خانواده آسمانی – جلسه 541

متن کامل جلسه

مقدمه: بحث ظلم و جهنم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان در موضوع جهنم درباره ظلم بود، ظلم را معنا کردیم بعضی از مصادیقش را، مثل ظلم به الله، ظلم به انبیاء و اولیاء دین، و ظلم به قرآن کریم، اینها را عرض کردیم، امروز می‌‌خواهیم آیاتی را درباره ظلم و ظلم به مردم صحبت بکنیم. البته آیات و روایاتی که وجود دارند بیشتر در مورد مطلق ظلم گفته شده، یک مقدارش هم ظلم به مردم هست.

آیه 42 سوره سباء: نتیجه تکذیب عذاب است

اولین آیه سوره مبارکه سباء آیه 42 «فَالْیَوْمَ لا یَمْلِکُ بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا وَ نَقُولُ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّتی‏ کُنْتُمْ بِها تُکَذِّبُون‏» امروز که می‌‌گوید یعنی همین قیامتی که برپا شده، شما هیچکدام دیگر اختیاردار سود و زیانی برای همدیگر نیستید، هیچ کاری نمی‌‌توانید بکنید. «وَ نَقُولُ» ما می‌‌گوییم «لِلَّذینَ ظَلَمُوا» به کسانی که ظلم کردند، «ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّتی‏ کُنْتُمْ بِها تُکَذِّبُون‏» بچشید آن عذاب آتشی را که تکذیب می‌‌کردید؛ انسانها معمولاً به جزای چیزی می‌‌رسند که آن را تکذیب می‌‌کنند، یعنی قبوش ندارند، خیلی به آن اعتقادی ندارند.

نظام خلقت: قضا و قدر و عمل و عکس‌العمل

نظام خلقت یک نظام علّی و معلولی است، یا به تعبیر قرآن قضا و قدری است، یعنی شما هر قدری را که انتخاب بکنید چه قدرهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، فوق عقلی، به تناسب آن یک قضا یعنی یک نتیجه انسان دریافت می‌‌کند. مکانیزم خلقت به قدری پیچیده است، که میلیاردها انسان در طول دهها هزار سال، نسل ما یک نسل تقریبا آنطور که دانشمندان می‌‌گویند 15 هزار ساله است، که حضرت آدم (علیه السّلام) بوده، ولی قبلش باز همینطوری خدا خلقت داشته، بعدش هم ممکن است خدا باز هم خلقتها داشته باشد. بقدری پیچیده است که میلیاردها انسان در طول دهها هزار سال می‌‌آیند و می‌‌روند و تمام آنها تحت قاعده عمل و عکس‌‌العمل هستند، قاعده قضا و قدر، یعنی مکانیزم خلقت به قدری دقیق و حیرت‌‌انگیز است که شما هر انتخابی بکنید روی هر یک از شئونات جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی نتیجه‌‌اش با خودش هست، در ذات عمل خود نتیجه قرار داده شده است.

معاد: پاسخگویی به اعمال در دنیای دیگر

و این تا برزخ و قیامت هم داستان همینطوری هست، چون حجم انسان یک موجود جاودانه است، یک موقعی حجم عملکردهای خوب یا بدش، در نظام قضا و قدری دنیا قابل پاسخگویی نیست، یعنی خداوند به این چند میلیارد سال هم پاداش بدهد کمش است، از بس آدم خوبی است، و بنیان‌‌هایی را گذاشته با آثار خوب نمی‌‌شود این را در دنیا حساب کرد به او داد. یک کارهای بدی کرده که اصلاً دنیا پاسخگوی همه بدیهای این نیست، یک آدمی که مثلاً باعث شده 20 میلیون آدم کشته بشوند آنهایی که تصمیم گرفتند کرونا را در این کره زمین فعال بکنند، دهها میلیون انسان را به خاک سیاه نشاندند، مریضی جدا، فشار اقتصادی جدا، غصه‌‌ها جدا، از دست دادنها، فقدان‌‌ها جدا، مرگ‌‌ها جدا، عزایی که انسان از عزیزترین کسانش باید تحمل بکند به خاطر کرونا. آن چند نفری که نشستن تصمیم گرفتند که این کار را بکنند، در ازای چند نفر آدم این باید کشته بشود، حالا شما این را بگذارید گوشه دیوار را و بکشید، در ازای یک نفر از آن میلیونها آدمی هست که درگیر این مریضی شدند، بقیه چی؟ بقیه ظلم‌‌ها چی؟ چه کسی می‌‌خواهد جواب بدهد؟ برای همین ما معاد را قبول داریم، معاد یعنی استمرار دنیاست، اگر نباشد ظلم به بندگان است، یک نفر 10 ـ 15 میلیون آدم را کشته، 20 میلیون آدم را کشته، جنگ جهانی راه انداخته، صدامی که هشت سال جنگ تلخی را راه انداخت، میلیونها انسان درگیر آن شدند، این چطوری می‌‌شود جزایش را داد. بنابراین معاد اینطوری هست ادامه دارد تا یک کسی به کل نتیجه اعمالش برسد، کل نتیجه اعمال خودش را دریافت بکند، یا اعمال خوب، یا اعمال بد، فرقی نمی‌‌کند باید دریافت بکند، پس اول از این لحن را نگاه کنید، خیلی وقتها افراد این لحن را که می‌‌خوانند متوجه نمی‌‌شوند چطوری است.

عذاب جهنم: نتیجه طبیعی تکذیب

لحن می‌‌گوید «نَقُولُ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّتی‏ کُنْتُمْ بِها تُکَذِّبُون‏» ما به ظالمین می‌‌گوییم بچشید عذاب آتشی را که تکذیب می‌‌کردید، خیلیها فکر می‌‌کنند خدا آنجا خیلی عصبانی است، یا مثلاً آنجا کسانی که مسئول هستند خیلی عصبانی و خشمگین هستند، حالا می‌‌خواهند دلشان را خنک بکنند، بعد اینها را میزنند و در آتش می‌‌اندازند، و مار و عقرب می‌‌آید. نظام، نظام قضا و قدری است، همینطوری هست، او که عذاب را می‌‌چشد، این نتیجه کار خودش است، نتیجه تکذیب خودش است، شما نگاه کنید الان در طول سال هزار و چند صد نفر دریا می‌‌روند غرق می‌‌شوند، قبلش هزاران بار شنیدند و به آنها گفتند، و آنجا تابلو زدند که دریا مواج است کسی که شنا بلد نیست نرود، احتیاط بکند، او که می‌‌رود و خفه می‌‌شود جزای تکذیبش را دارد می‌‌دهد. دهها هزار نفر در اثر سانحه رانندگی کشته می‌‌‌‌شوند، برای تکذیب چه چیزی کشته شدند؟ چه چیزی را تکذیب کردند که جزایش مرگ است؟ تازه این هیچی، یک موقع آدم تصادف می‌‌کند میمیرد، یک موقع زن و فرزندش را می‌‌کشد، یک موقع می‌‌زند دیگران را می‌‌کشد، عامل قتل خیلیها می‌‌شود، این چه چیزی را تکذیب کرده؟ قوانین راهنمایی و رانندگی را. یعنی سرعت بیشتر نرو، می‌‌بینی سر خودش را کلاه می‌‌گذارد بیشتر از آن می‌‌رود، ویراژ نده، لایی نکش، ترمزت را تنظیم کن، بادت را تنظیم کن، نسبت به لاستیک بیخیال است، ساییدگی لاستیک بیخیال است، باد ماشین بیخیال است، معاینات اتومبیل بیخیال است، تکذیب می‌‌کند. الان بسیاری از آدمهایی که کرونا گرفتند، یک موقع است یک کسی ناقل بدون علامت آمده کنار شما قرار گرفته، شما خبر نداشتید، شما واقعاً مظلوم هستید، به شما ظلم شده، احتیاط کردید بقیه آمدند به شما یک طوری رساندند، خیلیها از افراد هستند که کرونا را مسخره می‌‌کنند، تبعات کرونا را تکذیب می‌‌کنند، الان وقتی کرونا می‌‌گیرند میمیرند جزای چه چیزی را دارند می‌‌دهند؟ تکذیبشان را، می‌‌گفتند کرونا چیه، ما نمی‌‌گیریم. همین هفته پیش یک عزیزی نسبت به من محبتی داشت می‌‌خواست من را ببرد پیش یک دکتری دکتر خوب و قابلی هم بود، بعد می‌‌خواستیم برویم گفت ببخشید ایشان کرونا گرفت مُرد، بعد خودش می‌‌گفت دکتری که من پیش او بودم دیدم احتیاط نمی‌‌کند، ماسک نمی‌‌زند، به دکتر گفتم، گفت ما دکترها نمی‌‌گیریم، ما خودمان می‌‌دانیم باید چطوری احتیاط کنیم ما مبتلا نمی‌‌شویم، همان فردایش ایشان مبتلا شد و بعد از چند روز هم مُرد. این تکذیب است، دندان درد، هزینه سنگین دانپزشکی مال چیست؟ مال این است که ما بهداشت دهان و دندان را تکذیب می‌‌کنیم، نه من دندانهایم خیلی خوب است، سالم است، مشکلی ندارم، سهل‌‌انگاری است، بعد می‌‌بینی که دندانهایش کرم می‌‌زند، درد می‌‌کشد، حالا پول هم ندارد درستش بکند، هم درد می‌‌کشد، هم باید تبعات آن وضعیت را تحمل بکند، و هم نمی‌‌تواند درستش بکند. هزاران بلایی که سر انسان می‌‌آید مال این هست که انسان قضا و قدر را تکذیب می‌‌کند، به خودش نمی‌‌رسد، فرمولها را تکذیب می‌‌کند، مربیش را تکذیب می‌‌کند، بعد نتیجه به او می‌‌رسد. پس جهنمی که اینجا می‌‌گوید اینطور نیست که آنجا یک کسی برای اینکه دل ما، بله ممکن است بنده از یک کسی یک کینه‌‌ای به دل داشته باشم، گذاشتم آخرت، آخرت هم دوست دارم ببینم که عذاب می‌‌کشد، جزایش را می‌‌بیند، آن یک بحث دیگر است. اما اصل عذاب و جهنم از طرف خداوند و نظام خلقت، این طبیعت و نتیجه طبیعی تکذیب است، یعنی اینطور نیست که بگوید شما من را تکذیب کردید، من را قبول نداشتید، جهنم را قبول نداشتید، حالا بیایید جهنم بروید، نه اصلاً تکذیب خدا و تکذیب جهنم خودبه‌‌خود اثرش همین است، اثر ذاتی کار است «جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ» این جزایت است. مثل دندان درد و کرم خوردن دندان مال کسی است که مسواک نمی‌‌زند، مراقب نیست، کسی که بهداشت را رعایت نمی‌‌کند، مال کسی که غذای آلوده می‌‌خورد، مال کسی که غذای مضر می‌‌خورد، این تکذیب می‌‌کند، هر چه به او می‌‌گویی، گوش هم می‌‌کند، ولی بعد کار خودش را انجام می‌‌دهد، نتیجه تکذیب این است. پس خوب دقت کنید که وقتی آیات و روایات عذاب را می‌‌خوانیم ببینید که داستان چیست.

آیه 52 سوره یونس: جزای اعمال خود انسان

«ثُمَّ قیلَ لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ» سوره یونس آیه 52، گفته می‌‌شود به کسانی که ظلم کردند بچشید عذاب جاودان را، آیا شما غیر از آنچه که خودتان کسب کردید جزا داده می‌‌شوید؟ الان بنده بی‌‌احتیاطی می‌‌کنم به خیابان می‌‌روم، کرونا را کسب می‌‌کنم، کرونا ممکن است من را بکشد، انواع زجرها و اذیت‌‌ها را دارد، یعنی خودت این را کسب کردی، حسادت را انسان کسب می‌‌کند، بدجنسی را انسان کسب می‌‌کند، بداخلاقی را انسان کسب می‌‌کند، غیبت و تهمت و له کردن دیگران و بازی با آبروی دیگران را کسب می‌‌کند. یعنی شما هر کاری می‌‌کنید بخشی از وجودت می‌‌شود، مثل غذا که می‌‌خوری بخشی از وجود شما می‌‌‌‌شود، حالا قند بخوری، چربی بخوری، نمک بخوری، هر چه که بخوری با شما یکی می‌‌شود، دیدنیهای انسان با انسان یکی می‌‌شود، خیالات انسان، توهمات انسان، افکار انسان، احساسات انسان تمامش کسب است.

دنیا و آخرت: رحم مادر و جنین

فرمولی که همیشه خودمان کار می‌‌کنیم گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا می‌‌ماند، جنین هر چیزی که از مادر می‌‌گیرد کسب می‌‌کند، یعنی مادر غذایی که می‌‌خورد، احساساتش، خیالاتش، تفکراتش، حرص و جوش‌‌هایش، خوشحالی‌‌هایش، معنویتش، عدم معنویتش، حسادتش، هر چیزی را که کسب می‌‌کند، از طریق رحم خودش به جنین می‌‌دهد. جنین دائماً 9 ماه در رحم مادر اکتساب دارد، کسب می‌‌کند، محصول این اکتساب زمان زایمان می‌‌شود. زمان زایمان نتیجه اکتسابات را بچه و مادر می‌‌بیند، این طبیعی است، الان رحم مادر هست، آنجا درد هم ندارد، اگر چشم ندارد ناراحت نیست. گوش ندارد ناراحت نیست، اگر فلج است، ناراحت نیست. چون مربوط به آن فضا است دارد تربیت می‌‌شود برای یک فضایی که این چیزها را اینجا لازم دارد، حالا الان وارد این فضا می‌‌‌‌شود می‌‌بیند که خبری نیست نمی‌‌تواند اینجا استفاده بکند، اینجا چشم می‌‌خواهد، این ندارد، اینجا گوش می‌‌خواهد این ندارد، اینجا ستون فقرات می‌‌خواهد این ضعیف است و خیلی چیزهای دیگر. انسان در رحم دنیا باید برای فضای بهشت خودش را آماده بکند، یک فضا ما بیشتر آنجا نداریم، فضای بهشت است، جهنم معلول عدم تطبیق ما با بهشت است، یعنی شما هر چه فضا پیشرفته است، شما وقتی فقر داری زجرت هم بیشتر است. کسی که الان روی خودش اکتسابات آلوده دارد، این وقتی وارد مسجد می‌‌شود، مسجد که تغییر نکرده مسجد بهشت است، این در آن مسجد عذاب می‌‌کشد، در حالی که همه دارند لذت می‌‌برند، احساس می‌‌کنند در بهشت نشستند، این آدم در مسجد موقع نماز انگار داری او را شکنجه می‌‌دهی، همان جا است، این را بردار ببرد حرم می‌‌بینی شکنجه می‌‌بیند، حالا او را در مجلس فسق و فجور ببرد می‌‌بینی حالش خوب می‌‌شود، چون با آن جهنم تطبیق دارد. پس این را توجه کنید «هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ» غیر از آن چیزی که شما کسب کردید مگر چیز دیگری جزا داده می‌‌شوید؟ کسی با شما کاری ندارد، شما دارید جزای چیزی را می‌‌دهید که خودتان کسب کردید، الان این از شکم مادرش یک دُم با خودش آورده، بعضی از بچه‌‌ها دُم می‌‌آوردند، بعضیها پای اضافه می‌‌آورند، بعضیها دست اضافه می‌‌آورند، بعضیها سر اضافه می‌‌آورند. الان این سر اضافه را کسب کرده، بله بچه مقصر نیست، پدر و مادر مقصر هستند، بچه هم بعداً خدا برایش جبران می‌‌کند، اما بالاخره اکتساب است، مثل یک فیلم باز است، این دوربین موبایل را باز کنید در جیبتان بگذارید. طوری که سر دوربین بیرون باشد، بعد بروید در خیابان راه بروید، همینطور که دارید راه می‌‌روید این همینطوری دارد فیلمبرداری می‌‌کند. شب می‌‌گویی حالا بروم ببینم چه چیزهایی ضبط کرده، بعد نمی‌‌توانی بگویی که اینها چیه ضبط کرده، خیلی بد است، زشت است، من اصلاً دوست ندارم، شما دوربین را خودت باز گذاشتی، این گناه ندارد که این همان چیزی که شما به او می‌‌دهید کسب می‌‌کند، عکس و فیلمش را می‌‌گیرد، پس این داستان همینطوری ادامه دارد، این یک اصل خیلی مهم است.

اکتسابات: حال خوش و بد انسان

آن چیزی که ما الان در دنیا داریم می‌‌بینیم، اکتساباتمان است، حال خوش، حال بد، با معنویت، بی‌‌معنویت، احساس عذاب، احساس آرامش، این مربوط به اکتساب ما است. یک کسی مثل زینب کبری (سلام الله علیها) با خودش یک کاری می‌‌کند که آن همه مصائب را زیبا می‌‌بیند، این برای حضرت زینب زیبا است، (ما رأیت الا جمیلا) یک کسی هم می‌‌گوید فاجعه است. این جوانان و بچه‌‌هایی که شما می‌‌بینید، طلبه‌‌های عزیز، جوانانی که در جنگ مدافعین حرم رفتند، با چه ترفندها و سختی‌‌هایی تلاش کردند بروند، و خدا شهادت را نصیبشان بکند، این رفته به شهادت رسیده، خانم این آقا که یک زن جوان است، می‌‌گوید من فرزندش را یک طوری تربیت می‌‌کنم که راه پدرش را برود. حالا یک کسی شوهرش رفته دریا خفه شده، اصلاً سعادتمند به شهادت و چیزهای ارزشی نیست، رفته دریا، رفته داشته آمپول می‌‌زده مواد مخدر بکشد مُرده، آن هم می‌‌گوید یک فاجعه است، یا شوهرم تصادف کرده، مشروب خورده سوار ماشین شده تصادف کرده مرده. کسب این کلمه خیلی مهم است، اگر شما الان حالتون خوب است، کسب است، هر کس می‌‌خواهد مکتسبات خودش را ببیند، الان در بعضی از این مطب‌‌های پزشکان یک دستگاهی هست، شما وقتی می‌‌روی می‌‌نشینی دستگیره را که چند لحظه نگه می‌‌داری، این کل بدن شما را اسکن می‌‌کند، بیماریهایتان را هم می‌‌گوید، یعنی فهرست بیرون می‌‌دهد که این از مغز تا پا کجا مشکل دارد.

اسکن علمی و عملی خود: عشق به الله، اهل بیت و جهاد

ما الان می‌‌خواهیم بفهمیم که مکتسبات ما چیست، شما علمی و عملی می‌‌توانید بفهمید، علمی می‌‌گوید نگاه بکن ببین، در دلت نگاه کن، شاهد باش، چون انسان قلبش که نمی‌‌تواند دروغ بگوید، می‌‌گوید هر وقت می‌‌خواهید در مورد عشق و دوست داشتن سؤال کنید، با قلبتان سؤال کنید، با فکر نمی‌‌شود راجع به عشق سؤال کرد، باید با دل سؤال کرد. «سَلُوا الْقُلُوبَ عَنِ الْمَوَدَّاتِ فَإِنَّهَا شَوَاهِدُ لَا تَقْبَلُ‏ الرُّشَا» راجع به مودتها، عشق‌‌ها، دوست‌‌داشتن‌‌ها، تنفرها از قلبتان سؤال کنید، چون شاهدانی هستند که دروغ نمی‌‌گویند، شما الان می‌‌گویی من فلانی را دوست دارم، بعد قلبت چه می‌‌گوید، از قلبت سؤال کن. این دوست داشتن تعریف ریاضی دارد، وقتی داری پشت سرش غیبت می‌‌کنی، تهمت می‌‌زنی، آبرویش را می‌‌بری، کاری را که دوست ندارد انجام می‌‌دهی، این اسمش کینه و ظلم است، آنوقت می‌‌گویی دوستش دارم، تو در واقع عاشق خودت هستی، خودت را دوست داری. می‌‌گوید از قلبتان راجع به سه عشق سؤال کنید، این شهودی است، اگر عشق به الله، اهل بیت و جهاد برای شما شیرین‌‌تر است، جذابتر است در زندگی‌‌تان از عشق‌‌های زمینی، شما سالم هستید، علامتش چیست؟ الان من می‌‌گویم عاشق خدا و اهل بیت و جهاد هستم، آنها از هر چیزی براییم عزیزتر است، علامتش چیست؟ علامتش این است که تو چقدر شاد هستی، چقدر آرامش داری، و چقدر مهربان هستی. چقدر دلت را می‌‌توانی از کینه‌‌ها، از بدیها، از حسادت، از بدجنسی، از مقایسه، از چشم و هم‌‌چشمی، دور نگه داری، اگر گرفتار اینها هستی، آن سه تا معشوقت قلابی هستند، چون به دادت نمی‌‌رسند، و الا اگر کسی خدا معشوقش باشد، اینقدر آدم شاد است، مشغول این خدا هست، همه انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین دوستان این آدم هستند، پشتیبان این آدم هستند. و جهاد در راه خدا، اگر کسی شوق جهاد دارد، این جهاد برایش تفریح است، پیامبر فرمود جهاد تفریح امت من است، کسی که مشغول جهاد است شاد است، بی‌‌حوصله نیست، بی‌‌رمق نیست، حوصله‌‌اش سر نمی‌‌رود، الان من چکار کنم، وقتم دارد تلف می‌‌شود، روزهایم دارد تلف می‌‌شود، شبهایم دارد تلف می‌‌شود، آدمی که روح جهاد دارد همیشه سرحال است، مشغله خوب دارد، حالش حال خوبی است، این علمیش است. انسان می‌‌خواهد بداند، پس ما می‌‌توانیم خودمان را اسکن کنیم، علمی بفهمیم که من واقعا الان چطور آدمی هستم، و اگر نیستم قرآن می‌‌گوید فاسق هستی، یعنی مسیر را یک جا داری اشتباه می‌‌روی، یک سلسله عشقهای قلابی، عشق‌‌های به درد نخور، عشق‌‌های کاذب در دلت آمده و به عشق‌‌های اصلی غلبه کرده است. آن عشق‌‌های فرعی را خدا قبول کرده، نمی‌‌گوید آنها نباید باشد، عشق به مال، عشق به لذت بردن از کمالات گیاهی، لذت بردن از کمالات حیوانی، لذت بردن از کمالات عقلی، ولی تو انسان هستی، انسان لذت‌‌هایش از جنس خودش است، آن که مال بخش‌‌های پایینی است، نمی‌‌گوید از آنها لذت نبرید، می‌‌گوید باشد ولی باید در دل تو یک غلبه وجود داشته باشد، آن غلبه، غلبۀ سه تا عشق است، الله، اهل بیت و جهاد. اگر نه به خودت ظلم کردی، ظالم اینطوری شخصیتش شکل می‌‌گیرد، کاملاً بحثمان، بحث ریاضی و تخصصی است، شخصیت ظالم از اینجا شکل می‌‌گیرد که در مهندسی آرزوها و مهندسی معشوق‌‌هایش موفق نیست، وقت هم دارد، استاد دارد، مربی دارد، متن دارد، کتاب دارد، درس دارد، فرصت دارد که این تبدیل صورت بگیرد اما همت ندارد، «أَکثَرُ صِیاحِ‏ أَهلِ النّارِ مِنَ التَسوِیف» بیشترین ناله‌‌های جهنمیان مال امروز و فردا کردنشان است. یعنی اینها فرصت خودسازی ندارند، وقتشان را صرف این چهار بخش کردند، این بخش علمیش است، بخش عملیش کجا معلوم می‌‌شود؟ من از کجا بفهمم که در مقام عمل ظالم هستم یا ظالم نیستم؟ درست زندگی کردم یا درست زندگی نکردم؟ مکتسباتم چیست؟

نشانه‌های عملی مکتسبات: نماز و زندگی روزمره

چند تا صحنه هست شما در این صحنه‌‌ها کاملاً می‌‌توانید بفهمید، اصلاً صحنه‌‌های زندگی زیاد است که انسان می‌‌تواند مکتسبات خودش را شناسایی بکند، یکیش نماز است، نمازهای یک آدم مکتسبات یک آدم را کاملاً نشان می‌‌دهد، آینه نماز خیلی قدرتمند است. وقتی سر نماز می‌‌ایستی می‌‌خواهی با خدا حرف بزنی ببین کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی به تو حمله می‌‌کنند، معشوق‌‌های چهارگانه به تو حمله می‌‌کنند، و تو هم نمی‌‌توانی در مقابلشان مقاومت بکنی. می‌‌بینی که پس اگر عشق من الله و اهل بیت و جهاد بوده، سه تا عشق انسانی، الان که نوبت عاشقی است، پس چرا من موقع عشقبازی ذهنم سراغ معشوقهای دیگر می‌‌رود، معشوق اصلی جلویم است، معشوق اصلی در آغوشم است، پس چرا من ذهنم جای دیگر می‌‌رود. نماز کاملاً باطن آدم را بیرون می‌‌ریزد، نماز یک آدم، روزه یک آدم، زن‌‌داری، شوهرداری، بچه‌‌داری، کاملاً نشان می‌‌دهد، کار اقتصادی می‌‌خواهی بکنی کاملا نشان می‌‌دهد که تو مکتسباتت چیست، این که خمس می‌‌دهی، نمی‌‌دهی، حلال‌‌خوار هستی یا نیستی، عشق داری، ما ظلم به قرآن را گفتیم. چند روز پیش یک خانمی پیش من آمد واقعا جلوی ایشان احساس حقارت کردم، یک خانم شهرستانی بود، شاید مال یک روستایی بود، پیش من آمده بود، سواد هم نداشت، بعد دو سه تا بچه معلول داشت، سنش هم بالا بود، شاید از خود من ده سال بزرگتر بود، گفت من با این بچه‌‌ها چطوری رفتار می‌‌کنم، پرستاری آنها را می‌‌کنم. بعد برنامه عبادیش را وقتی برای من گفت واقعاً من جلوی این خانم خیلی احساس کوچکی کردم، گفت من دارم حفظ کار می‌‌کنم، ماشاالله، تو این گیر و دار و سه تا بچه اینطوری، مشکلات اقتصادی، خودش هم مریضی داشت، گفت دارم حفظ کار می‌‌کنم، گفتم خب حفظ کار می‌‌کنی، چطوری حفظ می‌‌کنی؟ گفت من که سواد ندارم، یک آیه را می‌‌گذارم برایم می‌‌خواند، گفتم در هفته شما چقدر حفظ می‌‌کنید؟ گفته هفته‌‌ای یک آیه، گفتم چطوری؟ گفت من ذهنم نمی‌‌کشد، حافظه‌‌ام خیلی ضعیف است، سواد هم ندارم، یک کسی برام می‌‌گذارم بخواند، بعد دویست بار این را تکرار می‌‌کنم، تا خوب بتوانم آن را بگویم. در طول هفته می‌‌گویم و می‌‌خوانم، هفته بعد یک آیه دیگر، در روایت داریم کسانی که با سختی حفظ می‌‌کنند اجرشان بیشتر از کسانی است که راحت حفظ می‌‌کنند، ما آدمهایی داریم که اگر بخواهند قرآن حفظ بکنند همین به قرآن نگاه بکنند، مثلاً یک دور، دو دور، سه دور بخوانند حفظ می‌‌کنند، خیلی برایشان سخت نیست. اما یک کسی که با این مشکلات و زجر دارد قرآن حفظ می‌‌کند، این عاشق است، که نمی‌‌تواند در اوج مشکلاتش دست از این عشقهای معنویش بردارد، دست از حرمش، دست از نماز شبش، این عاشق است، ما اینقدر وقتهای تلف شده در طول روز داریم که نگو، بعد می‌‌گوییم وقت نشد من 50 آیه قرآن بخوانم، وقت نشد من یک چیزی یاد بگیرم، وقت نشد دو آیه تفسیر بخوانم، تمامش دروغ است. پس ما علمی و عملی می‌‌توانیم باطن خودمان را اسکن کنیم. ببینیم چکاره هستیم، برو سر سجاده بایست معلوم می‌‌شود، برو در حرم با معصوم و امامزاده روبرو بشو، با امام رضا روبرو بشو، با امام حسین روبرو بشو ببین حالت چطور است، بایست یک زیارت امام زمان بخوان، یک آل یاسین بخوان معلوم می‌‌شود. مداح دارد روضه می‌‌خواند، دارد ذکر مصیبت می‌‌گوید، معلوم است با خودت چکار کردی، حالا یک موقع است انسان یکبار غذا زیاد خورده درد دارد، مریض است، ذهنش الان مشغول است باید یک کاری انجام بدهد، گریه نمی‌‌کند، عیبی ندارد، ولی یک کسی که نوعاً پای ذکر مصیبت می‌‌نشیند حس ندارد، می‌‌بینی که این با قلبت چکار کردی. پس ما نمی‌‌توانیم خیلی به دیگران دروغ بگوییم، دیگران ممکن است باور کنند ما آدم حسابی هستیم، یک آدمهای به درد بخور و معنوی هستیم، شب که خانه می‌‌روی دیگر نمی‌‌توانی کلاهبرداری و حقه‌‌بازی بکنی. شب برو خانه ببین شب تا صبح را چطوری می‌‌خواهی بگذرانی، حس و حالت چطوری است، جمعه‌‌ات چطوری است، احساس دلتنگی‌‌هایت نسبت به حرم، نسبت به امامزاده‌‌ها، نسبت به انبیاء، صدیقین، شهدا، نسبت به امام زمان، معلوم می‌‌شود انسان چکاره است، معلوم می‌‌شود با خودش چکار کرده است.

«کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَهٌ»: هر نفسی در گرو مکتسبات خویش است

پس قضیه ظلم قضیه اکتساب است، چون ما اکتساباتمان همیشه با ما است، قرآن می‌‌گوید «کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَهٌ» هر نفسی در گرو مکتسبات خودش است، می‌‌گوید دندانم درد می‌‌کند، کرم خورده، این مکتسبات خودت است، الان تو در گرو افتادی، در گروی بی‌‌احتیاطی و تکذیب‌‌های دندان درد افتادی، آن موقع که می‌‌گفتند بهداشت دهان و دندان را رعایت کن نمی‌‌کردی، حالا در گرو آن مکتسبات خودت هستی. مکتسباتت چه بود؟ همین میکروبهایی که دندانت جذب کرد و دندان را خورد حالا این کرم‌‌خوردگی دارد تو را اذیت می‌‌کند، این که تو در بیشتر ساعتهای روز حوصله نداری، حال نداری، آرزوی مردن می‌‌کنی، من زودتر خودم را بکشم، تو بمیری کجا مگر می‌‌خواهی بمیری آنطرف هم ادامه همین وضعیت است ولی بدتر و شدیدتر، بی‌‌انگیزه هستی، بی‌‌حوصله هستی، مکتسبات خودت است.

مکتسبات جسمی و روحی: تأثیر تغذیه و افکار بر حال انسان

گاهی وقتها این مکتسبات روحی نیست، یک موقعی افراد به خودشان بدبین نشوند، فکر کنند آدمهای بدی هستند، خیلی وقتها این مکتسبات، مکتسبات جسمی است، تغذیه‌‌ات بد است، وقتی یک کسی نوع خوراکش سردیجات است. دائماً دارد برنج می‌‌خورد، گوشت سرد می‌‌خورد، سالاد می‌‌خورد، میوه‌‌های سرد می‌‌خورد، این مغز سرد می‌‌شود، این بی‌‌حالی می‌‌آورد، این خواب‌‌آلودگی می‌‌آورد، خواب را زیاد می‌‌کند، مغز سرد است، کلیه‌‌ها سرد است، کبد باز گرفتاری خاص خودش را دارد، قلبش همینطور. الان این اوضاع جسمی که تو داری بی‌‌حالی‌‌های طولانی برایت می‌آورد، بی‌‌رمقی‌‌ها، بی‌‌حسی‌‌ها، بی‌‌انگیزگی‌‌ها، شما گرفتار مکتسبات خودت هستی، کم‌‌خونی داری، برو حلش کن، حلش می‌‌کنی می‌‌بینی حالت خوب می‌‌شود، روی در بدنت کم است برو تغذیه‌‌ات را درست کن. مغزت سرد است، حافظه‌‌ات خوب کار نمی‌‌کند، درس خوب نمی‌‌توانی بخوانی، بعد انگیزه برای کار علمی نداری، بعد هم که شروع می‌‌کنی می‌‌خوابی، تا چشمت به صفحه می‌‌خورد، خدا رحمت کند شهید مطهری (رحمت الله تعالی علیه) می‌‌گفت من وقتی خوابم می‌‌گیرد، چشمم به کتاب می‌‌خورد خواب از سرم می‌‌پرد، ما نه کتاب می‌‌خوانیم که خوابمان ببرد. می‌‌گویم در این برنامه شش ماهه چکار کردی؟ می‌‌گوید نمی‌‌دانم چطوری است تا کتاب را باز می‌‌کنم می‌‌خوابم، به جسممان خیلی باید توجه بکنیم، خیلی وقتها مکتسباتی که می‌‌آید حال ما را خراب می‌‌کند بدنی است، پیش یک طبیب برویم، ببینیم اوضاع بدنی ما چطوری است. من در همین کرونایی که خودم مبتلا شدم، اوضاع سختی هم داشتم، دکتر آمد از من چند تا معاینه ساده کرد، خیلی هم به من کمک کرد، زبانم را دید، نبضم را گرفت، بعضیها با زبان، بعضیها با نبض، بعضیها با چیزهای دیگر قشنگ می‌‌فهمند که تو اوضاعت چطوری است، یک دستورالعمل می‌‌‌‌نویسد این را رعایت کن بعد یواش یواش می‌‌بینی که حالت خوب شده، دیگر آن حس و حالهای قبل را نداری. درحالی‌که فکر می‌‌کردی مشکل روحی داری، مشکل روانی داری، می‌‌خواستی مشاوره بروی، مشاوره هم کاری برایت نمی‌‌کند، اول جسم، ما خیلی وقتها اینها همینطوری اذیتمان می‌‌کند، معجزه اینجاست، «کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَهٌ». هر نفسی به آنچه که از محیط دریافت می‌‌کند، یا از خودش، خودش برای خودش آشپزخانه ذهنش شروع می‌‌کند حسادت را می‌‌پزد به نفس خودش می‌‌دهد می‌‌خورد، دائماً از صبح تا شب این یکسره بدبینی و حسادت و کینه و بداخلاقی و مقایسه را به خورد خودش می‌‌دهد، این کسب است، بعد حالش بدتر می‌‌شود. حالا مدام روانپزشک می‌‌رود، روانشناس می‌‌رود، مشاور می‌‌رود، به او می‌‌گوید، ولی مشکل این است که این یک آشپزخانه فعال در ذهن و قلبش دارد، این دائماً دارد می‌‌پزد و خودش می‌‌خورد، خودش دارد خودش را آزار می‌‌دهد، می‌‌گوید من با مادرشوهرم مشکل دارم، من با پدرشوهرم مشکل دارم، من با زنم مشکل دارم، با شوهرم مشکل دارم. انسان تا مشکلش را با خودش حل نکند مشکلش با هیچ کس حل نمی‌‌شود، اگر الان تو زودرنجی داری، عصبانیت داری، همه به خودت برمی‌‌گردد، خودت به داد خودت برس، آدم‌های بدی هم که اطرافت باشند تو اگر خوب باشی، از آن آدمهای بد هم دیگر بدت نمی‌‌آید، دیگر ضرر نمی‌‌کنی. «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ» حواستان به خودتان باشد، قرآن می‌‌گوید «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ» حواست به خودت باشد، هیچ کس به شما نمی‌‌تواند ضرر بزند اگر شما خودتان هدایت شده باشید. پس این فرافکنی‌‌ها شوهرم اینطوری است، زنم اینطوری است، بچه‌‌ام اینطوری است، مادرشوهرم اینطوری است، باجناقم اینطوری است، پدرزنم اینطوری است، کنار بگذاریم، اگر ما دائماً اعصابمان از حضور آدمها، وجود آدمهای مختلف حرص و جوش می‌‌خوریم اعصابمان دارد خورد می‌‌شود برای اینکه داخل خراب است، این داخل دارد فاسد می‌‌شود. مکتسبات من یک طوری است که من دائماً آدمها را دشمن خودم می‌‌دانم، مزاحم خودم می‌‌دانم، زینب کبری آن همه دشمن را می‌‌گوید زیبا بود، پس اینکه تو با آدمهای مختلف مشکل پیدا می‌‌کنی، یا با آدمهای خاص مشکل پیدا می‌‌کنی، و نمی‌‌توانی با آنها یک رابطه انسانی خوب، یک رابطه دوستانه خوب برقرار بکنی یک مقدار به خودت توجه بکن، یک مقدار حواست به خودت باشد «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ»، انسانی که حواسش به خودش هست دیگر آسیب‌‌‌‌پذیر هم نیست.

انتقام الهی از ظالم در دنیا و آخرت

روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «قالَ رَبُّکُم عِزَّتِی‏ وَ جَلَالِی‏ لَأَنْتَقِمَنَ‏ مِنَ الظّالِمِ فِی عاجِلِهِ وَ آجِلِهِ» رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌‌فرماید که خداوند می‌‌فرماید م به عزت و جلالم سوگند، چرا عزت و جلال را سوگند خورد؟ خدا خود جلال را وسط آورده! عزت یعنی اینکه خدا شکست نمی‌‌خورد، خدا از کسی ضربه نمی‌‌خورد، خدا مغلوب کسی نیست، اگر کسی دارد ظلم می‌‌کند، حرفهای خدا را گوش نمی‌‌کند، بندگان خدا را اذیت می‌‌کند، عزت و جلال خدا این را نمی‌‌پذیرد، تو نمی‌‌توانی در مقابل یک سلطان با عظمت راحت هر کاری دلت خواست در محضرش انجام بدهی، ولی اگر به تو فرصت می‌‌دهد چون تو را دوست دارد. می‌‌گوید خودش را بسازد، جبران بکند، رحمت رحمانیه و رحیمیه دارد، چقدر مناجات امام سجاد قشنگ است، می‌‌گوید تو با من یک طوری رفتار می‌‌کنی انگار من اصلاً هیچ گناهی نکردم، گناهانم تو را عصبانی نکرده، باعث نشده من از چشم تو بیفتم، در را روی من نبستی، این خداست، اما وقتی پای آدم به سمت آخرت باز بشود داستان دیگر فرق می‌‌کند. به عزت و جلالم «لَأَنْتَقِمَنَ» یعنی تأکید دارد، سه تا تأکید دارد، حتماً حتماً حتماً انتقام می‌‌گیرم از ظالم، چه در دنیا و چه در آخرت، در روایت داریم گناهی که خیلی زود نتیجه‌‌اش به آدم ظاهر می‌‌شود، یک موقع هست انسان با خودش بد می‌‌کند، ظلم به نفس دارد، فحشا دارد، ظلم به نفس را خدا صبر می‌‌دهد انسان بتواند راحت ظلم به نفس را از خودش دور بکند. اما یک موقع هست تجاوز و تعدی به دیگران دارد، به زن و بچه و همه کس دارد ظلم می‌‌کند، این زود به آدم می‌‌رسد، سریعترین جزاها جزای ظلم است، به آن می‌‌رسد، دنیا و آخرت انتقام می‌‌گیرد؛ روایت بعدی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اول از این پیغمبر قسم می‌‌خورد، یک صحنه عجیبی است که پیغمبر دارد برایش قسم می‌‌خورد، هم عجیب است و هم دردناک است، واقعاً آدم باید بترسد، باید یک مقدار رعایت بکند.

روز قیامت: از دست دادن حسنات و کسب گناهان دیگران

«وَ الَّذِی‏ نَفْسُ‏ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ» قسم به کسی که جان محمد به دست اوست بنده خدا می‌‌آید «لَیَأتی یَومَ القِیامَهِ لَهُ حَسَنَاتٌ‏ کَأَمْثَالِ‏ الْجِبَالِ» این آدم وقتی وارد صحنه محشر می‌‌شود اینقدر ثواب دارد، به اندازه کوههای استوار ثواب با این هست، یعنی نامه عملش پر ثواب است. «کَأَمْثَالِ‏ الْجِبَالِ الرَواسی» کوههای استوار، «یَظُنَّنُ سَیُدخَلُ بِهَا الجَنَّه» خودش هم خیالش این هست که من با این درجه از ثواب که به اندازه کوههای استوار است بهشت می‌‌روم، من یکبار اینطوری شدم وقتی قیامت را دیدم فکر می‌‌کردم الان وسط بهشت هستم، بعد گفتن کجا در حق امام زمان کوتاهی کردی بیا برو جهنم. شوخی است به یک کسی بگویند بیا جهنم برو، خیلی وحشتناک است، کوتاهی در حق امام زنده‌‌ات که هر روز می‌‌گوید (هل من ناصر ینصرنی) آن هم با 1180 سال آواره‌‌گی و طردشدگی و تنهایی، من هنوز مسائل شخصی خودم هستم، اصلاً حواسم نیست. امامم در چه اوضاعی است، مدام درگیر این هستم که فلانی به من اینطوری حرف زد، آن یکی اینطوری گفت، درگیر خودم هستم اصلاً کاری با او ندارم که آن وسط دارد چه بلایی سر امام زمان می‌‌آید. حال ما غیر از این است! ما الان مدام درگیر خودمان هستیم، قلب و ذهن ما درگیر مصائب امام زمان نشده، ما پای کار و وقف نیستیم، این وضعیت زندگی ما است، هر وقت هم ما را دعوت کنند، حال ندارم، حوصله ندارم، کار دارم نمی‌‌رسم. «فَلا تَزالُ مَظلِمَتُهُ تَأتِیهِ حَتّی ما یَبقی لَهُ حَسَنَهٌ» دائماً ظلمهای که کرده مدام می‌‌آید، غیبت عروسش را کرده، غیبت دامادش را کرده، نسبت به فلان کس حسادت کرده، نسبت به یک کسی بدگویی کرده، اعصابش خورد شده. حضور آدمهایی که دوست ندارد اطرافش آزارش دادند این مدام حرص و جوش خورده و وزن کم کرده، نسبت به دیگران بدجنسی کرده، قضاوتهای بد کرده، غیبت کرده، تهمت زده، اسرارشان را فاش کرده، به این و آن رفته گفته، بعد می‌‌بینی صاحب حق‌‌هایی که این به آنها ظلم کرده سراغ این می‌‌آیند یک مقدار از ثواب این را به آنها می‌‌دهند تا آنها راضی بشوند به بهشت بروند. دیگر هیچ حسنه‌‌ای برایش نمی‌‌ماند، ثوابهایش به اندازه کوههای نامه عملش پر از اعمال خوب، به اندازه کوههای استوار، حالا الان همه را بردند، مادرشوهر می‌‌برد، عروس می‌‌برد، داماد می‌‌برد، باجناق می‌‌برد، پدرشوهر می‌‌برد، پدرزن می‌‌برد، مادرزن می‌‌برد، خواهرزن می‌‌برد، همسایه‌‌ها می‌‌برند. «وَ حَتّی یُجعَلَ عَلَیهِ مِنَ السَیِّئات اَمثالُ الجِبالِ الرَواسی وَ یُؤمَرُ بِهِ اِلَی النّار» ثوابهایش که تمام می‌‌شود داستان کسب گناه دارد، حالا یک کسی می‌‌آید می‌‌گوید این در حق من گناه کرده، ظلم کرده، غیبت من را کرده، تهمت زده، آبروی من را برده، اذیت کرده، حسادت کرده، بد حرف زده، نیش زده، این هم که ثوابی ندارد بدهد، گناهان مظلوم را می‌‌گیرند به ظالم می‌‌دهند. «یُجعَلَ عَلَیهِ مِنَ السَیِّئات» گناه روی کول این می‌‌گذارند، آنها به خاطر اینکه مورد ظلم قرار گرفتند، گناه هم داشتند، جهنمی هم بودند، دنبال یک خری می‌‌گشتند، دنبال یک احمقی می‌‌گشتند که بیاید گناهانشان را قبول بکند که به بهشت بروند، حماقت از این بدتر انسان بنشیند غیبت بکند، تهمت بزند، دیگران را اذیت بکند، حرف اینطرف و آنطرف ببرد، دیگر از این حماقت شما بدتر سراغ دارید. واقعاً دنبال یک احمقی می‌‌گشتند، استغفر الله گفتیم خر و الاغ، قیامت باید جواب خر و الاغ را هم بدهیم، آنها بهشت می‌‌روند امثال بنده باید بایستم این گرفتاریها را ببینم، خر و الاغها که بهشتی می‌‌شوند، حالا باید بنشینم یک تعداد صلوات برای خر و الاغها بفرستم که از من راضی بشوند، قیامت یقه من را نگیرند بگویند تو برای چی این آدمها را به ما تشبیه کردی، این هم ظلم است درست نبود. یک احمق به تمام معنا، آدم بایستد قیامت گناهان دیگران را بگیرد آنها بهشت بروند، ما جهنم برویم، ظلم خیلی کار وحشتناکی است، ظلم مثل این است که یک کسی چاقو بردارد به خودش فرو بکند، خودزنی بکند، ظلم همینطور است، انسان دائماً دارد با خودش این کار را می‌‌کند. به اندازه کوههای استوار این گناه ذخیره می‌‌کند، «وَ یُؤمَرُ بِهِ اِلَی النّار» حالا می‌‌گویند جهنم برو، ببین با چه حسی به صحنه قیامت آمده، حس اینکه من الان بهشتی هستم، من خیلی ثواب دارم، بعد که حق الناس‌‌ها را می‌‌آیند می‌‌گیرند، برمی‌‌دارند می‌‌برند می‌‌بیند چیزی نماند، حالا باید گناه جذب بکند. حالا مدام عصبانی باش، حالا برو جوش بزن، حالا برو در خانه اوقات تلخی بکن، برو اعصاب بقیه را خورد بکن، حرص و جوش بخور، حسادت بکن؛ از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «مَنْ طَلَبَ قَضَاءَ الْمُسْلِمِینَ حَتَّى یَنَالَهُ ، ثُمَّ غَلَبَ عَدْلُهُ جَوْرَهُ ، فَلَهُ الْجَنَّهُ ، وَمَنْ غَلَبَ جَوْرُهُ عَدْلَهُ فَلَهُ النَّارُ».

قاضی عادل و قاضی ظالم

کسی که می‌‌خواهد قاضی بشود، بعضیها شغلهای سختی را انتخاب می‌‌کنند، من یادم هست رتبه خودم کنکور 23 شد، بعد من رفتم فلسفه انتخاب کردم، نمی‌‌‌‌دانید ما چقدر فحش خوردیم، آقا حقوق به این خوبی ول کردی رفتی، قاضی می‌‌شوی، او که می‌‌خواهد قاضی بشود شوخی نیست، روی صندلی می‌‌نشیند خیلی وحشتناک است، چون می‌‌خواهد قضاوت بکند. می‌‌فرماید کسی که طلب قضا می‌‌کند برود قاضی بشود، «حَتَّى یَنَالَهُ» به این قضاوت هم برسد، خواسته‌‌اش برآورده بشود، «ثُمَّ غَلَبَ عَدْلُهُ جَوْرَهُ» عدالت این آدم به گناه و ظلمش غلبه بکند، این «فَلَهُ الْجَنَّهُ» داخل بهشت است، قاضی عادلی بوده که به عدالت حکم کرده، اگر هم یک جایی پایش لغزیده یک حکمی داده اینقدر حکمهای عدلی و خوبی داده حالا آن حق‌‌الناسش سر جای خودش. «وَمَنْ غَلَبَ جَوْرُهُ عَدْلَهُ فَلَهُ النَّارُ» اما اگر یک کسی از این قاضی‌‌هایی که ما الان داریم بعضی از آنها را در قوه قضائیه می‌‌بینیم، من شاید با هزار تا قاضی و دانشجویان قضاوت و دادگستری و رؤسایشان، کسانی که شاید 20 ـ 30 سال کار کردند با آنها زیاد جلسه داشتم. ذهنم درگیر پرونده است می‌‌بینی یک سویچ ماشین 5 میلیاردی روی میزم گذاشته، یا آمده می‌‌گوید آقا بیا کنار پنجره آن ماشین هدیه است خدمت شما، این پرونده، 5 میلیارد دارد به قاضی می‌‌دهد، که قاضی به نفعش حکم بدهد، چه کسی جگر دارد مقاومت بکند، ما الان کسانی داریم 5 میلیارد که هیچی 50 میلیون هم به آنها بدهند حکم می‌‌دهند یک نفر را بدبخت می‌‌کنند. حکم زناشویی شما نگاه کنید چقدر ظالمانه خیلیهایش صادر شده، در احکام خانواده شما نگاه کنید، یک دوستی داریم خیلی آدم باتقوایی است، می‌‌گوید من مأمور مالیاتی هستم، رفتم یک جا در یک شرکتی در آوردم 6 میلیارد، این داستان مال ده سال پیش است، آن موقع من 6 میلیارد تخلف مالیاتی درآوردم، گفت یک مبلغ کلانی طرف به من پیشنهاد رشوه داد، گفتم نه، گفت خاک بر سرت الان بروم نصف این را به رئیس تو بدهم مالیات من را حذف می‌‌کند.

ظلم در جامعه: از رشوه تا حقوق معوقه

ما الان در کشور خودمان این چیزها را نمی‌‌بینیم، از این ظلمها پر است، به این کشاورزان بیچاره، به معلمان، به پرستاران، به کادر پزشکی، حقوقهای معوقه، حقوق معوقه دیگر چه صیغه‌‌ای است، کار کرده، می‌‌گوید عرقش خشک نشده حقوقش را بپردازید، در این کشور پول نداریم. پس این چند هزار میلیاردهایی که شما دارید می‌‌دزدید خودتان و عروستان ودامادتان، و دخترتان و پسرتان و رفیقهایتان اینها چیست، که این بیچاره‌‌ها ماهها باید حقوقشان عقب بیفتد، کارخانه‌‌ها را تعطیل می‌‌کنند، کارگاهها را تعطیل می‌‌کنند، مشاغل افراد از دستشان می‌‌رود. یک موقعی مقام معظم رهبری هیئت دولت را دعوت کرد به آنها گفت شما خودتان وجداناً با دو میلیون زندگی می‌‌توانید بکنید که برای مردم اینطوری می‌‌برید؟! یارانه‌‌ای که 8 سال پیش در یک دولت دیگر 45 هزار تومان بوده الان همان است، یعنی قیمتها تغییر نکرده، شما قیمتها را صدها برابر گرانتر نکردید، شما یک ماشین آشغال 8 ـ 10 میلیون را 160 میلیون نکردید! شما وام ازدواج جوانان را می‌‌دزدید و می‌‌خورید، این جوان گرفتار است، با هزار آرزو حالا می‌‌خواهد ازدواج بکند از خیلی چیزها نجات پیدا بکند، ببینید سر وام ازدواج چه خون دلی به اینها می‌‌دهند، بعد هم می‌‌گویند سهمیه تمام شد دادیم رفت، کجا رفت! این جوان معصومی که رفته درس خوانده در رشته‌‌های تخصصی حالا شرکت دانش‌‌بنیاد زده، الان اختراع کرده، می‌‌خواهد این را ثبت بکند، می‌‌خواهد این را به تجاری‌‌سازی بیندازد، وام لازم دارد، یا مخترعین بزرگ ما داریم، چقدر کارگاههای خوبی داریم که اختراعات و اکتشافات خوبی دارند که کشور را می‌‌توانند آباد بکنند، می‌‌گویند مواد اولیه نیست، این مواد اولیه کجا رفت؟ در بورس گذاشتیم بروید بخرید، می‌‌روند در بورس می‌‌بینند تمام شد نیست. بقیه چه شد! حالا باید یک خبرنگار شیر پاک خورده‌‌ای بیاید پیگیری بکند بفهمد که دو سوم این فولاد یک جای دیگر رفته، خودمان تولید داخلی داریم، یک عده‌‌ای از رانت‌‌ها استفاده کردند از مجاری قانونی قاچاق وارد کردند جنس ایرانی را در سرش زدند کسی نمی‌‌خرد، این ظلم‌ها چیزی نیست، شما دارید زندگی میلیونها آدم را از همدیگر می‌‌پاشانید، میلیونها آدم را دارید به آنها غصه می‌‌دهید، خدا می‌‌گوید من انتقام می‌‌‌‌گیرم. این آدمها حسنه که ندارند، حالا داشته باشد، این آن کسی هست که باید روز قیامت در صحنه بایستد مردم بیایند گناه بگذارند و بهشت بروند، آنها که به فحشا کشیده شدند، آنهایی که به خودکشی شدند، آنهایی که زندگیشان به طلاق کشیده شد، مردانی که سالها شرمندگی زن و فرزندشان را کشیدند، خانمها و فرزندانشان. پریروز طرف می‌‌گفت من فلان کانال را پیدا می‌‌کنم، چون تلویزیون کانال شما آگهی نشان نمی‌‌دهد که بچه من هوس بکند، یکسره خوراکی و لباس و چیزهای دیگر فقط این کانال را نگاه می‌‌کنم، شما در یکی از کانالهایتان یک ساندویچ‌‌فروشی نشان دادید من گرفتار شدم نتوانستم یک ساندویچ برای فرزندم بگیرم، اینها افسانه نیست. یک کسی می‌‌گوید داروی کرونا داریم بیا بخر، 56 میلیون تومان داروی قلابی، داروهای تقلبی به مردم می‌‌فروشند با جان مردم بازی می‌‌کنند، شرکتهایی که مواد مسموم و تراریخته و گرفتاریهای دیگری که برای مردم درست می‌‌کنند به خاطر پول، مردم اصلاً تعادلشان را از دست دادن، به جان هم افتادند به قول امام رضا (علیه السّلام) دارند همدیگر را می‌‌درند، البته همه نه، قشر مظلوم، و قشر مستضعف و قشر مؤمن دارند امتحاناتشان را پس می‌‌دهند.

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  1. نظام خلقت بر پایه عمل و عکس‌العمل است؛ هر انتخابی که می‌کنیم، نتیجه‌اش در ذات همان عمل نهفته است.

  2. معاد، استمرار دنیا و پاسخگویی به اعمالی است که حجم آن‌ها در دنیا قابل جبران نیست.

  3. عذاب جهنم نه از خشم خدا، بلکه نتیجه طبیعی و ذاتی تکذیب حقایق و سهل‌انگاری در برابر هشدارهاست.

  4. هر آنچه انسان در دنیا کسب می‌کند، بخشی از وجود او می‌شود و در آخرت جزای همان اکتسابات را می‌بیند.

  5. رابطه دنیا با آخرت، مانند رابطه رحم مادر با دنیای جنین است؛ ما در رحم دنیا برای فضای بهشت خود را آماده می‌کنیم.

  6. جهنم، معلول عدم تطبیق ما با فضای بهشت است؛ هرچه فضا پیشرفته‌تر باشد، فقر در آن رنج بیشتری به همراه دارد.

  7. برای شناخت مکتسبات خود، باید به قلبمان رجوع کنیم؛ قلب در مورد عشق‌ها، دوست‌داشتن‌ها و تنفرها دروغ نمی‌گوید.

  8. عشق حقیقی به الله، اهل بیت و جهاد، نشانه‌هایی چون شادی، آرامش و مهربانی را در انسان پدید می‌آورد.

  9. اگر عشق‌های زمینی بر عشق‌های الهی غلبه کنند، انسان به خود ظلم کرده و شخصیت ظالم از همین‌جا شکل می‌گیرد.

  10. بیشترین ناله‌های جهنمیان از امروز و فردا کردن و از دست دادن فرصت‌های خودسازی است.

  11. نماز، آینه‌ای قدرتمند برای شناخت باطن و مکتسبات واقعی انسان است.

  12. بسیاری از مشکلات روحی و بی‌حالی‌ها ریشه در مکتسبات جسمی و تغذیه نامناسب دارند.

  13. انسان تا مشکلش را با خودش حل نکند، مشکلاتش با هیچ‌کس حل نخواهد شد.

  14. اگر انسان هدایت شده باشد، هیچ‌کس نمی‌تواند به او ضرر بزند؛ پس باید حواسمان به خودمان باشد.

  15. خداوند به عزت و جلالش سوگند یاد کرده که از ظالم در دنیا و آخرت انتقام خواهد گرفت.

  16. در قیامت، ثواب‌های ظالم به دلیل حق‌الناس از بین می‌رود و گناهان مظلومان به او منتقل می‌شود.

  17. ظلم، خودزنی است؛ انسان با ظلم کردن دائماً به خودش آسیب می‌رساند.

  18. قاضی عادلی که عدالتش بر جور و ظلمش غلبه کند، اهل بهشت است؛ اما قاضی ظالم، اهل آتش.

  19. ظلم در جامعه، از رشوه تا حقوق معوقه، زندگی میلیون‌ها انسان را از هم می‌پاشد و غصه‌های فراوان به بار می‌آورد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه