خانواده آسمانی – جلسه 543

متن کامل جلسه

معادشناسی و جهنم: بررسی موضوع ظلم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان دربارۀ موضوع معادشناسی اختصاص به جهنم دارد، و بحث جهنم هم موضوع ظلم را پیگیری می‌‌کردیم، در بحث ظلم چند روایت را خدمت عزیزان عرض کردیم، امروز یک موضوع خیلی مهم در ظلم هست که موضوع حق‌‌‌‌الناسی است، بحث ریاست‌‌طلبی هست.

هلاکت ریاست‌طلبان و اراده علوّ

اول از این در مورد خود ریاست‌‌طلبی و علوّ در روایت داریم که «مَنْ‏ طَلَبَ‏ الرِّئَاسَهَ هَلَکَ» آدمی که به دنبال ریاست هست و ذاتاً ریاست را دوست دارد او هلاک می‌‌شود. و قرآن کریم هم بحث علوّ را مطرح می‌‌فرماید: «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً» ما آخرت را یعنی بهشت را قرار دادیم برای کسانی که در زمین نیت علوّ ندارند، نمی‌‌گوید «لا یألون» می‌‌گوید «لا یُریدُونَ عُلُوًّا» اراده علوّ هم ندارند، یعنی در روحشان نمی‌‌خواهد از کسی برتر باشند. مثلاً در خانه است دوست دارد از زنش برتر باشد، دوست دارد همه از او حساب ببرند، یا زن هست زن‌‌سالاری دوست دارد، این اراده علوّ خیلی خطرناک است، گاهی وقتها مثلاً اراده علوّ به این هست که یک لباسی بپوشم که سرتر باشد، یک عروسی بگیرم که سرتر باشد. یک ماشینی بخرم که از ماشین بقیه همکارانم سرتر باشد، همین که روحیه‌‌اش این هست، یک چادری بپوشم، یک کت و شلواری بپوشم، یک عینکی بزنم، یک کفشی بپوشم، یک انگشتری داشته باشم، همین مقدار علوّ انسان را هلاک می‌‌کند، و از سعادت محروم می‌‌کند، این روحیه، روحیۀ خیلی خطرناکی است. بعضیها می‌‌خواهند در فامیل علوّ داشته باشند، بعضی‌‌ها می‌‌خواهند در یک مجموعه‌‌ای گل سرسبد باشند، بالاتر از بقیه خودشان را می‌‌بینند، این علوّ یعنی برتری، بالاتر بودن، قرآن می‌‌گوید اگر کسی در روحش هم این روحیه وجود داشته باشد، اهل بهشت نیست، «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ» این خانه آخرت را « نَجْعَلُها» قرارش دادیم، «لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً» نه اراده علوّ در زمین دارد، و نه می‌‌خواهد فساد بکند. کسی که این دو اراده را دارد یکی برتری‌‌جویی و یکی فساد، مثلاً بین دو نفر را بهم بزند، بین خانواده را بهم بزند، به خاطر مطامع خودش، برود اسرار یک کسی را فاش بکند، اینها خطرناک هستند، اینها باعث می‌‌شود انسان از سرای آخرت، سرای بهشت خودش را محروم بکند.

ادب و تواضع در برابر دیگران

خدا رحمت کند امام را به همین مقدار که انسان بخواهد یک جا امام جماعت باشد، مثلاً چند تا طلبه باشند، یا در یک جایی چند نفر باشند بگوید من بروم جلوتر بایستم، یا حق من است جلوتر بایستم، همین مقدار که انسان در روحش احساس بکند که بالاتر از بقیه است. به سیدالشهدا (علیه السّلام) عرض کردند آقا ادب چیست؟ فرمود ادب یعنی اینکه به هر کسی می‌‌رسی او را برای خودت برتری نسبت به او ندانی و او را بالاتر از خودت بدانی، آدمی که اینقدر خودشیفته است که فکر می‌‌کند با بقیه فرق می‌‌کند، و باید بالاتر باشد، و باید خاص‌‌تر باشد، این بی‌‌ادب است، این وحشی است، این متجاوز هست. به محض اینکه این در روحت آمد که با بقیه فرق داری به خودت حق می‌‌دهی که امتیاز بالاتری داشته باشی، و این کار را خراب می‌‌کند، و مصیبت درست می‌‌کند، وجود مقدس امام رضا (علیه السّلام) وقتی می‌‌خواست غذا بخورد، در منزل حتی آن مسئول اسطبلش پای سفر نمی‌‌آمد غذا را شروع نمی‌‌کرد. و فرمود اگر من یک موقعی دارم شما را صدا می‌‌کنم با شما کار دارم، غذا داشتید می‌‌خورید فکر نکنید باید بلند بشوید بیاید دنبال کار من، غذایتان را بخورید نیایید، سر غذا بلند نشوید وقتی من صدایتان کردم بدوید بیایید، چون من صدایتان کردم، این خیلی مهم است که انسان در برخورد با دیگران ادب داشته باشد، فکر نکند در منزل هست باید بنشیند لنگش روی لنگش بیندازد به همه اُرد و دستور بدهد برای من میوه بیاورید، آب بیاورید. مستحق‌‌ترین افراد برای اینکه بخواهند به دیگران خدمت بکنند آن هست که اتفاقاً از موقعیت بالاتری برخوردار هست، حضرت مسیح (علیه السّلام) خواهش می‌‌کند از اصحابش که به او یک اجازه‌‌ای بدهند، آنها می‌‌گویند چیست؟ می‌‌گوید شما اول به من اجازه بدهید من یک خواهش می‌‌کنم، آنها هم قبول می‌‌کنند، می‌‌گوید من می‌‌خواهم پاهای شما را امروز بشویم، پای تک‌‌تک اصحابش را می‌‌شوید، می‌‌گوید من این کار را می‌‌کنم که این به عنوان سنّت بماند. مستحق‌‌ترین افراد برای تواضع و خدمت به مردم عالم هست، عالمی که در روحش 4 سال درس خوانده و حالا مورد احترام هست، فکر می‌‌کند همه باید به او احترام بگذارند، همه باید کارهای او را انجام بدهند، و دیگران را به استخدام می‌‌گیرد، این عالم مورد رضای خدا نیست، این عالم تربیت شده نیست. عالم تربیت‌‌شده عالمی است که برای خودش فضیلتی قائل نیست، و اگر جایی، مسافرتی، کاری هر چه که هست مثل بقیه کار می‌‌کند، مثل بقیه زحمت می‌‌کشد، امتیازی برای خودش نمی‌‌بیند و متواضع‌‌ترین افراد و خدمت‌‌گزارترین افراد باید باشد.

عواقب ریاست‌طلبی و امارت

حالا این را داشته باشید که هم «مَنْ‏ طَلَبَ‏ الرِّئَاسَهَ هَلَکَ» هم اراده علوّ نه خود علوّ، خود علوّ که خیلی وحشتناک است، ولی اراده علوّ اگر کسی در روحیه‌‌اش باشد که من دوست دارم برتر از بقیه باشم، دوست دارم دستور بدهم، این خیلی خطرناک است. از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست، می‌‌فرماید: «إِنْ شِئْتُمْ أَنْبَأْتُکُمْ عَنِ الْإِمَارَهِ وَمَا هِیَ أَوَّلُهَا مَلَامَهٌ، وَثَانِیهَا نَدَامَهٌ، وَثَالِثُهَا عَذَابٌ یَوْمَ الْقِیَامَهِ، إِلَّا مَنْ عَدَلَ» اگر می‌‌خواهید به شما خبر بدهم که امارت، امیر بودن، بزرگ بودن، رئیس بودن، چیست. حالا شما نگاه کنید در این کشور ما چقدر تلاش می‌‌کنند بروند شورای شهر، بروند مدیر بشوند، رئیس بشوند، نماینده مجلس بشوند، رئیس‌‌جمهور بشوند، چقدر آدمها در این سازمانها و نهادها برای ریاست تلاش می‌‌کنند، و برای بیرون کردن دیگران تلاش می‌‌کنند، بریدن نان دیگران، خیلی این روحیه وحشتناک هست. «أَوَّلُهَا مَلَامَهٌ» اولش این هست که انسان دچار ملامت می‌‌شود، همه از او انتقاد می‌‌کنند، همه به او اعتراض دارند، «وَثَانِیهَا نَدَامَهٌ»وسطش پشیمانی هست، «وَثَالِثُهَا عَذَابٌ یَوْمَ الْقِیَامَهِ» آخرش هم عذاب روز قیامت است، ریاست این است. حالا شما فکر کنید یک کسی در 70 سالگی باز می‌‌خواهد رئیس‌‌جمهور بشود، نماینده مجلس بشود، ده تا ریاست دارد می‌‌خواهد ده تا دیگر هم بگیرد، این به ندامت هنوز نرسیده، یعنی با اینکه این همه فحش می‌‌خورد و به او انتقاد می‌‌شود، به او اعتراض می‌‌شود این باز هنوز تشنه این ریاست و مقام هست. البته بعضیها حقشان هست، لیاقت دارند، لذا حضرت آخرش استثناء می‌‌کند «إِلَّا مَنْ عَدَلَ» مگر کسی که عدالت داشته باشد، یعنی این مقام ریاست را دارد و می‌‌پذیرد، ولی برای رضای خدا می‌‌پذیرد، واقعاً برای خدمت می‌‌پذیرد، خدا رحمت کند شهید بزرگوار بهشتی را، فرمود ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت، اگر هم الان در کار هستیم و تلاش داریم می‌‌کنیم برای مردم، نه اینکه ما دنبال یک ریاستی بگردیم، ما واقعاً شیفته خدمت هستیم. لذا شما نگاه کنید اکثر بزرگانی که بعد از انقلاب از قم آمدند آدمهای گرانقیمتی که از قم، از مراجع، مجتهدین والامقام، که الان بعضی از آنها جزء مراجع هستند، آمدند در دستگاه خدمت در نظام جمهوری اسلامی پس از سالها همه برگشتند سر درس و بحث‌‌هایشان، عشقشان آنجا بود. من با چند تا از نمایندگان ولی فقیه صحبت کردم، گفتند ما برگشتیم سر عشقمان حتی من در اوج محبوبیت و ریاست یک موقعی با بعضی از آنها صحبت کردم، مثل مرحوم آیت الله حائری شیرازی که ما رفاقت و رفت و آمد داشتیم، یک موقعی در منزلشان من خدمتشان عرض کردم دلتان برای قم تنگ نشده؟ گفت الهی قربان آب شورش بروم. آخر هم شما دیدید ایشان چند سال قبل از فوتشان که دیگر نماینده ولی فقیه در شیراز نبودند آمدند قم همان کارهای درس و بحث خودشان را ادامه می‌‌دادند، هیچ چیز برای عالم راستین شیرین‌‌تر از این نیست، که برگردد سر درس و بحث و تحقیقات و مطالعاتش، خیلیها را ما دیدیم که واقعاً شیفته خدمت بودند نه تشنه قدرت دنبال این نبودند. ولی یک کسی که اینطوری می‌‌‌‌طلبد دنبال این هست، این خیلی خطرناک است، کسی که خودش ریاست را می‌‌طلبد، در وجودش این هست، این بسیار خطرناک است، لذا می‌‌فرماید «إِلَّا مَنْ عَدَلَ» ریاست بسیاری از مواردش خطرناک است، چون می‌‌گوید «وَثَالِثُهَا عَذَابٌ یَوْمَ الْقِیَامَهِ» آخرش عذاب قیامت هست، برای چی؟ برای ظلمهایی که می‌‌شود.

عواقب ظلم و حق‌الناس

در رابطه با یکی از خلفا ذکر کردند که با پسرش قرار می‌‌گذارد که هر کدام زودتر مردند به خواب آن دیگری بیاید و بگوید آنطرف چه خبر ا ست، این خلیفه میمیرد، از دنیا می‌‌رود، و پسرش منتظر است امروز بیاید، فردا بیاید، یک ماه دیگر بیاید، یکسال دیگر، دو سال دیگر، نه. ده سال بعد پدر به خواب پسر می‌‌آید، به او می‌‌گوید چه خبر؟ می‌‌گوید بابا من از ظلم‌‌هایی که به چون زمان ائمه بوده، از ظلم‌‌هایی که به ائمه کردم فعلاً پرونده باز نشده اینجا، من این ده سال فقط به خاطر پای یک اسب عذاب می‌‌کشیدم و دردسر داشتم، یک آدم نالایقی را به عنوان شهردار منصوب کرده بودم، یک پلی درست کرده پای یک اسب رفته بود آنجا شکسته و من الان گیر هستم. حالا شما این را بگذارید در مقابل ظلم‌‌هایی که الان شما در مسئولین می‌‌بینید که با مال مردم، با آبروی مردم، با زندگی مردم، چکار می‌‌کنند، شما تصور کنید مسئول دولتی اموال مردم، جنس مردم، خوراک مردم را ببرد در صحرا قاچاق کنند، انبار بکنند، احتکار بکنند، تا از آن بهره‌‌برداری سیاسی بکنند، با زندگی مردم، با آب مردم، با برق مردم بازی بکنند، این روز قیامت چه می‌‌خواهد بشود. چقدر زندگیها به طلاق و گرفتاری می‌‌شود، چقدر بچه‌‌ها پناهشان را از دست می‌‌دهند، یک نفر برای ریاست‌‌طلبی خودش با جان مردم بازی می‌‌کند، این چطوری می‌‌شود، آنطرف چه خبر است، برای پای یک اسب ده سال معذب بوده، الان این که با اهداف حزبی، سیاسی، این جناح‌‌هایی که جناح‌‌بازی می‌‌کند، فرقی هم نمی‌‌کند. هر کسی ریاست‌‌طلبی یا جناح‌‌بازی می‌‌کند، برای مصالح مملکت خودش، فقط برای مصالح حزب خودش، جناح خودش بازی می‌‌کند، این می‌‌خواهد قیامت چه جوابی بدهد، برای چهار سال که می‌‌خواهد نماینده مجلس بشود، یا در رسته مقام و موقعیتی باشد، این میلیارد میلیارد دزدی‌‌ها و میلیارد میلیارد اختلاس‌‌ها، ایجاد سوءاستفاده برای خیلیها، این چطوری می‌‌تواند فردا جوابگو باشد، حالا این پای یک اسب است. با کشاورزی یک کشور بازی می‌‌کنند، با نان یک کشور بازی می‌‌کنند، برای پول جنس‌‌های آلوده وارد کشور می‌‌کنند، جنس‌‌های سرطان‌‌زا وارد می‌‌کنند، بروید ببینید در این شرکت‌‌ها، در این مؤسساتی که با غذای مردم سروکار دارند چه بلایی سر مردم دارند می‌‌آورند، چه موادی دارند استفاده می‌‌کنند، چقدر زن‌‌ها را عقیم کردند، این قتل است، قتل فقط این نیست که آدم بکشی. اینکه نگذاری نسل به دنیا بیاید این فردا می‌‌خواهد چه جوابی بدهد به خاطر مصالح ریاست و حکومت خودش، در یک شرکت یک موادی را بیاورند به این مرغها تزریق بکنند که کلی آدمها را عقیم بکند، چقدر ناتوانی‌‌های جنسی ایجاد بکند، چقدر مشکلات نسلی ایجاد بکند، کم هم نیست، خدا حفظ بکند علامه حسن‌‌زاده را می‌‌گفت خدا را شکر ما هیچ کاره هستیم، خوش به حال کسی که هیچ کاره است.

خدا دشمن ظالمان

روایت بعدی از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست «مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللهِ کَانَ اللهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ مَنْ یَکُنِ اللهُ سُبْحَانَهُ خَصْمَهُ یُدْحِضْ‏ حُجَّتَهُ‏ وَ یُعَذِّبْهُ‏ فِی الدُّنْیَا وَ مَعَادِهِ» هر کس به بندگان خدا ظلم بکند، چون فرمود بندگان عائله خدا هستند، هر کس به عائله خدا ظلم بکند خدا دشمنش هست، ناس عیال الله، عیال خدا هستند. شما بروید به یک آدمی ظلم بکنید قطعاً دشمن شما خواهد شد، امیرالمؤمنین می‌‌فرماید هر کس به بندگان خدا ظلم بکند غیر از بندگان خود خدا هم دشمن او خواهد شد، و هر کس که خدا دشمن او بشود، «یُدْحِضْ‏ حُجَّتَهُ» بهانه‌‌ها و دلایل او که ظلم کرده خدا همه را باطل می‌‌‌‌کند، و او را در دنیا و آخرت عذاب خواهد کرد، خیلی سخت است.

ظلم در روابط خانوادگی و اجتماعی

در مسائل خانوادگی الان یک چیزی که خیلی مرسوم است، ما زیاد در مشاوره‌‌ها داریم، خوردن مهریه‌‌ خانم‌‌ها راحت آقایان زنها را تحت فشار قرار می‌‌دهند که مهریه‌‌شان را ببخشند، با بداخلاقی، سخت می‌‌گیرند، اذیت می‌‌کنند، تا زن مجبور بشود برود محضر مهریه ببخشد، یا اینکه دعوا راه می‌‌اندازند، درگیری راه می‌‌اندازند، مشکلات درست می‌‌کنند، که زن جانش به لبش برسد بعد می‌‌گوید اگر می‌‌خواهی طلاقت بدهم باید بروی مهریه‌‌ات را ببخشی. اموالشان را می‌‌روند به اسم دیگران می‌‌کنند که چیزی به همسر و فرزندانشان نرسد، در ارث الان خیلی زیاد هست مراجع می‌‌کنند، می‌‌خواهند ارث را تقسیم بکنند می‌‌بینی یک نفر زیاده‌‌خواهی می‌‌کند، نسبت به خواهر و برادران دیگر، حق خواهر و برادر خودش را می‌‌خورد، حق مادر خودش را می‌‌خورد، اگر پدر فوت کرده باشد، می‌‌خواهد سهم بیشتری بردارد. جعل سند می‌‌کند، زیاد هست این مراجعاتی که ما داریم، در این مشاوره‌‌ها از ما سؤال می‌‌کنند، سر ارث، مگر چقدر است، مگر می‌‌خواهی با این چکار بکنی، آن مالی که شما می‌‌خواهی با ظلم به دست بیاوری، آن هم نسبت به خواهر و برادر و خانواده خودت، این سرطان و مریضی می‌‌شود، خسارت می‌‌شود، درد و بلا می‌‌شود، مال حرامی است، که می‌‌خوری به بچه‌‌های خودت می‌‌دهی، بچه‌‌های خودت دشمنت می‌‌شوند. نزدیکترین کسانت که تو به خاطرشان داری ظلم و دزدی می‌‌کنی، و سواستفاده می‌‌کنی، همین‌‌ها دشمن تو می‌‌شوند، همین‌‌ها عاطفه‌‌شان را نسبت به تو از دست می‌‌دهند، همین‌‌ها هستند که منتظر هستند تو چه موقع زودتر میمیری تا اموالت را بالا بکشند. من آقایی از نزدیکان ما خودش برای من تعریف می‌‌کرد، در یکی از این شرکتها کار می‌‌کرد، کارخانه خیلی بزرگ، حدود سه هزار تا کارگر این کارخانه داشت، گفت رئیس کارخانه فوت کرد، به من زنگ زدن، من هم آنجا کار می‌‌کردم، گفت در زدیم گفتند بیایید بالا، رفتیم بالا منزلشان دیدیم که همه نشستند، این میت هم یک گوشه‌‌ای افتاده. گفتند این پول را بگیرید ببرید یک جایی خودتان کار دفنش را انجام بدهید، گفتم مگر شما دختران و پسرانش نیستید چرا نمی‌‌آیید شرکت بکنید؟ نه ما نمی‌‌توانیم بیاییم، گفت به یکی از آنها گفتم مگر می‌‌شود شما بچه‌‌های این هستید یعنی هیچ کس سر قبر این نمی‌‌خواهد بیاید، رئیس یک کارخانه، بعد می‌‌گفت یکی از آنها که راحت‌‌تر می‌‌توانست حرف بزند، گفت اگر من از اینجا تکان بخورم تمام اموال را بردند. وسایل خانه را همه مراقب هم بودند که یک کسی دزدی نکند، گفتند ما خانه را نمی‌‌توانیم ترک بکنیم، این هم سرنوشت یک پدر با آن اموال بچه‌‌ها را به کجا رسانده که گرگ این پدر شدند، گفت بروید یک جایی خودتان دفن بکنید ما کاری نداریم. گفت من رفتم پول دادم چند تا کارگر پید کردم آمبولانس گرفتیم بردیم بهشت زهرا دفنش کردیم آمدیم؛ ما فکر نکنیم یک کسی در مقام ریاست است، شلاق دستش است می‌‌زند، ظلم همین است که الان در خانه همه ما هست. ظلم این هست که تنبلی بکنی در یادگیری مسائل همسرداری این ظلم می‌‌شود، در اجرایش ظلم می‌‌شود، تنبلی و بی‌‌حوصلگی داشته باشی در یادگیری مسائل تربیت فرزندت، این ظلم می‌‌شود، در اجرایش تنبلی بکنی این ظلم می‌‌شود، و واقعاً ظلم اتفاق می‌‌افتد، این بچه بزرگ می‌‌شود در حالی که هفت سال اول باید به شکل خاصی با او رفتار می‌‌کردید و نکردید. در هفت سال دوم باید به شیوه خاصی با او رفتار می‌‌کردید و نشده، و در هفت سال سوم باید به گونه دیگری رفتار می‌‌‌شده و نشده، حالا آمده می‌‌گوید این بچه بی‌‌تربیت نمی‌‌‌‌دانم چرا اینطوری است، چه کسی باید این را تربیت می‌‌کرده، اگر بی‌‌تربیت است داری به خودت این حرفها را می‌‌گویی. این بچه چرا رفته دانشگاه اینطوری شده، چرا سربازی رفته اینطوری شده، چرا یک سفر خارج رفته پدر و مادر و همه را فحش می‌‌دهد، یاغی شده، این که یک شبه یاغی نمی‌‌شود، این کوتاهی‌‌ها، تنبلی در یادگیری، بی‌‌تقوایی و گناه است. این ظلم به خودت و دیگران است. وقتی تو یاد نمی‌‌گیری که چطوری باید باشی، و چطوری باید رفتار بکنی، ظلم و بی‌‌تقوایی است، بعد با همین بی‌‌تربیتی که انسان پیدا کرده، نرفته خودش را تربیت بکند، ظلم بزرگی است، حالا می‌‌خواهد برود ازدواج بکند، قطعاً به زنش ظلم می‌‌کند، قطعاً به شوهرش ظلم می‌‌کند، قطعاً به خانواده همسرش ظلم می‌‌کند، این که شاخ و دم ندارد، ظلم اینطوری هست.

عذاب ظالمان در قیامت

از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست «ظَالِمُ‏ النَّاسِ‏ یَوْمَ‏ الْقِیَامَهِ مَنْکُوبٌ بِظُلْمِهِ مُعَذَّبٌ مَحْرُوبٌ» کسی که ظلم می‌‌کند، مردم به واسطه ظلمش روز قیامت هم گرفتار معذب است، و هم مورد خشم هست. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) عجب جمله‌‌ای دارد «هَیْهَاتَ أَنْ یَنْجُوَ الظَّالِمُ مِنْ‏ أَلِیمِ‏ عَذَابِ‏ اللهِ وَ عَظِیمِ سَطَوَاتِهِ» (هیهات) یعنی دور است، هرگز اینگونه نیست، که ستمگر از عذاب دردناک خدا و کیفرهای سهمگین او نجات پیدا بکند. این یک بشارت به مظلومین هست، مظلومینی که تنبلی نکردند در مبارزه با ظالم، کوتاهی نکردند، ولی حالا مورد ظلم قرار گرفتند، یک بشارت است که شما بدانید آن کسانی که به شما ظلم کردند، قطعاً مورد انتقام الهی قرار خواهند گرفت، و یکی از عذاب‌‌هایی که ظالمین مورد انتقامش قرار می‌‌گیرند همین هست که باید بار گناهان مظلومین را به دوش بکشند. روز قیامت این را می‌‌آورند و می‌‌گویند تو در حق این ظلم کردی، وام ازدواجش را خوردی، کم پیش می‌‌آید الان وام‌‌هایی که می‌‌خواهند به مردم بدهند پر از ظلم، اذیت مردم، دوندگی مردم، آقا می‌‌‌‌توانی کار یک نفر را راه بیندازی، راه بینداز، نگو برو فردا بیا، همین که بگویی برو فردا بیا. گاهی وقتها پرونده‌‌ها ده سال طول می‌‌کشد، الان طرف می‌‌گوید من شرکت می‌‌خواهم بزنم، پول دارم، زمین دارم، سرمایه دارم، می‌‌خواهم راه بیندازم، یک مجوز می‌‌خواهند به من بدهند، ده سال است من دارم دوندگی می‌‌کنم، می‌‌خواهم برای استقلال این کشور کار بکنم، می‌‌خواهم تولید بکنم، چه کسی این کار را دارد می‌‌کند. چطوری می‌‌شود آدم تصمیم می‌‌گیرد، شش ماه بعد، یکسال بعد، الان کم است این اتفاقات در نظام اداری ما!؟ شما به مردم بگو یک روز دیر بیاید، ده سال آخرت برای یک روزش معطل هستی، آنوقت تو می‌‌گویی برو یکسال بعد، دو سال بعد، چطوری است! یک ازدواج می‌‌خواهد بکند، یک وام می‌‌خواهند بدهند، ده جور این را اذیت می‌‌کنند، من شاهد هستم، یک وام می‌‌خواهند بگیرند اینقدر این شرایط وام را سخت می‌‌کنند که اکثراً نتوانند بگیرند، این زندگیش دچار فشار می‌‌شود دختر اذیت می‌‌شود، پسر اذیت می‌‌شود، بچه‌‌های اینها مظلوم هستند، گناه دارند، چه کسی عامل اینها هست. الان این مشکلاتی که سر ارز و دلار، قیمت‌‌هایی که اصلاً هیچ توجیهی ندارد، قیمتها یک دفعه بالا می‌‌رود یک عده‌‌ای به خاک سیاه می‌‌نشینند، شغل‌‌هایشان را از دست می‌‌دهند، زندگی‌‌هایشان را از دست می‌‌دهند، گرسنه می‌‌ماند، ابتدایی‌‌ترین نیازهایشان را اینها را چه کسی قیامت می‌‌خواهد جواب بدهد. ظالم را می‌‌آورند این مظلوم ممکن است آلودگی پیدا کرده باشد، دچار هزار جور مشکلات روحی ـ روانی و گناه شده باشد، انحراف شده باشد، اصلاً خودش گناه کرده، تمام گناهان را عذابش را به این می‌‌دهند او بهشت می‌‌رود، مظلومین را اینطوری خدا از آنها دفاع می‌‌کند. می‌‌گوید هر کس ظلم کرده هر چه گناه داری به این می‌‌دهم آزاد برو بهشت، تازه برایت جبران هم می‌‌کنم، لذا در روایت داریم، می‌‌فرماید مظلوم را روز قیامت می‌‌آورند، مظلومی که خیلی مظلوم بوده و زجر کشیده و شکنجه دیده وقتی بهشت را به او نشان می‌‌دهند، می‌‌گویند تو در دنیا اذیت شدی، بهشت را که می‌‌بیند، می‌‌گوید نه چیزی نبود، خدا جبران می‌‌کند، هنوز بهشت نرفته، تو اذیت شدی، سختی دیدی، در مقابل این می‌‌ارزید. ظالم را می‌‌آورند به او می‌‌گویند در دنیا لذت بردی وقتی جهنم را می‌‌بیند، می‌‌گوید نه، الان شما کدام ظالم را سراغ دارید واقعاً آرامش و شادی به معنای واقعی داشته باشد، در اوج ثروت، در قایق خصوصیش در دریا دارد لذت می‌‌برد، اما حرص و جوش می‌‌خورد، از ترس خوابش نمی‌‌برد، می‌‌گوید همین اطرافیان خودم یک موقعی سرم را زیر آب می‌‌کنند. محال است شما در یک ظالم، در یک آدمی که دنبال عیش و نوش عالم هست آرامش ببینید، و شادی پایدار و ثابت ببینید، اصلاً اینطور نیست، آن هیچی، آخرت هم که باید جهنم برود، من هیچ وقت در زندگیم لذتی ندیدم، یعنی حتی آن لذتهای حرامی هم که این دارد می‌‌برد توأم با انواع عذابها هست که به این وارد می‌‌شود. «هَیْهَاتَ أَنْ یَنْجُوَ الظَّالِمُ مِنْ‏ أَلِیمِ‏ عَذَابِ‏ اللهِ وَ عَظِیمِ سَطَوَاتِهِ» لذا اینکه می‌‌گویند صبر بکنید، وقتی زورت نمی‌‌رسد، جایی که تو دستی نداری برای برطرف کردنش، بدان یک احمق در مقابل تو ایستاده و قرار است روز قیامت بار تو را بکشد، یک احمق در مقابل تو ایستاده این روز قیامت قرار است تو را به بهشت بفرستد بارهای گناه تو را می‌‌خواهد حمل بکند با خودش ببرد.

امنیت در برابر ظلم

«لَا یُؤْمِنُ‏ اللهُ عَذَابَهُ‏ مَنْ لَا یَأْمَنُ النَّاسُ جَوْرَهُ» خداوند امنیت از عذابش به کسی نمی‌‌دهد، کسی که مردم از دست او در امان نیستند، از ظلم او در امان نیستند، خدا امنیت به کسی نمی‌‌دهد، این مسئله امنیت خیلی مهم است، اینکه داریم «الْمُسْلِمُ‏ مَنْ‏ سَلِمَ‏ الْمُسْلِمُونَ‏ مِنْ لِسَانِهِ وَ یَدِهِ» مسلمان کسی که هست که مسلمانان دیگر از دست و زبانش در امنیت و سلامت باشند، همین است. یکی انسان تلاش بکند که اطرافیانش از او دلهره نداشته باشند، پدر و مادرش دلهره‌‌ای نداشته باشند که این اذیتشان می‌‌کند، الان عصبانی می‌‌شوند، الان داد می‌‌زند، الان جیغ می‌‌زند، همکاران از دستش در امان باشند، دوستانش از دستش در امان باشند، نه اینکه با یک کسی ممکن است 5 سال، 20 سال هم دوستی می‌‌کند، اما اگر قرار باشد کارشان به اختلاف بکشد ظلم زیاد می‌‌کنند. زن و شوهرها هستند با هم خوب دارند زندگی می‌‌کنند، اگر یک موقع زندگیشان هم خراب می‌‌شود می‌‌بینی این زن آبروی این مرد را می‌‌برد و نابودش می‌‌کند، یا این مرد آبروی این زن را می‌‌برد و نابودش می‌‌کند. به یک کسی گفتند زنت را برای چی طلاق دادی؟ گفت به شما چه، یعنی توقع دارید من الان بیایم غیبت او را بکنم، یعنی بگویم من برای چی طلاقش دادم، بعضیها دیدید تا هنوز مشکل پیدا نکردند، یک ذره مشکل پیدا می‌‌کنند، می‌‌روند با 50 نفر در میان می‌‌گذارند، این این کار را با من کرد، دارد این کار را با من می‌‌کند، شوهرم اینطوری، او می‌‌رود از زنش غیبت می‌‌کند، این از شوهرش غیبت می‌‌کند، نمی‌‌فهمند دارند چه جنایتی می‌‌کنند. حالا هر چه هست به کسی ربطی ندارد، من بیایم ظلم و اشکال یک کسی را برای یک کس دیگر تعریف بکند، اصلاً به دیگران ربطی ندارد، چه طلاق گرفتی، او هم شروع می‌‌کند، همینطوری یک عالم غیبت و تهمت، راست و دروغ بیان می‌‌کند، سؤالش تجاوز است، خود سؤال ظلم است. بسیاری از سؤالات جنایت است، کجا بودی، چکار کردی، با چه کسی بودی، چه کسی بود زنگ زد، چه می‌‌گفت، چه می‌‌خوانی، الان چه چیزی می‌‌خواندی، تجاوزات چشمی، تجاوزات گوشی، تجاوزات زبانی، سؤال کردن، تمام سؤالاتی که حریم شخصی افراد است، کجا خوابیدی، کجا می‌‌خوابی، چه کسی با تو بود، چه کسی با تو نبود، چند نفر بودید، کجا رفتید، اینها ظلم است. چرا می‌‌توانی بگویی خوش گذشت، مشکلی پیش نیامد، او هم از باب محبت، از باب رحمت، اما الان خانمت دارد به یک نفر تلفن می‌‌زد، چه کسی بود؟ چکار داری شاید خانمت نخواهد تو بدانی، یک حریم شخصی است، الان خانمت رفته بیرون دو ساعت نیامده، کجا بود؟ خانه چه کسی رفته بودی، خانه مادرت رفتی، فلانی هم آنجا بود، خواهرت هم بود، برادرت هم بود، چه کسانی بودند، برای چی از مردم سؤال می‌‌کنی، تو حق نداری سؤالی از اینها بکنی اینها همه تجاوز و ظلم و جنایت است. چرا زنت را طلاق دادی، چرا از شوهرت طلاق گرفتی، ظلم است، چون او را وادار می‌‌کنی به جهنمی تو عامل جهنمی شدنش می‌‌شوی، برای چی سؤال می‌‌کنی، سؤال یک جنایت است، بسیاری از کلمات ما ظلم و جنایت است، از جمله همین سؤالات ما، و حق می‌‌دهیم به خودمان که در حریم خصوصی افراد وارد بشویم. ولو همسرت باشد، ولو پدر و مادرت است، ولو خواهر و برادرت است، به خودمان اجازه می‌‌دهیم که در حریم افراد برویم، از فرزندت برای چی سؤال می‌‌کنی، ممکن است خجالت بکشد، یک اشتباهی برای او پیش آمده، یک لغزشی برایش پیش آمده یک طوری سؤال نکن که آبرویش برود. بخصوص در هفت سال اول اگر یک موقعی اشتباهی کرده، حالا در مدرسه یا جای دیگر یک موقع در چشمش نگاه نکن که از او ایراد بگیری، می‌‌گوید خودت را سرگرم یک کاری بکن، ظرف بشوی، میوه بیاور، چایی بریز، در صورتش نگاه نکن. غیرمستقیم درباره آن مشکلی که دارد با شما حرف می‌‌زند، یا ایرادی که خودش می‌‌خواهد بگوید، اعترافی که خودش می‌‌خواهد بکند، غیرمستقیم بشنو، گناهش را می‌‌خواهد بگوید، اشتباهش را می‌‌خواهد بگوید، معذرت‌‌خواهی می‌‌خواهد بکند، بچه می‌‌ترسد، این بچه هزار تا گرفتاری برایش پیش می‌‌آید. الان من پدر می‌‌شناسم از دوستان خودم زنگ زدن گفتند ما نمی‌‌توانیم فرزند شما را در مدرسه نگه داریم، بعد این رفت مدرسه صحبت کرد، گفتند بچه شما این اشتباهات و خلافها را داشته، خلاف کمی نبوده، پرونده را گرفت بچه را رفت یک مدرسه دیگر ثبت‌‌نام کرد. گفت من باید بررسی کنم این مشکل را حلش کنم، گفت اگر الان بچه‌‌ام بفهمد یک همچین چیزهایی هست و من هم می‌‌دانم این دیگر جلوی من شخصیت ندارد و له می‌‌شود، دیگر نمی‌‌تواند خودش را بسازد. امام هادی (علیه السّلام) می‌‌فرماید کسی که پیش خودش بی‌‌آبرو می‌‌شود قیمت ندارد «مَنْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ‏ شَرَّهُ‏» کسی که پیش خودش کوچک و تحقیر می‌‌شود، دیگر از شرش در امان نیستی، نگذار بچه تحقیر بشود، حالا یک مشکلی بوده، یک گرفتاری یک گناهی هست، به راحتی به رویش نیاور. الان بعضیها دنبال این هستند که فقط از همسرشان آتو بگیرند، می‌‌گوید رفتم موبایل همسرم را کنترل کردم، موبایل زنم، موبایل شوهرم، موبایل فرزندم، برای چی این کار را می‌‌کنید، بله پدر و مادر هست یک خطر بزرگ وحشتناکی فرزندش را تهدید می‌‌کند، ممکن است لازم باشد یک موقعی بررسی بکند، کنکاش بکند، تا جلوی نابودی فرزندش را بگیرد، آن بحث اصلاحی هست، یعنی با حفظ حرمتش باید این کار را انجام بدهد. حرمتش باید رعایت بشود اگر قرار باشد له بشود، تحقیر بشود، آبرویش برود، مچش را شما بگیرید، این دیگر بعداً راحت نمی‌‌تواند بلند بشود، نه بعداً می‌‌تواند با شما راحت ارتباط برقرار بکند، نه می‌‌تواند بلند بشود، نه می‌‌تواند قوی باشد، حمله از عقب شیطان یعنی شخص گذشته‌‌هایش به رخش کشیده می‌‌شود. یک موقع است گذشته‌‌هایش پیش خودش است، به حول و قوه الهی بلند می‌‌شود، یک موقع هست این گذشته‌‌ها پیش یک عده آدمهای دیگر است، این دیگر به این راحتی نمی‌‌تواند بلند بشود، بعد هم تو بلند شدی غیبت فرزندت را رفتی پیش ده نفر کردی، بچه من اینطوری کرده. یک موقع هست شما به یک مشاور امین احتیاج داری می‌‌خواهی راجع به او صحبت بکنی، حتی نیاز هم نیست بگویی بچه من است، بگو یک بچه‌‌ای در فامیل ما اینطوری شده حالا باید برایش چکار بکنیم، این خیلی مهم است که انسان به اطرافیانش امنیت بدهد، یعنی اطرفیان بدانند اگر دشمنش هم بشود این هیچ وقت ظلم نمی‌‌کند. در روایت داریم دخترانتان را به آدمهای باتقوا بدهید چون اگر دختران شما را دوست داشته باشند، دختران شما به سعادت می‌‌رسند، ولی اگر دختران شما دوست نداشته باشند، آدم باتقوا حداقل به دختر شما ظلم نمی‌‌کند. الان شما نگاه کنید امام صادق (علیه السّلام) می‌‌فرماید عشق‌‌ورزی به همسر یک وظیفه است، «وَ اِن لَم یَکُن فِی طَبعِهِ» حتی اگر در سلیقه تو نباشد، در طبع تو نباشد، تو باید عشق‌‌ورزی را انجام بدهی، چطور می‌‌گویی آقا الان من خانمم را دوست ندارم نفقه نمی‌‌دهم، ما الان آدم داریم به بچه خودش هم نفقه نمی‌‌دهد، این خیلی ظلم بزرگی است. به زن می‌‌گوید تو بچه را بردار ببر، زن و بچه را رها کرده، دنبال خوشگذرانی خودش هست، آسایش خودش، همسر را در فشار گذاشته هزینه هم نمی‌‌دهد، ظلم عظیم است، حالا از این بگذریم به این شکل، انواع و اقسام ظلمهایی که هست در این روابط خانوادگی به خانواده خودش می‌‌کند. می‌‌گوید آقا دوستش نداری، حالا زن را دوست نداریم می‌‌توانیم نفقه ندهیم؟ نفقه واجب است شرعاً و قانوناً امام می‌‌فرماید عشق‌‌ورزی واجب است شرعاً و قانوناً، نمی‌‌توانی بگویی چون دوستش ندارم، نمی‌روم از عاطفه او را سیراب بکنم، این جنایت است، خب دوستش ندارم. در عشق‌‌ورزی، مهرورزی، و تأمین عاطفه دوست داشتن اصلاً شرط نیست، «وَ اِن لَم یَکُن فِی طَبعِهِ» اگر در طبع تو نیست، «و إظهار العشق» اظهار عشق واجب است یک وظیفه است، باید این را تأمین بکنی، می‌‌گوید آقا به من نمی‌‌چسبد، دوستش ندارم، به او حس ندارم، طلاق بگیرید، اینطوری بهتر است. اگر طلاق نمی‌‌خواهید بدهید، یا نمی‌‌توانید بدهید، حالا که قرار است با هم زندگی بکنید و تصمیم دارید کنار هم باشید این عشق‌‌ورزی، این مهرورزی، این تأمین عاطفی واجب است، حضرت چقدر حساب کرده، می‌‌گوید آدم باتقوا اینطوری است، حتی اگر دختر شما را دوست نداشته باشد، دختر شما بی‌‌پناهی نمی‌‌کشد، بی‌‌امنیتی کنار این شخص نمی‌‌کشد به او ظلم نمی‌‌کند.

خلاصه

جملات ناب

  • کسی که ذاتاً به دنبال ریاست است و آن را دوست دارد، هلاک می‌شود.

  • بهشت برای کسانی است که حتی در روحشان اراده برتری‌جویی و علوّ بر دیگران را ندارند.

  • همین که انسان در روحیه خود بخواهد از دیگران برتر باشد، او را از سعادت محروم می‌کند.

  • ادب یعنی اینکه هر کسی را که می‌بینی، او را از خودت برتر بدانی.

  • کسی که خودشیفته است و فکر می‌کند با بقیه فرق دارد و باید بالاتر باشد، بی‌ادب و متجاوز است.

  • مستحق‌ترین افراد برای تواضع و خدمت به مردم، کسانی هستند که از موقعیت بالاتری برخوردارند.

  • عالم تربیت‌شده کسی است که برای خود فضیلتی قائل نیست و متواضع‌ترین و خدمت‌گزارترین افراد است.

  • امارت و ریاست، اولش ملامت، وسطش پشیمانی و آخرش عذاب روز قیامت است، مگر برای کسی که عدالت پیشه کند.

  • ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت؛ اگر در کار هستیم، برای مردم است نه برای ریاست.

  • ظلم‌هایی که مسئولین با مال مردم، آبروی مردم و زندگی مردم می‌کنند، در قیامت عواقب وحشتناکی دارد.

  • هر کس به بندگان خدا ظلم کند، خداوند دشمن او خواهد شد و او را در دنیا و آخرت عذاب خواهد کرد.

  • خوردن مهریه زنان، زیاده‌خواهی در ارث و جعل سند، از مصادیق ظلم در روابط خانوادگی است که عواقب سوئی دارد.

  • مالی که با ظلم به دست می‌آید، سرطان و مریضی می‌شود و حتی نزدیک‌ترین کسانت را دشمن تو می‌کند.

  • تنبلی در یادگیری و اجرای مسائل همسرداری و تربیت فرزند، ظلمی است که عواقب آن به خود شخص بازمی‌گردد.

  • ظالم روز قیامت به واسطه ظلمش گرفتار، معذب و مورد خشم الهی است.

  • هرگز ستمگر از عذاب دردناک خدا و کیفرهای سهمگین او نجات پیدا نمی‌کند.

  • مظلومین بدانند که ظالمین قطعاً مورد انتقام الهی قرار خواهند گرفت و بار گناهان مظلومین را به دوش خواهند کشید.

  • خداوند امنیت از عذابش را به کسی نمی‌دهد که مردم از دست ظلم او در امان نیستند.

  • مسلمان واقعی کسی است که دیگر مسلمانان از دست و زبانش در امنیت و سلامت باشند.

  • ورود به حریم خصوصی افراد، حتی همسر و فرزند، از طریق سؤالات بی‌جا و کنجکاوی‌های افراطی، ظلم و جنایت است.

  • اگر فرزندتان اشتباهی کرده، به گونه‌ای با او رفتار نکنید که تحقیر شود و شخصیتش از بین برود.

  • کسی که پیش خودش بی‌آبرو می‌شود، دیگر از شرش در امان نیستی.

  • دخترانتان را به آدم‌های باتقوا بدهید؛ زیرا اگر حتی دوستشان نداشته باشند، حداقل به آن‌ها ظلم نمی‌کنند.

  • عشق‌ورزی و تأمین عاطفی همسر، حتی اگر در طبع انسان نباشد، یک وظیفه شرعی و قانونی است.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه