خانواده آسمانی – جلسه 568

متن کامل جلسه

سایه‌های بهشتی و نعمت‌های جاودان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدالله رب العالمین و صلی علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله من الاعداء اجمعین. سلام و صلوات و رحمت و خیرات و برکات الهی بر شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه ولایت. موضوع بحث امروزمان بهشت است. فقط از بحث جلسه گذشته که سایه‌های بهشتی بود، یکی دو تا روایت به گمانم مانده که این را خدمتتان عرض کنم و بعد سراغ بحث بعدی برویم.

سایه ممدود در بهشت

در ارتباط با بحث سایه‌ها، از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم که فرمودند: «یتنعمون فی جناتهم فی ظل الله ممدود فی مثل ما بین الطلوع الفجر الی الطلوع شمس» در باغ‌های بهشت، بهشتی‌ها، یتنعمون: در حال نعمت بردن هستند، فعل مضارع هم هستند. یعنی این نعمت بردن دائمی است، این جذب نعمت دائمی است. انسان در حالت‌های دنیایی درست است غرق نعمت‌های خداست اما این حس نعمت بردن را همیشه با خودش نمی‌کند، ولی آنجا همه چیز جدید است و لحظه به لحظه جدید هست. مثل کسی که فوق‌العاده الان گرسنه‌اش هست؛ یک سفره‌ای می‌اندازند و یک غذای خیلی مطبوعی که ایشان باهاش خیلی حس خوبی دارد می‌آورند و برایش می‌گذارند و ایشان که مشغول این غذاست؛ یکی دیگر می‌آورند و یکی دیگر می‌آورند و همین طور حالت اینکه یکسره دارد چیز جدیدی عرضه می‌شود. یا یک خبر خوش؛ یک خبر خوش؛ یا یک لذت جدید، یک ملاقات و یک دیدار و همینطور دائماً در بهشت این حالت وجود دارد؛ این ذکر دائم که ما می‌گوییم. یا دائم الفضل علی البریه مظهرش آنجا که ذکر دائم می‌خواهد اتفاق بیافتد این هست که بهشتی‌ها ذکر تکراری ندارند. یک چیزی که برایشان عادی بشود؛ لحظه‌ی عادی؛ لحظه تکراری اصلاً از این اتفاقات آنجا نمی‌افتد. آنجا همه چیز دائماً؛ دقت کنید دائماً تازه است و جدید هست و این حالت ذوق‌زدگی و تنوع همین‌طور یکسره استمرار دارد؛ «یتنعمون فی جناتهم» در باغ‌های بهشت‌هایشان که لذت می‌برند. این چطوری هست؟ در سایه‌ای که فی ظل ممدودِ فی مثل مابین الطلوع الفجر بین الطلوع الشمس، در یک سایه مستمر استمرار دار کشیده شده مثل چی؟ اگر کسی بخواهد این استمرار را بفهمد مثل زمانی که طلوع فجر اتفاق می‌افتد تا طلوع خورشید؛ ما یک سایه مستمر دائم داریم. خبری از خورشید وجود ندارد و نور هست اما، انگار که انسان در یک سایه مستمر استفاده می‌کند. همین هم در رابطه با سوالی که یک راهب از امام کاظم علیه السلام کردند؛ از حضرت سوال می‌کنند که «وفی الجنه ظل الممدود»، آیا در بهشت یک سایه مستمری وجود دارد؟ «فقال علیه السلام: الوقت الذی قبل الطلوع الشمس کلها ظل الممدود» قوله تعالی الم تر الی ربِکَ کیف مد ظل می‌فرمایند: وقتی که قبل از طلوع خورشید هست، الوقت الذی قبل الطلوع الشمس همه اش سایه ممدود هست. چون خورشید نزده و بیرون نیامده و شما فقط روشنایی و نور را دارید و اما خبری از خورشید و سوزانندگی و اذیت خورشید و نورش هیچی نیست و یک سایه ممدود هست و این ظل ممدود این هست. می‌خواهید تجربه بکنید این هست؛ تو دنیا که این طور هست و آنجا هم همینطوری می‌تواند باشد. البته این فقط چیزی هست که دنیا و آنجا را تشبیه می‌کند و به ما معرفی می‌کند. ولی اصلش و حقیقتش یک چیز دیگر هست آن حالتی که در آنجا هست و آن سایه‌ای که آنجا هست یک داستان دیگری دارد. بعد حضرت این آیه را می‌خواند: «الم تر کیف الی رَبِّک مَدَّ ظِل»؛ در سوره فرقان آیه ۴۵ هست که آیا نگاه نمی‌کنی که پروردگارت چگونه سایه را (مَدَ) کشیده یک سایه کشیده‌ای برای شما ایجاد کرده؟ البته این نکات فلسفی و عرفانی دارد و در فلسفه یک چیز دیگری است و در مسائل عرفانی هم این داستان هست. این دو روایت را برایتان باید می‌خواندم. برویم سراغ میوه‌های بهشتی.

میوه‌های بهشتی و لذت‌های جاودان

اول از قرآن شروع می‌کنیم: «وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَ لَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَهٌ وَ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» سوره بقره آیه ۲۵. می‌فرماید که بشارت بده مومنین را و کسانی که عمل صالح انجام می‌دهند؛ یعنی ایمان و عمل صالح باید کنار هم باشند؛ یعنی انسان هم ایمان بیاورد هم دائماً کار خیر بکند، کار خوب حالا هرچی هست. عمل صالح یعنی عملی که صلاحیت دارد ما را به سعادت برساند؛ چنین عملی چه کسی می‌تواند به ما معرفی کند و امضا بکند؟ خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت علیهم السلام که بگویند این عمل صالح هست و صلاحیت دارد و جدای از آن هم انسان. چون فالهمها فجورها و تقواها بهش الهام می‌شود تقوی و فجور، خود انسان می‌تواند بفهمد که کار خوب چی هست؟ در ضمیر انسان کار خوب گذاشته شده است. چه چیزی را بشارت بدهیم به مومنین و کسانی که عمل صالح انجام می‌دهند؟ اینکه آَنَّ لهم جنات برای آنها بهشت‌هایی هست که تجری من تحت الانهار. این را قبلاً توضیح دادیم که در زیر آنها جاری هست و «کلما ما رزقوا منها من ثمره رزقا» هر وقت یک میوه‌ای از آن میوه‌های بهشتی می‌خورند؛ «قالوا هذا الذی رزقنا من قبل» می‌گویند: این چیزی هست که ما قبلاً هم بهمون داده بودند و این پرتقال هست و ما قبلاً بهمون سیب و …داده بودند و در دنیا دیده بودیم. هی می‌گویند: این شبیه چیزی است که ما قبلاً خوردیم. «و اوتوا به متشابهاً» مانند آن نعمت‌ها را برای آنها می‌آورند، ترجمه عادی‌اش است و کسانی دیگری که ظرافتی به خرج دادند چون قرآن می‌فرماید: «وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» ۲۱ حجر هیچ چیز نیست مگر اینکه خزائن آن چیز در دست ماست و ما نازل نمی‌کنیم هیچ چیز را مگر به اندازه‌ی معین. شما در نظام مادی هرچه را که می‌بینید؛ گل، میوه، درخت، برگ، زیبایی‌ها، پرنده‌ها، حیوانات، سنگ‌ها و طلاها و جواهرات مختلف و هرچیزی که هست می‌بینیم در دنیا قرآن می‌فرماید: اصلش نزد ما هست. «ان من شی الا عندنا» در نزد ما هست خزائن آن چیز و ما نازل نمی‌کنیم مگر به اندازه معین. لذا این شخص وقتی آنجا می‌رود می‌گوید: «و اوتوا به متشابها» شبیه به اینها را آنجا خوردند. والا اصل پرتقال و موز و انار و… اصل چیزهایی که اینجا و آنجا هست خیلی فرق دارد، این اصل انقدر چلانده شده که به قول میرزا یک دهم میلیاردم چلانده شده، یک جذر اینطوری ازش گرفتند تازه شده این چیزی که شما می‌بینید و می‌گویید: این موز یا پرتقال، گلابی و سیب و انارهست. حالا یک ضریب اینطوری جلوش بگذارید ببینید آنجا چه خبر است دیگر! میوه و گل و زیبایی‌ها و عطرها و هرچیزی که شما بگویید. اصلش آنجاست و اینجا فقط یک سایه ازش وجود دارد! ما از یک سایه‌اش داریم لذت می‌بریم وگرنه اصلش آن طرف هست. «وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» گرفته شده و فشارش دادند و عصاره‌اش این چیزی هست که شما می‌بینید و این تمرین، تمرین خیلی مهمی است. هر چیزی که در طبیعت باهاش برخورد می‌کنید، آرامش و عشق و لذت و محبت و اطمینان و دوستی و عزت و احترام و اکرام و بزرگی و شرافت و هر چیزی که شما اسم بگذارید که لذت‌بخش هست یک حقیقتی آن بالا دارد که ما اینجا داریم فقط با عصاره‌اش زندگی می‌کنیم. دنیا را شما نگاه کنید تمام این خوراکی‌هایی که مادر می‌خورد؛ خوراکی‌های متنوع، عصاره‌اش می‌آید و تو رحم مادر می‌رود و برای بچه خون می‌شود یک غذای مادر می‌شود. کل عصاره همه آن چیزهایی که آنجا درمی‌آید و الا خون کجا و غذایی که مادر می‌خوردکجا! نسبتش را هیچ وقت جنین نمی‌تواند بفهمد. من چی می‌خوردم و آن اینجا چی هست؟ و آن چیزهایی که مادر می‌خورده این هست! که به من عصاره‌اش در رحم می‌رسیده است، ما هم الان همین طوری هستش یک چیزی استفاده می‌کنیم، ولی حقیقتش آن طرف هست؛ «و اوتوا به متشابها و له فیها ازواج له مطهره و هم فیها خالدون».

همسران پاک و جاودانگی در بهشت

دو تا مژده دیگر هم بهشون داده است که اینکه اهل ایمان و عمل صالح همسرانی مطهر و پاک دارند و مژده دوم که خیلی مهم‌تر هست چی هست؟ که آنجا اضطراب از دست دادن را ندارند برخلاف دنیا، دنیا شما هر چیزی که به دست می‌آورید در معرض زوال است. هر چیزی که به دست می‌آوری، جوانیت؛ نیروی بدنی‌ات؛ قوایی که انسان دارد، چشم و گوش و درک مزه و… انسان که پیر می‌شود «الی الارض العُمُر» قرآن می‌گوید: که شما می‌بریم به سوی پست‌ترین مرحله عمر «کی لا یعلمون بعد کل شی» که دیدید انسان که پیر می‌شود اسم خودش را هم یادش می‌رود. اسم بچه‌هایش را فراموش می‌کند و مزه و لذت را از دست می‌دهد و دیگر نمی‌تواند. پیری روح نیست ها؛ روح هرچقدر سن بالاتر برود روح جوان‌تر هست ولی چی نمی‌گذارد که این فرد بهره‌برداری کند؟ بدن هست، بدن قوایش را از دست می‌دهد و شخص نمی‌تواند استفاده کند. هر چه هست اینطور هست و یعنی انسان به محض اینکه به دنیا می‌آید درست است به سمت جوانی و قدرت حرکت می‌کند، اما این حرکت به سمت جوانی و قدرت حرکت به سمت پیری هم هست. انسان به سمتی می‌رود که اینها را از دست بدهد، پول و مال و همسر و پدر وخواهر و برادر و هرچیزی که بگید که شما باهاش انس دارید و لذت اش ازش می‌برید در معرض فنا و نابودی است. برعکس آنجا چه می‌گوید؟ آنجا می‌گوید که اینها (لذات) را می‌گوید که در بهشت هستند و نهرها جاری هست و همسران پاک دارند و بعد می‌فرماید: و هم فیها خالدون… یعنی چیزی از شما گرفته نمی‌شود و چیزی پیر نمی‌شود و چیزی کهنه و قدیمی نمی‌شود و آنجا همه چیز همیشه جدید هست و همیشه تازه است. یک ذره روی آن فکر بکنید که آنجا همه چیز همیشه تازه و جدید و امکانات هست و انگار دفعه اولش هست که دارد بهره‌برداری می‌کند اینطوری هست و همه چیز تازه است‌. فکر کنید ما آن را رها می‌کنیم و می‌رویم سراغ جهنم و بی‌سلیقه هستیم! و در زندگی دنیایی‌مان آن را رها می‌کنیم و سراغ جهنم می‌رویم!

عواقب حق الناس و از دست دادن بهشت

خدا رحمت کند آیت الله بهادینی را که می‌گفت: شما این ثواب‌ها و خیرهاتان را به دوستاتون هم نمی‌توانید بدهید! خودتان احتیاجش دارید. ولی آخرت یک طوری می‌شود که انسان به دشمنانش باید بدهد. چرا چون غیبتشون را کرده و تهمت بهشون زده و بدبین بوده بهشون و ظلم کرده به این و آن، باید بدهد به کسی که متخاصم او هستند، بهشتش را دو دستی تقدیم کند به این‌ها! و این اتفاق خیلی وحشتناکه!!! انسان بهشت را می‌بیند، می‌فهمد جایگاهش چی هست! بعد این رو دو دستی می‌دهد به دست افراد دیگر، و خودش کجا می‌رود؟ خودش یا می‌رود در جهنم خودش؛ یا در جهنم دیگران می‌رود! یعنی تو مدام غیبت کسی را کردی و یک نفر را مدام با زبانت و کارهات، با رفتارات اذیت کردی، خانمت یا شوهرت؛ فک و فامیل، بچه‌ها، دوست‌ها، کسانی دیگر، مردم، یا اونهایی که یک کاره‌ای در مملکت هستند، رئیس جمهور هست یک فرد و به ۸۰_۹۰_۱۰۰میلیون نفر بدهکاری پیدا می‌کند! حق الناسش خیلی وحشتناکه! نماینده مجلسه فکر می‌کند خیلی الان خوش به حالش شده رای آورده رفته به مجلس، نمی‌داند رفته روی صندلی‌ای نشسته که معلوم نیست چی در بیاید آخر این کار و صندلی! لذا یک عالم کارهای خیرش را می‌دهد! بهشت را می‌بیند که دارد می‌دهد ها! بهشت را می‌دهد و بعد چی می‌شود؟ بعد جهنم دریافت می‌کند! عذاب خودش هیچی، یک زمانی هم گناهان آن فرد را می‌دهند و جهنم آن هم به جهنم این اضافه می‌شود و می‌گویند: چون در حقش ظلم کردی! ظلم انقدر وحشتناکه! لذا کسانی که یک زمان‌هایی در زندگی بهشون ظلم می‌شود غصه نخورند. کسانی هستند که بار شماهارو بعدا می‌کشند. یک بزرگی را غیبتش را کرده بودند، یک هدیه‌ای خریده‌ای بود و فرستاده بود برای کسی که غیبتش را کرده بود. گفته بود من از شما تشکر می‌کنم که شما دارید بار گناهان من را تحمل می‌کنید و با خودتون می‌برید. این واقعیت قضیه است و چقدر زور دارد. آدم بهشت را دو دستی به دشمنان تقدیم کند و گناهان آنها را بردارد و با خودش ببرد و برود و در جهنم بسوزد! ما در زندگیمون با شهوت و با حرص و ولع اینطوری جهنم جمع می‌کنیم. در خانواده‌ها شما نگاه کنید، پدر و مادر و برادر و خواهرهای خانواده همه اش جهنم برای خودشون و بقیه درست می‌کنند، راحت پشت سر هم حرف می‌زنند، راحت از همدیگر می‌گویند و راحت همدیگر را می‌درند و راحت کینه از هم دارند و راحت بددلی دارند و راحت حسادت می‌کنند. همینطوری به جهنم می‌روند، بهشت با این فضایی که دارد می‌گوید: شما باید در دنیا تجربه‌اش بکنید. پس احساس بدبختی و نکبت و این چیزها بهتون دست ندهد؛ یک زمان‌هایی ۴ نفر احمق پیدا می‌شوند که سر راه آدم قرار می‌گیرند و می‌خواهند جای شما جهنم بروند و بار شما را تحمل می‌کنند و کارهای خیرشون را هم دارند به شما می‌دهند. از این دست آدم‌ها پیدا می‌شود. پس بشارتش چی هست؟ آن چیزی که از خود بهشت بالاتر هست و لذت بالایی دارد این هست که: «و فهم فیها خالدون» جاودانه هستید شما در آن جا؛ خیلی حرف بزرگی هست! اگر ما بتوانیم با این مفهوم آن‌جا انس بگیریم دیگر نه عصبانی می‌شویم؛ نه احساس بدی بهمون دست می‌دهد؛ نه غصه‌ای می‌خوریم، نه می‌گوییم: فلانی من را آزرد، فلانی من را ناراحت کرد. اصلاً در جهنم نمی‌افتد. کسی که دائماً در زندگی همه اش داغون می‌شود و بهم می‌ریزد و عصبانی می‌شود و پرخاشگری و حسادت دارد، این کسی هست که اصلاً خودش را نمی‌فهمد و درکی ندارد. اگر خودش را درک بکند و بفهمد و با همان بلندایی که خدا آفریده است خودش را درک بکند؛ آرامش و شادی سراغ انسان می‌آید.

کارنامه اعمال و زندگی راضیه در بهشت

«فَأَمَّا مَنْ أُوتِىَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ»؛ به به اینکه خواندم براتون بقره آیه ۲۵ بود؛ اینکه می‌خوانم براتون سوره الحاقه ۱۹_۲۴ هست. قبلی‌ها را می‌گوید و حالا دقت کنید، آن‌ها کسانی بودند که نامه عملشون به دست چپشون بود، اما مومنین را نامه عملش را به دست راستش می‌دهد. «فَیَقُولُ هَآؤُمُ اقْرَءُواْ کِتَابِیَهْ» چقدر قشنگ است کسانی که در کنکور قبول می‌شوند یا کارنامه عالی می‌گیرند، بچه‌ها را دیدی؟ می‌گویند: بیا کارنامه‌ام را نگاه کن! بابا بیا کارنامه‌ام را نگاه کن! ذوق زده است، هَآؤُمُ اقْرَءُواْ کِتَابِیَهْ بیایید نامه عمل من را نگاه کنید؛ همه را دعوت می‌کند که من قبول شدم من پیروز شدم؛ من بهم قبولی دادند و می‌خواهم به بهشت بروم. إِنِّى ظَنَنتُ أَنِّى مُلاَقٍ حِسَابِیَهْ: من گمان داشتم و یقین داشتم به حساب خودم می‌رسم و حساب خودم را می‌بینم! با این حساب خیلی مطمئن بودم چیزی در نمی‌رود. اگر کسی این را بفهمد این غصه‌ها از او برداشته می‌شود، چون پشت سر هر گریه‌ای چی هست؟ خنده‌های بی‌شمار و خنده‌های زیادی وجود دارد. «فَهُوَ فِى عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ» خدا دارد می‌گوید ها ما نمی‌دانیم یعنی چه او در زندگی خوش خواهد بود؛ راحت «فِى عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ فِى جَنَّهٍ عَالِیَهٍ»، در یک بهشتی که عالی هست، حالا خدا به یک چیزی عالی بگوید؛ اینجا را که می‌گوید پست است و ملعون است و ملعونُ ما فیها، اینجا را می‌گوید دور است و اینجا بازیچه است و آنجا را خدا می‌گوید: فِى عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ* فِى جَنَّهٍ عَالِیَهٍ ذکر اینها را با هم بگوییم. یعنی انسان جایی می‌نشیند بگوید؛ ائمه علیهم السلام‌این طوری قرآن می‌خواندند و یک زمان می‌خواندند و به یک آیه می‌رسیدند به آیه بعد نمی‌رفتند، حالش انقدر خوب بود که این را مدام تکرار می‌کردند، لذتش خیلی هست، «فِى جَنَّهٍ عَالِیَهٍ فَیَقُولُ هَآؤُمُ اقْرَءُواْ کِتَابِیَهْ إِنِّى ظَنَنتُ أَنِّى مُلاَقٍ حِسَابِیَهْ فَهُوَ فِى عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ فِى جَنَّهٍ عَالِیَهٍ»

میوه‌های همیشه در دسترس و بی‌نیاز از دفع فضولات

قُطُوفُهَا دَانِیَهٌ میوه‌هایش در دسترس هستند و در دسترس بودنش را هم توضیح دادم چطور هستند. «کُلُواْ وَ اشْرَبُواْ هَنِیئاَ بِمَآ أَسْلَفْتُمْ فِى الْأَیَّامِ الْخَالِیَهِ» خدا می‌گوید: بخورید و بیاشامید، به خاطر چی؟ بِمَآ أَسْلَفْتُمْ شماها قبلاً به خاطر آن پاداشی که در روزهای گذشته در قبل از آخرت انجام می‌دادید این هم پاداش شماست. در وصف میوه‌های بهشتی نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «و الّذی نَفْسُ مُحمّدٍ بِیَدِهِ ان الحطبه ان الرمان فی الجنه لتسقُط فالتسترخادم من المخدوم» از من قسم به کسی که جان من در دست اوست، منظور از دانه انار هست که از درخت می‌افتد؛ انقدر از این صحنه‌های رمانتیک آنجا اتفاق می‌افتد که یکی از آنها سقوط میوه‌هاست. از آن بالا می‌افتد و می‌گوید: وقتی می‌افتد انقدر این انار بزرگ هست که بین خادم و مخدوم (خدمتگزار) فاصله می‌اندازد انقدر بزرگ هست. بین خادم و سرورش حائل می‌شود. بعد حضرت شروع می‌کند و تعابیری دارد این میوه‌های بهشتی که اینها دیگه طلبتان باشد تا ان شالله آنجا ببینید. «فی الذکر ما یتلقی الله المومنُ عند الدخولهِ الجنه. این هم نبی اکرم صلی الله علیه و آله هست. یدخل فاِذا هو بسماتین من الشجر ؟؟؟الولو و …؟؟؟ نمی‌شود کاری‌اش کرد و امکانش نیست و‌گرنه اینها تمام صحنه‌هایی هستند که اگر کنار هم گذاشته شود می‌شود یک فیلم درست کرد از لحظه‌ای که انسان محشور می‌شود و تا می‌آید و می‌رود در صحنه قیامت و حساب و همه اینها را خدا و اهل بیت علیهم السلام همه این صحنه‌ها توضیح دادند که چه اتفاقی می‌افتد. حتماً توصیه می‌کنم کسی این کار را نکرده بکند؛ مرحوم آقا نجفی قوچانی در کتاب سیاحت غرب (این کتاب را بخوانید) کتابی هست که از لحظه‌ای که خودش می‌رود برزخ را طی می‌کند تا صحنه‌های دیگر. خدا رحمت کند مرحوم مطهری می‌گوید: گویا از مکاشفات این مرد بوده و البته بعدا هم آمدند روی‌اش صوت هم گذاشتند بگردید راحت پیدایش می‌کنید؛ شاید من یک چیزی دور و بر تقریباً ۳۰ سال پیش این رو من با دوستان کار کردیم و خواندیم آن قسمت‌هایش را و یک توضیحاتی هم لازم داشت عرض کردیم ولی شما حتماً این را بخوانید قشنگه؛ صحنه صحنه این را پیاده کرده از لحظه‌ای که از دنیا می‌رود، بعد خیلی جالب است. حالا یکی از صحنه‌هایی که مومن می‌بیند خیلی صحنه هست که مومن می‌بیند و آنجا باهاش برخورد می‌کند و فوق‌العاده شورانگیز هست، یکی از آنها این هست که زمانی که وارد بهشت می‌شود «یدخل فاِذا هو بسماتین من الشجره». وقتی وارد می‌شود با دو ردیف درخت روبرو می‌شود، ؟؟؟ الولو و فروع الحلیُ مِن حلل… خیلی کار دارد تا آدم این را درک بکند! می‌فرماید که: ترکه های این درخت‌ها مروارید هستند و شاخه‌هاشون جواهرات و حُله هست….خوب دقت کنید ببینید یعنی چی؟ مفهوم درخت را با آن چیزی که در دنیا هست شما وقت می‌بینید خیلی فرق کرد و یادتون هست راجع به طوبی و سدره یک چیزهایی را خواندیم؟ اونجا انگار این درخت مثل یک معدن می‌ماند که همه چی دارد، شاخه‌هایی که از آن درخت طوبی می‌آید و وارد خانه هر مومنی می‌شود شاخه‌های آنجا یک کاربرد ندارد یکی از کاربردهای درخت این هست که چی داشته باشد؟ میوه داشته باشد؛ می‌گوید: روی این شاخه‌ها ترکه هاش نقره است؛ فروعش چی هست؟ این اقصانها؛ این ترکه‌هایی که دارد مرواریدند؛ ترکه؛ ترکه یعنی چی؟ آن باریک‌ها، و شاخه‌ها چی؟ حلی و الحلل، جواهرات هستند و حُلِّه، حالا غیر از این چیزهای دیگر هم هست که خواندیم چی‌ها بود؟ می‌گفت: شما هر کاربردی بخواهید ما براتون انجام می‌دهیم؛ موسیقی‌های بهشتی همین‌ها برای شما انجام می‌دهند و یعنی همان درختی که کنار توست نوازندگی هم دارد؛ صدای خوش هم برای تو دارد و ما اصلاً نمی‌توانیم بگوییم یعنی چه و درخت… بعد می‌گفت: کنار آب یادتون هست دیگر؛ کنار این رودها که رد می‌شوند درخت‌ها چی داده بودند بیرون؟ که روی شاخه‌ها بود و همین طوری رویش پیدا می‌کرد؟ همسران بهشتی! شما همسران بهشتی را همین طوری از روی درخت می‌چینید! ما چه می‌دانیم اصلاً یعنی چه و چه می‌فهمیم؟! می‌گوید: درخت ما می‌شنویم اما همه کاری آن درخت می‌کند! باز هم یک توصیف‌هایی دارد پیغمبر که آنها را هم بعدا می‌گذارم که ان شالله بروید و ببینید. روایت بعدی می‌فرماید که: جا الناس من الیهود من النبی صلی الله علیه و آله وسلم می‌فرماید که: یک گروهی از یهود آمدند نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و سوال کردند از ایشان که افی الجنه الفاکهه، آیا آنجا میوه هست؟ قال: نعم فیها فاکهه و نخل و رُمانُ، آنجا میوه هست و انار و …هست آیات قرآن سوره الرحمن هست. قال: افیاکلون و…قال: نعم و اضعاف همانطور که در دنیا می‌خورندهمانطور هم میوه‌ها اینطوری می‌خورند؟ بله… قال:…..الحوائج آیا وقتی می‌خورند باید دستشویی بروند و پَس بدهند؟ آنجا سرویس بهداشتی هست که آنجا بروند خالی کنند چیزهایی که خوردند را. چون آنجا داره لذت خوردن یکی از لذت‌های آنجاست و آن ها همیشه از لذت می‌خورند نه از گرسنگی. گرسنه‌شون نمی‌شه که بخورند و اینها فقط برای لذت می‌خورند و درد ندارد چون گرسنگی یک ضعف در دنیا هست. که در دنیا ضعف می‌گیرد انسان را ولی آنجا نه. قال: لا… نه آنجا اصلاً همچین چیزی نیست که آنها بخورند و بخواهند پس بدهند و لکنهم پس چه می‌شود می‌خواهند بخورند؟ یرعون و یرشعون فیذهبهم الله بما فی بطونِهِ من اَذا… می‌فرماید: اینها عَرق می‌کنند و به صورت عرق هر چی که خوردند از بدنشان خارج می‌شود. خب یک قسمت را من یادم رفت بگویم قال: نعم …همینطور که در دنیا می‌خورند؟ حضرت فرمود: بله، و اضعافُ … و چندین برابر می‌خورند و خوردنشان خوردن عادی نیست و آنجا بخور بخور هست به قول معروف! آن هم تنوعی که آنجا هست و اینجا هرچقدر هم آدم دسترسی‌ای داشته باشد بالاخره یک زمان ندارد از نداری غصه می‌خورد و می‌گوید: نداریم ویک زمانی زیاد داره و می‌گذاره جلوش و گیج می‌شود که چی بخوره! می‌گوید: حالااین را بخورم سیر بشوم آن یکی می‌ماند وآن را بخورم و سیر بشوم آن یکی می‌ماند و لذات رو همه اش رو می‌خواهم ببرم و آنجا جای این چیزها نیست که مثلاً نمی‌تونم بخورم و سیر می‌شم و این صحبت‌ها نیست. بعد می‌گویند: قضای حاجت می‌کنند؟ می‌فرماید: نه اینها عرق می‌کنند و ترشح دارند؛ مثل مایع از بدنشان بیرون می‌آید. فیذهب الله بهم ما فی بطون من …. هرچی که در بدنشان از فضولاتی در شکمشان هست خدا اینها را از همین طریق خارج می‌کند. و جنالجنه الدان… را در سوره الرحمن می‌خوانیم؛ می‌گوید: چینش میوه‌های آنجا نزدیک است و خیلی نزدیک است و لایردُ ایدیهم انهم بعد ……….یعنی خار می‌گوید: نه خاری دارد که مزاحم ما شود و نه دور هست که مدام بخواهد دستش را دراز کند. این تعبیر چی هست؟ کسی چه می‌داند یعنی چه؟ با توضیحاتی که دادیم. می‌گوید: هرچی می‌خواهد دم دستش هست و هرچی را که اراده کند دم دستش هست و لازم نیست دستش را دراز کند و خودش را خسته کند، کافی هست بچیند، نزدیک هست می‌آید جلو و جلسه قبل خواندیم که می‌چیند و استفاده می‌کند. دوری ندارد و بعد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می‌فرمایند: لاینزع الا شجره شی …. تا این میوه را می‌چیند زود یکی جایش در می‌آید و حالا بیایستیم تا سه ماه بعد و باران بهش بخوره و کشاورزی بکنیم و باد و باران و آب و …اینطور نیست. شما هر میوه‌ای را که می‌چینید جایش در می‌آید. حالا چی هست آنجا؟ شما باید بروید دنبال جواب‌های اینها جواب‌هایش را البته داده‌ام؛ ببینید می‌فرماید که: و الفاکهه الکثیره، میوه‌های زیاد و متنوع، یکی خرما می‌خواهد یکی انار می‌خواهد یکی موز می‌خواهد یکی سیب؛ یکی پرتقال و … تابستان دیده‌اید که خدا برای بندگانش چه کار کرده است؟ اصلاً شما نمی‌توانید تعدادش را بشمارید انقدر تنوع دارد حالا توی بهشت ببینید چه خبر است! چیزهایی که اصلاً ندیدید! الان خیلی میوه‌ها هست در سایر نقاط جهان مااصلاً خبر نداریم و سراغ نداریم مثلاً من هند رفتم یک تعدادی میوه بود که تازه اولین بار دیدم که اینم میوه است! شماآفریقا و مناطق استوایی می‌روید میوه‌هایی هست که اولین بار می‌بینید، الان تازه دیدید که بعضی میوه‌های جدید را می‌آورند؛ قبلاً ما کیوی و آناناس نمی‌شناختیم. میوه‌هایی که الان هست و جدیدند و اسم هاشونم هست که این یک مدل میوه است آن یک مدل میوه است و … حالا آنجا چه جوری هست که هر وقت دلش بخواهد میوه‌اش را می‌گویند نزدیک است! چقدر باید درخت اطراف آدم باشد؟ چه جوری هست؟ می‌گوید که فرد روی تختش لم داده و هر میوه‌ای که می‌خواهد همانجا هست و از شاخه‌ای می‌چیند. بالاخره این میوه درختش چی هست؟ درختش انار هست؟ درختش پرتقال هست یا سیب؟ یا موز؟ چی هست که هر چی می‌خواهد دست دراز می‌کند و می‌چیند؟ روی‌اش فکر بکنید، برویم سراغ موضوع بعد….

فرش‌های رفیع و همسران والا مقام

آیه‌ای در سوره واقعه داریم و فرُش مرفوعه… فرش را دو معنا کردند: یکی خانم‌های بهشتی، یعنی خانم‌هایی که بسیار والا مقام هستند و مرفوع اند و یعنی؛ فقط یک زن یا یک مرد زیبا نیستند بلکه چی هستند؟ بلکه بسیار والا است و آدم عظمت و بزرگی را از این همسر، درک می‌کند. مرفوعه (یعنی بسیار رفیع) چون آیه قرآن بلافاصله بعد از فرش مرفوعه می‌گوید انا انشاناهن انشا و جعلنا هن ابکارا … بعضی از روایات آمدند این فرش را به معنای فرش معمولی گرفتند و فرش مرفوعه یعنی فرش‌های گسترده، فرش‌هایی که بسیار عالی هستند و عالی بودنش هم در روایات آمده. سوره الرحمن آیه ۵۴_۵۵ مُتَّکِئِینَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ… می‌گوید که آنجا روی فرش‌هایی هستند که آستر اینها حریر هست، من استبرق حریر سبز هست، آستر دیدید یک مقدار با پارچه‌های معمولی فرق دارد و یک مقدار کلفت‌تر و محکم‌تر هستش. یک حریر محکم سبز رنگی هست آنجا این آستر آن در واقع بستر و فرش‌هایی هست که آنجا هستند، ابریشم ضخیم. و ( وَجَنَى الْجَنَّتَیْنِ دَانٍ) که میوه چیدنش هم دسترس هست فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ پس کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید؟ توضیح داده نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم راجع به این فرش مرفوعه فرموده‌اند که ارتفاعها لکما بین السما و الارض …. می‌گوید آن قدر این فرش‌ها رفیع هستند؛ چیزی که روی‌اش استراحت می‌کنند که بزرگی و بلندی‌اش برای شما مثل فاصله‌ای هست که شما از بین فاصله زمین و آسمان درک می‌کنید؛ آن قدر این ارتفاع بلند هست که مسیر ۵۰۰ سال راه هست که از گستردگی آن فرش‌ها می‌گوید که چه خبر است. بعد حضرت در یک روایت دیگر می‌فرماید که اگر یک فرش از سر این پَرت بشه پایین؛ صد سال طول می‌کشه که برسه. می‌خواهد عظمت آنجا را بگوید که برای شما اینطوری هست و یک همچین ارتفاعی آنجا دارد.

گذران بودن دنیا و اهمیت آخرت

اینکه قرآن اینها را برای ما ترسیم می‌کند و ائمه علیهم السلام وقت گذاشتند و پیامبر صلی الله علیه و آله اینها را توضیح می‌دهد برای این هست که انسان بفهمد که این نیز بگذرد… یک چیزهایی منتظر شماست بی خود خودتان را اینجا الاف و معطل نکنید و آلوده نکنید خودتان را به چیزهای ضعیف و دستورات شرع را اجرا بکنید و مثل کسی که می‌خواهد یک حجاب دارد، هزار و یک جور جان می‌کند می‌خواهد رعایت بکند و مَرد هست و باید یک سری واجبات را رعایت بکند که رعایت نمی‌کند در احکام شرعی و اینها و یا در اخلاق خیلی بالاتر از آن، خب خودتون را معطل نکنید آن چیزی که آنجا هست اگر ببینیدش. در روایت داریم مومن می‌بینه می‌خواد جانش در بیاد آنجا هم می‌بینه می‌خواهد جانش در بیاید برای همین خودتون را معطل نکنید و داره چه محدوده‌ای را ترسیم می‌کند؟ می‌خواهد بگوید غصه اینجا را و محدودیت‌های اینجا؛ اگر در راه خدا اذیت می‌شوید و مجبورید گرسنگی و تشنگی بکشید و گرما بکشید و دوری از همسر و دوری از خانواده بکشید و تقوا و عفت داشته باشید. سخت هست اما حواستون باشد که این نیز بگذرد؛ ته این گرفتاری‌ها و مشکلات می‌رسد به اینکه دری باز می‌شود و همه قشنگی‌ها و زیبایی‌ها و لذت‌ها و آرامش‌ها و عزت‌ها و بزرگی‌ها در انتظار شماست. اینجا خیلی عقده‌ای نشوید چیزی که متاسفانه خیلی از وقت‌ها آدمها را اذیت می‌کند عقده است و حسادت. حسادت به نعمت‌های دیگران می‌کنند؛ حسادت کار بسیار اشتباه و احمقانه‌ای هست و بعد هم چیزی دست آدم نمی‌ده و با حسادت آدم می‌خواهد. به کجا برسد؟ فقط جز اینکه گناه می‌کند و دور می‌شه. هرچی هر که دارد مبارکشون باشه؛ خداوند همان را هم به تو خواهد داد و بالاتر از آن را به تو خواهد داد. حضرت می‌فرماید: خدایا با من یک کاری کن که وقتی به کسی می‌رسم که یک نعمتی را دارد به جای اینکه حسادت بکنم و ناراحت بشوم بتوانم دعا بکنم که بهترش را تو به من بدهی. چرا حسادت بکنم؟ مبارکشون باشه. بعد هم هرکس داره؛ داره حالش رو می‌بره، به قول امروزی‌ها داره لذتش رو می‌بره و حالا این لذت رو به تو نمی‌دهند، آن که دارد می‌برد و از نعمتش لذت می‌برد و سهمش دارد از کجا کم می‌شود؟ از ابدیت داره کم می‌شود و تویی که برات ذخیره شده سهمت آن طرف بالاتر می‌رود. می‌خواهم این را بگویم قیمت هر دوش خیلی گران هست چه لذت‌های دنیایی قیمت‌اش خیلی گران برای آدم تمام می‌شود چون از کدوم طرف کم می‌شود؟ از آن طرف کم می‌شود و قیمت بلاهای اینجا و مصائب اینجا خیلی گران هست چون آن ور ابدی باهاتون حساب می‌کنند اینجا محدود شما محرومیت داشتید ولی آنجا چی حساب می‌کنند؟ ابدی حساب می‌کنند و دیگه حالا هی حرص و جوش و ناراحتی اعصاب و بدبخت شدم و بیچاره هستم و فلک زده‌ام و من نمی‌دونم چرا شوهر اینطوریه چرا زنم اینطوریه…چرا بچه‌هام اینطوری کردند و چرا خانواده همسرم و …اصلاً ذهنت را بیرون بیاور. پیغمبر اکرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم اینها را داشته ائمه علیهم السلام هم داشتند و اولیا خدا هم داشتند همه مسائل و مشکلات را داشتند. بنابراین خوش باش.

شادی در گذران دنیا و دوری از حسادت

پیر خرد پیشه نورانی‌ام بُرد زدل زنگ پریشانی‌ام گفت که در زندگی‌ات آزاد باش هان گذران است جهان شاد باش خداروشکر که جهان می‌گذرد و چیزیش باقی نمی‌ماند. دیروز تشییع پیکر یک مادر شهید رفتم. اون زمان که بچه‌هاش شهید شدند دو تا پسرش در فاصله خیلی کمی به شهادت رسیدند از اقوامم بودند، ندیدم حالا خانم بنده که از نزدیک‌تر با ایشون آشنا هست ما ندیدیم یک ناراحتی حتی در خلوت! یک زمانی هست که آدم در جلوت قوی هست و خودش را نشان می‌دهد و در خلوت یک ذره شاید احساس فرق بکند! دوتا پسر دسته گل بعد یکیشونم هم عقد کرده اینطوری رفتند اما نه ایشون در خلوتش هم مومن و آرام و شاد بود و به این مادر شهید که آدم نزدیک می‌شد اصلاً بوی معنویت و بهشت و و بوی آرامش و بوی خدا؛ یاد خدا اصلاً در دل آدم زنده می‌شد. دیروز به رحمت خدا رفت و چیزی که اصلاً ذهن من را در زمانی که بالای سر ایشون در حال تدفین بودم و بعدش مشغول کرد این بود که می‌گفتم: الان ایشون کجاست؟ و ایشون الان خیلی بالاتر از شهدای خودش هست. خدا رحمت کند آقای افشار را (رحمت الله تعالی)؛ قدیمی‌های موسسه آقای افشار را یادشون هست. آقای افشار خیلی زحمت می‌کشید یک پیکانی داشت خودش و خانم بزرگوارش می‌اومدند اینجا کار می‌کردند و پسراش هم همینطور؛ آقای افشار در جوانی مریض شد و فکر نمی‌کنم به ۴۰ رسید که ذوب شد و اول شروع شد مغزش جمع شد یک طوری که اصلاً کلاً تمام مشاعرش رو از دست داد و بعد حافظه‌اش را از دست داد و بدنش همینطور تحلیل رفت و چند سال خانم بزرگوارشون ایشون را پرستاری می‌کرد و آب شد و بیماری‌اش اینطوری بود که ذره ذره آب شد تا به رحمت خدا رفت. من بالاسرش هم برای عیادتش رفتم و وقتی خبردادند که به رحمت خدا رفته. گفتم: الان ایشان با این عشقی که کار می‌کرد برای اسلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ خودش و خانواده بزرگوارش که کار می‌کردند الان کجا هست؟ زجر کشید چقدر روح جهاد و مبارزه بود و بعد هم چند سال اینطوری آب شد و از دنیا رفت. بعد هفته گذشته خانمش را دیدم و تسلیت مجددگفتم و گفت: چند نفر از نیکان و مومنین خوابش رو دیدند که گفته: من الان با شهدا هستم. همین هست دیگر. آدم با نیتش به یک جایی می‌رسد که با عملش نمی‌رسد هرگز! اما با نیت چرا می‌رسد و شهدای بزرگی رو هم نام برده بود که من با اونها هستم حقش هم همین بود. می‌خواهم ‌بگویم دنیا می‌گذرد و اصلاً احمقیت هست که انسان بنشیند غصه بخورد، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: من بکی علی الدنیا دخل النار این حدیثی هست که من همیشه عنوانش کردم و سالها دارم براتون می‌گویم کسی غصه بخورد واقعاً جهنم برای خودش درست می‌کند هم دنیایش را خراب می‌کند و هم آخرتش را، آی الان افسرده شدم و پژمرده شدم و الان نمی‌دانم چه کار کنم و چنین و چنان. غصه نخوریم کوچک می‌شویم غصه انسان را ذلیل و کوچک می‌کند. خوب نیست. حالا شما فکر کنید کسانی که خدای نکرده در این غصه خوردن به حسادت می‌افتند و به چشم و هم چشمی و مقایسه می‌افتند یا به کارهای خیلی بدی، توطئه می‌کنند که نعمت کسی گرفته بشود! یا برای یکی می‌زنند که یک نفر را از یک نعمتی محروم بکنند؛ اینها خیلی بدبخت اند اینها اصلاً خودشون رو می‌کُشند، خودکشی می‌کنند. کسی که خودکشی می‌کند برای همیشه در جهنم هست و نجات پیدا نمی‌کند به خاطر همین هست. این خیلی بد هست. اینها را خدا دارد به ما می‌گوید که ما اسم مبدل را یاد بگیریم. یک وقتی آیات و روایت رو می‌خونی هرچقدر سختی می‌کشی تبدیلش کن به این آیات و بهشت. مرحوم علامه مجلسی (ره) دختر فاضله‌ای داشت خدا رحمت کندافتاد پاش شکست و رفتند بالای سرش دیدند دارد می‌خندد؛ پا شکستن شوخی نیست. بعد گفت: دارم به اجری که خدا قرار هست به من بدهد می‌خندم! چقدر تسلط روحی می‌خواهد که انسان دارد زجر می‌کشد و فکر پاداشش هست. همیشه ما باید همینطور سیستم تبدیلمون را راه بندازیم این آیات و روایات برای این هست که ما مسلح بشویم به اسم شریف مبدل که اگر سختی داریم تبدیل بکنیم و نه این‌که احمقانه بنشینیم غصه بخوریم به حسادت و چشم و هم چشمی و بریدن رزق این و آن بیافتیم؛ به از دور خارج کردن این و آن بیافتیم و آتش بگیریم! اینها کارهای آدمهای نادان هست، دیگران را محدود بکنیم و رزق دیگران را از بین ببریم. اینها خیلی کارهای خطرناکی هست نه بنشین لذتش را ببر و اگر سختی‌ای دارد می‌آید لذتش را ببر و ازش استفاده کن و بتوانیم به غم‌ها و مشکلات بخندیم.

والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • در بهشت، نعمت‌ها دائمی و لحظه به لحظه جدید هستند، و هیچ‌گاه تکراری یا عادی نمی‌شوند.

  • سایه ممدود در بهشت، مانند زمان قبل از طلوع خورشید است که نور هست، اما خبری از سوزانندگی و اذیت نیست.

  • هر آنچه در دنیا از زیبایی‌ها، میوه‌ها و لذت‌ها می‌بینیم، تنها سایه‌ای از حقیقت اصلی آن‌هاست که در بهشت وجود دارد.

  • در بهشت، همسران پاک و مطهر و جاودانگی وجود دارد، برخلاف دنیا که هر چیزی در معرض زوال و از دست دادن است.

  • انسان در بهشت اضطراب از دست دادن را ندارد؛ همه چیز همیشه جدید، تازه و در دسترس است.

  • حق‌الناس می‌تواند انسان را از بهشت محروم کرده و ثواب‌هایش را به دشمنانش ببخشد.

  • کسانی که در دنیا مورد ظلم قرار می‌گیرند، نباید غصه بخورند، زیرا دیگران بار گناهان آن‌ها را بر دوش می‌کشند و خیراتشان را به آن‌ها می‌دهند.

  • اگر انسان خود را با همان بلندایی که خدا آفریده است درک کند، آرامش و شادی سراغش می‌آید.

  • مؤمنان کارنامه اعمال خود را با ذوق‌زدگی به دیگران نشان می‌دهند، زیرا یقین دارند که به حساب خود رسیده‌اند و پیروز شده‌اند.

  • در بهشت، میوه‌ها همیشه در دسترس هستند و نیازی به تلاش برای چیدن آن‌ها نیست؛ هر میوه‌ای که چیده شود، بلافاصله جایگزین می‌شود.

  • لذت‌های بهشتی بی‌نهایت متنوع و فراتر از تصورات دنیایی ما هستند.

  • فرش‌های بهشتی آنقدر رفیع و گسترده‌اند که عظمت آن‌ها فراتر از درک ماست.

  • این دنیا گذران است و نباید خود را به چیزهای ضعیف آلوده کرد؛ سختی‌ها و محدودیت‌های دنیا در راه خدا، به زیبایی‌ها و لذت‌های ابدی در آخرت ختم می‌شود.

  • حسادت به نعمت‌های دیگران، کاری احمقانه است؛ هر کس هر چه دارد مبارکش باشد، زیرا لذت‌های دنیایی از سهم ابدی انسان کم می‌کند.

  • قیمت بلاها و مصائب دنیا بسیار گران است، زیرا در آخرت به صورت ابدی با انسان حساب می‌شود.

  • غصه خوردن انسان را ذلیل و کوچک می‌کند و هم دنیایش را خراب می‌کند و هم آخرتش را.

  • باید سختی‌ها و مشکلات را با نگاه به پاداش‌های الهی تبدیل به شادی و آرامش کرد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه