خانواده آسمانی – جلسه 582

متن کامل جلسه

موجبات دخول در جهنم

بحث ما در مورد موجبات دخول در جهنم است. بارها این را عرض کردیم که ما مهم‌تر از اینکه بدانیم چگونه وارد بهشت می‌شویم، این است که بدانیم چگونه وارد جهنم نشویم، برای اینکه خداوند ما را برای مقامی بالاتر از بهشت خلق کرده است و ما ذاتاً اصلاً بهشتی هستیم. یعنی کافی است که آفت‌ها را بشناسیم و موانع را بشناسیم. خیلی لازم نیست تلاش بکنیم که به بهشت برویم، همین که آفت‌ها را از خودمان دور کنیم، به‌طور طبیعی در بهشت و بالاتر از بهشت جای داریم، هرچند ما یک هفته درمیان، یک هفته درباره بهشت و یک هفته درباره جهنم سخن می‌گوییم، عوامل ورود به بهشت و عوامل ورود به جهنم را می‌خوانیم، امروز نوبت به بخش جهنم است.

بغض اهل بیت (ع)؛ یکی از عوامل دخول به جهنم

یکی از عوامل دخول انسان به جهنم، بغض اهل بیت علیهم السلام است. اینکه اسلام در دلش دشمنی و بغض نسبت به اهل بیت یا شیعیانشان داشته باشد. چرا بغض اهل بیت مساوی با جهنم رفتن است؟ برای اینکه اهل بیت اساساً حقیقت ما، حقیقت انسانیت هستند و خداوند تبارک و تعالی ما را از آن‌ها آفریده است. اهل بیت اولین مخلوق خداوند، نور کامل خداوند هستند و مثل اعلا هستند، مقیاس و ملاک انسانیت هستند، و میزان انسانیت و بهشتی بودن هرکس به میزان شباهت به اهل بیت دارد، این یک قاعده است. پس شما به میزانی که از نظرهای مختلف به اهل بیت شبیه هستید، بهشتی هستید و ما به میزانی که با آن‌ها اختلاف داریم از بهشت دور می‌شویم و به جهنم نزدیک می‌شویم، این شباهت، شامل شباهت ظاهری و شباهت فکری، عقیدتی، اخلاقی و عملی است. هر نوع شباهتی. پس شباهت کلاً در همه ابعاد زندگی هست که به آن می‌گوییم، سبک زندگی.

زیارت عاشورا؛ منشور زندگی انسان حقیقی

در زیارت عاشورا که در واقع یک منشور زندگی یک انسان حقیقی است، انسان کامل است. خداوند اول قیمتتان را آنجا مطرح می‌کند می‌فرماید: که شما قیمتتان قیمت امام حسین (ع) است. کمتر از امام حسین نیستید، «وَ اَسَئلهُ اَن یُبَلغَنیَ المَقامَ الَمحمودَ لَکُمُ عِنْدَ اللهِ». من همان مقامی که شما پیش خداوند دارید را می‌خواهم. و به ما دائماً دارند می‌گویند این را به امامت بگو که من آن مقام را می‌خواهم و این خیلی مهم است که انسان بگوید و متوجه باشد که دارد چه می‌گوید به امام اگر از او سؤال کردند شما به ملاقات امام حسین علیه السلام رفتید به امام حسین علیه السلام چه گفتید؟ بگوید من به امام حسین گفتم که من مقام شما را می‌خواهم، درجه شما را می‌خواهم. این را لازم دارم. این را می‌خواهم، بعد که تثبیت کردید که من مقامم، مقام شماست. درجه من، درجه شماست، آن وقت راهش را مشخص می‌کنید، راهش چیست؟ در همان زیارت عاشورا به خداوند می‌گوییم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیای مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» من حیاتم، سبک زندگیم و مردنم را مثل آن‌ها قرار بده، این راهش است. پس اگر کسی می‌خواهد آن مقام را داشته باشد، راهش چیست؟ راهش این است که سبک زندگی اهل بیت را داشته باشد و اگر می‌خواهد به آن‌ها برسد، مماتش هم باید شبیه آن‌ها باشد، یعنی در آن راه قدم بردارد، خیلی مشخص است، بنابراین اهل بیت مقیاس هستند، ملاک هستند، شما به میزانی که شبیه هستید، بهشتی هستید، انسان هستید، شما به میزانی که فرق می‌کنید و تفاوت دارید به جهنم نزدیک می‌شوید (و این جهنم) به قدری این تفاوت زیاد می‌شود که حضرت می‌فرماید که بعضی از شما سیصد هزار سال بعد از قیامت به ما می‌رسید. این فاصله‌ای است که خودمان ایجاد کردیم در زندگی دنیاییمان سیصد هزار سال بعد از قیامت، خوب دقت کنید، یعنی برزخ نه، قیامت پنجاه هزارساله نه، سیصد هزار سال بعد از قیامت یعنی شخص در جهنم باید گرفتار باشد تا بلکه بعد از این مقدار بتواند این فاصله را کم کند. پس مسئله، شباهت شخصیتی، فاصله شخصیتی، شباهت فکری، فاصله فکری، شباهت عقیدتی، فاصله عقیدتی، شباهت ظاهری، فاصله ظاهری. این‌هاست که ملاک است برای ما.

فاصله محبین اهل بیت (ع) با اهل بیت (ع)

خب حالا وقتی حضرت زهرا می‌فرماید: بعضی از شماها سیصد هزار سال بعد از قیامت به ما می‌رسید در مورد چه کسانی هست؟ چه کسانی سیصد هزار سال بعد از قیامت دستشان به دست حضرت زهرا و اهل بیت می‌رسد، خود حضرت زهرا می‌فرماید: آن‌هایی که ما را دوست دارند، آن‌هایی که محب ما بودند در دنیا، نه شیعه، شیعه نه. یک کسی آمد خدمت امام حسین علیه السلام عرض کرد که: انا من شیعتکم. من از شیعیان شما هستم. حضرت فرمود: «اتق الله». بترسید از خدا، خجالت بکش، حرف بی‌پشتوانه نزن، گفت آقا مگر من چه چیزی گفتم، گفتم من از شیعیان شما هستم، حضرت می‌فرماید که یک چیزی نگو که خداوند روز قیامت به تو بگوید: «کذبت و فجرت». دروغ گفتی و گناه کردی، فساد کردی این حرف را زدی، یک کسی بگوید من شیعه هستم خداوند به او گفتند: گناه کردی، فساد کردی این حرف را زدی، یک کسی بگوید من شیعه هستم. خداوند به او می‌گوید: دروغ نگو، گناه نکن، این حرف را نزن، چرا؟ چون دوست دارند شما هم همان را دوست داشته باشید، از هر چیزی بدشان بیاید شما هم از همان بدتان بیاید، ظاهر شما با ظاهر آن‌ها، باطن شما با باطن آن‌ها بخواند. کارت، معاملات اقتصادیات، شوهرداری، زنداری، بچه‌داری، تربیت فرزندان روابط با نامحرم، هر کاری که دارید، روابط با محارم، روابط با خاندان و خانواده، ارحام، همه چیز شما شبیه به اهل بیت باشد، لذا به امام حسین عرض کرد چه بگویم آقا؟ حضرت فرمود: بگو من از موالی شما هستم، از محبین شما هستم، من علاقه‌مند هستم، طرفدارم و دوستتان دارم. ولی نگو شیعه، امام حسین (ع) فرمود: اصلاً این حرف را نزن که بگویی شیعه، شیعه یعنی یک کسی که کاملاً پیروی دارد، دقیقاً پا می‌گذارد جا پای ما. پس ادعای شیعه بودن نکنید؛ چون اگر این ادعا را داشته باشید خداوند می‌فرماید: هم دروغ می‌گویید و هم گناه می‌کنید که این حرف را می‌زنید. این تکلیف ما. حالا آن که حضرت زهرا می‌فرماید: که شماها فاصله دارید و می‌گوید محبین موالی ما اینجوری هستند آن‌هایی که ما را دوست دارند در زندگی دنیاییشان واقعاً ما را دوست دارند، علاقه دارند به ما، ولی سبک زندگیشان به ما نمی‌خورد، نه شوهرداریشان، نه مهریه دخترشان، نه اسم‌گذاری‌هایشان، نه مراسمشان، نه عروسی‌هایشان، نه مسافرت‌هایشان، هیچ چیزشان به ما نمی‌خورد. اصلاً شبیه ما نیستند، اخلاقشان، کار اقتصادیشان، مردمداریشان، رسیدگی به فقرا و مظلومینشان، ارتباطاتی که دارند با محارم، با ارحام، با نامحرم، هیچ چیزش نمی‌خورد اصلاً، وقتی نمی‌خورد نمی‌توانی بگویی که من شیعه هستم، این فاصله مال کسانی است که محب اهل بیت هستند.

بغض اهل بیت (ع) و عواقب آن

ما بحثمان آن‌هایی هستند که بغض اهل بیت را دارند و این بحث کاملاً فرق می‌کند. یک کسی که از اهل بیت بدش می‌آید. موضع دارد در مقابل معصوم. این دیگر اصلاً به هیچ وجه نزدیک نمی‌شود به اهل بیت. شما در این فضای مجازی نگاه کنید در این ایامی که البته، هر سال این بازی را ما داریم یک مشت احمق، واقعاً از خود بی‌خبر نمی‌گوییم از خدا بی‌خبر، از خودشان بی‌خبرند این بندگان خدا، از خود بی‌خبر که اصلاً نمی‌دانند چه کسی هستند در فضای مجازی شروع می‌کنند، اهل بیت را، عزاداری‌ها را، همه را مسخره می‌کنند، امام حسین (ع) را، یعنی اصلاً نمی‌فهمند. من نصیحت می‌کنم این کسانی که در این فضاها، چه از طریق ماهواره، چه از طریق فضای مجازی، اینجوری می‌نشینند و با شهوت، با حرص، با کینه، در مورد اهل بیت حرف می‌زنند بروند یک مقدار خودشان مطالعه کنند، یک خطر است دیگر، یک احتمال است، بفهمند که خودشان بچه‌های اهل بیت هستند. آن روح اهل بیتی را در خودشان پیدا کنند. بفهمند که اصلاً این روحی که آفریده خداوند در این‌ها از جنس اهل بیت است، این‌ها دارند با خاندان خودشان، با پدر و مادر آسمانیشان، با خانواده آسمانیشان، مخالفت می‌کنند. اصلاً متوجه نیستند که دارند با خودشان چه کار می‌کنند و متوجه نیستند که دارند با خودشان چکار می‌کنند، کسی که بدگویی اهل بیت را می‌کند، بدگویی آنچه که متعلق به آن‌هاست را می‌کند، نمی‌فهمد که دارد چه جنایتی در حق خودش می‌کند. او اگر بفهمد حضرت زهرا سلام الله علیها مادر حقیقی خودش است، اگر بفهمد که اهل بیت پدران حقیقی او هستند و اصلاً جنس این از جنس اهل بیت است، جنس این از نور خداست، از مثل اعلا است. آن روحی که قرآن می‌گوید از روح خودم دمیدم در انسان، همان نور محمد و آل محمد است. اگر کسی این را فهمید اصلاً به خودش اجازه نمی‌دهد که به خاندان خودش توهین کند. همین کسانی که اینجوری هستند اگر یک کسی دور از جان، مادرش مثلاً بدکاره باشد. پدرش مثلاً جنایتکار باشد یک کسی برود بگوید ای مثلاً پدرفلان، مادرفلان بدش می‌آید و ناراحت می‌شود با اینکه مادرش هست، پدرش هم اینجوری است واقعاً. آن وقت متوجه نیستند که چجوری به پدر و مادرشان فحاشی می‌کنند، دشمنی می‌کنند با اصل خودشان دارند دشمنی می‌کنند، متوجه نمی‌شوند. این‌ها بعداً اگر بفهمند همین روحی که این‌ها دارند روح بی‌نهایت طلبی که در وجود این‌هاست، روح کمال‌طلبی که در این‌هاست، همان روح اهل بیت است و همان نور اهل بیت است بعداً از حسرت می‌میرند. از حسرت ای کاش می‌میرند. انسان آرزو می‌کند که ای کاش بمیرد، آنقدر این عذاب وحشتناک است. آنقدر این حسرت دردناک است که انسان آرزو می‌کند این کاش خاک باشد، حالا ببینیم حضرت در مورد دشمنان اهل بیت چه می‌فرمایند: دقت کنید این خیلی مهم است. پس ملاک یادمان نرود که این ملاک چه بود، چرا دشمن اهل بیت، کسی که بغض اهل بیت را دارد، اهل جهنم است.

سقر؛ بدترین جای جهنم

امام کاظم علیه السلام می‌فرماید: «مَن تَقَدَّمَ إلى وَلایَتِنا أخِّرَ عَن سَقَرَ» ببینید این فرمایش چقدر قشنگ است. «ومَن تَأَخَّرَ عَنّا تَقَدَّمَ إلى سَقَرَ» و هر کس که از ولایت ما دور باشد «تَأَخَّرَ عَنّا»، از ما دور باشد «تَقَدَّمَ إلى سَقَرَ» اول خوب دقت کنید سقر یعنی چه؟ سقر بدترین جای جهنم را می‌گویند. جایی است که در روایت داریم بقیه بخش‌های جهنم از دستش شاکی هستند، بقیه طبقات جهنم از دست این سقر شاکی هستند. آنقدر سقر وحشتناک است. چون طبقات دیگر جهنم هم حرارت دارند، آتش دارند، عذاب دارند؛ ولی همه جا شعور دارند، همه جا پر از شعور است. «إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» آخرت تمامش حیات و فهم و شعور است. آخرت همه چیزش شعور است. ظهورش شعور است. حتی آن میوه‌ای که شما می‌خورید، حتی پرنده‌ای که می‌بینید، حتی تختی که رویش می‌خوابید، شعور دارد، با تو ارتباط دارد، جهنم آن هم همینطور، پایین‌ترین، بدترین وحشتناک‌ترین، داغ‌ترین جای جهنم را به آن می‌گویند سقر. آنجا، جای چه کسانی است؟ جای کسانی است که زیر بار دستورات خداوند نمی‌روند، آدم‌های متکبری هستند. وقتی می‌گوییم خدا این را گفته است قبول نمی‌کنند، می‌گوییم آقا حجاب باید به این صورت باشد، زیر بارش نمی‌رود، نماز باید اینجوری باشد، زیر بار نمی‌رود، روابط زن و مرد باید به این صورت باشد، زیر بار نمی‌رود آدمی که متکبر است. نماز بخوان، نماز نمی‌خواند. گفته می‌شود خمس بدهید، می‌گویند برای چه پول زور بدهیم. هر کسی که تکبر می‌کند در مقابل دستور، سقر جای آدم‌هایی است که گندگی می‌کنند، تکبر می‌کنند، پوست کلفتی می‌کنند در مقابل دستورات خداوند. یعنی گناه را می‌کنند، ولی احساس گناه ندارند. معصیت را انجام می‌دهند، فحشا را دارند و کیف هم می‌کنند این کار را می‌کنند، افتخار هم می‌کنند، به اینکه دارند گناه می‌کنند و چه بسا آن گناه را تشویق و تبلیغ هم می‌کنند. این‌ها جایشان پایین‌ترین درجه جهنم است سقر. حالا خوب نگاه کنید حضرت می‌فرماید که: «مَن تَقَدَّمَ إلى وَلایَتِنا اُخِّرَ عَن سَقَرَ» کسی که نزدیک می‌شود به ولایت ما، از سقر دور می‌شود. شما به هر میزانی که تحت مدیریت، مربیگری، ولایت اهل بیت قرار می‌گیرید، از جهنم دور می‌شود، فاصله دارید، چون بین اهل بیت و جهنم بی‌نهایت فاصله است. غایت دوری است. بی‌نهایت دوری است. شما هر چقدر به سمت اهل بیت بروید از چه چیزی دور می‌شوید؟ از جهنم. هر چقدر و بعد چه می‌فرماید؟ «ومَن تَأَخَّرَ عَنّا تَقَدَّمَ إلى سَقَرَ». هر کس از ما دور بشود به جهنم نزدیک می‌شود. این کاملاً یک رابطه ریاضی است. پس ما بهشتی هستیم یا جهنمی به این مربوط است که ما چقدر شبیه اهل بیت هستیم و چقدر نزدیک هستیم. حضرت فعلاً وارد بغض نشده است، وارد بغض و کینه نسبت به اهل بیت و شیعیان اهل بیت نشده است، فقط دارد راجع به دوری می‌گوید، نزدیکی و دوری. این برای خود شیعیان هم وجود دارد. هیچ فرقی نمی‌کند شیعه که اصلاً همچین کاری نمی‌کند، برای محبینش که محبین ما هستیم، برای ما هست که ما محب اهل بیت هستیم برای ما هست.

بغض اهل بیت (ع)؛ بغض پیامبر (ص) و خدا

پس این اصل را در نظر بگیرید در فرمایش دیگر امام کاظم علیه السلام فرمود: «مَن أبغَضَنا فَقَد أبغَضَ مُحَمَّدًا» هر کس بغض ما را داشته باشد، بغض پیامبر را داشته، فرقی نمی‌کنیم ما، «و من أبغض مُحَمَّدًا فقد أبغَضَ الله» هر کس بغض پیامبر را داشته باشد، بغض خدا را دارد، بعضی‌ها هستند که اینجور می‌کنند، ما فقط خدا را قبول داریم، نه دین، نه پیغمبر این‌ها را قبول نداریم. این دروغ محض است آن خدایی که شما قبول دارید، خدای حقیقی نیست، خدا کامل‌ترین ظهورش در شناخت و ارتباط می‌شود اهل بیت می‌شود پیغمبر. آن کسی که می‌گوید من خدا را قبول دارم ولی اهل بیت را قبول ندارم، این خدایی که او می‌گوید یک خدای ساختگی و دروغ است خدای حقیقی نیست. چون خدا یعنی بی‌نهایت، کمال بی‌نهایت. شما چه جوری، فسقلی، محدود با بی‌نهایت ارتباط دارید و شناخت دارید از آن، مگر می‌شود انسان بدون پیوند و شناخت با کامل‌ترین مظهر خدا ارتباط داشته باشد، اصلاً نمی‌شود محال است، هرکس که اعتقاد دارد و خدا را قبول دارد، بدون اهل بیت او خدایش قلابی است. حتماً خدای حقیقی نیست. آن خدایی است که امام صادق علیه السلام فرمود: «مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُکُمْ مَرْدُودٌ». یک خدایی است که مخلوقش، مخلوق خودتان است. خودتان آفریدیدش و به خودتان هم برمی‌گردد. خدای حقیقی نیست بعد حضرت می‌فرماید: «و من ابغض الله لقد کان ؟؟؟؟؟؟من نصیر»….. هر کس که خدا را دشمن بدارد، بر خدا حق است که او را در آتش بیفکند. در حالی که هیچ یاوری ندارد «و ما لهم من النصیر». یعنی کسی نمی‌رود سراغش و درش بیاورید از داخل آتش. کسی به فکرش نیست. یک موقع است آدم گرفتار عذاب می‌شود، کسی است که بیرون زندان به فکر آدم باشد که بالاخره تلاش بکند بعد از یک مدت انسان را دربیاورد؛ ولی یک کسی می‌بینید که به این صورت نیست.

دشمنی با اهل بیت (ع)؛ ورود حتمی به جهنم

پیامبر می‌فرماید: «وَ الَّذی نَفسی بِیَدِهِ لایُبغِضُنا أهلَ البَیتِ رجل إلاّ أدخَلَهُ اللّه ُ النّارَ» قسم به کسی که جانم به دست اوست، ما اهل بیت را کسی دشمن نمی‌دارد مگر اینکه خداوند حتماً او را داخل جهنم خواهد کرد. پیغمبر خیلی صریح دارد قسم می‌خورد این را و بیان می‌کند، این را از روایت اهل سنت آورده‌ام برایتان از کتاب‌های شیعه نقل نکرده‌ام در (…………ج 3، ص 162) در کتب اهل سنت است. پیامبر می‌فرمایند: قسم به کسی که جانم در دست اوست، کسی ما را دشمن نمی‌دارد مگر اینکه خداوند حتماً او را وارد جهنم خواهد کرد. باز پیامبر فرمود: «مَنْ سَبَّ عَلِیًّا فَقَدْ سَبَّنِی» هر کس علی را دشمن بدارد، سب، دشنام بدهد به علی، ناسزا بدهد به علی فقد سبنی، به من ناسزا گفته: «و من سبنی فقد سب الله» هر کسی به من ناسزا بگوید به خدا ناسزا گفته است.

کفر عملی و عواقب آن

کسانی که می‌نشینند در شبکه‌های مجازی، این طرف و آن طرف به پیامبر توهین می‌کنند، به کارهای پیامبر توهین می‌کنند، کارهای پیامبر را زیر سؤال می‌برند، نمی‌فهمند که دارند چه کار می‌کنند با خودشان، پیامبری که قرآن فرمود: «مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى» او هرگز از روی هوای نفس حرف نمی‌زند، او هر چه می‌گوید به او وحی شده است. «وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» هر چه پیامبر گفت بگیرید، هر چی نهی کرد رهایش کنید. نمی‌شود بگوییم بعضی‌ها را دوست داریم بگیریم و بعضی‌ها را رها کنیم. چون دوست نداریم قبول نکنیم. قرآن می‌فرماید کسی که بعضی را دوست دارد و بعضی را دوست ندارد کافر است. ولو یک دونه را قبول نداشته باشد. کافر است. یک بسته و مجموعه است. این را قبول داری یا نداری! این را دوست دارم آن را دوست ندارم. این را قبول دارم و آن را قبول ندارم. فرقی نمی‌کند. یکی را شما بردارید کافر هستید. لذا قرآن وقتی دستورالعملی می‌دهد دو نوع کفر را معرفی می‌کند. دقت کردید تا به حال. یک نوع کفر می‌گوید. منظور کفر عقیدتی است. خدا، دین و پیغمبر را قبول ندارند. یک نوع کفر هست بهش می‌گویند کفر عملی. در کفر عملی مثلاً یک قاعده درباره حجاب می‌گوید، راجع به نماز می‌گوید، راجع به روزه می‌گوید، راجع به روابط زن و مرد و نامحرم می‌گوید، «و من کفر».
«و من کفر» یعنی چی؟ ما که دین را قبول داریم پس چرا خدا می‌گوید «و من کفر». منظور چه کفری هست؟ کفر عملی. یعنی شخص کافر است. عملاً کافر است. لذا خود پیامبر می‌گوید بعضی زنان کافر هستند. برای چی کافرند؟ می‌گوید مثلاً در حق شوهرشان کافرند. این کفر است. مرد هم همین طور. در روایت داریم از امام صادق علیه السلام. می‌فرماید: کثیف‌ترین گناه چندتاست؟ یکی اینکه انسان حیوان بی‌گناه را بپوشاند. یکی اینکه انسان مهریه زنان را بر خودش حلال کند. مهریه زن را ندهد و زیر بار آن نرود. بگوید آنقدر اذیت می‌کنم که بروی ببخشی. بعضی‌ها در همین ازدواج، در همین اول ازدواج، زن را تحت فشار می‌گذارند و می‌گویند که برو محضر بنویس که حلال کردی و بخشیدی به من. کثیف‌ترین گناهان، یکی از آن‌ها این است که انسان به زور مهریه زنش را بالا بکشد و نخواهد بدهد. این کفر است. کفر عملی است و به همین میزان کفر، انسان عذاب دارد، عقاب دارد و گرفتاری دارد. پس کفر نظری با کفر عملی فرق دارد. پس «و من سبنی فقد سب الله» دقت کنید، به پیغمبر و دین پیغمبر ایراد نگیرید، ناسزا نگویید، دری وری نگویید. و من «سب الله الدخل النار جهنم خالد من فیها». کسی که به خدا ناسزا بگوید، خدا او را یا داخل جهنم می‌کند، این قسمتش خیلی ترسناک است و تلخ است. خالداً فیها یعنی برای همیشه داخل جهنم است در نمی‌آید از جهنم. بعد فرمود: «خالداً فیها» رفت جهنم برای همیشه، برای ابد در جهنم است. «و له عذاب مقیم». او عذاب مقیم، ببینید یک موقع می‌گوید عذاب الیم دارد، یعنی عذاب دردناک، انواع عذاب‌هایی که داریم، «و له عذاب مقیم». عذاب ماندگار دارد، یعنی استراحت ندارد، توقف ندارد، زجرش همیشگی است. پس مراقب باشیم، کسی بدی علی را بگوید، بد پیامبر را گفته است، کسی که بد پیامبر را بگوید، بد خدا را گفته است. کسی که بد خدا را می‌گوید برای همیشه در جهنم است.

محبت و بغض اهل بیت (ع)؛ معیار بهشت و جهنم

باز از پیامبر: این در مورد مادرمان است (حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها). «مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَهَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الْجَنَّهِ مَعِی». هر کس دخترم فاطمه را دوست داشته باشد در بهشت با من است، «وَ مَنْ ابغضها هو فی النار»، خیلی صریح، هر کس که بغض فاطمه را داشته باشد در جهنم است، در آتش است. باز از وجود نبی اکرم درباره امام حسن و امام حسین می‌فرماید: «الحسن و الحسین ابنائی» حسن و حسین دو تا پسرهای من هستند، «من احبهما» هر کس این دوتا را دوست داشته باشد من را دوست داشته، «من احبنی، احبه الله» هر کس که من را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد «و من احبه الله ادخل الجنه» هر کس خدا را دوست داشته باشد خدا او را داخل بهشت می‌کند. دوباره «و من ابغضهما ابغضنی»، هر کس بغض این‌ها را داشته باشد، بغض من را دارد تفکیک نداریم. این را دقت کنید، ما تفکیک، بعضی بعضی نداریم، بگوید من پیغمبر را دوست دارم، از علی خوشم نمی‌آید، از اصحاب پیغمبر حتی همسران ایشان، بعضی‌هایشان یارهای پیغمبر، می‌گفتند پیغمبر، ما مخلص شما هستیم، دوستتان داریم، البته دروغ می‌گفتند ولی با علی جور در نمی‌آمدند. حضرت زهرا را اذیت می‌کردند، حسنین را اذیت می‌کردند ولی به پیامبر ابراز عشق می‌کردند، ابراز علاقه می‌کردند، این دروغ است. شما نمی‌شود یک آدمی را دوست داشته باشید و بچه‌اش را شکنجه بکنید. می‌شود؟ تبعیض ما نداریم، بگوییم آقا ما فقط خدا را دوست داریم ولی اهل بیت را نه. قرآن را دوست داریم، اهل بیت را نه، پیغمبرش را دوست داریم، علی را نمی‌خواهیم. علی را می‌خواهیم، حسن و حسین را نمی‌خواهیم، آن را می‌خواهیم، امام زمان (ع) را نه، اصلاً اینجوری نیست. یا همه یا هیچ. در احکام همین‌طور است. در احکام همین است. این کتاب رساله است، یا همه یا هیچ. یکی را بردارید، انگار همه را برداشتید. «أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ» قرآن می‌فرماید که آیا به بعضی از قسمت‌های کتاب ایمان می‌آورید و بعضی از آن‌ها را رد می‌کنید؟ اصلاً یک همچین چیزی ما نداریم. در عشق هم همین طور است. می‌فرماید که: «و من ابغضهما ابغضنی» هر کسی این دو را دشمن بدارد من را دشمن داشته است «و من ابغضنی فقد ابغض الله». هر کس بغض من را داشته باشد، خدا بغضش را دارد، مبغوض خداست و هر کس که مبغوض خداست «ادخله النار».

درکات جهنم و مراتب دشمنی با اهل بیت (ع)

این روایت خیلی مهم است خواهش می‌کنم که دقت بفرمایید، در واقع انحرافات و درکات نفس انسان را می‌گوید، می‌فرماید: «فی النار ثلاث درکات» در جهنم ما سه درکه داریم، در بهشت درجه است، در جهنم درکات است «و فی الاسفل درک من النار و من ابغضنا به قلبه و……….» در پایین‌ترین درجه جهنم هستند، چون قرآن می‌فرماید: «ان المنافقین فی الدرکه اسفل» منافقین در پایین‌ترین درجه جهنم هستند یعنی دیگر از آن پایین‌تر نداریم. بدترین جای جهنم، جای منافقین است. می‌فرماید: در پایین‌ترین درجه جهنم کسانی هستند که با قلبشان بغض ما را داشتند و با زبانشان علیه ما حرف زدند، با بدن‌هایشان و دست‌هایشان علیه ما کار کردند و فعالیت کردند، این پایین‌ترین درجه جهنم است، سه تا درکه بود دیگر، پایین‌ترین درجه آن کسی است که هم قلبش و هم زبانش و هم بدنش در دشمنی با اهل بیت درگیر است، «وفی الدرکه ثانیه» یک درکه بالاتر، فرمود: «من ابغضنا بقلبه و اعان علیها بلسانه». یک درکه بالاتر کسانی هستند که قلباً از ما بدشان می‌آید و با زبانشان علیه ما تبلیغ می‌کنند، اما جنگ نمی‌کنند کار عملیاتی را انجام نمی‌دهند فعالیت دیگری ندارند، همین با زبان و قلبشان. اما اقدام عملی نمی‌کنند «وفی الدرکه الثالثه من النار من ابغضنا بقلبه» یک درجه بالاتر کسانی هستند که قلباً ما را دوست نداشتند علیه ما حرف نمی‌زدند، در مورد ما چیز بدی نمی‌گفتند، کاری هم نمی‌کردند. اما قلباً از ما خوششان نمی‌آمد. عزیزان دقت بکنیم، مراقبت بکنیم حب و بغض‌هایمان را، یک موقعی خدای نکرده در قلبمان با خدا، با اهل بیت با فرشته‌های الهی درگیر نشویم.

دشمنی با اهل بیت (ع)؛ منشأ عذاب در دنیا و آخرت

امام علی علیه السلام می‌فرماید: «ان لمبغضینا افواج من عذاب الله». حقیقت این است که هر کس دشمن ماست و از ما بدش می‌آید، افواجا. انواع عذاب را در جهنم دارد. اینکه می‌گوید انواع عذاب در دنیا اتفاق می‌افتد، این درکاتی که دارد می‌گوید عذاب‌هایی که می‌گویند خود بخود در دنیا آدم را می‌گیرد یعنی کسی که از اهل بیت فاصله بگیرد از شاخص‌های سعادت فاصله می‌گیرد. شاخص‌های اصلی چند تا بود؟ سه تا بودند، محبت، آرامش، شادی. محال است که یک کسی در نظام درونی خودش با اهل بیت مشکل داشته باشد و به کینه و دشمنی نسبت به دیگران و مبغوض دیگران شدن آلوده نشود. محال است به آرامش قلبی برسد. محال است به شادی حقیقی راه پیدا کند، محال است. جهنم همینجا می‌آید سراغش. آن جهنمی که آخرت می‌رود، آن ظهور همین جهنمی است که اینجا خودش دارد.

لعن دشمنان اهل بیت (ع) توسط پیامبر (ص)

روایت بعدی را اهل سنت نقل کرده‌اند؛ ابن عمر یعنی پسر عمر، «سمعت رسول الله …..» از پیغمبر شنیدم، «یقول و هم حجه الوداع» درحالی که در حجت الوداع بود این را گفت، «و هم علی ناقته…………» پیامبر سر شتر نشسته بود و دستش روی شانه علی بود چه گفت؟ بعد از خطبه غدیریه «اللهم هل بلغتُ»؟ خدایا حرف‌هایم را زدم آن چیزی که دستور داده بودی، خدایا تبلیغ کردم؟ «اللهم هل بلغتُ»؟ خدایا پیغامت را رساندم؟ ابن عمر می‌گوید پیغمبر این را گفت و بعد فرمود: (دستش را گذاشت روی شانه علی) «هذا ابن عمی …………..» این پسر عم من و پدر فرزندان من است. «اللهم کبّ من آداه فی النار». خدایا دشمنش را در آتش سرنگون کن. این را اهل سنت در کنزالامال آورده‌اند. در ج 5، ص 291، ح 12914. المعجم الاوسع ج6، ص300، ح 6468. روایات اهل سنت درباره اهمیت ولایت اهل بیت و عذاب کسانی که بغض اهل بیت را دارند زیاد است.

خلاصه

جملات ناب

  • ما ذاتاً بهشتی هستیم؛ کافی است آفت‌ها و موانع را بشناسیم و از خود دور کنیم تا به‌طور طبیعی در بهشت و مقامی بالاتر از آن جای گیریم.

  • بغض اهل بیت (ع) یکی از عوامل اصلی ورود به جهنم است، زیرا آن‌ها حقیقت انسانیت و ملاک بهشتی بودن ما هستند.

  • میزان شباهت ما به اهل بیت (ع) در همه ابعاد زندگی، از جمله ظاهر، فکر، عقیده، اخلاق و عمل، معیار نزدیکی یا دوری ما از بهشت و جهنم است.

  • زیارت عاشورا منشور زندگی انسان حقیقی است که قیمت انسان را هم‌تراز امام حسین (ع) معرفی می‌کند و راه رسیدن به این مقام را در سبک زندگی اهل بیت (ع) می‌داند.

  • فاصله گرفتن از سبک زندگی اهل بیت (ع)، حتی برای محبین آن‌ها، می‌تواند منجر به دوری طولانی‌مدت از مقام حقیقی انسانی شود.

  • ادعای شیعه بودن بدون پیروی کامل از سبک زندگی اهل بیت (ع) می‌تواند دروغ و گناه محسوب شود.

  • کسانی که بغض اهل بیت (ع) را در دل دارند و به آن‌ها توهین می‌کنند، در واقع با حقیقت وجودی خود و خاندان آسمانیشان در ستیزند.

  • روح بی‌نهایت‌طلبی و کمال‌طلبی در انسان، همان نور اهل بیت (ع) است و هرگونه دشمنی با آن‌ها، دشمنی با اصل و حقیقت وجودی خود است.

  • سقر، بدترین جای جهنم، مخصوص کسانی است که در برابر دستورات خداوند تکبر می‌کنند و گناه را با افتخار انجام می‌دهند.

  • نزدیکی به ولایت اهل بیت (ع) انسان را از سقر و جهنم دور می‌کند، در حالی که دوری از آن‌ها به جهنم نزدیک می‌سازد.

  • بغض اهل بیت (ع) به معنای بغض پیامبر (ص) و در نهایت بغض خداوند است و چنین فردی هیچ یاوری در آخرت نخواهد داشت.

  • پیامبر اکرم (ص) قسم یاد کرده‌اند که هر کس اهل بیت را دشمن بدارد، خداوند او را حتماً وارد جهنم خواهد کرد.

  • توهین به پیامبر (ص) و زیر سؤال بردن اعمال ایشان، توهین به خداست، زیرا هر آنچه ایشان می‌گویند وحی الهی است.

  • قبول نکردن حتی یک بخش از دستورات الهی، کفر عملی محسوب می‌شود که عواقب و عذاب‌های خاص خود را دارد.

  • کسی که به خدا ناسزا بگوید، برای همیشه در جهنم خواهد بود و عذابی ماندگار و بی‌وقفه خواهد داشت.

  • محبت به حضرت فاطمه (س) و امام حسن و امام حسین (ع) بهشت را تضمین می‌کند، در حالی که بغض آن‌ها منجر به ورود به جهنم می‌شود.

  • در عشق و پیروی از اهل بیت (ع) تبعیض وجود ندارد؛ یا همه را می‌پذیریم یا هیچ‌کدام را.

  • پایین‌ترین درجه جهنم (درکه اسفل) جای منافقینی است که هم قلباً، هم با زبان و هم با عمل با اهل بیت (ع) دشمنی می‌کنند.

  • دشمنی با اهل بیت (ع) منشأ انواع عذاب‌ها در دنیا و آخرت است و مانع رسیدن به آرامش و شادی حقیقی می‌شود.

  • پیامبر اکرم (ص) در حجة الوداع، دشمنان امام علی (ع) را مورد لعن قرار داده و برای آن‌ها سرنگونی در آتش را طلب کرده‌اند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی