فهرست مطالب
Toggleعوامل جهنم رفتن: اسراف
وقتی میگوییم عوامل جهنم رفتن، یعنی چیزی که خطر هست برای ما. در زندگی ما یک آفت و خطر است و میتواند به ما آسیب جدی برساند. انسانی که میفهمد که در دنیا ماهیت جنینی دارد و در رحم دنیا دارد زندگی میکند، مثل یک مادری که باردار است، گاهی وقتها دنبال این است که چه چیزهایی برای جنینش خوب است. برای رشدش، تغذیه بهترش و تولدش برای دنیایش بهتر است. یک سلسله آگاهیها هم مادر از چیزهایی دارد که برای جنین ضرر دارد. مثلاً خیلی از داروها و خوراکیها برای خانمهای باردار ضرر دارد. این نه اینکه برای خانم باردار ضرر دارد، بلکه به چه لطمه میزند؟ اگر خانم باردار نبود استفاده از آن برایش مشکلی نداشت. مثلاً زعفران سقط جنین میآورد یا بعضی از میوهها و غذاها خیلی خوشمزه و خوب و حلال و قوی است و سفارش هم شده به خوردنشان ولی الان وضعیت به گونهای است که برای جنین ضرر دارد. برای بچهای که در شکم است ضرر دارد.
شناخت خطرات و حفظ سلامت قلب
نکته خیلی مهم که ما در شرح جامعه کبیره فراز آخر که بحث تقوی بود گفتیم و تمام شد و میرویم سراغ فرازهای بعدی که “اولی النهی و ذوی الحجی” است. آنجا هم همین مطلب مطرح میشود که انسان باید خطراتش را بشناسد. آن چیزهایی که میتواند خطرناک باشد برایش و بازدارندگی از تولد سالم به دنیا داشته باشد. این طور نیست که همه چیز صورتش حرام باشد. خیلی وقتها انسانها با صورتهای مقدس به جهنم میرسند. با صورتهای خوب و مثبت به جهنم میرسند. با فعالیتهای مذهبی و خدمت و تلاش و جهاد و عبادت ولی چون برای قلب اینها مناسب نیست میتواند به ایشان لطمه بزند. آن چیزی که خیلی مهم است حفظ سلامت قلب است. “یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم” انسان با قلب سالم وارد آخرت شود. بنابراین این طور نیست که بگوییم یک چیزهایی حرام است که برای قلب ضرر دارد. گاهی وقتها بعضی از حرامها ارتکابشان برای سلامتی قلب بهتر است از بعضی حلالها حتی واجبات. مثلاً در آداب اخلاقی دارید باید یک جایی میخواهی دروغی بگویی که جان کسی نجات پیدا کند خب دروغ حرام است ولی این دروغ اینجا واجب میشود. یا یک غیبتی است که درسته حرام است ولی این انسان را از یک فاجعه بزرگی نجات میدهد. گاهی ائمه غیبت اصحابشان را میکردند که به گوش خلفا برسد که بگویند اینها با امام نیستند و با ایشان کاری نداشته باشند. در حالی که امام با غیبت کردنش میخواست جان او را حفظ کند. بنابراین صورت الان خیلی مهم نیست. صورت یک جاهایی مهم است و باید انسان رعایت کند ولی گاهی وقتها این صورت مقدس انسان را جهنمی میکند. یک نفر از صورتهای حرام فاصله میگیرد ولی صورتهای مقدسی هم در زندگیش میآید اما همان صورت مقدس او را بدبخت میکند. خودشیفتگی، تکبر، خود برتربینی، حسادت، تنگ نظری. با همین عدهای نابود میشوند، عدهای از رشد میافتند، عدهای محروم میشوند. عدهای غذا بهشان نمیرسد چون این شخص حسادت دارد نسبت به آنها. یادم است کلاس یکی از بزرگان میخواستیم شرکت کنیم. دو سه تا از شاگردان تنگ نظر بودند. کلاس خودشناسی و عرفان هم بود. استاد هم خیلی مرد بزرگی بود. ولی از شاگردان قدیمی بودند که نتوانسته بودند روی خودشان کار کنند نسبت به تازه واردها حسادت زیاد میکردند. بعضیها را نمیگذاشتند و یک جوری از آن کلاس فراریش میدادند یک اخلاقهایی به خرج میدادند که به اسم استاد هم تمام میشد. میگفتند این چه استادی است با این شاگردانش. استاد اگر حرفش تاثیر داشت روی اینها باید اثر میگذاشت. آنقدر تنگ نظر و حسود نباشند که بعضیها را راه بدهند بعضیها را نه. بعضیها را بخواهند و بعضیها را نه. اینها خودشان را جهنمی میکردند و به استاد خودشان هم کلی لطمه میزدند. این حرف حرف غلطی است که اگر این استاد الهی بود دمش اثر میگذاشت روی شاگردانش. مگر پیامبر دمش الهی نبود؟ ائمه مگر دمشان الهی نبود؟ چهار هزار شاگرد دم امام صادق به ایشان میخورد ولی حضرت میگوید هفده تا هم یار من نیستند. دم خدا که از همه بالاتر است آیات قرآن. انسان اگر موضع قلبش روی انحراف، لجبازی، حسادت، بدبینی، تنگ نظری بیوفتد به قول استاد ما آیت الله مجتهدی رحمه الله میگفتند اگر انسان روی دنده لج بیوفتد خدا هم به او بگوید قبول نمیکند. لجبازی گاهی انسان را به اسفل السافلین میکشاند یعنی پایینترین درجه جهنم.
اسراف در اخلاق و مراحل مختلف زندگی
پس وقتی راجع به اسراف صحبت میکنیم گاهی انسان در یک اخلاق زشت اسراف میکند. زیاده روی میکند. اسراف در هر پنج مرحله میتواند باشد پس مرحله جمادی راجع به پول و مال و اینهاست و بیشتر احادیث هم در این بخش است. بخش گیاهی هم دارد در قرآن سوره اعراف آیه 31 ” خذوا زینتکم عند کل مسجد” هر وقت به مسجد میروید با زینت بروید. یعنی بهترین لباس را بپوشید و بهترین عطرها را بزنید. خوش تیپ و خوشگل کنید بروید مسجد. میخواهی بروی پیش خدا و پیش بهترین بندگان خدا مومنین که حرمتشان از کعبه بالاتر است. این بحث اسراف ندارد. ” و کلوا واشربوا” بخورید و بیاشامید مانع نیست خدا اما ” ولا تسرفوا ” زیاده روی نکنید. ” انه لا یحب المسرفین” خدا مسرفین را دوست ندارد. خدا این کلمه را در مورد چندین گناه تکرار کرده. خدا دوست ندارد. ” ان الله لایحب الفرحین” خدا خوشگذرانهایی که غفلت میآورد خوشگذرانی برایشان دوست ندارد” عیاشیها و کیافیهایی که انسان را غافل میکند. میهمانیها و مسافرتهایی که غفلت میآورد. ” ان الله لایحب کل مختال کفور” خدا از متکبرهای فخرفروش خوشش نمیآید. بعضی جاها اعلام غضب کرده خدا. یعنی هم خوشم نمیآید نسبت بهشان غضب هم دارم. مثل کسانی که در غذا خوردن اسراف میکنند. مورد غضب خدا هستند. باید دقت کنیم وقتی راجع به اسراف صحبت میکنیم خطرها را بشناسیم. یکی از این خطرها اسراف است با همه دامنه ای که دارد.
فرمایشات معصومین درباره اسراف
برویم سراغ متن دین و فرمایشات معصومین علیهم السلام. فرمایش علی علیه السلام “من کان له مال فایاه و الفساد فان اعطائک المال فی غیر وجهه تبذیر و اسراف” ببینید چقدر مباحث روانشناسی ایشان قوی و دقیق است. و من همیشه سعی کردم در همه سالهایی که تدریس کردم بیشتر و حتماً مقید باشیم به متن دین. یعنی از خودمان حرف نزنیم. بلکه اگر صحبتی میکنیم بدانی که این یک آیه است یا روایت متن فرمایش خداست که اصل دین و اصل علم و اصل تخصص است. لذا باید همین فرمایشات را مقید باشیم بهشان که ما بدانیم در نگاه تخصصی این معارف این فضیلتها یا رذیلتها چگونه هستند و با موضوع انسان شناسی چه ارتباطی دارند. میفرماید هر کس مالی دارد مواظب باشد فساد نکند. فاسد و تباه نکند مالش را. از بین نبرد. چقدر انسانهای پولدار شما سراغ دارید که زندگیشان الان نابود شده. یا در زندان هستند و همه چیزشان را از دست دادند. همسرشان زندگیشان را از دست دادند. بچههایشان گرفتاری پیدا کردند. آبرویشان رفته چرا؟ چون اینها مدیریت اقتصادی نداشتند و زیاده روی کردند و اسراف و جایی که نباید ورود میکردند ورود کردند. تباه کردند ثروتشان را. پس ثروت همیشه خوب نیست. خیلی وقتها انسانها با یک زندگی ملایم و یک زندگی کم رنگ مالی خوب و راحت و آرام و شاد میتوانند به سلامت دنیا را طی کنند. و به ابدیت برسند. و چون در دنیا هم وضع مالیشان خیلی خوب نبوده نتوانستند بهره برداری کنند حقشان و لذتشان آن طرف بیشتر است. یادتان نرود کسی که اینجا مال و ثروت دارد و به قول امروزیها لذتش را میبرد و عشق و حال میکند دارد از کدام سهمش برداشت میکند؟ از سهم آخرتش. این طور نیست که بگویی دارندگی و برازندگی و الان دارم میتوانم بروم یک خانه هزار متری بگیرم یک ماشین پنج میلیاردی سوار شوم خانمها برای خودشان تجملات و تزیینات و جواهرات آویزان کنند و فرش و مبل و… این طور نیست. وقتی که زیاد خرج میکنی داری از کجا خرج میکنی؟ از آخرتت خرج میکنی. سهم انسانها مساوی است. یادتان نرود. سهم انسانها هم در مصائب هم در لذات مساوی است. “حلاوه الدنیا مراره الاخره” شیرینی دنیا تلخی آخرت را دارد. و برعکسش. لذا این طور نیست که یک کسی الان خیلی بهش خوش میگذرد بگویی خوش بحالش خدا هم با ثروتمندان است. ما هر چه دعا میکنیم هر چه تلاش میکنیم نمیشود. این طور نیست. واقعاً باید حواسمان باشد قضاوت بیجا نکنیم. انسان زمانی میتواند قضاوت درست را انجام دهد که همه مسیر را ببیند. خودش را در تمام مسیر بتواند ببیند. ” الفقر و والغنی بعد العرض علی الله” علی علیه السلام فرمود فقر و ثروت یک آدم وقتی به خدا عرضه میشود معلوم میشود. خیلی هم سخت است. لحظهای که انسان میخواهد یک ملاقات خصوصی که همه هم دارند این ملاقات خصوصی را … آنقدر سخت است این لحظه که حضرت سجاد در دعا میگوید آه وا نفسا از آن لحظهای که من میخواهم روبرو شوم تنها با خدا. با خود خدا. اگر آمادگی نداشته باشد و ملاقاتش بد باشد وای به حالش. حالا چه کسی معلوم میشود الان ثروتمند است؟ ابدیت که شوخی نیست. ابدیت را زیاد باید بهش فکر کنیم. اصلاً فکرش آدم را سالم میکند ابدیت مثل یک مثلاً میگویی ما یک مادهای میزنیم در فضا ضد عفونی یا معطر میشود. ابدیت این طور است فکر به ابدیت هم آسیبها را از بین میبرد هم معطر میکند نورانی میکند. اینکه در قرآن صدها آیه به آن اختصاص داده شده آخرت ابدیت برای این است که انسان به محض اینکه نگاه ابدی را بر میدارد شیطان میآید سراغش و نفسش او را بیچاره میکند. خیلی مهم است. حضرت میفرماید فقر و غنا این نیست که شما چند روز دنیا را نگاه کنی بگویی اینها فقیرند اینها ثروتمندند. این فقرا سلاطین آخرت میشوند. پادشاهان بهشت میشوند در حالی که آنها که اینجا دارند عیاشی و کیافی میکنند برای قطرهای آب برای لقمهای نان آخرت سالها در جهنم التماس میکنند که قطرهای آب به ایشان داده شود. یکی از شکنجههای آخرت گرسنگی و تشنگی شدید است. آنجا که مرگ نیست. آخر هم ندارد. خیلی سخت است. یک روز روزه نیست. اینهایی که الان راحت روزه میخورند حواسشان نیست دارند با خودشان چکار میکنند. راحت حرام میخورند. میروند خارج از کشور گوشت سفارش میدهند این حرام است شما دارید میخورید. مشروب میخورند حواسشان نیست که دارند خودشان را از چه خوراکهایی محروم میکنند. به نفسشان دارند جنایت میکنند.
تبذیر و اسراف: از بین بردن مال و آبرو
حالا حضرت میفرماید مواظب باشید که مالتان را ضایع نکنید. فساد نکنید. ” فانا اعطائک مال فی غیر وجهه تبذیر ” اعطا صرف کردن است گاهی دادن و پول بخشیدن به دیگران است اما این هم مال تلف کردن است. بی خود پول خرج کردن است. گاهی افراد پولهایی خرج میکنند برای دیگران ولی گناه کبیره است. یعنی کمکهای مالی میکنند که بیشتر آن شخص را نابود میکند یا روحیه اش را فاسد میکند. هدایای بیجا هدایایی که در آن اسراف است. این اسباب بازیها که الان خیلیها میروند برای بچههایشان میخرند که پر از اسراف و لوس کردن بچه است و بعد هم بیشتر از پنج دقیقه قدرش را نمیداند. و خیلی چیزهای دیگر. میفرماید مالت را در غیر وجهش صرف کنی این تبذیر است یعنی ریخت و پاش. برویم یک وام بگیریم. برویم یک ویلا بخریم. این همه ویلای کرایهای در این مناطق هست برو کرایه کن سه روز چهار روز بمان آنجا. لذتش را ببر. نمیگویم هر کس میخرد کار حرامی انجام میدهد. یک کسی واقعاً وضع مالیش هم خیلی خوب است اسراف نمیکند خیر هم هست از این ویلا صدها نفر هم استفاده میکنند. به صلاح و خوب و به تقوی استفاده میکنند. ولی خب خیلیها عقده این را دارند که برویم با قرض و بدهی و اینها هوسهای این طوری. مثلاً در وسایل خانه لوازم خانه یک چیزهایی را میخرند که اصلاً با شخصیتشان با زندگیشان سازگاری ندارد. یکسره هوسهای جدید و هزینههای جدید قرض و کار بیشتر افتادن از علم و معرفت و عبادت و تقوی و خیرات و خدمت و خدمت به امام زمان و … چون باید یکسره دنبال همین چیزها باشد. ریخت و پاش خیلی خطرناک است. در قرآن میفرماید ریخت و پاش کنان برادران شیطان هستند. یعنی چه؟ یعنی همکار شیطان هستند. یعنی دوست شیطان و کمک کار شیطان برای جهنم رفتن بقیه هستند. کسانی که مهمانیهای حرام راه میاندازند جلسات حرام راه میاندازند ریخت و پاشهای آنچنانی دارند. “تبذیر و اسراف و هو یرفع ذکر صاحبه فی الناس و یضعه عندالله” خیلی خطرناک است. میفرماید این ریخت و پاشها اسم آدم را در مردم بالا میبرد معروف و مشهور میشود و همه میگویند چه آدم خوبی است خوشنام میشود. خیلیها دوستش دارند. برای خودش شهرت ایجاد میکند. اما از چشم خدا میافتد. خیلی خطر دارد مورد بغض و غضب خدا قرار بگیرد انسان. چقدر من سراغ دارم و الان الحمدلله بواسطه کرونا کمتر شد. کرونا همه اش بد نبود یک خیراتی هم داشت. اسرافهای ماه محرم و صفر و اربعین. میلیارد میلیارد اسراف میشود. آدمهای شکم سیر که میخواهد اسم در کند نه برای خدا، اگر واقعاً این طور هست این ناهار و شامی که پول گذاشتی داری هزینه میکنی ببر مناطق محروم بده. آنجایی که همه از شکم سیری غروب تازه آروغ صبحانه شان را میزنند. بروید در این پارکها و خیابانها نگاه کنید الان که جمعیت نیست البته کمتر است، آن موقع که جمعیت بود هزاران بسته غذا دو قاشق خوردند و ریختند در این پارکها و رفتند. برنج و روغن و گوشت و سیب زمینی اش حبوباتش… طرف میخواهد بگوید که آدم خیر و دست به جیبی است خب کجا داری خرجش میکنی؟ برای چه کسی داری خرج میکنی؟ این پولی که داری هزینه میکنی که خوشنام شوی اگر راست میگویی ببر بده به یک جایی … یک موقع عزیزانی میآیند قسم میدهند ما را. قرآن میفرماید ” یحسب جاهل اغنیاء” آدمی که جاهل است فکر میکند او ثروتمند است در حالی که وضع مالیش خوب نیست. ولی ظاهرشان را خیلی خوب نگه میدارند با آبرو نگه میدارند. بعضیها هم هستند که برعکس. یک موقعی یک بنده خدایی آمده بود از روی حسادت و تنگ نظری میگفت شما این شخص را در موسسه تان برای چه نگه داشته اید؟ گفتیم چطور مشکلت چیست؟ گفت این کاراییش کم است. گفتم شما از کجا میدانید کاراییش کم است؟ گفت من دارم با ایشون کار میکنم آن درک و هوش لازم را در آن کار ندارد. گفتم بله ممکن است درک و هوش لازم در آن کار را نداشته باشد ولی خیرات دیگر داشته باشد. بعد به من گفت شما دارید اسراف میکنید. حقوق دارید به او میدهید. این پولی که جمع میشود اسراف نیست؟ خب بدهید به یک نیروی بهتر و قوی تر. گفتم ایشان نه تنها پول نمیگیرد حقوق چند کارمند هم ماهیانه میدهد. و هیچ کس نمیداند. بعضی از خیرین ما ما را قسم میدهند. خیلی از عزیزان هم اصرار میکنند که این پول را چه کسی به شما داده و به حساب شما ریخته. بلاخره آن بنده خدا قسم داده نمیتوانیم بگوییم چه کسی داده چقدر داده. میگویند خیران شما چه کسانی هستند. خب طرف قسم داده. باور کنید بعضی عزیزان میگویند این خانه مان را دادیم برای فقرا زندگی کنند و اسمی از ما برده نشود. آن وقت این کسی که طرف میگوید او بی خاصیت است. واقعاً هم اگر کسی او را هر جا ببیند فکر میکند او یک آدم به درد نخور است. این ظاهرش این طور هست. باطن قضیه دارد هزاران نفر را اداره میکند. یک بنده خدایی از من در خواست وام کرد. گفت شما سراغ ندارید من ده میلیون تومان لازم دارم. گفتم برای چه؟ گفت برای خودم یک مشکلی دارم. ما دنبال این بودیم که وامی برای او جور کنیم. صدها نفر زندگیهایشان به این آدم بند بود. چون اعتبار داشت آبرو داشت. حتی خیلی از درآمدهای شخصی خودش را برای نیازمندان و بی سرپرستها مصرف میکرد. یک موقع در نظام شخصی خودش به یک وام احتیاج پیدا کرده بود. هیچکس هم نمیداند. همه میگفتند آدم بدبخت و گرفتاری است. ولی این طور نیست. خدا نکند انسان از چشم خدا بیوفتد. خیلی خطرناک است. زیاده روی و پول خرج کردن ممکن است انسان را عزیز کند پیش بعضیها. ولی پیش خدا… بعضیها پول خرج میکنند که عزیز شوند در حالیکه پیش خدا دارند ذلیل میشوند. میخواهند دل یک یا چند نفر را به دست بیاورند. پولهایی هزینه میکنند اسرافهایی میکنند. سفرهای خارجی. همین فیلمی که الان دارد نشان میدهد بعضی از این شخصیتها را خوب نشان داده در زندگیشان این طور بودند. سریال گاندو. میخواهند در مردم سری داشته باشند اسرافها پولها برای بچههایشان برای دیگران و روز به روز از خدا دورتر میشوند و منفورتر میشوند در دستگاه الهی. ” و هو یضغه عندالله” پیش خدا او را بی مقدار میکند. یزعه یعنی پایین میآورد او را پیش خدا.
میانه روی و پس انداز برای آخرت
از امیرالمومنین علیه السلام ” من کتاب له الی زیاد” در نهج البلاغه در نامه 21 میفرماید “دع اسراف مقتصد” اسراف را رها کن. و میانه روی کن. زیاده روی نکن. شانت نیست این ماشین را بخری نخر این زیاده روی و اسراف است. مثلاً طرف مستاجر است و زن و بچه اش در فشار و تنگنا هستند این میخواهد برود یک کلاسی بگذارد و یک ساعت آنچنانی و یک انگشترهای گران… من دیدم تسبیحها و انگشترها و لباسهای گران و ماشینهای گران ولی در اصلیترین مسائلشان لنگ میزنند و در فشار هستند. میانه روی بحثش را در بیست جلسه اول مهارتهای 2 توضیح دادیم. ” و اذکر فی الیوم غدا” میفرماید به فکر فردایتان هم باشید. البته در این هم زیاده روی نباید کرد یعنی انبارسازی و اینها نباشد ولی حواست باشد. حضرت سلمان علیه السلام وقتی حقوقش را از بیت المال میگرفت دقیقاً همین رفتار را داشت. یعنی میگفت من هزینه یک سال ام را کنار میگذارم یعنی یک هزینه مقتصدانه ها نه زیاده روی. دقت کنید. “و قدم الفضل لیوم حاجتک” توصیه سوم حضرت که اضافهها را بفرست برای روز حاجت و نیازت. قیامت و آخرت. آنجا حتی خوبها هم لنگ هستند. یوم حاجت شوخی نیست. یعنی شما به محض اینکه میروی در برزخ نیاز داری تا قیامت. حالا قیامت داستانش یک چیز است. بعد از قیامت هم که تازه اول ماجرا است. بعضیها در مسال مالی آنقدر بخیل و خسیس هستند و بی سلیقه که میخواهند هر چه که دارند در این دنیا هزینه کنند به زینتهای دنیا. تا یک خانه میگیرد هوس یک خانه دیگر دارد اصلاً از خانه اش راضی نیست از وسایل خانه اش راضی نیست همیشه… یک چیزی در تلویزیون میبینند میگوید آخ آخ چه خانهای چه ماشینی … تازه خریده ولی سیر نمیشود. اگر هم پول داشته باشد میرود دنبال هوسهایش. آن فرش و آن پرده و آن مبل و… اصلاً فکر نمیکند که بروم چهار تا آدم این طوری پیدا کنم برای آخرت خودم حالا که میتوانم بفرستم آخرت. اصلاً فکر پس انداز نیستند نه در دنیا آینده فرزندانشان را میبینند نه آینده آخرتیشان را. یوم الحاجه. یک زمانی ما وارد نظام برزخی میشویم. وارد نظام قبر میشویم. سوال کند از خودش من تا حالا چه کار مالی کردم برای آنجا. چقدر از مالم را برای آخرتم گذاشتم. حالا خیلی حرف بزرگی است ما داریم میگوییم. این خمسش را هم نمیدهد سهم ساداتش را هم نمیدهد. ماشین چند صد میلیونی و خانه و دو سه تا خانه است ولی انگار خمس به این آدم تعلق نمیگیرد. یعنی همیشه خودش را بدبخت و بیچاره میداند. نه خمس دارد نه سال خمسی دارد. چه برسد به اینکه بخواهد فکر این باشد چیزی برای آخرتش بفرستد. وقتی آدم خمس نداشته باشد مورد لعنت امام زمانش قرار میگیرد. آدمی که مورد لعنت امام زمانش باشد نه خیر دنیا میبیند نه خیر آخرت. ما آدمهایی داریم که به من میگویند ما میخواهیم خمس بدهیم. دانشجو است من از وضع زندگیش خبر دارم که چقدر دارد با سختی زندگی میکند. کار میکند صبح تا شب بعد میگوید این سر سال خمس ماست. حساب میکند میدهد. حتی خارج از کشور. من کشورهای اروپایی که رفتم خانه بعضی از عزیزانی که آنجا دارند زندگی میکنند دیدم کل خانه بیست متر نیست. برای دانشجو لاکچری است آنجا. بعد از صبح تا شب هم کار میکند سر سال میگوید مثلاً دویست پانصد هزار یورو خمس من شده. طلبه میشناسم. اصلاً درآمدی ندارد طلبه. باز میگوید یک پولی دست من آمده یک پنجمش را کنار بگذارم. خمسش را میدهد. بعضیها نمیدانم چرا در زندگیهایشان معنا ندارد این چیزها. دو تا سه چهار پنج تا خانه دارد ولی یکیش را برای آخرت نمیفرستد. شجاعت ندارد. برای خودش میخواهد در آن خانه زندگی کند. نمیتواند بدهد. چسبیده دارد میمیرد الان شصت سالش است قاچاقی زنده است بعد میبیند که نمیتواند. چند تا مغازه دارد چند تا ماشین و خانه دارد. شجاعت ندارد یک وصیتنامه بنویسد. اصلاً بگوید من پنج تا خانه دارد بگذار یکیش را بدهم برود یا برای امام زمان یا فقرا یا آخرتم به هر حال. نمیتواند. چرا؟ چون آخرت را باور نکرده. شب اول قبر تنهایی و غربت باورش نشده. کسانی که زندگیشان یک صدم اینهاست میبینید که چقدر انفاق دارند. چقدر دست و دلباز و مهربانند. چقدر شبیه خدا هستند. چقدر رحمان و کریم و جواد شدند. شبیه خدا شدند. در نداریش شبیه خداست. میخواهم بگویم شبیه خدا شدن اعطا کردن همیشه نیاز به پول و ثروت زیاد ندارد. طرف یک غذا درست میکند میگوید بگذار یک بشقاب بدهم به همسایه. بدهم به این کارگر که پایین است کسی به او غذا هم نمیدهد. کارگر او هم نیست. بدهم به این رفتگری که آمده در خانه ما را تمیز میکند. دم ناهار است چه اشکالی دارد در یک ظرف بگذاری بگویی بفرمایید ناهارتان. امام رضا علیه السلام فرمود بهترین زندگی زندگی است که دیگران در این زندگی سهم داشته باشند. ولی خساستها بخلها تنگ نظریها چنین اجازهای نمیدهد. احمقانه ترین کار از کارهایی که هست حسادت … مثلاً فیلمهای کمدی را میبینید میخندید کمدی اصلاً یعنی طرف یک کار احمقانهای کند که تو بخندی. کمدی یعنی این. پت و مت بازی که هر کاری میکنند خراب میشود. بعضی احمقها این طورند. تنگ نظری بخل که فرمود مادر همه معایب است. حسادت احمقانه ترین و خنده دار ترین کارهاست. چون دارد از خودش کم میگذارد. پنج تا خانه داری دو تا مغازه داری بفرست برای آخرتت، نمیتواند. داری از کی کم میگذاری؟ به نفع چه کسی؟ این احمقانه ترین کار است. در روایت داریم حسادت منصف است. چون اولین کسی را که نابود میکند خود حسود است. ” و امسک من المال بقدر ضرورتک” این توصیه علی علیه السلام است که میانه روی کن به یاد فردایت باشد از مالت به اندازه ضرورت یک مقدار نگه دار همیشه. همه را از بین نبر خرج نکن. ” وقدم الفضل لیوم حاجتک” اضافه را هم بفرست برای روز نیازت.این اصلاً باید یک فرهنگ باشد که ما آخرت سازی و بهشت سازی کنیم. که شخص میگوید من کمتر مصرف میکنم به خودم سختی بیشتری میدهم. اقتصاد و میانه روی را رعایت میکنم. قناعت میکنم. برای چه؟ آن که مسرف است میگوید او آدم احمقی است که عشق و حال را رها کرده. احمق نیست. دارد میفرستد آن طرف نیاز دارد آنجا به این خانه. آن طرف خانه و زندگی میخواهد. همه چیزهایی که اینجا هست آنجا هم هست ولی با مقیاس بی نهایت بزرگتر. آنجا باید ازدواج کنی و هزینه دارد. باید غذا بخوری آب بخوری. میوهها هست مسافرت دارد دانشگاه دارد. حوزه دارد. نظام برزخی نظام رشد است. ملاکهایش فرق میکند. آنجا انسان نیاز به توشه دارد. اینکه علی علیه السلام این همه در نهج البلاغه راجع به توشه و آخرت میگوید. باید با خودت ببری. ” یوم یقول المنافقین و المنافقات للذین امنوا انظرونا نقتبس من نورکم قیل ارجعوا ورائکم فالتمسوا نورا” زنان و مردان منافق در روز قیامت به مومنین میگویند یک مقدار شما به طرف ما تمایل داشته باشید ما از نور شما یک ذره بگیریم. یک صدایی به اینها میگوید برگردید از دنیا نور بیاورید. که شخص باید حتماً این روحیه درش باشد که من اینجا قناعت میکنم و … حالا اگر تسبیح 25 تومانی دستم باشد ذکرم خراب میشود؟ حتماً باید تسبیحم شاه مقصود باشد؟ حالا یک وقت به او هدیه دادند و گفتند راضی نیستم این را به کسی بدهی. این لباس را این پارچه را من خودم نمیخرم به من هدیه دادند. عیب ندارد. استفاده میکنیم. حالا من با یک تسبیح 50 هزار تومانی ذکر بگویم مشکل پیدا میکند ذکرم؟ یا ارزانتر. میبینی تسبیح خریده چند میلیون.
اسراف و میانه روی در زندگی زناشویی و جهیزیه
” اسرف مسوات و القصد مسفاد” اسراف موجب نابودی شخص و میانه روی موجب ثروتمند شدن اوست. شما زندگی افرادی که با قرض ازدواجشان شروع میشود کم ندیدیم. افرادی که برای خواستگاری رفتن و لباس و کیک و شیرینی اش قرض گرفتهاند. حلقه شان را قرض گرفتند. این زندگی را این طور شروع کردند ولی چون زن و مرد مقتصد و با شعور بودند و جلوی شهوات خود را گرفتند و ول خرجی نکردند میبینی ده سال بعد اینها صاحب خانه شدند. چون رعایت میکنند. اقتصاد ثروت را زیاد میکند. ” ضمنت لمن اقتصد الا یفتقر” من ضمانت میکنم کسی که میانه روی را رعایت میکند هرگز فقیر نشود. هیچ وقت گرفتار نشود. زیاده روی نکند و اقتصاد را رعایت کند. الان شده پنجاه سالشان و نه قرضی دارند و خانه خوب میتوانند بخرند وسیله نقلیه خوب و حلال دارند. به بچههایشان کمک میتوانند کنند چون هر دو طرف قانع بودند. خدا نکند یکیشان مسرف باشد و زیاده روی کند. زندگی میپاشد و میبینی برای ابتداییترین نیازهایشان لنگ هستند. میفرماید اسراف باعث نابودی و هلاکت انسان میشود اما میانه روی مایه ثروتمند شدن است. میخواهند جهیزیه بدهند بعضیها آنقدر زیاده روی میکنند که حد ندارد برای چه؟ برای اینکه این خانم و آقا و یا دختر خانم مشرک هستند یعنی شخصیت را در مال میبینند. میخواهند عزیز شوند پیش خانواده همسرش. بعضیها واقعاً عزت و شرافت دختر را به جهیزیه اش میدانند نه به شخصیتش. بعضیها هم خودشان کمبود دارند. جهیزیهای که بر دختر و خانواده دختر واجب نیست حالا الان رسم شده دارند میدهند چقدر مایه فساد اخلاقی و جهنم و اسراف و فخرفروشی و دعوا و درگیری و سرزنش و تحقیر و نیش و…برای یک جهیزیه. میگوید نه من آبرو دارم باید جلوی خانواده داماد دخترم چیز نشود. نه بابا هر چقدر داری بده. اصلاً واجب نیست بپردازی. مهریههای سنگین مسرفانه. آقا من وسعم آنقدر میرسد و تمام. خانواده پسر اگر قرار باشد آبرو وشخصیت دختر من را به این چیزها بدانند اصلاً داماد خوبی نیست اصلاً خانواده قابل وصلت نیستند این آدمها. من چند وقت پیش موردی داشتم. یک خانوادهای وضع مالیشان خوب بود و حالا به دلایلی در فشار قرار گرفته بودند. اینها دو یا سه تا خانه داشتند. افتادند در مضیقه مالی مجبور شدند خانهها را بفروشند. وسایلشان که اضافی بود در این خانهها گذاشته بودند برای جهیزیه دخترشان. تلویزیون و یخچال و میز و فرش دست دوم. ما این را الان داریم بدهیم. دختر هم آنقدر با شخصیت بود میگفت اگر کسی بخواهد با من ازدواج کند من جهاز دارم اینها هست. طرفش هم طرف فهمیدهای بود وقتی ازدواج کردند. گفت من درک میکنم اینها وظیفهای هم نداشتند همین هم که دادند لطف کردند دادند. بعضیها آنقدر احمق و نادان و بی شخصیتند آدمهایی که شخصیت را به مال میدانند بی شخصیتترین افرادند. چرا؟ چون ملاک شخصیت را اشتباه گرفتند. تا آخر عمر طرف را سرزنش میکند تو هم با این جهیزیه ات که آوردی. میدانید این چه گناه وحشتناکی است یک بار شما به یک کسی این طور بگویی. صدها سال انسان در جهنم گیر میکند بخاطر همین سرزنشش و تحقیر کردن دیگران. این پیش خدا خیلی خار خواهد شد. تو بخاطر پولت داری بقیه را تحقیر میکنی. غذایشان را دیدی؟ خانه شان ماشینشان را دیدی؟ بعد هم تحقیر.
یا علی مدد