خانواده آسمانی – جلسه 596

متن کامل جلسه

فهرست مطالب

آیات ۱۰۱ تا ۱۰۳ سوره انبیاء و خصوصیات بهشت

آیه ۱۰۱ تا ۱۰۳ سوره مبارکه انبیاء: «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ – لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا وَهُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ * لَا یَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ هَذَا یَوْمُکُمُ الَّذِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ»

انسان و طلب بی‌نهایت

بحثمان درباره بهشت هست و خصوصیات بهشت. آن چیزی که در مورد انسان گفتیم، گفتیم که انسان برای خلیفه الهی آفریده شده. دمش روح خداوند در انسان که فرمود: «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» ذاتی را در انسان ایجاد می‌کند، فطرتی را در انسان ایجاد می‌کند که انسان بی‌نهایت طلب می‌شود و اساساً فرق انسان با سایر مخلوقات در همین بی‌نهایت طلبی‌اش است و طبق قواعد طلب این نکته گفته شد قبلاً که وقتی کسی چیزی را می‌طلبد با مطلوب چند تا رابطه دارد، این‌ها خیلی مهم هستند:

  • اینکه ظرفیت مطلوب را دارد.
  • سنخیت با مطلوب دارد.
  • مطلوب را می‌شناسد.
  • بهره‌برداری از مطلوب دارد.

و اولیشم که باید همان اول می‌گفتیم اینکه حتماً وقتی بین طالب و مطلوب چیزی، چیزی را می‌طلبد، طلب معدوم مطلق محال است یعنی اول مطلوب وجود دارد که طلب وجود دارد و بعد بین طالب و مطلوب سنخیت وجود دارد، طالب ظرفیت مطلوب را دارد، آن را می‌شناسد و قبلاً به نوعی آن را تجربه کرده. این پنج تا قاعده در طلب وجود دارد. بنابراین وقتی که انسان طلب بی‌نهایت می‌کند، عاشق کمال مطلق و بی‌نهایت هست طبق قواعد طلب، مطلوب یعنی بی‌نهایت وجود دارد پس ما با یک وجود بی‌نهایت سروکار داریم که می‌خواهیمش، همه انسان‌ها هم می‌خواهندش.

الله، هستی بی‌نهایت و سنخیت با انسان

گفتیم این هستی بی‌نهایت یعنی الله، الله هستی بی‌نهایت و جاری در کل شئ هست که حالا تو مباحث هستی‌شناسی بهش می‌گیم الله تبارک و تعالی یعنی هستی بی‌نهایتی که همه کمالات را در خودش جمع کرده با یک وجود واحد و کمالاتی که عین ذات هستند و ذاتی که عین صفات هست. پس اگر ما کمال بی‌نهایت را می‌طلبیم، کمال بی‌نهایت وجود دارد، هستی بی‌نهایت. آن چیست؟ الله تبارک و تعالی بین ما و هستی بی‌نهایت، سنخیت وجود دارد، مصحح این سنخیت چیست؟ روحی که از خدا در ما دمیده شده. پس اگر کسی سوال کرد بین ما و الله چه سنخیتی وجود دارد؟ این هست که خدا فرمود: «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» از روح خودم در انسان دمیدم. پس بین انسان و الله یک سنخیت وجود دارد که این سنخیت آن عشق را ایجاد می‌کند. اینکه انسان الهش الله هست باید بین عاشق و معشوق سنخیت وجود داشته باشد، این یک قاعده است دیگر. انسان عاشق چیزی می‌شود که با آن یک نوع سنخیت دارد. نمی‌شود انسان چیزی را بخواهد که باهاش سنخیت ندارد.

انواع مطلوب‌ها و جایگاه الله

پس ما اگر ۵ نوع مطلوب داریم چون ۵ نوع بخش داریم. معشوق‌ها و مطلوب‌های جمادی، معشوق‌ها و مطلوب‌های گیاهی، معشوق‌ها و مطلوب‌های حیوانی، معشوق‌ها و مطلوب‌های عقلی و معشوق انسانی یا فوق عقلی که الله هست. پس لا اله الا الله برای کدام بخش ماست؟ آن بخشی که بی‌نهایت طلب است؛ یعنی الله اله بخش بی‌نهایت طلب یا انسانی ما هست. بنابراین بین ما و الله یک سنخیت وجود دارد، این سنخیت از کجا آمده بین ما و بی‌نهایت؟ الله که می‌گیم این کلمه یادتون نره ها. این می‌شود هستی بی‌نهایت صرفاً فارسی خدا تو ذهنتون نیاد وقتی می‌گیم الله یعنی شما دقیقاً بفهمید الله یعنی هستی و کمال بی‌نهایت و مطلق. این باید در ذهنتون بیاد از الله.

شناخت الله به عنوان اولین معروف

بین ما و الله چه سنخیتی وجود دارد؟ اینکه او از روح خودش در ما دمیده و باعث شده بین ما و خودش یک سنخیت به وجود بیاد حالا که اینجوری هست هم اله ماست، ظرفیتش را داریم، طلبش را داریم دیگر چی؟ وجود دارد، ظرفیتش را داریم، طلبش را داریم، می‌شناسیمش که تو قواعد شناخت گفتیم انسان اولین چیزی که می‌شناسد الله هست در عالم چرا؟ اولین چیزی که می‌شناسیم الله هست؟ چون ما هر کدام از این اشیایی که داریم می‌بینیم اطرافمان دو حالت دارند یعنی دوبعد دارند یکی وجودشان است، یکیشان چیستی‌شان است، ماهیتشان است. می‌گیم گل هست کتاب هست، دیوار هست، آسمان هست، زمین هست اشیاء هستند من هستم پس آن وجه مشترک که در همه اجسام می‌شناسیم چیست؟ وجود است. اول ما وجود را می‌شناسیم بعد چیستی را می‌شناسیم یعنی می‌گیم اول هست بعد حالا بگیم چیست؟ الان با یک موجودی برخورد کردیم اول هست، من هستم، همه هستند، عالم هست، همه هستیم…ولی تو چیستی فهمیدیم یکیشان آسمان است یکیشان زمین است یکیشان گل است یکیشان ستاره است، یکیشان کیهان است یکیشان کهکشان است یکیشان گیاه است پس ما اول هست را می‌شناسیم. هست یا وجود می‌شود الله تبارک و تعالی پس ما اولین چیزی که ما می‌شناسیم حتی بچه‌ای که به دنیا می‌آید حتی در شکم مادرش هم که دارد خودش را درک می‌کند اولین معروف انسان، اولین چیزی که انسان می‌شناسد و با آن شناخت سایر اشیاء را می‌شناسد کیست؟ الله هست. ما الله را می‌شناسیم اول. با الله هست که ما بقیه اشیاء را می‌شناسیم. پس وقتی در دعای جوشن کبیر می‌خوانیم «یَا خَیْرَ مَعْرُوفٍ عُرِفَ» اولین چیزی که انسان می‌شناسد و شناخته می‌شود کیست؟ الله هست مثل ماهی تو آب. ماهی تو آب اولین چیزی که می‌شناسد چیست؟ آب است ولی آب را معمولاً شدت زیاد حضور زیاد است، از شدت زیادی آب و حضور آب غایب است برایش. در مورد خدا هم همین را داریم. به شدت ظهورش مخفی می‌شود. پس اینکه می‌گن ماهی آخرین کسی است که آب را می‌شناسد. چون با چی به دنیا آمده؟ با آب توی آب درون آب با آن زندگی می‌کند. این حجاب عادت که ماهی دارد نمی‌گذارد آب را بشناسد. پس برای اینکه ماهی آب را بشناسد باید چکارش کرد؟ باید از آب بیاریش بیرون تا بفهمد آب یعنی چی. آن که باعث حیات است، یعنی چی؟

عدم امکان شک در الله حقیقی

انسان هم با الله همینطور هست. برای همین الله اساساً همانطور که قرآن فرمود: قابل شک نیست؛ یعنی محال است کسی تو الله شک بکند. امکان ندارد. آن‌هایی که می‌گن به خدا شک داریم و شک داریم هست یا نه آن‌ها اللهشان قلابی است! یک تصوری که از الله دارند یک تصور غلط است. همان تصور عوامانه‌ای که اینجا کره زمین و کیهان و کهکشان آن طرف آسمان‌ها یک شخصی هست اسمش خداست. این تعریف غلط و نادرست و توهمی از الله هست بله قابل شک هم هست. اما الله را وقتی آنجوری که خودش خودش را معرفی می‌کند، هستی مطلق و بی‌نهایت. ما هر چیزی را می‌شناسیم اول چی را می‌شناسیم؟ اول هستی را می‌شناسیم بعد اشیاء را می‌شناسیم. اشیاء تا اول جنبه هست بودنشان را ما نشناسیم چیستی‌شان برای ما قابل شناخت نیست. پس اولین چیزی که انسان می‌شناسد و با آن بقیه اشیاء را می‌شناسد، بهش می‌گن چی؟ الله. هوالأوّل اول هست در همه چیز یکیشم چیست؟ در معروف بودن. در شناخت. ما اول همیشه الله را می‌شناسیم. همیشه انسان الله را می‌شناسد اول. مثل وقتی که خدا «أَ فِی اللَّهِ شَکٌّ» و در خدا شک کرد شکی در الله نمی‌تواند وجود داشته باشد انسان محال است بتواند در الله شک بکند در هستی، در هستی الله شک بکند. هستی هست، همه چیز هم قائم به اوست.

فقر ذاتی مخلوقات و غنای مطلق الله

پس ما اشیائی که داریم می‌شناسیم، خودمان، کوه، زمین، آسمان، ستاره، و …درخت، حیوانات، جنگل، یک مشت جلوه‌هایی هستند که هیچ کدام نه هستی‌شان مال خودشان است، نه صفاتشان مال خودشان است، نه ذاتشان مال خودشان است، هر چیزی که ما داریم اطرافمان می‌شناسیم همه گدا هستند، همه فقیرند به چی فقیرند؟ به الله به هستی مطلق. هستی هست که به این‌ها دارد وجود می‌دهد. این‌ها همه قائم به او هستند. پس ما هم الله را ببینیم هم قیام همه اشیاء به الله را شاهد هستیم. در این نمی‌توانیم شک بکنیم و انکار هم نمی‌توانیم بکنیم. اگر کسی توانست انکار کند. یک نفر پیدا بکنید در کره زمین این‌ها را بتواند انکار بکند انکار بکند خودش و همه اشیایی که دارد می‌بیند بیاید ادعا کند یکی از این‌ها هستی‌شان مال خودشان است. خودشان خودشان را به وجود آوردند. محال است! هیچ کس خودش خود را … هیچ موجودی خودش خود را نمی‌تواند به وجود بیاورد. محال است آنی که این را جلوه می‌کند و ظهور می‌کند آن هست مطلق است وجود مطلق است -قواعد یادتون بیاد- الله وجود دارد، هستی مطلق باهاش سنخیت داریم بگید ظرفیتش را داریم، می‌شناسیمش و تجربه‌اش کردیم. تجربه‌اش کردیم یعنی چی؟ یعنی ما یک زمانی بی‌نهایت بودن را قبلاً تجربه کردیم. کی تجربه‌اش کردیم؟ قبل از اینکه به دنیا بیاییم. چون آن روح از آن ور می‌آید به اینجا تعلق می‌گیرد. آن روحی که از خداست بی‌نهایت است مزه بی‌نهایت بودن را تجربه کرده. برای همین است وقتی به دنیا می‌آید بی‌نهایت طلب هم می‌شود. اینکه امام فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی این… یعنی چی عاشق خداست؟

بی‌نهایت طلبی انسان و انحراف آن

یعنی همین الله که ما دوستش داریم را دوست دارد؟ نه منظور این که عاشق خداست یعنی چی می‌خواهد یعنی بی‌نهایت طلب است. امپریالیسم یعنی بی‌نهایت طلبی منحرف شده. وقتی انسان نفهمد آن بی‌نهایتی که می‌خواهد الله هست یا می‌رود بی‌نهایت طلبی‌اش را در کمالات جمادی یا در کمالات گیاهی یا در کمالات حیوانی یا در کمالات علمی دنبالش می‌گردد. در حالی که فقط ما یک بی‌نهایت حقیقی داریم. آن کیست؟ آن الله هست. پس ما عشق به الله داریم لا اله الا الله… درست شد؟ خب معنای عشق را توضیح دادیم من چون فاصله زیاد افتاده چند هفته می‌خواهم دوباره یک مروری کرده باشیم رو بحث آن آیه را بفهمیم. مهم فهم آیه است.

انسان، خلیفه الله و نیاز به تربیت بی‌نهایت

عشق به الله یعنی قرار است ما را چکار بکند؟ عشق به بی‌نهایت؟ معنایش را گفتیم یعنی آن چیزی که قرآن به وسیله آن می‌فرماید من در زمین خواستم چی قرار بدهم؟ خلیفه قرار بدهم… خلیفه یعنی شما می‌خواهید جانشین خدا بشوید مظهر خدا در زمین بشوید. یعنی مثل خدا بشوید. اینجاست که انسان نیاز به چی دارد؟ نیاز به تربیت بی‌نهایت دارد، مربی بی‌نهایت می‌خواهد، دین بی‌نهایت می‌خواهد، کتاب بی‌نهایت می‌خواهد. مربی خلیفه می‌خواهد مربی بی‌نهایت… تا بتواند انسانیتش تربیت شود. ما قرار نیست دکتر مهندس شویم، می‌رویم دانشگاه دکتر مهندس بشویم. قرار نیست زن و مرد باشیم…می‌گیم هر کاری زن‌ها و مردها می‌کنند ما هم همین کار را می‌کنیم. قرار نیست ورزشکار بشویم. بگید خب می‌رویم باشگاه ورزشکار می‌شویم. قرار نیست در کمالات جمادی وقت بگذاریم دنبال پول و این‌ها باشیم می‌گیم خب می‌رویم کلاس تجارت و بازرگانی پول دربیاوریم. این‌ها که ما نیستیم که این‌ها بخش‌های حیوانی و پایینی ماست. ما قرار است انسان تربیت شویم آمدیم به دنیا که بی‌نهایت بشویم. بی‌نهایت شدن احتیاج به مربی چی دارد؟ بی‌نهایت دارد یعنی آن ۷ تا تخصصی که گفتیم هفته گذشته انسان این ۷ تا تخصص را لازم دارد. آن دست خداست و متخصص معصوم. بنابراین ما آمدیم که آن بشویم. چون آنیم احتیاج به مربی بی‌نهایت داری، احتیاج به امام داری، احتیاج به چی داری؟ به الگو داری، به الگو نیاز داری که بتوانی بی‌نهایت تربیت بشوی. درست شد؟

بهشت، تجلی اراده بی‌نهایت انسان

چون ما بی‌نهایت طلب می‌شویم، می‌خواهیم بی‌نهایت بشویم این است که شما که می‌روید آخرت می‌خواهید به خواستتان برسید تو بهشت انسان می‌خواهد شبیه به خدا بشود یعنی هرچی اراده می‌کند همان بشود. خدا هم می‌گوید اصلاً من تو را آفریدم که همین بشوی. یعنی هرچی اراده کنی همان تحقق پیدا بشود. پس آیات بهشت را بدون این توضیحاتی که دارم می‌دهم بخوانید فقط شما می‌گویید عه چه بهشتی است آنجا مثلاً خدا می‌گوید آنجا اینجوری است. اما فلسفه‌اش را نمی‌فهمید معنای آیه را نمی‌فهمید که پشت این آیه چیست؟ چرا خدا دارد بهشت را اینجوری توصیف می‌کند؟

دوری اهل بهشت از عذاب جهنم

حالا دقت کنید این سوره را با هم بخوانیم آیه را… «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى» می‌فرماید که کسانی که ما بهشان وعده خوب دادیم، «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى» و در قبل این‌ها با ما پیوندی برقرار کردند، آن ارتباطی باید بگیرند آن عبودیتی که باید داشته باشند داشتند، آن عهدی که باید رعایت می‌کردند را کردند چون آیه قرآن دارد جهنم را توصیف می‌کند و جهنم را توصیف می‌کند قبلش «لَهُمْ فِیهَا زَفِیرٌ وَهُمْ فِیهَا لَا یَسْمَعُونَ» چیزهای مختلفی دارد از عذاب آخرت می‌گوید. خب که آن‌ها کر هستند آنجا نعره‌های دردناکی در جهنم هست، نعره‌های زفیر یعنی نعره‌ها و ناله‌های جهنم خیلی وحشتناک است صدای جهنم و عذاب جهنم. صدایش کشنده است. صدایش خیلی وحشتناک است هرچی صدای وحشتناک تو این عالم دارید، یک بی‌نهایت هم صدای جهنم است. همه چی نعره‌هایش وحشتناک است عذابش، جهنمش، عذابش، آتشش، اژدهاهایش، هیولاهایی که آنجا هستند، مارهایش، نمی‌دانم نعره‌هایی که جهنمی‌ها می‌زنند خواندیم آن هفته برایتان که حیوانات پیامبر فرمود من وقتی با حیوانات هستم، چهارپاها بودم می‌دیدم حیوانات نعره…وقتی تو حالت‌های خاصی تو روز غذاشان قطع می‌شد، هیچ کاری نمی‌کردند، وحشت‌زده بودند بعد می‌گفت از جبرئیل که سوال کردم جبرئیل فرمود این‌ها صدای جهنمی‌ها را می‌شنوند اینقدر وحشت‌زده می‌شوند حیوانات یک موقع‌هایی. خب حالا انسان می‌رود آنجا آنجا این صدا را شنیدن خیلی وحشتناک است. اصلاً تو متن (بطن) آنجا قرار بگیرد بعد می‌فرماید که این‌ها آن نعره‌های دردناکی که آن‌ها آنجا می‌کشند، حالا اینجا در آیه بعد می‌فرماید «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ…» بهشتی‌ها سالم مسیر را طی کردند «أُولَئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ» این‌ها دورند از این آتش از آن آتش و از آن نعره‌ها دورند و نمی‌شوند.

بهشت و جهنم، یک واحد باطن و ظاهر

علی (ع) جمله زیبایی دارد در نهج‌البلاغه خطبه ۱۸۳ می‌فرماید که خداوند آنچنان اهل بهشت را گرامی داشت، گرامی داشته که حتی گوش‌هایشان صدای آتش دوزخ و ناله زیاد اهل جهنم را نمی‌شنوند. نمی‌شنوند. یعنی چی؟ یعنی با اینکه بهشت و جهنم یک واحد آخرت است این یک واحد توضیح دادم هفته گذشته یعنی یک امر واحد بهشت و جهنم هست که گفتیم باطنش بهشت است، ظاهر چیست؟ جهنم است. مثل دنیا. دنیا الان مثلاً ما اینجا که هستیم کسی که دارد درد می‌کشد با کسی که درد نمی‌کشد یک جاست ولی آنی که درد نمی‌کشد دارد عشق و حال می‌کند هوای خوب تنفس می‌کند ولی آنی که تجهیزات نیاورده با خودش دارد درد احساس می‌کند. یک جاست ولی باطن و ظاهر دارد. آنجا هم همینطور است آنجا هم جهنمی‌ها نمی‌فهمند بهشتی‌ها را نمی‌بینند، بهشتی‌ها هم جهنمی‌ها البته بهشتی‌ها هر وقت قرآن می‌گوید بهشتی‌ها هر وقت اراده کنند، می‌توانند جهنم را همان لحظه ببینند و با جهنمی‌ها صحبت بکنند.

اختیار اهل بهشت در مشاهده جهنم

علی (ع) می‌فرماید که خداوند اینقدر گرامی داشته بهشتی‌ها را که نمی‌گذارد که این‌ها هیچ نوع ادراکی از جهنم داشته باشند مگر اینکه چی؟ خودشان بخواهند. بگوید حالا بگذارید رفیق ما که قبلاً تو دنیا هی تلاش می‌کرد من را جهنمی کند همسایه آن رفیقم باش صحبت کنم یک گپی بزنم آیه قرآن است دیگر… تو تو دنیا می‌خواستی من را خیلی منحرف بکنی، چکار بکنی چکار بکنی باهاشان حرف می‌توانند بزنند هر وقت هم بخواهند می‌بینندشان. اما اذیت نمی‌شوند دیگر. می‌روید بیمارستان اهل مرض و درد را تو بیمارستان می‌بینید آنجا و آنجا می‌بینید دارد زجر می‌کشد و سختی می‌کشد و بعد می‌آیید بیرون ارتباط کامل قطع می‌شود.

جاودانگی در خواسته‌های نفسانی در بهشت

حالا می‌فرماید که «أُولَئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ» از آن جهنم دور هستند. «لَا یَسْمَعُونَ حَسِیسَهَا» صدای جهنم را نمی‌شنوند اصلاً آن نعره‌ها و ناله‌های وحشتناک جهنم را صدای جهنم را اصلاً درک نمی‌کنند. حسیس یعنی حتی کمترین صدا را از جهنم نمی‌شنوند. هیچی…این‌ها فقط بهشت هستند. «وَهُمْ» حالا اینجا دقت کنید اینجا چیزی هست که ما دنبالش هستیم «وَهُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ» بهشتی‌ها در هرچیزی که دلشان می‌خواهد جاودانه هستند. این آن بی‌نهایت طلبی است. یعنی هیچ چیزی نیست که بخواهی و آنجا نباشد. هیچ چی… هیچ چیز نیست که تو آرزو کنی، بخواهی، دلت بخواهد و آنجا نتوانی و بگویند اینجا نمی‌شود. نه! اینجا نداریم از این چیزها. اینجا نداریم. هرچی بخواهید آنجا هستش آن هم چی؟ جاودانه خب می‌شود چی؟ دقت کنید هرچی می‌خواهید پس محدودیت ندارد، هر چی اراده کنی پس شبیه کی شدی اینجا؟ شبیه کی شدی؟ الله و بعد هم جاودانه‌ای تمام شد دیگر. در محل سلطنتی که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است یک بهشت با آن عظمت که فقط هم مال تو است. فقط هم مال توست، سلطنت داری و تو آن بهشتی که تو سلطنت داری جاودانه هستی و هرچی اراده هم می‌کنی آنجا اتفاق می‌افتد. یک کسی آمد به حضرت صادق عرض کرد آقا می‌شود بچه‌دار شویم آنجا یا نه؟ اگه ما هوس کردیم آنجا بچه‌دار شویم چی می‌شود؟ آنجا زایمان داریم؟ مثلاً خانم باردار شود و بعد مثلاً… حضرت گفت بله اگه کسی دوست داشته باشد بچه‌دار باشد، بچه‌دار می‌شود اما مثل دنیا نیستش که باردار شود و بعد ۹ ماه درد بکشد بعد درد زایمان تحمل کند بعد بچه به دنیا بیاید بخواهد به این بچه را … فرمود به محض اینکه اراده می‌کند همسرش جا در جا باردار می‌شود و جا درجا زایمان می‌کند.

اختیار کامل در بهشت و شباهت به خداوند

اما سن بچه را خود بهشتی خود بهشتی باید تعیین کند بگوید من الان یک بچه می‌خواهم با این سن… این اراده است بچه می‌خواهم ولی یک ۵ ساله می‌خواهم، یک نی‌نی کوچولو ۹۰ ساله می‌خواهم. از خودم پیرتر. هرچی می‌خواهی هرچی می‌خواهی این با خودش. مثلاً این شکلی باشد این رنگی باشد رنگ چشمش این باشد موهایش اینجوری باشد رنگ پوستش اینجوری باشد اینجوری باشد اینجوری باشد سنش اینقدر باشد هرچی می‌خواهی می‌گوید جا در جا اتفاق می‌افتد یعنی زمان‌دار نیست. پس «وَهُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ» هرچی می‌خواهید جاودان هستش. شرایط را تو تعیین می‌کنی. هیچ شرطی به تو تحمیل نمی‌شود… آنجا نمی‌گویند خب حالا اگه این را می‌خواهی صبر کن قربان من بروم الان برایت کباب بیاورم. اینجوری نیست. قربان الان مثلاً برایت این کار را می‌کنیم. معطلی چیزی به اسم معطلی و زمان برای تو آنجا وجود ندارد. حتی یک لحظه یک لحظه… «کُن فَیَکون» مثل کی؟ مثل خداوند «عَبْدِی‌ أَطِعْنِی‌ أَجْعَلْکَ مِثْلِی‌» بنده من تو من را اطاعت کن تا مثل من بشوی می‌شود ربوبیت مگر نمی‌خواهی شبیه مربی‌ات بشوی شبیه رب بشوی؟ پس هرچی رب می‌گوید گوش کن دیگر هرچی که ربت می‌گوید گوش کن تا شبیه به مربی‌ات شوی. مگر می‌شود یک نفر به حرف مربی‌اش گوش نکند، شبیه مربی‌اش بشود؟ می‌شود؟ جایی شما سراغ دارید؟ تو کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی شما حرف استاد را گوش کنی. هرچی می‌گوید بگویی چشم تا تو شبیه به آن بشوی.

فلسفه اطاعت از خدا و اولیای او

پس فلسفه اطاعت، تبعیتی که خدا تو قرآن می‌گوید «أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ» خدا رسول، و الان امر اهل بیت علیهم السلام این است که تو باید این‌ها را اطاعت کنی تا به آن مقام برسی تا به خلیفه‌اللهی برسی پس احمقانه کسی حرف نزند که نماز چیست روزه چیست حجاب چیست؟ چرا همش می‌گویند واجب، حرام، مستحب. همه جا همینطور است. تو هر کمالی که شما .. یک گلسازی را هم می‌روی یاد بگیری آنجا استادت می‌گوید این کار را نکن آن کار را بکن این کار بهتر است این کار نباید اصلاً انجام نده. آنجا هم واجب، مستحب، حلال، حرام همه چی هست. یک ورزش رزمی می‌خواهی بروی یک رانندگی می‌خواهی یاد بگیری آنجا هم همه احکام هستش پس این حرف خیلی احمقانه است که کسی بگوید دین چیست مزاحم ماست. دین برای ما همش محدودیت می‌آورد خب کدام کمال هست که شما کسبش محدودیت نیاورد برای شما می‌خواهی پزشک شوی یک عالمه محدودیت باید تحمل کنی می‌خواهی هنرمند شوی یک عالم قواعد دارد آن هم محدودیت دارد می‌خواهی هر ورزشکار شوی تو هر رشته‌ای آن هم یک عالمه محدودیت دارد همه جا همینطور است کمال نا برده رنج گنج میسر نمی‌شود. کمال کسب کمال محدودیت دارد، مبارزه دارد تلاش دارد، قواعد دارد، قانون دارد تو باید این‌ها را رعایت بکنی. پس این فقط دین نیست که درش قواعد، فرمول، باید و نباید هست. اما چون انسان‌ها شناختشان از خودشان یک زن و مرد است با دین با مفهوم انسان‌شناسی روبه‌رو نیستند، دین را با مفهوم انسانی نمی‌شناسند این خانم است که می‌گوید من حجاب را دوست ندارم نه آن انسان است این آقا است که می‌گوید دلم می‌خواهد ناموسم هرجوری بگردد این هنوز آدم نیستش که این یک حیوان است می‌گوید خب چه اشکالی دارد ناموس من هم اینجوری باشد. حتی حیوانات غیرت ناموسی دارند و حیا و نجابت دارد این پایین‌تر از حیوان است که اینجوری فکر می‌کند… چرا مثلاً طلا بر مرد نمی‌داند حرام است؟ چرا مثلاً زن باید آنجوری باشد؟ چرا مثلاً شوهرداری اینجوری است؟ چرا زن‌داری آنجوری است؟ چرا ندارد قانون است دیگر. تو می‌خواهی شبیه کی بشوی؟ آمدی تو این دنیا شبیه کی بشوی؟ شبیه معشوقت بشوی قاعده دارد، فرمول دارد همه باید این را رعایت کنند. دیگر چرا هم ندارد اصلاً لازم نیست بدانی چرا؟ مگر آدم از مربی‌اش می‌پرسد چرا؟ می‌گوید این کار را انجام بده…چشم اصلاً اگه تو بدانی چرا که به درد نمی‌خورد که همه قشنگی و عشق و هنر عبودیت تو این هست که هرچی گفت بگویی چشم سوال هم نکنی تا آن شباهت حاصل شود.

جهالت انسان و ادعای تخصص

من چکار دارم چرا؟ مربی، رب علم مطلق، محبت مطلق است، رحمت مطلق است من هم برای خلیفه‌اللهی آفریده شدم خب پس دیگر سوال از چیست؟ مگر من می‌فهمم حالا هم اگر آن هم بگوید من همه فلسفه‌ها را می‌فهمم؟ نه. من آن ۷ تا تخصص را دارم؟ نه پس هرچی..آن ۷ تا تخصص را دارد. ۷ تا تخصص دست خداست دست متخصص معصوم است دست یک انسان هم غیر از آن‌ها نیست. پس وقتی من با متخصص معصوم روبه‌رو هستم سوال دیگر چیست؟ این خیلی احمقانه است که انسان هیچ نوع تخصصی ندارد بعد از متخصص می‌پرسد چرا؟ آن همه تخصص دست آن است هرچی می‌گوید بگو چشم. دیگر اینقدر حرف مفت زدن نیستش لازم نیست. آن‌هایی که ادعا می‌کنند علم دارند، تخصص دارند، مثلاً من پروفسور در فلان رشته هستم این پروفسوری‌ات ضرب در هزار هم بشود باز هم جاهلی نسبت به … اما همه دانشمندان دنیا را جمع کنید یکی از این گل‌ها را بدهید دستش آن‌ها که تو رشته گل‌شناسی و گیاه‌شناسی هستند بگویید این را می‌شناسی کامل یا نه؟ یعنی تمام دانشمندان را جمع کنی هزاران مجهول راجع به یک دانه گل دارند. نه همه گل‌ها همین یک دانه گل شما همه دانشمندان دنیا را جمع کنی متخصص‌ها را جمع کنی بگویی آقا یک الکترون را می‌شناسی؟ یک سلول را می‌شناسید کامل؟ نه! این ۸ هزار سالی که تاریخ پزشکی هست ۸ هزار سال بدن دارد حرف می‌زند برای شما ۸ هزار سال است بله ۸ هزار سال شما علم پزشکی دارید اما بعد از ۸ هزار سال مو را می‌شناسید چیست؟ مژه را می‌شناسید؟ چشم را می‌شناسید؟ نه. ما نمی‌شناسیم ما هنوز یک قطره خون هم نمی‌شناسیم وقتی که هیچی نمی‌دانی الان حتی یک دانه از مجهولات مخلوقات خدا پس چجوری به خودت اجازه می‌دهی بگویی من استاد دانشگاه هستم من پروفسور هستم من وایسم خلاف قرآن نه آقا این را قبول ندارم آن را قبول ندارم آخه تو چی حالی‌ات است؟ جاهلی هیچی حالی‌ات نیست اگه حالی‌ات هم هست همان مقداری که درس خواندی وقتی که هیچ کدام از تخصص‌ها را نداری برای چی می‌آیی اظهار نظر می‌کنی. تو این فضای مجازی هر جاهل و احمقی برای خودش شده استاد راجع به مسائل زندگی آدم‌ها اظهار نظر بکند. اصلاً چیزی که روش تخصص ندارد.

گمراهی در علوم انسانی و نیاز به منبع معصوم

هیچ تخصصی ندارد هیچ.. یک عالمه جهالت دارد بعد می‌آید می‌شود مربی … می‌خواهد بشود استاد و مربی بقیه و از این‌ها نفهم‌تر از این‌ها جاهل‌تر کسانی هستند که این‌ها را مربی خودشان قرار می‌دهند. آقای دکتر فلانی اینجوری گفته خانم دکتر فلانی اینجوری گفته… فلان کس اینجوری گفته.. خب گفته که گفته چقدر حالی‌اش است؟ چی می‌داند که این حرف‌ها را زده؟ فلان فیلسوف اینجوری گفته فلان کس اینجوری گفته خب حالا گفته مگر ما کمبود اطلاعات داریم ما منبع معصومانه داریم کلام الله آح.. این کلام الله کلام خود خداست یعنی همان است که همه چی را خلق کرده. این دارد با ما حرف می‌زند. تحریف هم توش ۱۴۰۰ ساله اتفاق نیفتاده. همان قرآنی که ۱۴۰۰ سال پیش نازل شده همان است. دوست و دشمن هم قبول دارند. کلام متخصصین معصوم هم داریم خلفای الهی هم دستمان هست. معتبرهاش را دارم می‌گویم آن‌ها که قاطی کردند را نه آن معتبرهاشان که داری. بعد از این ما احتیاج به راهنمایی کی داریم؟ کی می‌خواهد بیاید ما را راهنمایی کند؟ بعد از الله و اهل بیت…. «فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ» بعد از حق جز گمراهی هیچ چیزی نیست. یک کسی که احساس نیاز به قرآن و اهل بیت نمی‌کند این واقعاً خودش را نمی‌شناسد. یعنی این می‌گوید من با تخصص خدا را قبول ندارم، اهل بیت هم قبول ندارم آن که سازنده است آن که خازن علم است آن که نماینده مجاز است می‌گوید نه سازنده را قبول دارد و نه متخصص…. نه نماینده مجاز را مثل الان یک گوشی را فرض بفرمایید یک گوشی هستش مال فلان شرکت الف بعد می‌گوییم خب ببر درستش کن می‌گوید من شرکتش را قبول ندارم می‌گوییم این سازنده این است می‌گوید نه این را قبول ندارم می‌گوییم خب نماینده مجاز می‌گوید این هم قبول ندارم. پس کجا می‌خواهی ببری؟ می‌گوید می‌برم اینجا یک بقالی هست می‌دهم آنجا تعمیر کند…وضعیت علوم انسانی الان همینجوری است وضعیت دانشگاه‌های ما الان اینجوری است یعنی حذف سازنده، حذف متخصص نماینده مجاز.. این را گذاشتنش کنار بعد حالا دارند می‌گردند با سعی و خطا اطلاعات با آزمایش آدم‌ها می‌شوند موش آزمایشگاهی سعی و خطا کن یک سری اطلاعات غلط دربیاوریم این را می‌کنیمش علم و دانش و بعد جمعش می‌کنیم و می‌گوییم هرکی این را یاد بگیرد بهش لیسانس می‌دهیم هرکی هم این را یاد بگیرد بهش ارشد می‌دهیم این مقدار را هرکی یاد بگیرد بهش دکتری می‌دهیم… بعد هم آنی که می‌آید ارشد می‌فهمد آن‌هایی که تو کارشناسی خوانده خیلی‌هایش باطل است و آنی هم که می‌رود دکتری می‌فهمد خیلی چیزهایی که خوانده بیخود بوده باطل است. بعد از اینکه دکتری گرفت می‌فهمد اینی هم که الان بلد است خیلی‌هایش به درد نمی‌خورد چون تخصصی نیست. زور که نیستش که اصلاً تو نگاهت غلط است به انسان و تو آن انسانی که خدا آفریده را نمی‌شناسی برای موجودی داری برنامه‌ریزی می‌کنی که نمی‌دانی کیست..گفت یک نفر که نمی‌دانم کیست یک حرف خیلی مهمی زده که نمی‌دانم چیست واقعاً وضعیت علوم انسانی اینجوری است الان.

جاودانگی و گستره وجودی انسان

این دارد می‌گوید چی؟ دارد می‌گوید شما تو آنی که می‌خواهید هرچی که اراده بکنی این انسان است… «وَهُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ» خیلی حرف است خالق دارد حرف می‌زند راجع به ابدیت و … «وَهُمْ فِی مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ» جاودانه است ابدی این آن ذکری است که باید دائماً تمرین کنید از صبح تا شب، شب تا صبح باید یادت نرود که تو جاودانه هستی. به محض اینکه بلندای و گستره وجودی‌ات را فراموش کنی آسیب می‌بینی و شیطان می‌تواند نفوذ کند تو قلبت و شیطان‌صفت‌ها می‌توانند بهت نزدیک بشوند.

یادآوری جاودانگی برای سعادت

اگه بخواهی از شر شیطان و وسوسه‌های شیطان و شیطان‌صفت‌ها دور باشی و قوی باشی و شاخصه‌های سعادت را داشته باشی، شاخصه‌های سعادت چی‌ها بودش؟ رحمانیت و رحیمیت، آرامش و شادی اگه بخواهی داشته باشی باید گستره وجودی‌ات را و استمرار وجودی‌ات را همیشه یادت باشد که تو جاودانه هستی و باید بدانی برای چی آمدی به این دنیا…وقتی یادت رفت جاودانه‌ای و فکر کردی زنی مردی عقلی فقط هوشی فقط تمام آسیب‌ها از اینجا شروع می‌شود. یادت می‌رود انسانی، یادت می‌رود روح خدایی. همین که یادت رفت انسانی و روح خدایی آسیب‌ها می‌آید سراغت.

ذکر آخرت، عامل خلوص انبیاء

دقیقاً مثل کسی است که تو جاده دارد می‌رود این مسیریاب را روشن کرده توی کشوری دارد می‌رود کشور غریبه‌ای دارد می‌رود مسیریاب را شما گم بکنید کجا می‌خواهی بروی؟ می‌مانی نمی‌دانی کجاست و یک موقع رفته بودم ماموریتی برای ۷-۸ تا کشور باید می‌رفتیم. این راننده‌ای که آمده بود من را ببرد از اول یعنی ۷ تا کشور ما باید می‌رفتیم هر روز چند جا سخنرانی تو یک کشور بودیم، دو روز سه روز آنجا بعد یک کشور دیگر این از اولش حرکت کردیم ما این اتومبیلش این مسیریابش روشن بود خب الان ما باید کجا برویم می‌زد تو ماشین و راه می‌افتیم و می‌رفتیم سر محلی که باید سخنرانی می‌کردیم حالا فکر کن شما مثل مسیریابی که الان شما دارید تو موبایل‌هایتان مثل مثلاً نشان بلد و این‌هایی که شما الان می‌زنید حالا این‌ها کار نکند چه اتفاقی می‌افتد و آن هم یک جایی که غریبید. می‌مانی دیگر. می‌مانی نمی‌دانید… انسان تا نشان یابش را گم بکند تمام است… متوقف می‌شود می‌ماند تو جهنم دنیا آسیب می‌بیند آنی که دائماً تو را هوشیار نگه می‌دارد که آخر مسیر حواست باشد آن است ها آنجا قرار است بروی. اگه آن یادت برود یا دستگاه خاموش شود مقصد را گم کنی چه اتفاقی می‌افتد؟ متوقف می‌شوی شما کاری نمی‌توانی بکنی انبیا که خودشان الگوهای ما هستند و متخصص و معصومند قرآن می‌گوید این‌ها اگه آخرت را گم کنند متوقفند. همین آیه بعدی که می‌خواهم برایتان بخوانم یک صلوات ختم بفرمایید… سوره ص سوره ص می‌فرماید که راجع به انبیا چی می‌فرماید؟ می‌فرماید که «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ» انبیا چجوری خالص شدند؟ یعنی نفوذی نداشتند گناه نداشتند، آلودگی نداشتند وسوسه نمی‌شدند، شیطان نمی‌توانست گولشان بزند و وقت و عمرشان را تلف کند استعدادهایشان را تلف بکند شیطان‌صفت‌ها بهشان نزدیک نمی‌توانستند بشوند چجوری؟ می‌گفت این‌ها را ما با چی خالصشان کردیم؟ یعنی دائماً این مسیریابشان جلو چشمشان بود. آیه ۴۶ سوره ص «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ» آیه‌ای که برایتان خواندم سوره ۴۶ آیه ۴۶ سوره ص این‌ها را ما با ذکر آخرت و یاد معاد خالصشان کردیم پس ما هم اگه بخواهیم سریع‌تر برسیم به انبیا آن دو دستوری که خدا داده دستورات چی‌ها بود؟ «سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» با سرعت بیایید به سمت مغفرت پروردگارتان و بهشتی که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است چجوری با سرعت بروید؟ شما اگه مسیریابتان را گم کرده باشید می‌توانید سریع بروید؟ بله؟ می‌گویی نه نه بزن کنار هرچی سرعت بروی اشتباه ممکن است بروی یک مسیری و چند ساعت دور می‌شوی. بزن کنار اول مسیریابم را پیدا کنم ببینم باید از کدام جا برود صد راه سر راهم هست ده تا چهارراه است سر راهم کجا باید بروم الان؟

سرعت و سبقت در مسیر الهی

پس یکی می‌تواند راحت گاز بدهد به سرعت خودش را برساند چرا می‌تواند با سرعت گاز بدهد برود بدون شک و تردید با آرامش و قدرت گازش را بدهد برسد؟ چون چی روشن است؟ مسیریاب روشن است می‌گوید از اینجا برو راست برو چپ برو اینقدر سر پیچ اینجوری است دارد بهت راهنمایی می‌کند سریع می‌رسی آنجا اگه این خاموش باشد بخواهی بروی جلو چکار می‌خواهی بکنی؟ نمی‌توانی بروی پس دستور «سارعوا» برای این است که باید مقصد را بشناسی بتوانی سرعت بروی بعد هم می‌گوید «سابقوا» نه تنها «سارعوا» به آن بهشت به آن غایت است که داریم توصیفش می‌کنیم که شما بی‌نهایت طلبی‌ات در آنجا ارضا می‌شود آنجا می‌شوی خلیفه‌الله آنجا مثل خدا می‌شوی که هرچی اراده کنی همان خواهد شد که سریع و سبقت هم بگیری در سمتی که تو کارهایی که شما را زودتر می‌رساند به خدا. یعنی تو خوب بودن، توی مهربانی، رحمانیت، توی رحیمیت، توی آرامش، توی شاد بودن از همدیگر سبقت بگیرید. تو صفت‌هایی که صفت‌های خدایی است تو کرامت، بزرگواری، بخشش، عفو، گذشت توی این‌ها توی صبر تو این‌ها سبقت بگیرید از بقیه.

اخلاص و یاد خانه (آخرت)

خب اگه انسان بخواهد سبقت هم بگیرد باید مسیر را بشناسد یعنی دو تا ماشین می‌خواهند حرکت کنند یکیشان راهنمایش گم شود می‌تواند سبقت بگیرد از بغل دستی‌اش؟ بله؟ کی می‌تواند سبقت گرفتن یعنی بقیه را پشت سر بگذاری، بقیه را پشت سر بگذاری باید آدرس را داشته باشی که وقتی آن را پشت سر بگذاری خودت جلوتر بروی برسی پس باید دستگاهت روشن باشد آن دستگاهی که خدا در اولیای خودش انبیا روشن کرد که این‌ها هم سرعت بگیرند و هم سبقت چی بود؟ خب خود خدا دارد می‌گوید من «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ» یاد خانه چقدر هم قشنگ است نگفت یاد آخرت نگفت یاد بهشت گفت یاد چی؟ یاد خانه خانه‌مان آنجاست آنجا ما تازه می‌رویم جا می‌اندازیم برای ابدیت باید آنجا باشیم الان مسافریم ما هنوز به خانه نرسیدیم خانه‌مان کجاست؟ بهشتی که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است آنجا خانه‌مان است چقدر قشنگ خدا حرف می‌زند با بنده‌اش؟ خانه‌ات یا الدّار خانه‌تان آنجا خانه‌تان است. اینجا که شما مسافرید خانه ندارید اینجا مستأجرید باید بیایید به خانه برسید آنجا دیگر راحت می‌مانید دیگر آنجا آها رسیدم خانه… تا رسیدم خانه بار و بندیل را بگذارم آرام بشوم اینجا خب انبیا چرا خالص شدند؟ کلمه اخلاص را دقت کنید چجوری معنا می‌کنم؟ خوب دقت کنید اگه این را نفهمی آیه را نمی‌فهمی…اخلاص یعنی اجازه ندهی فرمول‌های غلط، مشاوره‌های غلط، معیارهای غلط، اندازه‌های غلط، تقدیرهای غلط، آرزوهای غلط بیاید سراغت از خلوص می‌اندازدت، وقت و عمرت را تلف می‌کند اینقدر وقتت را می‌گذاشتی رو کار دیگر رو کاری که ارزشش را نداشته یا گناه بوده نعوذبالله خدای ناکرده گناه بوده وقتت را گذاشتی تو آن و خودت را معطل کردی دیگر نمی‌توانی پرواز کنی، جلو پروازت گرفته شده می‌خواهی راه پیدا کنی به آسمان راهت نمی‌دهند اصلاً اینجا تو نمی‌توانی بروی تو. چون تو مشغول چی بودی؟ مشغول چیزی بودی که با خلوصت با نشانه‌ای که باید می‌رسیدی سازگاری نداشته خب حالا نمی‌توانی بروی دیگر یک باری را برداشتی رو که نباید برمی‌داشتی یک چیزی قاطی تو شده که نمی‌گذارد پرواز کنی. تو باید با سرعت و قدرت پرواز کنی الان یک چیزی یک باری برداشتی که هم سرعتت را گرفته و هم قدرتت را هی تلاش… شب‌ها دیدی خواب می‌بینی می‌خواهی پرواز کنی ولی نمی‌توانی..خیلی‌ها می‌آیند به من می‌گویند می‌گویند هی می‌خواهیم تلاش کنیم بپریم یک متر می‌رویم بالا دیگر نمی‌رویم دو متر می‌رویم دیگر نمی‌توانیم برویم یک ذره می‌خواهیم اوج بگیریم دیگر نمی‌توانیم. اوج می‌گیریم می‌افتیم. خودتان دارید خواب می‌بینید. یعنی یک چیزهایی قاطی داری که آن قاطی نمی‌گذارد پرواز بکنی. یک چیزهایی ما قاطی داریم که اینجوری می‌شویم دیگر که شب‌ها این خواب‌های مسخره را می‌بینیم ناتوانی‌هایمان، ضعف‌هایمان به بن‌بست رسیدن‌هایمان نمی‌توانیم این است پس اخلاص را دقت کن یعنی چی؟ اخلاص یعنی خودت را از شر هر الگویی و هر مربی غیر از خدا و اهل بیت چکار کنی؟ بیا از ذهن و دلت بیرون کنی تا سرعتت و قدرتت زیاد شود این اخلاص را ما یک جا سر نماز دائماً به خودمان هم می‌گوییم کی می‌گوییمش؟

نماز، اخلاص و رهایی از غم و غصه

آفرین «إِیَّاکَ نَعبُدُ وَإِیَّاکَ نَستَعِینُ» فقط حرف تو را گوش می‌کنیم، فقط از تو دستور می‌گیریم سبک زندگی‌مان را فقط از تو و فقط هم از تو کمک می‌گیریم می‌شود اخلاص… یعنی نمی‌گذاریم چیزی دیگر قاطی بشود…وقتی قاطی بشود هر چیزی سرعتت را می‌گیرد. جلو سرعت و سبقتت را می‌گیرد دیگر نمی‌توانی پرواز بکنی ما وقتی رفتیم سراغ غیر خدا انگیزه‌های غیر خدایی داشتیم، آرزوهای غیرخدایی داشتیم به غیر خدا امیدوار بودیم، طمع غیرخدا داشتیم برای بندگان خدا زندگی کردیم نه برای خدا، سرعتمان کم می‌شود، راه را غلط می‌رویم، ناخالصی می‌آید تو زندگی ما. لذا خدا دائماً هی به ما دارد دستور می‌دهد که از من و غیر از من و اهل بیت خودتان را خالی کنید. خالی کنید. فقط برای من زندگی کنید، فقط به عشق من زندگی کنید. «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» یعنی خالص بگو نمازم و عبادت و حیاتم و مرگم مال خداست. خب اگه اینجوری انسان دیگر غم و غصه ندارد تو زندگی‌اش. آدم‌ها که دائماً غصه‌خور و ناراحت و عصبی و زودرنج و حساسند چون برای آدم‌های دیگر داشتند زندگی می‌کردند، آن‌ها هم توقعاتشان را به جا نمی‌آورند، از دست آن‌ها ناراحت می‌شوند. از دست آن‌ها کلافه می‌شوند و ناامید می‌شوند و ناراحتی… تمام امید این شوهر بوده تمام امیدش این زن بوده تمام امیدش پدر و مادرش بوده تمام امیدش را کرده بچه‌اش حالا این بچه کلاً ول کرده رفته اصلاً محل نمی‌گذارد به این یک دفعه این افسرده می‌شود. یک دفعه افسرده می‌شود می‌گوید عه عه من تمام دلبستگی و امیدم و نشاط زندگی‌ام و معنای زندگی‌ام این آدم بود این آدم هم الان ول کرده رفته یا مرده من افسرده شدم یا اصلاً ولم کرده رفته یا محل نمی‌گذارد خب افسرده شدم خب چون داشتی برای این زندگی می‌کردی. تو دلبستگی‌ات کس دیگر بوده معشوقت کس دیگر بوده الهت کس دیگر بوده امیدت کس دیگر بوده تو زندگی‌ات دلخوشی‌هایت غیر از الله و اهل بیت و آخرت بودند. معصومی که اینقدر سرعت دارد پیغمبری که اینقدر سرعت دارد «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَهٍ ذِکْرَى الدَّارِ» شما تو سفر بچه‌ات را چطوری دلداری می‌دهی؟ بچه‌ات می‌گوید خسته‌ام خوابم می‌آید می‌خواهد نق بزند غر بزند مادر و پدر چی می‌گویند؟ می‌گویند تحمل کن عزیزم یک ذره بخواب می‌رسیم خانه، خانه راحت بخواب. بخواب تا برسیم خانه. گرسنه‌ام تشنه‌ام باشد تحمل کن الان می‌رسیم. همه خانه را بشارت می‌دهند دیگر با خانه همه آرامند. تو خانه وقتی یادت رفت بهشت یادت رفت آخرت یادت رفت دلخوشی‌هایت چیست تو دنیا؟ هرچی اساتید اخلاق و مربی‌ها و خدا بهت بگویند آخرت آخرت آخرت تو چون دلخوشی آنجا نیست این ور نماز هم خودت هم می‌خوانی «إِیَّاکَ نَعبُدُ وَإِیَّاکَ نَستَعِینُ» نمی‌فهمی چی می‌گویی داری دروغ می‌گویی. «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ» درست نمی‌گویی صراط المستقیم یعنی راه این آدم‌ها دیگر «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» یعنی من می‌خواهم این راه را بروم خب نمی‌روی تو داری دروغ می‌گویی می‌خواهم راه این‌ها را بروم. راه این‌ها راهی است که توش رحمت است، آرامش است و شادی و هیچ کدام این‌ها را نداری تو همش الان اضطراب داری، دلشوره داری، ناراحتی داری، دنیایت جلوت تیره و تار است، معنا ندارد برایت خب پس راه این‌ها را نمی‌خواهی بروی. اگه این‌ها قهرمان‌های تو هستند، قهرمان‌های زندگی تو هستند «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» پس مثل این‌ها قوی باش ببین این‌ها چه بلاهایی تو زندگی سرشان آمد.. اهل بیت را نگاه کنید…اولیای خدا را نگاه کنید، انبیا را نگاه کنید این‌ها با همه بلاهایی که سرشان آمد نه رحمانیت و رحیمیتشان را از دست دادند یک کینه از کسی به دل نگرفتند نه آرامششان را از دست دادند نه شادی‌شان را تو چرا الان اینقدر درب و داغونی چرا اینقدر افسرده‌ای چرا اینقدر ترسویی چرا اینقدر پریشانی؟ چون تو نماز نمی‌خوانی نماز بخوان که قوی شوی نماز بخوان که یادت بیفتد کی هستی؟ ما نماز را بدون نماز دارد این خانم می‌خواند و این آقا و این خوشش نمی‌آید و دوست دارد تمام شود. نماز بخش انسانی ما نماز را نمی‌خواند یا آن کسی که دارد چادر می‌پوشد دارد می‌رود سر سجاده آن خانم آن آقا آن من اصلی نمی‌رود سر سجاده این سر قرار نمی‌رود این را نیاوردش که نماز بخوانند اگه این کودک عزیز روان نماز بخواند ما درست می‌شود زندگی‌مان. این خانم بخواهد نماز … خانم هم می‌گوید ای بابا حالا نرویم جهنم برای اینکه نرویم جهنم بگذار این کلمات عربی را بگویم نمی‌فهمم چی می‌گویم بگذار تند تند بگویم زودتر هم خلاصش کنم برود دیگر زودتر. تعقیبات می‌خواهم چکار؟ اذان می‌خواهم چکار؟ اقامه می‌خواهم چکار؟ اصلاً نماز می‌خواهم چکار؟ نمازم حتی یک کلمه به این… اصلاً نمی‌خواهد فکر کند به این چیزهایی که دارد می‌گوید. فکر هم نمی‌کند فکرش جای دیگر است. این نماز نیست که ما می‌خوانیم که اگه نماز بخواند قوی می‌شود. چرا؟ «إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ» نماز انسان را از فحشا و منکرات باز می‌دارد اما نماز باشد این‌ها که قلابی است این‌ها که پلاستیکی است اصلاً نمی‌خوانیم نماز را ما فقط ادایش را درمی‌آوریم یعنی صورتش را داریم ولی خب اگه کسی یک سجده درست انجام بدهد یک رکوع یک قنوت درستی داشته باشد این آدم قوی است این آدم آدم قوی هستش باید بیاییم تمرین کنیم نماز را تا نمازهایمان جدی بشود. روزه‌هایمان انسانی باشد. نماز را بخوانیم، بفهمیم چی داریم می‌گوییم یعنی وایستادی الله اکبر بدانی یعنی چی؟ ما الله اکبر را اردوی یک هفته‌ای برایش داشتیم یک سال هم طول کشید تا گفتیم مفاهیمش را الله اکبر یعنی چی؟ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ – الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» چقدر دوام می‌کند الحمدلله چقدر جهنم را از وجود انسان پاک می‌کند؟ «الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» تک تک این کلمات اگه کسی آدم باشد یعنی بخش انسانی‌اش نماز بخواند معجزه می‌کند تک تک این کلمات ما نماز نمی‌خوانیم وقت هم نداریم برویم یاد بگیریم.. می‌روم زبان یاد بگیرم، کامپیوتر یاد بگیرم بروم درس بخوانم اصلاً واجب هم نیست بهش. بیخودی الکی همه جوان‌ها الکی می‌روند دانشگاه قرار هم نیست ازش استفاده بکنند. حتماً من باید بروم ارشد بگیرم حتماً من باید بروم دکتری بگیرم حالا می‌خواهی چکار کنی باهاش؟ آنی که الان برایش واجب است تو ممکن است بمیری بروی برزخ این‌ها نیست ها.. اگه الان جوانی داری وقت می‌گذاری پول می‌گذاری جان می‌کنی این‌ها را یاد بگیری حفظ کنی تحویل استاد بدهی نمره‌ات حتماً ۲۰ بشود ۱۸ بشود ۲۰ بشود برای این چکار کردی برای این قرآن چکار کردی؟ برای مفاهیم انسانی چقدر وقت گذاشتی؟ می‌گوید وقت ندارم درس دارم دانشگاه دارم من وق…یعنی تو بخش انسانی‌ات را و کودک عزیز روانت می‌گوید وقت ندارم. وقت ندارم. نمی‌رسم به خودم کودک عزیز روان می‌خواهد بمیرد می‌خواهد هرچی به من چه؟ بمیرد غذا بهش نرسد، ناراحت شود، عصبی شود، پرخاشگر شود، افسرده بشود به من چه همین آدم اگه یک دانه جوجه خانه‌اش بیاورد می‌گوید نه اینجوری باید حتماً بهش برسم، خوابش چیز باشد یک جوجه که نمی‌فهمد. می‌گوید یک جوجه آوردم باید بهش برسم چهار تا کبوتر آوردم باید به … این‌ها می‌فهمند ها این نی‌نی کوچولو دارد می‌فهمد ولی بچه خودش هم نیست. این را می‌فهمد نوبت کودک عزیز روان که می‌شود اصلاً حواسش نیست از خدای کودک عزیز روان به امانت امانت خدا بهش داده. «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ» انسان پس یادش نیست یک امانت از خدا دستش است کودک عزیز روان و این غذا می‌خواهد مراقبت می‌خواهد رسیدگی می‌خواهد مادری می‌خواهد پدری می‌خواهد می‌گوید حالا شد شد نشد حالا باشد برای بعد… این آن تنبلی و بی‌حوصلگی هست که ما در برخورد با خودمان همیشه داریم.

جنایت فراموشی خود و نیاز به قرآن

فردای قیامت خدا به تو می‌گوید کی به تو گفت این همه درس بخوانی واجب بود؟ کی گفت زبان خارجی اینقدر وقت بگذاری پول بگذاری این قرآن من را خواندی یک دور؟ یک دور خواندی بفهمی من چی می‌گویم باهات؟ یک بار فهمیدیش؟ یک بار وقت گذاشتی این را بفهمی؟ من باید ارشد بخوانم دکتری بخوانم باید زبان بخوانم باید کامپیوتر بخوانم باید این را بخوانم باید این را…کلاس گلسازی ماشالله چقدر وقت دارید شماها… گلسازی، گلدوزی، کیک‌پزی، شیرینی‌پزی، نمی‌دانم آشپزی وقت این قدر بیکارند افراد برویم این را یاد بگیریم آن را یاد بگیریم این کلاس آن کلاس این جلسه آن جلسه تو این کانال تو آن کانال می‌نشینند یک مشت این دائماً هم این گوشی دستشان است همینجوری تو این کانال‌ها هرکسی هرچی استفراغ کرده این هم می‌خواهد آن استفراغ طرف را بخورد بروم این را ببینم آن را ببینم این را بزنم آن را بزنم بعد این قرآن چی؟ می‌گوید وقت ندارم ۵۰ آیه در روز نه ۲ آیه بفهمیم تو برنامه این را نوشتم گفتم شما ۵۰ آیه که واجب است را بخوانید ۲ آیه هم در روز بفهمیم…۲ تا آیه می‌شود چقدر؟ می‌شود ده دقیقه یک ربع. سوال بعد از چند سالی یک دور قرآن را خواندی یا نه؟ یک دور آیات را می‌فهمی؟ فهمیدی آیات چی می‌گوید؟ این خدا با تو معشوقت چی می‌گوید باهات؟ فرستاده نامه عاشقانه‌اش را فرستاده تو بخوانی بیایی بالا کو؟ این نامه عاشقانه را ما می‌خوانیم؟ کاملاً بی‌رحمانه است مثل کسی به یک نفر بگوید من عاشقتم دوستت دارم آن هم بگوید من هم دوستت دارم و این برایش پیام بفرستد یا نامه بفرستد بعد آن طرف هی منتظر است این تیک بخورد نامه خوانده شود این معشوقش این را ببیند می‌بیند نه نه تیک خورد نه نگاه کرد نه چیزی… یک روز دو روز یک هفته یک سال دو سال نامه‌ام را باز نکردی؟ نامه‌ام را نخواندی؟ نه وقت نکردم…می‌بیند ها ولی تیک نمی‌زند برود توش بخواند بالاخره معشوقه چی دارد می‌گوید عاشقه چی دارد می‌گوید…هیچی… ما دقیقاً همینقدر احمقانه با کلام الله برخورد می‌کنیم با دین برخورد می‌کنیم. همینقدر احمقانه. استادهایی که انتخاب می‌کنیم کلاس‌هایی که انتخاب می‌کنیم، کانال‌هایی که انتخاب می‌کنیم، سایت‌هایی که انتخاب می‌کنیم چیزهایی که داریم می‌بینیم همینقدر جاهل هستیم. ببین شما همان چیزهایی که می‌زنی تو کانال به قول خودت تیک می‌زنی نگاه می‌کنی ببین کدامش واجب الهی است که فردای قیامت دستت را می‌گذاری باید خواست باشد قیامت می‌پرسند زدی واجب بود بزنی یا نه؟ برای چی زدی این را نگاه کردی؟ لازم بود تو حیاتت؟

دوری از غیرضروریات و یاد خانه آسمانی

علی (ع) وقتی که دارد امام حسن را برایش نامه می‌نویسد تو نامه تربیتی می‌گوید ما هرچیزی که لازم نبود گذاشتیم کنار. هرچیزی که ضروری نبود و واجب نبود ما گذاشتیم کنار. اما حسن می‌فرماید ابا و اجداد طاهره تو اینجوری بودند و ما هم اینجوری هستیم تو هم همینجوری باش هر چیزی ضرور… الان یک کسی یک چیزی فرستاد الان من نگاه کنم؟ این کانال‌ها آن کانال این شبکه آن شبکه نمی‌دانم تلویزیونش هم همینطور است الان من باید وقت بگذارم برای این؟ خدا رحمت کند ولی خدا را که شما اینجا هم برایتان صحبت کرد و چند جلسه هم پیشش بودید فرمود آدم‌ها، پدر و مادرها اگر به بچه‌هایشان سم بدهند بکشندشان به بچه‌های خودشان گناهش کمتر از این هستش که یک ماهواره بگیرند بگذارند تو خانه… می‌فهمی داری چی به خورد بچه‌ات می‌دهی؟ بچه‌ات با این کانال با این چیزهایی که دارد نگاه می‌کند چی ازش در می‌آید؟ این دیگر می‌تواند مسیر انسانیت را طی بکند؟ این اصلاً یادش می‌ماند آدم است؟ این کانال‌ها برای این ساخته شده که شما یادتان برود کی هستید، برای چی آفریده شدید و موفق هم هستند. موفقند برای اینکه ۱۰ بار ۱۰۰ بار شنیدید که قرآن خواندنش ۵۰ آیه در روز واجب است و تو هنوز این کار را نمی‌توانی بکنی چون احساس نیاز نداری روح تو به خواندن قرآن احتیاج ندارد، عطشی نداری به خواندن قرآن به نماز خواندن عطش نداری می‌گویی آره من قرآن نمی‌خوانم یک ساله قرآن نخواندم. آب چی؟ نان چی؟ چایی چی؟ شیرینی چی؟ غذا چی؟ برنج چی؟ کیک چی؟ همه را می‌خورم چون این‌ها را احساس نیاز می‌کنم. غذای روحت چی؟ نه من … در ۲۰ ساله احساس نکردم که لازم است بروم قرآن را بخوانم و بفهمم من شب تا صبح عزادار معشوق‌هایی هستم که من نیستم یک عمر است در فراق معشوق‌هایی می‌سوزم که دائماً تحقیرم می‌کنند دائماً له می‌شوم زیر دست و پایشان بی‌شخصیت می‌شوم این معشوق‌های قلابی دارند من را داغون می‌کنند ولی باز هم همین‌ها را می‌خواهم وقت هم ندارم که بروم قرآن بخوانم. این کتاب چیست بالاخره؟ این قرآن چیست چی می‌خواهد به من بگوید؟ این جنایت چیست که ما با خودمان می‌کنیم یادمان می‌رود کی هستیم ما یادمان رفته کی هستیم آیه بعدی که راجع به بهشت است می‌ماند برای بعد چون آیات بهشت را داریم می‌خوانیم الان فعلاً می‌خواهم آن ارضای بی‌نهایت طلبی انسان در آخرت و بهشت را داریم می‌خوانیم الان موضوع بهشتمان این است قبلش اول دارد می‌گوید آن‌هایی که رسیدند به این اوج چجوری خالص شدند؟ آن‌ها اینجوری خالص شدند یعنی خالص شدن یعنی چی؟ معنایش چی شد؟ یعنی سرعت و سبقت. توان سرعت و توان سبقت. چجوری؟ آن‌ها یاد خانه‌شان بودند همیشه. یاد خانه خیلی شاد می‌کند آدم را…

یاد آخرت، عامل شادی و آرامش

من مربی شما هستم بی‌نهایت تک تک شماها را دوست می‌دارم به چشم خدا به چشم امام زمان که بچه‌های امام زمانید بچه‌های فاطمه زهرا هستید دارم از عمق این نگاه و محبت دارم باهاتان صحبت می‌کنم. نگران هستم اگه با یاد آخرت شاد نمی‌شوید و غم‌های دنیا یادتان نمی‌رود مریضی خیلی حاد است برویم درمان کنیم خودمان را یاد بهشت یعنی همه غم‌های دنیا را یادمان برود. خدا رحمت کند استاد ما آیت‌الله مجتهدی را چه بزرگواری ما داشتیم این همیشه سر کلاس به ما می‌فرمود این نیز بگذرد. اگه کسی فهمید این نیز بگذرد همیشه شاد است دیگر غصه دنیا را نمی‌خورد. غصه دنیا را نمی‌خورد یعنی چی؟ یعنی جهنم نمی‌رود… پیامبر فرمود «مَنْ بَکَى عَلَى اَلدُّنْیَا دَخَلَ اَلنَّارَ» دیگر جهنمی نمی‌شوی دیگر تو آن دنیا نمی‌سوزی اگه تو دنیا نسوختی آخرت هم نمی‌سوزی اگه اینجا برای دنیا سوختی آن ور هم می‌سوزی. اگه اینجوری الان آتیش می‌گیری برای شان‌های حیوانیت، گیاهیت، جمادیت یا عقلیت آن ور هم جهنم… ما باید قوی شویم عزیزان من بچه‌های امام زمان قوی شویم که با یاد آخرت شاد شویم که هر بلایی سرمان آمد تو دنیا که به نفعمان هم هست مثل زینب کبری (س) «ما رَاَیتُ اِلّا جَمیلاٌ» من جز زیبایی هیچی ندیدم خیلی خوب بود. باید قوی شویم باید عرضه داشته باشیم ما بابا مادرمان امیرالمؤمنین بوده فاطمه زهرا بود. و از آن خاندانمان قوی باشد ما بچه‌های این آدم‌ها بودیم و هستیم اگه بچه‌های این‌ها هستیم باید مثل این‌ها قوی باشیم که یاد بگیریم با خواندن قرآن آرام شویم و شاد شویم. با آیات بهشت شاد شویم. با یاد آخرت دنیا یادمان برود و غم‌هایش ببینید راجع به قهرمان‌های این رشته رشته انسانیت تو قهرمان‌های این تخصص می‌گوید این‌ها فقط اخلاصشان یعنی سرعت و سبقتشان با یاد خانه بود. خانه خانه خانه. یا روی تلفن‌های همراهتان یا روی آینه‌های خانه‌تان یا یک تابلو بنویسید بنویسید یک کلمه خانه الدّار اگه نمی‌فهمیش بنویس آخرت بنویس بهشت بنویس خدا بنویس خانواده آسمانی یادت باشد این قویت می‌کند. این تو را قوی می‌کند که زودرنجی‌هایت را می‌گیرد، عصبانیت‌هایت را می‌گیرد حساسیت‌هایت را می‌گیرد چیزهایی که قاطی داری را همه را از وجودت بیرون می‌کند همه را بیرون می‌کند از وجودت و می‌شوی قوی می‌شوی شاد می‌شوی آرام می‌شوی مهربان. اَلحَمدُللهِ رَبِّ العالَمین وَ صٌل الله علی مُحَمَّد و آلِهِ الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  1. انسان به دلیل دمیده شدن روح الهی در او، بی‌نهایت‌طلب آفریده شده است و این تفاوت اصلی او با سایر مخلوقات است.

  2. طلب بی‌نهایت انسان نشان‌دهنده وجود مطلوب بی‌نهایت (الله) است که همه کمالات را در خود جمع کرده است.

  3. سنخیت بین انسان و الله از دمیده شدن روح خداوند در انسان نشأت می‌گیرد که عشق به کمال مطلق را در او ایجاد می‌کند.

  4. اولین چیزی که انسان در عالم می‌شناسد، “وجود” است که همان الله تبارک و تعالی است.

  5. الله، هستی مطلق و بی‌نهایت است و شک در آن محال است؛ آنچه مورد شک قرار می‌گیرد، تصورات غلط از خداوند است.

  6. همه مخلوقات، از جمله انسان، ذاتاً فقیر و نیازمند به هستی مطلق (الله) هستند.

  7. بی‌نهایت‌طلبی انسان، اگر به درستی هدایت نشود، می‌تواند به انحراف در کمالات مادی یا حیوانی منجر شود.

  8. انسان برای رسیدن به مقام خلیفه‌اللهی و مظهر خداوند شدن، نیازمند تربیت بی‌نهایت، مربی بی‌نهایت و دین بی‌نهایت است.

  9. بهشت، تجلی اراده بی‌نهایت انسان است؛ جایی که هر آنچه اراده کند، همان می‌شود و این شبیه شدن به خداوند است.

  10. اهل بهشت از هرگونه عذاب و صدای جهنم دور هستند، مگر آنکه خودشان اراده کنند که آن را مشاهده کنند.

  11. در بهشت، انسان در هر آنچه دلش می‌خواهد جاودانه است و هیچ محدودیتی در خواسته‌هایش وجود ندارد.

  12. اطاعت از خداوند و اولیای او، راهی برای رسیدن به مقام ربوبیت و شبیه شدن به مربی بی‌نهایت است.

  13. کمال‌جویی در هر زمینه‌ای، مستلزم پذیرش محدودیت‌ها، قواعد و تلاش است و دین نیز از این قاعده مستثنی نیست.

  14. جهالت انسان در برابر عظمت خلقت و ادعای تخصص در برابر علم مطلق الهی، نشانه‌ای از غرور و عدم شناخت خویشتن است.

  15. فراموشی گستره وجودی و جاودانگی انسان، او را آسیب‌پذیر کرده و راه نفوذ شیطان را باز می‌کند.

  16. یادآوری دائمی جاودانگی و مقصد نهایی (آخرت)، عامل سعادت، آرامش، شادی و دوری از وسوسه‌های شیطانی است.

  17. انبیا با “ذکر الدار” (یاد خانه اصلی و آخرت) به خلوص رسیدند و توانستند با سرعت و سبقت در مسیر الهی حرکت کنند.

  18. اخلاص به معنای رهایی از هر الگوی غلط و مربی غیر از خدا و اهل بیت است تا سرعت و قدرت انسان در مسیر کمال افزایش یابد.

  19. نماز، اگر با حضور قلب و فهم معانی آن خوانده شود، انسان را از فحشا و منکرات باز می‌دارد و به او قدرت می‌بخشد.

  20. فراموشی خود حقیقی و نیازهای روح، جنایتی است که انسان با خود می‌کند و مانع از رسیدن به کمالات الهی می‌شود.

  21. یاد آخرت و بهشت، غم‌های دنیا را از بین می‌برد و انسان را به شادی و آرامش حقیقی می‌رساند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه