خانواده آسمانی – جلسه 485

متن کامل جلسه

مقدمه: اهمیت کنترل زبان در زندگی معنوی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. آخرین بحثمان درباره مسائل کلی زبان را خدمتتان تقدیم می‌کنیم و ان شاء الله از جلسه آینده درباره موضوع سخن‌چینی مطالبی را خدمتتان تقدیم خواهیم کرد. تا الان درباره زبان یک سلسله از ابعاد مسأله را عرض کردیم یکی دوتا روایت در این زمینه خدمتتان عرض خواهیم کرد که بحث را ان شاء الله جمع کنیم.

زبان، منشأ بیشترین گناهان

روایت اول از نبی اکرم  «اِنَ اَکثَرَ خَطایا اِبنِ آدَم فِی لِسانِه» بیشترین گناهان فرزند آدم در زبانش هست. من حالا یک فهرستی هم خیلی زیاد است بخوانیم برایتان که می‌تواند تبدیل به گناه شود غیبت، تهمت، سرزنش، فحش، نفرین، لعن، غنا (یعنی استفاده نامشروع از صوت)، مسخره کردن، افشاء سِر، دروغگویی، مدح و ثنای مضر، چاپلوسی، شوخیهای خطرناک، قیل و قال، سخن‌چینی، دشمنی، قسمهایی هست که می‌تواند فساد ایجاد کند و خیلی هست آنقدر کار می‌برد این بحث زبان هست. لذا همانطور که قبلاً عرض کردیم اصل تقوا بحث زبان هست و بدون کنترل زبان تقوا و تعادل در صراط امکان‌پذیر نیست یعنی محال هست یک کسی نتواند زبانش را کنترل کند بتواند روی صراط تعادل داشته باشد و مسیر صراط را طی بکند اصلاً امکان‌پذیر نیست.

کنترل زبان، رمز آرامش و شادی

برای حفظ تعادل باید زبان را کنترل کرد و این معنایش در دنیا همین هست که انسان اگر دنیا بخواهد به تعادل برسد که در قرآن کریم رمز یک مؤمن را رمز ایمانی را شادی و آرامش می‌داند و اساساً هیچ مؤمنی را اسلام و قرآن بدون شادی و آرامش مؤمن نمی‌داند. برای این هست که اگر یک کسی بتواند زبانش را خوب کنترل بکند ایمان که بخش مهمش مربوط به زبان هست اگر کسی بتواند زبان خودش را خوب کنترل بکند به آرامش و شادی می‌رسد اضطراب، ترسها، غصه‌ها و مشکلاتی که برای انسان ایجاد می‌شود نوعاً از این جهت هست که قادر به کنترل زبان نیست و اگر یک کسی بخواهد سلوک حقیقی داشته باشد باید وقت جدی و زیادی را روی زبانش بگذارد.

گناهکارترین مردم و خوض در باطل

باز یک نکته خیلی مهم هست که البته این یک مقدار جنبه عرفانی و معنوی‌اش بیشتر هست «أعْظَمُ النّاس خَطایا یَوْمَ القِیامَه اَکثَرُهُم خَوضَاً فِی الباطِل» می‌فرماید که گناهاکارترین مردم روز قیامت کسانی هستند که بیشتر از بقیه از زبانشان در جهت باطل استفاده کردند خوض در باطل کردند یعنی در باطل فرو رفتند. فرو رفتن در باطل گاهی وقتها هست که انسان بنای گناه ندارد بنای معصیت ندارد اما فقط کنترل زبان ندارد زبانش را شروع می‌کند به کار بردن بعد می‌بینی که در این زبان یکدفعه شوخی ناجور، تهمت، فحش، غیبت، سرزنش، تحقیر می‌آید وقتی آزاد باشد خیلی چیزها همینطور پشت سر هم با آن می‌آید لذا تلاش برای کنترل کردنش بسیار مهم هست که ما وقتی آزادش بگذاریم به اینطرف و آنطرف می‌خورد. مثل کسی فرض کنید یک چاقوی تیزی داشته باشد و این را غلاف نکند قصدش هم این نیست که بخواهد کسی را با آن بزند ولی چاقوی تیز وقتی همراهش هست این بی‌مبالات با خودش به کمرش می‌بندد اینطرف و آنطرف بدون غلاف با خودش می‌کشاند بدون کنترل به هر جا بخورد ممکن است بدَرد این مشکل را ایجاد بکند. آنهایی که خیلی زبان‌باز هستند خیلی اهل این هستند که خیلی پرحرف هستند و زبانشان آزاد است اینها معمولاً لیز می‌خورند و در مسیرهایی می‌افتند که معصیت دارد لذا می‌فرماید گناهکارترین آدمها کسانی هستند که زبانشان را در باطل به کار بردند و قصدی هم نداشت یک حرفی داشت می‌زد یکدفعه شد یک فحش، سرزنش، شوخی، غیبت، تهمت، نمی‌خواست که این کار را انجام بدهد اما چون اینطوری هست این زبان وِل هست در این وِل بودن آسیب می‌رساند به خیلیها، آزاد است یکدفعه می‌بینی که می‌بُرد و تخریب می‌کند و کنار می‌رود.

خودشیفتگی و اظهارنظرهای بی‌مورد

آدمهایی که خودشیفتگی خیلی زیادی دارند اینها می‌خواهند در هر زمینه‌ای حرف بزنند در هر زمینه‌ای اظهارنظر کنند در هر زمینه‌ای بگویند ما حالی‌مان هست و فضل داریم و می‌فهمیم. در مسائل سیاسی نگاه کنید الان در بین جامعه حالا یک اتفاقی افتاده یکدفعه یکی شروع می‌کند در فامیل می‌خواهد اظهارنظر کند می‌خواهد بگوید ما هم حالی‌مان هست و تحلیل بلد هستیم یکدفعه می‌بینی که شروع می‌کند غیبت صدها نفر، تهمت زدن به انسانهای پاک و تخریب اعتقادات و عقاید دیگران، چطوری می‌شود این را جمع کرد!

قاعده “بین حق و باطل چهار انگشت است”

حضرت یک قاعده به ما می‌دهد و می‌فرماید «بَینَ الحَقِّ وَ الباطِلْ الأسابِع» بین حق و باطل چهار انگشت است. بعد می‌فرماید «الحَقُّ أنْ تَقُولَ رَأیْت» حق این هست که بگویی من با چشم خودم دیدم اگر با چشم خودت دیدی این حق است. این را هم نمی‌شود هر جا گفت، مگر آدم هر چه را که با چشم خودش دید می‌تواند برود بگوید. بعد می‌فرماید «وَ الباطِلُ أن تَقُولَ سَمِعْت» باطل این هست که شما بگویی من اینطوری شنیدم، بروی یک شنیده‌ای را جایی نقل بکنی این باطل است حتی اگر درست هم باشد نباید بگویی بنابراین وقتی یک کسی گفت شنیدم نباید اعتنا بکنی شنیده‌ها قابل اعتنا نیست. باید به طرف بگویی تو با چشم خودت دیدی این چیزی را که داری می‌گویی یا نه، این را با چشم خودت دیدی، اگر دیده، تازه در دیده‌ها خیلی شک هست در خود دیده‌ها خیلی مسأله است و خیلی شک وجود دارد. این را حضرت می‌گوید که ما کنترل بکنیم که آن چیزی که به زبان می‌آید نوعاً باطل است آنهایی که به زبان می‌آید اخبار و اطلاعاتی که افراد می‌دهند نوعاً باطل است یعنی وقتی که دارد می‌گوید چنان می‌گوید انگار خودش بوده و دیده، چنان می‌گوید انگار که اطمینان دارد ولی وقتی به او می‌گویی حالا سندش کجاست؟ چه موقع؟ چه زمانی؟ چطوری هست؟ می‌بینید که در آن می‌ماند.

شایعات و اخبار دروغین در فضای مجازی

لذا این خیلی مهم است که انسان کنترل بکند زبانش را با همین قاعده، فلانی گفته، فلانی شنیدم، شنیدم که اینطوری هست، اینها اصلاً هیچ اعتباری ندارد الان هم که بازار شایعه و دروغ و تهمت و این چیزها یک بازار جهنمی داغ هست یک بازار فوق‌العاده پر رونق هست با این شبکه‌های مجازی که افراد راحت خبرسازی می‌کنند علیه دیگران، عکس می‌گذارند فتوشاپ می‌گذارند. الان چقدر از این شخصیتها و خانمهای محترمی که در اجتماع بودند با فتوشاپ عکسهای عریان اینها را پخش کردند با فتوشاپ درست کردند و یک وضعیت عریان از این درست کردند و پخش شده اینها اصلاً هیچ کدام قابل اعتنا نیست.

سختگیری اسلام در اثبات جرم

اینکه اسلام می‌گوید اگر یک نفر آمد شهادت زنا داد باید چهار نفر با چشم خودشان رابطه را دیده باشند نه اینکه آنها را در حالت عریان هم دیده باشند قابل اعتنا نیست اسلام می‌گوید ما این را قبول نداریم اگر اینها را هم عریان دیده باشید باید حتماً خود آن رابطه را دیده باشند تا بتوانیم قبول کنیم که اینها این کار را کردند تازه به شرطی که کس دیگری نیاید شهادت علیه اینها بدهد. اگر سه نفر بیایند بگویند اسلام می‌گوید این شاهدها را شلاقشان بزنید برای اینکه اسلام اساساً دنبال اثبات جرم و خطا در مؤمن و مسلمان نیست برخلافش هست بنابراین این که یک کسی راحت بیاید هر چیزی را به زبان بیاورد هر چیزی را بگوید افکار و ذهنیات خودش را تصورات خودش را و چهار چیز کنار هم بگذارد قرینه درست کند و یک چیزی را بیان کند اینها فاجعه است اینها شب اول قبر سؤال می‌کنند از طرف که تو روی چه حسابی این حرف را زدی؟ اصلاً حق داشتی اینها را بگویی مطمئن بودی؟ تازه اگر مطمئن بودی مگر کار درستی هست که گفتی؟

پرحرفی و عقده‌های حقارت

این هست که اکثر گناهان انسان در آخرت برای زبان هست این وِل هست و همینطوری به همه چیز می‌خورد. یک موقع هست انسان قصد گناه دارد بی‌تقواست گناه می‌کند بی‌مبالات است؛ یک موقع هست نه بی‌تقوا نیست پرحرف است وِراج است خودشیفته است همه جا می‌خواهد اظهارنظر بکند می‌خواهد یک حرفی هم او زده باشد بی‌شخصیت هست و کمبود دارد و مجبور است برای اینکه جلب توجهی بکند یک چیزی بگوید که بقیه به او بگویند اوه این هم یک حرفی برای گفتن دارد. آدمهایی که سنگین هستند و وقار و وزنه دارند سکوتشان بیشتر است آنهایی که نه بسیار عقده‌های حقارت دارند بی‌شخصیتی دارند کمبود شخصیت دارند برای اینکه بتوانند سرپا خودشان را نگه دارند با زبان این کار را می‌کنند معمولاً حرفهایی می‌زنند که انگار ما مطلع هستیم از یک سلسله چیزها یک سلسله از اخباری را می‌دانیم و می‌خواهند جلب توجه بکنند.

پرحرفی کودکان و بزرگسالان

مثل بچه کوچک نگاه کنید عمده من‌اش که از 5/2 سالگی به بالا بچه شروع می‌کند که من‌اش را اثبات بکند با چند چیز من‌اش را بچه اثبات می‌کند یکی مخالفت هست بچه دائماً هر چه پدر و مادر بگویند می‌گوید نه، خودم، باید مزاحمش هم نشوی چون می‌خواهد تشکیل شخصیت بدهد می‌خواهد من‌اش درست بشود پدر و مادر باید اجازه بدهند بچه با آنها مخالفت بکند و خودش کاری که دوست دارد انجام بدهد تا این بتواند من‌اش پیدا بکند. یکی از روشهایی که بچه معمولاً برای اثبات خودش و کسب شخصیت و استقلال انتخاب می‌کند پرحرفی است یعنی یکسره حرف می‌زند یک مطلب را 50 بار می‌گوید پدر و مادر نباید حوصله‌شان سر برود چون بچه با حرف می‌خواهد ارتباط بگیرد می‌خواهد بگوید من هستم شما باید به من توجه بکنید من هم حرفی برای گفتن دارم در حرفهای بزرگترها می‌پرد بچه می‌پرد در حرف بزرگترها یک چیزی هم او می‌گوید یک حرفی هم او می‌زند. مثلاً بزرگترها دارند راجع به مطلب مهمی حرف می‌زنند این هم یک اظهارنظری هم می‌کند یعنی می‌خواهد بگوید که من هم می‌دانم، من هم می‌فهمم. گاهی وقتها آدم بزرگهایی داریم که کودک هستند شخصیتاً آدمهایی هستند که رشدنایافته هستند شخصیتهای عقب‌مانده و حقیری هستند که حقارتشان را می‌خواهند از طریق کلام ارضا بکنند حرف زدن، جلب توجه دیگران، جلب توجه بزرگترها یکسره حرف می‌زنند.

خانواده، جایگاه آرامش و صفا

یک جلسه‌ای که هستند در خانه هستند یا جای دیگر، جهنم حتی حاضرند در خانه درست کنند خانواده جای سکون و آرامش و محبت است اصلاً خانواده جای بحث سیاسی نیست مردم دارند اخبار نگاه می‌کنند خودشان نگاه می‌کنند و خودشان هم تحلیل می‌کنند حالا هر کس هر چیز، باید صلح و صفا و سکون و شادی خانواده اصیل است اصالت دارد. نباید یک مرد گرایش سیاسی حتی درست داشته باشد حرف حقی هم بخواهد بزند و اینطور مسائل را به خانه بکشد خانه جای صفا کردن است و صحبت کردن راجع به مسائل خانوادگی و شخصی است و یا مسائل حقی که همه با آن مشترک هستند جای تشنج و بحث نیست اصلاً فضای خانواده. فامیل مثلاً چهارتا باجناق نشستند چقدر معصیت زیاد است طرف می‌گوید واقعاً من باجناقم را دوست دارم خانواده همسرم را دوست دارم و دوست دارم با اینها رفت و آمد کنیم صله‌ارحام کنیم ولی وقتی که هر وقت آنجا می‌نشینیم یک بحث سیاسی راه می‌افتد کار به توهین کشیده می‌شود کار به توهین به عقاید به شخصیتها یا غیبت است یا تهمت است یا توهین یا اختلاف است آدم برای چه این بحثها را مطرح بکند جلوی دهانت را بگیر. نکته مهم این هست که آیا در این بحثهایی که در فامیل می‌شود حقی ثابت می‌شود یعنی هدایتی صورت می‌گیرد؟ نه، گفتنش کار خوبی نیست. البته یک موقع هست انسان یک چیز باطل و کفرآمیز و شرک‌آمیز و ناموس الهی است مطرح می‌شود انسان می‌تواند با زبان نرم و مهربانی صحبت بکند و دفاع کند اما دعوا و درگیری و اختلاف بین اعضای خانواده، فامیل و دوستان سر اینطور مسائل خودش یک معصیت است، چه کسی باعثش شد؟ همان که نتوانست جلوی دهانش را نگه دارد.

عذاب زبان در قیامت

چقدر جالب است چون اینطوری هست بخوانم از نبی اکرم  «یُعَذِّبُ الله اللِّسانَ بِعَذابٍ لا یُعَذِّبُ بِهِ شَیئا مِنَ الجَوارِ حِ، فَیَقولُ: اَى رَبِّ، عَذَّبتَنى بِعَذابٍ لَم تُعَذِّب بِهِ شَیئا؟! فَیُقالُ لَهُ: خَرَجَت مِنکَ کَلِمَهٌ فَبَلَغَت مَشارِقَ الرضِ وَ مَغارِبَها، فَسُفِکَ بِها الدَّمُ الحَرامُ وَ انتُهِبَ بِها المالُ الحَرامُ وَ انتُهِکَ بِها الفَرجُ الحَرامُ» می‌فرماید روز قیامت که می‌شود خداوند زبان را طوری عذاب می‌کند که هیچ کدام از اعضای بدن آنطوری عذاب نمی‌شوند زبان گله می‌کند، در واقع چه کسی این وسط عذاب می‌شود؟ نفس عذاب می‌شود به وسیله آن عضو عذاب می‌شود اینکه در قیامت می‌گویند زبان شخصی که از زبانش خوب استفاده نکرده به قدری دراز می‌شود که اهل محشر پا می‌گذارند رویش و می‌روند زبان عضوی هست که تمام حسهای خاص خودش را دارد ظرافت خاص خودش را دارد شما یک لحظه زبانتان را گاز می‌گیرید ببینید چقدر درد دارد. خداوند تبارک و تعالی که این معجزه ثابت و همیشگی را ایجاد کرده که یک زبان بین 32 تا دندان برود و بیاید و گیر نکند این خودش یکی از معجزات الهی است توحید یکی‌اش همین است زبان به این ظریفی را گذاشته بین دندانهای تیز شما سخنرانی می‌کنی حرف می‌زنی. ما در خارج از کشور مسابقه‌ای داریم به نام مسابقه سخنرانی، مثلاً آخرین رکوردی که من دیدم 36 ساعت بوده یعنی طرف باید بایستد 36 ساعت سخنرانی کند و یکسره همینطوری حرف بزند گیر نمی‌کند وسط این همه دندانهای تیز گیر نمی‌کند یک جاهایی خدا دیدید یک کاری می‌کند شخص یک لحظه گاز می‌گیرید ببینید چقدر دردش می‌آید. حالا این زبان به این ظرافت و حساسی را در روایت داریم خداوند این را بلند می‌کند از دهان شخص بیرون می‌آید و زیر دست و پای مردم، ببینید چقدر انسان باید درد بکشد، چرا این باید درد بکشد؟ چون از این زبان سوءاستفاده کرده از این زبان درست استفاده نکرده لذا خداوند نفس را به وسیله این زبان شکنجه می‌دهد.

پیامدهای کلام نادرست

در روایت داریم زبان به صدا می‌آید می‌گوید خدایا هیچ کس را به اندازه من عذاب نکردی، چرا اینطوری است؟ خداوند چه جوابی می‌دهد؟ «خَرَجَت مِنکَ کَلِمَهٌ» به زبان می‌گوید یک کلمه از تو خارج شد در تمام شرق و غرب عالم پیچید. ما چند جنگ جهانی داریم با زبان شروع شده این جنگهای جهانی همین با دو کلمه از دهان کسی بیرون آمده اتفاقی افتاده یکدفعه جنگ شروع می‌شود هزاران و میلیونها آدم کشته شدند سر اینکه یک شخصیتی یک مسئولی یک پادشاهی از زبانش درست استفاده نکرده فاجعه را نگاه کنید. خدا می‌گوید از تو یک کلمه‌ای خارج شد پیچید در شرق و غرب عالم، حالا چه اتفاقی افتاد؟ «فَسُفِکَ بِها الدَّمُ الحَرامُ» یک خون حرام ریخته شد حالا ما با زبان میلیونها نفر جانشان را از دست می‌دهند. لذا در روایت داریم روز قیامت بنده حساب می‌شود «أوَّلُ ما یُسألُ عَنه الدَّم» از خون سؤال می‌کنند که تو خونی ریختی یا نریختی؟ بعضیها می‌گویند نه ما خون نریختیم، بعد می‌آورند که این چه کلماتی به کار برده و بر اثر این کلماتی که این به کار برده چه فجایعی اتفاق افتاده و چه خونهایی ریخته شده یک خبرنگار یک چیزی نوشته در سایتی یا در کانالی یک چیزی گفته شده خون ریخته شده چقدر افراد با کلمه طلاق گرفتند چقدر بچه‌ها بی‌پدر و مادر شدند چقدر فسادها و فحشاها با همین کلمه اتفاق افتاده. خدا می‌گوید با تو خون ریخته شده و «وَ انتُهِبَ بِها المالُ الحَرامُ» مالی به غارت رفته به حرام گرفته شده غارت شده مالهای مردم به یک زبان، «وَ انتُهِکَ بِها الفَرجُ الحَرامُ» گناهان ناموسی هتک شده ناموسهای زیادی با تو هتک شده با زبان این اتفاق افتاده خدا ببینید چطوری به زبان تفهیم می‌کند که به آن زبان تشبیه می‌گویند تشبیه می‌کند که این اتفاقها با زبان می‌افتد که حالا من فهرستش را برای شما خواندم که خیلی اتفاقات دیگر با زبان هست.

زبان، ابزار ساخت بهشت یا جهنم

برای همین بالاترین عذاب انسان روز قیامت برای کسانی هست که از زبان خودشان خوب استفاده نکردند و به جای اینکه بهشت درست کنند جهنم درست می‌کنند این اصلاً یک ملاک شخصیتی هست که آدمها با زبان خودشان صلح و صفا و پیوند و همدلی و بهشت ایجاد می‌کنند اینها آثاری هست که انسان از زبان می‌تواند ببرد افرادی روز قیامت مقامات بسیار عالی به دست می‌آورند به وسیله زبانشان. هیچ سوادی هم ندارد توان مالی زیادی هم ندارد اما زبان خوبی دارد که با این زبانش بهشتها می‌آفریند صلحها ایجاد می‌کند آبروها حفظ می‌شود دعواها خاموش می‌شود با زبان می‌تواند به کار بگیرد. این زبان اگر تسلیم حق شد با آن انسان مدارج عالی به دست می‌آورد قرب الی الله پیدا می‌کند با زبانش، ولی به شرطی که تسلیم حق بشود. ولی اگر تسلیم حق نشد و تسلیم نفس شد با آن خیلی فجایع بار می‌آید هم برای خودمان و هم برای دیگران می‌توانیم فجایع زیادی را به وجود بیاوریم تسلیم باش تسلیم شدن هم یعنی عبد بودن زبان، این زبان باید عبد خدا باشد یعنی مثل عبد که هر چه می‌گویند می‌گوید چشم، زبان هم باید اینطور باشد یک جاهایی می‌گوید باید راست بگویی، یک جاهایی خدا می‌گوید نه تو باید دروغ بگویی الان دروغ واجب است بگویی یک زبانی بگوید نه ما اصلاً اینطوری تربیت نشدیم ما همیشه باید راستش را بگوییم، این راست گفتن فاجعه است.

دروغ مصلحتی و اهمیت آن

یک جا راست می‌گویید خونها ریخته می‌شود با این راست شما، یک جا راست می‌گویید طلاقها اتفاق می‌افتد یک جا راست می‌گویید بچه‌های زیادی بی‌خانمان می‌شوند این راست حرام است و لذا ما در فقه در اخلاقیات داریم که یک جاهایی غیبت واجب است یک جاهایی دروغ واجب است یک جاهایی غیبت حرام است یک جاهایی دروغ حرام است. اینطور نیست که همیشه راست واجب باشد شخص بگوید من عادت کردم راست بگویم اشتباه است عبد بودن مهم است. الان یک زن و شوهر اختلافات شدید دارند زندگی‌شان دارد متلاشی می‌شود شما یک چیزی از خانم می‌دانی یک چیزی از آقا می‌دانی اگر بروی بگویی که فاجعه است مصلحت این دروغگویی بالاتر از این هست که دوتا خانواده به هم بریزند و فاجعه بشود. چون در اسلام هیچ گناهی از نظر شدت عذاب، زشتی و قباحت هیچ معصیتی بالاتر از اختلاف نیست بالاتر از چرکین شدن دل دو نفر نسبت به همدیگر نیست قرآن می‌فرماید الْفِتْنَهُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ فتنه از آدم‌کُشی بالاتر است تو حق نداری بروی یک راستی را بگویی که یک زن و شوهر به هم بریزند دوتا مسلمان به جان هم بیفتند و نفرت پیدا کنند.

حفظ آبرو و حرمت دیگران

حتی تو حق نداری گناهی را که خودت کردی بروی بگویی غیبت از زنا بالاتر است «أشَدُّ مِنَ الزِّنا» حق داری به یک نفر بگویی من غیبتت را کردم؟ نمی‌توانی بروی بگو، بگویی من آقا غیبت شما را کردم حالا یک موقع هست شخص خیلی بزرگوار است شما به او بگویی من غیبت شما را کردم حلال کنید می‌گوید حلال، اما یکدفعه بروید به یکی بگویید من غیبتت را کردم و او بزرگوار نباشد می‌گوید بگو ببینم چه گفتی؟ فاجعه درست می‌شود، برو برایش استغفار کن و رد مظالم بده به او محبت کن و جبران کن آبرویی که از او بردی حق نداری بروی به او بگویی که غیبتت را کردم چون این فاجعه است برای خودت را هم نمی‌توانی بروی بگویی چه برسد بخواهی برای دیگران را نقل بکنی و زندگی دیگران به هم ریخته شود.

غیبت واجب در مقام مشاوره

یا در مقام مشاوره است طرف آمده می‌گوید می‌خواهم با این خانم ازدواج کنم چطور آدمی است؟ تو بپوشانی و می‌دانی که اگر با این ازدواج کند اینها کارشان به طلاق می‌کشد و این آدم بدبخت می‌شود، می‌دانی که اگر این دختر با این مرد ازدواج کند به دختر بگو نه من ایشان را می‌شناسم و شما با ایشان ازدواج نکن صلاح نیست با این آقا ازدواج کنی، همین مقدار، این غیبت اشکال ندارد چون جلوی فاجعه را گرفتید، نه آخر گناه دارند بگذار به هم برسند! به هم برسند که ما الان از پنج تا ازدواج چهار تا شکست می‌خورد این ازدواجی نیست که بماند این عیبی دارد که بعداً در زندگی معلوم می‌شود و زن بعداً می‌گوید که خدا لعنتت کند که تو می‌دانستی و به من نگفتی تو می‌دانستی که این مریضی و اعتیاد و سوءسابقه و بداخلاقی دارد چرا نگفتی؟! در مقام مشاوره غیبت واجب است آن هم کم، یعنی به مصلحتت نیست حالا طرف می‌خواهد بیفتد در جهنم اصرار می‌کند، بله عیبش را هم آن موقع می‌توانی بگویی اگر اصرار دارد ولی بگو اگر حرف من را می‌شنوی من به شما می‌گویم که با ایشان ازدواج نکنید بهتر است این غیبت واجب است.

زبان عبد خدا

پس زبان باید عبد خدا باشد یک موقعی لازم است دروغ بگوید یک زمانی لازم است غیبت بکند یک زمانی لازم است راست بگوید و یک زمانی لازم است بپوشاند اگر زبان یک کسی عبد باشد شخص با زبانش مدارج عالی را طی می‌کند. بعضی از آدمها هستند زبانشان ارتقاء می‌دهد اینها را به عالی‌ترین درجات قرب، بعضی از افراد هستند زبانشان اینها را سقوط می‌دهد به پست‌ترین درجات جهنم، شخصیت انسان کاملاً مشخص هست که زبانش زبان خوب و لین است قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً با مردم خوب حرف بزنید قرآن دارد تأکید می‌کند تمرین خوب حرف زدن، کار کردن، تحت تربیت قرار دادن خودش یک عبادت است یک کار بزرگ سلوکی هست که من یاد بگیرم از زبانم خوب استفاده کنم شیرین استفاده کنم.

تیزی زبان، بدتر از تیزی نیزه

تلخیها، تندیها، تیزیها، هاریهای زبانم را بگیرم از بقیه هم کمک بگیرم یک کسی که بچه‌هایش از او در امان نیستند مادر است پدر است بعد می‌بینی که بچه دائماً دارد خرد می‌شود توسط زبان پدر و مادر. روایتش را خواندیم که چقدر این روایت صریح است «حَدُّ اللِّسانِ أمضى مِن حَدِّ السِّنانِ» تیزی زبان بدتر از تیزی نیزه است. یک کسی جلوی شما بنشیند می‌خواهی با او حرف بزنی (همسرت، پدرت، مادرت) دائم در گوش او بزن، دائم چاقو به او بزن، سوزن به او بزن این کار خیلی وحشیانه است از این وحشیانه‌تر این هست که تو نشستی کنار پدرت، مادرت، همسرت با زبانت به او تندی می‌کنی بچه‌ات دارد یکسره از تو حرفهای تند می‌شنود و تحیر می‌شود. ما چقدر پدر و مادر داریم واقعاً وحشی هستند این بچه تا می‌آید برسد به 15 ـ 20 می‌بینی که یک عالم حرفهای این پدر و مادر با نیزه کردند در وجود این بچه معصوم، از یک سالگی، کمتر از آن، این بچه همینطوری دائماً توسط پدر و مادر وحشی نیزه خورده و این برسد به 15 ـ 20 ـ 30 چه چیزی در می‌آید؟! می‌گوید برای اینکه از دست پدر و مادرم نجات پیدا کنم به این مردک معتاد اینطوری شوهر کردم این هم بدتر از آنها افتادم در یک فاجعه‌ای بعد سر از هزار تا مشکلات دیگر در آوردم، چرا؟ چون این پدر و مادر خانه را جهنم کردند زن و شوهر خانه را جهنم می‌کنند دقت کنید چه می‌گوید، نمی‌خواهد یک تشبیه و استعاره بکند نمی‌خواهد بگوید که تیزی زبان تندتر و برنده‌تر و تلخ‌تر از تیزی نیزه است، نه، این حقیقت را دارد می‌گوید. یعنی اینکه روز قیامت این شخص زبانش باز است و همه روی زبانش راه می‌روند این نیزه می‌رود در زبان این فرو می‌کنند این حقیقت است یعنی واقعاً یک توحش و وحشی‌گری وحشتناکی است که انسان یک جایی باشد با زبانش همینطوری در جان مردم نیزه فرو بکند این و آن را بزند این واقعیت است و دارد اتفاق می‌افتد این آدم ظاهراً هم آدم محترمی هست می‌گوید و می‌خندد و ادب و تواضع دارد ولی زبانش دارد جنایت می‌کند با این شمشیر زبانش؛

بدترین مردم از نظر زبان

لذا می‌گویند اوه نزدیک این نشوید بدترین مردم کسانی هستند «این بدترین مردم یعنی بد جایگاه‌ترین مردم در جهنم» که مردم از شر زبان آنها احترامشان را دارند می‌گوید که خیلی حواست باشد مواظب باش عمه خانم، خاله خانم، خان دایی، عمو جان حواستان باشد، یعنی چی؟! یعنی این رحم ندارد این در مجلس و مهمانی و هر جا بنشیند شمشیر را در می‌آورد و همه را قلع و قمع می‌کند این باطن آن قضیه را دارد می‌گوید که باطنش این است تو راحت می‌توانی قضاوت بکنی راجع به کسی، اظهارنظر بکنی، نتیجه بکنی، اتهام بزنی، برچسب بزنی، همه‌اش تکه تکه کردن دیگران است پاره کردن دیگران است باطن قضیه این است.

حفظ آبروی فرزندان

حالا این الان می‌گوید من پدرش هستم، پدرش هستی باید دقت کنی این بچه تو وقتی کنارت می‌نشیند امنیت و آرامش داشته باشد این بچه بتواند با تو دوست باشد اگر این بچه یک انحرافی رفته و بلایی سرش آمده بتواند با تو پدر، مادر، برادر، خواهر در میان بگذارد و بتواند بگوید. ما زن و شوهر هستیم ولی وقتی که کنار هم هستیم نیم ساعت کنار هم هستیم 20 دقیقه‌اش با هم دعوا داریم و صدایمان بالا می‌رود. این فیلمها را می‌بینید که حیوانهای وحشی را نشان می‌دهد که از دور فیلمبرداری می‌کنند یکسره به هم می‌پرند و همدیگر را می‌زنند این آدم وحشی است خودش را آرام نکرده نتوانسته خودش را تربیت بکند از مادرزن، برادرزن، از همه می‌گوید، یعنی چی این چه نیازی هست که یکسره بدَرَد و برود! چه نیازی هست؟ آنجایی که این شخص معصیت و گناه و اشتباه کرده مسلم است می‌گوید به رویش نیاور سرزنشش نکن سر خودت هم می‌آید صددرصد وقتی به رویش می‌آوری و سرزنشش می‌کنی.

درس گرفتن از حضرت یوسف (ع)

یوسف  را شما نگاه کنید آن همه برادرانش در حقش ظلم کردندقالَ لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ نه اصلاً نگران نباشید، این آنها را دلداری می‌دهد بعد می‌گوید شیطان بین من و برادرانم، شیطان اینها را وسوسه کرد این کارها را کردند، انتساب می‌دهد به چه کسی؟ زبانی که می‌تواند بهشت درست بکند جهنم درست می‌کند. گاهی وقتها یک چیزهایی هست حرفهای درست و راست و حق است ولی بگویی هم خودت جهنمی می‌شوی و هم چند نفر دیگر را جهنمی می‌کنی. لذا ائمه وقتی افراد به آنها دروغ می‌گفتند دروغهای آنها را بیشتر قبول می‌کردند تا راستشان را؛ اگر من به او بگویم که تو داری دروغ می‌گویی و تکذیبش بکنم این هیچ آبرویی برایش نمی‌ماند بعد دیگر از دست می‌رود و می‌افتد در ورطه گناه و می‌رود.

مدیریت بحران در خانواده

مادر است آمده می‌گوید دخترمان امروز یک دسته گل آب داده اینطوری، پدر عاقل بلند نمی‌شود کمربند بکشد، حالا تو آمدی این بچه را کنترل بکنی ولی می‌دانی که این بچه تا آخر عمر یادش می‌آید تو می‌دانی او چکار کرده چقدر داغون می‌شود می‌گوید پدرم، مادرم، می‌دانند من چکار کردم خواهرم، برادرم فهمیدند. یک پدر و مادر عاقل که نمی‌آیند حالا یک بچه یک غلطی کرده یک فحشایی منکراتی مرتکب شده نمی‌آیند این را که خانوادگی کنند پدر و مادر هم که می‌دانند یک پدر و مادر باشعور و باتقوا یکی از آنها مسئولیت قبول می‌کند با بچه صحبت کند مادر می‌گوید حواست باشد پدر نفهمد (پدر می‌داند پدر به رو نمی‌آورد جلوی خشم خودش را نگه می‌دارد می‌گوید شما برخورد کن)، یا مادر خودش را می‌زند به ندیدن به تغافل و تجاهل، چون جهنم نباید درست شود لو رفتن واضح یک نفر جهنم است. پدر فهمیده پدر مسئولیتش را بر عهده بگیرد دیگر آبروی این بچه جلوی مادر و خواهر و برادر نمی‌رود، بلند شود کمربند بکشد که بقیه بچه‌ها هم حساب ببرند! این چه کاری است؟! بچه شخصیت دارد یک انسان است خیلی بزرگ است شما دیگر راه هدایت این را تا آخر بستی راه رشد این را بستی. پدر هست مدرسه او را خواسته که بیا بچه‌ات یک دسته گل اینطوری آب داده با دانش‌آموزان دیگر رابطه نامشروع داشته دخترت، پسرت اینطوری شده یک پدر عاقل حتی این را هم نمی‌گوید آمدم مدرسه‌تان من را مدیرتان صدا کرده آبرویم رفته جلوی همه، بعد تو غلط کردی با آبروی من بازی کردی این چه کاری بود کردی؟ پدر می‌داند که اگر بچه‌اش بفهمد که پدر می‌داند شاید زنده نماند شاید طوری خرد بشود که دیگر نتواند بلند شود. می‌گوید رفتم پرونده بچه‌ام را از مدرسه گرفتم که در مدرسه آبرویش نرود به یک بهانه‌ای درست کردم که تو باید یک مدرسه دیگری درس بخوانی یک مسیر تربیتی صحیحی سر راهش گذاشتم که آن مسیر را نرود و نفهمد که من فهمیدم این پدر بیشتر حواسش هست به این تقوا می‌گویند که انسان مراقب باشد آتش پخش نشود.

حفظ اسرار و مدارا با دیگران

یعنی تو گاهی وقتها سِرّ و راز یک آدمی را می‌دانی او نمی‌داند که تو می‌دانی ولی تو باید به گونه‌ای برخورد کنی که نمی‌دانی و با او دروغش را بهتر قبول کنی تا راستش را، انسان یعنی این. اصلاً طرف آمده به تو می‌گوید من درباره تو این کار را کردم گوش شنوا خیلی نداشته باشید حالا ان شاء الله ساعت بعد که بحث جامعه کبیره داریم در رحمت خاص شخص در ارتباطاتش با دیگران مبنا خودش نیست. مبنا این هست که من و این شخصی که الان هر کس هست ما باید بهشتی بشویم ما همه بچه‌های امام زمان هستیم باید بهشتی بشویم حالا من بیایم انتقامم را بگیرم حق هم دارم ولی من اگر بخواهم انتقام و حقم را بگیرم این جهنمی می‌شود می‌توانی و طاقت داری در جهنم این بروی؟ خودت چی؟ آدم باید خیلی حواسش را در این موارد جمع کند.

حق‌الناس و عواقب آن

حالا بعضیها خیلی از زبانشان بی‌محابا استفاده می‌کنند همینطوری شمشیر را برمی‌دارند می‌افتند به جان آبروی این و آن و صغیر و کبیر را له می‌کنند و می‌بُرند این در قیامت چطوری می‌تواند جواب بدهد حق‌الناس هم هست حق الله هم نیست یعنی تو شهید هم بشوی در راه خدا اینها با شهادت پاک نمی‌شود. برای همین حضرت در حدیثی که جلسه قبل خواندیم حضرت فرمود «ما مِن شَیءٍ اَحَقُّ بِطُولِ السِّجنِ مِنِ اللِّسانِ» هیچ موجودی مستحق‌تر برای زندانی شدن طولانی مثل زبان نیست زبان مستحق است باید کنترل بشود. خیلی جاها راست و حق است حق نداری بگویی و برملا بکنی حتی اگر حق و درست است چه برسد به این توهمات و تخیلات و سوءظن و باطلهای ما که در مخیله‌مان می‌آید و راحت به زبان می‌کشیم. ما تقریباً آن چیزهایی که مربوط به موضوع بحثمان درباره استفاده منفی از زبان بود مقداری را، خیلی هست این بحثش فوق‌العاده زیاد هست بحث زیادی دارد یعنی اگر ما می‌خواستیم بحث کنیم شاید صد ساعت بحث می‌برد ولی آن چیزی که لازم بود به عنوان یک مقدمه در رابطه با آفتهای زبان خدمتتان عرض کنیم در این جلسات عرض کردیم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • بیشترین گناهان انسان از زبانش سرچشمه می‌گیرد.

  • بدون کنترل زبان، تقوا و تعادل در مسیر معنوی امکان‌پذیر نیست.

  • کنترل زبان، رمز رسیدن به آرامش و شادی حقیقی است.

  • گناهکارترین مردم در قیامت کسانی هستند که بیشترین استفاده را از زبانشان در جهت باطل کرده‌اند.

  • زبان آزاد، مانند چاقوی تیز بدون غلاف است که ناخواسته آسیب می‌رساند.

  • افراد خودشیفته تمایل دارند در هر زمینه‌ای اظهارنظر کنند و ممکن است ناخواسته به غیبت، تهمت و تخریب دیگران بپردازند.

  • بین حق و باطل چهار انگشت است؛ حق آن است که با چشم خود دیده‌ای و باطل آن است که شنیده‌ای.

  • شنیده‌ها قابل اعتنا نیستند و نباید به راحتی نقل شوند.

  • در فضای مجازی، شایعات و اخبار دروغین به راحتی منتشر می‌شوند که هیچ اعتباری ندارند.

  • اسلام در اثبات جرم بسیار سخت‌گیر است و به راحتی گناهان را برملا نمی‌کند.

  • پرحرفی و وراجی گاهی ناشی از عقده‌های حقارت و کمبود شخصیت است.

  • سکوت، نشانه‌ی وقار و وزنه شخصیتی است.

  • خانواده جایگاه سکون، آرامش و محبت است، نه محل بحث‌های تشنج‌آفرین.

  • در قیامت، زبان به گونه‌ای عذاب می‌شود که هیچ عضو دیگری اینچنین عذاب نمی‌شود.

  • یک کلمه نادرست می‌تواند منجر به جنگ‌ها، خونریزی‌ها، غارت اموال و هتک ناموس شود.

  • زبان می‌تواند ابزار ساخت بهشت یا جهنم باشد.

  • بالاترین عذاب انسان در قیامت برای کسانی است که از زبانشان به درستی استفاده نکرده‌اند.

  • زبان اگر تسلیم حق شود، انسان را به مدارج عالی قرب الهی می‌رساند.

  • گاهی اوقات دروغ مصلحتی برای جلوگیری از فاجعه و حفظ آبرو واجب است.

  • حفظ آبروی دیگران، حتی اگر گناهی مرتکب شده باشند، از اهمیت بالایی برخوردار است.

  • در مقام مشاوره، غیبت برای جلوگیری از آسیب‌های جدی در زندگی دیگران واجب می‌شود.

  • زبان باید عبد خدا باشد؛ یعنی در هر موقعیتی، چه راست گفتن و چه دروغ گفتن، تسلیم فرمان الهی باشد.

  • تیزی زبان، بدتر از تیزی نیزه است و می‌تواند آسیب‌های روحی عمیقی به دیگران وارد کند.

  • بدترین مردم کسانی هستند که دیگران از شر زبانشان در امان نیستند.

  • پدر و مادر عاقل، اسرار فرزندانشان را حفظ می‌کنند و با مدارا با خطاهای آن‌ها برخورد می‌کنند.

  • گاهی اوقات، دانستن یک حقیقت و برملا کردن آن، هم خود انسان و هم دیگران را جهنمی می‌کند.

  • حق‌الناس با شهادت در راه خدا نیز پاک نمی‌شود و عواقب سنگینی دارد.

  • هیچ موجودی مستحق‌تر برای زندانی شدن طولانی مدت مثل زبان نیست.

  • تمرین خوب حرف زدن و کنترل زبان، یک عبادت بزرگ سلوکی است.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه