فهرست مطالب
Toggleتتمه بحث ظلم در خانواده آسمانی
یک تتمهای از بحث ظلم در مباحث خانواده آسمانی باقی ماند که چند نکته دارد، نکته کوچک است و خیلی مهم البته که خدمتتان عرض بکنم.
سه گروهی که به انسان ظلم میکنند
اولین مورد این است که نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرماید: «ثَلاثه و إن تَظلمهُم ظَلَموک، السّفله و زوجتک و خادمک.» سه گروه هستند که تو حتی اگر به آنها ظلم هم نکنی، به تو ظلم میکنند، یعنی دارد از یک امر حقیقی و طبیعی پیغمبر خبر میدهد. جلسه گذشته راجع به اینکه ما نیاز داریم به اینکه به ما ظلم بشود در سنت الهی، اگر یک کسی گفت چرا در دستگاه خدا ظلم وجود دارد، خدا که عادل است چرا شرایطی را فراهم کرده که این همه ظلم در طبیعت در دنیا وجود داشته باشد. ظلم لازمه رشد انسانهاست. انسانها، توضیح دادیم مفصل در فلسفه وجودی شیطان و فلسفه ظلم در جلسه گذشته که اگر ظلمی نباشد تخلّق به بسیاری از اسماء الهی امکانپذیر نیست، و اگر ظلمی نباشد عشق به الله، جهاد و شهادتها، مغفرتها، عفوها، حلمها، کظمها و بسیاری از اسماء الهی در انسان شکوفا نمیشود. این تخلّف و اختلافی که در بین انسانها وجود دارد زمینهای است برای ارتقاء انسانها که بحث مفصلش را در سلسله مباحث رشد و قدرت در سایه سختیها خدمت عزیزان عرض کردیم. حالا پیامبر میفرمایند که سه گروه هستند که شما اگر ظلم هم نکنید به آنها، اگر نکنید، که معمولاً این اتفاق میافتد “اگر نکنید” ندارد، انسان این ظلمها را میکند. ولی حضرت میفرماید اگر ظلم هم نکنید اینها به شما ظلم میکنند.
افراد پست (السّفله)
1ـ اولین گروه، میفرماید که «السّفله»، السّفله یعنی انسان با آدمهای پست در زندگیاش روبرو میشود، آدمهای دون مایه و پست که اصطلاحاً حالا میگویند پستفطرت، یعنی آدمهایی که شخصاً بیریشه هستند پست هستند، روحشان پست است، نه اینکه ذاتاً پست هستند چون هیچکس ذاتاً پست آفریده نمیشود بلکه اینها شخصاً از نظر تربیتی و گرایشی به امور پست گرایش دارند به امور عالی و متعالی گرایش ندارند. افرادی که به امور پست گرایش دارند، وقتی که با یک آدم بزرگ همدم میشوند به هر عنوانی که همدم میشوند فرقی نمیکند، یعنی نزدیک میشوند خود به خود به طور طبیعی این ظلم صورت میگیرد، به بزرگان ظلم میکنند. لذا یکی از عوامل ظلم، همین پستی است که انسان در اثر پستیاش به بالاتر از خودش، به ذوالحقوق خودش، پدر خودش، مادر خودش، استاد خودش، امام خودش، اولیای الهی ظلم میکند. پس این یک نکته، که افراد پست ظلم میکنند. وقتی با یک آدمی که اینجوری هست، روبرو هستی توقع داشته باش که به تو ظلم شود. گاهی وقتها انسان مجبور است با افراد پست سر و کار داشته باشد، به هر عنوان میخواهد درسشان بدهد، میخواهد شفاعتشان کند، شفاعت به این معنی که شخصاً بخواهد به آنها نزدیک شود که آنها را بالا بکشد. خوب بالاخره این شخص، شخص ضعیفی است حالا میخواهد رویش کار بکند که این را بالا بکشد. بنابراین طبیعی است که انسان مورد ظلم قرار میگیرد. یا در محیط کار است و مجبور است، یا در سفر است یا در شرایط مختلفی است که این جور افراد سر راه انسان قرار میگیرند و به انسان ظلم میکنند. خدا نکند ما جزء این پستها باشیم، یک نکته خیلی مهم این است که اول باید ببینیم شاید خود ما هم گاهی وقتها نسبت به بزرگانی نسبت به کسانی که نزدیک ما هستند، این سفلت را داشته باشیم، این پستی را داشته باشیم نمکنشناسی را داشته باشیم و ظلم بکنیم به افراد بزرگی که اطرافمان هستند، قدرشان را ندانیم و از روی نادانی و ناآگاهی و خودخواهی به آنها ظلم کنیم.
همسر (زوجتک)
دومین دسته، فرمود «و زوجتک» همسرت. همسر هم همینطور است، یعنی بالاخره چون اختلاف فرهنگ، اختلاف تربیت، اختلاف سطح، اختلاف فهم و اختلاف طبع وجود دارد، همسر یک عالم دیگر است به گونه دیگر تربیت شده، جنس ما نیست. همینطور هست، این ظلم به همسر هم هست، ما ظلم میکنیم او ممکن است ظلم بکند این طبیعی است. حضرت میخواهد بفرماید که این را به عنوان یک سنت بپذیرید که این داستان هست و ما طبق قاعدهای که گفتیم که گاهی وقتها خوب است دشمنهای انسان نزدیکتر باشند به انسان، گاهی وقتها پدرمادر انسان به انسان ظلم میکنند فرزند انسان است که ظلم میکند. ما دقت کنیم که باید بلد باشیم که از این ظلمها چگونه به نفع خودمان استفاده کنیم و به جای ساختن نار، چی بسازیم،؟ نور بسازیم، نور را جذب کنیم و این هست، حضرت دارد از یک سنت به شما خبر میدهد یک سنت خارجی.
خدمتکار (خادِمُک)
و فرمود: و خادِمُک. خدمتکارت، خدمتکار انسان، نیروی زیردست انسان که وظیفهاش خدمت کردن است، ممکن است این ظلم را به انسان بکند. البته این ثلاثهای که پیغمبر میگوید، ثلاثه حصری نیست یعنی سه نفر هستند و دیگر نیستند نه، کسان دیگری هم هستند حضرت دارد خبر میدهد این سه دسته را، ولی خوب گفتم همانطور که عرض کردم ممکن است کسان دیگر هم باشند که این ظلم را بکنند و ما باید بپذیریم مثل فرزند، فرزند بالا برود پایین برود بالاخره در حق پدر و مادر چی کار میکند؟ ظلمهایی دارد. بنابراین این را به عنوان یک سنت وقتی که فهمیدیم و پذیرفتیم، آن موقع است که آماده میشویم برای چی؟ نه برای مقابله، برای نور گرفتن، برای خودسازی، برای تصمیم درست گرفتن برای اینکه من میدانم اگر ازدواج کنم هم ظلم میکنم به همسرم پس باید چی داشته باشم؟ برای اینکه بتوانم نور بگیرم؟ میدانم ظلم میکنم بالاخره، پس باید چی داشته باشم؟ تواضع؟ ادب؟ زبان عذرخواهی نسبت به همسرم، قُد نباشم و همیشه فکر کنم حق با من است، همیشه همسر من مقصر است نه! خیلی جاها است من ظلم میکنم اشتباه میکنم از روی خودخواهی. وقتی که این را پذیرفتم، برای اینکه بتوانم نور بگیرم از ظلمی که دارم میکنم به بالادست خودم، به پدر خودم، به مادر خودم، مدیر خودم، به استاد خودم، به همسر خودم پس باید خودم را برای چی آماده کنم؟ برای نور گرفتن، چگونه؟ اینکه زبان تواضع، ادب، عذرخواهی، معذرتخواهی، حلالیت خواستن اینها را داشته باشم و در خودم ایجاد کنم و ضمناً چون میدانم این ارتباط معرضی است که من ممکن است ظلمی یا تجاوزی به حریم افراد بکنم، وقتی که این را میدانم سعی میکنم که آن مواضع را بشناسم و ظلمهایم را روز به روز کمتر کنم و زمینههای ظلم را از بین ببرم. این دانستنِ این مسائل برای این کار خوب است که من بدانم نسبت به ظلمهایی که میکنم این آمادگی را داشته باشم یک، دو میدانم که طرف مقابلم افرادی که میخواهم با آنها زندگی کنم یا ارتباط داشته باشم آنها هم در حق من ظلم میکنند پس من باید چطوری خودم را مسلّح کنم؟ بله صبر کردن، حلم ورزیدن، عفو کردن، غفور بودن و تنظیم رابطه به گونهای که زمینههای ظلم طرف مقابل را چی کار بکنیم؟ کم بکنیم.
از بین بردن زمینههای ظلم در خانواده
مثلاً یکی از جاهایی که افراد خانواده به شدت به هم ظلم میکنند، آنجایی هست که روابطشان سرد است. روابط عاطفی سردی پیدا میکنند. فرزند به پدر و مادر، همسران به همدیگر و خود فرزندان به همدیگر. خوب وقتی که من میدانم زمینه ظلم فراهم است در یک اجتماع این گونه، باید بیایم چه کار کنم؟ باید بیایم در خانواده زمینه ظلم را از بین ببرم. آن چگونه ممکن است که زمینه ظلم از بین برود؟ این که هر عضوی موظف است که زمینههای عاطفی و مهر و محبت را در خانواه بالا ببرد و قانون «هو أنت» را رعایت کند یعنی سعی کند دیگران را مثل خودش ببیند و مثل خودش دوست داشته باشد و خودش را جای دیگران بگذارد انصافش را روز به روز بالاتر ببرد روابط عاطفیاش را روز به روز تقویت کند.
کسب انرژی مهرورزی از غیب
برای اینکه بتواند روابط عاطفیاش را تقویت کند که بتواند انرژی مهرورزی داشته باشد باید چه کار کند؟ خوب مهرورزی انرژی میخواهد. شما ببینید طرفت میخواهد به تو ظلم کند، تو باید محبت کنی، او میخواهد بیمحلی کند تو باید محبت کنی، او ممکن است بخواهد اختلاف بیندازد تو باید محبت بکنی، چطوری انسان این انرژی را به دست بیاورد؟ از غیب از آسمان باید بگیرد. یعنی باید معنویتش را زیاد کند امکان ندارد یک کسی خلوت نداشته باشد با غیب و با آسمان، انرژی محبتآمیز، عاطفه از خداوند نگیرد از اهل بیت نگیرد و بعد بتواند هزینه کند. خوب بالاخره افرادی که اطراف ما هستند ما را تمام مان میکنند. دقت کنید یعنی انرژی ما را همه جور انرژی ما را کم میکنند. سوخت میبرند انرژیهای مان را اقسام انرژیهای ما را سوخت میبرند. وقتی انرژیهای ما را سوخت میبرند ما باید چه کار کنیم؟ مثل شارژ تلفن تان است. شارژ دستگاه تان وقتی تمام شود باید شارژش را از یک جای بالاتر شما تهیه کنید و بخرید. حالا روح انسان هم همینطوری است مثل همانطور که در بدن تان شارژش تمام میشود، انرژیاش تمام میشود، نیرویش تمام میشود، احتیاج دارید که غذایی دریافت بکنید تا بتوانید مصرف بکنید، کار کنید، مصرف کنید کار فکری بکنید، کار علمی، کارهای بدنی میخواهید بکنید، احتیاج به انرژی دارید، در معنویات هم انسان بدون جذب از بالا و جذب معنوی امکان ندارد که بتواند یک زندگی خوب و شیرین داشته باشد.
حفظ شادی و آرامش در فضای پر تنش
کسانی که میخواهند شادی و آرامش داشته باشند، در فضایی که پر از تنش است مثل خانواده، محیط، اجتماع، انواع و اقسام سختیها وجود دارد، در یک فضای این گونه انسان چطوری میتواند شادی و آرامشش را حفظ بکند. این باید از بالا انرژی بگیرد که بتواند شما در این ایام مقدس، ایام محرم، خوب همیشه میگویید که زینب کبری در یک فضای پر تنشِ بینظیر مثلِ عاشورا، بینظیر بوده واقعاً. یا خود سیدالشهدا یا سایر شهدای کربلا، ببینید در مورد سیدالشهدا داریم:« کلّما اشتدّ علیه الامر احمر لونه» هرچقدر کار سختتر میشد به سیدالشهدا، سیدالشهدا بشاشتر میشد، شادابتر میشد. این چطوری ممکن است آخر، این بیاید این محاصره را داشته باشد بعد این حوادث اتفاق بیفتد بعد از صبح عاشورا مصائب شروع شود، آن هم اولین کسانی که کشته میشوند بچههای خودش، اصحاب بعد بچههای خودش، جلوی چشم خودش و این هی با نشاطتر شود. در مورد زینب کبری فرمودند: «ما رأیت الا جمیلا» جز زیبایی هیچ چیز ندیدم. در مورد سایر اصحاب عاشورا امام باقر علیه السلام فرمود که: «لم یجدوا الم الحدید» اینها اصلاً درد احساس نمیکردند وقتی شمشیر میخوردند وقتی بدنهایشان قطعه قطعه میشد دردی احساس نمیکردند. چون اینقدر اینها سرمست بودند، اینقدر اینها شاد بودند از این که دارند فداکاری میکنند در راه خدا، اصلاً آمده بودند که فدا شوند. مثل بچهای رزمنده خودمان که در جبههها من صدها بار این را دیدم، تیر میخوردند، ترکش میخوردند، دست قطع میشد، پا قطع میشد، نه نالهای، نه گریهای، نه آخی، ذکر میگفتند شاد بودند گاهی وقتها در آن حالت شوخی هم میکردند. که من از نزدیک اینها را دیده بودم شوخیهایشان را. یعنی زمانی که بدن آبکش شده بود شوخی میکرد. زمانی که دست قطع شده بود شوخی میکرد. خوب این چطوری ممکن است همچین اتفاقی بیفتد. مگر این که شخص از یک جایی این نیرو را آورده باشد که این نیرو آنقدر قدرتمند باشد که به بدن و درد بدن غلبه بکند. که شخص در آن لحظه میبیند که یک قطعهای از بدنش را دارد هدیه میدهد به خدا دارد سلامتش را، جانش را فدای خدا میکند خوشحال شود. دقیقاً مثل یک کسی که عاشق کسی است و لحظهای که دارد برایش هزینه میکند و به او هدیه میدهد خوشحال است. از آن لحظه بسیار خوشحال است که دارد هدیه میدهد. پول داده، هدیه داده، سخت است کار کرده زحمت کشیده این را تهیه کرده و حالا دارد هزینه میکند، حالا که دارد هزینه میکند آنچه که به این لذت میدهد آن پذیرش است. خودِ آن دادن است، خودِ آن اعطا است که برایش خوش آیند است. خوب کی میتواند اینقدر انرژی داشته باشد؟ یک کسی که این انرژی را داشته باشد، این قدرت را از جایی تأمین کرده باشد. از متن حادثه که در نمیآید که. باید از یک جایی این دربیاید. آن جا کجاست؟ «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» این از خدا میآید. این از عبادت میآید. این از ذکر میآید. «ذکر الله قوتوالنفوس»، غذای جان انسان یاد خداست، یاد معشوق است. یاد معشوق یعنی چی؟ یعنی «ذاکر الله مجالسه» ذاکر خدا همنشین خداست. از همنشینی سرمست میشود. چطور انسان نیرویش کم میشود میگوید که من دلم لک زده فلان کس را که خیلی دوستش دارم ببینم. پدرم است، مادرم است، خواهرم است، بچهام است، همین که بنشینم چند ساعتی پیش شان، شارژ میشوم، قوی میشوم. بعد میتوانم به کارهای دیگرم برسم. اما به این ملاقات به این دیدار به این حضور احتیاج دارم. وقتی این اتفاق میافتد این پر میشود از این نگاه، از این محبت، از این عاطفه، از این ارتباط، شارژ میشود، پر میشود به قول امروزیها، حالا به کارهای دیگرش میپردازد.
ارتباط با غیب و خانواده آسمانی
انسان در تعارضهای دنیا، در خستگیهای دنیا در سختیهای دنیا که در شئون مختلف به سراغ انسان میآید، به یک جایی احتیاج دارد که از آنجا این قدرت را بگیرد. این نیرو را بگیرد، این شادی را بگیرد و آن فقط و فقط ارتباط با غیب است. یعنی ارتباط با خود الله، ارتباط با خانواده آسمانیاش، که بتواند رفت و آمد کند و ارتباط داشته باشد و به شادی برسد، به نشاط برسد، به آرامش برسد، بعد قدرت بگیرد. چطور قرآن میگوید: «والذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون» مؤمنین کسانی هستند که وقتی به مصیبت میرسند، چگونه پر میشوند و راحت میشوند، چگونه قوی برخورد میکنند؟ این که حواس شان است این را یادآوری میکنند که من مال خدا هستم. این جمله «من مال خدا هستم» خیلی حرف دارد. «و انا الیه راجعون» هم مال خدا هستم، هم یک خبر خوش دیگر چی؟ « هم بر میگردم پیش خدا» یعنی چی؟ یعنی همانی که خدا رحمت کند استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی میفرمود: این نیز بگذرد. تمام میشود، من بر میگردم بهشت، بر میگردم بالاتر از بهشت. بر میگردم پیش خانواده آسمانیام. همه چیز دنیا تمام میشود.
پرهیز از جزع و بیتابی
یک زمانی دیگر خبری از این حرفها نیست. فقط لذتش، انسش، شادیاش، بهشتش و بالاتر از بهشتش برای آدم میماند. خوب برای چی آدم غصه بخورد؟ برای چی عصبانی شود؟ سر چی سر کسی داد بزند؟ برای چی برود قرص بخورد؟ برای چی فحش بدهد؟ برای چی بزند یک چیزی را بشکند؟ یک حرفی بزند دل کسی را بسوزاند؟ چرا؟ بگویی، اجرت از بین رفته. یکی از آسیبهای بسیار خطرناک جزع و بیتابی همین است. آدمهایی که اهل جزع و بیتابی هستند، نق و غر دارند، تمام اجرشان از بین میرود. یعنی همان چیزهایی که قرار بود، نورهایی که قرار بود گیرشان بیاید، تبدیل به چی میشود؟ تبدیل به نار میشود. کسانی که به غیبت میافتند. غیبت این طوری است دیگر غیبت همه آن چیزهایی که قرار بود گیرت بیاید از تو میگیرد و نابود میکند. همه اش را خراب میکند.
استفاده از فرصتها برای قرب به خداوند
پس این را پیغمبر دارد میگوید که ما حواس مان جمع باشد که از این فرصت چه کار کنیم؟ استفاده کنیم. پس به طور طبیعی انسان با خیلی از کسانی که در ارتباط است این توقع را دارد. اگر ظالم هستی باید خودت را برای کسب اسماء الهی آمده کنی از طریق حتی ظلمی که کردی به خدا نزدیک بشوی. گاهی وقتها انسان ظلم میکند، مثل گناه است، گناهی میکند که این گناه او را به خدا نزدیک میکند. برای این که بلد است چطوری موضعگیری بکند در مقابل گناهش، یک آشتی کنان خیلی شیرین راه میاندازد به خدا، خودِ این گناه آشتی میآورد، قشنگی میآورد. یک وقت کسی گناه میکند بدتر از خدا دور میشود. یک کسی عبادت میکند، ظرفیت ندارد گند میزند به آن، با آن عبادت از خدا دور میشود. و یک کسی عبادت میکند با آن به خدا چی میشود؟ نزدیک میشود.
خوب اگر هم مظلوم واقع شدیم باز هم میتوانیم قرب پیدا بکنیم. پس انسانی که آمادگی دارد، چه ظلم بکند، چه مظلوم واقع شود، معرفت داشته باشد میتواند از هر دویش برای قرب به خداوند چه کار کند؟ و برای خودسازی و گرفتن اسماء الهی متخلق شدن به اسماء الهی میتواند نهایت استفاده را بکند.
رعایت حقوق اقلیتهای مذهبی
خوب، یک نکته دیگر بگویم که این هم خیلی مهم است، بعد میرویم سراغ کفاره ظلم، یک صلوات ختم بفرمایید. میفرماید:«إذا ظُلِمَ اهلُ الذمّه کانت الدّوله دولتَ العدوّ» خیلی مهم است برای کسانی که کارهای اجتماعی، سیاسی، تاریخی میکنند خیلی مهم است. میگوید اگر در حکومت اسلامی به اهل ذمه، به مسیحیها، به یهودیها، به زرتشتیها به اینها که اهل ذمه هستند، یعنی اقلیتهای مذهبی، ظلم بشود، دولت دشمن سر کار میآید. خیلی دقیق است این. اگر به اقلیتهای مذهبی ظلم شود، این باعث ویرانی یک دولت و حکومت میشود. و برعکس اگر رعایت حقوق اقلیتهای مذهبی شود، حقوق شان را رعایت بکنند، این باعث میشود یک حکومت پایداری پیدا بکند. پس این خیلی مهم است این نکتهای که دارد پیغمبر میگوید ما در حکومت اسلامی هستیم عدهای به عنوان اقلیتهای مذهبی زیر نظر ما هستند، مثل مسیحیها، یهودیها، زرتشتیها، کسانی که این طوری هستند. خوب اینها یک حقوقی دارند در اجتماع، در اجتماع مسلمانها اینها باید از یک حقوقی برخوردار باشند. یک جاهایی مساوی هستند یک جاهایی به هر حال حقوقی دارند. این باید رعایت شود. دولت، حکومت، نظام باید حقوق اقلیتهای مذهبی را رعایت بکند. و خدا شاهد است برای ما که هیچ جا در روی کره زمین به اندازه جمهوری اسلامی ایران، حقوق اقلیتهای مذهبی رعایت نمیشود. ما یک موقعی میرویم با دانشمندان در اروپا و جاهای دیگر بحث میکنیم، بگوییم بابا اینها یک درصد بسیار کمی از جمعیت ما را تشکیل میدهند، اما نظام ما به آنها اجازه داده در پارلمان ما در مجلس ما نماینده برای خودشان ویژه داشته باشند. کتابهای درسیشان، اعمال عبادیشان، مکانهای عبادیشان، همه محترم شمرده میشود. و در بسیاری از جاها مثل خودمان کاملاً مساوی برخورد میشود با آنها. ولی آیا شماها در کشورها خودتان به مسلمانها که با جمعیت خیلی خیلی بیشتر از اقلیتهای مذهبی ایران هستند شما که ادعای حقوق بشر دارید، دم از حقوق بشر میزنید، به مسلمانها اجازه دادید یک نماینده داشته باشند در پارلمان شما؟ اصلاً همیشه شهروند درجه دو هستند و بسیاری از حقوق شان ضایع میشود. حقوقهای مذهبیشان، حقوقهای معنویشان، حقوقهای انسانیشان و خیلی چیزهای دیگر. آمریکا را ببینید، اروپا را ببینید چطوری هست. اینها میآیند به بقیه میخواهند حقوق بشر یاد بدهند. خیلی الان وقت نیست که من بگویم از این که جمهوری اسلامی چقدر برای اقلیتهای مذهبی، حقوق و امتیاز رعایت کرده. خیلی است. داستان دارد این خودش، خیلی. ولی آنها متقابلاً کشورهای دیگر برای ما این کار را نمیکنند. برای اقلیتهای مذهبی مسلمان این کار را نمیکنند. برای اقلیتهای مذهبی شیعه این کار را نمیکنند. خیلی جاها رعایت نمیکنند. نمیگویم همه جا، ولی خیلی جاها رعایت نمیکنند این را. برای همین این ویرانی میآورد. پیامبر دارد به ما میفرماید که یک عدهای هستند شما باید ظرفیت داشته باشید، عدهای هستند که اهل ذمه هستند، دین شما را هم ندارند؛ ولی در سایه حکومت و کشور شما باید حقوق شان کاملاً رعایت شود. اگر به آنها ظلم شود، این ظلم فقط به آنها باقی نمیماند. ظلم به اقلیتهای مذهبی ظلم به همه مسلمانهاست. این را توجه کنید. ظلم به اقلیتهای مذهبی، ظلم به همه مسلمانهاست. ظلم به سنیها، ظلم به مسیحیها، ظلم به یهودیها، ظلم به زرتشتیها این تمام کشور را نابود میکند. همه چیز را نابود میکند. همه جا باید این رعایت شود. این که گاهی وقتها ماها شهید میدهیم برای این که از اقلیتهای مذهبی محافظت بکنیم، برای حفظ آثار آنها، معابد آنها، حقوق آنها تا به حال ما در این جمهوری اسلامی ما شهید دادیم که اینها را حفظ کنیم این حق است. ما برای حفظ مساجد مان جهاد میکنیم برای حفظ کلیسا هم جهاد میکنیم که کلیساها نابود نشوند. برای حفظ کنیسهها برای حفظ معابد مذاهب معتبر تلاش میکنیم. برایشان حرمت قائلیم و حاضریم براشان تلاش کنیم، جهاد کنیم، از خودگذشتگی بکنیم. این را ما باید خیلی جدی بگیریم این روش پیغمبر ماست و آیین پیغمبر ماست و دستور دین ماست.
جبران ظلم به درگذشتگان
خوب، اما در مورد جبران ظلم، جبران ظلم ما دوتا روایت داریم. چون هر دو روایت اول را از پیامبر خواندیم این روایت هم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «من ظلم احداً ففاته فالیستغفرالله تعالی له فانه کفاره له» اگر شما به یک کسی ظلم کردید و مُرد الان دسترسی ندارید. پدرتان بوده، الان عاق والدینت هم کرده، نفرینت هم کرده و مُرد، مادرت نفرین کرده و مُرد. به خواهر، برادرها، به همسایه به یک کسی انسان ظلم کرد، به یک حیوان ظلم کرد، بالاخره پیش میآید این اتفاقات میافتد. میفرماید که اگر به یک کسی برای یک کسی ظلم کردید و او مُرد چه کار بکنید که کفاره گناهانت شود؟ میگوید برای او طلب مغفرت کنید. استغفار کن برایش از خدا برایش طلب مغفرت کن، خدا بیامرز بگو، برایش هدیه بفرست، رد مظالم بدهد انسان، صدقه بدهد انسان. شما الان میروید حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام که برای ما فوق العاده غنیمت است داشتن این حرمهای بسیار مقدس، الان پول میخواهی بیندازی در حرم، بگو خدایا من کسانی در زندگیام بودند که به آنها ظلم کردم، خواسته یا ناخواسته، به آنها ظلم کردم. من این پول را، حتی زنده هم باشند، ممکن است زنده هم باشند و من دسترسی به آنها ندارم، چه کار میکنم؟ خدایا این پول را من میریزم در این حرم، که ثوابی که از این هست به همه اینها برسد. این طوری انسان برای کسی که بهش ظلم کرده، کفاره درست میکند. که این کفاره میپوشاند آن ظلم را. استغفار بکنیم برایشان، صلوات بفرستیم برایشان، دعا بکنیم برایشان، دعای خیر برایشان بکنیم اینها راه هایی هست که بسیار مؤثر هست در برطرف کردن ظلمهایی که ما به دیگران کردیم و از دست مان رفتند.
نیاز درگذشتگان به ما
گاهی وقتها بعضیها میآیند میگویند من الان افسردگی گرفتم، برای چی؟ برای این که من مثلاً قدر مادرم را ندانستم، قدر پدرم را ندانستم، قدر همسرم را ندانستم. حالا از دست رفته، الان به او دسترسی ندارم، از دنیا رفته، خوب چه کار کنم؟ این را ما بدانیم که کسی که از دنیا رفته این خیلی مهم است این نکته را دقت کنید عزیزان. از کسانی که از دنیا میروند، نیازشان به ما بیشتر از زمانی است که زنده هستند. چرا؟ چون آنجا عالم برزخ است. دقت کنید، عالم برزخ، عالم قبر و عالم ملکوت یک عالمی است که هزینهها آنجا خیلی گران است. مثل دنیا نیست. مثل رحم مادر نیست. جنین در رحم مادر یک خون میخورد کافی است دیگر برایش. همان خون همه چی میشود برایش. ولی، یعنی مواد غذاییاش را این طوری تنظیم میکند. ولی وقتی میآید به دنیا، دنیا بینهایت پیچیدهتر از رحم مادر است، جا میخواهد، مکان میخواهد، غذا میخواهد وسایل میخواهد آنقدر هزینه دارد یک بچه، که اصلاً قابل مقایسه با رحم مادر نیست. ما هم در دنیا هستیم، هزینه مان همین است. ولی یک کسی که میخواهد وارد برزخ بشود، آنجا هزینهها فوق العاده گران است. خیلی گران است. مثلاً یک خانهاش به اندازه این کره زمین است. خوب شما یک خانه به اندازه این کره زمین، هزینه میخواهد، نور میخواهد، قدرت میخواهد، غذاهایش همینطور است، ازدواجش همینطور است. دانشگاههایش همینطور است. آنجا در برزخ دانشگاه دارد. دانشگاه دارد، درس دارد، مدرسه دارد، حوزه علمیه دارد، عالم برزخ بسیار عالم، یک زندگی کامل است. مهمانی دارد، رفت و آمد دارد، خیلی باشکوه و بزرگ است. هرچقدر دنیا بزرگتر از رحم مادر هست، ملکوت هم نسبت به اینجا اینطوری است. بسیار باشکوه بسیار زیبا، بسیار بزرگ و هزینه هم دارد. بنابراین یک کسی که از این دنیا میرود، از این دنیا میرود، این به وسایل خودش به ثوابهای خودش احتیاج دارد. الان رفته پدرت بوده، حالا تو اینجا ظلم کردی یک حق دنیایی ازش گرفتی، درست است؟ یک حق دنیایی از پدرت گرفتی، حالا آنجا الان به خیلی چیزها احتیاج دارد تو کاملاً میتوانی آن را جبران کنی. پدرت و مادرت و غصه خوردن و افسردگی ندارد. نه آستینت را بالا بزن، کمر همتت را ببند. به اموات کمک کن. اموات را شاد کن. چه ذوی الحقوقین باشند، چه به آنها ظلم کرده باشی، چه نه اصلاً ظلم نکردی و آنها ذوی الحقوقند، بد وارثان، بیوارثان، نیازمندان، همه خیلیها هستند در برزخ، امشب هم که شب جمعه است باید خیلی حواسمان باشد، حواسمان باشد که باید اینها را شاد بکنیم برای اینها هدیه بفرستیم. برای اینها خیرات بفرستیم برایشان. خوب الان بچه من از دنیا رفته، میگویم حالا برای بچهام چه کار کنم؟ اول از این، این یادتان نرود، باز این را توضیح میدهم، غصه خوردن و هی گریه کردن و افسردگی روح میت را آزرده میکند، بابایم این طوری شده، من الا چند وقت است افسردگی دارم. بی خود است این افسردگی تو روح میت تو را اذیت میکند هیچ کمکی به او نکردی. تو باید با نشاط باشی، آرام باشی، شاکر باشی، تا روح او هم آرامش داشته باشد از آرامش تو و شکر تو به او هم میرسد. اما این که بنشینی و غصه بخوری و افسردگی داشته باشی این فایده ندارد، پس چه کار کن؟ شادش کن. هدیه برایش بفرست. مادی و معنوی. این یک نکته.
وقت مان تمام شده. پس این کفاره دیگر میماند. میخواستم امروز این بحث ظلم را تمام کنم که نشد. بحث کفارهاش یک ذرهاش ماند ان شاءالله هفته بعد تمام خواهیم کرد. چون یک تصمیمگیری با هم بکنیم که ان شاءالله حالا بعد از جلسه.
والحمدلله رب العالمین.