خانواده آسمانی – جلسه 476

متن کامل جلسه

ظلم به نفس و کوتاهی در طاعت الهی

بحث ما درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به موضوع ظلم اختصاص داشت و ظلم به نفس. که یک سلسله از آن جلوه‌ها و ابعاد ظلم به نفس را خدمتتان عرض کردیم. یک روایت دیگر مانده که من این را از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام عرض کنم خدمتتان. ایام سعید عید بزرگ غدیر است به محضر امیرمومنان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید. «من احمل العمل بطاعه الله ظلم نفسه» هر کس احمال بکند، فرو بگذارد طاعت الهی را، کوتاهی بکند، به خودش ظلم کرده.

ساختار ریاضی جهان و انسان

قبلاً توضیح دادیم که ساختار وجود انسان و جهان یک ساختار کاملاً ریاضی است و ما هم همانطور که بدنمان یک سیستم کاملاً منظم و ریاضی دارد و برخورد با آن حساب و کتاب دارد و اگر با آن درست برخورد نکنیم عکس‌العمل نشان می‌دهد به صورت درد، بیماری، زخم، عفونت یا مرگ. این بدرفتاری‌های ماست که بدن عکس‌العمل اینگونه نشان می‌دهد. وقتی با بدن اینگونه رفتار بکنیم، به این شکل‌ها عکس‌العمل نشان می‌دهد. شما یک تیغ در بدنتان برود، یک تیغ کوچک در حد این لمس یک کاکتوس، یا حتی میوه. الان ما میوه‌هایی داریم که پوستشان خیلی، اصلاً اسم این میوه‌ها کاکتوس است. میوه است و خوردنی است. میوه‌های بسیار زیبایی هست که خوشمزه هم است. پوستش را باید بکنید و میل کنید ولی یک خار بسیار بسیار نامحسوس دارد که حتی وقتی می‌گیرید در دستتان اینطور نیست که بگویید آخ تیغ رفت در دستم، ولی بعدش اذیت‌کننده است. یعنی بدن اینقدر دقیق و حساس است که این شیء غریبه را تحملش را ندارد. یک چیز غریبه غیرخودی وارد بدن شود عکس‌العمل نشان می‌دهد. درد می‌آید یا عفونت می‌آید که نشان می‌دهد یک چیزی، یک غریبه‌ای غیرخودی وارد بدن شده.

روح و قوانین الهی

روح از مخلوقات خداوند تبارک و تعالی است که آن هم مثل همه مخلوقات خداوند ساختار ریاضی دارد. وقتی قرآن می‌فرماید خداوند همه چیز را ریاضی خلق کرده «قد جعل الله لکل شی قدرا» روح هم همینطور است. مقدور است یعنی یک ریاضیات فوق‌العاده پیچیده بر آن حاکم است. یک نظم بی‌نهایت پیچیده بر روح انسان حاکم است. حالا این روح یک هدفی از خلقتش وجود دارد. قرار است به جایی برسد. سعادتش تعریف شده است، شقاوتش تعریف شده است، بی‌حساب و کتاب نیست، گتره نیست. این را اگر باهاش بدرفتاری بکنید عکس‌العمل‌های خودش را نشان می‌دهد. خداوند تبارک و تعالی برای اینکه ما جسماً و روحاً در دنیا آرامش و سعادت داشته باشیم در آخرت هم همینطور به تناسب این ریاضیات جسم و روح یک سلسله فرمول‌ها و قواعد را در سه شاخه احکام، اخلاق و عقاید به ما عرضه کرده توسط قرآن، که فرمول‌ها و قواعد کلی است و توسط اهل بیت علیهم السلام که فرمول‌ها و قواعد جزئی است. تخلف از آنها مثل تخلف از قواعد بهداشتی است. که وقتی شما رعایتش نکنید قطعاً به بدن ضرر زدید. ما همانطور که در بدن هر چه که پزشک می‌گوید، هر چه که کارشناس می‌گوید انجام می‌دهیم، می‌گوییم چشم. این چشم ما را بهش می‌گویند چی اصطلاحاً؟ طاعت به آن می‌گویند. چشم این را بخورم، چشم این را نخورم. این را می‌گویند طاعت. طاعت یعنی اینکه ما پیروی بکنیم از فرمول و قواعدی که به ما عرضه می‌شود برای سعادت ما. بهش می‌گویند طاعت.

اهمیت طاعت در سلامت جسم و روح

خوب، در روح هم همینطور است. خداوند و اهل بیت علیهم السلام یک سلسله قواعد و فرمول‌هایی را برای سعادت و سلامت جسم و روح برای ما داده‌اند. هر چقدر شما بیشتر طاعت بکنید کار عاقلانه‌ای می‌کنید و به نفع خودتان هم عمل می‌کنید. اگر این دقت‌ها را رعایت نکند انسان، کار غیرعاقلانه‌ای می‌کند و به خودش ضربه می‌زند. مثلاً می‌گویند خوب شما می‌خواهید بروید کوه. این کوه که می‌خواهید بروید کفش و لباس و کمربند و طناب و قلاب و خیلی قواعدی دارد. اکسیژن و انرژی‌هایی و … اینها را شما باید ببرید. حالا شما تصور کنید انسان کمربندش را شل ببندد، کفشش را شل ببندد، کوله‌پشتی‌اش را خوب درست رعایت نکند. می‌خواهد اکسیژن را در کوله‌پشتی بگذارد خوب رعایت نکند این کار را، محکم نگذارد، هی شل بیاید. هر کدامش را احمال کند. حالا این عیب ندارد آن عیب ندارد. این وقتی می‌رود کوه جانش به خطر می‌افتد. یا آنهایی که حساس‌تر هستند مثلاً می‌خواهند بروند فضا. شما می‌بینید که می‌خواهند بروند فضا یک سال جلوتر می‌آیند تمرین می‌کنند دائم، که این لباس را بپوشند، این تمرین را بکنند، این شرایط را داشته باشند. اینقدر اینها تمرین می‌کنند که روز نهایی بتوانند آن لباس را بپوشند، سوار فضاپیما بشوند و بروند فضا. در دین هم همینطور است. احکام که شما کتاب رساله را نگاه بکنید، می‌بینید که کتاب رساله همه‌اش عدد درش هست. یعنی ریاضی‌ترین کتاب ما رساله است. رساله‌ای که مراجع عظام می‌دهند آن هم از خودشان نمی‌دهند. این عدد و ارقام از آموزه‌های قرآن و اهل بیت در می‌آورند و به ما می‌دهند. دو تا، سه تا، ۵ تا، دو مرتبه، سه مرتبه، ده مرتبه، ۱۱ مرتبه. همه عدد هست. رساله همه‌اش عدد درش هست. این عددها و ارقام بی‌حساب و کتاب نیست. رساله یک کتاب ریاضی زندگی است. این را بخور، این را نخور، اینها حرام است، اینها نجس است، اینها پاک است، اینها مستحب است، اینها مباح است، اینها مکروه است، اینها حرام است. همه‌اش دقیق است. کاملاً ریاضی طراحی شده با ساختار وجود ما.

تقدم قانون بر خلقت انسان

من که حالا می‌گویم طراحی شده با ساختار وجودی ما، قرآن یک حرفی، من این را برای لمس بیشتر شما می‌گویم. قرآن اساساً یک حرف بالاتر می‌زند، می‌فرماید «فاقم وجهک لدین حنیفا فطره الله التی فطرالناس علیها» یعنی سوال این است که انسان خلق شد برایش دین وضع شد براساس این ساختار؟ یا نه دین قرار داده شد روش و انسان برای این دین آفریده شد؟ یک بحث است دیگر. شما می‌گویید بسم الله الرحمن الرحیم، الرحمان، بگویید نظم ریاضی‌اش چیست، «علم القرآن خلق الانسان» ببینید ریاضی است. یعنی خدای رحمان قرآن را آفرید، بعد انسان را خلق کرد. یعنی قبل از انسان چی آمده؟ قانون زندگی‌اش آمده.

خوب معقول‌تر کدام است این که انسان آفریده شود و برایش قوانین گذاشته شود؟ یا نه قوانین وضع بشود برایش موجودی آفریده شود؟ عقل چی می‌گوید؟ عقل می‌گوید بشر یک لحظه هم نباید بعد از اینکه به دنیا آمد بی‌قانون باشد. درست است دیگر. لذا خدا می‌گوید که ما اول قانون را می‌آفرینیم، اول استاد را خلق می‌کنیم، اول امام را خلق می‌کنیم، اول پیامبر را می‌آفرینیم، بعد مردم را. که مردم وقتی به دنیا آمدند دیگر معطلی نداشته باشند. این را ما در ساعت بعد که می‌خواهیم راجع به غدیر صحبت کنیم توضیح مفصل خواهیم داد. آیین‌نامه باید اول باشد، دستور باید باشد، الان موجود آمده. این بحثی که ما می‌گوییم که اصل اصالت تخصص که جلسه بعد توضیح می‌دهیم یکی از مراحل برخورد با یک شیء در اصل اصالت تخصص که قبلاً مفصل در این کلاس توضیح دادیم راه‌اندازی است. شما وقتی می‌خواهید یک بچه را به دنیا بیاورید بچه را به دنیا می‌آورید بعد تربیتش می‌کنید؟ یا نه اول قوانین تربیتی‌اش را مهیا می‌کنید زمینه‌اش را، بعد بچه را دعوت می‌کنید؟ کدام است؟ به عمل عموم باشد اول بچه‌دار می‌شوند، بعد می‌گویند خوب حالا تربیتش کنیم حالا بگردیم ببینیم قانون تربیتی است یا نه. یک آقایی در این کشکول مرحوم منتظری خدا بیامرز نوشته بود که طرف رفته بود پیش، قدیم‌ها این طوری می‌رفتند پیش علما یا کدخداها و شناسنامه صادر می‌کردند، یک خانم و آقایی رفته بودند پیش این کدخدا یا حاج آقا گفته بودند که حاج آقا ما را عقد برای همدیگر. گفته خوب حالا عقد می‌کنیم. خطبه عقدشان را خوانده بود. عقدنامه را صادر کرده بود و بعد، از آن پشت یک بچه هم در می‌آورند می‌گویند خوب حالا یک شناسنامه هم به این بده، می‌گوید: من تازه شما را عقد کردم. می‌گوید ما عادت داریم اول بچه‌دار می‌شویم و بعد ازدواج می‌کنیم. این اتفاقی که الان در غرب افتاده. در غرب اول بچه‌دار می‌شوند، ارتباط این طوری دارند بچه‌دار می‌شوند بعداً اگر هوس کردند و دلشان خواست ازدواج هم می‌کنند. چطوری است اول ما بچه‌دار می‌شویم؟ آره این طوری است ما اول بچه‌دار می‌شویم بچه را به دنیا می‌آوریم و بعد می‌گوییم حالا بگردیم دنبال قوانین تربیتی‌اش، ۱۵ سالش شده تازه یادمان می‌افتد این بچه احتیاج به چی دارد؟ تربیت دارد. ما می‌گوییم نه، یک دختر و یک پسر قبل از اینکه می‌خواهند ازدواج کنند قوانین تربیتی را روی اسپرم و تخمک‌هایشان پیاده کنند. این ۵ تا ژن را سلامت، زیبایی، هوش، عقل و اخلاق و معنویت روی اسپرم و تخمک زمینه‌ها را داشته باشند. بعد که می‌خواهند بچه‌دار شوند این بچه می‌آید روی یک زمینه قدرتمند از یک لقاح قدرتمند تخمک و اسپرم قرار می‌گیرد و حالا سعادتمند متولد می‌شود. پدر و مادر زحمت می‌کشند قبلش، این طوری شوخی است، بچه را از غیب بکشند اینجا، بچه را از آسمان بکشند اینجا، می‌گویند این بچه انسان است تا ابدیت هم می‌خواهد برود تمامی هم ندارد پس من باید قبلش یک زمینه مناسب برای اینکه بچه بیاید را فراهم کنم روی تخمک‌ها و اسپرم‌هایم تمرین کنم و کار بکنم که تقویتشان کنم صفت‌های سلامت و زیبایی و هوش و اخلاق و عقل و معنویت را کار بکنم رویش، حالا به عدم بچه‌دار که خواستم شوم این بچه وقتی که می‌آید از منی که مادر یا پدرش هستم حداقل قیامت مسئول نباشم، یک ژن قدرتمند گرفته باشد، یک اسپرم قدرتمند، یک تخمک قدرتمند، این مسئولیت دارد دیگر.

اهمیت غدیر و ولایت

قرآن می‌گوید که نه نظم ریاضی را دقت کنید، اینها را ما نفهمیم، نمی‌فهمیم غدیر یعنی چی، یا حضرت استاد نیکنام مطالب خوبی را فرمودند در مورد غدیر، احادیث زیبایی، ببینید چرا بزرگترین عید است، چرا اینقدر اهمیت دارد مسئله ولایت، چون بشر مهم است، می‌گوید اول قوانین باید وضع شده باشد، بعد آدمش بیاید، که این آدم آمد حتی یک ثانیه هم بی‌برنامه نباشد. لذا نگاه کنید قرآن می‌گوید «فاقم وجهک لدین حنیفا» به دین فطرت‌گرا رویت را کن به یک دینی که دین فطرت‌گرایی است. دین حنیف است. فاقم وجهک برو سراغ یک دین درست و حسابی. بعد می‌گوید چی، فطره الله التی فطرالناس علیها، خدا این مردم را براساس این دین «فطرَ»، «خَلَقَ» خلقشان کرد یعنی ساختار قبلاً بود حالا برای این دین انسان خلق کرد که انسان بی‌تکلیف نباشد، بی‌وظیفه نباشد، بلاتکلیف و سردرگم نباشد این بسیار خطرناک است این قوانین وضع شود، حالا بیاید. اینقدر این مهم است. پس این قوانین آنقدر ریاضی و دقیق است که ریخته شده است، «علم القرآن» بعد چی «خلق الانسان» حالا دیگر انسان هم بیاید. چون قرآنش قبلاً آمده قرآنش تعلیم داده شده، استادش آماده هستند، حالا انسان بیاید دیگر بدون تکلیف نیست اینقدر اهمیت دارد.

کوتاهی در انجام وظایف دینی و عواقب آن

خوب، حالا بیاییم سراغ یک روایت، از امیرالمومنین علیه السلام «من احمل لعمل بطاعه الله ظلم نفسه» یک آدمی که کوتاهی می‌کند در انجام وظایف دینی‌اش به خودش ظلم کرده، مثل کسی که فضانورد است می‌خواهد برود فضا، کسی که می‌خواهد برود کوه، کسی که می‌خواهد برود رانندگی بکند هی قوانین را شل بگیرد. اگر تصادف کرد مرد، اگر فلج شد، اگر معلول شد، اگر رفت فضا، تکه تکه شد، اگر هزار تا اتفاق افتاد کی این کار را کرده؟ خودش. یک کسی که در انتخاب نطفه در تقویت ژن در انتخاب همسر، در مراقبات دوران بارداری، در مراقبت قبل از انعقاد نطفه، در بعد از مراقبت‌های شیرخوارگی و … هزار تا چیز دیگر هی تنبلی و کوتاهی می‌کند. کسی که در تمرکز نمازش، در حضور قلب نمازش، در نماز درست به جا آوردنش، اینکه نمازهای ما بعدش ۶۰ سال هیچ کاری نمی‌کند برای ما، عرضه هیچ کاری نداریم ما نماز نخواندیم، احمال می‌کنیم در نماز خواندن ماها، هم در زمانش، که قرآن می‌گوید اول وقت، حدیث می‌گوید اول وقت، هم در درست به جا آوردنش، اگر کسی نماز بخواند و درست بخواند که خوب معراج است پرواز می‌شود برایش. اگر کسی ذکر بگوید درست ذکر را بگوید آن ذکر کمکش می‌کند. بعضی وقت‌ها افراد برای من نامه می‌دهند، ۴۰۰ مرتبه در روز این ذکر را می‌گویم ۱۰۰۰ مرتبه آن ذکر را می‌گویم، ۲۰۰۰ مرتبه این ذکر را خانممان گفته بگو، اینقدر نماز می‌خوانم. شما قبل از اینکه وارد این کارها شوید استاد باید به شما شیوه و نامه بدهد. یعنی باید اول بلد باشید اصول ذکر گفتن را، قواعد ذکر را بلد باشید که وقتی می‌نشینید روی ذکر ببردت جایی. برای همین این همه سالی که ما احیا داشتیم تمام مباحث احیای ما، مباحث معنوی فرمول و قاعده دادیم ما دائماً، بابا این ذکر زمانی اثر خودش را می‌گذارد این نماز زمانی اثر خودش را می‌گذارد که شما سوار کار شوید. این اردوهای تخصصی که ما الان ۶ تا اردو برقرار کردیم، بیکار که نیستیم که این بندگان خدایی که می‌آیند هزینه‌های زیادی هم می‌دهند یک هفته می‌آیند در اردوگاه، برای چی؟ برای اینکه برسند به جایی که بابا من این الله اکبر را که می‌خواهم بگویم، چطوری باید بگویم، ما یادم است خودمان که می‌خواستیم دوره «لا اله الا الله» را بگذرانیم خدمت استادمان ۴ سال طول کشید. خوب الان ما در یک اردوی یک هفته الله اکبر را که می‌خواهیم بگوییم الله اکبر را ما یک هفته اردو گفتیم ولی خب باز ماند ازش. اردوی بعدی باید الله اکبر را ادامه بدهیم بعد برسیم به لا اله الا الله و الحمدلله و سبحان الله و کار می‌برد واقعاً. ما می‌خواهیم با این ذکر پرواز کنی، غذایت است، می‌گوید ذکر الله قوت النفوس، قوت الارواح. غذاست یعنی اگر غذا را خوردی حتماً اثرش را می‌گذارد مثل ویتامین‌ها و پروتئین‌هایی که شما می‌خورید. پس شما اگر ذکر بگویید و نماز بخوانید آدابش را درست به جا بیاوری امکان ندارد تو به حسادت و به غیبت به تهمت، به اضطراب به غم خوردن به غصه خوردن، به زودرنجی حساسیت برسی. پس چی است این همه سال عبادت و نماز و این همه سال دعا این همه سال امام رضا و مکه و مدینه و کربلا و ولی خوب تو همان عصبانی هستی که بودی همان آدم پرخاشگری، همان آدم غصه‌خوری هستی، همان آدمی هستی که احساس بدبختی داری، همان آدمی داری که احساس شکست و نکبت در زندگی‌ات است خوب پس چی شد. چون ما احمال می‌کنیم در دستورات الهی. اگر ما احمال نکنیم این دستورات خاصیت خودش را دارد. مثل احمال در غذاست. الان این ۸۰ میلیون مردم ایران بیشتر از چند صد میلیون غذا می‌خورند، غذای چند صد میلیون آدم را می‌خورند، که بعد ۷۰ درصد بچه‌های زیر ۲۰ سالشان اضافه وزن دارند. این جوری هست، بالای ۵۰ درصد اضافه وزن داریم ولی همه سوء تغذیه هم دارند. اکثر مردم آن انرژی لازم را ندارند، اینها وقتی می‌روند دکتر، دکتر به غالبشان می‌گوید که شما بدنتان کمبود دارد، ویتامین ندارد، این ویتامین کم است این پروتئین کم است این طوری است. در غذا هم این اتفاق افتاده که همه‌اش سرطان‌های ما رفته بالا و ضعف‌ها و مریضی‌ها. در روح ما هم همینطور فقط هی می‌خواهیم نماز را بخوانیم. نماز را بخوان، خوب حالا چه کار کنم حالا وایستا اینطوریه، بیشتر کلاس‌ها و جلسات مذهبی ما اینطوری است چه کار کنیم ببین نماز را اینطوری وضو بگیر این طوری وایستا این طور بخوان. این خوب است این شروعش است، ولی این مقدمات کار است، نماز باید فهمیده شود. الفاظی انتخاب شده که این الفاظ فهمیده شود آن اتفاقات قشنگ هم در روح ما می‌افتد، مثلاً بسم الله الرحمن الرحیم باید فهم شود الحمدلله رب العالمین باید فهم بشود. اردو می‌گذاریم برای اینکه شخص یک هفته دو هفته یک ماه یک سال الحمدلله را بفهمد، الحمدلله اگر سراغ کسی آمد محال است حسادت داشته باشد. اگر کسی الحمدلله داشت امکان ندارد بیفتد به احساس حقارت، بیفتد به حسادت، بیفتد به رقابت، با هیچ کس. اگر الحمدلله را کسی پیدا کرد، قشنگترین رابطه‌ها را با اطرافیانش برقرار می‌کند. وقتی کسی الحمدلله آمد سراغش شوهرداری‌اش عالی، زن‌داریش عالی، فرزندداری‌اش عالی، مهرورزی‌اش عالی است روابطش عالی است ما چون الحمدلله نداریم این همه بدبختی می‌آید سراغ ما، یا سبحان الله، اگر کسی سبحان الله داشته باشد، محال است در دلش با خدا مشکلی پیدا بکند. علت اینکه یک کسی با غیب با خانواده آسمانی مشکل پیدا می‌کند نمی‌تواند روابط عاشقانه برقرار کند علتش این است که سبحان الله را یاد نگرفته. اگر کسی سبحان الله را فهمید با آن خیلی اوج می‌گیرد لا اله الا الله اگر کسی فهمید، ضد ضربه می‌شود این آدم. اگر کسی لا اله الا الله را فهمید هیچ غصه‌ای نمی‌تواند سراغ این آدم برود.

استحکام شخصیتی با فهم اذکار الهی

الله اکبر را اگر کسی فهمید استحکام شخصیتی پیدا می‌کند. هزاران خیر و برکت دارد ولی خوب ماها مثلاً ۳۰- ۴۰- ۵۰ سال احمال کردیم در دین ما واقعاً. شل گرفتیم یک ظواهری را، چون اصالت را ما دادیم به این چهار بخش، یا کار اقتصادی و پول یا فعالیت‌های بدنی و گیاهی، یا مسائل جنسی و طبیعی و اجتماعی و سیاسی و فعالیت‌های این طوری یا درس خواندن. دکتر مهندس شدن. اساساً در زندگی ما بخش فوق عقلانی اصالت ندارد و چون اصالت ندارد دین و مسائل دینی‌ات در اولویت‌های دسته چندم است، برای همین هم اثر ندارد. اهمال اینطوری است یعنی هر وقت خواست، قورتش می‌دهد به قول سیدالشهدا علیه السلام، «الناس عبید الدنیا» مردم بنده دنیا هستند این چهار چیز، «و الدّین لعق علی السنتهم» مثل آب دهان می‌ماند برایشان، شل و ول، هروقت خواستند قورتش می‌دهند هروقت خواستند تف می‌کنند. تازه اگر دین هم دارند «یَحُطّونَ ما دَرَّت مَعایِشُهُم» دنبال دین هستند تا آنجا که به دنیایشان لطمه نخورد، اگر یک جا دین به دنیایشان لطمه بزند ولش می‌کنند. خدا است، اهل بیت است، رساله است، رهایش می‌کنند. جدی نیستند، این می‌شود ظلم به نفس، ظلم به نفس یعنی تو قوانین دقیق ریاضی خدا را دست کم می‌گیری، ”حالا این چی هست؟ که چی؟“ همین «که چی» ، «حالا ولش کن» و «حالا بی‌خیال» یا با اشتهادهای شخصی انسان، این قوانین را بالا پایین می‌کند، خوب آن وقت خیلی اتفاقات وحشتناکی می‌افتد ظلم به نفس این می‌شود. بابا تو اگر این رساله را درست رعایت نکنی قوانین دین را درست رعایت نکنی داری به خودت ظلم می‌کنی به بچه‌ات به نسلت به آینده‌ات به همسرت به فرزندت. اگر ما این همه طلاق داریم، که از ۵ تا ازدواج ما ۴ تایش دارد در کشور ما شکست می‌خورد برای این است که افراد به وظایفشان عمل نمی‌کنند. اگر فرار از منزل داریم بعلت این است که افراد به وظایفشان عمل نمی‌کنند. احمال، احمال می‌کنند. این می‌شود ظلم به نفس. یعنی هی شل بگیریم. خمسش را حالا دادیم دادیم ندادیم ندادیم. زکاتش را حجابش را، نمازش را، هر چیز را هی شل بگیریم و به باطنش هم کار نداشته باشیم اگر می‌خواهیم رعایت کنیم فقط ظاهرش را رعایت کنیم. خوب این دیگر آدم از توش در نمی‌آید. این قوانین برای این است که (دستم را نگاه کنید) بالاتر از دانشمند و پروفسور کی در بیاید؟ یک انسان بیاید بیرون. انسان یعنی موجودی که شبیه خداست. یعنی قدرت دارد یعنی قوی است، یعنی شاد است یعنی آرامش دارد یعنی شبیه خداست یعنی اخلاق دارد یعنی منش دارد. یعنی عرضه دارد از دنیا لذت ببرد عرضه دارد از ابدیت و آخرت لذت ببرد این می‌شود انسان. خوب از تویش در نمی‌آید با این چیزهایی که ما الان داریم سهل‌انگاری‌هایی که ما می‌کنیم هی شل می‌گیریم سهل‌انگاری می‌کنیم امروز و فردا می‌کنیم این ظلم به نفس‌ها آسیب می‌زند به ما. هی آسیب می‌زند آسیب می‌زند محصول یک چیزی است که بعد می‌گوییم که من چرا حالم بد است، چرا اضطراب دارم، چرا تنش دارم، چرا غصه می‌آید سراغم، چرا شکست خوردم، چرا چرا چرا چرا،… بابا این قوانین برای این است که از تو محافظت کند که تو بتوانی یک سفر زمینی و دنیایی قشنگ داشته باشیم از دنیایت واقعاً لذت ببری. یک سفر آخرتی و جاودانه و خوب داشته باشی. ولی ما دین را شل می‌گیریم.

بخل به دین و عزت نفس

«َمن بَخِلِ بدینه جَلّ» علی علیه السلام فرمود: اگر یک کسی بخیل بود در دینش، یعنی از دینش مایه نگذاشت برای دنیایش، این آدم، آدم بزرگی می‌شود. (جلّ) یعنی این آدم جلالت پیدا می‌کند چه در زمینه فقه، چه در زمینه اخلاق چه در زمینه اعتقادی بخیل باشد باج ندهد در هیچ کدام از این سه تا. یعنی اگر دنیایش بین حفظ دنیایش و یکی از این سه تا، مخیر شد، باید اینها را انتخاب کند. بخل یعنی این. یعنی من از پولم می‌گذرم، از زندگی‌ام می‌گذرم، از زن و بچه‌ام می‌گذرم، از جانم می‌گذرم، از درسم می‌گذرم از دینم نمی‌گذرم. بخیل یعنی این. می‌شود بخیل، یعنی باج نمی‌دهم اصلاً به هیچ کس شوهرم باشد بابایم باشد همسرم باشد مادرم باشد پدرم باشد فرزندم باشد فک و فامیلم باشد اصلاً نمی‌گذرم از این قضیه، اینجا به هیچ وجه کوتاه نمی‌آیم. بخیل یعنی این. نه اینکه تا وارد یک شرایط جدید کاری، شغلی، ازدواج، ارتباطی و محلی شویم همه دینت را بگذاری کنار. ما در این سفری که رفته بودیم این ۵ تا کشور را، هواپیما بلند نشده یعنی در هواپیما بسته شد از ۳۰۰ تا مسافر ۲۰۰ تایش خانم اند از این ۲۰۰ تا حجاب را دارند ۱۹۸ تا بی‌حجاب می‌شوند در هواپیما. یعنی مسخره کرده زندگی را، مسخره کرده دین را، مسخره کرده خودش را و آخرتش را و ابدیتش را. این اصلاً نمی‌فهمد دارد به خودش چه کار می‌کند. بعد من رفتم وارد اروپا شدم، خانم‌های اروپایی دختران و پسران اروپایی فضاهایی که … یک خانم اروپایی باج نمی‌دهد. یعنی به هیچ وجه. مسلمان است به همه اعلام کرده که من مسلمانم، دست نمی‌دهم به نامحرم، دختر اروپایی من دیدم آنجا همین که به قول مقام معظم رهبری که می‌گویند مثل انبیا پاکند، همینطوری است دیگر، در آن محیط باج نمی‌دهند راجع به دینشان، ایرانی‌ها به من می‌گفتند که آره بچه‌های ما اینجا همه بدبخت شدند بیچاره شدند، دخترها و نوامیسمان، گفتم خوب پس چرا این اروپایی‌ها که در اروپا زاده شدند و مثل شما نطفه‌های شیعی و پاک و محیط‌های عالی نداشتند چرا اینها اینطوری نیستند. محیط، اگر محیط باشد این آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها که بیشتر در این محیط داغان بشوند پس چرا اینها در این محیط اینقدر پاکند و اصلاً باج هم نمی‌دهند، باج نمی‌دهند چون دینشان جدی است برایشان. یعنی اینها مسخره می‌شوند، توهین می‌شنوند، افتخار می‌کنند، از دینشان نمی‌گذرند. این بخل به دین یعنی این. احمال نکردن در دین یعنی این. اینها را فردا روز قیامت خدا می‌آورد می‌گذارد جلوی بقیه این ۱۹۸ تا خانم بگوید که والله بخدا محیط اروپا بود نمی‌شد دیگر. یا دیگرانی که در همین کشور خودمان رعایت نمی‌کنند شئونات شرعی را. حالا حجاب یک چیز کوچکش است. خیلی چیزهای دیگر. بخل به دین آدم را بزرگ می‌کند. به آدم عزت می‌دهد، به آدم شخصیت می‌دهد، این ایرانی که ما رفتیم هتلش، هتل قانوناً باید مشروب سرو کنند و غذاهای حرام، گفت من همه را حذف کردم. جلوی این قانون وایستادم اینجا، نه غذای حرام می‌آورم، گوشت حرام نیاوردم تا به حال، مشروب هم ندارم ظاهراً باید مشتری‌اش کم شود ولی شلوغ‌ترین هتل بود. خدا ببین با این چه کار کرده بود که مسیحی‌ها یهودی‌ها خارجی‌ها، همه دوست داشتند بیایند در هتل ایشان. حالا طرف می‌رود خارج دوست دارد هر گوشتی دلش می‌خواهد بخورد، دوست دارد صبح یخچال پر از مشروب باشد، شب هر چه بخواهد. گفت نه من اصلاً در این هتل. بعد الان عزت پیدا کرده، خدا به او عزت داده بود و آدم بزرگی شده بود. همه قبولش دارند، خارجی‌ها، خارجی‌ها که مسلمان نیستند می‌گفت برویم هتل ایشان. هر کس نسبت به دینش بخیل باشد، باج ندهد چه باج‌های فقهی چه باج‌های اخلاقی چه باج‌های اعتقادی، خدا عزیزش می‌کند. جلّ، بزرگ می‌شود خواری و خفت و غم و غصه احساس حقارت، بدبختی، تحقیر شدن زمانی می‌آید سراغ شما که شما این بخشت را له می‌کنی. به محض اینکه انسان از بخش انسانی‌اش می‌گذارد حقارت‌ها حمله می‌کند به او. تجاوزها و حقارت‌ها و خرد شدن‌ها و له شدن‌ها می‌آید در زندگی‌اش. مثل همان داستانی که برایتان تعریف کردم ۲۰ تایی که رفته بودند در کارخانه کار می‌کردند، سر ظهر در یک کارخانه رفتند نماز خواندند رئیس کارخانه دید که اینها سر کار نیستند، گفت از فردا هر کس نماز بخواند اخراج. ۱۲ نفر نمازهایشان را گذاشتند کنار. نماز نخواندند. ۸ نفر رفتند نماز خواندند. رئیس کارخانه آن ۱۲ نفر را اخراج کرد که نماز نخواندند گفت شما معلومه در دینتان خیلی شلید. این ۸ تا اعتقاد راسخ داشتند به دینشان، اینها دیگر خیانت نمی‌کنند، اینها دیگر ظلم نمی‌کنند، اینها دیگر از کار نمی‌دزدند، دینشان برایشان مهم است. این طوری آدم جلیل می‌شود بزرگ می‌شود. پس این خیلی مهم است که ما در دینداری‌مان احمال نکنیم، یعنی وقتی چیزی را می‌شنویم. قرآن چقدر قشنگ می‌گوید و انبیا، «خُذِ الکتاب بقوه» وقتی به شما دین را دادند دین را محکم بگیرید هی این ورش را نزن آن ورش را بزن اینجا و آنجایش را خراب کن، چیزی نمی‌ماند این طوری. محکم دینت را بگیر سفت رعایتش کن. سالم‌تر می‌مانی دنیایت سالم‌تر آخرتت هم سالم‌تر است. مسئله مهم ابدیت انسان است. آدم دینش را سفت نگه دارد دنیایش هم خوب نگذرد بله اشکال ندارد. آدم باید برای ابدیتش بها بپردازد. برای دینش باید بها بپردازد. پیش می‌آید خیلی وقت‌ها آدم چون دین‌دار هست باید یک سر مشکلات و محدودیت‌ها را تحمل کند درست هم است. شیرین است سلامت است، آرامش دارد، نظام ابدی‌اش هم سر جای خودش است.

فضیلت سعادت در حسن عبادت

در بعد شریعت نگویم در بُعد عبادت بگویم در بُعد عبادت فرمود، امیرالمؤمنین علیه السلام «فضیله السعاده حسن العباده» این که شما می‌بینید یک تعداد آدم‌ها در اجتماع فضیلت پیدا می‌کنند بزرگ می‌شوند، بزرگی حقیقی نه بزرگی توهمی، این به خاطر کیفیت عبادت‌هایشان است. اینها ذکر دارند نماز دارند قرآن می‌خوانند شراب می‌خورند. شراب می‌خورند قرآن شراب مؤمن است. وقتی کسی که شراب بخورد مستی هم دارد شادی هم دارد غفلت از غم و غصه دارد، نماز می‌خوانند واقعاً حسن العباده یعنی سرمایه‌گذاری می‌کنند. این وضویش را می‌خواهد بگیرد می‌گوید حالا بابا دعاهای وضو دیگر چیست، دعاهایش را که حذف می‌کند، در قبله در طهارت، در نجاست همینطور. نه وسواس، وسواس بنده شیطان است نه. همین حد شرعی‌اش که باید رعایت کند. خوب تمرکز بگیر، اذان، اذان را که حالا ولش کن، این هیچ چی، اقامه‌اش هم که حوصله‌اش را نداریم. بعد نماز را شروع می‌کند به خواندن اصلاً نمی‌فهمد چی دارد می‌گوید، نه با این کلمات آشناست نه رفته کار کند روی این کلمات. این روی این تک تک اپلیکیشن‌های تلفن همراهش رفته ساعت‌ها و ماه‌ها وقت گذاشته یاد گرفته تمرکز گذاشته مثلاً این تلگرام را یاد بگیرد، واتس آپ را یاد بگیرد، وایبر را یاد بگیرد، فلان برنامه را یاد بگیرد، تمرکز گذاشته درسش را یاد بگیرد ریاضیاتش را یاد بگیرد، زبانش را یاد بگیرد کامپیوترش را یاد بگیرد مغز گذاشته تمرکز گذاشته تا این را یاد بگیرد. بعد بگویی خوب شما برای الله اکبر چقدر کتاب خواندی، یک الله اکبر، الله همین خود الله‌اش کی است که اکبر است اصلاً چی؟ (بسم الله الرحمان و الرحیم)، اسم چیست؟ بسم الله چیست؟ اسم الله چیست؟ رحمان کیست؟ رحیم کیست؟ اصلاً ما این را جدی نگرفتیم. (الحمدلله رب العالمین) حمد چیست؟ چرا لله است؟ چرا الله رب العالمین است؟ رب یعنی چی؟ عالمین یعنی کی؟ به ما چه. به ما گفتند یک مشت جمله عربی که نمی‌فهمیم هیچ چی، بخوانید. واقعاً نماز این است این چه کار می‌خواهد بکند برای ما، بله همین صورت ظاهری نمازی که آدم می‌خواند بدون توجه به معنی از خیلی از جهنم‌ها آدم را نجات می‌دهد شرافت دارد به کسی که نماز نمی‌خواند و همین را رعایت نمی‌کند. از خیلی از جهنم‌ها و مشکلات و عذاب‌ها همین نماز به درد نخوره نجاتمان می‌دهد ولی قرار نیست که در این حد بمانیم. قرار است ما رشد بکنیم به شادی برسیم به آرامش برسیم، قرار است ما قوی شویم. خوب این نمازی که من غذایش را نمی‌خورم فایده ندارد. مزه دیگر ندارد این نماز. مثلی که یک دانه، شما این اطلاع را پیدا کردید یا نه، من در دوران سرطان خودم این طوری بودم، حالا مثلاً یک کسی سرما خورده، بو را استشمام نمی‌تواند بکند، می‌گوید غذا برایم مزه ندارد اصلاً حالم گرفته است. غذا به این خوشمزگی درست کرده می‌گوید انگار دارم کاه می‌خورم چون بویش را استشمام نمی‌کند که لذتش را ببرد. بو نقش مهمی دارد در لذت غذا. این نمی‌برد. یا چی؟ یک لاستیک بگذارند در دهن آدم، غذا را بجوی و بخوریش می‌گوید این چی شد، مزه دیگر ندارد.

اهمیت فهم و چشیدن لذت عبادت

ما الان یک ذره مزه تغییر کند می‌گوییم نه باید چاشنی بزنیم. سس ندارید، نمک بیاورید، آب لیمو بیاورید، سبزی بیاورید هی دنبال مزه هستیم، که چاشنی بزنیم این هی یک جوری خوشمزه شود برای ما. شکر، نمک این همه چاشنی، یک غذایی هم که اصل است می‌گوییم نه هر چقدر هم که گوشت است بابا، کیلوی خداتومان پول این گوشت را دادیم کبابش کردیم، می‌گوید نه اگر این گوشت چاشنی نداشته باشد به درد نمی‌خورد مزه نداشته باشد من نمی‌خورم. دنبال آن چاشنی هستیم. بعد به نماز که می‌رسیم نمازهای بی‌مزه، نمازهای بی‌فایده، کم فایده، رکوع‌های بی‌مزه، رکوع داستانی دارد خودش، قنوت یک عاشقانه‌ای است برای خودش. تکبیره الاحرام، اذان، اذان، اذان، جملاتش فوق‌العاده است مست می‌کند آدم را اقامه، ولی چون ما احمال داریم این لذت‌ها نمی‌آید سراغ ما. ما دنبال این نیستیم که نماز بخوانیم، برویم کارگاه نماز، ما کارگاه نماز داریم بگوییم آقا من بروم یک هفته یک ماه یک اردویی کارگاه نماز، نه نظام معرفتی نماز، نظام معرفتی نماز را در سی دی نماز توضیح دادیم. آن واجب است که آدم بفهمد این نماز یعنی چی. خیلی خوب، ولی کارگاه نماز، کارگاه نماز مثل کارگاه نجاری، کارگاه خیاطی و رانندگی، الان به قول معروف می‌گویند اگر کسی می‌خواهد رانندگی یاد بگیرد ده جلسه برود کارگاه، آموزشگاه یاد بگیریم نماز را چطوری بخوانیم. ما حتی اردو هم که گذاشتیم برای بحث معرفتی ۳۰۰ نفر اردو آمدند وقتی می‌گفتیم بیایید در حسینیه که کارگاه بشود از این ۳۰۰ نفر ۲۰۰ نفرشان می‌رفتند می‌پلکیدند در اردوگاه، ۱۰۰ نفرشان می‌آمدند کارگاه، کارگاه اصل است. شما باید بنشینی اینجا تمرین کنی ذکر را باید چطوری بگویی که آن مزه را داشته باشد. فضیلت السعاده حسن العباده، برتری آدم‌ها به کیفیت عبادتشان است. نگو چرا فلان آیت الله چرا فلان مقام فلان کس فلان کس، اینقدر رشد کرده، رشد کرده زحمت کشیده، کار نیکو کردن از پر کردن است. با کیفیت کار کرده به آن درجات رسیده. پس این نکته یادمان نرود «من احمل العمل بطاعه الله ظلم نفسه» اگر کسی کوتاهی کند در طاعت الهی در دستورات خدا سهل‌انگاری بکند به خودش ظلم کرده، ظلم به خودش یعنی خودش را تحقیر کرده خودش را غصه‌دار می‌کند خودش را زودرنج و حساس می‌کند خودش را بدبخت می‌کند زندگی زناشویی‌اش خراب می‌شود زندگی با بچه‌اش خراب می‌شود کار اقتصادی‌اش خراب می‌شود. کار اجتماعی‌اش خراب می‌شود همه چی خراب می‌شود طاعت خدا اگر آمد همه چیز سر و سامان پیدا می‌کند.

والحمدلله رب العالمین.

خلاصه

جملات ناب

  • هر کس در طاعت الهی کوتاهی کند، به خودش ظلم کرده است.

  • ساختار وجود انسان و جهان، کاملاً ریاضی و منظم است و هرگونه بدرفتاری با آن، عکس‌العمل نشان می‌دهد.

  • روح انسان نیز، مانند جسم، دارای ساختاری ریاضی و نظمی بی‌نهایت پیچیده است که برای رسیدن به سعادت، نیازمند رعایت قوانین الهی است.

  • خداوند برای آرامش و سعادت جسم و روح ما در دنیا و آخرت، فرمول‌ها و قواعدی را در قالب احکام، اخلاق و عقاید، توسط قرآن و اهل بیت (ع) عرضه کرده است.

  • طاعت، یعنی پیروی از فرمول‌ها و قواعدی که برای سعادت ما عرضه شده‌اند؛ هر چه بیشتر طاعت کنیم، عاقلانه‌تر عمل کرده و به نفع خودمان گام برداشته‌ایم.

  • قوانین الهی آنقدر دقیق و ریاضی هستند که پیش از خلقت انسان وضع شده‌اند تا انسان هرگز بی‌برنامه و سردرگم نباشد.

  • کوتاهی در انجام وظایف دینی، مانند سهل‌انگاری در رعایت قوانین یک سفر مهم، به خودمان آسیب می‌رساند و عواقب جبران‌ناپذیری دارد.

  • باید اصول و قواعد ذکر گفتن و نماز خواندن را آموخت تا این عبادات بتوانند اثر واقعی خود را در روح و زندگی ما بگذارند.

  • فهم عمیق اذکار الهی مانند “الحمدلله”، “سبحان الله” و “لا اله الا الله” می‌تواند انسان را از حسادت، حقارت، غم و اضطراب رها کرده و به استحکام شخصیتی برساند.

  • اگر در زندگی ما، بخش فوق عقلانی و مسائل دینی اصالت نداشته باشند و در اولویت‌های چندم قرار گیرند، عبادات ما نیز بی‌اثر خواهند بود.

  • ظلم به نفس، یعنی دست کم گرفتن قوانین دقیق ریاضی خدا و نادیده گرفتن “که چی” و “حالا ولش کن” در برابر دستورات الهی.

  • کسی که در دینش بخیل باشد و از آن مایه بگذارد، یعنی در هیچ شرایطی از اصول دینی خود کوتاه نیاید، عزت و جلالت پیدا می‌کند.

  • عزت، شخصیت و بزرگی حقیقی زمانی به دست می‌آید که انسان در دینداری خود محکم و استوار باشد و از آن باج ندهد.

  • فضیلت سعادت و بزرگی حقیقی انسان‌ها در اجتماع، به کیفیت عبادت‌هایشان بستگی دارد.

  • نماز و عباداتی که بدون فهم و چشیدن لذت معنوی انجام شوند، هرچند از بسیاری از مشکلات نجات می‌دهند، اما ما را به رشد و آرامش واقعی نمی‌رسانند.

  • برای رسیدن به شادی، آرامش و قدرت درونی، باید به عمق و معرفت عبادات توجه کرد و برای فهم آن‌ها تلاش نمود.

  • سهل‌انگاری و کوتاهی در طاعت الهی، به تمام جنبه‌های زندگی انسان، از جمله روابط زناشویی، تربیت فرزندان، کار اقتصادی و اجتماعی آسیب می‌رساند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه