خانواده آسمانی – جلسه 548

متن کامل جلسه

عوامل ورود به بهشت: غرفه‌های بهشتی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
بحثمان در عوامل ورود ما به بهشت امروز درباره غرفه‌های بهشتی هست، در مورد اوصاف بهشت هست، جلسه گذشته در مورد خیمه‌ها صحبت کردیم و بحثش را تا حدودی مختصر از لحاظ هنری بررسی کردیم، و حالا نوبت به غرفه‌های بهشتی هست.

ناتوانی انسان در تصور بهشت

همانطور که در اوصاف خود غرفه‌ها هم گفته شده، خداوند تبارک و تعالی بهشت را به گونه‌ای آفریده که ما قادر به تصورش نیستیم، یعنی نمی‌توانیم درک بکنیم که آنجا چطور جایی هست، ما فقط با توجه به دارایی‌های دنیایی‌مان می‌خواهیم عالمی را درک بکنیم که تا به حال آن را ندیدیم. مثل یک جنینی که در رحم مادر هست، بخواهید با توجه به داده‌هایی که آن موقع دارد از غذا، جا، آرامش، احساس امنیت یا هر چیز دیگری بخواهد دنیا را تصور بکند، اصلاً قابل تصور نیست، بهشت هم همینطور هست، اگر کسی بخواهد آن را تصور بکند امکان‌پذیر نیست. اما خداوند تبارک و تعالی اطلاعات خیلی زیادی را در قرآن دربارۀ بهشت به ما می‌دهد، و معصومین هم همینطور، به اندازه فهم ما، ما باید از این استفاده بکنیم، در مورد غرفه‌ها معمولاً جایی را می‌گویند که در یک فضای مسکونی بالاترین جا را دارد، یعنی بالاخانه، که عالیترین و بالاترین فضا را غرفه می‌گویند.

غرفه‌های بهشتی و نهرهای جاری

آیه‌اش را بخوانیم می‌فرماید: «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّهِ غُرَفًا تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ» سوره عنکبوت آیه 58، آنهایی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، «لَنُبَوِّئَنَّهُمْ» آنها را جا می‌دهیم، به آنها یک همچین جایی را می‌دهیم، آنها را آنجا جا می‌دهیم. در جنت غرفه‌ها «غُرَفًا» که یک غرفه هم نیست، غرفه‌های متعدد هست، بعد می‌فرماید: «تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» این هم یک داستانی هست خدا رحمت کند شهید دستغیب را آدم باید برود ببیند که یعنی چی، از زیر این غرفه‌ها نهر جاری هست.

جاودانگی در بهشت و اهمیت ابدیت

مژده بعدی که از همه بالاتر هست در این مژده‌ها این هست که «خَالِدِینَ فِیهَا» یعنی یک شرابی خدا در این جان انسان با این یک کلمه ریخته که در آن جاودانه هستند، یعنی این چیزی هست که ما در طول روز خیلی نیاز داریم به این مسئله ابدیت خیلی فکر بکنیم. اگر مسئله ابدیت از جلوی چشم ما کنار برود مثل این هست که در یک بیابانی شما دارید می‌روید، و چراغ هم همراهتان هست، یک لحظه چراغ خاموش بشود، انسان گم می‌شود، گیج می‌شود، متوقف می‌شود، ابدیت چیزی است که خیلی به آن احتیاج داریم. یعنی شما هر جا در زندگی کلافه می‌شوی، هر جا در زندگی کم می‌آوری، در کار، جهاد، خانواده، مبارزه کم می‌آوری این یک چیزی هست که وقتی یادت می‌افتد با یک ابدیت سر و کار داری تمام خستگی‌هایت در می‌رود، همه چیز در مقابلت کوچک می‌شود، هر مشکلی، هر سختی، هر بزرگی در مقابلت کوچک می‌شود، البته بزرگی‌هایی که مزاحم انسان هست. به قدری این مهم است که خدا حدود 80 بار مدام تذکر می‌دهد که حواستان باشد، شما جاودانه هستید، و عجیب است که شیطان روی این بخش خیلی سرمایه‌گذاری می‌کند، یعنی تلاش می‌کند که مقوله جاودانگی را از ذهن انسان دور نگه دارد.

تأثیر فراموشی ابدیت بر تصمیمات زندگی

علتش هم این هست که ما همیشه در مقابل مشکلات و معضلات، طاعات و عبادات به شکل موقت فکر می‌کنیم، برای همین هم تا یک مشکلی، گرفتاری، سختی پیش می‌آید، فکر می‌کنیم حالا در زندگی فاجعه شده، در عالم فاجعه است، به محض اینکه انسان ابدیت یادش می‌آید، اصلاً این مشکل را فراموش می‌کند، و یادش می‌رود. ولی شیطان سرمایه‌گذاری می‌کند که فکر می‌کنید تمام زندگی همین چند روز دنیا، کل زندگی ما یعنی همین چند سال، یعنی کوچکترین زمان و استمرار عمر ما را، همه عمر شیطان برای ما جلوه می‌دهد، در حالی که قرآن اصرار دارد که تو همه ابدیت را نگاه کنید یعنی خودت را به بلندای ابدیت ببینی و عاشق خودت به همین بلندا باشی. بر اساس این نگاه و این عشق حالا در زندگی‌تان تصمیم بگیرید، انتخاب همسر، شغل، رشته تحصیلی، سبک زندگی، درآمد، مشغله‌هایی که می‌خواهی برای خودت انتخاب بکنی، این فوق‌العاده مهم است، اگر این حماقت صورت بگیرد که شیطان بتواند ما را تحمیق بکند و ابدیت را از ما بگیرد، تصمیماتمان در دنیا خیلی اشتباه می‌شود.

برنامه‌ریزی زندگی با نگاه ابدی

برای رفاقت، مسافرت، شغل، برنامه‌ریزی‌های ما خراب می‌شود، برنامه‌ریزی‌های زندگی یک نفر را نگاه می‌کنی می‌بینی که این معلوم است چیزی از ابدیت و آخرت سرش نمی‌شود، اگر کسی باور کند قرار است روز قیامت برای هر یک ساعتش در قیامت سرپا بایستد و جواب بدهد که این یک ساعت را چطوری گذرانده دیگر اینقدر دیوانه نیست که تلفن را دستش بگیرد در هر جایی سر بزند. هر کس هر آشغالی بخواهد در ذهن و روح این بریزد، یکسره با این تلفن دارد ور می‌رود، به همین آدم اگر بگویی نماز شب می‌گوید وقت ندارم، نمی‌رسم، اگر بگویی قرآن بخوان، تفسیر باید بخوانی، برایت واجب است، اگر نخوانی قرآن تو را روز قیامت لعنت می‌کند، و بعد با لعنت قرآن جهنم می‌روی، هزار هزار کار خوب هم داشته باشی قرآن لعنتت بکند بیچاره می‌شوی، می‌گوید وقت ندارم، نمی‌رسم. این اذان نمی‌تواند بگوید، اقامه نمی‌تواند بگوید، تعقیبات نمی‌تواند بخواند، قرآن نمی‌تواند بخواند، مطالعات معرفتی نمی‌تواند داشته باشد، با خانواده آسمانیش ارتباط ندارد، با غیب ارتباط ندارد، زیارت نمی‌تواند برود، می‌گوید وقت ندارم، من گرفتار هستم. بعد این آدم می‌بینی که ساعتها می‌نشیند فیلم دانلود می‌کند نگاه می‌کند، گشت می‌زند در این فضای مجازی، هر کس هم هر آشغالی دارد در روح این می‌ریزد، این هم همه را می‌خورد، می‌نشیند، نگاه می‌کند، می‌گوید، می‌خندد، این آدم معلوم است، که ابدیت و آخرت را باور نکرده است.

اهمیت باور به آخرت و استفاده صحیح از زمان

اگر یک کسی آخرت را باور داشته باشد، هزاران هزار کانال هست، هر کسی هم برای خودش با یک شهوتی اینها را باز کرده، مگر آدم به خودش اجازه می‌دهد همینطوری در هر چیزی سرک بکشد برود. این آدمی که شخصیت دارد، یک آدمی که بزرگ است، یک آدمی که باور کرده مهم است، اینطور نیست که بیاید هر کس هر چیزی دلش خواست برای این بفرستد این هم باز کند نگاه بکند، 40 ـ 50 ـ 60 سالش هست هنوز بچه است، نمی‌فهمد که چطوری از وقت و عمرش باید استفاده بکند، این وقتها را تلف می‌کند. اگر کسی باور کند ابدی است که اینطوری با خودش جنایت نمی‌کند، قسم می‌خورد پیامبر می‌فرماید روز قیامت باید بایستید 40 ـ 50 سال عمرتان را ساعت به ساعت جواب بدهید، برای همین قیامت 50 هزار سال است، آنوقت این می‌بینی هر طور دلش می‌خواهد وقتش را تلف می‌کند. تفریح اشکال ندارد، مؤمن نیاز به تفریح دارد، تفریح هم سلیقه‌ای است، ممکن است تفریح من این باشد تلویزیون نگاه کنم عیب ندارد می‌خواهم الان یک ساعت تلویزیون نگاه کنم، هیچ اشکال ندارد خستگی‌ات را می‌خواهی در بکنی. می‌خواهی یک مطالعه غیر از مطالعات مرسوم و معمولت بکنی، می‌خواهی داستان بخوانی، می‌خواهی روزنامه بخوانی، می‌خواهی مجله بخوانی، می‌خواهی پارک بروی، عیبی ندارد، ولی حساب شده و برنامه‌ریزی شده، و هم‌جهت با همه سیر و سلوک زندگیت باشد.

شعور و درک ابدیت

برای همین قرآن اصرار دارد «خَالِدِینَ فِیهَا» برای کسی که شعور دارد می‌فهمد، چون شعور فهم عادی نیست، شعور ریزینی و دقت است، شَعَر است، به مو شعر می‌گویند، چون باریک است، راحت دیده نمی‌شود، شعور هم یعنی فهمی هست که ریزینی در آن هست، باریک‌بینی در آن هست. اگر کسی شعور داشته باشد همین یک کلمه کافی است «خَالِدِینَ فِیهَا» آدم مست می‌کند، یعنی آدم یک موقعی در خلوت خودش، در دوران تفکر خودش، در مراسم‌های تفکری و سکوت خودش باید بنشیند با این ابدیت خیلی کار بکند. حالا این نعمتها را آدم می‌خواند بهشت را می‌خواند، حالا آن را ببرید در مقیاس و ضریب و زمینه بهشتی ببین چه خبر است، در زمینه ابدی ببر ببین چه خبر است، آدم می‌فهمد که این شیطان هست، و نفس کوچک ما هست که ما را مشغول مشهورات زمانه می‌کند، ما را مشغول امور پست می‌کند، ما را فضول کار دیگران می‌کند. یک کسی که حواسش به خودش هست اصلاً فرصت ندارد به کسی نگاه بکند، فکر بکند، امورات دیگران، افکار دیگران، زندگی دیگران، روابط دیگران، اصلاً وقت این چیزها را ندارد، یک کسی که فرصت می‌کند به این چیزها توجه بکند یا فکر بکند، آدم غافلی است، یعنی نمی‌فهمد که دارد با زندگی خودش و خودش چکار می‌کند.

پاداش نیکوکاران و وعده الهی

می‌فرماید: «نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ» جای خوبی است، خدا می‌گوید این جایزه خوبی است، اجر خوبی است برای کسانی که اهل عمل هستند، اگر خدا بگوید «نِعْمَ» خدا به دنیا هیچ وقت «نِعْمَ» نگفته، می‌گوید کوچک است، لهو است، لعب است، پست است، ولی به آنجا می‌رسد، همان خدا می‌گوید جای خوبی است، اگر خدا می‌گوید جای خوبی برای تو است، ببین یعنی چی. «لَٰکِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهَا» آنهایی که تقوای الهی دارند، یعنی رعایت جانب خدا را می‌کنند، اجلال الهی دارند، «لَهُمْ غُرَفٌ» غرفه‌هایی دارند، «مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ مَبْنِیَّهٌ» غرفه نمی‌گوید، نمی‌گوید «لَهُمْ غُرَفَهٌ یا لَهُ غُرفَهٌ» می‌گوید اینها غرفه‌هایی دارند که بالای آنها هم غرفه است، « مِنْ فَوْقِهَا غُرَفٌ» بالای آنها هم یک غرفه‌هایی هست. حالا می‌گوید: «تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا» جاری است نهرها، نهرها یک داستانی دارد، نهرها نهر نیست که جاری است، یک آب نیست که جاری است، یک غرفه نیست با آن عظمت آخرتی روی یک نهری بنا شده، نه اینطوری نیست، «الْأَنْهَارُ» انهارش هم توضیح داده آنهایی که می‌خواهند به سوره محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مراجعه کنند. «وَعْدَ اللهِ» این وعده خداست، خدا دارد به شما وعده می‌کند، دارد قول آن را به شما می‌دهد، سند به نام شما زده، «لَا یُخْلِفُ اللهُ الْمِیعَادَ» خدا خلف وعده نمی‌کند، سند به نامت زده آماده است.

احساس مالکیت نسبت به بهشت

این کلمه یادتان نرود، اینها را جدی بگیرید، بروید با این کلمه حس بگیرید، می‌گوید به نام شما سند زدیم، مال شما است، اگر انسان احساس مالکیت بکند نسبت به این بهشت، آن موقع هست که نحوه زندگیش در دنیا زمین تا آسمان فرق می‌کند. اگر انسان قول خدا را باور کند که به تو قول دادم اینها مال تو است برای تو نگه داشتم، زمین برایت دارم، برایت قصر ساختم، این زندگی را برایت ساختم، آن هم هر یک دانه‌اش به اندازه آسمان و زمین، اگر انسان احساس مالکیت بکند و این را باور بکند، واقعاً زندگیش زیر و رو می‌شود. اینجا طرف برای 50 متر زمین، 100 متر زمین، برای یک مغازه ببین در زندگیش چکار می‌کند، برای یک زیرزمینی، برای یک زیرپله نگاه کنید چه دادگاه و دادگاه‌کشی هست، و چه تعلقاتی هست به این 50 ـ 60 متر زمین‌ها. اگر کسی احساس مالکیت به او دست بدهد که من قرار است در فضای آخرتی که آن غوغاها را دارد وقتی وارد نظام برزخی می‌شوم مالک هستم این خیلی حرف است، تا اینکه به یک کسی بگویند این را با پس گردنی آوردند، روحش را می‌زنند بیرون می‌رود، آیه قرآن است، حدیث هم داریم. با سیلی و پس گردنی روح این را خارج می‌کنند، و آنجا استقبالات چقدر وحشتناک است، استقبال با سیلی و تحقیر و گرز آتشین، این را شما در نظر بگیرید، با یک کسی که از اینجا دارد می‌رود، خدا رحمت کند علامه را، علامه تهرانی (رحمت الله علیه) ایشان حرف نمی‌زند، این 3 ـ 4 روز آخر فقط به یک گوشه‌ای زل زده بود. گفت می‌دانستم استاد اهل چایی است، و به چایی علاقه دارد، به او گفتم استاد برایتان سماور می‌خواهم بگذارم یک چایی بخورید، بعد صدا درآمد گفت، گفتم سماورها را آنطرف روشن کنند، این سلطنت است، گفتم روشن کنند می‌دانید یعنی چی! این مالک است، می‌دانم که مالک است. این الان می‌داند مالک بهشت هست، چطوری هست، همه چیزش را می‌داند، همسران بهشتیش را دارد، می‌داند مالک اینها است، قرار است وسط زندگیش برود، خادمانش را دارد می‌داند مهمانی‌های چهارده معصومین را دارد، می‌داند همه انبیاء را دارد، می‌داند مهمانی همه شهدا را دارد، می‌داند آنجا چه خبر است می‌خواهد آنجا وارد بشود. می‌داند از اینجا می‌خواهد آنجا برود یک عالمی است، بینهایت شلوغ، و در عین حال بینهایت آرام، قشنگ این می‌فهمد، این به عنوان یک صاحب دارد در دنیا زناگی می‌کند، به عنوان یک مالک دارد زندگی می‌کند.

تفاوت نگاه مالکانه و فطرت‌گرا

حالا شما مالکانی که اینجا هستند، نگاه بکنید، اگر به آنها بگویند از بین این چند هکتار زمینی که دارید یک نفر رفته یک جایش را اشغال کرده، در یک هکتارش کشاورزی کرده، خونش به جوش می‌آید، چون خودش را مالک می‌داند، مأمور می‌فرستد، بیرونش بکند، مثلاً هزاران هزار زمین دارد یک هکتارش را یک کسی برداشته یک چیزی کاشته، زمین من، کشاورزی من. آنوقت من در همین دنیا آدم می‌شناسم، پزشک، متعهد، مؤمن، باتقوا، الهی، یک موقعی به من گفت که این چند هزار متر زمین را می‌خواهم برای کار امام زمان بدهم، برای مؤسسه می‌خواهم بگذارم، بعد گفت وقت نمی‌کنم خودم دنبالش بروم، یک کسی را بفرستید بیاید برود این زمین‌ها را برای برای کار امام زمان بزند، به اسم مؤسسه، گفتیم باشد. یک نفر را گفتیم که برود این کار را انجام بدهد، بعد آن آقا آمد گفت که نمی‌شود، استاد نمی‌شود، یک ذره مشکل دارد، گفتم چیه؟ گفت این خانمم خودش خبر ندارد، آن زمینی که مال ایشان است یک عده پنهانی رفتند داخل آن خانه ساختند، آدمهای فقیر و بیچاره رفتند آنجا خانه ساختند. بعد به خانم دکتر خبر دادیم، گفتیم خانم دکتر قضیه اینطوری است، گفت گناه دارند بگذارید بنشینند، می‌تواند یک حکم قضایی بگیرد همه را بیرون بریزد، اصلاً برایش مهم نیست، می‌گوید گناه دارند نشستند، این فطرت‌گرا است، طبیعت‌گرا اینطوری نیست، طبیعت‌گرا هزار تا خانه هم که داشته باشد، یکیش را یک کسی اشغال کرده باشد سکته می‌زند، این ذات طبیعتگرایی هست.

تفاوت درجات اهل بهشت

از نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) «إِنَّ أَهْلَ الجَنَّهِ یَتَرَاءَوْنَ أَهْلَ الغُرَفِ مِنْ فَوْقِهِمْ، کَمَا یَتَرَاءَوْنَ الکَوْکَبَ الدُّرِّیَّ الغَابِرَ فِی الأُفُقِ، مِنَ المَشْرِقِ أَوِ المَغْرِبِ، لِتَفَاضُلِ مَا بَیْنَهُمْ» اهل بهشت ساکنان بالاخانه‌های بهشت را می‌بینند، بالاشهری‌ها را می‌بینند، چون بهشت بالا و پایین دارد، می‌گوید اینها در بهشت هستند، آن سفیدپوستان را، آنهایی که وضعشان خوب است، بالانشین‌ها را می‌بینند. اما این بالانشینان را چطوری می‌بینند؟ می‌گوید مثل اینکه شما یک ستاره درخشان را در آسمان نگاه می‌کنید، الان شما یک ستاره درخشان را می‌خواهید ببینید چطوری می‌بینید؟ یک تکه ریز نور می‌زند، البته یک فرق هم دارد، سوی چشم بهشتیان مثل سوی چشم ما نیست، که فقط یک ستاره را آنطوری ببینیم، می‌گوید این را بلند می‌بیند با این فاصله، اما می‌تواند اهلش را هم بشناسد که چه کسی آنجا نشسته است. بعد می‌فرماید چرا اینطوری هست؟ می‌فرماید در افق مشرق یا مغرب، حضرت دارد مثال می‌زند، می‌گوید شما چطوری به افق مشرق و مغرب نگاه می‌کنید، چقدر دور، بعد می‌فرماید این به خاطر چیست؟ «لِتَفَاضُلِ مَا بَیْنَهُمْ» به خاطر درجات و تفاوتی هست که افراد در قیامت با هم دارند. در دنیا هم همینطور است، در دنیا هم بعضیها با هم هستند در یک خانه زندگی می‌کنند، یک خواهر و برادر هستند، زن و شوهر هستند، پدر و پسر هستند، پدر و دختر هستند، مادر و پسر هستند، دو تا دوست هستند، سر یک سفر نشستند، اما فاصله شخصیتی‌شان به اندازه همین فاصله است، یا یکیشان زمین است، یکیشان روی آن ستاره دارد زندگی می‌کند، اینقدر با هم فاصله دارند. چون از نظر ظاهری که هر چیزی این می‌خورد او هم دارد می‌خورد، لباس می‌پوشد، او هم می‌پوشد، یک جا زندگی می‌کنند، شغلشان یک جا هست، اما تفاوت شخصیتی‌شان اینقدر هست، مرد جهنم است، زن آن بالای بهشت است، یا بالعکس، اعضای خانواده با هم اینطوری فاصله دارند.

ویژگی‌های ساکنان غرفه‌های بهشتی

فرمایش بعدی از امام صادق (علیه السّلام) هست، ایشان از آباء طاهرینش، از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) خوبیش این هست که امیرالمؤمنین از نبی اکرم نقل کرده «قالَ رسولَ الله (صلی الله علیه و آله سلم)» غرفه‌نشینی یعنی بالانشینی، پس اینها حتماً یک شخصیت‌هایی هستند که با بقیه خیلی تفاوت دارند، تفاوتشان در چیست؟ تفاوتشان در پارتی‌بازی است، با آنطرفی‌ها آشنا هستند. آدم آشناهایش را کجا می‌برد؟ اگر کسی قصر داشته باشد، خانه داشته باشد، ویلا داشته باشد، رفیقانش را بهترین جا می‌برد، جا زیاد دارد، ولی می‌گوید نه اینها رفیق‌های من هستند، آشناهای من هستند، آشناها را باید جای خاص ببریم. خدا پارتی‌بازی می‌کند، اهل بیت هم همینطور، او که با او رفیق هستند، خدا بعضی از رفیق‌هایش را می‌گوید دون شأن شما است، شما در صحنه قیامت نیایید، شما تشریف ببرید بهشت بنشینید، تا ما حساب خلق را برسیم بعد می‌آییم با هم هستیم. آشنابازی است ولی برای کسانی که در دنیا عرضه دارند آشنابازی می‌کنند، الان شرحش را که می‌خوانی می‌فهمی که این غرفه که بالانشینی است چطوری بالانشینی است، «إِنَ‏ فِی‏ الْجَنَّهِ غُرَفاً یُرَى‏ ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا یَسْکُنُهَا مِنْ أُمَّتِی مَنْ أَطَابَ الْکَلَامَ وَ أَطْعَمَ الطَّعَامَ وَ أَفْشَى السَّلَامَ وَ أَدَامَ الصِّیَامَ وَ صَلَّى بِاللَّیْلِ وَ النَّاسُ نِیَامٌ». اینکه می‌گوییم امیر کلام هستند اینطوری است، انگار حضرت دارد شعر می‌گوید، حضرت منظوم سخن می‌گوید، می‌گوید یک غرفه‌هایی در بهشت هست که بیرونش از داخل معلوم است، و داخلش از بیرون معلوم است. از امت من کسانی در این غرفه‌ها می‌روند که «أَطَابَ الْکَلَامَ» خوب حرف بزنند، سخن خوش بگویند، حرف طیب، کلام طیب از دهان اینها بیرون بیاید، و اطعام کنند، به همه سلام بکنند، همیشه روزه داشته باشند، و شب هنگام که همه خواب هستند نماز بخوانند.

تفسیر اعمال صالح برای ورود به غرفه‌های بهشتی

می‌فرماید: «یَا رَسُولَ اللهِ وَ مَنْ یُطِیقُ هَذَا مِنْ أُمَّتِکَ» یا رسول الله چه کسی در امت تو اینقدر طاقت دارد که بخواهد همیشه روزه باشد، آن موقع که همه مردم خواب هستند نماز بخواند، سخت است. «فَقَالَ ع یَا عَلِیُّ أَ وَ مَا تَدْرِی مَا إِطَابَهُ الْکَلَامِ» می‌دانی که وقتی می‌گویم طیب الکلام باشد، حرف بزند یعنی چی؟ این طیب الکلام را حضرت فوق‌العاده زیبا دارد بیان می‌کند، یک کسی که طیب الکلام نیست، در زبانش آزار هست، نیش هست، متلک هست، او که دیگر بیچاره است، او حسابش با مار و عقرب‌های جهنم هست. حضرت اطاب الکلام را می‌فرماید: «مَنْ قَالَ إِذَا أَصْبَحَ وَ أَمْسَى سُبْحَانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَکْبَرُ عَشْرَ مَرَّاتٍ» هر کس صبح و شب ده مرتبه تسبیحات اربعه بگوید، (سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله اکبر) یعنی اینکه صبح ده مرتبه تسبیحات اربعه بگوید، شب هم ده مرتبه تسبیحات اربعه بگوید. «أَطْعَمَ الطَّعَامَ» یعنی چی؟ من الان فقیر هستم نمی‌توانم خرج زن و بچه خودم را بدهم چطوری «أَطْعَمَ الطَّعَامَ» بکنم که از آن غرفه‌ها هم گیر ما بیاید؟ می‌فرماید: «نَفَقَهُ الرَّجُلِ عَلَى عِیَالِهِ» اینکه یک مرد خرج زن و فرزندش را تأمین بکند، کوتاهی نکند، سهل‌انگاری نکند، تنبلی نکند، به زن و فرزندش برسد. «وَ أَمَّا إِدَامَهُ الصِّیَامِ» همیشه روزه باشد، چطوری روزه باشد؟ حضرت تفسیر می‌کند، «أَنْ یَصُومَ الرَّجُلُ شَهْرَ رَمَضَانَ» شخص ماه رمضان را روزه بگیرد، و سه روز در کل هر ماه را روزه بگیرد، «یُکْتَبُ لَهُ صَوْمُ الدَّهْرِ» اگر کسی هر ماه رمضان را روزه بگیرد و در هر ماه سه روز هم روزه بگیرد روزه کل عمر را برای او می‌نویسند، می‌گویند این آدم در کل عمرش روزه بوده است. «وَ أَمَّا الصَّلَاهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّاسُ نِیَامٌ» نماز شب که مردم خواب باشند، «فَمَنْ صَلَّى الْمَغْرِبَ وَ صَلَاهَ الْعِشَاءِ» نماز مغرب را بخواند نماز عشا را هم بخواند نماز صبح را هم در مسجد با جماعت بخواند پس دقت کنید. «و صلاه العشاء الآخره و الصلاه الغدی فی المسجد» نماز عشا و نماز صبحش را در مسجد بخواند. چرا می‌گوید در مسجد بخواند؟ یعنی اول وقت است اکثر مردم آن موقع چه هستند؟ خوابند. «فکأنما أحی اللیل کل» مثل کسی است که تمام شب را احیا کرده. پس دقت کنید نماز مغرب و عشا به جماعت، حالا حضرت عشا را می‌فرمایند، نماز عشا به جماعت، نماز صبحش را هم به جماعت بخواند و این مثل کسی است که همه شب را زنده نگه داشته. چقدر ساده و عالی. «و أفشاء السلام أن لا یبخل بالسلام علی أحد من المسلمین» واینکه همیشه سلام بکند افشاء سلام بکند یعنی بلند سلام کردن، افشاء سلام یعنی اینکه بر هیچ مسلمانی سلام را دریغ نکند به مسلمانی برخورد می‌کند او زودتر سلام بکند این هم این بالانشینی هست که خدمت شما عرض کردم با تفسیر پیامبر.

غرفه‌هایی از جواهر و نعمت‌های بی‌شمار

یک تفسیر دیگر هم داریم این را هم بخوانیم کافی است. جابر بن عبدالله می‌گوید «خرج علینا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ذات یوم» یک روزی پیغمبر بر ما خارج شد، یعنی منزل بود بیرون آمد ما بیرون منتظر بودیم یا نشسته بودیم. فرمود: «ألا أخبرکم بغرف أهل الجنه» می‌خواهید به شما بگویم غرفه‌های بهشتی چیست؟ می‌خواهید به شما خبر بدهم؟ «قلنا بلی بأبینا و أمنا یا رسول الله» بله پدر و مادرمان به فدایت بشوند یا رسول الله بفرمایید. «قال اِنَّ فِی الْجَنَّهِ غُرَفا من أنواع الجواهر یُری ظاهِرُها مِنْ باطِنِها، وباطِنُها مِنْ ظاهِرِها» از انواع جواهر غرفه‌هایی در بهشت هست، یکذره در موردش فکر کنیم، که ظاهر و باطن آنها معلوم است یعنی «یری» دیده می‌شود ظاهرش از درون و باطنش از بیرون. «فیها من النعیم و الصواب و الکرامه ما لا أذن سمعت و لا عین رأت» می‌دانید این حرف یعنی چی؟ می‌گوید این غرفه خودش یک بهشت است در خود این غرفه هر نعمتی بگویید آنجا هست «فیها من النعیم و الصواب و الکرامه» کرامت یعنی یک موقع هست به یک کسی می‌گویند بفرمایید بروید در یک همچین جایی خوش بگذرانید. همین چند وقت پیش بود یک خانواده‌ای بود یک جایی رفته بودند یک جایی که خیلی هم گران قیمت و معروف است بعد داشتند نقل قول می‌کردند و تعریف می‌کردند، گفتم چه خبر؟ گفت خوب بود ولی اصلاً مهمانداران مؤدب و خوش اخلاق نبودند آدم اصلاً صفا نمی‌کرد. فلان جا با اینکه کلاسش پایین‌تر است ولی آدم وقتی آنجا می‌رود مهمانداران آنقدر خوش اخلاق و مهربان و باادب هستند آدم حال می‌کند، آنقدر به آدم احترام می‌گذارند، این را خوب دقت کنید. کرامت یعنی چی؟ کرامت یعنی آدم وقتی که وارد آن فضا می‌شود دائماً احساس بزرگی و عزت می‌کند یعنی آنقدر آن خادمان آنجا تواضع و ادب و قیمت پای آدم می‌ریزند به آدم احترام می‌گذارند آدم در آن بهشت در آن غرفه خیلی احساس بزرگی و کرامت می‌کند. کرامت را بارها برای شما معنا کردیم، یعنی چی؟ یعنی قیمت و ارزش یعنی وقتی که یک کسی وارد آن غرفه می‌شود می‌رود و می‌آید خیلی بزرگ شده. نعمتها، صوابها، و کرامت، محتوا را حضرت دارد می‌گوید که آنجا چه خبر است. بعد می‌فرماید که: «ما لا أذن سمعت و لا عین رأت» اما آن چیزی که من می‌گویم از نعمت و صواب و کرامت نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است یعنی اصلاً نمی‌توانید تصور کنید یعنی چی، ورود به آن غرفه‌ها یعنی چی. «فقلنا بأبینا أنت و أمنا یا رسول الله لمن تلک» پدر و مادرمان فدای شما شود این برای کیست یک همچین بهشت و غرفه‌ای؟ (باز نگاه کنید حضرت چه فرمود) «لمن أفشی سلام» کسی که افشای سلام کند بلند سلام بکند به بقیه سلام بکند «و أدام الصیام و اطعم الطعام و صلی و الناس نیام» اطعام طعام کند نماز بخواند در حالی که مردم خواب هستند. «فقلت بأبینا و أنت و أمنا یا رسول الله و من یطیق ذلک» جابر هم مثل امیرالمؤمنین بوده می‌گوید که پدر و مادرمان فدای شما بشود چه کسی تحمل همچین کارهایی دارد این کاری که شما می‌گویید سخت است چه کسی تحمل دارد؟

طاقت انجام اعمال صالح و سعه عبادتی

حضرت می‌فرماید که: «فقال من أمتی من یطیق ذلک» هستند در امت من کسانی که طاقت اینطور کارها را دارند حوصله این کار را دارند. در بخش عبادت اینکه من همیشه به عزیزان تذکر دادم به عزیزان سعی کنید سعه عبادتی و حوصله عبادتی‌تان را بالا ببرید اینجا یک گنج است. گنج را دیدید وقتی می‌خواهید پیدایش کنید گشتن آن یک حوصله می‌خواهد، کَندن و در آوردن آن هم یک حوصله می‌خواهد، برداشتن و بردن آن هم به سلامت یک حوصله‌ای می‌خواهد. کسی که تمرکز دارد حوصله عبادتی‌اش بیشتر است زیاد است یعنی وقتی می‌خواهد پای قرآن و فهم و معرفت و عبادت و نماز بنشیند آدم باحوصله‌ای است با میل است پای این کار با رغبت می‌نشیند، می‌خواهد مسجد برود عجله‌ای ندارد، عبادت می‌خواهد بکند سر سجاده دائم وسوسه نمی‌شود زود بلند شود برود عشق می‌کند بنشیند. مثلاً دیدید الان کسانی که مهمانی می‌دهند شب نشستند با هم تلویزیون تماشا می‌کنند رفتند شام بخورند، حضرت می‌گوید رفتید یک جا دعوت شدید برای همان کاری که دعوت شدید فقط برو، برو شامت را بخور بلند شو برو. اینجا الان اینطوری نیست تازه دو ساعت جلوتر می‌روند بعضی وقتها یک روز جلوتر می‌خواهند بروند که به مهمانی برسند بعد اصل شام را هم دارند یا اصل ناهار هم دارند تازه مراسم بعدش شروع می‌شود که بنشینند و بگویند و بخندند و فیلم نگاه کنند و یکدفعه می‌بینی بوق سگ شده یعنی دو صبح شده تازه خداحافظ شما بلند شویم برویم اگر یک کسی لنگر هم نیاندازد. بعد هم اصلاً نگران فردا کارش نیست فردا سر کار می‌خواهد برود، فردا دانشگاه می‌خواهد برود، فردا امتحان دارد، می‌گویند مگر تو فردا امتحان نداری بلند شو! من سراغ دارم آدم می‌نشیند فیلم نگاه می‌کند در موبایل دانلود می‌کند تا نیم ساعت به اذان، نیم ساعت به اذان می‌خوابد نمازش هم قضا است دیگر هم برای نماز بلند نمی‌شود. خیلی این کار وحشتناک است خیلی خطرناک است. ولی خب می‌نشیند و نگاه می‌کند و فیلم نگاه می‌کند حرف و شِر و وِر و یک عالم حرفهای بیخود می‌نشینند می‌زنند از زمین و زمان حرف می‌زنند یک نصف شب، نگرانی ندارد. همین آدم را اگر به او بگویید که از اینجا تا یک نصف شب 15 دقیقه نماز شب بخوان، نماز شب مگر چقدر طول می‌کشد؟ 15 دقیقه 20 دقیقه، 11 رکعتش را شما می‌توانید بخوانید، می‌بینید که تمام وسوسه‌های دنیا می‌آید سراغ اینکه تو فردا درس داری و کار داری و دانشگاه داری و امتحان داری و نمی‌رسی، این اینطوری است. قرآن می‌خواهد بخواند می‌گوید نه نمی‌رسی، از این دروغهای اینطوری. وقتی این می‌خواهد در بهشت برود پیش خدا بنشیند نمی‌شود. آن که می‌گویم پارتی‌بازی است یعنی همین است.

رفاقت با خدا و اهل بیت

آنهایی که آنجا آنها را بالا بالا می‌برند کسانی بودند که در دنیا عاشق خلوت با خدا و اهل بیت بودند یعنی مثل یک کِش آنها را یکجا رها کنی می‌دوند در حرم می‌رود، تا رهایشان کنی در سجاده می‌روند تا رهایشان کنی قرآنش را باز می‌کند تا وقتش خالی شود صحیفه دستش است اصلاً همراهش می‌برد. الان آدمها یکدفعه اصلاً می‌بینید که 20 کیلومتر از خانه‌اش دور شده می‌گوید آخ تلفنم یادم رفت، چه فاجعه‌ای، می‌خواهی با این تلفن چکار کنی؟ برگردیم من تلفنم را بردارم، چرا؟ چون می‌خواهد دائم با کسانی که دوست دارد ارتباط داشته باشد. آدمهایی که می‌گویم پارتی‌بازی اینطوری است این در خانه‌اش در جیبش مفاتیح و قرآن و صحیفه‌اش هست و همیشه دارد وسائل ارتباطی‌اش با او هست سجاده‌اش را دارد تا می‌گویند دو بیشتر است یا سه، می‌پرد می‌رود ارتباط با غیب، اصلاً کلاً بیشتر دوست دارد با آنطرفیها حرف بزند و زندگی کند و انس داشته باشد. خب معلوم است این آدم آدم حسابی است، چه می‌شود؟ رفیق و مونس می‌شود. تا رفیق و مونس شدی آنطرف رفتی آنها هم بر طبق قاعده رفیق‌بازی و انسی با تو برخورد می‌کنند این قاعده‌اش است. حضرت می‌گوید چرا هستند، همه مثل شما نیستند، هستند کسانی که طاقت دارند «سأخبرکم عمن یطیق ذلک» حالا به شما خبر می‌دهم آگاهتان می‌کنم از اینکه چه کسانی می‌توانند این کار را بکنند.

تفسیر اعمال صالح از دیدگاه پیامبر (ص)

«من لقی أخاه المسلم فسلم علیه فرد علیه السلام فقد أفشی السلام» این افشای سلامی که من می‌گویم چیز سختی نیست، پیغمبر می‌گوید هر برادری هر مسلمانی که به برادر مسلمانش برخورد کند به او سلام بدهد و او هم جوابش را بدهد این افشای سلام می‌شود. این سلام کردن کار سختی است؟ بله برای خیلی از آدمهای گیج و ویج و متکبر و خودشیفته خیلی کار سختی است سلام کردن. فلانی به من سلام نمی‌کند، کوچکتر است وظیفه‌اش هست سلام کند، این آدم را نگاه کنید تو به او سلام کن. پیغمبر می‌گوید من تا آخر عمرم سلام کردن به کوچکترها را رها نخواهم کرد و در روایت داریم هیچ کس به پیغمبر در سلام نتوانست سبقت بگیرد. باور کنید بعضیها نقشه می‌ریختند پشت دیوار پنهان می‌شدند که به رسول الله سلام کنند رسول الله همینطور از پشت دیوار به آنها سلام می‌کرد هیچ کس نتوانست. حالا ما نه، همه وظیفه‌شان است به ما سلام کنند واقعاً به ما برمی‌خورد این کوچکتر بود این بچه بود آن همکارم بود آن زیردستم بود آن کارمندم بود باید آنها به من سلام می‌کردند. یک همچین روحیه‌ای خیلی خطرناک است. حالا خطرناکی‌اش که گند می‌زند به دنیای آدم، آدم را جهنمی می‌کند و بعد از مردن هم که آدم واقعاً در جهنم می‌رود متن جهنم. «و من أطعم أهله و عیاله من الطعام حتی یشبعهم فقد أطعم الطعام» اینکه زن و بچه‌اش را سیر کند، نگذارد اینها عقده خوراکی در زندگی‌شان باشد. یعنی می‌بینی الان فصل میوه است ده نوع میوه است بگو حالا تابستان است ده نوع میوه است حالا تابستان است ده نوع میوه است نه اینکه دائم همیشه خربزه و هندوانه خانه ببرم، این همه میوه است خدا آفریده، متنوع ببر. یک بار گیلاس و آلبالو و آناناس و شلیل و هلو و زردآلو و گلابی و سیب ببر میوه‌های متنوع، بگذار خانواده‌ات بخورند و خوشحال بشوند و آنها را شاد کن عقده هیچ نوع خوراکی را به دلشان نگذار وقتی که می‌توانی. «و من صام رمضان و من کل شهر ثلاثه أیام» ماه رمضان روزه بگیر و از هر ماه سه روز روزه بگیر این هم فقط ادام الصیام این هم آدمی است که أدام الصیام است روزه را ادامه داده، چقدر ادامه داده؟ سه روز معادل چند وقت؟ 30 روز، سه روز معادل 30 روز. «و من صلی العشاء الآخره» نماز خود عشاء «و الغداه» نماز صبح «فی جماعه فقد صلی و الناس نیام الیهود و النصاری و المجوس» قربانشان بروم چقدر تفسیر قشنگ کردند. می‌گوید راست می‌گویم مردم خوابند، می‌گویند مردم خوابند یعنی چی؟ می‌گوید همه مسلمانها صبح نماز صبح، خب زمان پیغمبر هم اینطور بوده همه نماز می‌آمدند. حتی یک کوری آمد خدمت رسول الله گفت آقا من کورم چکار کنم؟ گفت یک طنابی بکش از خانه‌ات تا مسجد سرش را بگیر به نماز جماعت باید بیایی نماز جماعت را نمی‌شود ترک کرد. اینجا الان طرف مسجد نزدیک خانه‌اش است اصلاً محل نمی‌گذارد. لذا فرمود به یهودی و مسیحی سلام کنید به یهودی امت من سلام نکنید، گفتند یا رسول الله چه کسی؟ فرمود کسی که مسجد نزدیک خانه‌اش هست 40 منزل چندتا خانه و شرکت نمی‌کند صدای اذان مسجد را می‌شنود و نماز جماعت نمی‌رود. «الناس نیام الیهود و النصاری و المجوس» چه کسانی را می‌خواهد بگوید؟ می‌گوید یهودیان و نصاری و مجوس هم خواب هستند. خب یک بحث خیلی شیرینی هم ان‌شاءالله داریم اگر عمری باشد دیگر بحث بعدی‌مان چشمه‌ها هست که آن داستانها دارد که ان‌شاءالله خدمت شما عرض خواهیم کرد.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  1. خداوند بهشت را به گونه‌ای آفریده که ما قادر به تصور آن نیستیم؛ درک آن با معیارهای دنیایی ممکن نیست.

  2. غرفه‌های بهشتی، عالی‌ترین و بالاترین فضاهای مسکونی در بهشت هستند که نهرهای جاری از زیر آن‌ها می‌گذرند.

  3. جاودانگی در بهشت، مژده‌ای است که تمام خستگی‌ها و مشکلات زندگی دنیایی را در مقابل عظمت ابدیت کوچک می‌کند.

  4. فراموشی ابدیت، انسان را در مواجهه با مشکلات گیج و متوقف می‌کند و تصمیمات زندگی را به اشتباه می‌اندازد.

  5. باور به ابدیت و آخرت، برنامه‌ریزی زندگی را متحول می‌کند و انسان را از اتلاف وقت در امور بی‌اهمیت باز می‌دارد.

  6. شعور و درک عمیق از مفهوم “خالدین فیها” (جاودانگی در بهشت)، انسان را مست و شیفته می‌کند و از مشغول شدن به امور پست باز می‌دارد.

  7. خداوند بهشت را “نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ” (بهترین پاداش برای عمل‌کنندگان) توصیف می‌کند، در حالی که دنیا را کوچک و لهو می‌داند.

  8. احساس مالکیت نسبت به بهشت و باور به وعده‌های الهی، زندگی انسان در دنیا را زیر و رو می‌کند.

  9. اهل بهشت، ساکنان غرفه‌های بالاتر را مانند ستاره‌ای درخشان در افق می‌بینند که نشان‌دهنده تفاوت درجات آن‌هاست.

  10. تفاوت درجات در بهشت، به خاطر اعمال و شخصیت افراد در دنیاست، حتی اگر در ظاهر زندگی مشابهی داشته باشند.

  11. ساکنان غرفه‌های بهشتی کسانی هستند که “کلام طیب” دارند، “اطعام طعام” می‌کنند، “افشای سلام” می‌کنند، “ادامه صیام” دارند و “شب‌هنگام که مردم خوابند نماز می‌خوانند”.

  12. “اطابه‌الکلام” به معنای گفتن تسبیحات اربعه (سبحان الله، الحمد لله، لا اله الا الله، الله اکبر) ده مرتبه در صبح و شب است.

  13. “اطعام طعام” شامل تأمین نفقه و نیازهای خانواده بدون کوتاهی و سهل‌انگاری است.

  14. “ادامه صیام” به معنای روزه گرفتن ماه رمضان و سه روز از هر ماه است که ثواب روزه تمام عمر را دارد.

  15. “نماز شب” برای ساکنان غرفه‌های بهشتی، شامل خواندن نماز مغرب و عشا و نماز صبح به جماعت در مسجد است.

  16. “افشای سلام” یعنی دریغ نکردن سلام از هیچ مسلمانی و پیشی گرفتن در سلام کردن.

  17. غرفه‌های بهشتی از انواع جواهرات ساخته شده‌اند که ظاهرشان از باطن و باطنشان از ظاهر پیداست و حاوی نعمت‌ها، پاداش‌ها و کراماتی هستند که هیچ گوشی نشنیده و هیچ چشمی ندیده است.

  18. کسانی که در دنیا عاشق خلوت با خدا و اهل بیت هستند و سعه عبادتی دارند، در بهشت نیز به مقام رفاقت و انس با آن‌ها می‌رسند.

  19. سلام کردن به برادر مسلمان و پاسخ دادن به سلام او، از مصادیق “افشای سلام” است.

  20. سیر کردن خانواده و فراهم آوردن خوراکی‌های متنوع برای آن‌ها، از مصادیق “اطعام طعام” است.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه