فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (عج) و امامزادگان واجب التعظیمی که در خدمت شان هستیم صلوات بلند ختم بفرمایید.
عوامل دخول جهنم: ترجیح دنیا به آخرت
در توالی بحث بهشت و جهنم امروز نوبت به بحث جهنم است و در این بحث عوامل دخول جهنم را کار میکردیم که بحث بسیار مهم و آفتشناسی است. یکی از دلایل عمده و اصلی که مادر عوامل داخل کننده انسان به جهنم است ترجیح دنیا به آخرت است. انسان بطور طبیعی در ذاتش خداوند اینگونه آفریده است که عاشق خودش است یعنی انسان حب ذات اصطلاحا بهش میگویند دارد. دوست دارد خودش را و به هیچ وجه نمیتواند از این عشق و دوستی که به خودش دارد را دست بردارد یعنی خدا خمیره و ذات انسان را این علاقه به خود قرار داده و انسان اگر هر کس را دوست دارد و هر چیزی را دوست دارد بخاطر خودش دوست دارد. به ندرت پیدا میشود که یک محبتی پیدا شود که بخاطر شخص نباشد بلکه بخاطر خود محبوب باشد که این بیشتر در محبتهای اولیای خدا یا بعضی از اساتید نسبت به شاگردانشون گاهی وقتها محبتهای پدرانه و مادرانه ممکن است پیدا شود. از این موارد اندک که بگذریم معمولا محبتها محبتهایی است که تابع حبّ ذات است. عشق به خود یا هر چیزی را که انسان دوست دارد همینطور است. یعنی برای خودش میخواهد آن را یعنی این کمال میخواهد کمال جمادی باشد یا کمال گیاهی یا کمال حیوانی یا کمال عقلی یا حتی خود خدا را و اهل بیت و بهشت و جهنم و آخرت و خود خدا را که انسان میخواهد برای خود میخواهد. یعنی تابع این حب ذات است. تابع این عشق به خود است.
شناخت حقیقی خود و تأثیر آن بر زندگی
در این بخش انسان معصومانه عمل میکند؛ یعنی همیشه عاشق خودش هست. اشتباه کجا صورت میگیرد؟ اشتباه آنجا صورت میگیرد که انسان تفسیر غلطی، شناخت غلطی، معرفت غلطی از خودش داشته باشد؛ یعنی خودش را بخش جمادی یا حیوانی یا گیاهی معنا بکند. اون اتفاق میافتد و این دروغ هم هست و غلطه. به سختی کسی میتواند بفهمد که من کی هستم و خیلی سخت میشود که انسان تفکیک کند بین من غیر حقیقیاش با من حقیقی و آن من حقیقی را دوست داشته باشد. چون عشق به خود هست. بسته به این است که تو خود کی میدانی. اگر خودت را پیدا کردی عشق سرجای خودش مینشیند؛ یعنی خود حقیقی. وقتی این عشق رفت سر جای خودش نشست یعنی انسان خود حقیقی را دوست داشت خودهای غیر حقیقی هم دیگر خیر میبینند. آنها هم خوش بحالشان میشود. هم خود علمی و عقلی انسان به سعادت میرسد هم خود حیوانی و جنسی انسان و خود گیاهی انسان و خود جمادی انسان. در بقیه خودها انسان به صلاح و رستگاری میرسند و صلاح و خیر گیرشان میآید؛ اما اگر انسان خود را عوضی گرفت اشتباها خودش را معنی کرد فکر کرد خودش یعنی این بدن این زن این مرد یا این جنبه گیاهی یا این جنبه جمادی عشقش را به غیر خودش دارد پیاده میکند. این فکر میکند دارد خودخواهی میکند خود حقیقی را بهش میرسد دارد به خودش خدمت میکند در حالی که روز به روز از خود حقیقیاش فاصله میگیرد. بیگانه تر با خودش میشود. نشانه اش هم این است -که خوب دقت کنید این قسمت- علامتی که انسان عاشق خود حقیقیاش است و فرقش با خود غیر حقیقی چگونه است از کجا در میآید. انسانی که عاشق خود حقیقیاش است و این عشق را درست در جایگاه خودش پیاده میکند این حبّ را روز به روز به محبتش یعنی رحمانیت و رحیمیت اش، آرامش اش و شادی اش اضافه میشود. این علامتش است. ولی اگر یک کسی شب و روز هم عبادت کند یعنی شبها تا صبح عبادت کند، روزها روزه بگیرد حج برود نمیدانم زیارت برود هیئت برود حافظ قرآن بشود استاد شود روحانی شود طلبه شود هر که باشد اگر به این سه تا خصوصیتش اضافه نشود نشان میدهد که این آدم خودخواهی است به این معنای خود غلط خود بد، چون خودخواهی خوب است به شرطی که خود حقیقی باشد. انسانی که خودخواه است خودخواهی ما یعنی خود حقیقی ما به ضرر دیگران هیچ وقت تمام نمیشود. به نفع دیگر به نفع همسرمان است. به نفع پدر و مادر به نفع خواهر و برادر به نفع فرزندمان است. عشق ما به خود حقیقیمان به نفع همه است؛ اما در عشق انسان به خود غیرحقیقیاش آزار و اذیت میشوند. بقیه خرد میشوند. له میشوند. فشار بر آنها میآید. بنابراین علامت اینکه یک نفر به خود غیر حقیقیاش دارد احترام میگذارد به خود حقیقی است دارد خدمت میکند این است که این آدم روز به روز حتما به حجم رحمانیت و رحیمیت اش، مهربانیتش نسبت به همه چیزها دقت کنید نسبت به همه چیز یعنی الله اهل بیت فرشتهها، غیب، زمین و آسمان نمیدانم حیوانات گیاهان اشیاء یا به همه چیز خوب میشود؛ یعنی انسان به یک رحمت واسعه یک رحمت شیرین نسبت به همه چیز میرسد و با همه چیز ارتباطش خوب است. با همه چیز حتی با لباس تنش یا خودکاری که دستش است با اتومبیل اش با گلدان خانه با سگ محله شان با درختهای در خانه اش با گربه خانه اش با گلدانی که در خانه اش است با لباسش با میزش با صندلی اش با انگشترش با همه چیز رابطه اش خوب است اما انسانی که خود حقیقیاش را گم میکند هرچند عابد ترین انسانها باشد عالم ترین انسانها باشد قطعا رابطه اش با دیگران خراب است. یادتان باشد این. رحمانیت و رحیمیت ندارد. آرامش ندارد پرخاشگر عصبی زود رنج حتما اینجوری خواهد بود و ناشاد. آدم غمگینی است. نمیتواند شاد باشد. آن را نمیتوانی به ندرت میتوانی خندان ببینی. ممکن است ادا در بیاورد بگوید من آدم خوبی هستم آدم آرامی هستم و نه نمیشود. یکی از علائم آدمی که به خودش خدمت میکند به خود حقیقیاش این است که لبخندش همیشه در چهره اش هست. لازم نیست تکلف داشته باشد. زور بزند ادا دربیاورد. این آدم کلا آدم مهربان و شادی است. «بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه» اینجوری است خندان است با همه حتی در غمگین ترین حالاتش در مصائب اش میبینی که آدمی است که شیرین است. دل نشین است. مصاحبت اش دلنشین است. غمش هم در دلش برای خودش است. با فیلم بازی کردن و صورت سازی هم نمیشود. اینجوری نیست. این اصلا آدم هرکسی ببیند چهار روز پیش این آدم باشد میفهمد که این آدم چقد مایه دارد بعضیها دلقک بازی در میآورند میگویند میخوانند ولی آدمهای شادی واقعا نیستند. آدمهای آرامی نیستند. ممکن است کسی بخنداند افراد را اما خود این آدم شخصا آدم شادی نیست. این همه شما کمدینها را در تلویزیون ببینید کمدینهای جهانی که مردم فیلمهای اینها را میبینند و میخندند اما خودشان از شدت افسردگی و غصه خودکشی میکنند. پس وقتی میگوییم شادی شادی با همان مفهومی که انسان چیزی نیست اذیتش بکند. یعنی دست چیزی به آن نمیرسد که غمگین اش بکند. یعنی اینقدر مایههای درست شادی در وجودش است و آنقدر انگیزههای شادی دارد چون با خود حقیقیاش ارتباط دارد و خود حقیقی همیشه به کام است در کنار معشوقه اش و در کنار محبوبهایش تنهایی اصلا ندارد خود حقیقی در حالی که خود غیر حقیقی احساس تنهایی زیادی دارد شاخصها بگویم.
خود حقیقی و دوری از تنهایی
خود حقیقی هیچ وقت احساس تنهایی ندارد چون محبوبهای اصلی کنارش هستند ممکن است دلش برای همسرش بچه اش تنگ شود اما به غم و غصه و افسردگی کشیده نمیشود این درست هم است. شما نگاه کنید حضرت رباب (س) حضرت سکینه (س) یک شب پیش امام حسین نیستند. امام حسین در فراق اینها شعر میگوید. ناراحت است که اینها همسایه اش نیستند. ولی آدم ناشادی نیست. آدم شادی است امام حسین شاد است. امام حسین حتی در میدان که دارند علیاصغرش را میکشند آدم شادی است علی اکبر را دارند تکه تکه میکنند شاد است. شاگردهای دست چندم امام حسین اینجوری هستند. امام باقر فرمود در شأنشان «لم یجدوا الم الحدید» یعنی آن موقع که تیر میخوردند شمشیر میخوردند نیزه میخوردند درد نداشتند از شدت شادی درد نداشتند همینطور که مادر بچه رزمندههای خودمان در زمان دفاع مقدس من که خودم همیشه در خط اول بودم همیشه نفر اول بودم یا جزء نفرات اول بودم برای عملیات هیچ وقت ندیدم کسی تیر یا ترکش بخورد و ناله بکند آخ بگوید واز کسی آخ نشنیدم در این همه عملیات. چون حجم عشق و شادی آنقدر زیاد است که درد تیر و ترکش احساس نمیکند. اینها در زندگی عادی هم همینطور هستند. در زندگی عادی شان ارتباطات شان با دیگران آنقدر انگیزههای شادی و آرامش دارند که غصه دستش به اینها نمیرسد. اگر هم مشکلات مالی گیاهی بدنی مریضی یا مشکلاتی در روابط خانوادگی زناشویی دارند ته قلب آرامش و قدرت وجود دارد ته قلب همیشه آن هست. چون آن قلب اصلش با کسانی دارد زندگی میکند که در رابطه عاشقانه و آرام بخش این شخص با معشوقهای حقیقیاش هیچوقت مشکلی پیش نمیآید. دردسر وجود ندارد. مچالگی و کلافگی و خودکشی و افسردگی و همه ماجراهای بدی که ما در روابط زندگی میبینیم، مال وقتی است که شخص با خود حقیقیاش بیگانه است. وقتی انسان خود حقیق اش را دوست داشته باشد رابطه اش با همه چیز درست است و دقیق. خطا کجا اتفاق میافتد؟ این جابه جایی خودها. اینکه انسان خود حقیقیاش را با خود غیر حقیقیاش اشتباه میگیرد و به شدت چون حب ذات هم دارد این عشقش را میآید روی خود غیر حقیقیاش پیاده میکند و بعد سود این را میخواهد. منافع این را میخواهد. به نظرش دارد خیر خواهی میکند. در حالیکه دارد بدجنسی میکند. بدذاتی میکند. در حالیکه اشتباهات فاحش انجام میدهد و علامتش هم زود نفوذ پیدا میکند. ببینید مثل دارو است. شما داروی غلط و خراب و ناسالم بخورید خود به خود شما را مریض میکند. گناه اینجوری است. گناه چون با ساختار انسان سازگاری ندارد حتی اگر لذت بخش ترین گناه را انسان انجام دهد قبلش همراهش و بعدش این غصه هست. اون داغونی و اون افسردگی اون احساس حقارت اون احساس ظلم اون احساس خیانت همه چی با انسان وجود دارد. چون با ساختار انسان اصلا نمیخورد. وقتی با فطرت تو سازگاری ندارد کیف و لذتی هم ندارد. ممکن است لذت طبیعی داشته باشد اما همراهش غصه است. ممکن است مجلس فسق و فجوری باشد همه بزنند و برقصند و خوشحال باشند بی حجابی کنند بی فرهنگی کنند و فحشا داشته باشند اما نه. چون اساسا با فطرت سازگاری ندارد غمهایش اضطرابهایش عصبانیتش احساس آلودگیهایش مچاله شدنهایش همیشه همراهش است. جا در جا اثر دارد. اینجوری نیست که بگوییم آخرت بعدا ظاهر میشود. نه. در همین دنیا ظاهر میشود در همین دنیا گناه و معصیت کاملا خودش را نشان میدهد. اشتباه سراغ خود غیر حقیقی رفتن همینجوری میشود. شما داری به خودت خدمت میکنی در حالیکه داری از خود حقیقیات دور میشوی و به میزانی که از خود حقیقیات دور میشوی آثارش که عبارتند از دوری از رحمانیت نا آرامی و غم میآید سراغت. پولدارتر میشوی تحصیلاتت بالاتر میرود اما افسرده تر میشوی. رفاهت بیشتر شده قبلا وسیله نداشتی الان موتور خریدی کنارش اتومبیل هم خریدی و اتومبیلت هم روز به روز دارد بهتر میشود اما تو خشن تر مضطرب تر گداتر بی شخصیت تر ضعیف تر میشوی. زودرنج تر حساس تر عصبی تر متکبرتر خودشیفته تر. اصلا اثر ندارد اصلا. خود به خود آدم را مریض میکند. این اصلا اثر ذاتی این است.
رابطه ناسالم با دنیا و عواقب آن
از اینجا رابطه انسان با دنیا خراب میشود؛ یعنی مفهوم دنیا که یک رحم مبارک قدرتمند سازنده با خیر و برکت است برای آماده سازی انسان برای تولد به سمت ابدیت، برای تربیت انسان برای بهشت برای تربیت انسان برای برزخ برای تولد خوب میبینی که این ماهیت دنیا کار خراب میشود. اینجا هم کار خراب میکند. آنجایی که میگوید «آثر الحیاه الدنیا» هرکس دنیا را انتخاب کند «فان الجحیم هی المأوی» جهنم جایگاه آن است این کدام دنیا را میگوید؟ آنجا که شما دنیا را مستقلا بدون ماهیت رحمی در نظر میگیرید. میشود محبوب تو. میشود معشوق تو. کمالات جمادی استقلالا برای تو میشود یک پول ثروت اتومبیل ویلا میشوند استقلالا برای تو ارزش میشوند. میشوند مایه افتخار. مایه عزت مایه سربلندی. به مهریه به چشم این نگاه میکند که شخصیت است به پول اینکه کجا زندگی میکنند چه چیزی بپوشی چه فرشی زیر پایت باشد چه گوشی دستت باشد چه لباسی تنت باشد چه عینکی بزنی چه اتومبیلی سوار بشوی مستقل وقتی شد منشاء قیمت و عزت از اینها استفاده کردی و احساس کردی باشخصیت تر هستی آنجاست که داری به غم بی رحمی، بی عاطفگی اضطراب نزدیک میشوی. با اینکه دارد سطح پولت بیشتر میشود ولی تو داری به کوفت شدن دنیا نزدیک تر میشوی. دنیا خراب تر میکند و این رابطه ناسالم دنیاست. پز دادن فخر فروشی اینها همه جهنم هست. علو درجه ریاست اینکه تو بخواهی برتر باشی حرف حرف تو باشد. بخواهی ریاست داشته باشی یک جا مدیریت داشته باشی یک جا یک جایی تو حرف هرچیزی که علو توش هست برتر بودن از دیگران، بالاتر بودن از دیگران حتی به یک بند کفش حضرت فرمود به یک بند کفش خودکارت به انگشترت و هرچی تلفن همراهت به کفشت، به چادرت نمیدانم احمقهایی الآن پیدا میشوند من سراغ دارم پز که میخواهد بدهد به زنش به خانواده زنش میگوید که کدام شما به اندازه من به مکه رفتید. کدام شما به اندازه من به کربلا رفتید. این پزش این است. این است که آدم بهتری هستم. نمیدانم الآن این چقدر جبهه بودم. من حافظ قرآن هستم. من نمیدانم. یعنی با اینها فخرفروشی میکند. خود را بهتر از بقیه میداند اینها منشا قیمت نیستند.
ارزشهای حقیقی و ظاهری
کسی که کربلا نرفته میره پیش امام حسین بهشت. کسی هم که پنجاه دفعه رفته کربلا میره جهنم یه کسی هم یک خط قرآن نخوانده میرود بهشت یک کسی هم معلم هست درس قرآن میدهد میرود جهنم. این که پز دادن ندارد کسی بیاید فخر بفروشد من میدانی کی ام من نمیدونم چهل سال هیئت بودم من پنجاه سال خادم امام رضا بودم. باش. معلوم نیست آدم باشی یا نه. معلوم نیست. ته اش علامت دارد. علامتش را هم گفتم همیشه هست رحمانیت رحیمیت آرامش شادی. اگر اینها را داری خوش به حالت اگر به حرم امام رضا خادم بودی آدمت کرد. آخوند بودی لباس تنت بوده نمیدانم بچه آیت الله بودی نمیدانم جبهه رفتی هیئتی شدی آدم شدی. حافظ قرآن بودی آدم شدی. هیئتی بودی استاد داشتی استاد بودی آدم شدی. خوب است. خوش بحالت. والا اگر این علامت آدمیت را نداری چه فایدهای دارد آن صورت مقدس. به چه دردی میخورد. شما چندتا آدم سراغ داری که شبها تا صبح عبادت کند. اینقدر عشق عبادت باشد که تا صبح عبادت کند. چند نفر را سراغ داری که بتواند هر روز روزه بگیرد غیر از روزههایی که حرام است و نباید گرفت. وقتی پیغمبر میگوید فلان خانم اینجوری است ولی زبانش یک کمی تند است. حضرت میفرمایند« لا خیر فیها هی من اهل النار». هیچ خیری در آن نیست و جهنمی است یعنی با نماز شب و روز و عبادت و صورتهای مقدس تو میروی جهنم. چون اخلاق نداری. چون مهربان نیستی. چون آزار دادهای دیگران را. فضولی تو دیگران. تجاوز در کار دیگران. حضورت دیگران را اذیت میکند. به هر حال مزاحمت داری. فایدهای ندارد. حالا هی برو حج. جبهه هم برو شهید شو آن هم در رکاب پیغمبر. مگر سعد جبهه نرفته شهید نشده آن هم در رکاب پیغمبر تا گذاشتنش توی قبر پیغمبر فرمود فشار قبر دارد چون بد اخلاق در خانه بوده. پس ارتباط سالم با خودمان اگر نداشته باشیم دنیا ارتباطی که با آن داریم ارتباط غلطی است. انتخابهایمان رفتارهایمان و چینشهای فکری مان همه غلط از آب در میآید. همه آنها غلط است.
نگاه صحیح به دنیا
پس دنیا رو ما باید چه جوری نگاه کنیم. دنیا یک جای مقدسی است. به قول امیرالمؤمنین مسجد اولیای خدا است. آمدهاند آدمها اینجا ساخته بشوند. دنیا یک جایی است ما را به محبوب مان به معشوق مان به اله مان به خانواده آسمانی مان نزدیک میکند. دنیا یک جایی است که ما در آن معرفت به دست میآوریم. دنیا یک فرصت عاشقی برای ارتباط با خدا با اهل بیت با خانواده آسمانی. دنیا یک جای رحمان و رحیم شدن است. دنیا یک جای اسم گرفتن است. دنیا یک جای امتحان و آزمایش است. دنیا یک دانشگاه است. دنیا یک مدرسه است برای ساخته شدن. اینها قشنگ است همه. قشنگیهای دنیا است. خیلی جای بزرگ و مهمی است دنیا. دنیا جایی است که بدون آن به سعادت ابدی نمیرسید اساسا حیات انسانی نمیتوانید داشته باشید دنیا جایی است که به حیات طیبه راه پیدا بکند. به معامله با خدا برسد. به عشق بازی با خدا برسد. دنیا یک چیزی است که بهشتیها پنج دقیقه حسرتش دارند تا برگردند. بروند در عالم بهشت بگویند حاضری برگردی دنیا بهشتیان میگویند ما حاضریم برگردیم دنیا. این دنیا اینقدر قیمت دارد. دنیا یک جایی است که پنج دقیقه اش معادل یک ساعت است به قول امیرالمؤمنین (ع) معادل هزاران سال آخرت است. معادل میلیونها سال آخرت است. خیلی قیمت دارد دنیا. اما وقتی که خود حقیقیاش را درست نشناسد با این دنیا معامله دیگری میکند. یعنی به جای استفاده از این مثل کسی که مدرسه رفته استاد خوب دارد شاگردان خوبی هست هم کلاسیهای خوبی دارد فرصت درس خواندن دارد نه با استادها رابطه خوبی دارد و نه با دانش آموزان رابطه خوبی دارد و نه با درس رابطه خوبی دارد همه اینها را میکند به ضرر خودش همه اینها میشوند مایه ذلت و خواری و شکست این آدم. پس انتخاب دنیا الآن متقدمات بحث را داریم الآن میگوییم که میخواهیم آیات را بخوانیم و تخصصی بفهمیم. مجتهدی بفهمیم که قرآن دارد صحبت میکند بدانیم که عدم ارتباط صحیح با دنیا چرا ما را جهنمی میکند. چرا خود دنیادوستی انتخاب دنیا «و آثر الحیاه الدنیا» یعنی شما یک حیات پست دنیایی و پایینی دارید و یک حیات برتر دارید. آنجایی که موقتها را به بی نهایتها ترجیح دادید میشود فاجعه، میشود گناه. آنجایی که محدودها را ترجیح میدهید به بی نهایت یعنی دنیا را ترجیح دادهای به ابدیت یعنی شکست انسان میشود. انسان اینجا میبازد. با توجه به اینکه برویم سراغ آیات الهی.
آیات قرآن درباره ترجیح دنیا و عواقب آن
سوره نازعات، آیات 35 تا 39
سوره نازعات آیه 35 تا 39 «فَأَمَّا مَنْ طَغَی» طغیان بکند یعنی آن من قلابی علیه من حقیقی طغیان بکند. طاغوت به کسی میگویند که طغیان کرده من اش به خودش و بعد علیه آدمهای دیگر. آدمهایی که ظالم و ستمگر میشوند و به دیگران ظلم میکنند اول خودشون را نابود میکنند. یعنی اول قید خودشان را میزنند بعد به زن و بچه اش بعد به شوهرش و به بقیه ظلم میکنند. بعد به بقیه مردم ظلم میکنند. انسان قید خودش را باید بزند. طغیان اینجوری اتفاق میافتد این جنبه طبیعی طغیان میکند علیه جنبه فطری و انسانی. «وَآثَرَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا» و این حیات پست و حیات دنیا را بربگزینید. بگوید من همین را میخواهم و دنبال چیزهای موقت و زودگذر باشد. یعنی نگاه جاودانه و ابدی به خودش را از دست بدهد. دیگر آن عشق ابدی را ندارد. چون انسان خود به خود حب ذات دارد. اگر خودش را جاودانه ببیند عشقش هم جاودانه به خودش پیاده شود. خود به خود به خود حقیقیاش هم میرسد. همه مشکلات اینجاست که انسان بخش جاودانه وجود خودش را بخش ابدی خودش را که از جنس خداست و از جنس اهل بیت را نمیبیند. این فقط فکر میکند که یک زن یک مرد در حد یه حیوان. هم یک خانم است. یک آقاست. در همین حد است. پس انتخاب دنیا یعنی در مقابل آخرت. اتفاقی که میافتد چیست؟ «فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوَى» جایگاهش جحیم است. یعنی آنجا جایگاهش سوزان است. این ماوای اوست. چرا؟ دنیا را انتخاب میکنی به کودک عزیز روانت که خود اصلیت است توجه نداری. اینکه خود جاودانه تو بهش نمیرسد. غذا نمیخورد. مریض میشود تا مرگ. وقتی وارد نظام برزخی میشود هیچ چیزش شبیه نظام برزخی بهشت نیست. اصلا هیچ چیز آماده نکرده. انسان برای آخرت چیزی آماده ندارد که برود زندگی آنجا. مثل جنینی که ناقص به دنیا میآید یا معلول به دنیا میآید. وقتی معلول به دنیا بیاید لوازم لازم را برای حیات دنیایی نیاورده حالا اذیت میشود. تجهیزات ندارد. دیگر این اذیت میشود این اذیت شدن میشود جهنم. مثل بچهای که دستگاه تنفس نیاورده حالت خفگی دارد. کسی خفه اش نمیکند هوا خوب است. همه دارند لذت میبرند. همه دارند نفس میکشند. پس این چرا احساس خفگی دارد تجهیزات تنفسی را نیاورده. چرا احساس کوری دارد الان چون دستگاهی که طول موج دنیا را بگیرد نیاورده. چرا از کری دارد زجر میکشد چون دستگاهی که طول موج دنیا را بگیرد از رحم با خودش نیاورده. چرا راه نمیتواند برود چون آن پایی که لازمه قدم زدن است عضله و استخوانی را که لازم است را نیاورده. وگرنه اینجا که کسی شل و کر و کور و لال نیست که. دنیا هم کسی را اذیت نمیکند. پس آدمها چرا اذیت میشوند؟ اگر دنیا کسی را اذیت نمیکند چرا اذیت میشوند؟ چرا میگویند آخ درد داریم تنگی نفس داریم چشمهایم خوب کار نمیکند گوشهایم خوب کار نمیکند قلبم درد گرفت مغزم درد گرفت چرا؟ برای اینکه این تطبیقش را با این از دست میدهد یا اصلا از اول نیاورده یا تطبیقش را از دست میدهد تمام شد میشود درد عدم هماهنگی دیگر. تمام شد. پس همه آدمها میروند بهشت. کسی که با بهشت تطبیق ندارد میسوزد آخرت. یک حقیقت واحد است. «باطنه فی الرحمه و ظاهره من قبله العذاب» یک باطن پر رحمت دارد والسلام ظاهرش عذاب است یعنی چه یعنی عدم تطبیق با آن باطن تو وقتی با آن باطن آماده نیستی عذاب میکشی دیگر مثل اینکه یک نفر کنار یک استاد خوب و عالی نشسته کنار یک ولی خدا هست نمیتواند از آن استفاده کند زجر میکشد از او. با آن باطن ارتباط نمیگیرد. کنار این ولی خدا کنار این استاد نورانی کنار این دوست خوب اذیت میشود. میگوید من از این خوشم نمیآید. میخورد به آدمهای جهنمی میگوید. آنها خوب هستند. با آن باطن ارتباط برقرار نمیکند. با ظاهر این سر و کار دارد. ظاهر هم چیست؟ عذاب است. کاش یگ وقتی میشد توضیح میدادیم براتون «باطنه فی الرحمه وظاهره من قبله العذاب» باطن رحمت است بیرونش عذاب است. ظاهرش عذاب است. خب آخرت هم همینطور است شما وقتی با باطنش ارتباط نداری میسوزی از آن. اذیت میشوی.
سوره هود، آیات 15 و 16
«مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ» ببینید خدا چطور قشنگ رفتار میکند. میگوید کسانی که زندگی دنیا و زینت خدا را میخواهند. زینت دنیا یعنی چه؟ همه اش دنبال خوشگلی و لباسم اینجوری روسریم اینجوری چادرم اینجوری انگشترم اینجوری کفشم اینجوری، موبایلم اینجوری اتومبیلم اینجوری موهای سرم اینجوری عینکم اینجوری همه اش زینت مبلمان مان اینجوری فرش مان اینجوری کریستال مان اینجوری همه اش دنبال زینت دنیا است. با اینها پز بده. به بقیه با موبایلش با استخرش خانه شان نمیدانم مدرک تحصیلی با دانشگاهی که در آن درس خوانده باشد. با زنش با بچه اش با پسرش با پدر و مادرش با مالش همه اش بخاطر همینها است. از اینها خوشش میآید. اینها را علامت انسانیت میداند. اینها را میخواهد. حیات دنیا را میخواهد. زینتها و حیات دنیا را میخواهد نوف نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیهَا وَهُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ قرآن میگوید هر کسی هر چیزی میخواهد در این دنیا به او میدهیم زینت بازیها است میگوید بیا این هم زینتهایش خانه اینجوری میخواهی ماشین اونجوری میخواهی بیا حالا جزای کار این این بوده. یعنی این تلاش کرده دنیا برای اینکه به این برسد. این اگر خوبی هم میکرده مثلا ادب هم رعایت میکرده اگر خوش اخلاقی هم میکرده بخاطر این بوده که به این دنیایی برسد. برای ابدیت این کار را نمیکرده. خدا میگوید هر چیزی میخواهد به او میدهیم برای این کارها کرده دیگر این را هم بگیر دیگر میخواستی به مقام برسی محبوب فلانی بشوی میخواستی دیگر فلانی تو را بیشتر از همه دوست داشته باشد میخواستی اینجوری بشوی میخواستی اونجوری بشوی. الآن شد. تمام شد. بدهید به او وَهُمْ فِیهَا لَا یُبْخَسُونَ خساسیتی ما نداریم به آن هر چیزی بخواهد در دنیا به او میدهیم. هر چه بخواهد دنیا را با او میدهیم. اما «أُولَئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ إِلَّا النَّارُ» این آخرت هیچ چیزی ندارد. بنده خدا چون هر کاری میکرد برای دنیا بود برای اینکه فلانی به من توجه بکند فلانی از من خوشش بیاید فلانی از من راضی بشود مادر شوهرم برای خواهر شوهرم برای شوهرم برای زنم برای باجناقم برای این برای آن. خدا نه. خدا راضی بشود اهل بیت راضی بشود خانواده آسمانی ام راضی بشود نه. الآن فامیلها گفتند بی حجاب بشویم بی حجاب شدیم اینها راضی هستند. اینها خوششان میآید. دیگر هم رویم نمیشود من حالا اینجوری مردم هم اینجوری خوششان نمیآید. مردم، مردم، برای مد نیست یا مد و رسم و حجاب و ناموس داری او هم اینجوری است. میگوید حالا همه ناموس هاشان اینجوری هست یه عده اینجوری هستند ما هم ناموس هامان اینجوری بشود مثل بقیه این برای رضایت دیگران همین جوری است. ما دیگرن را راضی بکنیم. اما لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ إِلَّا النَّارُ این سهمی جز آتش ندارد چوا اصلا برای آخرت کاری نکرده است اصلا چیکار کردهای برای ابدیت و برای آخرتت هیچ درس خواندی که به تو بگویند درس خواندهای دکتری مهندسی پز دکتر مهندسی ات را بدهی پول دار بشوی. شدی دیگر. الآن همه میگویند دکتر آقای دکتر مهندس آقای وزیر آقای رئیس جمهور نمیدانم میخواستی این بشوی دیگر. درجه داشتی نمیدانم فلان نمیدانم فلان اولا برای این کارها دیگر برای این پزها. نمیدانم قهرمان بشوی طلا ببری برنده بشوی مشهور بشوی معروف بشوی همه ما را بشناسند. همه به ما احترام بگذارند. همه را خداوند داد به تو دیگه. برای ابدیت چی برای خدا چی برای ابدیت چی برای خود حقیقی که اینها را دوست ندارد که خود حقیقی اینها قیمت نمیگیرد قیمت خود واقعی تو به این چیزها نیست که. تو دنبال آنها بودی که تو الآن رسیدی به آن. الآن هیچ سهمی نداری اینجا. وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِیهَا آخ آخ خیلی وحشتناک است. یعنی هر کاری کردید یعنی نابود است. حبط. هر کاری کردی هیچ چیزی نداری برای ابدیت. دست خالی هستی. تاریخ مصرفهایش در دنیا هم گذشته. خیلی وحشتناک است. انسان عمری که با آن میکند جاودانگی را بخرد خداوند و خانواده آسمانی را بالاتر از بهشت داشته باشد انبیا صدقین شهدا صالحین آرامش دنیا شادی دنیا مهربانی دنیا را میتواند داشته باشد عمرش را بگذارد برای اینجا خشونت و کینه و اضطراب را نا آرامی و زودرنجی و عصبانیت و رقابتها و مقایسهها و مسابقهها با این و آن دائما و تا موقع مردن هم دائما رقابت دارد مقایسه و مسابقه تا موقع مردن دارد زندگی اش را با دیگران مقایسه میکند و برای آخرت که کاری نمیکند که این ذائما تلاش کرده که همه بگویند چه زندگی خوبی دارد چه زندگی مرتبی دارد چه خانواده خوبی دارد چه نمیدانم ماشین شان مبل شان پرده شان لباسشان طلا شان، ویلایشان، سفر خارجی میروند نمیدانم بچههاشان همه شان دکتر مهندس هستند همه این تمام تلاش شان بعد از شصت سال بچههای من همه دکتر مهندس هستند. دکتر مهندس هستند بهشتی هم هستند یا نه خودت چطور؟ خیلی غم انگیز است. این فقرات اصلا خواندش تمام غم را میریزد در دل انسان. «وَبَاطِلٌ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» باطل میشود همه تلاش شان. باطل میشود. یعنی انسان توهم این را دارد که کمال دارد در حالی که ندارد. توهم این را دارد که که دارایی دارد در حالی که ندارد. توهم دارد. فکر میکند که دارد ولی هیچ چیز ندارد. وَبَاطِلٌ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ تمام کارها باطل و به درد نمیخورد. یا برای شوهرت بوده یا برای زنت بوده یا برای بچه ات بوده یا برای خانواده همسرت بوده یا برای مردم بوده. جزایش را هم خدا میگوید. دادیم به شما دیگر برای هرکس کردهای برو از او بگیر و برای هرکسی انجام دادی برو از او بگیر. آدمی که تلاش میکند همه خوششان بیاید از او همه از او راضی باشند این که نمیتواند به سعادت برسد. چون که میخواد همه را راضی نگه دارد نه. خیلیها پیغمبر خیلیها از او ناراضی بودند اهل بیت خیلیها دشمن شان بودند اینجوری نیست خدا را آدم باید راضی نگه بدارد خدا راضی بشود همه چیز درست میشود خدا راضی باشد عدم رضایت کسی ضربهای به آدم نمیزند. ممکن است به مال و دنیای آدم لطمه بزند اما به حقیقت روح انسان و به شخصیت انسان هیچ کس دست پیدا نمیکند. این هم سوره هود آیه 15 و 16.
سوره هود، آیات 15 و 16 (تفسیر)
«وَیَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَیِّبَاتِکُمْ فِی حَیَاتِکُمُ الدُّنْیَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَبِمَا کُنْتُمْ تَفْسُقُونَ» ببینید تمام فرمول تمام قاعده و فرمول دارد میگوید آیه یعنی بحث مهندسی و ریاضی دقیق «وَیَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَى النَّارِ» چون اساسا کفر داشتند کفار آن کسی است که میپوشاند خودش را خود حقیقیاش را میپوشاند میخواهد لو نرود این خود حقیقی را همیشه از آن فرار میکند آخرت و خدا و ابدیت را بهشت و جهنم را میپوشاند دائما. انگار نیستند و خودش را به نفهمی میزند به ندیدن کافر این است دیگر پوشاننده است. نه اینکه یقین ندارد نه اتفاقا یقین هم دارد. اطمینان هم دارد. من با خیلی از کفار صحبت کردم داخل خارج یک نفر ندیدم از این کفار بگویند که ما خدا را قبول نداریم این را هم قبول نداریم بلد هم باشند ثابت کنند وقتی هم به آنها میگویی این اینها به این واضحی نمیخواهند قبول کنند میپوشانند میخواهد گناه کند میخواهد معصیت بکند. «بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ* یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ» میخواهد گناه کند هی میگوید کجاست قیامت کجاست چه کسی رفته چه کسی آمده قیامت کجاست خدا چیست. چون میخواهد آزاد باشد گناهش را بکند. اینها برای گناه کردن همه چیز را میخواهد انکار بکند. فکر نکنید کافر یک کسی هست میتواند اثبات کند نیست نه آن برای خودش این را تلقی میکند. دنبال آدمهایی هم میگردد عین خودش اینها را رد کنند تا یک ذره وجدان دردش هم کمتر باشد. اینها عرضه میشوند به جهنم. یک ماجرایی عرضه میشوند به جهنم. دقت کنید جهنم به اینها عرضه نمیشود اینها را عرضه میکنند به جهنم که حالا یک ماجرایی دارد که الان میرسیم «أَذْهَبْتُمْ طَیِّبَاتِکُمْ فِی حَیَاتِکُمُ الدُّنْیَا» تمام رزقهای قشنگ و خوب و پاک تان را را خراب کردید در دنیا. اذهبتم. جوانی به شما دادیم عقل به شما دادیم معرفت به شما دادیم علما را دادیم نعمتهای خوب دادیم پدر خوب مادر خوب نمیدانم دوستان خوب کتاب عالم مسجد حرم فطرت. فطرت خدا جوی. همه را ضایع کردید. تمامش را تلف کردید. نعمتها «طیباتکم» نعمتهای پاکیزه دنیا را که خدا به شما هدیه کرده بود همه را از بین بردید. اذهبتم. همه را مصرف کردید همه را خرابش کردید «وَاسْتَمْتَعْتُمْ» بها از اینها لذت بردید از اینها بهره مند شدید از اینها استفاده کردید اما ابدیت سازی نشد. مثل بچهای که در رحم مادر سلول سازی میکند دارد کار میکند دارد تلاش میکند این دارد هی بزرگ میشود روز به روز اما وقتی به دنیا آمده میبینی که چهار کیلویی سر ندارد. دست ندارد. پا ندارد. توده سلولی ساخته شده ولی به درد نمیخورد هیچ چیز نیست. میگوید به دنیا آمد بچه میگوییم آره چند کیلو هست؟ الحمدلله پنج کیلو بعد میبینیم که نه دست دارد نه پا نه سر دارد نه هیچ. چیزی فقط رشد الکی کرده. به درد دنیا نمیخورد. این همه سلول بعد میگویی بچهام یک کیلو ونیم دنیا میآید همه چیز دارد. یک کیلو و نیم هست اما بالاخره همه چیز دارد. رشد میکند. پنج کیلو به دنیا آمده سه برابر آن است اما هیچ چیزی ندارد. همه اینها را مصرف کردید فَالْیَوْمَ. فَالْیَوْمَ یعنی در نتیجهای که شما اینجوری کردهاید فَالْیَوْمَ حالا در نتیجه بنابراین امروز تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کُنْتُم تَسْتَکْبِرُونَ. یک عذاب خوارکننده نصیب تان میشود. بخاطر اینکه در دنیا گندگی میکردید. در دنیا شما سر هر چیزی که گندگی بکنید در آخرت خواری آن میآید سراغ تان. یادتان باشد. بزرگی کاذب و دروغین، عذاب و ذلت صادق میآورد برای شما. یک قاعده است. آنجایی که تو نباید پز بدهی پز میدهی ذخیره بشود و تحقیر میشوی. قیافه ات. قیافه ات مال خودت هست. الحمدلله. تو برای چه چیزی با قیافه ات برای بقیه پز دادی به هیکلت نمیدانم من چشمم از بقیه دقیق تر هست. گوشم قوی تر هست به تو چه ربطی دارد. الحمدلله. الحمدلله یعنی تو را از همه بیماریها نجات میدهد کلمه الحمدلله یعنی نه به کسی حسادت میکنم نه به کسی فخر میفروشم. کسی که میگوید الحمدلله نه قدرت فخر فروشی دارد و نه پز دادن و نه حسادت. اگر کسی دچار حسادت شد یا فخر فروشی کرد یعنی الحمدلله را قبول ندارد. دروغ میگوید الحمدلله. الحمدلله یعنی بابا این بنده خدا هیچ از خودش ندارد من هم هیچ از خودم ندارم. هیچ چیزمان مال خودمان نیست. پس پز دادن معنی ندارد مقایسه کار غلطی است. مسابقه کار غلطی است. الحمدلله اگر همه قشنگیها مال خدا است من برای چه چیزم به بقیه پز بدهم. من چه حسادتی دارم بکنم. پس شما به میزانی که میگویی فلان چیز من بهتر از بقیه است داری دروغ میگویی. تو اصلا منی نداری تو اصلا چه کسی هستی. هیچ چیزت مال خودت نیست. الآن گل به این قشنگی به این زیبایی که اینجاست. وقتی نگاهش میکنی باید چه بگویی الحمدلله. یک صورت زیبا از خدا است. آن گل ریزهای خیلی قشنگش که کلی دلبری میکند. با این گل زرد به این قشنگی. الحمدلله. این مگر از خودش زیبایی دارد مال خوش است یا خودش به خودش داده این زیبایی را؟ نه. زیبایی را خودش به خودش داده؟ نه. چه کسی برای آن آفریده چه کسی به آن داده اینها مال خدا است پس پزی ندارد بدهد این بله زیبا است اما پزی ندارد بدهد ببینید هر عذابی قیامت نمیدهد به شخص بلکه عذاب تو عذاب خوار کننده است؛ یعنی یک عذابی است که شخصیت ات تحقیر میشود. یک نفر را یک موقع میبرند جهنم با عزت و احترام عذابش هم میکنند. مثلا تنبل بوده حجاب را رعایت نکرده نماز نخوانده حالا نماز نخواندن که تکبر است. یک گناهی کرده؛ اما پز به کسی نداده. این عذاب دارد ولی عذابش تحقیر کننده نیست. درد دارد میسوزد ولی حقارت ندارد. اما آن نه آن در آن عذاب چیزی که بیشتر از خود عذاب آن شخص را ناراحت میکند چیست؟ حقارتی است که در جمع پیدا میکند. چون در جمع پز میدهد دیگر. این در جمع به قیافه اش به مدرک تحصیلی اش نمیدانم خانه اش سوادش حتی چیزهایی که نداشته را ادعا میکرده که دارد و همه تخصصهایی که نداشته را ادعا میکند که دارد عبادتهایی را که نکرده را میگوید کردهام. فخر فروشی. تَسْتَکْبِرُونَ، استکبار داشته این آدم نماز نمیخوانده میگفته من همینی هستم که دلم میخواهد نمازم را اینجوری بیاورم بیرون حجاب اجباری نمیخواهم همین جوری بیایم بیرون خدا میگوید حجاب را باید رعایت کنی واجب است میگوید نمیکنم ناموست را فقط در این شرایط میتوانی بیاوری بیرون بخواهد یا نخواهد میگوید نمیکنم پس استکبار یعنی این جلوی خدا بایست جلوی قانون خلقت بایست آقا مسواک بزن نمیزنم. نزنی جوابش چه میشود؟ طبیعت خودش دندان درد را به تو میدهد با خواری هم به تو میدهد. کلیه درد را به تو میدهد با خواری. با خواری جیغ میزنی. ناله میکنی. بهداشتش را رعایت نکردی همان دارد تو را عذاب میدهد. همان وجهی که تو رعایت نکردی همان دارد عذابت میدهد. شما هر جایی بخواهی به کسی گندگی بکنی، آدمهای زود رنج بالاترین عذابها را دارند. آدمهای حساس عصبی، پرخاشگر، آدمهای لوس اینها سر هر چیزی بهشان بر میخورد. هر چیزی. من یک دانشمند بزرگی را دعوت کرده بودیم از آمریکا آمده بود. ما دعوت نکرده بودیم بیاوریم باهم. چون دعوت کردهایم پذیرایی بکنیم آن آمده بود میگفت میخواهم چند روزی پیش شما بمانم. نامه نگاری کرد به من گفت من میخواهم پیش شما چند وقتی درس بخوانم. یک دانشمند خیلی بزرگی بود در آمریکا. من به او گفتم تشریف بیاورید. آمد و گفت من شب کجا بخوابم گفتم اینجا. یک اتاق داغون مثلا سه در چهار یک تخت از اینها که صدا میداد نداشتیم که به او بدهیم. نه اینکه خدایی نکرده نخواهیم احترام نگذاریم. وسع مان همین بود. گفتیم این هست و این هم یک بخاری نفتی. این امکانات ما هست این. این است و این هم این دو ماه اینجا هستید شما. آنقدر تشکر کرد آنقدر با ادب با تواضع با مهربانی کیف کرد. دو ماه هم آمد دوره اش را دید کیفش را برد و لذتش را برد و حالش را کرد و رفت. بعدا من طی یک مناسبتی داشتم عکسهای خانه این را میدیدم در آمریکا. دیدم این در آمریکا خانه اش یک قصری هست. اما اصلا نه به رویش آورد و نه به او برخورد که اصلا من از آنجا تا اینجا آمدهام الآن هم انتظار داشتم میآمدید فرودگاه پیش من نه ما اصلا فرودگاه هم نرفتیم آدرس دادیم مؤسسه اینجا است و خودتان ماشین بگیرید و بیایید. همینطور هم آمد. همان غذایی که خودمان خوردیم به او دادیم. هر چیزی که داشتیم. حالا این خودش کارشناس بزرگی بود. هیچ وقت به من نگفت که آقا من این غذا را نمیخورم. این غذا مثلا خودش هم خورد. به ماه رمضان بعد افطار هر چیزی خودمان میخوردیم برای او هم میبردیم. یک کاسه ما یک نان و پنیر میخوردیم برای او میبردیم افطار یک حلیم میخوردیم برای او میبردیم. یه موقع آشی میخوردیم میبردیم برای او. خیلی هم ذوق میکرد و کیف هم میکرد و تشکر میکرد. با ادب با تواضع. سحر هم میگفتیم این را داریم بخورید. هیچ وقت نگفت من رژیم دارم و این برای من خوب نیست. این را نمیخورم و آن را نمیخورم. نه. اینجا کجاست من را آوردید. دوره اش را دید. آن چیزی که دنبالش بود را آمده بود نصیبش شد و رفت. خیلی هم با تشکر. بعدها هم کارهای خیلی بزرگی کرد و منشأ کارهای خیر. یک کسی دیگر دعوتش میکنی آقا بیاید فلان جا آقا این کجا چه چیزی است آوردید من باید حتما هتل فلان جا بخوابم. من باید حتما شرایطم. اینجوری هست من باید اینجوری باشم من باید آنجوری باشم این من یعنی چی؟ داشتیم ها. این چه ماشینی بود آمدید استقبال من. مثلا یک سمند نو خوب سمند ماشین خوبی هست. گفتیم آقا مثلا این را بردارید ببرید مثلا تا فرودگاه. بعدا این برای چه آمده من را برده فرودگاه. برای او مسأله است. استکبار ببینید فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ شما گندگی بی خود میکنید. گندگی که حق نیست. شایسته نیست. یک موقع شما خودتان را میگیرید و گندگی میکنید به حق هم خودتان را میگیرید. امام باقر فرمود در مقابل غیر شیعیان رعایت کنید. آشغال در دستان نباشد. لباستان خوب باشد. مرتب باشد. به قول امروزیها بی کلاس نباشید در مقابل کفار، عزت داشته باشید. این خیلی مهم است. این خیلی مهم است. این گرفتگی حق است. میگوید بچه فاطمه زهرا هستم بچه امیرالمؤمنین هستم زیر بار ذلت نمیروم. باج به کسی نمیدهم. خوار نمیشوم. التماس کسی را نمیکنم. تحقیر نمیشوم در مقابل دیگران. این خیلی هم خوب است. این تکبر عابدانه است. این تکبر عاقلانه است. هیچ اشکالی ندارد. ولی یک موقع است، نه، تو اصلا فضیلتی نداری. با یک همسان خودت هستی. برای چه خودت را میگیری؟ رفتی خواستگاری میخواستی نروی رفتی خواستگاری قرار نیست ثروت خودت را به رخ خانواده دختر بکشی تا آخر هم اینجوریت و در یک خانواده فلان و فلان تو با بابای معتادت با آن داداش فلانت لا آن مامان فلانت یا بر عکس خانمها خانواده شوهرشان را تحقیر میکنند. اینها استکبار هست. شما حق نداری راجع به خانواده همسرت یک حرف منفی بزنی. حق نداری. حق نداری. حق نداری خانواده ات را برا هیچ چیز منفی در خانواده اش تحقیرش بکنی یا اجازه بدهی اعضای خانواده تو نسبت به همسرت استکبار داشته باشند. مادرت جلویش بایست. بگو مادر شما حق نداری همچنان کاری بکنی پدرت هست شما …. استکبار غلط هست. میخواهد بابایت باشد آقا بابا حرمتش واجب است، نه، حرمتش واجب نیست. اینجا باید جلوی بابایت بگویی. بابا درست نیست اینجوری با عروست حرف بزنی. درست نیست اینجوری با دامادت حرف بزنی. استکبار به غیر حق. وقتی یک جایی پز میدهی کار را خراب میکنی. یک جایی گندگی میکنی به محض این که یک جا پز دادی، نه، این هدیه من نه، من این لباس را نمیپوشم نه من اینها را نمیخواهد هدیه را هم رد میکند نه این در شأن من نیست این هدیه نگاه کن بی سلیقه رفته برای من چه چیزی هدیه خریده است این هم شد کیف این هم شد این هم شد کفش پارچه آشغالی برداشته خریده برای من آورده، پارچه دهاتی برداشته برای من آورده، تو اصلا حق نداری ناراحت بشوی. اصلا چه کسی هستی که حالا اینقدر برای خودت کلاس میگذاری برای خودت شأن قائل هستی نه من از اینها نمیپوشم من از اینها نمیخوردم. استکبار به غیر حق، بخصوص آنهایی که در گذشته شان همه ی این ضعفها و فقرها را و ذلتها را هم داشتهاند، حالا رسیده به یک پول، به یک مدرک تحصیلی، حالا دیگر هیچکس را آدم حساب نمیکند، هر جا که آن بزرگی میکند که خدا راضی نیست به همان اندازه پیش خدا عذاب تحقیرکننده ذخیره داری، یه جایی خوار میشوی. فرمول را دقت کنید “عَذَابَ الْهُونِ” عذاب خوار کننده ” بِمَا کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ ” شما ناحق داشتید گندگی میکردید، من باید این جای ماشین بشینم، کی گفته تو باید این جای ماشین بشینی؟ بقیه بیایند و بشینن. من باید این جای سفره بشینم، من باید این جای مجلس بشینم، من باید فلان غذارو سر سفره، این رو باید بردارم بخورم. بقیه آدم نیستند، هر چی اونجایی که این هست، خوار میشوی یک جا، یک جا تحقیر میشوی، ” وَبِمَا کُنْتُمْ تَفْسُقُونَ” بخاطر اینکه فسق داشتید، فسق را معنا کردیم یعنی بی تعادلی، حالا اینجا معنای گناه هم میگیرند. یعنی حدود خدا را رعایت نکردن، یعنی متعادل نبودن، خدا و رساله اینجوری میگوید، مرجع تقلید اینجوری میگوید، گفته که گفته، من نمیخواهم رعایت کنم، خمس نمیخواهم بدهم، مگر زوره نمیخواهم بدهم، حجاب، نمیخواهم. طلا برای مرد حرام است، ببینید فسق میکند، رعایت نمیکند، طلا استفاده میکند، فسق است دیگر، با گردن کلفتی هم این کار را میکند با پر روئی هم اینکار را میکند این عذاب خوار کننده دارد عذاب تحقیر کننده میآورد برای انسان، خب آیات را تمام نکردیم حالا روایات هم طلبتان، والحمد لله رب العامین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین.