فهرست مطالب
Toggleتبریک ایام ماه رجب و میلاد امام جواد (ع)
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. تبریک عرض میکنم مجدد ایام باسعادت ماه ریزش رحمت الهی ماه رجب المرجب و میلاد باسعادت حضرت امام جواد (علیه السّلام).
بهشت، دارالسلام یا خانه سلامتی
بحثمان درباره بهشت به معرفی نامهای بهشت هست. چند نام را عرض کردیم امروز خدمت شما دارالسلام بودن بهشت را عرض خواهیم کرد. دارالسلام یعنی خانه سلامتی. در بعضی از روایات سلام را یکی از اسماء الهی معرفی کردند یعنی خانه خدا؛ چون خدا اسمش سلام است یکی از اسمهای خدا سلام هست که خب بنابر هر دو تعبیر توضیحاتی را خود معصومین (علیهم السّلام) در این زمینه دادند.
دعوت الهی به دارالسلام
من اول آیات را بخوانم و بعد هم میپردازیم به روایات بسیار شیرینی که در این زمینه وجود دارد. سوره یونس آیه 25 (وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ) الله تبارک و تعالی یعنی معشوق حقیقی همه انسانها، اله همه انسانها ما را دعوت میکند به خانه سلامتی، به سرای سلامت ما را دعوت میکند. پس ما با خدایی سروکار داریم که ما را بینهایت دوست دارد و برای ما سرای سلامتی را آفریده و ما را هم دعوت میکند به سرای سلامتی، خودش، این خیلی مهم است که یک بزرگ وقتی میخواهد پذیرایی بکند از مخاطبین خودش، از ارادتمندان خودش، کجا دعوت میکند و چگونه پذیرایی میکند.
تشریفات الهی در دنیا
در عالم دنیا که به قول استاد ما (حفظه الله تعالی) انسان یک موقعی با یک مشت جو و آب هم میتواند زنده بماند، اما خداوند به قدری برای بشر تشریفات راه انداخته در این دنیا، انواع میوهها، انواع جمادات و گیاهان و حیوانات و فرشتهها را به خدمت انسان گرفته. انسان حتی نمیتواند نعمتهای خدا را در این سرای فنا و موقت بشمارد که خدا چقدر برای این بشر تشریفات راه انداخته، سه چهارم زمین را یک آکواریوم بزرگ برای لذت انسان کرده انسان از این مخلوقات لذت ببرد و عجائب خلقت خودش را در دل اینها قرار داده. (یا من فی البحار عجائبه) آنچه که شما در زمین میبینید بسیار بسیار عجیبترش در دل دریاست، یک همچین کاری کرده سه چهارم زمین را قرار داده مایه رزق و لذت و بهجت انسان، مایه نعمت انسان، سفرهای انسان، بینهایت آیات در آنجا قرار داده. یک چهارم خشکی را هم که قرار داده در آن تقریباً هفت هشت میلیارد جمعیت روی آن هستند، دارند زندگی میکنند، خداوند در روی خشکی هم برای بشر چه غوغایی راه انداخته از بینهایت مخلوقاتی که ما نمیتوانیم واقعاً بشماریم. میگوید همه را به خاطر تو (هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً) او کسی است که آنچه که در روی زمین است برای شما و به خاطر شما آفریده، این را خوب دقت کنید که اله ما چقدر ما را پذیرایی میکند چقدر به احترام ما دارد خلق میکند و چقدر تنوع مخلوق دارد همه به خاطر ما.
غفلت انسان از آیات الهی
این خیلی مهم است که ما این را ببینیم و کور نباشیم (وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَهٍ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ) چقدر آیات و نشانههای خداست که انسانها از آن عبور میکنند و اعراض میکنند، اصلاً کورند و نمیبینند. از کنار گلها، پارک، جنگل، باغ رد میشوند، آسمان به این قشنگی را میبینند و همینطوری باز گنگ و کور هستند، حواسشان نیست که این چیست و چه کسی آن را آفریده و چه کسی دارد آن را اداره میکند، نظم و ربوبیت و حیاتش از کجاست، هیچی فقط همینطور میبیند، مثل یک حیوان مثل یک گاو و الاغی که فقط میبیند و برایش جذابیتی ندارد. خیلی از انسانها (أکثرهم لا یعقلون، لا یشعرون) نه تعقل میکنند و نه شعور دارند دقت میکنند؛ (لا یعقلون) غیر از (لا یشعرون) است، (لا یشعرون) یعنی دقت نمیکنند، شعورشان را به کار نمیگیرند ریزبینی نمیکنند. گلها ار میبیند، بینهایت گل، این همه گلهای قشنگ، حواسش نیست چه کسی اینها را طراحی کرده، ساخته، زیباسازی کرده، به آنها بو و طعم و رنگ داده، اینها را اصلاً متوجه نیست که اینها گیاهان، مثلاً 70 نوع پرتقال و نارنگی، 70 نوع سیب، 70 نوع انگور، 70 نوع خرما، چیزهای دیگر، مرتب خلقت، با چشم خودش میبیند. در بازار میرود این همه خلقت را میبیند در جنگل میرود میبیند اما متوجه نیست که چه کسی دارد اینها را به خودش تقدیم میکند.
دارالسلام: سرای سلامت ابدی
دارالسلام یک داستان خیلی مهمی هست سرای سلامت. ما در دنیا که هستیم یا سالم نیستیم یا اگر هم سالم باشیم، الان که اصلاً به ندرت میشود یک کسی را پیدا کرد که سالم باشد، اگر هم خودش فکر میکند سالم است در ذرهبین آزمایشات که میرود معلوم میشود که گرفتاریهایی دارد، به ندرت شاید پیدا بشود، اگر هم سالم باشد در معرض خطر است، در معرض پیری و شکست و آسیب و مریض شدن است انواع و اقسام آفات. اما دارالسلام یکی از لذتهای بهشت این هست که شخص از نظر روانی وارد یک فضایی میشود که هیچ نوع مرض و درد و محدودیت و آفتی آنجا وجود ندارد آزار و اذیت و تهدیدی، هیچی آنجا نیست که انسان را نگران کند مثلاً غصهاش را بخورد و ترس در دلش بیافتد. این جای کیست؟ جای اهل سلامت است؛ خب حالا بحثش این هست که آنجا دار سلامت است پس شما خودتان باید تجهیزات مورد نیاز برای دار سلامت را در رحم دنیا تهیه کنید. مثل یک جنینی که میخواهد بیاید سالم وارد دنیا بشود، خب وسایل مورد نیاز یک حیات سلامت را باید با خودش بیاورد، حیات سالم، چشم و ابرو و بینی و صورت و گونه و فک و دندانش مناسب باشد و هر چیزی که قرار است باید با خودش بیاورد. آنجا اینطوری است و نمونهاش هم در دنیا برای ما میگذارد عالم رحم نسبت به دنیا را تا ما بفهمیم که از دنیا میخواهیم وارد چه عالم عجیب و بزرگی بشویم. یک نگاه بکنید برای شما نمونهاش را آفریدم یک بچه در رحم مادر چطوری شکل میگیرد، چطوری بزرگ میشود، چطوری میآید وارد این جهان میشود شما هم همینطور هستید، یک مدت در رحم دنیا هستید بعد هم وارد آن فضا خواهید شد دارالسلام.
عظمت و بینهایت بودن بهشت
ما یک چیزی میشنویم، خود خدا هم میگوید شما هر چه بگویید و بشنوید و من هم بگویم نمیفهمید، خود خدا هم میگوید، من هم بگویم نمیفهمید که آنجا چه خبر است. شما هر چه قشنگی و زیبایی و قدرت و سلامت و نشاط و شادی و آرامش هست یک ضریب جلویش بگذار، یک ضریب بینهایت جلویش بگذار ببین چه خواهد شد، مگر قرار است آدم به کجا برود. این خدا ما را دعوت میکند به یک همچین جایی، این را برای شما تدارک دیدم، ببینید در دنیا چقدر برای شما تدارک دیدم، ببینید در دنیا برای شما چکار کردم، به این همه مخلوقات من نگاه کنید، تمام به عشق شما.
شگفتیهای خلقت و تفکر در آنها
من چند روز پیش یک جایی یک آکواریومی یکی از اعضاء دفتر تهیه کرده در مؤسسه دفتر قم، یک ماهی مثلاً دو سانتی، بعد خدایا این شیشه است آنطرفش معلوم است، این زیبایی و لطافت، دو سانت ماهی! بعد دهها رقم ماهی، ماهیهای فسفری، معمولی، بیرنگ، رنگی، رنگهایش هم متنوع، چه خبر است! بعد تازه نگاه کردم دیدم یکذره هم چاق و چله است، گفتم این چطوری است؟ گفت این تازه باردار است، این دو سانتی باردار است. خلاصه نمیدانم دیروز یا پریروز بود چه موقع بود زمان وضع حملش هم بود شوهرش کمکش آمد، و یکذره همچین فشارش میداد که این بچه راحتتر بتواند، خودش را به پهلوهای این میزد که بتواند، 10 ـ 15 تا بچه دو سه میلیمتری، این قلب دارد حیات دارد زندگی دارد شعور دارد، دو سه میلیمتر. تازه این دو سه میلیمتر غول است در مقابل موجوداتی است که خدا آفریده، این دو سه میلیمتر اینها غول هستند، خدا موجودات زندهای آفریده که ما اصلاً آنها را نمیبینیم، میکروسکوپی هستند ولی زنده هستند حیات دارند شخصیت دارند، دارند زندگی میکنند. نسبتها را نگاه کنید، حالا این را در نظر بگیرید یک موجود دو میلیمتری، زنده، شعور دارد، پدر و مادر و خانواده و حریفها و رقیبها را میشناسد، قشنگ میدانستند چطوری از خودشان محافظت کنند، کجا بروند پنهان بشوند که ماهیهای دیگر آنها را نخورند، غذایشان را چطوری بخورند. مثلاً حلزون در حد فرض بفرمایید دو میلیمتر در دو میلیمتر زنده است غذا میخورد برگه میخورد، شخصیت دارد، موجودی هست در عالم، خدا میگوید من این را برای تو آفریدم به آن نگاه کن و با آن ارتباط بگیر و آن را بفهم، برای توست. من چه چیزی را باید از آن بفهمم؟ که اله من چقدر ظریف و لطیف و قوی است و چقدر حیات دارد و چقدر قدرت و عظمت دارد، همه را باید از تفکر در اینها بفهمم. یکی، دوتا، ده تا، صد تا، هزار تا، یک میلیاردتا برایت نیافریدم، یکطوری آفریدم که اصلاً تا آخر عمر محال است بتوانی آن را بشماری، نمیتوانی، همه جن و انس هم جمع شوند نمیتوانند تعدادشان را بشمارند. آنقدر که بتوانی یا دائماً فکر بکنی که بالأخره من برای چیزی آفریده شدم من برای یک چیزی به این دنیا آمدم، اینها برای من هستم، من برای چه هستم؟ (ما از آن تو، تو آنِ کیستی؟) اینها همه دارند فریاد میزنند که ما به خاطر شما آفریده شدیم. گلها، گیاهان، درختان، ستارهها، همه دارند به ما فریاد میزنند که ما به خاطر شما آفریده شدیم، به افتخار شما، اسیر ما نشوید، ما برای شما آفریده شدیم، شما گرفتار ما نشوید.
تفکر و سلامت روح
خانه سلامت. آدم وقتی که میخواهد وارد خانه سلامت بشود باید سالم وارد بشود. اینکه فکر بکنید این فکرها آدم را سالم میکند، فکر نمیگذارد آدم مریض بشود اگر درست فکر بکند، فکر باعث میشود انسان پست نباشد، برای دنیا ناراحت نشود، غصه نخورد، مریض نشود. اگر خوب فکر کردی میفهمی چقدر احمقی است که آدم به یک نفر حسادت کند، آدم بد یک کسی را بخواهد، آدم غیبت یک کسی را بکند، آدم پشت سر کسی حرف بزند، آدم رزق کسی را ببُرد، آدم بدجنس باشد، چقدر نهایت پستی، از حیوان تو کوچکتر بشوی. وقتی آدم خوب فکر بکند، به یک گُل فکر بکند به طهارت میرسی، به یک آب نگاه کند، فکر بکند به آب و لطافت و تمیزیاش اصلاً از آلودگی نفس خودش بیزار میشود، این فکر هست که به ما قدرت میدهد این فکر هست که ما را به قول حضرت 60 سال جلو میاندازد (تَفَکُّرُ ساعَهٍ خَیْرٌ مِنْ عِبادَهِ سِتّینَ سَنَهً) 60 سال عبادت، خوب فکر کن. یک مقدار فکر کنی میفهمی که تو برای چه آفریده شدی، نباید گیر اینها باشی، نباید برای اینطور چیزها همدیگر را بخورید به قول امام رضا (علیه السّلام)، همدیگر را بدرید، تنگنظری، طمع، بدبینی، بدخواهی، بدجنسی، تکبر، پُز دادن، نخوت، فخرفروشی به بندگان خدا، چقدر آدم باید کوچک باشد که به بندگان خدا فخر بفروشد. میگوید این زیباییها را نگاه کن، تو از اینها زیباتری؟ نه، آن یک حیوان است از تو بینهایت زیباتر است، یک جماد است از تو خیلی زیباتر است، به چه مینازی؟ تو به چیزهایی مینازی که اصلاً برای تو نیست، زیباییهایی را استخدام میکنی که اصلاً برای تو نیست. طرف با انگشتر و ساعت و عینک و جواهراتش میخواهد عزت و شرافت و شخصیت پیدا بکند، یعنی از یک جماد یا از یک گیاه میخواهد بگیرد، این چیست، با لباس یعنی با یک امر کاملاً جمادی میخواهد شخصیت پیدا کند، آدم چقدر پست و کوچک میشود که ذهنش درگیر اینطور چیزهاست. چقدر آدمها سر قضیه لباس و خوراک و دستبند و انگشتر و خودکار و خودنویس و عینک جهنم میروند، خدا میگوید من تو را آفریدم برای اینکه مَثَل من بشوی به بزرگی خالق خودت بزرگ بشوی، بعد تو کجا رفتی، ذهنات کجا رفته؟!
اهمیت سلامت روح برای ورود به دارالسلام
این که نمیتواند بزرگ تربیت بشود، این برای عالم دارالسلامت نمیتواند، دارالسلامت فقط بهشت سالمها را راه میدهند (یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ) روح سالم میخواهد، بعد تو روحت را آلوده کردی تو الان اسیر جماد و گیاه و حیوانیت هستی اسیر علم و مدرک تحصیلی و سواد و اینطور چیزها هستی. آدم کوچک و مریض میشود، وقتی مریض بشود دیگر نمیتواند وارد دارالسلام بشود، دارالسلام فقط سالمها را راه میدهند، حالا که سالمها را راه میدهند ما راهی نداریم جز سالمسازی خودمان، ما اصلاً در دنیا هیچ کاری غیر از سالمسازی خودمان نداریم. نه آمدیم شوهر کنیم، زن بگیریم، بچهدار بشویم، درس بخوانیم، دکتر و مهندس بشویم، خدمت به مردم بکنیم، از این کارها، آن که مهم است سالمسازی است. اگر خدمت به مردم قرار است آدم را مریض بکند آدم باید قید آن خدمت را بزند، اگر یک عبادت قرار است من را مریض بکند، قرآن خواندن قرار است من را مریض کند، عبادت و معنویت قرار است من را بیمار بکند که نسبت به بقیه خودم را بهتر ببینم آن که تو را مریضات کرده این که حافظ قرآن شدی که مریضتر شدی بدتر شدی. چهارتا سوره حفظ کردی، چهارتا خواب دیدی، چهار بار مشهد و کربلا و مکه رفتی، این که مریضتر شدی، عبادت هم اگر قرار باشد آدم را مریض بکند به درد نمیخورد ما فقط برای سلامت آمدیم. میخواهی شوهر بکنی مثل آدم شوهر کن مریض نشوی، از کینه مادرشوهر و خواهرشوهر و جاری، او هم میخواهد زن بگیرد باز هم نگاه کن زن گرفتنش باعث میشود صد برابر حیوانتر بشود، ظلم به زن و بچه و ظلم به خانواده همسر، تو آدم باش. اگر قرار است زن بگیری، قرار است تو با این سالمتر بشوی، آدم ازدواج میکند که سالمتر بشود، نه وحشیتر بشود، کینه از خانواده همسر بگیرد و با آنها درگیر بشود، این خانواده همسر حریف تمرینی تو هستند برای سالمسازی تو.
بلاها و نعمتها برای سلامت انسان
خدا میگوید من ضُر و سختی را قرار دادم برای سلامت شما، نه برای مریض شدن شما، بلاها را قرار دادم برای امتحان شما، شما نقاط ضعفتان بدانید خودتان را سالم کنید، ببینید الان کجا گریهات گرفت، پس بفهم مریض هستی، اینطوری بروی وارد آخرت بشوی اینطوری جهنم میروی. ببین وقتی ما به یک نفر یک چیزی دادیم به تو ندادیم چقدر حسود شدی و آتش گرفتی، پس بدان که نباید حسادت به خرج بدهی. علی (علیه السّلام) در نهجالبلاغه میفرماید چه بسیار کسانی که صاحب نعمت هستند در حالی که مایه آزمایش و امتحان هستند و چه بسا کسانی که فقر دارند و مایه آزمایش هستند. ما به تو مال دادیم که تو از ما خوشات بیاید و بیشتر به ما نزدیکتر بشوی، به تو سلامتی و نعمت دادیم که بیشتر با ما انس بگیری این نعمت که تو را مریض کرد. به تو هوش دادیم که تو خوشات بیاید و از آن لذت ببری و از آن استفاده کنی و بعد نزدیکتر بشوی انس بیشتری با صاحب نعمت داشته باشی، تو پررو شدی، تو هوشات زیاد شد و به بقیه همینطور میگفتی (آی کیو) همینطور همه را مسخره کن. خدا میتوانست برعکس کند تو را یک منگول بکند همان در شکم مادر، میتوانست خدا این کار را بکند، میتوانست تو را گاو و خر و سوسک تو را بیافریند؛ تو را انسان آفریده، ما چقدر باید شکر کنیم که انسان آفریده شدیم، بعد باید از این نعمت علیه خدا استفاده کنیم؟! به تو خوشگلی نداده که بروی از خوشگلیات سوءاستفاده کنی، به تو قیافه داده که بروی در خیابان نمایش بدهی! پول به تو نداده بروی به بقیه پُز بدهی و فخر بفروشی، و بقیه را تحقیر کنی و دل کسی را آب کنی و دل کسی را بسوزانی. این نعمت را میگیرد و بعد از این نعمت علیه خودش و علیه خدا استفاده میکند. با نعمت خدا، که خودت از خودت هیچی نداری، تو حیاتت برای خداست هر چه کمال داری ذات و صفات و افعالت برای خداست، پس با چه به جنگ خدا میروی؟ با چیزهایی که برای خود خداست! آدم مریض میشود. من به تو توفیق دادم که تو درس بخوانی و دکتر و مهندس و استاد بشوی که آدم بشوی، تو که الان بدتر شدی. نعمت را خدا میدهد و بلا هر دو را، فرقی هم نمیکند که کدام را بدهد چون میگوید من میدهم که تو خوب بشوی. مخصوصاً به بعضیها بچه میدهم به تو بچه نمیدهم، ببینم که تو شاکر هستی یا نه به خاطر اینکه بچهدار نمیشوی افسرده میشوی، میلیارد نعمت من و خود من که کنار تو هستم، خانواده آسمانیات که کنارت هستند نمیبینی و بعد افسرده یک بچه هستی! حالا این بچه هم بعداً بزرگ میشود و همچین حالت را میگیرد حسابی، و میگویی ای کاش من بچهدار نبودم و ای کاش این به دنیا نمیآمد. ازدواج کردی یا نکردی، ازدواج نکردن یک امتحان است، ازدواج کردن هم امتحان است، ببینیم چطوری بالأخره، میتوانی انسات را با غیب حفظ بکنی، انسانیتت را حفظ بکنی. نعمتها و بلاها هر دو برای تنظیم سلامتی ما هستند، ما اصلاً کاری غیر از این نداریم، این را باید بفهمیم، ما باید بفهمیم، ما باید با طب روحانی و اخلاقی و عملی آشنا باشیم. طب عملی، طب اخلاقی، طب اعتقادی باید با اینها آشنا باشیم که اگر من کدام عمل را انجام بدهم فاسد و مریض و فحشاست، اگر کدام اخلاق را داشته باشم فاسد و فحشاست، اگر کدام باورها را داشته باشم مریض است.
انواع فحشا و بیماریهای روحی
این فحشای کمترش این است، یعنی پایینتر است، درجه اول جهنم میشود ولی جهنمهای عمیقتر که بینهایت، میلیونها سال بیشتر طول میکشد که آدم گرفتارش بشود جهنم اخلاق است آن خیلی وحشتناکتر است. از آن بدتر جهنم اعتقادات است که دیگر اگر کسی گرفتار جهنم عقاید باشد افکار غلط داشته باشد دیگر نجات پیدا نمیکند نسبت به ائمه و قرآن و اهل بیت و خدا اعتقاداتش درست نباشد یا شک و تردید داشته باشد یا اعتقادش غلط باشد با شک و تردید و اعتقاد غلط کسی از جهنم نجات پیدا نمیکند. چون وقتی کسی شک و تردید داشت هرگز خدا معشوقش نمیتواند باشد، من سمت کسی بروم که باورش ندارم یا به آن تردید دارد به آن دائماً بدگمان میشوم، به کارش و عملکردش بدگمان هستم قبولش ندارم، میگوید اله تو نیست و تو هم به سمت آن حرکتی نمیکنی و تو به سمتش نمیروی و نمیتوانی دوستش داشته باشی. وقتی نمیتوانی دوستش داشته باشی در دلت با هزار شک و نفرت از خدا از دنیا میروی، اگر کسی آنجا برود که دیگر وارد بهشت نمیشود.
دارالسلام، نزد پروردگار و با ولایت او
سوره انعام آیه 127 (لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ) برای بهشتیها آنهایی که وارد بهشت میشوند نزد پروردگارشان، (چقدر مژده است) نمیگوید یک بهشت که آدم بترسد. الان شما یک ویلای خیلی عالی، مثلاً چند هزار متر ویلا به شما بدهند، همه امکانات در آن هست، وقتی میگویند این برای شما بفرمایید در آن زندگی کنید، ولی تنها برو آنجا زندگی کن، من یک خانه 50 متری 70 متری که در آن ژیلا هم باشد بهتر از این هست که بروم در جایی که چند هزار متر است ولی تنها میخواهم در آن زندگی کنم؛ ویلا با ژیلا خوب است. حالا این ژیلا کیست؟ یک موقع هست پدر و مادر، همسر، دوست، بچه است، بالأخره میگوید نه من در این ویلا که تنهایی میمیرم، من برمیگردم در دهات یا شهر و ساختمان خودمان، آپارتمان 60 ـ 70 متری با هزار تا مشکل، ولی باید عزیزانم پیش من باشند. باور میکنید خیلیها عاشق بهشت بدون خدا هستند یعنی اصلاً فکر نمیکنند و دغدغه ندارند، بهشت جای خوبی است چنین و چنان است، ولی اصلاً فکر نمیکند که این بهشت خدا هم در آن هست یا نه، یعنی آنجا به خدا نزدیکتر میشود یا نه، عدهای آخرت بهشت میروند بدون خدا. و عدهای بهشت میروند بدون محبوبها. خدا میگوید نه (لَهُمْ دارُ السَّلامِ) ولی من هم هستم، آخیش، آدم وقتی یک کسی خیلی برایش عزیز است همان عزیز به او میگوید فلان جا برو، میگوید شما میآیی یا نه؟ میگوید نه من نمیآیم، زهرمار آدم میشود، مثلاً بچهاش میگوید من نمیآیم، نه خراب میشود، اگر تو میآیی خوش میگذره. خانمش میگوید من نمیآیم، شوهرش میگوید من نمیآیم، ولش باشد یک موقعی که همه باشیم. الان همه خانوادهها کنار هم مینشینند در طول هفته، یک بار، دو بار، در طول ماه چند بار مهمانی میدهند ولی باز نگاه کنید میگوید از چهارتا دخترم یکی از دخترها نیست، نمیتوانیم آن شب بیاییم، پس مهمانی به هم بخورد یک شبی بیاندازیم که آن یکی هم بتواند بیاید. یک شبی بیاندازیم که پدربزرگ و مادربزرگ هم باشد اصلاً خوش نمیگذرد، همه هستند او نیست خوش نمیگذرد، سه تا دختر دارد همه هم دوست دارد عاشقشان هم هست با همهشان صفا میکند ولی اگر یکی از دخترها نباشد ناراحت است. خدا چه حرفی زده، آدم را آرام میکند (لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ) من هم هستم، خدا میگوید من هم هستم، امام حسین هم هست اهل بیت هم هستند، آخیش آنجا چه بهشتی میشود، به شرطی که الان در این بهشت دنیا، اینجا بهشت است، در این بهشت خدا با تو هست یا نه؟ لذت میبری از بودنش یا نه متنفری از او و فراری هستی؟ با اهل بیت چکار میکنی؟
همراهی معشوق در سفر دنیا و آخرت
بعضیها اصلاً معنای سفر، لب دریا، دریا، پارک، کیش، قشم، دبی، اینطرف و آنطرف برایشان معنای گناه دارد، یعنی ما برویم یک مدت خلاص شویم از خدا و دین. یک عده نه، این کیش و قشم و دبی و آمریکا و اروپا میرود هر جا میرود معشوقش را هم با خودش میبرد. یک آدم خوش نفسی بود خدا رحمتش کند مرد مؤمنی بود از نگاه خودش یک موقعی یک چیزی به ما گفت ما هم کلی خندهمان گرفت، گفتم دارم دنبال یک فضای اردویی مناسب میگردم برای آقا امام زمان (علیه السّلام) یک اردوی کنفرانس جهانی اینطوری برقرار کنیم. بعد راجع به اردوی اسماءالله و اینها گفتم، اینقدر این مرد (خودش آنطرف زندگی میکرد) باصفا بود، خدا رحمتش کند، دو بار هم اینجا آمد، اینقدر این باصفا و مؤمن بود، گفت استاد من یک جای خوب معرفی میکنم برای اردوی شما، میخواهید اردوی اسماءالله را راه بیاندازید؟ گفتم بله. حالا من در ذهنم هست که این کجا را میخواهد بگوید، گفت آنتالیا، اصلاً ما را بگیر برق گرفتمان، این آنتالیا هم که میرود خدا هم با او میرود، بعد یک تحقیقی کردیم دیدیم نه آنتالیا هم جای بدی نیست یک جاهای خیلی خوب و معنوی هم دارد واقعاً مساجد خیلی شیک و عالی دارد، چیزهای عبادی دارد، اگر کسی آنجا برود میتواند کار جدی روی اسماءالله بکند. گفتم حاج آقا خوب است خدا خیرتان بدهد با این پیشنهادتان، ولی ما اینها را که میخواهیم ببریم در آن فضای بهشتی آنتالیا باید از خیلی جهنمها ردشان کنیم، نمیشود یکذره اینها را باید جهنمی کنیم، در جهنم خوب نیست این شاگردهای ما تحمل جهنم را ندارند اینها تیتیش مامانی هستند اینها دوست دارند تِلپِی در بهشت بیافتند و بهشت بروند برای همین مشهد میاندازیم. بعضیها آدمهای بیظرفیت را دیدید تا بالاشهر میروند اول حجابشان را در میآورند، مردها و زنها را دیدید تا فضای اینطوری میرود میگویند اینطوری که نمیشود، اینجا املبازی است در این فضای بالاشهر که نمیشود آدم اینطور باشد! پس آنهایی که الان در آمریکا و اروپا به قول آقا مثل انبیاء دارند زندگی میکنند دختر و پسرهای آمریکایی و اروپایی. آمریکایی و اروپایی است ایرانی است، من هزارتا را دیدم مثل انبیاء دارند زندگی میکنند در آن فضا، او آمریکا رفته امام زمانش را هم با خودش برده حضرت زهرا هم با خودش برده اهل بیت را با خودش آمریکا برده همه فرشتهها را با خودش برده. این نه، این تا کیش میرود ظرفیت ندارد بیجنبه است، یکی بالاشهر و کیش و شمالی میرود میبینی نامرد همه را جا میگذارد، از خدا بگیر تا بقیه همه را پیاده میکند هیچ کس را با خودش نمیبرد گناه و معصیت میبرد.
ولایت الهی و امنیت روحی
(لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ) اصلاً این کلمه قشنگتر از این شما دارید؟ میگوید من مربی شما هستم، رب شما هستم، خودم کنار شما هستم چقدر کیف میدهد اگر قرار است بهشت هم برود آدم کنار مربی خودش برود (ربهم) نسبت را نگاه کنید، رب خودشان. یک عده هم جهنم میروند (عِنْدَ رَبِّهِمْ) یعنی پیش رب خودشان که جهنمی بوده و اینها را جهنمی تربیت کرده شیطان و گناهکاران و مستکبرین و منافقین و اهل دنیا. هر کس پیش رب خودش میرود و چقدر هم خوب است، بهشت را دارد میفرماید (عِنْدَ رَبِّهِمْ). وای چقدر قشنگ است، قربان خدا بروم که چقدر این بندهاش را ناز میکند (لَهُمْ دارُ السَّلامِ) این یک مژده (عِنْدَ رَبِّهِمْ) دوتا، ناز و نوازش بعدی (وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ) ولیّ تو هم با تو است بی ولیّ نمیروی بیصاحب نیستی. (وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ) اراذل و اوباش و منافقین و مستکبرین و گناهکاران و معصیتکاران و جهنمیان ولیّ تو نیستند آدمها قیمتشان به ولیّ آنها است، ولی تو کیست قیمت تو هم همان است. تو اگر ولیّ داشته باشی ناامنی از روحیهات بیرون میرود، ولیّ داشته باشی با ولیّ دیگر تو حسادت نمیکنی، با ولیّ بدبین به کسی نمیشوی، با ولیّ خودشیفتگی نداری، با ولیّ پُز دادن به کسی را نداری، وقتی صاحب داری درست تربیت میشوی. الان نگاه کنید یک آدمی که مثلاً خیلی بدرفتار وناهنجار است میگویند این سر سفره پدر و مادرش بزرگ نشده، یک کسی میبینی نه خیلی خوب است مسلم است که سر سفره پدر و مادرش بزرگ شده. آدم سر سفره خدا بزرگ بشود پدر و مادر نبودند نبودند، این همه بچههای یتیمی که از اول پدر و مادرشان را از دست دادند همهشان شهید شدند و جزء اولیاء الهی، خدا ولیّ آنهاست (اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا) چقدر برای آدم امنیت میآورد (یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ).
ولایت الهی و مسئولیت انسان
حالا خداوکیلی برگردیم به درون خودمان و ببینیم ما الان تحت ولایت چه کسی هستیم، ما الان چه کسی ولیّ ماست، ما را کجا میبرند، آیا زندگی ما که روز به روز دارد به عمر ما اضافه میشود ما خروج از ظلمت به سمت نور داریم یا نه هر دفعه داریم بدتر میشویم، روحیهمان ضعیفتر میشود بدتر و بداخلاقتر و بدقلقتر و بدبینتر میشویم، غصه و ناراحتی و افسردگیهایمان دارد بیشتر میشود؟ برای چه؟ برای کارهای جمادی و گیاهی و حیوانی که اطراف ما هست کارهای علمی. الان چند وقت پیش یک بنده خدایی بود یک خانمی بود خودکشی کرد، چرا؟ چون خانم دکتر فلانی، دوستانش تخصص قبول شدند این نتوانسته بود قبول بشود، شوهر و بچه خوب، ثروت زیاد، همه چیز داشت، فقط همین چون دوستانش توانستند تخصص قبول بشوند و این نتوانست تخصص بگیرد خودکشی کرد آدم به کجا میرسد. (وَ هُوَ وَلِیُّهُمْ) اما (بِما کانُوا یَعْمَلُونَ) اگر میخواهید من کنارتان باشم مربی هر دفعه شاگرد را پیش خودش نگه نمیدارد؛ شاگرد بداخلاقی بکند یک بار دو بار نمره کم بگیرد، رد بشود، فرصت میدهد اما اگر قرار باشد یک شاگردی باشد که اصلاً کلاً نظام آموزشی را زیر سؤال برود و نخواهد پای درس وارد بشود و نخواهد در امتحان بیاید خدا رهایش میکند و میگوید تو برو شاگرد شیطان بشو ولیّ تو هم شیطان است. منِ خدا سبکم این است، تربیتتان میکنم برای بزرگ شدن مثل خودم، مثل ائمه میخواهم شما را بزرگ کنم، اگر میخواهید من خدای شما باشم رب شما باشم پس در کلاس بیا، بیایید درس بخوانید امتحان بدهید با همه چیز شما را امتحان میکنم. (نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَهً) هم با خیر هم با شر من امتحانتان میکنم، چیزهای خوب به شما زیاد میدهم، چیزهای بد هم میدهم، شما بالأخره میخواهید شاگرد من باشید یا نه؟ نه. (من لم یرض برضائی و لم یقض بقضائی فالیتخذ ربا سوائی) اگر نمیخواهید من که بینیازم، اگر من را میخواهید باشد من پای کارتان هستم، دلسوزانه پای شما هستم. (حنان منان) چه اسمی، آدم میخواهد با این اسم خدا هزار بار جان بدهد، غمخوار بندهنواز، غم بندهاش را میخورد، مربی پای کارت میایستد. ولی تو بالأخره میخواهی در این کلاس بروی یا نه، درس میخواهی بخوانی و رشد پیدا کنی یا نه؟ این شوهر را همینطوری الکی به تو ندادند که تو ضایعش کنی، زن و پدر و مادر و استاد و بچه و سلامتی و غذا و امنیت را الکی به تو ندادند این چند صد هزار شهید را الکی به تو ندادند شهدای مدافع حرم و شهدای دفاع مقدس را الکی به تو ندادند شهدای انقلاب اسلامی را الکی به تو ندادند. این امام به این بزرگی که در طول تاریخ بعد از ائمه دیگر مثلش نیامده را مفتی به تو ندادند این رهبر به این عظمت را مفتی به تو ندادند این کلاس توست این لیاقت و امتحان توست باید پای آن بایستی، اصلاً نمیفهمی، اصلاً نمیفهمد الان در کجاست در کدام کشور است این همه نعمت از کجا آمده، من در مقابل هر کدام از اینها دارم آزمایش و امتحان میشوم. (جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ) اگر میخواهی من کنارت باشم باید نمره قبولی بیاوری، رد بشوی عیبی ندارد، ولی بیا در کلاس باش و بدانم که تو داری زحمتت را میکشی رد هم بشوی باز من درست میکنم.
ماه رجب، فرصت بازگشت و رشد
رجب چیست؟ اصلاً ماه رجب یعنی همین، میگوید شاگرد تنبلها، صفر و یک و دو گرفتهها باشد بیایید از اول دوباره به شما فرصت میدهم، همه گناهان گذشتهتان را آمرزش میکنم، با یک مربی با این عظمت روبرو هستیم، ولی بداند که تو درگیر هستی. نه اصلاً رجب را میفهمی که قدرش را بدانی، نه میگویی حالا خدا رو شکر که یک رجب به ما داده من از رجب استفاده کنم بروم در کلاس، سر درس بروم و بنشینم درسهایم را بخوانم سر شوهرداری و زنداری و بچهداری و کار لقمه و اقتصادی بنشینم درس بخوانم، میخواهم بزرگ بشوم، میخواهم به اندازه ائمه بزرگ بشوم پس استفاده کنم. میبینی این شب تا صبح ذهنش این هست که چه کسی چکار کرد، چه کسی چه دارد، چه کسی چه ندارد، فلانی چه تصمیمی در زندگیاش گرفت، چه کسی از چه کسی طلاق گرفت، چه کسی بچه دارد، چه کسی بچه ندارد، ذهنش در سریال و فضای مجازی است. در خودش نیست، در غیر است با بقیه کار دارد، مثل کسی که سر کلاس نشسته همهاش به بقیه نگاه میکند که بقیه چکار میکنند، خودش درس نمیخواند، این بازیگوش است، رشد نمیکند (جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ) دارالسلام این که من کنار شما باشم و ولیّ شما باشم بالای سرت باشم که از ظلم به سمت نور ببرم درس بخوان، عمل کنی، کار کنی، تمرین کنی اهل عمل باشی. نه اینکه چند سال بیایی سر این کلاس بنشینی و بگویی من دشمنشناسی و غضب و حلم و مهرورزی کار کردم، ماشاءالله، بعد خانمش بگوید این وحشی به تمام معنا است یا زن است میبینی که این همه کلاس آمده بعد میبینی هنوز حسود است هنوز شوهر را اذیت میکند هنوز به شوهر نق و غر میزند اعصاب همه را به هم میریزد سر بچه داد میزند سر هر چیزی در خانه ناراحت میشود. خودت و زندگی و شوهرت را مسخره کردی، و خدا را داری مسخره میکنی، پس تو کلاس آمدی که بشوی، ما نیامدیم که فقط بشنویم، مگر اینجا سیرک است که آدم فقط بیاید تماشا کند، ما اینجا آمدیم که تحول پیدا کنیم.
جانور فربه شود از راه نوش
آدمی فربه شود از راه گوش
میگوید من این دورهها را هم گوش کردم، بالأخره الان چی؟ زن تو خوشبختتر است نسبت به تو، وقتی تو اینقدر کلاس آمدی شیرین و عسل شدی؟ برای پدر و مادرت فرزند خوبی هستی؟ از وقتی آمدی برنامه گرفتی برای زنات بهتر شدی؟ خانوادهات دل تنگترت میشوند؟ بیشتر عاشقات هستند؟ روابط عاطفیتان بیشتر و قشنگتر شده؟ کلماتتان قشنگتر شده یا نه؟ به نیازهای همدیگر بیشتر میرسید و توجه دارید؟ همدیگر را بهتر سیر میکنید یا نه؟ یا همه مشغول خودمان هستیم؟ این را باید بیشتر توجه کنیم. نرسیدم، احادیث فوقالعاده شیرینی اینجا هست راجع به بهشت و دارالسلام انشاءالله اگر قسمت شد سال بعد، یک سر میآییم دارالسلام که ببینیم چه خبر است در این دارالسلام.
معرفی کتاب و اعلام برنامه احیا
عزیزان دو سه تا کتاب آوردند معرفی کردند یکی (ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا) نوشته آقای طاهرزاده هست کتاب بسیار خوبی هست برای ماه رمضان هم از الان آماده بشوید کتاب دوم ایشان هست به نام (روزه دریچهای به عالم معنا). یک کتاب هم هست به نام (انسان به توان بینهایت) که جلد یک هست از کارهای آموزش ما هست که جمع کردند بعضی از عزیزان به نام (انسان به توان بینهایت) که به مباحث خودشناسی و راهشناسی هست. امشب هم که الحمدلله رب العالمین بزم و جشن داریم از ساعت 11:30 میدان شهدا حسینیه حاج همت انشاءالله احیا خواهیم داشت، برای همین هم کلاس دوم ما هم چند دقیقه بعد شروع میکنیم که مثل دفعههای قبل ساعت 6 شروع نمیشود، چند دقیقهای استراحت بکنید کلاس دوم هم شروع میکنیم که دیگر مغرب همه آزاد باشند. چون هم مغرب عبادت داریم نماز داریم 12 رکعت نماز بین مغرب و عشا را داریم خیلی این نماز مهم است و هم اینکه بروید استراحت کنید و به خودتان برسید و آماده بشوید برای احیا، اکثراً هم که میدانم روزه هستند افطار بکنند و آماده شوند انشاءالله برای احیا که در خدمتتان خواهیم بود.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.