیعیان، نام تمام کسانی که به سلطنت می‌رسند در هر جای کره زمین و اتفاقاتی که قرار است بیفتد تا ظهور مهدی و بعد همه در این کتاب است.

اینکه امام امت در وصیت‌نامه‌شان نوشتند که ما افتخار می‌کنیم به اینکه صحیفه فاطمیه از آن ماست، حالا این صحیفه دست امام زمان است. خود ائمه هم از این صحیفه زیاد استفاده می‌کردند. یعنی یک موقع می‌آمدند به امام صادق می‌گفتند: «شنیدیم فلانی قرار است خلیفه بشود، پادشاه بشود، این جوری است؟» امام صادق می‌فرمود: «نه، ما این کتاب دستمان است. در این کتابی که از مادرمان هست اسامی همه کسانی که قرار است پادشاه بشوند، به جایی برسند، وجود دارد، ولی اسم این‌ها نیستش در این فهرست. قطعاً این طور نخواهد شد.» یعنی آن‌ها آینده و جریانات آینده را از روی کتاب حضرت زهرا، صحیفه فاطمیه سلام الله علیها کاملاً می‌دیدند. پیش‌بینی دیگر نبود، حدس نبود، خبر غیبی بود. برای همین امام صادق فرمود: «در صحیفه فاطمیه حکم شرعی ما نداریم. حکم شرع را پیغمبر و قرآن گفتند. احکام اسلامی نیست، اخبار حوادث جهان است.» اخبار حوادث جهان. حضرت امام امت هم سلام الله علیه فرمودند که شاید اخبار انقلاب ایران هم جز اخباری باشد که حضرت زهرا با آن خوشحال شد و جبرئیل با او دلداری پیدا کرد، به او دلداری داد. شاید این گونه باشد، امام فرمود. بنابراین باید توجه کنیم که مقام حضرت زهرا یک همچین مقامی است.

حضرت زهرا ام‌الائمه است، یعنی مادر همه امام‌ها. امام کیست؟ امام به قدری عظمت دارد که قرآن کریم یا همان خلیفه‌الله، یعنی شبیه‌ترین انسان و نزدیک‌ترین انسان به خداوند تبارک و تعالی. حضرت زهرا چنین انسان‌هایی را تربیت کرده و پرورش داد. قرآن کریم در حق امام می‌فرماید: «وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ» ما محاسبات تمام نظام خلقت را در ذات و شخصیت امام محاسبه می‌کنیم. برای همین هم ما مهم‌ترین شبمان چیه در سال؟ شب چی؟ بفرمایید: شب قدر. شب قدر یعنی چه؟ یعنی شب اندازه. اندازه چی؟ فرمود: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» هیچ. کل امر یعنی در تمام نظام خلقت هر اتفاقی قرار است بیفتد در شب قدر تقدیر می‌شود. مثلاً چند میلیون لیتر نفت تولید بشود، چقدر گاز تولید بشود، چقدر الماس تولید بشود، چقدر عقیق تولید بشود، چقدر فیروزه تولید بشود در کره زمین. کجاها سیل است، کجاها زلزله است، کجاها باران است. چند تا گیاه به وجود می‌آید، چند تا پرتقال، چند تا سیب، چند تا خیار، چند تا میوه، چند تا حیوان به دنیا می‌آیند، از هر حیوان چند تاشان نرند، چند تاشان ماده‌اند، چی می‌شوند، سرنوشت تک تک میلیاردها مورچه، نمی‌دانم پروانه، نمی‌دانم پرنده، ماهی. تک تک این‌ها محاسبه می‌شود. تازه این فقط مال زمینیان است. تمام نظام کیهانی هر اتفاقی قرار است بیفتد و بالاتر از آن در ملکوت عالم همه چیز محاسبه می‌شود. این محاسبه دست امام است.

قرآن می‌فرماید: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ» خب کجا نازل می‌شوند؟ خود امام صادق فرمود: «از بقیه مردم سؤال کنید وقتی قرآن می‌گوید تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ بپرسید ازشان که ملائکه پیش کی نازل می‌شوند؟» ملائکه پیش امام نازل می‌شوند که خزانه‌دار الهی است. به همین جهت در زیارت امام حسین می‌خوانیم چی؟ « إِرَادَهُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ» اراده رب در اندازه‌گیری کارهایش و تقدیرگیری نظام خلقتش، بی‌نهایت موجود خدا تقدیر می‌کند. این‌ها اول به سوی شما نازل می‌شود در شب قدر و «وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ» بعد از خانه شما به بقیه داده می‌شود. این‌ها فیض الهی هستند. امام دست‌پرورده حضرت زهرا سلام الله علیها است. حضرت زهرا هم ام‌الائمه است، هم امام‌الائمه است. اگر ائمه حجت خدا بر مردم هستند، حضرت زهرا حجت خدا بر ائمه هستش. ام‌الائمه و امام‌الائمه. لذا تمام ائمه برنامه‌های عملیاتی خودشان را در تمام زمان‌ها، از شخص امیرالمؤمنین بگیرید تا حضرت مجتبی، سیدالشهدا، هر کس هر کاری کرده به دستور حضرت زهرا سلام الله علیها و با برنامه‌ای که حضرت زهرا سلام الله علیها بهش داده این کار را کرده. حتی امیرالمؤمنین برای همین هم امیرالمؤمنین فرمود: «اطاعت فاطمه بر همه واجب است.» اطاعت فاطمه بر همه واجب است، بر همه خلق واجب است. وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام هم که ظهور بکنند چی می‌فرماید؟ «فی ابنه رسول الله لی أسوه حسنه» در دختر پیغمبر برای من الگوی کامل است. یعنی من برنامه عملی من امام زمان هم از حضرت زهرا دریافت می‌کنم. حضرت زهرا روح جاری در تمام تاریخ است تا قیامت، مدیر برنامه‌های خداوند تبارک و تعالی در ربوبیت الهی است.

توجه داشته باشیم مقام چه مقامی است. این مقام را، دیگر آخر عرایضم است، این مقام را بهش می‌گویند مقام عرشی. پیامبر فرمودند عذر می‌خواهم، پیامبر فرمودند: «خداوند چند هزار سال قبل از خلقت انسان نور فاطمه را در عرش خودش آفرید.» خوب دقت کنید. عرش کجاست؟ عرش مقام فرمانروایی خداست. عرش جایی هستش که تمام دستورات الهی آنجا صادر می‌شود. نسبت به ماسوالله. ما آسمان اول را داریم که فرمود: «آسمان اول همین آسمانی است که شما توش ستاره می‌بینید.» بشر هنوز به ته اش هم نرسیده، به قول خودشان به ۱۰ درصدش هم نرسیده‌اند. میلیاردها میلیارد سال نوری بعد دارد. هر چه هست قرآن هم می‌گوید، می‌گوید: «ما فقط آسمان اول را برای شما ستاره گذاشتیم.» هر چه شما تلسکوپ‌ها کشف می‌کنند، میلیاردها کهکشان الان خداوند ساخته. می‌گوید: «همه این‌ها تودر آسمان دوم مثل حلقه است.» همین انگشتر من را نگاه کنید. مثل یک حلقه است در آسمان اول. آسمان دوم نسبت به سوم، سوم نسبت به چهارم، چهارم نسبت به پنجم، پنجم نسبت به ششم، ششم نسبت به هفتم. همه هفت آسمان در برابر کرسی خدا مثل یک حلقه هستند. انقدر کوچک هستند. آیه اش را بخوانیم همه با هم، «وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» کرسی خدا همه آسمان و زمین را دربرمی گیرد. آن وقت خود کرسی در مقابل عرش، حضرت فرمود: مثل یک حلقه است، حلقه کوچکی در این آسمان. عظمت عرش را ببینید چقدر است. خدا می‌گوید حضرت زهرا در عرش خداوند آفریده شد. البته همه ائمه، امام هادی در زیارت جامعه دارند: «فجعلکم بعرشه محدقین» اهل بیت وجودشان عرشی است. قبل از خلقت انسان، قبل از خلقت آدم خداوند نور این‌ها را آفریده.

وقتی می‌گوییم زهرا مقام عرشی دارد، یعنی مقامی که آنجا فرمانروایی الهی است، مدیریت، تدبیر، اداره است. این مقام را دارد. عرش شوخی نیستش. حالا این موجود عرشی در قالب یک خانم آمده به زمین و در قالب دختر پیغمبر. اما بلافاصله بعد از وفات پیغمبر دریافت‌کننده وحی است که تمام آینده بشریت را نشان می‌دهد و این حضرت زهراست که بر اساس دریافت این وحی برنامه عملیاتی تمام ائمه را تا امام زمان و بعد از امام زمان تا قیامت می‌چیند. ببین این مقام چه مقامی است. پس ما وقتی می‌آییم اینجا عزاداری می‌کنیم برای یک دختر عربی که در مکه بوده، بعد هم در مدینه به شهادت رسیده، این نیست فقط. ما عزادار حقیقت خودمانیم، عزادار مادر خودمان هستیم. حضرت زهرا مادر بشریت، مادر انسانیت است. اگر این فهم را کردیم، آن موقع هستش که در سبک زندگی‌مان می‌بینیم چقدر نیاز داریم به حضرت زهرا. چقدر احتیاج داریم که از ایشان تبعیت بکنیم و یاد بگیریم. سبک زندگی را یاد بگیریم. شوهرداری چه جوری بوده، بچه‌داری چه جوری بوده، جهادش چه جوری بوده، رسیدگی به انفاق چه جوری بوده، کار علمی آموزشیش چه جوری بوده. زیاد یعنی ما الان سه شب ما در خدمت شما هستیم ولی اگر صد شب هم در خدمت شما باشیم، حضرت زهرا سلام الله علیها برای ما درس جدیدی دارد، حرف جدیدی دارد برای ما. درست است عمرش کوتاه بوده، ولی کوثر. «إنا أعطیناک الکوثر» خیر کثیر. هر چقدر از عظمت این بانو و مادر عزیزمان، مادر آسمانی‌مان بگوییم کم است. این چیزی است که ما بفهمیم در مورد مادرمان، مقام عرشی خانواده‌مان را، به خصوص مادرمان را سلام الله علیهم اجمعین بفهمیم این‌ها را.

 نگاه ساده نداشته باشیم به اینکه خب حالا یک شهادتی اتفاق افتاد. ما باید دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌هایشان را بفهمیم و با او هم‌جهت بشویم، با او همدرد بشویم و ببینیم که او الان ما از ما چی می‌خواهد. چون ایشان طبق همان صحیفه امروزهای ما را هم دیده. امام صادق فرمود: «با حوادث آینده به او تسلیت می‌داد.» او قطعاً ما را دیده. قطعاً برای ماها و تک تک من و شما که بچه‌هایشان هستیم، دیده ماها را و قطعاً هم از ماها یک توقعی دارد. قرب ما به انسان کامل یا به خداوند در گرو این هستش که ما وظیفه‌مان را نسبت به انسان کامل و وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها چگونه انجام بدهیم. این است که امام صادق فرمود: «هر کس فاطمه را بشناسد شب قدر را درک کرده.» چون همه تقدیرات در عرش انجام می‌شود و همه مدیریت شب قدر به دست حضرت زهرا سلام الله علیها است.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • اهل بیت (ع) به برگزاری مراسم عزاداری سفارش کردند تا محبین و شیعیان با فرهنگ و عقاید آن‌ها و راهی که در آن به شهادت رسیدند، آشنا شوند.

  • بهترین عزاداران کسانی هستند که به فلسفه عزاداری اهمیت می‌دهند و از مجالس اهل بیت (ع) برای شناخت عقاید، اخلاقیات، احکام شرع و یافتن دوستان خوب بهره می‌برند.

  • خداوند خلقت انسان را بالاتر از ملائکه قرار داد و فرمود: “من انسان را از روح خودم آفریدم.”

  • ذات و فطرت انسان به گونه‌ای است که از هر محدودیتی متنفر است و عاشق کمال بی‌نهایت یا همان هستی بی‌نهایت (الله تبارک و تعالی) است.

  • همه انسان‌ها در ذات و فطرت خود شهادت می‌دهند که معشوق و اله آن‌ها واحد است، زیرا بی‌نهایت تنها یکی می‌تواند باشد.

  • انسان‌ها مسافرانی در زمین هستند و از جایی آمده‌اند که به آنجا بازمی‌گردند، و این مفهوم معاد را توجیه می‌کند.

  • هدف خلقت جن و انس، عبودیت و بندگی خداوند است، نه صرفاً عبادت که حتی حیوانات نیز آن را انجام می‌دهند.

  • عبودیت یعنی اطاعت محض از خداوند و پذیرش ربوبیت او به عنوان مربی و پرورش‌دهنده.

  • اگر انسان حرف‌های مربی خود (خداوند) را گوش کند، به تدریج شبیه او شده و به مقام “خلیفه‌اللهی” می‌رسد.

  • در حدیث قدسی آمده است: “بنده من، من را اطاعت کن تا تو را نمونه خودم قرار دهم.”

  • عزت حقیقی انسان در این است که عبد و شاگرد خداوند باشد و تنها از او دستور بگیرد.

  • فاطمه زهرا (س) مادر حقیقی همه بشریت است و همه ما از نور و روح محمد و آل محمد (ص) آفریده شده‌ایم.

  • صحیفه فاطمیه، که جبرئیل (ع) حقایق آینده امت را به حضرت زهرا (س) منتقل می‌کرد، حاوی اخبار آینده امت تا قیامت است و اکنون در دست امام زمان (عج) قرار دارد.

  • حضرت زهرا (س) “ام‌الائمه” و “امام‌الائمه” است؛ اگر ائمه حجت خدا بر مردم هستند، حضرت زهرا (س) حجت خدا بر ائمه است.

  • تمام ائمه، از امیرالمؤمنین (ع) تا امام زمان (عج)، برنامه‌های عملیاتی خود را به دستور و با برنامه‌ریزی حضرت زهرا (س) انجام داده‌اند.

  • مقام حضرت زهرا (س) مقامی “عرشی” است، یعنی مقامی که در آن فرمانروایی، مدیریت، تدبیر و اداره الهی صورت می‌گیرد.

  • پیامبر (ص) فرمودند: “خداوند چند هزار سال قبل از خلقت انسان، نور فاطمه را در عرش خودش آفرید.”

  • عزاداری برای حضرت زهرا (س) تنها برای یک دختر عرب نیست، بلکه عزاداری برای حقیقت خودمان و مادر حقیقی بشریت است.

  • شناخت فاطمه (س) به ما کمک می‌کند تا سبک زندگی خود را بر اساس آموزه‌های ایشان تنظیم کنیم و به کمال انسانی برسیم.

  • امام صادق (ع) فرمودند: “هر کس فاطمه را بشناسد، شب قدر را درک کرده است.”

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه